غذای روح چگونه تأمین می‌شود؟


این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.

در این قسمت، استاد سید حسین عباس‌منش از یک نکته ساده و روزمره، یعنی وسواس ما در انتخاب غذای جسم، استفاده می‌کند تا به یکی از عمیق‌ترین قوانین زندگی اشاره کند: اینکه ما برای خوردن یک لقمه غذا، چقدر دقت و وسواس به خرج می‌دهیم؛ رنگ، بو، ظاهر، تمیزی ظرف و محیط، سلامت مواد اولیه و حتی شخصیت آشپز را بررسی می‌کنیم. اگر کوچک‌ترین نشانه‌ای از آلودگی، فساد یا ناسالم‌بودن ببینیم، آن غذا را نمی‌خوریم یا با اکراه می‌خوریم. اما در مقابل، وقتی نوبت به ذهن می‌رسد، یعنی به آنچه می‌بینیم، می‌شنویم، می‌خوانیم و درباره‌اش فکر می‌کنیم، بسیاری از افراد تقریباً هیچ وسواسی ندارند. به سادگی اجازه می‌دهند هر نوع خبر، فیلم، سریال، آهنگ، حرف، شایعه و محتوای منفی، وارد ذهنشان شود. پیام اصلی استاد این است که همان‌طور که غذای آلوده، جسم را بیمار می‌کند، ورودی‌های آلوده ذهن، روح، احساس، باورها و در نهایت واقعیت بیرونی زندگی ما را بیمار می‌کند.

ورودی‌های ذهن یعنی هر آنچه در طول روز می‌بینیم، می‌شنویم، می‌خوانیم و حتی درباره‌اش صحبت می‌کنیم، در حکم غذای ذهن و روح ماست. آهنگی که گوش می‌دهیم، فیلم و سریالی که می‌بینیم، صفحاتی که در شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنیم، اخباری که پیگیری می‌کنیم، گفتگوهایی که با اطرافیان داریم، و حتی موضوعاتی که در خلوت به آن‌ها فکر می‌کنیم، همه و همه مواد اولیه‌ای هستند که ذهن ما از آن‌ها فکر، احساس و باور می‌سازد. اگر این ورودی‌ها مملو از ناامیدی، ترس، خشم، نگرانی، فقر، حسرت، مقایسه، بدبختی و شکست باشد، طبیعی است که خروجی ذهن نیز تبدیل به احساساتی مشابه شود و در نهایت، در دنیای بیرون، تجربه‌هایی متناسب با همان کیفیت به وجود آید.

طبق قانون کانون توجه و فرکانس، هر بار ما به موضوعی توجه می‌کنیم، در واقع در مورد همان موضوع، فرکانسی را به جهان هستی ارسال می‌کنیم. این فرکانس مانند پیامی است که به نظام آفرینش فرستاده می‌شود و جهان، براساس آن، اتفاقات، شرایط، موقعیت‌ها و افرادی هم‌مدار با آن فرکانس را وارد زندگی ما می‌کند. زندگی ما بر اساس آنچه مداوماً موضوع توجه و فکر ماست شکل می‌گیرد. اگر کانون توجه ما بر بیماری، مشکل، فقر، گرانی، بدبختی، جنگ، تروریسم، خیانت، ناکامی و امثال آن متمرکز باشد، ما ناخواسته در «مدار» همان موضوعات قرار می‌گیریم و جهان، شواهد و نمونه‌های بیشتری از همان جنس را از راه‌های مختلف به سمت ما سرازیر می‌کند. در مقابل، اگر کانون توجه را به سمت سلامتی، ثروت، آرامش، محبت، پیشرفت، توانمندی، ایمان و نعمت‌های خداوند ببریم، در مدار دیگری قرار می‌گیریم که نتیجه آن، ظهور بیشتر همان خیر و نعمت‌ها در زندگی است.

یکی از مهم‌ترین دلایل غفلت انسان‌ها از این قانون، همان چیزی است که استاد آن را فاصله زمانی بین ورودی ذهن و نتیجه بیرونی می‌نامد. اگر غذای فاسد بخوریم، خیلی زود، گاهی در همان لحظه یا در فاصله‌ای کوتاه، دل‌درد، تهوع یا علائم دیگر ظاهر می‌شود و ما متوجه می‌شویم که غذای نامناسبی خورده‌ایم. اما وقتی ورودی نامناسب به ذهن می‌دهیم، یعنی فیلم و محتوای منفی می‌بینیم، اخبار ناامیدکننده دنبال می‌کنیم، در بحث‌های بیهوده و پر از شکایت و نفرت شرکت می‌کنیم، آهنگ‌هایی گوش می‌دهیم که احساس ما را تخریب می‌کند، یا در شبکه‌های اجتماعی در معرض انرژی‌های مسموم و باورهای محدودکننده قرار می‌گیریم، نتیجه آن بلافاصله ظاهر نمی‌شود. هفته‌ها و ماه‌ها بعد، این ورودی‌ها به صورت شرایط نامطلوب، ناکامی‌ها، مشکلات مالی، اختلال در روابط، بیماری‌ها و انواع گرفتاری‌ها خود را نشان می‌دهند. این فاصله زمانی باعث می‌شود بسیاری از افراد نتوانند بفهمند که اتفاقات تلخ امروز، نتیجه کانون توجه و ورودی‌های ذهنی دیروز و ماه‌ها و سال‌های قبل است. پس آن را به «بدشانسی»، «قسمت»، «خواست خدا»، «تقدیر» یا عوامل مبهم دیگر نسبت می‌دهند؛ در حالی که قانون اصلی، بسیار روشن و ساده است: «آنچه می‌کاری، همان را درو می‌کنی» و آنچه در ذهن می‌کاری، در واقعیت زندگی برداشت خواهی کرد.

تعهد جدی در کار کردن روی ذهن و باورها یعنی: همان‌طور که برای به‌دست‌آوردن «لقمه‌ نان» حاضر می‌شویم روزی هشت تا ده ساعت کار کنیم، لازم است برای اصلاح کانون توجه و تغییر باورها نیز زمان، انرژی و اراده صرف کنیم.  اگر فردی متعهد شود که از این پس فقط افکاری را به ذهن خود راه دهد که به او احساس بهتر، قدرت بیشتر، امید، ایمان و آرامش می‌دهد و آگاهانه از افکار و موضوعات منفی و تخریب‌کننده فاصله بگیرد، جهان بیرون او کم‌کم شروع به تغییر می‌کند و ثروت، سلامتی، فرصت‌ها و روابط خوب از راه‌هایی غیرمنتظره وارد زندگی‌اش می‌شود.

استاد این قانون را در پیوند با آموزه‌های الهی نیز توضیح می‌دهد و یادآور می‌شود که خداوند در قرآن تأکید کرده است: آنچه بر انسان‌ها می‌آید، نتیجه اعمال خودشان است و خداوند به بندگانش ظلم نمی‌کند. این یعنی خداوند، قانونی عادلانه در جهان قرار داده است که مطابق آن، هر کس با کانون توجه خود، واقعیت زندگی‌اش را می‌سازد. وقتی ما مداوماً روی مشکلات، کمبودها، سختی‌ها و ترس‌ها تمرکز می‌کنیم و آن‌ها را با احساس شدید تجربه می‌کنیم، در واقع خودمان زمینه ظهور آنها را فراهم می‌کنیم؛ و وقتی روی نعمت‌ها، فرصت‌ها، توانمندی‌ها، امکان‌ها، هدایت الهی و حضور خدا تمرکز می‌کنیم، در حقیقت در را به‌سوی نعمت‌های تازه و هدایت‌های بیشتر باز می‌کنیم.

 


نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1443 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «زهراهنرمند» در این صفحه: 2
  1. -
    زهراهنرمند گفته:
    مدت عضویت: 1995 روز

    بنام الله ایینه ای !

    روز ۷ سفرنامه دور دومم😉

    حمد و ستایش مخصوص پروردگار عالمیان🙏

    ورودی های ذهنی

    این بحث اونقد مهمه که به صورت یه فایل صوتی تصویری دراومده و کلی نظر براش گزاشته شده

    همونطور که به غذای جسممون حساسیم ؛ باید به غذای روحمون هم حساس باشیم هر چیزی رو نشنفیم و هر حرفی رو اجازه ورود به ذهن ندیم ..

    همونطور که استاد فرمودن ما اول قانون رو میشنویم بعد درک میکنیم بعد عمل میکنیم وبعد نتایج می اید . که هر بار بهتر میشنویم و عمل میکنیم و قانون تکامل در اینجا هم وجود داره. اوایل شاید وقتی قوانین رو میشنویم تا بیاییم عمل کنیم ، یکسری مسائل رو قاطی کنیم و نتونیم درست اجرا کنیم اما به مرور استفاده ما از قانون بهتر و بهتر میشه من هم به این شکل جلو اومدم یعنی اوایل کارم اینطور بود که مثلا از استاد میشنیدم که میگفتن هر حرفی رو نشنوید هر ورودی رو به ذهنتون وارد نکنید پای حرفهای ادمای منفی نگر ننشینید ….من برداشتم این بود که درو رو خودم قفل کنم و سعی کنم با هیچ ادمی ارتباط برقرار نکنم تا مبادا فرکانسام به هم بریزه !!!!! تا جایی پیش رفتم که اصلا با هیچکس صحبتی نمیکردم و وقتی هم کسی باهام حرف میزد من کمی بعد یه جوری میپیچیدم و میرفتم که مبادا فرکانس منفی اون فرد به من برخورد کنه….قشششنگ ادما رو جدا میکردم در ذهنم و میگفتم این ادم فرکانسش مثبت نیست پس حذفش میکنم اینقد اینکارو کردم و از ادما فاصله گرفتم که اخرسر دیدم تنهای تنها شدم

    بعد فهمیدم یه جای کارم ایراد داره چون میدونستم قانون بی نقصه وخداوند کامله. این منم که یه جایی رو اشتباه متوجه شدم .

    بعد فهمیدم که نه تنها نباید از ادما فاصله گرفت بلکه باید بهشون نزدیک شد و ارتباط برقرار کرد هیچکسی دوسنداره تنها باشه ..بااین طرز تفکرم انگار جوری بود که من خودمو بخاطر دونستن یه سری اطلاعات بالاتر و برتر از بقیه میدونستم و این کاملا غلط بود چون درجه بندی ادما فقط به میزان تقواشون هست که اونو خدا تعیین میکنه نه منه بنده من کی باشم که بخوام ادما رو قضاوت کنم؟؟! من همممیشه ادما رو توی ذهنم بدون اینکه خوداگاه باشه مورد قضاوت قرار میدادم اینو به تازگی متوجهش شدم .با دیدن رفتارهام متوجه شدم که انسانها رو با شاخصهایی که در فکرم دارم درجه بندی میکنم واوتایی که ازمن پایینترن رو گاهی به حساب نمیارم و اونایی که بالاترهستن رو تخریب میکنم البته فقط در ذهنم اینکارو میکنم مثلا قضاوتشون میکنم و میگم این ادم این طوریه و اصلا درست نیست و ادم نامناسبیه ..!

    حالا بااگاهیهای جدیدم با استفاده از ورودیهای ذهنی قدرتمند کننده سعی میکنم باهمه ارتباط داشته باشم و اگر حرفی مخالف عقایدم گفته بشه فقط اون تیکه از اون حرف رو در ذهنم فیلتر میکنم و ادامه میدم و حالمو خوب نگه میدارم توی رابطه بااون ادم…

    اینطوری به خودم کمک کردم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    زهراهنرمند گفته:
    مدت عضویت: 1995 روز

    به نام الله یکتا💐

    هفتمین روز سفرنامه ام :

    بازهم خداوند رو شکر میکنم که به مدار این اگاهی هارسیدم وشایسته دریافتشون شدم . قبل از اشنایی بااستاد عباسمنش بااساتید دیگه اشناشده بودم و دنبالشون میکردم امااز یه جایی به بعد دیدم پیشرفتم متوقف شده تااینکه به این سایت هدایت شدم ودر طی حدود سه چهار ماه خیلی از افکارم تغییر کرده.مثل باورهای توحیدی، شناختن خدا وارتباط گرفتن باهاش، روابط باادما، هدف و …

    طی این مدتی که افتخار داشتم از هدایت های خدا از طریق دستانش ،استاد عباسمنش گروهشون ،بهره مند بشم خیلی از ورودی هام رو کنترل کردم. تی وی نمیبینم ،اخبار کلا توجهی نمیکنم ،از اینستا برای پیشرفتم استفاده میکنم و هرپیجی رو دنبال نمیکنم ،موقع صحبت بادیگران روی حرفهایی که میزنم دقت میکنم که چه کلامی بکار میبرم و…

    و در عوض موارد دیگه رو جایگزین ورودی های نامناسب کردم :فایل های استاد، خوندن کامنت های دوستان ،ضبط کردن فایل صوتی باصدای خودم در مباحثی که برام مهم هستن وگوش کردن به اونها ،وقت بیشتری گذاشتن روز اهدافم.

    امیدوارم بتونم ادمای باارتعاش خوب رو جذب کنم ودر مدار خواسته هم قرار بگیرم، ترمز هام رو بشناسم وگاز بدم و لذت ببرم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: