همین لحظه بهترین زمان برای شروع است - صفحه 6 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1634 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    دنیا از آن من است گفته:
    مدت عضویت: 2492 روز

    به نام خدایی که هرچه دارم از اوست و من هیچ هیچ ام

    روزشمار تحول زندگی من فصل اول روز ششم

    خواستم تجربه ام رو از طی نکردن قانون تکامل اینجا بنویسم تا دیگران عبرت بگیرند

    دوستان عزیز من مریم هستم و از 18 سالگی علاقمند بکار بودم و هرکاری از ستم برمی‌آمد انجام می‌دادم..فروشنده ایزوگام ، لوازم آرایشی،فروشنده لوازم خانگی، فروش مبل ، عکاسی ، فیلمبرداری و بازاریابی ، کار در مرغ فروشی و فست فود ، و حتی کار کردن در منزل دیگران …اولین وامی که گرفتم زمانی بود که فروشنده کتاب بودم و رئیس اداره کار به من گفت بیا ده تومن بهت وام میدم برو یه کار برا خودت راه بنداز که نخوای یه کیف پراز کتاب حمل کنی که آیا ازت بخرن یا نه … ما وام رو گرفتیم و یه سهم متاورس خریدیم و باهاش برا بچه هام که آرزوی تولد داشتن گرفتم ، اون موقع که وام جور شد سرکار فست فود بودم و گفتم ماهی 300 تومن که چیزی نیست پرداخت میکنم، از اونجا که بخاطر زحمت زیاد چسبندگی عصب دست پیدا کرده بودم و مجبور شدم عمل کنم از کاربیکار شدم و نتونستم قصد ها رو به موقع بدم ..این شد که خدا همسرمو به کمکم فرستاد و قصدا ها رو برام پرداخت کردو فقط من بدهی به بار آورده بودم …گذشت و گذشت تا دستم بهتر شد و دوباره به سرکار فست فود برگشتم ، من خیلی به کار خیاطی علاقه داشتم و قبلا تو کارگاه های تولیدی مزدی دوزی کرده بودم و تجربه خاصی از طراحی دوخت و برش نداشتم فقط لذت دوخت رو داشتم و اینکار رو به نحو احسنت انجام داده بودم …یکی از دوستانم که دیده بود من سرکار فست فود هستم و زحماتم رو میدید به من پیشنهاد کرد که اگر پولی داری چرخ بخرو خیاطی رو شروع کن ، منم که پولی نداشتم گفتم نمیتونم الان بخرم ..ولی ایشون پیگیر بود که برا من چرخ بخره ، و دقیقا عید سال 1402 به من پیام داد که برام یه چرخ و یه سردوز و یک اتو برام خریده و 15 فروردین بدستم میرسه …آنقدر خوشحال شدم که سراز پا نمیشناختم بی خبر از اینکه شروع بدهکاری و نابودی من از همینجا شروع شده بود …من از بدهی متنفرم و دوست ندارم زیر دین کسی باشم ، به ایشون گفتم هروقت بتونم پس میدم ایشون هم گفتن که شما راضی باشی همین برا من کافیه … من مدتی توخونه کار برش خورده آوردم و دوختم ولی دیدم خیلی زحمت دارم و مزدی کمه ، یکی از دوستانم اومد گفت چرا نمیای مغازه بگیری بیای تو بازار گفتم من شرایطش ندارم پول یه ریال ندارم ..گفت بیا یه مغازه هست با رهن ده تومن بهت میدن چک هم قبول میکنه..گفتم باشه حتما خیریتی هست ، رفتیم صحبت کردیم چک سه ماهه قبول کردن و ما مغازه رو رهن کردیم ..از اونجا که من تجربه ای نداشتم و عدم احساس لیاقت هم از یه طرف فشار می‌آورد به یکی از دوستانم پیشنهاد شراکت دادم که نزدیک به 20 سال تو خونه با چرخ خونگی خیاطی می‌کرد و مشتری زیادی داشت ولی ترس از مغازه زدن داشت ..ایشونم قبول کردن به شرط نصف نصف ..با اجازتون مغازه روباز کردیم و منم کار مزدی دوزی از تهران آوردم کار شروع شد مشتری هم کم کم میومد ..یه روز شریکم گفت که رفتم برا وام بنیاد برکت صحبت کردم گفتن به شما تعلق نمیگیره کلی به همکارت تعلق میگیره (من) ، منم که انگار از خدامه بود رفتم ثبت نام کردم اومدن بازرسی و گفتن بهت تعلق میگیره بیا کارشو انجام بده ..شراکت من و دوستم که به سه ماه نکشید و ما جدا شدیم داخل همون مغازه هرکسی برا خودش کار می‌کرد…یکی از همسایه ها که منو می‌شناخت و میدونست دوست دارم تولیدی بزنم به من گفت چرا نمیری جای دیگه و همون تولیدی رو شروع کنی ، گفتم من واقعا شرایطش رو ندارم تعداد چرخم کمه و پول رهن هم ندارن..گفت یه مسجد هست برو صحبت کن یه زیر زمین بزرگ داره بهت میدن ، اونجا خالی بود و از خداشون بود که ازش پول دربیارن .. همسایه گفت منم دوتا چرخ دارم بهت هدیه میدم کارت رو شروع کن ..با باور کمبودو باورهای شرک الودی که من داشتم انگار همه دست به دست همه داده بودن تا من کلا برم زیر قرض و بدهی.. رفتیم صحبت کردیم مسجد گفت 3 ماه اول ماهی 3 میلیون و بعد از اون ماهی 5 ت ، قبول کردیم کار شروع شد ، با همون 3 تا چرخ کار شروع کردم نیرو گرفتم و مزدی دوزی میکردم ولی حتی نمیتونستم اجاره رو دربیارم، درکنار کار نزدیک به 6 ماه بدو بدو کردم تا وام بنیاد برکت دقیقا چند روز قبل از عید 1403 وام جور شد و من با اون 7 عدد چرخ خریدم ..یعنی تعداد چرخ ها رسید به 10 عدد چرخ و سردوز و اتو ، 10 نفر نیرو گرفتم و خیلی قوی شروع کردم… تو اوج بدهی اون دوستم که برام چرخ خریده بود به بی پولی خورده بود و منو تحت فشار گذاشته بود که پولو میخواد، کارابهم ریخته بود یهو وسط کار اتو سوخت همون اتوی که با پول دوستم خریده شده بود حسابی حالم گرفته می‌شد …خلاصه بعد از یکی دو ماه یکی یکی نیروها رفتن چون کار بلد نبودن یا کار یاد میگرفتن و بعد میگفتن برامون نمیصرفه و میرفتن…این وسطا اون همسایه که دوتا چرخ هدیه داده بود که کارمو شروع کنم چرخاشو پس گرفت …بعد از هرکاری و تسویه حقوق چرخکار ها یه تعداد میرفتن …منم که توان تولید نداشتم بخاطر دستمزد پایین کار مزدی دوزی مجبور بودم حقوق کمی بدم به چرخکارابدم …رسید بجایی که دو تا نیرو موند و خودم …خیلی داشتم زور میزدم و یه تنه همه کاری میکردم تا کارگاه رو نگه دارم …قصد ها رو هم مونده اجاره پرداخت نمیشد …به خودم اومدم دیدم توانم رفته ، بدهی زیاد تر شده و آبروم درخطره..و درطول این مدت یکسال من داشتم فایل های دوره 12 قدم رو گوش میدادم …و هر روز به این نتیجه می‌رسیدم که به قول استادهر کاری که بدو بدو داره سختی داره راه راه اشتباهیه …هر بار که دوخت ها رو بسته بندی میکردم و میزاشتم رو شونه هام از پله‌ها بالا میبردم و خیلی به کمرم دستم و زانوهام فشار میومدمیگفتم خدایا من این درآمد رو نمیخوام ، من درآمد عالی و راحت میخوام اشکم درمیومد…شرایط جوری شد که همسرم هم گفت بخاطر سلامتی خووودت لطفا کارگاه رو جمع کن …نزدیک به ده روز تو غم بودم ولی یه حسی بهم گفت جمع کن و خودت رو نجات بده …تصمیم گرفتم و آگهی زدم برا فروش، خیلی راحت همه چرخا و وسایل فروش رفت ، پول چرخایی که دوستم خریده بود رو پس دادم اجاره رو که یه وام 50 میلیونی بود 6 تا عقب بود رو پرداخت کردم 3 قصد دیگه از اجاره مونده و من الان فقط با یه بدهی که 7 سال باید پرداخت بشه نشستم تو خونه ، حداقلش اینه که سلامتی خودم رو نجات دادم …و به خودم قول دادم آنقدر رو خودم کار کنم که خدا تو یه چشم به هم زدن بدهی ام رو پرداخت کنه …

    یاد گرفتم که هرگز هرگز وام نگیرم

    هرگر هرگز از کسی یه ریال پول نگیرم برا شروع کاری حتی اگر التماس کردن بیا بگیر و کارت رو شروع کن

    هرگز از کسی هدیه برا شروع کاری نگیرم که بعد از مدتی یادشون میره هدیه بوده و پس میگیرن یادگرفتم که هرگز با هیچ کس شریک نشم

    امروز برای شروع بهترین روزه. حتی شده با یه ریال پول خودت ولی شروع کن از تو خونه خودت با چرخ خونگی ولی فقط شروع کن

    قانون تکامل رو طی کن و عجله نداشته باش

    ببخشید خیلی طولانی بود ولی این تجربه ارزشش رو داره که دیگران ازش عبرت بگیرن

    سپاسگزارم خدایی هستم که به من فرصت داد تا تجربه کنم و زندگی خودم را خلق کنم …از این به بعد با شناخت قوانین زندگی بهتری برای خودم خواهم ساخت …

    بماند بیادگار 30 دی ماه 1403

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      محمدصادق امام بخش زاده گفته:
      مدت عضویت: 1838 روز

      سلام دوست عزیزم. تجربه شما رو خوندم و از اینکه دارید روی خودتون کار می‌کنید که در مسیر درست قرار بگیرید خداروشکر میکنم و انشاءالله اتفاقات عالی یکی پس از دیگری براتون بی افته.

      وقتی من متنتون رو خوندم متوجه یک باوری شدم که مشکل داره و خواستم براتون بنویسم که روی این باور کار کنید.

      دوست من، افراد رو دست خدا ببینید. روی افراد حساب باز نکنید و افراد رو دستی از دستان خداوند ببینید و احساس لیاقتتون رو روش کار کنید.

      ببینید اینکه افراد میخوان به شما هدیه بدن و شما میگی من یک ریال از کسی نمی‌گیرم مشکل داره!

      شما داری نعمت‌هایی که از سمت دستان خداوند به سوی شما سرازیر شده رو رد میکنی.

      خدا داره به باورهاتون پاسخ میده و نعمت‌ها رو به زندگیتون جاری میکنه بعد میگید من نمیخوام؟

      طرف میاد به شما هدیه میده شما میگی پولش رو بهت پرداخت میکنم؟

      وقتی افراد میخوان به شما کمک کنن با کمال آرامش و فراغ بال این نعمت‌ها رو بپذیرید و اونها رو دستی از بی نهایت دستان خداوند ببینید. حتما هم ازشون بی نهایت سپاسگزاری کنید.

      از طرف دیگه اگه دوست دارید به اون افراد عشق و کمک بکنید هم ایراد نداره اما یادتون باشه یک کور نمیتونه عصاکش یک کور دیگه باشه.

      اول خودتون رو سرشار از عشق و محبت کنید و بعد از این حس خوبتون که برای خودتون خرج کردید به دیگران هم با سخاوت ببخشید و به آنها محبت و عشق بورزید.

      اینکه میگویی من هرگز از کسی پول نمیگیرم حتی اگر التماسم کرد، باور درستی نیست. (منظورم به صورت هدیه هستش، اگر قرار هست بازپرداخت بشه نباید قرض بگیرید)

      درست هست که شما باید صاحب رزق و روزی رو خداوند ببینید و روی اون حساب کنید، اما خدا هم میاد به شکل های مختلف به شما رزق میده ثروت میده هدیه میده و افرادی میان تو زندگیتون که میخوان به شما ببخشن شما باید با فراغ بال بپذیرید و خودتون رو لایق این محبت خدا بدونید و از طرف دیگه از طرف مقابل نهایت تشکر و قدردانی بکنید و تو زندگیتون به اونها احترام و ارزش بدهید اما نه اینکه نعمت‌های خدا رو قبول نکنید.

      امیدوارم این نکات به شما و به خودم کمک کرده باشه. دوستتون دارم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        دنیا از آن من است گفته:
        مدت عضویت: 2492 روز

        سلام به آقا محمد صادق عزیز

        ممنون و سپاسگزارم از توجهتون به کامنت من … درست میفرمایید من اول راهم و باید خیلی رو خودم کار کنم …

        سپاسگزارم از شما که اینقدر خوب و واضح توضیح دادین

        بیشتر منظورم این بود که فردی که اول به نیت کمک بلاعوض میاد کمک میکنه و بعد تو رو تحت فشار قرار میده و ادعای طلب میکنه ، اگر متوجه میشدم باید از همون اول کمکش رو رد میکردم . نه اینکه نخوام کمک رو جبران کنم …منظورم اینه که اگر راه راه درستی باشه ، این سختی ها در مسیر اشتباهه .. این یعنی راه اشتباهه و کمک هرکسی رو هم نمیشه قبول کرد

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    پوریاکاتبی گفته:
    مدت عضویت: 1549 روز

    به نام نامی یزدان

    استاد عزیزم سلام و خسته نباشید عرض میکنم خدمت شما

    خداوند رو سپاسگزارم که از طریق دستان بی نهایتش من رو به این تحول روز شمار هدایت کرد،الحق ولانصاف که اسم درخوری داره این قسمت واقعا داره روز به روز در افکار و باورهای من تحول عظیم تری ایجاد میکنه و چقدر من مفاهیم و قوانین رو دارم با ترکیب دوره 12قدم و تحول روزشمار زندگی درک میکنم

    شنیدن این فایل منو به خاطراتم برد و چقدر پلَن های خداوند برای من رو شد و سپاسگزار این رحمانیت و رحیم بودن خداوندم

    حدود 3سال پیش استاد عزیزم من کارمند بانک بودم و اصن با شما آشنا نبودم و یک کلیّت راجب قوانین در قالب قانون جذب میدونستم ولی همان کلیت راهم سعی میکردم با تمام وجود اجرا کنم

    بارها و بارها من در اداره درخواست وام دادم و با کمال تعجب درخواستم رد میشد و میدیدم دوستان و همکاران دیگرم با اولین درخواست وامشون اوکی میشه اونموقع ها خیلی این قضیه من رو اذیت میکرد ولی الان دارم میبینم خداوند چه لطف و عنایتی بمن داشت میکرد و من رو نجات داد از یک عمل اشتباه و بعدها که با کار کردن روی خودم خدا دوباره دست بکار شد و من رو از کار اخراج کردن و به این مسیر زیبای الانم هدایت شدم

    موضوع بعدی گفته های شما تکامل

    یادم میاد سال اول که باز هم از سمت خدا هدایت شدم به راه اندازی کسب و کار خودم بجای کار کردن برای دیگران اولش میخواستم تکاملم رو زیر پا بزارم و از بهترین جاها شروع کنم ولی باز هم جور نمیشد انگار اونموقع ها هم حس درونم بهم‌میگفت اینجا نه اونجا نه ولی من به وضوح الان درک نمیکردم که هدایت الله یکتاس ولی بلاخره به جایی رسیدم که گفتم فقط باید شروع کنم و سال اول یک مغازه کوچیک داخل یک کوچه فرعی گرفتم کامل یادمه انگار دیروز بود انقدر مغازه لوکیشن بدی از نظر پاخور بودن داشت که روم نمیشد به آشنا آدرس بدم البته که همش از کمبود عزت نفسم بود ولی الان درک میکنم چقدر ناخودآگاه به هدایت الله گوش دادم و تکاملم حفظ شد و سال بعدش هدایت شدم به مغازه داخل راسته موبایل فروش ها و درآمد چند ده برابری و الانم هدایت شدم به یک پاساژ زیبا و خوشگل و همینطور تکاملم رو طی کردم

    چقدر ممنون و سپاسگزار خداوندم که از تک تک فایل های شما بامن حرف میزنه دلم‌رو قرص میکنه بابت راه و مسیری که اومدم و بهم از زبان و دهان شما میگه که نگران نباش تو خیلی جاها فکرمیکردی شانسی اومدی درصورتی که الان دارم میفهمم ناخودآگاه در آغوش خدا بودم و به تمام هدایت هاش عمل میکردم

    چقدر لذت بردم از صحبت های شما و نکته جالب تر اینه که من از زمانی که کارمند بانک بودم دست چک داشتم ولی به لطف هدایت الله تا الان اصن ازش استفاده نکردم و با حرف های شما که کلآ انداختمش کنار و احتمال استفاده کردن از دسته چک الان صفر شده برام و پروندشو بستم

    خداروشکر میکنم بابت تموم محبت هاش و ممنون آموزه های خالصانه شما هستم استاد عزیزم

    میبوسمتون با تمام وجودم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3275 روز

    بنام خداوند رحمان ورحیم

    سلام به استاد ارجمندم ومریم بانوی شایسته ودوستان گرانقدرم

    خدا روسپاس به خاطر این لحظه واین فرصت

    “”همین لحظه بهترین زمان برای شروع است””

    جهان هستی بر اساس تکامل کار میکنه و قانون تکامل بر جهان حاکم هست هرچیزی برای اینکه بهتر وبهتر بشه باید یه روند تکاملی رو طی کنه مثل روند تکاملی تبدیل کرم ابریشم به یک پروانه زیبا که اگر ما بخواهیم در این روند تغییری ایجاد کنیم شاید از نظر ما این یه کمک باشه ولی باعث میشه آن کرم هرگز یه پروانه زیبا تبدیل نشه استاد شما تو اکثر فایل در مورد روند تکاملی وهمچنین ساختن باورهایی قدرتمند برای بدست آوردن ثروت بیشتر صحبت کردین که آن هم بر میگرده به قول خودتون به پاشنه آشیلتون بخاطر باورهای اشتباهی که درذهن از قبل داشتید وبا توجه به تضادها ماخواسته هامون را میشناسیم من میخوام تجربه خودم را از طی کردن روند تکاملی بگم که شاید منم بخاطر اینکه میخواستم پولدار باشم دوست داشتم دانشگاه برم ومدرک بگیرم وبعد برم سرکار البته اینم بگم من بارها وبارها این فایل را گوش کردم وفکر کنم یه چندبار دیگه هم کامنت گذاشتم ولی امشب یدفعه در مورد طی کردن روند تکاملی یاد خودم افتادم ما بعداز فارغ التحصیلی دانشگاه مارا بسته به نوع رشته تحصیلی یک شرکت یا بیمارستان معرفی میکرد که به اصطلاح طرح کار بگذرونیم تا بتونیم وارد بازار کار بشیم روزی که از دانشگاه فارغ التحصیل شدم بچه های دوره های بالاتر به ماها که ترم پایین تر بودیم میگفتند حالا حالا ها باید تو نوبت طرح باشید آقای فلانی که مسئول طرح رشته هاست رشوه میخواد باید پارتی قوی داشته باشی واز این حرفا تا طرح هم نمیگذروندیم مدرک تحصیلی بهمون نمیدادند ولی تو یکسال طرح طبق قانون کار حقوق داشتیم وبیمه وقتی که من اینا رو شنیدم به دوستام گفتم من نه پول دارم رشوه بدم نه پارتی توکل بخدا میرم یه هنری یاد میگیرم تا نوبت طرحم بشه فعلا میگم انگاردوسال دیرتر فارغ تحصیل شدم بعد آمدم یکی از فامیلا آرایشگری زنانه داشت وشاگرد تعلیم میداد منم علاقه داشتم مامانم باهاش صحبت کرد وگفت بله بعدازظهرها هرروز بیاد باورتون نمیشه به یه ماه نرسید از دانشگاه زنگم زدند که برید شرکت فلان جا برای گذراندن طرح همه آن بچه ها که بالاتر من بودند هنوزمنتظرند بعد از دوسه سال این تجربه ای بود که من تلاشی نکردم وسپردم بخدا

    وحالا تجربه شخصی ام در مورد تکامل بعد از اینکه طرحم تمام شد دنبال کار میگشتم پدر شوهرم مدیر بازرگانی یه شرکت کاشی بود ورشته کاری من هم رشته جدیدی بود وتازه اداره کار شرکتها را اجبار به جذب کارشناس بهداشت حرفه ای کرده بودند من درخواست رو از پدر شوهرم کردم که با مدیر عامل شرکت صحبت کنه من بصورت مشاوره ای دو روز در هفته سرکار برم (حساب کردن روی دیگران به جای خداوند)وایشون بعد از یک هفته گفتند نه در صورتی که مدیرآن شرکت هم عمو همسرم بود وبه من گفتند بجا خودت یکی از دوستانت رو معرفی کن چون مرکز بهداشت به ما گیر داده گفتم چشم خیلی ناراحت شدم آن زمان هنوز با قانون آشنا نبودم ولی همیشه به این اعتقاد داشتم یه حکمتی هست یه خیری هست یکی از دوستانم را معرفی کردم وبعد گفتم خدایا توکل بخودت از اول هم از خودت باید میخواستم بعد ایده ای که آمد به ذهنم(وقتی به خدا بسپاری واز هدایت بخوای ایده ها بهت گفته میشه شرایط جور میشه) یه برگه آچار برداشتم وپشت وروش رو اسم تمام شرکتهای شهرمون رو نوشتم هر روز به هفت تاهشت شرکت زنگ میزدم چون یزد یکی از استانهای صنعتی است به خصوص میبد واردکان خلاصه من با سه تا شرکت قرار داد بستم مشاوره ای دوروز تو هفته این سه تا شرکت البته کوچیک میرفتم البته حقوق سه تا شرکت شاید به ماهی 500 هزارتومن میرسید بعداز چند ماه پزشکی که ایشون هم مشاور یکی از این سه شرکت بود وکارهای طب کار پرسنل را انجام میداد با من تماس گرفت که شرکت ریسندگی هست که نیرو میخواد شما حاضری مشاوره آنجا را قبول کنید گفتم باید بیام محیط کار را ببینم این یکی شرکت سه برابر آن سه تا شرکت ومن فقط یک روز کامل با نصف روز میرفتم این شرکت نصف روزش با یه روز بعدش میرفتم شرکت کناریش حقوقم هم تقریبا 4 برابر شد (آنجاهایی که استاد شما تو فایلها میگین وقتی تو توکل کنی وقدم برداری ایده ها میاد شرایط جور میشه ،خداوند دستانش روبرای کمک به تو میفرسته الان دارم متوجه میشم)خلاصه بعد از یکسال یه شرکت بزرگتر به من پیشنهاد کار دادند ومن آنجا فقط پشت میز تو اتاق مینشستم چون تو خط مونتاژ بود کار خاصی نداشتم والبته آن شرکت اولی هم میرفتم ولی بقیه شرکتها قراردادم را تمدید نکردم ولی من دنبال پیشرفت وحقوق بیشتر بودم آن شرکتی که تو مونتاژ بود بعداز یکسال که قرار دادم تمام شد گفتم فکر نیروی دیگه ای باشی برای سال آینده وبصورت کامل شدم کارشناس بهداشت آن شرکتی که یک روز ونصفی در هفته میرفتم چقدر به جز رشته کاری خودم مهارتهای دیگه ای یاد گرفتم یخورده از حسابداری ؛ورد واکسل کامپیوتر ،؟خلاصه سیستم حضور وغیاب شرکت ودر ‌کنار این شرکت دوتا شرکت کوچیک هم مشاوره میرفت آنهم شاید ماهی دوساعت برا دوتا شرکت کارها هم که اینترنتی شد ازسایت شرکت ومرکز بهداشت واداره کار بیشتر کارهارا خونه انجام میدادم آن شرکتهای کوچیک روخیلی کم میرفتم والان به لطف خدا حقوقم حداقل ماهیانه 15 تا17 میلیون هست واین در صورتیه که من تا ده سالش اصلا با قانون آشنا نبود فقط از بچه گی از پدرم یاد گرفته بودم توکل کنم بخدا واین 5تا6 سالی که عضو سایتم به جرات میتونم بگم دوسه ماهه که دارم نمیگم خیلی اصولی ولی خیلی بهتر از قبل رو خودم کار میکنم و تعهدم برای تغییر خودم بخاطر تضادهایی که در رابطه باهمسرم داشت مرتب تکرار میشد وباوجود علاقه ای که به هم داریم سریه موضوعات بی اساس باهم بحث میکردیم وبخاطر سلامتیم ووقتی تمرکز لیزری روی خواسته تون داشته باشید تصمیم گرفتم با آن دوتا شرکت هم دیگه قرار دادم را تمدید نکنم وتمام تمرکزم رو بزارم روی کارم تو همین شرکت تا هم بتونم مهارت وتوامندیهای بیشتری را کسب کنم هم ذهنم درگیر چند جا نباشه آرامش بیشتری داشته باشم وبتونم متعهدانه روی تغییر خودم وباورام کار کنم

    نمیدونم استاد شاید جای این حرفا اینجا نبود ولی از ایتدای کار باحقوق ماهی 500 شروع کردم با سه تا شرکت والا فقط یکی شرکت تقریبا ماهی 15تا17 دارم بجز آن دوتا مشاوره امیدوارم برا دوستان مفید باشه

    ردپایی برای خودم تا یادم نره از کجا شروع کردم

    درپناه حق شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    مهناز بمانزاده گفته:
    مدت عضویت: 1360 روز

    بنام خداوند هدایتگرم

    سلام به دوستان خوبم و استاد عزیزمهربانم

    من از 18 سالگی وقتی درسم تموم شد مشغول به کار شدم و از هیچ شغلی نترسیدم از طراحی کاشی سنتی که مخصوص مساجد بود با ماهی 40 هزارتومن حقوق شروع کردم با همون حقوق برای خودم خرج میکردم و پس انداز و طی سالهای متوالی جاهای خیلی متفاوتی کارکردم کارخونه ساندیس، وکار کنار افرادی که خیلی از من بزرگتر بودن با حقوق کم وچون دانشگاه داشتم باید شیفت شب تاصبح کارخونه کار میکردم ظهر تا عصرم دانشگاه و این روند ادامه داشت تا با گرفتن مدرکم توی یه شرکت کامپیوتری کار پیدا کردم اونجا سرپرست مرکز تماس شدم و بعد از اونم دو شغل دیگه روتجربه کردم، هتل و بعد هم یه شرکت مشاوره کسب وکار خیلی روند جالبی داشتم وقتی هدایت شدم به شغلی که مشاور کسب وکار بودن اونجا جرقه شروع بیزنس زده شد اما ترس داشتم همون زمان ها بود که استاد عزیزم رو پیدا کردم و خداوند به من لطف و محبتش رو بیش از پیش نشون داد

    من توی همه کارام با تمام وجود وعشقم کار میکردم جوری که هیچکدوم از مدیرانم دلشون نمیخاست من از اونجا برم اما جهان وقتی دید من لیاقت بهتر از اینا رو دارم منو هدایت کرد به به سمت بیزینس خودم

    داداشم به پیشنهاد غیرمنتظره داد که من میخام یه سرمایه کوچیک بهتون بدم که کارمند نباشین و منم

    با کمترین میزان سرمایه ای که داشتم با خواهرم بدون وام کارو شروع کردیم و واقعا توی شرایط کرونا که واسه همه خیلی سخت بود ما توکل کردیم به خداوند به توانایی هامون و بیزنس خودمونو تا به امروز ادامه دادیم شاید باورش سخت باشه ما در طول هفته شاید1 مشتری هم نداشتیم و درامد ماه ما به زور ونهایتا به 15 میلیون میرسید و الان بعد از دو سال و نیم به ماهی 100 میلیون درامد رسیدیم البته که در طول مسیر ما با استاد عزیزم اشنا شدیم و با استفاده از همین فایل ها و کامنت ها وکتاب های استاد به موفقیت رسیدیم من تارگت100 میلبون رو واسه سال 1403 گذاشته بودم اما با کمال ناباوری 6 ماه زودتر بهش رسیدیم نمیدونم میشه اینهمه محبت و عشق استاد رو با چیزی جبران کرد یا نه

    من هر روززززز و هر روززززز از خداوند سپاسگزاری میکنم که منو در مسیر درست قرار داد تا اونو بهتر بشناسم و بدونم پارتی من فقط خداوند فقط خودش نه از کسی قرض میگیرم نه دنبال وامم من وخواهرم برای روزی لحظه شماری میکنیم که استاد عزیزم رو از نزدیک ببینیم و بزرگترین دسته گل دنیا رو بهش تقدیم کنیم و بگیم به ازای هر شاخه گل ما هر روزمون به عشق دیدن شما سپری شد

    زبانم از معجزه های زندگیم قاصره

    شروع کنید و توکل کنید همه چی درست و به وقتش چیده میشه

    خیلی دوستتون دارم ممنون که واسه خوندن کامنتم زمان گذاشتین.

    در پناه پروردگار بی نظیرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    رضا زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1334 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی عزیزانم

    خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم .

    خدایا شکرت وسپاس گزارم بابت بودن در مدار این آگاهی ها و دریافت و درک این آگاهی ها

    خدایا سپاس گزارم بابت هدایت هات ،تمام هدایت هات .

    از تجربیات خودم مثال می‌زنم ،

    زمانی که با یک دوستی شراکتی یک مغازه راه انداختیم ،مغازه فست فود که الان که فکرشو میکنم ما چون حسمون به این قضیه خوب بود و ترمزی نداشتیم ،همین که تصمیمشو گرفتیم ،اصلا همه چیز دست به دست هم داد که ما صاحب یک مغازه خیلی خوب بشیم ،مغازه ی خوبی که به خاطر نالایقی صاحب مغازه که فامیل بودیم یه جورایی فامیل دور ،باعث شده بود تا فروشش خیلی بیاد پایین و اصلا مغازه واقعا گند بود از هرلحاظ و بالا بساط تریاک به راه بود که صاحب مغازه با دوستاش میزد ، خلاصه منم به هوای این دوستم که گفت بابا دایی طرف شوهر عمه ی منه و خیالت راحت و فلان ما با این که آگاهی داشتیم که مغازه دستش اجارس و مغازه ی اجاره ای داره میده به ما بدون محضر یا چیزی که البته محضر اصلا قبول نمی‌کرد این داستان و ما یه قولنامه بین خودمون نوشتیم و این شوهر عمه دوست من که میشد دایی صاحب مغازه گفت که خیالتون راحت مغازه 8ساله دسته ما بوده و هر موقع هم صاحب مغازه یه موقع اومد ،بگید ما خواهر زاده هاشیم و اون یه مغازه جدید گرفته و اونجا مشغوله که البته مغازه جدید گرفته بودن و خلاصه ما قبول کردیم و با پول قرضی که میگم اصلا خودش جور شد یه کم این کمک کرد یه کم اون و ما مغازه رو با پول پیش و تعمیرات مغازه و بازسازی و اینا با پول قرضی شروع کردیم و این مغازه خلاصه درس های بی نظیری برای من داشت ،درست یک سال تقریبا بعده خدمتم سال 98 ما شروع به کار کردیم ،بگم که ما قبلش تو یه مغازه دیگه کارگر بودیم تو همون بندرعباس و بعدش مغازه گرفتیم ،

    زمانی که تصمیم به این کار گرفتیم دقیقا اوج کرونا بود و تازه کرونا دوسه ماه بود شیوع پیدا کرده بود و دقیقا یادمه و (اینم بگم که در زمان کروناو مخصوصا اوج کرونا که با بیل مکانیکی مرده هارو میریختن تو دره تو بعضی کشورها ،من اصلا عین خیالم نبود و مطلقا و مطلقا و مطلقا من هیچ چیزی رعایت نمی‌کردم ،هیچ‌گونه رعایتی ،یعنی میتونم بگم با صداقت که قبل کرونا بیشتر رعایت بهداشت میکردم تا بعده اینکه این مریضی اومد ،یعنی جاهایی که نباید می‌رفتی ،میرفتم ،یه کافه بود زمانی که همه جا تعطیل بود ،یواشکی باز میکرد و مشتریاش فقط خبر داشتن و یه جایی بود که نمیشد شک کرد بهش و من میرفتم اون موقع قلیون می‌کشیدم و اصلا یه وضعی ،حتی روابطی که داشتم اونموقع منظورم با جنس مخالفه ،اتقاقا همه افرادی بودن عین خودم که اصلا عین خیالشون نبود همچین موضوعی و همو می‌دیدیم و وقت میگذروندیم و انگار نه انگار و اونموقع من نه از قانون چیزی میدونستم نه از توجه و کانون توجه و هیچی ،هیچی و الان که فکر میکنم میبینم خداوند چقدر به من لطف داشته که من اصلا ناآگاهانه حتی در زمان اوج این مریضی که هرروز خبر فوت یکی از آشنایان رو میدادن من اصلا توجهم روی این ویروس نبوده و تو عالم خودم بودم ،و چقدر خدا به من لطف داشت که اصلا کوچکترین ترسی الان که فک میکنم تعجب میکنم که حتی کوچکترین ترسی نداشتم از این بیماری یا حتی مرگ و این فقط کاره نیرویی که همیشه مراقب ماست اگر که ما قدرت رو به دست کسی ندیم به غیره اون ومن ناآگاهانه در بعد سلامتی قدرت رو داده بودم دست این نیرو و توجهم به سلامتی بود نه بیماری ،خدارو صدهزار مرتبه شکر و همه ی اونایی که می‌دیدم به شدت ترس داشتن مثلا پسرخالم که حتی ماشینو میزد دنده یک و میخواست کمی بعد بزنه دنده 2ژل ضدعفونی میزد و بدترین نوع بیماری و گرفت و همه اونایی که توجه کردن ،نمیگم رعایت بهداشت بده نه خیلی خوبه اما میگم موضوع اصلی ترسه و میگم من مطلقا بهداشتی رعایت نکردم و ماسک یکی دوبار زدم و دیدم نفسم بالا نمیاد و اونم گذاشتم کنار ،نمیگم اونجاهایی که گیر میدادن اداره و اتوبوس و اینا استفاده کردم زوری ،اما می‌خوام بگم که بحث فقط و فقط کانون توجه ماست و باورهای ماست بدون حتی کوچکترین تاثیری از عوامل بیرونی ،حتی در اوج این بیماری که دیگه فک‌ نکنم مثال از این بهتر باشه حداقل برای خودم ،که یه شخصی باشه که تو اوج بیماری هیچ گونه رعایتی نکنه در هیچ زمینه ای و هرجا خواست بره و آزاد بچرخه ولی ناخودآگاه بتونه ذهنشو کنترل کنه و به بیماری توجه نکنه و از این موضوع هم به راحتی عبور کنه ،الان که فکرشو میکنم این یک مثال فوق العادس از کنترل ذهن برای خودم که تجربه کردم به صورت عینی و نوشتم و مطمعنم که خالی از لطف نیست و تاییدیه بر قانون و قدرت توجه ما و من دوس دارم که تو این موضوع هی به اینکه هیچ گونه مورد بهداشتی رو رعایت نکردم بیشتر تاکید کنم تا باورمون به قانون الهی و اینکه کانون توجه مارقم میزنع همه چیو بیشتر بشه )

    درس اولی که از این تجربه یاد گرفتم این بود که از روی احساس تصمیمی نگیرم منظورم از روی احساسات لحظه ای که مثلا نشستیم مست کردیم و به این نتیجه رسیدیم که آره داداش چه حالی میده ما باهم مغازه دار بشیم و پول دربیاریم و همین شد جرقه و ما دیگه ولش نکردیم و بعداً دیدم که ای دل غافل چه قدر تفکرات فرق دارن و و………بگم تا صبح باید بنویسم ،

    درس دوم اینکه یادگرفتم شراکت و ببوسم بزارم کنار

    درس سوم اینکه از روی فامیلی و این حرفهای صدمن یه غاز کاری انجام ندم و حتی قرآن هم صریح میگه که آقا تعهدتونو کتبی کنید نه مثل ماکه به هوای فامیلی یه قولنامه بی اعتبار نوشتیم که اعتباری نداشت که بعداً پیگیری بشه

    درس چهارم اینکه ،پیرو درس سوم از راه درست بری تا بتونی بعداً حقتو مطالبه کنی

    درس پنجم اینکه تکامل باید رعایت بشه و اون کسب و کار خوب داشت راه می‌افتاد اما ماعجله داشتیم ،درسته که ما با وام کار شروع کرده بودیم اما اشراف کامل داشتیم به تمام محیط کاریمون از سروکله زدن با کاسبای بازار تا مشتری و بهداشت وبرخوردبا کارگر و همه‌ی اینها و فروش ما از 500هزار تومن فروش قبلی اون مغازه رسید به 2ونیم تومن در روز در زمان این ویروس تازه ، ولی خب ما چون آماده ی دریافت این پولا نبودیم ،و آگاهی نداشتیم و در ناآگاهی بودیم خیلی زود مارو این همه خوشبختی محال شد که صد البته تقصیر خوده خوده خودمه ،چون خیلی زود رفتیم تو کاره عشق و حال و بزن بکوب و مهمونیای شبونه و …….،و به بهونه ی کرونا خودمونو غول می‌زنیم و فقط عصرا باز میکردیم مغازه رو در صورتی که می‌تونستیم صبا هم باز کنیم اما خب ما ساعت سه 4از مهمونی برمیگشتیم و تا ظهر خواب بودیم ،هههههه ،خدایا شکرت چقدر خوبه این یادآوری ها و مرور عامل نتیجه گرفتن و نگرفتن ،خلاصه که اون مغازه رو که قولنامه کرده بودیم و دستمون به جایی بند نبود در عرض 4پنج ماه از چنگمون درآورد و شروع کرد به کار کردن و مارو با لگد یه جورایی انداخت بیرون ،خیلی درسها داشت برای من این تجربه اما ادعا نمیکنم که دیگه اشتباهاتمو تکرار نکردم بعد از اون درسها ،بازهم بارها و بارها تکرار کردم و حتی بعده آشنایی با قانون اما بعد از آشنایی با قانون خیلی زود خودمو جمع و جور میکردم و حواسمو جمع میکردم ،خلاصه که تکامل خیلی مهمه و کل کیهان براساس تکامل شکل گرفته و مهم تر از اون براساس تکامل گسترش یافته ،بعده چند سال که تابستون شریکمو دیدم و خندیدیم به آشنایی داییش با طرف و قولنامه کردنمون و خوش و بش کردیم و دیدم که اون هنوز همه رو مقصر می‌دونه به غیر از خودش ،و بعدکمی صحبت و گفتم اینکه مقصر مابودیم و نخواستم بحث کنم و خلاصه جدا شدیم از هم و یه بارم درحد خوردن کافه دیدیم همو و دیگه ندیدیم ،چون به لطف خدا من مدارم خیلی عوض شده ومیتونم بگم تمام اون آدمایی که با شخصیت قبلی من حال میکردن و مچ بودن ،همه و همه رفتن پی کارشون و مطلقا ارتباطی با هم نداریم ،و دوستانی که شب و روز مون باهم بود یه دورانی ،خداروشکر وقتی مدار آدم عوض میشه جهان خودبه خود جدا می‌کنه و اصلا آب از آب تکون نمیخوره به قول استاد ،حتی آب از آب در این حد به تجربه میگم ، وحتی میشه من باعموی خودم یا با دوستی که سوارم می‌کنه تا مقصدی منو برسونه ،بارها و بارها شده که حتی کلمه ای بین ما ردو بدل نشده حتی کلمه ای به غیر از تشکر موقع رسیدن به مقصد و قبلا میگفتم که نه بالاخره بزار حرف بزنم این منو سوار کرده و کرایه هم نمیگیره برا خوش و بش کنیم و بخندیم تا بهش خوش بگذره ولی خداروشکر رفته رفته احساس لیاقت من بیشتر و بیشتر شد پی بردم که لازم نیست حرفی و به هر قیمتی بزنم ،چون من ارزشمندم کلام من هر کلام من ارزشمنده ،هر حرفی که میزنم هر جمله ای که بیان میکنم ارزشمنده و هرکسی که لطفی به من می‌کنه مارمیت اذ رمیت لکن الله رمی ،همه و همه از طرف پروردگاره منه هرکسی لطف می‌کنه بهم کرایه نمیگیره ،من مهمون خدام نه اون فرد هر چند عاشق انسان هام و از صمیم قلبم عشق میورزم بهشون و تشکر میکنم ازشون اما ،اعتبارش مال رب منه ولاغیررررر

    الهی شکرت بابت کامنت ارزشمند و نکات فوق العاده زندگی سازی که برام مرور شد و امیدوارم بتونه به دوستانی که کامنت و میخونن مفید واقع شده باشه و از تجربیات عالیش استفاده کنن .

    خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم .

    در پناه رب یکتا .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    الهام عزیزپور گفته:
    مدت عضویت: 3087 روز

    به نام فرمانروای کل جهان

    سلام

    نکات کلیدی :

    جهان هستی بر اساس قانون تکامل کار می کند. قانون تکامل درجهان حاکم است .یعنی هرچیزی برای اینکه بهتر بشه ؛ هرچیزی برای اینکه به ۱۰۰ برسه حتما باید ۹۸و۹۹ و۹۷ عددهای قبلی اش هم طی کرده باشه .

    یکدفعه چیزی به وجود نمی یاد درجهان هستی .

    یک درخت یکدفعه رشد نمیکنه . خورشید یکدفعه طلوع نمیکنه . یکدفعه غروب نمیکنه . همه ی این ها روند دارد. مادرجهانی زندگی می کنیم که دارای روند است .

    چرا این موضوع اینقدر مهم است ؟

    به خاطراینکه خیلی ها می خواهند تکامل چیزی راطی نکرده به موفقیت برسند.

    طرف می خواهد یک شبه لاغر ویا چاق شودو…..

    نمی داند که جهان براساس تکامل کار می کند. یعنی باید یکسری روندها طی شود . درغیر اینصورت نتیجه ای درکار نخواهدبود.

    در زمینه کسب وکار هم خیلی ها فکر می کنند که اگر یک سرمایه اولیه بالایی داشته باشند؛ بانک به آنها وام دهدویا ازکسی قرض بگیرند می توانند خیلی شغلی خوبی راایجاد کنند برای خودشان ( این یک دروغ محض است ).

    اگر می خواهی ثروتمندشوی با هرآنچه که الان داری شروع کن .

    یک ریال است باهمین یک ریال شروع کن . اگه تونستی یک ریال ات را بکنی دو ریال می توان صدمیلیون ات را میتوانی بکنی دویست میلیون .

    یعنی اگه فکر میکنی که یک وام بزرگ بگیری یا یک پول زیادی را قرض کنی وبعد کارت راشروع کنی وبعد موفق می شوی سخت دراشتباه هستی . چون تو روند راطی نکردی . مثل بدنسازی که با آمپول حجم عضله اش را زیادکند. دو روز که آمپول خبری نیست خیلی خیلی سریع برمیگرده به حالت قبل اش .

    اگر کسی بیاد کسب وکاری را شروع کند باپول قرضی

    این به این معناست که این آدم ( هنوز لیاقت این پول را به شیوه ی طبیعی ) نداشته . این پول بهش قرض یاوام دادن این پول خودش به دست نیاورده .

    رونداش را طی نکرده است . وکسی که رونداش راطی نکرده آن پول را ازدست خواهد داد.

    نکته خیلی مهم :

    هرکاری را که می خواهی شروع کنی ؛ این فکر رابریز دور که : نه این کاری که من می خواهم شروع کنم استثنائا سرمایه اولیه زیادی می خواهد.

    آن سرمایه اولیه را خودت جور کن . چه جوری ؟ باکسب وکارهای کوچک تر – با قدم های کوچک تر

    به قول بزرگی : دورترین راهها وبیشترین فاصله ها هم بایک قدم شروع می شود. قدم اول رابردار

    تمام افراد موفق آنچه را که دارند خودشان به دست آوردند.

    درواقع تمام افراد موفق درتمام جهان ازقانون تکامل استفاده کردند.

    افرادی که باوام وپول قرضی به جایی رسیدندخیلی خیلی زود شکست خوردند.

    هرکجا هستی ؛ همین الان همین وضعیتی که داری بهترین وضعیت و مناسب ترین لحظه برای شروع بدان

    اگر اینطور بدانی قدم اول را برمیداری .

    این باور نامناسب را دور بریز که :اگه من پول داشتم بله

    منم میتونستم (فلان) کار رابکنم .

    باید قدمهای قبلی راطی کنی .

    خیلی مهم که بدانی : برای شروع لحظه ی فعلی ات بهترین لحظه است . دنبال این نباش که کسی به تو کمک مالی بکند.

    وقتی می خواهی به ثروت ها زیادی برسی باید درسهای زیادی را کسب کرده باشی .درسهای زیادی را باید یادگرفته باشی . این درسهای یاد هم درهمان روزهای سخت است ( بی پولی وبدون سرمایه ) کار را شروع کردن به دست می آید .درسهایی که تو بدون سرمایه به دست می آوری وکسب می کنی و یاد می گیری بسیار بسیار ازرشمند است برای موقعه هایی که بیزنس شما خیلی رشد میکنه وخیلی بزرگ میشه وخیلی قوی میشه . آن روزها رابگذران.

    اگر فرزندی داری ( دارم ) به فرزندانتان اعتماد به نفس دهید. به فرزندانتان باور بده که می تواند این کاررا انجام دهد. به فرزندات سرمایه اولیه نده . باور خوب ازهزار تا سرمایه اولیه بهتراست .

    باید پله های قبلی را طی کرده باشی

    باید درسهای قبلی را یادگرفته باشی

    باید مهارت ثروتمند شدن را با همان یک تومنی که داری کسب کرده باشی .

    وقتی زندگی نامه ی افرادموفق را مطالعه می کنیم می بینیم آنها یک زمانی وام های کلانی گرفتن اما نه در شروع کار بلکه زمانی که به کل کار به کل فضای بیزنسی وشغلی شان آگاه بودند. یعنی اشراف کامل داشتند به کارشان بعد رفتن سراغ وام گرفتن .یعنی تکامل شان را طی کردندو الان می خواهند یک جهش بلند می خواهندبردارند. درسها یش را یاد گرفتن . مهارت ها را کسب کردند. بامشتری هایشان سرو کله زدند. آگاهی کامل نسبت به بازار کار خودش پیداکرده وحالا میخواد وام بگیره . این فرد موفق می شود.

    پس بیا ازقانون تکامل استفاده کن . خداوند برای خلق جهان زمان داشت .یک روزه جهان خلق نشد.همه چیز تکاملی طی شده . همه چیز درکل کیهان تکامل اش راطی کرده . تو هم که می خواهی ثروتمندشوی باید تکامل ات راطی کنی . راه دیگه ای نیست .

    پیشنهاد استاد: هرگز وام نگیر

    وقتی که وام نگیری خیلی خیلی مسلط تری به زندگی ات . خیلی خیلی دست ات بازتر است که چه کاری انجام دهی .

    درمورد خرید چکی یا خرید نقدی :

    اگر شما بخواهی باچک هرچیزی را بخری سرت پایین است وهرشرایطی که فروشنده می گوید توباید بپذیری . ولی زمانی که باپول نقد به خرید می روی سرت بالااست و تو تعیین کنننده ی شرایط هستی .

    ازجنبه ی دیگر هم می توان این موضوع رابررسی کرد.

    ( متافیزیکی ) . کسی که چکی خرید می کند درواقع روی چیزی که ندارد حساب می کند – به قول قرآن می گوید : آنها میروندحساب می کنند؛ وای برکسانی که حساب می کنند.

    چه اتفاقی می افتد؟

    ازآنجایی که آن فرد استرس نگرانی دارد طبق قانون جذب – طبق قانون جهان هستی ؛ نگرانی – نگرانی می آفریند. این نگرانی باعث افت درآمد او می شود.

    نگرانی بیشتر منجر به اعمال دیوانه وار ( نزول ) می شود. اگر نزول بگیرد نزول آخر خط است . نزول آدم را تباه ونابود می کند.

    پس به هیچ عنوان روی چیزی که هنوز نداری حساب نکن .

    یاد بگیر موقعه ای چیزی رابخر که داشته باشی . اگر الان نداری حساب نکن که بعدا داری. این دروغ است . این توهم است .بااین کا رجلوی خلاقیتم گرفته می شود. وقتی ذهن من آروم باشه خلاقیت سراغ من میاد.وقتی ذهنم آروم باشه ایده های ثروت آفرین سراغم میاد.

    باترس ونگرانی واصطراب هیچ ایده ی پول سازی سراغ من نمیاد این یک قانون است .

    ایده های پول ساز فقط درآرامش ذهنی به سراغ من میاد.

    درواقع من بادست خودم دارم ثروت ونعمت را ازخودم دور می کنم باچک وبدهکاری .

    اگر می خواهم ثروتمند شوم . اگر می خواهم پایدار ثروتمند شوم( طبق قانوندتکامل ) دسته چک ات را پاره کن بریز دور وتا ابد از چک استفاده نکن .فقط موقعه ای چیزی رابخر که نقد پولش را داشته باشی .

    استاد جان من یک ماه پیش این کار را انجام دادم .

    دسته چک راتحویل بانک دادم و حساب آن دسته چک

    هم باطل کردم .

    با ایمان و باور به خدا وآرامش درونی ایده هایی به ذهن ات میاد؛ راههایی برای باز می شود ودرهایی برایم باز می شود که هزار برابر پولی که میخواهد بعدا سراغ است بیاد به دست میاری وبعد سرت رابالا میگیری ونقد خرید میکنی .

    پس :

    هرگز وام نگیر

    یک فرد موفق کارش را ازهمین چیزی که الان هست و ازهمین چیزیی که الان داره کارش را شروع می کند

    با پول خودش با آنچه که دارد شروع می کند

    توهم باپول خودت شروع کن . ازآن چه که داری شروع کن که نگران نباشی . وابسته نباشی به بقیه که سرت بالا باشد وفکرت خوب کند وتکامل ات را طی کنی ودرسهایت رایادبگیری .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    سمیه نظامی گفته:
    مدت عضویت: 2106 روز

    سلام درود خدمت استادعزیزم ومریم جون باعشق 🥰🥰🥰🥰🥰 🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳

    خدایا عاشقانه دوستندارم خدایاشکرت بخاطراین روز زیبا واین همه زیبایی خدایاشکرت بخاطراین پیام ونشانه زیبایی که ازطرف توبرای من بود که سمیه خانم عزیزدل پدر اگه میخوای به آرزوهات برسی بایدقوانین منو یادبگیری وتمرین کنی عجول نباشه همه قوانین منویادبگیری هم لذت ببری اززندگی ازداشتهایت ازخودت ازراهای که توش داری پامیزاری خدایاشکرت عاشقتم 💪💪💪💪💪💪

    خوب نکتهاطلایی وناب این فایل زیبا درتمام مراحل زندگی؟؟؟؟؟

    1.انسان عجولی نباش سمیه جان سعی کن قدم به قدم حرکت کنی درتمام مراحل زندگی

    مثال برای گزینه اول 👆👆👆👆

    خوب من انسانی هم با یکسری نقصهای دروجودم مثل خشم. نفرت. کینه. ترس. خودمحوری. خودخواه. غیره

    من برای تغییر دادن این نقصها باید اول اونهاروشناسی کنم دلیل این نقصهاروبشناسم بعد تلاش کنم باعشق وآرامش وتوقع زیاد نداشتن ازخودم هرروز بهترباشم ازدیروز وسعی کنم تکامل خودموطی کنم مثالا من که انسانی عصبی هستم همین الان ازخودم توقع نداشته باشم که فردی صبورومهربان باشم بیام برای خودم ازاهرم رنج ولذت استفاده کنم تا بتونم ازخشم خودم کم کنم وبرای خودم تمرین بزارم وخودم تشویق کنم مثلان سعی کنم درطی روز وقتی میخوام عصبی بشم خشم خودموسرکوب نکنم دلیلشوبفهمم وبعد ازخودم سوال کنم چرا الان ناراحتم وبعد نفس عمیق بکشم وسکوت کنم وخودم ازمحیط دورکنم وقتی کم کم اینکاروبکنم خشم من کم رنگ ترمیشه واین خشم یک شبه به وجودنیومده که بخوادیک شبه ازبین برود 👏👏👏👏👏👏

    2.خوب درباره روابط باهمسرم.

    خوب من باهمسرم مشکل دارم وباگوش دادن به فایلهای استادفهمیدم من خودم تمام این اتفاقها رورقم زدم واول می‌پذیرم قدم اول تکامل وقدم دوم میام اول میبینم چه چیزهای دوستدارم درروابطم باتمرین وعجول نبودن وتوقع زیادنداشتن ازخودم این چیزهای که میخوام دوباره می‌سازم اولین تمرین لیست کردن خوبها ونکات مثبت همسرم اولش سخته چون همیشه فکرمن منفی بوده وفقد نکات منفی همسرمودیده پس توقع ندارم یک‌شبه روابط من عالی باشه من خودم کاری که کردم این بود سخت نگیرم به خودم خودمورهاکنم وبسپارم به دستان خداوندوفایل گزاسان گیرکارها ازروی طبع خیلی به من کمک کردکه مسیرتکامل این حس خوب رادررابطه باهمسرم طی کنم خداروشکر2روزه حالم خیلی عالیه پس اولین اقدام آرامش. پذیرش. توقع نداشتن. درلحظه زندگی کردن. وتوجه کردن به نکات مثبت همسرم وزندگی. شکرگذاری برای داشته‌ایم.🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰

    3.درباره کار کسب اول شناخت توانایی‌ها. دوم شروع باهمان موجودی کارتم. سوم اعتمادبه نفس داشتن. خلق ثروت باهمان سرمایه. وچهارم کسب کردن دانش برای شروع باسرمایه اندک. وباورهای سازنده که درشروع کارباسرمایه کم واندک وموفقعیت درکسب کارهابزرکتر. 🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩

    4.احساس لیاقت که من بایدهمه چیزنقدبخرم نه باچک و وام بجای اینکه فکرکنم با ام به جای میرسم بیام فکرکنم بااین قوانین واین هوش واستعدادوتوکل خداوندچطورمیتوانم دست به زانوبزنم ویاعلی بگم وکسب کارخوبی برای خودم راه بندازم که همیشه ماندگاروعالی باشه وهمه برام ثروت سازباشه ومایه آرامش نه مایه بدبختی وترس ونگرانی 👏👏👏👏👏👏👏

    5.به خودمان قول بدهیم برای موفقعیت تکامل شرط اول هرکاروهرتغییرباشه تا مادرمسیردرست الهی قراربگیرد وموفقعیت همیشگی باشه 🤗🤗🤗🤗🤗🤗🤗

    6.برای خریدمحصول اول بایدمن قوانین الهی رویا بگیرم خودم به مدارهابالابرسونم دیدم به زندگی تغییرکنه توجه کنم به نکات مثبت زندگی وافراد شکرگذاربودن وقتی قوانین یادبگیری ورودی‌ها وکنترل کنم وقدم به قدم برم جلو اونجا میتونم محصولات بخرم من وقتی شناختی ازقانون ندارم دیدم منفی شکرگذارنیستم نمیتونم ذهنم کنترل کنم چطورتوقع دارم بدون طی کردن قانون تکامل بتونم به مدارهابالابرسم و بتونم محصولات بخرم پس به جای زورزدن اول میام لذت میبرم ازلحظها وبه قول استاد بجای دست وپا زدن برای موفق درتمام جنبهازندگی ودنبال تکنیک و جادوجنبل بیام قوانین خداوندبربشناسم بعدخداوندخودش ماروهدایت میکنه به مسیردرست وانسانهادرست نگران نباشید وگول نجواهای شیطان وذهن نخوریدچون ذهن ازتغییرمیترسه وانسان ناامیدمیکنه یک مثالا.. من خودم داشتم چندروز فایلها دانلودمیکردم ومرتب میکردم ذهنم میگفت این کاربی فایدست ولی خداوندبازشاهکارکردوبهم نشون داددرمسیردرست هستم چون من داشتم قدم به قدم جلومیرفتم ولی ذهنم میگفت تومفیدنیستی توموفق نیستی این کارهابی فایدست وذهن داشت منوگول میزدتا تکامل طی نکنم ویک شبه بخواهم من صبورباشم. عاشق باشم. رابطم باخداعالی باشه. ثروتمندباشم. وغیره ولی این افکارذهن یعنی دورزدن قوانین خداوند وباخودت بگومن همین الانم عالی هستم. باخودم تصمیم گرفتم قدم به قدم راه برم ولذت ببرم 🤓🤓🤓🤓🤓🤓🤓

    7.هرچیزی روکه میخوام براش اقدام کنم تکامل طی کنم وازمسیرتغییرلذت ببرم واستادروالگوخودم قراربدم ونخوام یک شبه مثل استادحرف بزنم کارکنم وقبول کنم که استادتمرین کرده استادمسیرتکامل طی کرده تابه اینجارسیده وبیام استفاده کنم ازفایلهارایگان استاد وازاین فرصتی که خداوند دراختیار من قرارداده به نحوه احسنت استفاده کنم واون زندگی دلخواه خودم خلق کنم وپاک کنم اون مسیرهای اشتباهی که میخواستم یک شبه به همه چیزبرسم این خلف قوانین خداوندست👏👏👏👏👏👏👏

    پس نتیجه گیری :

    اول طی کردن تکامل

    دوم خلق کردن ثروت باهمون سرمایه اندک

    سوم احساس لیاقت که منوبایدهمه چیزنقدبخرم نه چک نه وام

    چهارم تغییرزمان وتمرین وتکرارمیخواد البته باعشق وانگیزه

    پنجم الگوهای موفق داشتن درتمام جنبهازندگی البته الگومن استادعباس منش عزیزمه عاشقتم استادعزیزم

    ششم. تشویق وهدیه خریدن برای کوچک ترین مسیرتکامل وموفقعیت

    هفتم. عجول نبودن وتوقع نداشتن زیادازخودم ووقت گذاشتن برای تغییر خودمان

    هشتم. ازهمه مهمتر توکل کردن بخدا وازخودش کمک خواستن که ازهمه مهمتره 👩‍❤️‍💋‍👨👩‍❤️‍💋‍👨👩‍❤️‍💋‍👨👩‍❤️‍💋‍👨👩‍❤️‍💋‍👨👩‍❤️‍💋‍👨👩‍❤️‍💋‍👨👩‍❤️‍💋‍👨

    خدایاشکرت بخاطر این نکته‌ای زیبا که خودت تایپ کردی نه من خدایاشکرت که همیشه کنارمون بودی وهوای من داشتی وشکرت بخاطراین همه زیبایی ودوستان خوبی که دارم درسایت عباس منش اینهاهمه لطف خداونده 🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️

    وخدایاشکرت ازوقتی روی خودم کارکردم وکارمیکنم دیروز یک نشانه عالی دیدم که فهمیدم درمسیردرست هستم خدایا عاشقتم 🥰🥰🥰🥰🥰🥰

    وعاشفتم استادعزیزم ومریم جون باعشق 🥰🥰🥰🥰🥰 🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳 ازخداوندخوبم برای همتون سعادت وخوشبختی روهم دراین دنیا وهم دراخرت براتون میخوام ازخدای خوبم

    سمیه نظامی ازمشهدمقدس 🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    محسن گفته:
    مدت عضویت: 1740 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته و دوستان همراه

    فصل اول روز ششم: همین لحظه بهترین زمان برای شروع است.

    من هرلحظه باید خداروشکر کنم بابت همین لحظه و هر نعمت و امکاناتی که در اختیارم هست.

    میخوام کلام استاد و خانم شایسته رو بنویسم چون واقعا همین نوشتنه عجیب تاثیر گذاره با اینکه نه زحمتی داره نه نیازمند امکانتان عجیب غریب.

    چون توی همین شش روز معجزاتی دیدم که رد و اثرش از این فایلها و نوشتن ها هست..

    _

    تنها راه ثروتمند شدن ام شروع کار از امکانات و توانایی هایی است که در همین لحظه دارم.

    قانون این هست که از همین جا شروع کنی با همین داشته ها..

    قانونش این هست که کار رو از خانه ات و وسایلی که در دسترست داری شروع کنی و مشتریانت از افراد و نزدیکانت باشند..

    نادیده گرفتن قانون تکامل در مسیر اهداف و علایق یعنی لذت نبردن از انجام کار مورد علاقه و قدم بر نداشتن..

    چون فاصله را بسیار دور میبینی میان امکانات کنونی باسرمایه مورد نیاز برای اجرای آن کار در ابعاد بزرگ..

    سنگ بزرگ علامت نزدن است..

    ساختن کسب و کاری حرفه ای و پردرآمد ،نیاز به آموختن درس های بسیاری دارد که از مسیر حل مسائل و چالش هایی میگذرد که در طی مسیر با آنها مواجه میشوی و با حل آنها ، کم کم ظرف وجودت را رشد میدهد…

    با لحاظ کردن قانون تکامل در مسیر گسترش کسب و کار مورد علاقه،عجله ای برای رسیدن به نتایج خیلی بزرگ نداری و ذهن آرام شده و با ساختار و خلق و خوی جهان در صلح قرار میگیری..

    در نتیجه جهان هم روی خوشش را به تو نشان میدهد و تورا در مدار ایده هایی قابل اجرا هدایت میکند..

    ایده ها و الهاماتی که با امکانات و توانایی های همان لحظه تو قابل اجراست..

    فکرت خوب کار میکتد..

    چون درگیر پرداخت بدهی ها نیست..و طبق قانون،ذهن آرام ،همیشه ایده های سودآور را جذب میکند..

    تمام افرادی که صاحب کسب و کار موفق هستند، بدون استثنا قانون تکامل را درک و عملی ساخته اند..

    در مسیر حل کردن مسائل،راه رشد کسب کار بوسیله ایده های ساده و عملی داده میشود..

    جهان هستی با قانون تکامل کار میکنه و این قانون بر کل جهان و موجودات حاکم است..

    هرچیزی هر کسی که به یک رشدی رسیده حتما مسیر های قبلی رو طی؟کرده و یک شبه به موفقیت و پیشرفت نرسیده..

    هیچ چیزی در جهان هستی یک دفعه بوجود نمیاد..هرچیزی روند داره..

    طلوع و غروب خورشید یک دفعه انجام نمیشه..درخت یک شبه رشد نمیکنه..

    در این جهان هستی باید یک سری روند ها طی بشه در غیر اینصورت نتیجه ای در کار نخواهد بود..

    اگر فکر میکنم برای اینکه شغل بهتری داشته باشم و ایجاد کنم باید سرمایه اولیه داشته باشم یابانک بهم وام بده یا از کسی قرض بگیرم، این یک دروغ است..

    اگر میخوام ثروتمند باشم اگر واقعا میخوام،باید با هرآنچه که الان دارم شروع کنم. با همین یک میلیون یایک ریال شروع کنم.

    اگر تونستم یک ریال روبکنم 2 ریال،اونوقت 100 میلیون رو میتونم بکنم 200 میلیون..

    اگر فکر میکنم یه وام بزرگی میگیرم یک پولی قرض کنم و بعد کارم روشروع کنم و موفق میشم، سخت در اشتباهم..چرا؟ چون روند روطی نکردم.

    اگر کسب و کاری رو شروع کنم با پول قرضی به این معناست که هنوز لیاقت این پول رو ندارم که به شیوه طبیعی اش داشته باشم.

    اگر قرض گرفتم یا وام گرفتم و خودم بدست نیاوردم یعنی روند و مسیر درست رو طی نکردم.

    حتما اگر روند رو طی نکنم اون پول رو از دست میدم.

    این فکر روبنداز دور که برتی شروع کار نیاز به سرمایه اولیه هست..باید با کسب و کارهای کوچکتر باقدم های کوچکتر اون سرمایه اولیه رو خودم جور کنم.

    تمام افراد موفق هرچیزی که دارن رو خودشون بدست اوردند و از قانون تکامل استفاده کردند.

    در جایی که حالا هستم و همین وضعیتی که الان دارم بهترین وضعیت و مناسبترین لحظه برای شروع هست.

    این فکر رو بنداز دور که اگر منم پول داشتم میتونم این کارو بکنم..

    هر ادم ثروتمند و موفقی یک شبه اون موفقیت و ثروت رو بدست نیاورده..اونها قدم های قبلی شون رو طی کردند…منم باید قدم های قبلی ام روطی کنم..

    برای شروع،همین لحظه فعلی بهترین لحظه است و دنبال این نباشم که دیگران بهم کمک کنن..

    اگر میخوام به ثروت زیادی برسم باید درس های زیادی کسب کنم..این درس ها هم توی همین روز های سخت بی پولی و بدون سرمایه کارو شروع کردن بدست میاد..

    این درس ها که بدون سرمایه بدست میارم و یاد میگیرم بسیاار ارزشمنده..برای مواقعی که کسب و کارم رشد میکنه..

    پس با این مسئله نجنگ که الان چه جوری بدون پول میخوام کارم رو شروع کنم..

    برای شروع هر کاری اول نیاز به اعتماد بنفس هست..

    به فرزندتم بجای دادن سرمایه اولیه،بهش اعتماد بنفس بده ..

    این باور رو تقویت کن که میتونم این کارو انجام بدم..این از هزارتا سرمایه بهتره..

    یک شبه میلیاردر شدن یک توهمه..

    یا یک شبه از این نقطه به نقطه خیلی بالاتر برسم ..

    حتما باید پله های قبلی رو طی کنم..

    باید درس های قبلی رو یاد گرفته باشم..

    باید مهارت ثروتمند شدن رو با همون یک ریال که دارم کسب کرده باشم..

    باید از قانون تکامل استفاده کنم..

    این جهان یک روزه خلق نشده..

    خداوند هم زمان گذاشته..همه چی تکاملی طی شده..

    منم اگر میخوام ثروتمند باشم باید روند تکاملم رو طی کنم و راه دیگه ای نیست..

    چکی خریدن یعنی من میخوام چیزی رو بگیرم که فعلا لیاقتش رو ندارم..

    فعلا پولش رو ندارم‌‌..و حساب میکنم که یک روزی پولشو داشته باشم..

    با چکی خریدن من اجازه میدم دیگران من رو تحت سلطه خودشون بگیرن..

    با نقد خریدن من شرط میذارم که من چی رو میخوام ..من تصمیم میگیرم..من تعیین میکنم..

    من فقط زمانی باید چیزی رو بخرم که پولشو داشته باشم و اگه ندارمش الان،حساب نکنم چکی بخرم و بعدا پولشو دارمش ،این دروغه…

    چون دارم به خودم استرس میدم نگرانی میدم ..دارم خلاقیت رو از خودم دور میکنم..

    وقتی ذهنم آروم باشه خلاقیت هم سراغم میاد..

    ایده های ثروت آفرین سراغم میاد.

    این یک قانونه وقتی من استرس داشته باشم برای پاس کردن چک و دادن قرض، هزار تا ترس و نگرانی و استرس و عذاب میاد سراغم به خاطر همون چک ها و ایده های پول ساز سراغم نمیاد..

    طبق قانون استرس و نگرانی،ترس و نگرانی رو جذب میکنه..

    عجله هم از باور کمبود میاد..

    اگر میخوام به شکل پایدار ثروتمند بشم به هیچ عنوان از چک استفاده نکنم و فقط اون چیزی رو میخرم که نقد داشته باشم.

    اگر به خدا ایمان داشته باشم و در آرامش باشم،ایده هایی به ذهنم میاد راه هایی برام باز میشه درهایی برام باز میشه که هزاران برابر اون پولی که میخواد بعدا سراغم بیاد بدست میارم.

    پس هرگز وام نگیرم و کارم رو از همین چیزی که الان هست و از همین چیزی که دارم شروع کنم..

    افراد موفق اینجوری روند رو طی کردند..

    منم باید اینجوری طی کنم..

    منم باید از کنار خیابون کارم رو شروع کنم..

    از هر چیزی که الان دارم بعد با سودش شروع کنم به گسترش کارم..

    فقط سعی کنم با پول خودم شروع کنم..

    با اونچه که دارم شروع کنم که نگران نباشم..که وابسته کسی نباشم..که سرم بالا باشه..که فکرم خوب کار کنه..که تکاملم رو طی کنم و درس هام رو یاد بگیرم..

    تنها راه ثروتمند شدن،شروع کار از امکانات و توانایی هایی که در همین لحظه دارم..استفاده از اون توانایی هاست..

    ذهن آرام، همیشه ایده های سودآور و پولساز رو جذب میکنه..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2206 روز

    سلام.

    خدایا ازت ممنونم بهم ایده دادی از اول فایلهای دانلودی (هدیه) گوش کنم، دوره کنم.

    اگه میخوای به 100 برسی، قبلش باید به 99، 98، 97 و … رسیده باشی.

    این جمله برای درک مفهوم تکامل فوق‌العاده است.

    طی نکردن تکامل مثل اینکه یه پروانه رو زودتر از پیله بکشی بیرون

    به فرزندم اعتماد به نفس بدم، نه سرمایه

    من تو درک تکامل، هنوز هم گارد دارم.

    چون عجله و شتاب یکی از خصوصیت های رفتاریمه.

    الان نسبت به قبلم خیلی بهتر شدم.

    خدا رو شکر که مدتهاست دیگه خبری از وام تو زندگیم نیست.

    خبری از پرداخت قسطی نیست.

    در مورد قرض گرفتن و قرض دادن، جای کار دارم هنوز.

    چیزی که متوجه شدم در مورد تکامل اینه که:

    سمانه

    تو یه عمر با یه اخلاق، زندگی کردی.

    یهو نمیتونی ترکش کنی.

    کم کم بهبود پیدا میکنی با هر بار تمرین و پشتکار.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    به نام خدای عشق گفته:
    مدت عضویت: 268 روز

    به نام خدای عشق

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانو

    برام خیلی جالبه هر روز که فایلهای روز شمار تحول رو باز میکنم دقیقا در مورد موضوعی که اونروز من درگیر ذهنی دارم استاد صحبت میکنن چقد قانون درست کار میکنه چقدر خدا قشنگ هدایت میکنه

    و اما امروز درس بزرگی گرفتم منی که توقع داشتم تو کارم همسرم حمایت مالی کنه و یا قرض کنم واسه اپدیت شدن تو کارم همش فکرم این بود که یکی حمایتم کنه تا من پیشرفت کنم امروز فهمیدم باید با تلاش خودم ادامه بدم تا تکاملم رو طی کنم چون خیلی چیزا هست که باید تو این مسیر یاد بگیرم نمیتونم یه شبه به همه چی برسم

    من تو اتاق خونه ی خودم کار میکنم تازه شروع کردم ولی مشتری خیلی کم دارم همش ناراحت بودم که شاید جداب نده یا این راهش نیست ولی دقیقا وقتی این فایل رو گوش میدادم مشتری تماس گرفت و وقت گرفت و فهمیدم این یه نشونه است که راهم درسته از همین خونه خودم باید شروع کنم و ادامه بدم خدایا شکرت که به راحتی مسیرهارو برام باز میکنی خدایا شکرت که تو مسیر درستم

    رد پای من روز ششم روز شمار تحول زندگی من

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: