داستانی درباره هدایت الهی | قسمت 1 - صفحه 29 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

609 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    هاله ریاحی گفته:
    مدت عضویت: 2652 روز

    سلام استاد وقت شما بخیرو شادی

    این اتفاقی که در این فایل بهش اشاره کردید از نظر من به دو صورت قابل بررسی هست

    صورت اول

    اینکه ابتدا خانم شایسته درخواست اوردن این شوینده رو در ذهنشون داشتن ، و بعد اون اتفاق رخ داده که شوینده افتاده جلوی ماشین شما و بعد اوردیدش ،و سپس خانم شایسته پیام دادند که شوینده رو لطفا بیارید …

    صورت دوم

    شوینده افتاده بوده اونجا و شما برداشتید و اوردید و توی ذهنتون گفتید خوب حتما این که افتاده به این معناست که من باید این شوینده رو ببرم

    و این فکر شما باعث ارسال فرکانسی شده که بعدش خانم شایسته این فرکانس رو دریافت کردن و بعد به شما پیام دادن که این شوینده را لطفا بیارید .

    حالا باید این رو خانم شایسته بگن که حدودا چه ساعتی فکر اون شوینده رو داشتن ، و بعد از اون بوده که شوینده جلوی ماشین شما افتاده بوده یا قبل از اون

    در هر دو صورت کار کار فرکانس هاست

    ولی اینکه به چه صورت رخ داده هم جالب توجهه

    سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      هاله ریاحی گفته:
      مدت عضویت: 2652 روز

      صورت سوم که بعد با فکر کردن بهش رسیدم اینه که خداوند ، با وعده ان علینا للهدی که حقه ، خودش این اتفاقات رو براتون رقم زده باشه

      که این از باور قوی به خداوند ، نشات می گیره

      من اتفاقاتی که میفته سعی می کنم بررسی کنم پشت اون چه فرکانسهایی بوده و اینجوری درکم رو از قوانین بیشتر می کنم

      چون خیلی وقتها بوده ، قبلا ‌‌… هر نشانه و هر چیزی می دیدم گمان میکردم همه از طرف خداونده

      ولی بعدها دیدم ، نشانه ها در جهت افکار من هستن

      و به هر چیزی که توجه و فکر کنم ، نشانه ازش می بینم

      ولی بحث هدایت الهی از نشانه ها جداست

      این سه صورت که درباره این مساله نوشتم هم همینه

      دو مورد اول جهت دهی افکار و فرکانسهای خودتون میتونه باشه

      ولی صورت سوم هدایت خداونده

      که البته تو این مساله چون زیاد اهمیت نداره ، بررسیش مهم نیست اما خواستم کامنت من باشه تا اینم برای بقیه دوستانم یه اگاهی باشه که هر نشانه ای دیدن فکر نکنن همه از طرف خداونده

      تفاوت این دو تا یعنی نشانه ، و هدایت خداوند ، خیلی بما کمک می کنه تا مسیرای درست رو از اشتباه تشخیص بدیم

      تشکر

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    مهری گفته:
    مدت عضویت: 3006 روز

    سلام استاد

    بسیار لذت بردم از این قسمت

    استاد توحید من. چقدر این فایل شبیه محصولات بود چون توی محصولات که دارین صحبت میکنین انگار هم شما توی یه فضای خاص هستین وهم ما به نظر میاد که اون زمان توی یه فضای توحیدی خاصی قرار داریم

    استاد متشکرم از شما که من را بسوی خدا بسوی توحید وبسوی رستگاری رهنمون شدید

    چقدر این آگاهیهای ناب حالم را خوب می‌کنه

    چند بار مکالمه شما و آقای ابراهیم را گوش دادم ولذت بردم

    توی این فایل وفایل مکالمه ابراهیم ویکی از قسمت‌های کشف قوانین که در مورد این صحبت کردین که ما از اول خودمون خواستیم توی این مسیر زندگی قرار بگیریم

    نمی‌دونم چطوری بگم این سه قسمت برای من مثل جزیره هایی است که به هم وصل شدن ودار ن یه سرزمین پهناور را میسازن

    سپاس از شما وخدا قوت

    درنهایت سپاسگزارم از خدا که مسیر رسیدن به خودش را مهیا کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    پریسا خورسندی گفته:
    مدت عضویت: 2784 روز

    به نام خدا

    سلام استاد،سلام بچه های گل عباس منشی من الان که دارم این کامنت رو میذارم یکم شک دشتم ولی چون بعد از دیدن نصف فایل و دیدن هدایت های این چند روز خودم و هدایت های استاد در این فایل ایمانم بیشتر شد گفتم این هدایت خداوندم گوش بدم و کامنت بذارم،استاد یعنی قضیه ی مواد شوینده و هدایت شدن شما عالی بود چقدر کیف کردم و خوشحال شدم حتی هدایت به سمت اون دوستی که برای تمییزکاری پیش شما اومد چقدر خوب بود من هم بعد از یه وقفه ی چند ماهه ای که افتاد نزدیک چهارده روز پیش با فایل های رایگان ثروت هدایت شدم و عزمم رو جزم کردم که این بار با تعهدی پولادین تر شروع به کار کنم و واقعا هم شروع کردم و حس میکنم خیلی فرکانسم نسبت به قبل بالاتر رفته تو این چند روز با کار کردن با اراده روی باورهام و هدایت هایی که شدم خوابم خیلی تنظیم شده شب ها زود میخوابم و صبح ها خیلی زود بیدار میشم که مطمئنم این زود بیدار شدنمم کار خداوند هست که میگه وقتی تو حرکت کنی من هدایتت میکنم من این چند روز صبح های زود میرم پیاده روی و این چند روز در مسیر زیبای پیاده روی خیلی هدایت شدم و خیلی چیزای خوب و زیبایی تجربه کردم و اعتماد به نفسم خیلی بالاتر رفت ،تو همون دو روز اول من توی پارک وسط شهر واقعا باورم نمیشد ولی خداوند هدایتم کرد که از فلان مسیر برم و من یک روباه فوق العاده زیبارو برای اولین بار از فاصله ی خیلی نزدیک دیدم 😍😍😍که باورم نمیشد اخه وسط شهر اونم بین ادمایی که اومدن کنار رودخانه ی زاینده رود پیاده روی و ورزش خیلی کیف کردم خداروشکر کردم این چند وقت انقدر هدایت شدم چیزای زیبا دیدم که الان که دارم به یاد میارم واقعا حالم خوب میشه،تو مسیر پیاده روی به سمت زاینده رود به یک مسیری هدایت شدم که یه مادی بسیار زیبا هست با پر از خانه های لوکس و لاکچری در یک طرف و در طرف دیگش سنگ فرش برای پیاده روی با درختای انجیر و هلو و کاج و یه عالمه درخت زیبای دیگه و گلای رز داخل مادی و اب روان و زیبا خیلی حس خوب زیبایی در طی پیاده روی دارم،یکی دیگه از هدایتام وارد شدن به مسیری که بعد از بیست و پنج سال که هیچ شغلی نداشتم و کاری انجام نمیدادم میخوام شروع کنم به کسب درامد از راهی که خداوند بزرگ هدایتم کرد و میدونم با تکیه بهش خیلی میتونم موفق بشم و خیلی از هدایتای دیگه تو این مسیر تو طول این چهارده روز که اگه بخوام به یاد بیارم براتون بنویسم ممکنه ساعت ها طول بکشه و هدایت اخرم که تو فایل امشب از یکی از گفته های خداوند که از جانب استاد به من گفته شد که یه لحظه مبهوت شدم خدایا من با دیدن این فایل بیشتر به هدایت از جانب تو ایمان اوردم و سعی میکنم از این به بعد هر روز هدایت هایی که از جانب تو بهم میشه و بهش عمل میکنم رو بنویسم تا هر روز باور و ایمانم قوی تر بشه و مثل استاد عزیز این مسیر درست رو هر روز سریع تر و بهتر از دیروز طی کنم و در اخر الان طبق قول سه چهار روزه ای که به خودم خداوند دادم که طبق فایل استاد خوبم که با ابراهیم عزیز داشتن و گفتن همه چیز رو با قانون بسنجید دارم گفته های قران رو با قانون میسنجم معنی میکنم که اولین ایه ای که همین چند دقیقه پیش خوندم متحیر شدم از این همه هماهنگی گفتم برای شما هم بذارم شاید هدایتی هست از جانب خداوند برای همه ما:

    ایه ی 38 سوره ی بقره(گفتم که همگی از انجا پایین روید،پس اگر شما را از جانب من هدایتی امد،کسانی که از رهنمایی من پیروی کنند نه انها را ترسی باشد و نه اندوهی خواهند داشت)

    انشالله در پناه الله یکتا هر روز هدایت هایی که میشویم را درک کنیم و انجام دهیم تا نه ترسی داشته باشیم و نه اندوه و اظطرابی و در مسیر رو به جلو با شادی بیشتر حرکت کنیم و زودتر از بقیه ی انسان ها و مانند استاد عزیز و همه ی انسان های بزرگ که به هدایت ها گوش میدادند و عمل میکردند سریع تر به خواسته ها و اهدافمان با لذت و اسانی هدایت برسیم.😍😍😍😍😍😍😍

    دوست دار استاد و همه ی دوستای گلم پریسا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    مربی گفته:
    مدت عضویت: 2143 روز

    بنام خدای مهربان.

    سلام سلام.

    سلام به هر انکس که مرا میخواند.

    استاد واقعا دمت گرم و این روز ها این کارهایی که اواخر سال ۹۸ و در سال ۹۹ انجام میدی رو خیلی خوب انگار دارم درک میکنم، همیشه میشنوم که در صحبتهاتون میگید که حالا این نتایج که چیزی نیست ۵ سال دیگه و یا ده سال دیگه خدا میدونه نتایج چقدر بزرگتر میخواد باشه و این اواخر با اپدیت دوره ها و ساختن سریال زندگی در بهشت و این فایلهایی که واقعا بسیار بسیار ریزبینانه و عالی توضیح میدید مفاهیم رو، خیلی خوب درک میکنم منظورتون از اینکه این نتایج هر روز بزرگتر و بزرگتر خواهد بود چیه؟

    و خدا میدونه نتیجه همین کارهای چند ماهه اخیر چه خواهد بود.

    از شروع سال ۹۹ سعی کردم که سکان زندگیم رو روی هدایت الله بزارم و هدایتی در مسیر ثروت قدم بردارم و در اردیبهشت بهم الهام شد که دوره ثروت ۱ رو شرکت کنم و اونقدر اون الهام صریح تکان دهنده بود که روی تخت خواب بودم و یهو پریدم و گفتم احسنت افرین اره همینه باید باورهام رو در زمینه ثروت از ریشه تغییر بدم و کار درست همینه و خداروشکر میکنم که تونستم به الهاماتم عمل کنم و الان بینهایت بیشتر راضی هستم و تا حالا هر روز سعی کردم که کمتر خودم وارد عمل بشم و سعی کنم اطمینان کنم و هدایتی پیش برم حتی برای سیم شارژر گوشی و میبینم که هدایتی زندگی کردن چقدر لذت بخشه و این روزها سر یک سری مسائل نجواها داشتن قدرت میگرفتن و ذهنم درگیر بود که کار درستیه که هیچ تقلایی نمیکنم و دارم از زندگی با خیال راحت لذت میبرم و هر اتفاقی رو میخوام رقم بزنم نمیگم که حتما باید بشه میگم من در مسیرش حرکت میکنم اگر خدا بخواهد و در مشیتش باشم برام اتفاق میفته و اگر هم نه که حتما بهتر از ان در انتطارمه و در این مدت که سریال زندگی در بهشت نبوده فایلهای توحید عملی ۶، قسمت سوم درامد خود را در عرض یک سال ۳ برابر کنید و ۱۰ درس از البرت انیشتین و بهترین شیوه کنترل ذهن و مکالمه فوق العاده با ابراهیم عزیز و…

    خیلی بهم درک بهتری برای ارتباط با نیرویی که ما خدا مینامیم داده و بیشتر ازش میپرسم حالا چطور؟ از این ساده تر چطور؟ باور پذیر کردن این موضوع چطور و ….

    و سکان زندگی رو بدستش سپردم و این فایل شما تیر خلاص بود انگار برای سرکوب نجواها تا با ذهن باز تری و با ارامش بیشتری روی خودم کار کنم و بتونم به خودم و خدای خودم اعتماد کنم که البته فایل چرا ترامپ رئیس جمهور امریکا شد خیلی عالی توضیح دادید بحث فوقالعاده عزت نفس و خود باوری رو و نگاه توحیدی به جهان داشتن رو و کلا این روزها احساس میکنم من سالها به دنبال دزک و عمل به همین موضوع بودم.

    سالها از برنامه های شما بیشتر و مهمتر از پول و رابطه عالی و سلامتی و خوشبختی و همه چیز میگفتم من از فایلها و دوره های استاد عباس منش و دنبال کردن برنامه های ایشون فقط میخوام یاد بگیرم که چطور به خودش متصل باشم. چطور به نیرویی وصل باشم که هدایت من رو برعهده گرفته و حامی منه.

    همیشه میگفتم و میگم که استاد عباس منش عالیه اما اگر زمانی استاد به هر دلیلی نخواست این مسیر رو ادامه بده من باید یاد بگیرم که چطور به خودش تکیه کنم و اجازه بدم که هدایتگرم باشه، مگه استاد عباس منش هدایت خداوند چه چیزی بوده که بهش کمک کرده و راه رو نشونش داده و هنوزم نشونش میده. گاها میخوام براتون ایمیل بزنم و یا کامنت بزارم که استاد من بشدت به روانشناسی ثروت الان اجتیاج دارم لطفا جلسه ها رو زود تر اماده کنید اما ذهنم رو کنترل میکنم و میگم استاد وقتی حسش بهش بگه فایلی رو ظبط میکنه و دوم اینکه اصلا شاید استاد نخواد بقیه دوره رو ابدیت کنه آیا اگر استاد عباس منش نباشه خدا نمیتونه از جایی دیگه باورهای من رو تقویت کنه و دیدگاهم رو به ثروت تغییر بده و این باعث میشه که تسلیمش باشم و یاد بگیرم که از همینجا شروع کنم به تسلیم بودن خداوند، شروع کنم به عجله نکردن و حرص نزدن و طمع نورزیدن و ترس نداشتن از آینده. شروع کنم به توکل کردن و احساس یقین به الخیر فی ما وقع داشتن.

    زمانی که گفتید من همه چیز رو جمع کرده بودم و فقط سایت رو داشتم و اونم اینجوری مسدود شده بود و شما تونستید که ذهنتون رو کنترل کنید و توکل کنید و بگید عدو سبب خیر اگر خدا بخواهد اونم برای کسی که صدها میلیون هزینه کرده برای ثروت ساختن و به یکباره ادامه نمیده و رها میکنه و مسیر رو تغییر میده، میتونم بفهمم که نجواها چی میگن، میتونم بفهمم که چطور حمله میکنند و اون موقع کنترل ذهن خیلی سخته واقعا.

    شما در تمام محصولات میگید که من ساده به موفقیتهام رسیدم اما ساده از لحاظ کار فیزیکی و تقلا نزدن و زور نزدن منظورتونه که خداوند کارها رو انجام میده اما برای دریافت همین هدایت ها و حمایت از سمت خداوند واقعا سخت ترین کار دنیا رو که عده بسیار بسیار کمی مثل استیو جابز و ایلان ماسک و افراد موفق دیگه انجام میدن رو انجام میدید که این نتایجشه.

    این تفاوته نتایج برای کنترل ذهن در این روزهاست و تغییر هاست سایت از ایران به امریکا بعد از اون کنترل ذهن اتفاق افتاد و این نتیجه که معجزه وار بوده به خاطر تسلیم بودن شما و اطمینان به ربوبیت الله بوده.

    امشب با دوستانم کافه بودیم و برای اولین بار در زندگیم یک مسابقه فوتبال رو از اول تا اخر نگاه کردم اخه به فوتبال هیچ گونه علاقه ای ندارم اما چون منفی هم نیست امروز نگاه کردم و به قول دوستان دربی هم بود.

    وقتی بازی به پنالتی کشیده شد و پرسپولیس توپ اول رو خراب کرد و نتونستن ذهنشون کنترل کنند باعث شد که توپهای بعدی رو مخصوصا ضربه اخری رو اون سیاهه اصلا زد ۵۰ متر بالای تیر دروازه و یاد فوتبال بچگیهام اوفتادم و گفتم این ضربه اشتباه تنها دلیلش عدم کنترل ذهن این فرده که نتونسته ذهنش رو کنترل کنه که اینجوری خراب کرد.

    و به نظرم یکی از مهمترین دلایلی که شما میتونید خیلی عالی به الهام قلبی گوش کنید اینه که اگاهانه کانون توجه و تمرکزتون رو کنترل میکنید و ورودی ها بشدت اگاهانه است و اگر شما مدام با کسی باشید که عوامل خوشبختی و موفقیت رو چیزهایی دیگه بدونند خیلی سخت تر میشه این دریافته. امشب من فهمیدم که بهترین کار رو میکنم که اگاهانه ورودی هام رو کنترل میکنم و هدفمند کانون توجه و تمرکز رو معطوف میکنم که نتیجه اش احساس خوب بیشتر و پیوسته و کنترل ذهن ساده تر و ایمان بیشتر و استفاده بیشتری از هدایت الله.

    خداروشکر واقعا.

    اونقدر اتفاقات به قول شما استاد اتفاقاتی که هدایتیه و خداوند داره ما رو هدایت میکنه زیاده که به قول ابراهیم عزیز من دیگه به معجزات خداوند عادت دارم و هر چقدر بیشتر برای خودم مرورش میکنم و بیاد میارم و سپاسگذاری میکنم احساس فوق العاده تری دارم و چرخ زندگیم روان تر میشه.

    بینهایت سپاسگذار خداوندم و استاد عزیزم واقعا تحسینتون میکنم و واقعا لایق تحسین هستید.

    به خدا میسپارمتون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      زلیخا جهانگیری⁦ گفته:
      مدت عضویت: 2521 روز

      آیا اگر استاد عباس منش نباشه خدا نمیتونه از جایی دیگه باورهای من رو تقویت کنه؟

      سلام دوست عزیز

      چقدر خوب گفتید این جمله رو و چقدر قشنگ کنترل می کنید ذهنتون رو…

      منم تا چندی قبل در ذهنم اصرار می ورزیدم برای خرید دوره های استاد و البته شرایطش رو هم ندارم…

      تا اینکه مدتی پیش از اعماق وجودم هدایت خداوند رو دریافت کردم، که خداوند منبع آگاهی هاست…

      اگر من ظرف وجودم آماده دریافت آگاهی باشه از بی نهایت طریق دریافت می کنم. اگر آمادش نباشم، کل محصولات رو هم داشته باشم بازهم نمی تونم نتیجه ی مد نظرمو بگیرم. و از اصرار ورزیدن در دلم و منتظر بودن که کی می تونم بخرم و وارد دوره بشم رها شدم…

      و اینقدر این فایل های رایگان و کامنت های دوستان اگاهی داره که واقعا احساس می کنم به قول مریم جان اینجا یه گنجه دست نخوردست و سالها طول می کشه تا همین آگاهی های فایل های بی نظیر رایگان رو دریافت کنم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    زلیخا جهانگیری⁦ گفته:
    مدت عضویت: 2521 روز

    سلام استاد

    روزگارتون خوش تر و شادتر

    استاد اگر مقدوره براتون در مورد ارتباط با خدا و توحید بیشتر برامون فایل بزارید. من در یک سردرگمی هستم و نمیتونم تفکیک کنم درست و غلط رو. از زمانی که در این مسیر هستم بین آموخته هام و احساسم، بین ایمان قلبی یا نجوای ذهنی سردرگم شدم. سردرگمی بین متکی به خود یا خدا.

    توضیح بدهم کمی: استاد من در گذشته زمان هایی که به خودم متکی بودم، اینقدر خیالم راحت بود برای بدست آوردن خواسته ام که ناخودآگاه حالم عالی بود و رهای رها بودم، یعنی ذره ای نگرانی یا استرس نداشتم. و آن خواسته هم اجابت میشد. مثل داشتن شغل: که خیالم راحت بود که پیدا می کنم و در سه برهه از زندگیم هم به راحتی، بدون هیچ گونه سابقه کاری یا پارتی استخدام شدم.

    زمانی که قصد شرکت در کنکور را داشتم، با اینکه بسیاری از مباحث رو نرسیدم بخونم بازم در دانشگاه دولتی(روزانه) قبول شدم.

    زمانیکه میخواستم ازدواج کنم. همسرم با اینکه غریبه بودن و شناختی نداشتم ولی قلبم می گفت ایشون همونی هستن که من می خوام.

    و خیلی از مواقع دیگه…

    میدونید استاد، اون احساس ایمان به خودم اون باور قلبی و قوی، اونا باعث همون نتایجی بودن که من میخوام. الان با صحبت های شما در تمام فایل ها، به وضوح درک می کنم و میفهمم که باید مثل اون شرایط ایمان داشته باشم که من میتونم.

    – سواله من آیا متکی به خود بودن شرک نیست؟

    – سوال، مگر خدا در درون من نیست، آیا متکی به خود بودن همان متکی به خدای درونم میشود؟

    درحال حاضر زمانهایی که میخوام کاری کنم و در دلم خدارو درنظر بگیرم و بهش متکی بشم، اصلا این توکل درونی نیست. ذره ای از اون حسی که در مثالها گفتم رو ندارم. خیلی تلاش می کنم داشته باشم ولی نیست… و این احساس نکردن خداوند باعث نگرانی و استرس و در پی اون نداشتن حال خوب و در ادامه نرسیدن یا دیر رسیدن یا با نارضایتی رسیدن به خواسته ام میشه…

    و از اونجایی که نمیدونم شرکه یا نه، سعی کردم متکی به خود(ایمان به خودم) رو در ذهنم نیارم و اعتبارش رو بدم به خداوند.

    و بازهم از طرف دیگه نتایجم پدیدار نمیشه مثل اون موقع ها. (درحال حاضر کاملا متعهدانه و روزانه کار می کنم روی خودم)

    به خودم میگم طبق اصلی که شما تدریس می کنید، اون موقع ها من همون حالات رو داشتم، پس آیا آنها درست است که نتیجه هم می گرفتم؟

    یه جورایی دوطرف قضیه رو هم ندارم. اصلا نمی تونم اونطور که باید خداوند رو احساس کنم چه برسه ایمان بیارم. (البته چندباری خیلی خیلی واضح هدایتم کرده و خودم مبهوت شدم، منظورم اون ایمان دائمی و غالب ذهنم باشه نیست.)

    اول از همه از خدای بزرگ می خوام که هدایتم کنه، آگاهم کنه تا به درک درستی برسم.

    یکی از خواسته های من شرکت در دوره دوازده قدم است که به محض فراهم شدن شرایطش بدون شک تهیه خواهم کرد. به یادآوردم قانون درخواست رو، و تصمیم گرفتم درخواست کنم که در این زمینه و برطرف کردن چنین سردرگمی ها برامون فایل رایگان بزارید استاد.

    و از بقیه ی اعضای این خانواده ی دوست داشتنی هم درخواست می کنم اگر جوابی دارند که به من کمک می کنه، ممنون میشم کامنت کنید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      زلیخا جهانگیری⁦ گفته:
      مدت عضویت: 2521 روز

      این کامنت مثل یک چکاب فرکانسی بود برام…

      چقدر نسبت به سه ماه قبل فرق کردم…چقدر آروم شدم، چقدر بهتر تونستم درک کنم آموزه های استاد رو…

      چقدر قلبم آرام شده، چقدر ظرف وجودم بزرگتر شده…واقعا اگر این نوشته ها نباشه، شاید اینقدر واضح نباشه تا متوجه میزان تغییرمون در این مسیر بشیم…به قول استاد هیچ ربطی به گذشته ام ندارم… شخصیته الان من هیچ ربطی به اون شخصی که این کامنتو نوشته نداره…

      داشتم کل کامنت هارو می خوندم رسیدم به کامنت خودم، وقتی نوشته هام رو می خوندم خندم گرفته بود، از اینکه آیا واقعا من اینارو نوشتم؟ واقعا من یه روزی این حالو داشتم؟

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      زلیخا جهانگیری⁦ گفته:
      مدت عضویت: 2521 روز

      سلام استاد

      روزتون بخیر

      به درکی در مورد کامنت قبلیم رسیدم که برای اینکه ردپایی از خودم به جای بزارم می نویسم. هر زمان که سوالمو اینجا مطرح می کنم خداوند از بی نهایت طریق راهنمایی و آگاهم می کنه. اینم یکی از اون سوالات بود. برای درک بیشتر خودم و بقیه دوستانی که چنین شرایطی ممکنه داشته باشن، مینویسم.

      استاد ببینید من درست متوجه اصل قانونی که تدریس می کنید شدم؟

      مثال در مورد استخدام شدن(یا راه اندازی کسب و کار شخصی) میزنم. ولی در همه چیز این قانون صدق می کنه.

      1- قانون 1: ما باید اقدام عملی انجام دهیم، مثلا بریم آگهی های روزنامه رو چک کنیم. در عین حال خاطر جمع باشیم که بالاخره شغل مورد نظرمون رو بدست میاریم. هر دو طرف قضیه مارو به خواستمون میرسونه. مثلا ممکنه کسی با برداشت اشتباه قانون جذب، نره و آگهی چک نکنه. یا یکی میره چک می کنه ولی ذهنیتش اینه که باید سابقه کار یا پارتی داشت تا به شغل مورد نظر رسید.

      و شما در تمام فایلهاتون یاد میدید که با هردوی اینها باهم خواسته برآورده میشه. و اسم قسمت دوم رو گذاشتید جهان یا خدا.

      من—-› هر دو طرف قضیه رو داشتم، ولی اسم هر دو قسمت تکیه بر توانایی خودم بود.

      2- قانون 2: شرک نورزیم: قدرت رو به پارتی و سابقه کار و مدرک ندیم و قدرت رو بدیم به خدا.

      من—› در این مورد هم من شرک نداشتم، اگر کسی از پارتی و سابقه کار و مدرک صحبت می کرد من اصلا نمیشنیدم و اینقدر ایمانم به خودم زیاد بود که حرف اونارو قبول نداشتم. پس شرک هم نداشتم.

      3- قانون 3: همیشه سعی کنیم حالمون رو خوب نگه داریم.

      من—› اینم همیشه در تلاشش بودم. هر وقت مشاجره یا ناخواسته ای برام پیش می اومد میرقصیدم تا یادم بره و یا حتی بعد از فوت مادرم خیلی زود در یک باشگاه کلاس شاد ثبت نام کردم تا غصه نخورم.

      4-قانون4: نگاه پاک و عاشقانه به دنیا و آدم ها و اطرافیانمون داشته باشیم، خصلتهای نیک رو در خودمون پرورش بدیم. از صفات یا کردار ناپسند و خبیثانه دوری کنیم و اینجور چیزها…

      من—› این یک اصل بود در زندگی من و همیشه سعی می کردم رعایت کنم.

      5-قانون5: خودمون رو مسئول اتفاقات وشرایطی بدونیم که برامون پیش اومده.

      استاد باورتون میشه من همیشه اینطوری بودم، مثلا اگر یه بی احترامی از کسی می دیدم، خب قانون رو بلد نبودم تا بدونم در درون خودم بوده ولی همیشه و همیشه میگشتم میدیدم آیا من قدرت یا توانایی اینو داشتم که نزارم این بی احترامی به من صورت بگیره؟ و میدیدم آره مثلا اگر من سکوت می کردم فلانی اون جواب رو نمیداد یا اگر من نمیرفتم اصلا حرفی نمیشنیدم. و در آخر میرسیدم به خودم که اگر من یجور دیگه حرکت می کردم این عکس العمل رو نمیدیدم. هیچ وقت نگفتم تقصیر طرف مقابلم بود چون میدم که من بی تاثیر نبودم.

      6-قانون6: خواسته هامونو بزرگ کنیم: با اینکه چه الان چه در گذشته زندگی نسبتا خوبی داشتم و دارم ولی همیشه بیشتر می خواستم چه در روابط چه ثروت چه سلامتی. الان که به این قوانین آگاه شدم و میدونم این کار درست هستش. در اطرافیانم می بینم اصلا هدفی دنبال نمی کنن و به اونی که هستن قانع هستن. من که همین الانشم، شرایط بهتر از اونا دارم بازم به دنبال بهتر شدن هستم.

      7- قانون7: انتظار از دیگران نداشته باشیم، خودمون باشیم و خدای خودمون. به دیگران وابسته نباشیم.

      قبلا اینطوری بودم، به خودم متکی بودم از وقتی با برنامه های شما آشنا شدم، همون وابستگی یا انتظار از دیگران رو ندارم ولی یجورایی همش از جهان انتظار دارم تا خواسته ام رو نمایان کنه و چون نمایان نمیشه یا دیر میشه، حالمو بد میکنه. مثل راه اندازی سایتم، قبلا با جدیت بیشتر روی سایتی که راه اندازی کردم کار میکردم، چون خودم بودم خودم. الان به گمراهی آشکار گرفتار شده بودم، یه ذره روی سایت کار می کردم و منتظر بودم جهان مشتری بیاره. و از مشتری خبری نبود و سست می شدم. و دقت کردم دیدم باید، مثل قبل با تکیه بر توانایی های خودم باید کار کنم.

      8- قانون8: اهدافمون رو با جدیت ادامه بدیم و امیدوار باشیم. در این مورد هم یک خصلت واضح که تمام دوستان و اطرافیانم ازم یاد می کنن، اراده ی پولادینم هستش. همیشه هر کاری میخواستم انجام بدم اصلا ناامید نمیشدم یا تنبلی نمی کردم.

      تمام اینهایی که گفتم درمورد خودم، شاید بصورت صد در صد یا کامل انجام نمیدادم، ولی بالای پنجاه درصد اونطوری بودم و هستم. یعنی 70 یا 60 درصد.

      و از وقتی با برنامه های شما آشنا شدم، و انتظارم از جهان بالا رفت و اون متکی بودن به خودم رو کاهش دادم. و از دیشب که این سوالو نوشتم، ذهنم دنبال جواب بود و امروز صبح که داشتم یکی از فایلهاتون رو نت برداری می کردم، احساس کردم، اون خصلتهایی که داشتم، درست بوده. اشتباه نبوده. چون نتیجه اش چیزاییه که شما میگید باید بهش برسیم. قراره من کاملتر بشم. قراره کاملتر بشم که به این مسیر هدایت شدم. قراره علاوه بر متکی بودن به خودم، خداوند رو درک کنم. قراره اون 70 یا 60درصد رو افزایش بدم. و آگاه تر به قوانین عمل کنم.

      حتی استاد، در مورد ارتباط با خدا، با اینکه خانواده ی مذهبی دارم، ولی هیچ وقت از درون نتونستم طبق گفته ی خانوادم یا جامعه، با خدا ارتباط بگیرم. اون احادیث جعلی یا اون طرز خدایی بودن رو نمیپذیرفتم.

      و یه مسئله ی دیگه که وجود داشت این بودم که: من وقتی داستان هدایت دوستان رو میخوندم، خیلی از دوستان هستند که از شرایط خیلی سخت یا قعرچاه با گروه تحقیقاتی آشنا شده بود. ولی من اون شرایط رو نداشتم. و واقعا این سوال توی ذهنم بود که من چرا با این مباحث آشنا شدم. ولی الان متوجه شدم که با این مباحث هم مدار بودم و هستم. (حتی قانون جذب رو هم قبول داشتم، ایمان نداشتم ولی ردش هم نمی کردم)چون این سبکی بودم و هر روز برای رشد خودم یا بهبود شرایطم تلاش می کردم، و این خواسته ها در من شدید بود، به این مسیر هدایت شدم. هدایت شدم تا کاملتر بشم.

      این جمله رو خیلی شنیدم که انسان از خودش به خدا میرسه، از خودشناسی به خداشناسی میرسه. من در طی این سی سال زندگی، تقریبا به شناخت خوبی به خودم رسیدم. اومدم اینجا که به خدابرسم. با اینکه تا الان خیلی موفق تر بودم و چندین بار تونستم الهام خداوند رو به وضوح دریافت کنم ولی بیشتر و واضح تر می خوام. ارتباط دائمی می خوام.

      این سردرگمی من در این یکسال و نیم همراهی با شما هم از این نشات گرفته بود که من شناخت خودم رو نادیده گرفتم و سعی کردم خودم رو از پایه بسازم. ولی الان که قوانین رو بهتر درک کردم و به یادآوردم خیلی چیزهارو، دیدم من اونطوری که شما آموزش میدید، بودم، فقط باید بهترش کنم، گسترش بدم خودمو. نه اینکه وجود خوب شکل گرفته ی خودمو خراب کنم.

      قرار نیست همه ی ما که در این سایت هستیم یکی باشیم، شاید یک نفر وجود شکل گرفته اش نامناسب بود و خیلی با آموزه های شما متفاوت باشه و اون شخص نیازه، همه چی رو از اول بسازه. اما در مورد من اینطور نبود. حداقل درکی که تا اینجا رسیدم این هسش.

      قبلا چون ناخودآگاه اون خصلت هارو داشتم یا ناخودآگاه از قانون استفاده می کردم، نمیدونستم فرمول چیه، طبق اون فرمول به بقیه خواسته ها هم برسم.

      الان اینجام تا یاد بگیرم. بزرگتر بشم. نشانه و الهامات و هدایت های خداوند رو ببینم و تجربه کنم. اصل گفته های قران رو از فرعش تشخیص بدم. افکار و باورهای اشتباهی که جامعه به عنوان عذاب وجدان در وجودم کاشته رو کنار بزارم. بتونم خودمو ببخشم. بتونم راه و رسم سرحال و شادمانه زندگی کردن رو ازبر بشم. از طریق فایل ها شما جهان رو ببینم. اینجام تا یاد بگیرم وقتی رفتار ناخواسته دیدم، تفکر کنم و ریشه ی اون رو توی وجودم پیدا کنم. یاد بگیرم خودمو سرزنش نکنم. اصل گمشده ی خودمو در این مسیر پیدا کردم. اعتماد به نفس و عزت نفس من در این مسیر داره روز به روز بهتر میشه.

      اگر قبلا با متکی بودن به خودم، باور داشتم قادرم مثلا ماهی صدمیلیون پول بسازم، الان یاد گرفتم چرا صد میلیون؟ چرا بیشتر نه؟ چرا میلیاردی نه؟

      در روابط این باور رو داشتم هیچ کس کامل نیست و اگر همسرم برخی مواقع طبق میل من رفتار نمی کرد، میپذیرفتم که دیگه نمیشه کاری کرد، اما الان یاد گرفتم چرا!! میشه کاری کرد، میشه کاری کرد که همه چی طبق میل من پیش بره. اگر قبلا میخواستم اطرافیانم رو تغییر بدم، الان یاد گرفتم که اینکار بیهودست و انرژی منو تحلیل میده، فقط کافیه خودمو تغییر بدم. یاد می گیرم شرک های خفی در وجودم رو شناسایی و سعی در رفعشون داشته باشم. اگر قبلا ترس و احساس عدم امنیت داشتم در جامعه، و فکر می کردم همینه که هست. الان یاد گرفتم چرا میشه کاری کرد. زمانیکه من احساس قدرت رو در درون خودم تقویت کنم، اصلا به عنوان قربانی نخواهم بود. اگر من خودمو تغییر بدم و اون شخص مظلوم نباشم، قطعا در مدار ظالم قرار نمی گیرم. یاد گرفتم تلویزیون و این جور چیزها را برای همیشه کنار بزارم. و…و…و خیلی خیلی چیزها یاد گرفتم و باید بیشتر یاد بگیرم و عمل کنم.

      منتظر هدایت بیشتر و مداوم تر الله هستم. منتظر کسب آگاهی که چطور اجازه بدم تا هدایت الله شامل حالم بشه. دارم سعی می کنم که به نداهای درونم عمل می کنم. شاید اینطوری بتونم هدایت بیشتری دریافت کنم. و خیلی نیاز دارم تا بتونم تفکیک کنم نجواهای ذهنم رو با هدایت خداوند. مخصوصا مواردی که احساس عادی یا خنثی در هر دو صدا دارم.(احساس بد یا خوب نیست، احساس کاملا خنثی)

      استاد ممنونم که این بستر رو فراهم کردید تا اینقدر لذت بخش و رضایت بخش لحظات خوب تجربه کنیم و خودمون رو گسترش بدیم. شادی و راحتی و ثروت بیشتری رو از صمیم قلب براتون آرزو می کنم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    وحید رضوی نسب گفته:
    مدت عضویت: 2425 روز

    سلام استاد عزیزم واقعا سپاسگزارم از شما و محبت شما و از شما خیلی سپاسگزارم خیلی تو زندگیم تاثیر گذاشتین در زندگیم

    از شما درخواست دارم که این داستان هدایت الهی رو ادامه بدین واقعا من از شما درخواست میکنم این کار رو بکنین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    مهری گفته:
    مدت عضویت: 2675 روز

    سلام استاد عزیزم

    چقدر امشب به شنیدن این برنامه نیاز داشتم. یه مسأله ای دارم که نیاز به هدایت الهی داره ماجرا اینطوریه که من توی دانشگاه که بودم یک استاد خیلی خوبی داشتم که همیشه در مورد درس و مسائل علمی ازش کمک می گرفتم. خیلی استاد خوب و دوست داشتنی بود و البته هست ولی مدتی هست که کلا علاقه به ارتباط با هیچ دانشجویی نداره و من هر چه که بهش زنگ زدم و پیام دادم هیچ جوابی نداد. خیلی ناراحت شدم از دست خودم و اینکه چرا عزت نفس من اینقدر کمه که اینطوری باید با حالت ملتمسانه با استاد حرف بزنم و ایشون توجهی نکنه البته می دونم که هیچ وظیفه ای نداره که جواب من را بده ولی داشتم فکر می کردم بعد از این اگه توی درس مشکلی داشتم از چه کسی کمک بگیرم. این برنامه هدایت خداوند خیلی بهم کمک کرد و آرامش داد. حالا همه چیز را به خدا می سپارم تا هدایتم کنه خداوند حتماً اساتید خوب دیگه ای را سر راه من قرار خواهد داد

    از شما بسیار ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    best گفته:
    مدت عضویت: 2188 روز

    سلام بهترین داستانی که توی کل زندگی ام شنیدم بود احساس میکنم از مغزم تشعشع صادر میشه، لطفا هر چه سریعتر قسمت بعدی اش را بگذارید با تشکر ازشما استاد عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 2349 روز

    یه حسی بهم گفت نظراتمو در مورد این فایل هدایت الهی قسمت اول بگم و دوست دارم باهم ریشه ای به موضوع هدایت نگاه کنیم:

    .

    شاید عباسمنش فکر میکنه این اتفاقاتی که براش میوفته و باعث میشه بیاد فایلی بنام داستان با موضوع ” هدایت الهی” رو ضبط و پخش کنه و فقط به خود عباسمنش ربط داره ، ولی بنظرم خداوند نگاه چند جانبه داره به موضوعات سایت . خدا از طریق یک مایع دسشویی این جرقه رو درون عباسمنش میزنه که این فایل رو ضبط کنه به این خاطر که خداوند قصد داره از طریق عباسمنش جواب مقاومت های ذهن من ، ذهن بعضی از کاربران دیگر رو بده ‌و این فایل دقیقاً مصادف با روزی بود که خدا از من درخواست “غیر منطقی” داشت. و با این فایل من رو نرم کرد و خیلی چیزارو بیادم اورد ، همینطور که در فصل ۵ کتاب رویاهایی که رویا نیستند عباسمنش درون چادر مقاومت داشت و خدا یک سری موضوعات بیادش اورد و همین داستان ها حرکتی برای پاهای عباس منش شدن و اونو از چادر بردن بیرون

    .

    .

    مشکل ما اینه که فراموش کاریم، فراموش کاریم . و این هم قشنگی های خودش رو داره دوست دارم در زیر این پست آگاهی های رو با شما در میون بزارم که به من رسید.. یادتان باشد آگاهی و احساس خوب دوستان شما هستند و احساس گناه و ترس دشمنان یگانه شما هستند

    .

    اگر میخواهید به جریان” هدایت الهی ” متصل بشید همینطور که یوسف ، ذو القرنین ، سلیمان ، عباسمنش متصل شدند .. نشستن یک گوشه و تلقین خالی و کتاب خوندن و تلاش طبق الگوهای گذشته کافی نیست ؛ کنترل ذهن کافی نیست بلکه باید یه سری تصمیمات رو به مرحله عمل برسونید که به این جریان هدایت متصل شوید.

    .

    .

    توی قران اگر کلمه ” مکنا ” رو سرچ کنید میبینید برای ، یوسف ، کوروش کبیر ، سلیمان اومده این ها کسانی هستند که همه چیزشون رو دادند به معنای واقعی کلمه و خداوند هم در مقابلش همه چیزش رو بهشون داد

    .

    اگر همه چیز رو میخوای باید همه چیز رو بزاری این یک قانون

    .

    🚫باید روابط دوستانتون

    🚫باید روابط عاشقنتون

    🚫باید مکان هایی که شب نشینی میرید

    🚫باید دلبستگی هاتون

    🛇باید اون رفیق پایتون

    🚫باید اون چیزهایی که باهاشون خودتون رو گول میزنید و خودتون توجیه میکنید

    🚫باید شغلتون که اونه تنها راه زندگی میدونید

    🚫آداب رسوم و سنت های قومی و ملیتی

    🛇باید اون خرت و پرت ها مثل پس انداز و اشیاء که دور خودت جمع کردید و اونها رو دلیل امنیتت میدونی

    🚫همون چیزهایی که سنگشون رو به سینه میزنی

    🚫باید اهداف دور و درازتون که همه از روی هوس

    هستند

    🚫باید اون علم و دانشو جایگاهی که پزشو میدین

    🛇و در آخر و مهمتر از همه باید خانوادتون و پدر و مادرتون

    .

    این هایی که نام بردم بزرگترین پاشنه آشیل هر انسانی هستند. این دلبستگی ها مثل یک جوش پر از چرک درون ذهن انسان ها هستند، این ها پیش زمینه هایی هستند که به ما اجازه میدهند ” شرک ” بورزیم.

    .

    و از یکتا پرستی که تنها راه عبور از تمام محدودیت هامون هست رو ازش غافل بشیم و به صورت ناخواداگاه بجای اینکه روی خدا و درونمون و فرکانس هامون حساب کنیم روی دنیای بیرون و ادم ها و اشیاء حساب کنیم

    .

    این پاشنه اشیل ها رو اگر ویران کردی به رهایی میرسی و روحت رو پرواز میدی ، به قول قرآن آیه ۱۵۵ بقره “بشر الصابرین”

    .

    وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ

    .

    .

    یوسف همه پاشنه های اشیلش رو داد

    کوروش کبیر همه پاشنه های اشیلش رو داد

    سلیمان همه پاشنه های آشیلش رو داد

    عباسمنشِ دوس داشتنی هم پاشنه های اشیلش رو داد

    .

    اگر پاشنه آشیلت یا بقولی پُل های پشت سرت رو ویران کردی خیلی مورد ملامت دیگران و اطرافیانت قرار میگیری خیلی زیاد ، خیلی زیاد ، و در این مواقع کنترل ذهن کار سختیه ، احساس گناه و ترس و اطرافیانت بهت حمله میکنن در این لحظه باید یادت بمونه که فرکانس های دیگران روی زندگیت تاثیری نداره ، ولی اگر استقامت بورزی به قول قران وارد مدار ” بشر الصابرین ” میشی.

    .

    👑و خوش بحالت و خوش بحالت👑

    .

    اگر این پاشنه های اشیل رو با دست های خودت و با اراده خودت نابود و ویران نکردی از خدا توقع نداشته باش که به تو بال برای پرواز بده .. خدا امادس همیشه امادس از ازل تا ابد که بال برای پرواز بهت بده ولی باید پاشنه های اشیلت رو نابود کنی. مارو از بچگی ترسو بار آوردن ولی وقتشه تمام غُل زنجیرها رو از گردنمون در بیاریم و زندگی و خدا و عشق رو تجربه کنیم

    .

    .

    بعد از اینکه پاشنه های آشیلت رو نابود کردی بعدش به خدا میگی من ” تسلیم” امر تو هستم .. هیچی نخوا ، هیچ چیز طلب نکن ، فقط و فقط از خدا یک چیز بخوا :

    .

    بگو خدایا کمکم کن رابطم رو با تو محکم بنا کنم رابطت با خود واقعیت. باید اینقدر این رابطه درون ذهنت بولد باشه که همه چیز توی این دنیا حتی جونت ، حتی جون تمام عزیزانت ، حتی تمام ارزشهای دنیوی ناچیز و بی ارزش باشه به معنای واقعی کلمه بی ارزش باشه ‌. سعی نکن شعار بدی که خدا از درون و بیرونت اگاهه

    .

    .

    بعد از اینکه همه پاشنه های آشیلتو ویران کردی و تسلیم خداوند شدی ‌ اون موقع خدا میاد و بهت ثابت میکنه از قبل کنار تو بوده و بعدش :

    .

    ” وسیله ی” رشد و تکاملت و هدفت و رسالتت رو مشخص میکنه و تورو به صورت فوق Vip هدایت میکنه و عشقش رو بهت میده

    .

    .

    اگر واقعن همه چیز رو میخوای اینکارارو بکن .

    .

    .

    .به حرف نیست بلکه به عمله .. بلکه به رها بودنِ ، به اعتمادِ ، به ایمانِ ، به در لحظه زندگی کردن ، این ها فونداسیون یکتا پرست بودن رو درونت میسازن

    .

    بخدا فقط اجرای توحید در عمل میتونه نجاتمون بده ؛ هیچ راه دیگری وجود نداره تنها راه سعادت توحیده. خدا خودش بهم گفت: مجید شرک آدمو بدبخت میکنه

    .

    .

    بخدا اونقدرها سخت نیست خیلی هم اسونه پاشنه اشیل اولی رو که ویران کنی خدا بهت قدرتی میده که دومی رو هم ویران کنی و سومی و چهارمی …این هارو ویران کن و تسلیم شو

    .

    .

    برای خدا همه چی آسونه ، چون بی نهایت انرژی خام وجود داره و خدا بهت یاد میده که چطوری با ذهنت به این انرژی خام شکل و فرم بدهی و زندگیتو خلق و تجربه کنی

    .

    .

    وقتی تسلیم میشی میفهمی که خدا خیلی به سلیقت احترام میزاره و به هیچ وجه چیزی رو بهت تحمیل نمیکنه بلکه خدا میدونه چه چیزی بیشتر از همه تو رو به ذوق میاره و تورو در زمان مناسب و مکان مناسب قرار میده.

    .

    .

    اون موقع مثل یوسف خدا حتی کمکش کرد دوباره در آغوش خانوادش باشه و به علاقه یوسف احترام گزاشت

    .

    اون موقع مثل عباسمنش مثل موقعی که داشت اروپا میرفت خدا تو دل مایک انداخت که بجای مادرش ؛ پدرش رو انتخاب کنه…. عباسمنش هم مات و مبهوت از مهربانی خدا موند

    .

    خدا خیلی با معرفته و خیل درک میکنه . واقعاً درک میکنه بنده هاشو ، احساس میکنم خدا خیلی نرم و مهربانه ، خیلی پاین ، خیلی میشه باهاش راحت بود ، اصن به ما نیاز نداره فقط دنبال بهونه و سوراخ و سنبه میگرده که به ما بی قید و شرط عشق بورزه

    .

    .

    ذات خداوند عشق کامله ، ۹۹ اسماء الله ذات خداس . اگر برید دونه دونه در مورد ذات خدا بخونید ..میبینی یک صفت بد توی ذاتش وجود نداره پس چرا بهش اعتماد نکنیم؟

    .

    کسی که باور داره ، تمام عزت ، تمام آبرو ، تمام ثروت ، تمام قدرت ، تمام روابط خوب ، تمام موفقیت ها دست خداوند یکتاس این پاشنه های آشیل رو خراب میکنه.

    .

    .

    روحت رو پرواز بده بجای اینکه با اشیاء و اطرافیانت و پاشنه های آشیل اون رو ببندی

    .

    ❤خیلی دوستتون دارم❤

    .

    .

    هیچ چیز شانسی توی این جهان هستی اتفاق نمیوفته . بلکه با کسی طرفیم که قادر و کامل مطلقه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      فاران گفته:
      مدت عضویت: 2778 روز

      فقط میتونم با گریه بخونم

      گفتی دوسم داری

      حق باتو بود اره

      اماتو تعریفت ازعاشقی بامن

      زیادی فرق داره

      پهِلوی من باعشق

      دنیارومیگشتی

      غرقت شدم یک عمر

      تا تو به آرومی پهلو گرفت کشتی ات

      چقدر ما قشنگ به این دلخوشیهای ساده زندگی سرگرم شدیم

      چقدر داستان زندگی انسان روی کره زمین رو قشنگ وکامل گفتی دوست عزیز

      واقعا ممنونم ازت

      چقدر نوع عشق خدا با ما فرق میکنه

      خدا فقط تسلیم میخواد

      پس معنی اسلام همین بود تسلیم =عشق بنده بخدا

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    آرش امیری گفته:
    مدت عضویت: 2501 روز

    سلام استاد عزیز.

    مهمترین آگاهی ای که من از این فایل فهمیدم اینه که هدایت الهی همیشه و درهمه حال حتی در مسائل کم اهمیت تر هم وجود داره فقط ما اولا باید باور داشته باشیم که همچین نیروی هدایتگری هست ثانیا خودمونو لایق دریافت هدایت الهی بدونیم و بعدش آگاه و هشیار باشیم تا متوجه ایت هدایت بشیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: