این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/09/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2020-08-23 05:42:152025-12-17 05:25:19«ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد عزیز من قبلا از جمله کسانی بودم که هم به خداوند مشرک بودم و در کنارش هم به خودم ظلم میکردم .
و تسلیم اراده و خواستهای دیگران بودم این در صورتی بود که از خودم اختیاری نداشتم .
همیشه از اطرافیان میشنیدم که میگفتن بریم فلان امامزاده و فلان جای مقدس تامراد دلت بهت داده شود و متوسل بشیم به فلان و فلان .
و جالبه از قبل از اینکه با این مباحث هم آشنا بشم .زیاد راغب به رفتن و طی کردن کیلومترها برای دست به دامن شدن نبودم .
و به چشم مادر شوهر و مادر خودم من کافر بودم .
مادرم پسرم یعنی فرزند دومم بعد از دخترم رو هدیه ی فلان امام است و همیشه میگن این بچه رو دعای من و درخواست من به تو داده شده .
و بسیار روی این بچه حساس هستن .
و مادر شوهرم میگه من از فلان امام خواستم که یک پسر به پسر من بده .و لباسی متبرک برای من آورده بودن که اولین لباسی که بپوشم تن بچه .اون لباس باشه .و من هرگز به این خرافات باور نداشتم با اینکه در فشار و تسلط اونها بودم .اما چند باری میتونستم کار خودم رو انجام بدم و یکی از اونها مقابله با این اعتقادات بیهوده ی اونها بود .
من میخوام یک راست برم سراغ خود منبع
خود خیر و برکت .خود خداوند مهربان .
من الان نه ظالم هستم و نه مظلوم .
و با خوندن قرآن درک کردم که با ترسهام با یک راه حل ساده و اونم توکل کردن به الله مهربان است .
بنام خدای یکتا خدای توجه و تمرکز بر زیباییها و خواسته ها
نمیدونم داره چه اتفاقاتی تو زندگی مالیم میفته نمیدونم چی شده که از همه سمت پول میاد سمتم بی خبر واریزی میاد درخواست و سفارش و پاس شدن چکها و پرداخت بدهیها و اقساط و همیشم پول اضافی دارم باور کنید بعد یه مدت کنترل ذهن و توجه به خواسته هام نمیدونم چی شده هر جنسی میارم انگار طلا میشه مشتریهای عالی و دست به نقد همونطوری که بهش توجه میکنم میاد سمتم ازون طرف نقشه پشت نقشه واسه طراحی میاد قبل اینکه بخوام نگران چیزی بشم پولش میرسه و فرصت نگرانی بهم نمیده و منم باز بیشتر به اینا شاخ و برگ میدم و بشون توجه میکنم خدا رو صدهزار بار شکر این قوانین درسته بچهها با قدرت و یقین ادامه بدین نتیجه ها برای هرکسی یه زمانی میبره بسته به میزان نشخوارهای شیطان و آلودگی ذهن داره ولی واسه همه جواب میده
سلام ب استاد عزیزم و خانم شایسته ی عزیز و همه ی دوستان عزیزم ..من اولین کامنتیه ک میزارم..نزدیک ب یک ماهه ک وارد این سایت و این آگاهی ها شدم.من تا الان ک فایلهای رایگان رو نگاه کردم تازه دارم میفهمم خدا کیه جهان چیه خودم کی هستم شرک چیه ایمان یعنی چی…یعنی تا الان ک ۳۷ سالمه هیچی نمیدونستم و هم خوشحالم هم ذوق زده هم ی ایمان قوی و ی عشق قوی داره در من ب وجود میاد..ی چیزی ک تا الان تجریش رو نداشتم..تازه دارم میفهمم چقدر من خدارو نادیده گرفته بودم..چقدر من همه چیزو همه کسو تو زندگیم دخیل میدونستم جز خودم و خدا.تازه دارم آروم میشم و خیالم راحت میشه از آینده از اینکه خدای مهربونم من بالاتر از هرچیزیه و احساسی وصف نشدنی دارم..خدارو شکر میکنم ب اندازه ی بزرگی خودش و بی نهایت از استاد عزیزم سپاسگزارم و از خدا براش سلامتی و سعادتمندی بیش از بیش رو میخام..خدایا شکرت تونستم پا رو شیطان درونم بزارم و پیشرفت کنم و این پیشرفت ادامه داره..تازه اول راهمم ..خدایا شکرت😍😍😍🥲🥲🥲🌹🌹🌹❤️❤️❤️
بچه ها ببخشین اگه کامنتم طولانی میشه نمیدونستم بنویسم یا نه ولی نوشتم
من بچه اخری هستم توخونواده امون
و همه توجه ها و محبتها روی من بود و بابام همه جوره هوامو داشتن خیلی لوس بودم
و هیچ مسئولیتی بهم داده نمیشد و بقیه زحمتارو میکشیدن😟
گدشت و گذشت تا موقعی که مامانم سکته کردن بازم اونجا سنم اونقدی نبود 3راهنمائ بودم و نا اگاه نسبت به همه چی
ما8 تاخواهریم و متعاقبا کمترین مسئولیت ها با من بود
از اون موقع توجه ها بهم کم شد حالم گرفته و سرخورده شدم ناراحت از مریضی مامانم
قبل اون اتفاق منو دو تا از خواهرام با مامانم مشاجره داشتیم که چرا وقت کمی برامون میزارن و مامانم خیلی ناراحت شدن وقتی سکته کردن خودمو مقصر میدونستم که چرا باهاشون دعواکردم شاید ما بودیم که حالشونو ید کردیم .
8 سال مامانم مریص بودن و براشون سخت بودهم از لحاظ روحی و هم جسمی نمیتونستن راه برن و چیزی بردارن کسی که هیچ وقت کمک نخواست الان اینقد ضعیف ناتوان ومحتاج خیلی ناراحت بودن از اینکه زحمتی باشن برای بچه ها و همسرشون.
این احساس بد همراهم بود تا زمانی که بعدچندسال رفتم اردو که خیلی خوش گذشته بود بهم و وقتی اومدم خونمونو دیدم مامانم اصلا خوب نیستن نرفتم جلو اصلا،از ترس از دست دادنشون
خالم گفتن بیا پیششون ولی جرات روبزو شدن باهاشونو نداشتم با اینکه دیگه متوجه نمیشدن اطراف چی میگذره ولی ما همیشه گرم باهاشون صحبت میکردیم و متاسفانه اونروز نرفتم پیششون و بعلشون کنم و خداحافظی کنم این حالمو بدتر میکرد و احساس گناه اینکه چرا رفتم اردو ؟ چرا بهم خوش گذشت ؟چرا نرفتم پیششون؟چقد بیمعرفتم من😣
و مدام توسالهای بعدش این افکار و فکرهایی مثل چرا بیشتر پیششون نبودم چرا بیشتر بغلشون نکردم چرا بیشتر نخندونمشون چرا لذت نبزدم از کنار هم بودنمون و اینا تو روح و جسمم تاثیر گداشته بود همیشه عصبانی ناراضی طلبکار و … و بابام همیشه میگفتن گذشته رو رها کن از بودن کسایی که پیشتونی لذت ببر تاهستن
اینو متوجه نشدم نشدم تا اینکه بابامم یکدفعه ای از پیشمون رفتن من اونموقع باردار بودم و روزهای ناخوشایندی رو میگذروندم و دوباره احساس گناه مثل خوره افتاد به جونم ،دنیایی از چرا و مقصر بودنها خوره شد حالو احوالمو بدتر میکرد و گذشت و گذشت و الان
خداروشکر میکنم که خدا هدایتم کرد و تو مسیری قرار گرفتم که حالمو بهتر کنم
خداروشکر که همسرم قبل من با استاد بصورت جدیتر اشناشدن و منو راهنمایی کردن تا منم جدیتر روی خودم و احوالاتم کار کنم
خداروشکر میکنم که این احساس گناه خیلی خیلی کمتر شده در وجودم و کمتر فکر میکنم بهشون و انشاا.. به کل از بین ببرمشون تا بیشتر لذت ببرم کنار کسایی که دوستشون دارم و زندگیمو قشنگتر کردن
خداروشکر که اینروزا وقتم بیشتر تو سایت استاد و شناختن خودم
خدارو سپاسگزارم که روزی من از خداوند خواستم که توی این شرایط الانم باشم و خداوند خیلی زیبا برای من چید و همیشه بهترین چیدمان ها رو برای من انجام میدم که من به تک تک خواسته هام برسم ازت ممنونم
من امروز فهمیدم که یکی از پاشنه های آشیلم احساس قربانی شدن هست و باید روش کار کنم و اونقدر این باور در من نهادینه شده و من نمیتونم ببینمش که تا الان گول ظاهری و قانع کردنش رو میخوردم و همیشه روش سرپوش میذاشتم و بااااورممم نمیشه که این همه این احساس رو داشتم و چه نتایج بد و نا خواسته هایی رو برام به وجود اورده در واقع همه ناخواسته هایی که این مدت من درگیرش بودم حاصل داشتن این باوره از خداوند بزرگگ بسیاااااار سپاسگزااارم که منو هدایت کرده و من متوجه این نقطه ضعفم شدم
رفتارو پدر و مادرم
دوستام
پارتنر احساسیم
مربیم
و همه اینا از این باور بوده و من متوجه نمیشدم و فقط میخواستم که از این ادما جدا شم ولی نمیدونستم که چیزی که باید اول جدا کنم از خودم این احساس گناهه است..
تا اینکه من هدایت شدم و یادگرفتم که اول این رفتار ها و ادم ها نتیجه فرکانس خودمهه و باید اروم باشم و ریشه این رو پیدا کنممممم که به لطف خداوند متوجهش شدم چند دقیقه دیش با خوندن یکی از کامنت های دوست های خوبم و تیکه های پازل رو چسبوندم بهم و به خوبی فهمیدم و درکش کردم
از خدا هدایت میخوام که همواره منو به این مسیر راست مسیری که به انها نعمت میدهم هدایت کنه
خداروشکر که به این سایت هدایتم شدم
خداروشکر که استاد رو میشناسم و قبولشون دارم و به حرفاشون ایمان دارم و عمل میکنم به حرفاشون
چون که خداوند منو هدایت کرده به این مسیر ❤️❤️❤️❤️❤️❤️
سلام به استاد عزیزم سلام به مریم جونم و سلام به همه دوستام
چقدر این خدایی که در این سایت شناختم دوست داشتنی چقدر این خدا عادل هست که زندگیمونو دست خودمون گذاشته میگه هر فکری داری هر نیتی داری بازتابش تو زندگیت میاد چقدر این جمله قدرتمندکننده هست که اگر در مدار درستی باشیم هیچ کس به ما نمیتونه صدمه بزنه.
استاد واقعا به معنای کلمه یکتاپرستی در فایل ها و این سایت داره بیداد میکنه کاش معنای شرک رو از اول بهمون دقیق توضیح میدادن بازم خداروشکر جاهل از این دنیا نمیرم فهمیدم که دنیا حساب و کتاب داره خدا عادل ترین هست قرار نیست اگر کسی شرایط خوبی نداره تا آخر عمر در این شرایط باقی بمونه قرار نیست دیگران از ما به خدا نزدیکتر باشن و واسطه بشن بین ما و خداوند دیگه خدا برام یه چیز دور تو آسمون ها نیست که من چون گنه کارم لایق نیستم صداش کنم این خدا آنقدر مهربون و بخشنده هست آنقدر بنده هاشو دوست داره که اونها رو خلیفه خودش در روی زمین قرار داده خدای من این حجم از مهربونی و بخششت غیرقابل وصف هست استاد از خدا میخوام هر روز بیشتر از روز قبل در وجودم حسش کنم باهاش رفیق شم و در وجودم تمام زندگیمو بسپارم به خودش به معنای واقعی کلمه این جمله رو که خدا از رگ گردن به بنده هاش نزدیکتر هست درک کنم.
وای چقدر این تیکه فایل که در خصوص حق الماس گفتین معرکه هست چقدر خوب هست که بدونیم اصلا قربانی شدنی وجود نداره خودمون، خودمونو قربانی می کنیم چه حس خوبی.
سلام بر استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و خانواده بزرگ و صمیمی عباس منش
روز شمار زندگی من فصل اول
روز دوم
مورد ظلم قرار گرفتن
چند روز پیش این فایل رو دیده بودم و فکر میکردم کامنت گذاشتم😅😅
چونکه تعهد دادم بخودم روز شمار زندگی رو از اول دوباره با دقت بیشتری برم جلو برای همین اومدم دوباره اومدم امشب این فایل رو دیدم
چقدر قانون زیبایی داره خداوند هر دعای خیری برای هر کسی بکنیم به خودمون برمیگرده این یعنی تمرکز بر خواسته و نتیجه رسیدن به خواسته است
این نشون میده جهان سیستمی عمل میکنه و هیچ استثنایی ندارد برای هیچ کس ندارد
ما برای کسی نمی توانیم کاری کنیم و هر کسی نتیجه اعمال خودش رو میبینه (فرکانسی که ارسال شده)
چقدر همه چی تو قرآن واضح است برای کسانی که دنبال اصل هستند و دنبال حاشیه نمیرن
چقدر زیبا میگه قرآن که هرکسی خودش طلب آمرزش کنه خداوند رو تواب میبینه و مورد آمرزش خداوند قرار میگیرد( او آمرزنده مهربان است )
چقدر زیباست میگه اگه اشتباهی کردی توبه کن یعنی از مدار نادرست خارج شو خداوند تو را می بخشه و هدایتت میکنه
قبلآ فکر میکردم میتونم به کسی ضربه بزنیم یا اونو بحساب خودم مورد ظلم قرار بدم و الان میفهمم که همش داشتم به خودم ظلم میکردم😅😂
تو هر مداری باشم نتایجی هم سنگ با همون مدار میاد تو زندگیم
تنها من خودم هستم که با باورهایم به دیگران قدرت میدم به من ظلم کنن یا نه
الان میفهمم دلیل تجربیاتی نادلخواهی که داشتم همش خودم بودم و باورهایم
خیلی عالیه که فقط تا تغییر باورهایم و قرار گرفتن تو مدار درست خیلی عالی جهان منو هدایت میکنه به مسیر درست
چقدر زیبا میگه خدا که اگه مورد ظلم واقع شدی نباید قبول کنی و باید از اونجا که بهت ظلم میشه بری( مهاجرت کن )و اجازه نده بهت ظلم بشه چون کسی که ایمان داره حرکت میکنه و اجازه نمیده کسی بهش ظلم کنه
استاد این فایل فوق العاده ست چقد دیدگاه های خوبی رو از دل قرآن میشه فهمید و چقد خداوند واضح و آشکار باما صحبت کرده، خداروشکر واقعا…
چندوقت پیش یکی از دوستانم راجع به اتفاقات اخیر ایران یه سری حرفارو زده بود که با گوش کردن این فایل به یاد آوردم( وچقد میشه راجع به این مسئله صحبت کرد اما به قول قرآن اونا متوجه نیستند.) و اونم این بود که گویا رئیس جمهور آمریکا آقای جو بایدِن گفتن که “ما از مردم ایران حمایت میکنیم” و این دوستم میگفت آمریکا که داروها برای ایران تحریم کرده حالا میخواد کمکش کنه؟؟! یااینکه گفته بود: آیا آمریکا، افغانستان رو به سوئیس تبدیل کرد که حالا بخواد ایران رو تغییر بده؟!!؟
استاد شما تو فایل “ما از تغییر دیگران ناتوانیم”راجع به افغانستان خیلی عالی صحبت کردید که من بااون فایل، یه سری داستان هارو متوجه شدم چون کلا آدم سیاسی ای نبودمو نیستم توو این داستانا…
واقعا بااین فایل به فکر افتادم که چرا واقعا یه عده ی زیادی ازمردم منتظرن یه کس دیگه ای براشون کاری انجام بده؟! یا اصلا چرا باید انتظار داشته باشیم که اونا به ما کمک کنن؟! چرا هیچوقت هیچکس نتونسته اینطوری فک کنه که آقاجان اوکی به ما دارو نمیدن خب خودمون دنبال چاره باشیم خودمون اون داروها رو تولید کنیم، یااینطوری فک کنیم که اصلا اونا دارن به ما خدمت میکنن چون باعث میشن به فکر بیفتیم که خودمون برای خودمون یه کاری بکنیم! چرا فک میکنیم که آمریکا قدرت اینو داره که افغانستان رو تغییر بده؟؟! چرا اینقد قدرت میدیم به عوامل بیرونی!؟ وهمین قدرت دادنه و باور به اینکه اونا قدرت اینو دارن که مارو تحریم کنن یامارو تغییر بدن باعث شده هیچوقت به راه حلش فک نکنن و همه چی رو وابسته به عوامل بیرونی بدونن! و اینا همش شرکِ، همش قدرت دادن به عوامل دیگه ست… و خداوند گفته من توبه پذیرم من بخشنده م و تنها یه چیز رو نمی بخشم واونم شرکِ… به هر طریقی به هرچیزی قدرت بدی یعنی داری شرک میورزی و نتیجه ش هم مشخص میشه…
خداروشکر که تو مدار شنیدن این صحبت ها هستم ودارم سعی میکنم بهتر و بیشتر قوانین بدون تغییر خداوند رو درک کنم…
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم و خانم شایسته نازنین
روز دوم سفرنامه رو با توکل به خدای مهربان آغاز میکنم.
اول کامنتم میخوام دوتا نتیجه عالی که امروز وارد زندگیم شد رو بنویسم تا این ردپا قوت قلبی برای خودم باشه که این مسیر رو با قدرت ادامه بدم تا این نشانه ها بزرگ و بزرگتر بشن.
دیدن این دو فایل اول سفرنامه که موضوع اصلیش عزت نفس بود باعث شد من دوره ای با موضوع عزت نفس هدیه بگیرم که حدود یک میلیون و دویست هزار تومان قیمتشه(هرچند خیلی دوست دارم محصول عزت نفس استاد رو تهیه کنم ولی فعلا برام مقدور نیست)دومین نشانه و نتیجه ای که گرفتم هم این بود امروز خیلی پول لازم بودم و نمیدونم از کجا ولی دوتا واریزی ۲۵۰ هزارتومانی داشتم که واقعا خیلی به موقع برام واریز شد و نمیدونم از کجا اومد و مهم هم نیست برام چون من از خدا خواستم و وارد زندگیم شد الهی شکرت.
اما فایل دوم سفرنامه ظلم به خود:
راستش من از بچگی خیلی برام سوال بود چرا ما باید از یکی دیگه بخوایم که برامون دعا کنه چرا ما باید از یکی دیگه بخوایم که اون از خدا برامون طلب آمرزش کنه و همیشه که خانواده توی مراسمات مذهبی به زور میبردنم همش غرق تماشای ملتی بودم که با ناله و زاری داشتن به درگاه خدا دعا میکردن و این رفتارا خیلی برام عجیب بود و هیچکس هم نتونست جواب درست و حسابی و منطقی و عقلی بهم بده تا ۹۰۰ روز پیش که وارد سایت شدم و دارم آرام آرام جواب سوالاتم رو میگیرم مثل همین فایل.
من یه خواهر کوچیکتر از خودم دارم بچه که بودیم اون همیشه گریه میکرد و مادرم برای اینکه گریه اش کمتر بشه اون رو میبرد پیش یک بنده خدایی که سید صداش میکردن و خیلی همه مردم بهش اعتقاد داشتن(و البته هنوزم هست و هنوزم مردم باورش دارن!!) که این آدم پاکی هست و دعاش میگیره و اونم دعا ها رو روی کاغذ می نوشت و میداد دست مردم که یا توی آب بزنن و بخورن یا زیر فرششون بزارن و …خلاصه برای خواهرم دعا کرد و گفت داخل آب بریزید و بدید بچه بخوره و مادرم هم آب رو به خورد خواهرم داد و گریه بچه هیچ تغییری نکرد بعد من به مادرم گفتم پس چرا آبجی گریه اش بند نیومد و مادرم هیچ جوابی نداشت بهم بده و من همش می پرسیدم اون آقا کیه چرا ما نمیتونیم خودمون دعا کنیم که گریه آبجی بند بیاد که در جوابم میگفتن اون آدم پاکیه و ما گناهکاریم و منم اونقدر ناراحت میشدم و یادمه از بچگی بخاطر این باور غلط که ما گناهکاریم و بقیه باید برامون دعا کنن هرجا میدیدم به کسی احترام می ذارن و میگن آدم خوبیه من ناخودآگاه به اون آدم حسودی میکردم و خودم رو در مقابلش خوار و ضعیف میدیدم و حالا با این فایل ها با درک این آیات زیبا با درک قوانین میفهمم که واقعا ما با این باورها چه ظلم بزرگی در حق خودمون کردیم.
چقدر این عزت نفس مهمه چقدر من میتونستم بجای حسادت به آدما به جای متنفر بودن از آدما بهشون عشق بدم دوستشون داشته باشم خودم رو نمیگم برتر حداقل هم سطح اونا ببینم تا احساس بهتری داشته باشم در یک کلام چقدر میتونستم با خودم در صلح باشم که نتیجه اش بشه عشق بیشتر به دیگران و موفقیت بیشتر خودم…
استاد در توضیحات فایل عزت نفس نوشتن پسرم از من پرسید دلیل موفقیتت چیه و من بدون درنگ جواب دادم《عزت نفس》 اولین باری که این متن رو خوندم چیزی ازش نفهمیدم چون اصلا نمیدونستم عزت نفس چیه و داشتنش چطور میتونه باعث موفقیت افراد بشه اما بعد از این هدایتی که داستانش رو در فایل اول روزشمار تحول زندگی من نوشتم کم کم دارم میفهمم…
من الان مثل بچه ای میمونم که میبینه همه دارن با پاهاشون راه میرن،میدون و به خودش نگاه میکنه میبینه منم که پا دارم پس چرا نمیتونم مثل اونا راه برم اما قانون رو نمی دونه نمی دونه که اول باید سینه خیز بره بعد چهاردست و پا بعد تازه وایسه رو پاهاشو و حفظ تعادل کنه بعدش تاتی تاتی کنه بعدش میتونه راه بره و بدوه من نخواستم سینه خیز برم من نخواستم تاتی تاتی کنم من فقط میخواستم بدوم و دویدم و با کله خوردم زمین…
یک سال پیش دوره روانشناسی ثروت یک رو خریدم خیلی هم خوشحال بودم که دیگه میلیاردر شدم و همه چی اوکیه(رفتم سراغ دویدن) خدایی هم نتایج خوبی گرفتم نتایجی که تا اون سطح مدارم آرزوشون رو داشتم و به تک تک شون رسیدم اما چند قدم بیشتر نتونستم بدوم و با مخ خوردم زمین هرکاری میکردم نتایج بزرگتر نمیشد دیگه کلافه شده بودم تا اینکه تصمیم گرفتم فعلا دوره روانشناسی ثروت یک رو بزارم کنار (توی فایل گفتگوی استاد با دوستان آزاده گفت من هرسه تا دوره روانشناسی رو دارم ولی هنوز نتونستم از دوره روانشناسی ثروت یک بالاتر برم چون اون خیلی برام زیاده حالا میبینم راست میگه من اونقدر عزت نفسم جای کار داره که واقعا روانشناسی ثروت یک خیلی برام بزرگه)و بیام عیب یابی کنم که هدایت شدم به دوره روزشمار تحول زندگی من(داستان کامل هدایتم به این سفرنامه رو در کامنت اولین روز سفرم نوشتم) و امشب فهمیدم من بدون اینکه تاتی تاتی کنم خواستم بپرم بدوم و با همین دوتا فایل فهمیدم عزت نفس من خیلی خیلی داغونه من چطور از خودم انتظار داشتم نتایج بزرگ وارد زندگی ام بشن وقتی هنوز اینقدر عزت نفس پایینی دارم براستی که داشتم به خودم ظلم میکردم….
من یک مثال واضح دارم از خودم درباره سوره نسا آیه ۹۷ چند سال پیش من در یک بیمارستان مشغول به کار بودم و یادمه اون اوایلی بود که تازه عضو سایت شده بودم و داشتم با شور و شوق عجیبی رو خودم کار میکردم حقوق ما خیلی پایین بود و هر روز همکارام غر میزدن و رئیس بیمارستان رو نفرین میکردن و میگفتن آره این فلان فلان شده حق ما رو خورده خدا فلانش بکنه و خدا بهمانش بکنه و خلاصه هرروز آه و نفرین و …جالبه خودشون هرروز با این اه و ناله و نفرین ها بیشتر غرق در مشکلات میشدن و اون بنده خدا هم هرروز شاداب تر وارد محل کار میشد من که حسابی روی خودم کار میکردم همش داد میزدم بابا بخدا اون کاره ای نیست اگه ما ایمان داریم باید بریم یه جای بهتر دنبال کار بگردیم و اونا هم میگفتن برو بابا الان کار کجا بود پارتی نداریم و…خلاصه من گفتم من میرم و یه جای دیگه درخواست کار میدم شما هم همین جا به کارتون ادامه بدین و نتیجه این شد الان من دارم توی یه بیمارستان دیگه ای کار میکنم که دو برابر جای قبلی حقوق میگیرم و ۴ روز هم نسبت به جای قبلی کمتر کار میکنم و خداروشکر میکنم بخاطر قوانین بدون تغییرش که هروقت آدم عمل میکنه همون لحظه نتیجه اش میاد.
سپاسگزارم استاد عزیزم بابت این فایل زیبا که کلی درک و آگاهی به من داد.
سپاسگزارم خانم شایسته که با این ترتیب دادن این روزشمار کمک کردین من تاتی تاتی کردن رو یاد بگیرم🤗
سپاسگزارم از خدای خودم که همیشه و در همه حال منو هدایت میکنه❤❤❤
سپاسگذارم بابت دیدگاهتون که باعث قوت قلب من هم شدین.مخصوصا این قسمت از کامنتتون…
الان مثل بچه ای میمونم که میبینه همه دارن با پاهاشون راه میرن،میدون و به خودش نگاه میکنه میبینه منم که پا دارم پس چرا نمیتونم مثل اونا راه برم اما قانون رو نمی دونه نمی دونه که اول باید سینه خیز بره بعد چهاردست و پا بعد تازه وایسه رو پاهاشو و حفظ تعادل کنه بعدش تاتی تاتی کنه بعدش میتونه راه بره و بدوه من نخواستم سینه خیز برم من نخواستم تاتی تاتی کنم من فقط میخواستم بدوم و دویدم و با کله خوردم زمین.
زمانی که با استاد اشنا شدم اولویت رو فایلهای ثروتساز قرار دادم ولی بعد از مدتی متوجه شدم که دارم اشتباه میکنم و به قول شما من هنوز مثل بچه ای هستم که اول سینه خیز رفتن رو باید یاد بگیره تا بعد برسه به دویدن.فکر میکردم که چقدر خوب میشد که میتونستم روانشانسی ثروت رو داشته باشم قطعا نتایج بزرگی میگرفتم. ولی وقتی شما گفتید محصول ثروت رو دارید ولی هنوز تکاملتون رو طی نکردید تا از محصولات نتیجه بگیرید فهمیدم که صرفا داشتن محصول ثروت نتیجه نمیده هرچند اینو میدونستم ولی عمیقا باور نداشتم.من هم چند روزی هست که باهدایت خداوند تصمیمم گرفتم که از فایلهای سفرنامه شروع کنم و از صفر صفر از سینه خیز رفتن شروع کنم و عجله نکنم و کامنت شما مهر تاییدی شد به درستی مسیرم .در پناه الله یکتا شاد و خوشبخت باشید دوست هم فرکانسی.
من هدایت شدم که در کنار اینکه دارم روی فراوانی بیششتر از قبل کار میکنم در کنارش بیام و این سفرنامه رو بار دیگه استارت بزنم و چون قبلن ازش نتیجه گرفتم میدونم اینبار نتایجم بزرگترم خواهد بود.
قبل از شروع این قسمت دقیقا یک اتفاق ناگواری برای من افتاد من رفته بودم جای همیشگیم که غروب آفتاب رو ببینم و غریبه ای بود و اتفاقات فوقالعاده ناخوشایند بعدش که خداروشکر چیز بدتری برام اتفاق نیافتاد
و من فهمیدم که الان وقت کنترل ذهنه وقت اینه که نشون بدم به خودم جهان جهان فرکانسه. اگر من بخوام برم بیافتم دنبال اون شخص و پلیس و شکایت بازی و اینا رو راه بندازم و بگم من دارم انتقام اون رفتار زننده رو میگیرم
بر طبق قانون و همین گفته های این فایل من دارم به خودم ظلم بیشتری میکنم چون توی تمام مدتی که دارم این کاررا رو میکنم تمرکزم رو اینه که چرا اونطور شد چرا گزاشتم چرا اون اون کارا رو کرد چیکار کنم که ثابت کنم و … از این دست افکار و شاید برای اون زمان این موضوعات حل بشه و طرفم بگیرن و یه گوش مالی حسابیش بدن اما برای من دوباره اون اتفاقات توی آینده تکرار میشه چون از قبل فرکانسش رو فرستادم.
و همین یعنی ظلم به خود . و دقیقا موضوعات همین فایل.من سعی کردم از دیشب تا الان به عناوین مختلف حواسم رو پرت کنم از جریانات پیش اومده و خداروشکر تا الان موفق بودم
نمیگم الان کامل از ذهنم پاک شده رفته . نه کاش پاک میشد واقعا ولی نکته مثبتش اینه که حداقل کار واقدام عملی اشتباهی انجام ندادم که بیشتر به ضررم باشه
ذهنم میگفت باید جلوشو بگیری با کس دیگه ای این کارو نکنه .باید درس درست و حسابی بهش بدی که یاد بگیره از این غلطا دیگه نکنه ولی من با خودم که فکر میکردم و به وضوعات این فایل هم رو در کنارش میزاشتم میبینم که من واقعا نمیتونم هیچ تاثیری بزارم روی هیچ چیزی از اون فرد و قطعا آدمی که این مدلیه خودش بزرگترین عذاب برای خودشهُ چون تمام اون رفتارها نشون دهنده ی بیماری های روحی بود که به نظرم بدترین نوع بیماری جهان و همون برای این فرد بسه نیازی نیست من خودمو درگیر و غرق اون موضوعات بکنم.
خلاصه که من برای این فایل درس خیلی بزرگی از جهان گرفتم . درس بزرگ و سخت ولی الان دقیقا عین فولاد آب دیده دارم میشم انگار
دارم بزرگتر میشم و خودم رو آماده میکنم برای مراحل بعدیم:))))
مراحل بعدیم چیان؟
تحقق خواسته های امسالم به طور کامل. استاد من ماه فروردین نوشتم ۳ ماهه ی آخر سال درآمد بشه ۶ملیون و ۵۰۰ و من تونستم توی ماه آبان به درآمد ۷ ملیونی برسم از توانایی های خودم.
وقتی نشستم و هدف گزاری جدیدم رو نوشتم و خواستم که درآمد ماه های بعدیم بشه ۸.۵۰۰ و۱۰ ملیون یکهو کاری که داشتم انجام میدادم تعطیل شد یه سری از وسایلم هم گم شد ان موقع ها یکم به خودم ظالم کردم که از خدا میخوام ببخشه من رو چون اون موقع تا این حد آگاه نبودم که چه ظلمی دارم به خودم میکنم.
اما الان میخوام به تحقق این درآمد در ماه آیندم فکر کنم تصویر سازی کنم برای خودم که چه قدر اتفاقات مثبتیبرام میافته و قطعا به راحتی به این درآمد ها هم میرسم همونطوری که قبلن آرزوم بود حسابم مبلغ ۵ ملیون رو به خودش ببنه و الان بیشتر از این مبلغ رو هم به خودش دیده پس به اینام میرسم
من قبلن بارها و بارها این فایل رو گوش دادم ولی دیشب واقعا انگار تا الان گوش نداده بودم به این موضوعات.موقع گوش دادن به این فایل یک چیزی درونم تکرار میکرد که ببین حتی اگر در مورد اون ناخواستت هم که داری با دیگران صحبت میکنی یعنی داری به خودت ظلم میکنی. اگر داری به ناخواسته هات فکر میکنی و نگرانی در مورد هر موضوعی توی زندگیت این یعنی بازم داری به خودت ظلم میکنی.اگر دروغی میگی داری به خودت ظلم میکنی .اگر میترسی از اینکه یه موضوعی بتونه به تو آسیب بزنه(مثلن همین قطعی اینترنت چون کار من با اینترنته )تو داری به خودت ظلم میکنی خدا راه گشای توعه اگر که نترسی.
اگر صبح به صبح نشینی وفرکانست رو تنظیم نکنی تو بازم به خودت داری ظلم میکنی چون تا آخرشب همینطور افکار منفی به سمتت هجوم میاره. اگر که توی کارت مهارت هات رو نبری بالاتر بازم داری به خودت ظلم میکنی چون در نهایت تا یک حدی بیشتر پیشرفت نمیکنی.
اگر کسی رو قضاوت میکنی و بهش میگی تو فلن جوری وچرا اینطوری داری به خودت ظلم میکنی چون دقیقا بازم از همون رفتار و یا همون اتفاق رو دوباره و دوباره میبینی.
من نمیخوام خودم به خودم ظلم کنم پس باید چیکار کنم؟
مهارت های داخل کارم رو ببرم بالاتر بشینم و مثل هرشب تمریناتم رو با حس بهتری انجام بدم با این باور که شاید کس دیگه ای چیزی نبینه و ندونه ولی جهان و خداوند داره میبینه و اونان که به من پاداش میدن پاداش ها بزرگتر
باید صبح ها بشینم و فرکانسم رو تنظیم کنم با داخل سایت بودن اونم در این زمان و این اتفاقات ایران مخصوصا
باید نگرانی رو از خودم دور کنم و ذهنم رو آرام کنم چه طوری؟ با این باور که اگر قبلن شده بازم میشه بهتر و بزرگتر از قبل حتی
خدایاشکرت همیشه کامنت نوشتن ذهنم رو و هم مطالبی که یاد گرفتم رو درکش رو عمیق تر میکنه برام
به نام خالق.
سلام به استاد عزیزم و خانم مهربانِ سایت .
استاد عزیز من قبلا از جمله کسانی بودم که هم به خداوند مشرک بودم و در کنارش هم به خودم ظلم میکردم .
و تسلیم اراده و خواستهای دیگران بودم این در صورتی بود که از خودم اختیاری نداشتم .
همیشه از اطرافیان میشنیدم که میگفتن بریم فلان امامزاده و فلان جای مقدس تامراد دلت بهت داده شود و متوسل بشیم به فلان و فلان .
و جالبه از قبل از اینکه با این مباحث هم آشنا بشم .زیاد راغب به رفتن و طی کردن کیلومترها برای دست به دامن شدن نبودم .
و به چشم مادر شوهر و مادر خودم من کافر بودم .
مادرم پسرم یعنی فرزند دومم بعد از دخترم رو هدیه ی فلان امام است و همیشه میگن این بچه رو دعای من و درخواست من به تو داده شده .
و بسیار روی این بچه حساس هستن .
و مادر شوهرم میگه من از فلان امام خواستم که یک پسر به پسر من بده .و لباسی متبرک برای من آورده بودن که اولین لباسی که بپوشم تن بچه .اون لباس باشه .و من هرگز به این خرافات باور نداشتم با اینکه در فشار و تسلط اونها بودم .اما چند باری میتونستم کار خودم رو انجام بدم و یکی از اونها مقابله با این اعتقادات بیهوده ی اونها بود .
من میخوام یک راست برم سراغ خود منبع
خود خیر و برکت .خود خداوند مهربان .
من الان نه ظالم هستم و نه مظلوم .
و با خوندن قرآن درک کردم که با ترسهام با یک راه حل ساده و اونم توکل کردن به الله مهربان است .
بنام خدای یکتا خدای توجه و تمرکز بر زیباییها و خواسته ها
نمیدونم داره چه اتفاقاتی تو زندگی مالیم میفته نمیدونم چی شده که از همه سمت پول میاد سمتم بی خبر واریزی میاد درخواست و سفارش و پاس شدن چکها و پرداخت بدهیها و اقساط و همیشم پول اضافی دارم باور کنید بعد یه مدت کنترل ذهن و توجه به خواسته هام نمیدونم چی شده هر جنسی میارم انگار طلا میشه مشتریهای عالی و دست به نقد همونطوری که بهش توجه میکنم میاد سمتم ازون طرف نقشه پشت نقشه واسه طراحی میاد قبل اینکه بخوام نگران چیزی بشم پولش میرسه و فرصت نگرانی بهم نمیده و منم باز بیشتر به اینا شاخ و برگ میدم و بشون توجه میکنم خدا رو صدهزار بار شکر این قوانین درسته بچهها با قدرت و یقین ادامه بدین نتیجه ها برای هرکسی یه زمانی میبره بسته به میزان نشخوارهای شیطان و آلودگی ذهن داره ولی واسه همه جواب میده
سلام ب استاد عزیزم و خانم شایسته ی عزیز و همه ی دوستان عزیزم ..من اولین کامنتیه ک میزارم..نزدیک ب یک ماهه ک وارد این سایت و این آگاهی ها شدم.من تا الان ک فایلهای رایگان رو نگاه کردم تازه دارم میفهمم خدا کیه جهان چیه خودم کی هستم شرک چیه ایمان یعنی چی…یعنی تا الان ک ۳۷ سالمه هیچی نمیدونستم و هم خوشحالم هم ذوق زده هم ی ایمان قوی و ی عشق قوی داره در من ب وجود میاد..ی چیزی ک تا الان تجریش رو نداشتم..تازه دارم میفهمم چقدر من خدارو نادیده گرفته بودم..چقدر من همه چیزو همه کسو تو زندگیم دخیل میدونستم جز خودم و خدا.تازه دارم آروم میشم و خیالم راحت میشه از آینده از اینکه خدای مهربونم من بالاتر از هرچیزیه و احساسی وصف نشدنی دارم..خدارو شکر میکنم ب اندازه ی بزرگی خودش و بی نهایت از استاد عزیزم سپاسگزارم و از خدا براش سلامتی و سعادتمندی بیش از بیش رو میخام..خدایا شکرت تونستم پا رو شیطان درونم بزارم و پیشرفت کنم و این پیشرفت ادامه داره..تازه اول راهمم ..خدایا شکرت😍😍😍🥲🥲🥲🌹🌹🌹❤️❤️❤️
سلام به خدای زیباو دوست داشتنی
سلام به استاد عزیز و دوستان هم فرکانسی
شکر میکنم خدا رو برای این فایل عالی و پراز اگاهی
بچه ها ببخشین اگه کامنتم طولانی میشه نمیدونستم بنویسم یا نه ولی نوشتم
من بچه اخری هستم توخونواده امون
و همه توجه ها و محبتها روی من بود و بابام همه جوره هوامو داشتن خیلی لوس بودم
و هیچ مسئولیتی بهم داده نمیشد و بقیه زحمتارو میکشیدن😟
گدشت و گذشت تا موقعی که مامانم سکته کردن بازم اونجا سنم اونقدی نبود 3راهنمائ بودم و نا اگاه نسبت به همه چی
ما8 تاخواهریم و متعاقبا کمترین مسئولیت ها با من بود
از اون موقع توجه ها بهم کم شد حالم گرفته و سرخورده شدم ناراحت از مریضی مامانم
قبل اون اتفاق منو دو تا از خواهرام با مامانم مشاجره داشتیم که چرا وقت کمی برامون میزارن و مامانم خیلی ناراحت شدن وقتی سکته کردن خودمو مقصر میدونستم که چرا باهاشون دعواکردم شاید ما بودیم که حالشونو ید کردیم .
8 سال مامانم مریص بودن و براشون سخت بودهم از لحاظ روحی و هم جسمی نمیتونستن راه برن و چیزی بردارن کسی که هیچ وقت کمک نخواست الان اینقد ضعیف ناتوان ومحتاج خیلی ناراحت بودن از اینکه زحمتی باشن برای بچه ها و همسرشون.
این احساس بد همراهم بود تا زمانی که بعدچندسال رفتم اردو که خیلی خوش گذشته بود بهم و وقتی اومدم خونمونو دیدم مامانم اصلا خوب نیستن نرفتم جلو اصلا،از ترس از دست دادنشون
خالم گفتن بیا پیششون ولی جرات روبزو شدن باهاشونو نداشتم با اینکه دیگه متوجه نمیشدن اطراف چی میگذره ولی ما همیشه گرم باهاشون صحبت میکردیم و متاسفانه اونروز نرفتم پیششون و بعلشون کنم و خداحافظی کنم این حالمو بدتر میکرد و احساس گناه اینکه چرا رفتم اردو ؟ چرا بهم خوش گذشت ؟چرا نرفتم پیششون؟چقد بیمعرفتم من😣
و مدام توسالهای بعدش این افکار و فکرهایی مثل چرا بیشتر پیششون نبودم چرا بیشتر بغلشون نکردم چرا بیشتر نخندونمشون چرا لذت نبزدم از کنار هم بودنمون و اینا تو روح و جسمم تاثیر گداشته بود همیشه عصبانی ناراضی طلبکار و … و بابام همیشه میگفتن گذشته رو رها کن از بودن کسایی که پیشتونی لذت ببر تاهستن
اینو متوجه نشدم نشدم تا اینکه بابامم یکدفعه ای از پیشمون رفتن من اونموقع باردار بودم و روزهای ناخوشایندی رو میگذروندم و دوباره احساس گناه مثل خوره افتاد به جونم ،دنیایی از چرا و مقصر بودنها خوره شد حالو احوالمو بدتر میکرد و گذشت و گذشت و الان
خداروشکر میکنم که خدا هدایتم کرد و تو مسیری قرار گرفتم که حالمو بهتر کنم
خداروشکر که همسرم قبل من با استاد بصورت جدیتر اشناشدن و منو راهنمایی کردن تا منم جدیتر روی خودم و احوالاتم کار کنم
خداروشکر میکنم که این احساس گناه خیلی خیلی کمتر شده در وجودم و کمتر فکر میکنم بهشون و انشاا.. به کل از بین ببرمشون تا بیشتر لذت ببرم کنار کسایی که دوستشون دارم و زندگیمو قشنگتر کردن
خداروشکر که اینروزا وقتم بیشتر تو سایت استاد و شناختن خودم
🌷خداروشکر خداروشکر خداروشکر🌷
خدارو سپاسگزارم که روزی من از خداوند خواستم که توی این شرایط الانم باشم و خداوند خیلی زیبا برای من چید و همیشه بهترین چیدمان ها رو برای من انجام میدم که من به تک تک خواسته هام برسم ازت ممنونم
من امروز فهمیدم که یکی از پاشنه های آشیلم احساس قربانی شدن هست و باید روش کار کنم و اونقدر این باور در من نهادینه شده و من نمیتونم ببینمش که تا الان گول ظاهری و قانع کردنش رو میخوردم و همیشه روش سرپوش میذاشتم و بااااورممم نمیشه که این همه این احساس رو داشتم و چه نتایج بد و نا خواسته هایی رو برام به وجود اورده در واقع همه ناخواسته هایی که این مدت من درگیرش بودم حاصل داشتن این باوره از خداوند بزرگگ بسیاااااار سپاسگزااارم که منو هدایت کرده و من متوجه این نقطه ضعفم شدم
رفتارو پدر و مادرم
دوستام
پارتنر احساسیم
مربیم
و همه اینا از این باور بوده و من متوجه نمیشدم و فقط میخواستم که از این ادما جدا شم ولی نمیدونستم که چیزی که باید اول جدا کنم از خودم این احساس گناهه است..
تا اینکه من هدایت شدم و یادگرفتم که اول این رفتار ها و ادم ها نتیجه فرکانس خودمهه و باید اروم باشم و ریشه این رو پیدا کنممممم که به لطف خداوند متوجهش شدم چند دقیقه دیش با خوندن یکی از کامنت های دوست های خوبم و تیکه های پازل رو چسبوندم بهم و به خوبی فهمیدم و درکش کردم
از خدا هدایت میخوام که همواره منو به این مسیر راست مسیری که به انها نعمت میدهم هدایت کنه
خداروشکر که به این سایت هدایتم شدم
خداروشکر که استاد رو میشناسم و قبولشون دارم و به حرفاشون ایمان دارم و عمل میکنم به حرفاشون
چون که خداوند منو هدایت کرده به این مسیر ❤️❤️❤️❤️❤️❤️
سلام به استاد عزیزم سلام به مریم جونم و سلام به همه دوستام
چقدر این خدایی که در این سایت شناختم دوست داشتنی چقدر این خدا عادل هست که زندگیمونو دست خودمون گذاشته میگه هر فکری داری هر نیتی داری بازتابش تو زندگیت میاد چقدر این جمله قدرتمندکننده هست که اگر در مدار درستی باشیم هیچ کس به ما نمیتونه صدمه بزنه.
استاد واقعا به معنای کلمه یکتاپرستی در فایل ها و این سایت داره بیداد میکنه کاش معنای شرک رو از اول بهمون دقیق توضیح میدادن بازم خداروشکر جاهل از این دنیا نمیرم فهمیدم که دنیا حساب و کتاب داره خدا عادل ترین هست قرار نیست اگر کسی شرایط خوبی نداره تا آخر عمر در این شرایط باقی بمونه قرار نیست دیگران از ما به خدا نزدیکتر باشن و واسطه بشن بین ما و خداوند دیگه خدا برام یه چیز دور تو آسمون ها نیست که من چون گنه کارم لایق نیستم صداش کنم این خدا آنقدر مهربون و بخشنده هست آنقدر بنده هاشو دوست داره که اونها رو خلیفه خودش در روی زمین قرار داده خدای من این حجم از مهربونی و بخششت غیرقابل وصف هست استاد از خدا میخوام هر روز بیشتر از روز قبل در وجودم حسش کنم باهاش رفیق شم و در وجودم تمام زندگیمو بسپارم به خودش به معنای واقعی کلمه این جمله رو که خدا از رگ گردن به بنده هاش نزدیکتر هست درک کنم.
وای چقدر این تیکه فایل که در خصوص حق الماس گفتین معرکه هست چقدر خوب هست که بدونیم اصلا قربانی شدنی وجود نداره خودمون، خودمونو قربانی می کنیم چه حس خوبی.
همگی در پناه این خدای مهربون و بخشنده موفق باشید.
سلام بر استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و خانواده بزرگ و صمیمی عباس منش
روز شمار زندگی من فصل اول
روز دوم
مورد ظلم قرار گرفتن
چند روز پیش این فایل رو دیده بودم و فکر میکردم کامنت گذاشتم😅😅
چونکه تعهد دادم بخودم روز شمار زندگی رو از اول دوباره با دقت بیشتری برم جلو برای همین اومدم دوباره اومدم امشب این فایل رو دیدم
چقدر قانون زیبایی داره خداوند هر دعای خیری برای هر کسی بکنیم به خودمون برمیگرده این یعنی تمرکز بر خواسته و نتیجه رسیدن به خواسته است
این نشون میده جهان سیستمی عمل میکنه و هیچ استثنایی ندارد برای هیچ کس ندارد
ما برای کسی نمی توانیم کاری کنیم و هر کسی نتیجه اعمال خودش رو میبینه (فرکانسی که ارسال شده)
چقدر همه چی تو قرآن واضح است برای کسانی که دنبال اصل هستند و دنبال حاشیه نمیرن
چقدر زیبا میگه قرآن که هرکسی خودش طلب آمرزش کنه خداوند رو تواب میبینه و مورد آمرزش خداوند قرار میگیرد( او آمرزنده مهربان است )
چقدر زیباست میگه اگه اشتباهی کردی توبه کن یعنی از مدار نادرست خارج شو خداوند تو را می بخشه و هدایتت میکنه
قبلآ فکر میکردم میتونم به کسی ضربه بزنیم یا اونو بحساب خودم مورد ظلم قرار بدم و الان میفهمم که همش داشتم به خودم ظلم میکردم😅😂
تو هر مداری باشم نتایجی هم سنگ با همون مدار میاد تو زندگیم
تنها من خودم هستم که با باورهایم به دیگران قدرت میدم به من ظلم کنن یا نه
الان میفهمم دلیل تجربیاتی نادلخواهی که داشتم همش خودم بودم و باورهایم
خیلی عالیه که فقط تا تغییر باورهایم و قرار گرفتن تو مدار درست خیلی عالی جهان منو هدایت میکنه به مسیر درست
چقدر زیبا میگه خدا که اگه مورد ظلم واقع شدی نباید قبول کنی و باید از اونجا که بهت ظلم میشه بری( مهاجرت کن )و اجازه نده بهت ظلم بشه چون کسی که ایمان داره حرکت میکنه و اجازه نمیده کسی بهش ظلم کنه
خدایا شکرت برای این قوانین عالی وزیبا
اینا همش نشونه عدل خداونده ❤️
شاد و پیروز باشید 🌷🌷
برگ دوم سفرنامه.
استاد این فایل فوق العاده ست چقد دیدگاه های خوبی رو از دل قرآن میشه فهمید و چقد خداوند واضح و آشکار باما صحبت کرده، خداروشکر واقعا…
چندوقت پیش یکی از دوستانم راجع به اتفاقات اخیر ایران یه سری حرفارو زده بود که با گوش کردن این فایل به یاد آوردم( وچقد میشه راجع به این مسئله صحبت کرد اما به قول قرآن اونا متوجه نیستند.) و اونم این بود که گویا رئیس جمهور آمریکا آقای جو بایدِن گفتن که “ما از مردم ایران حمایت میکنیم” و این دوستم میگفت آمریکا که داروها برای ایران تحریم کرده حالا میخواد کمکش کنه؟؟! یااینکه گفته بود: آیا آمریکا، افغانستان رو به سوئیس تبدیل کرد که حالا بخواد ایران رو تغییر بده؟!!؟
استاد شما تو فایل “ما از تغییر دیگران ناتوانیم”راجع به افغانستان خیلی عالی صحبت کردید که من بااون فایل، یه سری داستان هارو متوجه شدم چون کلا آدم سیاسی ای نبودمو نیستم توو این داستانا…
واقعا بااین فایل به فکر افتادم که چرا واقعا یه عده ی زیادی ازمردم منتظرن یه کس دیگه ای براشون کاری انجام بده؟! یا اصلا چرا باید انتظار داشته باشیم که اونا به ما کمک کنن؟! چرا هیچوقت هیچکس نتونسته اینطوری فک کنه که آقاجان اوکی به ما دارو نمیدن خب خودمون دنبال چاره باشیم خودمون اون داروها رو تولید کنیم، یااینطوری فک کنیم که اصلا اونا دارن به ما خدمت میکنن چون باعث میشن به فکر بیفتیم که خودمون برای خودمون یه کاری بکنیم! چرا فک میکنیم که آمریکا قدرت اینو داره که افغانستان رو تغییر بده؟؟! چرا اینقد قدرت میدیم به عوامل بیرونی!؟ وهمین قدرت دادنه و باور به اینکه اونا قدرت اینو دارن که مارو تحریم کنن یامارو تغییر بدن باعث شده هیچوقت به راه حلش فک نکنن و همه چی رو وابسته به عوامل بیرونی بدونن! و اینا همش شرکِ، همش قدرت دادن به عوامل دیگه ست… و خداوند گفته من توبه پذیرم من بخشنده م و تنها یه چیز رو نمی بخشم واونم شرکِ… به هر طریقی به هرچیزی قدرت بدی یعنی داری شرک میورزی و نتیجه ش هم مشخص میشه…
خداروشکر که تو مدار شنیدن این صحبت ها هستم ودارم سعی میکنم بهتر و بیشتر قوانین بدون تغییر خداوند رو درک کنم…
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم و خانم شایسته نازنین
روز دوم سفرنامه رو با توکل به خدای مهربان آغاز میکنم.
اول کامنتم میخوام دوتا نتیجه عالی که امروز وارد زندگیم شد رو بنویسم تا این ردپا قوت قلبی برای خودم باشه که این مسیر رو با قدرت ادامه بدم تا این نشانه ها بزرگ و بزرگتر بشن.
دیدن این دو فایل اول سفرنامه که موضوع اصلیش عزت نفس بود باعث شد من دوره ای با موضوع عزت نفس هدیه بگیرم که حدود یک میلیون و دویست هزار تومان قیمتشه(هرچند خیلی دوست دارم محصول عزت نفس استاد رو تهیه کنم ولی فعلا برام مقدور نیست)دومین نشانه و نتیجه ای که گرفتم هم این بود امروز خیلی پول لازم بودم و نمیدونم از کجا ولی دوتا واریزی ۲۵۰ هزارتومانی داشتم که واقعا خیلی به موقع برام واریز شد و نمیدونم از کجا اومد و مهم هم نیست برام چون من از خدا خواستم و وارد زندگیم شد الهی شکرت.
اما فایل دوم سفرنامه ظلم به خود:
راستش من از بچگی خیلی برام سوال بود چرا ما باید از یکی دیگه بخوایم که برامون دعا کنه چرا ما باید از یکی دیگه بخوایم که اون از خدا برامون طلب آمرزش کنه و همیشه که خانواده توی مراسمات مذهبی به زور میبردنم همش غرق تماشای ملتی بودم که با ناله و زاری داشتن به درگاه خدا دعا میکردن و این رفتارا خیلی برام عجیب بود و هیچکس هم نتونست جواب درست و حسابی و منطقی و عقلی بهم بده تا ۹۰۰ روز پیش که وارد سایت شدم و دارم آرام آرام جواب سوالاتم رو میگیرم مثل همین فایل.
من یه خواهر کوچیکتر از خودم دارم بچه که بودیم اون همیشه گریه میکرد و مادرم برای اینکه گریه اش کمتر بشه اون رو میبرد پیش یک بنده خدایی که سید صداش میکردن و خیلی همه مردم بهش اعتقاد داشتن(و البته هنوزم هست و هنوزم مردم باورش دارن!!) که این آدم پاکی هست و دعاش میگیره و اونم دعا ها رو روی کاغذ می نوشت و میداد دست مردم که یا توی آب بزنن و بخورن یا زیر فرششون بزارن و …خلاصه برای خواهرم دعا کرد و گفت داخل آب بریزید و بدید بچه بخوره و مادرم هم آب رو به خورد خواهرم داد و گریه بچه هیچ تغییری نکرد بعد من به مادرم گفتم پس چرا آبجی گریه اش بند نیومد و مادرم هیچ جوابی نداشت بهم بده و من همش می پرسیدم اون آقا کیه چرا ما نمیتونیم خودمون دعا کنیم که گریه آبجی بند بیاد که در جوابم میگفتن اون آدم پاکیه و ما گناهکاریم و منم اونقدر ناراحت میشدم و یادمه از بچگی بخاطر این باور غلط که ما گناهکاریم و بقیه باید برامون دعا کنن هرجا میدیدم به کسی احترام می ذارن و میگن آدم خوبیه من ناخودآگاه به اون آدم حسودی میکردم و خودم رو در مقابلش خوار و ضعیف میدیدم و حالا با این فایل ها با درک این آیات زیبا با درک قوانین میفهمم که واقعا ما با این باورها چه ظلم بزرگی در حق خودمون کردیم.
چقدر این عزت نفس مهمه چقدر من میتونستم بجای حسادت به آدما به جای متنفر بودن از آدما بهشون عشق بدم دوستشون داشته باشم خودم رو نمیگم برتر حداقل هم سطح اونا ببینم تا احساس بهتری داشته باشم در یک کلام چقدر میتونستم با خودم در صلح باشم که نتیجه اش بشه عشق بیشتر به دیگران و موفقیت بیشتر خودم…
استاد در توضیحات فایل عزت نفس نوشتن پسرم از من پرسید دلیل موفقیتت چیه و من بدون درنگ جواب دادم《عزت نفس》 اولین باری که این متن رو خوندم چیزی ازش نفهمیدم چون اصلا نمیدونستم عزت نفس چیه و داشتنش چطور میتونه باعث موفقیت افراد بشه اما بعد از این هدایتی که داستانش رو در فایل اول روزشمار تحول زندگی من نوشتم کم کم دارم میفهمم…
من الان مثل بچه ای میمونم که میبینه همه دارن با پاهاشون راه میرن،میدون و به خودش نگاه میکنه میبینه منم که پا دارم پس چرا نمیتونم مثل اونا راه برم اما قانون رو نمی دونه نمی دونه که اول باید سینه خیز بره بعد چهاردست و پا بعد تازه وایسه رو پاهاشو و حفظ تعادل کنه بعدش تاتی تاتی کنه بعدش میتونه راه بره و بدوه من نخواستم سینه خیز برم من نخواستم تاتی تاتی کنم من فقط میخواستم بدوم و دویدم و با کله خوردم زمین…
یک سال پیش دوره روانشناسی ثروت یک رو خریدم خیلی هم خوشحال بودم که دیگه میلیاردر شدم و همه چی اوکیه(رفتم سراغ دویدن) خدایی هم نتایج خوبی گرفتم نتایجی که تا اون سطح مدارم آرزوشون رو داشتم و به تک تک شون رسیدم اما چند قدم بیشتر نتونستم بدوم و با مخ خوردم زمین هرکاری میکردم نتایج بزرگتر نمیشد دیگه کلافه شده بودم تا اینکه تصمیم گرفتم فعلا دوره روانشناسی ثروت یک رو بزارم کنار (توی فایل گفتگوی استاد با دوستان آزاده گفت من هرسه تا دوره روانشناسی رو دارم ولی هنوز نتونستم از دوره روانشناسی ثروت یک بالاتر برم چون اون خیلی برام زیاده حالا میبینم راست میگه من اونقدر عزت نفسم جای کار داره که واقعا روانشناسی ثروت یک خیلی برام بزرگه)و بیام عیب یابی کنم که هدایت شدم به دوره روزشمار تحول زندگی من(داستان کامل هدایتم به این سفرنامه رو در کامنت اولین روز سفرم نوشتم) و امشب فهمیدم من بدون اینکه تاتی تاتی کنم خواستم بپرم بدوم و با همین دوتا فایل فهمیدم عزت نفس من خیلی خیلی داغونه من چطور از خودم انتظار داشتم نتایج بزرگ وارد زندگی ام بشن وقتی هنوز اینقدر عزت نفس پایینی دارم براستی که داشتم به خودم ظلم میکردم….
من یک مثال واضح دارم از خودم درباره سوره نسا آیه ۹۷ چند سال پیش من در یک بیمارستان مشغول به کار بودم و یادمه اون اوایلی بود که تازه عضو سایت شده بودم و داشتم با شور و شوق عجیبی رو خودم کار میکردم حقوق ما خیلی پایین بود و هر روز همکارام غر میزدن و رئیس بیمارستان رو نفرین میکردن و میگفتن آره این فلان فلان شده حق ما رو خورده خدا فلانش بکنه و خدا بهمانش بکنه و خلاصه هرروز آه و نفرین و …جالبه خودشون هرروز با این اه و ناله و نفرین ها بیشتر غرق در مشکلات میشدن و اون بنده خدا هم هرروز شاداب تر وارد محل کار میشد من که حسابی روی خودم کار میکردم همش داد میزدم بابا بخدا اون کاره ای نیست اگه ما ایمان داریم باید بریم یه جای بهتر دنبال کار بگردیم و اونا هم میگفتن برو بابا الان کار کجا بود پارتی نداریم و…خلاصه من گفتم من میرم و یه جای دیگه درخواست کار میدم شما هم همین جا به کارتون ادامه بدین و نتیجه این شد الان من دارم توی یه بیمارستان دیگه ای کار میکنم که دو برابر جای قبلی حقوق میگیرم و ۴ روز هم نسبت به جای قبلی کمتر کار میکنم و خداروشکر میکنم بخاطر قوانین بدون تغییرش که هروقت آدم عمل میکنه همون لحظه نتیجه اش میاد.
سپاسگزارم استاد عزیزم بابت این فایل زیبا که کلی درک و آگاهی به من داد.
سپاسگزارم خانم شایسته که با این ترتیب دادن این روزشمار کمک کردین من تاتی تاتی کردن رو یاد بگیرم🤗
سپاسگزارم از خدای خودم که همیشه و در همه حال منو هدایت میکنه❤❤❤
سلام آقای فرهنگیان عزیز
سپاسگذارم بابت دیدگاهتون که باعث قوت قلب من هم شدین.مخصوصا این قسمت از کامنتتون…
الان مثل بچه ای میمونم که میبینه همه دارن با پاهاشون راه میرن،میدون و به خودش نگاه میکنه میبینه منم که پا دارم پس چرا نمیتونم مثل اونا راه برم اما قانون رو نمی دونه نمی دونه که اول باید سینه خیز بره بعد چهاردست و پا بعد تازه وایسه رو پاهاشو و حفظ تعادل کنه بعدش تاتی تاتی کنه بعدش میتونه راه بره و بدوه من نخواستم سینه خیز برم من نخواستم تاتی تاتی کنم من فقط میخواستم بدوم و دویدم و با کله خوردم زمین.
زمانی که با استاد اشنا شدم اولویت رو فایلهای ثروتساز قرار دادم ولی بعد از مدتی متوجه شدم که دارم اشتباه میکنم و به قول شما من هنوز مثل بچه ای هستم که اول سینه خیز رفتن رو باید یاد بگیره تا بعد برسه به دویدن.فکر میکردم که چقدر خوب میشد که میتونستم روانشانسی ثروت رو داشته باشم قطعا نتایج بزرگی میگرفتم. ولی وقتی شما گفتید محصول ثروت رو دارید ولی هنوز تکاملتون رو طی نکردید تا از محصولات نتیجه بگیرید فهمیدم که صرفا داشتن محصول ثروت نتیجه نمیده هرچند اینو میدونستم ولی عمیقا باور نداشتم.من هم چند روزی هست که باهدایت خداوند تصمیمم گرفتم که از فایلهای سفرنامه شروع کنم و از صفر صفر از سینه خیز رفتن شروع کنم و عجله نکنم و کامنت شما مهر تاییدی شد به درستی مسیرم .در پناه الله یکتا شاد و خوشبخت باشید دوست هم فرکانسی.
سلام به استاد عزیز و دوستان همفرکانسی
من هدایت شدم که در کنار اینکه دارم روی فراوانی بیششتر از قبل کار میکنم در کنارش بیام و این سفرنامه رو بار دیگه استارت بزنم و چون قبلن ازش نتیجه گرفتم میدونم اینبار نتایجم بزرگترم خواهد بود.
قبل از شروع این قسمت دقیقا یک اتفاق ناگواری برای من افتاد من رفته بودم جای همیشگیم که غروب آفتاب رو ببینم و غریبه ای بود و اتفاقات فوقالعاده ناخوشایند بعدش که خداروشکر چیز بدتری برام اتفاق نیافتاد
و من فهمیدم که الان وقت کنترل ذهنه وقت اینه که نشون بدم به خودم جهان جهان فرکانسه. اگر من بخوام برم بیافتم دنبال اون شخص و پلیس و شکایت بازی و اینا رو راه بندازم و بگم من دارم انتقام اون رفتار زننده رو میگیرم
بر طبق قانون و همین گفته های این فایل من دارم به خودم ظلم بیشتری میکنم چون توی تمام مدتی که دارم این کاررا رو میکنم تمرکزم رو اینه که چرا اونطور شد چرا گزاشتم چرا اون اون کارا رو کرد چیکار کنم که ثابت کنم و … از این دست افکار و شاید برای اون زمان این موضوعات حل بشه و طرفم بگیرن و یه گوش مالی حسابیش بدن اما برای من دوباره اون اتفاقات توی آینده تکرار میشه چون از قبل فرکانسش رو فرستادم.
و همین یعنی ظلم به خود . و دقیقا موضوعات همین فایل.من سعی کردم از دیشب تا الان به عناوین مختلف حواسم رو پرت کنم از جریانات پیش اومده و خداروشکر تا الان موفق بودم
نمیگم الان کامل از ذهنم پاک شده رفته . نه کاش پاک میشد واقعا ولی نکته مثبتش اینه که حداقل کار واقدام عملی اشتباهی انجام ندادم که بیشتر به ضررم باشه
ذهنم میگفت باید جلوشو بگیری با کس دیگه ای این کارو نکنه .باید درس درست و حسابی بهش بدی که یاد بگیره از این غلطا دیگه نکنه ولی من با خودم که فکر میکردم و به وضوعات این فایل هم رو در کنارش میزاشتم میبینم که من واقعا نمیتونم هیچ تاثیری بزارم روی هیچ چیزی از اون فرد و قطعا آدمی که این مدلیه خودش بزرگترین عذاب برای خودشهُ چون تمام اون رفتارها نشون دهنده ی بیماری های روحی بود که به نظرم بدترین نوع بیماری جهان و همون برای این فرد بسه نیازی نیست من خودمو درگیر و غرق اون موضوعات بکنم.
خلاصه که من برای این فایل درس خیلی بزرگی از جهان گرفتم . درس بزرگ و سخت ولی الان دقیقا عین فولاد آب دیده دارم میشم انگار
دارم بزرگتر میشم و خودم رو آماده میکنم برای مراحل بعدیم:))))
مراحل بعدیم چیان؟
تحقق خواسته های امسالم به طور کامل. استاد من ماه فروردین نوشتم ۳ ماهه ی آخر سال درآمد بشه ۶ملیون و ۵۰۰ و من تونستم توی ماه آبان به درآمد ۷ ملیونی برسم از توانایی های خودم.
وقتی نشستم و هدف گزاری جدیدم رو نوشتم و خواستم که درآمد ماه های بعدیم بشه ۸.۵۰۰ و۱۰ ملیون یکهو کاری که داشتم انجام میدادم تعطیل شد یه سری از وسایلم هم گم شد ان موقع ها یکم به خودم ظالم کردم که از خدا میخوام ببخشه من رو چون اون موقع تا این حد آگاه نبودم که چه ظلمی دارم به خودم میکنم.
اما الان میخوام به تحقق این درآمد در ماه آیندم فکر کنم تصویر سازی کنم برای خودم که چه قدر اتفاقات مثبتیبرام میافته و قطعا به راحتی به این درآمد ها هم میرسم همونطوری که قبلن آرزوم بود حسابم مبلغ ۵ ملیون رو به خودش ببنه و الان بیشتر از این مبلغ رو هم به خودش دیده پس به اینام میرسم
من قبلن بارها و بارها این فایل رو گوش دادم ولی دیشب واقعا انگار تا الان گوش نداده بودم به این موضوعات.موقع گوش دادن به این فایل یک چیزی درونم تکرار میکرد که ببین حتی اگر در مورد اون ناخواستت هم که داری با دیگران صحبت میکنی یعنی داری به خودت ظلم میکنی. اگر داری به ناخواسته هات فکر میکنی و نگرانی در مورد هر موضوعی توی زندگیت این یعنی بازم داری به خودت ظلم میکنی.اگر دروغی میگی داری به خودت ظلم میکنی .اگر میترسی از اینکه یه موضوعی بتونه به تو آسیب بزنه(مثلن همین قطعی اینترنت چون کار من با اینترنته )تو داری به خودت ظلم میکنی خدا راه گشای توعه اگر که نترسی.
اگر صبح به صبح نشینی وفرکانست رو تنظیم نکنی تو بازم به خودت داری ظلم میکنی چون تا آخرشب همینطور افکار منفی به سمتت هجوم میاره. اگر که توی کارت مهارت هات رو نبری بالاتر بازم داری به خودت ظلم میکنی چون در نهایت تا یک حدی بیشتر پیشرفت نمیکنی.
اگر کسی رو قضاوت میکنی و بهش میگی تو فلن جوری وچرا اینطوری داری به خودت ظلم میکنی چون دقیقا بازم از همون رفتار و یا همون اتفاق رو دوباره و دوباره میبینی.
من نمیخوام خودم به خودم ظلم کنم پس باید چیکار کنم؟
مهارت های داخل کارم رو ببرم بالاتر بشینم و مثل هرشب تمریناتم رو با حس بهتری انجام بدم با این باور که شاید کس دیگه ای چیزی نبینه و ندونه ولی جهان و خداوند داره میبینه و اونان که به من پاداش میدن پاداش ها بزرگتر
باید صبح ها بشینم و فرکانسم رو تنظیم کنم با داخل سایت بودن اونم در این زمان و این اتفاقات ایران مخصوصا
باید نگرانی رو از خودم دور کنم و ذهنم رو آرام کنم چه طوری؟ با این باور که اگر قبلن شده بازم میشه بهتر و بزرگتر از قبل حتی
خدایاشکرت همیشه کامنت نوشتن ذهنم رو و هم مطالبی که یاد گرفتم رو درکش رو عمیق تر میکنه برام