غذای روح چگونه تأمین می‌شود؟ - صفحه 123


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1443 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    گندم گفته:
    مدت عضویت: 394 روز

    سلام و درود

    به عنوان تمرین به خودم متعهد میشم مثل غذای جسم در چند نوبت ورودی و خوراکی که به روحم میرسه رو بررسی کنم، و هر روز کمی حساس تر باشم تا کم کم همونقدر که برام غذای جسمم مهمه غذای روحمم مهم باشه و ب راحتی سر هر غذایی حاضر نشم

    سالم باشید و شاد 🌱

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    محمدرضا محمدی گفته:
    مدت عضویت: 96 روز

    درود بر استاد عزیز و دوستان

    من دو ساله متاهل شدم و از وقتی رفتم خونه خودم تلویزیون در اختیار منه نه من در اختیار تلویزیون!

    نه شبکه داخلی رو دارم و نه خارجی

    خودم تصمیم میگیرم که کی چیو نگاه کنم

    هروقت بخواهیم هر فیلم یا مستندی رو دانلود میکنیم و میبینم بدون استرس رد شدن زمان پخش از شبکه داخلی یا خارجی

    خیلی مثال عالی و فوق العاده ای بود این مثال استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    علی شهناز گفته:
    مدت عضویت: 1428 روز

    بنام خدا

    استاد نازنینم و خانم شایسته و دوستانم سلام

    استاد عزیزم چقدر به موضوع مهمی اشاره کردید من سعی میکنم درک خودم و تجربه خودمو بنویسم

    من هم دقیقا در مورد ورودی های مربوط به تغذیه و شکم خیلی حساس هستم همین چند روز پیش میخواستم کره حیوانی محلی تهیه کنم از 10 جا پرسیدم و تحقیق کردم و یه هفته زمان گذاشتم تا کره خوب و محلی اصل تهیه کنم چرا چون برام مهمه چی داخل شکمم میره و دوس ندارم به جسمم ضربه بزنم ولی انصافا در مورد ورودی های ذهنی انقدر حساسیت ندارم دلیلشم دقیق فرمودید به خاطر فاصله ای هست که طول میکشه تا کانون توجه و فرکانسهامون اتفاقات را رقم بزنه ولی در مورد غذا بلافاصله بدنمون پس میزنه

    کلید مهم برای من اخر فایل هست که میگید با تعهد کانون توجهتون را مداوما کنترل کنید و ارزششو داره

    مداومت همون کلیده

    چون من تجربه کردم اگه کانون توجه ده روز کنترل بشه و یه روز کنترل نشه عملا اون ده روز نتیجه نمیده یا اگه صب تا شب حساس باشم و ورودی ها رو کنترل کنم ولی در طول روز بگم حالا یه اخباری هم گوش بدم با با فلانی بشینم چند دقیقه غیبت کنم نمیشه حداقل من به این نتیجه رسیدم که بافته های منو پنبه میکنه و به این نتیجه رسیدم که

    اول کنترل ورودی باید دقیق باشه

    دوم با تعهد بالا و مداومت داشته باشه

    سوم بدونم که اولش سخته مومنتوم بگیره راحتر میشه

    چهارم هرگز به عقب برنگردم

    پنجم ارزششو داره

    نمیدونم وقتی شما میگید ارزششو داره اشکام میاد اره چرا ارزششو نداره واقعا ارزششو داره ثروتمند بشم خدارو درست بشناسم ارامش داشته باشم با عشثق زندگی کنم خیلی ارزششو داره

    بیشترین تلاشمو میکنم از خدا کمک میخوام و هدابت میخوام بتونم به همین نحوی که گفتم عمل کنم

    ارزوی سلامتی و شادی و کنترل ورودی برای همه دوستانم دارم

    خدایا سپاسگزارم برای وجود استاد عباسمنش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    Baharak گفته:
    مدت عضویت: 403 روز

    سلام از دل

    این فایل زیبا نشونه ی امروز من :

    جالبه… هیچ‌وقت بهش فکر نمیکردم که همون‌طور که دارم به بدنم غذا می‌دم، دارم با افکار و ورودی هام به روح و ذهنم هم غذا می‌دم.

    یه زمانی هر چی دستم می‌اومد می‌خوردم؛

    فست‌فود، غذای ناسالم .

    تا وقتی که تصمیم گرفتم ورزش کنم

    و به بدنم احترام بذارم. اون‌جا فهمیدم ، همه‌چی ارزش خوردن نداره.

    اما تازه الان دارم می‌فهمم که فکرها هم مهم هستن .

    اینکه چی میاد تو ذهنم، چی رو نگه می‌دارم، چی رو رها می‌کنم.

    خدا رو شکر حالم خیلی بهتره.

    احساس می‌کنم تا حد زیادی فرمون ذهنم ، دست خودمه.

    به هر فکری اجازه‌ی موندن نمی‌دم.

    الان این کارو میکنم ، وقتی فکری مربوط به گذشته‌ است ، فرقی نمی‌کنه یه دقیقه پیش، یه ساعت پیش، یا خیلی قبل‌تر ، به خودم می‌گم: این فکر مربوط به گذشته است.

    با فکر کردن بهش چیزی به من اضافه نمی‌شه.

    پس ولش کن…

    وقتی آدم خودش رو دوست داشته باشه . دیگه به هر چیزی اجازه‌ی ورود نمی‌ده. نه به بدنش، نه به ذهنش، نه به روحش.

    همون‌طور که وقتی عاشق بدنم شدم،

    هر غذایی رو نخوردم، هر چیز مضری رو واردش نکردم،

    الان هم هر فکری رو راه نمی‌دم.

    شاید هنوزم کمی نشتی داشته باشم ولی دارم یاد میگیرم و تمرین میکنم،تلاش میکنم که به طور کامل موفق بشم .

    من قبلاً وقتی یکی درد دل می‌کرد، و گریه میکرد ، باهاش همدردی می‌کردم ، گریه میکردم و حالم بد میشد و فکرم درگیر میشد .

    یه روز همکارم داشت موضوعی رو تعریف میکرد و گریه می‌کرد و من آروم، محکم، فقط گوش دادم ، ولی بعدش نه حالم بد شد نه گریه. و ثاثیری رو من نذاشت و خوشحال شدم ، برای من ، این بهترین تغییر بود.

    الان همون‌طور که به بدنم دقت می‌کنم چی می‌خوره،

    به ذهنم هم دقت می‌کنم چی می‌شنوه، چی می‌بینه،

    فیلم غمگین و ترسناک ؟ نه.

    موسیقی غمگین ؟ نه.

    اخبار؟ نه

    خدایا سپاسگزارم بابت اومدن تو این مسیر زیبا ، بابت حال خوبم سپاسگزارم

    استاد عزیزم خوبه که شما هستین .

    سپاسگزارم ، سپاسگزارم ، سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    همتا نوری گفته:
    مدت عضویت: 539 روز

    بنام رب عزت !

    درود به همه عزیزان

    در حفظ و امان الله منان باشید

    خدارا به نهایت طریق سپاسگذارررمم که مرا لایق این پروژه دید .

    غذای روح چگونه تامین میشود !

    همان قسم که غذا خوردن به بدن مفید است پس غذای روح هم مهم است مانند ورودی های مثبت افکار خوب و مثبت ، نیاز وجود ماست غذای روحی درست !

    یاد بگیریم کنترول ورودی های ذهن مان را بدست بگیریم و مثل غذای های نادرست چیزی را نادرست نشنویم !

    خرم بمانید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    نهال گفته:
    مدت عضویت: 127 روز

    درود وقتتون بخیر

    بسیار ممنونم بابت فایل ارزشمندتون

    همانطور که برای غذای جسم وسواس و ارزش قائل میشیم برای غذای روح هم باید وسواس به خرج دهیم.

    وقتی آهنربای عشق ، آهنربای خوشبختی ، آهنربای حس خوب باشی؛احساسات خوب و چیزهای خوب را جذب میکنی.

    پس دقت کن که چه چیزی گوش می‌دهی و میبینی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    اراس حسین زاده گفته:
    مدت عضویت: 346 روز

    بسم الله رحمان رحیم. روز شمار تحول من روز هفتم. با سلام. امروز صب تا الان تصمیم گرفتم در مورد غذای روحم وسواس باشم .نمیگم صد در صد درست عمل کردم ولی تلاش کردم . خدایا شکرت خیلی حس خوبی دارم . استاد عزیزم از شما خیلی سپاسگزارم شما استاد عمل هستین .وقتی تصمیم میگیرم به آگاهی که درک کردم عمل کنم.مثلا اگه خواستم در مورد کسی حرف بزنم به خودم میگم. تعهدی که برای تغییر دادی فراموش نکن در مورد حرفهایی که میزنی،افکارت،نگاهت وسواس داشته باش همون طوری که هر روز به فکر اینی که نهار چی درست کنی یعنی به فکر غذای جسم هستی پس غذای روح چی ؟ خدایا یاریم کن تا باجهادی اکبر این مسیرو ادامه بدم .در پناه خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    محمدصادق امام بخش زاده گفته:
    مدت عضویت: 1808 روز

    سلام

    آنچه از این فایل درک کردم این هست که همانطور که غذای لذیذ و سالم به خودمون میدیم و غذای نامناسب و کثیف را نمی‌خوریم در خصوص غذایی که ذهن و روحمان میدهیم هم اهمیت و ارزش قائل باشیم. به جای دنبال کردن مطالب چرت و پرت و اخبارهای نامناسب، بیاییم به خودمون ورودی های مناسب و زیبا بدهیم و کانون توجه خودمان را بر روی خوبی ها زیبایی ها و مطالبی قرار بدهیم که به پیشرفت و رشد ما کمک میکند. گوش دادن به موزیک نامناسب، خواندن کتاب نامناسب، گوش دادن به اخبار نامناسب، گوش دادن به حرف های بیهوده، در شبکه های اجتماعی مضر بودن که ورودی نامناسب میدهد کار اشتباهی هست و به جای آن باید مستندهای مناسب، موزیک های شاد و مناسب با محتوای ارزنده، خواندن اخبارهای مناسب و مثبت مانند اخبار تکنولوژی که به پیشرفت ما کمک میکند را باید جایگزین کنیم، هر روز محتواهایی را دنبال کنیم که چیز مثبتی به ما اضافه میکند نه ترس و نگرانی و غم و خشم ایجاد کند. در هر لحظه باید ببینیم داریم به چه چیزی توجه میکنیم، توجه به ثروت یا فقر؟ توجه به سلامتی یا بیماری؟ توجه به اتفاقات خوب یا اتفاقات بد؟ توجه به جنگ و نازیبایی یا امنیت و زیبایی؟ توجه به انچه حس خوب میدهد یا انچه نگرانی و احساس بد ایجاد میکند؟ با آدم هایی ارتباط داریم که حس مثبت و اطلاعات مناسب میدهند یا آدم هایی که اطلاعات نازیبا و نامناسب میدهند؟ آدمی که حال مثبت منتقل میکند یا حال بد؟ افکار مثبت را در ذهنمان پرورش میدهیم یا افکار منفی؟ تفسیرمان از اتفاقات مثبت است یا تفسیر منفی داریم؟

    دلیلی که کانون توجه را باید مدیریت کنیم این است که افکار و توجه ما آینده ی ما را میسازد و اگر افکار و توجه مثبت داشته باشیم آینده زیبایی را برای خودمان ایجاد میکنیم.

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    حبیب گفته:
    مدت عضویت: 403 روز

    به نام خداوند بخشاینده مهربان

    باسلام خدمت استاد عباسمنش و همه دوستان هم فرکانسی

    چقدر شباهت هست بین ورودی هایی که به جسممون میدهیم و غذاهایی که میخوریم و ورودی هایی که به ذهنمون میدهیم و نتایجی که میدهند شباهت بین جسم و روح در ورودی ها و خروجی ها جالب هست!

    در قانون سلامتی ما می بینیم که به خاطر ورودی های ناجالب و غذاهای نامناسب که استفاده میکنیم بعد از یه مدت دچار انواع و اقسام مشکلات جسمی و چاقی و کبد چرب و بیماری دیابت و چربی خون و فشارخون بالا و هزاران بیماری دیگر میشویم که تعداد این بیماری ها هر روز داره بر اثر شیوه تغذیه نامناسب بیشتر میشه!

    و دقیقاً همین اتفاق برای ذهن و روح ما هم اتفاق میفته!

    بر اثر ورودی های نامناسب از طریق والدین و اطرافیان و دوستان و رسانه های جمعی و شبکه های اجتماعی ما به یک انسان تبدیل میشویم که از ویژگی های خداگونه و صفات و خصلتهای انسانیش سالها فاصله گرفته!

    و درست شدن و پاک شدن این انسان از این افکار و ورودی های نامناسب که به باورهای محدودکننده قدرتمند تبدیل شده اند کار بسیار سخت و طاقت فرسایی هست که یک جهاد اکبر لازم دارد!

    باورهایی که نسلها و نسلها از طریق اجداد ونیاکان شخص بخصوص از طریق دین و مذهب بسیار قدرتمندکننده شده اند و مثل سیمان به مغز انسان چسبیده اند و خرد کردن این سیمانهای ذهنی کار آسانی نیست!

    حال تنها راه همان راه حلی است که در دوره قانون سلامتی با حذف ورودی های نامناسب و جایگزین آن با ورودی های مناسب هست و این قانون در مورد ذهن هم یکسان هست؛

    و بهترین راه برای ورودی های مناسب به ذهن درشرایط کنونی همین سایت و محتوای فوق العاده آن هست؛

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 1559 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    خداوندا هر آنچه دارم بی شک از آن توست

    خدای مهربانم هر لحظه یاریم بده که حواسم به ذهنم و ارسال فرکانسهایم باشه

    همانطور که چیزی اگر آلوده باشه نمی‌خورم و خیلی وسواس خرج میدهم پس چگونه هست که اخبار منفی را گوش میدهم و درد دل دیگران را گوش میدهم و در مورد معضلات و گرانی صحبت میکنیم و دیگران ناراحتمون کنند هزار بار این فکر رو در ذهنمون نیشخوار میکنم وبه خودمون میگیم چرا جوابش ندادیم و حالش و بگیرم و…و هزار فکر و افکار دیگر و حال خودمون را بد میکنم وقتی دارم به این موضوعات توجه میکنم فرکانس از همین جنس ارسال میکنم و اتفاقات از همین جنس ناراحت وارد زندگی میکنم خوب من وقتی در انتخاب غذا وسواس خرج میدهم واگر بد باشه همون لحظه حالت تهوع میگیرم و نتیجه اش را همون لحظه میبینم ولی در مورد افکار همون لحظه نتیجه نمی بینیم و نتیجه چند روز بعد و هفته ی بعد وارد زندگیمون میشه و این باعث میشه وسواس خرج ندهیم

    تمام اتفاقات بدون استثنا به خاطر اون چیزهایی هست که بهش توجه میکنیم و فکر میکنیم در زندگیمون رخ می‌دهد

    اگر میخواهیم پیشرفت کنیم تمام وجودمان را برای این مسیر بگذاریم

    الآنم فکرم اینه که به علت موضوع خانوادگی و تفاوت گذاشتن پدر و مادر بین فرزندان حس بدی بهم میده دارم سعی میکنم که این فکر در ذهن من نچرخه و همه ی این موضوعات وقتی عالی هستند که من در عمل به کار ببرم الآنم وظیفه من این هست که ذهنم را ارام کنم و هیچ قدرتی بالاتر از قدرت خدا نیست آرام باشم و خودم را آرام کنم و مهم من و افکارم هستند و حال خوب را برای خودم بسازم و به خودم اهمیت دهم هیچی با ارزش تر از خودم و افکار و فرکانس خودم در زندگی نیست که زندگی عالی را برای خودم خلق کنم

    خداوندا زندگی ام را پر از شادی و عشق و مهربانی و توحیدی قرار بده

    خداوندا یاریم بده خودم را در مومنتوم مثبت نگه دارم

    در پناه خداوند یکتا شاد و سلامت و سعادتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: