غذای روح چگونه تأمین می‌شود؟ - صفحه 120


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1443 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    اسما بهمن گفته:
    مدت عضویت: 239 روز

    سلام بر استادم و خانواده عزیزم

    روز شمار تحول زندگی من روز هفتم

    من 20روز میشه که متعهدانه روی کنترل توجه ام کار میکنم و چند روزه تو این فکر بودم که چطور میتونم بیشتر تو این فضا بمونم و شکر گزار باشم و تو لحظه زندگی کنم

    امروز یه صدایی تو درونم گف تو که انقدر به کلام خدا(قران) ایمان داری برو بدنبال اون آیه هایی که از شکر گزاری و احساس خوب و… صحبت کرده و باورت رو قوی تر کن

    و من به امید خدا قصد دارم از امشب شروع کنم از همین لحظه، به باور بهتره قوانین حاکم بر جهان، قوانین الهی ، خصوصا شکرگزاری و توجه به نکات مثبت زندگیم

    سپاسگزارم از استاد عزیزم که همه چیز رو واضح بیان میکنن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    رویای شیرین گفته:
    مدت عضویت: 702 روز

    به نام خدا

    روز شمار تحول من روز هفتم (دور دوم)

    غذای روح

    فایل امروز هم باوجود اینکه رفته بودم سر کار و خیلی خسته بودم ولی بهم انرژی داد که خیلی بیشتر روی ورودی های ذهنم کنترل داشته باشم جالبه که من روی غذای جسمم من خیلی حساس نبودم هر چیزی رو می‌خوردم و اصلا به سلامتی اهمیت ندادم که ریشه اش بعدا فهمیدم عدم ارزشمندی بوده چون کسی که جسم خودشو ظاهر خودشو دوست نداره پس بهسم رسیدگی نمیکنه

    من خیلی وقت هست اخبار و تی وی اصلا نمیرم سمتش

    بیست. گفت و گوهایی خانواده در مورد گرونی هست که سعی میکنم کنترل کنم

    ترانه منفی گوش میدادم همه رو حذف کردم

    و متعهد بشم هرروز از خودم بپرسم الان دارم به چی توجه میکنم

    می‌خوام از امروزم اینجا بنویسم که رد پا بشه برام

    من پا روی ترس گذاشتم و طبق موضوع فایل دچروز ششم رفتم یه سورت بندی میوه سر کار اولش خیلی دو دل بودم که برم یا نه چولی چون هدف داشتم که کارمو استارت بزنم و نیاز به سرمایه داشتم برای خرید مواد اولیه گفتم خودم میرم سر کار و از هیچ کس قرض و وام نمی‌گیرم

    رفتم و ثروت اون دوتا برادری که رئیش اون مجموعه بودن رو تحسین کردم

    سرخونه بزرگ .سوله بزرگ هر نیم ساعت یک بار بار میومد خالی میشد و کارگر ها بسته بندی میکردن مواد اولیه بسیار فراوان و در دسترس

    کارگرهای مهربون که خانم های خیلی خیلی مهربون بودن که میخواستن کمک کنم به بهم حتی توی غذا گرم کردن واسه ناهارم و مدام بهم چای و خوراکی تعارف میکردن

    کارفرمام خیلی مهربون بود هوامو داشت

    خیلی تلاش کردم ک روی نکات مثبت توجه کنم

    واقعا کنترل ذهن همه چی هست

    باید بیشتر حواسم به غذای روحم باشه علاوه بر غذای جسم

    ممنون از استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1619 روز

    به نام خداوند مهربان وهدایتگر

    سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته مهربان

    سلام به همه دوستان ثروتمندم

    کنترل‌ ورودهای ذهن

    کلمه ظلم‌ در قرآن چندین بار تکرار شده و همیشه مفهوم آن، ظلم به خود هست .

    پس وقتی که من احساس بدی دارم به خودم ظلم کردم ، وقتی مریض شدم در حق خودم ظلم‌ کردم . وقتی نمی تونم عین سایق بخندم و شادی کنم ، در حق خودم ظلم‌ کردم .

    وقتی وضیعت مالی خرابی هستم ، در حق خودم ظلم‌ کردم .

    وقتی نمی تونم غذای خوب و سالمی بخورم، در حق خودم ظلم‌ کردم .

    وقتی شرایط مالی ندارم تا خانه شیک و مجلل داشته باشم، در حق خودم ظلم‌ کردم .

    وقتی هنوز مستاجرم و نگران اجاره هستم ، در حق خودم ظلم‌ کردم .

    وقتی نمی تونم برم کنسرت معین شکرت کنم، در حق خودم ظلم‌ کردم .

    وقتی سپاسگذار الله مهربان، بابت نعمتهای بیشمار نیستم ، در حق خودم ظلم‌ کردم .

    پس من شخص ظالم و بی ایمانی هستم .

    بنابراین، طبق آگاهی های توحیدی این فایل، من باید ورودهای ذهن را کنترل کنم و همیشه از خودم سوال کنم :

    الان دارم به چه چیزی فکر می کنم ، به چه چیزی توجه دارم ؟

    تا کم‌کم بتونم ذهنم را تربیت کنم تا به زیبایی ها و چیزی های قشنگ توجه کنه و همیشه سپاسگذار الله مهربان باشه .

    علیرضا یکتای مقدم مشهد مقدس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    اکرم گفته:
    مدت عضویت: 437 روز

    بنام خداوند مهربان

    روز شمار تحول زندگی من برگ هفتم

    تعهدی که بازهم باید به خودم یاد اور شوم اینکه باید بیشتر از گذشته ورودی های ذهنم رو کنترل کنم ووسواس گونه‌ به این تعهد پایبند باشم کانون توجهم رو تغییر بدم تا شاهد تغییرات عظیم در زندگیم باشم خدایا خودت تو این مسیر کمکم کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    مرتضی دهقان نیری گفته:
    مدت عضویت: 562 روز

    ردپای من از قدم هفتم

    سلام خدمت دوستان و استاد

    متأسفانه ما اصلا به کانون توجه اهمیت نمی‌دهیم و همش به اخبار تلویزیون جنگ توجه میکنیم ولی نمی‌دونیم که چه ضرری داریم به خودمون می‌زنیم الان تو خانواده ما من خیلی ها رو میشناسم از صبح تا شب فقط اخبار نگاه میکنن و زنگیشون هم میبینم که اصلا جالب نیست خود من هم این جور بودم ولی از زمانی که با این مباحث آشنا شدم تلویزیون گذاشتم کنار و فقط دارم به چیزی هایی که میخوام توجه میکنم نه چیز هایی که نمیخوام امید وارم که تو این راه بمونم و از راه منحرف نشم ممنون از استاد که با مثال خیلی خوب به ما این موضوعات مهم را ما میفهمونن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    مهدیه عبدالمحمد گفته:
    مدت عضویت: 224 روز

    و خدایی که در این نزدیکیست

    ی مدتی بود که واقعا تمام ورودی هامو کنترل میکردم و مراقب حرفهایی که می‌شنیدم بودم و زندگیم با سطح بالایی از آرامش رسیده بود و واقعا حال دلم عالیه عالی بود اما از وقتی کم کم و یواش یواش بدون اینکه متوجه بشم رفتم سراغ تلویزیون و شبکه های اجتماعی البته نه مثه قبل ی خورده اوضاعم بهم ریخته شده اما نکته قابل تامل اینه که مثه قبل از شناخت قوانین خیلی آشفته و بهم ریخته نیستم و این برام خیلی ارزشمند هست که هر حرفی حالمو خراب نمیکنه و قبل از اینکه بخواد منو به ناراحتی و ناامیدی بکشونه مچش رو میگیرم و به خودم یادآوری میکنم که باید مراقب باشید و درک این موضوع خیلی به موندن توی مسیر منو استوارتر کرده.خدایا شکرت.امید دارم بتونم کم کم و پیوسته دوباره به روزهای خوش آشنایی با قوانین برگردم به لطف غذای خوب و سالمی که به روحم میدم.الهی شکر.

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    الهام عزیزپور گفته:
    مدت عضویت: 3072 روز

    بنام خدای بخشنده و مهربان

    خدایا تنها تو را می پرستم

    و تنها از تو یاری می خواهم

    خدایا مرا هدایت کن به راه راست

    راه کسانی که به آنها نعمت دادی .

    سلام

    داشتم به صحبتهای استاد گوش میکردم و یه لحظه به خودم گفتم :

    واقعاً چرا من اینقدر وسواس دارم به غذایی که میخورم و همیشه با کیفیت ترین مواد غذایی را برای خودم تهیه میکنم و یکی از اولویت‌های من همین کیفیت تغذیه منه .

    چرا در مورد غذای روح به این وسواسی نیستم ؟

    دلیل منطقی که استاد در فایل گفتن هم کاملا درست و بجاست .

    چون من تاثیر غذا را از نظر کیفیت سریع در جسمم احساس میکنم .

    سریع واکنش نشون میدم .

    ولی در مورد غذای روح ، تاثیر ورودی نامناسب نیاز به یک فاصله زمانی داره تا تاثیرش در زندگی رویت بشه

    تازه زمانی هم که در زندگی شرایط ناجالب رخ میده ما معمولاً میزاریم به حساب شانس و تاثیر عوامل بیرونی دیگه .

    وقتی من به طور صد درصد باور داشته باشم که :

    به هر چیزی توجه کنم ، همون وارد زندگیم میکنم.

    خیلی حواسم به کانون توجه و به غذایی که به ذهنم میدم ، هست .

    از خدا هدایت میخوام که منو هدایت کنه تا بتونم تمام وقتم و تمام تمرکزام بزارم روی آن چیزی که به من قدرت میده.

    توجه به آن چیزی که منو رشد میده .توجه به خواسته هایم .

    سپاسگزاری از نعمتهای زندگیم .

    چقدر دوره هم جهت با جریان خداوند داره به من

    در این مسیر کمک میکنه

    که کانون توجه ام را کنترل کنم و در مومنتوم مثبت باشم .

    وقعاً ارزش داره روی خودم کار کنم، این را الان دارم درک میکنم چون زندگی الان من هیچ ربطی به گذشته نداره و من هر روز دارم فضل جدیدی از زندگی را تجربه می‌کنم.

    استاد برای این فایل سپاسگزار شما هستم .

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    زینب رستگارمقدم گفته:
    مدت عضویت: 937 روز

    امروز سه شنبه / 4شهریور ماه 1404

    سلام به استاد عزیز

    سلام به خانم شایسته

    سلام دوستان

    من بارها و بارها با گوش دادن فایل های استاد متعهد شده ام‌که ورودی هایم را کنترل کنم و این بار هم تعهد میدهم که از هر ورودی ای به ذهنم جلوگیری کنم به خصوص این روزها که زمزمه جنگ و اخبار کم آبی و بی برقی و …است.

    متعهد میشوم که از چک کردن اخبار ، صحبت کردن در مورد هرچیزی که برخلاف قانون فراوانی باشد ، رفت و آمد با آدم‌هایی که انرژی بسیار منفی ای دارند و …جلوگیری کنم و بیشتر روی قدرت سپاسگزاری ، شناخت انسان های موفق و ویژگی های آن ها ، توجه به نکات مثبت زندگی ام و بزرگ کردن ظرف وجودی ام کار کنم تا به اهدافم در زندگی نزدیک تر شوم و زندگی را زیباتر ببینم و تجربه کنم!

    خدایا بینهایت شکرت برای این روزهای عالی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    Ani گفته:
    مدت عضویت: 430 روز

    سلام .خدا قوت.از صبح تا الان که شب هست فکر کنم پنجاه بار این فایلو پلی کردم از بس اگاهی داره وبا توضیحات استا دعزیز که انقدر واضح و راحت با مثال بیان میکنخدارو شکر که به این فایل هدایت شدم.

    من با توجه به اینکه خیلی تمرین انجام نمیدم ولی همه چیز برام عالی بوده ممنون استاد عزیز که واقعا حرفی که از دل براید بردل مینشیند.

    زمانیکه توی این فایل شما گفتید با کسی بحث نکنید.همیشه سر موضوعات بیخود با همسرم بحث میکردم فکر میکردم اگر چیزی نگم یعنی کم اوردم ولی از زمانیکه با سایت شما اشنا شدم و فالیلهای رایگان رو گوش دادم و دوره دوازده قدرو بهاشو پرداخت کردم و گوش و هدایت شدن به این فایل .تازه فهمیدم چه کلاهی سرم رفته تا الان که اینقدر بیخود هم اترژی خودم رو ازبین برم و هم زندخودم رو خراب کردم با بحث های بی مورد و همینجا متعهد مشم که دیگه با کسی بحث نکنم در هیچ موردی.

    خدایا شکرت که منو هدایت کردی

    دوست دارم یه چیزرو بگم که خیلی امتحان کردم.هر وقت چیزی رو گم میکنم بخدا میگم خدا جون فلان چیز رو پهم نشون بده در کسری از ثانیه آن وسیله رو پیدا میکنم

    خدایا شکرررررررررررررررررت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    فریبا حبیبی گفته:
    مدت عضویت: 944 روز

    بنام تنها فرمانروای هر دو جهان

    بنام ربّ

    بنام خداوندی که بهتر از خودم از درون من آگاه است

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم

    روز شمار تحول زندگی من/ روز هفتم.

    قبل اینکه این فایل را گوش بدم اجازه دادم بخودم که درد دل های یکی از نزدیکانم را گوش بدم و ذهنم اینجوری گولم زد که بابا این که اشکالی نداره آدم نزدیک زندگیت است بتو نیاز داره نیاز داره که تو بشنوی و درکش کنی و به این بهانه آگاهی های نامناسبی را وارد ذهنم کردم اما خدارو شکر میکنم که به محض گوش دادن فایل متوجه اشتباهم شدم

    جهان کاری نداره چقدر من دلیل منطقی و جامعه پسند دارم که ورودی های نامناسب به ذهنم بدم و احساسم را بد کنم جهان فقط و فقط طبق سازکار خودش پیش میره

    ورودی های نامناسب= احساس بد= اتفاقات بد

    راستش از وقتی روی خودم کار میکنم سعی میکنم ورودی های نامناسب به ذهنم ندم تقریبا استفاده از شبکه های اجتماعی را تا 90 درصد کاهش دادم

    اما امشب متوجه شدم من یه جاهای بخودم اجازه میدم که غر بزنم، یه جاهای بخودم حق میدم از مشکلاتم حرف بزنم و یه جاهای به یه بهانه های ذهنم گولم میزنه و میرم سمت ورودی های نامناسب

    که خداراشکر مچشو گرفتم امشب

    از امشب بخودم قول میدم که بی نهایت وسواس بخرج بدم برای ورودی های ذهنم، و هیچ استثنایی هم برای ذهنم نزارم که مثلا بگه خوب این خبر بد خیلی همه جا پخش است حالا تو هم یه ذره توجه کنی اشکال نداره دیگه…. یا مثلا این آدم نزدیک زندگیت است برای این استثنا قائل شو و حرف های منفی اش را درد دل هایش را گوش بده اینکه بجز تو کسیو نداره…. و هزاران روشی که شیطان بلده مارو وسوسه کنه برای خارج شدن از مسیر درست.

    خدایا حالا که لطف تو شامل حالم شده و به راه راست هدایت شدم من را به این راه ثابت قدم نگه دار آمیـن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: