غذای روح چگونه تأمین میشود؟
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
در این قسمت، استاد سید حسین عباسمنش از یک نکته ساده و روزمره، یعنی وسواس ما در انتخاب غذای جسم، استفاده میکند تا به یکی از عمیقترین قوانین زندگی اشاره کند: اینکه ما برای خوردن یک لقمه غذا، چقدر دقت و وسواس به خرج میدهیم؛ رنگ، بو، ظاهر، تمیزی ظرف و محیط، سلامت مواد اولیه و حتی شخصیت آشپز را بررسی میکنیم. اگر کوچکترین نشانهای از آلودگی، فساد یا ناسالمبودن ببینیم، آن غذا را نمیخوریم یا با اکراه میخوریم. اما در مقابل، وقتی نوبت به ذهن میرسد، یعنی به آنچه میبینیم، میشنویم، میخوانیم و دربارهاش فکر میکنیم، بسیاری از افراد تقریباً هیچ وسواسی ندارند. به سادگی اجازه میدهند هر نوع خبر، فیلم، سریال، آهنگ، حرف، شایعه و محتوای منفی، وارد ذهنشان شود. پیام اصلی استاد این است که همانطور که غذای آلوده، جسم را بیمار میکند، ورودیهای آلوده ذهن، روح، احساس، باورها و در نهایت واقعیت بیرونی زندگی ما را بیمار میکند.
ورودیهای ذهن یعنی هر آنچه در طول روز میبینیم، میشنویم، میخوانیم و حتی دربارهاش صحبت میکنیم، در حکم غذای ذهن و روح ماست. آهنگی که گوش میدهیم، فیلم و سریالی که میبینیم، صفحاتی که در شبکههای اجتماعی دنبال میکنیم، اخباری که پیگیری میکنیم، گفتگوهایی که با اطرافیان داریم، و حتی موضوعاتی که در خلوت به آنها فکر میکنیم، همه و همه مواد اولیهای هستند که ذهن ما از آنها فکر، احساس و باور میسازد. اگر این ورودیها مملو از ناامیدی، ترس، خشم، نگرانی، فقر، حسرت، مقایسه، بدبختی و شکست باشد، طبیعی است که خروجی ذهن نیز تبدیل به احساساتی مشابه شود و در نهایت، در دنیای بیرون، تجربههایی متناسب با همان کیفیت به وجود آید.
طبق قانون کانون توجه و فرکانس، هر بار ما به موضوعی توجه میکنیم، در واقع در مورد همان موضوع، فرکانسی را به جهان هستی ارسال میکنیم. این فرکانس مانند پیامی است که به نظام آفرینش فرستاده میشود و جهان، براساس آن، اتفاقات، شرایط، موقعیتها و افرادی هممدار با آن فرکانس را وارد زندگی ما میکند. زندگی ما بر اساس آنچه مداوماً موضوع توجه و فکر ماست شکل میگیرد. اگر کانون توجه ما بر بیماری، مشکل، فقر، گرانی، بدبختی، جنگ، تروریسم، خیانت، ناکامی و امثال آن متمرکز باشد، ما ناخواسته در «مدار» همان موضوعات قرار میگیریم و جهان، شواهد و نمونههای بیشتری از همان جنس را از راههای مختلف به سمت ما سرازیر میکند. در مقابل، اگر کانون توجه را به سمت سلامتی، ثروت، آرامش، محبت، پیشرفت، توانمندی، ایمان و نعمتهای خداوند ببریم، در مدار دیگری قرار میگیریم که نتیجه آن، ظهور بیشتر همان خیر و نعمتها در زندگی است.
یکی از مهمترین دلایل غفلت انسانها از این قانون، همان چیزی است که استاد آن را فاصله زمانی بین ورودی ذهن و نتیجه بیرونی مینامد. اگر غذای فاسد بخوریم، خیلی زود، گاهی در همان لحظه یا در فاصلهای کوتاه، دلدرد، تهوع یا علائم دیگر ظاهر میشود و ما متوجه میشویم که غذای نامناسبی خوردهایم. اما وقتی ورودی نامناسب به ذهن میدهیم، یعنی فیلم و محتوای منفی میبینیم، اخبار ناامیدکننده دنبال میکنیم، در بحثهای بیهوده و پر از شکایت و نفرت شرکت میکنیم، آهنگهایی گوش میدهیم که احساس ما را تخریب میکند، یا در شبکههای اجتماعی در معرض انرژیهای مسموم و باورهای محدودکننده قرار میگیریم، نتیجه آن بلافاصله ظاهر نمیشود. هفتهها و ماهها بعد، این ورودیها به صورت شرایط نامطلوب، ناکامیها، مشکلات مالی، اختلال در روابط، بیماریها و انواع گرفتاریها خود را نشان میدهند. این فاصله زمانی باعث میشود بسیاری از افراد نتوانند بفهمند که اتفاقات تلخ امروز، نتیجه کانون توجه و ورودیهای ذهنی دیروز و ماهها و سالهای قبل است. پس آن را به «بدشانسی»، «قسمت»، «خواست خدا»، «تقدیر» یا عوامل مبهم دیگر نسبت میدهند؛ در حالی که قانون اصلی، بسیار روشن و ساده است: «آنچه میکاری، همان را درو میکنی» و آنچه در ذهن میکاری، در واقعیت زندگی برداشت خواهی کرد.
تعهد جدی در کار کردن روی ذهن و باورها یعنی: همانطور که برای بهدستآوردن «لقمه نان» حاضر میشویم روزی هشت تا ده ساعت کار کنیم، لازم است برای اصلاح کانون توجه و تغییر باورها نیز زمان، انرژی و اراده صرف کنیم. اگر فردی متعهد شود که از این پس فقط افکاری را به ذهن خود راه دهد که به او احساس بهتر، قدرت بیشتر، امید، ایمان و آرامش میدهد و آگاهانه از افکار و موضوعات منفی و تخریبکننده فاصله بگیرد، جهان بیرون او کمکم شروع به تغییر میکند و ثروت، سلامتی، فرصتها و روابط خوب از راههایی غیرمنتظره وارد زندگیاش میشود.
استاد این قانون را در پیوند با آموزههای الهی نیز توضیح میدهد و یادآور میشود که خداوند در قرآن تأکید کرده است: آنچه بر انسانها میآید، نتیجه اعمال خودشان است و خداوند به بندگانش ظلم نمیکند. این یعنی خداوند، قانونی عادلانه در جهان قرار داده است که مطابق آن، هر کس با کانون توجه خود، واقعیت زندگیاش را میسازد. وقتی ما مداوماً روی مشکلات، کمبودها، سختیها و ترسها تمرکز میکنیم و آنها را با احساس شدید تجربه میکنیم، در واقع خودمان زمینه ظهور آنها را فراهم میکنیم؛ و وقتی روی نعمتها، فرصتها، توانمندیها، امکانها، هدایت الهی و حضور خدا تمرکز میکنیم، در حقیقت در را بهسوی نعمتهای تازه و هدایتهای بیشتر باز میکنیم.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD146MB12 دقیقه
- فایل صوتی غذای روح چگونه تأمین میشود؟11MB12 دقیقه












سلام
آنچه از این فایل درک کردم این هست که همانطور که غذای لذیذ و سالم به خودمون میدیم و غذای نامناسب و کثیف را نمیخوریم در خصوص غذایی که ذهن و روحمان میدهیم هم اهمیت و ارزش قائل باشیم. به جای دنبال کردن مطالب چرت و پرت و اخبارهای نامناسب، بیاییم به خودمون ورودی های مناسب و زیبا بدهیم و کانون توجه خودمان را بر روی خوبی ها زیبایی ها و مطالبی قرار بدهیم که به پیشرفت و رشد ما کمک میکند. گوش دادن به موزیک نامناسب، خواندن کتاب نامناسب، گوش دادن به اخبار نامناسب، گوش دادن به حرف های بیهوده، در شبکه های اجتماعی مضر بودن که ورودی نامناسب میدهد کار اشتباهی هست و به جای آن باید مستندهای مناسب، موزیک های شاد و مناسب با محتوای ارزنده، خواندن اخبارهای مناسب و مثبت مانند اخبار تکنولوژی که به پیشرفت ما کمک میکند را باید جایگزین کنیم، هر روز محتواهایی را دنبال کنیم که چیز مثبتی به ما اضافه میکند نه ترس و نگرانی و غم و خشم ایجاد کند. در هر لحظه باید ببینیم داریم به چه چیزی توجه میکنیم، توجه به ثروت یا فقر؟ توجه به سلامتی یا بیماری؟ توجه به اتفاقات خوب یا اتفاقات بد؟ توجه به جنگ و نازیبایی یا امنیت و زیبایی؟ توجه به انچه حس خوب میدهد یا انچه نگرانی و احساس بد ایجاد میکند؟ با آدم هایی ارتباط داریم که حس مثبت و اطلاعات مناسب میدهند یا آدم هایی که اطلاعات نازیبا و نامناسب میدهند؟ آدمی که حال مثبت منتقل میکند یا حال بد؟ افکار مثبت را در ذهنمان پرورش میدهیم یا افکار منفی؟ تفسیرمان از اتفاقات مثبت است یا تفسیر منفی داریم؟
دلیلی که کانون توجه را باید مدیریت کنیم این است که افکار و توجه ما آینده ی ما را میسازد و اگر افکار و توجه مثبت داشته باشیم آینده زیبایی را برای خودمان ایجاد میکنیم.
سپاسگزارم
سلام خدمت عزیزان
قبل از اینکه کامنتم رو شروع کنم امیدوار هستم استاد عباسمنش برای سایت این امکان رو فراهم کنه که کامنتهایی که مینویسیم در صورتی که امکانش رو فعال کرده باشیم ذخیره بشن که با قطعی سایت یا اینترنت یا هر مسئلهی دیگه زحمتی که کشیدیم و نوشتیم حذف نشه و مجبور نشیم دوباره بنویسیم و زمانمون سیو بشه. سپاسگزارم.
آنچه من از این فایل درک کردم این هست که همانطور که ما به غذایی که میخوریم بسیار دقت میکنیم و وسواس داریم و اگر مویی توش باش رنگش برگشته باشه تاریخ مصرفش گذشته یا هر چیز دیگه اون غذا رو نمیخوریم به همین صورت هم نه بیشتر باید مواظب باشیم که چه خوراکی رو به ذهنمون میدهیم.
قانون این است که تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا توسط کانون توجه خودمون رقم میخوره و این ما هستیم که تمام زندگیمون رو رقم میزنیم بنابراین اگر میخواهیم به سمت ثروت و سلامتی و شادی و نعمت های فراوان هدایت بشیم باید مراقب باشیم که به چیزی توجه میکنیم.
چه کتابی میخونیم؟ چه فیلمی میبینیم؟ چه سریالی میبینیم؟ جه آهنگی گوش میکنیم؟ چه سایتی رو میخونیم؟ چه اخباری رو میبینیم؟ چه شبکهاجتماعی ای رو دنبال میکنیم؟ با چه آدمهایی ارتباط داریم؟ در یک کلام به چی داریم توجه میکنیم.
من در کامنت قبلیم در خصوص این موضوع صحبت کردم که چه اعمال و رفتاری رو بعد از این سایت تصمیم گرفتم اجرا کنم که متاسفانه حذف شد و الان هم زمانش رو ندارم که دوباره کامل بنویسم. اما به صورت خلاصه اگر بخوام بگم این هست که واتساپ رو استفاده ای ازش نمیکردم و حذف کردم، یوتیوب فقط در خصوص هوش مصنوعی و تکنولوژی و خود استاد و فایل های طبیعت و زندگی روستایی و دنبال میکنم و گذاشتمش رو سابسکریپشن که نرم توی محتوایی که خودش انتخاب میکنه که نمایش بده، تلگرام فقط کانال استاد دنبال میکنم و کسب و کار خودم اگه نیاز باشه روش ران میشه، با افزونهی بلاکر سایتهای خبر تکنولوژی فارسی هم حتی بلاک کردم چون گاهی پیش میاد موردی نامناسب رو گذاشتن توی خبرها و من ناخوداگاه توجه ام جلب میشه، و امیدوارم بتونم روی این تعهد بمونم. باید بیشتر و بیشتر این فایل رو دید و روش کار کرد چون آدم فراموشکار هست. من خودم قبلا که این فایل رو گوش کرده بودم با طی کردن تکامل تمام شبکههای اجتماعی رو حذف کرده بودم و از تمام سایتها زدم بیرون و فقط با استاد بودم و اون موقع کسب و کارم رو از دست داده بودم و کسب و کار نداشتم و مهارتخاصی رو نمیخواستم یاد بگیرم تونستم این حرکت رو بزنم اما الان نیاز به مهارت آموزشی و اطلاع از پیشرفت تکنولوژی دارم و خوندن مقالات و کتابها به همین دلیل این حرکت رو نزدم و امیدوارم بتونم راهکاری برای خالص کردن ورودیهای ذهن پیدا کنم.
عاشقتونم.
سلام خدمت دوستان عزیزم و استاد گرامی
امروز به خودم نگاه کردم دیدم که دارم میرم خبر میخونم که چه اتفاقی تو جهان افتاده. بعد از خودم سوال کردم که چرا من دارم این کار رو میکنم؟ مگه من نباید ورودیهای ذهنم رو کنترل کنم؟ چرا الان برام مهم نیست و میخوام برم که خبر بخونم. بعد تصمیم گرفتم که این فایل رو مجدد مرور کنم و فکر کنم 5 بار تا الان گوشش کردم با تمرکز.
زنگهایی که در وجودم این فایل ایجاد کرد این هست که همانطور که ما خیلی دقیق هستیم که چه چیزی رو جسممون میدیم و چه غذایی رو میخوریم آیا به این هم توجه داریم که چه چیزی رو داریم به ذهنمون و روحمون میدیم؟
چرا باید توجه داشته باشیم؟ چون همانطور که اگر غذای نامناسب بخوری (غذای کثیف یا مونده یا هر چی) به سرعت جسممون واکنس نشون میده و حالمون بد میشه. حتی در زمانی که تو دهنمون میگذاریم اگر غذا تلخ باشه سوخته باشه یا مونده باشه و .. سریع میفهمیم و میدیم بیرون غذا رو اما در مورد ذهن و روح داستان چطوره؟ ذهن و روح ما هم دارن غذا میخورن و بر اساس غذایی که بهش میدیم فرکانس به جهان هستی ارسال میکنه و اتفاقات زندگی ما رو بوجود میاره. فقط تفاوتش با غذای جسمی این هست که غذا جسمی سریع میفهمی داری چیز نامناسب میخوری یا سریع جسمت واکنش نشون میده و دل درد میگیری اما در مورد ذهن اینطور هست که ورودیها در آینده خودشون رو نشون میدن که چه بلایی سر ما میارن اگر نامناسب باشن. مثلا اگه تو خانوادهای باشی که در مورد فقر زیاد صحبت کردن این ورودیها رفته تو ذهنمون و آینده زندگیمون چی شده؟ فقر بیشتر و در جا زدن و پیشرفت نکردن و ایده های خوب بهت گفته نشدن و پول به سختی بدست آوردن و از این نوع اتفاقات. پس اگر میخواهیم آینده نامناسبی برامون رخ نده باید تا میتونیم ورودیهای ذهن و روحمون رو کنترل کنیم. یعنی چیزهایی که میبینیم. چیزهایی که میشنویم. کتابی که میخونیم. آهنگی که گوش میدیم. چیزهایی که در آینده تجسم میکنیم و چیزهایی که از گذشته به خاطر میریم.. چیزهایی مینویسیم.. فیلم و سریال هایی که میبینیم و به طور کلی هر چی که حواسهای ما رو درگیر میکنه رو باید کنترل کنیم. مثلا تلوزیون نبینیم. مثلا مستند های خوب و درس آموز ببینیم نه مستندهایی که دارن در مورد بدبختی صحبت میکنن و میگن شاه چقدر بد بود یا جمهوری اسلامی چقدر بد هست یا چقدر فقر در جهان گسترش پیدا کرده یا مستند در مورد بیماری که چه بیماری ای بوجود اومده و چه اتفاقات وحشتناکی افتاده یا مستند هایی در مورد جنگ که چه جنگی هایی رخ داده و چقدر اتفاقات بد بوجود آورده. البته تفسیر ذهنی هم خیلی مهم هست چیزی که من درش ایراد دارم. اگر ما قادر باشیم از آنچه که میبینیم تفسیر مثبت داشته باشیم میتونه به ما کمک کنه. مثلا من در راستای این باور که از راه نادرست نمیشه به نتیجهی درست رسید یک مستند در مورد یک هکر دیدم که چقدر بدختی کشید به خاطر هک هایی که انجام میداد و باعث شد زمان طولانی ای از زندگیش هدر بشه و آخرشم بیافته زندان و من گفتم ببین راه نادرست نتیجه درست نمیده. خدا کمک کنه که همواره در مسیر درست حرکت کنیم. خدایا کمکمون کن که همواره در مسیر درست باشیم و نه اینکه کلی بلا سرمون بیاد تا درسها رو بگیریم. نه همین ابتدا درسها رو درک کنیم و به سمت درست حرکت کنیم و پیشرفت کنیم.
چیز دیگهای که تو وجودم زنگ ایجاد کرد از این فایل این هست که تو ذهنمون داریم به چه چیزی توجه میکنیم؟ چه افکاری داریم؟ چه چیزهایی رو مرور میکنیم.. داریم به بحث کردن و حرف های بیهوده تمرکز می کنیم یا داریم به نکات مثبت توجه میکنیم؟ من خودم این ایراد رو دارم که وقتی کسی رو میبینم و برام مهم و ارزشمند هست و میبینم قانون رو درک نکرده و تو در و دیوار هست بهش چیزی نمیگم و نمیخوام هدایتگر باشم اما تو ذهنم برعکس این رفتارم عمل میکنم و میگم ببین فلانی تا زمانی که اینطور فکر میکنی بدبختی میکشی یا فلانی تقصیر خودته که این شرایط رو داری تجربه می کنی و اگه فلان کار رو بکنی نتیجه خوب خواهد شد.. یکجورایی ناخودآگاهم اینطوری هست و دنبال بحث کردن و دنبال اینکه دیگران رو مقصر جلوه بده هست. این تمرکز منفی هست و باید باورهای مناسبی ایجاد کنم که تو ذهنم چنین درگیری هایی نباشه. ایراد از من هست اگر دوستانی توانسته اند توی این زمینه ذهنشون رو خوب کنترل کنن و توصیه ای برای من مطابق با قانون به صورت عملی دارن خوشحال میشم دیدگاهتون رو بخونم و اجرا کنم.
نکته دیگه ای که زنگ خورد در وجودم این هست که باید مراقب کانون توجه ام باشم که داره به خواسته تمرکز میکنه یا ناخواسته. کانون توجهم روی فقر هست یا ثروت؟ روی سلامتی هست یا بیماری؟ روی اتفاقات خوب هست یا اتفاقات بد؟ روی چیزهایی هست که دوستشون دارم و میخوام یا چیزهایی که نمیخوامشون؟ دارم با کانون توجه ام با ناخواستهها میجنگم یا دارم به خواستههام توجه میکنم. این نقطه ضعفم هست که بیخیال کانون توجهام هستم. درصورتی که باید هشیار و آگاه باشم که دارم به چه چیزی توجه میکنم و همچنین توجه ام رو آگاهانه ببرم روی زیبایی ها و باورهای خوب و اتفاقات مثبت تا زندگی خوبی داشته باشم.
نکته دیگه ای که زنگ خورد در وجودم این هست که ارزشش رو داره که روی ذهنمون کار کنیم. روی کانون توجهمون کار کنیم. اگر ذهنمون رو کنترل کنیم که یک مسیر تکاملی هست وقتی تمرین میکنیم هر آنچه که میخواهیم رو میتونیم داشته باشیم و بدست بیاریم. از ثروت تا سلامتی تا روابط عالی تا آزادی زمانی و مکانی تا استقلال مالی تا هر انچه که میخواهیم. همه اش رو میتونیم بدست بیاریم اگر که روی ذهنمون کار کنیم و شاهد این موضوع هم استاد عباس منش هست که روی ذهنش کار کرده و الان داره شرایط عالی و رویایی رو تجربه میکنه و البته گذشته زندگی خودمونم شاهد هست که هر موقع متعهدانه افکار و توجه مثبت داشتیم اتفاقات عالی برامون رخ داده و معجزه بوده طبیعی نبوده. پس باید روی ذهنم کار کنم هر روز و هر چه بیشتر بهتر.
اینکه من قصد دارم چه عملی انجام بدم برای بحث کنترل ذهن و ورودی ها و کانون تمرکز 3 تا عمل میخوام انجام بدم.
اول از همه این فایل و فایل های مشابه با این دیدگاه رو بارها با تمرکز تکرار کنم که بره توی وجودم و شخصیتم که کانون توجه ام رو کنترل کنم. ورودی هام رو کنترل کنم. از طرف دیگه فقط این نباشه که ورودی کنترل بشه و چیزهای نامناسب رو حذف کرد و دیگه هیچی. نه برنامه بگذارم که نکات مثبت رو بنویسم و به اتفاقات مثبت توجه کنم و از سریال سفر به دور آمریکا و زندگی بهشت استفاده کنم به صورت عملی که توجه ام بره روی نکات مثبت. از طرفی نکات مثبت زندگی خودمم بنویسم و توجه کنم بهش و سومین کارم این هست که تمرکز جدی روی بحث درک قوانین و ثروت و توحید بگذارم و روی این ورودی ها هم کار کنم چون در این برهه از زندگیم خیلی بهم کمک میکنه.
عاشقتونم. ممنونم که دیدگاه من رو خوندین. امیدوارم بهتون کمک کرده باشه. خدایا خودت کمکم کن و یاریام کن که باور خوب و عملکرد خوبی داشته باشم و هم خودم خوب زندگی کنم و هم جهان رو جای بهتری برای زندگی بکنم.
دوستتون دارم. امیدوارم خداوند از در و دیوار و آسمان و زمین برکت و ثروت و عشق و آرامش و زیبایی و رحمت و پول و ثروت و هر انچه که زیبایی هست بهتون بده.
سلام خدمت دوستان گرامی و عزیز.
روز هفتم روزشمار تحول زندگی من.
آنچه من ازصحبتهای استاد در این جلسه درک کردم این هست که همانطور که ما برای غذا خوردن دقت کاملی میکنیم که غذا فاسد نباشه، رنگ بو مناسب داشته باشه، کثیف نباشه، و حتی آشپز رو هم بررسی میکنیم که آدم تمیزی باشه، رستوران رو بررسی میکنیم که جای تمیزی باشه و اگر سوسک و موارد نامناسبی ببینیم در اون رستوران غذا نمیخوریم، با همین معیار هم باید مراقب ورودیهای ذهنمون باشیم. یعنی ببینیم داریم به چه چیزی توجه میکنیم و آیا این چیزی که داریم به ذهنمون میدیم مناسب هست یا مناسب نیست؟
اگر داریم ورودیهایی رو به ذهنمون میدیم که کثیف و بدبو و نامناسب هست قطعا نتیجهای که در زندگیمون میبینیم اتفاقات نامناسب خواهد بود. اگر مرتب داریم به ناخواستهها توجه میکنیم، در مورد موارد ناخواسته مطالعه میکنیم، در مورد مطالب ناخواسته فیلم میبینیم، در مورد موارد ناخواسته صحبت میکنیم، در مورد موارد ناخواسته فکر میکنیم داریم فرکانس نامناسب به جهان هستی ارسال میکنیم داریم غذای بد به ذهن خودمون میدیم و نتیجهی این کار میشه جذب اتفاقات بد که زندگی ما رو به هم میزنه. پس باید خیلی دقت کنیم داریم به چه چیزی توجه میکنیم.
آیا داریم به ثروت توجه میکنیم یا داریم به فقر توجه میکنیم؟ آیا داریم به سلامتی توجه میکنیم یا داریم به بیماری توجه میکنیم؟ آیا داریم به نکات مثبت توجه میکنیم یا داریم به نکات منفی توجه میکنیم؟ آیا داریم به روابط زیبا توجه میکنیم یا داریم به روابط نامناسب توجه میکنیم؟ آیا داریم به اخبار نامناسب توجه میکنیم یا داریم اطلاعات زیبا به ذهنمون میدیم؟ داریم به چیزهایی تو زندگیمون توجه میکنیم؟ داریم از اساس همون چیزها رو وارد زندگی خومون میکنیم. بنابراین باید همانطور که برای غذا خوردن وسواس داریم در مورد ورودی های ذهنمونم توجه کنیم.
وقتی که ما کانون توجه خودمون رو کنترل میکنیم آهنربا ثروت، سلامتی، موفقیت، سعادت، روابط زیبا می شویم بدون اینکه لازم باشه کار خاصی انجام بدیم چون تمام اتفاقات با افکار ما خلق میشه. با کانون توجه ما خلق میشه.
کنترل کردن کانون توجه هم نیاز به تکامل داره و هم نیاز به تلاش آگاهانه داره و کار سادهای نیست و باید روش کار کرد، اما تغییر کانون توجه به موارد مثبت و زیبا شدنی هست همانطور که استاد عباس منش تونسته این کار رو انجام بده.
تصمیم امروز من این هست که یک نگاهی به ورودی هایی که دارم به ذهنم میدهم بندازم. من یک سری بازیها رو باید از گوشیم حذف کنم چون موارد ناخواسته توش هست. همچنین باید مطالعه کردن اخبار ورزشی رو کامل کنار بگذارم و همچنین مطالعه کردن اخبار تکنولوژی و دنبال راهکاری باشم که موارد مناسب رو پیدا کنم و به ذهنم بدم. حتما یک راهکاری باید وجود داشته باشه. امیدوارم اگر استاد راهکاری پیدا کرده با ما به اشتراک بگذاره که چطور فوتبال ورزشی و تکنولوژی رو دنبال میکنه چیزهایی که هم سرگرمی هستند و هم مهارتهای بسیار مهمی هستند که واقعا به کسب و کار و زندگی ما کمک میکنه مثل ابزارهای تولیدی هوش مصنوعی و .. که من با خواندن اخبار تکنولوژی باهاش آشنا شدم و ازش کلی استفاده کردم. ولی خب اخبار هم مثبت دارند و هم منفی و من به خودم تعهد میدم استفاده نکنم چون موارد منفی هم هست. همچنین باید ارتباطاتم با افراد رو هم کمی محدود کنم مخصوصا خانواده چون فیلم های نامناسب میبینند و در مورد موارد نامناسب صحبت میکنند هرچند که خیلی وقتها هم در مورد چیزهای مثبت صحبت میکنند و در مورد خوب صحبت میکنند ولی باید ورودیهام رو کنترل کنم اگر میخوام نتایج خوبی بگیرم. البته خودمم هم کارم خوب نیست بیشتر از اینکه به نکات مثبت خانواده توجه کنم خیلی زیاد میشه که به کار اشتباهی که انجام میده ناآگاهانه توجه میکنم و باید این کانون توجه رو تغییر بدم. قبلا خوب روی این موضوع کار کرده بودم الان خوب نیستم باید دوباره تمرین کنم و بهبود بدم خودم رو. ولی این محیط رو باید حتما کنترل داشته باشم چون اگر محیط ایزوله ای برای خودم ایجاد کنم نتایج خیلی خوبی میتونم بگیرم. همچنین یک سری برنامههای سرگرمی رو هم دنبال میکنم مثل بازی مافیا و ارتش سری که یکجور بازی هست و خیلی نکات مثبت داره آدم از نحوه تفکر و از نحوهی بازی کردن افراد یاد میگیره و خیلی فان هست باید تشخیص بدی کی سیاه هست تو بازی کی سفید هست تو بازی و کلا خود بازیش فان و باحال هست اما گاهی اوقات این افراد صداشون رو بالا میبرن و یکم خشن صحبت میکنن و .. این هم باید کنترل کنم و دیگه نبینم.
عاشقتونم. امیدوارم بهترین اتفاقات براتون بیفته و شدیدا عمل گرا باشید و زندگی عالی برای خودتون رقم بزنید.