کدام مسیر را انتخاب کرده ای؟ هموار یا سنگلاخی؟!
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهی های این فایل، کالبدشکافی یکی از مخربترین و ریشهدارترین باورهای محدودکننده در ذهن بشریت است. همان شعر پرتکرار: نابرده رنج گنج میسر نمی شود. این باور که بارها در قالب جملات به ظاهر زیبا و فلسفی شنیده باشید، شما را در مدار سختی ها قرار می دهد. وقتی چنین اصطلاحاتی را می پذیرید که: «جادهای که هیچ دستاندازی ندارد، احتمالاً به جایی نمیرسد»، نمی دانید که با این پذیرش، چقدر مسیر رسیدن به خواسته های خود را سخت و پیچیده می کنید. وگرنه طبیعی این است که مسیر خواسته ها هموار و لذت بخش باشد.
استاد عباس منش در این فایل، با استناد به قوانین تغییرناپذیر خداوند، این دیدگاه را به چالش میکشند و پرده از یک دروغ بزرگ برمیدارند: اینکه برای رسیدن به موفقیت، ثروت و سعادت، حتماً باید زجر کشید، سختی دید و از مسیرهای پرپیچ و خم عبور کرد. جهان هستی دقیقاً مانند آینهای عمل میکند که باورهای شما را به خودتان بازمیتاباند؛ اگر شما بپذیرید که مسیر موفقیت پر از سنگلاخ و دستانداز است، جهان دقیقاً شما را به مسیرهایی هدایت میکند که برای نوشیدن یک لیوان آب هم باید کوهها را بکنید و رنجهای عظیم را متحمل شوید. اما حقیقت این است که خداوند برای اعطای نعمتهایش به ما، نیازی به زجر کشیدن ما ندارد. سیستم جهان به گونهای طراحی شده که مسیرهای درست، همواره مسیرهایی هموار، لذتبخش و سرشار از هدایتهای الهی هستند و وقتی در حال عمل به هدایت های خداوند باشید، نشانه اش این است که مسیر هموار پیش می رود زیرا شیوه خداوند برای تجربه خواسته ها، شیوه آسانی است. به قول انیشتین، وقتی کارها آسان پیش می رود، نشانه ی این است که خداوند در حال انجام کارهاست.
پذیرش سختی به عنوان پیشنیاز موفقیت، تنها یک “باور” است که توسط فیلمها، داستانها و فرهنگ عمومی به ما تحمیل شده است، زیرا ذهن بشر عادت کرده که درام و بدبختی را جذابتر از موفقیتهای آسان و طبیعی ببیند.
استاد با تحلیل هوشمندانه ساختار فیلمنامهها و بیوگرافیهای اغراقآمیز، توضیح میدهند که چرا رسانهها تمرکز خود را بر ۹۰ درصد بدبختی و تنها ۱۰ درصد موفقیت افراد میگذارند.
؛ مسیری که در آن به جای کوهکندن و عبور از درههای وحشتناک، با آرامش و لذت و در کمترین زمان به قله میرسید.
درک مفهوم کنترل ورودیهای ذهن و نقش ساختن باورهای قدرتمندکننده در میزان همواری مسیر تحقق خواسته ها، کلید اصلی است. استاد تأکید میکنند که تنها تلاش مشما، تلاش ذهنی برای کنترل کانون توجه و مقاومت در برابر ورودیهای منفی جامعه است، نه سختی فیزیکی و جانکاه. تمام نتایج زندگی ما، از ثروت و سلامتی گرفته تا روابط، حاصل فرکانسهایی است که ما از طریق باورهایمان به جهان ارسال میکنیم. بنابراین، به جای پذیرش جملاتی که بوی رنج و سختی میدهند، باید به دنبال الگوهایی باشیم که منطق “آسانی” را تأیید میکنند. این آموزهها که جوهره اصلی دوره روانشناسی ثروت ۱ را تشکیل میدهند، به شما قدرت میدهند تا مسیر زندگیتان را از جادهای پر از دستانداز و رنج، به اتوبانی هموار از نعمت و ثروت تغییر دهید. وقتی باورهایتان را اصلاح میکنید، نه تنها نتایج مالی، بلکه آرامش، سلامتی و معنویت نیز به شکلی معجزهآسا و همزمان وارد زندگیتان میشود، زیرا موفقیت واقعی یک پکیج کامل از تمام خوبیهاست که خداوند برای بندگان باایمانش، “آسان” خواسته است.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری کدام مسیر را انتخاب کرده ای؟ هموار یا سنگلاخی؟!304MB29 دقیقه
- فایل صوتی کدام مسیر را انتخاب کرده ای؟ هموار یا سنگلاخی؟!26MB29 دقیقه














بنام خدای احد
هزاران بار شنیده بودم که شکست مقدمه پیروزیه
هزاران بار شنیده بودم که نابرده رنج گنج نمی شود
خیلی از کتاب ها و داستان ها رو خونده بودم کخ با بدبختی و سختی های رسیدن به موفقیت شروع شدن و تموم شدن
من دوست داشتم که ثروتمند و خوشبخت بشم اما یاد گرفته بودم که سختی کشیدن جز لاینفک این فراینده و جز این نیست.
من داستان باورها رو نمیدونستم . نمیدونستم چرا این مسیری که من توشم اینقدر با زجر و سختیه
با وجود اینکه دوست داشتم طعم خوشبختی رو بچشم اما نمیدونستم چرا جهان اون روی خوشش رو به من نشون نمیده غافل از اینکه:
من خودم با دست خودم خودم رو به این مسیر کشونده بودم اونم به خاطر باورهای غلطی که داشتم
من خودم اون مسیر سنگلاخی پر از پیچ و خم رو انتخاب کرده بودم و این برام طبیعی شده بود و واسه همین هم اصلا فکر نمیکردم که ممکنه جاده آسفالتی هم باشه که بشه سوت زنان ازش رد شد و طعم خوشبختی رو چشید
تا اینکه عباس منشی پیدا شد و از وجود اون جاده آسفالته توی اون جنگل سرسبز خبر داد با دوره ی دوازده قدم و اینکه انتخاب با خودمه میخوام همون مسیر سخت پر از زجر رو ادامه بدم یا وارد اون مسیر هموار و زیبا بشم و من انتخاب کردم که دیگه بدبختی و سختی رو تجربه نکنم
و الان من تو اون مسیرم، دیگه از زجر و سختی خبری نیست
همه چیز داره راحت و آرام پیش میره اگر چه من هنوز در ابتدای راهم اما :
همین که دیگه سنگلاخی وجود نداره و گاریهای سنگین بهم وصل نیست
همین که میدونم این مسیری که دارم میرم انتهاش ی کوه الماسه
همین که میدونم که کجا دارم میرم و هدفم چیه
همین که دیگه گیج و سرگردان نیستم و از خودم نمی پرسم: از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
چون میدونم که از خدا اومدم تا شادی و خوشبختی رو تجربه کنم و دوباره هم برگردم پیش خودش همین ی آرامشی هم میده که این مسیر رو با شور و شوق و اشتیاق ادامه بدم .
خدایا شکرت من الان توی اون جاده ی صاف و سرسبز جنگلم که استاد ازش صحبت می کرد فقط کافیه ادامه بدم تا بیفتم تو اون سرازیری
اول دوره دوازده قدم که این حرفها رو میشنیدم با خودم میگفتم یعنی میشه من هم برسم به اون جنگله که سوت بزنم و زیباییهای اطراف رو نگاه کنم و خوش و خرم زندگی کنم و الان با این فایل ی چکاپی انجام دادم و فهمیدم که من تو اون جاده ام وسط جنگل .درسته که از لحاظ مالی هنوز به اون کوه الماس نرسیدم اما دیگه زجری در کار نیست من دارم خیلی راحت تر و ساده تر زندگی میکنم با حال خوبتر و احساس بهتر و این یعنی :
من تونستم باورهای بهتری بسازم، من تونستم ورودیهای ذهنم رو کنترل کنم، من تونستم با تقواتر بشم و نزد خدا گرامی تر
خدایا چقدر تعریف باور ساختن با این فایل برام روشن تر و قابل درک تر شد که:
باور ساختن یعنی کنترل ورودیهای ذهن
خدای من من هزار بار باور ساختن رو از استاد شنیده بودم ولی چقدر اینجا و با این فایل دارم راحت تر و قشنگ تر درکش میکنم چون من اینکار رو توی عمل انجامش دادم تا اونجایی که تونستم. من تونستم ورودیهای ذهنم رو کنترل کنم بیشتر مواقع .پس من تونستم باورهای جدیدی بسازم
خدایا چه حس قشنگیه وقتی بفهمی عمل کردی به دانسته هات حتی ی کم بیشتر از گذشته ی ذره
اینا چیزهایی بود که با خوندن کپشن به ذهنم اومد و
اما خود فایل:
سلام استاد عزیز
من نسرین سلطانی هستم و خداوند رو سپاسگزارم که باز هم با شما هستم و قراره آگاهی نابی رو از شما دریافت کنم یعنی از خدا اما به واسطه ی شما
چقدر امروز چهرتون، صداتون، آهنگ کلامتون و لباستون خدایی تر شده نورانی تر شده
چقدر با دیدنتون آرامش سرتاسر وجودم رو طی میکنه تا بهتر و راحت تر و با احساس بهتر حرفهاتون رو گوش بدم
میدونم دلیل همه ی اینها چیه:
چون من مدتیه عطشم برا درک قوانین هستی زیادتر شده
چون فاصله ی فرکانسی ذهن و روحم کمتر شده
چون خدایی تر شدم
چون تواناتر شدم در کنترل ذهنم و این یعنی تواناتر شدم در کنترل زندگیم
چون این پسوند “تر” ی که به صفاتم میچسبه فارغ از اون صفته داره من بهتری از خوددم می سازه فارغ از ظاهر ظاهرا بد اون صفته مثل صفت کمتر که در ظاهر محدودیت رو با خودش میاره اما وقتی بین ذهن و روح من قرار میگیره این صفت هم زیباتر میشه
چون باور کردم حرف استادم رو که ی مسیر صاف و هموار متفاوت از مسیر سنگلاخی که اکثریت مردم دارن میرن هم هست
مسیری که میشه توش هم لذت برد و هم خلق کرد. هم راحت زندگی کرد و من الان هم دارم لذت میبرم هم خلق میکنم و هم راحت زندگی میکنم جوری که میخوام اون جمله بنده خدا رو که اول فایل خوندین تغییر بدم:
جاده ای که هیچ دست اندازی نداره صددرصد به کوه الماسی ختم میشه که اکثریت مردم ازش خبرن ندارن و اگر هم داشته باشن باور ندارن
خدایا شکرت که من دارم میشم جز اون اقلیتی که دارن توی اون جاده میرن جلو
درسته حالا بعضی وقتها از جاده منحرف میشم، بعضی وقتها در حالیکه پام رو ترمزه گاز هم میدم اما احساسات درونم اون جی پی اسی که خداوند در ماشین وجود من گذاشته سریع آلارم میده و من دوباره میام تو جاده و آرام و آهسته در حالیکه از منظره های اطراف لذت میبرم مسیرم رو ادامه میدم وانجام همین کار برام خیلی ساده تر شده
خدایا شکرت که اونقدر آگاه شدم که اگر میخوام چیزی رو با دیگران به اشتراک بذارم چیزی باشه که باورهای درست توشه و اونهم وقتی که اون دیگران خودشون مایل باشن و تو مدار باشن
هفته ی گذشته داشتم راجع بع الگوهای موفق نویسندگی سرچ میکردم ی صفحه ای باز شد راجع به یکی از نویسنده های به ظاهر موفق ایرانی. وقتی مصاحبش رو خوندم اونقدر باورهای غلط توش بود که تنها چیزی که توش نمایان نبود هنر نویسندگیش بود و همین باورهای غلط باعث شده بود که ایشون با وجود توانایی های زیادی که در نوسیندگی داشتن بسیار سختی بکشن و طعم ثروت رو نچشن و از دنیا برن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نتیجه گیری این مصاحبه این بود که نمیشه با نویسندگی ثروتمند شدو بعدش رفتم سراغ مصاحبه با خانم رولینگ نویسنده کتاب های هری پاتر که ثروتمند ترین نویسنده زن جهانه هرچند تو مصاحبه ایشون هم باورهای غلطی بود از جمله اینکه ناشر کتاب های ایشون بهشون میگه جوانان کتابهای نویسنده های زن رو خیلی نمیخونن و رولینگ باید ی اسم مستعار برا خودش بذاره و ایشون هم قبول میکنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اما تعداد باورهای غلط خیلی خیلی کم بود . و با خوندن این مصاحبه ها حرفهای استاد برام مرور شد که همه چیز باوره و تو هر شغلی میشه هم آدم های فقیر رو پیدا کرد و هم ثروتمند
آره اونچه که آدم رو خوشبخت یا بدبخت میکنه فقط باور وباروه
اگر من قبل از آشنایی با استاد زجر و سختی میکشیدم به خاطر این بود که جهان میخواست باورهای من رو بمن ثابت کنه
و اگر الان دارم راحت تر و آسان تر زندگی میکنم باز هم به خاطر اینه که جهان داره باوهای جدید من رو بمن ثابت میکنه و خود این یعنی:
اثبات ثابت بودن قواینن جهان
اثبات عدالت خداوند
اثبات نبودن تبدیل در سنت های خداوند
اثبات متغییر بودن من
اثبات قدرت تغییر و خلق کنندگی در من
ی نکته ی خیلی جالبی که من از این فایل گرفتم اینه که:
اراده و پشتکار داشتن رو مساوی ندونم با زجر و سختی کشیدن .این دو مفهوم ی جورایی توی فرهنگ ایرانی جا افتاده که وقتی کسی حرف از اراده و پشتکار میزنه منظور اینه که توی ی شرایط سختی هست که باید اون شرایط رو تحمل کنه و ادامه بده حتی اگر پوستش کنده بشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
در صورتیکه مفهوم درست اراده و پشتکار اینه که مسیر درست رو ادامه بدی نه اصرار بر ادامه دادن مسیر غلط!!!!
اینجای فایل که رسیدم احساسم بهم گفت که نکته های فایل رو خلاصه کن و بنویس و من هم گفتم چشم:
ما باید زمانی یک چیزی رو بپذیریم که پذیرفتنش به رشد ما کمک کنه
جهان آیینه باورهای ماست
باورها با تکرار ورودی ها شکل میگیرند
جهان باورهای ما رو به ما ثابت میکنه
در دوران بچگی همه چیز تو ذهن بچه ها راحت و دست یافتنیه
کنترل وردی ها عامل رسیدن به خواسته هاست
هیچ انسانی کامل نیست
هر انسانی باورهای نادرست داره
مثل سلیمان باشیم که راحت درخواست کنیم و راحت دریافت
الگوهای خوب رو انتخاب کنیم
اون سناریویی از افراد موفق رو براخودمون انتخاب کنیم که راحتی و آسانی رسیدن به خواسته توش هست
خداند همه ی انسان ها رو هدایت میکنه خودش تعهد داده
باورهای درست انسان رو به مسیر های درست و باورهای غلط به مسیر های غلط هدایت میکنه
بودن با باورهای درست در مسیر درست همیشه نتیجه ی درست میده
اینکه سختی و زجر کشیدن لازمه موفقتیه دروغی بزرگه
بلاهایی که به سرمون میاد به خاطر باورهای نادرست خودمونه
اون جاهایی که نتایج ضعیفه یعنی ایمان ضعیفه
برای موفق شدن نیازی به شکست خوردن نیست
بودن در زمان مناسب در مکان مناسب همون هدایت خداونده
بادآورده رو باد میبره ی باور مزخرفه
هر حرفی رو قبول نکنیم حالا هر کی گفته باشه
کار کردن روی باورها ی الزامه
کار کردن روی باورها باید با لذت و عشق باشه
وقتی روی باورهامون کار میکنیم همون لحظه حالمون خوب میشه همون لحظه تاثیرها رو روی ذهن و روح جسممون میبینیم
باورها و اعتقادات رو نمیشه یک شبه تغییر داد چون یک شبه بوجود نیومدن
میشه پکیجی از چیزهای خوب رو داشت خیلی راحت مثل استاد
خدایا شکرت چقدر این نکات درک این فایل رو راحت تر کرد
ممنوم استاد عزیزم
ممنونم مریم جان عزیز بابت این بروز رسانی ها واقعا که بقول شما ی گنجه این فایل های رایگانه که الان که دارم گوششون میدم دوباره ارزششون رو بیشتر درک میکنم
سلام به دوست خوبم آقا رضای عزیز . من از شما سپاسگزارم که باعث شدین من برم و کامنت خودم رو بخونم و اونهمه نکته برام مرور بشه و به یاد بیارم که وقتی متعهد باشی و بحث کار کردن روی خودت و کنترل رودیها رو جدی بگیری جهان هم مسیر رو برات هموار میکنه و پاداش ها رو نصیبت میکنه .خدا رو شکر که باز هم توی ی همچین حالتی قرار گرفتم .موفق باشین دوست الهی ام