«ظلم به خود» از دیدگاه قرآن


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


در این فایل بیدارکننده، استاد عباس‌منش با استناد به آیات صریح و محکم قرآن کریم، پرده از قوانینی برمی‌دارند که درک عمیق آن‌ها، نگاه ما را به مفهوم ظالم و مظلوم، عدالت خداوند، شفاعت و مهمترین مسئولیت شخصی در زندگی، به‌کلی دگرگون می‌سازد.

نخستین اصلی که در این مبحث تشریح می‌شود، کارکرد سیستمی و آینه‌وار جهان هستی در قبال دعا و نیایش است. هنگامی که شما برای دیگران دعای خیر، سلامتی یا خوشبختی می‌کنید، پیش از آنکه این انرژی به آن‌ها برسد، به خودتان بازمی‌گردد. جهان هستی دقیقاً مانند یک کوه عمل می‌کند؛ هر فریادی که بر آن بزنید، همان پژواک را به سوی شما بازمی‌گرداند. اگر برای کسی طلب سعادت کنید، خودتان سعادتمند می‌شوید و اگر آرزوی بدی برای کسی داشته باشید، آن انرژی منفی گریبان خودتان را می‌گیرد. در واقع، خداوند یک سیستم است که به فرکانس‌ها و نیات شما پاسخ می‌دهد و همان ها را در زندگی شما بازتاب می دهد. خداوند مانند انسان‌ها دچار احساسات لحظه‌ای نمی شود. خداوند یک سیستم ثابت و تغییرناپذیر است که هر کس در هر مداری قرار داشته باشد، بازخوردی متناسب با همان مدار را دریافت می‌کند. اگر کسی در مدار درست و فرکانس مثبت باشد، حتی اگر شما برایش دعا نکنید، او خیر و برکت را دریافت خواهد کرد، و اگر در مدار نادرست باشد، دعای شما تأثیری در تغییر بنیادین سرنوشت او نخواهد داشت؛ بنابراین، دعا کردن برای دیگران، در حقیقت ابزاری برای تنظیم فرکانس خودمان و دعوت خیر و برکت به زندگی شخصی ماست.

مبحث بسیار مهم دیگری که در این آموزش با تکیه بر آیات متعدد قرآن (از جمله سوره توبه و نساء) بازگشایی می‌شود، مسئله عدم تأثیر استغفار دیگران برای فردی است که خود در مدار شرک و نفاق قرار دارد. استاد عباس‌منش با صراحت بیان می‌کنند که در سیستم الهی، چیزی به نام “پارتی‌بازی” یا “شفاعت بدون تغییر باور” وجود ندارد. حتی اگر پیامبر خدا (ص) برای کسی که ایمان ندارد و در مدار فسق است، هفتاد بار استغفار کند، خداوند او را نخواهد بخشید. این موضوع نشان‌دهنده عدالت مطلق خداوند و اهمیت مسئولیت شخصی است. هر فردی نتیجه اعمال و فرکانس‌های خودش را می‌گیرد و هیچ‌کس نمی‌تواند بار گناه دیگری را به دوش بکشد یا با اعتبار خود، کسی را که نمی‌خواهد تغییر کند، نجات دهد. داستان حضرت ابراهیم (ع) و پدرش (عمویش) آزر نیز گواهی بر این حقیقت است؛ وقتی ابراهیم متوجه شد که او دشمن خداست و در مدار هدایت نیست، از او بیزاری جست و راهش را جدا کرد.

این درس بزرگ به ما می‌آموزد که ما توانایی تغییر دیگران را نداریم و دلسوزی‌های بیجا برای کسانی که خودشان مسیر نادرست را انتخاب کرده‌اند، نه‌تنها به آن‌ها کمکی نمی‌کند، بلکه می‌تواند ما را نیز از مدار درست خارج کند. تنها راه نجات، تغییر باورها و بازگشت خالصانه خودِ فرد به سوی منبع لایزال الهی است.

یکی از عمیق‌ترین و شاید تکان‌دهنده‌ترین بخش‌های این آموزش، بازتعریف مفهوم “حق‌الناس” و “ظلم” از دیدگاه قرآن و قوانین کیهانی است. برخلاف باور عمومی که تصور می‌شود انسان‌ها قدرت دارند زندگی یکدیگر را نابود کنند یا مانع خوشبختی هم شوند، قرآن کریم با آیاتی روشن (مانند داستان حضرت موسی و آیات سوره نساء) تأکید می‌کند که هر ظلمی که انسان مرتکب می‌شود، در حقیقت “ظلم به نفس” است. وقتی حضرت موسی (ع) ناخواسته باعث مرگ کسی شد، فرمود: “رَبِّ إِنِّی ظَلَمتُ نَفسِی” (پروردگارا من به خودم ستم کردم). این دیدگاه توحیدی بیانگر آن است که اگر شما در مدار درست باشید، به خداوند ایمان داشته باشید و به منبع قدرت متصل بمانید، هیچ عامل بیرونی، هیچ انسانی و هیچ حکومتی نمی‌تواند به شما آسیب بزند یا حق شما را ضایع کند.

اگر کسی مورد ظلم قرار می‌گیرد، به این دلیل است که خود را در جایگاه ضعف (استضعاف) قرار داده و با باورهای شرک‌آلود، به دیگران قدرت تسلط داده است. در جهان توحیدی، قربانی وجود ندارد؛ هرکس خالق شرایط زندگی خویش است. باور به اینکه “دیگران می‌توانند مرا بدبخت کنند” شرک است، زیرا قدرتی را که مختص خداوند است، به غیرخدا نسبت داده‌ایم.

در ادامه، استاد عباس‌منش با استناد به آیات سوره نساء، بهانه‌تراشی افرادی را که خود را “مستضعف” می‌نامند، مردود می‌شمارند. قرآن می‌فرماید کسانی که می‌گویند “ما در زمین مستضعف بودیم”، جایگاهشان دوزخ است، زیرا زمین خداوند پهناور است و راه برای هجرت و تغییر همیشه باز است. ماندن در شرایط ذلت‌بار و پذیرش ظلم، نشانه‌ی بی‌ایمانی است، نه مظلومیت. انسان موحد می‌داند که اگر در محیطی شرایط رشد فراهم نیست، باید حرکت کند، باید مدارش را تغییر دهد و یقین داشته باشد که خداوند رزق و عزت او را در جای دیگر تأمین خواهد کرد. این نگرش، قدرت را تمام‌وکمال به خود فرد بازمی‌گرداند و او را از حالت انفعال خارج می‌کند.

همچنین در روز قیامت، حتی شیطان نیز مسئولیت گمراهی انسان‌ها را نمی‌پذیرد و صراحتاً می‌گوید: “من فقط شما را دعوت کردم و شما خودتان پذیرفتید؛ پس مرا سرزنش نکنید، بلکه خودتان را سرزنش کنید.” این اتمام حجت نهایی است که نشان می‌دهد هیچ عاملی بیرون از درون ما، بر زندگی ما مسلط نیست. شیطان، جامعه، والدین و حکومت، تنها دعوت‌کننده هستند و این ما هستیم که با کانون توجه و باورهایمان، دعوت آن‌ها را اجابت می‌کنیم.

در نهایت، پیام اصلی این فایل، دعوت به یکتاپرستی عملی است. اصلی که عمل به آن، خوشبختی ما را هم در دنیا و هم در آخرت تضمین می کند.

استاد عباس‌منش تأکید دارند که قرآن کتابی روشن و مبین است که برای هدایت همگان نازل شده و نباید منتظر تفسیرهای پیچیده دیگران ماند. درک قوانین جهان هستی نیازمند تفکر، تعقل و پرهیز از تقلید کورکورانه است. وقتی ما می‌پذیریم که خداوند تنها قدرت مطلق جهان است و سیستم جهان بر پایه فرکانس عمل می‌کند، دیگر از کسی نمی‌ترسیم، کینه به دل نمی‌گیریم و نگران ضایع شدن حقمان توسط دیگران نیستیم، زیرا می‌دانیم که حق و عدالت در دستان فرکانس‌های خود ماست. این نگاه، آرامش، اطمینان و شجاعتی بی‌نظیر به انسان می‌بخشد تا عزت نفس خود را به گونه ای بسازد که بتواند مسئولیت تمام زندگی‌اش را بپذیرد و با تکیه بر خداوند، دنیایی سرشار از عزت، ثروت و سعادت را برای خود خلق کند، چرا که خداوند هرگز به بندگانش ستم نمی‌کند، بلکه این مردم هستند که با باورهای غلط، به خویشتن ستم روا می‌دارند.

عمل به آگاهی های دوره احساس لیاقت، تمامی این باورهای محدودکننده را با باورهای قدرتمندکننده و توحیدی جایگزین می کند و این تغییر در باورها، درهایی از نعمت و برکت را به زندگی شما می گشاید.

نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری «ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
    472MB
    41 دقیقه
  • فایل صوتی «ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
    38MB
    41 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1977 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «محسن» در این صفحه: 2
  1. -
    محسن گفته:
    مدت عضویت: 1724 روز

    بنام الله مهربان

    سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته و دوستان همراه

    فصل اول روز دوم

    بحث استغفار و دعا

    بارها توی قران امده که هردعای خیری که میکنم به خودم برمیگرده .این یک قانونه.

    اگر من برای کسی ارزوی موفقیت خوشبختی سلامتی ثروت میکنم به خودم برمیگرده.حالا ممکنه اون فرد سلاکت نشه یا خوشخبت نشه یا ثروتمند نشه .چون اونا خودشون تصمیم میگیرن اما مطمئنا دعای خیر من به خودم برمیگرده.

    اگر کسی در مدار درست باشه نیاز نیست من براش دعا کنم .چه من دعا کنم چه نکنم اون فرد خیر و خوشی و خوشبختی براش بوجود میاد.

    مثال های قرانی در مورد سیستمی بودن خداوند:

    افرادی که صدقه کنندگان رو مسخره میکنن خداوند انها رو مسخره میکنه.

    یعنی خداوند به عنوان سیستم مثل آینه ای اون رفتارشون رو به خودشون برمیگردونه.

    خدا یا سیستم یک پاسخی میده یک واکنشی میده به رفتار من به باور من به افکار من.

    وقتی خوبی میکنم سیستم خوبی رو به من برمیگردونه.

    اونیکه مسخره میکنه تحقیر میکنه ازار میده سیستم همونو به خود فرد برمیگردونه.

    این نشان از سیستمی بودن خداونده.

    خداوند به عنوان سیستم به من بازخورد میده.حالا من چه فرکانسی ارسال میکنم؟

    این جهان کوه است و فعل ما ندا

    سوی ما آید صداهارا نوا

    هرچی به طرف کوه بگی،کوه همونو بهت برمیگردونه.

    برای استغفار و بخشیده شدن خداوند میگه:

    اگر کسی خطا و اشتباهی بکنه چه پیامبر ایتغفار بکنه براش چه نکنه،اگر فرد از خدا طلب استغفار کنه،خدارو امرزنده و مهربان خواهد یافت.

    ینی سیستم خداوند اینجوری عمل میکنه تا خود فرد تغییر نکنه تا اقدام نکنه تا عمل ش رو تغیر نده،حتی اگه پیامبر هم براش استغفار کنه شرایطش تغییر نمیکنه.

    چون هرکسی نتیجه اعمال افکار و باورهای خودش رو میگیره.

    ینی اینجوری نیست که یک نفر یک خطایی بکنه بعد بره پیش یکی دیگه و اون استغفار کنه و بعد بخشیده بشه.اصلا اینجوری نیست.

    این شرکه که یک نفر دیگه رو واسطه قرار بدهیم.

    در سیستم خداوند هیچ انسانی نیاز نداره کسی دیگه براش طلب بخشش کنه تا بخشیده بشه.

    خدا میگه اگر کسی به خودش ظلمی کرده یا خطایی کرده یا خیانتی کرده اگر کسی ازش دفاع کنه فقط در دنیا تونستی ازش دفاع کنید در اخرت که نمیتونید ازش دفاع کنید و حامیش بشید.

    این دنیایی که ما بزرگ میبینیم در برابر ابدیت هیچه.

    ماباید تصویر بزرگ رو ببینیم چون جهان فقط این دنیا نیست.برای همین هست که ما خدارو درک نمیکنیم و نمیفهمیم چون همه چیز رو از نگاه این دنیا میبینیم.

    بخاطر همین مسائل رو اشتباه میبینیم.

    خدا میگه هرکسی که گناهی میکنه به خودش زیان رسونده نه دیگران.

    خدا میگه اگر کسی گناهی بکنه و بر گردن یکی دیگه بندازه و کس دیگه ای رو متهم کنه نه تنها بهش زیان نمیرسثنه نه تنها بهش ظلم نمیکنه بلکه گناه اون رو هم بر گردن میگیره و نصیب خودش میکنه.

    حالا

    هرکسی که به منبع وصل باشه و هماهنگ با خداوند باشه هر کسی هم بلایی سرش بیاره چون به خدا وصله اون بلاها سر خودشون میاد .چرا؟

    چون در مدار اون بلاها نبوده

    چون حرف ها و قدرت اونهارو باور نکرده

    چون باهاشون بحث نکرده چون درگیرشون نشده

    ون احساسش رو خوب کرده

    چون ارامشش رو حفظ کرده.

    اگر در مدار غلط باشی هر چیزی رو که میفهمی اشتباه برداشت میکنی

    این برای من یک جمله ی طلایی شد استاد.

    کسی که باور داره خزائن آسمان ها و زمین در دست ربه چه نیازی داره به اینکه از تحریم و فشار و ..بترسه و نگران شه.

    وقتی منبع رو باور داری کسی نمیتونه بلایی سرت بیاره.

    چون باورهات داره کار رو انجام میده.

    خدا میگه پیامبر تو هم یک انسان هستی مثل سایر انسان ها

    چون تو در مدار درست بودی این الهامات رو دریافت کردی .

    یعنی پیامبر یک ادم عجیب غریبی نبوده که خدا بهش وحی کرده .

    چون در مدار درست بودی الهامات رو دریافت کردی .

    پس به خدا ایمان بیاور و رو به سوی او بیار و از خدا طلب امرزش کنید و وای بر مشکران که برای خدا شریک قرار بدن.

    در مورد حق الناس:

    کلمه حق الناس در قران وجود نداره.

    و به این معنی نیست که کسی رو بخواهیم یا بتونیم اذیت کنیم و بگیم این مشکل خودشه این بخاطر باورهاشه .

    اگر معنای حق الناس اینکه اگر ما حقی رو از کسی ضایع کنیم ،تونستیم مسیر زندگی ش رو عوض کنیم،این در قران به هیچ وجه وجود نداره.

    نه در قران و نه در جهان هستی.

    ما نمیتونیم کسی رو از مسیر خثدش خارج کنیم یا بلا سرش بیاریم یا بدبختش کنیم یا سرنوشتش رو عوض کنیم.

    ما به هیچ عنوان نمیتونیم این کارو بکنیم.

    اگر به کسی داریم ظلم میکنیم داریم به خودمون ظلم میکنیم.

    اون ظلم ما بلای خاصی سرشون نمیاره چه بسا کاری که ما در حق دیگران میکنیم باعث پیشرفت اونها بشه باعث موفقیت اونها بشه.

    مثال قرانیش ایه 231 بقره

    خدا میگه اگر به زور همسرانتون رو که طلاق دادین نگه دارید اگر بهشون تعدی کنید شما به خودتون ستم کردین.

    ما فکر میکنیم به اونها هم ستم میشه و یک بلایی سرشون میاد یا بدبختی گریبان گیرشون میشه.در صورتیکه خدا میگه این اتفاق نمی افته.

    اون فرد اگر همسر ما باشه دوست ما باشه همکار ما باشه اشنا باشه یا غریبه،اگر اون فرد در مدار درست باشه اونیکه به خدا ایمان داره ،خداوند براش راهی پیدا میکنه.و خدا راه گشاش میشه.

    هر فردی اگر به منبعش وصل باه اگر ایمان داشته باشه به خدا اگر باور نکنه ظلم رو اگر قبول نکنه ظلم رو هرچقدرم که بخواهیم بهش ضرر برسونیم بدی کنیم اذیتش کنیم هیچ ظلمی رو دریافت نمیکنه.

    هر کجا که شما یک ظالمی رو میبینید حتما مظلوم هست.

    تا مظلوم نباشه ظالم هم وجود نداره.

    اگر میبینید که کسی داره بهش ظلم میشه اون بخاطر خودش هست چون خدارو باور نکرده.

    کسی که خدارو باور کنه بهش ظلم نمیشه که.

    اگر من باور داشته باشم که خداوند به من کمک میکنه

    اگر باور داشته باشم تنها فرمانروا تنها قدرت جهان رب العالمین الله هست،من دیگه نگران نیستم.من دیگه از کسی نمیترسم.

    کسی که از کس دیگه ای میترسه اون طرف میتونه تسخیرش کنه.

    من اگر از کسی بترسم از مجموعه ای از ادمی توی کارم بترسم،چون میترسم،اون طرف میتونه منو کنترل کنه.

    و الا کسی که ترسش فقط از خداونده که اصلا کسی نمیتونه کنترلش کنه.کسی نمیتونه بترسونتش.کسی نمیتونه بهش ظلم کنه.

    واینمیسته بهش ظلم بشه اصن.

    کلماتی که توی قران باید سرچ کنم

    ظلم عذاب ذنوب فعلوا فاحشه و استغفار .

    خدا میگه:

    کسی که مرتکب عمل زشتی میشه یا به خودش ستم میکنه خدارو بیاد بیاره و بر گناهش طلب امرزش کنه فقط؟خداست فقط؟خداست فقط؟خداست که گناهش رو میبخشه اگر برگناه اگاهانه اصرار نکنه.

    من اینجور متوجه شدم که من اگر گناهی بکنم و خدارو بیاد بیارم برای این که فقط باید خدا منو ببخشه یعنی سیستم خدا اینجوریه که همین که من خودم رو ببخشم و طبق باورهای استاد که قبلا گفت افکار درست رو با خودم مرور کنم و بررسی کنم پس دیگه نگرانی باقی نمیمونه و همین که من خودم رو ببخشم خدا هم بخشیده..

    در ایه های بعدی خدا میگه

    موسی با اینکه یک نفر رو کشته ولی به خدا میگه من این رفتارم شیطانی بوده و شیطان دشمن اشکار من بوده و من با کشتن اون فرد فقط به خودم ستم کردم ظلم کردم برای همین خدا هم اونو میبخشه چون خودش فهمید که نمیتونه توی سرنوشت کسی دخیل باشه ..چقدر قشنگ.

    دلیل بخشش موسی اول فهمیدن این قانون بوده و بعد بخشش خداوند..

    حالا به نظر ما اینجوری میاد که موسی به اون فرد هم ظلم کرده ولی نگاه قران اینکه وقتی که یک کاری حتی مثل کشتن یک فرد که موسی انجامش داده رو انجام بشه،تو فقط به خودت ستم کردی نه به اون فرد .فکر نکن سرنوشت اون فرد رو عوض کردی.

    حق الناس به این معنی نیست که ما میتونیم حق کسی رو بگیریم.و از خوشبختی دورش کنیم.از نعکت از ثروت دورش کنیم.

    این مورد اصلا در قران وجود نداره.

    اگر در مدار درست باشید حتی در شرایط به ظاهر ناجالب،فقط خیر و خوبی و نعمت وارد زندگی تون میشه.

    و اگر در مدار غلط باشید فقط بی پولی بدبختی و بیکاری و مشکل براتون بوجود میاد.

    من هستم که مدار خودم رو با افکارم با باورهام با بی ایمانیم با ترسم با نگرانیم با افسردگیم با احساس گناهم خودم رو در مداری قرار میدم که بلا سرم بیاد.

    این به این معنا نیست که اونا دارن بلا سرم میارن یا خدا داره بلا سرم میاره

    من رفتم توی مداری توی جایی که بلا هست که مشکل هست بی پولی هست.

    و اگر من باورم رو درست کنم در فرکانس مناسب قرار بگیرم،من در جایی قرار میگیرم که فقط خوشبختی هست فقط عشق هست فقط ثروت هست فقط سلامتی هست.

    حق الناس در باور عمومی این هست که حق یک نفر رو میگیریم و بهش نمیدیم و بدبختش میکنیم از نعمت از ارامش دورش میکنیم ..در صورتیکه ما نمیتونیم این کارو بکنیم.

    هیچ کس نمیتونه.

    ما فقط میتونیم خودمون رو خوشبخت یا بدبخت کنیم.

    وقتی موسی یک نفر رو میکشه میگه من به خودم ستم کردم نه به اون فرد.من خودم در در مدار بد قرار دادم .خودم رو بیچاره کردم.به اون فردی که کشته شده ستمی نشده.

    ما توی قران نداریم که کسی میتونه حق یکی رو بگیره و بدبختش کنه.یا بلا سرش بیاره.

    ما باید نگاهمون رو تغیر بدیم نسبت به چیزی که از گذشته شنیدیم.

    اون چیزی که در جهان واقعیت داره و جزو قوانین جهان هستی هست.

    مثال قرانیش ایه در مورد قبض روح مستضعفین هست.

    اونا میگن ما بدبخت بودیم در دنیا.مورد ستم قرار گرفتیم.خانواده دولت ادم ها شرایط فلان کارو با ما کردن و ما بدبخت بودیم .

    فرشتگان هم میگن مگر زمین خدا پهناور نبود مگر به خدا ایمان نداشتید

    چرا مهاجرت نکردین.

    خب حالا که باور نداشتین حالا که ایمان نداشتین حالا که اجازه دادی بهت ستم بشه حالا که در مداری قرار گرفتی که بهت ستم بشه بدان که اون دنیا اوضاعش از این ور سخت تره.

    ینی اگر من این بهونه ها رو برای خدا دارم برای اینکه در دنیا بی پول بودم بدبخت بودم و اون ادم ها و شرایط باعث شد من بی پول باشم،جوابش از طرف خدا همون حرف فرشته ها هست.

    هر وقت گفتی قالو کنا مستضعفین بدون جواب خدا اینه.

    چون بی ایمانی حرکت نمیکنی

    اگر ایمان داشته باشی شرایط رو نمیپذیری و حرکت میکنی.

    میگی دلیلی نداره مورد ستم واقع بشم.دلیلی نداره توی شرایط بد بمونم.

    میگم :مگر به خدا ایمان ندارم؟مگر قبول ندارم که باورهام خلق کننده شرایطم هستن؟.

    مگر رزق و روزی ام رو از خدا نمیگیرم؟

    مگر رب من فرمانروای من پرودگار من خدا نیست؟

    پس من چرا دارم از اینها حساب میبرم؟

    چرا از اینها میترسم؟

    اگر باور دارم اخرتی هست باید روی خودم کار کنم باید برم دنبالش.باید هر چیزی رو الکی قبول نکنم.

    ایه بعدی

    وقتی که اخرت شد شیطان هم مسیولیت خطای من رو بر عهده نمیگیره .میگه خودت انجام دادی خودت انتخاب کردی.

    من دعوت دروغ دادم و خلاف کردم خدا هم وعده راست داد من دعوت کردم به دروغ گفتن به ترسیدن به شرک ورزیدن خدا هم وعده راست داد .

    من از اینکه به من قدرت دادی بی زارم.

    خودت رو ملامت کن خودت رو سرزش کن نه من رو.

    منکه بهت فشار نیاوردم من که یقه تو نگرفتم

    من فقط دعوت دروغ دادم تو بودی که پذیرفتی تو بودی که انتخاب کردی

    نه من میتونم به شما کمکی کنم و نه شما به من

    حالا هر کس این ستم رو به خودش کرده باشه عذاب سختی براش هست.

    شیطان میگه کن بهت گفتم که بترس از فلانی ..به بقیه بدی کن..دزدی کن..دروغ بگو..مسخره کن..قضاوت کن..تحقیر کن..مقایسه کن..به بی ایمانی دعوتت کردم به کفر و ناسپاسی دعوتت کردم..دعوتت کردم که مشغول کارهای بیخود بشی به چیزهای الکی فکر کنی دنبال چیزای الکی باشی..

    در کنار وعده من خدا هم تورو دعوت کرد

    تو خودت انتخاب کردی که بیای سمت دعوت من.

    من گناه رو زیبا جلوه دادم توی ذهنت توی فکرت

    تو هم با باورها و افمارت به سمت من متمایل شدی

    حالا برو خودت رو سرزنش کن

    بگو من خودم باعث شدم

    من خودم انتخاب کردم

    من با باورهام با افکارم این مسیر رو انتخاب کردم

    هیچ کسی هم مسئولش نیست جز خودم

    اینه جهانی بر پایه فرکانس های متفاوت

    ما هستیم که با افکارمون وارد فرکانس های مختلف میشیم ..کسی هم مقصر نیست..کسی هم دلیل اتفاقات نیست..چون منم که فرکانس میفرستم با افکارم..

    ایه بعدی

    خدا میگه ان کسانی که کفه ترازوشان سبک هست کسانی هستند که با ستم به ایات ما به خودشان زیان رسوندند.

    یعنی اینکه من بی توجهی میکنم به نعمت ها به نشانه های خداوند به خدا و قران و جهان که نمیتونم ضرری برسونم باز هم دارم به خودم ظلم میکنم.

    خدای من …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    محسن گفته:
    مدت عضویت: 1724 روز

    سلام خدمت جناب حسینی عزیز و بزرگوار. ممنونم بابت متن زیبا و تاثیر گذار و راه گشایی که نوشتید.. چقدر من واقعی رو یاد آور شد برام که هرچیزی که داشته ام و دارم بواسطه درخواست خودم و تلاش خودم و توکل به الله بوده نه حرف و دعای بقیه.. واقعا تا کجا راه رو اشتباه رفتم و چقدر خودم رو ضعیف میدونستم و چقدر خودم رو و توانایی ام رو دست کم گرفتم و چقدر چقدر مظلوم نمایی کردم خدایا منو ببخش که از رحمت واسعه ات دور بودم و گوش به حرفت ندادم و باعث شدم خودم در رنج و عذاب باشم.. اما حالا که این نشانه و چراغ راه هدایت رو بواسطه این بنده بزرگوار و عزیزت به من نشون دادی و هدایتم کردی که خود واقعیم رو از دریچه نگاه این دوست عزیزم بصورت تلألو از نور بینهایتت ببینم سپاسگزارم با تمام وجودم سپاسگزارم و از خداوند درخواست هدایت بیشتر آگاهی بیشتر و عمل به الهامات بیشتر رو اول به من و بعد کسانی که خواستار هدایت هستند عطا کنی.. ای پرورگار من ای صاحب من ای مالک من ای تنها روزی دهنده من ای تنها اجابت کننده درخواست ها من را بیشتر از پیش به خودت نزدیک کن و مرا به جایگاه والایی که به آن تعلق دارم هدایت کن.. استاد عزیز از شما و خانوم شایسته هم سپاسگزارم که راه هدایت رو به ما نشان دادید

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: