این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/09/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2020-08-23 05:42:152025-12-17 05:25:19«ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
مطالب کاملا متفاوتی اما موضوع هر دو مفهوم ظلم در قرآن هست
خدارو شکر میکنم که این آگاهیهای خالص رو دریافت کردم
خدارو شکر که هدایتم میکنه در هر لحظه و هدایتم کرده تا این مطالب رو بشنوم و نگاهم به جهان زیباتر بشه
خدارو صدهزار مرتبه شکر که دونستن این مفاهیم توحیدی باعث اطمینان قلبم و آرامش بیشتر در زندگیم شده و میشه
هر زمان موضوع ناخواستهای برام پیش میاد که احساسات و افکارم رو در درگیر میکنه بلافاصله این باور توحیدی رو به خودم یادآوری میکنم که تنها قدرت مطلق این جهان خداوند هست و بی اذن او هیچ برگی از درخت نمیافتد، همون خدایی که اجابت خواستههای ما رو بر خودش واجب کرده و این نیرو و قدرت رو به ما داده که با نیروی ایمان و توحید و توکل، جهان خودمون رو اونطوری که دوست داریم خلق کنیم و هیچ کس نمیتونه ما رو از چیزی که میخواهیم دور کنه یا مانع ما بشه
خدارو هزاران مرتبه سپاسگزارم که از نیروی خلق خودش به ماهم بخشیده و با این کار هیچ ترس و نگرانی برای ما باقی نگذاشته
خدایا سپاسگزارم که من رو به راه راست ، راه کسانی که به آنها نعمت دادهای هدایت میکنی
خدایا من به هر خیری که از تو به من برسد فقیرم
از استاد عزیزم برای این آگاهیها که با لطف و مهربانی با ما به اشتراک میزارن سپاسگزارم
از خانم شایسته هم برای این سفرنامه و این دستهبندیها ممنون و سپاسگزارم
انشاءالله در پناه خداوند یکتا و با ایمان به قدرت بیانتهای خداوند، تک تک لحظات زندگیمون سرشار از توحید و یکتاپرستی باشه.
حال دلت رو به تکامل ودریافت آگاهی مثل این فایلها که من وقتی به آنها نگاه کردم متوجه عظمت ِتغییر در مسیر قانونی شدم که شما از عمیق ترین لایه های تاریک خود آن را به شعف وشادی وسلامتی وعشق مهم تر از همه تسلیم بودن در مقابل خدای درونتان خدای یکتا که خالق جهان وجهانیان است و درس خلق جهان شما را به شما عاشقانه آموخت،تبدیل کردید.
عاشقانه تحسینتان میکنم عشق جااان
استاد نازنینم !
طی کردن این مسیر بینهایت برای شما لذت بخشِ لذت بخش بوده من تصویر این لذت را بارها در مسیر سفرهایتان دیده بودم بارها در پارادیس دیده بودم ولی به اینجا که رسیدم اشکم سرازیر شد از شوق از شادی این همه تغییر
چه خدای مهربانی دارید !چقدر لطیف وصبور کنار شما وبرای شما ایستاد ،مثل کوههای پر از هیبت وشکوه ،دلگرمی شما را عاشقانه به تصویر کشید
این خدای من چه خدایی که اینهمه پاکی وعظمت وسخاوت نا محدودش من را از خود بیخود کرد؟!
خدایا عاشقانه از توسپاسگزارم برای این همه زیبایی روح استاد روح عباسمنش
چه کردید؟ واقعاً صورت ماه شما را اینجا که دیدم با آخرین تصویر شما برای سفر از روی آگاهی در فایل سفر به دور آمریکا اصلاً قابل مقایسه نیست ولی شما همان هستی با اقتدار بیشتر.
الهی که از سرچشمه ی ایمان شما من لبریز شوم !
خدایا چقدر دوست دارم
اولش به نیت خودم که توجه کردم گفتم چرا این فایل واسه ی من اومد
بعد چند بار که فایل را گوش کردم فهمیدم باید دوباره این حرفها را میشنیدم چون اولین بار بود که من این حرفها را میشنیدم حس کردم دوست تر شده ام با خودم چون لبخندم گواه بود انگار جهانم روشن تر از همیشه شده بود
جنسشان الماس وزمرد بود هرچه جلوتر می رفتم به خودم میگفتم استاد دیگه چی داری بگی؟
من که مبهوت ماندم انگار یک تجدید عهد بود برای من با خدااااااا
فکرشم را هم نمیکردم دقیق تر از این فایل بخواهد جواب من را بدهد به خودم گفتم این آیه ها دارند دوباره بهت یاد آوری می شوند که فراموش نکنی قائم به ذات خودت باشی نه غیر
استاااااد نازنینممممم یادم رفت سلام کنم به بانوی زیبایم شایسته جان ودوستان آگاه ورشد یافته ام
سلامممم
داشتم میگفتم این یکی از نشانه های روزم بود ولی اولش برام سؤال شد چه ربطی به نیت من داشت؟! چون باصفا ترین قسمت برای من بعد از فایلهای دانلودی این قسمت بود ولی وقتی دوباره به سایت برگشتم کمتر سراغ نشانه ی روزم می رفتم
وقتی بعد از شرایط جنگ وضعیت نرمال شد وسایت باز شد من دستم اشتباهی رفت روی این قسمت نشانه وآیه های ابتدایی سوره ی بقره اومد ولی هی صفحه سیاه میشد و من دوباره امتحان میکردم تا سه بار تکرار شد ولی بالاخره نرسیدم به اصل مطلب که ممکن است فایلی باشد ومن نتوانستم آن را ببینم ،راستش دوست دارم آدرس این آیات را به من بگویید که کجا بود؟ میخواهم آگاهی هایش را مکتوب کنم مثل پیدا کردن یک معدن طلا بود برای من وسط آن همه آشفتگی،باید کیماگر باشی که منظور خدااااا را بفهمی
حالا که رسیدم به این آیات ،دلمممم پر کشید هر لحظه می خواهم خداااا را احساس کنم مستقیماً دارد با من از این روایت نشانه ها حرف میزند پس من لایق بهترین ها ااااهستم ،آری چه گوارا دلچسب است این نشانه ها !
چقدر من این آیات را قبلاً گوش کرده بودم ولی الان انگار اولین باراست که می شنوم سکوت کردم وسکوت میکنم تا خداااااای عاشقم خداااااای مهربانم به من بگوید این جا حضورم برای چیست ؟ مثل همیشه
بخشی از راز های نگفته ی این آیات درخشان در قلبهایمان است ،هنوز آنها را خوب نفهمیده ایم ،یعنی خلق داستان زندگیمان بی تعارف روی شانه های ماست درون قلبمان روی زبان وجاری در افکارمان
فقط این سهل انگاری در دریافت ودر ایمان که نقطه ی همان احساسی بود که شما گفتید باید علاج شود
«احساس گناه،احساس قربانی بودن»
اگر اساس فرکانس دریافتی کمبود باشد نتیجه ی آن فرکانس تجربه اش کمبود است…
از این عادلانه تر قانون ندیدم
دوست دارم متوجه شوم که این احساس کجای ناخودآگاه من است؟ هنوز اگر هست کجاست ؟واگر نیاز به طبیب دارد درمانش کنم ممکن است بخواهد سر باز کند ؟ چون من خیلی روی این موضوع کار کردم همه جوره و تغییراتم عالی بوده شکر خداااای مهربان ولی انگار میدونم خداااا میخواهد چیزی به من بگوید منتظر می مانم وقلبم را از صافی نورش عبور میدهم تا ببینم چه آگاهی نصیبم میشود وچه الهامی؟؟
استاد نازنینم سپاسگزارم برای وجود گرامی تان برای عشقی که نثار ما میکنید ودعاهای ویژه خوبتان
برداشت من در رابطه با جهان هستی و سرای آخرت مثل کره زمین در مقابل کل هستی هست به این معنا که ما در این دنیا هستیم و به همه جا آن هم دسترسی داریم البته نه همه جا و اتفاقات کاملاً قابل لمس و در دسترس هستن ولی در مقابل جایی که نمیتوانیم برویم یعنی کل کهکشان ها درک درستی هم از آن نداریم
این مثال رو برای اون قسمت از حرفای استاد زدم که درباره درک ما از این دنیا و سرای آخرت صحبت میکردن ، در واقع فکر میکنم خداوند با این مثال به انسان ها بفهماند که همین قدر که کره زمین در برابر کل کهکشان ها کوچک و ناچیز هست همین قدر هم زندگی دنیایی در مقایسه با زندگی ابدی ناچیزه
در ارتباط با حق و الناس واقعا اولین بار بود که چنین صحبت هایی رو میشنیدم قطعاً آگاهی هایی در پشت این صحبت ها هست و من رو بیشتر کنجکاو میکنه که تحقیق کنم و بیشتر بدونم
چرا که قرآن بارها و بارها میفرماید آیا فکر نمیکنید
خدای عزیزم شکرگزارم که باز هم من رو در کلاس قرآنت نشوندی تا هدایتم کنی به سمت فهمیدن و درک کردن قوانینت و حرکت به سمت زندگی بهتر . چقدر من عاشق این کلاس و این درس شدم چرا که هربار که با آگاهی ها و آموزه های اون تونستم آرامتر بشم و معمای رازآلودی که یه عمر از زندگی و خوشبختی بهم نشون دادن آسونتر و لذت بخش تر شد و بیشتر متوجه شدم که حقیقت زندگی بیشتر شبیه یه بازی قاعده مند هیجان انگیز و ماجراجویانه هست تا یه معما و راز عجیب و غریب.
خدایا شکرت برای این هم فرکانسی و شنیدن این آموزه های گرانبها و اینکه من رو در دسته ی اندیشمندانی قرار دادی که به کلام و آیات تو فکر میکنند و بهشون وعده ی هدایت و رستگاری دادی .
خب کلاس امروز در مورد واژه ی ظلم در قرآن هست. یه ریشه پرکاربرد در قرآن هست که حدود صد و نود و چندبار تکرار شده .
ریشه لغت «ظلم» در زبان عربی به معنای «قرار دادن چیزی در غیر جایگاهش» هست. این مفهوم در قرآن به معنای ستم به خود، و حتی شرک به خدا ست . در واقع، هرگونه تجاوز از حق و عدالت و قرار دادن چیزی در غیر جایگاه شایستهی اون، در قرآن ظلم محسوب میشه در حالی که تصور ما از ظلم بخاطر کارتون و فیلمهای بچگی ها یه انسان قدرتمند و زورگو هست که به زیر دستانش ظلم میکنه و باهاشون بدرفتاره. در حالیکه در اکثر مواقع در قرآن خیلی از این ظلم ها رو انسان در حق خودش میکنه و یا حتا شریک قایل شدن برای خداوند هم ظلم به شمار رفته و کفر نعمت کردن و ناسپاسی…
معنای لغوی ظلم : در لغت به معنای قرار دادن چیزی در غیر جایگاهش. این مفهوم میتونه به صورت کمی یا کیفی باشه، یعنی هم میتونه به معنای کم گذاشتن از حق باشه و هم به معنای تجاوز و زیادهروی کردن.
«آیا جز این انتظار دارند که فرشتگان به سراغشان آیند، یا فرمان پروردگارت فرا رسد؟ کسانی که پیش از این بودند نیز چنین کردند؛ و خداوند به آنها ستم نکرد، بلکه خودشان بر خویشتن ستم میکردند».
که ترجمه اون میشه: «کسانی که ایمان آوردند و ایمانشان را با ستم نیالودند، ایمنی تنها از آن آنهاست و آنان هدایتیافتگانند»
این آیه به این نکته اشاره دارد که ایمان واقعی و خالص، با هیچ ظلم و ستمی آمیخته نمیشود. کسانی که ایمان آوردهاند و ایمانشان را با شرک و گناه آلوده نکردهاند، در این دنیا از عذاب الهی در امان هستند و در آخرت نیز از هدایت الهی برخوردار خواهند بود.
سوره هود، آیه 113:
“وَ لا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَ ما لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیاءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ”
«و به کسانی که ستم کردهاند، تکیه نکنید، که آتش به شما میرسد؛ و در برابر خدا هیچ سرپرست و یاوری نخواهید داشت و از سوی خدا یاری نخواهید شد».
ترجمه این آیات : “و سنجش در آن روز درست و به حق است. پس هر کس که ترازوی اعمالش سنگین باشد، آنان رستگارانند. و هر کس که ترازوی اعمالش سبک باشد، آنان کسانی هستند که به خود زیان رساندند، به سبب آنکه به آیات ما ستم کردند”
«و بعضی از مردم معبودهایی غیر از خدا انتخاب میکنند و آنها را همچون خدا دوست میدارند، در حالی که آنان که ایمان آوردهاند، عشقشان به خدا شدیدتر است. و اگر ستمگران میدیدند که تمام نیرو و قدرت از آنِ خداست و خداوند سختکیفر است»
خدایا شکرگزارم بابت این تحقیق و بررسی در آیاتت . از تو میخوام تا هدایتم کنی و چراغ راه برام بشی تا در مسیر شکرگزاری و توحید قدم بردارم و هیچ وقت به خودم ظلم نکنم و از تمام ظلم هایی که در گذشته در حق خودم کردم توبه کنم و به تو پناه ببرم .
خدایا از تو میخوام تا همیشه ارتباط دایمی و همیشگی با تو رو احساس و درک کنم و بدونم و باور کنم که نیاز ندارم تا برای درخواست کردن و یا آمرزش طلبیدن کسی رو واسطه کنم . بلکه من هم به همون اندازه ارزشمند هستم و میتونم به صورت مستقیم به تو متصل باشم و چیزی غیر از این نباید باشه و تازه تو از رگ گردن هم به من نزدیک تر هستی و همیشه در دسترس من تا اجابت کنی خواسته هام رو .
خدایا شکرت که به من نزدیک هستی و آماده ی اجابت من . شکرت که من اینقدر به تو دسترسی دارم و لازم نیست تا از کسی خواهش کنم تا شفاعت کن رو پیش تو کنه و واسطه و رابط بین ما باشه. شکرگزارم که میتونم به شخصه نوع و نحوه ی ارتباط با تو رو انتخاب کنم .
سلام به استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته مهربان و دوستان
اولین موضوعی که در این فایل مطرح شد دعا و آرزوی خیر و خوبی برای دیگران هست
وقتی طبق قانون بدون تغییر الهی هیچ کسی نمیتونه هیچ تغییری در زندگی دیگران ایجاد کنه پس دعا و نیکی خواستن برای دیگران فرکانس محبت آرامش و در صلح بودن با خود را فقط برای شخص دعا کننده به جهان ارسال میکنه و جهان هم به این فرکانس پاسخ میده و خیر و خوبی را وارد زندگی دعا کننده میکنه
وقتی این قانون را باور کنیم که فقط و فقط خودمون خالق تمام زندگیمون هستیم رفتارها و خواسته هامون تغییر میکنه و هر روز بهتر میشه
وقتی باور کنم من تمام شرایط زندگیم را با فرکانسهام و باورهام ایجاد میکنم
دیگه از کسی کینه به دل نمیگیرم چون میدونم خودم اون رفتار را از اون فرد جذب کردم
دیگه پدر و مادرم را مقصر شرایط زندگیم نمیدونم
دیگه از دولت و از رییس و از کارمند و از هیچ کسی دلخور نمیشم چون خودم شرایط زندگیم را خلق کردم نه دیگران
من هستم که با افکار و باورهام تمام لحظات زندگیم را خلق میکنم و هیچ کسی نمیتونه ذره ای وضعیت زندگی من را خوب یا بد کنه
استاد جان آیه 97 سوره نسا مثل یک زلزله در باورهای من بود. تمام عمر فکر میکردم اگر به من ظلم شود، من «مظلوم» هستم و پیش خدا عزیزترم. اما پاسخ کوبنده فرشتگان که «چرا مهاجرت نکردی؟» تمام مسئولیت را به گردن خودم انداخت. این آیه به من یاد داد که «قربانی بودن» یک انتخاب است، نه یک سرنوشت. از امروز، بهانه «مستضعف بودن» برای من تمام شده است.
مثال سیستم کامپیوتری دانشگاه، پیچیدهترین مسائل مربوط به شفاعت و استغفار را برای من حل کرد. من همیشه فکر میکردم میتوان با التماس و واسطه قرار دادن افراد آبرومند، قوانین خدا را دور زد. اما امروز فهمیدم که جهان هستی یک سیستم دقیق است و نمیتوان با پارتیبازی، نمره قبولی گرفت. باید خودم درسم را بخونم و فرکانسم را درست کنم. این درک به من قدرت و مسئولیتپذیری عظیمی داد.
تکاندهندهترین بخش فایل برای من، اونجا بود که حتی شیطان هم در روز قیامت مسئولیت گمراهی ما را به عهده نمیگیرد و میگوید «خودتان را سرزنش کنید». این به من نشان داد که تا چه حد در یک توهم بزرگ زندگی میکردم و همیشه دنبال یک مقصر بیرونی برای اشتباهاتم بودم. از امروز میپذیرم که من 100٪ مسئول انتخابهایم هستم، چه دعوت خدا را بپذیرم و چه دعوت شیطان را.
جالبه که از بچگس به ما گفتن چشم زخم، نثلا اگر زمین میخوردم یا چیزی بهم اثابت میکرد و دردم میگرفت میگفتن چشمت زدن! باید صدقه بدیم و از این حرفا. بزرگتر شدیم توی مدرسه گفتن حق الناس، گفتن خدا راحت نمیبخشه، گفتن که دیگران قدرت دارن تو زندگیمون که خراب یا درستش کنن.
اما الان دیدیمکه چنین نیست، خدا بخشندست، ما به خود ظلمکنیم و دیگران در زندگیما تاثیری ندارن و ناهم در زندگی اون ها تاثیری نداریم.
خیلی دوستدارم بگم اینمطالبو با تماموجود درک کردم، اما باید بگم که مثل مثال رنگ زدن دیوار بتنی هست، اینکه با یک بار رنگ جذب نمیشه، باید بارها و بارها روش این رنگ رو بزنیم تا به خوردش بره، تا بشه جزوی از وجودش.
اما تاثیری که گرفتمتا همینجا بابت مقداری بوده که جذب کردم، و خب خیلیم عالیه. این نقش قربانی بودن و گناه کار بودن رو باید تمامکنم با تقاضای بخشش از خدا و باور که میبخشه، سر در جبران با انجامکار درست بجای تکرار اون کار نادرست. به همچنین بپذیرمکه کانون توجهم دردسر های کنونیم رو در زندگی برامپیش اورده، از وقتی که فکرکردم قربانی سعی و اقدام بعضی افراد شدم برای حلوی من رو گرفتن در بعضی اقداماتم، یا احساس گناهی وه بهم منتقل شده بود بابت یکسری اتفاقت قبلی زندگی یا کارهایی که میکردم دچار نقص یا بهتره بگم اتفاثت عجیب در سلامتی و زندگی شدم که قبلا حس نمیکردمو نداشتم و….
همچنین باید بگم الان که فهمیدم که کانون توحه خودم خلق کرده نسائل رو ،ظلم رو من به خود کردم حداقل میدونم که میتونم این مسئله رو هم با باور درست حل کنم، با توحید با باور به بخشندگی خدا و قبول اینکه من اتفاثت بد زندگی رو خلق کردم و نتیجه ی باورها، کانون توجه و اقدامات خودم این زندگی و نه چیز دیگه ای.
سلام به هم سفرای گل و به استاد عزیزمون که مثل نوری مسیر زندگیمون رو روشن کردن
با جون و دل نشستم پای حرفهای استاد کلمهبهکلمهش رو نوشتم و حالا میخوام مثل یه دلنوشته برداشتِ ناب از این سفر روحی براتون بگم
هیچکس به هیچکس ظلم نمیکنه هر کی به خودش ظلم میکنه
این حرف شاید در نگاه اول یه جورایی سخت بیاد اما وقتی بری تو دل قرآن میبینی چقدر دقیق منصفانه و مهربونه استاد وقتی میگفتن «مظلوم ظالم رو به وجود میاره» اولش مغزم سوت کشید یعنی چی یعنی منی که دارم درد میکشم مقصرم؟
اما بعد فهمیدم آره چون من با افکارم با انتخابهام با موندنم تو یه فضای اشتباه به خودم ظلم کردم مثل اون آیه که گفت
یعنی خدا به کسی ظلم نمیکنه مردم خودشون به خودشون ظلم میکنن
مثال سادهش اینه
تو یه رابطهی ناسالمی میدونی طرفت ناسازگاره تحقیرت میکنه میدونی راه فراره اما میمونی چرا چون ترسیدی چون فکر کردی تنها میمونی چون ایمان نداشتی که «زمین خدا گستردهست» این همون چیزیه که قرآن گفت
از آیهی سورهی ابراهیم وقتی شیطان میاد ته داستان و میگه «من فقط دعوتت کردم خودت اومدی»
من خشکم زد
ببین چقدر قشنگه میگه من حتی سلطهای هم بر تو نداشتم فقط گفتم بیا تو خودت دلت لرزید
پس یعنی ما هر لحظه تو یه دو راهیایم یکی دعوت خدا یکی وسوسهی شیطان انتخاب دست خودمونه مسئولیتش هم با خودمونه نه گردن شیطان نه گردن دیگران نه گردن تربیت و جامعه و پدر و مادر و اطرافیان
ایمان واقعی یعنی حرکت یعنی اعتماد به رزاق بودن خدا
وقتی میگی (به خدا ایمان دارم) ولی از رفتن میترسی از تغییر فرار میکنی از دل کندن واهمه داری
اون ایمان واقعی نیست
ایمان واقعی اونیه که وقتی سختی هست وقتی تو فشار و ظلمی باز میگی «خدا هست خدا میبینه خدا رزاقه»
همونطور که استاد گفتند
اونی که در مدار درسته فقط خیر و برکت و نعمت میگیره اگه تو مدار غلطی فقر و درد و رنج سراغت میاد
به طور مثال
دیدی وقتی استرس داری همه چی خراب میشه پولت میره رابطههات تلخ میشه خواب نداری چون تو مدار ترس فقر و بیاعتمادی هستی
ولی وقتی آرومی وقتی میدونی که رزاق خداست یه حس اطمینان داری که عجیبه یه جور جذب نعمت میشه
استاد گفت برای فهم قرآن باید علم داشت و عمیقتر گفتن که فیزیک کوانتوم و مفاهیم ارتعاش و انرژی ما رو بیشتر به فهم قرآن میرسونه
من عاشق این بخش شدم
چون دیدم قرآن یه کتاب جادویی نیست فقط برای خوندن سر نماز یه کتاب زندهست علمیـه کاربردیه
تو کوانتوم میگن هر چیزی که روش تمرکز کنی انرژی میدی بهش و واقعیترش میکنی
قرآن هم همینه میگه اگر تو به ترس فکر کنی همون میاد
اگر به امید ایمان رزق عشق نور پاکی فکر کنی به همون مدار وصل میشی و نعمتها جاری میشه
و حالا یه تجربه شخصی که نمیتونم نگم
یکی از زیباترین تجربههای شخصی من که دلم میخواد با دل و جون براتون تعریفش کنم مربوط به رابطهی من و همسرمه
خدارو از صمیم قلبم شکر میکنم که همسر نازنینم سالهاست توی مسیر نور و آگاهی قدم گذاشته و با جان و دل روی خودش کار میکنه
ما تازه ازدواج کردیم اما از همون روز اول آشناییمون یه عهد قشنگ بینمون شکل گرفت اینکه هر شب حتی اگر فقط چند دقیقه وقت داشته باشیم یه صفحه از قرآن رو با هم بخونیم
و ناگفته نمونه که صدای همسرم یه معجزهست وقتی قرآن میخونه انگار صدای آسمون توی خونهمون پیچیده یه حالِ خاص یه آرامش ناب یه شوقی توی دلم میریزه که با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست
منم سعی میکنم از هر فرصتی برای شنیدن این نعمت الهی استفاده کنم چون باور دارم شنیدن آیات الهی از زبون کسی که دوستش داری و بهش ایمان داری یه جور عبادته
یکی از زیباترین بخشهای رابطهمون اینه که همیشه قبل از شروع هر تصمیم مهمی یا هر کار تازهای دست به قرآن میبریم
با دلی صاف و نیتی پاک از خداوند مهربونمون میخوایم که ما رو هدایت کنه
یه صفحه قرآن باز میکنیم و باور کنید اون لحظه انگار خودِ خدا داره مستقیم جوابمون رو میده
آیههایی که میاد دقیقاً همون چیزیه که باید بشنویم همون تلنگر همون راه همون الهام
بارها و بارها این تجربه برامون تکرار شده و هر بار اشک شکر توی چشمامون جمع شده
خدا رو هزاران بار با همهی ذرات وجودم شکر میکنم که این نعمت بزرگ رو توی زندگیمون جاری کرده که ما رو کنار هم گذاشت تا هم مسیر باشیم همسفر باشیم نه فقط توی زندگی بلکه توی مسیر شناخت و نزدیکی به خودش
این ایمان این انس با کلام خدا این همصدایی در مسیر نور بزرگترین هدیهی خداوند به زندگی مشترک ماست
دلم میخواد همه بدونن که میشه یه زندگی ساخت که در اون مرکز تصمیمگیری خدا باشه که میشه کنار همسرت قرآن بخونی و لذت ببری از عشق و ایمان در یک لحظه
ما هنوز اول راهیم اما با دلایی پر از شکر و امید ادامه میدیم چون باور داریم که اگر خدا در مرکز باشه هیچ چیزی نمیتونه ما رو از نور جدا کنه
این حرفها فقط یه سخنرانی خشک نبود
یه دعوت بود به رهایی
به ایمان واقعی
به اینکه اگر امروز توی ظلم فقر غم افسردگی یا دلتنگیای بپذیر که «من خودم با انتخابهام اینجا ایستادم» ولی حالا که فهمیدم میتونم تغییرش بدم
ممنونم از استاد عزیز که با زلالی قرآن ذهنهای ما رو روشن میکنن
و یه تشکر خاص از صمیم قلبم تقدیم به همسر باایمان و نازنینم
کسی که بودنش برای من مثل یه معجزهست تو فقط همسرم نیستی رفیق روح منی همقدم مسیر آگاهی همدل شبهای بیقراری و شریک لحظههای تدبر و نور
ایمانِ تو نیت پاکت صدای آسمونیات وقت خوندن قرآن همه و همه باعث میشه من هر روز بیشتر از دیروز به بودن در کنارت افتخار کنم
خدا رو شکر میکنم که تو رو سر راهم گذاشت تا معنای واقعی عشق خدایی رو با تمام وجودم لمس کنم
مرسی که هستی که موندی که ساختی که روشن موندی و منو هم تو این مسیر روشن همراه خودت کردی
بیاید با هم بریم به سمت نور
با تدبر با تحقیق با شهامت
چون همونطور که قرآن گفت
إِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ
خدا حال ما رو تغییر نمیده مگر اینکه ما خودمون بخوایم
با تمام ذرات وجودم
از دلِ تجربههایی که با نورِ قرآن لمسشون کردم
و از قلبی که لبریز از شکر گذاریه برای داشتن همسری با ایمان و مؤمن همراه و استادی نمونه که چراغ این مسیرن
هیچ کس نمی تونه به من ظلم کنه و آسیب برسونه به جز خودم . من با باور هام ، افکارم ، کانون توجهم دارم اتفاقات و تجربه های زندگیم رو رقم می زنم .
وقتی برای اولین بار با این قانون آشنا شدم با خودم گفتم ایول خدا عجب قدرتی در اختیارمون گذاشته که هر چی رو بخوایم می تونیم داشته باشیم و دیگه درهای خوشبختی به رومون باز شده فارغ از اینکه این قانون همونقدر که می تونه باعث خوشبختی ما بشه باعث بدبختی مون هم میشه و ما با یک باور اشتباه و عدم کنترل ذهن اتفاقات بدی رو برای خودمون رقم می زنیم و به خودمون ظلم میکنیم .
من تا قبل از آشنایی با این قوانین واقعا نمی دونستم که چرا بعضی ها این قدر خوشبختن و بعضی ها بدبخت و مثل بقیه مردم خودم رو با این دلیل که حتما تقدیر این فرد اینه و خدا براش خواسته قانع می کردم فارغ از اینکه قضیه اصلا یه چیز دیگه ست .
وقتی به این قوانین فکر می کنم احساس آرامش می کنم چون جز خودم هیچ کس نمی تونه بهم آسیب برسونه و هیچ عامل بیرونی توانایی خراب کردن زندگیه من رو نداره و دیگه چشم زخم و طلسم و نفرین تهدید های دیگران برای ما بی معنی میشه وماهیچ کس جز خدارو تو ذهنمون گنده نمی کنیم واگه دیدم اتفاقات بدی داره برام میفته فقط کافیه از خدا هدایت بخوام و باور های محدود کننده رو اصلاح و روی خودم کار کنم
با اینکه مدت زیادی نیست که عضو سایت شدم و دارم روی خودم کار میکنم اما وقتی به گذشته نگاه میکنم میبینم چقدر تغییر کردم و چقدر دیدگاهم نسبت به خدا عوض شده خدایی که قبلا میشناختم به هرکس که دلش می خواست کمک می کرد و هر کس هم که عشقش میکشید پدرشو در می آورد و این دیدگاه باعث میشد همه ی اتفاقات بد زندگیم رو بندازم تقصیر خدا و تقدیر و اشتباهات خودم رو نبینم و خودم رو عاجز و ناتوان در برابر عوامل بیرونی ببینم اما خدایی که الان دارم کم کم دارم میشناسمش بی نهایت عادله و خیلی خیلی بندگانش رو دوست داره و بهشون عشق میورزه خدایی که کلی وقت می زاره و قدم به قدم هدایت میکنه و کلییی ایده های خفن بهت میده و اگه خطایی مرتکب بشیم و یا از راهش منحرف بشیم اون بازم مشتاقانه منتظرمونه که برگردیم به آغوش امنش تا این حد بخشنده و مهربونه و خدا هیچ وقت ما رو رها نمی کنه این ما هستیم که از اون دور میشیم و رهاش میکنیم.
باورهای مخرب مثل احساس گناه مثل احساس قربانی بودن و مورد ظلم واقع شدن باعث ورد ناخواسته ها در زندگی مون میشوند
این باورها همیشه در ما وجود داشتند اینکه هرکار نادرستی انجام می دادیم احساس گناه میکردیم و چقدر بد بود این احساس گناه ، بعد از این فایل من اگر کار اشتباهی کردم سعی کردم دیگه اون حس گناه رو نداشته باشم اما تونستم به پروردگار بگم که خدایا میدونم کارم اشتباه بوده و پشیمانم ، این جمله خیلی درست و ارامش بخش بوده برای من و یا اینکه در زندگی گاهی احساس میکردیم به ما ظلم شده از طریق اطرافیان و اینهم واقعا حس بدی بود و یا احساس قربانی بودن
در این فایل من به این آگاهی رسیدم که این حس ها، مخرب هستند و باعث اتفاقات بد در زندگی ما میشوند چون طبق قانون احساس بد برابر با اتفاق بد هست
و این فکر هم که ما میتونیم راه نجاتی باشیم برای اطرافیان و میتونیم به اونها در جهت تغییر ، کمک کنیم هم کاملا نادرست بوده
و طبق قانون ما توانایی تغییر هیچ کس رو نداریم اما توانایی این رو داریم که زندگی خودمون رو تغییر بدیم و اتفاقات خوب رو خلق کنیم
این فایل در روز دوم تحول روز شمار بود و خط به خط صحبت های استاد و آیه های مربوطه رو نوشتم ، عالی بود،،، مطالبی که تابحال نشنیده بودم و اشتباهی حتی به ما انتقال داده بودند از کودکی ، بعضی از این آیه ها رو
یکی از باورهایی که هر روز در کنار باورهای سلامتی و ثروت تکرار میکنم همین باور چشم زخم هست ، و این رو هر روز میگم که هرکس من و خانواده ام رو میبینه هیچ قدرتی در چشم زدن ما نداره ، چون تنها قدرت جهان رب مهربانم هست و بالاترین قدرت هستی ست.
این باور رو به دو دلیل تکرار میکنم اول اینکه آگاهی این فایل از روز دوم تحول روز شمار باعث شد بدونم وقتی به چشم زخم اعتقاد داشته باشم یعنی دارم قدرت جهان رو از الله میگیرم و به شیطان میدم و دوم اینکه همیشه همه به من میگفتند که تو خیلی توی چشم هستی و حتی مادر همسرم گفته بود که علت بیماری در تو اینکه دیگران چشمت میزنند ،
این دو دلیل باعث شد که این باور رو روزانه در لیست باورهام بگنجونم تا واسم تثبیت بشه .
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته دوستداشتنی
و سلام به همه دوستانی که این کامنت رو میخونن
روز دوم از فصل اول روزشمار تحول زندگی من:
موضوع این فایل با موضوع جلسه دوم قدم هفتم یکی بود
مطالب کاملا متفاوتی اما موضوع هر دو مفهوم ظلم در قرآن هست
خدارو شکر میکنم که این آگاهیهای خالص رو دریافت کردم
خدارو شکر که هدایتم میکنه در هر لحظه و هدایتم کرده تا این مطالب رو بشنوم و نگاهم به جهان زیباتر بشه
خدارو صدهزار مرتبه شکر که دونستن این مفاهیم توحیدی باعث اطمینان قلبم و آرامش بیشتر در زندگیم شده و میشه
هر زمان موضوع ناخواستهای برام پیش میاد که احساسات و افکارم رو در درگیر میکنه بلافاصله این باور توحیدی رو به خودم یادآوری میکنم که تنها قدرت مطلق این جهان خداوند هست و بی اذن او هیچ برگی از درخت نمیافتد، همون خدایی که اجابت خواستههای ما رو بر خودش واجب کرده و این نیرو و قدرت رو به ما داده که با نیروی ایمان و توحید و توکل، جهان خودمون رو اونطوری که دوست داریم خلق کنیم و هیچ کس نمیتونه ما رو از چیزی که میخواهیم دور کنه یا مانع ما بشه
خدارو هزاران مرتبه سپاسگزارم که از نیروی خلق خودش به ماهم بخشیده و با این کار هیچ ترس و نگرانی برای ما باقی نگذاشته
خدایا سپاسگزارم که من رو به راه راست ، راه کسانی که به آنها نعمت دادهای هدایت میکنی
خدایا من به هر خیری که از تو به من برسد فقیرم
از استاد عزیزم برای این آگاهیها که با لطف و مهربانی با ما به اشتراک میزارن سپاسگزارم
از خانم شایسته هم برای این سفرنامه و این دستهبندیها ممنون و سپاسگزارم
انشاءالله در پناه خداوند یکتا و با ایمان به قدرت بیانتهای خداوند، تک تک لحظات زندگیمون سرشار از توحید و یکتاپرستی باشه.
به نام خداوند جاااااان وخرررررد خداوند مقتدرررررم
سلام به استاد نازنینم
حال دلت رو به تکامل ودریافت آگاهی مثل این فایلها که من وقتی به آنها نگاه کردم متوجه عظمت ِتغییر در مسیر قانونی شدم که شما از عمیق ترین لایه های تاریک خود آن را به شعف وشادی وسلامتی وعشق مهم تر از همه تسلیم بودن در مقابل خدای درونتان خدای یکتا که خالق جهان وجهانیان است و درس خلق جهان شما را به شما عاشقانه آموخت،تبدیل کردید.
عاشقانه تحسینتان میکنم عشق جااان
استاد نازنینم !
طی کردن این مسیر بینهایت برای شما لذت بخشِ لذت بخش بوده من تصویر این لذت را بارها در مسیر سفرهایتان دیده بودم بارها در پارادیس دیده بودم ولی به اینجا که رسیدم اشکم سرازیر شد از شوق از شادی این همه تغییر
چه خدای مهربانی دارید !چقدر لطیف وصبور کنار شما وبرای شما ایستاد ،مثل کوههای پر از هیبت وشکوه ،دلگرمی شما را عاشقانه به تصویر کشید
این خدای من چه خدایی که اینهمه پاکی وعظمت وسخاوت نا محدودش من را از خود بیخود کرد؟!
خدایا عاشقانه از توسپاسگزارم برای این همه زیبایی روح استاد روح عباسمنش
چه کردید؟ واقعاً صورت ماه شما را اینجا که دیدم با آخرین تصویر شما برای سفر از روی آگاهی در فایل سفر به دور آمریکا اصلاً قابل مقایسه نیست ولی شما همان هستی با اقتدار بیشتر.
الهی که از سرچشمه ی ایمان شما من لبریز شوم !
خدایا چقدر دوست دارم
اولش به نیت خودم که توجه کردم گفتم چرا این فایل واسه ی من اومد
بعد چند بار که فایل را گوش کردم فهمیدم باید دوباره این حرفها را میشنیدم چون اولین بار بود که من این حرفها را میشنیدم حس کردم دوست تر شده ام با خودم چون لبخندم گواه بود انگار جهانم روشن تر از همیشه شده بود
جنسشان الماس وزمرد بود هرچه جلوتر می رفتم به خودم میگفتم استاد دیگه چی داری بگی؟
من که مبهوت ماندم انگار یک تجدید عهد بود برای من با خدااااااا
فکرشم را هم نمیکردم دقیق تر از این فایل بخواهد جواب من را بدهد به خودم گفتم این آیه ها دارند دوباره بهت یاد آوری می شوند که فراموش نکنی قائم به ذات خودت باشی نه غیر
استاااااد نازنینممممم یادم رفت سلام کنم به بانوی زیبایم شایسته جان ودوستان آگاه ورشد یافته ام
سلامممم
داشتم میگفتم این یکی از نشانه های روزم بود ولی اولش برام سؤال شد چه ربطی به نیت من داشت؟! چون باصفا ترین قسمت برای من بعد از فایلهای دانلودی این قسمت بود ولی وقتی دوباره به سایت برگشتم کمتر سراغ نشانه ی روزم می رفتم
وقتی بعد از شرایط جنگ وضعیت نرمال شد وسایت باز شد من دستم اشتباهی رفت روی این قسمت نشانه وآیه های ابتدایی سوره ی بقره اومد ولی هی صفحه سیاه میشد و من دوباره امتحان میکردم تا سه بار تکرار شد ولی بالاخره نرسیدم به اصل مطلب که ممکن است فایلی باشد ومن نتوانستم آن را ببینم ،راستش دوست دارم آدرس این آیات را به من بگویید که کجا بود؟ میخواهم آگاهی هایش را مکتوب کنم مثل پیدا کردن یک معدن طلا بود برای من وسط آن همه آشفتگی،باید کیماگر باشی که منظور خدااااا را بفهمی
حالا که رسیدم به این آیات ،دلمممم پر کشید هر لحظه می خواهم خداااا را احساس کنم مستقیماً دارد با من از این روایت نشانه ها حرف میزند پس من لایق بهترین ها ااااهستم ،آری چه گوارا دلچسب است این نشانه ها !
چقدر من این آیات را قبلاً گوش کرده بودم ولی الان انگار اولین باراست که می شنوم سکوت کردم وسکوت میکنم تا خداااااای عاشقم خداااااای مهربانم به من بگوید این جا حضورم برای چیست ؟ مثل همیشه
بخشی از راز های نگفته ی این آیات درخشان در قلبهایمان است ،هنوز آنها را خوب نفهمیده ایم ،یعنی خلق داستان زندگیمان بی تعارف روی شانه های ماست درون قلبمان روی زبان وجاری در افکارمان
فقط این سهل انگاری در دریافت ودر ایمان که نقطه ی همان احساسی بود که شما گفتید باید علاج شود
«احساس گناه،احساس قربانی بودن»
اگر اساس فرکانس دریافتی کمبود باشد نتیجه ی آن فرکانس تجربه اش کمبود است…
از این عادلانه تر قانون ندیدم
دوست دارم متوجه شوم که این احساس کجای ناخودآگاه من است؟ هنوز اگر هست کجاست ؟واگر نیاز به طبیب دارد درمانش کنم ممکن است بخواهد سر باز کند ؟ چون من خیلی روی این موضوع کار کردم همه جوره و تغییراتم عالی بوده شکر خداااای مهربان ولی انگار میدونم خداااا میخواهد چیزی به من بگوید منتظر می مانم وقلبم را از صافی نورش عبور میدهم تا ببینم چه آگاهی نصیبم میشود وچه الهامی؟؟
استاد نازنینم سپاسگزارم برای وجود گرامی تان برای عشقی که نثار ما میکنید ودعاهای ویژه خوبتان
شاد وثروتمند باشید
با سلام و درود
برداشت من در رابطه با جهان هستی و سرای آخرت مثل کره زمین در مقابل کل هستی هست به این معنا که ما در این دنیا هستیم و به همه جا آن هم دسترسی داریم البته نه همه جا و اتفاقات کاملاً قابل لمس و در دسترس هستن ولی در مقابل جایی که نمیتوانیم برویم یعنی کل کهکشان ها درک درستی هم از آن نداریم
این مثال رو برای اون قسمت از حرفای استاد زدم که درباره درک ما از این دنیا و سرای آخرت صحبت میکردن ، در واقع فکر میکنم خداوند با این مثال به انسان ها بفهماند که همین قدر که کره زمین در برابر کل کهکشان ها کوچک و ناچیز هست همین قدر هم زندگی دنیایی در مقایسه با زندگی ابدی ناچیزه
در ارتباط با حق و الناس واقعا اولین بار بود که چنین صحبت هایی رو میشنیدم قطعاً آگاهی هایی در پشت این صحبت ها هست و من رو بیشتر کنجکاو میکنه که تحقیق کنم و بیشتر بدونم
چرا که قرآن بارها و بارها میفرماید آیا فکر نمیکنید
سپاسگزارم از عزیزانم استاد عباسمنش و خانم شایسته
به نام خداوند هدایتگر مهربانم
خدای عزیزم شکرگزارم که باز هم من رو در کلاس قرآنت نشوندی تا هدایتم کنی به سمت فهمیدن و درک کردن قوانینت و حرکت به سمت زندگی بهتر . چقدر من عاشق این کلاس و این درس شدم چرا که هربار که با آگاهی ها و آموزه های اون تونستم آرامتر بشم و معمای رازآلودی که یه عمر از زندگی و خوشبختی بهم نشون دادن آسونتر و لذت بخش تر شد و بیشتر متوجه شدم که حقیقت زندگی بیشتر شبیه یه بازی قاعده مند هیجان انگیز و ماجراجویانه هست تا یه معما و راز عجیب و غریب.
خدایا شکرت برای این هم فرکانسی و شنیدن این آموزه های گرانبها و اینکه من رو در دسته ی اندیشمندانی قرار دادی که به کلام و آیات تو فکر میکنند و بهشون وعده ی هدایت و رستگاری دادی .
خب کلاس امروز در مورد واژه ی ظلم در قرآن هست. یه ریشه پرکاربرد در قرآن هست که حدود صد و نود و چندبار تکرار شده .
ریشه لغت «ظلم» در زبان عربی به معنای «قرار دادن چیزی در غیر جایگاهش» هست. این مفهوم در قرآن به معنای ستم به خود، و حتی شرک به خدا ست . در واقع، هرگونه تجاوز از حق و عدالت و قرار دادن چیزی در غیر جایگاه شایستهی اون، در قرآن ظلم محسوب میشه در حالی که تصور ما از ظلم بخاطر کارتون و فیلمهای بچگی ها یه انسان قدرتمند و زورگو هست که به زیر دستانش ظلم میکنه و باهاشون بدرفتاره. در حالیکه در اکثر مواقع در قرآن خیلی از این ظلم ها رو انسان در حق خودش میکنه و یا حتا شریک قایل شدن برای خداوند هم ظلم به شمار رفته و کفر نعمت کردن و ناسپاسی…
معنای لغوی ظلم : در لغت به معنای قرار دادن چیزی در غیر جایگاهش. این مفهوم میتونه به صورت کمی یا کیفی باشه، یعنی هم میتونه به معنای کم گذاشتن از حق باشه و هم به معنای تجاوز و زیادهروی کردن.
برخی از آیات مرتبط با ظلم:
سوره نحل، آیه 33:
“هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِیَهُمُ الْمَلائِکَهُ أَوْ یَأْتِیَ أَمْرُ رَبِّکَ کَذلِکَ فَعَلَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ ما ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَ لکِنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ”
«آیا جز این انتظار دارند که فرشتگان به سراغشان آیند، یا فرمان پروردگارت فرا رسد؟ کسانی که پیش از این بودند نیز چنین کردند؛ و خداوند به آنها ستم نکرد، بلکه خودشان بر خویشتن ستم میکردند».
آیه 82 سوره انعام هم میفرماید:
«الَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یَلْبِسُوا إِیمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَٰئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ»
که ترجمه اون میشه: «کسانی که ایمان آوردند و ایمانشان را با ستم نیالودند، ایمنی تنها از آن آنهاست و آنان هدایتیافتگانند»
این آیه به این نکته اشاره دارد که ایمان واقعی و خالص، با هیچ ظلم و ستمی آمیخته نمیشود. کسانی که ایمان آوردهاند و ایمانشان را با شرک و گناه آلوده نکردهاند، در این دنیا از عذاب الهی در امان هستند و در آخرت نیز از هدایت الهی برخوردار خواهند بود.
سوره هود، آیه 113:
“وَ لا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَ ما لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیاءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ”
«و به کسانی که ستم کردهاند، تکیه نکنید، که آتش به شما میرسد؛ و در برابر خدا هیچ سرپرست و یاوری نخواهید داشت و از سوی خدا یاری نخواهید شد».
آیات 74، 75 و 76 سوره زخرف به این شرح هستند:
آیه 74:
“إِنَّ الْمُجْرِمِینَ فِی عَذَابِ جَهَنَّمَ خَالِدُونَ”
“به درستی که گناهکاران در عذاب جهنم جاودانهاند.”
آیه 75:
“لَا یُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَهُمْ فِیهِ مُبْلِسُونَ”
” از آنان تخفیف نمییابد و در آنجا نومیدند.”
آیه 76:
“وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَٰکِنْ کَانُوا هُمُ الظَّالِمِینَ”
“و ما به ایشان ستم نکردیم، بلکه خودشان ستمکار بودند.”
سوره اعراف، آیات 8 و 9 به این شرح هستند:
“وَ الْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ *
وَ مَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَأُولَٰئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِمَا کَانُوا بِآیَاتِنَا یَظْلِمُونَ” .
ترجمه این آیات : “و سنجش در آن روز درست و به حق است. پس هر کس که ترازوی اعمالش سنگین باشد، آنان رستگارانند. و هر کس که ترازوی اعمالش سبک باشد، آنان کسانی هستند که به خود زیان رساندند، به سبب آنکه به آیات ما ستم کردند”
آیه 165 بقره:
«وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْدَادًا یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ وَلَوْ یَرَى الَّذِینَ ظَلَمُوا إِذْ یَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّهَ لِلَّهِ جَمِیعًا وَأَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعَذَابِ»
ترجمه:
«و بعضی از مردم معبودهایی غیر از خدا انتخاب میکنند و آنها را همچون خدا دوست میدارند، در حالی که آنان که ایمان آوردهاند، عشقشان به خدا شدیدتر است. و اگر ستمگران میدیدند که تمام نیرو و قدرت از آنِ خداست و خداوند سختکیفر است»
خدایا شکرگزارم بابت این تحقیق و بررسی در آیاتت . از تو میخوام تا هدایتم کنی و چراغ راه برام بشی تا در مسیر شکرگزاری و توحید قدم بردارم و هیچ وقت به خودم ظلم نکنم و از تمام ظلم هایی که در گذشته در حق خودم کردم توبه کنم و به تو پناه ببرم .
خدایا از تو میخوام تا همیشه ارتباط دایمی و همیشگی با تو رو احساس و درک کنم و بدونم و باور کنم که نیاز ندارم تا برای درخواست کردن و یا آمرزش طلبیدن کسی رو واسطه کنم . بلکه من هم به همون اندازه ارزشمند هستم و میتونم به صورت مستقیم به تو متصل باشم و چیزی غیر از این نباید باشه و تازه تو از رگ گردن هم به من نزدیک تر هستی و همیشه در دسترس من تا اجابت کنی خواسته هام رو .
خدایا شکرت که به من نزدیک هستی و آماده ی اجابت من . شکرت که من اینقدر به تو دسترسی دارم و لازم نیست تا از کسی خواهش کنم تا شفاعت کن رو پیش تو کنه و واسطه و رابط بین ما باشه. شکرگزارم که میتونم به شخصه نوع و نحوه ی ارتباط با تو رو انتخاب کنم .
خدایا شکرت
دوستت دارم خدای عادل و دوست داشتنی من
سلام به استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته مهربان و دوستان
اولین موضوعی که در این فایل مطرح شد دعا و آرزوی خیر و خوبی برای دیگران هست
وقتی طبق قانون بدون تغییر الهی هیچ کسی نمیتونه هیچ تغییری در زندگی دیگران ایجاد کنه پس دعا و نیکی خواستن برای دیگران فرکانس محبت آرامش و در صلح بودن با خود را فقط برای شخص دعا کننده به جهان ارسال میکنه و جهان هم به این فرکانس پاسخ میده و خیر و خوبی را وارد زندگی دعا کننده میکنه
وقتی این قانون را باور کنیم که فقط و فقط خودمون خالق تمام زندگیمون هستیم رفتارها و خواسته هامون تغییر میکنه و هر روز بهتر میشه
وقتی باور کنم من تمام شرایط زندگیم را با فرکانسهام و باورهام ایجاد میکنم
دیگه از کسی کینه به دل نمیگیرم چون میدونم خودم اون رفتار را از اون فرد جذب کردم
دیگه پدر و مادرم را مقصر شرایط زندگیم نمیدونم
دیگه از دولت و از رییس و از کارمند و از هیچ کسی دلخور نمیشم چون خودم شرایط زندگیم را خلق کردم نه دیگران
من هستم که با افکار و باورهام تمام لحظات زندگیم را خلق میکنم و هیچ کسی نمیتونه ذره ای وضعیت زندگی من را خوب یا بد کنه
سلام بر استاد عزیزم و مریم جان عزیز ،
رد پای روز دوم:
استاد جان آیه 97 سوره نسا مثل یک زلزله در باورهای من بود. تمام عمر فکر میکردم اگر به من ظلم شود، من «مظلوم» هستم و پیش خدا عزیزترم. اما پاسخ کوبنده فرشتگان که «چرا مهاجرت نکردی؟» تمام مسئولیت را به گردن خودم انداخت. این آیه به من یاد داد که «قربانی بودن» یک انتخاب است، نه یک سرنوشت. از امروز، بهانه «مستضعف بودن» برای من تمام شده است.
مثال سیستم کامپیوتری دانشگاه، پیچیدهترین مسائل مربوط به شفاعت و استغفار را برای من حل کرد. من همیشه فکر میکردم میتوان با التماس و واسطه قرار دادن افراد آبرومند، قوانین خدا را دور زد. اما امروز فهمیدم که جهان هستی یک سیستم دقیق است و نمیتوان با پارتیبازی، نمره قبولی گرفت. باید خودم درسم را بخونم و فرکانسم را درست کنم. این درک به من قدرت و مسئولیتپذیری عظیمی داد.
تکاندهندهترین بخش فایل برای من، اونجا بود که حتی شیطان هم در روز قیامت مسئولیت گمراهی ما را به عهده نمیگیرد و میگوید «خودتان را سرزنش کنید». این به من نشان داد که تا چه حد در یک توهم بزرگ زندگی میکردم و همیشه دنبال یک مقصر بیرونی برای اشتباهاتم بودم. از امروز میپذیرم که من 100٪ مسئول انتخابهایم هستم، چه دعوت خدا را بپذیرم و چه دعوت شیطان را.
به نام خدای بخشنده و مهربان
سلام استاد عزیز
جالبه که از بچگس به ما گفتن چشم زخم، نثلا اگر زمین میخوردم یا چیزی بهم اثابت میکرد و دردم میگرفت میگفتن چشمت زدن! باید صدقه بدیم و از این حرفا. بزرگتر شدیم توی مدرسه گفتن حق الناس، گفتن خدا راحت نمیبخشه، گفتن که دیگران قدرت دارن تو زندگیمون که خراب یا درستش کنن.
اما الان دیدیمکه چنین نیست، خدا بخشندست، ما به خود ظلمکنیم و دیگران در زندگیما تاثیری ندارن و ناهم در زندگی اون ها تاثیری نداریم.
خیلی دوستدارم بگم اینمطالبو با تماموجود درک کردم، اما باید بگم که مثل مثال رنگ زدن دیوار بتنی هست، اینکه با یک بار رنگ جذب نمیشه، باید بارها و بارها روش این رنگ رو بزنیم تا به خوردش بره، تا بشه جزوی از وجودش.
اما تاثیری که گرفتمتا همینجا بابت مقداری بوده که جذب کردم، و خب خیلیم عالیه. این نقش قربانی بودن و گناه کار بودن رو باید تمامکنم با تقاضای بخشش از خدا و باور که میبخشه، سر در جبران با انجامکار درست بجای تکرار اون کار نادرست. به همچنین بپذیرمکه کانون توجهم دردسر های کنونیم رو در زندگی برامپیش اورده، از وقتی که فکرکردم قربانی سعی و اقدام بعضی افراد شدم برای حلوی من رو گرفتن در بعضی اقداماتم، یا احساس گناهی وه بهم منتقل شده بود بابت یکسری اتفاقت قبلی زندگی یا کارهایی که میکردم دچار نقص یا بهتره بگم اتفاثت عجیب در سلامتی و زندگی شدم که قبلا حس نمیکردمو نداشتم و….
همچنین باید بگم الان که فهمیدم که کانون توحه خودم خلق کرده نسائل رو ،ظلم رو من به خود کردم حداقل میدونم که میتونم این مسئله رو هم با باور درست حل کنم، با توحید با باور به بخشندگی خدا و قبول اینکه من اتفاثت بد زندگی رو خلق کردم و نتیجه ی باورها، کانون توجه و اقدامات خودم این زندگی و نه چیز دیگه ای.
شاد و سلامت باشید.
کامنت روز 43
به نام خداوندی که رحمتش بیپایانه
سلام به هم سفرای گل و به استاد عزیزمون که مثل نوری مسیر زندگیمون رو روشن کردن
با جون و دل نشستم پای حرفهای استاد کلمهبهکلمهش رو نوشتم و حالا میخوام مثل یه دلنوشته برداشتِ ناب از این سفر روحی براتون بگم
هیچکس به هیچکس ظلم نمیکنه هر کی به خودش ظلم میکنه
این حرف شاید در نگاه اول یه جورایی سخت بیاد اما وقتی بری تو دل قرآن میبینی چقدر دقیق منصفانه و مهربونه استاد وقتی میگفتن «مظلوم ظالم رو به وجود میاره» اولش مغزم سوت کشید یعنی چی یعنی منی که دارم درد میکشم مقصرم؟
اما بعد فهمیدم آره چون من با افکارم با انتخابهام با موندنم تو یه فضای اشتباه به خودم ظلم کردم مثل اون آیه که گفت
إِنَّ اللَّهَ لَا یَظْلِمُ النَّاسَ شَیْئًا وَلَٰکِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ
یعنی خدا به کسی ظلم نمیکنه مردم خودشون به خودشون ظلم میکنن
مثال سادهش اینه
تو یه رابطهی ناسالمی میدونی طرفت ناسازگاره تحقیرت میکنه میدونی راه فراره اما میمونی چرا چون ترسیدی چون فکر کردی تنها میمونی چون ایمان نداشتی که «زمین خدا گستردهست» این همون چیزیه که قرآن گفت
“أَلَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَهً فَتُهَاجِرُوا فِیهَا؟”
مگه زمین خدا بزرگ نبود که کوچ نکردی؟
شیطان کارهای نیست انتخاب با خودته
از آیهی سورهی ابراهیم وقتی شیطان میاد ته داستان و میگه «من فقط دعوتت کردم خودت اومدی»
من خشکم زد
ببین چقدر قشنگه میگه من حتی سلطهای هم بر تو نداشتم فقط گفتم بیا تو خودت دلت لرزید
پس یعنی ما هر لحظه تو یه دو راهیایم یکی دعوت خدا یکی وسوسهی شیطان انتخاب دست خودمونه مسئولیتش هم با خودمونه نه گردن شیطان نه گردن دیگران نه گردن تربیت و جامعه و پدر و مادر و اطرافیان
ایمان واقعی یعنی حرکت یعنی اعتماد به رزاق بودن خدا
وقتی میگی (به خدا ایمان دارم) ولی از رفتن میترسی از تغییر فرار میکنی از دل کندن واهمه داری
اون ایمان واقعی نیست
ایمان واقعی اونیه که وقتی سختی هست وقتی تو فشار و ظلمی باز میگی «خدا هست خدا میبینه خدا رزاقه»
همونطور که استاد گفتند
اونی که در مدار درسته فقط خیر و برکت و نعمت میگیره اگه تو مدار غلطی فقر و درد و رنج سراغت میاد
به طور مثال
دیدی وقتی استرس داری همه چی خراب میشه پولت میره رابطههات تلخ میشه خواب نداری چون تو مدار ترس فقر و بیاعتمادی هستی
ولی وقتی آرومی وقتی میدونی که رزاق خداست یه حس اطمینان داری که عجیبه یه جور جذب نعمت میشه
استاد گفت برای فهم قرآن باید علم داشت و عمیقتر گفتن که فیزیک کوانتوم و مفاهیم ارتعاش و انرژی ما رو بیشتر به فهم قرآن میرسونه
من عاشق این بخش شدم
چون دیدم قرآن یه کتاب جادویی نیست فقط برای خوندن سر نماز یه کتاب زندهست علمیـه کاربردیه
تو کوانتوم میگن هر چیزی که روش تمرکز کنی انرژی میدی بهش و واقعیترش میکنی
قرآن هم همینه میگه اگر تو به ترس فکر کنی همون میاد
اگر به امید ایمان رزق عشق نور پاکی فکر کنی به همون مدار وصل میشی و نعمتها جاری میشه
و حالا یه تجربه شخصی که نمیتونم نگم
یکی از زیباترین تجربههای شخصی من که دلم میخواد با دل و جون براتون تعریفش کنم مربوط به رابطهی من و همسرمه
خدارو از صمیم قلبم شکر میکنم که همسر نازنینم سالهاست توی مسیر نور و آگاهی قدم گذاشته و با جان و دل روی خودش کار میکنه
ما تازه ازدواج کردیم اما از همون روز اول آشناییمون یه عهد قشنگ بینمون شکل گرفت اینکه هر شب حتی اگر فقط چند دقیقه وقت داشته باشیم یه صفحه از قرآن رو با هم بخونیم
و ناگفته نمونه که صدای همسرم یه معجزهست وقتی قرآن میخونه انگار صدای آسمون توی خونهمون پیچیده یه حالِ خاص یه آرامش ناب یه شوقی توی دلم میریزه که با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست
منم سعی میکنم از هر فرصتی برای شنیدن این نعمت الهی استفاده کنم چون باور دارم شنیدن آیات الهی از زبون کسی که دوستش داری و بهش ایمان داری یه جور عبادته
یکی از زیباترین بخشهای رابطهمون اینه که همیشه قبل از شروع هر تصمیم مهمی یا هر کار تازهای دست به قرآن میبریم
با دلی صاف و نیتی پاک از خداوند مهربونمون میخوایم که ما رو هدایت کنه
یه صفحه قرآن باز میکنیم و باور کنید اون لحظه انگار خودِ خدا داره مستقیم جوابمون رو میده
آیههایی که میاد دقیقاً همون چیزیه که باید بشنویم همون تلنگر همون راه همون الهام
بارها و بارها این تجربه برامون تکرار شده و هر بار اشک شکر توی چشمامون جمع شده
خدا رو هزاران بار با همهی ذرات وجودم شکر میکنم که این نعمت بزرگ رو توی زندگیمون جاری کرده که ما رو کنار هم گذاشت تا هم مسیر باشیم همسفر باشیم نه فقط توی زندگی بلکه توی مسیر شناخت و نزدیکی به خودش
این ایمان این انس با کلام خدا این همصدایی در مسیر نور بزرگترین هدیهی خداوند به زندگی مشترک ماست
دلم میخواد همه بدونن که میشه یه زندگی ساخت که در اون مرکز تصمیمگیری خدا باشه که میشه کنار همسرت قرآن بخونی و لذت ببری از عشق و ایمان در یک لحظه
ما هنوز اول راهیم اما با دلایی پر از شکر و امید ادامه میدیم چون باور داریم که اگر خدا در مرکز باشه هیچ چیزی نمیتونه ما رو از نور جدا کنه
این حرفها فقط یه سخنرانی خشک نبود
یه دعوت بود به رهایی
به ایمان واقعی
به اینکه اگر امروز توی ظلم فقر غم افسردگی یا دلتنگیای بپذیر که «من خودم با انتخابهام اینجا ایستادم» ولی حالا که فهمیدم میتونم تغییرش بدم
ممنونم از استاد عزیز که با زلالی قرآن ذهنهای ما رو روشن میکنن
و یه تشکر خاص از صمیم قلبم تقدیم به همسر باایمان و نازنینم
کسی که بودنش برای من مثل یه معجزهست تو فقط همسرم نیستی رفیق روح منی همقدم مسیر آگاهی همدل شبهای بیقراری و شریک لحظههای تدبر و نور
ایمانِ تو نیت پاکت صدای آسمونیات وقت خوندن قرآن همه و همه باعث میشه من هر روز بیشتر از دیروز به بودن در کنارت افتخار کنم
خدا رو شکر میکنم که تو رو سر راهم گذاشت تا معنای واقعی عشق خدایی رو با تمام وجودم لمس کنم
مرسی که هستی که موندی که ساختی که روشن موندی و منو هم تو این مسیر روشن همراه خودت کردی
بیاید با هم بریم به سمت نور
با تدبر با تحقیق با شهامت
چون همونطور که قرآن گفت
إِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ
خدا حال ما رو تغییر نمیده مگر اینکه ما خودمون بخوایم
با تمام ذرات وجودم
از دلِ تجربههایی که با نورِ قرآن لمسشون کردم
و از قلبی که لبریز از شکر گذاریه برای داشتن همسری با ایمان و مؤمن همراه و استادی نمونه که چراغ این مسیرن
این دلنوشته رو تقدیم میکنم به شما همسفرای عزیز
به امید اینکه همهمون در مسیر فهم و ایمان
هر روز عمیقتر عاشقتر و رهاتر قدم برداریم
با عشق و آگاهی
فاطمه
آیه روزم
وَ اذْکُرْ رَبَّکَ فِی نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَ خِیفَهً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَکُنْ مِنَ الْغافِلِینَ
پروردگارت را در دل خود با تضرّع و ترسِ(از ساحت مقدسش) و بدون بلند کردن صدا، هر صبح و شب یاد کن و از غافلان مباش.
أعراف – 205
به نام خدای مهربونم
سلام به استاد و دوستان عزیزم
رد پای من
هیچ کس نمی تونه به من ظلم کنه و آسیب برسونه به جز خودم . من با باور هام ، افکارم ، کانون توجهم دارم اتفاقات و تجربه های زندگیم رو رقم می زنم .
وقتی برای اولین بار با این قانون آشنا شدم با خودم گفتم ایول خدا عجب قدرتی در اختیارمون گذاشته که هر چی رو بخوایم می تونیم داشته باشیم و دیگه درهای خوشبختی به رومون باز شده فارغ از اینکه این قانون همونقدر که می تونه باعث خوشبختی ما بشه باعث بدبختی مون هم میشه و ما با یک باور اشتباه و عدم کنترل ذهن اتفاقات بدی رو برای خودمون رقم می زنیم و به خودمون ظلم میکنیم .
من تا قبل از آشنایی با این قوانین واقعا نمی دونستم که چرا بعضی ها این قدر خوشبختن و بعضی ها بدبخت و مثل بقیه مردم خودم رو با این دلیل که حتما تقدیر این فرد اینه و خدا براش خواسته قانع می کردم فارغ از اینکه قضیه اصلا یه چیز دیگه ست .
وقتی به این قوانین فکر می کنم احساس آرامش می کنم چون جز خودم هیچ کس نمی تونه بهم آسیب برسونه و هیچ عامل بیرونی توانایی خراب کردن زندگیه من رو نداره و دیگه چشم زخم و طلسم و نفرین تهدید های دیگران برای ما بی معنی میشه وماهیچ کس جز خدارو تو ذهنمون گنده نمی کنیم واگه دیدم اتفاقات بدی داره برام میفته فقط کافیه از خدا هدایت بخوام و باور های محدود کننده رو اصلاح و روی خودم کار کنم
با اینکه مدت زیادی نیست که عضو سایت شدم و دارم روی خودم کار میکنم اما وقتی به گذشته نگاه میکنم میبینم چقدر تغییر کردم و چقدر دیدگاهم نسبت به خدا عوض شده خدایی که قبلا میشناختم به هرکس که دلش می خواست کمک می کرد و هر کس هم که عشقش میکشید پدرشو در می آورد و این دیدگاه باعث میشد همه ی اتفاقات بد زندگیم رو بندازم تقصیر خدا و تقدیر و اشتباهات خودم رو نبینم و خودم رو عاجز و ناتوان در برابر عوامل بیرونی ببینم اما خدایی که الان دارم کم کم دارم میشناسمش بی نهایت عادله و خیلی خیلی بندگانش رو دوست داره و بهشون عشق میورزه خدایی که کلی وقت می زاره و قدم به قدم هدایت میکنه و کلییی ایده های خفن بهت میده و اگه خطایی مرتکب بشیم و یا از راهش منحرف بشیم اون بازم مشتاقانه منتظرمونه که برگردیم به آغوش امنش تا این حد بخشنده و مهربونه و خدا هیچ وقت ما رو رها نمی کنه این ما هستیم که از اون دور میشیم و رهاش میکنیم.
درود
روز چهل و سوم از تحول روز شمار زندگی من
سپاس از استاد
باورهای مخرب مثل احساس گناه مثل احساس قربانی بودن و مورد ظلم واقع شدن باعث ورد ناخواسته ها در زندگی مون میشوند
این باورها همیشه در ما وجود داشتند اینکه هرکار نادرستی انجام می دادیم احساس گناه میکردیم و چقدر بد بود این احساس گناه ، بعد از این فایل من اگر کار اشتباهی کردم سعی کردم دیگه اون حس گناه رو نداشته باشم اما تونستم به پروردگار بگم که خدایا میدونم کارم اشتباه بوده و پشیمانم ، این جمله خیلی درست و ارامش بخش بوده برای من و یا اینکه در زندگی گاهی احساس میکردیم به ما ظلم شده از طریق اطرافیان و اینهم واقعا حس بدی بود و یا احساس قربانی بودن
در این فایل من به این آگاهی رسیدم که این حس ها، مخرب هستند و باعث اتفاقات بد در زندگی ما میشوند چون طبق قانون احساس بد برابر با اتفاق بد هست
و این فکر هم که ما میتونیم راه نجاتی باشیم برای اطرافیان و میتونیم به اونها در جهت تغییر ، کمک کنیم هم کاملا نادرست بوده
و طبق قانون ما توانایی تغییر هیچ کس رو نداریم اما توانایی این رو داریم که زندگی خودمون رو تغییر بدیم و اتفاقات خوب رو خلق کنیم
این فایل در روز دوم تحول روز شمار بود و خط به خط صحبت های استاد و آیه های مربوطه رو نوشتم ، عالی بود،،، مطالبی که تابحال نشنیده بودم و اشتباهی حتی به ما انتقال داده بودند از کودکی ، بعضی از این آیه ها رو
یکی از باورهایی که هر روز در کنار باورهای سلامتی و ثروت تکرار میکنم همین باور چشم زخم هست ، و این رو هر روز میگم که هرکس من و خانواده ام رو میبینه هیچ قدرتی در چشم زدن ما نداره ، چون تنها قدرت جهان رب مهربانم هست و بالاترین قدرت هستی ست.
این باور رو به دو دلیل تکرار میکنم اول اینکه آگاهی این فایل از روز دوم تحول روز شمار باعث شد بدونم وقتی به چشم زخم اعتقاد داشته باشم یعنی دارم قدرت جهان رو از الله میگیرم و به شیطان میدم و دوم اینکه همیشه همه به من میگفتند که تو خیلی توی چشم هستی و حتی مادر همسرم گفته بود که علت بیماری در تو اینکه دیگران چشمت میزنند ،
این دو دلیل باعث شد که این باور رو روزانه در لیست باورهام بگنجونم تا واسم تثبیت بشه .
یاد من باشد کاری نکنم که به قانون زمین بر بخورد