تغییر شخصیت، جهادی اکبر لازم دارد - صفحه 4 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

445 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    آزی گفته:
    مدت عضویت: 3312 روز

    فایل لایو سوم:

    خانم شایسته که در مورد خودش حرف می زد اشاره ای کرد که تمام محصولات را می خرد و اولین نفر است در حالی که می تواند به راحتی بدون خریدشان به آنها دسترسی داشته باشد.

    من فکر کنم این باور افراد ثروتمند است که به جای استفاده از شرایط بخواهند خودشان را بیشتر ثابت کنند که توانایی داشتن چیزی را دارند که بهای و پول آن را می پذیرند . ماها خیلی جاها منتظر تخفیف فرصت و شرایط رایگان یا برنده شدن در شرط بندی ها و مسابقات هستیم یا حتی دعوت از طرف دیگران که برایمان کاری کنند و هزینه های ما این طور تقبل شود اما چقدر عالی تر می شود که خدا شرایطی برایمان فراهم کند که بتوانیم هر چیزی را با درآمد خودمان بخریم این احساس قدرتمند کننده تری نیست به جای این که دیگران در حقمان لطف کنند یا مهمانمان کنند خودمان برای خودمان یا حتی دیگران این کار را بکنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    عرفان نصیری گفته:
    مدت عضویت: 2914 روز

    سلام به همه دوستان

    من نمیخاستم این و بنویسم ولی دیدم وقتی بعضی ها کامنت میزارن و من احساس خوب و شاید یه تغییری تو باورام ایجاد شه گفتم بنویسم

    یروز یه کامنت گذاشتم و از جواب پشتیبانی فهمیدم کلا فرکانس هام مشکل داره

    اگه بخوام خودم و معرفی کنم یه افسرده که هرشب گریه میکرد و توی دعوا با همسرم بودم ولی یجا دیگه خسته شدم از وضعم و یه جمله که استاد توی دوره افرینش گفتم کلا نظرم و عوض کرد >> اگر از وضعیت فعلیت راضی نیسی پس باورت و عوض کن <<

    دوستان من درامدم تازه ۳ ماهه خوب شدهو از خدا خاستم که اگر من میلیاردر شدم اگر اماده دوره های استاد نبودم نزار بخرم و همین هم داره پیش میره میخام اماده اماده تغییر باشم و هر موقع اماده دوره ای بودم خریداری کردم و نکات از طریق استاد به من گفته شد

    دوستان من با فایل های رایگان استاد و با همین مقدار کم و تمرینات کوچک

    مدت ۳ مااه که خوش حالم ،شادم ،ارومم، شبا راحت میخوابم ،پول میاد و میره اما برام ارامشه مهم بود که دارم خدارو شکر همه چی ارومه و از طرفی دیگه چیزایی که عاشقشم و دارم جذب مییکنم شاید باورتون نشه ولی همسایه های ما و خیابونی که شبا از سرکار برمیگردم شاید بگم بالای ۲۰ نفر ماشینی که من ارزوش و داشتم بخرم خریدن این یکی از چیز ها بود فقط خاستم بگم این واقعیت داره که اگر شما به چیزی توجه کنید آن را به زندگی خود دعوت میکنید

    استاد قول میدم چند سال اینده با انجام تمریناتی که شما میگید بهترین زندگی از عاطفی هم مالی همه جوره بسازم و براتون جبران کنم

    ایشالا همه شاد باشن ثروت مند باشن ماشینای خوب بخرن زندگی های عالی و عاشقونه و اروم بسازن لذت ببرن همه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    محمد مفاخري گفته:
    مدت عضویت: 1645 روز

    حمد و سپاس خدایی را که تنها آفریننده آسمان ها و زمین است.

    سلام و درود فراوان خدمت استاد عزیزم و مهربانوی مهربان خانم شایسته عزیز،

    سلام دوستان بهشتی من،

    این فایل رو من همون موقع که روی سایت بارگذاری شد دیدم و حقیقتا که باعث شد شناخت دقیقتر و بهتری از خودم داشته باشم، و خودم رو کنکاش کنم که آیا هنگام برخورد با یه موضوع خاص و یا یک اتفاق که نیاز به برطرف کردن دارد آدمی هستم که برم توی دل ترس‌ها‌م و سعی کنم اون اتفاق رو برطرف کنم یا نه،

    آیا ادمی هستم که سعی میکنه آشغال‌ها رو جمع کنه و از اساس یک محیط رو تمیز نگه داره،!؟ یا اینکه از ترس جمع کردن اشغال ها اونهارو میذارم زیر مبل و میز و قایمشون میکنم؟؟

    خب اتفاقات بسیار زیادی رو تجربه کردم که بهم ثابت کرد من خیلی به فکر حل کردن موضوعات از ریشه نیستم و سعی دارم آشغالها رو بندازم زیر فرش و مبل و… و تلاشی برای تمیزکردن نداشته باشم، خب همونطور که میدونید موضوع اشغال ها و پنهان کردن اونها استعاره از داشتن باورهای نازیبا و عادت‌های زشتی هست که استاد خیلی مفصل و مفید توضیح دادن،

    اما اتفاقی که افتاد و باعث شد بیام افشاگری کنم این بود که توی محل کارم و سکشنی که مربوط به من هست

    (من توی رستوران کار میکنم و حدود 8 سال تجربه کار رستوران و طبخ غذاهارو دارم و توی حوزه کاری خودم حرفی برای گفتن دارم،)

    الان قسمت کافه بار رستورانی که توش کار میکنم دست من هستش و مدیر بارَم،

    چند روزی بود که با خودم میگفتم یه روز همه‌چیو بریزم بیرون و یه نظافت اساسی بکنم، و هربار که نگاهم به قسمت‌های کثیف و خاک گرفته میفتاد احساس بدی بهم دست می‌داد، کل نظافت قسمتی که مربوط به من هستش کمتر از 3 ساعت زمان میبره تا کاملا تمییز و نونوار بشه،

    اما هربار کم کاری میکردم و انجام نمی‌دادم،

    تا اینکه دیشب اومدم یه وسیله‌ای رو از زیر یخچال بردارم، مدتها بود اون زیر افتاده بود،

    دیشب که برداشتم دیدم چندتا سوسک و کلی مورچه توش بود، و این اتفاق یه تضادی بود واسم، به خودم گفتم محمد ببین کار ب کجا رسوندی که مورچه و سوسک جمع شده تو محل کارت، از بس امروز فردا کردی و نظافت نکردی که هم مورچه جمع شده هم سوسک، هم بوی بد میاد از زیر میز و یخچال،

    همونجا وهمون لحظه میخکوب شدم و بلافاصله این فایل و صحبت‌های استاد یادم اومد،

    دیشب که دیروقت بود ولی به خودم قول دادم امروز اقدام کنم و یه نظافت اساسی بکنم،

    امروز هم با وجود خستگی شروع کردم به نظافت، اولش یخورده سخت بود واسم، چون ذهنم مقاومت می‌کرد، ولی شروع کردم و تو دلم گفتم طبق قانون تکامل پیش میرم ومرحله به مرحله مثل پازل حلش میکنم، و صدای امید بخش الله هم توی وجودم بود و به وضوح می‌شنیدم که بهم میگفت تو اقدام کن و قدم اول بردار منم کمکت میکنم،

    به لطف خداوند دو از دستان مهربون و کارآمد خداوند هم اومدن کمک من و با عشق کمک کردن بهم،

    در کمتر از 3 ساعت کلی کار مفید انجام دادم که به دلیل تنبلی و مقاومت ذهنم مدتها بود به تاخیر میفتاد،

    بعد از انجام کار با وجود خستگی جسمی کلی انرژی قلبی گرفتم چون اون مسئله رو حل کردم و از اینکه تونستم در مقابل نجواهای ذهنم بایستم احساس فوق‌العاده خوبی دارم،

    خب این از این و این ماجرا که به لطف خدا با عشق تموم شد،

    مسئله بعدی که در مورد همین اتفاق تجربه کردم راحتی انجام کارها هستش که ذهن بیخودی بزرگ میکنه و به بهانه های مختلف مارو منع میکنه از انجام کاری که باید انجام بدیم،

    همین الگو رو میخوام بذارم توی تموم تصمیم هام و کارهایی که باید انجام بشه،

    خداروشکر میکنم که من رو با عشق هدایت کرد به انجام کارم،

    خداروشکر که دستان فوق‌العاده خوبی رو به کمک من فرستاد و کارهای من رو به بهترین شکل ممکن انجام دادن،

    خداروشکر که تونستم جلوی مقاومت ذهنم بایستم و نجواهای شیطانی رو سرکوب کنم،

    با همین احساس فوق‌العاده خوبی که دارم برای تک‌تک شما دوستان عزیزم آرزوی شادی و عشق میکنم،

    بی نهایت سپاسگزارم که وقت ارزشمند خودتون رو گذاشتید و کامنتی که با عشق نوشته بودم رو مطالعه کردید،

    از خوندن نظرات ارزشمندتون و مثال های شما بی نهایت لذت میبرم،

    در پناه الله یکتا، شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند باشید.

    امضای خدا پای تک تک ارزوهاتون،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    فرشته hp گفته:
    مدت عضویت: 2727 روز

    سلام دوستان عزیز و استاد محترم

    من چند ماهی هست یه نکته رو تست کردم خواستم با شما هم درمیون بزارم

    احساس ثروت داشته باشی یا احساس پولدارشدن کنی خیلی مهم و باعث میشه بیشتر پول دربیاری من و همسرم یه کاری انجام دادیم اونم این بود که اگه خریدی داشتیم مثلا نصف درآمد یا بیشتر میشدو … براش پول میذاشتیم کنار هر روز ده یا بیست تومن میزاشتیم کنار برای اون هدف یا خرید این جوری پول حساب یهو خالی نمیشد که احساس کمبود داشته باشیم یا نگران باشیم و از اون طرف هر روز یه نگاهی به اون پول ها که کنار میزاشتیم میکردیم حساب میکردیم میدیدیم چقدر پول داریم ،حساب بانکی پر پول انرژی میداد بهمون….و حالمون عالی بود و واقعا نتیجش شگفت انگیز بود تو همین چند ماه کلی درامد رشد کرد یعنی سطلمون بزرگ تر شد بیشتر پول می اومد سراغمون.من فهمیدم مدیریت پول خیلی مهمه با اینکه قبلا هم خرج الکی نداشتیم که بگم سطلمون سوراخ باشه نه برای نیازها خرج میکردیم اما همیشه حساب خالی میشد و احساس کمبود میکردیم و درآمد رشد نداشت ولی با این کار فوق العاده شده…..

    موفق باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    Sorur Yaghubi گفته:
    مدت عضویت: 2290 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و دوستان

    من یه مدته قبل خوابدن کامنت های سایت رو میخونم ، الان بیشتر دوره احساس لیاقت

    و خیلی تاثیر بهتری میذاره .. نمیدونم شاید خواب بهتر.. و بیدار شدن صبح هم حس بهتری دارم

    حتی گاهی اولین کاری که میکنم چک کردن سایت شده… …کلا حس خوبی میده

    من خودم قبلا از حاشیه امن خارج نمیشدم

    دقیقا این بود که دنبال علت نمیرفتم و حرکت هم نمیکردم

    مثال اینکه آشغالها رو بریزی زیر مبل ولی اون زیر به گند افتاده

    قدم اول اینه که «بپذیرم» یه سری ایرادات دارم.. نه اینکه فرار کنم و یا مقاومت کنم

    و سپس اقدام «عملی» کنم برای بهود و رشد و پیشرفت

    و «تکامل» رو طی کنم

    *من قبلا اصلا زندگی نمیکردم…زنده مانی بود.. بدون اغراق

    اما الان از لحظه به لحظه زندگیم واقعا لذت میبرم و خوشحالم

    و جالبیش اینه که برای بقیه روزها و ماه ها زود میگذره اما برای من خیلی دیر

    دلیلش هم مشخصه..چون من لحظات رو لمس میکنم و به آینده موکول نمیکنم این حس خوب رو..خدا روشکر

    اما بقیه توجه به لحظه «حال» ندارن و دنبال فلان تاریخ و … هستن… زمان براشون برکت نداره

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  6. -
    مرتضی دهقان نیری گفته:
    مدت عضویت: 541 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    روز شمار تحول زندگی من روز 98ام

    سلام به استاد عزیزم و دوستان محترم

    درس‌هایی که از این فایل یاد گرفتم اینه که نباید تو تغییر شخصیت عجله کرد و باید مثل ورزشکار که هر روز تمرین می‌کنه تا عضله بسازه ماهم باید هر روز رو خودمون کار کنیم و تغییرات کوچک هم برامون مهم باشه و رفته رفته تغییر کنیم و این دوره دوازده قدم داره همین کار را می‌کنه

    من خیلی رفتار هام عوض شده ولی نمی‌دیدم و میگفتم که اینا مهم نیست ولی الان میبینم که نه از کم شروع میشه و تا بی نهایت ادامه داره که تغییر کنی و این سایت خیلی کمک کرد به من

    انشاالله که با قدرت بیشتر تو این مسیر بمونم و ادامه بدم و بیام از نتایج بزرگترم کامنت بزارم

    همه شما را به خداوند منان میسپارم

    یاحق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    سجاد طبسی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3100 روز

    سلام خدمت همگی عزیزان این خانواده استاد همونطور که همه قبول وباور دارن برای ساختن عضله نمیگن بایدکسی دگه ورزش کنه تامن بدنم ساخته بشه بلکه باید خودم ورزش کنم و وزنه بزنم تا طبق دلخواهم نتیجه بگیرم هرچندکه خودمم ورزشکارم منم به همون اندازه باوردارم زندگیمو خودم دارم خلق میکنم واگه بدنم بدکارمیکنه وبیماری روتجربه میکنم پس منم که دارم غذای نامناسب و فاسد دارم به بدنم میدم…..و تو فایل قبلی گفتید وقتی زکریا دید مریم داره میوه های تابستونی داره درفصل زمستون میخوره اونموقع خداوند بهش میگه زکریا توالان درخواست کردی ماهم همیجوریم وقتی نعمتها وزیبایی های زندگی شمارومیبینیم باورداریم ودرخواست میکنیم ازخداوند که ماهم چنین نعمتهایی رومیخواهیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      هێژا مەهتابی گفته:
      مدت عضویت: 3445 روز

      درود خانم طیبه من احساس می کنم شما خیلی خودتو دوست داری و با خودت دوستی و خیلی راحت احساستو ابراز میکنی واقعا بابت این ویژگی زیبا تبریک می گیم شما دختری بسیار بسیار با ارزشی هستی وقابل تحسینی نظرات شما روی من بسیار بسیار تاثیر گذاشته سپاس گذارم بابت وجود شما در سایت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    Ayda Zinati گفته:
    مدت عضویت: 1751 روز

    سلام به استاد عزیزم

    وااااقعاااااا سپاسگزارم بابت تک تک حرفاتون،تک تک آگاهیای نابتون،تک تک احساسای خوبی که به ما میدین

    حدودا ۲۲ روزه که عضو سایتتون هستم ولی دوماهه که توی مسیرم و از فایلهای رایگانتون استفاده میکنم

    حدودا روزی ۶ الی ۱۲ ساعت فایلهای شمارو گوش میکنم، مینویسم،کامنتهارو میخونم نکته برداری میکنم و هرروز بیشترو بیشتر میفهمم که تااازه چی به چیه

    البته من سه سال پیش با این قانون اشنا شدم از طریق کتاب و فضای مجازی اما باورش نکرده بودم

    من توی این دوماه ک روی خودم کار کردم با اینکه کمه اما واقعا تغییراتی رو حس میکنم و ایجاد شده هرچند کم

    اما دوسه روزه که متوجه شدم ذهنم خیلی بیشتر داره مقاومت نشون میده و انگار داره تلاش میکنه که به حالت قبلی برگرده

    تااینکه من این فایلتون رو پیدا کردم و میدونم که هدایت خداست،میدونم که اتفاقی نبوده

    واقعااا چقدر آدمه با لیاقتی هستم که خداوند جوری منو هدایت میکنه که مسیر رو از اول بنیادی جلو برم

    اینکه ما جای حل مسئله صورت مسئله رو پاک میکنیم در واقع خودمون رو گول میزنیم

    من انقدررر ادمه عجولی هستم که انتظار داشتم توی این دوماه کامل قانون رو بفهمم اما وقتی گفتید حتی شماهم با خوندن کامنتا آگاهی جدیدی میگیرید واقعا تازه فهمیدم که چه مسیری رو باید برم

    من حتی جزو اهداف کوتاه مدتم یادگیری این قانونو گذاشته بودم😂

    اما الان خندم میگیره ازینکه چرا فکر میکردم باید انقدر عجول باشم،یا انتظار بیجا از خودم یا قانون داشته باشم

    اما از ته وجودم خواستار تغییر هستم

    شبو روزم ناهارو شامم حرفام و تک تک توجه های من شده همین قانون

    روز به روز بیشتر میخوام متوجه بشم که باید چیکار کنم

    تا حد توانم و تا حدی که این تکامل رو طی کردم هرچند میدونم مسیر کوتاهی رو اومدم واقعا خیلی موفق شدم که ذهنم رو کنترل کنم

    و خیلی از مشکلات کوچیک زندگیم حل شدن

    من صبحم رو با کامنتای سایت شرو میکنم و شب رو هم با کامنتا میخوابم و دقیییقااا مثل شما

    صبح اولین فکری که به سرم میاد کامنتا و اگاهیهای جدیده

    همیشه و هر لحظه یه حسی هست که بهم میگه همین روند رو ادامه بدم

    اما گاهی اوقات حس میکنم کمه!

    تلاشم کمه در صورتیکه من بیشتر وقتام خالیه و تماما تمرکزم روی قانونه

    وااقعا کاش میشد روز بجای ۲۴ ساعت خیلیییی بیشتر بود

    من عاشقانه دارم مسیر رو طی میکنم و چقدررررر قشنگ و آروم آروم دارم به سمت فایلها هدایت میشم هربار که مسیر این قانون برام روشن تر میشه احساس آرامش بیشتری میکنم

    من حتی تا چند روز پیش جوری بودم که سختم بود کامنت بذارم میگفتم آیدا اخه تویی که تازه دومااهه داری روی خودت و قانون کار میکنی چه حرفی برای گفتن داری

    یه جوری انگار میترسیدم که دیده بشم

    اماا واقعا باهاش روبه رو شدم و با خودم گفتم اتفاااقاااا دقیقا برعکسشو انجام میدم و کلللللی کامنت میذارم هر چی که همون لحظه بهم گفته میشه رو مینویسم میدونم که استاد میخونشون

    و این دقیقا یعنی تغییر یه تغییر هر چند به ظاهر کوچیک اما ن تنها شروع به گذاشتن کامنت کردم بلکه با افتخار تغییرات کوچیکم رو هم دارم مینوسم

    من فقط ۲۰ سالمه اما هرروز میگم دیگ از من گذشت..دیگ دیر شده …تا اومده به خواسته هام برسم پیر شدم… هی میگم بدو زووود باش ….تاااا اینکه فایل شما رو گوش دادم و کامنتهای دوستان رو خوندم و متوجه یه باور قوی توی وجودم شدم

    من همچنان پرقدرت ساعتها برای گرفتن آگاهی پیش میرم و وقت میذارم تمام دوستانم رو با کمال احترام کنار گذاشتم و از تمام مهمونی های دورهمی که چیزی به جز خوروندن باورهای محدود کننده نداشت گذشتم،از فضای مجازی اومدم بیرون و فقط توی سایت شما هستم

    و الان که کامنت خودم رو میخونم یه چشم انداز قشنگی از این مدت اگاهی از خودم پیدا کردم و متوجه تاثیر کامنت گذاشتن شدم

    از تمومه کساییکه کامنت من رو میخونن و چه اول مسیرن چه کساییکه خیلی وقته توی مسیر هستن میخوام که تااااا میتونید کامنت بذارید و اگاهی پخش کنید تجاربتون رو بگید چون واااااقعا تاثیر گذارن

    وااااقعا اگاهی بخشه حتی اگاهیِ خودشون برای خودشون آگاهی بخشه یعنی اگر شما کامنت خودتون رو چن بار بخونید اون درکی که توی بار اول از خوندن کامنتتون داشتید با بار چندم خیلی متفاوته

    تک تک کامنتا

    حتی کساییکه تازه وارد مسیر شدن

    از همه چیز و همه کس میشه یاد گرفت میشه فهمید چ تضاد باشه چه نباشه

    چه بچه باشه چه بزرگ واااقعا میشه یاد گرفت

    منننن که استقبال میکنم از تمووووومه کامنتا و فایلا

    افتخار میکنم به خودم، به روشم،به خدایی که دارم به انسانهای موفق و بزرگی مثل شما،به دوستانی پر از اگاهی توی این سایت

    از شما و تماااااااام کسانیکه توی این مسیر هستند سپاسگزارم

    امیدوارم با هدایت الهی بتونم بهتر عمل کنم❤️❤️❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  9. -
    زهرا لهراسبی گفته:
    مدت عضویت: 576 روز

    سلام ب استادعزیزم وخانم شایسته عزیز..این فایل واقعامنو به فکرفروبرد چون نشانه امروز من بود…از خداخاستم منو هدایت کنه .این فایل برام اومد بخدا زیبایی های اروی ودوروبرها اشک چشمم رو دراورد..چند ماهی هست که هدایت شدم به این سایت الهی خدایاشکرت..اوایل حرفای استادانقدرسرذوقم میاورد .چون من از حال خیلی بد وشرایط بد به این سایت هدایت شدم..خدایاشکرت..خیلی حالم خوب میشد وخیلی تلاش میکردم کامنت بزارم اما بلد نبودم ..دوره دوازده قدم روتوسایت دیدم وباشرایط من جوربود خیلی ذوق داشتم بخرم وهم روی خودم کارکنم هم از شماچه پنهون شرایط مالیم بهتربشه چون شرایط مالی خیلی خراب بود ..با دخترخواهرم که سالهاست تو این مسیر هست صحبت کردم واون میگفت صبرکن تو خیلی ذوق داری باهدیه هاشروع کن اما یک روز دیگه نتونستم جلو خودم روبگیرم واخرای اسفندماه پارسال رفتم ودوره دوازده قدم رو خریدم ..روزه بودم ونزدیک افطار..با چه ذوقی خریداری کردم خودم بلدنبودم رفتم کافینتی وبرام انجام داد..حتی اون اقا چون تقریبا اشنابودیم باهم ازم پرسید این دوره چیه وبه چه کارمیات .بخدا بلدنبودم درست واسش توضیح بدم دست وپاشکسته یه چیزای گفتم ..اونم تحسینم کردوگفت موفق باشی..خلاصه اومدم خونه افطارکردم واز خداهدایت خواستم تا فایلهارو بازکنم وگوش کنم..شب قدم اول روبازکردم وگوش دارم درست متوجه نمیشدم ولی همین طور گوش دادم وهنزفری توگوشم همین طورگوش میدادم حتی یه دخترکوچولو دارم که خدا بعداز بیست وسه سال نازایی بهم بخشیده اونم گوش میدادوهمش میگه مامان عباس منش گوش میدی…خلاصه گذشت وچن مدتی تمرکز ی گوش دادم.واقعا روی خیلی از جنبه هااصر گذاشت من توی خونه کاردرخانه انجام میدهم تمرکزم روگذاشتم روی درامدم ومیدیدم هرما حقوقک کمی بیشترازقبل میشه وتغییرات رو ذره به ذره میدیدم..اخلاقم بهترشده بودحوصلم به جاترشده بود وخیلی خیلی نعمت تو زندگیم فراوان شد..خدایا شکرت..خوابم عالی اصلا یه زهرای دیگه شدم..غیبت کردن روکامل گذاشتم کنار توجهم روی نکات مثبت ادما وزیبایی های اطرافم زیادترشده وکنترل ذهنم برام راحتراز قبل شده..خلاصه..تا یه مدت باز هدایت شدم به فایل های هدیه وسه دوره از دوازده قدم رو که کارکردم اومدم روی فایلهای هدیه واونا برام جذابترشد حدود شیش ماهی هست که فقط هدیه هاروگوش میدم. وروی خودم کم کم کارمیکنم واز خداهدایت میخام..خیلی تاثیرگذارن..خدایاشکرت تا امروز نشانه بهم گفت شروع کن دوازده قدم رو..ومیخام به امیدخدا شروع کنم..ای ردپارمیزارم تا به امید خدا وقتی برگشتم وخوندمش نتایج زادی گرفته باشم وبنویسم.ممنونم از شمااستاد عززززززییییز که برام خیلی عزیزین ومیخام همیشه وهمیشه باشما وفایلهای گرانقدرتون زندگیموبسازم..سپاسگزارم که حال دلم روعالی کردین ومنواز تاریکی به نور هدایت کردین خدایا هزاران هزارمرتبه شکر بابت ادمهای خوب که درمسیرمن قرارداد..به امیددیدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  10. -
    محمد گفته:
    مدت عضویت: 2326 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم😍😍

    تقریبا دو ماهی هست که دارم کار میکنم و فروش ندارم البته بگم که من بیمه عمر میفروشم

    شاید باورتون نشه استاد داشتم به خودم میگفتم که آخه چرا منی که دارم رو ذهنم کار میکنم و تلاش هم میکنم که بفروشم ولی این اتفاق نمیفته آخه دو ماه ه ه…

    تا اینکه گفتم بزار از هدایت خداوند کمک بگیرم

    و وارد قسمت ( مرا به سمت نشانه ام هدایت کن) شدم و استاد باورتون نمیشه الله اکبر..

    یعنی تااین صفحه واسم باز شد مو به تنم سیخ شد..

    و گفتم خدایا شکرت که داری هر لحظه هدایتم میکنی و لی من هنوز تکاملم را طی نکردم و هنوز اول راهم و تو هدایتم میکنی و لی من متوجه نمیشم…

    البته نجواها اومدن سراغم و گفتن تو که قبل از آشنایی با قوانین خوب فروش داشتی پس چرا الان فروش نداری و …

    ولی من گوش نکردم و راهمو ادامه دادم و فکر کنم خدا این تضاد رو برام ایجاد کرد که متوجه بشم که باید خیلی عمیقتر رو خودم کار کنم و شاید اگر به چنین تضادی بر نمیخوردم سالهای سال این مسیر اشتباه رو میرفتم و متوجه مسیر غلط نمیشدم..

    خدایا شکرت..

    و خداروشکر متوجه شدم که دارم راهو اشباه میرم و به خیال خودم دارم رو باورهام کار میکنم در صورتی که استاد با اینکه ۱۵ ساله که داره رو باورهاش کار میکنه و هنوز که هنوزه با این باورهای قدرتمندی که داذه ولی میگه از خواندن کامنتهای بچه ها آگاهی هام بیشتر میشه…

    خدایا داری چکار میکنی با من..

    تویی که فقط چند ماهه داری رو خودت کار میکنی و تازه خیلی هم روش زمان نمیذاری پس چه انتظاری داری…

    پس قانون تکامل چی میشه…

    محمد تو نباید عجله داشته باشی به قول استاد باید قدم به قدم بری جلو و به خداوند و زمان بندیش ایمان داشته باشی …

    تو چیکار داری کی بهت روزی میده..

    تو بندگیتو بکن

    اون خداییشو میکنه

    وظیفه تو فقط و فقط بندگی کردنه اگه تو وظیفتو بخوبی انجام بدی اونوقت خداوند

    اونقدر بهت نعمت و ثروت میده که نتونی بشماری…

    خدایا شکرت که هدایتم کردی…🙏🙏🙏

    خدایا شکرت که هدایتم کردی که حس خوبم رو با بقیه دوستان به اشتراک بزارم و اینکه یه ردپا از خودم به جا بزارم…

    خدایا قلبم رو باز کن که بتونم هدایتهاتو دریافت کنم و بهشون عمل کنم..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: