«ظلم به خود» از دیدگاه قرآن - صفحه 54 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری «ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
    472MB
    41 دقیقه
  • فایل صوتی «ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
    38MB
    41 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1977 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2954 روز

    , سلام…

    ادامه مطلب

    هیچ کسی قدرت تغییر سرنوشت کسی رو نداره همونطور که در ایه ها گفته شد اون ها نمی شنوند و ما مهر بر قلبهاشون زدیم.. و اینکه فکر کنیم یک افراد خاصی میتونن برای دیگران استغفار کنن این دروغ است… یا اینکه یک فرد خاصی میتونه منجی زندگی دیگران باشه این امکان نداره.. بماند که الان خیلی از مردم منتظرن رییس جمهوری چیزی عوض بشه تا اینا زندگیشون عوض شه.. سال هاس که منتظرن !!!!میگه پیامبر خواست استغفار کنه خدا بهش گفت هر گز نمیشه.. اون شخص باید از خود من درخواست کنه و با رفتارش نشون بده که طلب بخشش کرده …. کسی که باور داشته باشه میتونه زندگیش رو تغییر بده اون به مسیر درست هدایت میشه.. نیازی نیست ما بریم منجی دیگران بشیم.

    حایلی هست بین پیامبر و مشرکان که با چشم دیده نمیشه بلکه با قلب درک میشه… پیامبر اگر پیامبر شد به خاطر رفتار درستش بود .. به خاطر امانت داریش بود.. به خاطر پاکی ودرستیش بود نه اینکه نظر کردس !!! نه اصلا.. به خاطر عمل خودش به اون جایگاه رسید پس هر کسی دیگه هم اگر اونجوری باور کنه و همونجورم عمل کنه اونم میتونه به اون جایگاه برسه… و با قلبش اون اگاهی ها رو و الهامات رو دریافت کنه… این نیست که ما بگیم الهامات برای یک فرد خاص هست.. نه این درست نیست.. بلکه هر کسی قلبش رو از زنگارهای الوده پاک کنه صدای خداوند رو میشنوه میفهمتش درکش میکنه فقط نیاز داره به تکامل فکری و فرکانسی و باوری .. نیاز داره به خالص شدن و پیور شدن… پس اصلا نمیشه اونا رو تغییر داد چون مهر بر قلب هاشون خورده….

    ادامه دارد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2954 روز

    سلام

    ادامه مطلب

    واقعا برای خودم متاسفم فکر میکردم لحظه ی قبض روح از من میپرسن اسم ائمه چیه یا نماز خوندی یا نخوندی ؟؟ ،😐😄

    ولی ایه اومده گفته :

    در زمین چگونه زیستید ؟؟

    ایا از تونستی لذت ببری از زندیگت ؟؟

    ایا تونستی خوشبخت بباشی؟

    رفتی سراغ علایقت ؟؟

    عهدت رو فراموش کردی؟؟

    مگ قبل از تولت با خدای خودت عهد نکردی من میرم سراغ عشق و علاقم تو هم حماییتم کن؟؟

    خود خدا داره میگه :

    اون لحظه ی پایانی شیطان داره دست رد میزنه به سینتون … داره میگه ولم کنیدبابا یکی باید به داد خودم برسه من نمیتونم به داد شما برسم.. خیلی بیخود کردید که به نجواهای من گوش دادید و ترسیدید و خار و زبون بودید !!

    مثال:

    توی یک اداره ای کارمند داره کار میکنه به جای اینکه کار خودش رو با عشق انجام بده و درست باشه کارش و کارش رو به بهترین نحو ممکن انجام بده همش پاچه خواری رییس رو میکنه !!! و از زیر کار در میره یا با مربا و عسل دادن کار خودش رو راه میندازه و افتخارم میکنن به این رفتارشون چون باورشون اینه مملکت خرابه همه چی پارتی بازیه

    ولی اینجا میگه چرا ترسیدی .. چرا گذاشتی تو اداره بزنن تو سزت ؟؟ اگه دوس نداری کارت رو ازونجا بیا بیزون!!!شماکارت رو درست و پاک انجام بده … التماس نکن.. باج نده.. تو سری خور نباش.. بر خدا توکل کن یه کار بهتر جور میشه برات ..

    میدونی ادم یادش میره .. زود فراموش میکنه !!!

    باور عوامل بیرونی خیلی زود باعث میشه یادت بره و از مسیر درست منحرف شی !!!

    این باوری کع میگه هیچی دست تو نیست .. و چازه ای نداری مجبوری همینی که هست.. ملت نون ندارن بخورن همه بدبختن بشین صداتم در نیاد تا این لقمه نونی هم که داری از دست ندی !!! این باوره که منجر میشه همش در ترس و نگرانی و بی ایمانی و خواری زندگی کنی !!! ادم خیلی زود به خاطر چرت و پرتای بقیه از مسیر خارج میشه.. وانگشت اتهام رو میبره سمت دولت و ووووو فلان !!!

    یادش میره که باید ایمان داشته باشه و بر ترسش غلبه کنه !!! اروم اروم خودش رو فراموش میکنه !!!

    این باور خیلی زود باعث میشه به جای تسلیم بودن در برابر تنها فرمانروای جهان هستی که از شنیده ها و دیده ها و رفتارهای دیگران در تو شکل میگیره باعث میشه دستت رو جلوی دیگران دراز کنی و عزت و شرفت رو نابود کنی !!! چون باورت اینه یک سری ادم ها هستن که میتونن دستت رو بگیرن !!! یا به یه شکل دیگه …یه سری ادمها نمیذارن تو رشد کنی و ممنکه بزننت زمین اگر بری اون بالا پس در ترس زندگی میکنی…

    کلا قاعده ی ترس در اکثر مردم یکسانه..

    ترس از چشم زخم

    ترس از تنهایی

    ترس از بی پولی

    ترس از حرف مردم

    ترس از طرد شدن

    ترس از توهین شنیدن

    ترس از تهمت شنیدن و انگ شنیدن

    وووووووو

    که ناشی از باورهاس..

    یعنی میشه اینجوری گفت که باور عموم مردم یکسانه ….عموم مردم به یک چیز یکسان باور دارن ..

    مثلا اگر بحث حرف مردمه عموم مردم از حرف مردم میترسن !!!

    اگر بحث چشم زخمه عموم مردم به چشم زخم باور دارن….

    ووووو

    میشه کورکورانه زندگی کردن و متعصبانه زندگی کردن ….

    یعنی در واقع اقلیت جامعه طرز فکر و باور و دیدگاه متفاوتی نسبت به اکثریت جامعه دارن پس نتیجه ی متفاوتی میگیرن ..

    ادم خیلی زود یادش میره ..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    پیمان و سامان گفته:
    مدت عضویت: 2033 روز

    به نام خداوند هدایتگر و بخشنده روزی رسان

    سلام خدمت استاد توحیدی عزیزم آقای عباسمنش

    و هم چنین خدمت خانم شایسته عزیز که زحمت گذاشتن آگاهی های استاد روی سایت را میکشند

    خدا را بسیار سپاسگزارم که در مداری هستم که این

    آگاهی هارو دریافت میکنم البته اندازه ظرف وجودیم آگاهی دریافت میکنم مطمئنن مدارمون که بالاتر می‌ره و بعداً این فایل رو گوش کنیم چیزای بیشتری یاد میگیریم

    میخام آگاهی های این جلسه رو به زندگی خودم ربط بدم و مثال عینی از خودم بزنم ما خالق زندگی خودمون هستیم و کسی نمیتونه ما رو خوشبخت یا بدبخت کنه در واقع کسی این توانایی رو نداره مگه اینکه ما باور داشته باشیم که این توانایی رو دارند من یادمه زمانی که مدرسه بودم جز بچه های زرنگ مدرسه بودم اما بنا به دلایلی من سال اول کنکور قبول نشدم و پشت کنکور موندم و یکی از رفیق هام یک شهر دیگه بود و اونم قبول نشده بود و می‌خواست دوباره بخونه او از من خواست که به شهر اونا برم و با هم درس بخوانیم و گفت که من یک اتاق جدا گرفتم و کلی کتاب گرفتم و با هم می‌خوانیم و میترکونیم منم وسوسه شدم هر چند خانواده راضی نبودن ولی بالاخره رفتم اوایل خیلی خوب بود و خوب میخوندیم ولی هر چی پیش رفت این رفیقم به حاشیه رفت و کار هایی میکرد که منم نتونم درس بخونم(اینجا ها بود که مادرم بهم گفت برگرد و اونجا نمون دست خدا بود مادرم ولی حرفشو گوش نکردم)

    خلاصه هر چی بیشتر گذشت ما از درس فاصله گرفتیم و اون سالم قبول نشدیم هر چند توی این مدت اتفاقات بیشتری افتاد منتهی من نمیخام توضیح بدم که از بحث اصلیمون دور نشم

    یادم میاد موقعی که جواب کنکور اومد و ما قبول نشدیم همین رفیقم زنگ زد به من گفت که من زندگی تو رو نابود کردم و من باعث شدم تو قبول نشی و تو درس خون بودی و خلاصه من خودمو مسئول قبول نشدن تو میدونم( انگار منم اینو باور کردم و هی به اون قدرت میدادم) گفت که حالا اینجوری شده من یک کار خوب برات پیدا میکنم و نمی‌زارم بهت سخت بگزره چون من نذاشتم تو قبول شی حتی یک کارم برام پیدا کرد….منم مشرک بودم چون نمی‌دونستم که اون هیچ تاثیری در زندگی من نداره هر جا میرفتم میگفتم من چون قبول نشدم تقصیر اون بوده و من هیچ تقصیری ندارم الان که اینارو میگم واقعا میگم خدایا من اونموقع چقدر مشرک بودم چقدر نااگاه بودم چقدر به خودم ظلم کردم الان درک میکنم که ما صدرصد خالق زندگی خودمون هستیم و کسی نمیتونه در زندگی ما تاثیری داشته باشه تا خودمون نخایم و مگر ما باورمون این باشه که اونا تاثیر دارند

    حالا همین تاثیر داشتن دیگران رو من توی مقیاس بزرگتر بگم کشور ما ایران الان تحریمه و آمریکا ما رو تحریم کرده همه چشم انتظار اینن که آمریکا تحریم ها رو برداره و فکر میکنیم که آمریکا ما رو می‌تونه بدبخت کنه همه فقط دنبال اخبار توافق و اینا هستن که خدا کنه آمریکا بهمون رحم کنه و تحریمارو برداره قدرت رو دست آمریکا دادیم و چون غالب فکر جامعه اینه که سرنوشت ایران دست آمریکاست همیجوریم شده و همش دنبال بالا پایین اومدن دلار هستیم

    من از آگاهی های این جلسه این هارو فهمیدم و خواستم یه رد پایی از خودم بزارم امیدوارم حرف هام تاثیر گذار بوده باشه خدا رو سپاس گذارم که با آگاهی های این جلسه من رو آگاه کرد

    خدایا مرا در این راه ثابت قدم نگه دار

    خدایا بهم کمک کن توی این مسیر که به آگاهی های بیشتری دست پیدا کنم

    الهی آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    gm گفته:
    مدت عضویت: 1740 روز

    سلام استادم عزیزم و همراهان گرامی

    من سال ها زندگی م رو با حس مسولیت در قبال دیگران و فدا کردن خود و صرف انرژی و زمان….گذارندم

    بعد که دیدم نتیجه ای حاصل نشده خودم رو قربانی میدیم و مدام نجواهای ذهنی اذیتم میکرد مدام با خودم حرف میزدم و همه رو بخاطر احساس بدم مقصر می دانستم

    و حس قربانی شدن داشتم

    و ادما و شرایطی رو که وارد زندگی م میشد رو نمی دونستم بخاطر افکار و فرکانس های خودم و خودم رو قربانی میدانستم

    خدا رو هزاران مرتبه شکر که با شنیدن فایل استاد به احساس ارامش رسیدم

    و چند روز داشتم فصل چهار کتاب رویاهایی که رویا نیستن می خواندم

    به صفحه ۳۰که رسیدم

    قبل از پارگراف اخر

    کتاب رو کنار گذاشتم

    چشمام رو بستم

    و خودم رو مسول همه اتفاقات خوب و بد زندگی دانستم و قلبا همه رو بخشیدم

    وقتی کتاب رو باز کردم دیدم استاد در ادامه دقیقا همین رو گفتن و در اخر تبریک گفتن

    واقعا حس سبکبالی بهم دست داد

    جالب این بود بعد از چند ساعت خییلی رابطم با یکی از کسانی که به شدت ازش ناراحت بودم عادی شد بدون اینکه هیچ کار خاسی کرده باشم

    چه احساس خوبی بود

    خدایا شکرت

    استاد عزیزم ممنون،♥️♥️❤️❤️🥰🥰🥰🥰

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    محمدرضا رئیس آبادی گفته:
    مدت عضویت: 2448 روز

    به نام خدا.

    سلام.

    وقت همگی بخیر .

    باز هم یه روز دیگه و یه فایلِ بی نظیر دیگه.

    ✨«ظلم به خود» از دیدگاه قرآن؛📎 فایل روز چهل و سوم روز شمار تحول زندگی من.

    تغیرات اساسی در زندگی منِ محمد رضا رئیس آبادی از جایی شروع می شود که این دو مفهوم را به خوبی می پذیرم و درک می کنم؛

    1 . من توانایی کاملی بر خلق زندگی دلخواه خودم دارم.

    2 . من از ایجاد هر تغیر ی در زندگی دیگرانخواه در جهت مثبت خواه در جهت منفی نا توانم.

    چه که نمی شود اگر این دو موضوع را بپذیرم و درک کنم.

    واقعا زندگی زیباست و زیبا تر هم می شود اگر من سرم در لاک خودم باشد .

    واقعا زندگی زیباست و زیبا تر هم می شود اگر من قرآن را برای زیبا تر کردن زندگی بخوانم و نه به شوق وعده ی بهشتی که گذشتگانم به من داده اند .

    واقعا زندگی زیباست و زیبا تر هم می شود اگر من مهارت کنترل ذهن را بیاموزم و توجه ام بیش از هر چیزی به نگات مثبت اطرافم باشد.

    واقعا زندگی زیباست و زیبا تر هم می شود اگر من با خودم در صلح باشم.

    واقعا زندگی زیباست و زیبا تر هم می شود اگر من «نظر و حرف دیگران در مورد خودم» کم اهمیت ترین چیز در این دنیا بپندارم.

    واقعا زندگی زیباست و زیبا تر هم می شود اگر من خوب زندگی کنم و جهان را نیز جای بهتری برای زندگی کردن بکنم.

    واقعا زندگی زیباست و زیبا تر هم می شود اگر من قانون تکامل را در هر مرحله و زمینه از زندگی ام رعایت کنم.

    واقعا زندگی زیباست و زیبا تر هم می شود اگر من به آگاهی های استاد عباس منش عمل کنم و تمرینات را انجام دهم.

    واقعا زندگی زیباست و زیبا تر هم می شود اگر من فاصله ی بین روح و ذهنم را روز به روز کمتر و کمتر کنم.

    واقعا زندگی زیباست اگر من به این نوشته ها عمل کنم

    وقت همگی بخیر .

    خدا نگهدار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    عبدالواحد حسنی گفته:
    مدت عضویت: 2490 روز

    بنام خدای مهربان

    رد پای ۴۵

    سلام دوستان عزیز و ٱگاه ام

    این فایل یکی از فایل های است که درس های زیادی برایم دارد و خصوصا برای افزایش اعتماد بنفس و عزت نفس خیلی برام مفید بود، و کمکم کرد تا با درک قوانین عزت نفسم را بالا برد، و کمک ام کرد تا احساس گناه را ازم دور کنم، و نکات که بعد از شنیدن این فایل به نتیجه رسیدم عبارت اند از:

    اول اینکه هر کاری که میکنیم به خودم بر میگرده، و اگر برای هر کسی خیر و خوبی بخوام و دعای خیر کنم اول تر از او به خودم بر میگرده و وارد زندگی ام میشه، حالا من با فریکانس هام شرایط و زندگی خودم را رقم میزنم و ٱن شخص هم از خودش را و ممکن برای او دعایم تاثیر نداشته باشه.

    و دوم اینکه خداوند مثل سیستم عمل میکنه، هر چه بفریستم از جنس همون را دریافت میکنم و مانند ٱیینه عمل میکند، استغفار و طلب ٱمرزش کسی برای شخصی دیگر تاثیر ندارد و باید اون شخص خودش تغییر کند و خودش طلب ٱمرزش کند و رفتار، اعمال، فریکانس ها و باور هایش را تغییر دهد، و برای خودم هم همینطور باید خودم، باور هام، فریکانس هام، ایمانم، مدارم، رفتارم، گفتارم، اعمالم و… ام تغییر کند تا شرایط، اتفاقات و زندگی ام تغییر کند و اینکه از کسی دیگر بخوام شرک است.

    و سوم اینکه در این سیستم نمیشه تقلب کرد، و باید تصویر بزرگ را ببینم و بعد هر زمان استغفار و طلب کنم خدا را حتما ٱمرزنده خواهم یافت.

    و چهارم اینکه همیشه باید ٱرامش ام را حفظ کنم و وارد مدار کسی برای تغییرش نشوم، وگرنه به خودم ضربه خواهم زد.

    و پنجم اینکه شاهدی و قضاوت هیچ کس برام مهم نباشه چون خداوند دانای بینا است، و خداوند صاحب خزاین است.

    و ششم اینکه ٱیات خداوند و قران واضح است و هر کس در پی درک و فهمیدن باشد، درک خواهد کرد و هدایت خواهد شد و برایش نشانه ها واضح خواهد شد، پس باید خودم بخواهم و با هر دانایی و ٱگاهی که استم بروم دنبال تحقیق و درک قرٱن تا ٱرام، ٱرام هدایت بشم و به حقایق برسم.

    و هفتم اینکه حق الناس در قرٱن وجود ندارد، و اگر ظلم و بدی در حق دیگران میکنم به خودم ظلم میکنم، پس باید برای همه خیر و خوبی کنم و نتیجه اش را خودم میبینم.

    و هشتم اینکه ظالم زمانی پیدا میشود که مظلوم باشد، و گرنه کس که خداوند را صاحب قدرت مطلق بداند امکان ندارد سرش ظلم شود، و اجازه نمیدهد که سرش ظلم شود، این یعنی وقتی توحیدی باشم دیگر ترس، نگرانی برایم وجود ندارد و هیچ ظلمی به من نمیشود، و تنها خودم میتوانم خودم را خوشبخت و یا بد بخت کنم.

    و نهم اینکه اگر در دنیا بد بخت زندگی کنم اون طرف خیلی اوضاع بدتر میشه، چون به خدا ایمان نداشتم شرک ورزیدم پس میشه با توحید و ایمان به خدا باید حرکت کنم و شرایط را طوری که میخوام رقم بزنم تا به کمک الله یکتا به سعادت دنیا و ٱخرت برسم.

    و دهم اینکه باید خودم به نتایج برسم و نه اینکه با تقلید کور کورانه زندگی کنم، باید خودم تحقیق کنم و به نتایج برسم که اگر دنیا بگوید نادرسته من برام مهم نباشه و مسیرم را ادامه دهم

    خدااااایا شکرت، در پناه الله متعال سعادت مند در دنیا و ٱخرت باشین و برای تان بهترین ها را خواهانم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    مریم السادات هاشمی گفته:
    مدت عضویت: 1741 روز

    سلام عزیزان همراهم و استادعزیز و مریم بانو

    الان دومین باره کا هدایت شدم به گدش کردن این فایل و خوندن کامنتهای اول و منتخب این فایل….چقدر احساس قدرت میکنم وقتی که این فایل رو گوش میدم ،از این رو که هیچ کسی هیچ قدرتی توی زندگی من چه مثبت چه منفی نداره و من هم هیچ قدرتی در جهت مثبت یامنفی آدمها ندارم..این خودش به تنهایی برای من و آرامشم تا ابد کافیه و اینکه در ادامه میدونم که قدرت دست اونیه که فرمانروای جهانه و چیزی جز خیر و سعادت من نمیخواد و در هر لحظه میخواد که من شاد و آرام باشم و در نعمتهای بی نهایتی که داره غرق باشم …پس دیگه چیزی باقی نمینه که منو نگران کنه و اگر چیزی هست کا باعث نگرانی منه فقط از طرف خودمه و صدای ذهنم که شیطانه که همیشه هم وعده ترس و فیر و فحشا و…داده اون منم که انتخاب میکنم که به خودم ظلم کنم یا نکنم ولاغیر…یادمه که این دومین کامنتی هست که روی این فایل گذاشتم نمیدونم اونو چجوری نوشتم اما حتما پیداش میکنم تا ببینم چقدر خودم و کلام و نگاهم به قوانین تغییر کرده

    در پناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    مهدیه عبداللهی گفته:
    مدت عضویت: 1578 روز

    سلام خانم شایسته عزیزم و استاد گرانقدر. من به تازگی با سایت ارزشمند شما آشنا شده ام و خیلی خوشحالم ک به خانواده ارزشمند عباسمنش پیوستم.😍😍

    پس از گوش کردن به فایل های ارزشمند کلاب هوس و استفاده از تجربیات عزیزان تصمیم گرفتم ک ابتدا از فایلهای دانلودی رایگان استفاده کنم. چون استاد و دوستان در صحبتهاشون در مورد روز شمار تحول زندگی من تعریف کردند تصمیم گرفتم ک به این فایلها گوش بدهم. امروز روز سوم است و من دیشب ک فایل دوم را گوش کردم و خوابیدم خیلی برام جالب بود که تا صبح صدای این فایل توی گوشم بود و من مکرر تکرار میکردم ک

    I’m the creator of my life من خالق زندگی خود هستم و امروز صبح یه حس بسیار عالی و عجیب داشتم و بسیار خوشحالم که استارت کارم با این سایت با این حس زیبا آغاز شد.

    بی نهایت از مریم جااان و استاد عزیز سپاسگزارم و امیدوارم که تجربیات خوبی را در این سفر کسب کنم.

    ضمنا این اولین کامنت من هست ک کلی با استرس نوشتم و خیلی با خودم کلنجار رفتم تا تونستم بنویسم چون اعتماد به نفس پایینی متاسفانه دارم. 😔

    خدارو شکر ک بالاخره این رد پارو از خودم گذاشتم ک در روزها ‌ماهها و سال‌های آینده بتونم مقایسه کنم و پیشرفت خودم را ببینم انشالله.

    با سپاس بیکران و آرزوی شادی و آرامش برای شما مریم جاااان و استاد عزیز ‌همه دوستان 🙏🌹💕

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    مینا صدری گفته:
    مدت عضویت: 1525 روز

    به نام خدای هدایتگر

    سلام استاد بزرگوار ممنون از فایل بینظیرتون

    کلی اشک ریختم این صحبتها سیلی محکمی بود به صورت من خیلی وقته که دارم رو خودم کار میکنم تا ادم بهتری باشم . تا شاد باشم .

    خیلی تو زندگیم گله کردم شکایت کردم به همسرم

    غر زدم امروز این فایل یه بار دیکه به من یاداوری کرد که تمومش کن تا کی میخای نقش قربانی رو بازی کنی کسی بهت ظلم نکرده بلکه خودت انتخاب کردی که مظلوم باشی . وقتی به گذشتم نگاه میکنم میبینم هیچ جای زندگیم مجبور به کاری نبودم پس چرا مسیولیت انتخابم رو نمیپذیرم چرا دارم سعی میکنم که تظاهر کنم که بقیه با من بد کردن من خودم به اونا اجازه دادم که بامن چنین رفتاری داشته باشن .

    خدایا ممنونم همه ی اونچه بر سرم اومد فقط باعث شد من بزرگتر بشم .‌

    خدای بزرگ سپاسگزارم که در مسیر هدایتت قرار گرفتم .

    ممنونم استاد بزرگوار که دستی هستید از دستان خدا برای هدایت ما . ♥️♥️♥️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    وحیده گفته:
    مدت عضویت: 2485 روز

    الحمدالله رب العالمین

    سلام به استاد عزیزم و مریم جونم اوقات به کام

    قبلا ها که در مدار الانم نبودم علت تعریف بچه ها و استاد از مقالات و مریم جان شایسته ی عزیز رو‌ نمیفهمیدم

    ولی الان هرجا به مقاله ای از خانم شایسته برمیخورم واقعا تمام وجودم تحسین میشه،نوشته ی روز دوم بی نظیر بود بخشی از نوشته ی روز اول و دوم که کپی کردم و مدام میخونم

    اگر “سنگربانی به‌نام عزت نفس” در وجودت نباشد تا در مواقع سخت و نادلخواه که به خاطر اشتباهی بوجود آمده، افسار ذهنت را به دست بگیرد‌، ذهن آنچنان نجوایی به پا می کند و آنقدر آن خطاها را در نظرت بزرگ جلوه می‌دهند و آنچنان دلایلی منطقی برای لایق نبودنت ارائه می‌دهد و آنچنان باورهای مخرب و ترمزهایی قوی می‌سازد‌، که باور می‌کنی از عهده‌ی انجام هیچ کاری برنمی‌آیی!

    اگر این اصل جهان را بپذیری که می‌گوید:

    «تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا‌ء بازتاب باورهای و فرکانس های خودمان است»‌، آیا موضوعاتی مثل خیانت‌، مورد ظلم واقع شدن‌، یا بخشیدن یا نبخشیدن فردی که آن را مقصر بدبختی خود می‌دانی و… همچنان برایت موضوعیت خواهد؟

    آیا همچنان بخش اعظمی از انرژی‌، تمرکز‌، توانایی و زمانی را که باید صرف تحقق خواسته‌هایت نمایی‌، صرف خواهی نمود تا ثابت کنی که مورد ظلم‌ و خیانت واقع شده‌ای یا یک قربانی و مظلوم هستی؟!

    اگر بدانی که‌، تمام تمرکزی که با هر دلیل‌، منطق و استدلال‌، صرف یافتن مقصر یا اثبات تقصیر می‌شود‌، یک فرکانس ناخواسته است که ناخواسته‌ی دیگری را می‌سازد یا یک احساس بد است که اتفاق بدِ بعدی را خلق می‌کند‌، آیا باز هم “حق به جانب بودن” برایت مهم‌تر از “احساس خوب داشتن‌” خواهد بود؟!

    اگرهمین فردی که “صاحب حق بودن” براش بسیار مهم‌تر از ‌”تجربه احساس خوب” است‌، موجودیت فرکانسی خودش و خاصیت فرکانسی جهانی را بشناسد که بدون استثناء به احساس او پاسخ می‌ٔدهد‌، هرگز با هیچ دلیل‌، منطق و استدلالی‌، جرأت تمرکز بر ناخواسته‌ها یا گلایه و شکایت از آنها را-حتی به درگاه خدا- نخواهد داشت.

    من بی نهایت فردی بودم که عاشق این بودم که اینکه حق با منه رو اثبات کنم یعنی حتی وقتی میفهمیدم اشتباه میکنم هم باز دست نمیکشیدم

    و همچنین وقتی داری ثابت میکنی حق با توئه ازون ور هم داری ثابت میکنی مورد ظلم واقع شدی و این یعنی غرق در فرکانس منفی شدن و همیشه هم در موقعیت هایی قرار میگرفتم که خودمو ثابت کنم و نشون بدم که آدم خوبه و مظلومه منم

    ولی خیلی به خودم افتخار میکنم که وقتی این همه غرق در این مظلوم نمایی ها و پذیرفتن ظلم ها و ترس ها بوودم اومدم رو‌ خودم کار کردم، من مسیر خیلی طولانی ای اومدم و همش هدایت الله بوده و اینه که پابه جهان خیر هست

    الان نمیگم کامل خوب شدم ولی حتی با شش ماه پیشم هم قابل مقایسه نیستم چه برسه به قبل ورودم به سایت

    این احساس گناهی که به ما دادن چیه آخه

    من یادمه چه روزهایی زار میزدم خدا منو ببخشه‌‌ و هیچوقتم حس نمیکردم بخشیده شدم

    البته چند روز پیش آیه الا ان اولیا الله لا خوف علیهم و لاهم یحزنون رو‌ که خوندم دیدم اوف چقدر هنوز مقاومت دارم، تو زبان میگم که خدا همراه منه منو دوست داره من ارزشمندم ولی وقتی اومدم بگم من دوست خدا هستم پس غمی که ناشی از گذشته است نباید بر دلم بیاد و ترسی که از فکر به آینده س نباید داشته باشم دیدم نه آقاااا اصلا حتی نمیتونم به خودم بگم دوست خدا انقدر که هنوز احساس بی ارزشی میکنم

    سرمو گرفتم بالا و مهتاب زیبایی که حتی از پشت پنجره هم معلومه قلبمو لرزوند

    چقدر خدا زیبایی آفرینه

    ولی من دوست خدا هستم من دوست خدا هستم که دارم برای شناختش تلاش میکنم

    دوست خدا هستم که دارم تلاشمو میکنم که ربوبیتشو باور کنم و سعی میکنم تلاش آگاهانه میکنم که قدرت رو‌ فقط از خودش بدونم رزقمو از جانب خدا ببینم

    من خیلی ارزشمندم که خلاف جهت تمام آدمای اطرافم اومدم و حداقل به زبون و البته بل ایمانی که بیشتر شده میگم به خودم که هر شرایطی الان هست خوب یا بد مسببش منم نه دولت نه هیچ قدرت دیگه ای و مطمعنم که وضعم داره بهتر وبهتر میشه همینطور که تا الان که دارم روی خوذم کار میکنم بهتر شده

    هی نگاه ماه زیبا میکنم هی میام مینویسم

    خدایا دوست دارم برم یه جا مثل کویر و آسمان شبتو ماه‌و ستاره هاتو و بارش شهابی و کهکشان راه شیری رو‌ واضح ببینم این‌ خواسته الان تو وجودم شعله کشید و انشالله به راحتی هدایت بشم

    من الان که دارم کد میزنم و ذهنمو کنترل کردم و عجله ندارم واقعا دارم بی نهایت لذت میبرم با هر یاد گرفتن منطق ها و دستورها و اجراشون توسط خودم، با توضیح دوباره به خودم و سعی در یادگیری دارم کیف میکنم

    اصن‌امروز مانیتور لپتاپم روشن‌بود از کدهای روی صفحه ی ویژوال داشتم کیف میکردم

    و این اولین باره

    همیشه دوست داشتم سریع تموم کنم که به‌کارم بیاد بخاطر همین درست یاد نمیگرفتم و اذیت میشدم

    من اگه از اینده نترسم

    من اگه مقاومت نکنم

    من اگه ارزش خودم و کارهایی که میکنمو رو بدونم وسعت خوشبختیم بیشتر هم میشه

    اگر ایمان تو‌ دلم رو‌ محکم کنم

    و استاد این فایل

    الهی شکر به خاطر این آیه ای که درمورد زنان طلاق داده شده بود و این که به مردها گفته بود که اگر طلاق دادید به قصد آزار نگهشون ندارید که به خودتان ظلم میکنید

    عاشق قرآنم که با مثال هاش موضوع رو‌ کامل تفهیم‌میکنه

    یعنی تو فضای مردونه ی عرب زمان پیامبر هم باز مرد نمیتونستهدبه زن ظلم کنه و قطعا خدا راه رو برای کسی که بخواد باز میکنه به راحتی

    این مثال هیچ‌جای شبهه ای برای اینکه نمیشه به کسی ظلم کرد نمیزاره

    یعنی جزو بدترین موقعیت هایی که میشه تصور کرد تو زمان عرب اون موقع

    وباز هم خدا میگه به خودتان ظلم میکنید نه به زنی که به قصد آزار نگهش داشتید الله اکبر

    من عاشق مثال های قرآنیم

    دیوانه ی باور کردن زکریا بعد دیدن رزق مریم و بچه‌ دار شدنش در سن پیری

    هر وقت چیزی از خدا میخوام که برای ذهنم بزرگه یاد داستان مریم و زکریا میفتم و قلبم محکم میشه و اینطوری میتونم رها کنم خواسته مو میدونم در بهترین زمان بهش میرسم

    عاشقتم‌ وحیده دوست خدا

    سپاس مخصوص خداییست که رب جهان فرمان روای جهان

    استاد ازتون برای این آگاهی های بی نظیر بی نهایت سپاسگزارم و عزتتون روزافزون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: