غذای روح چگونه تأمین میشود؟ - صفحه 19 (به ترتیب امتیاز)
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-29.gif
800
1020
گروه تحقیقاتی عباسمنش
/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.png
گروه تحقیقاتی عباسمنش2016-01-23 15:45:142024-06-08 22:33:03غذای روح چگونه تأمین میشود؟شاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد
سلام ممنون از برنامه های خوبتون ولی چه فایده دانلود های رایگان شما چنگی به دل نمی زند و حال لیس زدن به شیشه عسل دارد که دهان را شیرین نمکند فقط تعریف برنامتون را میدهید با قیمت انچنانی
سلام دوست گرامی
بیش از 80 فایل در قسمت محبوب ترین دانلودها بصورت رایگان از استاد عباس منش قرار داده شده است و نکاتی مطرح شده که حتی یک نکته اش می تواند زندگی ما را متحول نماید
اما موضوع این است که چقدر به این دانسته ها عمل می کنیم
شما چند تا از این فایلهای را دانلود کرده و گوش داده اید؟
به چند تا از توصیه های این فایلها عمل می کنید؟
تمام فالهایی که به رایگان بر روی سایت قرار داده شده است، قبل از هر چیز آموزش مهمی در مورد مهارت های زندگی است. پس تا زمانی که این فایلهای رایگان بر روی سایت هستند از آنها استفاده و زندگی خود را متحول نمایید
زیرا این فایلها همیشگی نیستند و هر فایل پس از مدت زمانی محدود از روی سایت برداشته می شود
موفق و سلامت باشید
استاد عباسمنش به خدا تمام زندگی من را تغییر دادید …ما باید ردی خودمان کارکنیم فایل صوتی درست کنیم وهرروز وهرساعت تکرارکنیم ..زیبایی ها راببینیم .وفروانی راتحسین کنیم مثل من که حدود ۲ ساله که روی خودم کارمیکنم ازلحاظ سلامتی به اوج رسیدم …ودرارامش کامل هستم پول هم ازراه میرسد…آرزوی من اینه که استاد عباسمنش ازنزدیک ببینم …کل قانون موفقیت .تکرار .ادامه دادن .ورها نکردن هست ….نباید تسلیم شد باید باجون دل راه راادامه داد وبه آینده ایمان داشته باشید ….
سلام من مدت کوتاهی هست که با شما و سایت شما اشنا شدم
شاید کمتر از 1 ماه ولی یه معجزه ایی توی زندگی ام دارم میبینم
گرچه هنوز کوچیک هستند ولی خیلی خوشحال هستم و احساس ارامش خاصی را دارم تجربه میکنم
مرسی
سلام
تبریک میگم موفق باشید
خدایا شکرت
روح انسان مخلوق خداست، از «امر» خداست: « وَیَسئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِن اَمرِ رَبّی »؛
بنام خدای هدایتگر
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته ی مهربان و همه دوستان
روز هفتم سفرم
اهمیت گفته ها و آگاهی های این فایل رو تا زمانی که عملی نکنیم متوجه نمیشیم!
این مهم ترین نکته است بنظرم ، الان با شنیدن این گفته ها میگیم به به ، چقدر درست میگن ، واقعا همینه ، ولی پای اجرا در عمل که میرسه لَنگ میزنیم و این همون
نقطه ایِ که جهان آدم های موفق رو غربال میکنه.
الان من به هیچ عنوان ادعایی ندارم چرا که تازه اول راهم ولی همون ذره ای که کانون توجه ام رو تغییر دادم و به عینه تاثیرش رو دیدم و باعث شد که متعهد بشم برای ادامه ی مسیر و بیام عضو سایت بشم و با تمام وجود وقت و زمان بزارم برای اینکار.
یه مثالی که همین الان به ذهنم رسید ؛ اینکه : منِ گذشته در این تایم از شبانه روز بیدار بود ولی یا در فضای مجازی یا مشغول خوندن رمان و کتابهایی که موضوعشون بر باورهای کمبود بود ؛
اما در حال حاضر بیداری که دارم کاملا مفید و باارزش داره طی میشه ، داره صرف تغییر دادن بخشهایی از ذهنم میشه و این بخاطر چیه؟
بخاطر اینکه وقتی با این مسیر آشنا شدم و فقط اندکی به آن عمل کردم ، نتیجه هایی گرفتم که باعث شد برای تغییر خودم و ادامه دادن این روند برای همیشه متعهد شوم.
واقعا الان متوجه شدم که وقتی توی مسیر درست باشی خودبه خود همه چی چقدر قشنگ خودش عوض میشه و هماهنگ باتو میشه ؛ خداروشکر که من لایق هدایت شدن به این مسیر بودم ، خداروسپاسگزارم :)
برای خودم و برای همه ، تلاش و تعهدی از خدا خواستارم که باعث اجرای آگاهی ها در عمل بشود
به لطف الله مهربان.
نازنین جان سلام،خداقوت
ورودت رابه جمع صمیمی خانواده استاد عباسمنش تبریک میگویم وامیدوارم درپرتوی آگاهی هایی که ازاستاد میگیریم هرروزبهترازقبل عمل کنیم وجهان رابه جای بهتری برای زندگی تبدیل کنیم
درپناه الله مهربان شادوپیروز وموفق وسربلند دردنیا وآخرت باشید
بنام خدای که هرچه دارم از آن اوست.
سلام به همه بنده های خوب خداوند…….
استاد محترم خیلی موضوع مهم را یادآوری کردین دقیقا غدای روح از غدا بدن کرده مهم تر و اساسی است و زمانیکه از غذای آلوده استفاده کنیم بدن ما حساسیت نشان میدهد .و اما اگر ذهن ما با افکار آلوده حساسیت نشان دهد نه تنها به خود ما بلکه به همه اطرافیان ما ضرر میرساند.
پس چرا بعضی از انسانها این قدر غذای نامناسب را به ذهن و روح شان تغذیه میکنن ؟
همانطوری که بدن ما به غذای سالم نیاز دارد ذهن ما نیز به افکار مثبت نیاز دارد .متوجه باشیم حرفهای خوب و افکار زیبا را وارد ذهن ما کنیم .
به چی چیزی توجه داریم؟
با چیقسم افراد و اشخاص روابط داریم ؟
چی آهنگی میشنوم ؟
در همه حالت متوجه ورودی های ذهنی ما باشیم که همه اش سرنوشت ساز است .
خداوند (ج) میفرماید : هر اتفاقی که در زندگی خود تجربه میکنید بخاطر چیزهای است که از پیش فرستاده اید و خداوند هرگز ستم نمیکند .
و ما به هر آنچیزی که توجه کنیم از جنس همان بیشتر و بیشتر وارد زندگی ما میشود.
تمام اتفاقات بدون استثنا به واسطه آن چیزیست که داریم به آن توجه میکنیم.براینکه زندگی خوب داشته باشیم و خوش بخت باشیم تمام توجه ما را به اتفاقات مثبت سوق دهیم .
اتفاقات خوب شامل حال تان ممنون تان .
مثل همیشه عالیییییییییییییییییییییی
اکنون خیلی بهتر میتوام ورودی هایم را کنترل کنم و فیلتر مناسب
تری طراحی کنم. هر چیزی را سعی میکنم از فیلتر توحید عبور دهم.
و میخواهم همانطور که به غذایی سمی لب نمیزنم دیگر به ورودی های
نامناسب نیز لب نزنم.
این فیلتر یک قانون مهم دارد هر چیزی که من را نگران میکند یا می ترساند
و به من احساس بدی میدهد نباید وارد ذهنم شود.
به تغذیه ذهن خیلی باید بیشتر از اینها بها بدهم چون
هر بار با امتحان این قانون که تمام اتفاقات زندگی ام تنها نتیجه ی
کانون توجه ام است تنها نتیجه ی فرکانسهایم است را بار ها
ازمودم وهر بار با دیدن تغییر شرایط حالا چه خوب چه بد ایمانم بیشتر شد.
با سلام به استاد عزیزم ومریم جون
ردپای 7
من گاهی اوقات به افکار منفی وداغون فکر میکنم ویه دفعه به خودم میام وسعی میکنم افکارم رو جمع جور کنم وخودم رو سر گرم کنم وهنوز حرفه ایی نیستم ودرحال تلاشم ودنبال حس خوب هستم،
وهر وقت نمیتونم خودم رو جمع جور کنم راه فرارم اینه که توی سایت بیام وسریال زندگی در بهشت وفایل هارو نگاه میکنم وحال درونم اروم تر میشه، خدایا شکرت به خاطر این استاد عزیز واین فایل های گران بها وممنونم از مریم جون قشنگم
به نام خداوند بزرگ و توانا
سلام
امروز روز هفتم من از سفرنامه م هست و این هم ردپای من که خودم رو متعهد به انجامش کردم.
استاد، چقدر این قضیه مهمه و نمیدونم واقعا چرا انجامش انقدر سخته.
به ظاهر ساده ست ها اما نمیدونم چرا نمیتونیم انجامش بدیم یا چرا نمیدیم و متعهد نیستیم..
نمیدونم شاید از باور نداشتن بهشه. یعنی ایمان پشتش اونقدر قوی نیست که تو رو ملزم به انجامش کنه.
من خودم بیشتر مشکلم فراموش کردنش در طول روزه..
فراموش میکنم که الان کانون توجهم کجاست و دارم چه ورودی ای میدم.
یک چیزی که پی بردم اینه که من در ظاهر انگار و به ظن خودم خیلی ادم خوش بین و مثبتی ام، اما در باطن و ناخوداگاهم یکسره دارم ارتعاش افکار محدود کننده و ناراحت کننده میدم. انقدر انقدر این قضیه پنهان و دور از دید بود که خودم وقتی پیداش کردم اصلا باورم نمیشد که من اتفاقا خیلی ناامید و منفی هستم..
انگار اون خوش بینیه اون مثبت بودنه همش یه نقاب بود. ولی در اصل و ته وجودم، ارتعاش قالبم سراسر باور های محدود کننده ست.
در مورد همه چیز. اصلا فکر نمیکردم ولی فهمیدم که من اتفاقا خیلی ادم ناامیدی هستم!
میبینید چقدر عجیبه؟؟ چقدر باورهای ما پنهان و دور از دسترس برای خودشون فرکانس میدن؟ چقدر هم اون باورهای ناخوداگاه قدرت دارند..
وقتی آدم اگاه بشه که اتفاقات زندگیش رو خودش و باورهاش میسازه، حالا میتونه از طریق نتایجش پی به باورهاش ببره.
اگه روابطم مشکل داره و شکل نمیگیره و طولانی نمیشه، پس قطعا و حتما، من در ناخوداگاهم باورهای محدود کننده ی خطرناکی در مورد روابط دارم که نتیجه ش این شده. حالا هر چقدر با چشم خوداگاهم چیزی نبینم یا فکر کنم که نه اتفاقا باورهای من در مورد روابط خیلی خوبه.
اگه یکسره مریض میشم، همش میخورم به در و دیوار و یه اسیبی به خودم میزنم، اینم باز حتما از ارتعاش یه باور ناسالم از ته روانم نشات میگیره.
اگه خیلی به سختی و چیکه چیکه پول وارد زندگیم میشه، همش تو قرضم، همش پولام کم میاد و زودم تموم میشه، اینم باز دوباره برمیگرده به فرکانس همین لحظات یا یه مدت قبلم.
و هزارتا اگر نادلخواه دیگه..
نمیدونم، فکر میکنم مشکل بزرگمون اینه که باور نمیکنیم. باور نمیکنیم این حرف رو. این قانون رو.
اینکه “من خودم زندگیمو میسازم”، اینکه “به هرچی زیاد و مداوم توجه کنم به زودی وارد زندگیم میکنمش” اینکه “توجه من تو هر لحظه، خیلی خیلی خیلی مهمه که رو چیه”.
نمیدونم واقعا مشکل کجاست که خیلی جدی نمیگیریمش.. شما به هر طریق و به هر صورتی شده دارین اینو فریاد میزنید، میگید به خدا من هزارتا راهو امتحان کردم تا به این رسیدم، میگید کار شما خیلی راحت تره چون یکی رو دارید میبینید که همه راه هارو رفته و بهترینشو داره بهتون میگه که کدومه، میگید من زندگیمو کنفیکون کردم و دااارید مبینید! گوش کنید به حرفم اینه قانون!!
اما باز هم..
باز هم جدی نمیگیریم.
خودمو میگم. نمیدونم چرا.
نمیدونم چرا یه جهاد اکبر و جدی و مسمم شروع نمیکنم.
بارها انجام دادمش و به همون نسبتم نتیجه گرفتم. اما از خودم ناراحتم که چرا خیلی جدی تر نمیگیرم تا نتایجمم خیلی بزرگ تر و مداوم تر بشن..
فکر میکنم از ناامیدیم باشه دوباره. مثل اینکه من نسبت به همه چیز خیلی ناامیدم..
سلام نوشین عزیز
کامنتتون خوندم و ناراحتید چرا نمیتونید روی خودتون اونجور که باید کار کنید .
دقیقا مثل روزهای اول من
بنظرم انقدر بخودتون سخت نگیرید بزارید تکاملی جلو برید . کم کم اتفاق میوفته . یاد میگیرید چیجوری کنترل کنید ذهنتونو . اوایلش بسیار سخته .
تکامل هرکدوم از ما باهم فرق داره و خودتون با کسی مقایسه نکنید بزارید خدا بهتون یاد میده .
سفرنامه خیلی بهتون کمک میکنه من این فصل رو تموم کردم و دوباره دارم از اول شروع میکنم چون خدا هدایتم کرد که دوباره شروع کنم و حتمااا که احتیاج داشتم . بفکر قوی کردن ریشه هاتون باشید الان به نتایج فکر نکنید و خودتونو سرزنش نکنید .
تغییر سخته و برای بعضیهامون زمان میبره .
اگر با نوشتن اوکی هستین بنویسید یا ویس بزارید برای خودتون . هرروز به سایت سر بزنید و کامنتهارو بخونید .
زمانهایی که خوب عمل کردید به خودتون آفرین بگید و زمانهایی هم که میبینی خوب جلو نمیرید و نجواها دارن اذیتتون میکنن . اصلا خودتون سرزنش نکنید و بگید که دارید یاد میگیرید ما اینجا هستیم که یاد بگیریم و مهم سرعت بالا رفتن نیست مهم رشد و پیشرفتمون هست .
نوشین جان تمام این حرفهایی که گفتم نیاز داشتم به خودم هم بگم و گاهیوقتا منم خودمو سرزنش میکنم ولی وقتی به روز اول که سفرنامه رو شروع کردم فکر میکنم میبینم من تغییر کردم ولی ذهن همش بیشتر و بهتر و بزرگتر میخواد باید با یاداوری تغییرات کوچیک به خودمون اجازه ندیم که نجواها اذیتمون کنن و ناامید بشیم .
من خیلی سریع با خرید محصولات میخواستم به همه چی برسم ولی همه اونارو ول کردم و از فایلهای رایگان شروع کردم چون واقعا در مدار پایینی بودم و هنوزم احتیاج دارم با همین سفرنامه جلو برم .
خودتونو دست کم نگیرید اگر اینجا هستین پس خیلی جلو هستین .
ادامه بدید و بدونید که موفق میشید .
سلام استاد جانم و مریم جانم
روز هفتم از سفر آگاهی های ناب
امیدوارم هرکدوم از بچه های عباسمنشی هر جایی که هست حال دلش خدایی باشه و روزگارش خوش و خرم و جیبش پُر پول
من دوتا فرزند دارم که خداروشکر اونها هم از فایلهای استاد بی بهره نیستن
و چقدر خوشحالم که بچه هام نسبت به ورودی های ذهنشون حساس شدن
پسرم 10 سالشه دیروز داشتم یکی از فایلای استاد رو گوش میکردم یهو گفت منم یاد گرفتم و عمل کردم به حرفهای استاد
” امروز رفتم مغازه شیر بخرم مغازه دار که همسایه مون بود شیر نداشت و پول من هم کم بود، پیشنهاد داد که بیا بهت پول بدم برو از مغازه دیگه شیر بگیر و من هم قبول نکردم
چند بار تکرار کرد وقتی دید نمیگیرم پرسید خب چرا نمیگیری؟ گفتم مامان میگه نباید قرض و نسیه بگیری و اون آقا گفت احسنت ”
و من کلی لذت بردم از این کار پسرم
و خدارو شکر میکنم که دارم آگاهانه ورودی های ذهنم رو کنترل میکنم و بچهام هم همراهی میکنند
این رد پای امروزم بود
انشالا که از دستاوردهای پُر و پیمون بیشتر براتون کامنت کنم
خیلی دوستتون دارم
به امید دیدار
ورودی های ذهن
توجه تو
ینی همه چیز
اینکه چیو میبینی چیو میشنوی راجب چی صحبت میکنی به چی توجه میکنی
میشه زندگیه تو
اگه راضی هستی از شرایطت پس ادامه بده
اگر نه مشکل از ورودی و کانون توجه توعه
واقعا اینکه توجه ات منفی باشه خودم شاهدش بودم
شاهد یه روزای سخت
اما بازهم شاهد این بودم که ذهنم کنترل کردم چقدر حالم خوب شد
واقعا نتایج تغییر کرد نه یه شبه آروم آروم اما تغییر کرد
هنوز خیلی نیاز دارم که کار کنم روی اینکه ورودی هام کنترل کنم
وباید بدونم که ورودی بد ینی خودم از خوشبختی محروم می کنم ینی هرچیز نادلخواهی
اما اگه کنترل کنم ورودی هامو درعوض میتونم بهترین حس و حال و زندگیو تجربه کنم که میتونم با جرعت بگم حال خوب مهمترین نتیجه اس انقدر که خود بخود برات اتفاقای عالی رقم میزنه پس من لایق بهترینام من باارزشم پس باید برای ورودیهامم ارزش قاعل باشم