اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به اندازه ای که من خودم را لایق احترام می دونم به همون اندازه احترام را از دیگران دریافت میکنم.
تا من خودم به خودم احترام نگذارم
تا من خودمو لایق دریافت و روبرو شدن در مواقعی که با آدمها هستم و اونها بهم احترام بگذارند و برام احترام قائل شوند
وقتی من از درون خودم را لایق دونستم و احساس لیاقت احترام از دیگران را دیدم و لمس کردم و احساسش کردم همون را جهان بهم بازخورد می دهد
چه دنیای قشنگی
خیلی عالیه
پس من احتیاج نیست شاخ غولی را بشکنم
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.
.
تا وقتی ایرادات خودم را می بینم خودمو لایق دریافت نعمت ها و خواسته های خودم هم نمی دونم
وقتی موفقیت های خودم را برای خودم پررنگ کردم بهشون بهای بیشتری دادم اپن موقع پاسخ
خداوند را دریافت می کنم و صدایش را می شنوم
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.
از بس بچه بودیم و با خواهر و برادر هامون مسخره بازی در می آوردیم و این شده بود جزیی از وجود مون از بس این کار را تکرار کردیم دیگه در ذهنم جایی برای دیدن (( توانایی))) نمانده….
همه به هم می گفتیم چقدر دماغت گنده است ؟؟؟ چقدر چاق شدی ؟؟؟؟ چقدر لاغری ؟؟؟ و صد البته با القاب زشت دیگه ای می گفتیم و همدیگرو صدا می زدیم
ولی الان باید آگاهانه از همین مکان از همین ساعت شروع به دیدن توانایی های خودمون و فراموش کردن گذشته و فراموش کردن تجربیاتی که باب میل مون نبودند و در قانون جایی نداشتند و الان هم ندارند باشیم البته اگر بدنبال رشد هستیم
وگرنه این یک فایل است و زور و جبری پشتش نیست
پس همه چیز به خودم بر می گردد همه چیز خودم هستم
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.
.
من همیشه کانون توجه و تمرکز خودم را می گذارم روی نواقص و عیب هام روی چیزهایی که ندارم .
روی چیزهایی که من ندارم و بقیه دارند…..
وقتی مدام دارم تکرار می کنم که چرا باز هم باید ماشین ما خراب شود ؟؟؟!!!!! خب معلومه نه تنها عیبش را هیچ مکانیکی سر در نمی آورد بلکه روز به روز اوضاعش بد و بدتر میشه
و من متعجبم که چرا درست نشد ؟؟؟ چرا ماشین ما باید این عیب ها را بگیرد ؟؟؟؟
حالا این وسط بقیه هم نظر می دهند که آره چندین سال هست که شماها نتوانستید ماشین عوض کنید یا می گویند آره دیگه همینه برای به عده ای نیست دیگه خدا به یه عده ای فقط لطف داره
اما اگر من که دارم روی خودم کار می کنم منی که می خواهم موفقیت های بزرگ را دریافت کنم همیشه و پیوسته باید گوش به حرف این نوع جنس از اراجیف ندهم چرا ؟؟؟ چون این نوع نگاه این نوع حرف ها و افکار برای قبلاً من بوده
الآن که می خواهم اوضاع درست تر شود باید تواناییهای خودم را ببینم . خوبیهای ماشین خودم را ببینم . عیب های الانش را چشم پوشی نکنم و بزرگش نکنم و اعراض کنم چرا ؟؟ چون می خواهم بهترین ها را نصیب خودم کنم همیشه
این فایل چند دقیقه است ولی به اندازه ی یازده سال و خورده ای من را به جلو حرکت داد
الهی شکر
.
.
.
چرا من توانایی های خودمو را دست کم می گیرم ؟؟؟
علت این کار چیه ؟؟
باید هر توانایی که دارم خودم بولدش کنم. بزرگش کنم
چرا ،؟؟؟؟
چون می خواهم دستاوردهای بیشتری را کسب کنم.
چون می خواهم رشد کنم
چون می خواهم در تصاعد باشم
چون می خواهم همیشه در تصاعد باشم
چون می خواهم پایین نروم
.
این خیلی مهمه که من توانایی های خودم را به خودم و به دیگران بگویم تا باعث موفقیت های بیشتری برای خودم و برای زندگی خودم شوم .
چرا من باید همیشه نقص های خودمو مرور کنم و فرکانسش را به جهان ارائه بدهم و حتی همون را به خودم و زندگیم دعوت کنم !!!!!!!
چرا من کمبود هام را مرور می کنم و چیزی که ندارم را دایم دارم میگم من که این را ندارم من که اون را ندارم چه فایده داره ؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!
خدایا واقعا بزرگیت را شکر برای ریشه ای حل کردن مسایل چون فقط خودت می توانی و توانایی اش را داری که حلال مسایل من باشی به راحتی و به خوبی .
اگر من کمبودها
. نقص ها .
و این برای من خیلی مهمه
««« ضعف ها »»»»«
شخصیتی خودمو را دایم به خودم بگم این باعث میشود همه تو سر من بزنند
و این در حالی هست که من همه کار برای همه می کنم
گاهی اوقات بقیه متعجب هستند و می گویند فلانی که همه کار می کنه پس چرا هیچ کس باهاش نیست
یکی از عامل هایش همینه دیگه
چون من خودم ضعف ها و نقص های خودمو برای خودم و حتی برای دیگران و در جمع ها می گویم و تکرارشون می کنم
و توجه و تمرکز کردن روی نقص ها . روی عیب ها . روی ضعف ها باعث مسایل مخرب میشود
حتی اگر من آدمی باشم که نواقص و ضعف های خودم را بگم و نقص ها و عیب های دیگران را بهشون بگم و تکرار کنم این هم باعث میشود دیگران نقص ها و عیب های من را ببینند و بهم بگویند
خدایا شکرت
.
من در خیلی از جاها که رفتم خیلی بهم خوش گذشته ولی یه رفتار زشت و ناشایست از دیگران برای خودم و حتی در مورد دیگران دیدم . همین را بزرگ کردم و تا سالهای سال در ذهنم برای خودم گفتم و گفتم و مرور کردم و همین باعث میشود خودم خودمو کوچک ببینم و بگویم چه فایده ؟!؟!؟! برای من جواب نمی ده ؟!!!!
امشب یه جایی بودم و خیلی خوب بود ولی یه نفر بهم گفت تو چند شب بعد که دوباره مهمونی بودم بهم گفت تو دیر بیا
و همین را ذهن من گرفت و ول نکرد که ببین …. ببین چطور باهات رفتار کرد ؟!؟!! ببین چطور باهات برخورد کرد
در صورتیکه همون جا باید خفه کرد ذهن چموش و دست شیطان را از دست بست
اشکالی ندارد . منظوری نداشت . یه چیزی گفت بابا من بزرگتر از ابن حرفام ……
چرا من تمرکز کنم روی نکات منفی .
آگاهانه جهت باید بدهم به ذهنم و کنترلش کنم تا تکرارش نکنه برای موارد بعدی
چرا ؟؟؟ چون این باعث کند شدن روند رشد خودم میشه . چون این باعث سد شدن این همه حرکت کردن و متعجب شدن که چرا جواب نمی ده برای من میشه.
خدایا شکرت
من همیشه تمرکزم روی این بود که من چرا خونه از خودم ندارم .
من چرا باید(( در اوایل که با استاد آشنا نشده بودم))) در خونه مادر شوهرم زندگی کنم
و بعد فهمیدم این فرکانس مناسب جهان نیست
الان بعد از چند سال هنوز هم می بینم ذهنم دنبال همون فرکانس هست
خدایا خودت کمک کن
.
من با توجه و تمرکز روی شکست های قبلیم که هر چی خونه و زمین داشتم تموم شد و به باد فنا رفت دارم فرکانس همون کمبود را به جهان ساطع می کنم و دریافت نمی کنم آنچه را که می خواهم
وقتی من توجه و تمرکزم را روی نکات مثبت بزارم جهان کاری می کند که من به مکان های بهتر و عالیتر که البته بستگی به باور خودم هم دارد
من را هدایت می کند
چقدر زندگی قشنکه
چقدر جهان زیباست
خدایا شکرت
چقدر دنیاقشنگه خدایا شکرت
من کانون توجه و تمرکزم را بدون اینکه خودم را مقایسه کنم با بقیه
روی نکات مثبت می زارم
و کار جهان . وظیفه ی جهان
این عین که من را به بهترینها هدایت کند
الهی الحمدلله
من باید دست از نداشتن ها . ندادن ها . نبودن ها . نشدن ها بردارم
و به جایش روی بودن ها . فراوانی ها . داشته ها . شدن ها بزارم
تا از جنس همین ها را دریافت کنم
وگرنه دریافتش نمی کنم .
خدایا شکرت
.
به موردی هم بود گفتم اینجا عنوانش کنم که در مورد هیچی با دیگران حرف نمی زنم خدا را شکر منظورم مسایل شخصی . در مورد زندگی دیگران . کارهای دیگران و چقدر شب ها راحتر می خوابم . و چقدر وجدانم آسوده تر شده خدا را شکر . و چقدر خودم راحت تر و آزادتر هستم . و چقدر خودم تصمیم گیرنده اصلی خودم و زندگیم هستم . خواستم این را اینجا مطرحش کنم چون خیلی به خودم کمک کرده تا به الان خدا را شکر و خواستم حتما حتما مکتوبش کرده باشم
کلمات و جملات کلیدی در نوشته های خودت دیدم خدایا شکرت برای وجودت.
قبلا فکر میکردم این حس یعنی اون آدم هایی که خودشیفته هستن ، یعنی برای ارزشمندی خودشون حتما نیاز هست که بقیه رو بی ارزش کنن
اینم بر می گرده به الگوها ، که چون دوست نداشتم دیگران رو بی ارزش کنم قید احساس لیاقت رو زده بودم
چون تو ذهن من احساس لیاقت = بی ارزش کردن دیگران
ولی یاد گرفتم صحیحش اینه
«««احساس لیاقت واقعی نمیتونه دیگران رو بی ارزش کنه ، فقط تمرکزش روی اینه که خودش رو با ارزش کنه و کاری با دیگران نداره و چون این فرکانس غالبش هست ناخودآگاه به دیگران هم اینطوری نگاه میکنه و برای دیگران هم ارزش قائل هست …»»««
این جملاتی که نوشتی خیلی برام درس ها داشت خدایا شکرت.
فقط می تونه خودشو باارزش کنه یعنی من با فرد یا افرادی رفت و آمد دارم که خیلی از خودشون تعریف می کنند خودشون را در سطح بالایی
میبینند و مدام آدمهایی یا اون هایی که در سطح پایین هستند را
با صدای بلند مسخره می کنند
یا بلند بلند بهشون می خندند
بعد چیزی که من دیدم روز به روز هم
از لحاظ مالی رشدهای بالاتری دارند.
ما با یه آقایی که فوق ثروتمند است رفتیم کوهنوردی
کفش های ایشون ضد آب بودن
و مدام در حین کوهنوردی تکرار می کرد که ببینید کفش های من ضد آب است
و بقیه هم هیچی نمی گفتند
بعد از جمع یه آقایی بلند گفت البته با مزاح. آره کفش هایت ضد آب است
بعد اون فرد فوق ثروتمند با صدای بلند تر و واضح تر گفت : بله که ضد آبه…. تازه شلوارم هم ضد آبه…
در اون جمع افرادی معمولی بودند
و فقط ایشون فوق ثروتمند بود
و همه سرشون رو پایین انداختند
ولی ایشون اصلا
تازه بیشتر هم به خودش افتخار می کرد
اگر قبلاً من بود کلی فحش و ناسزا
و … نثارش می کردم
ولی الان اصلأ
و همین رو برای خودم درس گرفتم
و الآن به کامنت شما هدایت شدم
خدایا شکرت.
چقدر شده بهترین ها را دریافت کردیم ولی برای عدم احساس لیاقت
یا از دست داده ایم
یا برای تحقیر شدن ها و کمبودها
و سرزنش ها اصلا کنار گذاشتیم.
.
دقیقا که میگید کاری با دیگران ندارد
واقعا درسته
من بهش رسیدم
اون کسی که روز به روز پیشرفت می کند و رشد می کند با دیگران کاری ندارد چون خودش خودشو بالا
می برد
خودش برای خودش ارزش قائل است
و معلومه که دیگران هم که همون جواب فرکانس خودش هست که به جهان ارسال کرده را پس می گیرد.
.
ما از ارسال فرکانس دیگران از درون اونها که خبری نداریم و نمی دونیم
که چه باوری یا باورهایی دارد
ولی الان این را می دونیم که زود
در مورد دیگران قضاوت نکنیم
فقط قانون را بدونیم
و بهش عمل کنیم
فرکانس درست بفرستیم تا جواب های درست قطعاً و صد در صدی
را از جهان و خداوند دریافت کنیم .
.
تا وقتی من برای خودم ارزش قائل هستم همین فرکانس را باید تقویتش کنم و جهان هم از همین جنس را بهم
با عشق تحویل می دهد .
چقدر قانون قشنگه به خدا
خدایا شکرت برای قانون
خدایا شکرت جهان درست را به من هدیه دادی
خدایا شکرت برای هدیه ی ارزنده و زیبا و عالی که امروز به من عطا کردی که همین هدایت خودت به سمت کامنت های دوستان در سایت و الان هم نوشته های صدف جون
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.
البته که من چند بار دیگه کامنت شما را بخونم تا در بیشتر موارد یادم باشد
به اندازه ای که من خودم را لایق احترام می دونم به همون اندازه احترام را از دیگران دریافت میکنم.
تا من خودم به خودم احترام نگذارم
تا من خودمو لایق دریافت و روبرو شدن در مواقعی که با آدمها هستم و اونها بهم احترام بگذارند و برام احترام قائل شوند
وقتی من از درون خودم را لایق دونستم و احساس لیاقت احترام از دیگران را دیدم و لمس کردم و احساسش کردم همون را جهان بهم بازخورد می دهد
چه دنیای قشنگی
خیلی عالیه
پس من احتیاج نیست شاخ غولی را بشکنم
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.
.
تا وقتی ایرادات خودم را می بینم خودمو لایق دریافت نعمت ها و خواسته های خودم هم نمی دونم
وقتی موفقیت های خودم را برای خودم پررنگ کردم بهشون بهای بیشتری دادم اپن موقع پاسخ
خداوند را دریافت می کنم و صدایش را می شنوم
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.
از بس بچه بودیم و با خواهر و برادر هامون مسخره بازی در می آوردیم و این شده بود جزیی از وجود مون از بس این کار را تکرار کردیم دیگه در ذهنم جایی برای دیدن (( توانایی))) نمانده….
همه به هم می گفتیم چقدر دماغت گنده است ؟؟؟ چقدر چاق شدی ؟؟؟؟ چقدر لاغری ؟؟؟ و صد البته با القاب زشت دیگه ای می گفتیم و همدیگرو صدا می زدیم
ولی الان باید آگاهانه از همین مکان از همین ساعت شروع به دیدن توانایی های خودمون و فراموش کردن گذشته و فراموش کردن تجربیاتی که باب میل مون نبودند و در قانون جایی نداشتند و الان هم ندارند باشیم البته اگر بدنبال رشد هستیم
وگرنه این یک فایل است و زور و جبری پشتش نیست
پس همه چیز به خودم بر می گردد همه چیز خودم هستم
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.
.
من همیشه کانون توجه و تمرکز خودم را می گذارم روی نواقص و عیب هام روی چیزهایی که ندارم .
روی چیزهایی که من ندارم و بقیه دارند…..
وقتی مدام دارم تکرار می کنم که چرا باز هم باید ماشین ما خراب شود ؟؟؟!!!!! خب معلومه نه تنها عیبش را هیچ مکانیکی سر در نمی آورد بلکه روز به روز اوضاعش بد و بدتر میشه
و من متعجبم که چرا درست نشد ؟؟؟ چرا ماشین ما باید این عیب ها را بگیرد ؟؟؟؟
حالا این وسط بقیه هم نظر می دهند که آره چندین سال هست که شماها نتوانستید ماشین عوض کنید یا می گویند آره دیگه همینه برای به عده ای نیست دیگه خدا به یه عده ای فقط لطف داره
اما اگر من که دارم روی خودم کار می کنم منی که می خواهم موفقیت های بزرگ را دریافت کنم همیشه و پیوسته باید گوش به حرف این نوع جنس از اراجیف ندهم چرا ؟؟؟ چون این نوع نگاه این نوع حرف ها و افکار برای قبلاً من بوده
الآن که می خواهم اوضاع درست تر شود باید تواناییهای خودم را ببینم . خوبیهای ماشین خودم را ببینم . عیب های الانش را چشم پوشی نکنم و بزرگش نکنم و اعراض کنم چرا ؟؟ چون می خواهم بهترین ها را نصیب خودم کنم همیشه
چون می خواهم خود عیب های ماشین خوب شود
که باید اینطوری باشه
همه چیز دست خودمونه
خدایا شکرت.
.
به نام خدا
خدایا شکرت
.
.
.
این فایل چند دقیقه است ولی به اندازه ی یازده سال و خورده ای من را به جلو حرکت داد
الهی شکر
.
.
.
چرا من توانایی های خودمو را دست کم می گیرم ؟؟؟
علت این کار چیه ؟؟
باید هر توانایی که دارم خودم بولدش کنم. بزرگش کنم
چرا ،؟؟؟؟
چون می خواهم دستاوردهای بیشتری را کسب کنم.
چون می خواهم رشد کنم
چون می خواهم در تصاعد باشم
چون می خواهم همیشه در تصاعد باشم
چون می خواهم پایین نروم
.
این خیلی مهمه که من توانایی های خودم را به خودم و به دیگران بگویم تا باعث موفقیت های بیشتری برای خودم و برای زندگی خودم شوم .
چرا من باید همیشه نقص های خودمو مرور کنم و فرکانسش را به جهان ارائه بدهم و حتی همون را به خودم و زندگیم دعوت کنم !!!!!!!
چرا من کمبود هام را مرور می کنم و چیزی که ندارم را دایم دارم میگم من که این را ندارم من که اون را ندارم چه فایده داره ؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!
خدایا واقعا بزرگیت را شکر برای ریشه ای حل کردن مسایل چون فقط خودت می توانی و توانایی اش را داری که حلال مسایل من باشی به راحتی و به خوبی .
اگر من کمبودها
. نقص ها .
و این برای من خیلی مهمه
««« ضعف ها »»»»«
شخصیتی خودمو را دایم به خودم بگم این باعث میشود همه تو سر من بزنند
و این در حالی هست که من همه کار برای همه می کنم
گاهی اوقات بقیه متعجب هستند و می گویند فلانی که همه کار می کنه پس چرا هیچ کس باهاش نیست
یکی از عامل هایش همینه دیگه
چون من خودم ضعف ها و نقص های خودمو برای خودم و حتی برای دیگران و در جمع ها می گویم و تکرارشون می کنم
و توجه و تمرکز کردن روی نقص ها . روی عیب ها . روی ضعف ها باعث مسایل مخرب میشود
حتی اگر من آدمی باشم که نواقص و ضعف های خودم را بگم و نقص ها و عیب های دیگران را بهشون بگم و تکرار کنم این هم باعث میشود دیگران نقص ها و عیب های من را ببینند و بهم بگویند
خدایا شکرت
.
من در خیلی از جاها که رفتم خیلی بهم خوش گذشته ولی یه رفتار زشت و ناشایست از دیگران برای خودم و حتی در مورد دیگران دیدم . همین را بزرگ کردم و تا سالهای سال در ذهنم برای خودم گفتم و گفتم و مرور کردم و همین باعث میشود خودم خودمو کوچک ببینم و بگویم چه فایده ؟!؟!؟! برای من جواب نمی ده ؟!!!!
امشب یه جایی بودم و خیلی خوب بود ولی یه نفر بهم گفت تو چند شب بعد که دوباره مهمونی بودم بهم گفت تو دیر بیا
و همین را ذهن من گرفت و ول نکرد که ببین …. ببین چطور باهات رفتار کرد ؟!؟!! ببین چطور باهات برخورد کرد
در صورتیکه همون جا باید خفه کرد ذهن چموش و دست شیطان را از دست بست
اشکالی ندارد . منظوری نداشت . یه چیزی گفت بابا من بزرگتر از ابن حرفام ……
چرا من تمرکز کنم روی نکات منفی .
آگاهانه جهت باید بدهم به ذهنم و کنترلش کنم تا تکرارش نکنه برای موارد بعدی
چرا ؟؟؟ چون این باعث کند شدن روند رشد خودم میشه . چون این باعث سد شدن این همه حرکت کردن و متعجب شدن که چرا جواب نمی ده برای من میشه.
خدایا شکرت
من همیشه تمرکزم روی این بود که من چرا خونه از خودم ندارم .
من چرا باید(( در اوایل که با استاد آشنا نشده بودم))) در خونه مادر شوهرم زندگی کنم
و بعد فهمیدم این فرکانس مناسب جهان نیست
الان بعد از چند سال هنوز هم می بینم ذهنم دنبال همون فرکانس هست
خدایا خودت کمک کن
.
من با توجه و تمرکز روی شکست های قبلیم که هر چی خونه و زمین داشتم تموم شد و به باد فنا رفت دارم فرکانس همون کمبود را به جهان ساطع می کنم و دریافت نمی کنم آنچه را که می خواهم
وقتی من توجه و تمرکزم را روی نکات مثبت بزارم جهان کاری می کند که من به مکان های بهتر و عالیتر که البته بستگی به باور خودم هم دارد
من را هدایت می کند
چقدر زندگی قشنکه
چقدر جهان زیباست
خدایا شکرت
چقدر دنیاقشنگه خدایا شکرت
من کانون توجه و تمرکزم را بدون اینکه خودم را مقایسه کنم با بقیه
روی نکات مثبت می زارم
و کار جهان . وظیفه ی جهان
این عین که من را به بهترینها هدایت کند
الهی الحمدلله
من باید دست از نداشتن ها . ندادن ها . نبودن ها . نشدن ها بردارم
و به جایش روی بودن ها . فراوانی ها . داشته ها . شدن ها بزارم
تا از جنس همین ها را دریافت کنم
وگرنه دریافتش نمی کنم .
خدایا شکرت
.
به موردی هم بود گفتم اینجا عنوانش کنم که در مورد هیچی با دیگران حرف نمی زنم خدا را شکر منظورم مسایل شخصی . در مورد زندگی دیگران . کارهای دیگران و چقدر شب ها راحتر می خوابم . و چقدر وجدانم آسوده تر شده خدا را شکر . و چقدر خودم راحت تر و آزادتر هستم . و چقدر خودم تصمیم گیرنده اصلی خودم و زندگیم هستم . خواستم این را اینجا مطرحش کنم چون خیلی به خودم کمک کرده تا به الان خدا را شکر و خواستم حتما حتما مکتوبش کرده باشم
به اندازه ای که من خودم را لایق آدمهای خوب می دونم به همون اندازه آدمهای خوب را به سمت خودم خداوند هدایت می کند
.
چقدر من با ابن جمله مشکل دارم خدایا خودت کمکم کن
من خودمو خوب نمی دیدم و می خواهم آدمها وجه خوبشون را به من نشان بدهند
حالا این وسط خدا ند به من لطف مرد هدایتم کرد به سمت استاد و دوره ها و فایل های ایشون و من روی خودم کار کردم و کار کردم و کار می کنم و تغییر کردم
حالا می خواستم آدمها هم خوب شوند نه اینکه من بهشون بگم اصلا و ابدا
چون استاد گفته بود که از قانون به کسی نگیم ولی من در ناخوداکاهم می خواستم
چون خودم تغییر کردمون
چون خودم خوب شدم
در ضمیر ناخودآگاه خودم می خواستم اونها هم مثل من فکر کنند
یا اینکه من به درجه ای که اونها بودند رسیدم الان و دیگه روابط مون طلایی میشه و رویایی و همه برای من می میرند و جون می دهند
در صورتیکه اصلا این طور نبوده نیست و نخواهد بود
برای من این طور نبود
درسته من روی خودم کار کردم . تغییر کردم ولی دیگران خودشون هستند با دیدگاه های خودشون با افکار خودشون با باورهای خودشون
با طرز نگاه خودشون
به من مربوط نیست که اونها خوب بودند و من به اونها الان رسیدم با تغییر باورها و زاویه دید
در صورتیکه من از ناخودآگاه اونها که خبر ندارم
اصلا به من مربوط نیست که چه دیدگاهی دارند
اونها زندگی خودشون رو دارند
یه دوهفته ای هست خیلی فکر کردم و شب ها تا حتی خود صبح بیدار بودم تا ترمزهای خودمو در بیاورم و باورهای درست را جایگزین کنم.
استاد گفته بود من از تغییر دیگران ناتوانم . من نمی تونم دیگران را نقل خودم کنم .
من این را می دونستم و برای خودم تکرار می کردم ولی باز می دیدم در زندگیم دارد خودشو نشون میده.
مادر و خواهر من با غیبت کردن حال می کنند . اصلا دوست دارند غیبت کنند و من این عمل زشت را دوست ندارم
آیا من میتونم اینها را تغییر بدهم ؟؟؟
حتی من با خنده می گفتم غیبت نکنید و بعد فهمیدم من را به آدم قدیمی و منزوی میبینند
و برای همین ویژگیها فهمیدم که کار درست را من می کنم
البته که من خیلی جای کار دارم
ولی در حد خودمو می دونم.
خدایا شکرت
.
خدایا ازت می خواهم من را در مدار دریافت آگاهی ها قرار بدهی و همیشه من را هدایت کنی به بهت زنها و دریافت کنم
الهی و ربی
به نام خدا
سلام آقا رضا
عجب کامنتی نوشته بودی احسنت داری
خیلی عالی همه را با آیه های قرآن .
من که با لذت تمام نوشته هاتون را خوندم با آرامش و صبوری
الهی که چندین برابرش بهتون برگرده.
خیلی وقته فقط آیه های در سایت را می خونم و دنبال می کنم
ولی شما همکار عزیزم و دست خداوند شدید تا بهتر آیه هایی که ذکر کرده بودید در جای خودش بود
الهی شکر برای وجودتون
ممنون
به نام خدا
خدایا شکرت
سلام صدف نازنین
امید وارم که حال دلت عالی باشه
ممنون برای نوشته هات
کلمات و جملات کلیدی در نوشته های خودت دیدم خدایا شکرت برای وجودت.
قبلا فکر میکردم این حس یعنی اون آدم هایی که خودشیفته هستن ، یعنی برای ارزشمندی خودشون حتما نیاز هست که بقیه رو بی ارزش کنن
اینم بر می گرده به الگوها ، که چون دوست نداشتم دیگران رو بی ارزش کنم قید احساس لیاقت رو زده بودم
چون تو ذهن من احساس لیاقت = بی ارزش کردن دیگران
ولی یاد گرفتم صحیحش اینه
«««احساس لیاقت واقعی نمیتونه دیگران رو بی ارزش کنه ، فقط تمرکزش روی اینه که خودش رو با ارزش کنه و کاری با دیگران نداره و چون این فرکانس غالبش هست ناخودآگاه به دیگران هم اینطوری نگاه میکنه و برای دیگران هم ارزش قائل هست …»»««
این جملاتی که نوشتی خیلی برام درس ها داشت خدایا شکرت.
فقط می تونه خودشو باارزش کنه یعنی من با فرد یا افرادی رفت و آمد دارم که خیلی از خودشون تعریف می کنند خودشون را در سطح بالایی
میبینند و مدام آدمهایی یا اون هایی که در سطح پایین هستند را
با صدای بلند مسخره می کنند
یا بلند بلند بهشون می خندند
بعد چیزی که من دیدم روز به روز هم
از لحاظ مالی رشدهای بالاتری دارند.
ما با یه آقایی که فوق ثروتمند است رفتیم کوهنوردی
کفش های ایشون ضد آب بودن
و مدام در حین کوهنوردی تکرار می کرد که ببینید کفش های من ضد آب است
و بقیه هم هیچی نمی گفتند
بعد از جمع یه آقایی بلند گفت البته با مزاح. آره کفش هایت ضد آب است
بعد اون فرد فوق ثروتمند با صدای بلند تر و واضح تر گفت : بله که ضد آبه…. تازه شلوارم هم ضد آبه…
در اون جمع افرادی معمولی بودند
و فقط ایشون فوق ثروتمند بود
و همه سرشون رو پایین انداختند
ولی ایشون اصلا
تازه بیشتر هم به خودش افتخار می کرد
اگر قبلاً من بود کلی فحش و ناسزا
و … نثارش می کردم
ولی الان اصلأ
و همین رو برای خودم درس گرفتم
و الآن به کامنت شما هدایت شدم
خدایا شکرت.
چقدر شده بهترین ها را دریافت کردیم ولی برای عدم احساس لیاقت
یا از دست داده ایم
یا برای تحقیر شدن ها و کمبودها
و سرزنش ها اصلا کنار گذاشتیم.
.
دقیقا که میگید کاری با دیگران ندارد
واقعا درسته
من بهش رسیدم
اون کسی که روز به روز پیشرفت می کند و رشد می کند با دیگران کاری ندارد چون خودش خودشو بالا
می برد
خودش برای خودش ارزش قائل است
و معلومه که دیگران هم که همون جواب فرکانس خودش هست که به جهان ارسال کرده را پس می گیرد.
.
ما از ارسال فرکانس دیگران از درون اونها که خبری نداریم و نمی دونیم
که چه باوری یا باورهایی دارد
ولی الان این را می دونیم که زود
در مورد دیگران قضاوت نکنیم
فقط قانون را بدونیم
و بهش عمل کنیم
فرکانس درست بفرستیم تا جواب های درست قطعاً و صد در صدی
را از جهان و خداوند دریافت کنیم .
.
تا وقتی من برای خودم ارزش قائل هستم همین فرکانس را باید تقویتش کنم و جهان هم از همین جنس را بهم
با عشق تحویل می دهد .
چقدر قانون قشنگه به خدا
خدایا شکرت برای قانون
خدایا شکرت جهان درست را به من هدیه دادی
خدایا شکرت برای هدیه ی ارزنده و زیبا و عالی که امروز به من عطا کردی که همین هدایت خودت به سمت کامنت های دوستان در سایت و الان هم نوشته های صدف جون
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.
البته که من چند بار دیگه کامنت شما را بخونم تا در بیشتر موارد یادم باشد
و به خودم یادآوری کنم قانون را.
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.
.
به نام خدا
خدایا شکرت
سلام عزیزم
نگین جان نازنین ️
.
حالا شما صحبت از مقاطع تحصیلی و ابتدایی کردید من هم یادم اومد
که چقدر خودمو سرزنش می کردم و تحقیر می کردم چون «« درس ریاضی »»» را اصلأ و ابدا یاد نمی گرفتم
یعنی در ذهن من درس ریاضی و زنگ ریاضی شده بود برای جونم
تا اسم ریاضی می اومد تنم می لرزید
و استرس می گرفتم
برای همین هم در انتخاب رشته ام
رشته ی ادبیات را انتخاب کردم
چون ریاضی خیلی نداشت .
البته که گذشته ها گذشته و نباید بهش توجه کنم ولی این خودخوری ها و تو سر زدن ها همین طور از بچگی با ما بوده و اول باید قبول کنیم
ولی الان در صدد رفع کردن اونها هستیم
چون تا رفع نشود همین طور این زنجیر و زنجیروار با ما هست
و این خودش یک موفقیت است که
به زیباییها و نکات مثبت و موفقیت ها توجه کنیم و همین که اینجا هستیم و سعی و تلاش می کنیم که
حواسمان به اصل باشد و تو در و دیوار نرویم خودش احساس منو خوب می کند
خدا را شکر.
.
به نظر من هم تمام روابطی که از هم پاشیده شد و پاشیده می شود برای این هست که ما خیلی بهش بها
می دهیم
یعنی من قبلاً 24 ساعتم فقط به بدیها و سو برداشت ها . کنایه زدن های دیگران وووو بود
حالا بماند که چقدر گریه و اشک و غصه هم به همراه داشت
و همین ها باعث دور شدن ها می شود
همین توجه به نکاتی که اصلا در قانون نیست ما را از روابط عاشقانه
دور می کند
حالا باید چیکار کنیم ؟ باید حداقل سعی کنیم به نکات مثبت افراد آدمها
شرایط موقعیت ها ووو توجه و تمرکز کنیم .
باید به وجه خوب و عالی و مثبت آدمها توجه کنیم
اگر کسی در مدار بود بهش بگیم
ولی اگر هم نبود برای خودمون تکرار کنیم
چون تکرار کردن ها خودش یک تمرین بزرگی است
و باعث حک شدن در مغز و قلب و جان آدم میشود
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.
امروز از خداوند هدیه خواستم و به چه صفحه هایی از سایت هدایتم کرد خدایا شکرت خدایا ممنونم.
.
خدا را شکر با آوردن مثالها در مورد خودمون و زندگی خودمون پی به اصل بیشتر می بریم و این یعنی رشد بیشتر ما خدایا شکرت.
.
من تمرین آینه رو که استاد در دوره عزت نفس گفتند رو هر روز خدا را شکر انجام می دهم
چند روزی بود به خودم می گفتم
خدایا می خواهم بهتر این تمرین
را انجام بدهم
چطور را نمی دونم
می خواهم بهتر انجام بدهم
و خدا را شکر هدایت شدم به احساس لیاقت
که این خودش باز هم درسها برام دارد که اگر این تمرین آینه رو همیشه انجام بدهم این در ضمیر ناخودآگاه من حک می شود و برای تصمیمات
بزرگ زندگیم هم سست نیستم و
محکمتر تصمیم می گیرم.
خدایا شکرت
.
چند روزی بود خیلی خیلی برای داشتن آدمهایی که الان دارمشون شکر و شکرکزاری می کردم
چون قبلاً اصلا می خواستم نباشن
ولی الان خدا را شکر برای وجودشون خیلی خوشحالم
..البته جدا از بحث وابستگی و عدم وابستگی که این وابستگی هم خودش باید از درون حل شود .
و نتیجه چی شد اینکه خدایا شکرت بیشتر از قبل وجه خوب و عالی و مثبت خودشون رو به من نشون می دهند خدایا شکرت
چون من فرکانس بهتر می فرستم خدا را شکر.
همه چیز بر می گردد به خودمون . به فرکانس هامون.
به باورها مون یعنی اگر همیشه و پیوسته در حال ارسال فرکانس درست باشیم دریافت غالب ما هم درست است
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.
ممنون دوست عزیزم