این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/02/abasmanesh-5.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2023-02-22 03:35:372025-12-18 01:58:16به جای فرار از مسائل، از حلّ آنها پول بساز
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
کاملا با صحبت های شما موافق هستم که باید هر انسانی مسئولیت 100 درصدی اتفاقاتی که در زندگی اش رخ میده رو بر عهده بگیره و دست برداره از مقصر دونستن بقیه….
با گوش دادن به این فایل یه چیزی به ذهنم رسید،
با این اوصاف دولت چه وظیفه ای داره؟ اگر انقدر به درد نخور هست و نباید هیچ گزارشی از عملکرد خودش ارائه بده ، چرا ما انسان ها دور هم جمع میشیم و به دنبال ایجاد حکومت و دولت هستیم؟ چرا نون خور اضافه میکنیم
پر واضح هست که سیستم حکومتی ایران و آمریکا کاملاً متفاوت هستن و آمریکا بر حسب نوع حکومتش که فدرالی هست دولت مرکزی قدرت چندانی در اداره امور ایالت ها نداره. البته که در اصول اساسی تمام ایالت ها از یه قانون پیروی می کنن.
استادقبلا ماهم از روش پنزی که اشاره فرمودین استفاده کردیم!!!!!!!!!!!!!
ولی الان چندسالی هست که پسرم، خودش شرکت بازرگانی ثبت کرده، ودوتاپسربزرگم برای حل مسائل وبرطرف کردن چالشهای ارگانهای دولتی توی مناقصه هاشرکت میکنند.
بارهبریت الهی ودرمشیت الهی بابهترین قیمتی که ارائه میدهندبرنده ی مناقصه میشوند.
ودولت برای حل مسائل وبرطرف کردن چالشهای اداره جات قبلأ توسط روزنامه مناقصه اجرامیکرد.
ولی باپیشرفت علم تکنولوژی حالاتوسایت مناقصه میذاره، وبرای خریدیاساخت وسازیاهرکاری که دارند.
بین شرکتهااعلام میکنند .
شرکتها معتبرهرکسی قیمت خودش رااعلام میکنند وبرنده کار، ومناقصه اون کسیه که پائین ترین قیمت راداده.
واینهم میشه حل مسائل دیگران وپولسازی آسان.
چندروزپیش دوتابرادرقیمت خریدداده بودندداداش بزرگه برای اولین بارکه شرکت کرده برنده شده.
وبرادردومی خیلی کارها، رو شرکت کرده تابحال برنده شده ولی اجرای کاربابراداربزرگتر خودش وبرادرکوچکترازخودش بود.
و اینباردوتایی شرکت کردن داداش بزرگه اول شده.
اینباربرادردومی :نفردوم اعلام شده با15میلیون تومان قیمت بالاتر.
ولی داداش دومی به اولی گفته: کار رو شمابردارباقیمت15میلیون پائین تر!!!!!!!!
هیچ اشکالی نداره !!!!!!!!
پول فراونه !!!!!!!
ولی من گفتم: خوب انصراف میداد .
توبرنده میشدی بااختلاف15میلیون تومان به نفع هردوی شمابود!!!!!!
پسردومی گفت: نه!مامان پول میسازیم ولی اگه داداش انصراف میداددیگه عزت نفس واعتمادبه نفسش ازبین میرفت .دیگه مسیر، رو ادامه نمیداد!!!!!!ویکسره ازاین شاخه به اون شاخه بود!!!!!!!
وپسربزرگم میگفت :خوب مناقصه برای خریدخیلی دوست دارم شرکت کنم فقط بخرم، بفروشم.
ولی پول ندارم، میگفتم خدابزرگه.
داداش دومی میگفت: شرکت کن خداپول میرسونه.
الان که برنده شده میخندید؛میگفت: من 70هزارتومان توی کارتم دارم ویک اسکناس50هزارتومانی مامان بهم داده دیگه وسلام خخخخخخخخخخخ.
وخدا ازبیزنسهایی که باپسردومی برقرارکرده بود.
گفت: اولین قدم ازسمت شمابرداشته بشه، و از این بیزینس به اون بیزینس تزریق کنین وخودم بقیه ی کارهاروانجام میدم.
وبانازلترین قیمت بهترین جنس ( نابِ درجه ی 1) را خریداری میکنند و رابه ارگانهای دولتی ارائه میکنند.
چندروزپیش برای برنده شدن داداش بزرگتر، خریدیک محصول برنده شدن وچندتامغازه های عمده فروش رفتندنمونه کار به همان ارگان تحویل دادن وموردقبول واقع شد.
ولی ازبس که پسرم عاشق کارش هست، دوتابرادر توسایت چرخیدن تا خودِ، اصل کارخانه راکه خارج از مشهداست پیداکردند ونمونه کار، رو به آدرس منزل ارسال کردند.
ومجبورند، بار را باتریلی حمل کنندوبه مقصدتحویل دهندهرچندشایدقیمت کارخانه هم بامغازه تفاوتی نداشته باشه!!!!!!
ولی وقتی پسرم دوباره نمونه کاربرای مدیرمسئول اون ارگان دولتی برده وبراشون تعریف کرده که این نمونه کاردومی از اولی عالیتره ودرجه ی یک هست وقتی مسئول این حرف رو از پسرهامون شنیده ،میگفت :مامان فقط کُپ کرد!!!!!!!
گفته آقای مهندس شمابهترین جنس رو، ارائه دادی مانمیتونیم پول بیشتری به شمابدیم قرارمون چیزی دیگری ست.
بچه ها گفتن: مابرای شغلمون ارزش قائل میشیم وما برای کارمون عشق گذاشتیم پول خودش میاد.
بعدبنده خداخیلی دعای خیرهم برای بچه ها وهم برای والدین بچه ها کرده.
گفته: شمااولین کسانی هستین که اینقدر صادقانه اومدین کار، رو انجام میدین.
تاحالاهرکس که اومده قصدش درست کردن ما بوده خیلی تعجب کرده!!!!!!!!!!!
بعدمیشه بهشت کره ی خاکی که هدیه ی الهی است به کل خانواده ام تاخاتممان.
الان توی همین ماه3تاخریدبرنده شدن ویک خریدی دیکه هم دارندکه چندوقتی هست درحال اجراست.
ومنم خیلی به خودم فشارمیارم خدایامن چکارکنم؟
من که فقط خانه داری میکنم.مایوس میشم.
بازخدابه من میگه توهمون بیزنس شغل مقدس خانه داری رو باعشقی که خرج میکنی ادامه بده بقیه ی کارهابامن است.
چرا؟؟؟؟؟چون که لیلی بامن است!!!!!!!!
چرخهای زندگیتوت چرب میکنم روان باشه حال کنی.
مثل عزیزدلم وپسرسومم که راننده ی ماشین سنگین هستند.
روزهای جمعه گریسکاری وکارهای جانبی کامیون روانجام میدن که یک هفته کامیون کارکنه به سادگی آب خوردن.
وخداهم به من گفته: که
احساس خوب=چرب کردن زنجیرچرخهای زندگی فیزیکی ومتافیزیکیت توسط خودخدا.
حالالیلاباچاشنی باورقدم به قدم جلوبیاوکارهای خداروتماشاکن.
عاشقتونم یاحق برای همتون دعای خیردارم.
امیدبه خدادارم که دراین روزهای آخرسفرالهی روزشمارزندگی تونسته باشم دست آوردهای خانواده گیمان رابه اطلاع استادعزیزم ومریم جون وهمکلاسیهای وعزیزان هم فرکانسم رسانده باشم.
از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی خوبت رو من از نوشتن شما میتوانم حس کنم ولذت ببرم
آنقدر خوب بودی دختر که کامنت خوبی برای رد پا برای خودت به جا گذاشتی امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین نتایج را در زندگی خود داشته باشید
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
سلام استادعزیز خوشحالم که الان اینجام و میخام نظر برای فایلیکه عاشقانه دیدم و لذت بردم بردم و خداروشکر که حالم اوکی و وقتی میام تو سایت بیشتر هدایت میشم و احساسم بهتر و دیدم باز تر میشه میخام از این فایل چیزایی که دریافت کردم و هدایت شدم رو بنویسم چون زهنمو به چالش میکشه و باعث قوی تر شدن عضله بیان خواسته هام و راحت تر میتونم حرف بزنم
چیزی کهمن دریافت کردم این بود که میخام در حرکت باشم و از اون چیزی که الان دارم و میشه مسله مو که خودش یه نعمت حل میکنم و در حرکت به سمت خواسته بعدیمم واقعا خداروشکر میکنم از الان که تو این مسیرم وامروز که اومدم تو فایل جدید وگوش کردم واقعا لذت بردم قشنگ انگار حرفای خداس در گوشم ینی برام انقد مفید هس و دونه دونه قوانین توضیح و مثال ها باعث شده من از قبل خیلی خیلی خودمو لایق میبینم و دوس دارم و جرات برا انجام کارام بیشتر شده بیشتر میرم تو دل ناخاسته های زندگیم من ادم وابسته ای بودم ولی الان اون هفته تنهایی برا خودم مسافرت بودم خیلیم خوش گزش برا خودم خرج کردم خیلی خیلی راحت خرید کردم تدی کیف شلوار لی دیگه چیزایی که میخاستم خرید خداجون شکرت خیلی دوسشون دارم من چقد از هر سال از قبل دستم باز تره راحت تر خرید میکنم خداجون شکرت و این حرفم قبول دارمکه من وقتی خودمو دوس دارم برا راحتیم یه کار میکنم مثلا یه چیزی که دوس دارم میخورم جون میگیرم خودش یه مسله هس وقتیم به خودم میرسم بقیه هم براشون سود داره چون مثلا به اونام میگم مثلا پسته خیلی خوبه یا قرص تقویتی خودم میخورم واقعا بدنم بهتر عمل میکنه چون همه ویتامینی داره یکی دیگم میگم یا خودش منو میبینه میخوره در کل میخام بگم وقتی من برا خودم کار میکنم جهانم سود میکنه اونم بقیه هم بقلش سود میرسن من خودمو خیلی دوس دارم چون روحی از خدا در من هس که خیلی پاکم و زیبا و دونبال زیبایی و راحتیم حرکت میکنم و روز به روز زندگیم بهتر میشه ارامشم بیشتر میشه خودمو بیشتر میشناسم و مسالمو راحت تر حل میکنم شکرت خداجون
به تاریخ این فایل که نگاه کردم دیدم در 9/12/96 رو سایت اومده اون موقع من هنوز با استاد و این سایت آشنا نشده بودم ولی خدا رو شکر که الان در مدار شنیدن این آگاهیها هستم
چقدر من این تصویر پارادایس رو دوست دارم
این دریاچه زیبا با اون ماهیهای فراوونش
این حجم انبوه درختها و فضای سبزش
این آسمون آبی با اون ابرای خوشگلش
و این استاد بینظیر با سخنان ارزشمندش
خدا رو شکر که در مدار دیدن این زیباییها و نعمتها هستم
تفاوت مردم کشور ما با مردم کشور پیشرفته ای مثل امریکا اینه که در ایران بیشتر مردم توقع و انتظار دارن که دولت و رئیس جمهور بیاد همه مشکلات و مسائل موجود در کشور رو حل کنه تا اونا بتونن با خوبی و خوشی زندگی کنن تمام تمرکزشون روی کمبودها و محدودیتهاست واصلاً کارهای خوبی که ممکنه دولت انجام داده باشه به چشمشون نمیاد
ولی توی امریکا اینجوری نیست نگاه مردم این نیست که دولت بیاد مشکلشونو حل کنه
وظایف دولت مرکزی خیلی محدوده و کارها بر عهده شهرداری ها و فرمانداری های هر ایالته که خود مردم هستند
مردم خودشون مشکلاتشونو حل می کنند و ازش پول می سازن
ما باید یاد بگیریم که خودمون مسائل خودمونو حل کنیم فرار نکنیم از حل مسئله و با حل مسئله خودمون که مسئله خیلیهای دیگه هم هست میتونیم ثروت بیافرینیم و ارزش ایجاد کنیم
وقتی که ما مسئله ای رو در زندگیمون حل میکنیم اعتماد بنفسمون بیشتر میشه و تواناییهای خودمونو بیشتر باور می کنیم و در نتیجه موفقیتهای بیشتری کسب می کنیم
باید این باور رو در خودمون ایجاد کنیم که مسائل رو میشه حل کرد و با حل کردن هر مسئله کلی پیشرفت می کنیم لازم نیست از اونها فرار کنیم و دنبال یک زندگی بدون مسئله باشیم
وقتی که از قوانین استفاده کنیم و روی باورها مون کار کنیم دیگه مشکلات عجیب و غریب هم برامون پیش نمیاد و چرخ زندگیمون خیلی راحت تر می چرخه البته اینطور نیست که هیچ مسئله ای نباشه
خدا رو شکر که وضعیت الان زندگی من به همین شکله و چرخ زندگیم خیلی راحتتر و روون تر می چرخه
خیلی رو باورام کار کردم و اونا رو تغییر دادم
خیلی سعی می کنم توی کارهام قوانین رو بیاد بیارم و از اونها استفاده کنم
خیلی از مسائلو تو زندگیم حل کردم و ازش گذر کردم و رشد کردم
در اثر حل کردن مسائلم اعتماد بنفسم هم بیشتر شده و نگران پیش اومدن مسائل احتمالی در آینده نیستم
خدا رو شکر که همزمان با استاد دارم در این دنیا زندگی می کنم
خدا رو شکر که به این مسیر زیبا هدایتم کرد و با استاد و آموزشهاش آشنا شدم
از استاد عزیزم و مریم جان بینهایت سپاسگزارم که خالصانه و از جان و دل محصولات و فایلهای هدیه رو برای ما تهیه و بروزرسانی می کنند
از دوستان عزیزم هم خیلی ممنون و متشکرم که با خوندن کامنتاشون لبریز از حس و حال خوب میشم
استاد جان من خودم تا قبل آشنایی با شما همین حرف میزدم مخصوصا در زمینه ایجاد شغل برای جوانان که دولت چیکار کرده معلوم باید این همه جوون بیکار داشته باشیم و یکسری حرفی بی ربط الان برام بی ربط شده. همیشه با خودم فکر می کنم حتی در کانون خانواده هم پدر نمیتونه همه مسئولیت ها رو کامل و بدرستی انجام بده چه برسه به یک مملکت چه جور میشه که قرار یک نفر همه مشکلات حل کنه و بقیه بشینن نگاهش کنن پس تک تک اون افراد چی اونا نباید کاری انجام بدن مگه ما نوزاد هستیم و کاری از دستمون برنمیاد که یک نفر دیگه بیاد برامون مشکل حل کنه اینجوری کلا باعث میشیم تنبلی در جامعه رواج پیدا کنه و هیچ کس به شخصه نره دنبال حل مشکلش این باعث میشه همیشه افراد با فکر کردن به مشکلشون چون احساس میکنن در مقابلش ناتوان هستن اعتماد به نفسشون رو از دست بدن و همیشه دنبال راه فرار باشن به قول استاد فقط جای قایم کردن آشغال ها مدام تغییر میکنه در صورتیکه همیشه آشغال ها وجوددارن.
به بچه ها دقت کردین وقتی یک کاری رو خودشون انجام میدن قیافشون چه جوری میشه چه ذوقی می کنن به قول معروف باد به غبغب میندازن.
اگر حتی کوچکترین مسائل زندگیمونو خودمون حل کنیم همه اینا میشه پله برای پیشرفت به مراحل بالاتر.
واقعا حرف استاد درست همیشه تمامی کسب و کارهای خلاق و نو استارتش از آمریکا میخوره چون مردم کسیو ندارن که مشکلشونو حل کنه خودشون به فکر راه چاره میفتن و این برای مردم خیلی بدیهی شده.
خدارو شکر میکنم که الان 20 روزی هست که هر فایلی که برامون میزارین از توش چندتا ایده خدا بهم نشون میده که میشه کلی ثروت ازشون ساخت .
خیلی ازت ممنونم که منو به این حد از آگاهی و شناخت از خودم و در وحله بعدی خدا و معبود م و قوانین جهان هستی رسوندی اول از خدای رحمان و بزرگوارم سپاسگزارم و بعدش از شما که دیگه مثل یه دوسته همراه میبینمت در کنار خودم.
درخواست این رو دارم که خیلی بیشتر برامون از طبیعت گردی تو امریکا ،از فرهنگ این مردم ،از شهر و شهرسازیشون برامون بگید چون واقعا به شخص بنده که بی اندازه انرژی میده و جرقه ای میشه برام که قوی تر از دیروزم تلاش کنم و باورامو آبدیت کنم هر روزه .
باورتون نمیشه این چند وقته یه جوری همزمانی های عجیبی برام رخ میده که من خودمم تعجب میکنم.
این همزمانی ها برای من جهت درک بیشتر قانونه و الان که نگاه میکنم خیلی هم عجیب نیست چون من تقریبا هر روز تو تمرین ستاره قطبی ام مینویسم که خدایا بهم درک بیشتری از قانون عطا کن.
برگردیم به جلسه 7 قدم دوم
این جلسه تا الان که قدم سوم هستم برای من بهترین و پربار ترین جلسه کل دوره تا اینجا بوده. وقتی برای اولین بار این آگاهی های ناب رو شنیدم اصلا انگار به یه مدار دیگه ای مهاجرت کردم انگار کلیییی بزرگ شدم و کلییی از جواب سوال هامو گرفتم. از همون موقع که دیدم درک این قانون و این سیستم چقدر میتونه لذت بخش باشه و به زندگیم کمک کنه از خدا خواستم که بهم درک بیشتری بده و از اون روز همزمانی های عجیب و غریب شروع شد.
همزمانی ها برای درک بیشتر من از قانون
1. توی قسمتهای اول اون جلسه استاد از سیستمی بودن رفتار خداوند صحبت میکنند و این که تمام سازکار این جهان بر اساس یکسری قوانین داره کار میکنه. چند روز بعدش خواهرم کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم رو داده بود براش چاپ کنن و آورد خونه و دیدم که بلییییی! کل این کتاب راجع به درک سیستمی بودن رفتار خداوند هست و انگار اون جلسه 7 قدم دوم یک پیش نیازی بود برای من تا بتونم بهتر این کتاب رو درک کنم.
2. توی دقایق آخر اون جلسه (جلسه 7 قدم دوم) استاد درباره آیه و اذا سالک عبادی عنی صحبت میکنند و چند روز بعدش فایلی به اسم مصاحبه با استاد | منظور از”سیستمی بودن رفتار خداوند”، چیست؟ روی سایت قرار گرفت و من دهنم باز مونده بود از این همه همزمانی!!! که اونجا استاد هم درباره سیستمی بودن رفتار خداوند و هم درباره آیه و اذا سالک عبادی عنی صحبت میکنند.
3. چند روز پیش خیلی اتفاقی فایل آیا واقعا چشم زخم حقیقت دارد؟ تو گوشیم پلی شد و من بعد از مدت ها دوباره به قسمتی از اون فایل گوش کردم. فایل رو استپ کردم اومدم توی سایت و دیدم که در پایین صفحه اصلی سایت بخش فایل های دانلودی یکی از اون چهارتا فایل، فایلی است به اسم آیا واقعا چشم زخم حقیقت دارد؟ و همینجوری که دهنم باز مونده بود اومدم پایین تر رسیدم به بخش نتایج دوستان از عمل به آموزه های استاد عباس منش که دیدم یکی از اون دوستان دقیقا موضوع چشم زخم رو تو کامنتش اشاره کرده و گفته بود که قبلا خیلی به این اعتقاد داشتم و کلی هم ضربه خوردم ازش ولی الان کلا ذهنیتم تغییر کرده (دقیقا یادم نیست چی گفته بود).
4. چند روزه دارم از آگاهی های جلسه 2 از قدم 3 رو استفاده میکنم و مینویسم و با خودم مرور میکنم.
توی دقایق آخر این جلسه استاد راجع به تغییرات اساسی و حل ریشه ای مسائل صحبت میکنند و توضیح میدن که وقتی تغییر توی افکار شما ایجاد میشه، یکسری نشونه هارو میبینید. وقتی اون تغییر افکار تبدیل به تغییر رفتار تون میشه نتایج از راه میرسند و وقتی این تغییر رفتار و عملکرد به صورت دایمی و پایدار ادامه پیدا میکنه جوری که تبدیل به عادت بشه، اونوقته که نتایج بزرگ و پاداش ها از راه میرسند و از همه مهمتر این نتایج پایدار خواهد بود در حین گوش کردن به این صحبت ها یهو یه جمله ای توی ذهنم گفته شد: به جای فرار از مسائل از حل آنها پول بساز بعد اینکه فایل تموم شد اومدم توی سایت و این فایل رو سرچ کردم و وقتی توضیحات این فایل رو میخوندم دیگه واقعا جوری متعجب و حیرت زده شدم که باعث نوشتن این کامنتم شد. توی توضیحات نوشته بود: در ظاهر آن مسئله هیچ ارتباطی به بهبود وضیعت مالی من نداشت امّا وقتی بدانی تنها راه برای ایجاد تغییرات اساسی(در هر جنبه ای)، حلّ ریشه ی اصلی ترین مسئله ی آن برهه از زندگی است، به خوبی این ارتباط را تشخیص می دهی و جدّی می گیری.
و اینجا هم دوباره این اصل برای من تکرار شد که اگر میخواهی نتایج ات بزرگتر بشه باید تغییرات بنیادین توی وجودت ایجاد کنی و مسائلت رو ریشه ای حل کنی.
و خیلی دیگه هم ازین همزمانی ها رخ داد که الان یادم رفته.
همه این همزمانی ها زمانی اتفاق افتاد که من از خداوند درخواست کردم که خدایا به من درک بیشتری از قانون عطا کن و وقتی من این فرکانس درخواست رو ارسال کردم جهان راهی نداشت جز اینکه به هر طریقی (کتاب خواهرم، کامنت دوستان، فایل های دانلودی و حتی تلویزیون) منو به خواسته ام برسونه و نتیجه اش این بشه که من قوانین رو بیشتر و بهتر درکش کنم.
منی که الان توی کلاس سوم از مکتب توحیدی 12 قدم هستم کلیییی درکم نسبت به قدم اول بیشتر شده (میتونم بگم چند برابر) و همینطور نتایجم و خدا میدونه که تا قدم 12 چه اتفاقاتی منتظر منه و نتایجی قراره بگیرم.
هرکجا هستید در پناه الله همزمانی ها شاد و سالم باشید
به نام خدایی که از رگ گردن به مانزدیکتر و فرمانروای جهانیان است …
یادم میاد کمتر از دو سال پیش خواستم و اراده کردم که تغییراتی را در وضعیت مالی و زندگی ام ایجاد کنم ، اون موقع هنوز به سمت سایت هدایت نشده بودم و باورهای غلط بسیار زیادی داشتم اما عزم تغییر داشتم و با پیگیری کردن مباحث آموزشی در حوزه تخصصم ( مالی و مالیاتی ) و همچنین مطالعه چند کتاب موفقیت و انگیزشی به مسیری هدایت شدم ، مدام در حال افزایش دانش تخصصی ام بودم و جهت افزایش اعتماد به نفس در تخصصم ،در یک دوره آموزشی کوتاه مدت هم شرکت کردم ، کارمند شرکتی بودم که کارم نزدیکی چندانی به تخصصم نداشت و میدانستم که باید پریدن از این لانه تنگ و تاریک را آغاز کنم ، مدام در ماشین و در مسیر رفت و آمدم فایل های صوتی و آموزشی گوش میکردم و مطالعه هم داشتم ، هدف گذاری هم کرده بودم و موارد را نوشته بودم و هرروز آن اهداف و آرزوها را در برگه ای مینوشتم و این کار را تکرار می کردم ( یکی از اهدافم این بود که درآمدم را که در آن زمان ، زیاد بد هم نبود ، سه برابر کنم و هیچ ایده ای نداشتم ) به الهاماتم عمل کردم و خود به خود به سمت مسیری هدایت شدم که دستان خدا را در آن مسیر حس میکردم و شکرگزار آن بودم ، یک کار پاره وقت را جهت مجموعه استارت آپی که تازه تاسیس شده بود شروع کردم ، آن مجموعه مدیر مالی و گروه حسابداری نداشت و هیچ گونه سازمان و تشکیلات استانداردی نداشت و من طی مصاحبه ای کار را شروع کردم ومسئولیت کامل تمام امور مالی آن مجموعه را به تنهایی پذیرفتم ، چندروز در هفته را بصورت پارتایم بعد از کار اولم در مجموعه دوم شروع به کار کردم و با عشق و مسئولیت پذیری کار میکردم ، بعد از ظهرها به آنجا میرفتم و تا شب دیروقت در آنجا کار میکردم تا وضعیت را ساماندهی کردم و چارچوب های استاندارد مالی را تدوین و استراتژی ها را تنظیم و به کار گیری میکردم ، اوایل خودم تنها بودم و بعد یک نیرو هم گرفتم، واقعا بصورت عملی تجربه زیادی نداشتم و اوایل استرس داشتم ولی در همه مسائل با توکل به خدا کار را پیش میبردم چون ایمان داشتم که راه ها برایم باز خواهد شد ، همه چیز خوب بود و بهتر میشد و در هر مرحله دستی از دستان خداوند می آمد و جواب سوالات و دغدغه هایم را می داد ، غرق کار شده بودم و از کارم لذت میبردم ، درآمدم کمی افزایش پیدا کرده بود و باز هم ایده ای برای سه برابر شدنش نداشتم تا اینکه بعد از این که دوماه بعنوان شغل دوم در آن مجموعه کار میکردم یک روز مدیر همان مجموعه با من تماس گرفت و گفت در همین حوزه مالی جهت تعداد بالقوه 15مرکز زیرمجموعه آنجا نیاز به خدمات مالی هست و پرسید که تو میتوانی انجام دهی ؟ ( به جهت عملکرد خوبم مشتاق بود که آن کارهای مراکز دیگر زیرمجموعه را هم من انجام دهم ) ، اول دغدغه بزرگی داشتم که آخه من ممکنه وقت کم بیارم و کار بزرگی هست و … ، تا یک لحظه در همان تماس تلفنی به خودم اومدم و گفتم باشه انجامش میدم ، نیرو میگیرم و با مدیریت خودم انجامش میدم ، از اون تماس به بعد دوباره دغدغه های زیادی شروع شد که نجواهایی میگفت شاید نشه و گیر کنی و مشکل پیش بیاد و همون کار دوم هم ازدست بدی و از این موارد منفی ، تا اینکه باز با توکل به خدا شروع کردم و ظرف مدت زمان کوتاهی خودم رو به هر اطلاعاتی که نیاز بود مسلح کردم و رفتم در دل کار ، خدا من رو خیلی دوست داشت و اون 15مرکز به مرور با من همکاری میکردند یعنی اول 5 مرکز بود و بعد از دوماه شد 10 مرکز و بعد از دوماه دیگر به تعداد واقعی 15 مرکز رسید تا من تکاملم رو در همون چند ماه طی کنم ، یادم هست اون اوایل که کار رو شروع کرده بودم به مشکلی سیستمی برخوردم که مربوط به بیمه بود و قابل حل نبود ، کلی کلنجار رفتم و حل نمیشد یادم هست آن روز عرق سردی روی پیشونی من نشسته بود و فشاری سنگین روی سینه ام احساس میکردم و واقعا ناامید شده بودم و میخواستم کار رو رها کنم ولی یک چیزی به من میگفت نترس و ادامه بده ، راه حل رو پیدا میکنی و با این نیرو دوباره ادامه دادم و موضوع حل شد ، چند بار هم در اوایل کار چیزی شبیه به این پیش اومد ولی میگفتم من میتونم و انجامش دادم و الان واقعا برای من اون مسائل خنده دار شده و مثل آب خوردن موضوعات این کسب و کار رو حل میکنم ،همه اینها در مسیری کمتر از 6 ماه رخ داد و وقتی خودم رو با شش ماه قبلش مقایسه میکردم میدیدم که کلی رشد کرده بودم ، یک روز در همان روزها شروع کردم به محاسبه درآمدم و دیدم که چقدر زود دارم به درآمد دلخواهم میرسم و به لطف خدای متعال ظرف شش ماه درآمدم رو سه برابر کردم و به اون ایستگاه از اهداف درآمدی رسیدم و ماه های بعد هم بیشتر شد و همچنان این مسیر با آموزه های این سایت ادامه داره
این مسیری بود که در کمتر از یکسال طی کردم و هربار با حل مشکلات رشد بیشتری رو تجربه میکردم و باز هم هدفگذاری کردم که درآمد افزایش یافته خودم رو هم دوباره سه برابر کنم و در مسیرش هستم و یقین دارم که با همون فرمول و تجهیزم به اصلاح باورها که از استاد عباس منش یاد گرفتم این امر هم محقق میشه و باز هم قله های بعدی را هدف خواهم گرفت
در موقع روبرو شدن با مسائلم در دل کار واقعا این باور را داشتم که مشکلات را حل خواهم کرد و تمرکزم روی حل مسئله بود و نه خود مسئله ، میدونستم که راهی هست ، خودم رو توانمند میدیدم ، خودم رو لایق حل مسئله میدیدم ، انگیزه داشتم که از دل حل مسئله به اهداف مالی ام میرسم ، به خدا توکل میکردم ، کارم رو دوست داشتم ، شور و اشتیاق برای کارم داشتم و مسائلش رو پذیرفته بودم و همه این ها و حل مسائلم تحقق درآمد بیشترم را حاصل کرد و هم اعتماد به نفسم را افزایش داد به گونه ای که الان واقعا ایمان دارم که هر مسئله ای را در کارم حل خواهم کرد
از این که وقت گذاشتید و مطلب من رو خوندید ممنونم ،
از استاد عزیزم هم سپاسگزارم که درهای جدیدی رو با باورهای قدرتمند کننده به روی من باز کرد و از آرزوهایم این هست که تا آخر عمر این آموزه های استاد را رها نکنم و همیشه در مسیر باورسازی صحیح باشم و قطعا مسیر سعادت و خوشبختی همین است و بس …
منم اتفاقا خیلی زود به نتیجه رسیدم و خداروشکر دوره رو خریدیم و با خواهرام و مامانم داریم استفاده میکنیم و فیض میبریم واقعا.
منکه همین امروز سرکار خیلی واضح و آگاهانه حواسم به یه سری مسئله ها بود و با ایمان قویتر و اعتماد به نفس بیشتر و با یه حالت اطمینان ازینکه حل میشن عمل کردم و خدا رو شکر روز خیلی خوبی هم داشتم.
واقعا جا داره هر روز و هر لحظه خدا رو شکر کنیم برای این آگاهیها و همچنین برای ظرف وجودی خودمون:)
سلام استاد جان
کاملا با صحبت های شما موافق هستم که باید هر انسانی مسئولیت 100 درصدی اتفاقاتی که در زندگی اش رخ میده رو بر عهده بگیره و دست برداره از مقصر دونستن بقیه….
با گوش دادن به این فایل یه چیزی به ذهنم رسید،
با این اوصاف دولت چه وظیفه ای داره؟ اگر انقدر به درد نخور هست و نباید هیچ گزارشی از عملکرد خودش ارائه بده ، چرا ما انسان ها دور هم جمع میشیم و به دنبال ایجاد حکومت و دولت هستیم؟ چرا نون خور اضافه میکنیم
پر واضح هست که سیستم حکومتی ایران و آمریکا کاملاً متفاوت هستن و آمریکا بر حسب نوع حکومتش که فدرالی هست دولت مرکزی قدرت چندانی در اداره امور ایالت ها نداره. البته که در اصول اساسی تمام ایالت ها از یه قانون پیروی می کنن.
ممنون بابت به روز رسانی این دوره
191مین گام روزشمارزندگی.
به نام خدا وسلام به خدا.
سلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم دربهشت سایت.
حمدوسپاس مخصوص خداست که به من آموخت که سپاسگذاری فرکانس وفکرالهی است.
توراسپاسگذارم بابت سلامتی خانواده ام وفرشته ی نازنینم.
امروزرفتیم بیرون شهر، روستای خودمون برای توت خوردن کمی ازپائین درخت دست رسید.
بعدبه عزیزدلم گفتم :کمکم کن برم بالاو رفتم بالا هنوزخیلی نرسیده بود.
سریع گفتم: میام پائین!!لحظه ی پایین آمدن به کمک پسرم وپدرش آمدم پایین فقط میخندیدم کیف کردم .بعد رفتیم زیارت اهل قبور، ورفتیم سرِ چشمه آب گوارارابرداشتیم، برگشتیم خونه همگی خوابیدیم .تاساعت3روزخیلی عالی داشتیم.
بیدارشدم ناهاربچه هارو دادم نمازخوندم وقرآن خوندم.وچنان باران وتگرگ باریدفقط ازپشت پنجره نگاه میکردیم ولذت میبردیم.
الهی بابت تمام خوبیهات توراسپاسگذارم.
استادقبلا ماهم از روش پنزی که اشاره فرمودین استفاده کردیم!!!!!!!!!!!!!
ولی الان چندسالی هست که پسرم، خودش شرکت بازرگانی ثبت کرده، ودوتاپسربزرگم برای حل مسائل وبرطرف کردن چالشهای ارگانهای دولتی توی مناقصه هاشرکت میکنند.
بارهبریت الهی ودرمشیت الهی بابهترین قیمتی که ارائه میدهندبرنده ی مناقصه میشوند.
ودولت برای حل مسائل وبرطرف کردن چالشهای اداره جات قبلأ توسط روزنامه مناقصه اجرامیکرد.
ولی باپیشرفت علم تکنولوژی حالاتوسایت مناقصه میذاره، وبرای خریدیاساخت وسازیاهرکاری که دارند.
بین شرکتهااعلام میکنند .
شرکتها معتبرهرکسی قیمت خودش رااعلام میکنند وبرنده کار، ومناقصه اون کسیه که پائین ترین قیمت راداده.
واینهم میشه حل مسائل دیگران وپولسازی آسان.
چندروزپیش دوتابرادرقیمت خریدداده بودندداداش بزرگه برای اولین بارکه شرکت کرده برنده شده.
وبرادردومی خیلی کارها، رو شرکت کرده تابحال برنده شده ولی اجرای کاربابراداربزرگتر خودش وبرادرکوچکترازخودش بود.
و اینباردوتایی شرکت کردن داداش بزرگه اول شده.
اینباربرادردومی :نفردوم اعلام شده با15میلیون تومان قیمت بالاتر.
ولی داداش دومی به اولی گفته: کار رو شمابردارباقیمت15میلیون پائین تر!!!!!!!!
هیچ اشکالی نداره !!!!!!!!
پول فراونه !!!!!!!
ولی من گفتم: خوب انصراف میداد .
توبرنده میشدی بااختلاف15میلیون تومان به نفع هردوی شمابود!!!!!!
پسردومی گفت: نه!مامان پول میسازیم ولی اگه داداش انصراف میداددیگه عزت نفس واعتمادبه نفسش ازبین میرفت .دیگه مسیر، رو ادامه نمیداد!!!!!!ویکسره ازاین شاخه به اون شاخه بود!!!!!!!
وپسربزرگم میگفت :خوب مناقصه برای خریدخیلی دوست دارم شرکت کنم فقط بخرم، بفروشم.
ولی پول ندارم، میگفتم خدابزرگه.
داداش دومی میگفت: شرکت کن خداپول میرسونه.
الان که برنده شده میخندید؛میگفت: من 70هزارتومان توی کارتم دارم ویک اسکناس50هزارتومانی مامان بهم داده دیگه وسلام خخخخخخخخخخخ.
وخدا ازبیزنسهایی که باپسردومی برقرارکرده بود.
گفت: اولین قدم ازسمت شمابرداشته بشه، و از این بیزینس به اون بیزینس تزریق کنین وخودم بقیه ی کارهاروانجام میدم.
وبانازلترین قیمت بهترین جنس ( نابِ درجه ی 1) را خریداری میکنند و رابه ارگانهای دولتی ارائه میکنند.
چندروزپیش برای برنده شدن داداش بزرگتر، خریدیک محصول برنده شدن وچندتامغازه های عمده فروش رفتندنمونه کار به همان ارگان تحویل دادن وموردقبول واقع شد.
ولی ازبس که پسرم عاشق کارش هست، دوتابرادر توسایت چرخیدن تا خودِ، اصل کارخانه راکه خارج از مشهداست پیداکردند ونمونه کار، رو به آدرس منزل ارسال کردند.
ومجبورند، بار را باتریلی حمل کنندوبه مقصدتحویل دهندهرچندشایدقیمت کارخانه هم بامغازه تفاوتی نداشته باشه!!!!!!
ولی وقتی پسرم دوباره نمونه کاربرای مدیرمسئول اون ارگان دولتی برده وبراشون تعریف کرده که این نمونه کاردومی از اولی عالیتره ودرجه ی یک هست وقتی مسئول این حرف رو از پسرهامون شنیده ،میگفت :مامان فقط کُپ کرد!!!!!!!
گفته آقای مهندس شمابهترین جنس رو، ارائه دادی مانمیتونیم پول بیشتری به شمابدیم قرارمون چیزی دیگری ست.
بچه ها گفتن: مابرای شغلمون ارزش قائل میشیم وما برای کارمون عشق گذاشتیم پول خودش میاد.
بعدبنده خداخیلی دعای خیرهم برای بچه ها وهم برای والدین بچه ها کرده.
گفته: شمااولین کسانی هستین که اینقدر صادقانه اومدین کار، رو انجام میدین.
تاحالاهرکس که اومده قصدش درست کردن ما بوده خیلی تعجب کرده!!!!!!!!!!!
اینقدراین 4تاپسر هرجاکه پامیذارن مایه سربلندی خدا، وخودشون، ومنوپدرش هستندخداخودش میدونه.
الهی شکرت به تمام داشته هام.اینهاسرمایه های زندگی منوعزیزدل وپدر، مادرهامون شدن.
این بچه ها هدیه ونعمت بی انتهای الهی هستندتا اولادخاتمشون ادامه دارد.
من به خدااعتماد دارم.
مثلاتوروستامون میگن اینهانوه های فلانی هستندخدارحمت کنه پدربزرگ ومادربزرگتون رو.
خوب کریدیت این کارازخداست.
ولی سرفرازیش از ماس.
بعدمیشه بهشت کره ی خاکی که هدیه ی الهی است به کل خانواده ام تاخاتممان.
الان توی همین ماه3تاخریدبرنده شدن ویک خریدی دیکه هم دارندکه چندوقتی هست درحال اجراست.
ومنم خیلی به خودم فشارمیارم خدایامن چکارکنم؟
من که فقط خانه داری میکنم.مایوس میشم.
بازخدابه من میگه توهمون بیزنس شغل مقدس خانه داری رو باعشقی که خرج میکنی ادامه بده بقیه ی کارهابامن است.
چرا؟؟؟؟؟چون که لیلی بامن است!!!!!!!!
چرخهای زندگیتوت چرب میکنم روان باشه حال کنی.
مثل عزیزدلم وپسرسومم که راننده ی ماشین سنگین هستند.
روزهای جمعه گریسکاری وکارهای جانبی کامیون روانجام میدن که یک هفته کامیون کارکنه به سادگی آب خوردن.
وخداهم به من گفته: که
احساس خوب=چرب کردن زنجیرچرخهای زندگی فیزیکی ومتافیزیکیت توسط خودخدا.
حالالیلاباچاشنی باورقدم به قدم جلوبیاوکارهای خداروتماشاکن.
عاشقتونم یاحق برای همتون دعای خیردارم.
امیدبه خدادارم که دراین روزهای آخرسفرالهی روزشمارزندگی تونسته باشم دست آوردهای خانواده گیمان رابه اطلاع استادعزیزم ومریم جون وهمکلاسیهای وعزیزان هم فرکانسم رسانده باشم.
آمین.ای که مراخوانده ای راه نشانم بده.
به نام هدایت الله
سلام خدمت خواهر عزیزم لیلا دوست ارزشمند و توحیدی وفعال سایت
از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی خوبت رو من از نوشتن شما میتوانم حس کنم ولذت ببرم
آنقدر خوب بودی دختر که کامنت خوبی برای رد پا برای خودت به جا گذاشتی امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین نتایج را در زندگی خود داشته باشید
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
سلام استادعزیز خوشحالم که الان اینجام و میخام نظر برای فایلیکه عاشقانه دیدم و لذت بردم بردم و خداروشکر که حالم اوکی و وقتی میام تو سایت بیشتر هدایت میشم و احساسم بهتر و دیدم باز تر میشه میخام از این فایل چیزایی که دریافت کردم و هدایت شدم رو بنویسم چون زهنمو به چالش میکشه و باعث قوی تر شدن عضله بیان خواسته هام و راحت تر میتونم حرف بزنم
چیزی کهمن دریافت کردم این بود که میخام در حرکت باشم و از اون چیزی که الان دارم و میشه مسله مو که خودش یه نعمت حل میکنم و در حرکت به سمت خواسته بعدیمم واقعا خداروشکر میکنم از الان که تو این مسیرم وامروز که اومدم تو فایل جدید وگوش کردم واقعا لذت بردم قشنگ انگار حرفای خداس در گوشم ینی برام انقد مفید هس و دونه دونه قوانین توضیح و مثال ها باعث شده من از قبل خیلی خیلی خودمو لایق میبینم و دوس دارم و جرات برا انجام کارام بیشتر شده بیشتر میرم تو دل ناخاسته های زندگیم من ادم وابسته ای بودم ولی الان اون هفته تنهایی برا خودم مسافرت بودم خیلیم خوش گزش برا خودم خرج کردم خیلی خیلی راحت خرید کردم تدی کیف شلوار لی دیگه چیزایی که میخاستم خرید خداجون شکرت خیلی دوسشون دارم من چقد از هر سال از قبل دستم باز تره راحت تر خرید میکنم خداجون شکرت و این حرفم قبول دارمکه من وقتی خودمو دوس دارم برا راحتیم یه کار میکنم مثلا یه چیزی که دوس دارم میخورم جون میگیرم خودش یه مسله هس وقتیم به خودم میرسم بقیه هم براشون سود داره چون مثلا به اونام میگم مثلا پسته خیلی خوبه یا قرص تقویتی خودم میخورم واقعا بدنم بهتر عمل میکنه چون همه ویتامینی داره یکی دیگم میگم یا خودش منو میبینه میخوره در کل میخام بگم وقتی من برا خودم کار میکنم جهانم سود میکنه اونم بقیه هم بقلش سود میرسن من خودمو خیلی دوس دارم چون روحی از خدا در من هس که خیلی پاکم و زیبا و دونبال زیبایی و راحتیم حرکت میکنم و روز به روز زندگیم بهتر میشه ارامشم بیشتر میشه خودمو بیشتر میشناسم و مسالمو راحت تر حل میکنم شکرت خداجون
بنام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم
سلام به مریم بانوی نازنین
سلام به همه دوستان خوبم
به تاریخ این فایل که نگاه کردم دیدم در 9/12/96 رو سایت اومده اون موقع من هنوز با استاد و این سایت آشنا نشده بودم ولی خدا رو شکر که الان در مدار شنیدن این آگاهیها هستم
چقدر من این تصویر پارادایس رو دوست دارم
این دریاچه زیبا با اون ماهیهای فراوونش
این حجم انبوه درختها و فضای سبزش
این آسمون آبی با اون ابرای خوشگلش
و این استاد بینظیر با سخنان ارزشمندش
خدا رو شکر که در مدار دیدن این زیباییها و نعمتها هستم
تفاوت مردم کشور ما با مردم کشور پیشرفته ای مثل امریکا اینه که در ایران بیشتر مردم توقع و انتظار دارن که دولت و رئیس جمهور بیاد همه مشکلات و مسائل موجود در کشور رو حل کنه تا اونا بتونن با خوبی و خوشی زندگی کنن تمام تمرکزشون روی کمبودها و محدودیتهاست واصلاً کارهای خوبی که ممکنه دولت انجام داده باشه به چشمشون نمیاد
ولی توی امریکا اینجوری نیست نگاه مردم این نیست که دولت بیاد مشکلشونو حل کنه
وظایف دولت مرکزی خیلی محدوده و کارها بر عهده شهرداری ها و فرمانداری های هر ایالته که خود مردم هستند
مردم خودشون مشکلاتشونو حل می کنند و ازش پول می سازن
ما باید یاد بگیریم که خودمون مسائل خودمونو حل کنیم فرار نکنیم از حل مسئله و با حل مسئله خودمون که مسئله خیلیهای دیگه هم هست میتونیم ثروت بیافرینیم و ارزش ایجاد کنیم
وقتی که ما مسئله ای رو در زندگیمون حل میکنیم اعتماد بنفسمون بیشتر میشه و تواناییهای خودمونو بیشتر باور می کنیم و در نتیجه موفقیتهای بیشتری کسب می کنیم
باید این باور رو در خودمون ایجاد کنیم که مسائل رو میشه حل کرد و با حل کردن هر مسئله کلی پیشرفت می کنیم لازم نیست از اونها فرار کنیم و دنبال یک زندگی بدون مسئله باشیم
وقتی که از قوانین استفاده کنیم و روی باورها مون کار کنیم دیگه مشکلات عجیب و غریب هم برامون پیش نمیاد و چرخ زندگیمون خیلی راحت تر می چرخه البته اینطور نیست که هیچ مسئله ای نباشه
خدا رو شکر که وضعیت الان زندگی من به همین شکله و چرخ زندگیم خیلی راحتتر و روون تر می چرخه
خیلی رو باورام کار کردم و اونا رو تغییر دادم
خیلی سعی می کنم توی کارهام قوانین رو بیاد بیارم و از اونها استفاده کنم
خیلی از مسائلو تو زندگیم حل کردم و ازش گذر کردم و رشد کردم
در اثر حل کردن مسائلم اعتماد بنفسم هم بیشتر شده و نگران پیش اومدن مسائل احتمالی در آینده نیستم
خدا رو شکر که همزمان با استاد دارم در این دنیا زندگی می کنم
خدا رو شکر که به این مسیر زیبا هدایتم کرد و با استاد و آموزشهاش آشنا شدم
از استاد عزیزم و مریم جان بینهایت سپاسگزارم که خالصانه و از جان و دل محصولات و فایلهای هدیه رو برای ما تهیه و بروزرسانی می کنند
از دوستان عزیزم هم خیلی ممنون و متشکرم که با خوندن کامنتاشون لبریز از حس و حال خوب میشم
شاد و سلامت و خوشبخت و ثروتمند باشید
بنام خدای هدایتگر
سلام به استاد عزیزم سلام به دوستای گلم
استاد جان من خودم تا قبل آشنایی با شما همین حرف میزدم مخصوصا در زمینه ایجاد شغل برای جوانان که دولت چیکار کرده معلوم باید این همه جوون بیکار داشته باشیم و یکسری حرفی بی ربط الان برام بی ربط شده. همیشه با خودم فکر می کنم حتی در کانون خانواده هم پدر نمیتونه همه مسئولیت ها رو کامل و بدرستی انجام بده چه برسه به یک مملکت چه جور میشه که قرار یک نفر همه مشکلات حل کنه و بقیه بشینن نگاهش کنن پس تک تک اون افراد چی اونا نباید کاری انجام بدن مگه ما نوزاد هستیم و کاری از دستمون برنمیاد که یک نفر دیگه بیاد برامون مشکل حل کنه اینجوری کلا باعث میشیم تنبلی در جامعه رواج پیدا کنه و هیچ کس به شخصه نره دنبال حل مشکلش این باعث میشه همیشه افراد با فکر کردن به مشکلشون چون احساس میکنن در مقابلش ناتوان هستن اعتماد به نفسشون رو از دست بدن و همیشه دنبال راه فرار باشن به قول استاد فقط جای قایم کردن آشغال ها مدام تغییر میکنه در صورتیکه همیشه آشغال ها وجوددارن.
به بچه ها دقت کردین وقتی یک کاری رو خودشون انجام میدن قیافشون چه جوری میشه چه ذوقی می کنن به قول معروف باد به غبغب میندازن.
اگر حتی کوچکترین مسائل زندگیمونو خودمون حل کنیم همه اینا میشه پله برای پیشرفت به مراحل بالاتر.
واقعا حرف استاد درست همیشه تمامی کسب و کارهای خلاق و نو استارتش از آمریکا میخوره چون مردم کسیو ندارن که مشکلشونو حل کنه خودشون به فکر راه چاره میفتن و این برای مردم خیلی بدیهی شده.
به امید روزی که خودمون حلال مشکلات خودمون بشیم.
سلام استاد و یاور عزیزم
خدارو شکر میکنم که الان 20 روزی هست که هر فایلی که برامون میزارین از توش چندتا ایده خدا بهم نشون میده که میشه کلی ثروت ازشون ساخت .
خیلی ازت ممنونم که منو به این حد از آگاهی و شناخت از خودم و در وحله بعدی خدا و معبود م و قوانین جهان هستی رسوندی اول از خدای رحمان و بزرگوارم سپاسگزارم و بعدش از شما که دیگه مثل یه دوسته همراه میبینمت در کنار خودم.
درخواست این رو دارم که خیلی بیشتر برامون از طبیعت گردی تو امریکا ،از فرهنگ این مردم ،از شهر و شهرسازیشون برامون بگید چون واقعا به شخص بنده که بی اندازه انرژی میده و جرقه ای میشه برام که قوی تر از دیروزم تلاش کنم و باورامو آبدیت کنم هر روزه .
میخامت مرد دوست داشتنی
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان
الله اکبر ازین هدایت ها و ازین همزمانی ها
باورتون نمیشه این چند وقته یه جوری همزمانی های عجیبی برام رخ میده که من خودمم تعجب میکنم.
این همزمانی ها برای من جهت درک بیشتر قانونه و الان که نگاه میکنم خیلی هم عجیب نیست چون من تقریبا هر روز تو تمرین ستاره قطبی ام مینویسم که خدایا بهم درک بیشتری از قانون عطا کن.
برگردیم به جلسه 7 قدم دوم
این جلسه تا الان که قدم سوم هستم برای من بهترین و پربار ترین جلسه کل دوره تا اینجا بوده. وقتی برای اولین بار این آگاهی های ناب رو شنیدم اصلا انگار به یه مدار دیگه ای مهاجرت کردم انگار کلیییی بزرگ شدم و کلییی از جواب سوال هامو گرفتم. از همون موقع که دیدم درک این قانون و این سیستم چقدر میتونه لذت بخش باشه و به زندگیم کمک کنه از خدا خواستم که بهم درک بیشتری بده و از اون روز همزمانی های عجیب و غریب شروع شد.
همزمانی ها برای درک بیشتر من از قانون
1. توی قسمتهای اول اون جلسه استاد از سیستمی بودن رفتار خداوند صحبت میکنند و این که تمام سازکار این جهان بر اساس یکسری قوانین داره کار میکنه. چند روز بعدش خواهرم کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم رو داده بود براش چاپ کنن و آورد خونه و دیدم که بلییییی! کل این کتاب راجع به درک سیستمی بودن رفتار خداوند هست و انگار اون جلسه 7 قدم دوم یک پیش نیازی بود برای من تا بتونم بهتر این کتاب رو درک کنم.
2. توی دقایق آخر اون جلسه (جلسه 7 قدم دوم) استاد درباره آیه و اذا سالک عبادی عنی صحبت میکنند و چند روز بعدش فایلی به اسم مصاحبه با استاد | منظور از”سیستمی بودن رفتار خداوند”، چیست؟ روی سایت قرار گرفت و من دهنم باز مونده بود از این همه همزمانی!!! که اونجا استاد هم درباره سیستمی بودن رفتار خداوند و هم درباره آیه و اذا سالک عبادی عنی صحبت میکنند.
3. چند روز پیش خیلی اتفاقی فایل آیا واقعا چشم زخم حقیقت دارد؟ تو گوشیم پلی شد و من بعد از مدت ها دوباره به قسمتی از اون فایل گوش کردم. فایل رو استپ کردم اومدم توی سایت و دیدم که در پایین صفحه اصلی سایت بخش فایل های دانلودی یکی از اون چهارتا فایل، فایلی است به اسم آیا واقعا چشم زخم حقیقت دارد؟ و همینجوری که دهنم باز مونده بود اومدم پایین تر رسیدم به بخش نتایج دوستان از عمل به آموزه های استاد عباس منش که دیدم یکی از اون دوستان دقیقا موضوع چشم زخم رو تو کامنتش اشاره کرده و گفته بود که قبلا خیلی به این اعتقاد داشتم و کلی هم ضربه خوردم ازش ولی الان کلا ذهنیتم تغییر کرده (دقیقا یادم نیست چی گفته بود).
4. چند روزه دارم از آگاهی های جلسه 2 از قدم 3 رو استفاده میکنم و مینویسم و با خودم مرور میکنم.
توی دقایق آخر این جلسه استاد راجع به تغییرات اساسی و حل ریشه ای مسائل صحبت میکنند و توضیح میدن که وقتی تغییر توی افکار شما ایجاد میشه، یکسری نشونه هارو میبینید. وقتی اون تغییر افکار تبدیل به تغییر رفتار تون میشه نتایج از راه میرسند و وقتی این تغییر رفتار و عملکرد به صورت دایمی و پایدار ادامه پیدا میکنه جوری که تبدیل به عادت بشه، اونوقته که نتایج بزرگ و پاداش ها از راه میرسند و از همه مهمتر این نتایج پایدار خواهد بود در حین گوش کردن به این صحبت ها یهو یه جمله ای توی ذهنم گفته شد: به جای فرار از مسائل از حل آنها پول بساز بعد اینکه فایل تموم شد اومدم توی سایت و این فایل رو سرچ کردم و وقتی توضیحات این فایل رو میخوندم دیگه واقعا جوری متعجب و حیرت زده شدم که باعث نوشتن این کامنتم شد. توی توضیحات نوشته بود: در ظاهر آن مسئله هیچ ارتباطی به بهبود وضیعت مالی من نداشت امّا وقتی بدانی تنها راه برای ایجاد تغییرات اساسی(در هر جنبه ای)، حلّ ریشه ی اصلی ترین مسئله ی آن برهه از زندگی است، به خوبی این ارتباط را تشخیص می دهی و جدّی می گیری.
و اینجا هم دوباره این اصل برای من تکرار شد که اگر میخواهی نتایج ات بزرگتر بشه باید تغییرات بنیادین توی وجودت ایجاد کنی و مسائلت رو ریشه ای حل کنی.
و خیلی دیگه هم ازین همزمانی ها رخ داد که الان یادم رفته.
همه این همزمانی ها زمانی اتفاق افتاد که من از خداوند درخواست کردم که خدایا به من درک بیشتری از قانون عطا کن و وقتی من این فرکانس درخواست رو ارسال کردم جهان راهی نداشت جز اینکه به هر طریقی (کتاب خواهرم، کامنت دوستان، فایل های دانلودی و حتی تلویزیون) منو به خواسته ام برسونه و نتیجه اش این بشه که من قوانین رو بیشتر و بهتر درکش کنم.
منی که الان توی کلاس سوم از مکتب توحیدی 12 قدم هستم کلیییی درکم نسبت به قدم اول بیشتر شده (میتونم بگم چند برابر) و همینطور نتایجم و خدا میدونه که تا قدم 12 چه اتفاقاتی منتظر منه و نتایجی قراره بگیرم.
هرکجا هستید در پناه الله همزمانی ها شاد و سالم باشید
سلام
مثل همیشه عالی بود
تشکر
به نام خدایی که از رگ گردن به مانزدیکتر و فرمانروای جهانیان است …
یادم میاد کمتر از دو سال پیش خواستم و اراده کردم که تغییراتی را در وضعیت مالی و زندگی ام ایجاد کنم ، اون موقع هنوز به سمت سایت هدایت نشده بودم و باورهای غلط بسیار زیادی داشتم اما عزم تغییر داشتم و با پیگیری کردن مباحث آموزشی در حوزه تخصصم ( مالی و مالیاتی ) و همچنین مطالعه چند کتاب موفقیت و انگیزشی به مسیری هدایت شدم ، مدام در حال افزایش دانش تخصصی ام بودم و جهت افزایش اعتماد به نفس در تخصصم ،در یک دوره آموزشی کوتاه مدت هم شرکت کردم ، کارمند شرکتی بودم که کارم نزدیکی چندانی به تخصصم نداشت و میدانستم که باید پریدن از این لانه تنگ و تاریک را آغاز کنم ، مدام در ماشین و در مسیر رفت و آمدم فایل های صوتی و آموزشی گوش میکردم و مطالعه هم داشتم ، هدف گذاری هم کرده بودم و موارد را نوشته بودم و هرروز آن اهداف و آرزوها را در برگه ای مینوشتم و این کار را تکرار می کردم ( یکی از اهدافم این بود که درآمدم را که در آن زمان ، زیاد بد هم نبود ، سه برابر کنم و هیچ ایده ای نداشتم ) به الهاماتم عمل کردم و خود به خود به سمت مسیری هدایت شدم که دستان خدا را در آن مسیر حس میکردم و شکرگزار آن بودم ، یک کار پاره وقت را جهت مجموعه استارت آپی که تازه تاسیس شده بود شروع کردم ، آن مجموعه مدیر مالی و گروه حسابداری نداشت و هیچ گونه سازمان و تشکیلات استانداردی نداشت و من طی مصاحبه ای کار را شروع کردم ومسئولیت کامل تمام امور مالی آن مجموعه را به تنهایی پذیرفتم ، چندروز در هفته را بصورت پارتایم بعد از کار اولم در مجموعه دوم شروع به کار کردم و با عشق و مسئولیت پذیری کار میکردم ، بعد از ظهرها به آنجا میرفتم و تا شب دیروقت در آنجا کار میکردم تا وضعیت را ساماندهی کردم و چارچوب های استاندارد مالی را تدوین و استراتژی ها را تنظیم و به کار گیری میکردم ، اوایل خودم تنها بودم و بعد یک نیرو هم گرفتم، واقعا بصورت عملی تجربه زیادی نداشتم و اوایل استرس داشتم ولی در همه مسائل با توکل به خدا کار را پیش میبردم چون ایمان داشتم که راه ها برایم باز خواهد شد ، همه چیز خوب بود و بهتر میشد و در هر مرحله دستی از دستان خداوند می آمد و جواب سوالات و دغدغه هایم را می داد ، غرق کار شده بودم و از کارم لذت میبردم ، درآمدم کمی افزایش پیدا کرده بود و باز هم ایده ای برای سه برابر شدنش نداشتم تا اینکه بعد از این که دوماه بعنوان شغل دوم در آن مجموعه کار میکردم یک روز مدیر همان مجموعه با من تماس گرفت و گفت در همین حوزه مالی جهت تعداد بالقوه 15مرکز زیرمجموعه آنجا نیاز به خدمات مالی هست و پرسید که تو میتوانی انجام دهی ؟ ( به جهت عملکرد خوبم مشتاق بود که آن کارهای مراکز دیگر زیرمجموعه را هم من انجام دهم ) ، اول دغدغه بزرگی داشتم که آخه من ممکنه وقت کم بیارم و کار بزرگی هست و … ، تا یک لحظه در همان تماس تلفنی به خودم اومدم و گفتم باشه انجامش میدم ، نیرو میگیرم و با مدیریت خودم انجامش میدم ، از اون تماس به بعد دوباره دغدغه های زیادی شروع شد که نجواهایی میگفت شاید نشه و گیر کنی و مشکل پیش بیاد و همون کار دوم هم ازدست بدی و از این موارد منفی ، تا اینکه باز با توکل به خدا شروع کردم و ظرف مدت زمان کوتاهی خودم رو به هر اطلاعاتی که نیاز بود مسلح کردم و رفتم در دل کار ، خدا من رو خیلی دوست داشت و اون 15مرکز به مرور با من همکاری میکردند یعنی اول 5 مرکز بود و بعد از دوماه شد 10 مرکز و بعد از دوماه دیگر به تعداد واقعی 15 مرکز رسید تا من تکاملم رو در همون چند ماه طی کنم ، یادم هست اون اوایل که کار رو شروع کرده بودم به مشکلی سیستمی برخوردم که مربوط به بیمه بود و قابل حل نبود ، کلی کلنجار رفتم و حل نمیشد یادم هست آن روز عرق سردی روی پیشونی من نشسته بود و فشاری سنگین روی سینه ام احساس میکردم و واقعا ناامید شده بودم و میخواستم کار رو رها کنم ولی یک چیزی به من میگفت نترس و ادامه بده ، راه حل رو پیدا میکنی و با این نیرو دوباره ادامه دادم و موضوع حل شد ، چند بار هم در اوایل کار چیزی شبیه به این پیش اومد ولی میگفتم من میتونم و انجامش دادم و الان واقعا برای من اون مسائل خنده دار شده و مثل آب خوردن موضوعات این کسب و کار رو حل میکنم ،همه اینها در مسیری کمتر از 6 ماه رخ داد و وقتی خودم رو با شش ماه قبلش مقایسه میکردم میدیدم که کلی رشد کرده بودم ، یک روز در همان روزها شروع کردم به محاسبه درآمدم و دیدم که چقدر زود دارم به درآمد دلخواهم میرسم و به لطف خدای متعال ظرف شش ماه درآمدم رو سه برابر کردم و به اون ایستگاه از اهداف درآمدی رسیدم و ماه های بعد هم بیشتر شد و همچنان این مسیر با آموزه های این سایت ادامه داره
این مسیری بود که در کمتر از یکسال طی کردم و هربار با حل مشکلات رشد بیشتری رو تجربه میکردم و باز هم هدفگذاری کردم که درآمد افزایش یافته خودم رو هم دوباره سه برابر کنم و در مسیرش هستم و یقین دارم که با همون فرمول و تجهیزم به اصلاح باورها که از استاد عباس منش یاد گرفتم این امر هم محقق میشه و باز هم قله های بعدی را هدف خواهم گرفت
در موقع روبرو شدن با مسائلم در دل کار واقعا این باور را داشتم که مشکلات را حل خواهم کرد و تمرکزم روی حل مسئله بود و نه خود مسئله ، میدونستم که راهی هست ، خودم رو توانمند میدیدم ، خودم رو لایق حل مسئله میدیدم ، انگیزه داشتم که از دل حل مسئله به اهداف مالی ام میرسم ، به خدا توکل میکردم ، کارم رو دوست داشتم ، شور و اشتیاق برای کارم داشتم و مسائلش رو پذیرفته بودم و همه این ها و حل مسائلم تحقق درآمد بیشترم را حاصل کرد و هم اعتماد به نفسم را افزایش داد به گونه ای که الان واقعا ایمان دارم که هر مسئله ای را در کارم حل خواهم کرد
از این که وقت گذاشتید و مطلب من رو خوندید ممنونم ،
از استاد عزیزم هم سپاسگزارم که درهای جدیدی رو با باورهای قدرتمند کننده به روی من باز کرد و از آرزوهایم این هست که تا آخر عمر این آموزه های استاد را رها نکنم و همیشه در مسیر باورسازی صحیح باشم و قطعا مسیر سعادت و خوشبختی همین است و بس …
سلام به استاد عزیزم و مریم جان
فایل معرفی دوره که روی سایت اومد ،از خدا هدایت خواستم برای خرید
چون منم به قول دوستمون نسیم عزیز دوره ثروت 1 رو تازه خریداری کردم و روی اون دوره کار میکنم
دیدم ایشون هم همین رو گفتن
گفتم خوب این یه نشونه
ولی گفتم روشنتر بشه واسم که کامنت اسدالله عزیز رو خوندم و مطمئن شدم
قرآن هم باز کردم و خداوند تایید کرد
یعنی گفت برای گروهی که ایمان آورند سراسر هدایت و رحمت است.
پس خریداری کردم به امید خدا
استاد عزیزم اینجا مجددا تشکر کنم از شما که با اینکه مبلغ خاصی که واقعا در خور محصول باشه نمیگیرد
یعنی بیشتر از اینها ارزش داره و سرمایه است به نظر من
پانزده درصد از مبلغ هم در کیف پول ما نگه میدارید
واقعا سپاسگزار شما هستم.
و همزمانی موقع خرید دوره اشکم رو در آورد
ساعت 13:13:13
یعنی این دیگه منو دیوونه کرد
خدایا سپاسگزارم
امیدوارم در این دوره همگی به دستاوردهای بزرگی برسیم.
در پناه خداوند باشید
به به تبریک میگم لیدا جان دوره جدید رو.
منم اتفاقا خیلی زود به نتیجه رسیدم و خداروشکر دوره رو خریدیم و با خواهرام و مامانم داریم استفاده میکنیم و فیض میبریم واقعا.
منکه همین امروز سرکار خیلی واضح و آگاهانه حواسم به یه سری مسئله ها بود و با ایمان قویتر و اعتماد به نفس بیشتر و با یه حالت اطمینان ازینکه حل میشن عمل کردم و خدا رو شکر روز خیلی خوبی هم داشتم.
واقعا جا داره هر روز و هر لحظه خدا رو شکر کنیم برای این آگاهیها و همچنین برای ظرف وجودی خودمون:)
پس تو کامنتای دوره میبینمت دوست عزیز مجازی:)
ممنون نسیم جان
منم به شما تبریک میگم برای خرید دوره
و بازم ممنونم که با کامنتت من هدایت شدم به خرید
امیدوارم به موفقیت های چشمگیری دست پیدا کنی عزیزم
هر روز خدا رو شکر میکنم برای استاد عزیزم و اینکه منو به این سایت الهی هدایت کرد.
من داخل خیلی از مسائل به قول استاد علی بی غم هستم ولی داخل مسائل مالی باید باورهای جدیدی بسازم که ثروت و فراوانی وارد زندگیم بشه
به امید خدا
موفق باشی دوست عزیزم