داستانی درباره هدایت الهی | قسمت 1 - صفحه 37


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

609 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1429 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    هدایت الهی و کمک خواستن از خدای خودم واقعا یکی از شیرین بخش ترین کارهای زندگی من است

    او همیشه برای من است و همیشه در حال کمک کردن به من است

    او همیشه من را کمک می کند و آنهم بی هیچ منت و مشکل و سختی

    خدای من همیشه در حال کمک کردن به من است و آن من هستم که بخاطر این شرایط و محیط مادی خودم آن هدایت ها را نمی بینم

    فقط و فقط کافی است که دستهای خودم را به دست او بسپارم

    از او بخواهم و در این میان ایمان خودم را به او نشان بدهم

    در این میان به او نشان بدهم که به هدایت و کمک او اعتماد دارم و او همیشه دستهای من را خواهد گرفت

    او همیشه به من این را بارهای بار نشان داده است و خدایی من آنها را فراموش می کنم

    باید همیشه و همیشه به خودم بگویم همان خدایی که تا بحال هوای من را داشته است از این به بعد هم هوای من را خواهد داشت

    همان خدایی که تا به امروز به من کم کرده است باز هم به من کمک می کند و این زیباترین اری است که من در این جهان می توانم داشته باشم

    چقدر در همین مغازه و کسب و کار خودم به من کمک کرده است

    چقدر او هوای من را داشته است و مشتری های عالی را برای من فرستاده است

    واقعا که او برای من به تنهایی کافی است و فقط من هستم که باید صبر داشته باشم

    به چطور و چگونگی و از کجای آن کاری نداشته باشم

    خدای من همیشه برای من خدایی کرده است و او همیشه کارش خدایی بوده است

    خوب تنها کافی است که دل به او بدهم و دست بسوی او دراز کنم و آنوقت او برای من هم پدر و هم مادر می شود

    او برای من هم دوست و هم رفیق می شود

    او برای من همه چیز و همه چیز می شود

    من می توانم با ساخت باورهای خوب و توحیدی که دارم در این مسیر موفق باشم

    بتوانم روی دوش خدا سوار بشوم و دستهای او برای من کار کند و این واقعا عالی و بذت بخش است

    واقعا این همان آرامش دائمی و فوق العاده خواهد بود

    واقعا این همان سعادت و خوشبختی است که هر کس در زندگی خودش آنرا آرزو دارد

    همه چیز برای من دست یافتنی است به شرط آنکه من بندگی و بنده بودن خودم را نشان بدهم

    این کار با شکرگذاری و داشتن حال خوب و دیدن نعمت هایی که اکنون در سر راه خودم دارم محقق می شود

    همه چیز شدنی است

    بخواهم و به من داده می شود

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    مرضیه اکبری گفته:
    مدت عضویت: 1054 روز

    به نام خداوندهدایت گر

    سلام خدمت استاد عزیز ودوستان

    سوره حمد آیه 6

    اهدنا صراط مستقیم

    مارا به راه راست هدایت فرما

    ایمان باور توکل که خدا مارو هدایت می‌کنه

    من امروز به خودم میگم

    حواست باشه به نشانها و حرف افراد و اشیا و طبیعت اونها زبان خداوند هستند که با تو حرف میزنه خدایا شکر وقتی میگی از رگ گردن به تو نزدیک ترم یعنی همین تو هر لحظه داری من رو هدایت می‌کنی من با تو بیدار میشوم با تو قدم بر میدارم با تو کار میکنم تو داری من رو هدایت می‌کنی من که بلد نیستم من هر وقت خواستم کاری کنم اشتباه بوده ولی به حرف تو گوش دادم آرامش داشتم به تو نگاه کردم آرامش داشتم تو راه را به من نشان دادی خدایا شکر به خاطر تمام هدایتها از زمان شکل گرفتم تا زمان که پا به این دنیا گذاشتم تو هدایت گر بودی خدایا شکرت

    از آغاز تا پایان تو هدایتگر هستی

    سوره بقره آیه 2

    این کتابی است که دران هیچ شکی نیست هدایت برای پرهیزکاران است

    سوره بقره آیه 38

    هر گاه هدایت از سوی من بر شما امد هر کس از آن پیروی کند

    نه ترسی بر او هست نه اندوهی

    سوره انعام آیه 39

    هر کس را خدا بخواهد گمراه میکند و هر کس را خدا بخواهد هدایت می‌کند

    هدایت موهبتی الهی هست خدایا شکرت به خاطر هدایت

    وقتی یک را ه اشتباه هم میروم اون اشتباه هم هدایت هست و تو به من میگویی خدایا شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    نوید گفته:
    مدت عضویت: 3382 روز

    بنام الله رحمان

    خدایا برای شرایط و امکاناتی که در اختیارم قرار دادی تا بتونم در این فضای فرکانسی باشم ازت ممنونم

    برای نعمت دیدن، شنیدن،

    برای درک کردن و فهم کردن قوانین ازت ممنونم

    برای انگشت‌هایی که می‌تونم باهاشون بنویسم، ورزش کنم و کارهام رو انجام بدم ازت ممنونم

    برای پاهای سالمم، قلب سالمم ازت ممنونم

    برای تمام اعضای بدنم که انقدر دقیق و کامل آفریدی ازت ممنونم

    خدایا برای هدایت زندگیم به نیروی تو محتاجم

    همونطور که اعضای بدنم رو انقدر دقیق آفریدی، ازت میخوام امورات زندگیم رو هم مدیریت کنی

    من ناتوانم، من عاجزم

    علم و آگاهی من در حدی نیست که بتونم

    و اگر هدایت تو نباشه، من قطعا از گمراهان خواهم بود

    گمراهی از صراط مستقیم یعنی دور شدن از تو

    و درور شدن از تو یعنی جهنم، یعنی عذاب، یعنی بدبختی

    خدایا هدایتم کن

    من این دو قسمت رو خیلی دوست دارم استاد

    اینکه خدا می‌تونه انقدر دقیق تو زندگیم کار کنه که من فقط لذت ببرم

    هر آنچه در این زمین و آسمان‌ها هست، همه برای خداست و در تسخیر خداست

    خدا می‌تونه از طریق هر چیزی من و هدایت کنه

    حتی از طریق وسیله‌ای مثل یک تمیز کننده

    مثل همون مثالی که خدا تو قرآن می‌زنه

    خدا عیب نمی‌بینه مثالی از پشه بزنه

    پشه هم مال خداست

    یعنی کوچک‌ترین و بزرگ‌ترین موجودات و هر آنچه در زمین هست تحت اختیار خداست

    خدا از طریق همون وسیله‌ای که من نیازش دارم می‌تونه هدایتم کنه

    اگر همین و تعمیم بدیم به کسب و کار، یا به ثروت می‌شه هزاران مثال زد

    من بارها تو کسب و کارم این رو تجربه کردم

    سالها پیش که تو کار پوشاک بودم، یک بار که برای خرید رفته بودم، یکی از کاسب‌های بازار جنسی رو به من پیشنهاد داد، یک جنس خارج از فصل بود و عملا مناسب اون فصل نبود و خریدن اون جنس در اون مقطع زمانی کاملا غیر منطقی بود.

    ولی من خریدم اون جنس رو و دقیقا بعد از 9 ماه اون جنس به تنهایی به اندازه‌ی کل خرید و فروش یک ساله‌ی من، برای من سود داشت.

    بارها این جنس تجربه‌‌ها رو داشتم که خدا این شکلی هدایتم کرده

    از خدا می‌خوام باز هم هدایتم کنه

    باز هم بتونم تسلیم هدایتش باشم

    باز هم با ذهن منطقی خودم نخوام حرکت کنم.

    ‎هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر

    ‎آرام‌تر از آهو بی باک‌تر از شیرم

    ‎هر لحظه که می‌کوشم در کار کنم تدبیر

    ‎رنج از پی رنج آید، زنجیر پی زنجیر

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  4. -
    ارمغان رضوی گفته:
    مدت عضویت: 1545 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت اساتید بزرگوارم و عزیزم عاشقتونم من تا ابد و بی نهایت طلایی

    این متن :

    ««عدو شود سبب خیر اگر خدا بخواهد

    خدا برایم کافیست

    هرکس هرکاری کنه در نهایت به نفع منه

    باور به این جملات که میشه محرک شما میشه ایمان شما

    اتفاق به ظاهر ناخوشایند ولی باورتون به جملات بالا

    پس من نباید تو اون حال بمونم باید ذهنمو کنترل کنم پس بریم لذت ببریم و توجهمون برداریم و توکل کنیم به خدا که خودش درست میکنه با چه منطقی با این منطق که

    همون خدایی که منو تا اینجا هدایت کرده و به اینجا رسونده همون خدا همه چی خودش درست میکنه پس ما بریم لذت ببریم و فقط توکل کنیم به خودش»»

    استاد دقیقاااا همینطوره و بشدت دارم این جمله هاتون رو در عمل انجام میدم و چقدر با خودم در صلح و هماهنگی فوق العاده بالایی هستم و حالم فوق العاده عالی هست الحمدالله

    خدارومیلیاردها بار شکر براش

    عاشقتونم من تا ابد و بی نهایت طلایی

    به امید هدایت الله یکتا

    فعلا در پناه الله یکتا باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    زهرا مختاری گفته:
    مدت عضویت: 2591 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    خدایا سپاسگذارم برای این فایل که درباره هدایت همواره توست

    استاد عزیزم سلام و درود میفرستم به قلب پاکتون از اینکه درباره هدایت در فایل هاتون بارها و بارها صحبت کردید و تمام موفقیت های زندگی تون رو به هدایت ربط دادید نه به دانش و تجربه و مهارت خودتون

    بارها این کار کردن روی ذهن رو به خودم یادآوری میکنم که تو روی خودت کار کن بقیه اش هدایته

    دیروز یک ردپا از قوانین رو خداوند به من یاد داد.از طریق یکی از پسرهای همسایه که اسمش آقا مرتضی هست.که از لحاظ ذهنی و جسمی در ظاهر مسئله داره و دستفروشی میکنه .دیروز دیدمش و شروع کرد صحبت کردن و داشت توضیح می‌داد درباره عروسی دختر خواهرش که قرار بود فردا بره. داشت میگفت که ما میخوایم بریم خونه مادر دختره بعد اونجا یک مراسم شادی داریم بعد قراره با ماشین بریم تالار چند ساعت اونجا مراسم داریم بعد میریم برای صرف میوه و شیرینی و شام بعد مراسم بزن و برقص داریم بعد سوار ماشین میشیم راه می افتیم پشت ماشین عروس بعد عروس رو به خونه اش میرسونیم بعد این کار رو میکنیم بعد اون کار رو میکنیم اون لباس رو خریدم برای این قسمت از عروسی اون لباس رو می‌پوشم برای اون قسمت از عروسی و بعد…همین جوری داشت ادامه می‌داد که من دیگه یجوری حرف هاش رو جمع کردم

    وقتی اومدم خونه داشتم به خواهرم میگفتم که ما در مدار شادی و عروسی و ثروت هستیم که یه لحظه خداوند رد پای این قانون رو به من یادآوری کرد از زبان آقا مرتضی (پسر همسایه )که ما هدایت میشیم به مسیری که خوب طراحی میکنیم به مسیر زیبایی که درباره اتفاقات می‌گیم به باورهای خوبی که میسازیم درباره آینده ای که هنوز نیومده.

    یعنی آقا مرتضی خوشبین بود به آینده به مراسم عروسی که قراره خوب پیش بره و داشت پیشاپیش فرکانس های خوبی می‌فرستاد.

    و مطمئنا طبق قانون اتفاقات خوبی در مراسم براش خواهد افتاد و طبق باورهاش هدایت میشه به لذت های بیشتر.

    آقا مرتضی پسر ساده و خوش قلبی هستش بعضی اوقات میبینم که هندزفری میزاره تو گوشش که آهنگ های موبایلش رو باهاش میشنوه و خودش هم با آهنگ هاش میخونه و میرقصه و راه میره و میره به یک لوکیشنی که مشخص کرده و همونجا دستفروشی میکنه و با همون حالت خوشحال خوشحال برمیگرده. اصلا خود قوانین رو در عمل اجرا میکنه فارغ از مسائل جسمی که داره

    من یادم میاد که آقا مرتضی وقتی خیلی کوچیک بود خانواده اش میگفتند این به دلیل مشکل ذهنی و جسمی زیاد زنده نمی‌مونه

    ولی الان خیلی بزرگ شده و رشد کرده و سنش هم بالاتر رفته ولی هربار بهتر شده از قبل هم از لحاظ هوشی هم از لحاظ درک و شناخت آدم ها و ایجاد ارتباط با مشتری ها و حتی دختر ها…و یک درآمد به ظاهر کوچیک هم داره میسازه

    و این به این دلیل که داره فرکانس های خوبی پیشاپیش میفرسته حتی درباره ازدواج هم فکر میکنه

    امیدوارم من هم همین قدر از لحظه ای که بیدار میشم فرکانس های خوبی درباره روزهای خودم بفرستم و در مدار تجربه های شیرین دنیا و آخرت باشم

    سلام به همه دوستان عزیزم

    سلام به خودم

    سلام به روزهای خوب و خوبتر

    سلامتی من.شادی من.درآمدهای من.ثروت من.دارایی های من..هدایت های من به سمت نعمت ها همواره بهتر وبهتر می‌شود.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    نرگس🫧حسینی گفته:
    مدت عضویت: 606 روز

    سلام به همه عزیزان

    این فایل رو من از طریق نشانه امروز من پیدا کردم

    اول از همه یه تشکر ویژه بکنم از تمام کسانی که توی سایت عباس منش دارن زحمت میکشن من واقعا عاشق این قسمت از سایت هستم(نشانه امروز من)

    واقعا منم با فایل هایی رو به رو می‌کنه که خیلی دوست دارم راجبشون بیشتر اطلاعات داشته باشم

    خیلی از استاد عزیزم سپاسگزارم که زحمت میکشن و کلی فایل رایگان تهیه میکنن برای اینکه ما آموزش ببینیم

    واقعا عاشق این موضوع هدایتم ولی در من خیلی ضعیفه

    واقعا نمیتونم تشخیص بدم چی هدایته چی افکار ذهنمه

    یه مدت کار میکنم خوب میشه همه چیز ولی نمیتونم درک کاملی از هدایت داشته باشم

    ولی چقدر استاد عزیز توی این مسئله موفق بودن ایول واقعا

    چقدر حس خوبی داره شما چیزی که در زمان آینده مثلا چند دقیقه یا چند ساعت بعد نیازش داری بهت الهام بشه که همراهت بردار

    یا بهت الهام بشه از این خیابون برو زودتر میرسی یا اونی که میخوای رو میبینی

    چقدر خوبه اینجوری

    چقدر حس خوبی داره من نمی‌دونم چجوری از هدایت پروردگار استفاده کنم

    چجوری خودم رو رها کنم و بگذارم الهامات خودش بیاد واقعا یکم سخته و من فکر میکنم پاشنه آشیل من باشه چون شاید کمتر از 2درصد اتفاق میفته که من کاری رو انجام بدم یا راهی رو برم که بعد تایم کوتاهی متوجه بشم مثلا اره نیاز بوده که انجامش بدم پس ایول که به ندای قلبم گوش دادم هدایت پروردگار رو دریافت کردم

    در پناه رب العالمین باشید….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  7. -
    زهرا محمد خانی گفته:
    مدت عضویت: 1237 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    شکرت برای یه اتصال دیگه وعشقبازی دیگه

    داستان بزرگترین هدایتم که بهم خیلی نزدیک ربط داره به یه هفته پیش وبسیار واضح وشیرینه

    داستان سفر به مشهد

    اقا من خانواده قرار گزاشتن برن مشهد با قطار راحت برن وبه منم گفتن جور نشد اقا ماهم یه کاشون جور شد رفتیم وخلاصه مشهد یه چیزی حرفی زده میشد ودوباره فراموش میشد

    تا اینکه یه روز که رفته بودم چند روز تعطیلات دهات اونم برای روضه مامانم گفته بود برم منم

    وبعدش شبش عزیز دلم زنگ زد فور فوتی من دارم میرم قم بلیطام همه چی جوره بیا برو چمدونتو ببند من راستش عزیز دلم اوج کارش بود با قطار مخالف بود والبته اقا دوستان با کد ملی الکی خودشون بلیط همه چی گرفتنو اقا خیلی عجیب راهی شدیم با اینکه میگم عزیز دلم خیلی کار داش

    اقا بهترین قطار خالی با دوستامون که انقد خوشمسافرت انقد مهربون بودن ینی واقعا مثل رفیق صمیمی بودیم

    خلاصه یکی از خواسته هام با کلی ترمز جلوش راحتت جور شد

    وقتی توی قطار بودم اون حسش اون تکونی که میخورد میگفتم ربه چه جوری رب منو انقد اسوده راهی سفرم کردبا اینکه بقیه کلی خونه بگیر بلیط بگیر پیش پیش بخر برای ما لحظه اخری قطار همه کارهاشو بکنن وبگن باید بیاید واقعا تازه اونم کوپه با کیفیت ادمای دوس داشتنی وخلاصه نمیدونم چی بگم

    خلاصه این از رفت که با عشق عزت واسونی راهی شدیم یه چمدون خوشگل که منتطر بودم افتتاحش کنم بستم رفتیم وبا عشق مارو رسوندن تا راه اهنو بعدم اقا لحطه به لحطه اش رویایی بود

    خلاصه خیلی دلم میخاس تو تصورم بود اون راهروش اون صندلی پلکانش خیلی همش برام جالب بود دوس داشتنی

    همش لذت میبردمو میگفتم اونی که باعشق عزت منو راهی کرد بقیه کارهاشم میکنم وخلاصه به خوبی خوشی رفتیم اومدیم

    توی سفر انقد با ادما رابطمونو خدا مهربون کرده بود انقد باهم رفیق بودیم

    وتوی سفر هدایتو حس میکردم به بهترین افراد زمان مکان حرفها

    مثلا برای پیاده روی یه کی پایه میشد میگف بیا راه بریم

    شبش برای گردش من توی گروهی میوفتادم که بیشترین حالو میبردم

    ینی یه چیزی مثل اب که توی جوب جاری ودر هدایته

    خیلی باحال بود اتفاقات جوری پیش میرف کلی لدت ببرم

    وتا زمان برگشتم که به موقعه با یه ادم خوشرو ماشین خوشگل راهی شدیم

    واولش به دوتا مرد خوردیم ووبعد عوض شدن یه مادر دختر که مادرش معلم بود واهل اصفهان وانقد خون گرم مهربون بودن که نگو

    وباهاشون کلی گفتیم وخندیدیم ونصف روزم که کوپه رو برامون خالی کرده بودن پیش خانوادشون باشن

    واین تا اینجا راستش من عجیب دلم میخاس تمرین اگاهی بازرگانیمو پیش ببرم ولی جور نمیشد و من به شدت ترسو هی میگفتم خودت حولم بده خودت

    وتا اینکه خوردم به پست این دوتا انقد مهربون خنده رو بوودن کهخودشون سره حرفو باز کردن ودیگه اینکه من تا حدودی پیش بردم وخدا منو اسون کرد برای تمرینم خداروشکر

    ودیگه این سفر ساده رویای وتوی فراوانی عزیز دلم با سوغاتی وخرید توراهی چیزایی که لازم داشتم‌جور میکرد واقعا تو اغوش ربم بودم وانقد بهم خوش گزش که باور نکردنی‌بود

    وتوی دلم میگفتم اونی که منو اسون کرد برای این سفر که براش انقد ترمز داشتیم پس دیگه جور شد کارهای دیگه هم میکنه وعزیز دلم بهم هدیه توراهی پیشکش پول دادن مامانو بابام ودیگه خلاصه عالی بود

    واینو اینجا نوشتم جز یکی از خاطرات شیرین هدایت باشه برام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  8. -
    مریم رشیدی گفته:
    مدت عضویت: 777 روز

    به نام خدای هدایتگر

    تعهد217

    در مورد خداوند ما باید اجازه بدیم خداوند کارهارو انجام بده فقط همین و اون اجازه ی ما ایمانه توکله باوره به اینه که خداوند داره همه ی ما رو هدایت میکنه

    وقتی ادم هدایت خداوند رو باور میکنه هدایت میشه به اون چیزی که میخواد

    توکل یعنی خدا فقط برای من کافیه و بس

    توحید یعنی به کسی باج ندیم یعنی کسی کوچکترین تاثیری در زندگیه من نداره

    یکی از ترسایی که بهش غلبه کردم کرم ابریشمو گرفتم توی دستم

    و یکی دیگه دوچرخه سواری کردم خودم به تنهایی

    ارزو و توقع بیجا در فضیلت و مزیتی که خدا به ان بعضی را بر بعضی برتری داده مکنید که هر که از مرد و زن از انچه اکتساب کنند بهره مند شوند و هرچه خواهید از فضل خدا درخواست کنید نه از خلق تا به شما اعطا کند خدا فیاض و به همه چیز داناست (ایه 32 نسا)

    خدا مقدار ذره ای به کسی ستم نکند و هر عمل نیکی را زیاد گرداند و به نیکان از جانب خود مزدی بزرگ عطا کند (ایه 40 نسا)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    امیر رجب پور گفته:
    مدت عضویت: 1224 روز

    بنام هدایتگرم که هرآنچه دارم ازآن اوست

    درودفراوان به استادگل وبانوشایته خوشروی مهربان

    درودبه بزرگواران عباسمنشی وهدایت شدگان راه الهی

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    که امروز را با انرژی بالای توآغازکردم ودرمسیر هدایتهایت قرارم دادی وازاینگه موردلطفت قرارم دادی که بتوانم نشانه هایت راواضح دریافت کنم خشنودم وباقلبی باز آماده دریافت هرلحضه پیامهای زیبایت هستم

    من این فایل روامروز توی بیمارستان جزیره زیبای کیش گوش دادموبرای صدمین باراززمانیکه وارد این مسیرالهی شدم وبالاسرپسرم م که بطتریشده بعلت داشتن آسم ومراقبش هستم واین اتفاق هم برایم هدایتی بودواین فایل هم همزمان بااین اتفاق برایم بود

    واقعآ چقدر زیباست قوانین بدون تغییر جهان هستی که اگر در مدارش قراربگیریم وقوانین رادرک کنیم که چه زندگی برامون زیبامیشه ودیگه وارد بهشت شدیم

    من ازدیروز که واردبیمارستان شدم دارم آشفتگی مردم رومیبینم که چقدر دارن باخودشون وکادربیمارستان میجنگند وهمه بااحساسی بد روند درمانشون روطی میکنن ومن باخودم میگم بابا آخه یکی نیست به این مردم بگه چراآخه حالتون بده

    اینجا که مکان خوبیه بیمارستانه وهرمریضی پاش میرسه اینه بالب خندون داره میره بیرون پس بنابراین حالش خوب میشه پس چرااینقدر این فضارو برای خودتون تنگش میکنید واعصابتونو وحالتونو بدمیکنید

    من ازلحظه ورودم به قسمت اورژانس کهپسرم روبستن به اکسیژن وسرم وآمپول بسیار احساسم خوب بودوهیچگونه استرسی نداشتم وآرام کنارتختش نشستم وسرم توی گوشیم بودوحالم عالی وتوی سایت بودم وکامنت میخوندم وفایل گوش میدادم

    وهمچنان کادردرمان یکی پس ازدیگری خدماترسانی میکردند به پسرم وتابعدیکه گفتند بایدبستریبشه2روزیوتحت نظرپزشک متخصص باشه ومنم خیلی خوشحالترشدم وسریع تشکیل پرونده دادم وکارهایش آنچنان باآرامش طی شد که خودم لذت بردم

    این است گوش دادن به هدایتهای پروردگار

    نبایدمقاومت کرد

    بایدنشست روی شونه خداوند ورهاشد تاخودش ببرتت همونجایی که لایقش هستی

    بایدپارونزد واداد،،باید دلبه دریاداد

    من تعهدکردم روزیکه وارداین مسیرالهی شدم ودستم رودادم به دستان مهربان پروردگارم وهیچگونه مقاومتی تابه امروز نکردم ونخواهمم کرد

    شایددربعضی مواقع بعضی ازموضوعات احمقانه ویابظاهر بدبه نظرمون بیاد اما دراصل همونها هدایتیه که باید دریافت کردوانجام داد

    من یادگرفتم که وقتی پیامی دریافت میکنم وهدایتی ازجانب پروردگارمدبهم الهام میشه بدون تعلل فقط وفقط انجامش بدم

    من یادگرفتم که توحیدی عمل کنم

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    من سال گذشته به ترکیه همراه پسرم حدودآ چندماهی مهجرت کردیم برای زندگی که بنا ه دلایلی نشد وبرگشتیم ودقیقآ یادمه که همون داستان مهاجرتمم همش هدایتی بود ومن اززمان دریافت الهاماتش ونسونه ها فقط عمل کردم ومسیر برام خودبخود بازشد ومن بدون اینکه کسیرو داشته باشم ترکیه ویاکاری وزندگیی همراه

    پسرم مهاجرت کردیم ورفتیم ووقتی رسیدیم اونجا توی فرودگاه استانبو ما بودیم وخودمون نه زبانی ونه دوستی ونه مکانی

    اصلآ نمیدونم چطوری شدکه ما 9ماه زندگی کردبم والان به جرآت میتونم بگم که بیش از پگوصدنفردوست وآشنا دارم ترکیه واگرهرزمان بخوام برای تفریحی سفرکنم اینقدر آشنادارم که اگر3ماهم اونجا بمونم هیچ مشکلی ازلحاظ جاومکان وغیره ندارم

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    اگر اینهاهدایت پروردگارم نیست پس چیه

    مادرهرلحظه اززندگیمون درحال هدایت هستیم وفزقش فقط در باز بودن چشم قلبمونه ودیدگاهامون نسبت به اتفاقات پیرامونمونه

    باوردود به بیمارستان خیلیها حالشون بدمیشه واسترس دارن واعصابشون داغون ودرگیرند امامن احساس آرامش دارم وکلی هم خیالم راحته ولذت میبرم ازاین مکان مقدس که هرکسی که باحال بدوارد میشه بالب خندون خارج میشخ پس خداوندروشاکرم

    خدایاشکرت بابت تمام هدایت هایت درزندگی زیبایم وپیامهایی که درطول روز از جهات مختلف بمن میدهی ودرحال صحبت کردن بامنی درهر لحظه ومن خیلی احساس خوبی دارم

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    شاید این کامنت من هم پیامهاوهدایتهایی داردلرای بعضیها جونکه من خودم که نمینویسم زیرا بمن گفته میشود ومن مینویسم

    دوستتان دارم وخداوندهدایتگرتان باشددرتمامی لحظات زندگیتون

    استادعزیزم ومریم بانو عاشقتونم وسپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  10. -
    میترا محسنی گفته:
    مدت عضویت: 547 روز

    به نام الله رب العالمین= فرمانروای کل عالم وجود

    سلام بر استاد عزیزم و مریم خانم و دوستان توحیدی ام در سایت

    روز 123 =داستانی در باره ی هدایت الهی قسمت 1

    خدایا شکرت چقدر این فایل قشنگه ودرس داره

    خدایا شکرت روزای اولی که عضو سایت شده بودم شب وروز فقط فایل گوش میکردم اولین بار این فایل دیدم چقدر لذت بردم که چقدر راحت خدا با یه

    قل خوردن شوینده به بیرون پارکینگ که یه اتفاق به ظاهر خیلی معمولیه

    برداشتن این شوینده از جلوی در توسط استاد

    پیام مریم خانم

    و درک این هدایت الهی توسط استاد همون لحظه

    نتیجه اش بشه یادآوری الهامات قبلی و ضبط این فایل فوق العاده ارزشمند برای سایت که واقعا هرجا کم میاریم هرکجا که ذهن منطقی دلایل کافی داره برای جازدن شنیدن همین فایل دوقسمی کافیه تا یادمون بیاد چقدر خدای قدرتمندی داریم که هر لحظه میتونه هدایتمون کنه اگر بتونیم آشفتگی و غوغای ذهنمون رو ساکت کنیم و به ندای قلبمون گوش کنیم

    خدای که تو قلب منه هر لحظه منو هدایت میکنه اگه بخام هر لحظه باهام حرف میزنه به قول استاد همینطوری که با زنبور عسل حرف زده وبهش الهام کرد ولی کی من میتونم ندای خدا رو ندای قلبم رو بشنوم وقتی که سروصدا و نجوای شیطان ساکت شده باشه تو ذهنم وقتی سکوت کنم و اجازه بدم قلبم‌باهام حرف بزنه

    خیلی داستان مختصر و مفیدولی کاملی بود استادعزیزم از این روندی که طی کردین تا به این جایی که الان هستید رسیدید ولی چقدر هر لحظه ردپای خدا پیدا بود همه جا تو این داستان

    واقعا لذت بردم از شنیدن دوباره اش

    قلبم پر از امید و انگیزه شد

    که خدایی که اینقدر دقیق شما رو هدایت کرد همون خدا هم تو قلب منه به شرطی که باورش کنم ،بهش ایمان بیارم و بسپارم جریان زندگیم رو به دستان قدرتمند خودش

    کاری که شما کردین استاد عباسمنش عزیزم

    ممنونم استاد برای ضبط این فایل دوقسمتی

    خدا میدونه همین دوتا فایل چقدر چراغ راه بشه برای دوستانی که قصد مهاجرت دارندولی قوانین دست وپاگیر رو مانع میدونند

    برای دوستانی که موقع تصمیم گیری ها زیاد درگیر دو دوتا چهارتا میشن

    برای کسانی مثل من که گاهی دیگه با ذهن منطقی نمیتونن ادامه بدن

    این داستان هدایت یه چراغ روشن تو این مسیر که قدم گذاشتیم

    خدایاشکرت

    خدایاشکرت

    خدایاشکرت

    خدایا شکرت اجازه دادی منم این داستان هدایت رو بشنوم

    کمکم کن مطالب و آگاهیهاش رو درک کنم

    الحمدلله کما هواهله= ستایش خدای را آنچنان که شایسته ی ستایش است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: