«ظلم به خود» از دیدگاه قرآن


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


در این فایل بیدارکننده، استاد عباس‌منش با استناد به آیات صریح و محکم قرآن کریم، پرده از قوانینی برمی‌دارند که درک عمیق آن‌ها، نگاه ما را به مفهوم ظالم و مظلوم، عدالت خداوند، شفاعت و مهمترین مسئولیت شخصی در زندگی، به‌کلی دگرگون می‌سازد.

نخستین اصلی که در این مبحث تشریح می‌شود، کارکرد سیستمی و آینه‌وار جهان هستی در قبال دعا و نیایش است. هنگامی که شما برای دیگران دعای خیر، سلامتی یا خوشبختی می‌کنید، پیش از آنکه این انرژی به آن‌ها برسد، به خودتان بازمی‌گردد. جهان هستی دقیقاً مانند یک کوه عمل می‌کند؛ هر فریادی که بر آن بزنید، همان پژواک را به سوی شما بازمی‌گرداند. اگر برای کسی طلب سعادت کنید، خودتان سعادتمند می‌شوید و اگر آرزوی بدی برای کسی داشته باشید، آن انرژی منفی گریبان خودتان را می‌گیرد. در واقع، خداوند یک سیستم است که به فرکانس‌ها و نیات شما پاسخ می‌دهد و همان ها را در زندگی شما بازتاب می دهد. خداوند مانند انسان‌ها دچار احساسات لحظه‌ای نمی شود. خداوند یک سیستم ثابت و تغییرناپذیر است که هر کس در هر مداری قرار داشته باشد، بازخوردی متناسب با همان مدار را دریافت می‌کند. اگر کسی در مدار درست و فرکانس مثبت باشد، حتی اگر شما برایش دعا نکنید، او خیر و برکت را دریافت خواهد کرد، و اگر در مدار نادرست باشد، دعای شما تأثیری در تغییر بنیادین سرنوشت او نخواهد داشت؛ بنابراین، دعا کردن برای دیگران، در حقیقت ابزاری برای تنظیم فرکانس خودمان و دعوت خیر و برکت به زندگی شخصی ماست.

مبحث بسیار مهم دیگری که در این آموزش با تکیه بر آیات متعدد قرآن (از جمله سوره توبه و نساء) بازگشایی می‌شود، مسئله عدم تأثیر استغفار دیگران برای فردی است که خود در مدار شرک و نفاق قرار دارد. استاد عباس‌منش با صراحت بیان می‌کنند که در سیستم الهی، چیزی به نام “پارتی‌بازی” یا “شفاعت بدون تغییر باور” وجود ندارد. حتی اگر پیامبر خدا (ص) برای کسی که ایمان ندارد و در مدار فسق است، هفتاد بار استغفار کند، خداوند او را نخواهد بخشید. این موضوع نشان‌دهنده عدالت مطلق خداوند و اهمیت مسئولیت شخصی است. هر فردی نتیجه اعمال و فرکانس‌های خودش را می‌گیرد و هیچ‌کس نمی‌تواند بار گناه دیگری را به دوش بکشد یا با اعتبار خود، کسی را که نمی‌خواهد تغییر کند، نجات دهد. داستان حضرت ابراهیم (ع) و پدرش (عمویش) آزر نیز گواهی بر این حقیقت است؛ وقتی ابراهیم متوجه شد که او دشمن خداست و در مدار هدایت نیست، از او بیزاری جست و راهش را جدا کرد.

این درس بزرگ به ما می‌آموزد که ما توانایی تغییر دیگران را نداریم و دلسوزی‌های بیجا برای کسانی که خودشان مسیر نادرست را انتخاب کرده‌اند، نه‌تنها به آن‌ها کمکی نمی‌کند، بلکه می‌تواند ما را نیز از مدار درست خارج کند. تنها راه نجات، تغییر باورها و بازگشت خالصانه خودِ فرد به سوی منبع لایزال الهی است.

یکی از عمیق‌ترین و شاید تکان‌دهنده‌ترین بخش‌های این آموزش، بازتعریف مفهوم “حق‌الناس” و “ظلم” از دیدگاه قرآن و قوانین کیهانی است. برخلاف باور عمومی که تصور می‌شود انسان‌ها قدرت دارند زندگی یکدیگر را نابود کنند یا مانع خوشبختی هم شوند، قرآن کریم با آیاتی روشن (مانند داستان حضرت موسی و آیات سوره نساء) تأکید می‌کند که هر ظلمی که انسان مرتکب می‌شود، در حقیقت “ظلم به نفس” است. وقتی حضرت موسی (ع) ناخواسته باعث مرگ کسی شد، فرمود: “رَبِّ إِنِّی ظَلَمتُ نَفسِی” (پروردگارا من به خودم ستم کردم). این دیدگاه توحیدی بیانگر آن است که اگر شما در مدار درست باشید، به خداوند ایمان داشته باشید و به منبع قدرت متصل بمانید، هیچ عامل بیرونی، هیچ انسانی و هیچ حکومتی نمی‌تواند به شما آسیب بزند یا حق شما را ضایع کند.

اگر کسی مورد ظلم قرار می‌گیرد، به این دلیل است که خود را در جایگاه ضعف (استضعاف) قرار داده و با باورهای شرک‌آلود، به دیگران قدرت تسلط داده است. در جهان توحیدی، قربانی وجود ندارد؛ هرکس خالق شرایط زندگی خویش است. باور به اینکه “دیگران می‌توانند مرا بدبخت کنند” شرک است، زیرا قدرتی را که مختص خداوند است، به غیرخدا نسبت داده‌ایم.

در ادامه، استاد عباس‌منش با استناد به آیات سوره نساء، بهانه‌تراشی افرادی را که خود را “مستضعف” می‌نامند، مردود می‌شمارند. قرآن می‌فرماید کسانی که می‌گویند “ما در زمین مستضعف بودیم”، جایگاهشان دوزخ است، زیرا زمین خداوند پهناور است و راه برای هجرت و تغییر همیشه باز است. ماندن در شرایط ذلت‌بار و پذیرش ظلم، نشانه‌ی بی‌ایمانی است، نه مظلومیت. انسان موحد می‌داند که اگر در محیطی شرایط رشد فراهم نیست، باید حرکت کند، باید مدارش را تغییر دهد و یقین داشته باشد که خداوند رزق و عزت او را در جای دیگر تأمین خواهد کرد. این نگرش، قدرت را تمام‌وکمال به خود فرد بازمی‌گرداند و او را از حالت انفعال خارج می‌کند.

همچنین در روز قیامت، حتی شیطان نیز مسئولیت گمراهی انسان‌ها را نمی‌پذیرد و صراحتاً می‌گوید: “من فقط شما را دعوت کردم و شما خودتان پذیرفتید؛ پس مرا سرزنش نکنید، بلکه خودتان را سرزنش کنید.” این اتمام حجت نهایی است که نشان می‌دهد هیچ عاملی بیرون از درون ما، بر زندگی ما مسلط نیست. شیطان، جامعه، والدین و حکومت، تنها دعوت‌کننده هستند و این ما هستیم که با کانون توجه و باورهایمان، دعوت آن‌ها را اجابت می‌کنیم.

در نهایت، پیام اصلی این فایل، دعوت به یکتاپرستی عملی است. اصلی که عمل به آن، خوشبختی ما را هم در دنیا و هم در آخرت تضمین می کند.

استاد عباس‌منش تأکید دارند که قرآن کتابی روشن و مبین است که برای هدایت همگان نازل شده و نباید منتظر تفسیرهای پیچیده دیگران ماند. درک قوانین جهان هستی نیازمند تفکر، تعقل و پرهیز از تقلید کورکورانه است. وقتی ما می‌پذیریم که خداوند تنها قدرت مطلق جهان است و سیستم جهان بر پایه فرکانس عمل می‌کند، دیگر از کسی نمی‌ترسیم، کینه به دل نمی‌گیریم و نگران ضایع شدن حقمان توسط دیگران نیستیم، زیرا می‌دانیم که حق و عدالت در دستان فرکانس‌های خود ماست. این نگاه، آرامش، اطمینان و شجاعتی بی‌نظیر به انسان می‌بخشد تا عزت نفس خود را به گونه ای بسازد که بتواند مسئولیت تمام زندگی‌اش را بپذیرد و با تکیه بر خداوند، دنیایی سرشار از عزت، ثروت و سعادت را برای خود خلق کند، چرا که خداوند هرگز به بندگانش ستم نمی‌کند، بلکه این مردم هستند که با باورهای غلط، به خویشتن ستم روا می‌دارند.

عمل به آگاهی های دوره احساس لیاقت، تمامی این باورهای محدودکننده را با باورهای قدرتمندکننده و توحیدی جایگزین می کند و این تغییر در باورها، درهایی از نعمت و برکت را به زندگی شما می گشاید.

نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری «ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
    472MB
    41 دقیقه
  • فایل صوتی «ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
    38MB
    41 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1977 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «طیبه» در این صفحه: 5
  1. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 1004 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق

    43. چهل و سومین روز از روز شمار تحول زندگی من از این جعبه شگفتی خدا

    من که الان دارم رد پامو میذارم ساعت 1:39 هست

    و میخوام راجع به قدم هام و ایده های جدید خدا بنویسم

    که روز 3 بهمن قدم هامو برداشتم

    والان 4 بهمن شده

    من صبح روز سوم بهمن، که یه بارون قشنگ و عالی میبارید ، حاضر شدم و رفتم بازار تا برای جاکلیدیام حلقه بگیرم و به چوبا وصل کنم و تحویل مغازه ای بدم که گفته بود کارتو نمونه بیار

    من رفتم و نشستم تو حیاط یه مسجد و شروع کردم به درست کردن و بسته بندی کارام که ببرم تحویل بدم

    و بعد رفتم سفارشی که گرفتم با پست ارسال کردم

    وقتی برمیگشتم یه لحظه دیدم تو اینستاگرام که پیج اطلاع رسانی مسابقات طراحی طلا جواهرات و نگاه میکردم یه پست گذاشته که مسابقه طراحی تو کشور هند هست

    گفتم حتما یه نشونه هست خیلی دلم میخواد شرکت کنم تو مسابقات طراحی طلا و جواهرات

    و بعد پیگیری کردم و سوالاتمو پرسیدم

    وقتی جاکلیدیارو تحویل دادم مغازه دار گفت که سفارش بگیرم 1000 تا زنگ میزنم تا 4 روزه تحویل بدی و من خیلی خوشحال بودم از اینکه خدا منو هدایت کرده به اون مغازه و میدونم که خودشم برام مشتری میشه و خیلی راحت و ساده سفارش عمده میگیرم و به یکی از خواسته هام که کارآفرین شدن هم هست امروز احساس کردم قدمو برداشتم

    چون من اومدم خونه به مادر و خواهرم گفتم که من تقسیم کار کنم شما حاضرین کار کنین سفارش گرفتیم کار کنیم ؟ خیلی استقبال کردن و خوشحالم از اینکه شروع کردم به قدم برداشتن و عمل کردن

    فروش پفیلاهای من که خدا همه کاراشو برام انجام داد باعث شد خواهرم با دیدن اینا تشویق بشه که اونم ترسشو پل پشت سرشو بشکنه و اونم بفروشه کارای دستی شو

    خوشحالم از تک تک موفقیت های امروزم که کسب کردم و متعهدانه دارم قدم برمیدارم و سعی خودمو میکنم و خدارو سپاسگزارم

    من هر بار میرم بیرون این باورو تکرار میکنم و باهر بازار رفتن که یه عالمه جنسای مختلف میبینم انقدر ذوق میکنم که از همه چی فراوانی هست بی نهایت هست

    هرچقدر لباس مردم بخرن بازم بی نهایت تولید میشه

    خوراک و پوشاک و مسکن و تمام وسایلای مورد نیاز خیلی بینهایت هست و تولید میشه

    و چقدر لذت بخشه امروز تو بازار دیدم چقدر انسان های ثروت مند بودن که از بازار خرید میکردن و فراوان بود از مشتری های خوبی که با ثروتمندیشون و خریدشون جهان رو گسترش میدن و باعث میشن که جهان پیشرفته تر و فعال تر باشه

    من امروز و هر روز میبینم که مردم در حال تلاش هستن و با قدم برداشتن در راستای اهدافشون بهم یاد میدن تا منم قدم بردارم

    هرچقدر قدم برمیدارم و شگفتی خدا رو میبینم بیشتر علاقه مند تر میشم برای برداشتن قدم های بعدیم

    برای تک تکتون عشق بی نهایت و شادی و سلامتی و آرامش و ثروت بی نهایت از خدا میخوام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 1004 روز

    سلام با عشق

    سفر عشق من رد پایی پر از عشق تقدیم شما

    روز دوم از فصل اول روز شمار تحول زندگی من

    که از قسمت دانلود فایل به این صفحه راهنمایی شدم

    من قبلا بارها این فایل رو ظلم به خود از دیدگاه قرآن رو گوش دادم ولی میدونم که خدا مجدد خواسته تا گوش بدم و عمل کنم به آگاهی هاش

    دیروز که قسمت اول رو خوندم و گوش دادم به فایل روز اول یهویی تصمیم گرفتم برم کاخ سعد آباد موزه نقاشیارو ببینم

    فک کنم دوماه بود که تصمیم داشتم برم ولی نمیشد برم دیروز یهویی گفتم فردا میرم

    امروز که رفتم موزه سعد آباد که نقاشیارو ببینم و از تکنیکا و آثار هنرمندا ببینم و یهویی گفتم تابلومو بردارم ولی نمیدونم کجا ببرم برای فروش گفتم خدا کمکم کن راه و نشونم بده

    وقتی رفتم موزه استاد فرشچیان بسته بود من به خاطر دیدن نقاشیاش رفته بودم ولی گفتم شانسی موزه هنرهای زیبا رو بزنم و رفتم دیدم نقاشیای سهراب سپهری و کلی نقاشی از نقاشای مختلف خارجی بود یکی یکی که تابلو های نقاشی رو میدیدم به خودم میگفتم ببین اینا باورایی داشتن که صد در صد بهشون نقاشی ها با سبک های مختلف الهام شده

    قبل از آگاهی پیدا کردنم وقتی نقاشیایی میدیدم که عجیب بودن میگفتم اینا دیگه چی هستن و ناخوب میگفتم ولی از وقتی آگاه شدم اول خوبیای نقاشیو میبینم بعد دومین چیزی که میگم اینه که حتما از خدا خواستن که بهشون الهام شده سبک نقاشیشون چون باور داشتن که اثر خاصی خلق میکنن

    اولش برام سوال شد که نقاشی منم میتونه تو حراجی تهران و حراجی کشورای دیگه هم باشه؟ البته قبلا هم این سوالو داشتم و در جواب میگفتم چرا که نه و به خودم جواب میدادم

    وقتی خدا تو این دو ماه ، از وقتی من بهش اجازه دادم تا هدایتم کنه و شرکم رو از بین بردم و توحیدی عمل کردم و گفتم خدایا تو بهم کارمو بگو و مدام سوالاتی در مورد سبک کار نقاشیم تو دفترم مینوشتم هر روز و هر لحظه به نقاشایی که نقاشیاشون به قیمتای بسیار بالا بفروش رسیده بود میرفتم نگاه میکردم و راجعبهشون میخوندم نقاشیاشونو بررسی میکردم و میگفتم خدایا به منم سبک نقاشی بده که مختص خودم باشه و خودت ،که هر کس نقاشیامو ببینه تو رو یاد کنه و اونموقع که تصمیم گرفتم و تمام وسایلای کارمو همینجوری دادم به کسی دیگه و گفتم خدا کمکم میکنه،و از همون روزایی که شروع کردم دیگه پشت سرهم فایلای این سایت رو گوش دادم و از خدا خواستم ، تو فاصله زمانی کم بهم طرح نقاشی الهام کرد مسیر کاریمو تغییر داد

    حتی من بلد نبودم چیکار کنم خودش حین کار میگفت بهم یه بار تو نقاشیم داشتم پروانه میکشیدم میخواستم سه بعدی تر بشه ولی بلد نبودم پرسیدم خدا تو بگو چیکار کنم

    وای یعنی بهترین لحظه بود یه صدای آرومی بهم گفت ته دلم که سایه بزن منم گفتم خب سایه رو از کجا بزنم من خودم میخواستم از بیرون بال پروانه سایه بزنم شنیدم یهویی که یه صدایی گفت از داخل پراش سایه بزن و کاملا سه بعدی شد ، الان میگم کلی کیف میکنم

    این یه نمونه اش بود براتون نوشتم تو این دوماه دوتا تابلویی که کشیدم و کلی بهم الهام کرد چیکار کنم کلی ذوق داشتم هر لحظه شو

    بعد من از مسئول موزه پرسیدم که نقاشیارو چجوری اینجا گذاشتن گفت فرح زن شاه ایران تو سفراش به خارج این نقاشیارو گرفته و تو موزه گذاشتن بعد گفتم ببین همه این نقاشا که نقاشیاشون الان تو موزه هست باور داشتن که نقاشیاشون به بهترین قیمت و ثروتمندترین ها میان و میگیرنش و مهم تر از همه باور داشتن که خدا بهشون کمک میکنه

    همینجور داشتم تحلیل میکردم برای خودم و میگفتم برای من هم میشه وقتی برای این همه نقاش شده برای من هم میشه فقط باید اول به خدا باورم رو تقویت کنم و قدرت رو فقط خدا بدونم

    بعد که از موزه اومدم میخواستم بشینم و نقاشیمو بذارم که ببینن و بفروشمش تو مسیری که خیلی آدما میومدن و میرفتن که به موزه برن

    ولی نتونستم تو مسیر از خدا میخواستم کمکم کنه نصفه های راه خواستم برگردم ولی نشد

    یه صدایی تو دلم میگفت باید به خدا باور کنی تو فقط شروع کن این پل رو هم بشکن میتونی مثل پلی که برای کارت شکستی و بهت طرح الهام شد ، اینم بشکنی

    کافیه شروع کنی و به خدا بسپری اینم مثل طرح نقاشیات قدم بعدیش بهت گفته میشه

    بعد تو راه برگشت به خونه بودم که

    باز این سوال رو از خدا کردم که خدایا چه کاری باید انجام بدم قدم بعدیمو نشون بده

    رفتم تو قسمت نشانه ها وقتی دیدم

    دوره کشف قوانین زندگی رو آورد

    فقط اینو گفتم خدایا هر لحظه داری قدرتتو نشون میدی تا من توحیدی تر عمل کنم

    آخه تو این 7 روز خدا همه اش تاکید داشت تو همه نشونه هام و تکرار به اینکه :

    به من باور داشته باش

    قدرت رو فقط در من بدون

    منو اجابت کن

    ایمان داشته باش

    و تکرار آیه 186 سوره بقره : وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَهَ الدّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی وَ لْیُؤْمِنُوا بی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ. 

    به قوانینم عمل کن

    ان یقول له کن فیکونش رو بارها بهم یاد آور کرد

    اینکه دیگه فهمیدی کامل خودت خالق زندگیت هستی وقت عمل هست که تو هر چیزی فقط بدون درنگ عمل کنی و بسپری به قدرت رب

    اینکه منو باور کنی و قدرت رو بهم بدی موجود میشه همه چی در لحظه

    به قول حرف استاد، بوم … همه چی تو یه لحظه درست میشه وقتی باورهات درست باشه و قدرتو فقط خدا بدونی

    که اینجا یاد این میفتم که باورش کردم که خدا میتونه هدایتم کنه میتونه بهم طرح نقاشی الهام کنه سبک نقاشی الهام کنه و وقتی باورش کردم یهویی الهامات پشت سرهم اومد و واقعا بوم بوم پشت سرهم اتفاق افتاد و الان از اعماق وجودم باور دارم که بازم طرح بهم الهام میکنه و باید در مورد مسائل دیگه هم اینجوری بسپرم به خدا تا پشت سر هم کن فیکون خدا تو زندگیم رخ بده

    و هر بار تاکیدی دیدم که باورهات رو شروع کن قدرتمند کن و بنویس و تکرار کن کمکت میکنم

    وقتی رسیدم خونه شروع کردم به نگاه کردن به کپی هایی که از متن تعهد به خواسته یا رها بودن گرفته بودم بعد همزمان به توحید عملی قسمت 3 و جبر یا اختیار گوش میدادم یهویی گفتم قرآن و بردارم که به سوره یس نگاه کنم و آیه 82 دوباره بخونمش که یهویی باز گرفتم دستم و گفتم خدا هدایتم کن دیدم صفحه 461 سوره زمر شروع کردم که معنیشو بخونم نوشته بود تو آیه 39 آنچه میسر است عمل کنید من هم عمل میکنم تا به زودی معلوم شما گردد

    آیه 37 بهم گفت : وهر کس را خدا هدایت کند ،دیگر احدی اورا گمراه نتواند کرد

    بهم حس خوبی داد

    شروع کردم به نوشتن باور های قدرتمند کننده و اول از این شروع کردم و نوشتم که خدا قدرتمند هست و فقط قدرت دست خداست و بزرگ هست و تو هر کاری تو هر زمینه ای خدا کمکم میکنه و اول خداست که همراهمه کمکم میکنه

    و برای کلیت خواسته هام شروع کردم به نوشتن یهویی دیدم انقدر سبکم انقدر حالم خوبه پر از عشق بودم و میخندیدم احساس بی وزنی داشتم چقدر خوبه خدایی که سه ماهه پیداش کردم چقدر خاصه این خدا عاشقشم خیلی دوستش دارم خیلی ماه و مهربونه تو این چند روز هر لحظه فکر میکنم همه جهان هستی رو ول کرده داره منو هدایت میکنه و کمکم میکنه

    که توحیدی تر عمل کنم بهش نزدیک تر بشم

    امروز از این آیات قرآن یاد گرفتم که از این به بعد بیشتر پلای پشت سرمو بشکنم تا توحیدی تر عمل کنم

    از دوستانی که تا اینجا اومدن و خوندن متن رو سپاسگزارم و براشون بهترین ها ،عشق و شادی و ثرت و آرامش و بی نهایت خوبی از خدا میخوام

    همچنین برای استاد عباسمنش و همکارانشون و خانم شایسته عزیز بهترین ها باشه

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 1004 روز

    سلام مژگان جان

    امروز روز 2 سفر من از روز شمار تحول زندگیم هست

    وقتی متن نوشته تونو دیدم یاد یه لحظه فکری که از سرم امروز گذشت افتادم

    که به خودم تکرار کردم خودت رو تغییر بده

    الان قصد خوندن نظراتو نداشتم نظرمو که نوشتم باز قدرت خدا منو آورد قسمت نظرات

    آخه خدا داره قدرتشو این روزا بیشتر نشونم میده کافیه به چیزی فکر کنم و سوال کنم یا اینکه خدا بخواد بهم بگه دقت کن و تاکید میکنه

    و قدرتشو نشونم میده

    لبخندم اومد الان با نوشتن این متن

    چقدر خوبه خدا

    عاشقشم

    اینجا هدایتم کرد که بگه دقت کن خودت رو تغییر بده تا اطرافت تغییر کنه

    ممنونم از خدا که منو هدایت کرد به نوشته شما که حرفشو بهم بگه

    براتون عشق و شادی و سلامتی و ثروت میخوام از خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 1004 روز

    سلام زکیه جان

    من الان اومدم سایت تا شروع کنم روز شمار روز 16 ام رو بنویسم تو قسمت تحول زندگی من فصل 1

    دیدم یه دایره آبی افتاده بالا کنار اسمم نگاه کردم دیدم برام نظر گذاشتن همین که نظرتونو باز کردم خواستم اول نظر شما رو ببینم و بخونم اول نوشته تونو خوندم که نوشتین روز دوم تعهد به خودم گفتم تعهد زکیه خانم یا من؟

    یه حسی بهم گفت اول نظر خودتو بخون ببین چی نوشتی

    رفتم شروع کردم به خوندن فقط و فقط اشک ریختم با هر سطری از نوشته ام که میخوندم و میگفتم اینارو واقعا من نوشتم ؟!

    نه من نبودم خدا گفته نوشتم وگرنه من خودم اینجوری بلد نیستم بنویسم

    با هر سطرش یاد اون روز افتادم و اتفاقات امروز و چند روز پیشم که میخواستم بیام تو قسمت تحول زندگیم روز 16 ام رو بنویسم

    که کاملا ربط داشت به همین موردی که با رفتن به موزه و باور هام بود

    گفتم خدای من قدرتتو باز هم داری بهم نشون میدی که با تکرار این نظر و خوندنش منو هدایت کردی تا بگی فردا بزرگترین و شگفتانه ترین روز تو هست روزی که تابلوتو برای فروش تو نمایشگاه گذاشتی

    طبق گفته هام که دوباره بهت یاد آور شدم بسپر به من موجود میشه باورم کنی حله

    بعد اومدم نوشته شمارو بخونم که باز هم هدایت خدا بود که از طریق شما بهم بگه

    نوشته تونو خوندم اشک ریختم از اینکه امروز من خواستم به فایل استاد گوش بدم که تو گوشیم دانلود کردم ،گفتم خدا تو بگو الان چی برای من خوبه که باید بشنوم

    بالا پایین کردم لیست گوشیمو روی یه فایل دستمو گذاشتم که فایل فقط روی خدا حساب کن بود

    استاد دقیقا همین حرفی که نوشتین :

    در مسیر درست اگر باشیم ،درها یکی یکی برام باز میشه

    درموردش گفت که کافیه قدرت رو خدا بدونی و با بی نهایت دستش برات کار انجام میده

    من این روزا بارها اتفاقات رو مرور میکنم و تاییدشون باعث آرامشم میشه

    و الان خدا با نظر شما به قلبم یه آرامش عمیق داد که آرومترم کنه

    ممنونم ازشما و براتون عشق و شادب و آرامش و سلامتی و آرامش بی نهایت از خدا میخوام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 1004 روز

    سلام زکیه جان

    ممنونم ازتون

    الهی که تو کار بافتنی به بالاترین و بهترین هایی برسی که ثروت بینهایت باشه براتون

    من هنوز کارمو تو موزه نذاشتم ولی از خدا خواستم و میدونم کارام رو به بالاترین قیمت خدا ازم میگیره و تو بهترین موزه ها قرار میده

    اگر دوست داشتین روز شمار تحول زندگیم روز 18 رو بخونید درمورد معجزه ای که خدا برای من با یه اتفاق به ظاهر بد رقم زد

    براتون عشق و شادی و سلامتی و ثروت و آرامش بی نهایت میخوام از خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: