آزمون ارزیابی احساس لیاقت


قبل از شروع آزمون ” ارزیابی احساس لیاقت درونی”، متن زیر را با دقت مطالعه کنید.

هدف این آزمون، آگاه شدن از میزان احساس لیاقت و خود ارزشمندی درونی‌ات است. لازمه رسیدن به این آگاهی این است که:

سوالات را با دقت مطالعه کنی، در حین این کار مکث کنی و به مفهوم سوال فکر کنی. در زمان پاسخ به سوالات با خودت رو راست باش و صادقانه از بین گزینه‌های هر سوال، نزدیک‌ترین جواب به شرایط فعلی‌ات را انتخاب کن.

در پایان آزمون با توجه به پاسخ‌های شما، یک نتیجه‌گیری و راهنمایی کلی درباره سطح ” احساس لیاقت و خود ارزشمندی درونی شما “، به شما نمایش داده می‌شود. برای همین مهم است که صادقانه و با دقت به سوالات آزمون پاسخ دهی.

243 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «صدف صادقی» در این صفحه: 1
  1. -
    صدف صادقی گفته:
    مدت عضویت: 911 روز

    بنام خدای فراوانی ها

    سلام به همه دوستان عزیزم

    امروز این نشانه امروزم بود و من و خیلی به کفر واداشت

    داشتم فکر یک کردم دقیقا همینطور هست درسته اعتماد به نفسم بالاست و به خودم مطئنم ولی احساس لیاقت و ارزشمندیم به محکمی این اعتماد به نفسم نیست

    مثلا اگه یه نفر بگه تو این کار رو نمی تونی انجام بدی من اصلا برام مهم نیست و تاثیری روم نداره و حرف اون طرف من رو دچار شک نسبت به اعتماد و‌ خودباوریم نسبت به خودم نمی اندازه ….

    ولی اگه مثلا یکی بگه تو لایق نیستی یه نعمت بزرگی راحت وارد زندگیت بشه …. تو این حالت که مربوط به احساس ارزشمندی هست من به محکمی اعتماد به نفسم نیستم که سریع ردش کنم میتونه تاثیر گذار باشه روم و منو به فکر وارداره و منو به هم بریزه چون درون پذیرفتمش و ربطی به حرف فلانی نداره

    فلانی نگه یکی دیگه میگه تا وقتی که از درون می تونه روم اثر بزاره یعنی مشکل دارم و ضعیفم

    من همیشه میگم کسی به هم میریزه که خودش صعف داره مثلا به آدم خوشگل آدم بگه زشت اون میخنده و اصلا روش اثر نداره تا وقتی که یه نفر از درون این حس رو به خودش داشته باشه که من زشتم اون موقع با هر تلنگری از بیرون به هم میریزه

    منم احساس لیاقتم بالا نیست مخصوصا تو یه زمینه هایی

    و ریشه اش هم همونطور که استاد گفت بر میگرده به زمان هایی که من تو یه سیر صعودی بودم و بعد تصاد و مشکل باعث شد شکست بخورم و ازون روز به بعد به خودم و لیاقت هام شک کردم و ….

    فکر کنم دوره احساس لیاقت خیلی برای من یعنی الان من مفید باشه

    اصلا نمی دونم چطوری باید بدون قید و شرط خودم رو لایق دریافت بهترین ها بدونم

    همش فکر میکنم باید یه کاری انجام بدم تا مرحله به مرحله لایق دریافت بشم

    تو زمینه مالی و عاطفی

    و نگاه اطرافیان هم به این حس درونیم دامن می زنه و درونم قدرت مقابله باهاشون و نگاهشون رو نداره ( چون منطق های قوی ندارم )

    اره استاد منم خیلی از افراد رو دیدم انفاقا اونایی که احساس لیاقت کمی دارن خیلی علاقه دارن تو جمع ابزار کنن خودشون رو من قشنگ این نیازشون رو حس میکنم …. و یه جورایی با غرور کارت و برونگرایی اضافه و‌نابجا تمایل دارن که نشون بدم چقد لایق و بالا هستن درحالی که حس و‌فضایی که ایجاد میکنن کاملا با رفتار و گفتار و طاهرشون متفاوته

    من از بچگی فرزند طرد شده خانواده بودم چون حرف زور پدر مادرم رو حرف بی منطق رو و رفتارهای نا مناسب رو نمی پذیرفتم الان هم همینم اجازه سلطه و کارهای نابجا رو به هیچ‌احدی نمیدم واسه همین همیشه مادرم وپدرم خواهربرادرهامم تحسین میکردم عشق میدادن حتی از لج من و منو طرد میکردن ‌‌این مکانیسم اون ها بود تا احساس لیاقت و عزت نفس من رو کم کنن تا بتونن رو من تاثیر یا سلطه و کنترل داشته باشن ولی خب با اینکه تحت تاثیر قرار میگرفتم ولی خیلی مقاومت می کردم که تاثیر نزاره روی من و

    تا اینکه با آموزه های شما آشنا شدم و فهمیدم باید

    همیشه به این فکر کنم که هیچ عامل بیرونی و درونی نمی تونه احساس لیاقتم رو کم کنه حمله کمه یا حتی نشونه بگیره من تو بدترین حالت خودم از هر نظر ، لایق ترینم

    آدمی که خودشو لایق می دونه بعد شکست ماتم نمیبردش ، مقایسه سرزنش خود خوری نمیکنه ، کنکاش میکنه علت شکست رو و قوی تر هوشمندانه تر دوباره شروعش میکنه

    تو یکی از کامنت های بچه ها خونده بودم که عزت نفس این نیست که من خودم رو با بقیه مقایسه کنم و بعد حالم خوب شه

    عزت نفس یعنی من اصلا خودم رو با هیچ کس مقایسه نمیکنم و خودم رو تا این حد با ارزش می بینم

    داشتن همین حد از احساس لیاقت باعث میشه آدم همیشه تمرکزش روی خودش باشه چه تو تنهایی چه تو جمع

    مثلا تا یکی از خودش زیباتر پولدار تر باهوش تر و …. نه به خودش شک کنه نه نسبت به خودش حس بد پیدا کنه نه تمرکزش از روی خودش بره

    خودش رو پذیرفته ، افراد دیگه ظاهر های متفاوت ، درامدمتفاوت شرایط متفاوت از من داشتن و دارن و اصلا نیابد و به خودم اجازه هم نمیدم مقایسه کنم چه برسه به نتیجه هم برسم

    حتی فردی که مقایسه میکنه و بعد حالش خوب میشه انگار از صلح با خودش خارجه چون همین فرد قطعا ممکنه با یکی مقایسه کنه و بعد حالش بد بشه

    اصلا وقتی خودتو پذیرفته و واسه زندگیت برنامه داری چرا باید به دیگران توجه کنی تا اینکه حالا حالت بد بشه یا خوب بشه

    اگه به خودت ‌وخدایا ایمان داری ‌‌

    ولی واسم سخته که کاملا بپذیرم من به خودی خود چون وارد دنیا شدم لایق بخرین رابطه درآمد نعمت و .. هستم

    انگار ته درونم میگه اگر اینطوری فکر کنی از تلاشن برای بهبود خودت دست بر میداری و ضعیف میشی

    ولی اینجا میخوام جوابشو بدم اگر من بپذیرم که به خودی خود لایق ترینم اتفاقا این کمک میکنه تا من بتونم خواسته هامو بزرگ‌تر کنم و زندگیم بهتر پیش بره

    از خدا می خوام اگر مناسب شرایط من هست خودش هزینه دوره رو به صورت سفارشی برام تهیه کنه

    چه جاهایی موفقیت کسب نکردی به خاطر نداشتم احساس لیاقت ؟

    رابطه عاطفی برام پیش اومد ولی فرار کردم و خودمو لایق ندونستم چون طرف و شرایطش همونی یود که می خواستم

    چه جاهایی احساس لیاقت داشتی و باعث موفقیت شد

    1- تو کارم هر جا که به درآمد خوب رسیدم دلیلش لین بود که خودمو لایق می دونستم ( البته روش کار کرده بودم و یه جورایی لیاقتم به دریافت رو چشبوندم به اینکه چقد فعالیت میکنم یا تاثیر میزارم کار مفید میکنم )

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: