«ظلم به خود» از دیدگاه قرآن - صفحه 33 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری «ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
    472MB
    41 دقیقه
  • فایل صوتی «ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
    38MB
    41 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1977 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علیرضا گفته:
    مدت عضویت: 2216 روز

    به نام خداوندی که بی حساب روزی میدهد

    امروز روز دوم سفرنامه من است و از همان اول که شروع به خواندن توضیح برای جلسه دوم سفرنامه کردم با این متن روبرو شدم: “تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا‌ء بازتاب باورهای و فرکانس های خودمان است»‌، آیا موضوعاتی مثل خیانت‌، مورد ظلم واقع شدن‌، یا بخشیدن یا نبخشیدن فردی که آن را مقصر بدبختی خود می‌دانی و… همچنان برایت موضوعیت خواهد؟آیا همچنان بخش اعظمی از انرژی‌، تمرکز‌، توانایی و زمانی را که باید صرف تحقق خواسته‌هایت نمایی‌، صرف خواهی نمود تا ثابت کنی که مورد ظلم‌ و خیانت واقع شده‌ای یا یک قربانی و مظلوم هستی؟! ” . خیر،از وقتی این موضوع را بپذیرفتم که من مسئول تمام زندگی ام هستم و من کسی هستم که با افکار و باورهایم در حال خلق این زندگی هستم این تمرکز و توجه،این انرژی که روزی روزگاری تماما گذاشته بودم روی افرادی که فکر میکردم مقصر تمام مشکلات من هستند را برداشتم و سپس انگار معجزه آغاز شد،رحمت خداوند مرا گرفته و به آرامشی رسیده ام که روزی حتی نمیتوانستم فکرش را بکنم…آرامشی که گویی در بهشت هستم و البته که همینطور است

    تو این مدت هر چقدر که تونستم احساس گناه خودم رو کشف کنم و از طریق قرآن خوندن،طلب آمرزش و … رفعش کنم به وضوح دیدم که چقدر رشد کردم.بقول استاد شاید خیلی از این ها هم عذاب وجدانی هست که جامعه برای ما تعریف کرده نه چیزی که واقعا تو قرآن از زبان خداوند جاری شده باشه و اینگونه باشه.همین حرف باعث شده نسبت به چیزی اگه فکر کنم احساس گناه دارم اول با شک میبینم که نکنه این حسی که هست یه عذاب وجدانیه که جامعه و فرهنگ برام تعریف کرده و در کل یک توهمه؟

    سپاسگزارم بابت این فایل فوق العاده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    منصوره یعقوبی گفته:
    مدت عضویت: 2890 روز

    سلام

    در روز اول سفرنامه ام نوشتم که به خاطر شرایط کشور خیلی ناراحت بودم و با خودم نشخوار فکری داشتم که چرا من باید تو این کشور باشم که توش ظلم هست. بی عدالتی هست. ناجوانمردی هست. تا کی قراره به ما ظلم بشه. کاش انقلاب بشه تا از زیر این جور و ستم بیرون بیایم.

    که جواب خودمو توی فایل روز دوم گرفتم.

    اینکه هیچ کسی نمیتونه به ما ظلم کنه مگر اینکه ما ظلم رو بپذیریم.

    و اینکه وقتی از این دنیا بریم و از ما درباره زندگی در این دنیا بپرسن ما نمیتونیم نقش قربانی بگیریم و بگیم به ما ظلم شده، چون به ما گفته میشه مگه زمین خدا گسترده نبود که وایستادید تا به شما ظلم بشه؟!

    این اتفاقی که برای ما رخ میده و تضادهایی که در زندگی باهاش مواجه میشیم در زندگی ما میان تا خواسته های ما رو مشخص کنن ولی باید توجه داشته باشیم که خواسته ها و درخواست هامون از روی کمبود و فقدان نباشه مثلا نگیم من میخوام از این کشور برم چون ناعدالتی توش هست چون ظلم هست و …. چون حتی اگر از لحاظ فیزیکی هم از این کشور بری باز هم در جای دیگه مورد ظلم و ستم قرار میگیری چون توجه تو به ناخواسته هاست.

    باید در آرامش باشی و به نکات مثبت محل زندگیت توجه کنی تا به زیبایی های بیشتر ، امکانات بیشتر و در نهایت به آرامش بیشتر برسی

    روز دوم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1918 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استادعزیزم ومریم بانوی مهربانم

    دومین روز سفرنامه…

    ظلم به خود از دیدگاه قرآن،

    البته اگر بگم ظلم به خود از دیدگاه سیدحسین عباسمنش خیلی بهتره، چون سالهای سال حداقل از وقتی یادمه من یه جمله کلی در مورد ظلم شنیدم واونم این بوده که من طفلکی هستم، وبهم ظلم شده، طرف بی گناه بوده بهش ظلم شده!!

    حالا ظالم کی بود؟ اونکه مثلا حق منو خورده بود، منوقضاوت کرده بود، بهم تهمت زده بود، کاری کرده بود روابطم بهم بخوره، کاری کرده بود من چشم بخورم، کاری کرده بود که حسادتش دامن زندگی منو بگیره، کسی بود که کلا اختیار دار زندگی من بود، حالا این ظالم می تونست یه نفر باشه، چندنفر باشند، کل ادمهای دوروبرم باشن، خانوادم باشن، رئیس جمهور باشه، قانون کشورم باشه، صاحب کار ویا رئیسم باشه، همسرم باشه ودر نهایت خداوند!!!

    کلا گذشته ی اکثر ماها که اینجاهستیم الان اونم به لطف خداوند اینجوری بوده دیگه، همه مقصر بدبختی مابودند همه به ما ظلم کرده بودند وظلم میکردندهمچنان….

    بعد یه شخصی اومد وگفت: این توهستی که داری به خودت ظلم میکنی بیا تابهت بگم، با اصل با منطق ،که تا الان زندگیت اشتباه فکر میکردی، باورت نادرست بوده، مسیر رو اشتباه رفتی، بیا بهت بگم از طریق همون کتاب آسمانیکه توباورداری وتوی ذهنت اینجوری رشد کرده وبهت اینجوری قبولوندند که یه خدایی تورو اورده به اجبار تواین دنیا کلی هم مانع وبلاء مصیبت سرت ریخته تا عذاب بکشی تازه انقدرم ظالم وانتقام گیرهست که دست از پاخطاء کنی پوستت رو میکنه!!!

    بیا بهت بگم که توی این کتاب اسمانی واز دیدگاه خداوند رب العالمین کیه که داره به تو ظلم میکنه، کیه که نذاشته آب خوش از گلوت پایین بره وطعم خوشبختی رو نچشی، منه سیدحسین عباسمنش مورد رحمت خداوند قرار گرفتم وکتابش رو بدون تعصب خوندم وهربار قلبم بازتر شد و خداوند وقوانین جهان آفرینشش رو دریافتم باورکردم وبهش یقین پیدا کردم..

    بیا تابهت بگم…

    اینکه این توبودی وهستی که داری با اشتباهاتت با منفی نگری باقرار گرفتن توی فرکانس بدیها و غم واندوه، وناسپاسی وندیدن نعمتهای زندگی و تمام نعمتهایی که خداوند توی زندگی مسخرتو کرده تا راحت وخوشبخت زندگی کنی چطور خودت با افکار وگفتار ورفتار خودت به خودت ظلم کردی، وحالا هم هیچکس جز خودت نمی تونه نجاتت بده، بیا تا یادت بدم، قلبتو باز کن ذهنت رو باز کن برای دریافت اونچه که میگم، وبرو باعشق وبدون تعصب کتابی که کلام خداست رو بخون وبخون وبارها وبارها بخون تا به درکی درست ازش برسی وبشین بیندیش، تعقل کن ببین آیا جز خودت واقعا کسی اینهمه سال بهت ظلم وستم کرده؟!!!

    وای چی بگم استاد جانم،جز شکرخدا وتشکر از شما اونم بی وقفه و همیشه، اینکه رحمت خداشامل حالم شد تا از طریق شما هر روز به درک وشناخت بهتر وبیشتری از خداوند وجهان وخودم برسم..

    چقداشکها ریختم ومیریزم هربار که کلام خدا رو میخونم که میگه اما انها به خودشان بد کردند، انها گرفتار پیامد کارهای منفی وبدخودشان شدند ومن در حق کسی ستم نمی کنم!!!

    من این فایل شمارو حدود دوسال قبل گوش کردم وتا به امروز بارها وبارها، وهربار چنان اشک حسرت میریزم ازبسی ظلمها که به خودم در گذشته کردم با ندانم کاری با نادانی با نااگاهی باخیره سری با غرور وبا گوش دادن به نفس سرکش وبه گوش دادن وهمراه شدن با صدای ذهن (شیطان)

    وچه اشکهای شوقی بعد اون برای اینکه لطف ورحمت خداوند شامل حالم شده تا از طریق شما به شناخت خودم وخداوند وجهان آفرینش برسم وجاهل ونادان از دنیا نرفتم وفرصت جبران در همین دنیا بهم داده شد، الهی هزاران بارشکر الله مهربان رو…

    استادجانم دقیقا اون زمانی که من با شما آشناشدم وارد سایت شدم توشرایطی بودم که دیگه فهمیده بودم یه جای کار یا شایدم همه جای کار میلنگه، کار وبار تقدیر وسرنوشتی که برای خودم رقم زده بودم توی زندگیمو میگم، دیگه داشتم بیدار میشدم از خواب غفلت، یه جورایی داشتم قبول میکردم که خودم باعث اینهمه ظلم به خودم شدم، ولی نمی دونستم چطوری وهی ذهن استدلالی من میخواست بهم بفهمونه،نه عزیزم دیگران وخداوند واین تقدیر از پیش تعیین شده تو ، تورو به این حال وروز انداخته اخه تو چه تقصیری وقدرتی داشتی برای تغییر این سرنوشت؟!

    ولی قلبم بهم میگفت تومسیر رو اشتباه رفتی عزیزم تواز منبع خودت که ارامش ،ایمان، روشنایی، شادی وحس وحال خوب هست دور افتادی که جز سیاهی وبدبختی وغم نمی بینی!!

    خب من حرف قلبمو گوش دادم وقتی فایلهای شما رو گوش میدادم خصوصا همین فایل شما رو دیگه باور کردم که مسئول صد درصد زندگیم واتفاقات خوب وبدش خودم هستم، ولی خوب فقط قبول کرده بودم هنوز به دوش کشیدن این مسئولییت بزرگ برام خیلی سخت بود، جبران کردن خسارتهایی که به خودم مادی ومعنوی وعاطفی زده بودم زمان نیاز داشت وباوری قدرتمند …موندم و حرفتون رو گوش دادم که گفتید اگه میخوای با من باشی ومسیر منو بری 6 ماه فقط 6 ماه با اصول من زندگی کن!!

    6 ماه ؟ من حاضربودم 6 سال با ا صول کسی زندگی کنم که حرفش ومنطقش ورفتارش وعملکردش یکی باشه، والبته درست باشه وصدالبته نتیجه هاش مثبت و همیشگی باشه وهمیشه وهمه جابشه ازش استفاده کرد و کاربردی باشه…

    والهی هزاران بارشکر الله مهربان رو که شما راهنما وفرستاده ی خداوند بودید وهستید برای من تا خداوند عظمت وبزرگی ورحمت ومهربانی وبخشندگیش وقدرتش رو از طریق شما من به نشون بده ومثل موسی( عصای موسی ویدبیضاء و معجزه های 9 گانه اش وعیسی (شفای کور مادرزاد وزنده کردن مردگان و…) محمد (کلام خودش یعنی کتاب قرآن)که به هرکدومشون معجزه های روشنی داد،

    به شما هم علمی داد وباور ویقین وایمانی داد که از نظر من توی این دوره زمونه ی ما برابری میکنه با معجزه های تمام پیامبران…

    اینکه هرکسی مثل من از اصل واصول شما پیروی کنه به شناخت خودش وخصوصا خداوند وجهان آفرینش برسه، دیگه چی میخواد؟؟!!!

    یه تنه میشه خالق زندگیش، چون وقتی باخداست وقتی به اون قدرت بی حدوحساب تکیه زده، دیگه باید طعم ارامش وخوشبختی وثروت و عشق و عزت و بزرگی و یکتاپرستی وتوحیدی بودن رو هرلحظه بچشه، وصدالبته به شرط بودن پیوسته توی این مسیر، با مداومت به خوندن قرآن با دید وباور اینکه خدا داره مسیر درستی رو بهش نشون میده، با بودن همیشگی توی سایت و گوش دادن وعملکرد داشتن به اصول شما، به شرط ایمان، به شرط درستکاری ، به شرط صداقت…

    وچی از این قشنگتر که با تکیه بخدا پادشاهی کنی…

    انگار عصای معجزه گر داری، میای توی تمرین ستاره قطبی دنیاتو مثل باب راس ترسیم میکنی یا باگفتن یا نوشتن، بعد همون شکلی برات میشه که میخوای، چی از این بهتر؟!

    دیگه نه ترسی داری واندوهگین میشی، چون خداوند خودش قولش رو داده ، میگه اونکه با ایمان هست وبهم اعتماد داره باورم داره، منو صاحب اختیار وارباب خودش میدونه منم خوب اربابی هستم وخوب صاحب اختیاری، منم براش اسان میکنم منم خواسته هاشو اجابت میکنم منم هرچی بخواد به اندازه ایمان واعتمادش به من، بهش عطاء میکنم وهرلحظه هواشو دارم….

    چون مسیر خداوند مسیر نور وروشنایی هست، وتو اون مسیری ظلم به خود یا دیگری، ترس واضطراب ونگرانی و ترید ودودلی وکینه ونفرت وانتقام و حسد جایی نداره….

    انقدر این با خدابودن باهاش دوست بودن وباهاش همراه بودن منفعت داره، که هرچی سختی کشیدی، هرچی رو باختی، هرچی رو از دست دادی، حتی اگه صدسالم گذشته باشه برات جوری جبران میکنه که راضی میشی…

    وچی از این قشنگتر…

    منتهی درک اینهایی که نوشتم بسته به تکامل هرشخص، بهتره بگم بسته به نیاز وتسلیم بودن وعاجز بودن هرکسی داره…

    باید هی بسپاری هی نتیجه ببینی هی ایمانت بیشتر بشه هی باورت قویتر بشه …وبعد اینها کنار هم قرار بگیره وهربار محکمتر بیشتر وبا ایمانی قویتر بسپاری تا با خدا شکرانه وشریکانه زندگیتو هر روز بسازید باهم…

    الهی هزاران بارشکر الله مهربان رو بابت تمامی نعمتها ونعمت شما استادعزیزم واین سایت و مریم جان ودوستانم که با دیدگاهاشون بهم عشق وامید میبخشید

    در پناه امن خداوند باشید هرلحظه وهمیشه انشالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    احمدرضا هودرجی گفته:
    مدت عضویت: 3958 روز

    سلام

    ((تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا فقط و فقط به خاطر باورهای خودمونه))

    نه به خاطر دعای پدر و مادر یا نفرین پدر و مادر یا کسی دیگه

    من این جمله را در زندگیم درک کردم یعنی دیدم و باورش کردم

    روزی که پدر و مادرم زنده بودند تا جایی که میتونستم بهشون خوبی میکردم یا حداقل اذیتشون نمیکردم و اونها هم همیشه دعام میکردن

    پدرم همیشه دعام میکرد اما برعکس من هر روز اوضاعم بدتر میشد و تو زندگیم زجر میکشیدم

    حدود سه سال بعد از فوت پدر و مادرم وقتی که با قانون آشنا شدم زندگیم دگرگون شد مسیر پر دست انداز زندگیم آرام آرام هموارتر شد و پاداشها هر روز وارد زندگیم شد

    و دیدم که تنها راه نجاتم فقط باورها و فرکانسهای خودم بود چون اون موقع دیگه پدر مادر نبود که فکر کنم به خاطر دعای اونها بود که موفق شدم و با تمام وجودم درک کردم که تنها عامل تغییر زندگی فقط باورهای انسانه نه دعای کسی یا محل زندگی یا شغل یا سرمایه اولیه

    در مورد شغل هم دیدم که هیچ تاثیری نداشت

    من قبلا تو همین شغل بودم اما دریغ از حتی اجاره مغازه و همیشه بی پول بودم و وقتی روی باورهام کار کردم تو همون شغل درآمدم بالا رفت ماشین خریدم زمین خریدم خونه ساختم هر جایی خواستم به مسافرت رفتم هر تفریحی خواستم تجربه کردم

    و خداوند خیلی دقیق و آشکار بهم گفت که هیچ عاملی باعث موفقیت تو نیست مگر باورهای خودت

    یا وقتی میرفتم مسجد میگفتن به همدیگه دعا کنید که دعای برادر دینی در حق هم گیراست و موقع خداحافظی میگفتن التماس دعا و من هم همیشه فکر میکردم اگه کسی برام دعا کنه زندگیم بهتر میشه و از آدمها میخواستم که برام دعا کنن ….شرک آشکار نه خفی

    کاری نبود تو دنیا که من برای موفق شدن انجام نداده باشم اماهر روز وضعیتم از همه نظر بدتر میشد

    به ما یاد داده بودن به هر کسی متوسل بشیم تا به خواسته هامون برسیم غیر از خدا و باورهامون

    از امامها بگیر تا امام زاده و سید و ریش سفید و خادم مسجد و امام جماعت و مادر شهید و پدر شهید و عمه شهید و درخت نظر کرده و علم دسته محرم و آب زمزم و ……

    حتی یاکریم هم قدرت داشت حاجت میداد و ما را به خواسته هامون میرسوند میگفتن اگه به یاکریم غذا بدی دعات میکنه و زندگیت بهتر میشه

    چقدر روزها درگیر استخاره بودم که زنگ بزنم فلان دفتر و برام استخاره بگیره که ببینم این شغل برم یا نه یا فلان چیز را بخرم با نه

    تمام اینها با درک قانون به یکباره رفت و از قفس آزاد شدم الان چند سالی هست دارم نفس میکشم دارم زندگی میکنم

    با درک قانون به چنان آرامشی رسیدم که با هیچ چیزی در دنیا عوض نمیکنم روحم آزاد شد

    استاد عزیز تمام خوبیهای دنیا نصیبت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      محمدصادق امام بخش زاده گفته:
      مدت عضویت: 1873 روز

      سلام احمدرضا عزیز. دمت گرم دوست عزیزم عجب کامنت پر محتوا و فوق العاده‌ای نوشتی.

      اون قسمتی که بسیار برام تاثیر گذار هست این جمله‌ی که گفتی دعای دیگران نیست که زندگی ما رو به سمت خوبی میبره بلکه این باورها و فرکانس‌های خود ماست که باعث خوشبختی ما میشه. دعا کردن برای دیگران و خودمون خوب هست و خداوند به پیامبر هم گفته استغفار کن و آمرزش بخواه اما اینکه فکر کنیم اگه پدر و مادر یا اطرافیان یا افراد برای ما دعا نکنن ما خوشبخت نمیشیم یا از دیگران بخواهیم برامون دعا کنن تا خوشبخت بشیم میشه شرک آشکار. واقعا حرفت حق هست. دعای افراد روی زندگی ما تاثیری نداره بلکه ما باید افکار و فرکانس ها و باورهامون رو تغییر بدیم تا زندگیمون تغییر کنه. باید ایمانمون رو به خدا بالا ببریم. باید سپاسگزار نعمت های خدا باشیم. همانطور که شما با بهبود باورهاتون تونستید از نظر مالی و ثروت بیشتر و بیشتر رشد کنید و من بابت این پیشرفت بهتون تبریک میگم و با قدرت ادامه بدید تا اتفاقات عالی یکی پس از دیگری براتون رخ بده ان شاءالله.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    هاله ریاحی گفته:
    مدت عضویت: 2721 روز

    سلام خانم شایسته عزیز

    صفحه ای که لیست فایلهای دانلودی رو نمایش میده رو بروز رسانی کردم

    دیدم که چقدر فایلها رو تغییر دادید

    تعداد هم کم شده انگار

    ممنونم این اولین فایلیه که می خوام گوش بدم چون تعداد کامنتاشم صفر بود

    جدیده انگار

    هنوز دانلودش کامل نشده

    ممنونم خانم شایسته عزیز بابت تلاشهای خستگی ناپذیرتون

    پایدار و سرزنده باشید

    کارتون عالیه 🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2944 روز

    سلام..

    دومین روز تحول زندگی من

    🏃‍♂️🏃‍♂️🏃‍♂️🏃‍♂️🏃‍♂️🏃‍♂️🏃‍♂️🏃‍♂️🏃‍♂️🏃‍♂️🏃‍♂️🏃‍♂️🏃‍♂️

    یک چیزی که من درک کردم اینه که به من دارم انگیزه های جدید رو به ناخوداگاهم میدم ازون ور هم رفتارهای خانواده و حرف هاشون تماما اساس و بیسش اینه که مدام دارن یجورایی هی به من احساس گناه میدن..

    ازینور من دارم سعی میکنم پاک شم..ازونور داره احساس گناه و بی انگیزگی و یاس به من تزریق میشه..

    چرا؟ چون رفتارهاشون بر پایه ی فیلم هایهه که صبح تا شب نگاه میکنن..

    یعنی در کنترل عوامل بیرونی هستند و من دارم سعی میکنم آگاهانه پاک بشم ولی محیط الودس…

    تکیه کلامشون چیه؟

    همه دارن بهتر از تو( یعنی من) زندگی میکنن..

    و این از دید اونا من باید برای بقیه زندگی کنم و وقتی میتونم خوب زندگی کنم که مثل بقیه باشم دگ..

    در صورتی که اصلا نباید بقیه ای در کار باشن که،،،، زندگی من مگ در قیاس با بقیس؟؟؟

    اصن بقیه هرچی دارن و ندارن به من چه!!!!!

    از یه طرف این اگاهی ها دارن به من میگن برای خودت زندگی کنن…

    از یه طرف داره به من هی تلقین میشه کهههه ببین از غافله جا موندیاااااااا،،، ببین پولات رفتااااا،،،، ببینننن خونه و ماشین اینا مهمه هاااااا،،،،،از دیگران جاموندیا،،،،

    ولی اصل چیو میگه به چیزی نچسب….

    در صورتی حرف های بقیه تمام و کمال ریشش چسبیدن به این دنیاس..چسبیدن به داشته هاس…

    و اینجوریه که تو دام احساس گناه و عقب افتادن از بقیه میوفتی…

    پس هر چقدر که بتونم حرف های بقیه رو نادیده بگیرم و بی توجهی کنم و روابطم رو با این افراد کمتر و کمتر کنم قطعا بهتر نتیجه میگیرم، حتی میخواد نزدیکترین افراد به زندگیم باشه

    و تا وقتی که اولویت تو ذهن من کار و پول و درامد و خونه و ماشین و ازدواج و بچه دار شدن و مهمونیای فامیلی و من یک برگی در بادم مثل بقیه….چون اولویت رو اونا دارن به من میقبولونن با دادن احساس گناه به من …..

    ولی اولویت رو منننن باید تعیین کنم و نباید بزارم به همین راحتی با اون حرف ها به من احساس گناه داده بشه که چراااااا خونه نداری؟ که چراااااا زن و بچه نداری؟

    که چراااااا اینجوری لباس میپوشی و فلان؟؟؟؟؟

    چون اولویت های اونا حرف مردمه و وقتی دارن میبینن من سعی میکنم اگاهانه برای خودم باشم به من احساس گناه میدن …

    و من باید اینقدر قائم به ذات باشم که اصلا گوشم به این حرف ها بدهکار نباشه؟؟

    چطور؟

    با مهارت خود شناسی…با پیدا کردن اولویت هام ….با ارزش نهادن به خودم

    با دوست داشتن خودم با همینی که هستم..

    بااااااا به سسبک خودم زندگی کردن

    و وقتی به دنبال اولویت های دیگران نباشم و به دنبال اولویت های خودم باشم و ارزش گذاشتن برای خودم باشم خود به خود همه ی اون خونه و ماشین و روابط خوب رو هم به دست میارم…

    یعنی اولویت در صلح رسیدن با خودمه…

    نه اینکه با دیگران به صلح برسم..

    چرا به من احساس گناه میدن؟؟؟

    چون اساس حرف هاشون فیلم و سریال هاست…و من این رفته تو مغزم ….

    چطور اولویت هام خودم باشم؟؟؟

    با دوره ی راهنمای عملی و عزت نفس

    چطور با خودم به صلح برسم؟

    با دوره ی عشق و مودت و جهان بینی توحیدی

    چطور قدرتمند باشم و برای خودم باشم؟؟

    با رفع احساس گناه و ایجاد احساس خود ارزشی با همین چیزی که الان هستم…

    دیگران ناراحت میشن؟ بشن به درک مهم نییست که..

    چون باید به این باوربرسم که فقط من در این جهان مهم هستم نه افکار و نگرش بقیه..

    یعنی یک سیکلی به این صورت:

    عوامل بیرونی میاد ریشه میزنه تو عزت نفست و این ریشه میزنه تو درامدت و این دوباره ریشه میزنه تو عزت نفست و احساس گناه و هی خودش رو تکثثیر میکنه..

    و من هی دور خودم میچرخم تا زمانی که اینجام…

    تشخیص میدم حرف هاشون رو که مدام حاوی احساس گناه و نگرانی و کمبوده……

    من دارم سعی میکنم پاک شم ازونورم ورودی های نگران کننده داره از جامعه به من تزریق میشه.

    پس به خاطر اینه که هر چقدر تلاش ذهنی میکنم اینجا انگار به اون ارامش و سبک بالی نمیرسم.

    یعنی با توجه به حرف استاد که اساس تمام فیلم ها نگرش چسبیدن به این دنیا رو داره گسترش میده.. اطرافیان هم دارن اون نگرش رو به ناخوداگاهم تلقین میکنن چون صبح تا شب پای فیلمن.

    من میخوام ازاد شم از عوامل بیرونی با تزریق باورهای درست ولی ازونور یک مجموعه احساس گناه داره تزریق میشه به ناخوداگاهم.

    یک مجموعه بی ایمانی و ترس ها…

    یعنی درواقع روحم میخواد پرواز کنه ولی این روح اسیر شده در یک ذهن بسیار محدود…

    از این جامعه خارج میشم کلی زحمت میکشم پاک میشم برمیگردم کارو خراب میکنم به دلیل عدم تکامل…به دلیل اینکه وقتی خارج میشم به جای اینکه دگ رها باشم و سعی کنم لذت ببرم میچسبم به نتیجه ی نهایی و نمیذارم تکاملم طی بشه و برمیگردم دوباره کارو خراب میشه و الوده میشم و اون سبک بالی رو خرابش میکنم.

    کل داستان حاوی چسبیدن به این و اونه نه لذت بردن از زندگی…

    اینم به خاطر اون فیلم و سریالاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    عاطفه نوری گفته:
    مدت عضویت: 2293 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم،

    به نام خدای زیبای من خدای هدایتگر من عشق من،

    سلام به استاد عزیزم خانوم شایسته ی نازنینم، و دوستان عزیزم

    ۴۳ مین روز زیبا و مسیر زیبا

    الهی به امید تو…

    هر دعای خیری که کنیم به خودمان برمیگرده اگر من آرزوی سلامتی خوشبختی میکنم به خودم برمیگرده.

    در واقع اگر کسی توی مدار درستی باشه نیازی نداره که ما براش دعا کنیم چون اون شخص توی مسیر درست هست و به منبع وصل هست و هماهنگ با قوانین خداوند هست،

    دعای خیر من به خودم برمیگرده چون ممکنه برای اون طرف مقابل اثری نداشته باشه چون آنها خودشان انتخاب میکنند مسیر را اما دعای خیر من به خودم بر میگرده…

    آنها که مومنانی که صدقه میدهند را مسخره میکنند خداوند آنها را مسخره میکند در واقع به این صورت که سیستم جواب میدهد و مثل آیینه اعمالشان را به خودشان نشان میدهد،

    اون کسی که خوب میکنه

    اون کسی که بدی میکنه

    اون کسی که مسخره میکنه

    اون کسی که غیبت میکنه

    اون کسی که قضاوت میکنه

    اون کسی که تهمت میزنه

    اون کسی که تجسس میکنه

    سیستم همه ی اینها را نشان میدهد به اون شخص.

    این یک سیستم است که داره از ما بازخورد میگیره که چه فرکانسی رو ارسال میکنیم،

    ((هرکسی نتیجه ی اعمال خودش را میگیرد))

    حضرت ابراهیم وقتی دید پدرش در مدار کفر و ظلم هست حتی نزدیک هم نشد برای اصلاح کردن پدرش فقط دور شد و رها کرد،

    خداوند توبه پذیر مهربان است ما باید از خداوند طلب آمرزش کنیم نه هیچ کسی دیگر،

    ما باید بازی را بزرگ ببینیم،هیچ کسی حقش خورده نمیشه،هیچ کسی!!!

    پس اون دنیا چی؟!!! این دنیایی که انقدر بزرگش کردیم مثل یک پلک به هم زدن در برابر یک ابدیت هم نیست ما تصویر بزرگتر را نمیبینیم به خاطر همین خداوند را درک نمیکنیم.

    هرکسی مرتکب گناهی شود تنها به خودش ظلم کرده و زیان رسانیده،

    من مسوول بی نهایت اعمال گفتار کردار و افکارم هستم.

    حتی غیبت کردن از کسی هم ضرر به اون شخص نمیرسه به خود ِ غیبت کننده ضرر میرسد،

    وقتی به منبع وصل باشی تسلیم باشی خدا را پذیرفته باشی هربلایی خواستن سرت بیارن سر خودشان می آید چون تو در مدار آنها نیستی،

    هر کسی توی این مسیر باشه لطف خداوند به او است، قربون بزرگی خداوند برم من🥰.

    کسی که باور داره خزاعن آسمان ها و زمین در دستان رب العالمین هست اون چه نیازی داره شما تحریمش کنید راه را برای ببندید چه نیازی داره به شما باورهای او برایش کار انجام میدهند!!!

    کلمه ی حق الناس در قرآن وجود نداره ما نمیتوانیم کسی را از مسیر خودش خارج کنیم بلا سرش بیاوریم بدبختش کنیم، اگر به کسی ظلم کنیم در واقع فقط و فقط داریم به خودمان ظلم میکنیم،

    اونی که در مدار درست هست ایمان دارد خداوند راهی را برایش پیدا خواهد کرد، قربون بزرگی و قوانین خداوند برم من🥰

    اگر به کسی ظلمی شود اون هم خودش خداوند را باور نکرده است، کسی که خداوند را باور کند به اون ظلمی نمیشود،

    اگر من باور داشته باشم خداوند به من کمک میکند باور داشته باشم تنها فرمانروای قدرتمند جهان رب العالمین است من دیگه نگران نیستم دیگه از کسی نمیترسم،

    وقتی کسی از چیزی یا از شخصی میترسد، اون میتواند تسخیرش کند کنترلش کند.

    حق الناس به این معنی که میتوانیم کسی را بدبخت کنیم یا از خوشبختی دورش کنیم نیست خودمان مدار خودمان را با افکار و باورهایمان به وجود آوردیم خودمان به خودمان ظلم میکنیم با باورها ترس ها بی ایمانی ها با افسردگی نگرانی احساس گناه،

    ما رفتیم جایی که بلا هست مصیبت هست چون در مدار گناه بودیم،

    مثلا وقتی حضرت موسی یه آدم رو کشت گفت من به خودم ظلم کردم خودم را در مدار بد قرار دادم….

    همه چیز همه چیز در وجود ماست افکار و باورهایمان است،

    عاشقتونم استاد عزیزم عاشق این آگاهی های ارزشمند هستم عاشق اینم عاشقانه گوش کنم عاشقانه نکته برداری کنم عاشقانه تایپ کنم و بنویسم و تمرکز کنم….

    خداروشکر میکنم برای این آگاهی ها

    خداروشکر میکنم برای وجود ارزشمندتون،

    خداروشکر میکنم برای این مسیر زیبا،

    این مدار زیبا،

    این فرکانس های زیبا،

    این آگاهی ها،

    خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2534 روز

    با درود بیکران به استاد عباسمنش و خانم شایسته ی عزیزم که این دوره ها و فایل ها رو آپدیت و به روز سانی کردن تشکر و قدر دانی میکنم

    این فایل 🌹 آگاهی های دوره ی عزت نفس…

    سفر نامه چهل و یکم

    🌹🌹🌹

    توانایی کامل بر خلق دلخواه زندگیمان را داریم یعنی..

    باورهای سمی و خانمانسوز ی به نام احساس گناه .. احساس قربانی بودن ..

    و یا مورد ظلم و ستم واقع شدن را در خودمان بخشکانیم

    اینها خود سدها و ترمزهای مهمی است که انرژی و توان ما را برای تمرکز بر

    خواسته هایمان را از بین میبرد…. و همچنین شهود و الهامات و هدایت ها رو در مسیر به روی خودمان میبندیم…. و این خود باعث قطع اتصال با نیروی منبع و انرژی که همان خدا و جهان هستی و کاینات است..

    با این باورهای محدود کننده و بیماری زا که باعث بیماری جسم و جان و روح و ذهن ما میشود …

    با تمرکز بر این احساسات بطور مداوم به احساسات ضعف و ناتوانی در همه امورات هدایت شده که همانا احساسات بد و منفی است که مساوی است با اتفاقات نامناسب ..

    و با فرستادن فرکانس و ارتعاشات این ترمزها و سد های بتونی کانون توجه ایمان به ناخواسته ها به مدارهای پایین تر و نامناسب سوق داده می شود…

    و بدین ترتیب اتفاقات و شرایط و ایده ها و روابطی رو با هم سنگ و اساس این باورها و فرکانس ها و توجه مان بوجود می آید … ( بقول قرآن ما همه رو هدایت میکنیم چه به سمت بد و چه به سمت خوب ) که البته با کانون توجه خودمان هر شرایطی رو برای خودمان خلق میکنیم….

    چون ما موجوداتی فرکانسی هستیم.

    ما باید بطور مداوم و پیوسته به کانون توجه مان تمرکز داشته باشیم…

    یعنی اگر کانون توجه به کمبود باشد نتیجه ی فرکانسی و تجربه مان کمبود است …

    اگر کانون توجه مان فراوانی و ثروت و آرامش و آسایش باشد نتیجه ی فرکانسی و بازتابش و تجربه مان به فراوانی نعمت ها و آسایش و رفاه و آرامش هدایت میشویم ..

    و یا کینه و نفرت و خشم و نگرانی و ترس …… هر کدام در مدار و هم سنگ و اساس این باور به دریافت و پاسخ این فرکانس ها بوجود می آید .. که این عمل در یوگا یعنی کارما ..

    🌹🌹

    نتیجه ای که از این فایل عزت نفس گرفتم…..🌹……

    اگر ما به کسی ظلم کنیم یا خشم و نفرت و کینه ای داشته باشیم چون این موضوع در ذهن و افکارمون رشد کرده در نتیجه این خشم و کینه و نفرت و ظلم را از جای دیگه و یا توسط اشخاص و افراد دیگر و یا از منابع دیگر با همان شدت …… فرکانس جهان هستی به خودمان بر میگرداند و مثل عکس العمل آینه

    برای اینکه این باورهای ویرانگر و مخرب رو از بین ببریم و برای باز سازی این فرکانس باید خودمان را دوست داشته باشیم… دوست داشت خودمان یعنی اینکه.. با تکرار کلماتی که در ضمیر ناخود آگاه مون این باور و این موضوع رو با باورهای درست و مناسب جابجا کنیم و با تغییر باورهای جدید و مناسب مدارمون رو تغییر دهیم…

    یعنی آنهارو ببخشیم … یعنی

    خودمان رو ببخشیم یعنی

    و رها کنیم و به خدا و جهان هستی بسپاریم .. هر چند که کار بسیار سختی است..

    ولی با تمرکز و توجه به کانون توجه مثبت و این قانون بخشایش و با رهایی و بخشش بطور مداوم .. ( هر چند اولش زبانی است و از تهه قلب نیست ولی با تکرار مداوم قلبی هم میشود .) میتوانیم این خشم و کینه و ظلم و قربانی شدن را از جسم و روح مان جدا کنیم و بمرور به احساس خوبی برسیم.

    و قانون تکامل رو در این مبحث هم طی کنیم و به احساسات بهتر و و اتفاقات و شرایط بهتری هدایت شویم و برای این بخشش و رهایی از ظلم و ستم و احساس قربانی شدن و خشم و کینه از خداوند تشکر و قدر دانی کنیم..

    🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🙏🙏🙏

    من خودم به یک تضادی چند سال پیش برخوردم که منجر به خشم و کینه و قربانی بودن شده بود .. شخصی با کلک یک مبلغی پول رو برای کاری از من گرفت و بعد از آن رفتارش با من عوض شده بود ..نه تنها پول از من گرفت و به روی خودش هم نمیآورد بلکه رفتارهای خشونت آمیز وبی ادبانه ای هم با من داشت و دلیل من هم بخاطر این کمک 🙄🙄🙄 دلسوزی و کمک بود ..خلاصه بعد از اینکه با استاد آشنا شدم بعد از کار کردن روی عزت نفسم این پول بعد از چند سال بهم برگردونه شد … یعنی من با نوشتن متنی برای بخشش و رهایی ونام بردن اون شخص بخاطر همه ی اعمال و رفتارهایش او را بخشیدم و رها کردم و به جهان هستی سپردم و همین طور خودمو بخشیدم و به خودم احترام

    گذاشتم و در واقع یک احساس خود ارزشمندی پیدا کردم و با فاصله گرفتن و اعراض کردن و صبر و حوصله و به آرامش رسیدن ذهنی تمام شرایط خود به خود درست شد .. به قول استاد به راحتی و به راحتی

    با باورهای جدید و درست 👏👏👏👏 برای نعمت ها و فراوانی ها و ثروت

    فرصت های بیشماری را میتوانیم در زندگیمان جار ی کنیم .

    در نهایت خواستم از این بروز رسانی عزت نفس از استاد عزیزمون و خانم شایسته ی دسته گلمون🌹🌹🌹🌹 و مدیر فنی سایت آقای ابراهیم عزیز و خانم فرهادی عزیز تشکر و قدر دانی کنم

    و همچنین از دوستان و هم خانواده ی عباسمنشی که با صبر و حوصله و شکیبایی مطالعه کردن تشکر و قدر دانی کنم

    من برای تمام تضادهای زندگیم تشکر قدردانی میکنم که این یک نمونه از تضادم بود که تعریف کردم .. این تضاد ها باعث شد که در مسیر هدایت ها و آگاهی های الهی هدایت شوم و از اینکه از فایل های رایگان استاد عباسمنش استفاده کردم و به نتیجه های خوبی رسیدم ممنون و سپاسگذارم و به امید خدا برای خرید دوره های ارزشمند فایل های استاد لیاقت پیدا کنم و بهاشونو بپردازم از خدا یاری و مدد میجوییم .

    خدایا سپاس سپاس سپاس

    🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏

    عزت نفس بالا و نور و عشق و قدرت و ثروت و موفقیت و سلامتی شادی و هدایت رو برای همهمون آرزومندم

    😍😍😍😍🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹👏👏👏👏🙏🙏🙏🙏🙏🙏😀😀😀😀😀🙏🙏🙏👏👏👏👏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    mahdiyeh گفته:
    مدت عضویت: 2139 روز

    دومین برگ سفرنامه ام

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و دوستان خوب هم فرکانسی ام

    منم حس خوبی دارم به اینکه قوانین خداوند بدون تغییر هستن

    وقتی این آگاهی را بدست آوردم حس و حال خوب من در طول روز زیادتر شد

    و اینکه نه من میتونم به کسی ظلم کنم و سرنوشت کسی را تغییر بدم و نه کسی در مورد من ، احساس مسئولیتم نسبت به خودم و زندگیم و رفتارام بهتر شد.

    چون من تنها مسئول زندگی خودم هستم و هرگز قادر نیستم کسی غیر از خودم را در مدار درستی بیارم. پس متعهدانه روی خودم کار میکنم که در فرکانس و مدار درست و مناسب قرار بگیرم.

    این قانون هستی، حس و حال خوبی به من میده. یه حس راحتی. یه حس آرامش

    خدایا شکرت خدایا صدهزار مرتبه شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: