«ظلم به خود» از دیدگاه قرآن


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


در این فایل بیدارکننده، استاد عباس‌منش با استناد به آیات صریح و محکم قرآن کریم، پرده از قوانینی برمی‌دارند که درک عمیق آن‌ها، نگاه ما را به مفهوم ظالم و مظلوم، عدالت خداوند، شفاعت و مهمترین مسئولیت شخصی در زندگی، به‌کلی دگرگون می‌سازد.

نخستین اصلی که در این مبحث تشریح می‌شود، کارکرد سیستمی و آینه‌وار جهان هستی در قبال دعا و نیایش است. هنگامی که شما برای دیگران دعای خیر، سلامتی یا خوشبختی می‌کنید، پیش از آنکه این انرژی به آن‌ها برسد، به خودتان بازمی‌گردد. جهان هستی دقیقاً مانند یک کوه عمل می‌کند؛ هر فریادی که بر آن بزنید، همان پژواک را به سوی شما بازمی‌گرداند. اگر برای کسی طلب سعادت کنید، خودتان سعادتمند می‌شوید و اگر آرزوی بدی برای کسی داشته باشید، آن انرژی منفی گریبان خودتان را می‌گیرد. در واقع، خداوند یک سیستم است که به فرکانس‌ها و نیات شما پاسخ می‌دهد و همان ها را در زندگی شما بازتاب می دهد. خداوند مانند انسان‌ها دچار احساسات لحظه‌ای نمی شود. خداوند یک سیستم ثابت و تغییرناپذیر است که هر کس در هر مداری قرار داشته باشد، بازخوردی متناسب با همان مدار را دریافت می‌کند. اگر کسی در مدار درست و فرکانس مثبت باشد، حتی اگر شما برایش دعا نکنید، او خیر و برکت را دریافت خواهد کرد، و اگر در مدار نادرست باشد، دعای شما تأثیری در تغییر بنیادین سرنوشت او نخواهد داشت؛ بنابراین، دعا کردن برای دیگران، در حقیقت ابزاری برای تنظیم فرکانس خودمان و دعوت خیر و برکت به زندگی شخصی ماست.

مبحث بسیار مهم دیگری که در این آموزش با تکیه بر آیات متعدد قرآن (از جمله سوره توبه و نساء) بازگشایی می‌شود، مسئله عدم تأثیر استغفار دیگران برای فردی است که خود در مدار شرک و نفاق قرار دارد. استاد عباس‌منش با صراحت بیان می‌کنند که در سیستم الهی، چیزی به نام “پارتی‌بازی” یا “شفاعت بدون تغییر باور” وجود ندارد. حتی اگر پیامبر خدا (ص) برای کسی که ایمان ندارد و در مدار فسق است، هفتاد بار استغفار کند، خداوند او را نخواهد بخشید. این موضوع نشان‌دهنده عدالت مطلق خداوند و اهمیت مسئولیت شخصی است. هر فردی نتیجه اعمال و فرکانس‌های خودش را می‌گیرد و هیچ‌کس نمی‌تواند بار گناه دیگری را به دوش بکشد یا با اعتبار خود، کسی را که نمی‌خواهد تغییر کند، نجات دهد. داستان حضرت ابراهیم (ع) و پدرش (عمویش) آزر نیز گواهی بر این حقیقت است؛ وقتی ابراهیم متوجه شد که او دشمن خداست و در مدار هدایت نیست، از او بیزاری جست و راهش را جدا کرد.

این درس بزرگ به ما می‌آموزد که ما توانایی تغییر دیگران را نداریم و دلسوزی‌های بیجا برای کسانی که خودشان مسیر نادرست را انتخاب کرده‌اند، نه‌تنها به آن‌ها کمکی نمی‌کند، بلکه می‌تواند ما را نیز از مدار درست خارج کند. تنها راه نجات، تغییر باورها و بازگشت خالصانه خودِ فرد به سوی منبع لایزال الهی است.

یکی از عمیق‌ترین و شاید تکان‌دهنده‌ترین بخش‌های این آموزش، بازتعریف مفهوم “حق‌الناس” و “ظلم” از دیدگاه قرآن و قوانین کیهانی است. برخلاف باور عمومی که تصور می‌شود انسان‌ها قدرت دارند زندگی یکدیگر را نابود کنند یا مانع خوشبختی هم شوند، قرآن کریم با آیاتی روشن (مانند داستان حضرت موسی و آیات سوره نساء) تأکید می‌کند که هر ظلمی که انسان مرتکب می‌شود، در حقیقت “ظلم به نفس” است. وقتی حضرت موسی (ع) ناخواسته باعث مرگ کسی شد، فرمود: “رَبِّ إِنِّی ظَلَمتُ نَفسِی” (پروردگارا من به خودم ستم کردم). این دیدگاه توحیدی بیانگر آن است که اگر شما در مدار درست باشید، به خداوند ایمان داشته باشید و به منبع قدرت متصل بمانید، هیچ عامل بیرونی، هیچ انسانی و هیچ حکومتی نمی‌تواند به شما آسیب بزند یا حق شما را ضایع کند.

اگر کسی مورد ظلم قرار می‌گیرد، به این دلیل است که خود را در جایگاه ضعف (استضعاف) قرار داده و با باورهای شرک‌آلود، به دیگران قدرت تسلط داده است. در جهان توحیدی، قربانی وجود ندارد؛ هرکس خالق شرایط زندگی خویش است. باور به اینکه “دیگران می‌توانند مرا بدبخت کنند” شرک است، زیرا قدرتی را که مختص خداوند است، به غیرخدا نسبت داده‌ایم.

در ادامه، استاد عباس‌منش با استناد به آیات سوره نساء، بهانه‌تراشی افرادی را که خود را “مستضعف” می‌نامند، مردود می‌شمارند. قرآن می‌فرماید کسانی که می‌گویند “ما در زمین مستضعف بودیم”، جایگاهشان دوزخ است، زیرا زمین خداوند پهناور است و راه برای هجرت و تغییر همیشه باز است. ماندن در شرایط ذلت‌بار و پذیرش ظلم، نشانه‌ی بی‌ایمانی است، نه مظلومیت. انسان موحد می‌داند که اگر در محیطی شرایط رشد فراهم نیست، باید حرکت کند، باید مدارش را تغییر دهد و یقین داشته باشد که خداوند رزق و عزت او را در جای دیگر تأمین خواهد کرد. این نگرش، قدرت را تمام‌وکمال به خود فرد بازمی‌گرداند و او را از حالت انفعال خارج می‌کند.

همچنین در روز قیامت، حتی شیطان نیز مسئولیت گمراهی انسان‌ها را نمی‌پذیرد و صراحتاً می‌گوید: “من فقط شما را دعوت کردم و شما خودتان پذیرفتید؛ پس مرا سرزنش نکنید، بلکه خودتان را سرزنش کنید.” این اتمام حجت نهایی است که نشان می‌دهد هیچ عاملی بیرون از درون ما، بر زندگی ما مسلط نیست. شیطان، جامعه، والدین و حکومت، تنها دعوت‌کننده هستند و این ما هستیم که با کانون توجه و باورهایمان، دعوت آن‌ها را اجابت می‌کنیم.

در نهایت، پیام اصلی این فایل، دعوت به یکتاپرستی عملی است. اصلی که عمل به آن، خوشبختی ما را هم در دنیا و هم در آخرت تضمین می کند.

استاد عباس‌منش تأکید دارند که قرآن کتابی روشن و مبین است که برای هدایت همگان نازل شده و نباید منتظر تفسیرهای پیچیده دیگران ماند. درک قوانین جهان هستی نیازمند تفکر، تعقل و پرهیز از تقلید کورکورانه است. وقتی ما می‌پذیریم که خداوند تنها قدرت مطلق جهان است و سیستم جهان بر پایه فرکانس عمل می‌کند، دیگر از کسی نمی‌ترسیم، کینه به دل نمی‌گیریم و نگران ضایع شدن حقمان توسط دیگران نیستیم، زیرا می‌دانیم که حق و عدالت در دستان فرکانس‌های خود ماست. این نگاه، آرامش، اطمینان و شجاعتی بی‌نظیر به انسان می‌بخشد تا عزت نفس خود را به گونه ای بسازد که بتواند مسئولیت تمام زندگی‌اش را بپذیرد و با تکیه بر خداوند، دنیایی سرشار از عزت، ثروت و سعادت را برای خود خلق کند، چرا که خداوند هرگز به بندگانش ستم نمی‌کند، بلکه این مردم هستند که با باورهای غلط، به خویشتن ستم روا می‌دارند.

عمل به آگاهی های دوره احساس لیاقت، تمامی این باورهای محدودکننده را با باورهای قدرتمندکننده و توحیدی جایگزین می کند و این تغییر در باورها، درهایی از نعمت و برکت را به زندگی شما می گشاید.

نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری «ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
    472MB
    41 دقیقه
  • فایل صوتی «ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
    38MB
    41 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1977 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «محمدباقر دهقانی» در این صفحه: 2
  1. -
    محمدباقر دهقانی گفته:
    مدت عضویت: 2589 روز

    بنام ذات حق ، بنام یگانه فرمانروای جان و جهان و جهانیان

    سلام و عرض ادب خدمت استاد محبوب و عزیز ، فرشته آگاهی بخش خداوند و سرکار خانم مریم شایسته استاد تحلیل و نگارش و نماد نون والقلم و مایسترون

    عرض ادب خدمت دوستان جان و همراهان گرامی

    دومین روز ، روزشمار تحول زندگی من

    و باز مبحث فوق العاده ظلم( بخود) از منظر قرآن

    راستش نوشتن و خوب نوشتن و دقیق به درک مطلب پرداختن برای هر روز یک کامنت شاید کار راحت و آسانی نباشد

    اما ما آمده ایم که تعهدمان را عملی کنیم ، اماده ایم که تغییر کنیم ، قول داده ایم که شاهکار زندگی خودمان باشیم

    عهد بسته ایم گذشته گذشت و امروز ، روز دیگریست ، برای امروز چه باید بکنیم

    از خدا خواستیم ، دقیقا ما از خدا خواستیم که خدایا از تحقیر خود خسته شدم ، از سرزنش خود خسته ام ، از نگاه بدیکران کردن و آه کشیدن و زیبایی ها را ندیدن خسته ام ، از دویدن و نرسیدن و درجا زندن خسته ام ، از دربدری و باری بهرجهت بریده ام ، از اطاعت شیطان ذهنم خسته شدم ،

    خدا کجایی بفریادم برس ، هی گفتیم و هی داد زدیم ، هی ازش خواستیم ، هی تقصیرو گردن این و اون انداختیم تا اخرش جوابمون را داد

    الان با اون زاریها خودش ما را هدایت کرد بسوی بنده هدایت شده اش و گفت این تو و اینم هدایت من ، یادت باشه اینجا که هستی متعلق بمنه ، و عباسمنش هم یکی مثل تو بود ، اینقدر گفت و درخواست کرد تا هدایت شد ، فقط فرقش با تو اینه که اون بعهدش و بقولش عمل کرد ، اول آموخت بعدش به اموخته هاش عمل کرد ، عمل به انچه اموخته براش از نون شب واجب تر ،

    تو کافیه فقط بزندگی گذشته و حال استادت نگاهی بندازی ، همین یک نشانه برات کافیه تا بعدالت من پی ببری ، تا بدونی که هیچ فرقی بین تو و استادت نیست

    روزهایی بود که استادت ۱۴ ساعت یا بیشتر توی اتوبوس مینشست از بندرعباس میومد تهران برای یک ساعت آموزش و دوباره همون مسیر را بر میگشت ، هر هفته اینکار را تکرار مبکرد ، گشنگی و خستگی راه ، آیا توهم حاضری نصف این ناملابمات را بپذیری واقعا حاضری بخودت کمترین زحمت را بدی ،

    الان استاد تو نماد کاملی از توکل ، اعتماد بنفس، عزت نفس، خودباوری ، خدامحوری ، پیرو آئین ابراهیمی ، توحیدی و خالق بهترین ورژن زندگی خودش شده ،

    اگر کمی دقت کنی تمام پیشرفت و دستاوردهای استادت بر پایه عزت نفسش سوار شده ، خوب قوانین را یاد گرفته و مهم تر از یادگیری عمل به یادگیری هاش بوده .

    این یعنی تعهد که بیش از دو هزار کیلومتر راه با اتوبوس و قطار ۴۸ ساعت نخوابی بمدت چندین سال فقط بیایی که دو ساعت آموزش ببینی ، حال فهمیدی که جنس تعهد باید چجوری باشه ؟!

    استادت یاد گرفت که انگشت اتهام را از روی همه برداره و بخودش اشاره کنه

    بخودش بگه هیچکس نمبتونه برات سرنوشت تعیین کنه

    اصلا خدا برای تو هیچ آینده ای را تعیین نکرده ، همون حرفایی که بیش از ۹۰ درصد مردم جهان متأسفانه درگیرش هستن و با این نگاه خدا را در عمل ظالمترین میدونن ، راستی اگر که اینچنین بود خدای خیلی ظالمی داشتیم

    ‌ولی استادت خوب فهمید ، خوب درک کرد و بهش آفرین که بهتر از درک عمل کرد وقتی قوانین را شناخت ، مسئولیت تمام جنبه های زندگیش راخودش بعهد گرفت

    چقدر میخواد ادم شجاع باشه که از محدوده امنش بزنه بیرون و یه عمر باورها و مقدسات خودش و خانواده و آبا و اجدادش را رها کنه و چشمش را به این داشته های تلنبار شده ببنده و هی نگه من و اجدادم این بودیم و انچنان کردیم

    راستش بخودم که فکر میکنم هنوز با این همه مطالعه و مطلب و کار روی خودم وابستگی هایی به خانواده و گذشته دارم که بعنوان یک اعتبار ازشون یاد میکنم و هرچند بقول معروف اکسپایر شده همه اون گذشته ها

    ولی مسئله سر اینه که ما یاد گرفتبم توفیق و شکستمون را گردن دیگری بندازیم چون اینجوری راحت تریم و قبول مسئولیت سخته ،

    این فایل در مورد دو ترمز مهم بازدارنده و عدم دستیابی به سعادت و خوشبختی است

    ( احساس گناه ) احساس قربانی شدن و مورد ظلم واقع شدن است

    راستش خیلی وقت دارم روی خودم کار میکنم ، قبلنا از کتابهایی که خونده بودم و از اساتید دیگه یاد گرفته بودم ، مثلا شکرگزازی کنم ، تجسم کنم ، عبارات تاکیدی بگم ، همه سعی خودم را میکردم ولی از اونجایی که زیاد عملگرا نبودم یا پشتکار نداشتم یا مطالب مربوطه خیلی تاثیری روی من نمیذاشت هر چه بود موفقیت چندانی نداشتم،

    خیلی قبل که به این کتابها م رجوع کنم ، شاید علی بیغم وار شجاعت و موفقیت و دستاوردم خیلی خیلی بیشتر از زمانی بود که بوادی آکاهی پا گذاشتم

    همیشه میگم کاش هیجوقت وارد این فضای روان شناسانه و موفقیت های فردی نمیشدم چون نمیتونم بدرستی از یک روشی تبعیت کنم و به گفته هاش عمل کنم

    ولی جنس اموزش های استاد فرق دارد ، هر وقت فایلی گوش میدم حالم بهتر میشه ، یه ندایی از درون بهم میگه میفهمی همه این درسها برای توست ، و تو خوب با این مطالب آشنایی ، تو همه تجربه ها را داری ، میدونی ، میفهمی که چقدر بخودت ظلم کردی ، در قالب خدمت بدیگران ، چقدر از خودت گذشتی برای دیگران ، چقدر از وفت و پولت دادی که دیگران را خوشبخت کنی ، اگر کسی خوشبخت هم شد و بجایی رسید تو را رها کرد و الان تو کجا و اون کجا !!!!

    میدونی اونجایی که حقت و خوردن و تو صدات در نیومد گذشت نبود و ظلم بخودت بود

    فهمیدی وقتی دلت برای کسی میسوخت داشتی و فکر میکردی او قربانی شده ، خودت قربانی شده بودی

    یادته میگفتی بفلانی ظلم شده من باید نجاتش بدم ، تو خودت را زندگیت را فداش کردی ، در حالیکه او داشت سزای اعمالش را پس میداد و در مدار خودش گرفتار بود ، و تو حودت را بخاطر نادانی نابود کردی و الان اون ادم بتو ریشخند میزند و تو تازه فهمیدی که حتی نمیتونی خودت را هم نجات بدی چه برسه بدیگری فقط خودت را وارد مدارش کردی تا زندگی تو را نابود کنه و تو خودت خواستی و بخودت ظلم کردی ، و بعد روشن شد که ظلمی در کار نبوده و تو هم منجی نبودی فقط تو مامور بودی خودت و زندگیت را ازبین ببری

    و هیچکس بتو ظلم نکرد حتی اون ادم هم نکرد فقط خودت شاهکار ظلم بخودت بودی

    یادته براحتی پشت سفته دیگران را برای اخذ وام امضا میکردی و بخودت افتخار میکردی که من متعهدم تا دیگران خوشبخت بشن و زندکیشون بهتر بشه ، من چک دادم چون اعتبارم را مردم قبول داشتن ، ولی کدوم شخصی برگشت از تو تشکر کند جز اینکه میلیاردها بجای دیگران به بانک دادی تا رها شدی چندتا خونه و آپارتمان رهن بانک گذاشتی برای دیگران همه را بانک ها تملک کردن ولی آیا تونستی زندگی اونا را بهتر کنی و صاحب مال بشن !!

    اینا چه تعهدی بود ، چه روزگاری برای خودت ساختی اینکه تعهد نیست ، راست میگی بخودت تعهد بده ، تعهد بده تا خودت را تغییر بدی و ازین تعهدات بیجا سر جای کسی ندی

    و الان یادم اومد که من دست بتعهدم برای بقیه خیلی خوب بود ، حالا که چنینم چرا بخودم تعهد ندم

    و از این جمله شاه بانوی خلق و نگارش بخودم اومدم که :

    بخودت تعهدی غیر قابل مذاکره بده که هر روز یک ردپایی از خودت در روزشمار تحول زندگی بزاری

    و الان میفهمم که ایکاش گذشته حداقل یه تعهد درست و درمون بخودم و برای خودم و برای موفقیتم میدادم درست خیلی کارها انحام دادم ، خیلی تلاش کردم خیلی سفرها رفتم ، ساعتها در پرواز بودم ، شبها نخوابیدم اما ایکاش همه اینها با جنس تعهدی غیر قابل مذاکره همراه بود

    استاد عباسمنش عزیزم ، ای بنده ارزشمند خداوند، وجودت در کنار عزیز دلت همیشه عزتمندانه مستدام و پایدار باش تا دولت بختت یار باد

    وجودت موجب عزت ، آرامش ، پیشرفت، موفقیت، رهایی از ظلم بخود ، آگاهی در حرکت بسوی سعادت و خوشبختی همه کسانیست که میخواهند و اماده اند تا تعهدی غیر قابل مذاکره بخودشان بدهند.

    خدایا ما را توفیق پیروی از آموزشهای الهی و ناب استاد عباسمنش که جز اطاعت فرمان تو نیست عطا فرما …….. آمین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    محمدباقر دهقانی گفته:
    مدت عضویت: 2589 روز

    درود بر شما مریم خانم ارزشمند

    چه خوب ، صمیمی ، روان قلم را بحرکت دراوردی ، کلامت بر دل نشست ساده بی آلایش ، نماد یک زن شایسته و فهیم و اصیل را تحریر کردی ، آفرین به مامان آگاه و فهیم و دور اندیشتان و درود به پدر بزرگ و مادر بزرگ کاردان تان ،

    سلام و درود بیکران بر خداوندی که استاد عباسمنش را با هدیتش سر راه زندگی ما انسانهایی که گفتیم الهی:

    ایاک نعبدوا و ایاک نستعین

    قرار داد ، دورد هایم بر سید حسین عباسمنش و همه شما خوبان ، خوبانی که رسالتتان را یافته اید و در مسیر سعادتمندی در دنیا و آخرت قرار دارید

    اینقدر از اموزشهای فایل های رایگان بویژه روزشمار سفرنامه و کامنت های زیبای درک قوانین شما اعضای گروه لذت میبرم ، نوشته ها و شیرینگ هایی که بوی خدا میدهد ، درک خدایی دارد تطبیقی عمیق با مفاهیم قرآنی دارد

    با تمام وجود اکنون درک میکنم که قرآن کتاب زندگیست ، قران کتاب هدایت بسوی خوشبختی و به کمال رسیدن است،

    درک اشرف مخلوقات بودن را میشود در لابه لای کامنت های فوق العاده و مثالهایی که دوستان از تجربیاتشان قبل از آشنایی با سایت عباسمنش و دست اوردهایشان بعد از استفاده از محصولات یا فایل های دانلودی با تمام وجود دریافت کرد

    استاد عزیز ، به شما تبریک میگم که خداوند شما را بعنوان استاد هدایت قرآنی برای کسانیکه درخواست هدایت کرده بودند تا به مسیر توحیدی هدایت شوند و با این هدایت هم خودشان رشد کنند هم جهان را جای بهتری برای زندگی کردن کنند قرا داد.

    من خدا را شکرگزارم که با روشنگری استاد عباسمنش فهمیدم ظلم در قرآن نه ظلم بدیگری که ظلم به خویشتن است

    خدا را شکرگزارم که توانستم پای مسئولیتم را از تعهد کمک به دیگران بیرون بکشم و بدانم که من هیچ کمکی نمیتوانم بدیگری بکنم تا خودش نخواهد و چقد در این مهم هزینه کردم و مهمتر عمری که در این راه بهدر دادم

    خدایا ممنونم که تا هستم و هنوز ماموریت زمینی ام تمام نشده آگاهانه درک کنم خودم خالق تجربیات زندگیم هستم و هیچکسی را مقصر و مانع پیشرفتم ندانم و چشم امید بکمک دیگری نداشته باشم و اگر هم کسی در مسیری کمکی بمن کرد انرا دستی از دستان پر از مهر خداوند بدانم

    بی تعارف اکنون واضح فهمیدم که بدون استثنا خالق تمام تجربباتم چه شیرین و چه تلخ خودم هستم ، دیگر انتظار کسی را نمیکشم که برام کاری انجام بده

    دیگه خودم را متعهد به موفقیت کسی حتی فرزندم نمیدونم ، میفهمم که ساز و کار جهان بازخورد نوع نگاه ، باور و تمرکز من بر هر انچه می اندیشم و در ذهنم انرا بلد میکنم است ،

    من امده ام تا خودم را تجربه کنم ، تا شادی و آرامش را تحربه کنم

    آمده ام تا انتخاب کنم چه میخواهم ، در انتخابم آزادم در تمام جنبه های زندگی ام

    استاد شما دستی هدایتگر از دستان پر از مهر و عشق خدایید ، بدون طمع ، بدون توقع بدون انتظار ، انچه را درک میکنید از قانون از زندگی ، با خلوص تدریس میکنید و در اصل با خدا معامله میکنید چه معامله شیرینی !!!!!!

    کسی برای خرید محصولات فرهنکی و آموزشی شما پولی نمیدهد ، بلکه برای خویشتن شناسی ، پیدا کردن بعد خدایی خویش ، یافتن هویت الهی خویش و قدردانی از این هدیه خداوند و ارج نهادن به ارزشهای والایی که هدیه خداوند به اوست بخودش هدیه میدهد.

    استاد عزیز باش و بمان تا دولت بختت یار گردد و روزی تو را بر روی استیج میلیونی برگزاری سمینارهای انسانی در پهنه گیتی شاهد باشیم ، خدایت همواره یار و مددکار و هدایتکر باد.

    برای شما دوستان خوبم موفقیت های روز افزون ، شادی و تندرستی از در گاه خداوند آمروزمندم شاد باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: