«ظلم به خود» از دیدگاه قرآن - صفحه 43 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1977 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    عباس حیدری گفته:
    مدت عضویت: 1714 روز

    سلام

    داره درهایی از آگاهی امشب به روم باز میشه!

    احساس لیاقت دو تا زیر بنای مهم داره

    احساس گناه نداشتن

    احساس قربانی شدن نداشتن!

    احساس گناه مرتبطه با آیات بخشندگی خدا

    احساس قربانی شدن مرتبطه با آیات ظلم!

    میدونید چقدر الان درگیر این دو تا موضوعم!

    منی که حس میکنم شیطان باعث میشه یه کاری بکنم

    منی که مسئولیت زندگیم رو انداختم گردن دیگران

    منی که میگم اشکال نداره این دنیا بدبخت بودم عوضش ایمان داشتم! هه

    ایمان نتیجه باید داشته باشه

    یه جمله ای تو گوشم زنگ زد!

    اگر خودت برای تغییر فرکانست وقت نزاری

    اگر به ثروت نرسی با تغییر خودت

    اگر به عزت نفس نرسی با تغییر خودت

    اگر به حال خوب نرسی

    اگر بندازی گردن بقیه

    جواب بدی میشنوی اون دنیا!

    إِنَّ الَّذِینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِکَهُ ظَالِمِی أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِیمَ کُنْتُمْ ۖ قَالُوا کُنَّا مُسْتَضْعَفِینَ فِی الْأَرْضِ ۚ قَالُوا أَلَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَهً فَتُهَاجِرُوا فِیهَا ۚ فَأُولَٰئِکَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ ۖ وَسَاءَتْ مَصِیرًا

    آنان که فرشتگان، جانشان را در حالی که ظالم به خود بوده‌اند می‌گیرند، از آنها پرسند که در چه کار بودید؟ پاسخ دهند که ما در روی زمین مردمی ضعیف و ناتوان بودیم. فرشتگان گویند: آیا زمین خدا پهناور نبود که در آن هجرت کنید؟! و مأوای ایشان جهنم است و آن بد جایگاه بازگشتی است.

    یعنی اوضاع اونور بدتره

    تازه توی آیه بعدی شیطان هم قبول نمیکنه مسئولیت رو

    میگه خودت کردی!

    حتی از من که ازش تبعیت کردم بیزاری میجویه

    یعنی حتی شیطان هم میفهمه که شرک ورزیدن چقدر ضایعه!

    خدایا کمکم کن که تنها تورو بپرستم و از تو یاری بجویم

    خدایا خودت همونطور که به این دو تا فایل منو هدایت کردی به همین طریق کمکم کن که در مسیر تو حرکت کنم

    خدایا کمکم کن که مدارم رو ارتقا بدم و به مدار تو برسم

    خدایا کمکم کن به ارامش برسم به مدارهای بالا برسم و اغلب اوقات در آن بمانم

    الهی آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 1574 روز

    سلام

    وای من عاااشق این فایل شدم منو برد به اولین روزهای اشناییم با استاد, قشنگ یه نقطه عطفه ها

    واقعا نیازه که هرربار این حرفهارا شنید, مثل یه داستان تکراری یا خبر تکراری یا یه علم تکراری نیست هربار گوش دادنش دقیییقن دفعه اولیه که میشنویم,هرچیه خیلی جالبه

    این قانونی که استاد ده سال پیش میگه را الانم میگه ده سال دیگم میگه, بقول استاد قانون و جهان خیلی ساده ست, زندگی خیلی ساده ست ما سختش میکنیم به خودمون!

    اینکه کسی نمیتونه حق منو بگیره, چیزی که مال منه و به من میرسه قطعا میرسه لازم نیست نگران این باشم که دیگران از من بگیرند یا نزارند یا هررر اتفاق دیگه ای بیفته, وقتی باور داشته باشم که بقول قران رزق شما از اسمان میاد پس چقدررر خیالم اسوده میشه! چقدر احساسم بهتر و بهتر میشه و من عاشق این قوانین عادلانه ی خداوندم

    و قشنگتر اینه که چقدررر به حال این روزام میومد, من پارسال یه جا میرفتم سرکار ولی بخاطر حقوق پایین اومدم بیرون و خیلیم اصرار کرد بمون, بعد چند روز پیش ازم خواست دوباره بیا سرکار و حقوق ها چندبرابر شده بود, منم تقریبا قبول کردم ولی هی عذاب وجدان داشتم که پارسال اومدی بیرون حالا که بهتر شده میری, با این فایل گفتم من که بدی نکردم من از فرکانس اونجا اومده بودم بیرون چون دقیقا همزمان با من یه دختری اومد که کلی داستانهای عجیب غریب برای همه همکارها درست کرده بود, امروز با این فایل گفتم درسته حضورم تاثیرگذار بوده ولی این که موندم یا نموندم طبق قانون روی زندگی کسی اثر نداره

    الکی ادم خودشو اذیت میکنه که نمیدونم چی!!! واقعا ذهن رو اگه ولش کنم عذاب وجدانهای الکی میده

    ممنونم ازت استاد جان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    سیده فاطمه حسینی فر گفته:
    مدت عضویت: 2222 روز

    الهی هدایتم را سپاس، قوانین هستی را سپاس

    بین ما و خدا فاصله ای نیست. خود خدا گفته از رگ گردن به ما نزدیکتره‌. هر چیزی که میخوایم رو خودمون باید درخواست کنیم. حتی پیامبر هم نباید برامون طلب استغفار کنه.

    ما نه میتونیم به کسی کمک کنیم و نه ضرری بهش برسونیم. مگر اینکه خودشون بخواان.

    یعنی اگه ظلمی به ما میشه، بخاطر اینه که ما اجازه میدیم و ما میپذیریم. اگه مظلومی نباشه که ظالمی نیست و اگه خدا رو باور کنیم که اصلا مورد ظلم واقع نمیشیم.

    ما با افکار و فرکانس هامون فقط میتونیم خودمون رو خوشبخت یا بدبخت کنیم.

    خداوند به کسی ظلم نمیکنه، این خودمون هستیم که به خودمون ظلم میکنیم.

    حق الناس به این معنی که ما میتونیم از کسی حقی رو ضایع کنیم، مسیر زندگیش رو تغییر بدیم، سرنوشتش رو عوض کنیم، وجود نداره.

    هر خیر و شری برای دیگران به خودمون برمیگرده. اگه خیر و خوبی بخوایم به خودمون خوبی کردیم و اگر بدی بخوایم بازم به خودمون برمیگرده .

    سپاس بابت آگاهی های دوره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    محمدرضا حسینوندپناهی گفته:
    مدت عضویت: 1014 روز

    بنام الله یکتا

    سلام خدمت استادعباسمنش خانم شایسته وخانواده بزرگ وعیاردارعباسمنشی

    روزشمارسفرنامه

    روزدوم

    خداوندو سپاسگذارم بابت اگاهی های این فایل

    سپاسگذارخداوندم که روز دوم روهم به حال خوب شروع کردم وفایلوچندبارگوش کردم وبه لطف خداتونستم کامنت بگذارم خدایا شکرت

    تغییرات زندگی ماازجایی شروع میشودکه این دومفهوم رابه خوبی می پذیریم ودرک میکنیم

    1.ماتوانایی کاملی برخلق زندگی دلخواهمان داریم

    2.ماازایجادهرتغییری درزندگی دیگران خواه درجهت مثبت وخواه درجهت منفی ،ناتوانیم

    باورهای محدودکننده احساس گناه ،احساس قربانی بودن وموردظلم واقع شدن ترمزهای بزرگی هستن که مانع ساختن عزت نفس ما وهدایت ودریافت الهامات الهی مامیشوند وتازمانی که این ترمزها( احساس گناه،احساس قربانی بودن وموردظلم واقع شدن)بخشی ازباورها فرکانس ها وکانون توجه ماهستند ناخواسته های زندگی ما تمامی نخواهد داشت چون ماموجوداتی فرکانسی هستیم ودرجهانی زندگی میکنیم که اساس ان مبتنی برمداروفرکانس است

    جهان ساخته شده تایک دستگاه مبدل باشدبرای تبدیل فرکانس های تبدیل شده درقالب اتفاقات وشرایط هم سنگ باباورها فرکانسها وکانون توجه مان

    بحث استغفارودعا

    هردعایی که میکنیم به خودمون برمیگرده چه دعا براسلامتی خوشبختی وموفقیت افرادوچه دعای بد ویانفرین ولعنت فرستادن برای دیگران بخودمون برمیگرده چون درهنگام گفتن این دعاها مادرمداروفرکانسشان قرارداریم وکانون توجه امان براونها متمرکز هست وطبق قانون اون شرایط خوب ویابد روبه سمت خودمون جذب میکنیم.

    درواقع کسی که ماداریم براش دعامیکنیم معلوم نیست درچه مداری باشد وفرکانس دعاهای مارو که اون جذب نمیکندودعای مانمیتواند برزندگی دیگران تاثیر بگذاردوبه خودمون برمیگره

    بحث حق الناس

    مانمیتوانیم به حق کسی ظلم کنیم اگر ظلم به این معنی باشد که ماحق کسی روبگیریم واونو ازموفقیت وخوشبختی دورکنیم هرگز اینطورنیست

    مااگرهم بخوایم به کسی ظلم ویاستم کنیم به خودمون ستم کردیم

    خدایاشکرت ،خدایاشکرت ،خدایاشکرت

    درپناه الله یکتا سالم سعادتمندوثروتمندباشید دردنیاواخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    اکرم عالمی گفته:
    مدت عضویت: 613 روز

    سلام به همه عزیزان

    چقدر مطالب این فایل برام خوب بود شاید یه تلنگری باشه که دیگه غیبت نکنم و کسی رو مسخره نکنم وقتی بدونم که بااین کارم دارم همون فرکانسو بازخورد میگیرم همیشه ازبچگی بهمون گفتن نمازبخون ولی غیبت یه چیز روزمره و عادی بوده اونم بااسم دردودل نگفتن که باغیبت کردن چقدر به خودمون آسیب میزنیم نه به اون طرف و من یادگرفتم به جای اینها برای دیگران دعای خیرکنیم تا در مدار بهتری قراربگیریم من قبلا اگه کسی برام چیزی میگفت زیاددراین مورد بحث میکردم ولی تواین فایل یادگرفتم که باید دوری کنم و وارد این مدارها نشم و این باور رو در خودم تقویت کنم که تنهافرمانروای قدرت جهان خداونده

    خداروشکر که دارم این آگاهی های ناب رو میشنوم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    مهسا قربانی گفته:
    مدت عضویت: 1060 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    ردپای من از تحول زندگیم ” روز دوم ”

    استاد چقدر واضح و روان این مطالب رو توضیح دادید،باید این باور رو در خودمون قوی‌تر کنیم که

    که ما مسئول زندگی کسی نیستیم و نمیتونیم هیچ تاثیری توی زندگی کسی بذاریم چه در جهت خیر

    چه در جهت شر.پیامبر هم نمیتونست کسی رو متقاعد کنه و خدا بهشون میفرمود هر چیزی به

    سرشون بیاد به دلیل فرکانس های خودشونه

    خودشون خواستن که بهشون ستم و ظلم بشه.

    آیینه خداوند خوب عمل میکنه، باید برای همه دعای خیر کرد تا خودمون نتایج عالی بگیریم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    Farnazq گفته:
    مدت عضویت: 3226 روز

    سلام به همه عزیزان

    مرور روزشمار روز 2

    برخی نکاتم ازین فایل ارزشمند:

    آرزوی خوب و دعای خوب برای دیگران به خودمون برمیگرده

    و هرکس نتیجه اعمال خود را می‌گیرد

    خزائن آسمانها و زمین از آن خداست و کسی نمیتونه با تحریم و … مانع روزی رسوندن به کسی بشه اگر به خدا ایمان و باور داشته باشه نمیتونه کسی ضرری برسونه

    اگر از حقیقت اعراض کنیم در مسیر درست نباشیم حرف درست رو نمی شنویم

    هیچ بهانه ای برای مظلوم بودن و مستضعف بودن قابل قبول نیست

    حتی شیطانم میگه من فقط وعده دادم‌

    و ما با افکار و فرکانس هامون وارد مدارها میشیم

    افراد خودشون به خودشون ظلم می کنند.

    اگر خواستیم در قرآن تحقیق و پژوهش کنیم آیات مختلف درباره یک موضوع رو بخونیم و یا آیه های قبل و بعد رو مطالعه کنیم

    تشکر از استاد عزیز و خانم شایسته

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    مهناز اسکندری گفته:
    مدت عضویت: 2532 روز

    سلام به همگی

    روز دوم روز شمار تحول زندگی من

    هر دعای خیری که می‌کنید به خودتون برمیگرده و این یک قانونه . اگر کسی در مدار درست باشه چه ما براش دعا کنیم و چه دعا نکنیم و چه پیامبر از خدا براش طلب آمرزش بکنه و چه طلب آمرزش نکنه، براش خیر و خوشی میاد و اون بخاطر اعمال و افکار و باور های خودش از سوی خداوند آمرزیده می‌شود و هر کسی نتیجه اعمال خودشو میگیره.

    اگر کسی در مدار درست نباشه و در مدار کفر و شرک باشه باید فقط ازش دوری کنیم و کاری باهاش نداشته باشیم .

    ما خودمون به خودمون ظلم میکنیم خداوند هیچ وقت به بندگانش ستم نمی‌کند، اگر به خودمون ظلم کردیم خودمون از خدا طلب آمرزش کنیم بدون واسطه .

    وقتی که گناه می‌کنیم به خدا که ما به خودمون ظلم می‌کنیم نه به دیگران ،اگر به کسی تهمت بزنیم یا ازش غیبت کنیم به اون شخص ضرر نمی‌زنیم بلکه به خودمون ضرر می‌زنیم . من از وقتی این قانون رو فهمیدم تمام سعیمو می‌کنم تا در جمع هایی که غیبت میکنن یا تهمت میزنن وارد نشم و حتی اگر مادرم یه بحثی رو شروع کنه که بخواد از کسی صحبت کنه من ادامه نمیدم و نمی‌گم کاملم ولی سعیمو می‌کنم تا ورودی هامو کنترل کنم .

    خدا رو شکر که ما توانایی صد در صد تغییر زندگی خودمونو داریم و ما خودمون میتونیم خودمونو خوشبخت یا بدبخت کنیم و ما نمی‌توانیم به کسی ظلم کنیم یا زندگی کسی رو تغییر بدیم من خیلی میخواستم که مادرم و خانواده ام رو تغییر بدم ولی وقتی فهمیدم که من از تغییر دیگران ناتوانم حتی مادرم، دیگه فقط روی خودم تمرکز کردم و خدا منو از مادرم و خانواده ام کیلومتر ها دور کرد و از این فاصله راضیم و میتونم برای خودم زندگی کنم و روی خودم کار کنم .

    شیطان در روز قیامت میگه: از شما که برای خدا شریک می‌گیرید بیزارم حتی خودش که در دنیا همش ما رو وسوسه می‌کنه تا از اون پیروی کنیم به ما در روز قیامت میگه که ازتون بیزارم و مسئولیت خطای ما رو گردن نمیگیره در صورتی که شیطان ما رو وسوسه کرده . این حرف شیطان خیلی برام دردناکه ، خدایا ازت می‌خوام که حتی یک لحظه منو به حال خودم رها نکنی خدایا کمکم کن که من به هر خیری از جانب تو سخت محتاجم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    فریبرز کاوه گفته:
    مدت عضویت: 2229 روز

    درود بر استاد بزرگوارم جناب عباس‌منش گرامی و بانو شایسته‌ی عزیز و یکایک دست‌اندرکاران سایت الهی عباس‌منش و همه‌ی عزیزان همراه و هم‌فرکانسم

    یه روزایی بود که هیچ یک از این حرفا را که من سازنده‌ی زندگیم هستم، من قربانی کار دیگران نیستم، من هستم که همه‌ی مسئولیت زندگیم را برعهده دارم و من هستم که می‌تونم هر چه که بخوام را در زندگیم بسازم را اصلا قبول نداشتم. ولی، حالا همه چیز برعکس شده و من مسئولیت کامل زندگیم را می‌پذیرم و می‌دانم و یقین دارم که هر آن‌چه که هستم به واسطه‌ی کارهایی است که از پیش کرده‌ام، به واسطه‌ی باورهایی است که پیش از این داشته‌ام و همین باورها مرا به اعمالی واداشت که نتایج کنونی را در پیش داشت.

    من در گذشته پر بودم از کینه، حسد، حسرت، بی عملی، افسردگی، ناتوانایی در برقراری ارتباط با دیگران و به یقین با خودم! با خودم قهر بودم. هیچ منطقی نداشتم، دروغ بسیار می‌گفتم. پر از خودنمایی و غرور بی‌جا و مجموعه‌ای از اخلاق و رفتارهای نادرست و ناپسند. پر بودم از ادعا، پر بودم از صحبت در مورد گذشته و بدن هیچ طرحی برای آینده. همیشه با همه دعوا داشتم و دیگران مقصر بدبختی‌های خودم می‌دانستم.

    از ثروت و ثروتمندان متنفر بودم و این در حالی بود که ریشه‌ی خانواده‌ی مادری من همه متمول بودند و در عین حال در حسرت داشتن حداقل‌های زندگی بودم. با داشتن دیدگاه‌های ضد ثروت، همیشه در این حسرت بودم که چرا ثروتمند نیستم؟ خوب مشخصه که چرا! وقتی من با ثروت زاویه داشته باشم، یقینا از درون خودم را شایسته‌ی داشتن ثروت نمی‌بینم اگر چه که در ظاهر بر خلاف این تظاهر می‌کردم.

    اگر همه‌ی این‌ها را با هم یک جا نگاه کنیم متوجه می‌شویم که همه این‌ها ریشه در باورهای محدود کننده و نادرستی دارد که به من به ارث رسیده بوده ولی، این من بودم که آن‌ها را پذیرفته بودم و یک آن هم برخلاف آن‌ها به چیز دیگری نمی‌نگریستم!

    سینه ام پر بود از کینه‌ها و دشمنی‌های موهوم. هر صبح که از خواب بیدار می‌شدم، ذهنم شروع می‌کرد به دری وری گفتن به این و اون، به زمین و زمان، به آدمایی که رانت خوار بودن، به ثروتمندان به آدمای موفقی که در دید من انسان‌هایی کثیف بودند. خلاصه سینه‌ای زنگار گرفته داشتم و روزگاری سیاه و جالب اینکه هیچ‌گاه خودم را مقصر نمی‌دانستم. پر بودم از حسرت به حتا دوستان نزدیکم که پیشرفت کرده بودند و منتظر بودم که خبر ورشکستگی آن‌ها را بشنوم تا آرام بگیرم و خودم و عقب ماندگی‌هایم را توجیه کنم و از این که با آن‌ها هم تراز شده‌ام لذت ببرم. به جای اینکه تلاش کنم تا خودم جلو بروم، دوست داشتم با پایین آمدن دیگران، احساس امنیت کنم. درست است که آدمی تلاشگر بودم ولی، از درون خود را شایسته‌ی داشتن ثروت نمی‌دانستم و شاید که فکر می‌کنم حتما، دلیل ضدیت من با ثروت همین بوده! یعنی نداشتن عزت‌نفس و احساس خود ارزشمندی!

    همیشه از بچگی دلم می‌خواست که ثروتمند باشم ولی از درون افسرده بودم و خودم را شایسته‌ی داشتن نعمات و برکات روزافزون الهی نمی‌دانستم.

    همیشه دلم می‌خواست که دیگران برای من دل بسوزانند و برای همین بود که بیشتر وقتا مریض بودم.

    از ماجراجویی می‌ترسیدم که البته الان هم کماکان می‌ترسم. ولی خوب، خداییش خیلی بهتر شده‌ام. مثلا دارم تنهایی میرم سفر، دارم تنهایی میرم دیدن فلامینگوها و کارهای دیگه‌ای که شاید کوچک باشند ولی، آغازی هستند برای یک راه تازه در زندگیم!

    تا همین سال گذشته نمی‌گذاشتم همسرم تنهایی به سفر بره ولی الان شش ماهه که ایشان با پسر کوچکمان در تهران زندگی می‌کنند و البته من هر دوهفته یک بار به تهران برای دیدارشان می‌روم ولی، به شدت از میزان وابستگی‌ام به ایشان و فرزندانم کاسته شده و دیگر نیازی نمی‌بینم که با کسی باشم. این البته از روی افسردگی نیست بلکه از روی پیمودن مسیر تکاملی من است که در آن به سوی مستقل شدن می‌روم و دیگر با تنهایی خودم لذت می‌برم و کلی روی رشد شخصی‌ام کار می‌کنم که می‌دانم مهم‌ترین رکن پیشرفت من در زندگی است!

    دیگه خودم را قربانی نمی‌بینم! در گذشته‌ای نه چندان دور، خودم را قربانی اعمال پدر و مادر و برادران و خواهرم و جامعه و هر چه غیر خودم بود می‌دانستم. ولی، الان خوشبختانه دیگه از این خبرها نیست و این نیست به جز لطف الهی بر سرم و این‌که خورشیدهای هدایت را بر سر راهم نهاده تا به این ترتیب راهبری‌ام نماید که راه گم نکنم و در مسیر بمانم. دیگه امروزه پذیرفته‌ام که مسئولیت تمام و کمال زندگیم با خودم هست. اوایل این دوره‌های آموزشی استاد بزرگوارمان، وقتی صحبت پذیرش مسئولیت زندگی به میان می‌آمد، می‌ترسیدم چون فکر می‌کردم که تنها هستم و این مرا نگران می‌کرد! ولی الان یقین دارم که خدا با من است، او درون من است، او از‌ من به پیشرفت من مشتاق‌تر است و همه‌ی گیتی و کائنات را به تسخیر من درآورده تا من به همه‌ی آن‌ها برسم و کافی است که من چون ابراهیم به او اعتماد کنم.

    چند روز پیش داشتم با خودم فکر می‌کردم که؛ واقعا اگه خدای یگانه‌ی بسیار بخشاینده و بسیار مهربان که تنها فرمانروای جهانیان است، مثل همان جوری که ابراهیم بهش اعتماد کرده بود، قابل اعتماد باشه، پس من هیچ بهانه‌ای برای ترس، حرکت نکردن و نرسیدن به اهدافم ندارم! حالا دیگه وقتی این کامنت‌ها را (که من این‌ها را هم هدایت خود الله می‌دانم) می‌نویسم، دلم گرم میشه و می‌روم تا دنیای آینده‌ی خودم را بدون هیچ‌گونه تردیدی بسازم! دیگه نه از سن می‌ترسم و نه عجله دارم. جعبه‌ی قرمز خوشگلم را بر طبق دستور استاد بزرگوارم برای آرزوهام خریدم و تصاویر آرزوهام را که از اینترنت گرفته بودم را با امضای از طرف خدا، به درونش انداختم و تردید ندارم که همه‌ی آن‌ها را می‌توانم به یاری خداوند یگانه‌ی جهانیان که تنها فرمانروای جهانیان است بیافرنم چون او از روح خودش در من دمیده است!

    می‌روم تا که بسازم فردایی بسیار تابناک و روشن و رویایی را برای خودم و خانواده‌ی خودم و از خود اثری شگرف در این جهان برجای گذارم!!!

    استاد بزرگوارم و بانو شایسته‌ی عزیز و یکایک شما دست‌اندرکاران سایت الهی عباس‌منش و همه‌ی عزیزان همراه و هم‌فرکانسم، از خداوند یگانه‌ی بسیار بخشاینده و بسیار مهربان برای بودن‌تان سپاسگزارم.

    ارادتمند شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    فری گفته:
    مدت عضویت: 1620 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم

    اگه بگم چیشد که من امشب در یک لحظه تصمیم گرفتم کامنت بنویسم میدونم باور میکنید من که خودم اشکم در اومد از این جریان هدایت

    مدتیه بشدت نگران آینده خودم و خانواده ام هستم تمام جملات استاد همشون یادم رفته بود جملاتی از قبیل نجوای شیطان درباره آینده همش چرته یا شیطان میاد و تورو از آینده میترسونه

    آینده ای وحشتناک رو برات ترسیم میکنه و میگه برو بدبخت شدی دیگه کارت تمومه!

    امشب نشستم و تصمیم گرفتم این باورهای شیطانی و صدالبته این قضیه من مسعول زندگی خودم هستم نه میتونم کسی رو خوشبخت کنم نه میتونم کسی رو بدبخت کنم رو حل کنم!

    و همچنین هیچکسی نقشی نداره ک بخاد زندگی منو خراب یا خوب کنه

    این قضیه پاشنه آشیل ترین موضوعیه که در مرحله اول باید خیلییی روش کار کنم چون بشدت احساسم رو تحت تاثیر قرار میده.

    امشب در پیِ گفتگو های ذهنیم که سعی در مثبت کردنشون بودم که یهو گفتم بزار برم یه سر تو پبج همکارم و ببینم فلانی رو فالو کرده؟

    رفتم و بدونه اینکه هیچ دلیلی داشته باشه زدم رو استوری استادم که پبجش رو همکارم فالو داشت.

    یهو به چه جمله و چه عکسی برخوردم!!!!!!!!!!

    یه سنگ قبر بود که روش نوشته بود …….

    -اون نگران فردا بود ،اما امشب مُرد…..

    خدای من چه هدایتی از این واضح تر؟

    همون لحظه شات گرفتم و اومدم بیرون

    چون چیزی که باید میگرفتم رو گرفته بودم

    واسه چی من اینقدر نگران آینده ام؟

    مگه من میتونم چیزی رو تغییر بدم؟

    مگه من میتونم از کسی مواظبت کنم؟ اصلا مگه من مبتونم از خودم مواظبت کنم؟

    با نگرانی کی تونسته اوضاع رو درست کنه؟

    ذهن عزیزم میخام بهت بگم که شیطان اومده نشسته تو تاقچه و هرشر و وری میگه تو باور میکنی؟

    بندازش زمین و از خونت بیرونش کن

    در هرلحظه در هرشرایطی یادت باشه فری که آینده هیچ اتفاق وحشتناکی قرار نیست بیوفته و همه چیز عالییی قراره پیش بره

    این یه کامنت از این هدایت الهی که چقدر به قلب و جان و جگرم نشست

    خدایا شکرت

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: