این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/10/abasmanesh-24.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-10-24 08:14:042020-10-24 23:38:59«موفقیت»، مسیر رسیدن به خواسته است نه مقصدِ آن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
با سلام خدمت استاد عباسمنش مریم بانو ودوستان گل
انشالله سال جدید به همگی خوشگذشته باشه تا حالا
35.
استاد جان فایل های گرانبهایی که عنوان هدیه به اشتراک می گذارید بسیار با ارزش هستن
کلی نکات خوب گفتین ومهم ترینش رسیدن به این آگاهی هست که موفقیت مسیر هست نه مقصد
لذت بردن از مسیر هرچند اگه با چالش همراه باشه
واقعا بارها و بارها و بارها ازتون شنیدم می گین اون حال فوق العاده ای که در ابتدای مسیر تجربه کردین خیلی خیلی عالی بود و این رو یاد می دین که تجربه ی مسیر با احساس خوب بسیار مهم هست به جاب نگرانی از این که کی می شه چرا نشد و غیره
خداروسپاسگزارماستاداز بابت نعمت گوش دادن این فایل عالی و زیبا
امروز به خودمیاد آوری می کنم فقط لذت ببر ،چیز یاد بگیر از مسیر و خوب شو داخلش وبا چشم و قلب باز تر درخواست کن از خداوند برای هدایت های بیشتر و بهتر و ساده تر و لذت بخش تر و توی قایق بشین بزار رودخونه ببرتت
استاد جان آخه چقدر این همزمانی تحسین برانگیزه لذت بردم
من عاشق این لطف و مهربانی هستم که بین شما و مریم بانو وجود داره کلی تحسینتون کردم عاشقتونم هر لحظه با شما بودن میتونه کلی فرکانس نعمت و ثروت و روابط و سلامتی ب دنیا بفرسته که هر کدومش در جایگاه خودش تحسین برانگیزه الله اکبر ب والله دیدن شما دیدن شور و شوق تون انسان رو ب وجد میاره ثروت و روابط و … بماند اونها ب نظر من حاشیه هاست که اگر انسان ب اونها توجه کنه نمیتونه ب هدف که همون رسیدن ب تکامله برسه
تو اون فایل دقیقا من هم ب ی چیز خیلی توجه کردم واون قدرت و عزت نفسی بود که در شما موج میزد من خودم ب شخصه ب هیچ چیز دیگه ای نمیتونستم فکر کنم ن که نخوام نمیتونستم شما پر قدرت سخنرانی میکردید البته باز هم شما رو نمیدیدم خدای شما بود که داشت روی سن از صحبت میکرد وپرتو اون عشق شنونده رو سرمست میکرد طوری که انسان نمیتونست ب چیز دیگه ای فکر کنه و اینکه اون تغییره که تو بیای بجای توجه ب نکات حاشیه ای بیای عزت نفس، اقتدار ،قدرت و صلابت رو ب نظاره بنشینی.
الان که فکر میکنم میبینم خب از نظر ظاهری تفاوتهای فاحشی بود چیزی که ب شخصه اهمیتی برام نداشت اما اون تفاوته ظاهر شما بود که چهره تون کمی جا افتاده تر بود که باز هم چندان روی شنونده تاثیر نداشت
من عاشق اون عشق و علاقه شما بودم و الان که فکر میکنم میبینم شما عاشق مسیری بودید که شاید یسری ناملایمات هم داشت اما چیزی که خیلی فاحش بود اون شوروشوقی بود که تو نگاهتون وتوی صداتون موج میزد و من الان دقیقا ب درک اون صحبتی که میکردید در مورد ی جاده سرسبز و آسفالت سوت زنان پیش میرید و الان هم اون شور و شوقه اون راحتیه تکامل یافته تر شده
واین قابل تحسینه که تو بیای ی آدمی مقایسه کنی با ده دوازده سال پیشش و ببینی هیچ فرقی نکرده
واقعا من تو اون جلسه کاملا درک میکردم که شما چقدر دارید از مسیر لذت میبرید
و نکته قابل تامل دیگه اینکه شما در کل مسیر از یک قانون استفاده میکردید و اونو مدام مد نظر داشتید فقط از لحاظ درک مطلب یا همون تجربه «آهااا »کاملتر میشدید من خودم ی مطلبی رو بارها بارها تکرار میکردم تا اینکه چند شب پیش دوباره اون مثال زدم و تازه بعد از هزار بار تکرار ب تجربه «آهااا» رسیدم که «آهان فهمیدم » و الان با توجه به اون درکه بهتر عمل میکنم
و تازه ی ترمزه دیگه رو تو این فایل پیدا کردم که من خودم بشخصه قبل از شرکت در دوره ها از کارهای اول خودم خوشم نمیمومد مثلا یادمه اولین بار که خیاطی کردم و اونو کادو بردم چقدر شرمنده شدم و برای جبران اون کادوی افتضاح که اونموقع بنظرم میومد ی کادوی دیگه خریدیم
چرا چون ی نفر اونموقع بهم گفت این کارت اصلا خوب نیست و …ومن هم تاثیر گرفتم و گفتم آره خوب نشده 😟 خدایا شکرت که الان کلی تغییر کردم و دیگه کمتر خود عزیزم و اذیت میکنم الان قدرتمند شدم عاشق خودمم و نمیزارم کسی ب زهراخانم زور بگه یا نظر بده واقعا خودمو تحسین میکنم که اینهمه قدرتمند شده و استاد جان شما رو هم تحسین میکنم که منو منقلب کردید سپاسگزارم از خدای مهربونم که ب تمام سوالاتم جواب داد
روند موفقیت اینه که تو در طول مسیر ب نکات مثبت توجه کنی و سوت زنان مسیر بری و لذت ببری تا لاجرم نعمت و ثروت و سلامتی و وارد زندگیت بشه
چ خوبه که آدمها بیان ی نگاهی ب گذشته خودشون بندازن و مقایسه کنن که چی بودن و چی شدن ودر آخر آیا تغییر تو زندگیشون احساس کردن؟ اونموقع ست که باید متوجه تکامله بشن و تازه اونجاست که باید بیاد خودشو تحسین کنه و ب خودش بگه دست مریزاد
فکر کن ی جوون بیست و هفت هشت ساله بنام سید حسین عباس منش با توکل ب خدا بانیت اشاعه توحید و یکتا پرستی با دست خالی ی سمینار تو جایی برگزار میکنه که مردم برای کلاسایی( با همون عنوان یا نزدیک ب اون عنوان ) خودشم رایگان هم شرکت نمیکردن سمینار برگزار کنه خودشم پولی و اون همه جمعیت بیاد تازه کسایی بیان شرکت کنن که خودشون در این حوزه سری تو سرا دارن واااای خدای من اگر این موفقیت نیست پس چیه ؟ اگر معجزه نیست پس معجزه چیه ؟معجزه کجاست؟ الله اکبر خداااای من واقعا وقتی استاد میگن کاری که خدا برای من انجام داد از معجزه عصای موسی کمتر نبوده همینه دیگه
خیلیا هستن که بخاطر باور( پول درآوردن اسونترین کار دنیاست) کلی پول دارن اما ن روابط خوبی دارند و ن سلامتی و ن هیچ چیز دیگه. ولی ادم تو اون زمان اگر پول نداشته قدرت داشته انگیزه داشته صلابت و شجاعت داشته و از همه مهمتر« ایمان» داشته ،ایمان ب یکی بودن خدا ،ایمان باینکه همه چیز در دست خداست ایمان ب اینکه ی سری قوانین هست که اگر طبق اون پیش بری همه چیز بدست میاری هیچ چیزی نیست که بیاد جای این انگیزه هه بده هیچ چیزی نیست که بیاد جایگزین این لذته بشه هیچ چیزی نمیاد جای این فرمانروا بودنه رو بگیره اگر بتونی با جیب خالی روی زمین عین فرمانروا راه بری و خودتو ارزشمند بدونی مهمه نه اینکه ی عالم پول داشته باشی اما نتونی ازش لذت ببری
وااای استاد جان نمیدونید که چه انقلابی در من بوجود آوردید
شاید تو کامنتم هیچی ننوشتم ولی این قضیه پاشنه آشیل خود منم بود و گاها بخاطر این قضیه دپرس میشدم ولی الان که این فایل ارزشمند شنیدم بخدا انقلابی عظیم در من بوجود اومد الله اکبر
خدای من آخه چی بگم از شگفتیهای قوانین بدون تغییر این عالم اینکه نترسی با وجود اینکه کلی مشکل داری با عشق قدم برداری باعشق حرف بزنی با عشق سمینار پولی برگزار کنی با عشق راه بری با عشق لذت ببری واقعا زبان قاصره از این اتفاق شگفتانگیز ب والله نمیتونم با کلامم این واقعه رو معنا کنم ب والله این ایمان ب اندازه کل دنیا ارزشمنده
وقتی ایمان داشته باشی دیگه چ نیازی ب پول داری مگه همه چیز پوله تو ی روابط عاشقانه داشته بشی شب سرتو با آرامش بزاری زمین نه اینکه بخاطر روابط بد شب تا صبح هق هق گریه کنی کلی ام پول توگاو صندوقت داشته باشید چ فایده داره الان نود پنج درصد زن و شوهرها تو ایران طلاق عاطفی دارن خیلیاشونم پول دارن اما فققققط پول دارن
یا ی فایل بخوای برگزار کنی اونقدر شجاعت نداشته باشی که راحت وایسی و کارتو انجام بدی یا بخاطر نداشتن جای مناسب کلا بی خیالش بشی
استاد جان شما راست میگی تو دوران کرونا وقتی تماس تصویری میگرفتن خیلیا معتقد بودن که قبلش اطلاع بدن چون که آدم تو خونه س راحته درست نیست که تو صحبتهای تصویری شاید جلوه خوشایندی نداشته باشی
اونوقت استاد میاد لخت با ی شلوارک فایل میزاره یا نشسته وسط پرادایس کار میکنه فایلشم درست میکنه واقعا چقدر انسان میتونه رها باشه و رهاییه یهویی اتفاق نیفتاده این رهاییه از زمانی که فقط ب اندازه ی ذره بوده و از همون جلسات اول در این آدم کاشته میشه و رشد میکنه و هنوز جا داره برای رشد و نمو من تو اون سمینار دیدم که از قدرت صدای استاد از ایمان و انگیزه ایشون تو اون سمینار تا الان هیچ فرقی نبود همون تن صدا همون قدرت همون صلابت وجود داره و فقط عشقه که میتونه اینجوری خلق کننده باشه وقتی ایمان و باور انسان تا این حد برسه پول و ثروت خود بخود وارد زندگی میشه با ….. مصاحبه کرده بودو سوال پرسیده بودن که اگر ببرنت بندازن تو ی بیابون آیا میتونی دوباره اینهمه ثروت خلق کنی گفته بود چرا که نه افکارم که با منه
و دقیقا همین طوره انسان فکور ،انسان شجاع هر جا که باشه میتونه پول رو هم خلق کنه اما خیلی خوبه که بیای وافکارتو تحت کنترل خودت در بیاری طبق قوانین پیش بری باور کنی که تو خالقی
اصلا پول وثروت ی عدده! موفقیت هم نسبیه !یکی با جیب خالی وسن کم میاد ی سمینار باشکوه اجرا میکنه یکی ام میاد با ی عالم پول نمیتونه سخنرانی کنه مثل وارن بافت که میگه تخصص من تو بورسه و من میتونم تو اون خوب عمل کنم هر دو دارن لذت میبرن از مسیرشون و مهم همینه که عشق ببری و در ضمن مهمترین عامل مشترک همینه که تو عاشق باشی که تو باور کنی ایمان داشته باشی وقدم برداری و تمام آدمهای موفق مثل زین الدین زیدان یا سید حسین عباس منش یا وارن بافت یااااا… اومدن از نیروی ایمانشون استفاده کردن و لذت بردن عشق در همه اینها موج میزده و خیلیا وقتی میان ب این فکر میکنن که هع فلانی فلان چیز نداره دقیقا استاد میاد اونم جذب میکنه چطوری با همون قانون لایتغیر که تو ب نکات مثبت توجه کن، رها کن، عاشق باش ، از مسیر لذت ببر ،ورودیات کنترل کن و ….تمام
حالا یکی هدفش روابطه یکی هدفش سلامتیه و یکی ام هدفش ثروته مهم اینه که بیاد وخودشو چکاب کنه چکاب فرکانسی اینکه اولش کجا بودی در طول مسیر چ کردی و حالا از لحاظ فرکانسی کجا هستی آیا تغییر درت ایجاد شده ؟ایا ایمانت رشد کرده؟ایا جسورتر شدی؟ایا شجاعتر شدی؟ اهمیت نظر مردم برات چقدره ؟ آیا بازم چشمت ب خورده نوناییه که دست مردم هست ؟ و و و…. و در طول مسیر باید ب خودت ببالی و عاشق خودت باشی مثل آدمی که بخواد اولین کنسرتشو بعد از ی مدت برای دیگران اجرا کنه حالا سمینار استاد که خیلی خفن تر بوده
و تکاملی که استاد تو این مسیر بدست آورد این بود که متوجه شد نمیتونه زندگی کل آدمها روتغییر بده فقط با کسایی کار کن که خواهان تغییرن و جالب این جاست که استاد ب هر چی که میخواسته و درخواست میداده رسیده و چقدر هم لذت میبرده از اون مسیر اصلا استاد ب این که من پول ندارم فکر نمیکرده. وای که چقدر این نوع نگاه تحسین برانگیزه و زمانی ب این فکر میکنه که مردم بهش میگن هر وقت پول بدست آوردی مهمه و استاد میاد با قدرت ایمانی که داشته با اجرای قوانین پول هم خلق میکنه و چقدر شگفت انگیزه زمانی که جایگاهتو روی زمین پیدا کنی یعنی همون جایگاه خلیفه اللهی بگی موجود باش و موجود شه الله اکبر ب این قدرت لایزال الهی که چ میکنه الله اکبر ب این مقام که خداوند در انسان ب ودیعه گذاشته الله اکبر ب این وسعت دید الله اکبر ب این عشق ب این شور و شوق الله اکبر و این باشکوهترین چیزیه که میشه ب نظاره نشست«انما امره اذا اراد شی ان یقول کن فیکون»و استاد ب این مقام میرسه زمانی که هیچ آدمی تو ایران ب این مقام نرسیده بوده یا اگر هم رسیده بودن عنوان نمیکردن و یا اگر عنوان میکردن خیلی ضعیف عمل میکردن و اینهمه گسترده نبوده
بابا ملاک ثروت نیست که ملاک لذت برده س ملاک ارزشمند دونستن خودته ملاک ایمان توست ملاک عشقه عشق! وقتی تو ب قوانین عمل کنی ب همه چیز خواهی رسید پول که چیزی نیست تو عمل کن پول خودش دنبالت میاد
اصلا سمینار تو تالار …. تهران خودش یعنی همه چیز بنظر من موفقیت استاد اووونموقع تو اوووون تالار خییییلی بیشتر از اینه که الان تو فلوریدا هستن هر چند فلوریدا هم ی معجزه دیگه اییه که اصلا لحظه ب لحظه زندگی با عمل ب قوانین منجر میشه به معجزه
پول با افکار ما با شخصیت ما چی کرده یارو میبینی داره زندگی میکنه داره کار میکنه ثروتم اومده تو زندگیش میگه پس چرا ثروتم تا ی حدی میمونه وپیش نمیره؟ این سوالیه که خیلیا دارن ولی دقیقا این فایل جواب همون سواله که بیا ب خودت نگاه کن ببین چقدر از لحاظ شخصی رشد کردی؟ ببین چقدر میتونی خودتو عرضه کنی؟ همین تمرینهایی رو که استاد میگه روچقدر راحت تر از قبل انجام میدی؟
واقعا چقدر پول تونسته برامون خوشبختی بیاره ؟آیا روابط،سلامتی ،احساس خوب ارزشمند نیست ؟آیا اینها رو میشه با پول بدست آورد ؟ایا واقعا پول میتونه درد ی لحظه از بیماری بچتو یا مرگ عزیزی رو مرحم باشه ؟ب والله نمیتونه تنها چیزی که میتونه درد ورنج همه چیز آسون کنه ,جهنم تبدیل ب بهشت کنه, احساس خوب و توجه ب نکات مثبته. اخه پول کجا و آرامش و زندگی بی استرس کجا هر چند در جایگاه خودش ی امر بدیهی و باعث گسترش جهان میشه و خیلی ارزشمنده اما میتونه هم عرض بقیه مسائل باشه ولی واقعا مهمترین عامل نیست بیایند نگاهمون نسبت ب موفقیت تغییر بدیم نگاه کاملا مادی برداریم رو امور معنوی امور روحی و روانی کسی که عاشقانه مسیر طی میکنه قطعا خیلی راحتتر میتونه پول هم خلق کنه تا کسیکه مدام استرس داشته باشه و این مثال ۵•\•و ۹۵•\• چقدر جالب بود که فقط پنج درصد آدمها تو کل جهان نود و پنج درصد کل ثروت دنیا رو در اختیار دارن و حتما ی قانونی هست که لا یتغیره و اگر استرس و بیماری و روابط بد میتونست آدمها رو موفق کنه قطعا جای این دو تا عدد عوض میشد یعنی نود و پنج درصد آدمها کل ثروت و نعمت دنیا رودر دستشون داشتن و پنج درصد فقیر بودن
و این حرف کسی میزنه که ی آدم عادی بوده شوخ طبع و آتیش پاره و یهو این آدم میاد با قدرت، جسور بدون اینکه تپق بزنه میاد در حضور استادش که اونو از کنفرانس منع کرده بوده یک ساعت سخنرانی میکنه واقعا با چ مبلغ پول میشه اینو خلق کرد؟ تو کدوم مدرسه و دانشگاه این جسارت و ایمان درس میدن ؟تو کجا اینهمه عشق رو آموزش میدن؟که ی آدم با اون عقبه یهو بیاد ی انقلابیو اول در خودش بعد در دیگران ایجاد کنه این چ صیغه اییه؟ این چ حالتیه؟ که تونست سید حسین عباس منش منقلب کنه دقیقا پیامبر هم همین طور بودن ی انسان عامی اومدن ی تحول بزرگ اول در خودشون بعد در دیگران ایجاد کردن ی بچه یتیم که مثل همه مردم اونموقع زندگی میکرده و از بین اون مردم جاهل اومد توحید و یکتا پرستی اشاعه داد بیایم نگاه عمقیتری نسبت ب این قضیه داشته باشیم
فقط ی چیز و یک عامل میتونه نگاه ماروتغییر بده واون خودمونیم
استاد جان من ایمان ،صلابت ،عشق،معنویت و توکل شما رو تحسین میکنم من سخنرانی بدون نقص شما رو از اول تا الان تحسین میکنم
من شما رو که در طول مسیر فقط لذت بردید تحسین میکنم
من تکامل شما رو تحسین میکنم
من خدای محمد و خدای سید حسین تحسین میکنم
سالها بود که از خودم میپرسیدم اگر در زمان پیامبر بودم آیا ندای توحید و یکتاپرستی پیامبر میشنیدم یا با تکه پنبه ای گوشهایم را میبستم تا ندای لااله الاالله اونو نشنوم
خدایا سپاسگزارم که کمک کردی تا صم بکم نباشم
خدایا سپاسگزارم که منو در مسیر حقانیتت قرار دادی
خدایا سپاسگزارم که هر روز در حال تکاملم
خدایا سپاسگزارم که ندای وحدانیتت رو شنیدم
واقعا ب قول استاد مگه حتما باید ب این امر که یک نفر واقعا پیشرفت مالی داشته یا نه ما ب دستوراتش عمل کنیم گاها ی دکتر میاد کلی دارو تجویز میکنه برای فلان بیماری وخودش دقیقا با همون بیماری دست و پنجه نرم میکنه خیلی از دکترای پوست و مو خودشون از ریزش مو رنج میبرن و این هم دلیلی بر اینه که تو بیای و اون دارو رو باور کنی و اگر باور کنی و ایمان داشته باشی که اون دارو باعث رشد مو میشه واقعا میشه تو فقط ایمان داشته باش و مدام ی کاری تکرار کن واون حس خوب ب داروست
گاهی وقتی استاد در حال تولید محتوا هستن من استاد و طرز پوششون تحسین میکنم اصلا براشون مهم نیست که چ نوع پوششی دارن در صورتیکه اووونموقع هم استاد مثل استادیده الان کت و شلوار هم استفاده نمیکردن با ی پیراهنو شلوار اومدن تو اون تالار با ی سابقه ۶_۷ماهه پیش کلی آدم تحصیلکرده کنفرانس میزاره تو جاییکه بارها کلاسهای رایگان میزاشتن و تازه کسی هم استقبال نمیکرده ب والله اگر من خودم تو اون شرایط بودم عمرا حداقل اونجا سمینار اجرا نمیکردم چون نجواها نمیزاشتن میگفتن اووو با این سابقه کمکم میخوایییی کلاسی برگزار کنی که تو همین جا اجرا میشه وهییییچکس استقبال نمیکنه🤨🤨 ب والله اگر همچین کاری میکردم .چرا چون نگاه استاد با نگاه من خیلی متفاوت بوده صدر صد اونموقع هم خیلیا ب استاد خندیدن خیلیا همین حرفها رو هم بهشون زدن ولی استاد با ایمان راسخ بی اعتنا ب تمام اون نجواها انجام داد و سمینار بیست و یک روزه شو ب ثمر رسوند
بقول استاد شما دنبال عشق و علاقه باش و ب نتیجه فکر نکن و فقط لذت ببر پول خودش دنبالت میاد
تو عاشق باش تو لذت ببر از اون مهلتی که بهت داده شده تو اماده باش تو تسلیمباش همه چی حله اینجور نباش که همیشه تو هول ولا باشی که خب که چی من اینهمه زحمت بکشم بعد یهو عزرائیل بیاد چی
عزیزم تو شاد باش از همین لحظه ای که هستی لذت ببر و این میشه نگاه قابل تاملی که تو روبا بقیه متمایز میکنه و ی نفر میاد با مدرک دکترای … سمینارش بخاطر عدم استقبال مردم تبدیل ب ی کلاس میکنه و ی نفر مثل استاد ی سمینار توپی میزاره مثل همین سمینار سال ۸۷که هیچتشابهی بین این دو استادنبوده تنها وجه تمایز این بودهوبس واون اینکه سید حسین خودشوباور کرده بوده و ب خدای خودش ایمان ابراهیمی داشته و ب الهاماتی که از طرف خداوند میومده لبیک میگفته و اینها همه از یک چیز نشان میگرفت و اون اینکه سید حسین داشته از مسیر لذت میبرده و بس
وقتی استادفایل میزاره اصلا خواب از چشمان انسان فرار میکنه اصلا تو نمیتونی بیخیال باشی چون آگاهی استاد از جنس آگاهی خداست و هر کس هم نمی ییتونه درک کنه اون آگاهی ناب الله یکتارو
بیا لذت ببر بیا زندگی کن ارزنده بودن در مسیر هدایت بودنت و برو تحقیق کن ببین اون پنج درصدی که استاد میگفت چطوری ب درجات بالا رسیدن و جالبتر اینکه خیلیاشون ثروتشون میبخشن چونمعتقدن با این رشد شخصی که کردن بالاتر هم میتونن ببشترشو خلق کنن
خدایا سپاسگزارم که نکته ب نکته این متن بهم گفتی
از خودم ممنونم که صبورانه این متن با کمک از الله نوشت از انگشتان عزیزم از چشمام از همه اعضای بدنم ممنونم
واقعا چقدر تحسین تون میکنم برای این درک از آگاهی بینظیرتون
واقعا خیلی خیلی لذت بردم از این تحلیل فایل موفقیت مسیر رسیدن به خواسته ها است و لذت بردن از مسیره نه مقصد آن.
نکته های قابل تامل جالبی رو ذکر کردید
اینکه به عزت نفس و ایمان استاد در این راستا بخوبی اشاره کردید
و اینکه استاد در مسیر از یک ۳انون بدون تغییر خداوند استفاده کرده و مد نظر داشته
و این معجزه ها رو چقدر زیبا توضیح دادید واقعا تحسین برانگیزه
و یکی دیگه از نکته های جالب شما در مورد چکاپ فرکانسی است که اولش کجا بودی و حالا کجا هستی واقعا برام جالب بود و این چکاپ باید در همه ی موارد در زندگیمون انجام بدیم
اینکه زندگی کل آدمها رو نمیشه تغییر دا و باید با کسانی کار کنی که خواهان تغییرن و اینکه انسان جایگاهشو در زمین پیدا میکنه
زهرای عزیزم البته خیلی موارد جالب دیگه ای رو مطرح گردید که واقعا برای من جای تعمق داشت و تحسینتون کردم
.در هر صورت ممنون و سپاسگذارم که اینچنین به مطالب اشاره کردید و به درک و آگاهی من از خوندن کامنت زیبای شما کمک کرد
نور و عشق و صلح و دوستی و موفقیت و سلامتی و پول و ثروت پایدارو با هدایت الهی با آ رامش و آسایش بیشتر و بیشتر و بهتر و قشنگتر رو برای همه مون آرزومندم
دقیقا نمیدانم چه تاریخی بود اما متعهد شدم که بیام این سفرنامه رو شروع کنم و پیش برم
و سعی داشتم هر جور شده روزانه ی فایل گوش بدم
چنان درک مطالب سخت بود که نشد هر روز فایل گوش بدم و میشد روی یم فایل روزها میموندم
اوایل ی کم عجله داشتم و میخواستم زود تموم شه اما ی روز گفتم مهم حال من و نتایج منه
چقدر طول بکشه مهم نیست اصلا مگه مسابقه ست؟
نتایج منه که نشون میده تعهدم چی بوده نکه زمان تموم کردن سفرنامه
در مسیر گوش دادن فایل سفرنامه و عمل به تعهد از خدا هدایت خواستم کمکم کنه فروشم راه بیفته و من از این کسادی بازار بیام بیرون
ی روز فقط پی ی الهام رو گرفتم و رفتم
الهامی که انصافا کل زندگی منو زیرو رو کرد
خدا گفت برو با فلان همکارت درباره شرایط کارت صحبت کن
رفتم دفترش ازش وقت خواستم
انصافا خیلی برام سخت بود
چون من شخصی بودم که اون ادم همیشه تماس میگرفت و میگفت بیام بهت سر بزنم و منم هر سری میگفتم سرم شلوغه و نیستم
یا اکثر مواقع کارهاشو دفتر من انجام میداد
برای من سخت بود و گرنه واسه اون شخص چه اهمیتی داشت که چرا فروش من صفر شده و شاید حتی اصلا خبر نداشت
کلی بهم راه حل نشون داد
کلی ایده داد
کلی راهنمایی کرد
حتی پیشنهاد همکاری هم داد
و گفت هر روشی که بشه با هم همکاری میکنیم چونکه من یکی از فعالان فروش در صنف خودم بودم و خداروشکر بازم هستم
بعد از صحبت کردن در مورد مشکل من
چند دقیقه موندم دفترشون و با مابقی بچه ها حرف روزمره زدم و دیدم خدایا من چقدر غرق این همه انرژِی منفی شدم
چنان سطح انرژی من پایین بود که منتظر بودم یکی ی حرفی در مورد من بزنه و من بزنم زیر گریه
ی جمله ای خوب یادمه
یکی از بچه های دفترشون گفت عصری مشتری نبود چیکار کنیم؟
سریع همکار من گفت زنگ بزن بچه ها تیم بشن بریم فوتبال
اونجا بود که فهمیدم خدایا من کجای زندگیم استپ شدم
یعنی اونا حتی از نبودن مشتری به نحو احسنت استفاده میکردن
نه تنها از نبود مشتری گله و شکایت نداشتن حتی ی جورایی خوشحال بودن که تایم ازاد پیدا کردن برن دنبال خوشی هاشون
اونجا بود که فهمیدم بابا حال خوب بابا حس خوب بابا لذت بردن از هر لحظه زندگی مهمه
نکه مث من 24 ساعتع همش در حال تبلیغ و چشم به راه که ی مشتری پیداش بشه که پیدا هم نمیشد
به همکارم گفتم اشکال نداره من چند روزی بیام دفتر شما خونه بیکارم
اون بنده خدا هم خیلی راحت قبول کرد
من میرفتم که باورهای قدرتمند فروش بسازم اما چیزهایی من فهمیدم که باور فروش درش گم بود
اصلا ساعت کاری برای اونا مهم نبود
هر وقت از روز دوست داشتن میرفتن باشگاه
هر وقت مشتری بود میومدن دفتر
کلا برنامه تفریح و لذت براشون خیلی مهم تر از فروش بود
جالب اینجاست خانوادگی اینجوری بودن و همشون متاهل بود
و هر روز دفتر پر بود از مشتری
من فهمیدم بابا تو زندگی یادت رفته حال خوب یادت رفته چسبیدی به فروش؟
در صورتی که من هزاران دلیل برای لذت بردن از زندگیم داشتم
ی خودکار و ی عالمه کاغذ برداشتم شروع کردم به نوشتن
هرچی که به ذهنم میرسید در مورد باورهایی که داشتم
دقیقا روبروش باور قوی شو هم نوشتم و شروع کردم در خودم دنبال کاشتنش که ایا من لایق چنین باورهایی هستم
یکی دو روز طول کشید کم کم حسم بهتر شد
سروکله مشتری پیدا شد
و اولین فروش من بعد ماها اتفاق افتاد
یادم نمیره چقدر کنارخیابون گریه کردم
داشتم از قدرت بی نهایت خدا شکه میشدم که اومده خلق همه زندگی رو به من سپرده و من کجای ناملایمات گیر بودم خدا داند
یادمه اون روزها من حتی هزینه خرید ی صبحونه ساده رو هم نداشتم
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت
دیگه افتادم رو ریل و ول نکردم اصل رو
گفتم وقتی من پی ی الهام رو گرفتم وقتی قدم اول رو برداشتم وقتی رفتم تو دل ترس و به قول خودم پا روی غرور گذاشتم وظیفه خداست وظیفه کائناته وظیفه تمام قدرت جهانه که به خواسته من جواب بده و هر روز با انرژی تر از دیروز کارهامو انجام میدادم و میسپردم به خدا
اوایل هم عجله داشتم و همش میخواستم با قدرت خودم فروش داشته باشم ولی گفتم بزار یک بار حرف استاد انجام بدم
من تبلیغمو میکنم
لیست موجودی ارسال میکنم و از لحظه لحظه زندگیم تا جایی که میتونم لذت میبرم ما بقیش با اون قدرت محضه
تقسیم کار کردم
گفتم تو شرایط فعلی من تنها کاری که میتونم انجام بدم همینه مابقیش با من نیس
و خدارو هزاران بار شکر
فروش شروع شد
طبقه حرف های استاد اومدم کارهامو اولویت بندی کردم و از جمله بدهی هامو
از مبلغ پایین شروع کردم به پرداخت
تقریبا تو ی هفته من 20 میلیون تومان بدهی پرداخت کردم
و خدارو هزاران بار شکر
ی روز عصر دیدم کلی لوازم ضروری خونه خریدم و چقدر حالم اسمانی شد که مجدد تونستم خرید بزنم
ی سری تضادها پیش اومد که باید دفتر میگرفتم و مستقل فروش میداشتم
ی روز گفتم خدایا نشانه بفرست
و متوجه شدم وقتی از ملک ی همکاری استفاده کرده بودم برای فروش حرف هایی زده شده بود که باید دفتر مستقل داشته باشم
گفتم خدایا تو داری قدم هارو میگی پس بی زحمت خودت جورش کن
من فقط تنها کاری که میتونستم انجام بدم مراجعه به املاکی بود و انصافا ریالی حتی برای کمیسیون نداشتم چه برسه پول پیش
گفتم میرم اگه قراره بشه میشه
اگه نکه کاری نکردم
دقیق یادم نیس یا همون روز اول یا روز دوم گشتن ملک اوکی شد و هیچ مبلغی من نداشتم فقط چک کردم و گفتم میخوام
شب رفتم خونه به داداشم گفتم اینجور ملکی پیدا کردم و هستن افرادی که پیشنهاد شراکت دادن توبیا پولتو بده من اجاره کنم و سود رو نصف کنیم به جای اینکه بخوام با غریبه شریک شم و اونم خداروشکر قبول کرد تا زمانی که پولش لازم بشه دست من باشه
من ملک اجاره کردم و دقیقا همون روز فروش انجام دادم هزینه کمیسیون پرداخت شد
اومدم دوباره طبق گوهر های ناب استاد برنامه هام نوشتم
گفتم خدایا جورکن میز وصندلی باکس و تجهیزات همه و همه
و شد
خدارو صد هزار مرتبه شکر
همش شد دقیق نمیدونم چند روزه ولی انصافا به هفته نکشید
گفتم خدایا من فقط قدم هایی که میگی رو میرم نشانه هایی که میفرستی رو میرم مابقیش با خودت
و شروع شد فروش هر روزه من با سود عالی
و استاد هزاران بار میگه بابا تنها خودتون خالق شرایط هستین و بس و ایمان داشته باشین ی قدم بردارین هزراتا جهان میادسمتت و وظیفه جهانه به شجاعان پاداش بده
اگه جواب نده ی جای کار میلنگه
البته من اصلا به این شرایط فعلی و این مقدار فروش و این مبلغ سود که قانع نیستم اصلا وابدا
چون من لایق ی ثروت هنگفتم از کجا نمیدانم نمیخوامم بدانم من فقط قدم هایی که گفته میشه رو میرم مابقیش اصلا ربطی به من نداره
ولی خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
و این ها نتیجه همین فایل های فصل اول بود و ایمان دارم نتیجه فصل بعدی هزاران برابر طلایی تر از اینهاست برای من
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
من امروز دقیقا تو دفتر کار خودم تو بهترین نقطه شهر با تمامی تجهیزاتی که برای دفتر میخواستم با راحتی و حال عالی این کامنت رو نوشتم که بگم
دوستان میشود
برای من شد پس برای هرکی که بخواهد میشود فقط کافیه بخواین
خدا همه چیز میشود همه کس رو به شرط پاکی دل به شرط طهارت روح
بسیار عالی و عاشقانه بود صحبت های شما در خصوص درک صحیح از موفقیت
موفقیت اون لحظه ای هست که داری خدمتی، کاری رو ارایه میدی و هنوز نتیجه ای ازش نگرفتی ولی ایمان داری که راه ت درسته و مسیری که داری میری مسیر درستی هست.
متاسفانه با توجه به اینکه اغلب ما درگیر مسایل مالی هستیم ناخداگاه همه چیز و مخصوصا موفقیت رو در نتیجه میبینیم و از همه مهم تر مقاس ما برای سنجش موفقیت ریال هست.
من در ایران که بودم تجربه تدریس و صحبت کردن در جمع رو خیلی داشتم و دقیقا صحبت های شما رو درک کردم در خصوص گرفتن مخاطب.
نشوندن مخاطب اون هم چند ساعت بر روی یک صندلی
گرفتن پول از مخاطب برای اینکه یه خدمتی (اون هم حرف زدن) رو بهش بدی که حتی خودش هم از قبل ندونه کیفیت این خدمت یا محصول چه میزان هست.
کار بسیار پر ریسکی هست.
من هم فایل آموزشی شما رو دیدیم.
حتی ظاهر شما هم در ابتدا نظرم رو به خودش جلب کرد.
ولی بانکات مهمی هم روبرو شدم
اینکه دوست داشتید هر آنچه را که خودتون درک کرده بودید رو به مخاطب منتقل کنید.
اینکه در ابتدا کمی با صدای لرزان جلسه شروع شد و زمانیکه به پاورپوینت اشاره کردید در ابتدا کلمه به کلمه جمله رو خونیدید و بعد توضیحش رو دادید ولی بعد از اینکه جو جلسه براتون صمیمی تر شد دیگه راحت تر ادامه دادید.
وقتی مسیر درست باشه و ادم عاشق کارش باشه، لذتی که توی مسیر میبره خیلی شیرین تر از نتیجه نهایی هست.
نتیجه نهایی که بیشتر با معیار پول سنجیده میشه بیشتر برای پاسخ دادن به هزینه های زندگی هست ولی لذتی که توی مسیر بهت دست میده برای خودت هست برای روحت و برای سیراب کردن خودت.
من هم طعم شیرین لذت بردن از مسیر رو چشیدم و کسی میتونه حرف شما رو درک کنه که این مسیر رو رفته باشه
چون من بسوز تا بدانی که چه میکشم
احساس سوختن به تماشا نمیشود
توی اون لحظه و توی اون مسیر اصلا مباحث مالی در نظرت نیست حتی لحظه ای هم به مباجث مالی قراداد یا توافق نامه ای که برای ارایه اون خدمت امضاء کردی فکر نمیکنی.
فقط در اون لحظه و مسیر داری عشق میکنی از اینکه حرفی برا گفتن داری و مخاطبی داری که دانسته هات رو بهش منتقل میکنی تا رسالتت رو انجام داده باشی. و خسته نمیشی از اون کار
جالب اینجاست که حتی احساس خستگی هم نمیکنی، گذشت زمان هم برات معنایی نداره
من شما رو تحسین میکنم که سریع تونستید با دیدن اون سالن سمینار و اون موضوع تدریس موقعیت رو بقاپید و سریع تصمیم بگیرید که از اون نقطه جلسات رو شروع کنید و نگران فردا نبودید.
در مجموع استاد عزیز من به این گفته از شعر عطار ایمان دارم که:
گر مردرهی میان خـون بــایــــد رفت
از پــای فتــاده ســرنـگون بایـد رفت
تو پـای به راه درنــه و هیـــچ مـپرس
خـود راه بگویدت که چـون باید رفت
استاد،من شما رو تازه پیدا کردم!
فعلا دارم فایلهای طلایی رایگان شما رو گوش میکنم و تمرین میکنم و دارم روی ورودیهای ذهنم کار میکنم.
با وجود اینکه سال ۷۵ من برای اولین بار قانون جذب رو شندیم ولی، فلسفه قانون جذب رو به بهترین شکل از زبان شما شنیدم و آویزه گوشم کردم.
من با شما خیلی کار دارم!
چون زمین خورده هستم !
و از تریبون تدریس و مشاوره رسیدم به فروشندگی !
الان دارم فعلا گیج میزنم
ولی توی این وضعیت شما خیلی به داد من رسیدید و سه ماه ای هست که حالم خیلی خوب شده و به یقین رسیدم که باید برای رهایی از این وضعیت و یافتن رسالت خودم، رد پای استاد عزیزم(عباس منش عزیز) رو دنبال کنم.
امیدوارم به زودی امکان تهیه دوره کشف قوانین زندگی برام فراهم بشه تا بتونم خودم، خدای خودم و رسالت رو بهتر بشناسم و خالق زندگی جدیدی باشم.
چند وقت بود همش به خودم میگفتم تو اصلا نتیج نگرفتی از فایلای عباسمنش…البته منظورم نتایج ظاهری بود…
وقتی این فایل و حرفایی که زدید و توضیحاتی که دادید رو گوش دادم و فکر کردم دیدم استاد من خیلی خیلی تغییر کردم!!!
من قبل از آشنایی با شما و استفاده از آموزه های شما یه آدم کاملا بی تحرک بودم…یعنی استاد من همیشه تو خونه و تو اتاق خودم دراز کشیده بودم و همیشه آهنگ های بسیار منفی تو گوشم بود و صبح تا شب گوش میدادم و بشدت آدم ناامید و به معنااااااای واقعی افسرده بودم….درگیر روابط وحشتناک و احساسات وحشتناک اونم تو سن ۱۸ سالگی….بشدت آدم وابسته و منفی بین و بدبین به همه چی…کاملا خدارو انکار میکردم و در واقع اصلا اعتنایی به خدا نداشتم و قدرتی هم براش قائل نبودم تو ذهنم…همش توی شبکه های مجازی بودم…میگم کل زندگی من وقتی از خواب بیدار میشدم این بود که گوشی رو بردارم و برم تو مجازی و هنزفری بزارم و اهنگ های نامناسب رو پلی کنم…من اون مدت اصلا آهنگ شاد گوش دادن رو عجیب میدونستم!!!!!!
میگفتم مگه میشه آهنگ شاد گوش داد؟ اصلا کسی که آهنگ های شاد گوش میداد رو بشدت دیوانه خطاب میکردم…
خیلی اوضاع روحیم بد بود خییلییی…هرشب ناراحتی و غم و و هزاران مورد دیگه که یادم نیست…
تا عید که ۹۵ که یکی از بستگان ما بعد از مدت ها اومد خونه ما چون راهشون دور بود خیلی خیلی دیر میومدن پیش ما…دایی و زندایی من تو یکی از روزهای عید اومده بودن خونمون…وطبق معمول چون تمام خانواده ما سیاسی و حتی اخیرا منکر خیلی از اعتقادات میشدن و فقط خدا بود که منکرش نشده بودن…یعنی دین و اسلام و قران و امام و همه اینارو زیر سوال میبردن…اون روز که اومده بودن خونه ما همین بحثا شروع شد و دایی و پدر من شروع کردن صحبت کردن که اره تمام دین اسلام همش خرافاته و اینارو حاکم ها دراوردن و واقعی نیست و امام حسین اصلا بخاطر دختر یزدگرد سوم رفته بود جنگ و واقعه عاشورا بخاطر یک دختر ایرانی بود….البته به کتاب های تاریخی استناد میکردن ولی در این مورد نمیدونم داستان واقعا چی بود…اما خیلی از حرفاشون منطقی و درست بود اینکه خیلی از چیزایی که الان مردم بهش اعتقاد دارن دروغه…البته تمام دین و اسلام و مذهب رو از خدا جدا میدونستن و میگفتن خدا اصلا تو این چیزا نیست و تو قلب آدمه….من برگشتم گفتم اگه امام های ما دروغ بودن پس چجوری شفا میدن؟ من خیلیارو دیدم که شفا گرفتن به صورت عجیب و معجزه آسا…اینو چی میگین؟ بعد دایی من برگشت گفت این بخاطر قدرت ذهن خود طرف بوده!!!!! و گفت تو اگه بری کتاب فلان و فلان رو بخونی میفهمی…من وقتی اینو شنیدم دنیایی از کنجکاوی اومد سراغم و بعد از دو دقیقه اسم کتابا یادم رفت….عید دیدنی تموم شد و وقتی داشتن میرفتن من از داییم پرسیدم اسم اون کتابارو یبار دیگه میشه بگید؟ و اونم گفت…اسم یکیش دولت و فرزانگی بود و اونیکیش رو یادم رفت الان…من همون شب رفتم دانلودش کردم و شروع کردم خوندن و به صورت عجیبی علاقه مند شده بودم بهش ، تمرینایی گفته بود که همیشه انجام میدادم…حدود ۵-۶ ماه گذشت و من چندین کتاب شبیه به این رو هم دانلود کردم و خوندم و با یکی از دوستام که تازه اشنا شده بودم باهاش و هفته ای ۳-۴ بار باهم میرفتیم بیرون این مطالب رو بهش میگفتم…بهش میگفتم ببین برو فلان کتاب رو بخون در مورد ذهن و قدرت درونی و قانون جذب و اینچیزاست…انقدر علاقه مند شده بودم به مطالبش که یکسره در موردشون با دوستم حرف میزدم…یهو دوستم بهم گفت برو سایت عباسمنش دات کام مقاله هاش رو بخون…دقیقا یادمه گفت برو مقاله های سایت عباسمنش رو بخون (و نگفت که برو فایل های رایگانش رو ببین)…منم گفتم باشه و تو دلم گفتم که یه ایرانی آخه چی حالیشه! چون گفته بود عباسمنش و فهمیده بودم این فرد ایرانیه تو دلم گفتم یه ایرانی مگه چی میدونه…دقیقا یادمه این حرفم
منم نرفتم که مقاله هارو بخونم و خیلی سریع یادم رفت…بار بعد که دوستم رو دیدم و بازم از مطالب موفقیت باهاش حرف میزدم بهم گفت رفتی اون سایته که بهت گفتم؟ منم گفتم نه هنوز ولی میرم…(در حالی که حتی اسم عباسمنش هم یادم رفته بود!)
بازم من نرفتم که مقاله هارو بخونم و سایتو ببینم…
بعد مدتی یه شرایطی شد و من رفتم خونه این دوستمون…فلشم همراهم بود بهش گفتم از لپ تابت چیزای جالبی که داری بریز..از فیلم و اهنگ و کلیپ و ازین چیزا…اونم گفت باشه و ریخت و گفت میخوای اینم برات بریزم؟
گفتم چی رو؟
و یهو دیدم یه پوشه باز کرد به اسم روانشناسی ثروت ۱
یکیش رو پلی کرد و گفت برو اینو ببین …گفتم باشه بریز میبینم…
من اومدم خونه گفتم بزار ببینم اینی که هی حرفش رو میزنه کیه
اقا من اولین فایل رو پلی کردم ، همینجوری میگذشت و من خیییییییلی کنجکاو شده بودم و هیچی هم نمیفهمیدم از صحبت های استاد عباسمنش تو اون فایل ها…اصلا نمیفهمیدم چی میگه…برای اولین بار بود که تصویر این آقای عباسمنش رو دیده بودم…که خیلی محکم و جدی حرف میزد…من چنتا فایل رو گوش دادم و خیلی برام جالب شد و همینجوری گذشت و سعی میکردم به چیزایی که تو اون دوره گفته شده بود عمل کنم….مثل اینکه دیگه تلوزیون نبینید و…..
شاید باورش سخت باشه ولی بعد از یک روز من تمام اون تمرینا یادم میرفت و کلااااااااا فراموش میکردمشون…دوباره بعد از مدتی میومدم گوش میدادم و بعد به سرعت یادم میرفت…در یک کلام برام خیلی جالب بود ولی اصلا نمیتونستم اون مطالب رو تو ذهنم نگه دارم و سریعا یادم میرفت
حدودا ۲ ماه از روزی که بسته روانشناسی رسیده بود دستم میگذشت و من برای اولین بار اومدم که ببینم این سایت عباسمنش دات کام چیه…
اومدم سایت رو باز کردم و دیدم تو صفحه اصلی سایت در مورد دوره روانشناسی ثروت ۳ مطلب گذاشته شده و این دوره داشت تهیه میشد و جلساتش رو سایت قرار میگرفت…گشتم دنبال مقاله ها(الان اون مقاله ها نیست روی سایت ولی اونموقع بود)….مقاله هایی در مورد معجزه ریاضی قران و اینچیزا بود….
منم دیدم و رفتم قسمت دانلود ها
دیدم یه عالمه کلیپ با عناوین بسیار جالب اونجاست…هر عنوانی که برام جالب بود رو میزدم روش…و دیدم باید عضو سایت بشم و رفتم عضو سایت شدم و اومدم چنتا فایل رو دانلود کردم ، میگم فقط اونایی رو دیدم که یه عنوان جالب داشت و کنجکاوم میکرد…
من چنتا رو دانلود کردم و گوش کردم
بازم حدودا یه ماه سرگرم بودم تو همین حال و هوا…هنوز کتاب میخوندم و با اون دوستمم بیرون میرفتم و در مورد این چیزا صحبت میکردیم…
بعد از حدود یک ماه اومدم که بقیه فایلارو دانلود کنم…به خودم گفتم بیا از اول دانلودشون کن…نشستم دانلود کردم همرو…اونموقع قسمت محبوبترین دانلود ها بود و تو هر صفحه ۹ تا فایل بود و من یکی یکی صفحه هارو رد میکردم و دانلود میکردم و رندوم برای خودم گوش میدادم…کم کم افتادم تو این مسیر و جدی تر شدم و کم کم عمل میکردم به حرفایی که تو فایلا گفته میشد
مورد بسیار بسیار بسیار عجیب این بود که من بعد از حدود ۶ ماه دیدیم یه عااااااااااالمه فایل تو قسمت آرشیو هست!!!!!!!
یعنی من تو این مدت زیاد همیشه این کلمه آرشیو رو تو سایت میدیدم ولی اصلا توجهی بهش نمیکردم…
بعد از ۶ ماااه زدم روش و هنگ کرده بودم!!!!
دیدم خدایا یه عالمه فایل اینجاست ، اینا کجا بودن چرا من ندیده بودمشون؟؟؟؟
الان که دارم میگم تکامل رو کاملا درک کردم تو این موضوع
دیگه اون مرحله ای بود که من داشتم حدودا جدی کار میکردم رو خودم
بعد از مدتی از خدا یک درخواست نادرست کردم!!…گفتم خدایا این محصولای عباسمنش رو من میخوام بهم بده…اخه فکر میکردم توی محصولات چیزای خاصی گفته شده و خیلی کنجکاو بودم و چون بازم تو روابط مشکل داشتم بیشتر از همه خیلی مشتاق دوره عشق و مودت بودم و وقتی تو صفحه محصولات میدیدمش قند تو دلم آب میشد…یعنی من هر روز حدودا ۱ ساعت فقط داشتم عناوین محصولات رو میخوندم و خیلی برام هیجان انگیز بود..پولم نداشتم که بخرمشون…به خدا گفتم خدایا اینارو بمن بده دیگه من میخوام اینارو…با حالت طلبکارانه از خدا خواستم که این محصولات رو بهم بده…در واقع گفتم محصولات رو بمن بده ، نگفتم بمن پول بده که بتونم بخرم اینارو…و به شکل بسیار بسیار بسیار عجیبی نه تنها محصول عشق و مودت بلکه تمام محصولات بدستم رسید…(کل نمد هولا و هولا) و اتفاقی که افتاد من تمام فایلای رایگان رو پاک کردم و فقط داشتم محصولات رو گوش میدادم!…میدیدم که زیرش نوشته این محصول فقط برای کسایی هست که بهاش رو دادن ولی اصلا توجه نمیکردم و میگفتم خدا بمن داده و با توجیهات نادرست خودمو گول میزدم….چندین و چند ماه من از این محصولات استفاده میکردم و اونموقع استاد عباسمنش یک فایل گذاشت روی سایت و برای اولین بار بعد از مدتهاااا به صورت مستقیم گفت که کسی که از راه نادرست بره به جایی نمیرسه و باید بها بدی و گفتن که من اگه اینجام از راه درست رفتم ، فایلش هم فایلی به نام بررسی موردی یک دوست بود که الانم با این اسم هست….اونموقع به خودم نگاه کردم دیدم من کلا تو مسیر اشتباهم!!!…و اینکه اینهمهههه مدت گذشته و من اصلا هیچ نتیجه ای نرگفتم و فایلای رایگان رو هم پاک کردم….
اونموقع تمام محصولات رو از کامپیوتر و گوشیم پاک کردم و یه عالمه زمان گذاشتم و از اول فایل های رایگان رو دانلود کردم..
شروع کردم به گوش دادن فایل های رایگان تا رسیدیم به الان و این تاریخ
این مدت همش فکر میکردم که من اصلا نتیجه نگرفتم و به همه چی شک کرده بودم…
که این فایل رو گذاشتید و وقتی دقیق نگاه کردم دیدم من بشدت اعتماد به نفستم بیشتر شده…واقعا خیلی خیلی خودمو دوست دارم…از قیافم و از خودم خیلی خوشم میاد…در صورتی که قبلا از خودم بشدت بدم میومد…از لحاظ ظاهری خوشگل تر شدم…توی جمع خیلی راحت حرف میزدم در حالیکه من اگه سرم میرفت نمیتونستم تو جمع حرف بزنم….بشدت و بشدت و بشدت حالم خوبه…انگیزه دارم…استاد من جوری شدم که از خواب بدم میاد!…یعنی اصلا دوست ندارم بخوابم…همش میخوام بیدار باشم و فعالیت داشته باشم و رو باورام کار کنم و زندگی رو تجربه کنم این احساس خوب رو تجربه کنم….استاد مدتهااااااااااست اهنگای منفی اثری نیست ازشون…همش اهنگ های شاد و مخصوصا قدیمی…جوری که ۳ نصف شب من تو اتاقم برقو خاموش میکنم و تو گوشم هنزفری میزارم و اهنگ شاد پلی میکنم و ۲ ساعت میرقصم تا جایی که از خستگی میفتم😂😂😂
همه این شادی از درونم میاد و چیزی نیست که بخوام زورکی انجام بدم…در واقع اصلا نمیشه زورکی ساعت ۳ نصف شب رقصید😂😂
باورم نمیشد منی که یه آدم داغون و ناامید بودم…جوری که کل روز تو خونه دراز کشیده بودم و بشدت حالم بد بود به اینجا رسیده باشم
حالم خیلی خوبه…صبح ها میرم بیرون و از خنکی هوا لذت میبرم و ساختمون های نوساز و زیبا رو تحسین میکنم درختارو تحسین میکنم…قدم میزنم… رو صندلی پارک میشینم ….خیلی حال میده
یه عالمه آدم از زندگیم رفتن…خیلی برام جالب بود بعضی از ادم ها برای همیشه از زندگیم رفتن و مدتهاااااااااااست خبری ازشون نیست…یکی دوبار من خودم ازشون خبر گرفتم و بهشون پیام دادم ولی دیدم اصلا مثل قبل ارتباط رو ادامه نمیدن و پیگیر نیستن….در صورتی که هیچ بحث و دعوایی بین ما نشد….
البته هنوز ادمای منفی هستن تو زندگیم ولی به طرز عجیبی تنها هستم و به اندازه انگشتای یک دست هم ادم نیست تو زندگیم
حساب کردم دیدم من ۳ ساله عضو شدم تو این سایت ولی مدت زمانی که به صورت مفید و درست رو خودم کار کردم ۶ ماه هم نمیشه…واقعا هم نمیشه
چون چندین ماه عضو شده بودم و اصلا نمیومدم تو سایت و به فایلا کاری نداشتم
چندین ماه تو مسیر نادرست بودم و داشتم محصولات رو گوش میدادم
سر جمع من ۶ ماه هم رو خودم کار نکردم
اگه بخوام تغییرات ظاهریم رو بگم شاید کم باشه و شاید هم اصلا خودم متوجه تغییراتم نباشم!… ولی تغییرات شخصیتی من بسیار بسیار بسیار زیاد بوده…. و استاد دقیقا اون حرفی که تو فایل زدید رو من مدتی پیش به خودم زدم…اینکه اگه همین الان بمیرم واقعا راضیم…خیی لذت بردم…خیلی لذت بردم از زندگیم…اونم تو سن ۲۲ سالگی
استاد یکی از اتفاقات خیلی عجیب که امروز افتاد و اصلا دلیل کامنت گذاشتن من بود اینه که من درسم تموم شده جدیدا و سربازیم برام یه معزل شده بود…همش میگفتم خدایا باید اینو چکار کنم؟
چون من بشدت دوست دارم آزاد باشم و رو خودم کار کنم…
حدود یک هفتس خیلی ذهنم رو درگیر کرده بود و باید تصمیم میگرفتم چون وقتش بود و به درس خوندن و ادامه تحصیل هم علاقه ای نداشتم…
به این جمع بندی رسیده بودم که من تنها راهی که دارم اینه که با کار کردن روی خودم یه جای خوب بیفتم توی سربازی و کمتر زمانم گرفته بشه…
همونشب خوابیدم و دم دمای صبح که داشتم بیدار میشدم یه جمله تو ذهنم به صورت واضح زمزمه شد…انگار یک نوشته بود که داشتم میخوندمش…نوشته بود که تو تمام تجربیاتی که تو سربازی میشه داشت رو داری ، چرا میخوای بری سربازی و وقتت رو تلف کنی؟؟؟؟
همون لحظه بیدار شدم و خیلی برام عجیب بود و گفتم این نشونست و هر اتفاقی بیفته من نمیرم سربازی…مگه میشه ۲ سال از اینترنت و فایل های استاد عباسمنش خبری نباشه؟
من که اینهمه هدف و انگیزه دارم طبق قانون نمیتونه برام دردسری مثل سربازی اتفاق بیفته…تمام تجربیات سربازی رو هم دارم تو زندگیم… چیزایی که به عنوان سختی های روحی و جسمی سربازی ازش یاد میکنن رو من هزار برابرش رو دارم..پس واقعا دلیلی نداره برم سربازی
و استاد این یه هفته خیلی رو باور توحیدیم به صورت واقعی که احساس خوب بیاره کار کردم و گفتم خدا تواناییش خلی بیشتره…خدا نمیزاره برام دردسر ایجاد بشه…من نمیخوام برم و نخواهم رفت…
امروز رفته بودم تو یه سایت داشتم یه مطلب میخوندم و یهو چشمم ناخوداگاه افتاد سمت چپ منوی اخبار سایت…. و دیدم نوشته خبر خوش برای سربازان!!!!
زدم روش و اینجا بود که نزدیک بود شاخ واقعی دربیارم!!
دیدم نوشته طرح جدید مجلس برای معافیت از خدمت سربازی ، تاریخ خبر ۳ آبان ۱۳۹۹ ، یعنی دو روز پیش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
استاد همین الان سرچ کن این خبر رو میبینی
باورت نمیشه استاد من مو به تنم سیخ شد……بهت و حیرت منو گرفته بود…
مگه میشه؟؟؟؟
استاد اخرین باری که میشد از سربازی معاف شد به همون قضیه خرید سربازی میرسید که دو سال پیش ممنوعش کردن….
یعنی استاد این اتفاقی که بخوان دست بزارن رو معافیت سربازی خییییییییییییلی کم اتفاق میفته و خیلی نادره
خیلی برام نشونه ی عجیبی بود…البته هنوز تصویب نشده ولی مگه مییییییییییییشه همون مدتی که من از خدا به صورت واقعی خواستم و بهش گفتم خدایا تو کمکم کن من نمیخوام برم سربازی ، دقیقا همون موقع یه نماینده مجلس بیاد تو تلوزیون و بگه این طرح جدید برای معافیته؟؟؟!!!!!!
این مدت خییییلی رو قدرت خدا کار کردم تو ذهنم…که یدالله فوق ایدیهم…
مگه میشه خدا واسه ادم اینقدر کافی باشه که قانون یک کشور سختگیرو بخواد تغییر بده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خدا در این حد گوش به فرمان منه اگه باورش کنم؟
استاد من این یک هفته خیلی روی توحید کار میکردم خیلی ، اونم نه ظاهری ، بلکه با احساس آرامش و احساس عدم تاثیر بقیه تو زندگیم….
یعنی میدونی استاد چقدرررررررررررررررررررررررررررررر طول میکشه که بحث معافیت سربازی رو بکشن وسط؟؟؟؟ میدونی؟؟؟؟
چیزی که یجورایی خط قرمزه تو ایران!!!!!
داستانشم اینه که میخوان از کسایی که کارت پایان خدمت ندارن مالیات بیشتری نسبت به بقیه بگیرن و کاری به خدمتشون نداشته باشن و تمام خدمات رو هم ارائه بدن بهشون…مثلا طرف بخواد خونه بخره اگه حالت عادی برای سند و اینچیزا باید ۱ میلیون هزینه میکرد الان باید ۱ میلیون و ۵۰۰ هزینه کنه به طور مثال… ایشالا که تصویب بشه😍😁
این موضوع و این فایل شما باعث شد کامنت بزارم….
تنها قدرت جهان رب العالمین هست که تمام ادم های جهان و تمام قدرت های جهان حتی به اندازه یک مگس هم نیستن در مقابلش…
اگه به اون وصل بشی تمام جهان اگه بخوان تورو بکشن پایین نمیتونن کوچیکترین تاثیری روت بزارن….
خدایا شکرت برای خوندن و دیدن یهویی کامنت این دوست عزیز با این همه داستان قشنگ و این همه مرور آگاهی ها و اتفاقات…
کامنتت رو کامل خوندم و داستانت برام خیلی جالب بود. اینکه وقتی از مسیر اشتباه بخوایم به جایی برسیم موفقیتی در کار نیست اگر هم باشه موقتی و زود گذر هست.
تحسین کردم این متن و داستانی که از روند تکاملی خودت و روی خودت کارکردن نوشتی. واقعا آفرین که مدارت رو آروم آروم تغییر دادی و جا نزدی و از اون فرد همیشه ناراحت و افسرده و بی اعتنا بخدا خبری نیست. واقعا تحسین تون میکنم امیرحسین عزیز…
خیلی جالب بود این روند تکاملی و این همه تغییراتی که پشت سر گذاشتی تا در مسیر درست راه موفقیت رو در کمال آرامش و لذت طی کنی…بقول عنوان همین فایل موفقیت مسیر رسیدن به خواسته هاست نه مقصد آن
الان شما موفق تر از سال 95 خودتون هستین.
الان موفق تر از اون زمانی هستی که افسار این ذهن چموش رو در دست نداشتین.
الا موفق تر از روزهای قبل خودتون هستین با این اتفاقاتی که برای خودتون رقم زدین و حالا شدین حالا خالق زندگی خودتون بصورت عزت مندانه و با ارزش. شما رو تحسین میکنم که در مسیر توحید اینقدر خدا رو باور کردین و اینکه تنها فرمانروای عالمیان یکی هست که حتی میتونه برای یک انسان مصمم و با اراده در بهترین زمان قانون مملکت تغییر کنه.
واقعا اون خبر معافیت سربازی هم خیلی خیلی جالب بود اینا یعنی شا در مسیر درستی در حال قدم برداشتن هستی و من به شما تبریک میگم و خوشحالم که کامنت شما رو خوندم.
خوشحالم که با دوستانی آشنا میشم که در مسیر شناخت خودشون و خدا قدم برمیدارن و خالق زندگی و شرایط زندگی خودشون هستن. و بقول استاد خوب زندگی میکنن و جهان رو جای بهتری برای زندگی میکنن…
این بخش کامنت شما رو برای مرور و یادگاری برای خودم اینجا میارم که نوشته بودین:
تنها قدرت جهان رب العالمین هست که تمام ادم های جهان و تمام قدرت های جهان حتی به اندازه یک مگس هم نیستن در مقابلش…
اگه به اون وصل بشی تمام جهان اگه بخوان تورو بکشن پایین نمیتونن کوچیکترین تاثیری روت بزارن….
براتون بهترین پیشرفت های درونی و بیرونی رو ازخداوند یکتا خواهانم.
سپاس گزار خداوندم که هرروز از هر جهت بهتر و بهتر میشوم
سپاس گزار خداوندم بابت اینکه قوانینی ثابت و ساده و بدون تغییر وضع کرده و به من قدرت خلق صددرصد اتفاقات زندگیمو داده
خداوندی که قوانینش احساس خوب =اتفاقات خوبه
خداوندی که با حضورش هر لحظه باشکوهه و هر لحظه مبارک و مقدسه
جهان هر لحظه داره به باورهای من پاسخ میده نه به اعمال فیزیکی من
من در جهانی زندگی میکنم که باورهای منو داره هر لحظه به من ثابت میکنه
جهان ماشین اثبات باورهای من
خداوند شکل ندارد و میتواند به هر شکلی که خودآگاه ویا ناخودآگاه میسازم در زندگیم ظاهر شود
جهان هیچ فرم و غالبی ندارد ،باورهای من داره به جهان شکل وغالب میدهد
من در وهله ی اول باید بپذیرم که خالق صددرصد زندگیم هستم و مسعولیت تمام اتفاقات زندگیمو بپذیرم و این نقطه ی شروع موفقیت هاست ،همه چیز انرژیه و تمام زندگیه من داره توسط فرکانس هایی رقم میخوره که هر لحظه دارم میفرستم ،فرکانس هایی زندگیمو داره رقم میزنع که من قادر به دیدن آنها نیستم و همین مسأله ندیدن ،داره به کل زندگی معنا میده ،به ایمان و توکل داشتن معنا میده ، موضوع همینه که چون نمیبینم فرکانس های ارسالی میتونه بهشت و جهنمی برای من بسازه ،بخاطر همین باید میلیون ها بار قسم حضرت عباس برام بخورن که کل داستان همینه ،اما هربار که من سعی میکنم رابطه ی بین ارسال فرکانس خوب و اتفاقات خوب رو پیدا کنم و درک کنم ،به مراتب کار آسانتر و ایمان من بیشتر و بیشتر میشه ،
اصن فک کن من به چشم میدیدم که از کلم داره چه نوع فرکانسی ارسال میشه و شکل فیزیکی شو میدیدم ،اونوخ هر طوری شده دستم رو نمیکردم تو آتیش ،
پس برای تغییر یک شرایط خاص ،باید چه چیزی عوض بشه ؟؟؟تنها و تنها باید فکر من ،عقیده ی من باور من راجب اون موضوع عوض بشه ،به قول کتاب گفتگو با خدا اون فکره حمایت کننده ای که داره حمایت میکنه از اون باور مناسب یا نامناسب اون باید عوض بشه و بعد نتیجه رخ خواهد داد ، و به نظرم بزرگترین لذت زندگی همین خلق هایی هست که با کانون توجه خود میکنیم و خودم تجربه کردم بارها و بارها و هممون تجربه کردیم
توی پروسه و روند یک معاملهی ملکی قشنگ لذت استفاده از قوانین خداوند و خالق بودن خودم با استفاده از این قوانین رو قشنگ مزه مزه کردم و با تمام وجودم لمس کردم ،بارها و بارها این طور شده ولی خب بعضی مثالها خیلی مشهوده ،و خواسته ها به صورت طبیعی من پی بردم که وارد زندگی میشه ،اگر که ما مقاومت نداشته باشیم و از قوانین استفاده کنیم ،
دوس دارم این مثال رو بنویسم و مرور کنم اینکه میگم جهان فقط داره به باورهای من پاسخ میده یعنی چی .
پارسال که همه یه جورایی پذیرفته بودن که شرایط همینه و کاره ملک خوابیده و حتی دلال هایی که تو منطقه ما بعضاً 20سال تجربه داشتن و اندازه موهای سر من معامله کرده بودن ،اونها هم پذیرفته بودن که شرایط رکوده ،چرا میگم پذیرفته بودن ؟؟؟چون نتیجشون اینو نشون میداد
حالا من : سعی میکردم احساس خودم رو خوب نگه دارم و تمریناتمو انجام بدم و به خودم یادآوری میکردم که جهان به باورهای من پاسخ میده و لا غیررررر ،به خودم یادآوری میکردم که دنیای هر شخصی جداست و جهان داره به صورت مجزا به باورهای هر شخص پاسخ میده ،اینکه هدایت میشوم به مالک مناسب به مشتری مناسب و مشتری های مناسبی که قبلاً داشتم رو به یاد میآورم و تحسین و سپاس گزاری میکردم ،،،و من هدایت شدم دوستان ،چون درمسیر درست بودم هدایت شدم به فروش یک ویلای مدرن و مشتری پسند ، یک مالک خوب و خوش حساب و خلاصه من فایل کردم و حسم گفت بزار توی دیوار و گذاشتم توی دیوار ،باورتون نمیشه توی زمستونی که کسی اصن سراغ ملک و زمین نبود ،اونمزراعی و ویلایی دیگه ،من توی یک هفته چندین مشتری برا بازدید آوردم ،طوری که مالک اون ویلا دید من انقد فعالم ،رف فایلش و از تمام املاکی ها برداشت و گفت فقط تو روش کار کن ،اینجا دوباره یک موردی بود که باید حل میشد ،اونم چی بود ؟؟؟اینکه ویلا یک ویلایی بود که مشتری میومد داخل پسند میکرد و فقط و فقط بحث این بود که توی یک منطقه ای این ویلا ساخته شده بود که اون منطقه خیلی باز و بیابونی بود و مشتری ها مثلا از لحاظ امنیت میترسیدن ، و حتی بیشترشون که بازدید بردم پسندیدن و با یکیشون تا سره معامله توی بنگاه رفتیم و دقیقه 90کنسل شد و من اونجا انقد وصل به خداوند بودم که اصن فقط میگفتم من باید احساسم خوب باشه و هر اتفاقی نیفته به خیر و صلاح منه و خوب بوده شاید که کنسل شد ،مشتری مناسبش توی راهه ،یادمه اصن نمیزاشتم احساسم بد بشه با اینکه اوضاع مالیمم اصن میزون نبود و من برای قرار با مشتریها بارها و بارها برای جلسه رفتم تبریز و همه همکاران مسخره میکردن منو که بابا اون بخر نیست و این بفروش نیست و سره کاریه و اینا ،ولی من یه ایمانی ویه قدرتی پشتیبانی بود و هی پوش میکرد منو و من اصن کرد بودم و فقط یه صدای قلبم که میگف میشه با چندین مشتری مختلف 6هفت بار رفتم تبریز و برگشتم ، و مشتری ها انقد میگفتن که ویلا فوقالعادس ،ولی منطقش خیلی پرته ،که خوده مالک ویلا باور کرده بود و میگف آره راس میگن با این قیمت نمیره و اینا ،ولی انرژی که داشتم و اون قدرتی که از درونم واقعا میومد بر کلامم ،چیزی جلو دارش نبود و میگفتم به مالک که ببین من اینجارو میفروشم ،
حالا چجوری دوباره از قوانین استفاده کردم ؟؟؟
من نپذیرفتم که ویلا خوبه و منطقش بده و اینا
(میخوام بگم یه حسیه که از درون هدایت میکنه به جمله مناسب به باور مناسب )حسم میگف تضاده بهش برخوردی ،خواستت رو بشناس و من خواستم رو شناختم و توی دفتر نوشتم که خدایا یه مشتری میخوام که بیاد ویلا با این قیمت که گذاشتیم بپسنده و هیچ حرفی راجب منطقه نزنه و همه جوره مورد پسندش باشه ، و به الله قسم نیم ساعت نشد که گوشیم زنگ خورد و مشتری که باهاش معامله کردیم بهم زنگ زد و من مزد ایمان و استقامت و استفاده از قوانین رو گرفتم که خیلی طولانییه ،تعریف کنم اما طبق خواسته ی من با همون قیمت ،فقط چون تهاتر شد قیمتی از معامله هر طرف یه مبلغی خودشون کم کردن برا هم ،و اصن هیچ حرفی و ایرادی نزاشت که منطقش فلانه و فلان و این آدم یکی از شریف ترین و پاک ترین انسانهایی بود که باهاش برخورد داشتم و صادق ترین و خوش حساب ترین ،
وقتی که در مسیر درست هستیم ،وقتی که هر ندایی که دم از نشد و در یک کلام احساس بد میزنه رو باور نمیکنیم و به خداوند فراوانی ها و خدای رزاق پناه میبریم ،هر لحظه آمادس تا مارو هدایت کنه ،تا شرایط رو هدایت کنه تا با تمام وجود درک کنیم و به ما ثابت کنه که جهان رو مسخر ما کرده
پس نپذیریم هر نجوایی که دم از نشد زد و خدایی رو باور کنیم که راستگوترین و خوش قول ترینه و باوفاترین در عمل به عهد خویش ،
خدایی که همواره وعدهی فزونی و ثروت میدهد و خداوند خوش بینانه ترین افکار ماست ،افکاری که دراین حدانقد خوبن که ما نمیتونیم بپذیریم ،
پس باور همه چیزه
الهی شکرت
خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .
درس های فایل آموزه های استاد در سال ۸۷ از زبان استاد عباسمنش عزیز :
۱-شالوده ی اصلی صحبت ها و قوانینی که در حال عمل کردن هستند همان است با کمی تفاوت در درک کلی قضیه که هی بهتر و بهتر شده
۲-افتخار بزرگی است که بعد از سال ها به اولین کارهایت را نگاه کنی احساس غرور کنی برخلاف افراد دیگر که دوست ندارند به اولین کارهایشان نگاه کنند .
۳-موفقیت لذت بردن از مسیر است نه رسیدن به مقصد
۴-موفقیت همان برگزاری دوره بعد از چند ماه شروع کردن است،اینکه بدون هیچ شناختی از آن محیط دوره پولی برگزار کنی نه اینکه آن سال کجا بودی و الان کجا هستی؟آن تجربه خود موفقیت بوده.
۵-موفقیت این نیست که چقدر پول داری،موفقیت این است که در مسیر خواسته هایت حرکت میکنی.موفقیت این بوده که شجاعت و ایمان داشته باشی تا اقدام کنی . موفقیت یعنی اینکه اعتماد به نفس داشته باشی .اینکه روابط خوبی داشته باشی،اینکه اعتماد به نفس بالایی داشته باشی
۶- موفقیت یعنی بهبود نسبت به گذشته خودمان است
معیارتان برای موفقیت تغییر کند،اگر نسبت به دیروزتان بهتر شده اید موقف هستید .
۷-قانون همیشه درست عمل می کند
۸-من می توانم کمک کنم به تغییر زندگی کسی که می خواهد زندگی اش تغییر کند .
۹-معیار خود را برای موفقیت پول نگذارید.
۱۰-با همان قانون که به عزت نفس بالا،سلامتی ،روابط،آرامش و.. رسیده ای می توانی به ثروت هم برسی
۱۱-با استفاده از قانون،اعتماد به نفس،خودباوری و تکامل پول هم شروع می کند به آمدن .
۱۲-موفقیت رشد دائمی است ، مثل رونالدو که هنوز با تمام موفقیت هایی که کسب کرده دارد این روند را ادامه می دهد و رشد می کند .
۱۳-با قانون می شود به همه چی رسید
۱۴-وقتی احساس خوشبختی میکنیم و لذت میبریم که نگاهمان را به موفقیت تغییر دهیم
۱۵-موفقیت یعنی همین که دوره های پولی که برگذاز میکنی،مردم باید هزینه اش را بپردازند در صورتی که در همان مکان و زمان فردی دیگر دوره ای رایگان برگزار می کند ولی هیچ بازخورد و نتیجه ای میگیرد .
۱۶-موفقیت همین است که به صلابت در اولین دوره ی خودت صحبت کنی و همان را پیشرفت نبینی و تحسین نکنی و همان باعث افزایش اعتماد به نفست نشود به موفقیت های بیشتر نمی رسی
۱۷-هر بار میزان پیشرفت خود را ببینید .
۱۸-هر حرفی که نتیجه بخش است باید به آن عمل کنید و برایش ارزش قائل باشید
۱۹-اگر پیشرفت را فقط در مسائل مالی ببینی و تکاملت را طی نکنی پیشرفتی نخواهی کرد.
۲۰-باید در مسیر موفقیتت خوشحال و خوشبختی داشته باشی
۲۱-دنبال عشق و علاقه ات برو و همینطور که پیشرفت میکنی باور های ثروت سازت را هم درست کنی،ثروت دنبال تو می اید و مهم تر از همه این است که از زندگی ات لذت برده ای
۲۲-اگر هر پیشرفتتان را تحسین کنید و در مسیر عشق و علاقه ات باشی،هر بار که در حال بهتر شدن هستید لذت میبرید
۲۳-اگر قانون را در کارت رعایت کنی می توانی در زمان کوتاهی به نتیجه ی بیشتری برسی
۲۴-مقصدی وجود ندارد و موفقیت یک مسیر است
۲۵-خوشبختی یعنی هر چقدر هم که نتیجه گرفتی باز هم شور و اشتیاق داشته باشی برای ادامه دادن در مسیر موفقیت
درس های فایل آموزه های استاد در سال ۸۷ از زبان خانم شاسیته عزیز :
۱-استاد در قدم های اولیه روی یک اصل درست تاکید داشت که آن اصل هنوز در دوره ها وجود دارد و جزئیات بیشتری به آن اضافه شده و این مهمترین دلیل تفاوت نتایج است .
۲-استاد با اینکه در قدم مسیر بودند،مشخص بود که چقدر عاشق کار است و در حال لذت بردن از کارشون بودند،استاد عاشق تجربه ی مسیر است و مقصد گرا نیستند . استاد همان فردی بوده که الان هستند یعنی عاشق تجربه کردن مسیر هستند .
۳-استاد یک استایل دارد و نمی تواند هیچ چیز اضافی را با خود حمل کند،استاد چیزی را می گوید که از درون خودش می آید .
۴-استاد از یک اصل حرف میزد که از آن اصل نتایج گرفته و نسبت به ان شور و اشتیاق داشته تا آن اصل را با بقیه به اشتراک بگذارد
امان از این فایل ، بچه ها من خیلی وقتا اینو نوشتم که اگه ما بتونیم به آموزه های یه فایل استاد عمل کنیم زندگیمون دچار یه تغییر و تحول اساسی میشه.
من خودم بعضی موقع ها گول میخورم میگم نه باید محصول بخرم تا نتیجه بگیرم ولی هی به خودم یادآوری میکنم که من از یه فایل دو سه دقیقه ای نتیجه ای گرفتم که شاید یه شخص دیگه از یه محصول نگرفته باشه.البته این روند تکاملی بوده ولی اونقدر که من تو زندگیم شکست خورده بودم و خودمرو نابود شده میدیدم با دیدن یک فایل که اگه اشتباه نکنم فایل انگیزشی سگ سیاه افسردگی بود و عمل کردن بهش،زندگی من دچار چنان تغییر و تحولی شد که میگم اصلا بعضی موقع ها درمورد بعضی دوستانم میخونم میگم واقعا چرا اینقدر نتایج کمه؟چطور فردی از این همه آگاهی که تو محصولات گفته میشه انقدر کم نتیجه میگیره و جوابش تو یک کلمه است : باور – من اون فایل رو با تک تک سلول های بدنم درک و باورش کردم و شروعش از همونجا و تغییر و تحولی تکاملی صورت گرفته که اومده تا به اینجا رسیده
اما درمورد این فایل الله اکبر،دقیقا خود قانونه،دقیقا چیزیه که یه زمانی بخاطر همین باور از هدف هایی که انتخاب میکردم نتیجه نمیگرفتم . فکر میکردم موفقیت یعنی رسیدن به n میلیون تومن پول.با اینکه موفقیت هایی داشتم که اونموقع تو ایران ندیده بودم کسی بهشون برسه .ولی خوشحال نبودم،حالم خوب نبود
تو این پنج شش ماهی که از روند تکاملی من تو ین سایت گذشته و اهدافی که انتخاب کردم و همین دیروز به یکیشون رسیدم گفتم خدایا شکرت،چقدر قانون دقیق عمل میکنه،من دیروز ساعت ها داشتم خودم رو تحسین میکردم و میگفتم آفرین،افرین که انقدر خوب داری تو مسیر موفقیت قدم میذاری . من همین سلامتی که الان دارم،شاید قبلا اگه اینو بدست میاوردم توجهی بهش نمیکردم ولی بینهایت بابتش سپاسگزارم و خودم رو آدم موفقی میبینم تو سلامتی و بقول استاد این یک رونده،موفقیت یک مسیره و ما باید خودمان رو تو این مسیر تحسین کنیم
ورودی ماهیانه من یه عدد کمیه،ولی همین عدد کم از ماه پیش تا این ماه ۵۰ درصد افزایش داشته و این یعنی موفقیت.مگه نمیگیم مسیر تکاملیه؟خب همین موفقیت ها ختم میشه به نتایج بزرگتر ولی چطور ما نباید همین چیزهایی که داریم و رسیدیم بهشون رو موفقیت نبینیم؟
حرف های استاد برای من یک نشانه بود و انگیزه ای به من داد که علیرضا مسیرت درسته و توی مسیر موفقیت هستی،لذت ببر از این راه،مقصدی وجود نداره و ادامه بده
نکاتی که استاد تو این جلسه گفت بینظیر بود و بنظرم این فایل از اون دسته فایل هاست که باید میلیون ها بار گوش داد بهش.
و هنگامی که رحمتی به مردم بچشانیم، از آن خوشحال میشوند؛ و هرگاه رنج و مصیبتی بخاطر اعمالی که انجام دادهاند به آنان رسد، ناگهان مأیوس میشوند! (36) آیا ندیدند که خداوند روزی را برای هر کس بخواهد گسترده یا تنگ میسازد؟! در این نشانههایی است برای گروهی که ایمان میآورند. (37)
آیه های امشب برای خودم چندین جا توی قران مشابه ش رو دیدم ولی این دو تا ک کنار هم دیگه اومده بودن خیلی حس جالبی داشت
توی ایه ی اول میاد میگه هنگامی که یه رحمتی (تازه فضلم نه) رحمتی به مردم میچشانیم اونا خوشحالی مغرور وار میکنن
خوشحالی که مثلا انگار هرکاری کردن خودشون کردن خدا هیچ کاره بوده و یادشون میره که همه ی ما بنده ی خدا هستیم
خوشحالی که از سر احساس لیاقت نباشه
دیدی یه نفر که درسش خوب نیس وقتی بیست میگیره چ جوری رفتار میکنه
بقیه بچه های کلاس بهش میگن بی جنبه
اینم یه همچین احساسی از این نوع خوشحالی میگیرم
یه جورایی داره توی این آیه
چون از لفظ مردم استفاده کرده
قشنگ نشون میده که حالت عادی مردم این شکلیه که کم ظرفیتن
انگار جنبه ندارن
زود خوشحال میشن
زود سرمست میشن
زودم نا امید میشن
زودم خودشونو میبازن
این ایه خیلی حرف داره آ
ب ولله خیلی حرف داره
چن نفر از ما این شکلی هستیم
تا یه نعمتی بهمون میرسه تا یه پولی یکم بیشتر از درآمدمون بهمون میرسه سرمست میشیم
انگار اصن دیگه خدا رو بنده نیستیم
چهار روز بعدش یکی از فامیل های نه دور نه خیلی نزدیکمون فوت میکنه
جوری خودمونو میبازیم که انگار دنیا آخر شده
که بقیه میگن بابا تو که عزیزات سالمن دیگه اینقدر غم و غصه واسه چیته
واقعا خیلی از ماها این شکلی هستیم
خود من سر دسته ی بقیه ام توی این زمینه
و این نشون از بی ایمانیه
این نشون از اینکه ما باید یاد بگیریم با ایمان ب خدا اتفاقات اطرافمون رو جدی نگیریم
عباس برزگر چندین سال پیش کسی بود که توی آشغالا دنبال بازیافت میگشت
چنان باورهایی توی خودش میسازه که خدا گیر میده دو تا توریست میکنه توی خونش
گیر میده خدا بهشااا
یعنی ولی نمیکنه
چن سال بعدش همون عباس برزگر آشغال جمع کن میشه عباس برزگر مولتی میلیاردر سوار بی ام و میشه
دهکده ی خودشو میزنه به هرچی که میخاد میرسه
فاصله ی فقیر و غنی بودنش به اندازه فقط چن سال بود
من نمیدونم الان چه قدر ثروتمند تر شده ولی پیش بینی که ازش خوندم توی یکی از سایتا این بشر با ایده هایی که داشته میتونه برسه ب جایی که درآمدش با درآمد نفت ایران یکی بشه
این همون آدمه آ
اگه میخاس این آدم جوگیر بشه
اون دویست هزار تومنی که توریست ها به زور بهش دادن (که ب پول الان میشه هشتاد میلیون) با همون چندرغاز سرمست بشه که الان اینجا نبود
از اون طرفشم این بشر رد کرده آ همش گل و بلبل نبوده
باز براش تضاد اتفاق افتاد
اهالی اون روستایی که توش دهکده ی خودشو بنا کرده گرفتن سیر زدنش
اگه این بشر ایمان درست حسابی نداشت نا امید میشد
ولی اومد ب جای اینکه از این قضیه نا امید بشه رفت پیش همونا بهشون گفت میخای چهار تا توریست بیارم توی خونتون از خانواده ات که دارن قالی میبافن دیدن کنن پول چهار تا کارگر بدم بهت؟
اونم از خدا خواسته گفتن آآآره چرا که نه
تمام شد
این قضیه رو حل کرد که هیچ
تازه باعث شد ازش کلی موهبتم دریافت کنه و اهالی اون روستا رو با خودش همگام کنه
یه موج مثبتی توی اون روستا شکل بگیره
فک کن این بشر با این اتفاق نا امید میشد
سریع میرفت شکایت میکرد
مملکت قانون داره من پدرتونو در میارم
ال میکنم بل میکنم
ولی ب جای این درگیری ها این اعصاب خوردی ها که شاید اصن باعث میشه حمله کنن به توریستها و کلا کسب و کارش همون اول کار خفه بشه ازش انرژی گرفت
فقط یه روح قوی اینجوری رفتار میکنه
فقط یه آدمی که احساس لیاقت داره اینجوری رفتار میکنه
مردم حالت فابریکشون اینه که زود جوگیر میشن
زود خوشحال میشن
زودم نارحت میشن
مثالاش هم توی اغتشاشات اخیر برید ببینید چی کار کردن
بعد برگردید دو سال قبلش موقعی که سردار سلیمانی اون اتفاق براش افتاد هم برگردید نگاه کنید که چه کارها که نکردن توی تشیع جنازه
هر دوتا این دسته مردم بودن
ولی حال مردم اینه
نه فقط مردم ایران
مردم کل دنیا این شکلی ان
ولی اونی که روی خودش کار کرده این شکلی نیس
اونی که روی خودش کار کرده روحش سنگین
اولا اصلا نا امید نمیشه
یاد اون ایه میوفتم که فرشته ها میان به ابراهیم خبر میدن که تو بچه دار میشی
میگه من با این هم کهولت سن و این زنم که مثل خودم پیره
ما بچه دار میشیم؟ تعجب میکنه
فرشته ها بهش میگن از رحمت خدا نا امیدی؟
ابراهیم میگه فقط گمراهان از رحمت خدا نا امید میشن
ببین اکثریت مردم گمراهن
اکثریت مردم انعمت علیهم نیستن
این همون داستان که خدا قسم میخوره جهنمو از جن و انس پر میکنه آ
اینا همش گره خوردن ب هم دیگه
اما آیه بعدش
آیا ندیدند که خداوند روزی را برای هر کس بخواهد گسترده یا تنگ میسازد؟! در این نشانههایی است برای گروهی که ایمان میآورند. (37)
حالا خدا استدلال میکنه برای همون مردم
آیا ندیدن خدا که روزی رو برای هرکسی که در مشیتش باشه برای هرکسی که باورهاش نسبت ب خدا درست باشه گسترده میکنه و یا تنگ میکنه
چه قدر خوبه این ایه
اولین مورد
همیشه هرجا خدا میخاد از باورها صحبت کنه یا همین بحث پولو بکشه وسط اول
با گسترده کردن روزی میاد وسط
یعنی این رحمت خدا رو میرسونه که اصلا حالت طبیعی این دنیا اینکه به سمت ثروت بریم
مثل رودی که تو بخابی توی مسیرش میبره تو رو به سمت خوشبختی
خود آب تو رو میبره
اگه ما به سمت فقر میریم چون داریم زور میزنیم خلاف جهت آب شنا میکنیم
دوم توی آیه قبلی اولش میاد میگه هنگامی که رحمت رو به مردم میچشانیم یعنی خدا رحمتش رو ب همه میده ولی وقتی میخاد از مصیبت حرف بزنه با اگر شروع میکنه
یعنی الزاما قرار نیس مصیبت هم مثل رحمت وارد زندگی همه بشه
این دنیا جهتش به سمت مثبته
جهتش به سمت خیره
به سمت خوبیه
اگه مصیبتی هست اون خلاف جهته این دنیاس
و اینجاهاس که آدم میفهمه وعده فضل خدا چیه
وعده فقر شیطان چیه
وقتی که خدا وعده ی فضل میده یعنی وعده ی فراوانی میده یعنی برای اونایی که وعده اشو باور کنن میترکونه
مثل بابک بختیاری که از دل زندان تونس بیاد بیرون و بشه یکی از ثروتمندترین آدمهای ایران
قبول کنید چندین میلیارد به پول الان بدهی داشته باشی و توی زندان باشی خییییییلللیییی سخته احساستو خوب کنی
خیییییلیییی سخته وعده ی فراوانی خدا رو باور کنی
خییییللییی سخته زنتو پدر و مادرتو درگیر این ورشکستگی مالی کنی ولی بازم احساستو بتونی خوب کنی
خیییییلییییی سخته دلتو با وعده فراوانی خدا سفید کنی دلتو روشن کردن توی این شرایط وحشتناک خیلی سخته
ولی اون این کارو کرد و حقشه الان غول ثروت ایران باشه
خدایا ما رو به راه راست هدایت کن راه کسانی که بهشون نعمت دادی
خدایا منو از اون متقینی قرار بده که فاصله ای بین حرف و عملشون نیس دوستون دارم
درود و سلام خدمت آقای مرادی عزیز.. خیلی ممنون و سپاسگذارم که چنین آیه هایی رو با گفته های خداوند به این تمیزی توضیح دادید و اینکه راجب بیوگرافی و رونق کسب و کارهای آقای عباس برزگر و آقای بابک بختیاری این آیه رو تطبیق دادید واقعا برام جالب بود و شناخت و آگاهی خوبی برای الگو برداری از چنین افرادی داشتید و چقدر خوبع که هیچوقت غره به نعمت هامون نشیم و همه را از لطف خداوند ببینیم و بدونیم …و تضادهامون رو بچشم یک خیریت ببینیم و بقول شما در سختی های آقای بختیاری گفتید خیییییلییییی سخته دلتو با وعده فراوانی خدا سفید کنی دلتو روشن کردن توی این شرایط وحشتناک خیلی سخته
واقعا آنها چقدر به خدا ایمان داشتند؟؟؟
و چطوری اینقدر عملگرا بودند؟؟؟
بدون اینکه به قوانین آگاه باشند …
چطوری ذهن نجواگرشون رو کنترل کردند؟؟؟؟.
این وفور و فراوانی را چطوری باور کردند؟،،
واقعا چه الگوهای خوبی رو معرفی کردید ممنون و سپاسگذارم برای این تحقیقات فوق العاده عالی تون و ممنون سپاسگذارم برای این کامنت زیبا و پرمحتواتون که به درک و آگاهی بیشتری هدایت شدم .. واقعا تحسین تون می کنم
بقول خودتون
خدایا منو از اون متقینی قرار بده که فاصله ای بین حرف و عملشون نیس
سلام به استاد عزیزم …. خانم شایسته عزیز ………. و بچه های عزیز ….
اول از همه از استاد بابت تهیه مطالب بسیار زیبا و اموزنده در قالب تماشای کلیپ ویدیو …حالا چه مستند زندگی … چه فایلهای سریال زندگی در بهشت و غیره …تشکر کنم
روز به روز مطالب زیباتر و مهیج تر میشه ….
یعنی اینطور نیست که مثلا بچه ها پیشاپیش حدس بزنند که استاد دفعه بعدی چه موضوعی رو میذاره برروی سایت ….و یکنواخت و خسته کننده باشه
هر روز یه اموزش جدیدتر …هر روز غافلگیری….. هر روز به روزتر شدن …
اصل یادگیری در محضر شما استاد اصل غافلگیریه ( البته از نگاه تکراری نبودن مطالب برای یاد گیری ) این تنوع کار رو بالا میبره و هر روز بچه ها ذوق دراند که استاد امروز چه موضوعی رو بر روی سایت قرار میده …این خیلی جالبه….
امروز ی موضوع ….فردا یه موضوع دیگه ….بچه ها باید یاد بگیرند که خودشون موضوعات و مسائل خودشون روحل کنند و متکی به خودشون باشند …
و ب پاسخ سوالاتشون با استفاده از قوانین جهان هستی برسند …
چیزی که من از فایل قبلی یعنی ( مروری بر اموزشهای استاد در سال ۸۷ ) و این فایل دستگیرم شد و میخوام برای بچه ها بازگو کنم اینه که :
عباس منشی که ما داریم ازش یاد میگیریم عباس منش ۱۵سال خطا و ازمون کرده ست ….از کسی کپی نکرده …از کسی تقلید نکرده ….
عباس منش اپدیت شده و به روز رسانی شده رو ما داریم الان میبینیم ….
عباس منشی که تمام راها و مسیرها رو یکی یکی رفته و امتحان کرده ….و حالا نسخه به روز رسانی شده اش رو ما میبینیم …
ما مطالب الک شده و غربال زده رو که خالص خالص هست رو که در واقع دست اول هست و تمام تستهاشو هم توسط استاد پس داده رو می اموزیم
به جرات میگم هر کتابی که من در حوزه موفقیت میخونم ردپای استاد رو توی اون کتاب میبینم اصلا بعضی موقعها خشکم میزنه میگم …یعنی استاد این کتاب رو هم خونده ….؟
در برابر سوال خیلی از دوستان که میخواستن بدونند استاد از چه مسیرهایی عبور کرد و به اینجایی که الان هست رسید
یعنی میخواستن دقیقا پا روی رد پای استاد عباس منش بگذارند ….
و بارها پرسیده بودند و خیلی کنجکاو بودند بدونند که استاد چه مسیرهایی رو پشت سر گذاشته که اینقدر موفق شده …..( البته باید اذعان کنم خود من هم یکی از همین دوستان بودم )
برای ما روشن شد که استاد عباس منش کار عجیب و غریبی نکرد که اینقدر موفق شد بلکه شهامت داشت و عمل کرد …… شهامت داشت و به همون کارهایی که اگه به یک نفر دیگه میگفتی هر گز شهامت اجرایی کردنش رو نداشت …و باور هم نداشت که بشه موفق شد …..رو اجرا کرد و موفق هم شد …
موفق شد چون نوع نگاهش با نوع نگاه عموم افراد از تعریف موفقیت…… فرق داشت ….
چیزی که بعد از ۱۲ سال هم چنان نوع نگاه ۹۹درصد افراد برای موفقیت همان نوع نگاه ست …. ( یعنی پول داشتن …)
.
نیازی نیست ما رد پاهای ۱۵سال پیش استاد عباس منش رو رد یابی کنیم نیازی به این کار نیست …. اگر ما از نسخه به روز رسانی شده عباس منش استفاده کنیم خیلی زودتر و ۱۰۰درصد نتیجه میگیریم ما فقط باید باور کنیم استاد رو …….همین برامون کافیه …
یعنی ۵۰درصد راه رو رفتیم …
استاد کار رو برای ما خیلی راحت کرده …..
خیلی راحتر هم میشه با انجام تمریناتی که استاد در فایلها و مخصوصا در محصولات به تفصیل بیان کردند به موفقیت رسید فقط باید حرفهای استاد رو باور داشت ……….
یکی این موضوع بود …
یکی دیگه هم ….
که خیلی برام جالب بود و برام درس فراوان داشت ….
و عمیقا منو به فکر وا داشت این بود که :
استاد هنوز بعد از اون همه سال و با این همه پیشرفتهایی که کرده و اون فاصله ای که با عباس منش ۱۲ سال پیش خودش ایجاد کرده هنوز بابت پیشرفت اون روز و اون سال از خدای خودش سپاسگزاره و کاملا یادشه و از یاد نبرده …
اصل سپاسگزاری ….
سپاسگزاری رو از یاد نبرده حتی برای موفقیتهای ۱۲سال پیش خودشم از خدای خودش ممنونه …..
و افتخار هم میکنه به خودش بابت مسیری که عبور کرده چیزی که خیلیها رغبت نمیکنند از گذشته خودشون بگن …دوست دارند مثلا مردم ببینند که اونا یه شبه به اینجایی که الان هستن رسیدن ….یا خیلی جاهاش رو سانسور میکنند…چیزی که تازه استاد میگرده فایلهایی که به اصطلاح زیر خاکی هستن رو پیدا بکنه و ب ما نشون بده ….هیچ باکی هم نداره از این بابت ….
از صحبتهاش میشه فهمید که غرور بیجا نداره و چقدر هم زیبا این موضوع رو در ارتباط با لباس پوشیدن توضیح دادند …
اعتبار اون موفقیت ۱۲سال پیش خودش و الان خودش رو به خداوند ربط میده و بابت موفقیتهای ۱۲سال پیش خودشم از خداوند سپاسگزاری میکنه و بسیار از خودش راضی و سپاسگزاره …. اما مغرور نیست این موضوعی هست که خیلی باید رویش دقت داشت و زوم کرد بچه ها ….
.و به خودش نمره بالایی رو هم میده ….
خیلیها این جور مواقع خودشون رو میکوبند ……..که مثلا این چه فایلی هست….چقدر افتضاحه ….. سریع نابودش میکنند و اثرش رو از بین میبرند مبادا کسی ببینه و ابروش بره …اما ما میبینیم که استاد نه تنها نابودش نکرد بلکه کلی هم از پیشرفتی که کرده بود تعریف کرد و از خودش به زیبایی یاد میکنه در اون مقطع ….
خیلی برای من درس داشت در مقابل خیلیها رو میبینیم که تا به یه موفقیتی میرسند ..خودشونو …خدای خودشونو …فک و فامیل….. نام پدر ……. فامیلیشون…… و نام کشورشون ………..همه رو فراموش میکنند …و میگن این آدمه من نیستم یکی شبیه منه …..و خجالت میکشند از اینکه بگن روزی در اون جایگاه بودند و یه جورایی سانسور میکنند….
عالی بود …….عالی بود استاد ….عالی بود هر کلام شما هر فکر شما سراسر لبریز از عشق و هزاران نکته برای یادگیری ما بچه ها ست ….ممنونم ازت …خدایا شکرت …خدایا شکرت بابت قرار دادن چنین استاد زیبا و معنوی ….چنین استاد ی پر از درک و دانش بر سر راه ما …
اینکه با شهامت فایل ۱۲ سال پیشش رو ……رو میکنه و خیلی ریلکس نمایش میده و چقدر هم از لابلای اون فایل ۱۲ سال پیش ………نکته های اموزنده به بچه هاش یاد میده ………. و جالب تر اینکه یه جورایی هم بچه هارو با اون فایل محک میزنه ….احسنت ….
اینجاست که میگم یک نفر تو جهان نام ببرید که مثل استاد اموزش بده ….
ما بچه ها وقتی کامنت ۶ ماه پیشمون رو توی همین سایت میبینم و میخونیم حالمون بد میشه …و خجالت میکشیم از خودمون ….
ب خودمون میگیم این من بودم که این کامنت رو نوشتم باورم نمیشه …؟!
نمیشه یه جورایی پاکش کرد ..؟!!!!!!!!!!!
یا مثلا با پشتیبانی سایت تماس بگیرم بگم اون کامنت ۶ ماه پیشم رو میشه پاک کنی …؟! خیلی ضایعست ….!
حالا حسابش رو بکن ۱۲سال پیش ….! استاد اون همایش رو اجرا کرده ….
شما اگه بودی جراتش رو داشتی ….؟ پخشش کنی …؟ ( البته منظورم به خودمم هم هست )
باید تعمق کرد ….باید به فکر فرو رفت …
متشکرم استاد ….
در پناه الله یکتا ……..شاد …سلامت …ثروتمند …و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید …
من این فایل قدیمی رو دیدم و خیلی لذت بردم.. و اتفاقا خیلی برام قابل تحسین بود که استاد از همون اول با تسلط کامل و درک عمیق قوانین و صداقتی که واقعا تو این زمینه بی نظیر و مثال زدنی هست شروع کردن.این اولین بار هست که توی سایت نظرمو مینویسم. در واقع چیزی که باعث شد چنین تصمیمی بگیرم این بود که به محض این که متوجه شدم بعضی از دوستان چه نظری در مورد فایل قدیمی استاد داشتن،کاملا ناخودآگاه داستان زندگی خودم و دلیل اینکه تصمیم گرفتم با آموزه های استاد عباس منش همراه بشم، جلو چشمام رد شد.واقعیتش من حتی قبل از آشنا شدن با استاد عباس منش هم، زندگی ظاهرا فوق العاده ای داشتم و همین الان هم دارم! از همه نظر!بر خلاف ظاهر استاد در فایل های قدیمیشون از نظر دوستان! چه از نظر ظاهر، چه از نظر تحصیلات و موقعیت مالی و رابطه عاطفی و روابطم با خانواده و دوستان.. از همه نظر.. به قدری که تحسین دیگران از اول زندگیم تا الان به یه موضوع کاملا بدیهی و عادی و حتی شاید خسته کننده تبدیل شده.. همیشه هر چیزی رو که خواستم بهترین هاشو به دست آوردم و همین الان هم حتی بدون آموزه های استاد، میتونستم با همون روال قبل هر چیز دیگه ای که میخواستم رو تو زندگیم به دست بیارم.من با این دیدگاه بزرگ شدم که خانوادم بهم میگفتن فلان موفقیت رو به دست بیار، دیگه تا آخر عمر راحت و خوشبختی.. میرفتم اون موفقیت رو کسب میکردم..بعد از اون میگفتن حالا فقط این یک موفقیت دیگه رو هم به دست بیار، دیگه تمومه و واسه همیشه تو زندگیت راحتی.. و من باز هم تلاش کردم و موفق شدم به این امید که یه روزی با رسیدن به یک موفقیت و هدف نهایی، از یک جایی به بعد دیگه واسه همیشه خوشبخت و خوشحالم.و این داستان به یک چرخه ی موفقیت ناتموم و همچنان ادامه دار توی زندگی من تبدیل شده بود.ولی اتفاقی که برای من افتاد این بود که توی همون دورانی که داشتم موفقیت ها رو پشت سر هم درو میکردم و پیش میرفتم،یه بار برام این سوال پیش اومد که خب آخرش که چی؟ پس اون حس خوب خوشحالی همیشگی کجاست؟ چرا نمیاد و واسه همیشه نمیمونه؟ من که هر چی پیش میرم، بعد از هر موفقیت، یه هدف بعدی دیگه به وجود میاد که همه میگن رسیدن بهش آخر خوشبختی هست و بازم میرم و میرسم و میبینم این بار هم خبر خاصی نبوده.یه لحظه خودمو تو سن هفتاد سالگیم دیدم که احتمالا به خیلی چیزا رسیدم و ظاهرا از نظر بقیه! زندگی خیلی ایده آلی داشتم، ولی خودم از درون به احساس پوچی رسیدم. یه آدم هفتاد ساله که با توهم خوشبختی بعد از رسیدن به یک هدف، همه عمرمو تباه کردم.اونجا بود که به این نتیجه رسیدم که خوشبختی هر جا که باشه، بعد از رسیدن به یک هدف خاص نیست.ولی این موضوع تازه اول مشکلات من بود.از اون دنیای توهمی موفقیتی که همین الانم خیلی آدما درگیرش هستن بیرون اومدم، ولی جایی برای رفتن نداشتم..از نظر ذهنی به این نتیجه رسیده بودم که باید خوشبختی رو توی حس خوب هر لحظه و احساس معنای زندگی که تو هر لحظه تجربه میکنم، پیدا کنم.. ولی چنین چیزی گفتنش با اینکه آدم بتونه تو زندگی در عمل اجرا کنه، زمین تا آسمون تفاوت داره.. من شاید فقط توی قلبم راه درست رو میدونستم، ولی اینکه بتونم با چنین روشی زندگی کنم واسه من به یک حسرت همیشگی تبدیل شده بود. این حسرت همیشگی به مدت هفت سال تمام منو به یک انسانِ در ظاهر! کاملا موفقِ شدیدا افسرده و بی میل و رغبت به زندگی تبدیل کرد.الان تقریبا ده سالی میشه که شروع کردم به خوندن انواع و اقسام کتابای مختلف و دنبال کردن آموزه های اساتید مختلف..که شاید قابل قبول ترین هاشون که ارزش دنبال کردن داشتن استر هیکس و کوین ترودو بودن.ولی حتی این اساتید هم منو به جایی که میخواستم نرسوندن.مفاهیمی که استر هیکس آموزش میده کاملا بی نقص و خالی از اشتباه هست، اما فقط تئوری زیبایی داره..توضیحاتش به من کمک نکرد که قوانین زندگی رو کاملا عملی وارد زندگی روزمره و لحظه به لحظه ی زندگیم کنم. روش کوین ترودو هم با اینکه خیلی چیزا ازش یاد گرفتم و همین الان هم احترام خیلی زیادی براش قائلم، اما یک سری باورهای محدود کننده داشت و تا حدی هم به انواع تکنیک های مختلف تکیه میکرد که با روحیات من سازگار نبود.من ترجیح میدم زندگیم رو بدون تکنیک و با باور قلبی عمیق پیش ببرم. باورهایی که ریشه ی اون آگاهی هایی بود که توی آموزه های استاد عباس منش پیداشون کردم. آگاهی هایی که خود استاد هم قبلا گفتن که همه ما وقتی میشنویم، حس اینو نداریم که یک مطلب کاملا جدیده!همه حس میکنیم این آگاهی ها رو از قبل داشتیم،ولی انگار فراموش کردیم. انگار یه جایی تو اعماق وجودمون مدفون شده.من راهم رو کنار استاد عباس منش و مریم عزیز پیدا کردم. البته هنوز اول راهم. راهم رو بعد از ده سال سرگردانی و آشنایی با تقریبا همه اساتید و انواع و اقسام کتاب ها، کنار استاد عباس منش پیدا کردم.آدمی مثل من بعد از خوندن اون همه کتاب و موشکافی تدریس اساتید مختلف،میتونه اصالت و صداقت آموزشای استاد عباس منش رو تشخیص بده.بعد از این همه مدت میتونم تشخیص بدم کی یه سری جمله از کتاب حفظ کرده و داره تحویل مردم میده و کی داره تجربیات واقعی خودش رو که همه رو تک به تک با همه وجودش لحظه به لحظه زندگی کرده، با بقیه درمیون میذاره..این مطلبی که اینجا نوشتم اصلا گنجایش این رو نداره که بتونم همه مزیت های انتخاب استاد عباس منش رو به عنوان استاد روش زندگی، بیان کنم. فقط میتونم بگم که من به عنوان آدمی که همه ی موفقیت های ظاهری که آرزوی خیلی آدما هست رو داشتم، این روزا دارم با کمک آموزه های استاد عباس منش، زندگی در لحظه و دیدن زیبایی های زندگی تو لحظه به لحظه ی زندگی رو تمرین میکنم.چیزی که برای من رسیدن بهش، از رسیدن به هر هدف دیگه ای سخت تر بوده تا جایی که واقعا مدت زیادی رو کاملا ناامید و افسرده شدم. اما الان میخوام با کمک خدا و بعد از خدا، کمک استاد و مریم عزیز، بعد از این همه موفقیت تو زندگیم، به هدفی برسم که استاد تو فایلای قدیمی توی همون اول مسیرشون بهش رسیدن. به حس خوب همیشگی و تحت هر شرایطی در هر لحظه..دوستانی هم که نظرشون این بوده که استاد چون اون موقع پول نداشتن، پس موفق نبودن، شاید باید این مسیر تکاملی رو طی کنن و به همه موفقیت های ظاهری زندگی برسن و روزی برسه که حس و حال خوب استاد در فایل های قدیمیشون، بشه مهم ترین هدف و معنی موفقیت در زندگی این دوستان…
آفرین برزهرا .هزاران درود وسلام . من هم مثل شما بودم . آری همه ما مرغ باغ ملکوتیم به قول اون اصفهانی که از تجربه مرگش میگوید ؛ میگوید : من وقتی رفتم اونجا انگار هزاران سال بود که من اینجا زندگی کردم ووقتی اون نور که همراه من بود به من گفت بهتره شما برگردید .همینکه این حرف رابه من گفت من گفتم غلط میکنم که برکردم . میدونی تفاوت عباسمنش ودیگران در این است که عباسمنش خودش است . بارها من دیده ام که مشکلات خودش وخانواده اش را میگوید یا از پدرش ومادرش میگوید . من وقتی میگوید از درون میگویم نگو نگو . ولی وقتی دقیق میشوم وپی به اصل میبرم به خودم میگویم تو که میگویی ؛ عیش بی حضورت نمیخواهم توکه میدونی هر لحظه حضور دارد میخواهی دروغ بگویی اون هم در حضور خدایت . اینه که عباسمنش متفاوت کرده . درسته که ممکنه در فایلهای اولیه به علت طی نکردن تکامل ، میگوید اما در ادامه اصل همان است که میگوید اصل را فراموش نکرده صداقت دارد . عباسمنش از مسیر درست وارد شده . لقمه را دور سر نچرخونده . همون جایی که گفت ؛ در قرآن هیچ جا نگفته که پیامبران چی پوشیدن ؟چه خونه ای داشتن ؟چی خوردن ؟و……… که خیلی برای من درس داشت خیلی آگاهی بزرگی بود یعنی اگر تودرمسیردرست باشی همه اینها به صورت طبیعی وارد زندگیت میشود . همین الان من میتونم درمورد این حرف ده صفحه بنویسم مثلا خود کسانیکه که خودشان را مفسر قرآن میدونند چنین حرفی من از آنها نشنیدم . میدونی ؟حرف عباسمنش به دل می نشیند . من آدمی بودم که خیلی سخت میگرفتم که الهی مرا هدایت کن خیلی درخواست دادم که خدا هم گفت مرد راهم هستی بفرما بفرما . اصلا نمیدانم از کجا یک فایل از عباسمنش اومد گوشی تلفنم همینکه کوشش کردم انکار آتش زیر خاکستر فوران کرد .
آقا جون یک کلام ، یک کلام ؛ من توی این خانواده خوشم شادم دوتا کامنت که میخونم بوی خدا راحس میکنم احساسم عالی میشود سه کامنت لایک شده میخونم انکار میخواهم پرواز کنم میخواهم اگر همسایه ها نگویند این آدم دیوانه است داد بزنم که بگویم ای همگان ، ای ایهاالناس ؛ بیایید من بهشت پیدا کردم همه بیایید اینجا تا مثل من مست شوید اهاااااااااااااااااای خدا حالم عالیست پس تو هم حال اون آدم را که چنین راه نمود عالی بگردان خداجون بوس بوس
به نام خداوند مهربان
با سلام خدمت استاد عباسمنش مریم بانو ودوستان گل
انشالله سال جدید به همگی خوشگذشته باشه تا حالا
35.
استاد جان فایل های گرانبهایی که عنوان هدیه به اشتراک می گذارید بسیار با ارزش هستن
کلی نکات خوب گفتین ومهم ترینش رسیدن به این آگاهی هست که موفقیت مسیر هست نه مقصد
لذت بردن از مسیر هرچند اگه با چالش همراه باشه
واقعا بارها و بارها و بارها ازتون شنیدم می گین اون حال فوق العاده ای که در ابتدای مسیر تجربه کردین خیلی خیلی عالی بود و این رو یاد می دین که تجربه ی مسیر با احساس خوب بسیار مهم هست به جاب نگرانی از این که کی می شه چرا نشد و غیره
خداروسپاسگزارماستاداز بابت نعمت گوش دادن این فایل عالی و زیبا
امروز به خودمیاد آوری می کنم فقط لذت ببر ،چیز یاد بگیر از مسیر و خوب شو داخلش وبا چشم و قلب باز تر درخواست کن از خداوند برای هدایت های بیشتر و بهتر و ساده تر و لذت بخش تر و توی قایق بشین بزار رودخونه ببرتت
تنور دلتون گرم
بنام خداوند جان و خرد
سلام
استاد جان آخه چقدر این همزمانی تحسین برانگیزه لذت بردم
من عاشق این لطف و مهربانی هستم که بین شما و مریم بانو وجود داره کلی تحسینتون کردم عاشقتونم هر لحظه با شما بودن میتونه کلی فرکانس نعمت و ثروت و روابط و سلامتی ب دنیا بفرسته که هر کدومش در جایگاه خودش تحسین برانگیزه الله اکبر ب والله دیدن شما دیدن شور و شوق تون انسان رو ب وجد میاره ثروت و روابط و … بماند اونها ب نظر من حاشیه هاست که اگر انسان ب اونها توجه کنه نمیتونه ب هدف که همون رسیدن ب تکامله برسه
تو اون فایل دقیقا من هم ب ی چیز خیلی توجه کردم واون قدرت و عزت نفسی بود که در شما موج میزد من خودم ب شخصه ب هیچ چیز دیگه ای نمیتونستم فکر کنم ن که نخوام نمیتونستم شما پر قدرت سخنرانی میکردید البته باز هم شما رو نمیدیدم خدای شما بود که داشت روی سن از صحبت میکرد وپرتو اون عشق شنونده رو سرمست میکرد طوری که انسان نمیتونست ب چیز دیگه ای فکر کنه و اینکه اون تغییره که تو بیای بجای توجه ب نکات حاشیه ای بیای عزت نفس، اقتدار ،قدرت و صلابت رو ب نظاره بنشینی.
الان که فکر میکنم میبینم خب از نظر ظاهری تفاوتهای فاحشی بود چیزی که ب شخصه اهمیتی برام نداشت اما اون تفاوته ظاهر شما بود که چهره تون کمی جا افتاده تر بود که باز هم چندان روی شنونده تاثیر نداشت
من عاشق اون عشق و علاقه شما بودم و الان که فکر میکنم میبینم شما عاشق مسیری بودید که شاید یسری ناملایمات هم داشت اما چیزی که خیلی فاحش بود اون شوروشوقی بود که تو نگاهتون وتوی صداتون موج میزد و من الان دقیقا ب درک اون صحبتی که میکردید در مورد ی جاده سرسبز و آسفالت سوت زنان پیش میرید و الان هم اون شور و شوقه اون راحتیه تکامل یافته تر شده
واین قابل تحسینه که تو بیای ی آدمی مقایسه کنی با ده دوازده سال پیشش و ببینی هیچ فرقی نکرده
واقعا من تو اون جلسه کاملا درک میکردم که شما چقدر دارید از مسیر لذت میبرید
و نکته قابل تامل دیگه اینکه شما در کل مسیر از یک قانون استفاده میکردید و اونو مدام مد نظر داشتید فقط از لحاظ درک مطلب یا همون تجربه «آهااا »کاملتر میشدید من خودم ی مطلبی رو بارها بارها تکرار میکردم تا اینکه چند شب پیش دوباره اون مثال زدم و تازه بعد از هزار بار تکرار ب تجربه «آهااا» رسیدم که «آهان فهمیدم » و الان با توجه به اون درکه بهتر عمل میکنم
و تازه ی ترمزه دیگه رو تو این فایل پیدا کردم که من خودم بشخصه قبل از شرکت در دوره ها از کارهای اول خودم خوشم نمیمومد مثلا یادمه اولین بار که خیاطی کردم و اونو کادو بردم چقدر شرمنده شدم و برای جبران اون کادوی افتضاح که اونموقع بنظرم میومد ی کادوی دیگه خریدیم
چرا چون ی نفر اونموقع بهم گفت این کارت اصلا خوب نیست و …ومن هم تاثیر گرفتم و گفتم آره خوب نشده 😟 خدایا شکرت که الان کلی تغییر کردم و دیگه کمتر خود عزیزم و اذیت میکنم الان قدرتمند شدم عاشق خودمم و نمیزارم کسی ب زهراخانم زور بگه یا نظر بده واقعا خودمو تحسین میکنم که اینهمه قدرتمند شده و استاد جان شما رو هم تحسین میکنم که منو منقلب کردید سپاسگزارم از خدای مهربونم که ب تمام سوالاتم جواب داد
روند موفقیت اینه که تو در طول مسیر ب نکات مثبت توجه کنی و سوت زنان مسیر بری و لذت ببری تا لاجرم نعمت و ثروت و سلامتی و وارد زندگیت بشه
چ خوبه که آدمها بیان ی نگاهی ب گذشته خودشون بندازن و مقایسه کنن که چی بودن و چی شدن ودر آخر آیا تغییر تو زندگیشون احساس کردن؟ اونموقع ست که باید متوجه تکامله بشن و تازه اونجاست که باید بیاد خودشو تحسین کنه و ب خودش بگه دست مریزاد
فکر کن ی جوون بیست و هفت هشت ساله بنام سید حسین عباس منش با توکل ب خدا بانیت اشاعه توحید و یکتا پرستی با دست خالی ی سمینار تو جایی برگزار میکنه که مردم برای کلاسایی( با همون عنوان یا نزدیک ب اون عنوان ) خودشم رایگان هم شرکت نمیکردن سمینار برگزار کنه خودشم پولی و اون همه جمعیت بیاد تازه کسایی بیان شرکت کنن که خودشون در این حوزه سری تو سرا دارن واااای خدای من اگر این موفقیت نیست پس چیه ؟ اگر معجزه نیست پس معجزه چیه ؟معجزه کجاست؟ الله اکبر خداااای من واقعا وقتی استاد میگن کاری که خدا برای من انجام داد از معجزه عصای موسی کمتر نبوده همینه دیگه
خیلیا هستن که بخاطر باور( پول درآوردن اسونترین کار دنیاست) کلی پول دارن اما ن روابط خوبی دارند و ن سلامتی و ن هیچ چیز دیگه. ولی ادم تو اون زمان اگر پول نداشته قدرت داشته انگیزه داشته صلابت و شجاعت داشته و از همه مهمتر« ایمان» داشته ،ایمان ب یکی بودن خدا ،ایمان باینکه همه چیز در دست خداست ایمان ب اینکه ی سری قوانین هست که اگر طبق اون پیش بری همه چیز بدست میاری هیچ چیزی نیست که بیاد جای این انگیزه هه بده هیچ چیزی نیست که بیاد جایگزین این لذته بشه هیچ چیزی نمیاد جای این فرمانروا بودنه رو بگیره اگر بتونی با جیب خالی روی زمین عین فرمانروا راه بری و خودتو ارزشمند بدونی مهمه نه اینکه ی عالم پول داشته باشی اما نتونی ازش لذت ببری
وااای استاد جان نمیدونید که چه انقلابی در من بوجود آوردید
شاید تو کامنتم هیچی ننوشتم ولی این قضیه پاشنه آشیل خود منم بود و گاها بخاطر این قضیه دپرس میشدم ولی الان که این فایل ارزشمند شنیدم بخدا انقلابی عظیم در من بوجود اومد الله اکبر
خدای من آخه چی بگم از شگفتیهای قوانین بدون تغییر این عالم اینکه نترسی با وجود اینکه کلی مشکل داری با عشق قدم برداری باعشق حرف بزنی با عشق سمینار پولی برگزار کنی با عشق راه بری با عشق لذت ببری واقعا زبان قاصره از این اتفاق شگفتانگیز ب والله نمیتونم با کلامم این واقعه رو معنا کنم ب والله این ایمان ب اندازه کل دنیا ارزشمنده
وقتی ایمان داشته باشی دیگه چ نیازی ب پول داری مگه همه چیز پوله تو ی روابط عاشقانه داشته بشی شب سرتو با آرامش بزاری زمین نه اینکه بخاطر روابط بد شب تا صبح هق هق گریه کنی کلی ام پول توگاو صندوقت داشته باشید چ فایده داره الان نود پنج درصد زن و شوهرها تو ایران طلاق عاطفی دارن خیلیاشونم پول دارن اما فققققط پول دارن
یا ی فایل بخوای برگزار کنی اونقدر شجاعت نداشته باشی که راحت وایسی و کارتو انجام بدی یا بخاطر نداشتن جای مناسب کلا بی خیالش بشی
استاد جان شما راست میگی تو دوران کرونا وقتی تماس تصویری میگرفتن خیلیا معتقد بودن که قبلش اطلاع بدن چون که آدم تو خونه س راحته درست نیست که تو صحبتهای تصویری شاید جلوه خوشایندی نداشته باشی
اونوقت استاد میاد لخت با ی شلوارک فایل میزاره یا نشسته وسط پرادایس کار میکنه فایلشم درست میکنه واقعا چقدر انسان میتونه رها باشه و رهاییه یهویی اتفاق نیفتاده این رهاییه از زمانی که فقط ب اندازه ی ذره بوده و از همون جلسات اول در این آدم کاشته میشه و رشد میکنه و هنوز جا داره برای رشد و نمو من تو اون سمینار دیدم که از قدرت صدای استاد از ایمان و انگیزه ایشون تو اون سمینار تا الان هیچ فرقی نبود همون تن صدا همون قدرت همون صلابت وجود داره و فقط عشقه که میتونه اینجوری خلق کننده باشه وقتی ایمان و باور انسان تا این حد برسه پول و ثروت خود بخود وارد زندگی میشه با ….. مصاحبه کرده بودو سوال پرسیده بودن که اگر ببرنت بندازن تو ی بیابون آیا میتونی دوباره اینهمه ثروت خلق کنی گفته بود چرا که نه افکارم که با منه
و دقیقا همین طوره انسان فکور ،انسان شجاع هر جا که باشه میتونه پول رو هم خلق کنه اما خیلی خوبه که بیای وافکارتو تحت کنترل خودت در بیاری طبق قوانین پیش بری باور کنی که تو خالقی
اصلا پول وثروت ی عدده! موفقیت هم نسبیه !یکی با جیب خالی وسن کم میاد ی سمینار باشکوه اجرا میکنه یکی ام میاد با ی عالم پول نمیتونه سخنرانی کنه مثل وارن بافت که میگه تخصص من تو بورسه و من میتونم تو اون خوب عمل کنم هر دو دارن لذت میبرن از مسیرشون و مهم همینه که عشق ببری و در ضمن مهمترین عامل مشترک همینه که تو عاشق باشی که تو باور کنی ایمان داشته باشی وقدم برداری و تمام آدمهای موفق مثل زین الدین زیدان یا سید حسین عباس منش یا وارن بافت یااااا… اومدن از نیروی ایمانشون استفاده کردن و لذت بردن عشق در همه اینها موج میزده و خیلیا وقتی میان ب این فکر میکنن که هع فلانی فلان چیز نداره دقیقا استاد میاد اونم جذب میکنه چطوری با همون قانون لایتغیر که تو ب نکات مثبت توجه کن، رها کن، عاشق باش ، از مسیر لذت ببر ،ورودیات کنترل کن و ….تمام
حالا یکی هدفش روابطه یکی هدفش سلامتیه و یکی ام هدفش ثروته مهم اینه که بیاد وخودشو چکاب کنه چکاب فرکانسی اینکه اولش کجا بودی در طول مسیر چ کردی و حالا از لحاظ فرکانسی کجا هستی آیا تغییر درت ایجاد شده ؟ایا ایمانت رشد کرده؟ایا جسورتر شدی؟ایا شجاعتر شدی؟ اهمیت نظر مردم برات چقدره ؟ آیا بازم چشمت ب خورده نوناییه که دست مردم هست ؟ و و و…. و در طول مسیر باید ب خودت ببالی و عاشق خودت باشی مثل آدمی که بخواد اولین کنسرتشو بعد از ی مدت برای دیگران اجرا کنه حالا سمینار استاد که خیلی خفن تر بوده
و تکاملی که استاد تو این مسیر بدست آورد این بود که متوجه شد نمیتونه زندگی کل آدمها روتغییر بده فقط با کسایی کار کن که خواهان تغییرن و جالب این جاست که استاد ب هر چی که میخواسته و درخواست میداده رسیده و چقدر هم لذت میبرده از اون مسیر اصلا استاد ب این که من پول ندارم فکر نمیکرده. وای که چقدر این نوع نگاه تحسین برانگیزه و زمانی ب این فکر میکنه که مردم بهش میگن هر وقت پول بدست آوردی مهمه و استاد میاد با قدرت ایمانی که داشته با اجرای قوانین پول هم خلق میکنه و چقدر شگفت انگیزه زمانی که جایگاهتو روی زمین پیدا کنی یعنی همون جایگاه خلیفه اللهی بگی موجود باش و موجود شه الله اکبر ب این قدرت لایزال الهی که چ میکنه الله اکبر ب این مقام که خداوند در انسان ب ودیعه گذاشته الله اکبر ب این وسعت دید الله اکبر ب این عشق ب این شور و شوق الله اکبر و این باشکوهترین چیزیه که میشه ب نظاره نشست«انما امره اذا اراد شی ان یقول کن فیکون»و استاد ب این مقام میرسه زمانی که هیچ آدمی تو ایران ب این مقام نرسیده بوده یا اگر هم رسیده بودن عنوان نمیکردن و یا اگر عنوان میکردن خیلی ضعیف عمل میکردن و اینهمه گسترده نبوده
بابا ملاک ثروت نیست که ملاک لذت برده س ملاک ارزشمند دونستن خودته ملاک ایمان توست ملاک عشقه عشق! وقتی تو ب قوانین عمل کنی ب همه چیز خواهی رسید پول که چیزی نیست تو عمل کن پول خودش دنبالت میاد
اصلا سمینار تو تالار …. تهران خودش یعنی همه چیز بنظر من موفقیت استاد اووونموقع تو اوووون تالار خییییلی بیشتر از اینه که الان تو فلوریدا هستن هر چند فلوریدا هم ی معجزه دیگه اییه که اصلا لحظه ب لحظه زندگی با عمل ب قوانین منجر میشه به معجزه
پول با افکار ما با شخصیت ما چی کرده یارو میبینی داره زندگی میکنه داره کار میکنه ثروتم اومده تو زندگیش میگه پس چرا ثروتم تا ی حدی میمونه وپیش نمیره؟ این سوالیه که خیلیا دارن ولی دقیقا این فایل جواب همون سواله که بیا ب خودت نگاه کن ببین چقدر از لحاظ شخصی رشد کردی؟ ببین چقدر میتونی خودتو عرضه کنی؟ همین تمرینهایی رو که استاد میگه روچقدر راحت تر از قبل انجام میدی؟
واقعا چقدر پول تونسته برامون خوشبختی بیاره ؟آیا روابط،سلامتی ،احساس خوب ارزشمند نیست ؟آیا اینها رو میشه با پول بدست آورد ؟ایا واقعا پول میتونه درد ی لحظه از بیماری بچتو یا مرگ عزیزی رو مرحم باشه ؟ب والله نمیتونه تنها چیزی که میتونه درد ورنج همه چیز آسون کنه ,جهنم تبدیل ب بهشت کنه, احساس خوب و توجه ب نکات مثبته. اخه پول کجا و آرامش و زندگی بی استرس کجا هر چند در جایگاه خودش ی امر بدیهی و باعث گسترش جهان میشه و خیلی ارزشمنده اما میتونه هم عرض بقیه مسائل باشه ولی واقعا مهمترین عامل نیست بیایند نگاهمون نسبت ب موفقیت تغییر بدیم نگاه کاملا مادی برداریم رو امور معنوی امور روحی و روانی کسی که عاشقانه مسیر طی میکنه قطعا خیلی راحتتر میتونه پول هم خلق کنه تا کسیکه مدام استرس داشته باشه و این مثال ۵•\•و ۹۵•\• چقدر جالب بود که فقط پنج درصد آدمها تو کل جهان نود و پنج درصد کل ثروت دنیا رو در اختیار دارن و حتما ی قانونی هست که لا یتغیره و اگر استرس و بیماری و روابط بد میتونست آدمها رو موفق کنه قطعا جای این دو تا عدد عوض میشد یعنی نود و پنج درصد آدمها کل ثروت و نعمت دنیا رودر دستشون داشتن و پنج درصد فقیر بودن
و این حرف کسی میزنه که ی آدم عادی بوده شوخ طبع و آتیش پاره و یهو این آدم میاد با قدرت، جسور بدون اینکه تپق بزنه میاد در حضور استادش که اونو از کنفرانس منع کرده بوده یک ساعت سخنرانی میکنه واقعا با چ مبلغ پول میشه اینو خلق کرد؟ تو کدوم مدرسه و دانشگاه این جسارت و ایمان درس میدن ؟تو کجا اینهمه عشق رو آموزش میدن؟که ی آدم با اون عقبه یهو بیاد ی انقلابیو اول در خودش بعد در دیگران ایجاد کنه این چ صیغه اییه؟ این چ حالتیه؟ که تونست سید حسین عباس منش منقلب کنه دقیقا پیامبر هم همین طور بودن ی انسان عامی اومدن ی تحول بزرگ اول در خودشون بعد در دیگران ایجاد کردن ی بچه یتیم که مثل همه مردم اونموقع زندگی میکرده و از بین اون مردم جاهل اومد توحید و یکتا پرستی اشاعه داد بیایم نگاه عمقیتری نسبت ب این قضیه داشته باشیم
فقط ی چیز و یک عامل میتونه نگاه ماروتغییر بده واون خودمونیم
استاد جان من ایمان ،صلابت ،عشق،معنویت و توکل شما رو تحسین میکنم من سخنرانی بدون نقص شما رو از اول تا الان تحسین میکنم
من شما رو که در طول مسیر فقط لذت بردید تحسین میکنم
من تکامل شما رو تحسین میکنم
من خدای محمد و خدای سید حسین تحسین میکنم
سالها بود که از خودم میپرسیدم اگر در زمان پیامبر بودم آیا ندای توحید و یکتاپرستی پیامبر میشنیدم یا با تکه پنبه ای گوشهایم را میبستم تا ندای لااله الاالله اونو نشنوم
خدایا سپاسگزارم که کمک کردی تا صم بکم نباشم
خدایا سپاسگزارم که منو در مسیر حقانیتت قرار دادی
خدایا سپاسگزارم که هر روز در حال تکاملم
خدایا سپاسگزارم که ندای وحدانیتت رو شنیدم
واقعا ب قول استاد مگه حتما باید ب این امر که یک نفر واقعا پیشرفت مالی داشته یا نه ما ب دستوراتش عمل کنیم گاها ی دکتر میاد کلی دارو تجویز میکنه برای فلان بیماری وخودش دقیقا با همون بیماری دست و پنجه نرم میکنه خیلی از دکترای پوست و مو خودشون از ریزش مو رنج میبرن و این هم دلیلی بر اینه که تو بیای و اون دارو رو باور کنی و اگر باور کنی و ایمان داشته باشی که اون دارو باعث رشد مو میشه واقعا میشه تو فقط ایمان داشته باش و مدام ی کاری تکرار کن واون حس خوب ب داروست
گاهی وقتی استاد در حال تولید محتوا هستن من استاد و طرز پوششون تحسین میکنم اصلا براشون مهم نیست که چ نوع پوششی دارن در صورتیکه اووونموقع هم استاد مثل استادیده الان کت و شلوار هم استفاده نمیکردن با ی پیراهنو شلوار اومدن تو اون تالار با ی سابقه ۶_۷ماهه پیش کلی آدم تحصیلکرده کنفرانس میزاره تو جاییکه بارها کلاسهای رایگان میزاشتن و تازه کسی هم استقبال نمیکرده ب والله اگر من خودم تو اون شرایط بودم عمرا حداقل اونجا سمینار اجرا نمیکردم چون نجواها نمیزاشتن میگفتن اووو با این سابقه کمکم میخوایییی کلاسی برگزار کنی که تو همین جا اجرا میشه وهییییچکس استقبال نمیکنه🤨🤨 ب والله اگر همچین کاری میکردم .چرا چون نگاه استاد با نگاه من خیلی متفاوت بوده صدر صد اونموقع هم خیلیا ب استاد خندیدن خیلیا همین حرفها رو هم بهشون زدن ولی استاد با ایمان راسخ بی اعتنا ب تمام اون نجواها انجام داد و سمینار بیست و یک روزه شو ب ثمر رسوند
بقول استاد شما دنبال عشق و علاقه باش و ب نتیجه فکر نکن و فقط لذت ببر پول خودش دنبالت میاد
تو عاشق باش تو لذت ببر از اون مهلتی که بهت داده شده تو اماده باش تو تسلیمباش همه چی حله اینجور نباش که همیشه تو هول ولا باشی که خب که چی من اینهمه زحمت بکشم بعد یهو عزرائیل بیاد چی
عزیزم تو شاد باش از همین لحظه ای که هستی لذت ببر و این میشه نگاه قابل تاملی که تو روبا بقیه متمایز میکنه و ی نفر میاد با مدرک دکترای … سمینارش بخاطر عدم استقبال مردم تبدیل ب ی کلاس میکنه و ی نفر مثل استاد ی سمینار توپی میزاره مثل همین سمینار سال ۸۷که هیچتشابهی بین این دو استادنبوده تنها وجه تمایز این بودهوبس واون اینکه سید حسین خودشوباور کرده بوده و ب خدای خودش ایمان ابراهیمی داشته و ب الهاماتی که از طرف خداوند میومده لبیک میگفته و اینها همه از یک چیز نشان میگرفت و اون اینکه سید حسین داشته از مسیر لذت میبرده و بس
وقتی استادفایل میزاره اصلا خواب از چشمان انسان فرار میکنه اصلا تو نمیتونی بیخیال باشی چون آگاهی استاد از جنس آگاهی خداست و هر کس هم نمی ییتونه درک کنه اون آگاهی ناب الله یکتارو
بیا لذت ببر بیا زندگی کن ارزنده بودن در مسیر هدایت بودنت و برو تحقیق کن ببین اون پنج درصدی که استاد میگفت چطوری ب درجات بالا رسیدن و جالبتر اینکه خیلیاشون ثروتشون میبخشن چونمعتقدن با این رشد شخصی که کردن بالاتر هم میتونن ببشترشو خلق کنن
خدایا سپاسگزارم که نکته ب نکته این متن بهم گفتی
از خودم ممنونم که صبورانه این متن با کمک از الله نوشت از انگشتان عزیزم از چشمام از همه اعضای بدنم ممنونم
از استاد عزیزم همین طور مریم جان بسیار سپاسگزارم
در پناه الله شاد و پیروز باشید وسر بلند
دوست عزیز من
خیلی عالی بود
خیلی خدایی شده ایی
مبارکت باشه
بهتون تبریک میگم
متن تون خیلی به دلم نشست
چون از دل برآید بر دل نشیند
در پناه الله یکتا شاد باشید و سربلند
💜💙💜💙💜💙💜💙💜💙
سلام به دوست و همفرکانسی عزیزم خانم فرجی
خیلی زیبا نوشتی مخصوصا خط دوم کامنتت که هر لحظه با تو بودن استاد میتونه کلی فرکانس نعمت و ثروت به جهان بفرسته …………عالی بود
واقعا هم همینطوره و استاد دستانی از خداست در زندگی افرادی که خواهان دگرگونی و تغییر هستن …
امیدوارم در اوج سلامتی و شادی به تمام اروهات برسی
متشکرم .
خانم زهرا فرجی عزیز دوست و هم خانواده ی عباسمنشی
واقعا چقدر تحسین تون میکنم برای این درک از آگاهی بینظیرتون
واقعا خیلی خیلی لذت بردم از این تحلیل فایل موفقیت مسیر رسیدن به خواسته ها است و لذت بردن از مسیره نه مقصد آن.
نکته های قابل تامل جالبی رو ذکر کردید
اینکه به عزت نفس و ایمان استاد در این راستا بخوبی اشاره کردید
و اینکه استاد در مسیر از یک ۳انون بدون تغییر خداوند استفاده کرده و مد نظر داشته
و این معجزه ها رو چقدر زیبا توضیح دادید واقعا تحسین برانگیزه
و یکی دیگه از نکته های جالب شما در مورد چکاپ فرکانسی است که اولش کجا بودی و حالا کجا هستی واقعا برام جالب بود و این چکاپ باید در همه ی موارد در زندگیمون انجام بدیم
اینکه زندگی کل آدمها رو نمیشه تغییر دا و باید با کسانی کار کنی که خواهان تغییرن و اینکه انسان جایگاهشو در زمین پیدا میکنه
زهرای عزیزم البته خیلی موارد جالب دیگه ای رو مطرح گردید که واقعا برای من جای تعمق داشت و تحسینتون کردم
.در هر صورت ممنون و سپاسگذارم که اینچنین به مطالب اشاره کردید و به درک و آگاهی من از خوندن کامنت زیبای شما کمک کرد
نور و عشق و صلح و دوستی و موفقیت و سلامتی و پول و ثروت پایدارو با هدایت الهی با آ رامش و آسایش بیشتر و بیشتر و بهتر و قشنگتر رو برای همه مون آرزومندم
خدایا سپاس
🙏🙏🙏🙏🍀🍀🍀🌷🌷🌷👌👌👌
ت
به نام خداوند بخشنده ومهربان
یادگار 30 و پایان فصل اول
سلام استاد عزیزم و مریم قشنگم
دقیقا نمیدانم چه تاریخی بود اما متعهد شدم که بیام این سفرنامه رو شروع کنم و پیش برم
و سعی داشتم هر جور شده روزانه ی فایل گوش بدم
چنان درک مطالب سخت بود که نشد هر روز فایل گوش بدم و میشد روی یم فایل روزها میموندم
اوایل ی کم عجله داشتم و میخواستم زود تموم شه اما ی روز گفتم مهم حال من و نتایج منه
چقدر طول بکشه مهم نیست اصلا مگه مسابقه ست؟
نتایج منه که نشون میده تعهدم چی بوده نکه زمان تموم کردن سفرنامه
در مسیر گوش دادن فایل سفرنامه و عمل به تعهد از خدا هدایت خواستم کمکم کنه فروشم راه بیفته و من از این کسادی بازار بیام بیرون
ی روز فقط پی ی الهام رو گرفتم و رفتم
الهامی که انصافا کل زندگی منو زیرو رو کرد
خدا گفت برو با فلان همکارت درباره شرایط کارت صحبت کن
رفتم دفترش ازش وقت خواستم
انصافا خیلی برام سخت بود
چون من شخصی بودم که اون ادم همیشه تماس میگرفت و میگفت بیام بهت سر بزنم و منم هر سری میگفتم سرم شلوغه و نیستم
یا اکثر مواقع کارهاشو دفتر من انجام میداد
برای من سخت بود و گرنه واسه اون شخص چه اهمیتی داشت که چرا فروش من صفر شده و شاید حتی اصلا خبر نداشت
کلی بهم راه حل نشون داد
کلی ایده داد
کلی راهنمایی کرد
حتی پیشنهاد همکاری هم داد
و گفت هر روشی که بشه با هم همکاری میکنیم چونکه من یکی از فعالان فروش در صنف خودم بودم و خداروشکر بازم هستم
بعد از صحبت کردن در مورد مشکل من
چند دقیقه موندم دفترشون و با مابقی بچه ها حرف روزمره زدم و دیدم خدایا من چقدر غرق این همه انرژِی منفی شدم
چنان سطح انرژی من پایین بود که منتظر بودم یکی ی حرفی در مورد من بزنه و من بزنم زیر گریه
ی جمله ای خوب یادمه
یکی از بچه های دفترشون گفت عصری مشتری نبود چیکار کنیم؟
سریع همکار من گفت زنگ بزن بچه ها تیم بشن بریم فوتبال
اونجا بود که فهمیدم خدایا من کجای زندگیم استپ شدم
یعنی اونا حتی از نبودن مشتری به نحو احسنت استفاده میکردن
نه تنها از نبود مشتری گله و شکایت نداشتن حتی ی جورایی خوشحال بودن که تایم ازاد پیدا کردن برن دنبال خوشی هاشون
اونجا بود که فهمیدم بابا حال خوب بابا حس خوب بابا لذت بردن از هر لحظه زندگی مهمه
نکه مث من 24 ساعتع همش در حال تبلیغ و چشم به راه که ی مشتری پیداش بشه که پیدا هم نمیشد
به همکارم گفتم اشکال نداره من چند روزی بیام دفتر شما خونه بیکارم
اون بنده خدا هم خیلی راحت قبول کرد
من میرفتم که باورهای قدرتمند فروش بسازم اما چیزهایی من فهمیدم که باور فروش درش گم بود
اصلا ساعت کاری برای اونا مهم نبود
هر وقت از روز دوست داشتن میرفتن باشگاه
هر وقت مشتری بود میومدن دفتر
کلا برنامه تفریح و لذت براشون خیلی مهم تر از فروش بود
جالب اینجاست خانوادگی اینجوری بودن و همشون متاهل بود
و هر روز دفتر پر بود از مشتری
من فهمیدم بابا تو زندگی یادت رفته حال خوب یادت رفته چسبیدی به فروش؟
در صورتی که من هزاران دلیل برای لذت بردن از زندگیم داشتم
ی خودکار و ی عالمه کاغذ برداشتم شروع کردم به نوشتن
هرچی که به ذهنم میرسید در مورد باورهایی که داشتم
دقیقا روبروش باور قوی شو هم نوشتم و شروع کردم در خودم دنبال کاشتنش که ایا من لایق چنین باورهایی هستم
یکی دو روز طول کشید کم کم حسم بهتر شد
سروکله مشتری پیدا شد
و اولین فروش من بعد ماها اتفاق افتاد
یادم نمیره چقدر کنارخیابون گریه کردم
داشتم از قدرت بی نهایت خدا شکه میشدم که اومده خلق همه زندگی رو به من سپرده و من کجای ناملایمات گیر بودم خدا داند
یادمه اون روزها من حتی هزینه خرید ی صبحونه ساده رو هم نداشتم
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت
دیگه افتادم رو ریل و ول نکردم اصل رو
گفتم وقتی من پی ی الهام رو گرفتم وقتی قدم اول رو برداشتم وقتی رفتم تو دل ترس و به قول خودم پا روی غرور گذاشتم وظیفه خداست وظیفه کائناته وظیفه تمام قدرت جهانه که به خواسته من جواب بده و هر روز با انرژی تر از دیروز کارهامو انجام میدادم و میسپردم به خدا
اوایل هم عجله داشتم و همش میخواستم با قدرت خودم فروش داشته باشم ولی گفتم بزار یک بار حرف استاد انجام بدم
من تبلیغمو میکنم
لیست موجودی ارسال میکنم و از لحظه لحظه زندگیم تا جایی که میتونم لذت میبرم ما بقیش با اون قدرت محضه
تقسیم کار کردم
گفتم تو شرایط فعلی من تنها کاری که میتونم انجام بدم همینه مابقیش با من نیس
و خدارو هزاران بار شکر
فروش شروع شد
طبقه حرف های استاد اومدم کارهامو اولویت بندی کردم و از جمله بدهی هامو
از مبلغ پایین شروع کردم به پرداخت
تقریبا تو ی هفته من 20 میلیون تومان بدهی پرداخت کردم
و خدارو هزاران بار شکر
ی روز عصر دیدم کلی لوازم ضروری خونه خریدم و چقدر حالم اسمانی شد که مجدد تونستم خرید بزنم
ی سری تضادها پیش اومد که باید دفتر میگرفتم و مستقل فروش میداشتم
ی روز گفتم خدایا نشانه بفرست
و متوجه شدم وقتی از ملک ی همکاری استفاده کرده بودم برای فروش حرف هایی زده شده بود که باید دفتر مستقل داشته باشم
گفتم خدایا تو داری قدم هارو میگی پس بی زحمت خودت جورش کن
من فقط تنها کاری که میتونستم انجام بدم مراجعه به املاکی بود و انصافا ریالی حتی برای کمیسیون نداشتم چه برسه پول پیش
گفتم میرم اگه قراره بشه میشه
اگه نکه کاری نکردم
دقیق یادم نیس یا همون روز اول یا روز دوم گشتن ملک اوکی شد و هیچ مبلغی من نداشتم فقط چک کردم و گفتم میخوام
شب رفتم خونه به داداشم گفتم اینجور ملکی پیدا کردم و هستن افرادی که پیشنهاد شراکت دادن توبیا پولتو بده من اجاره کنم و سود رو نصف کنیم به جای اینکه بخوام با غریبه شریک شم و اونم خداروشکر قبول کرد تا زمانی که پولش لازم بشه دست من باشه
من ملک اجاره کردم و دقیقا همون روز فروش انجام دادم هزینه کمیسیون پرداخت شد
اومدم دوباره طبق گوهر های ناب استاد برنامه هام نوشتم
گفتم خدایا جورکن میز وصندلی باکس و تجهیزات همه و همه
و شد
خدارو صد هزار مرتبه شکر
همش شد دقیق نمیدونم چند روزه ولی انصافا به هفته نکشید
گفتم خدایا من فقط قدم هایی که میگی رو میرم نشانه هایی که میفرستی رو میرم مابقیش با خودت
و شروع شد فروش هر روزه من با سود عالی
و استاد هزاران بار میگه بابا تنها خودتون خالق شرایط هستین و بس و ایمان داشته باشین ی قدم بردارین هزراتا جهان میادسمتت و وظیفه جهانه به شجاعان پاداش بده
اگه جواب نده ی جای کار میلنگه
البته من اصلا به این شرایط فعلی و این مقدار فروش و این مبلغ سود که قانع نیستم اصلا وابدا
چون من لایق ی ثروت هنگفتم از کجا نمیدانم نمیخوامم بدانم من فقط قدم هایی که گفته میشه رو میرم مابقیش اصلا ربطی به من نداره
ولی خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
و این ها نتیجه همین فایل های فصل اول بود و ایمان دارم نتیجه فصل بعدی هزاران برابر طلایی تر از اینهاست برای من
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
من امروز دقیقا تو دفتر کار خودم تو بهترین نقطه شهر با تمامی تجهیزاتی که برای دفتر میخواستم با راحتی و حال عالی این کامنت رو نوشتم که بگم
دوستان میشود
برای من شد پس برای هرکی که بخواهد میشود فقط کافیه بخواین
خدا همه چیز میشود همه کس رو به شرط پاکی دل به شرط طهارت روح
خدا پدر میشه خدا مادر میشه خدا خواهر و برادر میشه خدا همسر میشه خدا مشتری توپ میشه خدا سود کلان میشه
خدا همونی میشه که توبخوای
چون خدا خصلتش معجزه گر بودنه وهاب بودنه رزاق بودنه اصلا کار خدا سریع الاجابه بودنه به شرطی که ما هم خدارو اجابت کنیم
خدایا شکرت که به قلبم توحید و توکل هدیه دادی
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
سلام و عرض ادب استاد عباس منش عزیز
صوفی نشود صافی تا در نکشد جامی
بسیار سفر باید تا پخته شود خامی
بسیار عالی و عاشقانه بود صحبت های شما در خصوص درک صحیح از موفقیت
موفقیت اون لحظه ای هست که داری خدمتی، کاری رو ارایه میدی و هنوز نتیجه ای ازش نگرفتی ولی ایمان داری که راه ت درسته و مسیری که داری میری مسیر درستی هست.
متاسفانه با توجه به اینکه اغلب ما درگیر مسایل مالی هستیم ناخداگاه همه چیز و مخصوصا موفقیت رو در نتیجه میبینیم و از همه مهم تر مقاس ما برای سنجش موفقیت ریال هست.
من در ایران که بودم تجربه تدریس و صحبت کردن در جمع رو خیلی داشتم و دقیقا صحبت های شما رو درک کردم در خصوص گرفتن مخاطب.
نشوندن مخاطب اون هم چند ساعت بر روی یک صندلی
گرفتن پول از مخاطب برای اینکه یه خدمتی (اون هم حرف زدن) رو بهش بدی که حتی خودش هم از قبل ندونه کیفیت این خدمت یا محصول چه میزان هست.
کار بسیار پر ریسکی هست.
من هم فایل آموزشی شما رو دیدیم.
حتی ظاهر شما هم در ابتدا نظرم رو به خودش جلب کرد.
ولی بانکات مهمی هم روبرو شدم
اینکه دوست داشتید هر آنچه را که خودتون درک کرده بودید رو به مخاطب منتقل کنید.
اینکه در ابتدا کمی با صدای لرزان جلسه شروع شد و زمانیکه به پاورپوینت اشاره کردید در ابتدا کلمه به کلمه جمله رو خونیدید و بعد توضیحش رو دادید ولی بعد از اینکه جو جلسه براتون صمیمی تر شد دیگه راحت تر ادامه دادید.
وقتی مسیر درست باشه و ادم عاشق کارش باشه، لذتی که توی مسیر میبره خیلی شیرین تر از نتیجه نهایی هست.
نتیجه نهایی که بیشتر با معیار پول سنجیده میشه بیشتر برای پاسخ دادن به هزینه های زندگی هست ولی لذتی که توی مسیر بهت دست میده برای خودت هست برای روحت و برای سیراب کردن خودت.
من هم طعم شیرین لذت بردن از مسیر رو چشیدم و کسی میتونه حرف شما رو درک کنه که این مسیر رو رفته باشه
چون من بسوز تا بدانی که چه میکشم
احساس سوختن به تماشا نمیشود
توی اون لحظه و توی اون مسیر اصلا مباحث مالی در نظرت نیست حتی لحظه ای هم به مباجث مالی قراداد یا توافق نامه ای که برای ارایه اون خدمت امضاء کردی فکر نمیکنی.
فقط در اون لحظه و مسیر داری عشق میکنی از اینکه حرفی برا گفتن داری و مخاطبی داری که دانسته هات رو بهش منتقل میکنی تا رسالتت رو انجام داده باشی. و خسته نمیشی از اون کار
جالب اینجاست که حتی احساس خستگی هم نمیکنی، گذشت زمان هم برات معنایی نداره
من شما رو تحسین میکنم که سریع تونستید با دیدن اون سالن سمینار و اون موضوع تدریس موقعیت رو بقاپید و سریع تصمیم بگیرید که از اون نقطه جلسات رو شروع کنید و نگران فردا نبودید.
در مجموع استاد عزیز من به این گفته از شعر عطار ایمان دارم که:
گر مردرهی میان خـون بــایــــد رفت
از پــای فتــاده ســرنـگون بایـد رفت
تو پـای به راه درنــه و هیـــچ مـپرس
خـود راه بگویدت که چـون باید رفت
استاد،من شما رو تازه پیدا کردم!
فعلا دارم فایلهای طلایی رایگان شما رو گوش میکنم و تمرین میکنم و دارم روی ورودیهای ذهنم کار میکنم.
با وجود اینکه سال ۷۵ من برای اولین بار قانون جذب رو شندیم ولی، فلسفه قانون جذب رو به بهترین شکل از زبان شما شنیدم و آویزه گوشم کردم.
من با شما خیلی کار دارم!
چون زمین خورده هستم !
و از تریبون تدریس و مشاوره رسیدم به فروشندگی !
الان دارم فعلا گیج میزنم
ولی توی این وضعیت شما خیلی به داد من رسیدید و سه ماه ای هست که حالم خیلی خوب شده و به یقین رسیدم که باید برای رهایی از این وضعیت و یافتن رسالت خودم، رد پای استاد عزیزم(عباس منش عزیز) رو دنبال کنم.
امیدوارم به زودی امکان تهیه دوره کشف قوانین زندگی برام فراهم بشه تا بتونم خودم، خدای خودم و رسالت رو بهتر بشناسم و خالق زندگی جدیدی باشم.
به امید الله
دوست تون دارم استاد عزیزم
سلام به شما دوست عزیز
ممنون از کامنت خوبی که نوشتید
تحسینتون میکنم که راه رو پیدا کردید و توی این سه ماه حال خوب رو خلق کردید
امیدوارم که بهترینها رو بسازید که لایق بهترینهایید
سلام استاد
چند وقت بود همش به خودم میگفتم تو اصلا نتیج نگرفتی از فایلای عباسمنش…البته منظورم نتایج ظاهری بود…
وقتی این فایل و حرفایی که زدید و توضیحاتی که دادید رو گوش دادم و فکر کردم دیدم استاد من خیلی خیلی تغییر کردم!!!
من قبل از آشنایی با شما و استفاده از آموزه های شما یه آدم کاملا بی تحرک بودم…یعنی استاد من همیشه تو خونه و تو اتاق خودم دراز کشیده بودم و همیشه آهنگ های بسیار منفی تو گوشم بود و صبح تا شب گوش میدادم و بشدت آدم ناامید و به معنااااااای واقعی افسرده بودم….درگیر روابط وحشتناک و احساسات وحشتناک اونم تو سن ۱۸ سالگی….بشدت آدم وابسته و منفی بین و بدبین به همه چی…کاملا خدارو انکار میکردم و در واقع اصلا اعتنایی به خدا نداشتم و قدرتی هم براش قائل نبودم تو ذهنم…همش توی شبکه های مجازی بودم…میگم کل زندگی من وقتی از خواب بیدار میشدم این بود که گوشی رو بردارم و برم تو مجازی و هنزفری بزارم و اهنگ های نامناسب رو پلی کنم…من اون مدت اصلا آهنگ شاد گوش دادن رو عجیب میدونستم!!!!!!
میگفتم مگه میشه آهنگ شاد گوش داد؟ اصلا کسی که آهنگ های شاد گوش میداد رو بشدت دیوانه خطاب میکردم…
خیلی اوضاع روحیم بد بود خییلییی…هرشب ناراحتی و غم و و هزاران مورد دیگه که یادم نیست…
تا عید که ۹۵ که یکی از بستگان ما بعد از مدت ها اومد خونه ما چون راهشون دور بود خیلی خیلی دیر میومدن پیش ما…دایی و زندایی من تو یکی از روزهای عید اومده بودن خونمون…وطبق معمول چون تمام خانواده ما سیاسی و حتی اخیرا منکر خیلی از اعتقادات میشدن و فقط خدا بود که منکرش نشده بودن…یعنی دین و اسلام و قران و امام و همه اینارو زیر سوال میبردن…اون روز که اومده بودن خونه ما همین بحثا شروع شد و دایی و پدر من شروع کردن صحبت کردن که اره تمام دین اسلام همش خرافاته و اینارو حاکم ها دراوردن و واقعی نیست و امام حسین اصلا بخاطر دختر یزدگرد سوم رفته بود جنگ و واقعه عاشورا بخاطر یک دختر ایرانی بود….البته به کتاب های تاریخی استناد میکردن ولی در این مورد نمیدونم داستان واقعا چی بود…اما خیلی از حرفاشون منطقی و درست بود اینکه خیلی از چیزایی که الان مردم بهش اعتقاد دارن دروغه…البته تمام دین و اسلام و مذهب رو از خدا جدا میدونستن و میگفتن خدا اصلا تو این چیزا نیست و تو قلب آدمه….من برگشتم گفتم اگه امام های ما دروغ بودن پس چجوری شفا میدن؟ من خیلیارو دیدم که شفا گرفتن به صورت عجیب و معجزه آسا…اینو چی میگین؟ بعد دایی من برگشت گفت این بخاطر قدرت ذهن خود طرف بوده!!!!! و گفت تو اگه بری کتاب فلان و فلان رو بخونی میفهمی…من وقتی اینو شنیدم دنیایی از کنجکاوی اومد سراغم و بعد از دو دقیقه اسم کتابا یادم رفت….عید دیدنی تموم شد و وقتی داشتن میرفتن من از داییم پرسیدم اسم اون کتابارو یبار دیگه میشه بگید؟ و اونم گفت…اسم یکیش دولت و فرزانگی بود و اونیکیش رو یادم رفت الان…من همون شب رفتم دانلودش کردم و شروع کردم خوندن و به صورت عجیبی علاقه مند شده بودم بهش ، تمرینایی گفته بود که همیشه انجام میدادم…حدود ۵-۶ ماه گذشت و من چندین کتاب شبیه به این رو هم دانلود کردم و خوندم و با یکی از دوستام که تازه اشنا شده بودم باهاش و هفته ای ۳-۴ بار باهم میرفتیم بیرون این مطالب رو بهش میگفتم…بهش میگفتم ببین برو فلان کتاب رو بخون در مورد ذهن و قدرت درونی و قانون جذب و اینچیزاست…انقدر علاقه مند شده بودم به مطالبش که یکسره در موردشون با دوستم حرف میزدم…یهو دوستم بهم گفت برو سایت عباسمنش دات کام مقاله هاش رو بخون…دقیقا یادمه گفت برو مقاله های سایت عباسمنش رو بخون (و نگفت که برو فایل های رایگانش رو ببین)…منم گفتم باشه و تو دلم گفتم که یه ایرانی آخه چی حالیشه! چون گفته بود عباسمنش و فهمیده بودم این فرد ایرانیه تو دلم گفتم یه ایرانی مگه چی میدونه…دقیقا یادمه این حرفم
منم نرفتم که مقاله هارو بخونم و خیلی سریع یادم رفت…بار بعد که دوستم رو دیدم و بازم از مطالب موفقیت باهاش حرف میزدم بهم گفت رفتی اون سایته که بهت گفتم؟ منم گفتم نه هنوز ولی میرم…(در حالی که حتی اسم عباسمنش هم یادم رفته بود!)
بازم من نرفتم که مقاله هارو بخونم و سایتو ببینم…
بعد مدتی یه شرایطی شد و من رفتم خونه این دوستمون…فلشم همراهم بود بهش گفتم از لپ تابت چیزای جالبی که داری بریز..از فیلم و اهنگ و کلیپ و ازین چیزا…اونم گفت باشه و ریخت و گفت میخوای اینم برات بریزم؟
گفتم چی رو؟
و یهو دیدم یه پوشه باز کرد به اسم روانشناسی ثروت ۱
یکیش رو پلی کرد و گفت برو اینو ببین …گفتم باشه بریز میبینم…
من اومدم خونه گفتم بزار ببینم اینی که هی حرفش رو میزنه کیه
اقا من اولین فایل رو پلی کردم ، همینجوری میگذشت و من خیییییییلی کنجکاو شده بودم و هیچی هم نمیفهمیدم از صحبت های استاد عباسمنش تو اون فایل ها…اصلا نمیفهمیدم چی میگه…برای اولین بار بود که تصویر این آقای عباسمنش رو دیده بودم…که خیلی محکم و جدی حرف میزد…من چنتا فایل رو گوش دادم و خیلی برام جالب شد و همینجوری گذشت و سعی میکردم به چیزایی که تو اون دوره گفته شده بود عمل کنم….مثل اینکه دیگه تلوزیون نبینید و…..
شاید باورش سخت باشه ولی بعد از یک روز من تمام اون تمرینا یادم میرفت و کلااااااااا فراموش میکردمشون…دوباره بعد از مدتی میومدم گوش میدادم و بعد به سرعت یادم میرفت…در یک کلام برام خیلی جالب بود ولی اصلا نمیتونستم اون مطالب رو تو ذهنم نگه دارم و سریعا یادم میرفت
حدودا ۲ ماه از روزی که بسته روانشناسی رسیده بود دستم میگذشت و من برای اولین بار اومدم که ببینم این سایت عباسمنش دات کام چیه…
اومدم سایت رو باز کردم و دیدم تو صفحه اصلی سایت در مورد دوره روانشناسی ثروت ۳ مطلب گذاشته شده و این دوره داشت تهیه میشد و جلساتش رو سایت قرار میگرفت…گشتم دنبال مقاله ها(الان اون مقاله ها نیست روی سایت ولی اونموقع بود)….مقاله هایی در مورد معجزه ریاضی قران و اینچیزا بود….
منم دیدم و رفتم قسمت دانلود ها
دیدم یه عالمه کلیپ با عناوین بسیار جالب اونجاست…هر عنوانی که برام جالب بود رو میزدم روش…و دیدم باید عضو سایت بشم و رفتم عضو سایت شدم و اومدم چنتا فایل رو دانلود کردم ، میگم فقط اونایی رو دیدم که یه عنوان جالب داشت و کنجکاوم میکرد…
من چنتا رو دانلود کردم و گوش کردم
بازم حدودا یه ماه سرگرم بودم تو همین حال و هوا…هنوز کتاب میخوندم و با اون دوستمم بیرون میرفتم و در مورد این چیزا صحبت میکردیم…
بعد از حدود یک ماه اومدم که بقیه فایلارو دانلود کنم…به خودم گفتم بیا از اول دانلودشون کن…نشستم دانلود کردم همرو…اونموقع قسمت محبوبترین دانلود ها بود و تو هر صفحه ۹ تا فایل بود و من یکی یکی صفحه هارو رد میکردم و دانلود میکردم و رندوم برای خودم گوش میدادم…کم کم افتادم تو این مسیر و جدی تر شدم و کم کم عمل میکردم به حرفایی که تو فایلا گفته میشد
مورد بسیار بسیار بسیار عجیب این بود که من بعد از حدود ۶ ماه دیدیم یه عااااااااااالمه فایل تو قسمت آرشیو هست!!!!!!!
یعنی من تو این مدت زیاد همیشه این کلمه آرشیو رو تو سایت میدیدم ولی اصلا توجهی بهش نمیکردم…
بعد از ۶ ماااه زدم روش و هنگ کرده بودم!!!!
دیدم خدایا یه عالمه فایل اینجاست ، اینا کجا بودن چرا من ندیده بودمشون؟؟؟؟
الان که دارم میگم تکامل رو کاملا درک کردم تو این موضوع
دیگه اون مرحله ای بود که من داشتم حدودا جدی کار میکردم رو خودم
بعد از مدتی از خدا یک درخواست نادرست کردم!!…گفتم خدایا این محصولای عباسمنش رو من میخوام بهم بده…اخه فکر میکردم توی محصولات چیزای خاصی گفته شده و خیلی کنجکاو بودم و چون بازم تو روابط مشکل داشتم بیشتر از همه خیلی مشتاق دوره عشق و مودت بودم و وقتی تو صفحه محصولات میدیدمش قند تو دلم آب میشد…یعنی من هر روز حدودا ۱ ساعت فقط داشتم عناوین محصولات رو میخوندم و خیلی برام هیجان انگیز بود..پولم نداشتم که بخرمشون…به خدا گفتم خدایا اینارو بمن بده دیگه من میخوام اینارو…با حالت طلبکارانه از خدا خواستم که این محصولات رو بهم بده…در واقع گفتم محصولات رو بمن بده ، نگفتم بمن پول بده که بتونم بخرم اینارو…و به شکل بسیار بسیار بسیار عجیبی نه تنها محصول عشق و مودت بلکه تمام محصولات بدستم رسید…(کل نمد هولا و هولا) و اتفاقی که افتاد من تمام فایلای رایگان رو پاک کردم و فقط داشتم محصولات رو گوش میدادم!…میدیدم که زیرش نوشته این محصول فقط برای کسایی هست که بهاش رو دادن ولی اصلا توجه نمیکردم و میگفتم خدا بمن داده و با توجیهات نادرست خودمو گول میزدم….چندین و چند ماه من از این محصولات استفاده میکردم و اونموقع استاد عباسمنش یک فایل گذاشت روی سایت و برای اولین بار بعد از مدتهاااا به صورت مستقیم گفت که کسی که از راه نادرست بره به جایی نمیرسه و باید بها بدی و گفتن که من اگه اینجام از راه درست رفتم ، فایلش هم فایلی به نام بررسی موردی یک دوست بود که الانم با این اسم هست….اونموقع به خودم نگاه کردم دیدم من کلا تو مسیر اشتباهم!!!…و اینکه اینهمهههه مدت گذشته و من اصلا هیچ نتیجه ای نرگفتم و فایلای رایگان رو هم پاک کردم….
اونموقع تمام محصولات رو از کامپیوتر و گوشیم پاک کردم و یه عالمه زمان گذاشتم و از اول فایل های رایگان رو دانلود کردم..
شروع کردم به گوش دادن فایل های رایگان تا رسیدیم به الان و این تاریخ
این مدت همش فکر میکردم که من اصلا نتیجه نگرفتم و به همه چی شک کرده بودم…
که این فایل رو گذاشتید و وقتی دقیق نگاه کردم دیدم من بشدت اعتماد به نفستم بیشتر شده…واقعا خیلی خیلی خودمو دوست دارم…از قیافم و از خودم خیلی خوشم میاد…در صورتی که قبلا از خودم بشدت بدم میومد…از لحاظ ظاهری خوشگل تر شدم…توی جمع خیلی راحت حرف میزدم در حالیکه من اگه سرم میرفت نمیتونستم تو جمع حرف بزنم….بشدت و بشدت و بشدت حالم خوبه…انگیزه دارم…استاد من جوری شدم که از خواب بدم میاد!…یعنی اصلا دوست ندارم بخوابم…همش میخوام بیدار باشم و فعالیت داشته باشم و رو باورام کار کنم و زندگی رو تجربه کنم این احساس خوب رو تجربه کنم….استاد مدتهااااااااااست اهنگای منفی اثری نیست ازشون…همش اهنگ های شاد و مخصوصا قدیمی…جوری که ۳ نصف شب من تو اتاقم برقو خاموش میکنم و تو گوشم هنزفری میزارم و اهنگ شاد پلی میکنم و ۲ ساعت میرقصم تا جایی که از خستگی میفتم😂😂😂
همه این شادی از درونم میاد و چیزی نیست که بخوام زورکی انجام بدم…در واقع اصلا نمیشه زورکی ساعت ۳ نصف شب رقصید😂😂
باورم نمیشد منی که یه آدم داغون و ناامید بودم…جوری که کل روز تو خونه دراز کشیده بودم و بشدت حالم بد بود به اینجا رسیده باشم
حالم خیلی خوبه…صبح ها میرم بیرون و از خنکی هوا لذت میبرم و ساختمون های نوساز و زیبا رو تحسین میکنم درختارو تحسین میکنم…قدم میزنم… رو صندلی پارک میشینم ….خیلی حال میده
یه عالمه آدم از زندگیم رفتن…خیلی برام جالب بود بعضی از ادم ها برای همیشه از زندگیم رفتن و مدتهاااااااااااست خبری ازشون نیست…یکی دوبار من خودم ازشون خبر گرفتم و بهشون پیام دادم ولی دیدم اصلا مثل قبل ارتباط رو ادامه نمیدن و پیگیر نیستن….در صورتی که هیچ بحث و دعوایی بین ما نشد….
البته هنوز ادمای منفی هستن تو زندگیم ولی به طرز عجیبی تنها هستم و به اندازه انگشتای یک دست هم ادم نیست تو زندگیم
حساب کردم دیدم من ۳ ساله عضو شدم تو این سایت ولی مدت زمانی که به صورت مفید و درست رو خودم کار کردم ۶ ماه هم نمیشه…واقعا هم نمیشه
چون چندین ماه عضو شده بودم و اصلا نمیومدم تو سایت و به فایلا کاری نداشتم
چندین ماه تو مسیر نادرست بودم و داشتم محصولات رو گوش میدادم
سر جمع من ۶ ماه هم رو خودم کار نکردم
اگه بخوام تغییرات ظاهریم رو بگم شاید کم باشه و شاید هم اصلا خودم متوجه تغییراتم نباشم!… ولی تغییرات شخصیتی من بسیار بسیار بسیار زیاد بوده…. و استاد دقیقا اون حرفی که تو فایل زدید رو من مدتی پیش به خودم زدم…اینکه اگه همین الان بمیرم واقعا راضیم…خیی لذت بردم…خیلی لذت بردم از زندگیم…اونم تو سن ۲۲ سالگی
استاد یکی از اتفاقات خیلی عجیب که امروز افتاد و اصلا دلیل کامنت گذاشتن من بود اینه که من درسم تموم شده جدیدا و سربازیم برام یه معزل شده بود…همش میگفتم خدایا باید اینو چکار کنم؟
چون من بشدت دوست دارم آزاد باشم و رو خودم کار کنم…
حدود یک هفتس خیلی ذهنم رو درگیر کرده بود و باید تصمیم میگرفتم چون وقتش بود و به درس خوندن و ادامه تحصیل هم علاقه ای نداشتم…
به این جمع بندی رسیده بودم که من تنها راهی که دارم اینه که با کار کردن روی خودم یه جای خوب بیفتم توی سربازی و کمتر زمانم گرفته بشه…
همونشب خوابیدم و دم دمای صبح که داشتم بیدار میشدم یه جمله تو ذهنم به صورت واضح زمزمه شد…انگار یک نوشته بود که داشتم میخوندمش…نوشته بود که تو تمام تجربیاتی که تو سربازی میشه داشت رو داری ، چرا میخوای بری سربازی و وقتت رو تلف کنی؟؟؟؟
همون لحظه بیدار شدم و خیلی برام عجیب بود و گفتم این نشونست و هر اتفاقی بیفته من نمیرم سربازی…مگه میشه ۲ سال از اینترنت و فایل های استاد عباسمنش خبری نباشه؟
من که اینهمه هدف و انگیزه دارم طبق قانون نمیتونه برام دردسری مثل سربازی اتفاق بیفته…تمام تجربیات سربازی رو هم دارم تو زندگیم… چیزایی که به عنوان سختی های روحی و جسمی سربازی ازش یاد میکنن رو من هزار برابرش رو دارم..پس واقعا دلیلی نداره برم سربازی
و استاد این یه هفته خیلی رو باور توحیدیم به صورت واقعی که احساس خوب بیاره کار کردم و گفتم خدا تواناییش خلی بیشتره…خدا نمیزاره برام دردسر ایجاد بشه…من نمیخوام برم و نخواهم رفت…
امروز رفته بودم تو یه سایت داشتم یه مطلب میخوندم و یهو چشمم ناخوداگاه افتاد سمت چپ منوی اخبار سایت…. و دیدم نوشته خبر خوش برای سربازان!!!!
زدم روش و اینجا بود که نزدیک بود شاخ واقعی دربیارم!!
دیدم نوشته طرح جدید مجلس برای معافیت از خدمت سربازی ، تاریخ خبر ۳ آبان ۱۳۹۹ ، یعنی دو روز پیش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
استاد همین الان سرچ کن این خبر رو میبینی
باورت نمیشه استاد من مو به تنم سیخ شد……بهت و حیرت منو گرفته بود…
مگه میشه؟؟؟؟
استاد اخرین باری که میشد از سربازی معاف شد به همون قضیه خرید سربازی میرسید که دو سال پیش ممنوعش کردن….
یعنی استاد این اتفاقی که بخوان دست بزارن رو معافیت سربازی خییییییییییییلی کم اتفاق میفته و خیلی نادره
خیلی برام نشونه ی عجیبی بود…البته هنوز تصویب نشده ولی مگه مییییییییییییشه همون مدتی که من از خدا به صورت واقعی خواستم و بهش گفتم خدایا تو کمکم کن من نمیخوام برم سربازی ، دقیقا همون موقع یه نماینده مجلس بیاد تو تلوزیون و بگه این طرح جدید برای معافیته؟؟؟!!!!!!
این مدت خییییلی رو قدرت خدا کار کردم تو ذهنم…که یدالله فوق ایدیهم…
مگه میشه خدا واسه ادم اینقدر کافی باشه که قانون یک کشور سختگیرو بخواد تغییر بده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خدا در این حد گوش به فرمان منه اگه باورش کنم؟
استاد من این یک هفته خیلی روی توحید کار میکردم خیلی ، اونم نه ظاهری ، بلکه با احساس آرامش و احساس عدم تاثیر بقیه تو زندگیم….
یعنی میدونی استاد چقدرررررررررررررررررررررررررررررر طول میکشه که بحث معافیت سربازی رو بکشن وسط؟؟؟؟ میدونی؟؟؟؟
چیزی که یجورایی خط قرمزه تو ایران!!!!!
داستانشم اینه که میخوان از کسایی که کارت پایان خدمت ندارن مالیات بیشتری نسبت به بقیه بگیرن و کاری به خدمتشون نداشته باشن و تمام خدمات رو هم ارائه بدن بهشون…مثلا طرف بخواد خونه بخره اگه حالت عادی برای سند و اینچیزا باید ۱ میلیون هزینه میکرد الان باید ۱ میلیون و ۵۰۰ هزینه کنه به طور مثال… ایشالا که تصویب بشه😍😁
این موضوع و این فایل شما باعث شد کامنت بزارم….
تنها قدرت جهان رب العالمین هست که تمام ادم های جهان و تمام قدرت های جهان حتی به اندازه یک مگس هم نیستن در مقابلش…
اگه به اون وصل بشی تمام جهان اگه بخوان تورو بکشن پایین نمیتونن کوچیکترین تاثیری روت بزارن….
سلام دوست عباسمنشی من
سلام به شما امیرحسین ادیبی
خدایا شکرت برای خوندن و دیدن یهویی کامنت این دوست عزیز با این همه داستان قشنگ و این همه مرور آگاهی ها و اتفاقات…
کامنتت رو کامل خوندم و داستانت برام خیلی جالب بود. اینکه وقتی از مسیر اشتباه بخوایم به جایی برسیم موفقیتی در کار نیست اگر هم باشه موقتی و زود گذر هست.
تحسین کردم این متن و داستانی که از روند تکاملی خودت و روی خودت کارکردن نوشتی. واقعا آفرین که مدارت رو آروم آروم تغییر دادی و جا نزدی و از اون فرد همیشه ناراحت و افسرده و بی اعتنا بخدا خبری نیست. واقعا تحسین تون میکنم امیرحسین عزیز…
خیلی جالب بود این روند تکاملی و این همه تغییراتی که پشت سر گذاشتی تا در مسیر درست راه موفقیت رو در کمال آرامش و لذت طی کنی…بقول عنوان همین فایل موفقیت مسیر رسیدن به خواسته هاست نه مقصد آن
الان شما موفق تر از سال 95 خودتون هستین.
الان موفق تر از اون زمانی هستی که افسار این ذهن چموش رو در دست نداشتین.
الا موفق تر از روزهای قبل خودتون هستین با این اتفاقاتی که برای خودتون رقم زدین و حالا شدین حالا خالق زندگی خودتون بصورت عزت مندانه و با ارزش. شما رو تحسین میکنم که در مسیر توحید اینقدر خدا رو باور کردین و اینکه تنها فرمانروای عالمیان یکی هست که حتی میتونه برای یک انسان مصمم و با اراده در بهترین زمان قانون مملکت تغییر کنه.
واقعا اون خبر معافیت سربازی هم خیلی خیلی جالب بود اینا یعنی شا در مسیر درستی در حال قدم برداشتن هستی و من به شما تبریک میگم و خوشحالم که کامنت شما رو خوندم.
خوشحالم که با دوستانی آشنا میشم که در مسیر شناخت خودشون و خدا قدم برمیدارن و خالق زندگی و شرایط زندگی خودشون هستن. و بقول استاد خوب زندگی میکنن و جهان رو جای بهتری برای زندگی میکنن…
این بخش کامنت شما رو برای مرور و یادگاری برای خودم اینجا میارم که نوشته بودین:
تنها قدرت جهان رب العالمین هست که تمام ادم های جهان و تمام قدرت های جهان حتی به اندازه یک مگس هم نیستن در مقابلش…
اگه به اون وصل بشی تمام جهان اگه بخوان تورو بکشن پایین نمیتونن کوچیکترین تاثیری روت بزارن….
براتون بهترین پیشرفت های درونی و بیرونی رو ازخداوند یکتا خواهانم.
ارادتمند شما فهیمه پژوهنده
به نام خداوند مهربان
سلام به همگی عزیزانم
سپاس گزار خداوندم بابت بودن در این فضای بهشتی
سپاس گزار خداوندم که هرروز از هر جهت بهتر و بهتر میشوم
سپاس گزار خداوندم بابت اینکه قوانینی ثابت و ساده و بدون تغییر وضع کرده و به من قدرت خلق صددرصد اتفاقات زندگیمو داده
خداوندی که قوانینش احساس خوب =اتفاقات خوبه
خداوندی که با حضورش هر لحظه باشکوهه و هر لحظه مبارک و مقدسه
جهان هر لحظه داره به باورهای من پاسخ میده نه به اعمال فیزیکی من
من در جهانی زندگی میکنم که باورهای منو داره هر لحظه به من ثابت میکنه
جهان ماشین اثبات باورهای من
خداوند شکل ندارد و میتواند به هر شکلی که خودآگاه ویا ناخودآگاه میسازم در زندگیم ظاهر شود
جهان هیچ فرم و غالبی ندارد ،باورهای من داره به جهان شکل وغالب میدهد
من در وهله ی اول باید بپذیرم که خالق صددرصد زندگیم هستم و مسعولیت تمام اتفاقات زندگیمو بپذیرم و این نقطه ی شروع موفقیت هاست ،همه چیز انرژیه و تمام زندگیه من داره توسط فرکانس هایی رقم میخوره که هر لحظه دارم میفرستم ،فرکانس هایی زندگیمو داره رقم میزنع که من قادر به دیدن آنها نیستم و همین مسأله ندیدن ،داره به کل زندگی معنا میده ،به ایمان و توکل داشتن معنا میده ، موضوع همینه که چون نمیبینم فرکانس های ارسالی میتونه بهشت و جهنمی برای من بسازه ،بخاطر همین باید میلیون ها بار قسم حضرت عباس برام بخورن که کل داستان همینه ،اما هربار که من سعی میکنم رابطه ی بین ارسال فرکانس خوب و اتفاقات خوب رو پیدا کنم و درک کنم ،به مراتب کار آسانتر و ایمان من بیشتر و بیشتر میشه ،
اصن فک کن من به چشم میدیدم که از کلم داره چه نوع فرکانسی ارسال میشه و شکل فیزیکی شو میدیدم ،اونوخ هر طوری شده دستم رو نمیکردم تو آتیش ،
پس برای تغییر یک شرایط خاص ،باید چه چیزی عوض بشه ؟؟؟تنها و تنها باید فکر من ،عقیده ی من باور من راجب اون موضوع عوض بشه ،به قول کتاب گفتگو با خدا اون فکره حمایت کننده ای که داره حمایت میکنه از اون باور مناسب یا نامناسب اون باید عوض بشه و بعد نتیجه رخ خواهد داد ، و به نظرم بزرگترین لذت زندگی همین خلق هایی هست که با کانون توجه خود میکنیم و خودم تجربه کردم بارها و بارها و هممون تجربه کردیم
توی پروسه و روند یک معاملهی ملکی قشنگ لذت استفاده از قوانین خداوند و خالق بودن خودم با استفاده از این قوانین رو قشنگ مزه مزه کردم و با تمام وجودم لمس کردم ،بارها و بارها این طور شده ولی خب بعضی مثالها خیلی مشهوده ،و خواسته ها به صورت طبیعی من پی بردم که وارد زندگی میشه ،اگر که ما مقاومت نداشته باشیم و از قوانین استفاده کنیم ،
دوس دارم این مثال رو بنویسم و مرور کنم اینکه میگم جهان فقط داره به باورهای من پاسخ میده یعنی چی .
پارسال که همه یه جورایی پذیرفته بودن که شرایط همینه و کاره ملک خوابیده و حتی دلال هایی که تو منطقه ما بعضاً 20سال تجربه داشتن و اندازه موهای سر من معامله کرده بودن ،اونها هم پذیرفته بودن که شرایط رکوده ،چرا میگم پذیرفته بودن ؟؟؟چون نتیجشون اینو نشون میداد
حالا من : سعی میکردم احساس خودم رو خوب نگه دارم و تمریناتمو انجام بدم و به خودم یادآوری میکردم که جهان به باورهای من پاسخ میده و لا غیررررر ،به خودم یادآوری میکردم که دنیای هر شخصی جداست و جهان داره به صورت مجزا به باورهای هر شخص پاسخ میده ،اینکه هدایت میشوم به مالک مناسب به مشتری مناسب و مشتری های مناسبی که قبلاً داشتم رو به یاد میآورم و تحسین و سپاس گزاری میکردم ،،،و من هدایت شدم دوستان ،چون درمسیر درست بودم هدایت شدم به فروش یک ویلای مدرن و مشتری پسند ، یک مالک خوب و خوش حساب و خلاصه من فایل کردم و حسم گفت بزار توی دیوار و گذاشتم توی دیوار ،باورتون نمیشه توی زمستونی که کسی اصن سراغ ملک و زمین نبود ،اونمزراعی و ویلایی دیگه ،من توی یک هفته چندین مشتری برا بازدید آوردم ،طوری که مالک اون ویلا دید من انقد فعالم ،رف فایلش و از تمام املاکی ها برداشت و گفت فقط تو روش کار کن ،اینجا دوباره یک موردی بود که باید حل میشد ،اونم چی بود ؟؟؟اینکه ویلا یک ویلایی بود که مشتری میومد داخل پسند میکرد و فقط و فقط بحث این بود که توی یک منطقه ای این ویلا ساخته شده بود که اون منطقه خیلی باز و بیابونی بود و مشتری ها مثلا از لحاظ امنیت میترسیدن ، و حتی بیشترشون که بازدید بردم پسندیدن و با یکیشون تا سره معامله توی بنگاه رفتیم و دقیقه 90کنسل شد و من اونجا انقد وصل به خداوند بودم که اصن فقط میگفتم من باید احساسم خوب باشه و هر اتفاقی نیفته به خیر و صلاح منه و خوب بوده شاید که کنسل شد ،مشتری مناسبش توی راهه ،یادمه اصن نمیزاشتم احساسم بد بشه با اینکه اوضاع مالیمم اصن میزون نبود و من برای قرار با مشتریها بارها و بارها برای جلسه رفتم تبریز و همه همکاران مسخره میکردن منو که بابا اون بخر نیست و این بفروش نیست و سره کاریه و اینا ،ولی من یه ایمانی ویه قدرتی پشتیبانی بود و هی پوش میکرد منو و من اصن کرد بودم و فقط یه صدای قلبم که میگف میشه با چندین مشتری مختلف 6هفت بار رفتم تبریز و برگشتم ، و مشتری ها انقد میگفتن که ویلا فوقالعادس ،ولی منطقش خیلی پرته ،که خوده مالک ویلا باور کرده بود و میگف آره راس میگن با این قیمت نمیره و اینا ،ولی انرژی که داشتم و اون قدرتی که از درونم واقعا میومد بر کلامم ،چیزی جلو دارش نبود و میگفتم به مالک که ببین من اینجارو میفروشم ،
حالا چجوری دوباره از قوانین استفاده کردم ؟؟؟
من نپذیرفتم که ویلا خوبه و منطقش بده و اینا
(میخوام بگم یه حسیه که از درون هدایت میکنه به جمله مناسب به باور مناسب )حسم میگف تضاده بهش برخوردی ،خواستت رو بشناس و من خواستم رو شناختم و توی دفتر نوشتم که خدایا یه مشتری میخوام که بیاد ویلا با این قیمت که گذاشتیم بپسنده و هیچ حرفی راجب منطقه نزنه و همه جوره مورد پسندش باشه ، و به الله قسم نیم ساعت نشد که گوشیم زنگ خورد و مشتری که باهاش معامله کردیم بهم زنگ زد و من مزد ایمان و استقامت و استفاده از قوانین رو گرفتم که خیلی طولانییه ،تعریف کنم اما طبق خواسته ی من با همون قیمت ،فقط چون تهاتر شد قیمتی از معامله هر طرف یه مبلغی خودشون کم کردن برا هم ،و اصن هیچ حرفی و ایرادی نزاشت که منطقش فلانه و فلان و این آدم یکی از شریف ترین و پاک ترین انسانهایی بود که باهاش برخورد داشتم و صادق ترین و خوش حساب ترین ،
وقتی که در مسیر درست هستیم ،وقتی که هر ندایی که دم از نشد و در یک کلام احساس بد میزنه رو باور نمیکنیم و به خداوند فراوانی ها و خدای رزاق پناه میبریم ،هر لحظه آمادس تا مارو هدایت کنه ،تا شرایط رو هدایت کنه تا با تمام وجود درک کنیم و به ما ثابت کنه که جهان رو مسخر ما کرده
پس نپذیریم هر نجوایی که دم از نشد زد و خدایی رو باور کنیم که راستگوترین و خوش قول ترینه و باوفاترین در عمل به عهد خویش ،
خدایی که همواره وعدهی فزونی و ثروت میدهد و خداوند خوش بینانه ترین افکار ماست ،افکاری که دراین حدانقد خوبن که ما نمیتونیم بپذیریم ،
پس باور همه چیزه
الهی شکرت
خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .
در پناه الله یکتا .
سلام و درود به برادر عزیزم آقا رضا
نمیدونم از کی کامنتهای شما رو کامل دنبال میکنم
ولی بسیار خوشحالم که اینقدر دقیق مینویسید ودر هرکامنت کل قانون رو مرور میکنید
من عاشق اینم کامنتهای شما رو بخونم و دوباره صفرتا صد قانون برام مرور بشه
حتی جمله های شما رو چندین بار با خودم زمزمه میکنم که در ذهنم بمونه
همیشه بنویس همیشه اینقدر عالی بنویس وهم به خودت کمک کن هم به ما
برات بهترینها رو از همون خدایی که میپرستی طلب میکنم
شادوموفق وسلامت وثروتمند باشی
به نام خداوند هدایتگر
موفقیت مسیر رسیدن به خوسته هاست نه مقصد آنها
سلام به استاد عباسمنش بی نظیر
سلام به مریم شایسته فوق العاده
سلام به اعضای بهترین خانواده ی دنیا
درس های فایل آموزه های استاد در سال ۸۷ از زبان استاد عباسمنش عزیز :
۱-شالوده ی اصلی صحبت ها و قوانینی که در حال عمل کردن هستند همان است با کمی تفاوت در درک کلی قضیه که هی بهتر و بهتر شده
۲-افتخار بزرگی است که بعد از سال ها به اولین کارهایت را نگاه کنی احساس غرور کنی برخلاف افراد دیگر که دوست ندارند به اولین کارهایشان نگاه کنند .
۳-موفقیت لذت بردن از مسیر است نه رسیدن به مقصد
۴-موفقیت همان برگزاری دوره بعد از چند ماه شروع کردن است،اینکه بدون هیچ شناختی از آن محیط دوره پولی برگزار کنی نه اینکه آن سال کجا بودی و الان کجا هستی؟آن تجربه خود موفقیت بوده.
۵-موفقیت این نیست که چقدر پول داری،موفقیت این است که در مسیر خواسته هایت حرکت میکنی.موفقیت این بوده که شجاعت و ایمان داشته باشی تا اقدام کنی . موفقیت یعنی اینکه اعتماد به نفس داشته باشی .اینکه روابط خوبی داشته باشی،اینکه اعتماد به نفس بالایی داشته باشی
۶- موفقیت یعنی بهبود نسبت به گذشته خودمان است
معیارتان برای موفقیت تغییر کند،اگر نسبت به دیروزتان بهتر شده اید موقف هستید .
۷-قانون همیشه درست عمل می کند
۸-من می توانم کمک کنم به تغییر زندگی کسی که می خواهد زندگی اش تغییر کند .
۹-معیار خود را برای موفقیت پول نگذارید.
۱۰-با همان قانون که به عزت نفس بالا،سلامتی ،روابط،آرامش و.. رسیده ای می توانی به ثروت هم برسی
۱۱-با استفاده از قانون،اعتماد به نفس،خودباوری و تکامل پول هم شروع می کند به آمدن .
۱۲-موفقیت رشد دائمی است ، مثل رونالدو که هنوز با تمام موفقیت هایی که کسب کرده دارد این روند را ادامه می دهد و رشد می کند .
۱۳-با قانون می شود به همه چی رسید
۱۴-وقتی احساس خوشبختی میکنیم و لذت میبریم که نگاهمان را به موفقیت تغییر دهیم
۱۵-موفقیت یعنی همین که دوره های پولی که برگذاز میکنی،مردم باید هزینه اش را بپردازند در صورتی که در همان مکان و زمان فردی دیگر دوره ای رایگان برگزار می کند ولی هیچ بازخورد و نتیجه ای میگیرد .
۱۶-موفقیت همین است که به صلابت در اولین دوره ی خودت صحبت کنی و همان را پیشرفت نبینی و تحسین نکنی و همان باعث افزایش اعتماد به نفست نشود به موفقیت های بیشتر نمی رسی
۱۷-هر بار میزان پیشرفت خود را ببینید .
۱۸-هر حرفی که نتیجه بخش است باید به آن عمل کنید و برایش ارزش قائل باشید
۱۹-اگر پیشرفت را فقط در مسائل مالی ببینی و تکاملت را طی نکنی پیشرفتی نخواهی کرد.
۲۰-باید در مسیر موفقیتت خوشحال و خوشبختی داشته باشی
۲۱-دنبال عشق و علاقه ات برو و همینطور که پیشرفت میکنی باور های ثروت سازت را هم درست کنی،ثروت دنبال تو می اید و مهم تر از همه این است که از زندگی ات لذت برده ای
۲۲-اگر هر پیشرفتتان را تحسین کنید و در مسیر عشق و علاقه ات باشی،هر بار که در حال بهتر شدن هستید لذت میبرید
۲۳-اگر قانون را در کارت رعایت کنی می توانی در زمان کوتاهی به نتیجه ی بیشتری برسی
۲۴-مقصدی وجود ندارد و موفقیت یک مسیر است
۲۵-خوشبختی یعنی هر چقدر هم که نتیجه گرفتی باز هم شور و اشتیاق داشته باشی برای ادامه دادن در مسیر موفقیت
درس های فایل آموزه های استاد در سال ۸۷ از زبان خانم شاسیته عزیز :
۱-استاد در قدم های اولیه روی یک اصل درست تاکید داشت که آن اصل هنوز در دوره ها وجود دارد و جزئیات بیشتری به آن اضافه شده و این مهمترین دلیل تفاوت نتایج است .
۲-استاد با اینکه در قدم مسیر بودند،مشخص بود که چقدر عاشق کار است و در حال لذت بردن از کارشون بودند،استاد عاشق تجربه ی مسیر است و مقصد گرا نیستند . استاد همان فردی بوده که الان هستند یعنی عاشق تجربه کردن مسیر هستند .
۳-استاد یک استایل دارد و نمی تواند هیچ چیز اضافی را با خود حمل کند،استاد چیزی را می گوید که از درون خودش می آید .
۴-استاد از یک اصل حرف میزد که از آن اصل نتایج گرفته و نسبت به ان شور و اشتیاق داشته تا آن اصل را با بقیه به اشتراک بگذارد
امان از این فایل ، بچه ها من خیلی وقتا اینو نوشتم که اگه ما بتونیم به آموزه های یه فایل استاد عمل کنیم زندگیمون دچار یه تغییر و تحول اساسی میشه.
من خودم بعضی موقع ها گول میخورم میگم نه باید محصول بخرم تا نتیجه بگیرم ولی هی به خودم یادآوری میکنم که من از یه فایل دو سه دقیقه ای نتیجه ای گرفتم که شاید یه شخص دیگه از یه محصول نگرفته باشه.البته این روند تکاملی بوده ولی اونقدر که من تو زندگیم شکست خورده بودم و خودمرو نابود شده میدیدم با دیدن یک فایل که اگه اشتباه نکنم فایل انگیزشی سگ سیاه افسردگی بود و عمل کردن بهش،زندگی من دچار چنان تغییر و تحولی شد که میگم اصلا بعضی موقع ها درمورد بعضی دوستانم میخونم میگم واقعا چرا اینقدر نتایج کمه؟چطور فردی از این همه آگاهی که تو محصولات گفته میشه انقدر کم نتیجه میگیره و جوابش تو یک کلمه است : باور – من اون فایل رو با تک تک سلول های بدنم درک و باورش کردم و شروعش از همونجا و تغییر و تحولی تکاملی صورت گرفته که اومده تا به اینجا رسیده
اما درمورد این فایل الله اکبر،دقیقا خود قانونه،دقیقا چیزیه که یه زمانی بخاطر همین باور از هدف هایی که انتخاب میکردم نتیجه نمیگرفتم . فکر میکردم موفقیت یعنی رسیدن به n میلیون تومن پول.با اینکه موفقیت هایی داشتم که اونموقع تو ایران ندیده بودم کسی بهشون برسه .ولی خوشحال نبودم،حالم خوب نبود
تو این پنج شش ماهی که از روند تکاملی من تو ین سایت گذشته و اهدافی که انتخاب کردم و همین دیروز به یکیشون رسیدم گفتم خدایا شکرت،چقدر قانون دقیق عمل میکنه،من دیروز ساعت ها داشتم خودم رو تحسین میکردم و میگفتم آفرین،افرین که انقدر خوب داری تو مسیر موفقیت قدم میذاری . من همین سلامتی که الان دارم،شاید قبلا اگه اینو بدست میاوردم توجهی بهش نمیکردم ولی بینهایت بابتش سپاسگزارم و خودم رو آدم موفقی میبینم تو سلامتی و بقول استاد این یک رونده،موفقیت یک مسیره و ما باید خودمان رو تو این مسیر تحسین کنیم
ورودی ماهیانه من یه عدد کمیه،ولی همین عدد کم از ماه پیش تا این ماه ۵۰ درصد افزایش داشته و این یعنی موفقیت.مگه نمیگیم مسیر تکاملیه؟خب همین موفقیت ها ختم میشه به نتایج بزرگتر ولی چطور ما نباید همین چیزهایی که داریم و رسیدیم بهشون رو موفقیت نبینیم؟
حرف های استاد برای من یک نشانه بود و انگیزه ای به من داد که علیرضا مسیرت درسته و توی مسیر موفقیت هستی،لذت ببر از این راه،مقصدی وجود نداره و ادامه بده
نکاتی که استاد تو این جلسه گفت بینظیر بود و بنظرم این فایل از اون دسته فایل هاست که باید میلیون ها بار گوش داد بهش.
خیلی خوشحالم که تو این مسیر با همدیگه هستیم .
عاشقتونم
دوست عزیز من
عالی نوشتید
سپاس از شما
با اجازه تون گذاشتم تو مورد علاقه هام
در پناه الله یکتا شاد باشید و سربلند
💙💜💙💜💙💜💙💜💙💙
سلام به برادر عزیزم
سپاسگزارم بابت توجهتون
خوشحالم که دوست داشتید درک و دریافتم از فایل و تجربیاتم رو
براتون از خداوند معنویت،ثروت،سلامتی،روابط فوق العاده رو میخوام
در پناه الله
آیه 36 و 37 سوره روم
سلام خدمت همگی
امیدوارم عالی باشید
حال دلتون خوب خوب باشه
روی گونه هاتون اشک سپاسگذاری باشه
امشبم میخام به ایده ام عمل کنم یه آیه دیگه از قرآنو اون چیزی که اش میهفهممو اینجا بنویسم
وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَهً فَرِحُوا بِهَا ۖ وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَهٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ إِذَا هُمْ یَقْنَطُونَ ﴿٣۶﴾ أَوَلَمْ یَرَوْا أَنَّ اللَّهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشَاءُ وَیَقْدِرُ ۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ ﴿٣٧﴾
و هنگامی که رحمتی به مردم بچشانیم، از آن خوشحال میشوند؛ و هرگاه رنج و مصیبتی بخاطر اعمالی که انجام دادهاند به آنان رسد، ناگهان مأیوس میشوند! (36) آیا ندیدند که خداوند روزی را برای هر کس بخواهد گسترده یا تنگ میسازد؟! در این نشانههایی است برای گروهی که ایمان میآورند. (37)
آیه های امشب برای خودم چندین جا توی قران مشابه ش رو دیدم ولی این دو تا ک کنار هم دیگه اومده بودن خیلی حس جالبی داشت
توی ایه ی اول میاد میگه هنگامی که یه رحمتی (تازه فضلم نه) رحمتی به مردم میچشانیم اونا خوشحالی مغرور وار میکنن
خوشحالی که مثلا انگار هرکاری کردن خودشون کردن خدا هیچ کاره بوده و یادشون میره که همه ی ما بنده ی خدا هستیم
خوشحالی که از سر احساس لیاقت نباشه
دیدی یه نفر که درسش خوب نیس وقتی بیست میگیره چ جوری رفتار میکنه
بقیه بچه های کلاس بهش میگن بی جنبه
اینم یه همچین احساسی از این نوع خوشحالی میگیرم
یه جورایی داره توی این آیه
چون از لفظ مردم استفاده کرده
قشنگ نشون میده که حالت عادی مردم این شکلیه که کم ظرفیتن
انگار جنبه ندارن
زود خوشحال میشن
زود سرمست میشن
زودم نا امید میشن
زودم خودشونو میبازن
این ایه خیلی حرف داره آ
ب ولله خیلی حرف داره
چن نفر از ما این شکلی هستیم
تا یه نعمتی بهمون میرسه تا یه پولی یکم بیشتر از درآمدمون بهمون میرسه سرمست میشیم
انگار اصن دیگه خدا رو بنده نیستیم
چهار روز بعدش یکی از فامیل های نه دور نه خیلی نزدیکمون فوت میکنه
جوری خودمونو میبازیم که انگار دنیا آخر شده
که بقیه میگن بابا تو که عزیزات سالمن دیگه اینقدر غم و غصه واسه چیته
واقعا خیلی از ماها این شکلی هستیم
خود من سر دسته ی بقیه ام توی این زمینه
و این نشون از بی ایمانیه
این نشون از اینکه ما باید یاد بگیریم با ایمان ب خدا اتفاقات اطرافمون رو جدی نگیریم
عباس برزگر چندین سال پیش کسی بود که توی آشغالا دنبال بازیافت میگشت
چنان باورهایی توی خودش میسازه که خدا گیر میده دو تا توریست میکنه توی خونش
گیر میده خدا بهشااا
یعنی ولی نمیکنه
چن سال بعدش همون عباس برزگر آشغال جمع کن میشه عباس برزگر مولتی میلیاردر سوار بی ام و میشه
دهکده ی خودشو میزنه به هرچی که میخاد میرسه
فاصله ی فقیر و غنی بودنش به اندازه فقط چن سال بود
من نمیدونم الان چه قدر ثروتمند تر شده ولی پیش بینی که ازش خوندم توی یکی از سایتا این بشر با ایده هایی که داشته میتونه برسه ب جایی که درآمدش با درآمد نفت ایران یکی بشه
این همون آدمه آ
اگه میخاس این آدم جوگیر بشه
اون دویست هزار تومنی که توریست ها به زور بهش دادن (که ب پول الان میشه هشتاد میلیون) با همون چندرغاز سرمست بشه که الان اینجا نبود
از اون طرفشم این بشر رد کرده آ همش گل و بلبل نبوده
باز براش تضاد اتفاق افتاد
اهالی اون روستایی که توش دهکده ی خودشو بنا کرده گرفتن سیر زدنش
اگه این بشر ایمان درست حسابی نداشت نا امید میشد
ولی اومد ب جای اینکه از این قضیه نا امید بشه رفت پیش همونا بهشون گفت میخای چهار تا توریست بیارم توی خونتون از خانواده ات که دارن قالی میبافن دیدن کنن پول چهار تا کارگر بدم بهت؟
اونم از خدا خواسته گفتن آآآره چرا که نه
تمام شد
این قضیه رو حل کرد که هیچ
تازه باعث شد ازش کلی موهبتم دریافت کنه و اهالی اون روستا رو با خودش همگام کنه
یه موج مثبتی توی اون روستا شکل بگیره
فک کن این بشر با این اتفاق نا امید میشد
سریع میرفت شکایت میکرد
مملکت قانون داره من پدرتونو در میارم
ال میکنم بل میکنم
ولی ب جای این درگیری ها این اعصاب خوردی ها که شاید اصن باعث میشه حمله کنن به توریستها و کلا کسب و کارش همون اول کار خفه بشه ازش انرژی گرفت
فقط یه روح قوی اینجوری رفتار میکنه
فقط یه آدمی که احساس لیاقت داره اینجوری رفتار میکنه
مردم حالت فابریکشون اینه که زود جوگیر میشن
زود خوشحال میشن
زودم نارحت میشن
مثالاش هم توی اغتشاشات اخیر برید ببینید چی کار کردن
بعد برگردید دو سال قبلش موقعی که سردار سلیمانی اون اتفاق براش افتاد هم برگردید نگاه کنید که چه کارها که نکردن توی تشیع جنازه
هر دوتا این دسته مردم بودن
ولی حال مردم اینه
نه فقط مردم ایران
مردم کل دنیا این شکلی ان
ولی اونی که روی خودش کار کرده این شکلی نیس
اونی که روی خودش کار کرده روحش سنگین
اولا اصلا نا امید نمیشه
یاد اون ایه میوفتم که فرشته ها میان به ابراهیم خبر میدن که تو بچه دار میشی
میگه من با این هم کهولت سن و این زنم که مثل خودم پیره
ما بچه دار میشیم؟ تعجب میکنه
فرشته ها بهش میگن از رحمت خدا نا امیدی؟
ابراهیم میگه فقط گمراهان از رحمت خدا نا امید میشن
ببین اکثریت مردم گمراهن
اکثریت مردم انعمت علیهم نیستن
این همون داستان که خدا قسم میخوره جهنمو از جن و انس پر میکنه آ
اینا همش گره خوردن ب هم دیگه
اما آیه بعدش
آیا ندیدند که خداوند روزی را برای هر کس بخواهد گسترده یا تنگ میسازد؟! در این نشانههایی است برای گروهی که ایمان میآورند. (37)
حالا خدا استدلال میکنه برای همون مردم
آیا ندیدن خدا که روزی رو برای هرکسی که در مشیتش باشه برای هرکسی که باورهاش نسبت ب خدا درست باشه گسترده میکنه و یا تنگ میکنه
چه قدر خوبه این ایه
اولین مورد
همیشه هرجا خدا میخاد از باورها صحبت کنه یا همین بحث پولو بکشه وسط اول
با گسترده کردن روزی میاد وسط
یعنی این رحمت خدا رو میرسونه که اصلا حالت طبیعی این دنیا اینکه به سمت ثروت بریم
مثل رودی که تو بخابی توی مسیرش میبره تو رو به سمت خوشبختی
خود آب تو رو میبره
اگه ما به سمت فقر میریم چون داریم زور میزنیم خلاف جهت آب شنا میکنیم
دوم توی آیه قبلی اولش میاد میگه هنگامی که رحمت رو به مردم میچشانیم یعنی خدا رحمتش رو ب همه میده ولی وقتی میخاد از مصیبت حرف بزنه با اگر شروع میکنه
یعنی الزاما قرار نیس مصیبت هم مثل رحمت وارد زندگی همه بشه
این دنیا جهتش به سمت مثبته
جهتش به سمت خیره
به سمت خوبیه
اگه مصیبتی هست اون خلاف جهته این دنیاس
و اینجاهاس که آدم میفهمه وعده فضل خدا چیه
وعده فقر شیطان چیه
وقتی که خدا وعده ی فضل میده یعنی وعده ی فراوانی میده یعنی برای اونایی که وعده اشو باور کنن میترکونه
مثل بابک بختیاری که از دل زندان تونس بیاد بیرون و بشه یکی از ثروتمندترین آدمهای ایران
قبول کنید چندین میلیارد به پول الان بدهی داشته باشی و توی زندان باشی خییییییلللیییی سخته احساستو خوب کنی
خیییییلیییی سخته وعده ی فراوانی خدا رو باور کنی
خییییللییی سخته زنتو پدر و مادرتو درگیر این ورشکستگی مالی کنی ولی بازم احساستو بتونی خوب کنی
خیییییلییییی سخته دلتو با وعده فراوانی خدا سفید کنی دلتو روشن کردن توی این شرایط وحشتناک خیلی سخته
ولی اون این کارو کرد و حقشه الان غول ثروت ایران باشه
خدایا ما رو به راه راست هدایت کن راه کسانی که بهشون نعمت دادی
خدایا منو از اون متقینی قرار بده که فاصله ای بین حرف و عملشون نیس دوستون دارم
درود و سلام خدمت آقای مرادی عزیز.. خیلی ممنون و سپاسگذارم که چنین آیه هایی رو با گفته های خداوند به این تمیزی توضیح دادید و اینکه راجب بیوگرافی و رونق کسب و کارهای آقای عباس برزگر و آقای بابک بختیاری این آیه رو تطبیق دادید واقعا برام جالب بود و شناخت و آگاهی خوبی برای الگو برداری از چنین افرادی داشتید و چقدر خوبع که هیچوقت غره به نعمت هامون نشیم و همه را از لطف خداوند ببینیم و بدونیم …و تضادهامون رو بچشم یک خیریت ببینیم و بقول شما در سختی های آقای بختیاری گفتید خیییییلییییی سخته دلتو با وعده فراوانی خدا سفید کنی دلتو روشن کردن توی این شرایط وحشتناک خیلی سخته
واقعا آنها چقدر به خدا ایمان داشتند؟؟؟
و چطوری اینقدر عملگرا بودند؟؟؟
بدون اینکه به قوانین آگاه باشند …
چطوری ذهن نجواگرشون رو کنترل کردند؟؟؟؟.
این وفور و فراوانی را چطوری باور کردند؟،،
واقعا چه الگوهای خوبی رو معرفی کردید ممنون و سپاسگذارم برای این تحقیقات فوق العاده عالی تون و ممنون سپاسگذارم برای این کامنت زیبا و پرمحتواتون که به درک و آگاهی بیشتری هدایت شدم .. واقعا تحسین تون می کنم
بقول خودتون
خدایا منو از اون متقینی قرار بده که فاصله ای بین حرف و عملشون نیس
ممنون و سپاس
بنام الله که تنها روزی دهنده اوست ….
سلام …
سلام به استاد عزیزم …. خانم شایسته عزیز ………. و بچه های عزیز ….
اول از همه از استاد بابت تهیه مطالب بسیار زیبا و اموزنده در قالب تماشای کلیپ ویدیو …حالا چه مستند زندگی … چه فایلهای سریال زندگی در بهشت و غیره …تشکر کنم
روز به روز مطالب زیباتر و مهیج تر میشه ….
یعنی اینطور نیست که مثلا بچه ها پیشاپیش حدس بزنند که استاد دفعه بعدی چه موضوعی رو میذاره برروی سایت ….و یکنواخت و خسته کننده باشه
هر روز یه اموزش جدیدتر …هر روز غافلگیری….. هر روز به روزتر شدن …
اصل یادگیری در محضر شما استاد اصل غافلگیریه ( البته از نگاه تکراری نبودن مطالب برای یاد گیری ) این تنوع کار رو بالا میبره و هر روز بچه ها ذوق دراند که استاد امروز چه موضوعی رو بر روی سایت قرار میده …این خیلی جالبه….
امروز ی موضوع ….فردا یه موضوع دیگه ….بچه ها باید یاد بگیرند که خودشون موضوعات و مسائل خودشون روحل کنند و متکی به خودشون باشند …
و ب پاسخ سوالاتشون با استفاده از قوانین جهان هستی برسند …
چیزی که من از فایل قبلی یعنی ( مروری بر اموزشهای استاد در سال ۸۷ ) و این فایل دستگیرم شد و میخوام برای بچه ها بازگو کنم اینه که :
عباس منشی که ما داریم ازش یاد میگیریم عباس منش ۱۵سال خطا و ازمون کرده ست ….از کسی کپی نکرده …از کسی تقلید نکرده ….
عباس منش اپدیت شده و به روز رسانی شده رو ما داریم الان میبینیم ….
عباس منشی که تمام راها و مسیرها رو یکی یکی رفته و امتحان کرده ….و حالا نسخه به روز رسانی شده اش رو ما میبینیم …
ما مطالب الک شده و غربال زده رو که خالص خالص هست رو که در واقع دست اول هست و تمام تستهاشو هم توسط استاد پس داده رو می اموزیم
به جرات میگم هر کتابی که من در حوزه موفقیت میخونم ردپای استاد رو توی اون کتاب میبینم اصلا بعضی موقعها خشکم میزنه میگم …یعنی استاد این کتاب رو هم خونده ….؟
در برابر سوال خیلی از دوستان که میخواستن بدونند استاد از چه مسیرهایی عبور کرد و به اینجایی که الان هست رسید
یعنی میخواستن دقیقا پا روی رد پای استاد عباس منش بگذارند ….
و بارها پرسیده بودند و خیلی کنجکاو بودند بدونند که استاد چه مسیرهایی رو پشت سر گذاشته که اینقدر موفق شده …..( البته باید اذعان کنم خود من هم یکی از همین دوستان بودم )
برای ما روشن شد که استاد عباس منش کار عجیب و غریبی نکرد که اینقدر موفق شد بلکه شهامت داشت و عمل کرد …… شهامت داشت و به همون کارهایی که اگه به یک نفر دیگه میگفتی هر گز شهامت اجرایی کردنش رو نداشت …و باور هم نداشت که بشه موفق شد …..رو اجرا کرد و موفق هم شد …
موفق شد چون نوع نگاهش با نوع نگاه عموم افراد از تعریف موفقیت…… فرق داشت ….
چیزی که بعد از ۱۲ سال هم چنان نوع نگاه ۹۹درصد افراد برای موفقیت همان نوع نگاه ست …. ( یعنی پول داشتن …)
.
نیازی نیست ما رد پاهای ۱۵سال پیش استاد عباس منش رو رد یابی کنیم نیازی به این کار نیست …. اگر ما از نسخه به روز رسانی شده عباس منش استفاده کنیم خیلی زودتر و ۱۰۰درصد نتیجه میگیریم ما فقط باید باور کنیم استاد رو …….همین برامون کافیه …
یعنی ۵۰درصد راه رو رفتیم …
استاد کار رو برای ما خیلی راحت کرده …..
خیلی راحتر هم میشه با انجام تمریناتی که استاد در فایلها و مخصوصا در محصولات به تفصیل بیان کردند به موفقیت رسید فقط باید حرفهای استاد رو باور داشت ……….
یکی این موضوع بود …
یکی دیگه هم ….
که خیلی برام جالب بود و برام درس فراوان داشت ….
و عمیقا منو به فکر وا داشت این بود که :
استاد هنوز بعد از اون همه سال و با این همه پیشرفتهایی که کرده و اون فاصله ای که با عباس منش ۱۲ سال پیش خودش ایجاد کرده هنوز بابت پیشرفت اون روز و اون سال از خدای خودش سپاسگزاره و کاملا یادشه و از یاد نبرده …
اصل سپاسگزاری ….
سپاسگزاری رو از یاد نبرده حتی برای موفقیتهای ۱۲سال پیش خودشم از خدای خودش ممنونه …..
و افتخار هم میکنه به خودش بابت مسیری که عبور کرده چیزی که خیلیها رغبت نمیکنند از گذشته خودشون بگن …دوست دارند مثلا مردم ببینند که اونا یه شبه به اینجایی که الان هستن رسیدن ….یا خیلی جاهاش رو سانسور میکنند…چیزی که تازه استاد میگرده فایلهایی که به اصطلاح زیر خاکی هستن رو پیدا بکنه و ب ما نشون بده ….هیچ باکی هم نداره از این بابت ….
از صحبتهاش میشه فهمید که غرور بیجا نداره و چقدر هم زیبا این موضوع رو در ارتباط با لباس پوشیدن توضیح دادند …
اعتبار اون موفقیت ۱۲سال پیش خودش و الان خودش رو به خداوند ربط میده و بابت موفقیتهای ۱۲سال پیش خودشم از خداوند سپاسگزاری میکنه و بسیار از خودش راضی و سپاسگزاره …. اما مغرور نیست این موضوعی هست که خیلی باید رویش دقت داشت و زوم کرد بچه ها ….
.و به خودش نمره بالایی رو هم میده ….
خیلیها این جور مواقع خودشون رو میکوبند ……..که مثلا این چه فایلی هست….چقدر افتضاحه ….. سریع نابودش میکنند و اثرش رو از بین میبرند مبادا کسی ببینه و ابروش بره …اما ما میبینیم که استاد نه تنها نابودش نکرد بلکه کلی هم از پیشرفتی که کرده بود تعریف کرد و از خودش به زیبایی یاد میکنه در اون مقطع ….
خیلی برای من درس داشت در مقابل خیلیها رو میبینیم که تا به یه موفقیتی میرسند ..خودشونو …خدای خودشونو …فک و فامیل….. نام پدر ……. فامیلیشون…… و نام کشورشون ………..همه رو فراموش میکنند …و میگن این آدمه من نیستم یکی شبیه منه …..و خجالت میکشند از اینکه بگن روزی در اون جایگاه بودند و یه جورایی سانسور میکنند….
عالی بود …….عالی بود استاد ….عالی بود هر کلام شما هر فکر شما سراسر لبریز از عشق و هزاران نکته برای یادگیری ما بچه ها ست ….ممنونم ازت …خدایا شکرت …خدایا شکرت بابت قرار دادن چنین استاد زیبا و معنوی ….چنین استاد ی پر از درک و دانش بر سر راه ما …
اینکه با شهامت فایل ۱۲ سال پیشش رو ……رو میکنه و خیلی ریلکس نمایش میده و چقدر هم از لابلای اون فایل ۱۲ سال پیش ………نکته های اموزنده به بچه هاش یاد میده ………. و جالب تر اینکه یه جورایی هم بچه هارو با اون فایل محک میزنه ….احسنت ….
اینجاست که میگم یک نفر تو جهان نام ببرید که مثل استاد اموزش بده ….
ما بچه ها وقتی کامنت ۶ ماه پیشمون رو توی همین سایت میبینم و میخونیم حالمون بد میشه …و خجالت میکشیم از خودمون ….
ب خودمون میگیم این من بودم که این کامنت رو نوشتم باورم نمیشه …؟!
نمیشه یه جورایی پاکش کرد ..؟!!!!!!!!!!!
یا مثلا با پشتیبانی سایت تماس بگیرم بگم اون کامنت ۶ ماه پیشم رو میشه پاک کنی …؟! خیلی ضایعست ….!
حالا حسابش رو بکن ۱۲سال پیش ….! استاد اون همایش رو اجرا کرده ….
شما اگه بودی جراتش رو داشتی ….؟ پخشش کنی …؟ ( البته منظورم به خودمم هم هست )
باید تعمق کرد ….باید به فکر فرو رفت …
متشکرم استاد ….
در پناه الله یکتا ……..شاد …سلامت …ثروتمند …و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید …
با تشکر …
سلام دوست عزیزم 🌹
بینهایت زیبا و پر از درک عالی نوشتید
واقعا تحسینتون میکنم
از درگاه الله مهربان بهترین ها را برای شما آرزومندم 🙏🙏🙏
سلام به دوست و همفرکانسی عزیزم جناب مهرجوی عزیز..
ممنونم از ابراز لطفی که نسبت به من داشتید………
امیدوارم ما همه بچه های سایت در پرادایس کنار استاد جشن موفقیتهامون رو بگیریم و صدای شادی و خنده هامون کل ایالت فلوریدا رو پر کنه
براتون بهترینهارو از خداوند خواستارم ….
امیدوارم در اوج سلامتی و شادی به تک تک ارزوها و خواسته هات برسی دوست من ..
متشکرم …
سلام به شما دوست عزیز
تحسینتون میکنم که چنین قاطع و شفاف نظرتون رو بیان کردید
واقعا همینطوره ما اگر از استاد بروز شده خودمون و آگاهی های نابشون استفاده کنیم زندگی بهشتی رو میتونیم برای خودمون بسازیم
ممنون برای بیان این نکات
شاد و سلامت باشید
سلام به دوست و همفرکانسی عزیزم ….
بسیار سپاسگزارم از لطف و توجه تون امیدوارم در اوج سلامتی و شادی به تک تک ارزوهات برسید ..
متشکرم …
سلام دوست خوبم ممنون بخاطر کامنت زیباتون عالی بود یک نگاه ریزبینانه
سپاسگزارم موفق باشید
سلام به دوست و همفرکانسی عزیزم خانم فرجی ..
متشکرم از دقت نظر و ابراز لطفی که داشتید
ممنون ….سپاسگزارم …
امیدوارم در اوج سلامتی و شادی به تمام خواسته ها و ارزوهات برسی
متشکرم …
سلام استاد عزیز و مریم جانِ دوست داشتنی..
من این فایل قدیمی رو دیدم و خیلی لذت بردم.. و اتفاقا خیلی برام قابل تحسین بود که استاد از همون اول با تسلط کامل و درک عمیق قوانین و صداقتی که واقعا تو این زمینه بی نظیر و مثال زدنی هست شروع کردن.این اولین بار هست که توی سایت نظرمو مینویسم. در واقع چیزی که باعث شد چنین تصمیمی بگیرم این بود که به محض این که متوجه شدم بعضی از دوستان چه نظری در مورد فایل قدیمی استاد داشتن،کاملا ناخودآگاه داستان زندگی خودم و دلیل اینکه تصمیم گرفتم با آموزه های استاد عباس منش همراه بشم، جلو چشمام رد شد.واقعیتش من حتی قبل از آشنا شدن با استاد عباس منش هم، زندگی ظاهرا فوق العاده ای داشتم و همین الان هم دارم! از همه نظر!بر خلاف ظاهر استاد در فایل های قدیمیشون از نظر دوستان! چه از نظر ظاهر، چه از نظر تحصیلات و موقعیت مالی و رابطه عاطفی و روابطم با خانواده و دوستان.. از همه نظر.. به قدری که تحسین دیگران از اول زندگیم تا الان به یه موضوع کاملا بدیهی و عادی و حتی شاید خسته کننده تبدیل شده.. همیشه هر چیزی رو که خواستم بهترین هاشو به دست آوردم و همین الان هم حتی بدون آموزه های استاد، میتونستم با همون روال قبل هر چیز دیگه ای که میخواستم رو تو زندگیم به دست بیارم.من با این دیدگاه بزرگ شدم که خانوادم بهم میگفتن فلان موفقیت رو به دست بیار، دیگه تا آخر عمر راحت و خوشبختی.. میرفتم اون موفقیت رو کسب میکردم..بعد از اون میگفتن حالا فقط این یک موفقیت دیگه رو هم به دست بیار، دیگه تمومه و واسه همیشه تو زندگیت راحتی.. و من باز هم تلاش کردم و موفق شدم به این امید که یه روزی با رسیدن به یک موفقیت و هدف نهایی، از یک جایی به بعد دیگه واسه همیشه خوشبخت و خوشحالم.و این داستان به یک چرخه ی موفقیت ناتموم و همچنان ادامه دار توی زندگی من تبدیل شده بود.ولی اتفاقی که برای من افتاد این بود که توی همون دورانی که داشتم موفقیت ها رو پشت سر هم درو میکردم و پیش میرفتم،یه بار برام این سوال پیش اومد که خب آخرش که چی؟ پس اون حس خوب خوشحالی همیشگی کجاست؟ چرا نمیاد و واسه همیشه نمیمونه؟ من که هر چی پیش میرم، بعد از هر موفقیت، یه هدف بعدی دیگه به وجود میاد که همه میگن رسیدن بهش آخر خوشبختی هست و بازم میرم و میرسم و میبینم این بار هم خبر خاصی نبوده.یه لحظه خودمو تو سن هفتاد سالگیم دیدم که احتمالا به خیلی چیزا رسیدم و ظاهرا از نظر بقیه! زندگی خیلی ایده آلی داشتم، ولی خودم از درون به احساس پوچی رسیدم. یه آدم هفتاد ساله که با توهم خوشبختی بعد از رسیدن به یک هدف، همه عمرمو تباه کردم.اونجا بود که به این نتیجه رسیدم که خوشبختی هر جا که باشه، بعد از رسیدن به یک هدف خاص نیست.ولی این موضوع تازه اول مشکلات من بود.از اون دنیای توهمی موفقیتی که همین الانم خیلی آدما درگیرش هستن بیرون اومدم، ولی جایی برای رفتن نداشتم..از نظر ذهنی به این نتیجه رسیده بودم که باید خوشبختی رو توی حس خوب هر لحظه و احساس معنای زندگی که تو هر لحظه تجربه میکنم، پیدا کنم.. ولی چنین چیزی گفتنش با اینکه آدم بتونه تو زندگی در عمل اجرا کنه، زمین تا آسمون تفاوت داره.. من شاید فقط توی قلبم راه درست رو میدونستم، ولی اینکه بتونم با چنین روشی زندگی کنم واسه من به یک حسرت همیشگی تبدیل شده بود. این حسرت همیشگی به مدت هفت سال تمام منو به یک انسانِ در ظاهر! کاملا موفقِ شدیدا افسرده و بی میل و رغبت به زندگی تبدیل کرد.الان تقریبا ده سالی میشه که شروع کردم به خوندن انواع و اقسام کتابای مختلف و دنبال کردن آموزه های اساتید مختلف..که شاید قابل قبول ترین هاشون که ارزش دنبال کردن داشتن استر هیکس و کوین ترودو بودن.ولی حتی این اساتید هم منو به جایی که میخواستم نرسوندن.مفاهیمی که استر هیکس آموزش میده کاملا بی نقص و خالی از اشتباه هست، اما فقط تئوری زیبایی داره..توضیحاتش به من کمک نکرد که قوانین زندگی رو کاملا عملی وارد زندگی روزمره و لحظه به لحظه ی زندگیم کنم. روش کوین ترودو هم با اینکه خیلی چیزا ازش یاد گرفتم و همین الان هم احترام خیلی زیادی براش قائلم، اما یک سری باورهای محدود کننده داشت و تا حدی هم به انواع تکنیک های مختلف تکیه میکرد که با روحیات من سازگار نبود.من ترجیح میدم زندگیم رو بدون تکنیک و با باور قلبی عمیق پیش ببرم. باورهایی که ریشه ی اون آگاهی هایی بود که توی آموزه های استاد عباس منش پیداشون کردم. آگاهی هایی که خود استاد هم قبلا گفتن که همه ما وقتی میشنویم، حس اینو نداریم که یک مطلب کاملا جدیده!همه حس میکنیم این آگاهی ها رو از قبل داشتیم،ولی انگار فراموش کردیم. انگار یه جایی تو اعماق وجودمون مدفون شده.من راهم رو کنار استاد عباس منش و مریم عزیز پیدا کردم. البته هنوز اول راهم. راهم رو بعد از ده سال سرگردانی و آشنایی با تقریبا همه اساتید و انواع و اقسام کتاب ها، کنار استاد عباس منش پیدا کردم.آدمی مثل من بعد از خوندن اون همه کتاب و موشکافی تدریس اساتید مختلف،میتونه اصالت و صداقت آموزشای استاد عباس منش رو تشخیص بده.بعد از این همه مدت میتونم تشخیص بدم کی یه سری جمله از کتاب حفظ کرده و داره تحویل مردم میده و کی داره تجربیات واقعی خودش رو که همه رو تک به تک با همه وجودش لحظه به لحظه زندگی کرده، با بقیه درمیون میذاره..این مطلبی که اینجا نوشتم اصلا گنجایش این رو نداره که بتونم همه مزیت های انتخاب استاد عباس منش رو به عنوان استاد روش زندگی، بیان کنم. فقط میتونم بگم که من به عنوان آدمی که همه ی موفقیت های ظاهری که آرزوی خیلی آدما هست رو داشتم، این روزا دارم با کمک آموزه های استاد عباس منش، زندگی در لحظه و دیدن زیبایی های زندگی تو لحظه به لحظه ی زندگی رو تمرین میکنم.چیزی که برای من رسیدن بهش، از رسیدن به هر هدف دیگه ای سخت تر بوده تا جایی که واقعا مدت زیادی رو کاملا ناامید و افسرده شدم. اما الان میخوام با کمک خدا و بعد از خدا، کمک استاد و مریم عزیز، بعد از این همه موفقیت تو زندگیم، به هدفی برسم که استاد تو فایلای قدیمی توی همون اول مسیرشون بهش رسیدن. به حس خوب همیشگی و تحت هر شرایطی در هر لحظه..دوستانی هم که نظرشون این بوده که استاد چون اون موقع پول نداشتن، پس موفق نبودن، شاید باید این مسیر تکاملی رو طی کنن و به همه موفقیت های ظاهری زندگی برسن و روزی برسه که حس و حال خوب استاد در فایل های قدیمیشون، بشه مهم ترین هدف و معنی موفقیت در زندگی این دوستان…
آفرین برزهرا .هزاران درود وسلام . من هم مثل شما بودم . آری همه ما مرغ باغ ملکوتیم به قول اون اصفهانی که از تجربه مرگش میگوید ؛ میگوید : من وقتی رفتم اونجا انگار هزاران سال بود که من اینجا زندگی کردم ووقتی اون نور که همراه من بود به من گفت بهتره شما برگردید .همینکه این حرف رابه من گفت من گفتم غلط میکنم که برکردم . میدونی تفاوت عباسمنش ودیگران در این است که عباسمنش خودش است . بارها من دیده ام که مشکلات خودش وخانواده اش را میگوید یا از پدرش ومادرش میگوید . من وقتی میگوید از درون میگویم نگو نگو . ولی وقتی دقیق میشوم وپی به اصل میبرم به خودم میگویم تو که میگویی ؛ عیش بی حضورت نمیخواهم توکه میدونی هر لحظه حضور دارد میخواهی دروغ بگویی اون هم در حضور خدایت . اینه که عباسمنش متفاوت کرده . درسته که ممکنه در فایلهای اولیه به علت طی نکردن تکامل ، میگوید اما در ادامه اصل همان است که میگوید اصل را فراموش نکرده صداقت دارد . عباسمنش از مسیر درست وارد شده . لقمه را دور سر نچرخونده . همون جایی که گفت ؛ در قرآن هیچ جا نگفته که پیامبران چی پوشیدن ؟چه خونه ای داشتن ؟چی خوردن ؟و……… که خیلی برای من درس داشت خیلی آگاهی بزرگی بود یعنی اگر تودرمسیردرست باشی همه اینها به صورت طبیعی وارد زندگیت میشود . همین الان من میتونم درمورد این حرف ده صفحه بنویسم مثلا خود کسانیکه که خودشان را مفسر قرآن میدونند چنین حرفی من از آنها نشنیدم . میدونی ؟حرف عباسمنش به دل می نشیند . من آدمی بودم که خیلی سخت میگرفتم که الهی مرا هدایت کن خیلی درخواست دادم که خدا هم گفت مرد راهم هستی بفرما بفرما . اصلا نمیدانم از کجا یک فایل از عباسمنش اومد گوشی تلفنم همینکه کوشش کردم انکار آتش زیر خاکستر فوران کرد .
آقا جون یک کلام ، یک کلام ؛ من توی این خانواده خوشم شادم دوتا کامنت که میخونم بوی خدا راحس میکنم احساسم عالی میشود سه کامنت لایک شده میخونم انکار میخواهم پرواز کنم میخواهم اگر همسایه ها نگویند این آدم دیوانه است داد بزنم که بگویم ای همگان ، ای ایهاالناس ؛ بیایید من بهشت پیدا کردم همه بیایید اینجا تا مثل من مست شوید اهاااااااااااااااااای خدا حالم عالیست پس تو هم حال اون آدم را که چنین راه نمود عالی بگردان خداجون بوس بوس
به نام خداوند وهاب
سلام خدمت شما دوست عزیز
بعد از گوش کردن به این فایل نوشته ی شما منو به فکر فرو برد و واقعا از شما سپاسگزارم
این که زندگی کردنه خود زندگی و لذت بردن از اون باید در مرحله ی اول قرار بگیرد و طبق آموزش های استاد ثروت هم با این نوع نگاه و حس به دنبالش میاد
بسیار از نوشته ی شما لذت بردم و آموختم
شاد و خوشحال باشید