داستانی درباره هدایت الهی | قسمت 1


نوشته زیبا و تأثیرگزار دوست عزیزمان به عنوان متن انتخابی این فایل:

استاد جان، خداروشکر که سرکلاس درس شما نشستم تا تئوری و عملی برنامه زندگیمو از نو بنویسم، که پاک بشم و از نو شکل بگیرم..

حرفاتون پر از آگاهی ناب و درجه یکه که انقدر خالصه که میشینه کنج قلبت میشه نور ،میشه روشنی، میشه ایمان ،میشه باور ،میشه که میشود که ببین به چه زیبایی برای استاد شده برای تو هم میشه به شرط گوش جان سپردن به هدایت و فرمان الهیی ،به شرط باور به قلب و ندای قلبت، ندایی که از طرف خداست.اعتماد کن عمل کن و بعد بشین بهشتتو نظاره کن ….

قصه هدایت…

و عجب قصه ای عجب فایلی و عجب آگاهیهای نابی…

استاااد مرسی واقعا از این قصه های شیرین هدایتتون که این همه به باور و ایمانم عمق میده و قدمهام محکمتر،استوارتر میکنه برای ادامه دادن برای عمل کردن برای باور داشتنه رویاهایی که واقعیت میشن به شرط شجاعت، عمل و توکل به هدایتگر مطلق…

استاااد جان این طرز نگاه شما به همه مسائل کوچک و بزرگ باعث نتایج متفاوت و درخشان شماست ،اینکه شما همیشه و درهرچیزی ردپای هدایتو دنبال میکنید اینکه قصه هدایت در تمام زندگی شما جاریه

میخواد این هدایت در یک بطری شوینده باشه یا هدایت داستان مهاجرت هیچ فرقی نداره کوچیک و بزرگیه مساله مهم نیست توجه به اصل قصه مهمه یعنی اصل هدایت که هرلحظه و درهر چیز ببینی، گوش جان بسپاری و عمل کنی … تفاوت شما تفاوت نگاهتون به همه چیزه تفاوت اعتماد کردن و عمل کردن به هدایت قلب،به هدایت رب…

مررسی از بطری شوینده که قل خورد و اومد پیش شما تا بشه کلید ضبط شدن این فایل …مرسی از مریم جانم که با یک خواسته ساده باعث قل خوردن اون بطری شد و مررسی از دوست عزیزمون که با طرح سوالش این زنجیره رو تکمیل کرد تا این فایل ارزشمند، این آموزه های ناب ضبط بشه و بشه چراغ راه ما،بشه پاسخ خیلی از سوالام و بشه یک باور محکم و قوی برای دل و گوش سپردن به کلام حق هدایت حق و باور و عمل به قلبت به احساست…

مرسی استاد جان مرررسی که اینقدر زیبا با زندگی خودت با خوشبختی خودت داری به ما درس میدی

این نگاه متفاوت شما به همه مسائله که شما و نتایجتون رو انقدر متفاوت کرده

باز هم میگم استاد تو همونی که باید باشی شما همونی که خدا به من هدیه داد تا تئوری و عملی ازتون یاد بگیرم تا باور کنم که میشه اینطور هم زندگی کرد…سبک زندگی شما همونه که من میخوام و چه ایمان و باوری در من جون میگیره وقتی میبینم برای شما شده…بارها این حرفها رو شنیدم ولی ولی حرفای شما به باور و ایمان من جوون داد امید تازه ای در قلبم روشن کرده منو دوباره بلند کرده که ادامه بده که بخدا میشه …ببین منو ببین زندگی منو شده ،برای تو هم میشه نه به سختی، به راحتی فقط شجاعت و هدایتو بکن چاشنی راهت، عمل کن و کیفشو ببر …

مرسی استاد جان برای تمام امید و باوری که در وجودم روشن کردی به لطف و هدایت خدای مهربووونم

دوست دارم آموزه های ارزشمند این فایلتون دسته بندی کنم تا کلیدوار در ذهنم دسته بندی بشه

۱-چجوری مورد رحمت قرار گرقتی؟

این سوال دوستمون اشک منو در آورد

واقعا چطور مورد رحمت قرار گرفتید؟ چه خواسته ای در وجود شما شکل گرفت تا اینطور متعهدانه زندگیتونو باشکوه در همه ابعاد ساختید و با خوشبختی خودتون دارید خدارو فریاد میزنید توحید فریاد میزنید، و با خوشبختی خودتون شدید الگو، الگویی متفاوت چی میشه که اینجوری میشه؟

و جمله ناب و طلایی این فایل

من کار خاصی نکردم جز اینکه گذاشتم خدامنو ببره خدامنو هدایت کنه …چقدر ساده ولییی چقدر پربار. کل داستان همین جملست اجازه بدیم خدا ماروببره. چطور اجازه بدیم؟اجازه ما ایمان ماست اجازه ما با توکله ماست و باور اینکه خدا داره کارهارو انجام میده…

۲-تمرکزت از روی چیزی که هستی بردار و بزار روی چیزی که میخوای باشی

استاد واقعا این حد از شجاعت و جسارت شما قابل تحسینه و شما نون شجاعت و جسارتتون میخورید نوووش جونتون بارها گفتید که خداوند به شجاعان پاداش میدهد و خوشحالم که دارم میبینم با چشمانم شکوه زندگی شما در تمام جوانبو و اینه پاداش خدا به شجاعتتون …

خیلی جسارت میخواد دل بزرگی میخواد این کاری که شما کردید

چه کاری ؟؟

اینکه جرات کنی و ایده های عالی و پولساز فوق العاده ای که به نتیجش ایمان داری ،براش وقت گذاشتی هزینه کردی انرژی گذاشتی بزاری کنار و بگی تمام…

جرات میخواد کارمندایی که زحمت کشیدی تربیت کردی رو بگی استپ و تمام

جرات میخواد شرکتایی که با کلی امید و برنامه راه انداختی و کلی روش سرمایه گذاری کردی بگی تمام

جرات میخواد که همه برنامه و فکر و ایده هات رو ببوسی بزاری کنار وقتی همه میگن دیوانه ای معلوم هست چیکار میکنی و هیچکس حتی نتونه باور کنه که تو این کارو میکنی

این یعنی نهایت ایمان این یعنی نهایت توکل و دل سپردن به ندای قلبتون این یعنی شناخت کامل خودتون و خواستتون از زندگی. این یعنی یک درس خیلیییی بزرگ و آموزنده برای من

وقتی میدونی چیزی برای تو نیست احساست اینو بت میگه جرات کن و بزارش کنار حتی اگر کلی برات پول داشته باشه حتی اگر کلی براش زمان و انرژی گذاشتی جرات کن و به احساست به قلبت اعتماد کن بقول آقا ابراهیم دری از آگاهی به روم باز شد مرررسی استاد

چقدر عالی میشنوید صدای هدایتو

چقدر عالی عمل میکنید و چقدر با جسارت پا به دنیای ناشناخته ها میزارید

چون خواستتون از زندگی درک کردید و میدونید

گفتید این ایده ها عاالیه کلی هم پولسازه ولی خواسته من از زندگی فقط پول نیست …من نمیخدام تک بعدی زندگی کنم من نمیخوام فقط پول بسازم من از خدا زیاااد میخوام.. میخوام تمام ابعاد زندگیم زندگی کنم… چه احساس لیاقتی …من لایق دریافت نعمتهای خدا درهمه ابعاد زندگیم هستم من فقط هدفم این نیست پول روی پول بیاد من میخوام ظرفم بزرگ بشه. شخصیتم بزرگ بشه. میخوام دنیارو تجربه کنم. میخوام همه ابعاد وجودم کشف کنم

پول فقط یک بعد از نعمتهاست و این ایده ها منو فقط به بعد پول میرسونه پس این راه من نیست تمام…دمتون گرم واقعا استاد چه قشنگ تکلیف خودتون بدون هیچ شک و تردیدی روشن میکنید با اینکه هیچی نمیدونید که قرار چی بشه و چه کنید اعتماد میکنید و قدم اول برمیدارید میگه تمرکزتو از روی این موضوع بردار میگید چشم ،شرکت و همه چی میبندید و تعطیل، نمیدونم قدم بعدی چیه ولی فقط میدونم که الان باید شاخ و برگ اضافی قطع کنم تا قدم بعدی بهم گفته بشه و میرید تو دنیای نا شناحته ها…

و تاکیدی که به تمرکز داشتید اگر اینو میخوای پس دیگه پرونده اونیکی ببند اینجا تفاوت مهمیه که خیلیامون میگیم حالا جفتش باشه بزار ببینم اصن قرار چیکار کنم ولی شما میگید نه تعلل نمیکنید اینکه میدونم نیست پس دیگه تمام. بزار تمرکزمو کامل بزارم رو خواسته ای که از زندگی دارم خواسته من آزادی رهایی زندگی کردن تمام ابعاد زندگیمه و ..

قدم بعدی هدایت، بزن به جاده و سفرها شروع میشه، میگه بزن به جاده تا ببینی که زندگیت میخوای چه مدلی باشه و شما میگی چشم و شروع تجربه های جدید، کشورهای متفاوت…

میدونی شما خواستتونو با احساس لیاقت کامل خواستی خدای من من میخوام آزادی مالی،مکانی و زمانی داشته باشم خدا هم گفت چشم پس اجازه بده که هدایتت کنم و حالا ماداریم نتیجه این درخواست و هدایتو در زندگی شما به وضوح میبینیم بخواه تا ببینی که میشود…

الهام به مریم جانم و توجه به همین موضوع ساده،چقدر جالب و آموزنده

از هیچ چیز به سادگی عبور نمیکنید میگید حتما نداییه..دلیلیه و میرید و با ایمان چمدونارو میبندید چقدررر جالب…

فقط ی تصویر میتونه اینجوری به شما باور بده چقدر خوووبید شما

۳-عدو شود سبب خیر اگر خدا بخواهد

خدا برایم کافیست

هرکس هرکاری کنه در نهایت به نفع منه

باور به این جملات که میشه محرک شما میشه ایمان شما

اتفاق به ظاهر ناخوشایند ولی باورتون به جملات بالا

پس من نباید تو اون حال بمونم باید ذهنمو کنترل کنم پس بریم لذت ببریم و توجهمون برداریم و توکل کنیم به خدا که خودش درست میکنه با چه منطقی با این منطق که

همون خدایی که منو تا اینجا هدایت کرده و به اینجا رسونده همون خدا همه چی خودش درست میکنه پس ما بریم لذت ببریم و فقط توکل کنیم به خودش

واقعا استاد حرف و عملتون یکیه، و چقدر از تمام این حرفها و تجربیاک شما میشه درس گرفت میشه ساعتها نوشت و تفکر کرد

۴-و در آخرچقدر عالیه که با گوش دادن فایلهای شما اطلاعات درباره کشورهای دیگه و…هم کسب میکنم چون همیشه یکی از آرزوهام جهانگردی بوده و چقدر برای من شنیدن این تجربه های شما در این خصوص هم لذت بخش و آموزنده و عالی بود استاد جان توضیح بیشتر بدید که داریم لذت میبریم باشما ممنونممم ازتون. من خیلی مشتاق شنیدن داستان هدایت عشق شما هم هستم ایشالله که این داستان هدایت هم برامون میگید و ما لذت میبریم و درس میگیریم

اینهارو نوشتم تا بیشتر یادم بمونه تا یادم باشه قصه هدایتو… تا یادم باشه زندگی آسونه فقط باور کن که خداهست…فقط قلبتو،ربتو باور کن…باقیش ردیفه ….


یک یادآوری مهم:

از میان دوستانی که نظر آنها به عنوان متن انتخابی یک جلسه یا فایل انتخاب می شود‌، «اسم زیبای افراد» تنها در صورتی در بالای نوشته شان قید می شود که اسم حقیقی باشد‌، نه یک عبارت یا عنوان مستعار.

و موضوع مهم تر اینکه نام حقیقی خودتان‌، به نوشته های شما هویت می‌بخشد.

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

609 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «ساناز نوری زاده» در این صفحه: 2
  1. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1455 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام

    روز شمار تحول زندگی من روز دویست و بیست و دوم از فصل هفتم

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز

    خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت اینکه مادرم قورمه سبزی بسیار خوشمزه درست کرد و خوردم و لذت بردم چند روز پیش فایل قورمه سبزی درست کردنِ مریم عزیزم رو دیدم که وارد زندگیم شد خدایا شکرت

    خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه

    خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت پر از آگاهی

    خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم

    خدایا شکرت بابت ماشین و گوشی قشنگم

    خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم

    خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین می‌گذارم

    خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم

    خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم فروش بالای پودر زعفران رو تجربه کردم

    خدایا شکرت بابت اینکه مشتری حلواسیاه فروش اومد و 10 بسته ازم خرید 200 تومن واریز کرد طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم واریزی داشته باشم

    خدایا شکرت بابت اینکه مشتری بهم گفت چند روز دیگه حلوای سیاه براتون میارم خدای من چه مشتری های خوبی دارم من شکرررررت خدای من

    خدایا شکرت بابت اینکه یه مشتری که همیشه ازم خرید میکنه 40 بسته سفارش داد بعدش زنگ زد گفت 50 بسته بیار این الگو چندین بار برام تکرار شده که مشتری ها اولش یه تعدادی رو سفارش میدن بعدش زنگ میزنن یا در حین خرید اضافه برمیدارن

    خدایا شکرت بابت اینکه تو دلم میگفتم از 15 تومن نمیدم ولی جرئت اینو نداشتم که به مشتری بگم گرون شده و قیمتش اینه میترسیدم مشتری فرار کنه این بار گفتم باید بری تو دل ترسات و بگی پیش خودم گفتم 18 تومن میگم بعدش گفتم نه 17 یا 16 میگم دارم از ترمزهام میگم ولی ببین خدای من برام چیکار کرد مشتری اومد گفت کارت آوردم‌ گفتم کارتخوان ندارم بیایید سوار شید بریم از خودپرداز کارت ب کارت کنیم مشتری هم سوار شد و تو راه خودش گفت یک میلیون میشه قیمتش ؟ یه لحظه شوک شدم از کار پروردگارم مشتری از 20 تومن حساب کرده بود پس می‌شود تعداد بالا رو هم از 20 تومن بفروشم پس هستن همچین مشتری هایی خدای من شکرت خلاصه رفتم خودپرداز فقط ببین هدایت خداوندم رو که 1 میلیون زدم نشد رفتیم خودپرداز بعدی اون خودپرداز اصلا یادم رفت کرایه رو بزنم تو خودپرداز بعدی خداوند کرایه رو یادم انداخت که گفتم 20 تومن هم کرایه میزنم که 1 میلیون و 20 هزار تومان دریافت کردم (طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم فروش بالای پودر زعفران رو تجربه کنم و واریزی داشته باشم)

    خدایا شکرت بابت اینکه دیشب فایل فوق العاده رابطه خداوند و ثروت رو گوش کردم یه بار ، ببین چه نتیجه ای امروز گرفتم ببین اگه بیشتر گوش بدم چی میشه سپاسگزارم استاد عزیزم

    خدایا شکرت که من خالق زندگی خودم هستم

    خدایا شکرت بابت اینکه خواهرم میگفت امروز خیلی روز خوبیه همش تکرار میکرد چون النگوهاشو مادرم رفته بود تعویض کرده بود و  همسرش از امتحان آئین نامه قبول شده بود

    خدایا شکرت که بابت محله بسیار قشنگ و کوچه های زیبای محله زره ناس سپاسگزاری کردم

    و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ

    داستانی درباره هدایت الهی | قسمت 1

    ● چقدر خداوند کارها رو راحت انجام میده

    ● خداوند هدایتم کرد که شوینده رو ببینم و بیارم که اتفاقا درخواست خانوم شایسته بود که بیارمش

    ● چطوری می‌رسید این همه کار انجام میدید؟ به همین شکلی که خداوند هدایت میکنه

    ● خیلی راحت ما فراموش می‌کنیم اتفاقات خوبمون و هدایت های خداوند رو

    ● من رو شونه های خداوند میشینم و خداوند منو میبره

    ● چجوریه که مورد رحمت قرار گرفتی؟همینجوری اتقاق افتاده یا خودت ساختی؟

    خودم ساختمش

    ● بی نهایت مثال دارم از هدایت مستقیم پرودگار

    ● به اندازه ای که ما به خداوند اعتماد میکنیم هدایت خداوند رو دریافت میکنیم

    ● من خیلی به نشونه ها و اینکه خداوند منو هدایت میکنه اعتقاد دارم

    ● همه اتفاقات زندگی من بخاطر اینه که باور دارم خداوند منو هدایت میکنه و اجازه میدهم خداوند به من بگه

    ● قلبمون با ما صحبت میکنه ولی ما بخاطر منطق و تجربیات گذشتمون نمی‌ذاریم خداوند هدایتمون کنه

    ● خرید پرادایس و آشنایی با عزیز دلم تمام آدما و ایده ها و … همشون هدایت پرودگار بوده

    ● مکالمه من و ابراهیم هدایت پرودگار بوده که گذاشتیم تو سایت

    ● ما باید اجازه بدیم خداوند کارارو برامون انجام بده اجازه ما ایمانه 

    ● در مورد مهاجرت هیچ ایده ای نداشتم چیزی که به من گفته شد این بود که تمرکزتو از اون چیزی که الان هستی بردار

    ● قرآن چیزیه که محمد شنیده

    ● خداوند به همه ما میگه و هرکس بر اساس مداری که توش قرار داره میشنوه

    ● دفتر داشتم درآمد بسیار بالایی داشتم ولی خداوند گفت جمع کن و مهاجرت کن و من انجام دادم با اینکه خیلی کار غیرمنطقی بود

    ● وکیل مهاجرتی گفت آمریکا نمیشه و فلان کشور نمیشه و … ولی قلبم گفت چیکار داری به این؟ بیا ببین من چی میگم اونو انجام بده و گفت بزن به جاده اگه میخوای مهاجرت کنی

    ● زدم به جاده طبق هدایتم

    ● رفتم ترکیه و گرجستان و روسیه و تایلند اون مسافرته باعث شد درکم از دنیا بره بالاتر و دقیقا مشخص شد من چی میخوام و هر کدومش کلی برام تجربه داشت

    ● توی آمریکا کسی باورش نمیشه که من این زندگیو این آزادی رو دارم

    ● خداوند میگه تو اینو میخوای؟ من بهت میدم اجازه بده بذار که هدایتت کنم

    ● تو این سفر ها دو بار رفتیم اروپا دفعه سوم عزیزدلم گفت من تصویری رو دیدم که خیلی دیر به خونه برمیگردیم و این هدایت پروردگارم بود

    ● یه اتفاقاتی افتاد برای سایتمون یه شیطونی هایی کرده بودند سایت رو از هاست از دسترس خارج کرده بودند فقط میخوام بگم عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد

    ● من ماشینام رو هم فروخته بودم از طریق خیلی ساده و راحت که مطمئن بودم برنمیگردیم حالا حالاها

    ● الهام اومد که هاستتو از ایران خارج کن که خارج کردم

    ● توی این داستانِ از دسترس خارج شدن سایت در راستای خواسته من بود گفتم این خیریتی توش هست که رفتیم چرخ و فلک سوار شدیم گفتم همون خدایی که منو تا اینجا آورده از این بعدشم میبره

    ● گفتم این اتفاق منو مصمم میکنه که یه حرکتی انجام بدم برای مهاجرت به آمریکا

    ● رفتم سفارت آمریکا در مادریدِ اسپانیا گفتند انگلیسی صحبت نمیتونی بکنی ما نمیتونیم کاراتو انجام بدیم گفتم حتما خداوند از یه طریق دیگه میخواد کارمو درست کنه

    ● یکی از بچه ها زنگ زد و گفت رفتم سفارت آمریکا تو پاریس کارای ویزامو شروع کردم و منم رفتم سفارت آمریکا تو پاریس

    ● رفتم ماشینی که اجاره گرفته بودم رو تحویل دادم گفتم ماشینِ ون بگیرم که رفتم بگیرم گفتن کارت شما کار نمیکنه و….

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1455 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده ام

    روز شمار تحول زندگی من روز صد و بیست و سوم از فصل سوم

    سلام خدمت استاد  عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت حال خوبم

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت هوای فوق‌العاده امروز

    خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم

    خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم

    خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین می‌گذارم

    خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم

    خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم که گفته بودم فروش داشته باشم یه مشتری که همیشه ازم خرید میکنه و نزدیک خونمونه 20 بسته براش بردم به ازای 300 هزار تومان

    خدایا شکرت بابت اینکه لباس تامو مادرم زحمت کشید شست خدایا شکرت بابت مادر قشنگم

    خدایا شکرت بابت اینکه دوستم بهم بوگیر ماشین هدیه داد خیلی بوی خوبی میده

    خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت اینکه رفتم کلاس رقص با ماشینم و برگشتم

    خدایا شکرت بابت اینکه برای ناهار چلو کوبیده خوشمزه و برای شام بادمجون خوشمزه خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت صدای قشنگ پرنده ها که هم اکنون دارم می‌شنوم

    خدایا شکرت بابت شب زیبایی که دیدم و تحسین و سپاسگزاری کردم بابت آسمون زیبا در شب و هوای عالی و رطوبت و دمای عالی هوا و ستاره های فراوان زیبا و البته ماه قشنگ و درختان زیبا و چراغ های خیابون

    خدایا شکرت بابت اینکه میخواستم لاستیک ماشینم رو عوض کنم و هی میخواستم این و اون انحام بدن کارم رو به بابام گفتم ببره سرویس کار گفت من نمیتونم خودت ببر و من خیلی اعصابم خورد شد و قشنگ خودمو شناختم به دوستم گفتم گفت کار دارم خودت ببر و بازم بهم ریختم بعدش گفتم ببین خودتو بشناس وقتی یه کاری رو به دیگران میگی و تو انتظار داری حرف،حرف تو باشه و وقتی طبق میل تو دیگران عمل نمیکنند بهم می‌ریزی خب دیگران این حق رو دارن بهت بگن نه مهم اینه که خودت برای خودت یه کاری کنی و این کارت هم شرک محسوب میشه و هم کمبود عزت نفس

    خلاصه حالم رو خوب کردم رفتم به سرویس کار و عوض کردم لاستیک رو کلی چیز یاد گرفتم کلی به اعتماد به نفسم افزوده شد و نحوه کار کردنشو نگاه کردم و 30 تومن پرداخت کردم و گفتم پس خودت کارای خودتو انجام بده آفرین

    دوستم همیشه منو می‌برد کلاس رقص این بار گفت خودت برو منم خودم رفتم و برگشتم و آخر شب من رفتم گاز زدم به ماشین و سپاسگزاری کردم بابت زیبایی ها و برگشتم خونه

    به خودم گفتم دیگران وقتی تنهات میذارن وقتی کاراتو انجام نمیدن خب تو قوی میشی و میری خودت انجام میدی و اعتماد به نفست ساخته میشه

    خدایا شکرت بابت اینکه 4 تا حرکت معلم رقصمون بهمون یاد داد جالبه اول تو ذهنش می‌ساخت و یکم فکر میکرد بعدش تبدیل به عمل میکرد و حرکت رو میزد و بهمون یاد میداد

    خدایا شکرت بابت اینکه با آیدا جان کلی حرف زدم و بهم گفت دختر خیلی پرانرژی هستی انرژی زنانت خیلی بالاست دختر خیلی سطح بالایی هستی و البته مستقل خودت با ماشین میری و میای و آفرین و من دقیقا متوجه نبودم که کی مستقل شدم و متوجه تغییرم نبودم که دوستم بهم گفت و من از این بابت خیلی خوشحالم که در حال تغییر و رشدم

    و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ

    داستانی درباره هدایت الهی | قسمت 1

    استاد میگه:من رفته بودم اون یکی خونه و دیدم شویندمون رو داخل کوچه و گفتم این حتما اومده داخل کوچه نشانه اینه که من ببرمش بعد اینکه من اونو گذاشتم ماشین و چند کیلومتر رانندگی کرده بودم داشتم برمی‌گشتم عزیز دلم گفت اون شوینده رو بیار و من قبل از اینکه عزیز دلم بگه اونو گذاشته بودم به ماشین ببین خداوند تو چه جاهایی آدم رو هدایت میکنه

    یکی از بچه ها پرسیده بود که چجوری شما می‌رسید این همه کار تو زندگیتون انجام بدید؟

    به همین شکل ، به همین شکلی که خداوند هدایت میکنه

    هر لحظه این هدایت اتفاق میفته و ما داریم فراموش میکنیم به همین سادگی

    ما میبینیم داریم هدایت میشیم ولی باز ما فراموش میکنیم

    اتفاقات زندگی من همینجوری افتاده بچه ها یعنی من رو شونه های خداوند میشینم و خداوند داره منو میبره

    دوستمون منو دید که وضع مالیم خوبه و از ماشینم خوشش اومده بود و عکس گرفت و گفت که چجوری مورد رحمت قرار گرفتی؟

    گفت همینجوری اتفاق افتاده که مورد رحمت قرار گرفتی یا خودت ساختیش؟

    گفتم نه ، خودم ساختمش

    من بی نهایت مثال دارم از هدایت

    همه مارو خداوند داره هر لحظه هدایت میکنه این نیست که بگم من آدم خاصیم بخاطر اونه

    فقط بستگی به ما داره که چقدر به هدایت خداوند اعتماد میکنیم و عمل می‌کنیم به هدایت خداوند

    من خیلی به نشونه ها اعتقاد دارم

    همه اتفاقات زندگی من بخاطر این باوره که خداوند منو هدایت میکنه و اجازه میدم خدا بگه

    قلبمون داره درمورد کارایی که میخوایم انجام بدیم با ما صحبت میکنه ولی خیلی موقع ها بخاطر تجربیات گذشتمون بخاطر منطِقمون نمیذاریم که خداوند هدایتمون کنه

    اصلا چطور همین خونه و اون خونه پرادایس خریداری شد اصلا چطور شد که من با عزیز دلم آشنا شدم

    من آدمایی که باهاش آشنا شدم ایده هایی که به کسب و کارم اومدند همشون هدایت خداوند بوده

    مثلا با آقا ابراهیم مدیر فنی سایت حرف میزدیم هدایت اومد که بذارش رو سایت و منم گذاشتم رو سایت

    منو میبینن میگن پسر چطوری تونستی این همه کار انجام بدی و این همه تجربه داشتی باشی و با این همه آدم درست آشنا بشی و این همه آزادی داشته باشی ؟

    جواب من اینه که من کار خاصی نکردم مگر اینکه گذاشتم خداوند منو هدایت کنه

    ما باید اجازه بدیم به خداوند که کارارو انجام بده

    اجازه ما ایمانه؛توکله و باوره به اینکه خداوند داره همه مارو هدایت میکنه

    در مورد مهاجرت من خیلی دوس داشتم مهاجرت کنم و حرکت کنم و دنیارو تجربه کنم ولی هیچ ایده ای نداشتم که چطوری میتونم مهاجرت کنم و چیزی که به من گفته شد این بود که اگر میخوای مهاجرت کنی کاری که باید انجام  بدی اینه که تمرکزتو از روی چیزی که الان هستی برداری و بذاری روی چیزی که میخوای باشی

    یعنی قشنگ خداوند  با من صحبت کرد

    که خداوند با همه ما داره صحبت میکنه

    شاید ما نمی‌شنویم اون داره چی میگه

    دو نگاه میشه به قرآن داشت

    یک اینکه خداوند به محمد الهام کرد

    دو اینکه محمد از خداوند شنید

    یعنی این چیزیه که محمد شنیده

    خداوند میگه و هر کس بر اساس مدار خودش میشنوه

    من دفتر داشتم درآمد داشتم ولی خداوند گفت اگر آزادی میخوای اگر مهاجرت میخوای باید قطع کنی جمع کنی همه اینارو و خیلی برای دیگران غیر منطقی بود که من دفترم رو جمع کنم

    ولی میخواستم دنیا رو ببینم آزادی رو میخواستم و میخواستم تجربه های وسیع تری داشته باشم و مهاجرت کنم به کشور آزاد چون آزادی خیلی برام مهم بود

    خلاصه دفتر رو جمع کردم و همه اون پروژه های بزرگو کنسل کردم و با بچه ها خدافظی کردم ولی خبری از مهاجرت نبود

    یه بار رفتم با وکیل مهاجرتی صحبت کردم که گفت اونجا نمیشه و اینحا نمیشه و ایرانیا رو نمی‌ذارن

    هر کشوری گفتم گفت نه بعدش گفتم آمریکا چطور گفتش تو اصلا میدونی داری چی میگی اون دیگه غول آخره و اصلا نمیشه و…

    همون لحظه قلبم گفت ول کن این چرت و پرتا چیه این میگه تو چیکار داری به این بیا با من خودم بهت میگم چیکار باید بکنی

    بعدش گفتم خداوند هدایت میکنه و خدا بهم الهام کرد که بزن به جاده منم زدم به جاده

    اون مسافرته دقیقا مشخص میکرد که من چیو میخوام

    رفتم گرجستان و روسیه و اروپا و … هر کدومشون کلی درس داشت و کلی مراحل تکامل

    مگه میشد من کارم و دفترم رو انجام می‌دادم تو ایران و مهاجرت هم میکردم

    الان حتی آمریکایی ها باورشون نمیشه که میشه اینجوری هم زندگی کرد

    اینجوری آزادی زمانی مالی و مکانی داشت

    این حد از تجربه رو داشت

    ولی خداوند میگه تو میخوای ؟ من بهت میدم اجازه بده من هدایتت کنم

    عزیز دلم گفت من یه تصویری رو دیدم که میریم و خیلی طول میکشه برگردیم ایران و این هدایت پروردگاره

    کلی چمدون و وسایل برده بودیم که انگار برنمیگردیم  ایران و

    رفتیم فرانسه و کشتی کروز گرفته بودیم اونجا و رفتیم پرتغال و مادرید

    من توی مادرید خونه گرفتم و اونجا یه اتفاقی افتاد برای سایتمون که فیلتر شده بود و سایتمون از دسترس خارج شده بود

    مثلا میخواستن حال عباسمنش رو بگیرن

    عدو شود سبب خیر

    توحید یعنی شرک نورزید و کسی کوچیکترین تاثیری در زندگی ما نداره

    هر کسی هر کاری کنه به نفع منه

    من وقتی رفتم یکی از ماشینامو فروختم

    اون یکی ماشینمم به یکی از آشناها فروختم

    این کارارو کردم چون میدونستم من برنمیگردم حالا حالا ها

    اولین ایده ای که به ذهنم رسید این بود که هاستتو از ایران خارج کن یعنی باج نده و هاستمو خارج کردم

    فکر کن ماشینام جمع شده خونه هام جمع شده و دفترم جمع شده اگه سایت هم نباشه هیچ چیز دیگه ای نیست یعنی تموم پل های پشت سرم رو خراب کردم

    حالا این شیطنت هم که کردند در راستای خواسته من بود

    من فقط چن ساعت حالم گرفته شد و گفتم این یه خیریت خیلی بزرگیه که خداوند به من خواهد گفت

    و من رفتم چرخ و فلک سوار شدم و گفتم فکرمو درگیرش نکنم و بریم لذت ببریم

    همون خدایی که تا همینجا منو رسونده بازم همه چیو درست میکنه خدا که عوض نشده همون خداست

    رفتیم لذت بردیم و کلی خوش گذشت

    تا اون روز دقیقا ایده ای نداشتم که مهاجرت کنم و بمونم ولی اون اتفاق این انگیزه رو در من ایجاد کرد که بریم برای مهاجرت

    ایده اومد که برو ویزای توریستی آمریکا رو بگیر

    وقت سفارت گرفتم و رفتم و گفتن باید انگلیسی صحبت کنی و من نتونستم و گفتند متاسفم ما نمیتونیم کارتون رو انجام بدیم

    بعدش اومدیم و گفتم خداوند حتما یه راه دیگه ای میخواد برای من فراهم کنه

    یکی از بچه ها زنگ زد و گفت میشه از فلان‌جا بگیری و منم رفتم و کارت اعتباریمم کار میکرد و وقت سفارت گرفتم برای سفارت آمریکا توی پاریسِ فرانسه

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: