همین لحظه بهترین زمان برای شروع است - صفحه 57 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1634 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    پرستو گفته:
    مدت عضویت: 514 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    خدایی که همه چیزم از آن اوست

    سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته ی نازنین و دوستان خوبم در سایت ….

    خداروشکر امروز‌ روز فوق العاده عااالی داشتم فقط فایل گوش دادم و نکته برداری و این فایل بی نظیر هم برای چندمین بار گوش دادم و بازم طبق معمول نکته های جدید از این فایل گرفتم …..

    چی میشد من چند سال پیش با استاد عباسمنش آشنا میشدم تا خودم رو غرق وام نمی کردم و هر ماه استرس و نگرانی پرداخت قسطهاشو نداشتم …و به طرز عجیبی هم اون وام ناپدید میشد انقد که بی برکت بود ….اما خب برای عضو سایت استاد هم باید تکاملم رو طی میکردم شاید اگه وارد دوره های استادای قبل ایشون نمیشدم هرگز با استاد عباسمنش آشنا نمیشدم …..خدارو شکر که در مدار ایشون قرار گرفتم و خدا اجازه ی ورود به سایت ایشون رو به من داد….

    اما چندتا نکته از فایل استاد رو من اینجا مینویسم که هم‌ یادآوری بشه برای خودم هم ردپای من در این فایل باشه…..البته من داخل دفترم همه ی نکته ها رو یادداشت کردم اما خب تکرار آگاهی های فایلهای استاد همیشه باااید باشه هر چقدر تکرار بشه بازم کمه …..

    طی کردن تکامل طبق قانون جهان هستی … هر چیزی باید تکاملش طی بشه تا بتونی به موفقیتهای بزرگ دست پیدا کنی ….هیچ چیزی یه دفه به وجود نمیاد خداوند هم جهان رو یه دفعه خلق نکرد و زمان داشت برای خلق جهان … هر چیزی روند داره و باید روند تکاملیش طی بشه….

    با کمترین سرمایه ای که داری کسب و کارتو شروع کن و هرگز دنبال قرض گرفتن پول و وام نباش چون بدهی داشتن نگرانی و ترس و استرس میاره و داشتن استرس و نگرانی باعث به وجود اومدن اتفاقات و مشکلات میشه ….پس با سرمایه ی کم اما برای خودت باشه تا با خیال راحت و بدون ترس و نگرانی و با ذهنی اروم کارتو شروع کنی و تکاملتو طی کنی…..

    ایمان به خدا و آرامش ذهنی نه تنها می‌تواند به شما در مواجهه با چالش‌های زندگی کمک کند، بلکه می‌تواند راه را برای موفقیت‌های بزرگ‌تر هموار کند.

    وقتی به خدا ایمان دارید، باور اینکه هر اتفاقی در زندگی‌تان بخشی از یک نقشه بزرگتر است، به شما اطمینان می‌دهد. این اعتماد می‌تواند آرامشی به ارمغان بیاورد که از آن، فرصت‌های نو برای موفقیت پدیدار می‌شوند….

    هرگز دسته چک نگیریم چون داشتن دسته چک باعث میشه لیاقت داشتن چیزی نداشته باشیم، چک به معنای اینه که من میخوام چیزی رو بگیرم که فعلاً لیاقتش رو ندارم، فعلاً پولش رو ندارم و حساب می کنم که شاید یه روزی پولشو داشته باشم……داشتن دسته چک میتونه وابستگی مالی و بانکی ایجاد کنه این وابستگی ممکنه فرد رو در چرخه ای از بدهی ها و تعهدات مالی قرار میده که از احساس لیاقت و‌استقلال شخص می کاهد…..

    وقتی برای کسب و کارم تکامل جهان هستی رو طی کنم و هیچ عجله ای برای برآوردنش نداشته باشم و ذهنی اروم داشته باشم جهان هم روی خوشش رو به من نشان خواهند و به موفقیتهای بزرگ دست پیدا میکنم …..و ایده ها و راهکارهای جذاب در مسیر من قرار میگیره ….

    ذهن آرام سودها و ایده های جذاب رو به ما نشون میده ….

    خدایا، شکرت به خاطر این روز فوق‌العاده که پر از آگاهی‌های ناب بود. هر لحظه از این روز با دانش و بینش جدیدی همراه بود که قلب و ذهن ما را به سوی بهتر شدن هدایت کرد. از تو سپاسگزارم که هر روز به ما فرصتی می‌دهی تا بیشتر بیاموزیم، بیشتر رشد کنیم و بهتر بفهمیم. برای همه این نعمت‌ها و تجربیات غنی، تو را شکر می‌کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    زهرا محمد خانی گفته:
    مدت عضویت: 1292 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    خودت بگو بنویسم ارزشمند باشه

    خداجونی برای عشق بینهایت لحظه به لحظه ات شکر

    چیزی که فهمیدم. ارامش زهنی خیلی مهمه ‌

    وقتی ارامش زهنی داری همه کارهات روی روالن به خوبی انجام میشه بدنت سالمی داری وخیلی چیزای دیگه

    و اینکه من توی روابط ترمز دارم دوس دارم عشق بیشتری بکشم عزت نفسم پایینه

    وبه اسونی میره تو ترسهای زیاد الکی

    والبته قدرتم برای شوق دادن به خودم خیلی بهتر شده

    برای کنترل زهنم برای کنترل حسادت ها وترسهام

    و بازم نیاز به بهبود هست

    ولی درس تکامل خیلی زیباس رب پله پله جهانو زیباتر میکنه

    واین باور که قبلا اشتب بوده والان درسته نداره

    همیشه در حال رشد بهبود جهانشه

    وهمیشه براش ارزشمنده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    منیر گفته:
    مدت عضویت: 1971 روز

    به نام خدا

    عرض سلام خدمت استاد عزیز و اعضای سایت

    استاد بابت این فایل ارزشمند ازتون سپاسگزارم بابت این فصل از روز شمار زندگی من که با یاری خداوند متعهد شدم تا پایان ادامش بدم .

    همه چی یه شبه بوجود نیومده که بخواد یهو تغییر کنه هر چیزی تکامل میخواد یه جنین انسان باید 9 ماه در شکم مادرش سپری کنه یعنی تا وقتی اعضای بدنش شکل نگرفته نمیتونه وارد این دنیا بشه بعد که به دنیا میاد برای حرف زدن باید تکامل طی کنه واسه راه رفتن باید تکامل طی کنه واسه غذا خوردن باید تکامل طی کنه بعدها برای یادگیری و آموزش بازم باید تکامل طی بشه و این روند ادامه داره و در کل تمام مسیر زندگی از تکامل های پی در پی شکل گرفته واسه اینکه یک روز بگذره باید 24 ساعت بگذره و یک ساعت از دقیقه ها و ثانیه ها بوجود میاد و هر ساعتی اوقاتی از روز و شب رو بوجود میاد و در کل قرن ها از طی شدن سالها و سالها از گذشتن ماه ها و هر ماه از گذشتن روزها بوجود میاد یک درخت تنومند در ابتدا یک نهال کوچک بوده که با گذشت سالها و استفاده از خاک و نور و آب به یک درخت تنومند تبدیل شده

    یه پیر با تجربه ، مراحل کودکی و نوجوانی و جوانی و میانسالی با تموم تجربه های خوب و بد رو گذرونده تا به این مرحله رسیده

    کسب و کارهای بزرگ در ابتدا از مراحل خیلی پایین و درآمدهای پایین تر شروع کردن و رشد کردن و گسترش پیدا کردن که اینا همش نیاز به تکامل دارن.

    در دنیا همه چی به طور طبیعی در حال طی کردن تکامل هستش و تکامل طی کردن یعنی رشد کردن، تجربه کسب کردن، مهارت به دست آوردن ، پیشرفت کردن و وقتی بخای تکامل رو دور بزنی در واقع از سر میخوری زمین و هیچ پیشرفتی نمیکنی که هیچ ، بلکه پسرفت هم میکنی وقتی بخوای یه کسب و کار راه بندازی و به جای اینکه از داشته های الانت کارتو استارت بزنی بیای با وام و قرض اینکارو بکنی مثل یه نوزاد تازه به دنیا اومده میمونه که بخوای به جای شیر مادر بهش از همون اول غذا بدی نتیجه چی میشه باعث خفه شدن نوزاد میشی .

    همیشه ایده ها به ذهنی که آرامش داره الهام میشه و کسی که خودشو درگیر وام و قرض میکنه ذهنش همیشه درگیر چگونگی هست که چطور و از چه راهی قرض ها شو پرداخت کنه و این یعنی ما به خدا ایمان نداریم که رزاق هستش و خودمون رو درگیر چطور و چگونه پرداخت وام و قرض میکنیم و در این بین همیشه ترس و نگرانی در وجودمون هست و چون تمرکزمون روی ترس و نگرانی هستش فرکانس هایی از همون جنس رو به جهان ارسال میکنیم و جهان هم شرایط و اتفاقات از همون جنس همون نگرانی و ترس های بیشتر رو وارد زندگیمون میکنه ما باید برای اینکه به درآمد 100 میلیون برسیم قبلش درآمد ماهی 50 میلیون باید واسمون طبیعی شده باشه و یه روند عادی باشه بعد اینقدر مهارت کسب کنیم که بتونیم طی یکسال یا دو سال اون درآمد رو دو برابر کنیم ولی کسی که بخواد از درآمد ماهی 2 میلیون یه شبه به ماهی 100 میلیون برسه و هیچ ایده و مهارتی کسب نکنه این یعنی بدون تکامل میخاد افزایش درآمد داشته باشه که عملا نمیشه چون برای رسیدن به ثروت باید روی باورهامون کار کنیم مهارت کسب کنیم با تمرین و تکرار مهارت هامون رو ارتقا بدیم ارزش ایجاد کنیم و از طریق ایجاد ارزش در اون کاری که انجام میدیم به درآمد برسیم و ثروت ایجاد کنیم .

    خدایا شکرت بابت حضور در این سایت و آگاهی هایی که از طریق استاد به ما میرسه

    خدایا مارو به راهی هدایت کن که هر چیزی رو در زمان مناسب بهش برسیم راهی که تکامل رو با لذت بردن از تک تک لحظه های زندگی سپری کنیم که بعد از تکامل جریانی از آگاهی ها ، نعمت ها ، ثروت ها ، سلامتی و روابط عالی رو تجربه کنیم الهی آمین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    محمدصادق امام بخش زاده گفته:
    مدت عضویت: 1849 روز

    به نام خدای مهربان

    آنچه من از این فایل یادگرفتم این هست که همه چیز در این جهان بر اساس قانون تکامل هست و دارای یک روند.

    درخت یک شبه رشد نمیکنه، خورشید یک دفعه طلوع نمی‌کنه یک دفعه غروب نمیکنه. عضلات یک شبه بوجود نمی‌آیند. لاغری یک دفعه اتفاق نمی‌افته. چاقی یک دفعه اتفاق نمی‌افته. ثروتمند شدن یک شبه اتفاق نمی‌افته. فقیر شدن یک شبه اتفاق نمی‌افته. همه چیز دارای یک روند هست. بنابراین در بحث ثروت هم باید روند طی بشه. یعنی باید مهارت کسب ثروت بدست بیاد و باورهای‌ درست شکل بگیره. اینکه فکر کنیم برای ثروتمند شدن نیازمند یک سرمایه بالا هستیم باور غلطی هست. چون فکر میکنیم باید یا وام بگیریم یا قرض کنیم تا سرمایه ای بدست بیاد و بعد کار رو شروع کنیم. در حالی که مسیر ثروتمند شدن این هست که با هرانچه که داری باید کار را شروع کنی و مهارت تبدیل یک تومان به دو تومان رو یاد بگیری و بعد همینطوری رشد کنی تا بتونی صد میلیون رو بکنی دویست میلیون تومان. افرادی که ثروتمند هستند و درامدهای بالایی دارن روز اول این درامد و ثروت رو نداشتن اونها هم از همین یک تومان دو تومان شروع کردن و کسب و کارشون رو رشد دادن. استاد عباس منش که الان بسیار ثروتمند هست از بچگی شانسی میفروخته مغازه تعمیر رادیو تلوزیون داشته کلوپ بازی رایانه‌ای داشته در شرکت نفتی کار میکرده و الان داره آموزش میده و روندها و مهارت‌های ثروتمند شدن رو کسب کرده که الان در این جایگاه هست یک شبه بوجود نیومده. بیل گیتس یک شبه وجود نیومده. مارک زاکربرگ یک شبه ثروتمند نشده، جف بزوس و ایلان ماسک هم همینطور. خود ایلان ماسک در بچگیش بازی درست میکرده میفروخته بعد بزرگ تر شده رفته جاهای مختلف کار کرده بعد کامپیوتر دار شده رفته شروع کرده به درست کردن برنامه ای به نام زیپ 2 بعد فروختش بعد رفته پی پل رو زده رشدش داده فروختش بعد تسلا بعد اسپیس اکس و همینطوری ادامه داده که الان شده ایلان ماسک با این همه ثروت و نعمت. روند رو طی کرده. خوبی روند طی کردن این هست که مثل آمپول زدن نیست که دو روز آمپول نباشه همه چیزت از بین بره، نه اگه روند ثروتمند شدن رو طی کنی و درس هایی که موقعی که سرمایه نداری رو یادبگیری و باهاش پول بسازی و مهارت های دیگه اینها بهت کمک میکنه که کسب و کارت بی‌انتها رشد کنه و با بوجود اومدن یک سری مسائل در کسب و کار شکست نخوری.

    بنابراین چیزی که من یاد گرفتم این هست که باید تکامل هر کاری رو طی کرد و مهمترین باور این هست که همین لحظه با همین امکانات کنونی بهترین زمان برای شروع کردن و پیشرفت کردن هست. همین امکاناتی که داری بهترین شرایط برای شروع کردن هست باور کن اینو تا راهکارهاش بهت گفته بشه که باید چی کار کنی.

    نکته دیگه هم این هست که مواردی مانند چک کشیدن، وام گرفتن، نزول گرفتن یعنی وارد شدن به مدار بدبختی.

    اگه وام بگیری باید درصد زیادی سود بدی و مهارت های ثروتمند شدن رو هم بلد نیستی فکر میکنی سرمایه زیاد کسب و کار خوبی رو بهت تحویل میده و نمیتونی درست کار کنی و بدبخت میشی.

    اگه چک بکشی داری روی چیزی که نداری حساب میکنی و در اضطراب و استرس هستی برای بازپرداخت اش و آرامش نداری و زمانی هم که آرامش نداشته باشی طبق قانون جذب نگرانی و استرس و اضطراب مانع ایده ها و افکار پولساز هست و فکرت درست کار نمیکنه بنابراین از ثروت دور و دورتر میشی

    نزول هم که بدبختی اعظم هست، چون هم پولت رو از دست میدی و هم چون گرانی چطور پول طرف رو بدم همون جنس رو ارزون تر میفروشی و اون جنس رو هم از دست میدی. از هر دو طرف بازنده میشی.

    بنابراین همین لحظه و همین امکانات را بهترین زمان و بهترین مکان برای ثروتمند شدن بدونیم.

    الان من خودم چطور میتونم از این اگاهی برای خودم استفاده کنم؟

    من داشتن کسب و کار خودم رو شروع کردم. چند سال هست فری‌لنس کار میکنم و تولید محتوا هم انجام میدم و آموزش میدم.

    از همون امکاناتی که داشتم شروع کردم. با بهبود باورهام به سمت ایده هایی هدایت شدم که از همون مهارت‌هایی که داشتم دارم ثروت ایجاد میکنم. ورودی مالی ایجاد شد. از همون کامپیوتری که داشتم و مهارت‌هایی که کسب کرده بودم در حوزه‌ی لینوکس شروع به آموزش دادن انچه یادگرفته بودم کردم. چون فایل‌های استاد رو بارها و بارها شبانه روزی گوش داده بودم کلی باور ثروت ساز ایجاد شده بود که به من ایده میداد چه فایلی بساز چه ایده ای رو اجرا کن چه کارهایی رو بکن. خیلی هاش رو پشت گوش انداختم و اجرا نکردم ولی یک سری هاش رو هم اجرا کردم و نتیجه خوب ازش گرفتم. مثلا آموزش ترمینال لینوکس رو اماده کردم و منی که تا به حال ویدیو آماده نکرده بودم صاحب چند هزار بازدید در طول زمان شدم از همون ویدیو های اولیه که برای کسی که کار نکرده تا به حال آمار خوبی بود.

    الانم همین باورها میتونه بهم کمک کنه که بهتر کار کنم، همین امکاناتی که دارم، همین مهارتی که دارم، همین آگاهی‌هایی که بهشون دسترسی دارم، همین هوش مصنوعی‌ای که هست، همین امکاناتی که با ورودی مالی تهیه کردم همین‌ها + باورهای خوب ثروت ساز بیشتر و بیشتر و عزت نفس میتونه سوخت من باشه برای پیشرفت های بیشتر.

    پس همین امکاناتی که الان دارم و همین میزان پولی که ساختم و همین شرایطی که الان درش هستم بهترین شرایط برای پیشرفت کردن هست و باید روی خودم کار کنم و ایده‌ها رو عملی کنم. به این شکل هست که روندش طی میشه.

    عاشقتونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    Fateme Falahat گفته:
    مدت عضویت: 540 روز

    به نام خدای عاشقی که هر لحظه از عمق وجودمون زمزمه می‌کنه و میگه

    بلند شو وقتشه همین لحظه بهترین لحظه‌ست

    سلام به استاد عزیزم جناب آقای عباسمنش

    و سلام به همه‌ی همراهان این مسیر نور و آگاهی

    این فایل فقط یک جمله‌ی انگیزشی نبود

    یک پیام آسمانی بود

    یک تلنگر عاشقانه از طرف خدایی که همیشه منتظر یک حرکت از طرف ماست

    و این بار انگار داشت با صدای بلند فریاد می‌زد

    همین حالا وقتشه

    وقتی استاد از اون لحظه‌ی تصمیم گفتند

    از دل کندن از مسیر قبلی

    و شنیدن ندای درون

    تمام وجودم پر از یه حس خاص شد

    حس کردم اون صدایی که همیشه در قلبم می‌گفت فاطمه بلند شو

    اون صدای شما بود که بعد این آگاهی به گوشم رسید

    من بارها اون صدا را شنیده بودم

    اون نشانه‌ها را دیده بودم

    اما ترس شک وابستگی نگذاشته بودند حرکت کنم

    اما حالا

    دیگر صبر نمی‌کنم

    حالا فهمیدم که شروع واقعی فقط یک قدم کوچک می‌خواد

    در لحظه‌ای که به خدا اعتماد کنیم

    و در این مسیر روشن خدا بزرگ‌ترین نعمت را کنارم گذاشته

    همسر نازنینم

    همسری که فقط یک همراه نیست

    بلکه یک ایمان زنده است

    یک معجزه است که خدا با عشقش سر راهم گذاشت

    مردی که با نگاهش با حرف‌هایش با آرامشش

    یادآور بودن خداست

    کسی که هر وقت تردید داشتم با صدای محکم و مهربانش گفته

    “فاطمه خدا همراهمونه ادامه بده

    و وقتی استاد از پسرشون گفتن

    از اینکه چطور اجازه می‌دن خودش تجربه کنه

    خودش انتخاب کنه

    خودش با واقعیات روبه‌رو شه

    تا خودش رو بسازه

    حس عجیبی در دلم شکل گرفت

    یاد گرفتم که اعتماد واقعی یعنی حتی به عزیزترین‌مون هم یاد بدیم

    که قدرت درونش کافیه

    که خودش خالقه

    و این نگاه رو باید اول در خودمون زنده کنیم

    که هیچ‌کس مسئول زندگی ما نیست

    جز خودمون

    و این عمیق‌ترین عشقیه که می‌تونیم به خودمون و دیگران هدیه بدیم

    استاد عزیز

    شما به ما یاد دادید که ایمان یعنی جرئت

    که شروع یعنی اعتماد

    یعنی ساختن خودمون با کمک باورهایی که از نور الهی سرچشمه می‌گیره

    و من با تمام وجود این مسیر رو با عشق ایمان و لبخند ادامه می‌دهم

    من فاطمه‌ام

    دختری که به لطف عشق مردی به نام فرشاد

    و هدایت‌های روشنگرانه‌ی شما استاد عزیزم

    یاد گرفته خودش معجزه‌ی خدا باشه

    و حالا هر روز

    با تمام باورش

    یک من تازه می‌سازه

    که بوی نور می‌ده

    بوی ایمان

    بوی خدا

    آیه روزم

    أَمَّنْ یَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ وَ مَنْ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّـهِ قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ

    آیا (معبودهای آنان بهترند، یا) آن که آفرینش را آغاز کرد و دوباره (در قیامت،) آن (آفرینش) را دوباره تکرار خواهد کرد و آن که از آسمان و زمین به شما روزی می‌دهد؟ آیا همراه «الله»، خدایی وجود دارد؟ بگو: اگر راست می‌گویید، دلیل خود را بیاورید.

    نمل-64

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    مریم دستجردی گفته:
    مدت عضویت: 2144 روز

    به نام نامی دوست که هرچه داریم از اوست.

    همین لحظه بهترین زمان برای شروع است

    وقتی زندگی نامه بیل گیتس رو خواندم روند تکاملی که استاد گفتند رو بهتر درک کردم.

    فردی که از همان کودکی عاشق فکر کردن بوده و از به چالش کشیدن خودش لذت می‌برده( خارج شدن از منطقه امنش در واقع مدام به فکر تغییر بوده) مثل خواندن دانشنامه به طور کامل در 7سالگی یا نوشتن با دست مخالف

    او باور داشته روی هرکاری تمرکز کند می‌تواند انجامش بده. به پشتوانه باور این چنینی می‌توانسته دنبال جواب سوالاتش باشه اگه فکر می‌کرد نمی‌شه هیچ وقت حرکت می‌کرد؟

    وقتی با تضادی روبرو می‌شده دنبال راه حلش بوده نه که کلا ناامید و بیخیالش بشه. پس با حل هر تضاد و یادگرفتن درس هاش درهایی از نعمت و فراوانی را به روی خودش بازمی‌کرده.

    بهایی که او برای رسیدن به هدفش پرداخت کرده انرژیش و زمان بوده او از وقت و انرژیش در جهت یادگیری کاری که بهش علاقه داشته و داره در هر بره از زمان استفاده کرده.

    مثل

    زمانی که اولین بار با تله تایپ در مدرسه آشنا شد تمام وقت آزادش را در اتاق کامپیوتر می گذراند. او همه ی کتابچه های راهنمای کامپیوتر را مطالعه کرد و زبان کامپیوتر از جمله بیسیک را آموخت.

    وقتی بیل سیزده ساله بود، اولین برنامه کامپیوتر را نوشت. این برنامه برای بازی ((ایکس – ا )) به کار می رفت.

    او توانایی و مهارت استفاده از آنچه که دارد (نعمت‌هاش مثل دانشش) در جهت رسیدن به خواسته‌اش را کسب کرده. کلید حل کردن تضادها و به جلو حرکت کردن هم همین هست.‌

    چرا بیل گیتس شد بیل گیتس؟‌ تا آنجا که من متوجه شدم به خاطر این ویژگی‌هایی بوده که کسب کرده. وقتی زندگی نامه‌اش را خواندم دیدم او هم می‌توانسته بهانه‌های مختلف بیاره مثل خیلی های دیگه و حرکت نکند مثل زمانی که خانواده‌اش گفتند هزینه استفاده از ساعات کار کردن با کامپیوتر رو خودش باید بپردازه ان موقع 8 دلار بوده ( بچه مدرسه ای بوده مریم یادت باشه. )و با آن می‌شد 66 کتاب تصویری خرید.

    پس با دوستاش کاری پیدا کرد.

    موسسه مرکزی کامپوتر در سیاتل به تازگی بازشده بود که در آن موسسه یک کامپیوتر بزرگ قرار داشت. در آن زمان افراد کمی دانش کامپیوتر داشتند و آن را می فهمیدند.

    بنابراین موسسه کامپیوتری با بچه های باهوش مدرسه ی لیک ساید قراردادی بست. بچه ها می توانستند از کامپیوتر به صورت رایگان استفاده کنند، در صورتی که بتوانند اشکالات برنامه های موجود در کامپیوتر را پیدا کنند. این کار برای بیل و دوستانش مثل این بود که در بهشت باشند.کامپیوتری به ارزش میلیون ها دلار تحت کنترل آن ها بود.

    بچه ها باید پس از پایان ساعت اداری در شب ها و تعطیلات آخر هفته که کارکنان به کامپیوتر نیاز نداشتند، روی آن کار می کردند. بیل که در کلاس هشتم درس می خواند، بعد از مدرسه سوار اتوبوس می شد تا به موسسه برود. او و دوستانش بسیاری از شب ها تا نیمه شب در آنجا کار می کردند.

    سال بعد، موسسه مرکزی کامپیوتر منحل شد. اما بیل در پانزده سالگی همراه یکی دیگر از برنامه نویسان مدرسه لیک ساید( پل الن )وارد بازار کار شد….

    برنامه ای کامپیوتری نوشتند و نام آم را ((ترافو دیتا)) گذاشتند.

    این برنامه جریان ترافیک را در سیاتل اندازه می گرفت. آنها از فروش این برنامه 20000 دلار به دست آورند.

    بیل گیتس در سال های اول دبیرستان بود که کار برنامه نویسی دیگری از طرف مدرسه اش به او پیشنهاد شد

    نوشتن برنامه زمان بندی کلاس ها با دست، کاری پیچیده بود. بعضی از آموزگاران سعی کردند با کامپیوتر برنامه ای زمان بندی شده بنویسند، اما وقتی نتوانستند این کار را انجام دهند از بیل و همکلاسی اش کمک خواستند. آن ها در ازای نوشتن برنامه، به اندازه 5000 دلار به صورت رایگان از کامپیوتر استفاده کردند.

    در سال 1974 در دانشگاه هاروارد تحصیل رو شروع کرد.

    در سال 1975 دیدن مقاله ای با عنوان کیت مینی کامپیوتر برای اولین بار در جهان این فکر را در سرش انداخت که

    نرم افزاری برای آلتیر 8800 بنویسند که خود این کار با چالش‌هایی همراه بود. بیل گیتس و پل الن اولین زبان برنامه نویسی میکرو کامپیوتر را نوشته بودند و با شرکت میتس قرار داد بستن.

    و ترک کردن دانشگاه و تاسیس شرکت میکروسافت به همراه پل الن.

    کی دانشگاه رو ترک می‌کند؟

    وقتی که احساس کرد این محیط چیز زیادی بهش اضافه نمی‌کند و رویاش‌ پیشرفت شرکتش میکروسافت هست.

    1980: قرارداد بزرگ آی بی ام با میکروسافت

    کمپانی آی بی ام تصمیم گرفت کمپانی کوچک میکروسافت را استخدام کند تا زبان برنامه نویسی و سیستم عامل را برای کامپیوترهای کوچک و شخصی آی بی ام بنویسدتقریبا یک سال کار کرد تا برای آی بی ام نرم افزار تولید کند و در سال 1981 آی بی ام اولین میکرو کامپیوترش را به بازار عرضه کرد.پس از مدتی کوتاه، سایر کمپانی های سخت افزار از کامپیوترهای شخصی آی بی ام کپی برداشتند. به این ترتیب، میکروسافت می توانست نسخه های ام اس داس را به همه ی این کمپانی ها نیز بفروشد.

    میلیاردر شدن بیل گیتس

    شرکتش رو به صورت سهامی عام درآورد و سهام میکروسافت با سرعت زیادی فروخته شد. تا سال 1987 ارزش سهام آن قدر بالا رفت که بیل میلیاردر شد.

    بیل گیتس با طی کردن روند تکاملش با باورهای درست که نسبت ثروت داشت، با دانشی که کسب کرده بود. توانست بشود یک آدم ثروتمند نه خوش شانسی و نه هیچ چیز دیگه‌ای.‌

    پس مریم تو هم‌ می‌توانی یک آدم ثروتمند بشی به شرطی که روند تکاملت رو طی کنی در درک قوانین کیهانی و عمل به آنها هیچ کس یک شب به 100 نرسیده در عرض یک سال میلیاردر نشده پله پله قدم قدم پول ساخته تا به این جا رسیده میشه این روند با سرعت بیشتری سپری بشه اما بازهم می‌گم همه چی به باورهای ت درک تو و عملت به قانون به خصوص تکامل بستگی دارد. مریم وقتی تو می‌خواهی پیشرفت کنی جهان دست به دست هم می‌ده تا تو پیشرفت کنی چون جهان خواهان پیشرفت هست. نگاه کن رفتن به مدرسه که کامپیوتر داره و افرادی ( دستهای خداوند) که در جهت رسیدن به هدفش در زمان های مختلف به کمکش آمدند.

    یاحق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    حسام علیپوریان گفته:
    مدت عضویت: 808 روز

    سلام و درود فراوان

    سعی کردم به گذشته خودم نگاه کنم و ببینم کجاها بوده که منتظر موندم تا اتفاق خاصی بیافته و بعد یه حرکتی رو شروع کنم و دیدم خیلی وقتا همینطوری عمل کردم

    مثال خیلی ساده درباره ورزش کردن

    من ورزش فوتسال انجام میدم و گروهی هست خیلی وقتا منتظر میموندم که دوستانم بهم زنگ بزنن و بریم سالن گاهی وقتا زنگ میزدن گاهی هم نه

    یه روزی که خیلی مشتاق بودم که سالن برم و انرژی زیادی هم داشتم بازم که فوتسال بازی کنم کسی بهم زنگ نزد و خودم هم که پیگیر شدم دیدم کسی پایه نیست یا وقت ندارن

    از اونجایی که خیلی شوق داشتم یه حسی به من گفت دل رو بزن به دریا وسایلت رو بردار و برو فلان سالن شاید کسایی باشن که بتونی باهاشون بازی کنی

    وسایل رو برداشتم و رفتم سالن تا رفتم داخل یه گروه داشتن بازی میکردن که یه یارشون مصدوم شده بود و به من گفتن آقا بازی میکنی گفتم آره چرا که نه و با سر دویدم تو زمین

    این اتفاق اون روز که بدون هیچ تماسی و دعوتی پاشدم و رفتم نه تنها فوتسال بازی کردم و خیلی هم چسبید بلکه باعث شد بچه های این گروه شماره تماس ازم بگیرن و گفتن هر هفته همین موقع بیا ما خوشحال میشیم بیایی بازی کنیم

    نمونه این مثال رو استاد عزیز شاید تجربه کرده باشن

    خلاصه اینکه همین الان بهترین فرصت برای شروع هست رو با نگاه به گذشته بیشتر و بیشتر درک میکنم و این جمله قدیمیا به ذهنم میاد از تو حرکت از خدا برکت

    پاشو برو کاری نداشته باشه درست میشه تو فقط برو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    اکرم گفته:
    مدت عضویت: 463 روز

    له نام‌ خدای مهربان

    باسلام خدمت لسااد عزیزن خانم شایسته ودوستانم

    روز ششم از روز شمار تحول زندگی می

    به لطف خدای متعال من هم دارم تکاملم رو طی میکنم الان که‌ توی سایت داشتم رد پاهای خودم رو میخوندم دیدم که من هم این روند رو دارم طی میکنم

    اول از همه در بحث خداشناسی اوایل که عضو سایت بودم فکر میکردم که این دیگه انتهای شناخت خداونده ورابطه عالی من با خدا شکل گرفته اما الان میبینم که هر روز دارم به خدا نزدیکتر میشم واین رو از احساس آرامش عمیقی که دارم می‌فهمم و حفظ حال خوبم حتی در شرایط بد نشون دهنده این رونده ومن که الان عاشق این خدام

    بعد هم دارم تکاملم را از نگاه به نکات مثبته بیشترطی میکنم وبازده اون رو هم از اتفاقات خوبی که‌ برام میوفته میبینم

    تکاملم رو دارم توی روند خود سازی طی میکنم من که قضاوت دیگران برام امری عادی بود ابتدا سعی کردم به قول استاد کمتر باشه بعد هم کلا حذفش کنم والان به لطف خدا وآموزش های استاد حالم از اینکار واقعا بد میشه

    استاد بسیار ازتون سپاسگزارم واز خدا میخوام که من رو در ادامه این راه یاری کنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    مرتضی دهقان نیری گفته:
    مدت عضویت: 588 روز

    ردپای من از قدم ششم

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    این فایل برامن هست که تا الان همه چیو قسطی وچکی خرید میکنم بله درسته وقتی قسطی وچک داری اصلا آرامش نداری همش باید فکر چک کنی برامن خیلی سخته وام نگیرم ولی دیگه تصمیم گرفتم که دیگه وام نگیرم این وام ها آرامش رو از همه میگرن واقعا این حرفا رو باید با طلا بنویسی که یادت بمونه الانم که همه میگن وام نباشه نمیشه هیچی بخری من که صددرصد با این حرفا موافقم و باید اول پولشو بسازی بعد بخریش ممنون استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: