داستانی درباره هدایت الهی | قسمت 1 - صفحه 25 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

609 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    یاسین نظری گفته:
    مدت عضویت: 1872 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    روز 123 سفرنامه : سلام خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته و همه بچه های سایت امیدوارم حالتون خوب باشه ، خداوند همیشه و در هر لحظه داره مارو هدایت میکنه حالا بستگی داره ما چقدر آمادش باشیم یا چقدر باور کردیم که خداوند مارو هدایت میکنه ، بعضی وقتا بعضی افراد اینقدر احساس بی ارزشی میکنن که میگن بابا خداوند فقط با پیامبرا حرف میزده ما که هیچی نیستیم خب همین باور اشتباه باعث میشه هر روز بدتر بشن ، خداوند همه رو هدایت می‌کنه چه اونایی که میخوان پیشرفت کنن چه اونایی که میخوان هر روز زندگیشون بد تر شه ، من خودم به میزانی که باور داشتم این موضوع رو هدایت میشدم ، مثلن میگفتم خدایا من تو فوتبال الان این سوت رپ چطور بزنم که گل بشه همه اینا تو چند ثانیه رخ میداد و خداوند هم میگفت که آن توپ رو محکم بزن یا با بغل پا بزن سمت راست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    راضیه خدامی گفته:
    مدت عضویت: 821 روز

    سلام استاد عباسمنش مهربان وخانم شایسته مهربان وتمامی دوستان عزیز سایت .خوشحالم که هدایت شدم امروز به این فایل آخه چون دیشب یه هدایت ویژه از طرف خداوند شدم که خودم واقعا شوکه شدم وتا الان تو فکرشم . ماجرا ازاین قراره که من چندتا از کارهام که روشون جواهردوزی کرده بودم میخاستم ببرم برای مشتری اما مشتریم دیر کرده بود ومن با خودم گفتم که برم مزون دیگه هم کارام رو نشون بدم . تا رفتم درمزون و داخلش رو نگاه کردم یه چیزی تو دلم گفت نرو . اولش من نرفتم رفتم دور زدم ذهنم هی میگفت توباید چندتا جا بری کاراتو نشون بدی تا ببینن مشتری بشن .اینجا حرف ذهنم رو گوش کردم ورفتم داخل همون مزون که نباید میرفتم وخیلی بی ادبانه با من رفتار کردن اما من مودبانه رفتار کردم اومدم بیرون وهمونجا گفتم خدایا منو ببخش به حرفت گوش نکردم .خدارو شکر کارا رو نشون مشتری خودم دادم وپسندیدن و قراره باهم همکاری کنیم .این ماجرا رو تعریف کردم که بگم همیشه ما در حال هدایت شدن هستیم وباید خیلی مواظب باشیم که به هدایت خداوند گوش بدیم . واقعا خداروشکر میکنم من خیلی حالم خوب شده از وقتی که دارم فایل های استاد رو گوش می‌کنم. ازته قلبم برای ایشون و همسرشون عمر باعزت وخوشبخت بودن درکنار هم رو آرزومندم ️️️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 889 روز

    به نام خداوند زیبایی ها

    سلام به همه عزیزان

    قدم 123

    حتا دیدن این فایل برای من یه هدایت و نشانه بود . چون در مورد مهاجرت کردن فکر میکردم و ایده هایی رو به من داد که باعث شده بیشتر فکر کنم.

    در مورد هدایت شدن بگم همینقدر که تمام کارهای زندگی منو داره خدا انجام میده و من کار خاصی نمیکنم . پریشب به خدا گفتم نمیدونم چکار کنم و تئو کارها رو درست کن و دیشب کلی گوشت و کله پاچه و خوراکی به دستم رسید و من فقط تصور کردم و خداوند یهو همه رو اورد برام.

    چقدر این فایل پر از هدایت ها و نکته هست از توکل . از تمرکز. از کنترل ذهن و توجه کردن از اینکه هر اتفاقی پیش بیاد خیره . از حرکت کردن و ادامه دادن . از درک نشانه ها … از خراب کردن پل ها و ..

    وقتی ما یه خواسته ای از خداوند داریم خداوند پاسخ میده و هدایت میکنه به شرطی که ما به اون چیزهایی که داریم نچسبیم ورها کنیم و حرکت کنیم.

    منم همینطور هستم که خداوند خیلی هدایت کرد و نتایج گرفتم اما مرور نکردم و الان که فکر میکردم یادم میومد و خیلی از اتفاقات انگار طبیعی شده در صورتی که خداوند داره کارها رو میکنه . یا خیلی به چیزهایی چسبیدم که باعث شده رشد نکنم و نادیده بگیرم و این ترمزها منو از حرکت نگه داشته

    اینکه مثل استاد تمام پل های پشت سرت را خراب کنی و کنترل ذهن با این اتفاقات بکنی خیلی عمل بزرگیه که تو یه لحظه میبینی هیچ میشی

    و خداوند میتونه همونجور که بردت بالا و الان بیاردت پایین ولی انقدر رحمان هست که اتش رو گلستان میکنه و بدون اذن خدا برگی نمیوفته و خداوند میخواد که من ثروتمند و زیبا زندگی کنم. من چقدر تسلیم هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    عسل گفته:
    مدت عضویت: 1009 روز

    1403/8/13روز 120

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به استاد ومریم عزیز و دوستان گل

    خدایا شکرت بخاطر یک روز فوق العاده خدایا شکرت بخاطر یک فایل زیبا و تاثیرگذار دیگه

    با دیدن این فایل یاد یکی از هدایت های که چندروز پیش برام اتفاق افتاد ،افتادم

    همینطور یهو بهم الهام شد پاشو برو نمایشگاه و درعرض یک ساعت تصمیم گرفتم و رفتم به هدایت گوش کردم وقتی رسیدم اون جا دوتا آدم که قبلا توی زندگی شغلی من بودن و بینمون کدورت پیش اومده بود دیدم ‌خداروشکر اون کدورت قدیمی با این دیدار تموم شد و اتفاقا راهی باز شد برای همکاری دراینده

    وچقدر احساس من عالی شد ویه نکته بگم خود نمایشگاه اصلا برای من مفید نبود اما همین دیدارها خیلی مفید بود و گفتم ببین وقت به الهام قلبی گوش کردی و‌دیدی که چه خیری توش بود.

    این روزا سعی می‌کنم بیشتر به صدای هدایت گوش بدم

    سعی می‌کنم خودمو باهاش همراه کنم

    میگم خدایا من نمی‌دونم تو میدونی تو بهم بگو

    خودش کمکم میکنه خودش یه آرامشی بهم میده

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    ندا گلی گفته:
    مدت عضویت: 2080 روز

    سلام بر همه عزیزان

    بهترین و کیوت ترین و قانونی ترین فایل سایت و البته اصل موضوع هدایت شما که هربار میشنوم دیوانه میشم اصلا

    وقتی داشتم برای بار چندم داستان شیرین و اللهی شما رو گوش میدادم چنتا تجربه های مختلف یادم اومد

    اولیش با همون داستان شوینده معروف شما اومد تو ذهنم

    نمیدونم قبلا تو کامنتهای دیگم گفتمش یا نه اما بیربط به موضوع این فایل نیست بازم میگم

    حدود 1ماه و نیم نزدیک دو ماه پیش من مریض شدم و وقتی رفتم دکتر بهم گفت چیزهای شور بیشتر بخور مثل ترد دقیقا ترد و به زبون اورد و چنتا ماده غذایی دیگه

    خواهرم سرکار بود و تلفنی جویای احوالم از مادرم شد و مادرم بهش گفته بود سرم وصل کرده خوابیده بعد همزمان با بیدار شدن من و یکم سرحال تر شدنم خواهرمم اومد خونه و دیدم چنتا ماده غذایی برام خریده و تو اونا ترد هم بود بیسکوییت ترد منظورمه

    چشمای من از حدقه زد بیرون و براش تعریف کردم دیدم چشمای اونم داشت از حدقه میزد بیرون :)))

    تعریف کرد گفت داشتم از سوپر مارکت از بخش های مختلفش رد میشدم و همینجوری این ترد و برداشتم بعد که تو سبد خریدم نگاه کردم با خودم گفتم من کی اینو برداشتم؟ اصلا چرا برداشتم بعد با خودش گفت حالا عیبی نداره دیگه خوشمزست بعد که م اینو براش تعریف کردم باهم داشتیم تایید نشانه ها میکردیم حتی اونجا هم یاد این فایل شما افتادیم و مثال زدیم

    در ادامه شما راجع به اون آقایی که اومده بودن خونه رو رنگ بزنن گفتین و از قانون باهم صحبت کردین من یاد مثال خودتون افتادیم تو فایل جدید که برامون گفتین از اون اقایی که اومدن پرادایس برای کارهای خونه کمک کنن و این و برای خودم تکرار کردم ببین خدا چیجوری افراد و هدایت میکنه به سمت سوال هاشون و باورپذیری براشون حتی کسانی که بعنوان خدماتی میان براش کار میکنن با هر زبونی و هر نژادی اونا هم دنبال اصل هستن و خیلی قشنگ هدایت شدن سمت اصل جنس :)))

    خیلی اینروزها نشانه های زیادی میبینم و نتایج خیلی عالی و گاهی باور نکردنی و برای خودم گاهی با خواهرم راجع بهش حرف میزنیم تکرار میکنیم و تاییدشون میکنیم و خدا رو ازین بابت شاکرم که دارم تغییرات بیشتری از خودم میبینم مثلا

    نمونش همین چند ساعت پیش از سوپر مارکت وسیله ای سفارش دادم برام بیارن از یه اپ معروف یه مارکتی بود که فاصله ای زیادتری نسبت به سوپری های اطرافمون داشت ولی اومده بود رو و هزینه ارسالشم یه کوچولو از بقیه کمتر بود منم چون عجله ای نداشتم از همونجا سفارش دادم و وقتی اومد هم برخورد پیک عالی بود و لبخند و انرژی مثبتش ازش میبارید اصلا هم اینکه تو بسته بندی ش دیدم یه عالمه اقلام دیگه هست اول فکر کردم اشتباه فرستادن ولی دیدم اسم و ادرس منه و حتی وسایلمم همونه مابقی رو برای تبلیغات یا حالا اشانتیون یا هرچیزی که خیلی من و ذوق زده کرد فرستاده بودن در کل اولین باری بود همچین اتفاقی میفتاد اونم این چند سال اخیر حدود 4تا وسیله مثل شامپوی کوچولو، قرص ماشین لباس شویی، یدونه هات چاکلت و مایع لباسشویی تو بسته بندی های بانمک و کوچولو فرستاده بودن که یکی دوتاش حتی معروف هم بود و نیازی به تبلیغ نداشت بنظرم ولی خیلی ذوق زده شدم و همش و نشانه ای دیدم از طرف کار کردن اینروزها از سمت خدای مهربونم و انرژی مثبت و حال خوبی که اینروزها دارم

    ادامه فایل :

    وقتی راجع به جمع کردن شرکتتون گفتین و اون پروژه هایی که نزدیک 30/40 میلیارد اون زمان ایران براتون سود داشت با خودم گفتم ببین دختر اینم یه مورد دیگه ازینکه تو با خدا باش ثروت هم خودش میاد استاد اینقدر توحیدی عمل کرده اونقدر تکاملش و طی کرده و مطمئن بوده ثروت چیزی دور از خودش نیست و اگه میتونسته اون مبلغ ها رو بسازه بازم میتونه بیشترش و بسازه و ازش گذشته همه و همه درس بزرگی رو دوباره بهم یادآوری کردن درس بزرگ توحید و سپردن کارها به خودش فقط و فقط

    و در ادامه از سفارت اول که جواب نگرفتن

    من امیید دیدم شاید اگه من بودم با همون اولین جواب نه شنیدن با خودم میگفتم لابد نباید مهاجرت کنم و الان وقتش نیست اما استاد جنس هدایت و جنس صحبت های درونش و شناخته بود و فهمیده بود قدم ها رو باید برداره و به عقب برنگرده و هدایت شدن به سفارت فرانسه و باز هم تکامل و تکامل که ما راهی که استاد رفتن و میتونم برای خودمون ساده ترش کنیم و تجربه هاشون و چراغ مسیر های کوتاه تر و ساده تر برای خودمون انجام بدیم به شرط ایمان به شرط توکل و عمل و عمل و قدم برداشتن و ناامید نشدن

    خدایا شکرت شکرت ممنونم استاد ازتون که برامون میگین از زندگی تون از روزمرگی هاتون از قانون از داستان اللهی هدایتتون دوستتون دارم مرسی از شما و مریم دوست داشتنی

    خدایا بار دیگر شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    آیدا داودپور گفته:
    مدت عضویت: 3368 روز

    من در تجربه داشتن درآمدو ساختن پول تو زندگیم.

    از روزی که یادم میاد کار کردم دنبال انجام کار به بهترین شکل بودم و یادم میاد اون اوایل میگفتم تحسین میکنم آدمهایی رو که پول زیاد درمیارن.مادرم میگفت: فلانی رو که داری تحسین میکنی با کلاهبرداری داره پول درمیاره اینکار درسته به نظرت؟

    میگفتم کلاهبردار شدن هم جرات میخواد که اون داره.من جراتش رو تحسین میکنم.

    ولی هچوقت نتونستم کار خلاف بکنم تو کارهایی که از شروع درآمد داشتم انجام دادم.

    وقتی وارد شغل مغازه داری شدم با وام و نزول آشنا شدم.

    و هر دو رو هم تجربه کردم.

    الان وام تسویه نشده هنوز دارم تو کارم.

    ولی هیچوقت تو کارم نتونستم و نخواستم کم فروشی یا به زور فروختن یا با کلک فروختن بکنم شکرخدا.

    همیشه از خدا تو دلم میپرسیدم که: خدایا یعنی با کار درست نمیشه پولدار شد؟

    اگه نمیشه پول کثیفه و نمیخوامش.

    تو این فایل که استاد گفتن من میتونستم 40-30 میلیارد بسازم اون سالها ولی من خواستم رشد ظرف وجودم بود منو یاد این داستانهام انداخت.

    اولیل هم گفتن دونگاه میشه داشت به قرآن

    یک نگاه اینکه قران کتابیه که خداوند بر محمد نازل کرد.

    یک نگاه اینکه قران شنیده های محمد از خداست.

    الان شنیده من از این حرفهای استاد جواب خداوند به سوال اون سالهام بود.

    خداوند جواب رو داده بود همیشه ولی من نمیفهمیدم.

    الان گرفتم جوابم رو که پول تمیز و شیرین و عزیزه و بهترین مسیر خلقش از مسیر رشد ظرف وجود آدمه.

    تصمیم استاد در مورد تعطیل کردن دفترشون و توقف پروژه هایی که قصد انجامشون رو داشتن منو یاد صحبتهای استاد در جلسه دوم حل مسائل انداخت.

    اینکه نمیشه کویر رو حفظ کرد و منتظر راه حلها بود.

    اصلاح و کار کردن روی اهرم رنج و لذت ثروت در درون و توجهه به خواسته ها در دنیای بیرون گوشه منو شنواتر و دقت منو بیشتر میکنه در زمینه واضح تر شنیدن هدایتهای خداوند که هر روز همراه منه.

    اگه من الان خیلی از هدایتها رو نمیتونم به درستی متوجه شم بخاطر اون دوتا مورده

    کم کاری روی اهرم رنج و لذت ثروت درونم و کنترل ضعیف توجهات روزانه ام.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      سید مصطفی بخشایش گفته:
      مدت عضویت: 1754 روز

      به نام خداوند بخشنده ی مهربان

      سپاس گزار خداوندی هستم که منو هدایت کرد به کامنت شما و بهم گفت تا با بیان نتایج مالی و باور هایی که توی زندگیم ساختم الگو و باوری برای خلق نتایج مالی توی زندگیتون باشم که البته توسط خداوند داره براتون رقم میخوره

      دوست عزیز پول نه تنها شیرین و معنوی هست بلکه به قول استاد تنها راه نزدیک شدن به خداوند و تبدیل به انسانی پاک تر ، درست تر و عالی تر ثروتمند شدنه همین الآن که دارم این حرفا رو به شما میزنم مغزم پس میزنه ولی این باور بسیار خالص رو به نسبتی که بتونیم بیشتر بپذیریم نتایجشو میبینیم به شرطی که پایه های منطقی براش پیدا کنیم ما میتونیم الگوهایی رو پیدا کنیم که با ثروتمند شدن ؛ انسان های درست تری شدن ، دستشون به خیر بیشتر میره و باعث خوشبختی حتی اطرافیانشون شدن.

      من زمانی که دوره ی 12قدم رو شروع کردم تقریبا توی بهمن 1401بود و با کوهی از مسائل مالی این دور رو شروع کردم ولی به قول استاد ساختن و کار کردن روی باورها داشت نتایجشو نشون میداد یک روز که حسم بد بود میدیدم سخت پیش رفتن کارها رو ، اتفاقات و مسائلی که زندگی رو سخت تر میکرد و این ها به من این درک رو داده بود که همه چیز فرکانسه من تازه دوره ی عشق و مودت رو تموم کرده بودم و به لطف خدا از یک کش مکش رابطه عاطفی آزاد شده بودم که توسط خود اون فرد اتفاق افتاده بود و پا توی یک رابطه ی خارق العاه گذاشته بودم که توی رویاهام فقط جسارت دیدنشو داشتم و توی دنیای فیزیکی اثری ازش نبود.

      دیگه توی محل کارم زندگی نمیکردم و شرایط روتین زندگیم خیلی بهبود پیدا کرده بود این نتایج خیلی خیلی برام بلد بود که میشود خواسته های مالیم رو هم تیک بزنم اما موضوع تکامله حتی من توی این مسیر به این درک رسیدم که تکامل فقط پله پله رشد کردن نیست بلکه توی کار کردن روی خودت هم هرچی بیشتر پیش میری تکاملی تر روی خودت کار میکنی و بیشتر و تاثیر گذارتر باورهاتو تغیر میدی اگر بخوام از شرایط و بهبودی های زندگیم رو تعریف کنم که توی این دو سال چه اتفاقاتی افتاده خیلی میشه ولی فقط یک مقایسه با اون زمان میخوام براتون بکنم.

      من اون موقع توی یک شهر بازی کار میکردم عالی بود اما مسائل مالی داشتم و به شدت وابسته به ساعت زدن و وقت گذاشتن برای کارم؛

      ورزش رزمیم یکم توی چلنج بود و خواسته های شغلیم هم دقیقا اون چیزی نبود که میخواستم.

      اما الان توی یک مجموعه ی ورزشی به شدت لوکس کار میکنم (درواقع لوکس ترین مجموعه ورزشی استان یزد)که درواقعا فضای شغلی خودمو دارم و کسی خیلی توی کارم دخالت نمیکنه اما ایده های عالی بهم میدن یک همکاری شیرین و صلح طلبانه بین من و همکاران و دوستانم برقراره و…

      بعضی از شبا من نهایتا به اندازه ی یک شب اون شهر بازی وقتی میزارم ولی درامدم به اندازه ی تقریبا 80درصد درآمد کل ماه کاریم توی اون سالها هست.

      کارم داره تخصصی تر میشه در حدی که مثلا یک برنامه ی بازی و ورزش برگزار میکنم بدون نیاز به وسیله و مکان گرفتن یعنی همه چیز رو طرف محیا میکنه و من ساعتی 750 تومن میگیرم با عزت و احترام دعوت میشم کل جمع رو با عزت نفس بالا میچرخونم لذت میبرم و این لذت رو منتقل میکنم و حدودا به اندازه ی دو روز کاری من توی اون شهر بازی ورودی دارم.

      ورزشم توی یک شرایط بسیار ایده آل هست زمانی که برای استراحت تغزیه و ریکاوری بعد و قبل تمرین دارم به شکل ماورایی قابل قیاس با گذشته نیست.

      نوع تغزیم وهزینه ای که برای لباس باشگاه خورد و خوراک و کلا لهبودی بدنم و مهارت های ورزشی و رزمیم میکنم همه تصپیر سازی هایی بود که یه زمانی میکردم

      وابستگیم به زندگی کنار خانواده تموم شده و الان حدود یک هفته هست که زندگی مستقلم رو توی یک خونه ی حیاط دار قدیمی خفن(خونه های حیاط مرکزی سبک قاجاری) همون طور که دوست داشتم شروع کردم

      فیریزرم جا نداره از مرغ و گوشت حتی خونه رو مبله اجارهکردم و تقریبا 70درصد از دغدغه های هزینه هام برداشته شده و دارم چیزایی رو تهیه میکنم و برای خدماتی هزینه میکنم که رویاشو داشتم.

      بله زندگیم به لطف خدای مهربان به شکل بی نظیری رشد کرده و همه ی اینا رو مدیون اون خداوندی هستم که به هدایت هاش لبیک گفتم و بعد از کار کردن روی خودم الهاماتی که بهم میشد رو انجام میدادم و قائده ی ایمان و عمل در کنار هم رو تونستم به نسبتی که نتایجم خلق شده انجام بدم

      خداروهزاران بار شکر

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        فرزاد گفته:
        مدت عضویت: 2081 روز

        درود داداش مصطفی

        دمت گرم که اومدی نوشتی اینهمه تغییر رو گرفتن نتایج مالی و روابط

        نوش جونت باشه

        امیدوارم روز به روز نتایجت بیشتر و بیشتر و هزاران برابر پله ی قبلت باشه

        و همیشه و هرلحظه وجودت پر از نور و قدرت خدا باشه

        چقدر به من و خیلی از دوستان کمک کردی با نوشتن این کامنت

        امیدوار هرروز زندگیت پر از معجزه بشه و بنویسی منم ببینم و انرژی بگیرم

        اخه نمیدونی چقدر نتیجه های دوستان کمک میکنه به باورسازی و خاموش کردن نجواهای ذهن که همش دم از ناامیدی و نشدن ها میزنه

        در اغوش امن خدا باشی داشی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    مریم الماس گفته:
    مدت عضویت: 814 روز

    بنام خداوند آرزوهای من

    سلام

    روزشمار تحول زندگی : تعهد 123

    خدا کارهارو به راحتی انجام میده و مارو هدایت میکنه

    هدایت برای همه اتفاق میوفته ولی برای دریافت ایمان و باور لازمه باید نشونه هارو باور کنیم

    صدای منطق رو خاموش کنیم و به قلبمون گوش بدیم تا هدایت خدا رو بشنویم

    الخیر فی ما وقع … هر اتفاقی بیوفته خیر من در اونه

    خدا برای من کافیست باورهای توحیدیمونو تقویت کنیم و به هیچکس باج ندیم

    همیشه درجهت هدفهامون اولین قدم برداریم تا قدمهای بعدی هم بهمون گفته بشه اول حرکت بعد برکت

    خدایاشکرت دوستت دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1509 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    سومین عامل عدم درخواست:

    ترس *

    ما می ترسیم:

    -تنها بمانیم

    -طرد شویم

    در واقعیت:

    با عدم درخواست از دیگران:

    -آنها را از دست خواهیم داد

    ما می ترسیم:

    -بی آبرو شویم

    -همه ی افراد ما را مسخره کنند

    در واقعیت:

    -نگرانی بابت حرف مردم ما را از تحقق اهدافمان دور می کند

    -مردم هیچ تاثیری در رخ دادن اتفاقات مثبت و منفی ما ندارند

    -مسخره کردن دیگران به هیچ وجه اهمیت ندارد

    -آبرو هیچ معنایی ندارد

    افراد موفق:

    *نگران حرف مردم نیستند

    خود را بسیار دوست دارند به توانایی های خود باور دارند و برای خود ارزش و احترام قائل هستند*

    اگر می خواهیم اعتماد به نفس بالایی داشته باشیم:

    آلبرت انیشتین را به عنوان الگوی خود انتخاب کنیم

    ما می ترسیم:

    -احمق جلوه کنیم

    ما می ترسیم:

    -انتقاد دیگران را برانگیخته کنیم

    -به ما برچسب زیاده خواهی زده شود

    ما می ترسیم:

    -نه بشنویم

    در واقعیت:

    -با نه شنیدن اتفاق خاصی برای ما رخ نمی دهد

    -جایگاه ما تغییر نکرده و در جایگاه گذشته ی خود باقی مانده ایم

    -چیزی را از دست نمی دهیم

    ما می ترسیم:

    -با درخواست کردن از دیگران آنها از ما متوقع شده و درخواست های بیشتری از ما داشته باشند

    در واقعیت:

    -به راحتی به درخواستهای نابجای افراد نه بگوییم

    -به جای فرار از درخواست کردن بر روی عزت نفس خود کار کرده تا بتوانیم به راحتی به دیگران نه بگوییم

    -اگر شرایط اجابت درخواست های دیگران را نداشیم به وضوح ساده و روشن به آنها نه بگوییم

    ترس های خود را با پاسخ دادن به این پرسش شناسایی و برطرف کنیم:

    تقاضا و درخواست های خود را نوشته:

    ترس های خود را جلوی آن بنویسیم

    ترسیدن:

    -تصور

    -قضاوت

    -توهم و حربه ای است که ذهن ما برایمان ایجاد می کند

    اجازه ندهیم:

    -ذهنمان ما را کنترل کند

    -ذهنمان جهنمی برای عدم درخواست شکل دهد

    -ذهنمان ما را تخریب و سرزنش کند

    -اسلحه ی ذهن خود را بشناسیم

    تکنیک عالی برای غلبه بر ترس:

    -از خود سوال کنیم اگر بشود چه می شود….

    -لحظه ی پایانی تحقق خواسته را در ذهن خود تجسم می کنیم

    -با قدرت درخواست کنیم

    بسیاری از مواقع:

    با افکار نامناسب درخواست های خود را سانسور می کنیم در صورتی که با درخواست کردن از دیگران به راحتی انجام می پذیرفت

    اگر افکار منفی در ذهن ما شدت گرفته باشد حتی تجسم تحقق خواسته با درخواست کردن برایمان بسیار مشکل است

    هر آن چیزی که تصور کنیم:

    تحقق میابد

    اگر نمی توانیم تحقق خواسته های خود را با درخواست کردن در ذهنمان تجسم کنیم به این معناست که:

    باید بر روی باورها و افکار خود به شدت کار کنیم*

    همواره:

    ترس های واهی که بر آن غلبه کردیم را یادداشت کنیم:

    تا باور کنیم:

    ترس های ما توهمی است و با غلبه کردن بر آنها اتفاق خاصی برایمان رخ نداده و نمی دهد

    به هر میزان ترس هایی که بر آنها غلبه کردیم را به یاد بیاوریم:

    -بیشتر درک می کنیم ترس های کنونی ما نیز واهی هستند و

    -به ترس های کنونی خود می خندیم

    جملات زیر را تکمیل کنیم:

    اگر هرگز درخواست نکنم…

    اگر برای خود ارزش قائل باشم….

    اگر بر ترس هایم غلبه کنم….

    اگر مهم ترین آرزوهای خود را نادیده بگیرم…

    اگر باور می کردم آن چه را درخواست می کنم دریافت می کنم….

    درخواست کنونی من چیست؟

    درخواست های کوچک از دیگران:

    نتایج بسیار بزرگی برای ما به همراه دارد

    باید باور کنیم:

    -درخواست های ما پاسخ داده می شود

    Ask and it is given-

    -برای درخواست های خود سماجت به خرج دهیم

    -همه ی افراد از درخواست کردن می ترسند افراد شجاع در عین ترسیدن از دیگران درخواست می کنند

    -درخواست های ما از دیگران باید شفاف و واضح باشد

    -با درخواست کردن از دیگران نه تنها تحقیر نمی شویم بلکه افراد با روی باز برای ما زمان صرف کرده و خواسته های مان را اجابت می کنند

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    فرزانه سخنوری گفته:
    مدت عضویت: 1151 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    داستان هدایت یکی از زیباترین داستان‌هایی هست که شنیدش قلب را جلا میده و ایمان را می افزاید

    این دو فایل را تا به حال چند نوبت گوش دادم و هر دفعه از شنیدن آن لذت بردم خصوصا این دفعه که با تصویر مشاهده کردم به شدت به دلم نشست.

    بارها در حین دیدن و شنیدن داستان هدایت اشک تو چشمام جمع می شد و سعی می کردم قانون را در میان جملات استادم به خودم گوشزد کنم تا به خاطرم بمونه و ازش در زندگی استفاده کنم .

    به نظر من شیرین ترین و لذت بخش ترین قسمت توحید و توکل همون باور به هدایت و تسلیم شدن و سپردن کارها به خداست .

    شما هدایت را به اسون ترین و قابل فهم ترین حالت ممکن بیان کردین تا بشینه بر اعماق وجودمون.

    استاد عزیز این فایل ایمان را در وجود من زنده نگه می داره که برگی بی اذن خداوند از درخت فرو نمی افته.

    پس هدایت را در زندگی ام بشناسم و بپذیرم و به آن عمل کنم.

    این درس بزرگی بود که این روزها بهش نیاز داشتم تااز چیدمان وقایع اخیر بگردم و نظم و قانونش راپیداکنم .

    دوساله می خوام محل کارم را عوض کنم جایی که 7ساله اونجا مشغول هستم .بارها از اداره ازم خواستند جابجا بشم ولی من به شدت به اون نقطه جغرافیایی چسبیدم چون میترسم رها کنم و از منطقه امن خارج بشم .

    چون نزدیک خونمه ،به همکاران عادت کردم ، بافت منطقه را میشناسم .نیاز به طی مسیر طولانی تا محل کارم نیست و. …ولی تضادهایی که برمی خورم را عمدا نادیده می گیرم طوری که این تضادها باعث احساس بد در من میشه و احساس بد اتفاقات بد را رقم می زند .من با اصرار می خواستم در کویر برنج بکارم بااینکه من باید جای دیگه های باشم تا محصولم بار بده .

    خدایا شکرت از طریق این فایل بهم گفتی که هدایت رابپذیر و تسلیم باش ..عسی ان تکرهوا شی فهو خیر لکم و عسی ان تحبوا شی فهو شر لکم

    دیگه آروم و تسلیم هستم و منتظر نشونه هام تا منو هدایت کنه به محل کاری که امکان رشد بیشتر داشته باشم ‌‌

    بتونم از تخصص جدیدی که به دست آوردم استفاده کنم و از کارم لذت ببرم و به احساس خوب برسم ‌‌و طبق خواسته قلبی خودم دوره آموزشی برگزار کنم واز انجام کار مورد علاقه ام خوشنود و راضی باشم .

    چون این جایی که هستم شرایط مهیا نیست .

    پس اماده شنیدن و درک هدایت هستم با تمام وجود و عمل کردن به آن .

    امید آنکه خداوند مرا به مسیر درست راه کسانی که به آنها نعمت داده است هدایت فرماید .

    ..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1509 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    نکاتی که از شنیدن این فایل ارزشمند دریافت کردیم:

    -با بودن در مسیر درست نشانه های خداوند را به درستی درک و دریافت می کنیم

    -خداوند کارها را برای ما به سادگی انجام می دهد

    -خداوند همواره در حال هدایت ماست

    -با پیروی از هدایت های خداوند تجارب درک و فهم بسیار بیشتری نسبت به سایرین داریم

    -هدایت های الهی هر لحظه رخ داده و هر لحظه فراموش می شود

    -اغلب بسیار راحت هدایت های الهی را فراموش می کنیم

    -با پیروی از هدایت های خداوند بر دوش او می نشینیم

    -مورد لطف و رحمت الهی قرار گرفتن با ایجاد باورهایی است که در ذهن خود ساخته ایم

    -رحمت خداوند بی انتهاست به دلیل بودن در مدار نامناسب ان را دریافت نمی کنیم

    -با بودن در مدار مناسب خداوند افراد ایده ها شرایط موقعیت ها را به سمت ما هدایت می کند

    -به اندازه ای که قلب خود را باز کنیم به خداوند ایمان وباور داشته به او اعتماد کنیم هدایت های الهی را درک و دریافت می کنیم

    -اولین شرط برای دریافت هدایت پذیرفتن این قانون است که خداوند همواره با نشانه ها در حال هدایت ماست

    -ذهن ما با آوردن دلایل منطقی مانع دریافت الهامات الهی می شود

    -قلب ما هدایت های الهی را درک و دریافت می کند

    -ذهن منطقی خود را خاموش کرده و اجازه دهیم خداوند از طریق قلبمان ما را هدایت کند

    -با ایمان توکل و اعتماد به خداوند اجازه دهیم ما را هدایت کند

    -ما هیچ علمی به درست یا نادرست بودن انجام کارها نداریم تنها با پیروی از هدایت های خداوند در آینده متوجه می شویم انجام دادن برخی کارها که با هدایت الهی همراه بوده برای ما سود آور است

    -خداوند همواره ما را هدایت کرده و با ما صحبت می کند اما ما متوجه آن نمی شویم

    -قرآن کتابی است که حضرت محمد آن را شنید

    -هر فرد متناسب با باورها و افکار خود قرآن را درک و دریافت می کند

    -قرآن آگاهی کامل است به اندازه ی مدارمان درک و دریافت می شود

    -شغلی انتخاب کنیم که به بزرگ تر شدن ظرف وجودیمان نه فقط به کسب درآمد بیشتر منجر شود

    -تک بعدی نباشیم و نعمت ها را در تمام جنبه های زندگی خود بخواهیم

    -مهم ترین قانون که باعث رشد و پیشرفت در تمام حوزه ها و زمینه ها می شود قانون تمرکز است

    -مهم ترین قانونی که برای تحقق اهداف باید همواره در نظر داشته و طبق آن عمل کنیم قانون تکامل است

    -مهم ترین هدف و اولویت خود را آزادی در تمام جنبه ها قرار دهیم

    -تمام خواسته ها و اهداف ما محقق می شوند به شرطی که اجازه دهیم توسط خداوند هدایت شویم

    -خداوند از هزاران طریق ما را هدایت می کند

    -با داشتن باورهای مناسب حتی اگر دیگران قصد ضربه زدن به ما را داشته باشند به نفعمان تمام می شود

    -با توکل به خداوند خداوند برای ما کافی است

    -با باج دادن به افراد به خداوند شرک نورزیم

    -اتفاقات به ظاهر نامناسب با داشتن باورهای درست به نفع ما تمام می شود

    -خداوند که از جایگاه پایین ما را به سمت خود هدایت کرده اکنون هم می تواند با تغییر باورها ما را به جایگاه های بالاتر هدایت کند

    -با داشتن باورهای مناسب افراد شرایط ایده ها و موقعیت ها برای تحقق اهدافمان به سمت ما هدایت می شوند

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: