«ظلم به خود» از دیدگاه قرآن - صفحه 65 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری «ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
    472MB
    41 دقیقه
  • فایل صوتی «ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
    38MB
    41 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1977 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    خانم الیاسی گفته:
    مدت عضویت: 1321 روز

    درود خدمت استاد بزرگوار و مریم بانو

    وخانواده بزرگ عباسمنش

    یک اتفاق قشنگ برای من افتاد

    من شب قبل از گوش دادن به این فایل همش این آیه توی ذهنم تکرار می‌شد ((۞ وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَهً ۖ إِنِّی أَرَاکَ وَقَوْمَکَ فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ))

    این جزو یکی از درس های دبیرستانم بود و من انقد اون موقع ها تکرارش کرده بودم حفظم

    تعجب کرده بودم چرا بعد از سالها این آیه رو همش دارم تکرار می‌کنم

    و این فایل رو که گذاشتم و بعدش این آیه اومد واقعا حس قشنگی بهم دست داد و گفتم این نشانه اس از الهامات قلبی و از هدایت خداوند و

    انقد این فایل رو گوش دادم تا بره توی عمق باور هام

    من خیلی مشکل داشتم با عذاب وجدان و اینکه خیلی زیاد خودمو مقصر اتفاق ها میدونستم ولی این فایل به دلم نشست

    انگار فقط برای من بودم برای دادن حس خوب بهم

    خیلی دوست داشتم این حس خوب رو یادداشت کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    اعظم آبست گفته:
    مدت عضویت: 2124 روز

    یا رب العالمین با نام توشروع میکنم باسلام خدمت تمام اعضاامروز روز دوم سفرنامه رو شروع کردم البته حدود یه سالی هست که از مطالب کانال استفاده میکنم قبلا بایه استاد دیگه پیگیر قوانین بودم تااینکه از خداوند خواستم منو هدایت کنه به سمت قرآن و از کلام خودش بشنوم قوانین بدون تغییر خودش رو خلاصه اسم استاد توی یه کلاس مثبت اندیشی از زبان یکی از دوستانم شنیدم و سرج کردم و خیلی راحت عضو سایت شدم خدارو شکر وقتی برای اولین بار این دو فایل باور نداشتن گناه و ظلم به خود رو شنیدم انگار آب سردی بر جان ریخته شد این قدر خوشحال شدم ….فایل اول که در مورد باور اینکه من نمیتونم به کسی ظلم کنم وهر کار خوب و بدی نتیجه اش به خودم بر میگرده با گوش دادن به این فایل ها خیلی آرامش دارم اما گاهی اوقات از دستم در میره و سقوط میکنم درون چاه جهلم ….خیلی وقتهااحساس میکنم مثل یه پرنده سبکبالم برای همه خیرو خوبی میخوام اما وقتی ناراحت میشم به کلی یادم میره که بابا داری شرک میورزی قبلا که این فایل ها رو گوش داده بودم خیلی راحت میتونستم ذهنم رو کنترل کنم دائما به خودم میگفتم دیگران هیچ قدرتی توی زندگی من ندارند خداییش خیلی هم آرامش داشتم اما امان از زمانی که یادم میره البته وقتی ناراحتمو وسوسه میشم تا دری وری بگم وهمین که شروع میکنم نیروی با تمام وجود بهم میگه نگو نگوگاهی خوب کنترل میکنم ….همیشه خداوند روبه عنوان تنها قدرت قبول داشتم حالا میخوام از خودم بگم زمانی که دانشجوبودم با ید مسیرهای خیلی طولانی روبا شخصی میرفتم که گاهی فقط دو تا مرد دیگه هم توی ماشین بودن فقط وصل میشدم به رب و با تمام وجودم تمام را ه صداش میزدم که مراقبم باشه خداییش همیشه راننده های خوب سر راهم قرار میگرفتن موقعی که می خواستم برم سرکار و به خاطر باورهای محدود ..بلاخره یه کاری برام پیدا شد که البته نیازهای مالی ام رو برطرف میکرد اما حالم با این کار خوب نبود شرک داشتم میدونستم باید به خدا وصل شم اما میگفتم کی حوصله داره با اینکه نماز میخوندم اما نماز هم به خاطر اینکه از سر ترس از خدا بود به من آرامش نمیداد قرآن زیاد میخوندم وقتی به آیه های عذاب میرسیدم کلی گریه میکردم و از خدا میخواستم منو ببخشه …اینقدر که میگفتم چون گنه کارم پس لایق فلان چیز نیستم ازبس که گوش مارو پر کردن از اینکه ائمه لایق هستن و ماباید بریم در خونهی اینها اینها باید از خدا بخوان خودم رو هیچ فرض میکردم و بابت این پوچی ام تن به خیلی ذلتها دادم گناه نکردم اما به خاطر اینکه دیگران دوستم داشته باشن از خیلی از خواسته هام میزدم من که بلند پرواز بودم اما به جایی رسیده بودم که خودم رو نمیدیدم حتی بعد از ازدواج فکر میکردم گناهه. اگه پول همسرم رو برای خودم گاهی خرج کنم خلاصه بگم عزت نفس هیچ من خیلی زیبا هستم توی مدرسه دوستام میگفتن قدرت کلام بالایی داره اما اصلا محاسن خودم رو نمیدیدم خدای من اما درها باز شد پردهها کنار رفت و حقایق روشن شد با گوشدادن بارها این دو تا فایل با لطف خدا احساس گناه تقریبا ندارم دیگه قبلا که دیگران رو میدیدم که اوضاع مالی خوبی ندارن کلی غصه میخوردم و احساس گناه که چرا نمیتونم کمکی کنم آخه خپدم هم از نظر مالی مشکل دارم البته دارم روش کار میکنم خلاصه بابت هر چیز پوچی احساس گناه و عذاب وجدان داشتم اما الان خدارو هزار مرتبه شکر که ندارم با تمام وجودم بهترین های دنیا و آخرت رو آقای عباسمنش برای شما و خانم شایسته عزیز آرزومندم خداوند به هتون خیر بده خیلی قرآن رو میخوندم همیشه هم شک داشتم که چرا این چیزای که میشنوم توی قرآن نیست اما اینقدر باورها در من رسوخ کرده بود که به خودم میگفتم آخه این همه آدم اشتباه میگن ؟؟ البته شاید ده دوازده سال پیش آماده نبودم در مدار نبودم وگرنه قربون خدا برم خودش هدایتم میکرد این خدارو دوست دارم برای این خدا میمیرم این خدای که این قدر نازنینه که میگه فقط خودت بقیه هم خدا دارن تو فقط به رشد شخصیت خودت باش چه کار به فلانی داری من هستم آخه هر وقت از ظالم و ظلم این جور چیزها حرف میآمد میگفتم چرا خدا کاری نمیکنه وای از وقتی پرده ها کنار رفت خیلی چیزها برام روشن شد این خدای واقعیه نه اون خدای که فکر میکردم روز قیامت بابت همهی آدم ها میخواد از من بپرسه فلانی رپ چرا کمک نکردی آخه هم نمیتونستم و عذاب وجدان داشتم از اینکه نمیتونم اما الان راحت شدم عاشقتم خدای مهربونم الان دیگه خودم رو دوست دارم و کلی دست خودممو ماچ میکنم چون من هم ارزشمندم همه انسانها ارزشمند هستن امیدوارم به این درک برسیم و بیشتر رشد کنیم سپاسگزارم از استاد عزیزو خانم شایسته و تمام دوستانی که دیدگاه نوشتن از خوندن کامنت ها تون لذت میبرم خدایا سپاسگزارم از تو که این همه بنده خوب داری

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    رضیه زارع خورمیزی گفته:
    مدت عضویت: 690 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته عزیز و دوستان هم فرکانسی ام

    روز دوم سفرنامه

    آنچه که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند

    صحبت‌های استاد چنان روحی دارد که بر دل و جانم می‌نشیند که در درونم غوغا می‌کند چنان حسی به انسان می‌دهد که انگار خودخداوند داره سخن می‌گوید

    خدای مهربانم سپاسگزارم که به سوی این صحبت ها هدایت شدم

    خداوندا کمکم کن تا بتوانم در این مسیر بمانم وایمان را بهت قوی کنم

    حال میفهمم که هرچه بر من گذشته به خاطر افکار خودم بوده و خودم به خودم ستم کردم وتنها خودم میتونم با مهاجرت کردنم که همان تغییر افکار و باور هایم هستش فرکانسم را عوض کنم و در مدار خداوند قرار بگیرم

    خداوند و شیطان همزمان نجوا می‌کنند من خود انتخاب می‌کنم که کدام را بپذیرم.

    خدای مهربانم کمکم کن تنها تو را بپرستم و تنها از تو یاری بخواهم و با تمام وجودم درک کنم که هیچ کس نمی‌تواندجز خودم با توکل وایمان به تو زندگی ام را تغییر دهد.

    ممنون و سپاس از استاد عزیز و خانم شایسته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    اکرم گفته:
    مدت عضویت: 1463 روز

    سلام استاد عزیز و سلام خانم شایسته عزیزم سلام به دوستان هم فرکانسی

    استاد واقعا من به نشانه های خداوند ایمان دارم

    من امروز با همسر م ناراحتی داشتیم ومن از یه موضوع رنج میبردم و مقصر همسرم رامیدانستم و برای خودم فکر های بیهود میکردم که ای کاش من میمردم ای کاش خدا من را میبرد پیش خودش واز این حرف های ناشکری

    من جلو ظهر گفتم و من بعدظهر حالم زیاد خوب نبود من رفتم سر گوشیم چون به خودم قول دادم که فایل های روز شماررا گوش کنم وهر روز یه کامنت بزارم رفتم سر همین فایل که کامنتشو نوشتم که اگر من این موقعیت را دارم بخاطر افکارم هست بخاطر باورهایم هست بخاطر احساساتم هست ومن با خودم گفتم من در چه مداری هستم که همسر م با من این رفتار را میکنه من در چه مداریم که فرزندانم با من اینگونه رفتار میکنن ومن هر روز به خودم میگفتم خدایا من میخوام بیام پیشت

    میخوام خدا من را از این دنیا ببر ی و فکر کردم در جهان اخرت بهتر هست وقتی که من فایل را گوش کردم با خودم گفتم وای من چه فکرهایی میکردم من چه باوری داشتم که من از این دنیا میرم دیگه هیچ چیزی نیست که من را ناراحت کنه دیگه غم وغصه نیست

    ومن امروز به اشتباه خودم پی بردم من مسول زندگیم هستم افکار من هست که این طور با من بر خورد میکنن ببینم من در چه فرکانسی هستم چه فرکانسی میفرستم که انقدر به من ظلم میشود من امروز این فایل را با عمق وجودم درکش کردم وفهمیدم خداوند یک سیستم هست خداوند دلش برای گریه های من نمیسوزد خدا بیکار نیست که به اه و نا له هایم من گوش بده به قول استاد افکار من مثل یک اینه هست هرچه من بفرستم جهانم از همان جنس به من نشان میدهد هر کسی نتیجه عمال خود را میبیندمن نباید قدرت را از خداوند بگیرم وبه کسی دیگر بدهم خداوند دانا و توانا هست من باید ببینم چه باوری دارم چه فرکانسی میفرستم و من باید توکل به خدا وند بکنم تا بتوانم افکارم و باورهایم را تغییر بدهم و من امروز خیلی درس گرفتم خدایا کمکم کن تا قضاوت نکنم خدایا کمکم کن تا ترس های دورنم راکم کنم خدایا از تو هدایت میخوام خدایامن را در مدار اگاهی قراربده خدایامن امروز از این فایل یاد گرفتم که تسلیم در برابر تو خدایا کمکم کن تا جهان را بهتر درکنم خدایا کمکم کن تا جهان را زبیا ببینم خدایا شکرت که من را هدایت کردی خدایا شکرت که من به نشانه ها توجه میکنم خدایا سپاسگزارم برای هدایتت خدایا شکرت

    استادگرامی و خانم شایسته عزیز در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    مهدی حیاتی گفته:
    مدت عضویت: 2676 روز

    به اسم آن الاهه ای که فقط و فقط دهنده است .

    سید جان عزیز دلم سلام ، سلام . بسیار از این هدیه ی باارزشی که برایم ارسال نمودی لذت و بهره بردم و می برم .

    انشاالله هر روز غرق در نعمتها و زیبایی های بیشتر و بیشتر باشی .

    سید جان یک سوال و درخواست داشتم .

    درخواست من این است که در مورد سیستمی بودن جهان هم اکنون خیلی بهتر این موضوع را باور نموده ام و در مطالعه ی قرآنی ام این موضوع را بهتر دریافت می نمایم .

    درخواست من این است ، که چطور به این موضوع توجه نمودی ، آگاه شدی ؟!

    آیا این هم از الهامات قلبی ات می باشد ؟!

    و یا از منبع خاصی ( کتاب ، فایل و… ) به این موضوع پی بردید ؟!

    بسیار خوشحال می شوم به این سوال پاسخ دهی ؟!

    ضمنا قبلاً در آموزش هایت افرادی مثل خانم استرهیکس را مطالعه می نمودی و یا نام می بردی ، آیا اشکالی وجود دارد ، حالا که در این کشور زیبا حضور داری از این افراد نام ببری و یا موارد مفید آنها را بیان نمایی ؟! عزیزمی

    سید جان معلم عزیزم ، خانم شایسته ی پرانرژی ، خانم فرهادی باانگیزه ، آقا ابراهیم خلاق و تمام بچه های بی نظیر عضو این خانه ی زیباییها ، از خالق یکتا برای شما ثروت ، سلامتی ، روابط عاطفی ، شادی ، آرامش ، جوانی ، زیبایی ، چالاکی ، اعتماد به نفس ، احساس لیاقت و تمام نعمتهای الهی بهتری را خواستار هستم .

    عاشق شما _ مهدی ، عبد آن الاهه ی یکتا .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    نیکا ... گفته:
    مدت عضویت: 2654 روز

    سلام

    روز دوم سفرنامه

    چقدر خوشحالم که دیدم نسبت به خدا عوض شده .

    قبلا چقدر زمانهایی بود که وقتی مورد ظلم واقع میشدم با خودم می گفتم خدا حق منو میگیره و اون دنیای من چقدر خوبه بهمون گفته بودن خدا یار ستم دیدگانه و ما خوشحال بودیم که ظالم نیستیم و مظلومیم . چقدر بهمون توی مجالس مذهبی گفته بودن که شما نمی تونید قرآن رو بفهمید و متوجه بشید و باید هر چی مفسر ها میگن رو انجام بدید .

    بارها و بارها قرآن رو با معنی خوندم و حتی تفسیر ولی فقط چیزی که متوجه شدم این بود که باید از خدا ترسید الان که دارم می نویسم بغض کردم که چرا اینهمه سال فقط از خدا ترسیدیم و حتی ترسوندنمون از خدا و چقدر الان خوشحالم که با اینکه دیر متوجه شدم ولی فهمیدم که خدا خیلی مهربونه و سبک زندگیم رو تغییر دادم و دیگه نسبت به اعمال مذهبی که مثل قبل انجام نمیدم عذاب وجدان ندارم و اگر هم انجام بدم با عشقه نه ترس .

    خدایا واقعا ازت ممنونم که مرا در این مسیر زیبا قرار دادی .

    استاد از شما هم از صمیم قلب متشکرم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    عادل برا گفته:
    مدت عضویت: 3317 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و مریم عزیز و همفرکانسهای عزیز بعد مدتها اومدم دیدگاه بزارم واقعا چه کار بسیار خوبی که این فایلهای گرانبها دوباره داره مرور میشه این باعث شده که هر روز با عشق بیام سراغ سایت و خدا رو شکر میکنم که اگاهیم رفته بالا و با درک بهتری به این فایلها گوش میدم و کامنت بچه ها رو میخونم خواستم از قران و درکم از اون در این سالها کمی بنویسم یادم از بچگی پدرم ما رو میبرد کلاس قران و نمیدونم برای چی چون تا یادم خودش از قران چیزی نمیفهمید و نمدونم هم توی ذهنش چی میگزشت و برای چی ما رو میبرد کلاس قران و هیچ وقت هم ازش نپرسیدم ولی وقتی فکر میکنم میبینم هدایت خداوند بود و یه جورایی علاقمند به قران شدم و همینجور گزشت و من فقط در حد خوندن قران به تور درست و با صوت اگاهی داشتم و همیشه توی خانوده توی مدرسه توی جامعه اگه صحبت از خدا و قران میشد همش از عزاب الهی ما رو میترسوندن چون اونها هم از قران چیزی نمیدونستن حتی معلم قران هم و شاید هم درک من خیلی کم بود تا اینکه در سن 22 سالگی یه دفعه عوض شدم و روی اوردم به نماز و قران و مسجد و همش دوست داشتم تو این فضاها باشم ولی بازم بدون درک و همیشه سوالاتی توی ذهنم بود و تا اینکه برای کار مهجرت کردم به کشور دیگه و در یک خونه مجردی که هشت نفر بودیم ساکن شدم و یه جورایی همه همفرکانس هم بودیم همه اهل نماز بودیم و قران میخوندیم وه یه نفر هم بین ما بیشتر از ما اهل نماز و قران ودین بود ولی وقتی سوالات قرانی ازش میشد جواب خوبی نداشت و بازم میگم شاید من درک خوبی نداشتم و همیشه از خدا میخواستم که منو هدایت کنه ولی باورهام خراب و داغون بود تا اینکه چهار سال پیش هدایت شدم به سایت عباسمنش وه همه چیز برای من عوض شد انگار خدا داشت با من حرف میزد و هر چی استاد میگفت قبول داشتم و پاسخ تمام سوالات به من گفته شد و خدارو شکر میکنم که به این اگاهیها رسیدم و صد هزار مرتبه شکر که در این سایت هستم و هر سطلم داره بزرگتر میشه من واقعا از نظر درک و اگاهی زیر نقطه صفر بودم و وقتی به زندگی گزشتم فکر میکنم خدا رو شکر میکنم که منو هدایت کرد به این مسیر زیبا و با تمام قدرت میرم جلو برای همه ارزوی موفقیت و خوشبختی میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    هانیه حساس گفته:
    مدت عضویت: 2114 روز

    خب من این فایل رو گوش دادم و مطمئنم بارها و بارها همچنان باید گوش بدم تا مقاومت های ذهنیم کم و کم و کمتر بشه. اما خواستم بگم کمتری هدایت و دستاور گوش دادن و دیدن این فایل این بود که همیشه دلم میخواست قرآن رو از زبان کسی غیر از روحانیون و مفسران بشنوم و درک کنم. چون اون مقاومت ذهنی و اونچه که توی همه این سالها توی مغزم وارد شده بود باعث شده که گارد زیادی توی ذهنم نسبت به قرآن داشته باشم و البته که هنوزم دارم و باید بیشتر کار کنم. اما امروز که این آیه ها رو از زبان شما و با کلام شما شنیدم انگار یه وجه دیگه رو شناختم و یه جور دیگه درک کردم. حتی حاضر هم نمیشدم خودم برم تحقیق کنم که البته الان میدونم چه بهتر. چون با اون بینش و درک اون موقعم، باز هم نمی تونستم این معانی و مفاهیم سیستمی رو ازش درک کنم. البته این رو هم بگم که یک ساله این مفاهیم رو از کلام پر مهر دیگه ای می شنیدم ولی اینی که امروز اینجا شنیدم گویا جواب خواسته من بود. من دو هفته ای میشه که عمیقا خواستم رابطه م با خدای خودم بهتر و عمیق تر بشه و این رو از همه وجودم خواستم و فقط خودش می دونه که تو این مدت چه ها شنیدم و خوندم و دیدم… گویا باید درک و ظرف ذهنی بزرگتری می داشتم و همچنان از خدا می خوام اونقدر ظرف ذهنیم رو بزرگ تر کنه تا درک عمیق تر و کامل تری داشته باشم.

    و اما درباره مواردی که گفتین بگم. آیه 97 سوره نسا واقعا دگرگونم کرد. آیا زمین را پهناور ندیدید که هجرت نکردید……خدای من…. هجرت! این هجرت رو می تونم هزاران نوع معنی کنم: هجرت از شغلی به شغل دیگه، هجرت از مکانی به مکان دیگه، هجرت از باوری به باور دیگه. هجرت از حال بد به حال خوب. هجرت از خودت به خودت و یک کلام: نموندن تو حال بد…تو احساس بد…تویی که باید ناخواسته هات رو تغییر بدی. تویی که باید نمونی تو شرایط بد..تویی که باید نمونی تو شرایط ظلم، بی مهری، و ….این وظیفه خودته و لا غیر. کسی که به تو ظلم میکنه. کسی که در حق تو بدی می کنه تویی که موندی تا این اتفاق بیفته…مفهوم از تو حرکت از خدا برکت هم هست….تو حرکتی بکن در جهت تغییر شرایطت تا خدا هدایتت کنه. تو بخواه…خدایا این آیه من رو شرمنده کرد.

    ممنونم…واقعا خدا رو شاکرم که تو این مسیر افتادم و دارم این آگاهی ها رو از زبان شما دریافت می کنم

    پاینده باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    مریم صادقی گفته:
    مدت عضویت: 2248 روز

    سلاااام درود خدمت استاد عزیزم و مریم جانه عزیز دلم چقد خوشحالم که دارمتون چقد وقتی احساس غربت میکنم وقتی انسانی هم باور خودم نیس میام شما و دوستامو میبینم اروم میشم الهی شکر که دارمتون مریم جانم دیشب خوابتو دیدم و چه آرامشی از وجودت در خواب گرفتم چقد دلنشینی چقدر با خودت در صلحی که این ارامشو قشنگ انتقال میدی😘😘😘سپاس از استاد خوبم که انقدر قشنگ خدارو داره بهمون میشناسونه و باورهای درست تو ذهمنون جا میندازه واقعا هر کلامی که میگن حقه و مثل وحی منزله اخهه مگه داریم بهتر از شماااااا خواستم بگم خیلی دوستون دارممممممم سپاس بابت تمام اگاهیاتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: