غذای روح چگونه تأمین می‌شود؟ - صفحه 105 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1443 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Miss love گفته:
    مدت عضویت: 1697 روز

    بسم حبیب

    قدم هفتم 👣

    سلام به استاد و مریم جان عزیز و دیگر دوستانم💓

    این غذای روح از پاشنه آشیل هم پاشنه آشیل تره برای من

    من عادت خیلیی زیادی به فیلم دیدن دارم

    یعنی حذف کردن تلویزیون برای من خیلی ساده بود امااااا نتفلیکس و کیدراما نهههه

    هر چی میخوام کار کنم نمیتونم دوست دارم سریال ببینم و عادت بد بعدی که دارم اینکه سریال رو هم که شروع میکنم بااید سریع تموم کنم یعنی شده ۲۰ قسمت سریال رو تو یه روز ببینم و تمومش کنم اصلا مثال راه دور نه من یه سریال ۱۶ قسمتی رو دیشب شروع کردم امروز تمومش کردم😐همنقدر سررریع که اگر فقط یه درصد از این انرژی و وقت رو میزاشتم پای کارم خیلی جلوتر بودم

    فیلماییم که میبینم غمگین نیستن اما همونم دوست ندارم ببینم دیگه چون با اینکه سریالایی که میبینم نود درصد کمدی ان اماااا همونا هم باور های منفی دارن

    باورهایی که میبینم نمودش ت زندگیم هست مثلا افراد ثروتمند خانواده ای غمیگن و بهم ریخته دارن

    یا پسرای جذاب همشون یه درد و تروما دارن و این قبیل باور های مخرب که ت استند اپ هاهمه هست

    خدایا کمکم کن شکر شکر شکر 🫂🤲💗

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    فاطمه 77 گفته:
    مدت عضویت: 1730 روز

    سلام به استاد عزیز و تمام هم فرکانسی ها در این لحظه

    به نظر من مهم ترین نکته ایی توی تمام زندگی ما وجود داره همین کلمه 4 حرفی به نام “توجه” هست، اینکه توی 24 ساعت از روز به چه چیزایی توجه کنیم و نکنیم نیاز داره به تمرین و چ بسا سخت ترین تمرین در زندگی همین توجه کردن به نکات مثبت و اعراض کردن از نکات منفی هست، متاسفانه یا خوشبختانه به نظر من ما انسان خیلی زود فراموش میکنیم فراموش میکنیم که به روحمون برسیم و به تغذیه اون توجه نمیکنیم چون روح مثل بدن هنگام گرسنگی و فقر حال خوب نشونه های واضح رو نشون نمیده و اگر یه فرد هر روز خودش به صورت آگاهانه شروع به خوراندن غذای مثبت برای روح نکند روح به همان شکل و در همان سطح عادی به زندگی ادامه میدهد

    پس باید با تعهد و اراده قوی پا روی این فراموشکاری بذاریم و ثابت قدم برای تکامل روحمون قدم برداریم و مراقبه داشته باشیم چون زندگی همین، دقیقا همین لحظه ایی هست که داره میگذره و تو داری تنبلی میکنی و روی کانون توجه ات فکر نمیکنی بیاییم قول بدیم منو خوب و غذای های خوب برای روحمون بنویسیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    الهه مهرابی گفته:
    مدت عضویت: 2086 روز

    سلام و درود خدمت استاد گل مریم جان وخانواده عباسمنشی عزیزم،

    من این فایل رو چندین بار گوش دادم ، واقعا الان متوجه شدم که چرا ما به غذای روحمون کمتر توجه میکنیم بله بخاطر اون فاصله زمانی هست که نتیجه فکر منفی مون رو می بینیم، منم از امروز سفت و سخت متعهد میشم که حواسم به غذای روحم و ورودی های ذهنم باشه ، بسیار ممنونم استاد جان از این آگاهی و درک خوبی که بهم دادین.

    الهی شکرت خدا جان ممنونم که در این فرکانس هستم.

    روز هفتم سفرنامه الهه جان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    فرهاد نجاتی گفته:
    مدت عضویت: 1366 روز

    باسلام خدمت استاد عباسمنش و همه همسفرهای عزیز.

    سفرنامه روز 7

    واقعا درسته ما باید خیلی حواسمون ب غذای ذهن و روحمون باشه . چون تاوانش رو پس میدیم درسته دیر گیره اما بلاخره میگیره و این بزرگترین باگ یا ضعف قانونه جذبه که نتیجش رو خیلی دیر نشون ما میده و ما فراموش میکنیم ک تاوان کدوم غذای فاسد بوده ک ب خورد ذهنمون دادیم. کاش ک این سیستم ی جوری بود ک همون سر بزنگا ی تلنگری ی چیزی یا یه سیلی بهمون میزد ک حساب کار دستمون بیاد و وارد مسیر بشیم و نزنیم ب جاده خاکی. البته ک احساس آدم همون راهنمای این مسیره ک ما باید طبق احساسمون حواسمون ب حرکتمون باشه.

    با آرزوی سعادت.سلامتی و ثروت برای همه مون🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    تنها خدا برایم کافیست گفته:
    مدت عضویت: 1430 روز

    فتبارک الله احسن الخالقین

    باسلام وادب خدمت استاد وخانم شایسته عزیز و همفرکانس های محترم

    درسته عین واقعیت هست که غذای روح خیلی مهمه من همین چند روز پیش ورودیهای ذهنم رو مناسب انتخاب نکردم و دقیقا متوجه شدم حالم رو فرم نیست و جالبه داشتم از سایت دور میشدم و این خیلی بد بود برام جالبه تلویزیون فیلم نشون میداد یاد حرفتون افتادم و عوضش کردم شکر خدا بابت تمام نعمهایی به ما ارزانی داشته،ولی خداییش سخته این کنترل کردن و ی وقتایی عصبی میشم ازین همه ایزوله کردن از بس اطرافمون مناسب نیست من هرلحظه از خدا هدایت میخوام ولی نمیدونم چرا حس میکنم با خدا ارتباط نگرفتم درحالیکه دارم میبینم معجزات زندگیم رو البته که این نجواها کار شیطان رجیم شده هست ولی از خدا میخوام مراقبم باشه و تمام کسایی که هم فرکانس من نیستند و حالم رو بد میکنند ازم دور کنه.خدایا وقتی ااینقدر به ظاهر ساده میشه زندگی رو خلق کرد چرا من نتونم؟پس من میتونم چونکه اشرف مخلوقاتم چون خدا عاشقم منه و خیلی ها تونستن پس من هم با هدایت و حمایت خداوند میتونم

    در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    ابوالحسن جعفری گفته:
    مدت عضویت: 1618 روز

    بنام خالق زیبایی ها

    سلام به استاد عزیزم و مریم شایسته مهربون

    توی فایلای قبلی ردپا از خودم کم گذاشتم ولی خب

    این تصمیمو گرفتم برای همه فایلا دیدگاه بنویس و ردپا بزارم تا اول اینکه شهودم قوی تر بشه بیشتر زیبایی هارو ببینم دوم اینکه روند تکامل فکری خودمم شاهد باشم😎

    استاد به ورودی ها اشاره واقعا حق باشماس ما ادما روی خوردنیمون اونقد که تعصب داریم روی افکار و اخبار ورودی ذهنمون سخت گیر نیستیم و

    شاید هر خبر یا هر ایده یا جمله جدیدی که میادو باور کنیم ، حتی احادیث پیامبر و امامان هم دستکاری و تحریف شدن و بزرگان دین میگن باید استنباط بشه بعد اون حدیث و قبول کنین و متاسفانه یا خوشبختانه فقط قران دست نخورده مونده بعنوان چراغ راه و خداروشکر میکنم که میتونم با خوندنش ارامش بگیرم و مسیرمو پیدا کنم 🙏پیامبر توی یک حدیث در مورد اخر زمان که ما در حال حاضر داخلشیم فرمودن برای گمراه نشدنمون توی اخر زمان به دوتا از میراث من پناه ببرین که یکیشون قران هستش و دیگریش خوده اعمه معصومین هستن ،

    و من توی خیلی از فایلاتون از هردوی اینا دیدم و ایمانم به کار درستتون قوی تر شد 🌸😊

    خداروشاکرم که خدا قلبمو برای دریافت اگاهیا اماده کرد و کمکم کرد باهاتون اشنا بشم استاد

    الان بعد قران و اعمه سایت شما بعنوان بهترین جا برای ساختن انسان و خالص هستش و بهترین ورودی هارو به ما میده ،

    خدایا شکرت ممنونتم ، استاد جان از شما ممنونم برای ساخت چنین بستری تا بتونیم داخلش پیشرفت کنیم 🙏❤️

    شاد ، سلامت و پیروز باشین استاد جان و همه اعضای خانواده عباسمنش .🌸🌟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    گلاره گفته:
    مدت عضویت: 1320 روز

    سلام صبح بخیر

    روز هفتم

    خدایا شکرت

    خدای انرژی شکرت

    انرژی خدا شکرت

    اول میخام اینبار تشکر رو بگم از استاد

    واقعا حس میکنم آرامش زندگی به چی هست واقعا و تابحال چقد خودم و خونواده و حتی بچه های کوچولومو با غذای روح مسمومی که دادم بدطعم کردم و چقد خوب میشه که یه مادر بجز اینکه فقط هی بگه چی بپززززززم چی بخوریم و …. واقعا بدونه چی داره به خورد روح بچه هاش میده یعنی واقعا زندگی دوتا فرشته کوچولوی منم رها کردی استاد از این کاری که داشتم اول با خودم و صدالبته تو محیط و شرایطی که این دو لوح پاک خدایی رو دارم بزرگ میکنم میکردم . الان اشکم جمع شده ازین حسی که دارم بیشتر شوق هست . همیشه میخواستم بچه هام واقعا خوشحال و خوشبخت باشن الان میفهمم چقد مهمه که خودم خوش حال و خوش بختی رو به زندگیم و زندگی که دادن تو این ورودی بچه هام بزرگ میشن بیارم با توجه به زیباییها و خوبیها و خوش حالی ها . الهی خدای خوب خیلی شکرت.

    راستش با خودم خیلی میگفتم تو سن الانم که 40 سالگی هست دیره داشتن بچه های به این کوچیکی و … الان میگم خدایا شکرت که وقتی بهم بچه دادی که درک کردم چطور باید باشم که اونا خوشبخت باشن .

    قبلا فک میکردمم من مسئول خوشبختی اونام الان میبینم من مسئول خودمم و چون خیلی با مادر هستن بخصوص چند سال اول زندگی و البته درطول زندگی در حد ورودی ها و توجه دادن بهشون باید بیشتر و بیشتر حواسم به خودم باشه و به غذای روحی که یهشون میدم.

    واقعا چقدر فقط حواسمون به غذا و خوراک جسم بچه بود و چقدر مهمتره که حواسم به ورودی های ذهن و دل و وجودشون باشه

    خدایا شکرت شکرت شکرت بخاطر همه داشته ها و بخاطر وجود و سلامتی خودم و خونوادم . ممنونم

    متاسفم و مسئولم ممنونم و دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    سمیه گفته:
    مدت عضویت: 2350 روز

    برگی از روزشمار تحول زندگی من، روز هفتم

    بسم اللّه النّور

    سلام خدمت استاد عباس منش بزرگوار

    استاد همونطور که شما گفتین ما خیلی به غذای خودمون دقت داریم ، به رنگ و روی غذا اهیمت میدیم ، به عطر غذا اهمیت میدیم و لذت هم می بریم از این توجهی که داریم و حتی یه جورایی این دقتی که به تغذیه ی خودمون و یا خانواده داریم برامون یه نقطه قوّت و افتخار میدونیم و این برامون یه چیز بدیهی شده و شاید اگه کسی رو ببینیم که خلاف این باشه و در این زمینه بی توجه و بی مبالات باشه، میگیم مگه میشه؟ که آدم به تغذیه اش توجه نداشته باشه؟! و این مدل رفتاری دقت در تغذیه فراگیر و همه گیر هست، به نظرم به این دلیل که نتایج ملموس هست ، حالا یا نتیجه رو در خودمون دیدیم و یا ممکنه در دیگران دیده باشیم ، یعنی هیچ تلاشی لازم نیست که اگه کسی مسموم شده باشه متقاعدش کنیم که شما غذای آلوده خوردی و اینجور شدی! یعنی اگه بره دکتر و دکتر اینو بهش بگه اون به راحتی میپذیره که آهان آره ! دیدم که فلان جا تا فلان غذا رو خوردم دلم یه جوری شدا ، اما نمی دونستم برا این بوده! یا مثلاً در مورد بیماری های مربوط به زیاده روی در قند و یا نمک شاید هیچ وقت خودمون درگیرش نشده باشیم اما همین که در دیگران دیده باشیم و یا حتی فقط شنیده باشیم که زیاده روی در این موارد فلان بلا رو سرمون میاره به راحتی میپذیریم . در صورتیکه زیاده روی در این موارد چیزی نیست که به لحظه نتایجش رخ بده ، اما ما می تونیم ارتباطش رو درک کنیم و ازش اجتناب کنیم. اما روح ما و حالات روحی ما به نظر من خیلی مظلوم واقع شده. توصیه هایی که در زمینه ی سلامت روح می شنویم رو به راحتی جدی نمی گیریم چون به نظر من اینطور تربیت نشدیم البته منظورم این نیست که والدین مارو باید تربیت می کردن نه! چون اونا خودشون اینگونه نبودن و والدین اونها هم همینطور. منظورم کل بشریت به صورت عام هست، انسان یاد نگرفته که باید روح خودش و روح بشریت رو درک کنه! انسان یاد نگرفته که درد روح هم داریم! انسان یاد نگرفته که روح هم بالامیاره! من بارها تجربه کردم که کسی پیش من گله از اتفاقی کرده ، و من براش توضیح دادم که به این دلیل و اون دلیل دچار این موقعیت شدی اما طرف اصلاً نمی تونه ارتباطی بین اینا پیدا کنه و مطمئناً وقتی ارتباط رو پیدا نمیکنه خودش رو هم مقصر نمی دونه!

    یادمه خیلی سال پیش یه بار یه دکتری(دکتر احمدی) تو تلویزیون در مورد خشم صحبت می کرد و می گفت برای ترک خشم نذر و نیاز و توسل و…. کارا نیست تا زمانی که شما خود خشم رو نشناسی و ضررهایی که خشم به شما می رسونه رو نشناسی نمی تونی خشم رو کنار بذاری و کنترلش کنی! ایشون میگفت راه شناختنش هم آموزشه ، اول آموزشه و بعد هم عمل به آموخته ها….

    تو یه فایلی از استاد شنیدم که این خیلی بده که شما ندونی چته؟ باید بدونی چرا حالت بده و همونطور هم باید بدونی که چرا حالت خوبه! این یکی از بهترین و مهم ترین نکاتی بود که به عمرم شنیدم! شاید جاهای دیگه هم و یا از کسان دیگه شنیده باشم! که حتماً شنیدم اما توجهی نداشتم و گذرا رد شدم ! اینکه من حواسم باشه که چرا خوبم و چرا بد، آخرش میرسم به تغذیه روحم! میرسم به شناخت روحم! هر چند درک روح و حالات روحی خودمون و یا حتی درک روح و حالات روحی دیگران کار سختی باشه که هست، اما خوبی این جهان اینه که شما هر کاری رو که شروع کنی به انجامش ، یه قدم کوچیک هم که برداشته باشی ، قدم کوچیک بعدی رو که برداری و باز هم قدم کوچیک بعدی رو برداری این یعنی تو رو به رشدی ! این به من خیلی امید میده!

    ما باید آموزش و پرورش رو همزمان پیش ببریم (امام خمینی (ره) کتاب تعلیم و تربیت) و بقیه اش درست میشه. آموزش اینه که خب من حالا فهمیدم و یا یاد گرفتم که شنیدن اخبار بد برای روحم مضره ، این کافی نیست اما .اولاً بارها و بارها باید به خودم این رو یادآوری کنم تا ذهنم کمی پذیرای این موضوع بشه و مرحله بعدی بدون شک پرورشه که همون عمل کردن به آموخته است. و ما باید روح خودمون رو بشناسیم و خیلی هم کار شاقّی نیست پیدا کردن ارتباطات روحی و وقایع اطراف، تنها سختی اش به نظرم قسمت تکرار روند هست ! یعنی همه حوصله انجام یه کار رو برای مدت طولانی ندارند. برای همینه که شاید خیلی ها وارد برنامه های کنترل ذهن بشن اما بعد از مدتی رها کنند.

    دوست دارم بیشتر ازین بنویسم اما متعهد شدم که عملکردم تو سفرنامه طوری نباشه که به خاطر عدم رعایت خودم بگم وقت ندارم! و رهاش کنم.

    این فایل رو خیییییلی دوست دارم استاد و ممنونم و ممنونم.

    خدایا هزاران هزاران هزار شکرگزارتم برای هدایت من ، برای نعمت های بی نهایتی که به من عطا کرده ای ، به زبان و به دل شکرگزارت هستم ، کاش برسد روزی که در همه حال به عمل شکرگزارت باشم ، “به عمل کار برآید به سخندانی نیست”….

    پیش به سوی روز هشتم سفرنامه

    اللّهم ثبّت اقدامنا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    متین گفته:
    مدت عضویت: 1956 روز

    چله روز شمار تحول زندگی من

    روز 7

    فقط جسم ما غذا نمیخواد بلکه روح ما هم نیاز به غذای سالم ، قوی و مفید و پرانرژی هست .

    همونطور که برای غذای جسم دنبال بهترین رستوران ، بهترین و تازه ترین و باکیفیتترین مواد میگردیم ووقت میزاریم و اگر غذایی بی کیفیت باشه و از مواد فاسد تهیه شده باشه ما هرگز نمیخوریم برای اینکه نتیجه ش حال بد ما و چندروز درگیر مریضی و… هستیم .

    اگ دقت کنیم ما حتی برای زیبایی جسممون هم کلی وقت میزاریم . مثل آرایش کردن ، موهامونو مرتب میکنیم ، لباس مناسب و تمیز میپوشیو و خیلی به خودمون میرسیم و حتی بعضیوقتا ساعتها ورزش میکنیم و هرروز به باشگاه میریم که بدنی زیبا داشته باشیم .

    پس چرا این وقت رو برای روحمون نزاریم ؟

    روح ما نیاز به غذای دیدن ، شنیدن و صحبت کردن درباره هر آنچه خوب است را دارد

    و حالا دقت کنیم چقدر بعد از دیدن منظره زیبا ، تفریحات سالم ، خندیدن و شادی کردن ، یا حرف زدن درباره خواسته هامون درباره خوبی های همدیگر درباره اتفاقات خوب و ثروتهایی که بدست اوردیم و خیلی خوشحالیم چقدر بعد از اون ما پرانرژی و شاد هستیم و چقدر حالمون خوبه و بعد از اون بازم اتفاقات خوب برامون میوفته .

    ولی زمانی که اخبار منفی رو دنبال میکنیم و میشنویم ، میبینیم صحنه های دلخراش و یا در موردش ساعتها صحبت میکنیم بعد از اون چقدر خسته و کم انرژی هستیم چقدر عصبانی و بی حوصله هستیم و اتفاقات ناخوشایند برامون میوفته و بازم هم با توجه بهشون حالمون رو بدتر میکنیم .

    از زمانی که متعهد شدم به قانون خیلی بهتر تمرکز میکنم روی زیبایی ها و تو صحبتهام میگم امروز هوا عالی بود اسمون زیبا بود هرچند بعدش افراد منفی بهم میگن که یه روز اینجوریه فردا افتضاح میشه …

    من نمیدونم اینجور موقعها بازم باید حرف بزنم یا کلا سکوت کنم و فقط بیام بنویسم برای خودم .

    ولی توجه به زیبایی ها باعث شده حال روحیم بهتر باشه و امید به زندگیم بیشتر بشه و تکرار شدن روزها و انجام دادن کارها با حال خوب بهتر همراه هست .

    صبحها میگم خدایا شکرت یه روز جدید شروع شد و تو امروز قدم هامو بهم بگو .

    ولی هنوز تعهد 100درصدی ندارم و وقتی تو جمع صحبت میشه میبینم خودمم دارم کم کم نکات منفی یه چیزی رو منم میگم .

    من هنوز رفتارهام براساس رفتار دیگران هست و با اینکه خیلی بهتر شدم ولی بازم تو این زمینه مشکل دارم ‌ . انگار یادم نیره قانون و درسهایی که یادگرفتم و خوبیش اینکه حالا آگاه هستم یا همون موقع سکوت میکنم یا بعدا که یادم مییاد اشتباه کردم مینویسم و بحاش تمرکز میزارم روی زیبایی هایی که در موردشون حرف نزدم.

    بهرحال تکامل باید طی بشه و من خودمو با قبل مقایسه میکنم تغییر کردم ولی نه اونقدر که بگم من دیگه 100شدم و هیچوقت 100نمیشبم و همیشه جا برای بهتر شدن هست .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    سکینه برجی گفته:
    مدت عضویت: 1345 روز

    بنام خداوند یکتا

    سلام به استاد و همه دوستان سایت عباسمنش

    سفرنامه هفتم در مورد غذای روح است

    همانطور که استاد گرامی گفتن ما برای غذای که میخوایم بخوریم خیلی وسواس به خرج میدهیم ولی در مورد غذای روح وذهنمان اهمیت نمی دهیم در صورتی که مهمترین موضوع زندگیمان هست چون تمام اتفاقات زندگیمان را افکار و کانون توجه مان با فرکانسی که می فرستیم رقم میزندما اگر غذای نا سالمی را میخوریم همان لحظه که توی دهنمون هست می فهمیم پسش میزنیم و اگه هم بخوریم دلدرد میگیریم ومسوم میشویم چون بدن فوری واکنش نشون میدهد ولی وقتی افکار نامناسب به ذهنمان میدهیم چون فاصله دارد با نتیجه اون افکار نامناسب پس هزار دلیل بی ربط برای اون نتیجه میاریم بجز دلیل اصلی که افکار و کانون توجه مان هست ،وما باید همانطور که مواظب غذای که میخوریم هستیم مواظب غذای روحمان باشیم اگر واقعا میخواهیم موفق باشیم باید تمااام تمرکزمان و کانون توجهمان به سمت زیباییها و خواسته هایمان باشد و متعحد شویم که فقط افکار وورودیهای به ذهنمان بدهیم که به ما حس خوب بدهند آنوقت ببینیم زندگیمان در تمام جنبه ها چقدر تغییر میکنه

    خداوند را به خاطر وجود استاد ومریم خانم دوست داشتنی که سر راه من قرار داد بینهایت سپاسگزارم

    ازاستادعزیز و خانم شایسته نازنین ممنون و سپاسگزارم به خاطر وقت ارزشمندشون که در اختیار ما قرار میدهند و همچنین از بچه های سایت با کامنتهای بینظیرشون سپاسگزارم

    ان شا الله در پناه خداوندسالم وثروتمندوشاد باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: