این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/10/abasmanesh-24.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-10-24 08:14:042020-10-24 23:38:59«موفقیت»، مسیر رسیدن به خواسته است نه مقصدِ آن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
باسلام به استاد و مریم عزیزمون که با عشق و مِهر فراوانشون اصول درست زندگی کردن رو قدم به قدم به فرزندان معنویشون آموزش میدن و مارو هم در ساختن بِهشتهامون همراهی میکنن. من این کامنت رو هفته گذشته توی پست به رویاهایت باور داشته باش قسمت یک نوشته بودم اما چون یکی از ایرادات اصلیِ رفتاریمون هست ک مانع از حال خوبمون میشه و بسیار مرتبط با فرمایشات استاد هست، بنظرم اومد که دوباره اینجا هم بنویسم. استادجان به نظرم مهمترین نکته برای رسیدن به رویاها و هدفها و حتی مهمتر از رسیدن بهشون چگونگی طی کردن مسیر هست که میشه همون حال خوب داشتن یا حال بد داشتن ک باعث بالا رفتن کیفیت زندگیمون میشه و حتی باعث تسریع در روند تکاملمون هم میشه. یکی از اشتباهاتی که معمولا مرتکب میشیم این هست که فکر میکنیم مدام باید چشممون به هدف و رویامون باشه و مدام چک میکنیم که چقدر بهش نزدیکتر شدیم و چقدر فاصله مونده برای رسیدن بهش. درصورتی که این اشتباهترین شیوه تفکر و زندگی کردن هست و باعث کمالگرایی و حال بد توی تمام مسیر و در نتیجه فرکانسهای منفی و در نهایت اتفاقات ناخوشایند و منفی میشه. تنها چیزی که ما باید از خودمون بخوایم پیشررررررففففتتتتتتت هست و نه کمال، فقط پیشرفت. مدام بجای چک کردن قدمهای العان مون با هدفمون و چشم داشتن توی آینده که مدام نداشتن هارو نشونمون میدَن و باعث یاس و ناامیدیمون میشن باید به این لحظه و پشت سرمون نگاه کنیم که چقدر از دیروز و گذشته ها فاصله گرفتیم و پیشرفت کردیم. همیشه به ما میگن به گذشته برنگرد و نگاه نکن درصورتی که این نگاه به مرور باعث کمالگرایی میشه و نمیذاره نتیجه ها و پیشرفتهایی که هر روز به دست میاریم،چه کم و چه زیاد رو ببینیم و ازشون لذت ببریم. مانع این میشه که هر روز باورمون به توانمندیها و قدرتهامون بیشتر و بیشتر بشه و خودمونو دوست داشته باشیم و مدام خودمونو تشویق و نوازش کنیم و انگیزه مون برای ادامه مسیر بیشتر و بیشتر بشه و ایده ها و خلاقیتهای بیشتر هم به سمتمون بیان. چون همه اینها هستند که باعث حال خوبمون تو مسیر و احساس خوب و درنهایت فرکانسهای خوب و اتفاقهای خوب میشن. اما به ما گفتن فقط تمرکزت روی هدف و رویاهات و خواسته هات باشه و به عقب برنگرد. مقایسه مداومِ قدمهای اکنونمون باایده آل مون مثل خودزنی کردن میمونه و مدام یه چماق گرفتیم دستمون و به خودمون میگیم دیدی بازم فاصله داری؟ دیدی امروزم نرسیدی و نداری؟ دیدی بازم کمکاری کردی و اندازه نبوده؟ در صورتی که تو هر روز داری تمامِ وقت و تمرکزت رو روی هدفت میذاری و تلاش میکنی و حتی هر روز بهتر و بهتر از روزهای قبل ت میشی اما نمیبینی اینهارو،نه اینکه نخوای ببینی،نمیتونی که ببینیشون چون چشمات تمام وقت روی آینده و اون هدفه.و اَمان از حال بَدی که سراغ آدم میاد و مثل یک حفره بینهایت عمیق، تماااام انرژیهاتو هدر میده و نمیذاره قدمی برداری و اگر هم برداری اِنقدر کم و با فاصله ست و با حال بد که فقط باعث ایجاد فاصله بیشتر و بیشترِ ما با هدفها و خواسته هامون میشن.باید به این نِسبت که اگر یک بار به هدفمون و ایده آلمون تو آینده نگاه کردیم، سه بار به همین لحظه ای ک هستیم و پیشرفتهایی ک تا العان بدست آوردیم نگاه کنیم و مرورشون کنیم. جشن بگیریم پیشرفتهای هرروز و هر لحظه مونو و خودمونو دوست داشته باشیم و نوازش کنیم که فقط با خود دوستی و حال خوب و زندگیِ با کیفیت و طی کردن مسیرِ با کیفیت هست که به خواسته هامون میرسیم. از خودمون فقط پیشرفت بخوایم و نه کمال،همین. من اصلا تی وی تماشا نمیکنم ولی اون لحظه که رد شدم تبلیغ یه محصول رو دیدم که نشون دهنده اهمیت چگونگی طی کردن مسیر هست و مدام باید به خودمون اون رو یادآور بشیم و از زندگی کردن لذت ببریم و بدونیم که هدف و خواسته ها بهانه و انگیزه ای برای پویایی و حرکت مداوم انسان هستند.متن تبلیغ این بود: زندگی عین یه جاده ست،که معلوم نیست تهش به کجا میرسه،اگه خودت ندونی کجا میخوای باشی.شروع کن و از هر لحظه زندگیت لذت ببر،نگران نباش که میرسی یا نه،فقط شروع کن.هدف همونجاییه که خوشحالی،همون لحظه ایه که از ته دلت راضی هستی.هدف جایزه نیست،اول شدن نیست،هدف همین لحظه ست،لحظه ای که نباید از دستش بدی.موفقیت یعنی از لحظه لحظه مسیرت لذت ببری،کیفیت نقش اول رو بازی میکنه.
البته که استاد عزیز و همه عزیزان به خوبی این مسائل رو بهش آگاه هستند و صرفا جهت مرور کردن فرمایشات استاد خواستم این مطالب بازگو بشن. در پنهاه خدای بزرگ باشیم همیشه🙇❤
من هی میخوام برم سراغه فایلهای عزت نفس و کامنت بزارم ولی بینش هدایت میشم به فایلهای دیگتون😁
جالبیش اینه همین دو ساعت پیش یه کامنت زیر فایل توجه به نکات مثبت قسمت چهارم گذاشتم و توش دقیقااا از همین فایلتون(موفقیت، مسیر رسیدن به خواسته است نه مقصد) نام بردم و گفتم که چقدر این جمله توم مقاومت ایجاد میکنه و پاشنه آشیلمه😁
٫همش بخاطر عزت نفس پایینمه البته! بخاطر تایید طلبی، بخاطر نسبت دادن میزان ارزشمندیم به نتایجم(پولو، موقعیتو، چند تا مسافرت خارجه رفتن، خریدن فلان مدل لباسایی و…)
٫ بخاطر اینه که یاد گرفتم فقط زمانی خودمو انسان کارا و موفق و ارزشمندی بدونم که جامعه هم به من همین نگاهو داشته باشه، فکر میکنم هممون یجورایی از بچگی بهمون میگفتن که درس بخون خانم دکتر شی بهت بگن خانم دکتر خانم دکتر! یا خوب درس بخون بهت بگن آقای مهندس(یعنی تاییدت کنن، این شغل برات ارزشمندی میاره، مهر تاییده) البته توی هر کشوری شاید این مشاغل فرق کنه من چیزی که توی ایران زمان ما باب بود رو میگم.
+ در صورتی که هیچکدوم از اینا درست نیستن، اون مسیره که باعث موفقیت تو شده، نه مقصد.(توی کامنت قبلی داشتم بچه هارو نصیحت میکردم(😁) که هروقت نسبت به یکسری گفته های شما مقاومت دارن یا حس میکنن نتیجه ی کافی نمیگیرن بخاطر عدم درک صحیح قانون، سعی کنن بنویسن، حالا یا کامنت بزارن یا حتی برای خودشون یادداشت برداری کنن که تمام توجه و تمرکز و ناخودآگاهشون بیاد روی این آگاهیا، برای من اینجوریه که خیلی وقتا وسط نوشتن دیدگاه تااازه میفهمم منظور شما یا بانو شایسته چی بوده یا میفهمم کجای کارم میلنگه، گفتم حالا که خودت انقدر این قضیه(که موفقیت راهه و نه مقصد!)برات پذیرشش سخته بیا یکم تأمل کن که عالم بدون عمل نشی خانوم!
سایتتونم خیلی هوشمنده هاا استاد😁 یکی دوبار سکتم داد وسط نوشتن کامنتا صفحه رفت و یکبارش کامنتم پاک شد و الان دارم از اول مینویسم، انگار که میخواد ببینه چند مرده حلاجم😁 که آیا به اندازه ی کافی برای کامنت گذاشتن توی سایت شما سرسخت هستم؟(بله بلههه😁)
استاد هربار قضیه ی برگزاری دورتون بعد از تنهاا ۶ ماه پس از سخنرانی سر کلاسهای دانشگاه رو میشنوم خیلیییی دلم میخواد بتونم مثله شما عمل کنم(قربونتون برم که انقدر شجاع بودیدو هی الگوی ما میشید توی عمل به قانون😍توی جسارت خرج کردن!!!چقدر پروردگارمون به ما مرحمت داشته که شما رو داریم!🤍) چقدر مریم بانو زیبا تحسینتون میکنه، هوسم شد منم ازین کارا بکنم یکی به خفنیه مریم بانو بشینه بغل دستم بگه آفرین آفرین😁آخ میچسبههه گرفتن تایید از کسی مثله ایشون🥰نوش جونتون استاد😄
– استااد خیلی داشت دلم برای تمرین پیام بازرگانیه فردا شور میزد ولی وقتی دوباره و دوباره داستان سخنرانیتون رو شنیدم، که چقدددررر جسور بودید! چقدرررر “متعهد” بودید، خیلییی حس خوبی بهم داد! حس میکنم دارم یه کار بزرگ میکنم، تازه علاوه بر تمرین پیام بازرگانی تصمیم گرفتم پا روی یکی دیگه از ترسامم بزارم که اون برمیگرده به توی جمع بودن! خیلی ترسیدم ولی ترسش خوبه😁 از اون ترساییه که رفتن توی دلش باعث میشه به همههه چیییز در زندگیت برسی! آرامش، ثروت، رشد شخصیت، روابط عالی و هرچیز دیگه ای که دلت بخواد!!!
میدونم بعد از انجام این تمرین (اگه زنده بمونم) خیلی خیلی احساس ارزشمندی خواهم کرد! در حدی که قابل مقایسه با چند دقیقه ی پیشمم نباشم چه برسه به ماه یا سال پیش!(البته حرفهای شما توی فایل معرفی محصول عزت نفس بی تاثیر نبود😉) اونجا که مثال زدید یکی از شاگرداتون بهتون گفته زندگیش تقسیم میشه به دو بخش، یکی قبل از انجام تمرینات پیام بازرگانی و یکی بعدش! من قبلا یکی دوبار این تمرینو انجام دادم ولی خیلییی بینشون فاصله افتاد و همش یکی یا دوبار…تازه برای جمعیت یک یا دونفره فقط!
ایندفعه قراره جمع یکم بزرگتر و رودروایسی گونه تر باشه😁
میخوام دیگه اجازه ندم فاصله بیوفته بین انجام تمارینم، میخوام دیگه همش بیرون از نرده ها بپرم، نمیخوام اصلا به فضای امنم برگردم، دیگه اصلا نمیتونم راکد بودنو تحمل کنم استاد! بدترین حس دنیا نداشتن پول نیست، جریان نداشتنه! راکد بودنه، پوسیدنه و آرام آرام مردن و آرام آرام به سمت شرایط ناخوشایند و سخت رفتنه!
همیشه باید “پیشرفت” هدف قرار بگیره، آدم اگه همش به دنبال یک قدم بهتر شدن باشه هیچوقت به پوچی نمیرسه، متوجه میهش که چقدر بی انتهاست! چقدر هرچی میکنه، عمیق تر میشه، به ته نمیرسه! (تجربه ی خود این کندن ها مقصده!) هیچوقت قرار نیست به ته چاه بخوری عزیزم، بی خودی نخواه هی تندو تند بکنی، نخواه شبتو به صبحت بدوزی که زودتر ببینی تهش چی میشه. هیچ انتهایی نیست، فقط تجربیات جدیدتر و نعمات بیشتر میشن، همین!
چقدر خوشحالم که امشب تصمیم گرفتم بیشتر روی این فایل تأمل کنم، حتی اگه یک درصدم باورام قوی تر شده باشن، هشتاد درصد زندگیم بهتر میشه!
شبتون بخیر💃🏻اگه خبر ندادم بعد از انجام تمرین پیام بازرگانی چه احساسی رو تجربه کردم و چه معجزاتی رخ داد، بدونید به رحمت خدا رفتم، ولی عوضش سرم بالاست😁
جالبیش اینه من وقتی اون قسمت از کامنت شمارو خوندم که نوشته بودین : میاد با این نگاه که میخوام ورودیامو کنترل کنم از مردم فاصله میگیره که یه وقت احساس سرشکستگی نکنه، دیوااانه شدم!!!!! چون من دقیقااا و تقریبا هرروز این اشتباه رو میکنم!
ازتون ممنونم که شما هم دستی شدید از دستان خدا و انقددددررر عاالی به این نکته اشاره کردید! خیلی نکته ی ظریفی بود، از اونایی که دونستنش کلاااا میتونه عملکردات رو دگرگون کنه🌺
چند وقت پیشا که اینستا داشتم خواستم بهت پیام بدم و بهت بگم که چقدر دوستداشتنی هستی و دمت گرم
اما نمیدونم چیشد که ننوشتم و بعدشم که کلا اینستارو زدم پاک کردم رفت
یادم نیست فوتسال کار میکنی یا فوتبال اما مهم نیست در هرصورت خیلی بهت افتخار میکنم
راستش خیلی وقته نیستی شایدم من نمیبینمت
اما اگه هنوز تو سایت هستی دوسداشتم تجربه ت در این مورد بدونم که تو این زمان که دانشگاه نرفتی و به قولا شاید هنوز نتیجه ای نباشه و حتی شاید هیچ درآمدی از خودت
چیکار میکردی که تونستی ایمانت زو حفظ کنی و احساس بی عرضه بودن اینکه هیچ کاری نکردی شاید حتی یا هرچیز دیگه ای..بهت دست نده؟
واقعا امیدوارم که بدرخشی در این زمینه (علاقت) و بترکونی.
با تمام وجودم دوستدارم که موفقیتت رو ببینم خبرای موفقیتت به گوشم برسه٫
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که جهان هستی رو پراز فراوانی آفرید
سپاسگزارم از مهربان پروردگارم که هدایتم کرد به این آگاهی های توحیدی
وسپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها رو کشف کردید زندگیشون کردید نتیجه گرفتید و دراختیار ما هم قراردادید
وسپاسگزارم از خودم که متعهدانه پای بهبود دائمی خودم ایستادم تا خوب زندگی کنم و کمک کنم جهان جای بهتری برای زیستن باشه.
««رابطهی مستقیمی میان راهکارها و واکنشهای تو برای تحقق یک خواسته و «باورهایت»، وجود دارد»»
استاد در تأیید این جمله من یه مثالی دارم ، دیروز که رفته بودم خرید کنم ، یه موضوعی نظرمو جلب کرد البته باید بگم که هنوز این فایل رو گوش نکرده بودم اما چون درمسیر این آگاهی ها هستم و میخوام که بهتر درکشون کنم نظرمو جلب میکنن،. و اونم تارک بودن یه مغازه بود ،
دوتا مغازه خواروبار فروشی نسبتا بزرگ کنار هم بودن که من همیشه طبق روال میرم داخل سمت چپیه،باوجوداینکه همیشه نوبت وایمستم و همیشه شلوغه اما خواروبار فروشی سمت راستی همیییییشه خلوته اما من بازم ترجیحم اینکه همین جا خرید کنم،
دیروز خاموش بودن چراغ خواروبار فروشی سمت راستی که همیشه خلوتم هست نظرمو جلب کرد ،گفتم این بنده خدا چراغ هاشو همیشه خاموش میکنه تا براش پول برق نیاد،اینو از اونجایی میدونم که غروبا دیگه خیلی تاریک میشه بالاخره روشن میکنه ، و سریعا نگاهی به خواروبار فروشی که همیشه خرید میکنم انداختم دیدم چندتا لامپ بزرگ روشنه و بعد نگاهی به چهره اون دو فروشنده انداختم ، کاملا مشخصه که کدومش شاد و شنگول و خوش رو و کدومش غمگین و اخمو بودن بالاخره نوبتم شدداشتم کارت میکشیدم که یه مشتری بااعتراض به گرونی اوضاع به فروشنده گفت نونا چقد آب رفتن، فروشنده با خنده گفت ولش کن تنت سلامت مگه چقدر زنده ایم که حرص کوتاهی قد نونم بخوریم ولش کن بخوای به این چیزا توجه کنی بیمار میشی و بعد با خوش رویی تمام و با احترام زیاد کارتمو دو دستی بهم داد و منو بدرقه کرد.
میخوام بگم آره ««رابطهی مستقیمی میان راهکارها و واکنشهای تو برای تحقق یک خواسته و «باورهایت»، وجود دارد»»
خواربارفروشی سمت راستی به کمبود باور داشت و واکنش خاموش کردن چراغ مغازه برای کمتراومدنه پول برق بود و این باور کمبود باعث میشد مغازه اکثرا خالی باشه وحال بدِ صاحب مغازه و خواربارفروشی چسبیده بهش یعنی سمت چپی که من مشتریشم، که فقط یک آجر فاصلشون هست همیشه شلوغ و پراز رونقِ ، چون احساسش خوبه ،چون توجهش به کمبود نیست و لاجرم اتفاق های خوب به شکل سود به شکل مشتری بیشتر،به شکل رضایت از زندگی وارد زندگیش میشه.
««««تمام ایده ها و شیوه هایی که برای رسیدن به یک خواسته داری، نمود واقعی برنامهای است که در ذهنت نصب شده»»»»
وآگاهی های دوره روانشناسی ثروت هست که میتونه برنامه ی جدیدی در ذهنمون نصب کنه،
«««تنها عامل ثروتمند شدن شما فقط و فقط باورهایی است که باید در خودتان ایجاد کنید»»»
واین باورها رو میشه با بسته روانشناسی ثروت در خودمون ایجاد کرد،
استاد قبلا هم گفتم بازم میگم ، من اول از همین فایل های دانلودی ارزشمند شروع به کار کردن روی خودم کردم و بعد متوجه شدم که اول باید بدهی کارو پرداخت کنم تا ذهنم آرام بشه تا متمرکز تر رو خودم کار کنم و بعدبه لطف الله مهربان هدایت شدم به پرداخت بدهی ها و بعد از یکسال که کاملا پاک شدم از همه ی بدهی ها با اولین پولی که به آسونی به دستم رسید،با عشق و با ذوق زیاد بسته روانشناسی ثروت یک و خریدم،میگم ذوق چون داشت قانون برام کار میکرد وله شدت ذوق زده بودم از درستیش،وبا عشق به آگاهی هاش عمل کردم و بعد رشد کردم و بعداز پایان دوره دوباره برگشتم به دوره کردن دوباره این آگاهی ها و الان تقریبا بیشتر از نصف دوره رو پیش رفتم که این روال دوسال و اندی طول کشید و حالاپس از عمل کردن بهشون نوبت نتایج رسید ، نتایج قابل لمسی مثل خونه، ماشین،وسایل خونه با کیفیت و بسیار لوکس و … درآمد ثابت ،سفر های با کیفیت ، خوراک و پوشاک مارک و استاندارد بالا و …و نتایج غیر قابل لمس مثل آرامش مثل به صلح رسیدن با خودم و جهان هستی مثل بالارفتن اعتماد بنفس و …
حالا که بقول شما به شرایط Stable رسیدم حالا وقتشه که با تعهد بیشتر رو خودم کار کنم تا تصاعد رو تجربه کنم .
واقعا سپاسگزار مهربان پروردگارم هستم که هدایت کرد به آگاهی های توحیدی این سایت تا خودمو بهتر بشناسم ،تا قوانین جهان هستی رو بهتر بشناسم تا خودشو بهتر بشناسم و بهم توانایی داد تا به شیوه قوانین زندگی کنم و مهمترین رابطه ی زندگیمو که رابطه با خودش هست رو تقویت کنم و آرام بگیرم .
سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که هرآنچه که باعث موفقیت تون شد رو به ماهم آموزش میدید
دوستتون دارم وعششششششق برای خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش.
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و دوستان هم فرکانسی
روز سی ام از سفر من
درک من از این فایل:
✍🏻استاد اصل آموزش شما همین موضوعه که هیچ چیزی بیرون از من وجود نداره
هر چیزی که برای تغییر زندگیم لازم دارم همین الان در اختیارمه
هیچ عامل بیرونی برای موفقیت تاثیری نداره
همه چی باورهای ما درباره رسیدن به خواسته هامونه
هرچقدر بیشتر میگذره بیشتر درک میکنم خدا و ثروت توی یک مدار هستن
خدا منبع تمام ثروت و نعمت ها و خوشبختی های جهانه
✍🏻من میخوام ثروتمند بشم که از زندگی لذت ببرم
که عزت و شرف داشته باشم
شاد باشم
راحت ببخشم
دنیارو بگردم
برای مادرم و خانواده م کمکی باشم
سلامت باشم
رابطه های بهتر و سالم تری داشته باشم
تا خدارو بیشتر حس کنم
و چه حسی زیباتر از این
تازه معنی عشق و امید رو دارم میفهمم
✍🏻استاد منم اون روز رو میبینم که بیام به شما بگم استاد منم مثل شما تونستم
منم با استفاده از قانون به همه چی رسیدم
منم خدا رو پیدا کردم
منم بهشت رو تو همین دنیا تجربه کردم
✍🏻فعلا با مرحله ای که شرایط خرید روانشناسی ثروت1 رو داشته باشم فاصله دارم و دارم رو فایل های دانلودی کار میکنم و میدونم باید تکاملم رو طی کنم
ولی اون خدایی که این آرزوها رو به دلم انداخته خودش همه چیو بهم میده به شرط ایمان و باور من به قدرتش
من ادامه میدم و حرکت میکنم.
✍🏻امروز روز آخر از سفر 30 روزه من بود و چقدر زود گذشت اما پُربار و خیلی مفید و بهترین سرمایه گذاری عمرم همینه چون دارم برای ساختن زندگیم در حد توانم تلاش میکنم میدونم بیشتر از اینا باید کار کنم و وقت بذارم ولی برای شروع از خودم راضی ام و با هر لایک استاد کلی انرژی میگرفتم که پس دارم راهو درست میرم داره درکم بیشتر میشه و این راهو میخوام ادامه بدم با استفاده از وجود استاد بی نظیرم و امید و توکل به هدایت الله مهربان
👣ردپای سی ام من
❤️برای استاد عزیزم و همه ی دوستان آرزوی موفقیت روزافزون دارم.
خدایا شکرت که دارم از مسیر رسیدن به یکی دیگه از خواسته های استاد که ی تراکتور هیولاس لذت میبرم
خدایا شکرت که از شیشه های کنار و عقب ماشین دارم:
سرسبزی های اطراف رو میبینم همون چیزی که از دیدنش لذت میبرم
ماشین های گران قیمت رنگارنگی رو دارم میبینم که علاوه بر اینکه نشان از فراوانی ثروت دارن دیدن تمیزی و رنگشون لذت خاصی به آدم میده
خونه ها و ساختمون هایی رو دارم میبینم در یک فضای باز و سبز بدون هیچ محدودیتی که لذت نفس کشیدن رو برام هزار برابر میکنه
راحتی رانندگی استاد با اون تیشرت و شلوارک رو دارم میبینم که لذت رانندگی رو برام صد برابر میکنه چون من خودم هم دوست دارم لباس راحت بپوشم
بودن دو آدم هم فرکانس رو دارم میبینم که لذت هم فرکانسی مثبت رو برام به تصویر میکشه و چقدر لذت بخشه که یکی مثل خودت مثبت اندیش و مثبت نگر تو زندگیت باشه
ی تیکه از لباس رنگی مریم جان رو دارم میبینم که با اون رنگ شادش لذت پوشیدن لباسهای شاد و رنگارن رو داره به من منتقل میکنه
استاد ازتون سپاسگزارم که دیدن زیباییها و لذت بردن از اونها رو بهم یاد دادین حتی اگه این زیباییها رو از شیشه های ماشین کس دیگه ای ببینم .ماشینی که خودم ندارمش هنوز اما چون میدونم قانون رو که اون رو هم از خودتون یاد گرفتم به جای حسرت خوردن فقط تحسین میکنم تا خداوند زیباییها من رو هم به تجربه این زیباییها هدایت کنه
استاد همین ی جمله ای که شما در مورد تراکتور گفتین و تجربه های جدیدی که میخواین با اون تجربه کنین این رو داره به من میگه که رسیدن به خواسته مقصد نیست بلکه نقطه ی شروعی برای رسیدن به خواسته های دیگه و اون ها هم نقطه ای برای رسیدن به خواسته های بیشتر . یعنی رسیدن به خواسته ها ی سیکله که اگر با شناخت قوانین و از راه طبیعی و آسانش بدست بیاد سیکلی از لذت و احساس خوب رو ایجاد میکنه که انتهایی نداره یعنی به مقصد معینی ختم نمیشه
همون سیکلی که توی زندگی شما وجود داشته و داره هی تکرار و تکرار میشه.
رسیدن شما به برگزاری اون سمینار تازه نقطه شروعی بود برای ایجاد خواسته های جدید در شما که اگر در رسیدن به مقصد خلاصه میشد دیگه حرکتی در کار نبود که الن توی فلوریدا باشین و باز هم همون سیکل رو ادامه بدین و مثل خیلی از اساتید تو همون تهران میموندین و همون کار رو انجام میدادین بدون اینکه اینهمه تجربه جدید رو کسب کنین و به خواسته های بیشتر برسین
و
اینجاست که مفهوم پویایی جهان و انسان که جزیی از این جهانه برام خوب معنا پیدا میکنه و قابل درک میشه برام و اینکه من هم باید پویا باشم و متحرک
و اونچه که زیبا میکنه اون پویایی و حرکت رو شناخت خود و تواناییهای خود و شناخت خداوند و تواناییهای خداونده وگرنه خیلی از افراد پویا هستن و متحرک اما لذتی از زندگیشون نمی برن . مثل خود من که قبل از آشنایی با شما فعال بودم و متحرک اما چون شناختی در کار نبود مسیر مسیری زجر آور و دردآلود بود
وقتی خودت رو خوب بشناسی وقتی خدایی رو که خود خود تو را خلق کرده بشناسی اونموقع دیگه خودت و خدا کم کم یکی میشین و این یکی شدن مسیر رو برات راحت و آسان میکنه چون همه جهان اونوقت خودتی و خدات
اونوقت دیگه مهم نیست دهاتی هستی یا شهری که داری سمینار برگزار میکنی
اونوقت مهم نیست زن هستی یا مرد که داری تو دوره شرکت میکنی
اونوقت مهم نیست جوان هستی یا پیر که تو سالن سمینار نشستی و داری گوش میکنی
اون وقت مهم نیست مدرکی خاصی داری یا نه که داری راجع به موفقیت صحبت میکنی
اونوقت مهم نیس بلوز شلوار میپوشی یا کت و شلوار یا فقط یک شلوارک وقتی جلوی دوربینی
اونوقت مهم نیست تو تهرانی یا تو آمریکا که داری از خواسته هات حرف میزنی
اونوقت مهم نیس موبایلی یا دوربین عکاسی که داری فیلم برداری میکنی
چون:
خدا در همه ی اینها جریان داره . خدا همشون هس اما هیچکدومش نیس
و تو هم چون خود خدایی همشون هستی اما به هیچکدومشون محدود نمیشی که برچسب اون رو بزنی به خودت
اونوقت میتونی همه ی اون کارهایی که خدات انجام میده تو هم انجام بدی :
میتونی مهربان باشی عین اون مهربانی عباس منش تو سمینارهاش
میتونی آرام باشی عین اون آرامشی که از چهره عباس منش تو سمینار هویداست
میتونی بدون مدرک خاصی مثل عباس منش ساعت ها با شنونده هات حرف بزنی
اونوقت شدید العقاب و سریع الحساب میشی مثل رفتار عباس منش تو سیمنار با اونهایی که نمیخوان تمرین انجام بدن
اونوقت قولا لینا میشی برای هدایت بنده ها مثل لحن عباس منش توی سمینار
اونوقت شدید الحن میشی با اونهایی که مسیر رو اشتباه میرن و اشتباه درک میکنن تا شاید پند بگیرن مثل الان استاد
اونوقت بی نیاز میشی از هرآنچه که گمراهان به تو نسبت میدهند
و………
کامنت رو نوشته بودم که تایپ کنم اما از ی قسمت به بعد چون باهاش ارتباط بر قرار نکردم برگه ها رو گذاشتم کنار و این چیزی شد که الان نوشتم
تو مینویسی و چقدرر زیبا کلام خداوند رو جاری میکنیِچقدر فرکانس ناب و عمیق و درک بی نهایت بی نظیرت رو تحسین میکنم جان من چقدر تحسینت میکنم برای این اتصال نابت
تو بنویس من غرق این درک بی نظیرت شوم تو بنویس من بی نهایت کیف کنم و لذت ببرم و احساس عالی ام عالی تربشه چقدر تحسینت میکنم برای این درک بی نظیرت عشق من دیوانه ی اون قسمت شدم که گفتی دقیقا تو ووخدا یکی میشوی و هرکاری او انجام دهد تو نیز میتوانی
چون خود او میشوی
جقدر برای این درک توحید نابت تحسینت میگنم عشق من
چقدر تحسینت میکنم
عاشقتم عاشقتم نسرین عزیزم
الهی که هر لحظه غرق ارامش و عشق و نعمت ها و فراوانی های بی نظیر خداوندم باشی
سلام بر عشقم الا خانم. دختر تو چقدر بینهایت مینویسی. بعضی وقتها در تعجبم که این همه کلام زیبا چطور جریان پیدا میکنه تو قلبت و بعد در نوشته هات ظاهر میشه .ی دفه به خودم میام میگم جای تعجبی نداره وقتی بینهایت فکر کنی و به بی نهایت وصل بشی لاجرم بینهایت میشی چه در گفتار و چه در نوشتار .بازم غرق در بی نهایت بشی عزیزم. آره بعضی وقتها دلم من هم خدایی میشه و میاد و من هم مینویسم مثل شما بچه های عشق سایت .اما حالا حالا کار دارم . ممنونم که انگیزش بخش بودی و هستی و خواهی بود
بسیار خوشحالم که فرصتی پیش اومد که بتونم اینموقع شب بهمراه پسر ۱۱ساله ام این فایلو ببینیم.
من هرشب ۲۰ دقیقه با پسرم خلوت میکنم و درمورد موفقیتهای اونروز با هم صحبت میکنیم، بعدش سپاسگزاری و دعا وکمی تجسم فردا و شب بخیر..
اینو از شما یاد گرفتم هر زمان تمرکزمو ببرم رو نکات مثبت مخصوصا آخرشبها. تا برای فردا روانی آماده داشته باشم.
استاد
من وقتی فایل شما رو دیدم فقط به این فکر میکردم که چه چیزی باعث شده که اون جمعیت بیان و پای صحبتای شما بشینن؟ و باخودم گفتم اگر من اونزمان بودم آیا میومدم وپای حرفای یه آدم با ظاهری به این سادگی مینشستم؟ چی باعث شده این تعداد بشینن؟ چه جذابیتی داشته براشون؟ تو سر اون تعداد چه اندیشه ای بوده که جوابشو اونجا، تو اون زیر زمین میگرفتند؟ دنبال چی بودن..و….
استاد
درسته که به اینچیزا و ارزشهای پشتش فکر میکردم ولی منم مثل خیلیا ظاهرشما رو قضاوت کردم …
من با دیدن این فایلتون ادب شدم…تربیت شدم و چنددرجه ذهنم چرخید و به سمت فانوس دریایی تا مسیرو گم نکنم.
من متوجه شدم که شما درمسیر ارزشهاتون قدم برداشتید. و بقول خودتون اگر اونموقع عزراییل جونتونو میگرفت در نهایت خوشبختیی که الان هستید بودید و رضایتمند بودید. من باید خودمو جای شما بذارم و ببینم ایا اونقدر جسارت و باور و متمرکز به نقطه ی حال هستم که بتونم دراین عالم سرجای خودم ایستاده باشم و اونقدر دیدم وسعت پیدا کرده و سرم بالاست و خدارو شاهده که تونسته باشه با وجود خانواده ای که داره مهاجرت کنه و نترسه…و نترسه … و نترسه….
استاد
من سنم از ۵۰ گذشته و تازه برای درس خوندن اقدام کردم و فردا اولین روز دانشگاهمه. تو مدتی که تصمیم گرفتم تحصیلاتمو ادامه بدم مدام میگفتم چرا؟، که چی؟، بشین، دیگه دیره…
ولی با دیدن فایل شما من هدایت شدم به اینکه “تو خود راهرو باش وهیچ مپرس..”
از این به بعدسعی میکنم از مسیربیشتر لذت ببرم و همینکه تونستم از منطقه ی امنم بیرون بیام، موفقم.
حس سعه ی صدر و گشادگی سینه و آزادگی از بند، زیباترین حسیه که ادم میتونه داشته باشه.
آزادگی یعنی اجرای قوانین خداوند.
ممنونکه همچنان سخاوتمندانه درکنارمون هستید و غلطهای مارو با گشاده رویی و محبت رفع میکنید.
من گم شده بودم و شما منو متوجه کوری مسیری که داشتم میرم کردید.
تا حالا دو بار این فایل رو به عنوان نشانه ی امروزم دریافت کردم و الان که به دنبال نوشتن کامنت بودم و نمی دونستم کجا بنویسمش، به این فایل هدایت شدم.
در حال حاضر که دارم این متن رو می نویسم، آرام آرامم
امروز هم، مثل هر روز، برای بار صد هزارم به جواب گرفتن از قانون پی بردم
امروز 29 آذر 1401 بود.
من و همسرم از اصفهان (زادگاه همسرم) به سمت بجنورد (زادگاه خودم) می رفتیم
وقتی حرکت کردیم جمله ی کلیدی استاد و خانم شایسته ی نازنین رو به زبان آوردم: خدایا ما رو در بهترین زمان، در بهترین مکان قرار بده️
من سریال های سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت رو دنبال می کنم و با اون ها، استفاده از قانون در عمل رو بهتر یاد می گیرم
برخلاف مسافرت های قبلی که همش منتظر رسیدن به مقصد بودم، امروز توی جاده به تمام زیبایی ها دقت کردم
خدا رو شکر کردم و لذت بردم
حالم خوب خوب بود
وسط راه، یهو یه قسمت از لوله ی آب ماشین ترک خورد و ماشین داغ کرد
باورتون نمیشه چقدر آرام بودم
خودمم باورم نمیشه
یه کامیونه داشت رد میشد که ما رو دید و با همسرم کمی صحبت کرد و متوجه موضوع شد
بعد به شاگردش زنگ زد و شاگردش با یه دبه ی 20 لیتری آب در کمتر از ده دقیقه پیداش شد
حدود چهار ساعت سه نفری روی ماشین کار کردن
من آرام آرام بودم
قلبم پر از احساس امنیت و آرامش بود
با اینکه شب شده بود و ما هم توی اتوبان ماشینمون روشن نمیشد و نور هم نداشتیم، اما مطمئن بودم تحت حمایت پروردگار هستیم و نه ترسی بر ما هست و نه غمگین می شویم
توی اون سه ساعت با خودم گفتم اگه استاد و خانم شایسته بودن چه کار می کردن؟
سریع پاسخ دادم: تمرکز بر نکات مثبت!
و شروع کردم به دیدن غروب نارنجی زیبا…به دیدن رسیدن شب از پی روز…به انسان های با معرفت و شریفی که دست خدا شدن برای کمک به ما در اون شرایط…به نورهایی که از شهر می تابید و نمایانگر جریان زندگی بود
ماشین درست نشد ولی با ماشین همون انسان های شریف، بکسلش کردیم
ما دقیقا کنار قم ماشینمون خراب شد
دقیقا کنار قم
حالا چرا؟
چون حدود یک ساله که من عضو سایتم و شنیدم استاد در قم بزرگ شدن
برای همین دلم می خواست یه بارم که شده توی قم بچرخم و محیطش رو ببینم و باورهام رو تقویت کنم
میخواستم به خودم بگم یه نفر از همین منطقه تونسته به بهترین شرایط زندگی در آمریکا برسه پس منم می تونم
اما فکرش رو نمی کردم جریان هدایت انقدر سریع دست به کار بشه!
ما ماشین رو بکسل کردیم و رسوندیمش دم یک مکانیکی که گویا خیلی کارش خوبه
بعد هم وسایل ضروریمون رو برداشتیم و سوار ماشین این بنده های خدا شدیم و نمی دونستیم باید کجا بریم
توی راه گوشی یکیشون زنگ خورد و شروع کرد به صحبت کردن و داستان ما رو برای کسی که پشت خط بود تعریف کرد
اون هم گفت برید هتل آراز، من اونجا آشنا دارم
ما اومدیم هتل آراز که ورودیش شبیه هتل کنتینانتاله
چرا ورودیش شبیه هتل کنتینانتاله؟
چون من بارها این هتل رو توی عکس و فیلم دیدم و با ذوق قلبی زیباییش رو تحسین کردم
کسی که بهمون توی راه کمک کرد، همشهری همسرم از آب در اومد
چرا همشهری همسرم از آب دراومد؟
چون خدا میخواست اون انسان با تمام وجودش مایه بذاره برای ما
به همین خاطر هم برای چند ساعت وقت و انرژی ای که برامون گذاشته بود یک قرون هم نگرفت
هرچی همسرم اصرار کرد که شماره کارتش رو بهمون بده راضی نشد
در نهایت ما یه بسته پفک و گز و سوهان عسلی بهش دادیم که اونم با اکراه قبول کرد و هی میگفت اینا رو از تو ماشین من بردار
آخرم گفت اگه پول خواستین به من بگین!
من و همسرم تصمیم گرفته بودیم بریم توی یه حسینیه، ولی خدا تصمیم گرفته بود ما رو بیاره هتل کنتینانتال قم!
من و همسرم شش ساله که عقد کردیم و چهار ساله عروسی کردیم
و این اولین تجربه ی زندگیمون در هتله
چرا الان توی هتلیم؟
چون من در سفر به دور آمریکا هتل هایی که می دیدم رو تحسین می کردم
بنابراین خدا تصمیم گرفت من رو به هتل هدایت کنه نه به حسینیه!
چقدر توی هتل رقصیدم
چقدر زیبایی هاش رو تحسین کردم
از در و دیوار و کمد و یخچال و سینک و حتی سرویس بهداشتیش فیلم گرفتم که یادم بمونه در چنین روزی هدایت شدم
تازه ما شناسنامه و کارت ملی هم نداشتیم اما با نشون دادن گواهینامه هامون کارمون راه افتاد!!!
اینجا یه هتل یک ستاره است
منم اولین تجربه ی زندگیم در هتله
پس زیبایی ها و تمیزی و بوی خوب این هتل رو تحسین می کنم تا با قدمهای تکاملیم به سمت هتل های چندین ستاره هدایت بشم
ما برای شب یلدا داشتیم می رفتیم بجنورد
فرداشب شب یلداست و ماشین ما تازه فردا بعدظهر کارش تموم میشه
این یعنی ما شب یلدا رو توی راهیم
اما چی بهتر از یه تجربه ی متفاوت؟
من هر سال در زندگیم تا جایی که یادمه یلداها پیش خانواده بودم
امسال یلدا توی جاده ام در کنار همسر نازنینم که رابطم باهاش جزو معدود روابطیه که دور و برم می بینم
و این تفاوت عظیم در رابطه از وقتی شکل گرفت که من به قانون عمل کردم
خدای من
امشب از ذوق خواب به چشمم نمیاد
دارم از خوشحالی اینکه در زمان مناسب در مکان مناسب بودیم دیوانه میشم
اینکه دیگه دارم از مسیر لذت می برم نشون میده چقدر شخصیتم عوض شده
من آرامم
من شادم
من از درون با خودم و با زندگیم در صلحم
چقدر همه چیز زیباست
اگه این اتفاق نمیفتاد من و همسرم شاید به این زودی ها نمی رفتیم هتل
اما ما به بهترین شرایط با توجه به فرکانس هامون هدایت شدیم
باید پارو نزد، وا داد
باید دل رو به دریا داد
خودش می بردت هرجا دلش خواست
به هرجا برد، بدون ساحل همونجاست
ساحل امشب ما، شده هتل کنتینانتال قم که فقط شاه ماهی داره!
از خواندن کامنتت و این داستان زیبا و زمستونیت نهایت لذت را بردم این همون کامنتی بود که بایستی میخواندمش، و شما همون شخصی بودی که امروز روز مورد علاقمه، بایستی باهاش آشنا میشدم و میدیدمش و پای آتیش به پا شده بالای کوه کنار همسرش مینشستم و از این پاسخ خداوند و اجابت قشنگ و درست در زمان و مکان مناسبش لذت میبردیم و پای کوبی میکردیم.
دوست خوبم چقدر من با احساس خوبتون تونستم ارتباط برقرار کنم انرژی خوبتون رو دریافت کردم خیلی تحسینتون کردم چقدر خوبه کنترل ذهن داشتن چقدر خوبه زیبا بین شدن چقدر خوبه توی این راه در کنار خدا قدم زدن چقدر خوبه ما اینجاییم توی این سایتیم و من اینموقع شب دلم نمیاد بخوابم و همش میخوام اینجا باشم خدایا شکرت خدایا هدایتم کن به آرامش عمیق و شادی وصف ناپذیر دوست خوبم دوستت دارم ارزو میکنم همیشه در مسیر اهدناصراط المستقیم باشی
امیدوارم بتونیم ظرف های بزرگ تری زیر باران رحمت الهی بذاریم و در هر لحظه از زندگیمون، از جمله ی «الخیر فی ما وقع» بهره مند بشیم
بتونیم اتفاقات خوب زندگیمون رو به خودمون یادآوری کنیم و مطمئن بشیم جریان هدایت داره ما رو به سمت بهترین ها میبره
خدا رو صدها هزاران مرتبه شکر که این جمع دوست داشتنی در این محیط مجازی هست و ما می تونیم با تمام وجود از لذت و خوشی لبریز بشیم و لذت ها و خوشی های بیشتری رو در کنار هم تجربه کنیم
خداروشکر میکنم ک در مسیر هدایت داره بهمون میفهمونه ک کجا مشکل داریم کجا پاشنه اشیلمونه.. کجا باید روی خودمون کار کنیم تا نتیجه بهتر بگیریم..
دقیقااااا منم با اولین چیزی ک از دیدن سمینار 87دیدم این بود ک واوووو استاد الان چقدر پیشرفت کردن..
دیگ ب این فکر نکردم ک بابا این ادم از اولین باری ک تو جمع صحبت کرده برای ی گروهی چند ماه بیشتر نمیگذره.. بابا ایشون چ اعتماد بنفسی داره چقد ایمان داره چقد ب حرفایی ک میزنه اعتقاد داره ک میگ اگ نمیخای تمرین هارو انجام بدی هزینتو پس بگیر و دیگ ام نیا.. درحالی ک هم من میدونم هم شما میدونید مردم بخاطر ی لایک یا ی فالوور چکارها ک نمیکنن..
ولی استاد چون ایمان داره چون توکل داره خیییلی قوی حرفاشو میزنه چون میدونه درسته..
واقعا پول چ ها ک با ذهن ما نکرده.. منم حقیقتا فکر میکردم استاد الان موفقه چون چقد پول داره چنتا ماشین داره اروی داره و….
و تو زندگی خودمم همین باور داشتم و دارم ک موفقیت یعنی اینکه من سوار سانتافه بشم یعنی اینکه ویلا تو فلان جا داشته باشم.. دریغ از اینکه خاسته های ما هیچوقت تمومی نداره..
موفقیت مسیر رسیدن ب خواسته است..
ما از مسیر باید لذت ببریم..از اونجایی ک ما با رسیدن ب ی خواسته ی خواسته جدید در ما ایجاد میشه.. پس اون خواسته نباید برامون موفقیت حساب بشه.. بلکه اون حال خوب اون ایمان اون توکل خوده موفقیته..
بنظرتون ایا این موفقیت نیست ک من عضو این سایت الهی هستم و الان دارم کامنت مینویسم؟
بنظرتون این موفقیت نیست ک من الان اون ادم گوشه گیر و خجالتی یکی دو سال پیش نیستم؟
بنظرتون این موفقیت نیست ک من الان بخاطر حرف مردم سعی میکنم هیچ کاری نکنم؟
تمام این حرفارو بخودم میزنم..
این باور عین سیمان تو ذهنم چسبیده ک حسن تو زمانی موفقی ک فلان ماشین بخری فلان خونه رو بخری درامدت فلان عدد باشه.. درصورتی ک من فقط فکککککر میکردم ک مسیر درست میرم در حالی ک کامممملا داشتم اشتباه میرفتم..
استاد هنوز خیلی مونده ک بفهممت.. خیلی مونده بفهمم ایمان ابراهیمی یعنی چی.. خیلی مونده بفهمم توکل یعنی چی..مشرک نبودن یعنی چی..
فارغ از اینکه من اگ ب ایمان برسم ب توکل برسم و با ایمان حرکت کنم ثروتمند ترین فرد هستم.. چون این ایمانه همه چیز میاره..
من ب خاسته ای چسبیدم(ماشین خونه و…) ک براحتی میتونه از بین بره.. ولی ایا ایمان قوی بسازم و باهاش حرکت کنم از بین میره؟ ایا توکل از بین میره؟
چ تلنگر سفت و سختی بود برام این فایل.. خداروهزاران هزاران بار شکر ک در مداری بودم ک بفهمم موفقیت یعنی چی. بفهمم باید از مسیر لذت ببرم.
بفهمم سپاسگزار همین چیزایی باشم ک الان دارمش..
وقتی من ایمانی بسازم ک قوی باشه دیگ خیالم راحته ک با این ایمانه من ب همه چیز میرسم دیگ عجله نمیکنم دیگ بیقراری نمیکنم.. میگم ی سری باورهایی باید ساخته بشه ک فلان اتفاق برام رقم بزنه.. پس با خونسردی تمام و توکل و ایمان قوی روی باورهام کار میکنم.. و چ لذت بخشه مسیر باورسازی..
چ لذت بخشه چیزایی ک یاد گرفتم در زندگیم اجرا کنم در زندگیم عملی کنم..
استاد تو سمینار 87گفتن ک میگن کتاب معرفی کن.. من میگم فلان کتاب میگ خوندم میگم فلان کتاب میگ خوندم.. بعد من میگم چطور اینهمه کتاب خوندی ولی زندگیت همون قبلیه… و من دقیقا این سوالو از خودم پرسیدم ک چقدر ب فایل های استاد گوش دادم ولی فقط اطلاعاتم داره بالا میره..
اصلا خودمو سرزنش نمیکنم چون دقیقا مث بچه ایم ک تازه داره راه رفتن یاد میگیره و هی میخوره زمین و هی بلند میشه تا بالاخره یاد میگیره.چون خدایی دارم ک هر لحظه هدایتم میکنه ب سمت پیشرفت از هر جهت چون خاسته من پیشرفت در همه جهاته..
چون ب سمت کسی هدایتم کرده ک با کمک اموزه هاش هر روز روی خودم کار میکنم.. و الان هدفم اینه ک هر روز ی ادم بهتر قوی تر با ایمان تر با توکل تر نسبت ب دیروزم باشم فقط همین..
شاد باشید و ثروتمند و سعادتمند و متشکرم از استاد و خانم شایسته گرامی بابت تهیه این فایل.
خداروشاکرم برای نعمت های جدیدی که هرروز وارد بهشت زیبا میشه..
خدارو شاکرم برای جاده ی بی نظیری که درش هستید آنقدر زیبا ،چشمنواز و آرام بخش.
استاد میخواستم امروز بگم که من خیلییی باهاتون حرف دارم که اینم مدلش برامعجیبه ، میخوام فقط بشنوم انگار شما که صحبت میکنید من از درونم دارم هم حرف میزنم هم میشنوم .
نمیتونم حالمو وصف کنم ..
خدا میدونه
شاید امروز پنجمین باره که دارم این فایل روگوش میدم
بازم الان دارم تکرارش میکنم ،صحبتهاتون برای من قیمت نداره،میدونید هرچی میشنوم به خودم میگم دقیقا درسته اما بازم برامتازه ست بازم میگم بذار یه بار دیگم گوش بدم
همین الان یکی از همسایه هامون اومد جلوی در ،من آنقدر مبهوت صحبتهاتون بودم اصلا متوجه نشدم و یه دفعه درو باز کردم و زل زدم بهشون …
اصلا سیر نمیشم آنقدر برای من پر مغزه و من آنقدر مشتاقم به این آگاهی ها همش میگم اینا فایلای رایگانه ولی اگه رایگان نبود خدایی چه قیمتی من روش میذاشتم ،من یک عمر درس خوندم، به هیچ استادم و درسش به اندازه شما مشتاق نشدم…
خیلیییی سپاسگزارم همینقدر که خدا میدونه
استاد آنقدر صحبتهای امروزتون شرح حال من بود
کلمه کلمه ش برای بیداری هر کسی که مشتاق به این مسیر براش کافیه
من تازگی ها تو کارم دست به فعالیتی زدم که تا همین چند وقت پیش میترسیدم اصلا شروعش کنم و اینو فقط از آموزه های شما دارم ، امروز صبح که داشتم انجامش میدادم
خیلی هول شدم ، خیلی طول کشید،اونطور که خواستم از آب در نیومد.
و راستش تو خودم رفتم
و شما حالا بهم یاد آوری کردین که ببین روند خودت رو
و به خودم گفتم بابا یادت رفته چهار ماه پیش میترسیدی که انجامش بدی.
انقققدر آروم شدم و روحیه م بالا رفت
تو محل کارم خیلی وقت میذارم
کارمم دوست دارم
اما به طرز عجیبی بعد از این فایل احساس میکنم قدرمو نمیدونن و میخوام دنبال جای دیگه ای باشم
من مرتب از زبون شما با خودم حرف میزنم ،مرتب به شما فک میکنم که طبق این آگاهی ها الان شیوه درست رفتارم چطور باید باشه
ذهنم ممکنه منو ببره که با یک نفر بحث کنم در لحظه جدلم رو باهاش تموم میکنم
شرح حال موفقیت ما اینطوریه که در ابتدای کار یک کودک نوپا رو که توانایی درست مداد در دست گرفتن رو بدست آورده ،ایا برامون خیلی ساده و مسخره ست؟ یا ازش انتظار داشته باشیم مثل دانش آموز دبیرستانی انتگرال حل کنه ؟درصورتیکهاونمداد بدست گرفتن بی نهایت بزرگه و قدم بزرگی در روند پیشرفته که اگر اون رو بدست نیاره نمیتونه فردا یک ریاضیدان بشه .
در هر مداری از تکامل انسان یک عملکرد خاصی براش موفقیت تلقی میشه.
برای من اینکه از بندر عباس اومدین تهران و شروع به برگزار کردن کلاسهایی کردین باور نکردنیه شغل قبلی اون زمانتون رانندگی بود ،شاید خیلیا جرات نکنن حتا تا مدتی همون رانندگی رو در شهر جدید انجام بدن.
بالاخره ورود به شهر جدید مخصوصا اگر از شهر قبلی بزرگتر باشه ممکنه همراهش باور های محدود کننده زیادی بیاره
چه برسه همچین گام بزرگی
من یاد سخن حضرت مسیح علیه السلام میافتم که اگرباور کنی روبروت کوه وجود ندارن کوه از بین میره
و نتیجهی ایمان حضرت موسی علیه السلام هست که دریا شکافته میشه.
راستشو بخواین امروز یه تلنگر بزرگی خوردم و به خودم گفتم بیا و تو هم یک بار ایمانت به خدا رو بسنج و دنبال جای جدید برای کارت باش
همین الآنم حس خوبی دارم …
بی نهایت سپاسگزارم از مریم نازنینم برای این آگاهی های ناب و کامل کننده و این دیدگاه عجیب موشکافانه ش که منو حیرت زده میکنه
چقدر زیبا که به استاد گفتن شما میدونید که به خواسته میرسید
شما عاشق مسیر هستید
شما عاشق تجربه کردن خودتون هستید
شما مقصد گرا نیستید
و اینه دلیل تفاوت نتایج که شما میگیرید
و اینکه شما همونی بودی که هستی ،خیلی حرف هست ..
در فایل درباره ی این گفته شد که جرات میخواد که کسی اولین کارهاشون بیاد برای این همه نفر منتشر کنه ،یاد خودم افتادم که عکسهایی از گذشته م که دوست نداشتم رو دور ریختم😆
این پذیرش شما از خودتونه که در مورد خودم هم خداروشکر خیلی داره بهتر و بهتر میشه
بله جسارت میخواد….
یاد نکته ای افتادم استاد همیشه میگن که من حدود پانصد کتاب در مورد مباحث موفقیت خوندم .
اول اینکه چقدر این موضوع قانون برای شما اهمیت داشته.
این اهمیت چه جسارت و امیدی رو در دلتون زنده کرده بود،
که با اومدن تهران جو شهر بزرگ و متفاوت با تمام اون صحبتهای ناامید کننده اطرافیان که نمیشه و نمیتونی که درباره ش برامون گفتید ابدا دلسردتون نکرد.
بعلاوه دوره ای برگزار کردید که حتا بیست و یک جلسه ای بود!
درمورد اینکه خیلیا هستن که حاضرن خیلی پول بدن که مخاطب پیدا کنن و افراد به صحبتهاشون گوش بدن ،یاد این مطلب افتادم اتفاقا چون این براتون مسئله نبود و دقیقا خودتون بودید این همه مخاطب و شاگرد و دوست پیدا کردید و جالبه اینکه کسانی شمارو دوست دارن که ممکنه تا آخر عمرشونم شما رو نبینند و از طرفی شما رشته دانشگاهیتون حوزه ی متفاوتی ازین مباحث بوده، الگویی نداشتین ، اسپانسر نداشتین،همه زندگیتون رو بخشیدین و به تهران اومدین..
استاد شما خیلی شجاعید و من بسیار تحسینتون میکنم.
مرور تمام اینها فقط قوت قلب برای خودم هست.
استاد معیارهای بینظیر برای محک زدن خودمون عنوان کردن
شجاع تر شدن
عملگرا تر شدن
قدرتمند شدن
چه بسا کسانی که سالهاست در حوزه ای تحصیل و مطالعه و کار میکنن ولی بازهم موقعی که کسی ازشون در همون حوزه سوال میپرسه نمیتونن محکم پاسخی رو ارائه بدن .
و این قدرت و باور شما برای من تا انتهای کهکشان راه شیری ستودنیه.
من بین صحبتهاتون مرتب برای خودم تمرین طراحی میکنم .
آیا من جسارت کافی دارم که از کارفرمام حقوق بیشتری رو مطالبه کنم ؟
خودم رو لایق میدونم که بهترین جای شهر کار کنم؟
خودم رو لایق میدونم که در کارم مراجعه کننده های بسیاری داشته باشم ؟
خودم رو لایق میدونم و اونقدر حرفه ام برام ارزشمند هست که براش پانصد جلد کتاب مطالعه کنم؟
آنقدر جسارت دارم ؟
مثال رونالدو که عاشق فوتبال هست و هدف خودش رو لذت از کارش قرار داده بینظیر بود وگرنه خیلی پیش باید ورزشو کنار میداشت و اتفاقا افسرده میشد چون ازین توپ طلا بالاتر تو دنیا چی هست که باید بهش برسه که اون رسید.
و شعف زیدان که اون لحظه اونقدر غرق سرور میشه که مثل بچه ها میپره و مبهوت فوتباله.
برای من راهمون این شکلیه که
همگی ما که سوار قطار بر این مسیر شگفت انگیز و سحر آمیز در حال یادگیری و لذت بردن از کشف قوانین و بدنبالش نعمتهاهستیم ممکنه هر یک در یک ایستگاهی پیاده بشیم
ایستگاه پول
ایستگاه شهرت
ایستگاه غرور
ایستگاه خسته شدن
و…
اما شما در این مسیر شگفت انگیز همچنان در راهید و اینو از اونجا فهمیدم که گفتید در تهران تجارتهای خوب و پر بازده ای رو شروع کردید ولی وقتی دیدین که دارین از مسیر اصلی که یادگیری در این مسیر معنوی هست باز می مونیداونها رو رها کردید و این انصافا عجیببب جسارت میخواهد البته بگم که پاداش کسانی که در ایستگاهها فریفته نمیشن و صبر میکنند مثل بازی های کامپیوتری بزرگتر و بزرگتر میشه.
پروردگار بهترین ها رو در ایستگاههای بعدی براشون تدارک دیده
استاد نازنینم تا آسمونها از شما سپاسگزارم،خدا شما ،مریم جان و تمام عزیزانتون رو حفظ کنه
ماهی عزیز درود به شما دوست و هم خانواده ی عباسمنشی
ماهی جان چقدر این کامنتت تاثیر گذار بود و در ضمن آگاهی دهنده
از اینکه این فایل رو چندین بار دیدید و نتیجه های خوبی برای کارتون و حرفه تون بدست آوردید باید تبریک بگم و از این که در مدار پیشرفت و مسیر رسیدن به خواسته های قشنگتون هستید یعنی لایق این تغییرات و پیشرفت ها هستید
👏👏👏👏👏
در هر صورت با خواندن کامنت زیبای شور و شوق شما به درک و آگاهی بیشتری هدایت شدم خواستم تشکر و قدر دانی کنم
دعای همیشگی من برای دوستان
نور و عشق و صلح و دوستی و شادمانی و موفقیت و سلامتی و پول و ثروت پایدارو از هدایت الهی با آرامش و آسایش بیشتر و بهتر و قشنگتر رو برای همه مون آرزومندم
اول از همه خداوند و سپاسگزارم که تونستم با تعهد و عمل به آموزه های دوره آنقدر که توی فرکانسش بودم فصل اول این سفر زیبا رو تموم کنم و برم برای فصل دوم و تغییر بیشتر مدارم و خدا رو شکر که تغییرات رو دارم احساس میکنم
دردمورد آموزه های این قسمت چند ماه پیش من همچین دیدگاهی نسبت به هدف هام داشتم و از اونجایی که اولش نمیدونستم چطور به هدفم برسم اومدم و مشترکات اهدافی که بهشون رسیده بودم رو پیدا کردم،مثل تحقیق کردن درمورد اون هدف،نوشتن درموردش،دیدن فیلم ها و عکساش،تجسم کردن و… و سری های بعد خیلی راحت تر و بهتر تونستم هدف های جدیدم رو بدست بیارم.
درمورد ثروت هم میدونم که باید همین عمل رو انجام بدم،همین امروز داشتم یکی از مصاحبه های ایلان ماسک رو گوش میدادم که داشت باور تحصیل و دانشگاه رفتن برای موفقیت رو میگفت و در نهایت این باور رو میداد که دانشگاه رفتن تنها راه موفق شدن نیست.خیلی از ثروتمندان حال حاضر هم مدرک دانشگاهی ندارند،پس این یه باور مشترک بین افراد ثروتمنده و میتونه برای فردی ه تحصیل نداشته و باور داره تنها راه موفقیت داشتن مدرک تحیلیه،یک باور فوق العاده باشه برای تغییر دادنش
طی 30 روزی که سفرنامه رو شروع کردم و امروز فصل اولش تموم شد،از لحاظ مالی احساس میکنم خیلی بهتر شدم نسبت به یک یا دو ماه پیش (ورودی مالیم یکم بیشتر شده،میزان بخششم بیشتر شده،میزان هزینه های اضافیم کمتر شده و…).برای سلامتیم گیاهخواری رو شروع کردم و همچنین هدایت شدم به سمت طب سنتی و در حال یادگیریش از پایه هستم،و احساس خیلی بهتری دارم،آرامشم بیشتر شده و از زندگی لذت بیشتری دارم میبرم و از نظر معنویت هم احساس نزدیکی دارم به خداوند،یک سری باور های مخرب نسبت به خدا داشتم که به لطف باور های توحیدی استاد اونا آروم آروم و با تکرار داره رفع میشه و هم اینکه عزت نفسم چقدر بیشتر شده واقعا
من چند ماه پیش میخواستم (این فایل رو ندیده بودم)خیلی عجله میکردم برای خرید دوره رواشناسی ثروت 1 و میگفتم یا قرض کنم یا اینکه یکی از وسایلمو بفروشم و بخرمش و اتفاقا همون موقع هدایت شدم به داستان هدایت مدیر فنی سایت،ابراهیم عزیز و وقتی داستان ایشون رو خوندم به کلی نظرم عوض شد و تصمیم گرفتم با رعایت قانون تکامل دوره رو تهیه کنم و عجله نکنم براش و همون یکی از عواملی شد تا بخوام از کتاب ها شروع به یادگیری کنم و انصافا کتاب های هم تمرین فوق العاده عالی دارند.
از استاد عزیزم بابت توضیحات فوق العاده این فایل و آگاهی هایی که دادند سپاسگزارم
از مریم شایسته عزیز بابت اینکه این سفر فوق العاده رو با هدایت خداوند مهربانم تدارک دید و این مسیر زیبا رو با نوشته های فوق العاده ش اماده کرد سپاسگزارم
باسلام به استاد و مریم عزیزمون که با عشق و مِهر فراوانشون اصول درست زندگی کردن رو قدم به قدم به فرزندان معنویشون آموزش میدن و مارو هم در ساختن بِهشتهامون همراهی میکنن. من این کامنت رو هفته گذشته توی پست به رویاهایت باور داشته باش قسمت یک نوشته بودم اما چون یکی از ایرادات اصلیِ رفتاریمون هست ک مانع از حال خوبمون میشه و بسیار مرتبط با فرمایشات استاد هست، بنظرم اومد که دوباره اینجا هم بنویسم. استادجان به نظرم مهمترین نکته برای رسیدن به رویاها و هدفها و حتی مهمتر از رسیدن بهشون چگونگی طی کردن مسیر هست که میشه همون حال خوب داشتن یا حال بد داشتن ک باعث بالا رفتن کیفیت زندگیمون میشه و حتی باعث تسریع در روند تکاملمون هم میشه. یکی از اشتباهاتی که معمولا مرتکب میشیم این هست که فکر میکنیم مدام باید چشممون به هدف و رویامون باشه و مدام چک میکنیم که چقدر بهش نزدیکتر شدیم و چقدر فاصله مونده برای رسیدن بهش. درصورتی که این اشتباهترین شیوه تفکر و زندگی کردن هست و باعث کمالگرایی و حال بد توی تمام مسیر و در نتیجه فرکانسهای منفی و در نهایت اتفاقات ناخوشایند و منفی میشه. تنها چیزی که ما باید از خودمون بخوایم پیشررررررففففتتتتتتت هست و نه کمال، فقط پیشرفت. مدام بجای چک کردن قدمهای العان مون با هدفمون و چشم داشتن توی آینده که مدام نداشتن هارو نشونمون میدَن و باعث یاس و ناامیدیمون میشن باید به این لحظه و پشت سرمون نگاه کنیم که چقدر از دیروز و گذشته ها فاصله گرفتیم و پیشرفت کردیم. همیشه به ما میگن به گذشته برنگرد و نگاه نکن درصورتی که این نگاه به مرور باعث کمالگرایی میشه و نمیذاره نتیجه ها و پیشرفتهایی که هر روز به دست میاریم،چه کم و چه زیاد رو ببینیم و ازشون لذت ببریم. مانع این میشه که هر روز باورمون به توانمندیها و قدرتهامون بیشتر و بیشتر بشه و خودمونو دوست داشته باشیم و مدام خودمونو تشویق و نوازش کنیم و انگیزه مون برای ادامه مسیر بیشتر و بیشتر بشه و ایده ها و خلاقیتهای بیشتر هم به سمتمون بیان. چون همه اینها هستند که باعث حال خوبمون تو مسیر و احساس خوب و درنهایت فرکانسهای خوب و اتفاقهای خوب میشن. اما به ما گفتن فقط تمرکزت روی هدف و رویاهات و خواسته هات باشه و به عقب برنگرد. مقایسه مداومِ قدمهای اکنونمون باایده آل مون مثل خودزنی کردن میمونه و مدام یه چماق گرفتیم دستمون و به خودمون میگیم دیدی بازم فاصله داری؟ دیدی امروزم نرسیدی و نداری؟ دیدی بازم کمکاری کردی و اندازه نبوده؟ در صورتی که تو هر روز داری تمامِ وقت و تمرکزت رو روی هدفت میذاری و تلاش میکنی و حتی هر روز بهتر و بهتر از روزهای قبل ت میشی اما نمیبینی اینهارو،نه اینکه نخوای ببینی،نمیتونی که ببینیشون چون چشمات تمام وقت روی آینده و اون هدفه.و اَمان از حال بَدی که سراغ آدم میاد و مثل یک حفره بینهایت عمیق، تماااام انرژیهاتو هدر میده و نمیذاره قدمی برداری و اگر هم برداری اِنقدر کم و با فاصله ست و با حال بد که فقط باعث ایجاد فاصله بیشتر و بیشترِ ما با هدفها و خواسته هامون میشن.باید به این نِسبت که اگر یک بار به هدفمون و ایده آلمون تو آینده نگاه کردیم، سه بار به همین لحظه ای ک هستیم و پیشرفتهایی ک تا العان بدست آوردیم نگاه کنیم و مرورشون کنیم. جشن بگیریم پیشرفتهای هرروز و هر لحظه مونو و خودمونو دوست داشته باشیم و نوازش کنیم که فقط با خود دوستی و حال خوب و زندگیِ با کیفیت و طی کردن مسیرِ با کیفیت هست که به خواسته هامون میرسیم. از خودمون فقط پیشرفت بخوایم و نه کمال،همین. من اصلا تی وی تماشا نمیکنم ولی اون لحظه که رد شدم تبلیغ یه محصول رو دیدم که نشون دهنده اهمیت چگونگی طی کردن مسیر هست و مدام باید به خودمون اون رو یادآور بشیم و از زندگی کردن لذت ببریم و بدونیم که هدف و خواسته ها بهانه و انگیزه ای برای پویایی و حرکت مداوم انسان هستند.متن تبلیغ این بود: زندگی عین یه جاده ست،که معلوم نیست تهش به کجا میرسه،اگه خودت ندونی کجا میخوای باشی.شروع کن و از هر لحظه زندگیت لذت ببر،نگران نباش که میرسی یا نه،فقط شروع کن.هدف همونجاییه که خوشحالی،همون لحظه ایه که از ته دلت راضی هستی.هدف جایزه نیست،اول شدن نیست،هدف همین لحظه ست،لحظه ای که نباید از دستش بدی.موفقیت یعنی از لحظه لحظه مسیرت لذت ببری،کیفیت نقش اول رو بازی میکنه.
البته که استاد عزیز و همه عزیزان به خوبی این مسائل رو بهش آگاه هستند و صرفا جهت مرور کردن فرمایشات استاد خواستم این مطالب بازگو بشن. در پنهاه خدای بزرگ باشیم همیشه🙇❤
سلامی دوباره😁
پردیس اینجا اونجا همه جااا💃🏻
من هی میخوام برم سراغه فایلهای عزت نفس و کامنت بزارم ولی بینش هدایت میشم به فایلهای دیگتون😁
جالبیش اینه همین دو ساعت پیش یه کامنت زیر فایل توجه به نکات مثبت قسمت چهارم گذاشتم و توش دقیقااا از همین فایلتون(موفقیت، مسیر رسیدن به خواسته است نه مقصد) نام بردم و گفتم که چقدر این جمله توم مقاومت ایجاد میکنه و پاشنه آشیلمه😁
٫همش بخاطر عزت نفس پایینمه البته! بخاطر تایید طلبی، بخاطر نسبت دادن میزان ارزشمندیم به نتایجم(پولو، موقعیتو، چند تا مسافرت خارجه رفتن، خریدن فلان مدل لباسایی و…)
٫ بخاطر اینه که یاد گرفتم فقط زمانی خودمو انسان کارا و موفق و ارزشمندی بدونم که جامعه هم به من همین نگاهو داشته باشه، فکر میکنم هممون یجورایی از بچگی بهمون میگفتن که درس بخون خانم دکتر شی بهت بگن خانم دکتر خانم دکتر! یا خوب درس بخون بهت بگن آقای مهندس(یعنی تاییدت کنن، این شغل برات ارزشمندی میاره، مهر تاییده) البته توی هر کشوری شاید این مشاغل فرق کنه من چیزی که توی ایران زمان ما باب بود رو میگم.
+ در صورتی که هیچکدوم از اینا درست نیستن، اون مسیره که باعث موفقیت تو شده، نه مقصد.(توی کامنت قبلی داشتم بچه هارو نصیحت میکردم(😁) که هروقت نسبت به یکسری گفته های شما مقاومت دارن یا حس میکنن نتیجه ی کافی نمیگیرن بخاطر عدم درک صحیح قانون، سعی کنن بنویسن، حالا یا کامنت بزارن یا حتی برای خودشون یادداشت برداری کنن که تمام توجه و تمرکز و ناخودآگاهشون بیاد روی این آگاهیا، برای من اینجوریه که خیلی وقتا وسط نوشتن دیدگاه تااازه میفهمم منظور شما یا بانو شایسته چی بوده یا میفهمم کجای کارم میلنگه، گفتم حالا که خودت انقدر این قضیه(که موفقیت راهه و نه مقصد!)برات پذیرشش سخته بیا یکم تأمل کن که عالم بدون عمل نشی خانوم!
سایتتونم خیلی هوشمنده هاا استاد😁 یکی دوبار سکتم داد وسط نوشتن کامنتا صفحه رفت و یکبارش کامنتم پاک شد و الان دارم از اول مینویسم، انگار که میخواد ببینه چند مرده حلاجم😁 که آیا به اندازه ی کافی برای کامنت گذاشتن توی سایت شما سرسخت هستم؟(بله بلههه😁)
استاد هربار قضیه ی برگزاری دورتون بعد از تنهاا ۶ ماه پس از سخنرانی سر کلاسهای دانشگاه رو میشنوم خیلیییی دلم میخواد بتونم مثله شما عمل کنم(قربونتون برم که انقدر شجاع بودیدو هی الگوی ما میشید توی عمل به قانون😍توی جسارت خرج کردن!!!چقدر پروردگارمون به ما مرحمت داشته که شما رو داریم!🤍) چقدر مریم بانو زیبا تحسینتون میکنه، هوسم شد منم ازین کارا بکنم یکی به خفنیه مریم بانو بشینه بغل دستم بگه آفرین آفرین😁آخ میچسبههه گرفتن تایید از کسی مثله ایشون🥰نوش جونتون استاد😄
– استااد خیلی داشت دلم برای تمرین پیام بازرگانیه فردا شور میزد ولی وقتی دوباره و دوباره داستان سخنرانیتون رو شنیدم، که چقدددررر جسور بودید! چقدرررر “متعهد” بودید، خیلییی حس خوبی بهم داد! حس میکنم دارم یه کار بزرگ میکنم، تازه علاوه بر تمرین پیام بازرگانی تصمیم گرفتم پا روی یکی دیگه از ترسامم بزارم که اون برمیگرده به توی جمع بودن! خیلی ترسیدم ولی ترسش خوبه😁 از اون ترساییه که رفتن توی دلش باعث میشه به همههه چیییز در زندگیت برسی! آرامش، ثروت، رشد شخصیت، روابط عالی و هرچیز دیگه ای که دلت بخواد!!!
میدونم بعد از انجام این تمرین (اگه زنده بمونم) خیلی خیلی احساس ارزشمندی خواهم کرد! در حدی که قابل مقایسه با چند دقیقه ی پیشمم نباشم چه برسه به ماه یا سال پیش!(البته حرفهای شما توی فایل معرفی محصول عزت نفس بی تاثیر نبود😉) اونجا که مثال زدید یکی از شاگرداتون بهتون گفته زندگیش تقسیم میشه به دو بخش، یکی قبل از انجام تمرینات پیام بازرگانی و یکی بعدش! من قبلا یکی دوبار این تمرینو انجام دادم ولی خیلییی بینشون فاصله افتاد و همش یکی یا دوبار…تازه برای جمعیت یک یا دونفره فقط!
ایندفعه قراره جمع یکم بزرگتر و رودروایسی گونه تر باشه😁
میخوام دیگه اجازه ندم فاصله بیوفته بین انجام تمارینم، میخوام دیگه همش بیرون از نرده ها بپرم، نمیخوام اصلا به فضای امنم برگردم، دیگه اصلا نمیتونم راکد بودنو تحمل کنم استاد! بدترین حس دنیا نداشتن پول نیست، جریان نداشتنه! راکد بودنه، پوسیدنه و آرام آرام مردن و آرام آرام به سمت شرایط ناخوشایند و سخت رفتنه!
همیشه باید “پیشرفت” هدف قرار بگیره، آدم اگه همش به دنبال یک قدم بهتر شدن باشه هیچوقت به پوچی نمیرسه، متوجه میهش که چقدر بی انتهاست! چقدر هرچی میکنه، عمیق تر میشه، به ته نمیرسه! (تجربه ی خود این کندن ها مقصده!) هیچوقت قرار نیست به ته چاه بخوری عزیزم، بی خودی نخواه هی تندو تند بکنی، نخواه شبتو به صبحت بدوزی که زودتر ببینی تهش چی میشه. هیچ انتهایی نیست، فقط تجربیات جدیدتر و نعمات بیشتر میشن، همین!
چقدر خوشحالم که امشب تصمیم گرفتم بیشتر روی این فایل تأمل کنم، حتی اگه یک درصدم باورام قوی تر شده باشن، هشتاد درصد زندگیم بهتر میشه!
شبتون بخیر💃🏻اگه خبر ندادم بعد از انجام تمرین پیام بازرگانی چه احساسی رو تجربه کردم و چه معجزاتی رخ داد، بدونید به رحمت خدا رفتم، ولی عوضش سرم بالاست😁
یاا خداا هوا روشن شد😱
من برممم💃🏻😁
سلام به پردیس عزیزم
تحسینت میکنممم دوست خوبممم
کامنتی که گذاشتی نشونه من بود
بذار باهم یه بار دیگه تکرار کنیم چیزایی که نوشتی روو😉🙃
موفقیت، مسیر رسیدن به خواسته است نه مقصد
این قسمتی که در مورد دکتر و مهندس و ارزشمندی صحبت کردی
میخوام بگم دقیقا چقدر توی ذهن منم این ساختع شده بود سالهااا که اگر تو درس خوب بخونی بری یه دانشگاه خوب فرد موفقی هستی
بخاطر همین سالها استرس و سختی درس خوندن ها رو به جون خریدم اما سر کسی غر نمیزدم چون فکر میکردم این تنها راهه پس تمام وجودم میذارم
اما نکته ای که برام قابل توجه شد اینکه : ذهنی که ارزشمندی شو به حرف مردم گره زده
همش استرس داره که خب الان چون مثلا کار به قول خودش خاصی نکرده اگر مردم ازش بپرسن چند مرده حلاجی؟؟
چیکار باید بکنه!! پس قبل از اینکه به ذهنش رجوع کنه و ذهنش درست کنه
میاد با نگاه اینکه میخوام ورودی هامو کنترل کنم از مردم فاصله میگیره برای اینکه یه وقت احساس سرشکستگی نکنه.
امروز منم تماما داشتم با خودم همین گفتگویی که تو در کامنت نوشتی مرور میکردم
و سپاسگزارم که نوشتی و دستی از دستان خداوند شدی برای اینکه ایمانمون به مسیری که داریم میریم قوی تر بشه
عاشقتممم عزیزمم
🎈💕😻☀️🌊👌
سلااام دختر دوست داشتنی!
خیلی خوشحالم که تونستم بهت کمکی بکنم!
جالبیش اینه من وقتی اون قسمت از کامنت شمارو خوندم که نوشته بودین : میاد با این نگاه که میخوام ورودیامو کنترل کنم از مردم فاصله میگیره که یه وقت احساس سرشکستگی نکنه، دیوااانه شدم!!!!! چون من دقیقااا و تقریبا هرروز این اشتباه رو میکنم!
ازتون ممنونم که شما هم دستی شدید از دستان خدا و انقددددررر عاالی به این نکته اشاره کردید! خیلی نکته ی ظریفی بود، از اونایی که دونستنش کلاااا میتونه عملکردات رو دگرگون کنه🌺
منم عاشقتم دختر انرژی مثبت😚🥰
سلام مریم جان
چند وقت پیشا که اینستا داشتم خواستم بهت پیام بدم و بهت بگم که چقدر دوستداشتنی هستی و دمت گرم
اما نمیدونم چیشد که ننوشتم و بعدشم که کلا اینستارو زدم پاک کردم رفت
یادم نیست فوتسال کار میکنی یا فوتبال اما مهم نیست در هرصورت خیلی بهت افتخار میکنم
راستش خیلی وقته نیستی شایدم من نمیبینمت
اما اگه هنوز تو سایت هستی دوسداشتم تجربه ت در این مورد بدونم که تو این زمان که دانشگاه نرفتی و به قولا شاید هنوز نتیجه ای نباشه و حتی شاید هیچ درآمدی از خودت
چیکار میکردی که تونستی ایمانت زو حفظ کنی و احساس بی عرضه بودن اینکه هیچ کاری نکردی شاید حتی یا هرچیز دیگه ای..بهت دست نده؟
واقعا امیدوارم که بدرخشی در این زمینه (علاقت) و بترکونی.
با تمام وجودم دوستدارم که موفقیتت رو ببینم خبرای موفقیتت به گوشم برسه٫
و البته اینکه واقعا میخوام خوشحال باشی❤️
منتظر خبرای خوبت هستم.
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که جهان هستی رو پراز فراوانی آفرید
سپاسگزارم از مهربان پروردگارم که هدایتم کرد به این آگاهی های توحیدی
وسپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها رو کشف کردید زندگیشون کردید نتیجه گرفتید و دراختیار ما هم قراردادید
وسپاسگزارم از خودم که متعهدانه پای بهبود دائمی خودم ایستادم تا خوب زندگی کنم و کمک کنم جهان جای بهتری برای زیستن باشه.
««رابطهی مستقیمی میان راهکارها و واکنشهای تو برای تحقق یک خواسته و «باورهایت»، وجود دارد»»
استاد در تأیید این جمله من یه مثالی دارم ، دیروز که رفته بودم خرید کنم ، یه موضوعی نظرمو جلب کرد البته باید بگم که هنوز این فایل رو گوش نکرده بودم اما چون درمسیر این آگاهی ها هستم و میخوام که بهتر درکشون کنم نظرمو جلب میکنن،. و اونم تارک بودن یه مغازه بود ،
دوتا مغازه خواروبار فروشی نسبتا بزرگ کنار هم بودن که من همیشه طبق روال میرم داخل سمت چپیه،باوجوداینکه همیشه نوبت وایمستم و همیشه شلوغه اما خواروبار فروشی سمت راستی همیییییشه خلوته اما من بازم ترجیحم اینکه همین جا خرید کنم،
دیروز خاموش بودن چراغ خواروبار فروشی سمت راستی که همیشه خلوتم هست نظرمو جلب کرد ،گفتم این بنده خدا چراغ هاشو همیشه خاموش میکنه تا براش پول برق نیاد،اینو از اونجایی میدونم که غروبا دیگه خیلی تاریک میشه بالاخره روشن میکنه ، و سریعا نگاهی به خواروبار فروشی که همیشه خرید میکنم انداختم دیدم چندتا لامپ بزرگ روشنه و بعد نگاهی به چهره اون دو فروشنده انداختم ، کاملا مشخصه که کدومش شاد و شنگول و خوش رو و کدومش غمگین و اخمو بودن بالاخره نوبتم شدداشتم کارت میکشیدم که یه مشتری بااعتراض به گرونی اوضاع به فروشنده گفت نونا چقد آب رفتن، فروشنده با خنده گفت ولش کن تنت سلامت مگه چقدر زنده ایم که حرص کوتاهی قد نونم بخوریم ولش کن بخوای به این چیزا توجه کنی بیمار میشی و بعد با خوش رویی تمام و با احترام زیاد کارتمو دو دستی بهم داد و منو بدرقه کرد.
میخوام بگم آره ««رابطهی مستقیمی میان راهکارها و واکنشهای تو برای تحقق یک خواسته و «باورهایت»، وجود دارد»»
خواربارفروشی سمت راستی به کمبود باور داشت و واکنش خاموش کردن چراغ مغازه برای کمتراومدنه پول برق بود و این باور کمبود باعث میشد مغازه اکثرا خالی باشه وحال بدِ صاحب مغازه و خواربارفروشی چسبیده بهش یعنی سمت چپی که من مشتریشم، که فقط یک آجر فاصلشون هست همیشه شلوغ و پراز رونقِ ، چون احساسش خوبه ،چون توجهش به کمبود نیست و لاجرم اتفاق های خوب به شکل سود به شکل مشتری بیشتر،به شکل رضایت از زندگی وارد زندگیش میشه.
««««تمام ایده ها و شیوه هایی که برای رسیدن به یک خواسته داری، نمود واقعی برنامهای است که در ذهنت نصب شده»»»»
وآگاهی های دوره روانشناسی ثروت هست که میتونه برنامه ی جدیدی در ذهنمون نصب کنه،
«««تنها عامل ثروتمند شدن شما فقط و فقط باورهایی است که باید در خودتان ایجاد کنید»»»
واین باورها رو میشه با بسته روانشناسی ثروت در خودمون ایجاد کرد،
استاد قبلا هم گفتم بازم میگم ، من اول از همین فایل های دانلودی ارزشمند شروع به کار کردن روی خودم کردم و بعد متوجه شدم که اول باید بدهی کارو پرداخت کنم تا ذهنم آرام بشه تا متمرکز تر رو خودم کار کنم و بعدبه لطف الله مهربان هدایت شدم به پرداخت بدهی ها و بعد از یکسال که کاملا پاک شدم از همه ی بدهی ها با اولین پولی که به آسونی به دستم رسید،با عشق و با ذوق زیاد بسته روانشناسی ثروت یک و خریدم،میگم ذوق چون داشت قانون برام کار میکرد وله شدت ذوق زده بودم از درستیش،وبا عشق به آگاهی هاش عمل کردم و بعد رشد کردم و بعداز پایان دوره دوباره برگشتم به دوره کردن دوباره این آگاهی ها و الان تقریبا بیشتر از نصف دوره رو پیش رفتم که این روال دوسال و اندی طول کشید و حالاپس از عمل کردن بهشون نوبت نتایج رسید ، نتایج قابل لمسی مثل خونه، ماشین،وسایل خونه با کیفیت و بسیار لوکس و … درآمد ثابت ،سفر های با کیفیت ، خوراک و پوشاک مارک و استاندارد بالا و …و نتایج غیر قابل لمس مثل آرامش مثل به صلح رسیدن با خودم و جهان هستی مثل بالارفتن اعتماد بنفس و …
حالا که بقول شما به شرایط Stable رسیدم حالا وقتشه که با تعهد بیشتر رو خودم کار کنم تا تصاعد رو تجربه کنم .
واقعا سپاسگزار مهربان پروردگارم هستم که هدایت کرد به آگاهی های توحیدی این سایت تا خودمو بهتر بشناسم ،تا قوانین جهان هستی رو بهتر بشناسم تا خودشو بهتر بشناسم و بهم توانایی داد تا به شیوه قوانین زندگی کنم و مهمترین رابطه ی زندگیمو که رابطه با خودش هست رو تقویت کنم و آرام بگیرم .
سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که هرآنچه که باعث موفقیت تون شد رو به ماهم آموزش میدید
دوستتون دارم وعششششششق برای خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش.
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و دوستان هم فرکانسی
روز سی ام از سفر من
درک من از این فایل:
✍🏻استاد اصل آموزش شما همین موضوعه که هیچ چیزی بیرون از من وجود نداره
هر چیزی که برای تغییر زندگیم لازم دارم همین الان در اختیارمه
هیچ عامل بیرونی برای موفقیت تاثیری نداره
همه چی باورهای ما درباره رسیدن به خواسته هامونه
هرچقدر بیشتر میگذره بیشتر درک میکنم خدا و ثروت توی یک مدار هستن
خدا منبع تمام ثروت و نعمت ها و خوشبختی های جهانه
✍🏻من میخوام ثروتمند بشم که از زندگی لذت ببرم
که عزت و شرف داشته باشم
شاد باشم
راحت ببخشم
دنیارو بگردم
برای مادرم و خانواده م کمکی باشم
سلامت باشم
رابطه های بهتر و سالم تری داشته باشم
تا خدارو بیشتر حس کنم
و چه حسی زیباتر از این
تازه معنی عشق و امید رو دارم میفهمم
✍🏻استاد منم اون روز رو میبینم که بیام به شما بگم استاد منم مثل شما تونستم
منم با استفاده از قانون به همه چی رسیدم
منم خدا رو پیدا کردم
منم بهشت رو تو همین دنیا تجربه کردم
✍🏻فعلا با مرحله ای که شرایط خرید روانشناسی ثروت1 رو داشته باشم فاصله دارم و دارم رو فایل های دانلودی کار میکنم و میدونم باید تکاملم رو طی کنم
ولی اون خدایی که این آرزوها رو به دلم انداخته خودش همه چیو بهم میده به شرط ایمان و باور من به قدرتش
من ادامه میدم و حرکت میکنم.
✍🏻امروز روز آخر از سفر 30 روزه من بود و چقدر زود گذشت اما پُربار و خیلی مفید و بهترین سرمایه گذاری عمرم همینه چون دارم برای ساختن زندگیم در حد توانم تلاش میکنم میدونم بیشتر از اینا باید کار کنم و وقت بذارم ولی برای شروع از خودم راضی ام و با هر لایک استاد کلی انرژی میگرفتم که پس دارم راهو درست میرم داره درکم بیشتر میشه و این راهو میخوام ادامه بدم با استفاده از وجود استاد بی نظیرم و امید و توکل به هدایت الله مهربان
👣ردپای سی ام من
❤️برای استاد عزیزم و همه ی دوستان آرزوی موفقیت روزافزون دارم.
با سلام
موفقیت یعنی لذت بردن از مسیر رسیدن به خواسته ها
خدایا شکرت که دارم از مسیر رسیدن به یکی دیگه از خواسته های استاد که ی تراکتور هیولاس لذت میبرم
خدایا شکرت که از شیشه های کنار و عقب ماشین دارم:
سرسبزی های اطراف رو میبینم همون چیزی که از دیدنش لذت میبرم
ماشین های گران قیمت رنگارنگی رو دارم میبینم که علاوه بر اینکه نشان از فراوانی ثروت دارن دیدن تمیزی و رنگشون لذت خاصی به آدم میده
خونه ها و ساختمون هایی رو دارم میبینم در یک فضای باز و سبز بدون هیچ محدودیتی که لذت نفس کشیدن رو برام هزار برابر میکنه
راحتی رانندگی استاد با اون تیشرت و شلوارک رو دارم میبینم که لذت رانندگی رو برام صد برابر میکنه چون من خودم هم دوست دارم لباس راحت بپوشم
بودن دو آدم هم فرکانس رو دارم میبینم که لذت هم فرکانسی مثبت رو برام به تصویر میکشه و چقدر لذت بخشه که یکی مثل خودت مثبت اندیش و مثبت نگر تو زندگیت باشه
ی تیکه از لباس رنگی مریم جان رو دارم میبینم که با اون رنگ شادش لذت پوشیدن لباسهای شاد و رنگارن رو داره به من منتقل میکنه
استاد ازتون سپاسگزارم که دیدن زیباییها و لذت بردن از اونها رو بهم یاد دادین حتی اگه این زیباییها رو از شیشه های ماشین کس دیگه ای ببینم .ماشینی که خودم ندارمش هنوز اما چون میدونم قانون رو که اون رو هم از خودتون یاد گرفتم به جای حسرت خوردن فقط تحسین میکنم تا خداوند زیباییها من رو هم به تجربه این زیباییها هدایت کنه
استاد همین ی جمله ای که شما در مورد تراکتور گفتین و تجربه های جدیدی که میخواین با اون تجربه کنین این رو داره به من میگه که رسیدن به خواسته مقصد نیست بلکه نقطه ی شروعی برای رسیدن به خواسته های دیگه و اون ها هم نقطه ای برای رسیدن به خواسته های بیشتر . یعنی رسیدن به خواسته ها ی سیکله که اگر با شناخت قوانین و از راه طبیعی و آسانش بدست بیاد سیکلی از لذت و احساس خوب رو ایجاد میکنه که انتهایی نداره یعنی به مقصد معینی ختم نمیشه
همون سیکلی که توی زندگی شما وجود داشته و داره هی تکرار و تکرار میشه.
رسیدن شما به برگزاری اون سمینار تازه نقطه شروعی بود برای ایجاد خواسته های جدید در شما که اگر در رسیدن به مقصد خلاصه میشد دیگه حرکتی در کار نبود که الن توی فلوریدا باشین و باز هم همون سیکل رو ادامه بدین و مثل خیلی از اساتید تو همون تهران میموندین و همون کار رو انجام میدادین بدون اینکه اینهمه تجربه جدید رو کسب کنین و به خواسته های بیشتر برسین
و
اینجاست که مفهوم پویایی جهان و انسان که جزیی از این جهانه برام خوب معنا پیدا میکنه و قابل درک میشه برام و اینکه من هم باید پویا باشم و متحرک
و اونچه که زیبا میکنه اون پویایی و حرکت رو شناخت خود و تواناییهای خود و شناخت خداوند و تواناییهای خداونده وگرنه خیلی از افراد پویا هستن و متحرک اما لذتی از زندگیشون نمی برن . مثل خود من که قبل از آشنایی با شما فعال بودم و متحرک اما چون شناختی در کار نبود مسیر مسیری زجر آور و دردآلود بود
وقتی خودت رو خوب بشناسی وقتی خدایی رو که خود خود تو را خلق کرده بشناسی اونموقع دیگه خودت و خدا کم کم یکی میشین و این یکی شدن مسیر رو برات راحت و آسان میکنه چون همه جهان اونوقت خودتی و خدات
اونوقت دیگه مهم نیست دهاتی هستی یا شهری که داری سمینار برگزار میکنی
اونوقت مهم نیست زن هستی یا مرد که داری تو دوره شرکت میکنی
اونوقت مهم نیست جوان هستی یا پیر که تو سالن سمینار نشستی و داری گوش میکنی
اون وقت مهم نیست مدرکی خاصی داری یا نه که داری راجع به موفقیت صحبت میکنی
اونوقت مهم نیس بلوز شلوار میپوشی یا کت و شلوار یا فقط یک شلوارک وقتی جلوی دوربینی
اونوقت مهم نیست تو تهرانی یا تو آمریکا که داری از خواسته هات حرف میزنی
اونوقت مهم نیس موبایلی یا دوربین عکاسی که داری فیلم برداری میکنی
چون:
خدا در همه ی اینها جریان داره . خدا همشون هس اما هیچکدومش نیس
و تو هم چون خود خدایی همشون هستی اما به هیچکدومشون محدود نمیشی که برچسب اون رو بزنی به خودت
اونوقت میتونی همه ی اون کارهایی که خدات انجام میده تو هم انجام بدی :
میتونی مهربان باشی عین اون مهربانی عباس منش تو سمینارهاش
میتونی آرام باشی عین اون آرامشی که از چهره عباس منش تو سمینار هویداست
میتونی بدون مدرک خاصی مثل عباس منش ساعت ها با شنونده هات حرف بزنی
اونوقت شدید العقاب و سریع الحساب میشی مثل رفتار عباس منش تو سیمنار با اونهایی که نمیخوان تمرین انجام بدن
اونوقت قولا لینا میشی برای هدایت بنده ها مثل لحن عباس منش توی سمینار
اونوقت شدید الحن میشی با اونهایی که مسیر رو اشتباه میرن و اشتباه درک میکنن تا شاید پند بگیرن مثل الان استاد
اونوقت بی نیاز میشی از هرآنچه که گمراهان به تو نسبت میدهند
و………
کامنت رو نوشته بودم که تایپ کنم اما از ی قسمت به بعد چون باهاش ارتباط بر قرار نکردم برگه ها رو گذاشتم کنار و این چیزی شد که الان نوشتم
امیدوارم حق مطلب رو ادا کرده باشم
سپاس استاد خدایی من
سلام بر جان دل من
سلام بر عزیزدلم
چقدر زیبا حق مطلب را ادا کردی نسرین نازنینمِ
تو مینویسی و پرواز میکنی
تو مینویسی و چقدرر زیبا کلام خداوند رو جاری میکنیِچقدر فرکانس ناب و عمیق و درک بی نهایت بی نظیرت رو تحسین میکنم جان من چقدر تحسینت میکنم برای این اتصال نابت
تو بنویس من غرق این درک بی نظیرت شوم تو بنویس من بی نهایت کیف کنم و لذت ببرم و احساس عالی ام عالی تربشه چقدر تحسینت میکنم برای این درک بی نظیرت عشق من دیوانه ی اون قسمت شدم که گفتی دقیقا تو ووخدا یکی میشوی و هرکاری او انجام دهد تو نیز میتوانی
چون خود او میشوی
جقدر برای این درک توحید نابت تحسینت میگنم عشق من
چقدر تحسینت میکنم
عاشقتم عاشقتم نسرین عزیزم
الهی که هر لحظه غرق ارامش و عشق و نعمت ها و فراوانی های بی نظیر خداوندم باشی
سلام بر عشقم الا خانم. دختر تو چقدر بینهایت مینویسی. بعضی وقتها در تعجبم که این همه کلام زیبا چطور جریان پیدا میکنه تو قلبت و بعد در نوشته هات ظاهر میشه .ی دفه به خودم میام میگم جای تعجبی نداره وقتی بینهایت فکر کنی و به بی نهایت وصل بشی لاجرم بینهایت میشی چه در گفتار و چه در نوشتار .بازم غرق در بی نهایت بشی عزیزم. آره بعضی وقتها دلم من هم خدایی میشه و میاد و من هم مینویسم مثل شما بچه های عشق سایت .اما حالا حالا کار دارم . ممنونم که انگیزش بخش بودی و هستی و خواهی بود
سلام استاد عباسمنش
بسیار خوشحالم که فرصتی پیش اومد که بتونم اینموقع شب بهمراه پسر ۱۱ساله ام این فایلو ببینیم.
من هرشب ۲۰ دقیقه با پسرم خلوت میکنم و درمورد موفقیتهای اونروز با هم صحبت میکنیم، بعدش سپاسگزاری و دعا وکمی تجسم فردا و شب بخیر..
اینو از شما یاد گرفتم هر زمان تمرکزمو ببرم رو نکات مثبت مخصوصا آخرشبها. تا برای فردا روانی آماده داشته باشم.
استاد
من وقتی فایل شما رو دیدم فقط به این فکر میکردم که چه چیزی باعث شده که اون جمعیت بیان و پای صحبتای شما بشینن؟ و باخودم گفتم اگر من اونزمان بودم آیا میومدم وپای حرفای یه آدم با ظاهری به این سادگی مینشستم؟ چی باعث شده این تعداد بشینن؟ چه جذابیتی داشته براشون؟ تو سر اون تعداد چه اندیشه ای بوده که جوابشو اونجا، تو اون زیر زمین میگرفتند؟ دنبال چی بودن..و….
استاد
درسته که به اینچیزا و ارزشهای پشتش فکر میکردم ولی منم مثل خیلیا ظاهرشما رو قضاوت کردم …
من با دیدن این فایلتون ادب شدم…تربیت شدم و چنددرجه ذهنم چرخید و به سمت فانوس دریایی تا مسیرو گم نکنم.
من متوجه شدم که شما درمسیر ارزشهاتون قدم برداشتید. و بقول خودتون اگر اونموقع عزراییل جونتونو میگرفت در نهایت خوشبختیی که الان هستید بودید و رضایتمند بودید. من باید خودمو جای شما بذارم و ببینم ایا اونقدر جسارت و باور و متمرکز به نقطه ی حال هستم که بتونم دراین عالم سرجای خودم ایستاده باشم و اونقدر دیدم وسعت پیدا کرده و سرم بالاست و خدارو شاهده که تونسته باشه با وجود خانواده ای که داره مهاجرت کنه و نترسه…و نترسه … و نترسه….
استاد
من سنم از ۵۰ گذشته و تازه برای درس خوندن اقدام کردم و فردا اولین روز دانشگاهمه. تو مدتی که تصمیم گرفتم تحصیلاتمو ادامه بدم مدام میگفتم چرا؟، که چی؟، بشین، دیگه دیره…
ولی با دیدن فایل شما من هدایت شدم به اینکه “تو خود راهرو باش وهیچ مپرس..”
از این به بعدسعی میکنم از مسیربیشتر لذت ببرم و همینکه تونستم از منطقه ی امنم بیرون بیام، موفقم.
حس سعه ی صدر و گشادگی سینه و آزادگی از بند، زیباترین حسیه که ادم میتونه داشته باشه.
آزادگی یعنی اجرای قوانین خداوند.
ممنونکه همچنان سخاوتمندانه درکنارمون هستید و غلطهای مارو با گشاده رویی و محبت رفع میکنید.
من گم شده بودم و شما منو متوجه کوری مسیری که داشتم میرم کردید.
درپناه حق شاد وسلامت باشید.⚘
خانم فرشته جمیلی
دوست هم خانواده ی عباسمنشی
چقدر کامنت شما ساده و بی آلایش و دلنشین بود
واقعا در اون زمان اون آدمها چی رو متوجه شده بودن که به اون زیر زمین هدایت شدن
چقدر جالب که شما اینقدر متفکرانه به فایل نگاه کردید
خوشا بحال آنان که زودتر به درک از آگاهی رسیده بودن
از اینکه درس خوندن رو شروع کردید بهتون تبریک میگم .
واقعا برای آموزش و یادگیری هیچ وقت دیر نیست و از اینکه در هر سن و سالی برای رسیدن به هدف بهترین زمان و مکان مناسبش فرا برسد باید دنبال رویاهاش باشع
خدارو شکر که با این اقدام عملی شما دقیقا عملگرا بودن شما به اثبات رسید و
تو خود پای در ره بنما و هیچ مپرس .. چو ره خود بگوید چون باید کرد..
خدایا ممنون سپاس برای این هدایت ها و برای درک این آگاهی ها
نور و عشق و صلح و دوستی و موفقیت و سلامتی و شادمانی و پول و ثروت پایدارو از هدایت الهی برای همه مون آرزومندم
🌹🌹🌹🌹🙏🙏🙏
عزیزی گلم..درتوهم چیزی هست که اینجایی و به پیام من توجه نشون دادی. امیدوارم خدا چشمهایی بینا و گوشهایی شنوا به ما بده.
یه روز یه دوست بهمگفت: اگه مُردی دوست داری رو سنگ قبرت چی بنویسن؟
زندگی من ازاون روز شروع شد...
چقدر این جمله در ذهن من حک شد!
موفقیت مسیر رسیدن به خواسته است، نه مقصد آن…
تا حالا دو بار این فایل رو به عنوان نشانه ی امروزم دریافت کردم و الان که به دنبال نوشتن کامنت بودم و نمی دونستم کجا بنویسمش، به این فایل هدایت شدم.
در حال حاضر که دارم این متن رو می نویسم، آرام آرامم
امروز هم، مثل هر روز، برای بار صد هزارم به جواب گرفتن از قانون پی بردم
امروز 29 آذر 1401 بود.
من و همسرم از اصفهان (زادگاه همسرم) به سمت بجنورد (زادگاه خودم) می رفتیم
وقتی حرکت کردیم جمله ی کلیدی استاد و خانم شایسته ی نازنین رو به زبان آوردم: خدایا ما رو در بهترین زمان، در بهترین مکان قرار بده️
من سریال های سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت رو دنبال می کنم و با اون ها، استفاده از قانون در عمل رو بهتر یاد می گیرم
برخلاف مسافرت های قبلی که همش منتظر رسیدن به مقصد بودم، امروز توی جاده به تمام زیبایی ها دقت کردم
خدا رو شکر کردم و لذت بردم
حالم خوب خوب بود
وسط راه، یهو یه قسمت از لوله ی آب ماشین ترک خورد و ماشین داغ کرد
باورتون نمیشه چقدر آرام بودم
خودمم باورم نمیشه
یه کامیونه داشت رد میشد که ما رو دید و با همسرم کمی صحبت کرد و متوجه موضوع شد
بعد به شاگردش زنگ زد و شاگردش با یه دبه ی 20 لیتری آب در کمتر از ده دقیقه پیداش شد
حدود چهار ساعت سه نفری روی ماشین کار کردن
من آرام آرام بودم
قلبم پر از احساس امنیت و آرامش بود
با اینکه شب شده بود و ما هم توی اتوبان ماشینمون روشن نمیشد و نور هم نداشتیم، اما مطمئن بودم تحت حمایت پروردگار هستیم و نه ترسی بر ما هست و نه غمگین می شویم
توی اون سه ساعت با خودم گفتم اگه استاد و خانم شایسته بودن چه کار می کردن؟
سریع پاسخ دادم: تمرکز بر نکات مثبت!
و شروع کردم به دیدن غروب نارنجی زیبا…به دیدن رسیدن شب از پی روز…به انسان های با معرفت و شریفی که دست خدا شدن برای کمک به ما در اون شرایط…به نورهایی که از شهر می تابید و نمایانگر جریان زندگی بود
ماشین درست نشد ولی با ماشین همون انسان های شریف، بکسلش کردیم
ما دقیقا کنار قم ماشینمون خراب شد
دقیقا کنار قم
حالا چرا؟
چون حدود یک ساله که من عضو سایتم و شنیدم استاد در قم بزرگ شدن
برای همین دلم می خواست یه بارم که شده توی قم بچرخم و محیطش رو ببینم و باورهام رو تقویت کنم
میخواستم به خودم بگم یه نفر از همین منطقه تونسته به بهترین شرایط زندگی در آمریکا برسه پس منم می تونم
اما فکرش رو نمی کردم جریان هدایت انقدر سریع دست به کار بشه!
ما ماشین رو بکسل کردیم و رسوندیمش دم یک مکانیکی که گویا خیلی کارش خوبه
بعد هم وسایل ضروریمون رو برداشتیم و سوار ماشین این بنده های خدا شدیم و نمی دونستیم باید کجا بریم
توی راه گوشی یکیشون زنگ خورد و شروع کرد به صحبت کردن و داستان ما رو برای کسی که پشت خط بود تعریف کرد
اون هم گفت برید هتل آراز، من اونجا آشنا دارم
ما اومدیم هتل آراز که ورودیش شبیه هتل کنتینانتاله
چرا ورودیش شبیه هتل کنتینانتاله؟
چون من بارها این هتل رو توی عکس و فیلم دیدم و با ذوق قلبی زیباییش رو تحسین کردم
کسی که بهمون توی راه کمک کرد، همشهری همسرم از آب در اومد
چرا همشهری همسرم از آب دراومد؟
چون خدا میخواست اون انسان با تمام وجودش مایه بذاره برای ما
به همین خاطر هم برای چند ساعت وقت و انرژی ای که برامون گذاشته بود یک قرون هم نگرفت
هرچی همسرم اصرار کرد که شماره کارتش رو بهمون بده راضی نشد
در نهایت ما یه بسته پفک و گز و سوهان عسلی بهش دادیم که اونم با اکراه قبول کرد و هی میگفت اینا رو از تو ماشین من بردار
آخرم گفت اگه پول خواستین به من بگین!
من و همسرم تصمیم گرفته بودیم بریم توی یه حسینیه، ولی خدا تصمیم گرفته بود ما رو بیاره هتل کنتینانتال قم!
من و همسرم شش ساله که عقد کردیم و چهار ساله عروسی کردیم
و این اولین تجربه ی زندگیمون در هتله
چرا الان توی هتلیم؟
چون من در سفر به دور آمریکا هتل هایی که می دیدم رو تحسین می کردم
بنابراین خدا تصمیم گرفت من رو به هتل هدایت کنه نه به حسینیه!
چقدر توی هتل رقصیدم
چقدر زیبایی هاش رو تحسین کردم
از در و دیوار و کمد و یخچال و سینک و حتی سرویس بهداشتیش فیلم گرفتم که یادم بمونه در چنین روزی هدایت شدم
تازه ما شناسنامه و کارت ملی هم نداشتیم اما با نشون دادن گواهینامه هامون کارمون راه افتاد!!!
اینجا یه هتل یک ستاره است
منم اولین تجربه ی زندگیم در هتله
پس زیبایی ها و تمیزی و بوی خوب این هتل رو تحسین می کنم تا با قدمهای تکاملیم به سمت هتل های چندین ستاره هدایت بشم
ما برای شب یلدا داشتیم می رفتیم بجنورد
فرداشب شب یلداست و ماشین ما تازه فردا بعدظهر کارش تموم میشه
این یعنی ما شب یلدا رو توی راهیم
اما چی بهتر از یه تجربه ی متفاوت؟
من هر سال در زندگیم تا جایی که یادمه یلداها پیش خانواده بودم
امسال یلدا توی جاده ام در کنار همسر نازنینم که رابطم باهاش جزو معدود روابطیه که دور و برم می بینم
و این تفاوت عظیم در رابطه از وقتی شکل گرفت که من به قانون عمل کردم
خدای من
امشب از ذوق خواب به چشمم نمیاد
دارم از خوشحالی اینکه در زمان مناسب در مکان مناسب بودیم دیوانه میشم
اینکه دیگه دارم از مسیر لذت می برم نشون میده چقدر شخصیتم عوض شده
من آرامم
من شادم
من از درون با خودم و با زندگیم در صلحم
چقدر همه چیز زیباست
اگه این اتفاق نمیفتاد من و همسرم شاید به این زودی ها نمی رفتیم هتل
اما ما به بهترین شرایط با توجه به فرکانس هامون هدایت شدیم
باید پارو نزد، وا داد
باید دل رو به دریا داد
خودش می بردت هرجا دلش خواست
به هرجا برد، بدون ساحل همونجاست
ساحل امشب ما، شده هتل کنتینانتال قم که فقط شاه ماهی داره!
امروز فوق العاده بود
امروز شگفت انگیز بود
خدایا شکرت
سپاسگزارم
صدها هزاران مرتبه شکرت
قانون تو ثابته و برای همینم همیشه جواب میده
خدای من شکرت
من عاشقتم پروردگار زیبایی ها ️
میدونی امروز چه روزیه؟
امروز؟!
.
امروزه خب ، روز مورد علاقمه
از خواندن کامنتت و این داستان زیبا و زمستونیت نهایت لذت را بردم این همون کامنتی بود که بایستی میخواندمش، و شما همون شخصی بودی که امروز روز مورد علاقمه، بایستی باهاش آشنا میشدم و میدیدمش و پای آتیش به پا شده بالای کوه کنار همسرش مینشستم و از این پاسخ خداوند و اجابت قشنگ و درست در زمان و مکان مناسبش لذت میبردیم و پای کوبی میکردیم.
خدا عاشقته …
سلام به خانم ایزانلو عزیز
امیدوارم همین الان که داری این کامنت من رو می خوانی حال دلت عالی باشه
من قم به دنیا اومدم و قم هم زندگی می کنم
کامنت شما رو تا اونجایی خوندم که راجع به اقامت در هتل در قم نوشتید
این وسطای کامنت یه سفر جادویی به اتریش داشتم و بعد برگشتم ادامه کامنت رو خواندم :)
وقتی اسم هتل آراز و هتل کنتینانتال رو آوردید مشتاق شدم برم راجع به این دو تا هتل مطالعه کنم
وقتی راجع به هتل کنتینانتال سرچ کردم یه لینک آورد برای شهر وین
آقا من رفتم هتل رو دیدم
شهر وین تو اتریش نظرم رو جلب کرد
قبلاً هم دلم می خواست راجع به اتریش مطالعه کنم چون یه سری اطلاعات مثبت ازش شنیده و دیده بودم
خلاصه رفتم تو یه وب سایت معروفی که کارش معرفی جاهای دیدنی از اقصا نقاط دنیاست (قبلاً هم زیاد تو این سایت مطالعه کردم واقعاً سایت با کیفیت و خوبیه)
شروع کردم به مطالعه راجع به شهر وین
شهر وین پایتخت کشور اتریش
بزرگترین شهر کشور اتریش (مساحتش 441 کیلومتر هستش)
و نهمین شهر بزرگ اروپاست
شهر وین به شدت تاریخی، پر از جذابیت و زیبایی هستش
یه شهر هنری (هنر موسیقی و معماری و…)
120 تا موزه داره!!
و خلاصه برای یه کسی مثل من که عاشق گردشگریه به شدت شگفت انگیز و رویاییه
باورتون نمیشه چقدر ذوق کردم وقتی عکس ها رو میدیدم چقدر خوشحال بودم و سپاسگزار خداوند که چقدر به موقع و عالی هدایت می کنه
می بینی خانم ایزانلو؟؟
می بینی کامنت شما چطور منو به چه جاهای جادویی و شگفت انگیزی هدایت کرد
سپاسگزارم
بهتون پیشنهاد میدم راجع به وین و اتریش مطالعه کنید ، هوش از سرتون می پره :)
سلام وصد سلام
منم هدایت شدم به خواندن کامنت زیبایت بانوی زیبا تشکر
سپاسگذارم
بابت اینجملات زیبا پر الوهیت
سپاسگذارم
بابت اینه لذت بردن براستی جهان به محض اینکه ما از ته دل میخواهیم هدایتشان میکند شکرت خدایا
سپاسگذارم به منم یاد آور شدید
سپاسگذارم
که واقعا خیلی زود سریع جواب میدهد
سپاسگذارم باوی خوب
دوست خوبم چقدر من با احساس خوبتون تونستم ارتباط برقرار کنم انرژی خوبتون رو دریافت کردم خیلی تحسینتون کردم چقدر خوبه کنترل ذهن داشتن چقدر خوبه زیبا بین شدن چقدر خوبه توی این راه در کنار خدا قدم زدن چقدر خوبه ما اینجاییم توی این سایتیم و من اینموقع شب دلم نمیاد بخوابم و همش میخوام اینجا باشم خدایا شکرت خدایا هدایتم کن به آرامش عمیق و شادی وصف ناپذیر دوست خوبم دوستت دارم ارزو میکنم همیشه در مسیر اهدناصراط المستقیم باشی
سپاسگزارم
من هم دوستتون دارم دوست خوبم
امیدوارم بتونیم ظرف های بزرگ تری زیر باران رحمت الهی بذاریم و در هر لحظه از زندگیمون، از جمله ی «الخیر فی ما وقع» بهره مند بشیم
بتونیم اتفاقات خوب زندگیمون رو به خودمون یادآوری کنیم و مطمئن بشیم جریان هدایت داره ما رو به سمت بهترین ها میبره
خدا رو صدها هزاران مرتبه شکر که این جمع دوست داشتنی در این محیط مجازی هست و ما می تونیم با تمام وجود از لذت و خوشی لبریز بشیم و لذت ها و خوشی های بیشتری رو در کنار هم تجربه کنیم
خدای بزرگوارم شکرت ️️️
سلام عزیزم شبت بخیر گفتی باران رحمت الهی اینجا داره بارون میاد چه بارونی خدایا شکرت… عزیزم گفتی اتفاقات خوب زندگیمون رو به خودمون یاداور بشیم ممنونم ازت از این یاداوری که بشینم به اتفاقات خوب زندگیم فکر کنم و لذت ببرم سپاس دوست عزیزم
سلام استاد عزیزم
خداروشکر میکنم ک در مسیر هدایت داره بهمون میفهمونه ک کجا مشکل داریم کجا پاشنه اشیلمونه.. کجا باید روی خودمون کار کنیم تا نتیجه بهتر بگیریم..
دقیقااااا منم با اولین چیزی ک از دیدن سمینار 87دیدم این بود ک واوووو استاد الان چقدر پیشرفت کردن..
دیگ ب این فکر نکردم ک بابا این ادم از اولین باری ک تو جمع صحبت کرده برای ی گروهی چند ماه بیشتر نمیگذره.. بابا ایشون چ اعتماد بنفسی داره چقد ایمان داره چقد ب حرفایی ک میزنه اعتقاد داره ک میگ اگ نمیخای تمرین هارو انجام بدی هزینتو پس بگیر و دیگ ام نیا.. درحالی ک هم من میدونم هم شما میدونید مردم بخاطر ی لایک یا ی فالوور چکارها ک نمیکنن..
ولی استاد چون ایمان داره چون توکل داره خیییلی قوی حرفاشو میزنه چون میدونه درسته..
واقعا پول چ ها ک با ذهن ما نکرده.. منم حقیقتا فکر میکردم استاد الان موفقه چون چقد پول داره چنتا ماشین داره اروی داره و….
و تو زندگی خودمم همین باور داشتم و دارم ک موفقیت یعنی اینکه من سوار سانتافه بشم یعنی اینکه ویلا تو فلان جا داشته باشم.. دریغ از اینکه خاسته های ما هیچوقت تمومی نداره..
موفقیت مسیر رسیدن ب خواسته است..
ما از مسیر باید لذت ببریم..از اونجایی ک ما با رسیدن ب ی خواسته ی خواسته جدید در ما ایجاد میشه.. پس اون خواسته نباید برامون موفقیت حساب بشه.. بلکه اون حال خوب اون ایمان اون توکل خوده موفقیته..
بنظرتون ایا این موفقیت نیست ک من عضو این سایت الهی هستم و الان دارم کامنت مینویسم؟
بنظرتون این موفقیت نیست ک من الان اون ادم گوشه گیر و خجالتی یکی دو سال پیش نیستم؟
بنظرتون این موفقیت نیست ک من الان بخاطر حرف مردم سعی میکنم هیچ کاری نکنم؟
تمام این حرفارو بخودم میزنم..
این باور عین سیمان تو ذهنم چسبیده ک حسن تو زمانی موفقی ک فلان ماشین بخری فلان خونه رو بخری درامدت فلان عدد باشه.. درصورتی ک من فقط فکککککر میکردم ک مسیر درست میرم در حالی ک کامممملا داشتم اشتباه میرفتم..
استاد هنوز خیلی مونده ک بفهممت.. خیلی مونده بفهمم ایمان ابراهیمی یعنی چی.. خیلی مونده بفهمم توکل یعنی چی..مشرک نبودن یعنی چی..
فارغ از اینکه من اگ ب ایمان برسم ب توکل برسم و با ایمان حرکت کنم ثروتمند ترین فرد هستم.. چون این ایمانه همه چیز میاره..
من ب خاسته ای چسبیدم(ماشین خونه و…) ک براحتی میتونه از بین بره.. ولی ایا ایمان قوی بسازم و باهاش حرکت کنم از بین میره؟ ایا توکل از بین میره؟
چ تلنگر سفت و سختی بود برام این فایل.. خداروهزاران هزاران بار شکر ک در مداری بودم ک بفهمم موفقیت یعنی چی. بفهمم باید از مسیر لذت ببرم.
بفهمم سپاسگزار همین چیزایی باشم ک الان دارمش..
وقتی من ایمانی بسازم ک قوی باشه دیگ خیالم راحته ک با این ایمانه من ب همه چیز میرسم دیگ عجله نمیکنم دیگ بیقراری نمیکنم.. میگم ی سری باورهایی باید ساخته بشه ک فلان اتفاق برام رقم بزنه.. پس با خونسردی تمام و توکل و ایمان قوی روی باورهام کار میکنم.. و چ لذت بخشه مسیر باورسازی..
چ لذت بخشه چیزایی ک یاد گرفتم در زندگیم اجرا کنم در زندگیم عملی کنم..
استاد تو سمینار 87گفتن ک میگن کتاب معرفی کن.. من میگم فلان کتاب میگ خوندم میگم فلان کتاب میگ خوندم.. بعد من میگم چطور اینهمه کتاب خوندی ولی زندگیت همون قبلیه… و من دقیقا این سوالو از خودم پرسیدم ک چقدر ب فایل های استاد گوش دادم ولی فقط اطلاعاتم داره بالا میره..
اصلا خودمو سرزنش نمیکنم چون دقیقا مث بچه ایم ک تازه داره راه رفتن یاد میگیره و هی میخوره زمین و هی بلند میشه تا بالاخره یاد میگیره.چون خدایی دارم ک هر لحظه هدایتم میکنه ب سمت پیشرفت از هر جهت چون خاسته من پیشرفت در همه جهاته..
چون ب سمت کسی هدایتم کرده ک با کمک اموزه هاش هر روز روی خودم کار میکنم.. و الان هدفم اینه ک هر روز ی ادم بهتر قوی تر با ایمان تر با توکل تر نسبت ب دیروزم باشم فقط همین..
شاد باشید و ثروتمند و سعادتمند و متشکرم از استاد و خانم شایسته گرامی بابت تهیه این فایل.
سلام به پروردگار هدایت کننده به راه راست💚
سلام به استاد نازنینم💙
سلام به مریم جانم🤍
سلام به دوستانم❤️
خداروشاکرم برای نعمت های جدیدی که هرروز وارد بهشت زیبا میشه..
خدارو شاکرم برای جاده ی بی نظیری که درش هستید آنقدر زیبا ،چشمنواز و آرام بخش.
استاد میخواستم امروز بگم که من خیلییی باهاتون حرف دارم که اینم مدلش برامعجیبه ، میخوام فقط بشنوم انگار شما که صحبت میکنید من از درونم دارم هم حرف میزنم هم میشنوم .
نمیتونم حالمو وصف کنم ..
خدا میدونه
شاید امروز پنجمین باره که دارم این فایل روگوش میدم
بازم الان دارم تکرارش میکنم ،صحبتهاتون برای من قیمت نداره،میدونید هرچی میشنوم به خودم میگم دقیقا درسته اما بازم برامتازه ست بازم میگم بذار یه بار دیگم گوش بدم
همین الان یکی از همسایه هامون اومد جلوی در ،من آنقدر مبهوت صحبتهاتون بودم اصلا متوجه نشدم و یه دفعه درو باز کردم و زل زدم بهشون …
اصلا سیر نمیشم آنقدر برای من پر مغزه و من آنقدر مشتاقم به این آگاهی ها همش میگم اینا فایلای رایگانه ولی اگه رایگان نبود خدایی چه قیمتی من روش میذاشتم ،من یک عمر درس خوندم، به هیچ استادم و درسش به اندازه شما مشتاق نشدم…
خیلیییی سپاسگزارم همینقدر که خدا میدونه
استاد آنقدر صحبتهای امروزتون شرح حال من بود
کلمه کلمه ش برای بیداری هر کسی که مشتاق به این مسیر براش کافیه
من تازگی ها تو کارم دست به فعالیتی زدم که تا همین چند وقت پیش میترسیدم اصلا شروعش کنم و اینو فقط از آموزه های شما دارم ، امروز صبح که داشتم انجامش میدادم
خیلی هول شدم ، خیلی طول کشید،اونطور که خواستم از آب در نیومد.
و راستش تو خودم رفتم
و شما حالا بهم یاد آوری کردین که ببین روند خودت رو
و به خودم گفتم بابا یادت رفته چهار ماه پیش میترسیدی که انجامش بدی.
انقققدر آروم شدم و روحیه م بالا رفت
تو محل کارم خیلی وقت میذارم
کارمم دوست دارم
اما به طرز عجیبی بعد از این فایل احساس میکنم قدرمو نمیدونن و میخوام دنبال جای دیگه ای باشم
من مرتب از زبون شما با خودم حرف میزنم ،مرتب به شما فک میکنم که طبق این آگاهی ها الان شیوه درست رفتارم چطور باید باشه
ذهنم ممکنه منو ببره که با یک نفر بحث کنم در لحظه جدلم رو باهاش تموم میکنم
شرح حال موفقیت ما اینطوریه که در ابتدای کار یک کودک نوپا رو که توانایی درست مداد در دست گرفتن رو بدست آورده ،ایا برامون خیلی ساده و مسخره ست؟ یا ازش انتظار داشته باشیم مثل دانش آموز دبیرستانی انتگرال حل کنه ؟درصورتیکهاونمداد بدست گرفتن بی نهایت بزرگه و قدم بزرگی در روند پیشرفته که اگر اون رو بدست نیاره نمیتونه فردا یک ریاضیدان بشه .
در هر مداری از تکامل انسان یک عملکرد خاصی براش موفقیت تلقی میشه.
برای من اینکه از بندر عباس اومدین تهران و شروع به برگزار کردن کلاسهایی کردین باور نکردنیه شغل قبلی اون زمانتون رانندگی بود ،شاید خیلیا جرات نکنن حتا تا مدتی همون رانندگی رو در شهر جدید انجام بدن.
بالاخره ورود به شهر جدید مخصوصا اگر از شهر قبلی بزرگتر باشه ممکنه همراهش باور های محدود کننده زیادی بیاره
چه برسه همچین گام بزرگی
من یاد سخن حضرت مسیح علیه السلام میافتم که اگرباور کنی روبروت کوه وجود ندارن کوه از بین میره
و نتیجهی ایمان حضرت موسی علیه السلام هست که دریا شکافته میشه.
راستشو بخواین امروز یه تلنگر بزرگی خوردم و به خودم گفتم بیا و تو هم یک بار ایمانت به خدا رو بسنج و دنبال جای جدید برای کارت باش
همین الآنم حس خوبی دارم …
بی نهایت سپاسگزارم از مریم نازنینم برای این آگاهی های ناب و کامل کننده و این دیدگاه عجیب موشکافانه ش که منو حیرت زده میکنه
چقدر زیبا که به استاد گفتن شما میدونید که به خواسته میرسید
شما عاشق مسیر هستید
شما عاشق تجربه کردن خودتون هستید
شما مقصد گرا نیستید
و اینه دلیل تفاوت نتایج که شما میگیرید
و اینکه شما همونی بودی که هستی ،خیلی حرف هست ..
در فایل درباره ی این گفته شد که جرات میخواد که کسی اولین کارهاشون بیاد برای این همه نفر منتشر کنه ،یاد خودم افتادم که عکسهایی از گذشته م که دوست نداشتم رو دور ریختم😆
این پذیرش شما از خودتونه که در مورد خودم هم خداروشکر خیلی داره بهتر و بهتر میشه
بله جسارت میخواد….
یاد نکته ای افتادم استاد همیشه میگن که من حدود پانصد کتاب در مورد مباحث موفقیت خوندم .
اول اینکه چقدر این موضوع قانون برای شما اهمیت داشته.
این اهمیت چه جسارت و امیدی رو در دلتون زنده کرده بود،
که با اومدن تهران جو شهر بزرگ و متفاوت با تمام اون صحبتهای ناامید کننده اطرافیان که نمیشه و نمیتونی که درباره ش برامون گفتید ابدا دلسردتون نکرد.
بعلاوه دوره ای برگزار کردید که حتا بیست و یک جلسه ای بود!
درمورد اینکه خیلیا هستن که حاضرن خیلی پول بدن که مخاطب پیدا کنن و افراد به صحبتهاشون گوش بدن ،یاد این مطلب افتادم اتفاقا چون این براتون مسئله نبود و دقیقا خودتون بودید این همه مخاطب و شاگرد و دوست پیدا کردید و جالبه اینکه کسانی شمارو دوست دارن که ممکنه تا آخر عمرشونم شما رو نبینند و از طرفی شما رشته دانشگاهیتون حوزه ی متفاوتی ازین مباحث بوده، الگویی نداشتین ، اسپانسر نداشتین،همه زندگیتون رو بخشیدین و به تهران اومدین..
استاد شما خیلی شجاعید و من بسیار تحسینتون میکنم.
مرور تمام اینها فقط قوت قلب برای خودم هست.
استاد معیارهای بینظیر برای محک زدن خودمون عنوان کردن
شجاع تر شدن
عملگرا تر شدن
قدرتمند شدن
چه بسا کسانی که سالهاست در حوزه ای تحصیل و مطالعه و کار میکنن ولی بازهم موقعی که کسی ازشون در همون حوزه سوال میپرسه نمیتونن محکم پاسخی رو ارائه بدن .
و این قدرت و باور شما برای من تا انتهای کهکشان راه شیری ستودنیه.
من بین صحبتهاتون مرتب برای خودم تمرین طراحی میکنم .
آیا من جسارت کافی دارم که از کارفرمام حقوق بیشتری رو مطالبه کنم ؟
خودم رو لایق میدونم که بهترین جای شهر کار کنم؟
خودم رو لایق میدونم که در کارم مراجعه کننده های بسیاری داشته باشم ؟
خودم رو لایق میدونم و اونقدر حرفه ام برام ارزشمند هست که براش پانصد جلد کتاب مطالعه کنم؟
آنقدر جسارت دارم ؟
مثال رونالدو که عاشق فوتبال هست و هدف خودش رو لذت از کارش قرار داده بینظیر بود وگرنه خیلی پیش باید ورزشو کنار میداشت و اتفاقا افسرده میشد چون ازین توپ طلا بالاتر تو دنیا چی هست که باید بهش برسه که اون رسید.
و شعف زیدان که اون لحظه اونقدر غرق سرور میشه که مثل بچه ها میپره و مبهوت فوتباله.
برای من راهمون این شکلیه که
همگی ما که سوار قطار بر این مسیر شگفت انگیز و سحر آمیز در حال یادگیری و لذت بردن از کشف قوانین و بدنبالش نعمتهاهستیم ممکنه هر یک در یک ایستگاهی پیاده بشیم
ایستگاه پول
ایستگاه شهرت
ایستگاه غرور
ایستگاه خسته شدن
و…
اما شما در این مسیر شگفت انگیز همچنان در راهید و اینو از اونجا فهمیدم که گفتید در تهران تجارتهای خوب و پر بازده ای رو شروع کردید ولی وقتی دیدین که دارین از مسیر اصلی که یادگیری در این مسیر معنوی هست باز می مونیداونها رو رها کردید و این انصافا عجیببب جسارت میخواهد البته بگم که پاداش کسانی که در ایستگاهها فریفته نمیشن و صبر میکنند مثل بازی های کامپیوتری بزرگتر و بزرگتر میشه.
پروردگار بهترین ها رو در ایستگاههای بعدی براشون تدارک دیده
استاد نازنینم تا آسمونها از شما سپاسگزارم،خدا شما ،مریم جان و تمام عزیزانتون رو حفظ کنه
دوستتون دارم💕
ماهی عزیز درود به شما دوست و هم خانواده ی عباسمنشی
ماهی جان چقدر این کامنتت تاثیر گذار بود و در ضمن آگاهی دهنده
از اینکه این فایل رو چندین بار دیدید و نتیجه های خوبی برای کارتون و حرفه تون بدست آوردید باید تبریک بگم و از این که در مدار پیشرفت و مسیر رسیدن به خواسته های قشنگتون هستید یعنی لایق این تغییرات و پیشرفت ها هستید
👏👏👏👏👏
در هر صورت با خواندن کامنت زیبای شور و شوق شما به درک و آگاهی بیشتری هدایت شدم خواستم تشکر و قدر دانی کنم
دعای همیشگی من برای دوستان
نور و عشق و صلح و دوستی و شادمانی و موفقیت و سلامتی و پول و ثروت پایدارو از هدایت الهی با آرامش و آسایش بیشتر و بهتر و قشنگتر رو برای همه مون آرزومندم
ممنون و سپاس
🥀🥀🍀🌺🌺🌺🌺🥀🥀🙏🙏🌺🙏🙏🙏
رویای نازنینم سلام
سپاسگزارم که دستی از دستان خداوند شدم که حس بهتری در شما بوجود آورد
سپاسگزارم در کنار شما دوستان موحد و بینظیرم در حال خلق جهانی بهتر هستیم
برای وجود نازنین زیبا بین شما سپاسگزارم
بهترین نعمتهای کائنات رو که در رأسش موحدشدن هست برای همگیمون آرزو دارم
دوستتون دارم❤️
به نام خدا
روز 30 ام تحول زندگی من
سلام
اول از همه خداوند و سپاسگزارم که تونستم با تعهد و عمل به آموزه های دوره آنقدر که توی فرکانسش بودم فصل اول این سفر زیبا رو تموم کنم و برم برای فصل دوم و تغییر بیشتر مدارم و خدا رو شکر که تغییرات رو دارم احساس میکنم
دردمورد آموزه های این قسمت چند ماه پیش من همچین دیدگاهی نسبت به هدف هام داشتم و از اونجایی که اولش نمیدونستم چطور به هدفم برسم اومدم و مشترکات اهدافی که بهشون رسیده بودم رو پیدا کردم،مثل تحقیق کردن درمورد اون هدف،نوشتن درموردش،دیدن فیلم ها و عکساش،تجسم کردن و… و سری های بعد خیلی راحت تر و بهتر تونستم هدف های جدیدم رو بدست بیارم.
درمورد ثروت هم میدونم که باید همین عمل رو انجام بدم،همین امروز داشتم یکی از مصاحبه های ایلان ماسک رو گوش میدادم که داشت باور تحصیل و دانشگاه رفتن برای موفقیت رو میگفت و در نهایت این باور رو میداد که دانشگاه رفتن تنها راه موفق شدن نیست.خیلی از ثروتمندان حال حاضر هم مدرک دانشگاهی ندارند،پس این یه باور مشترک بین افراد ثروتمنده و میتونه برای فردی ه تحصیل نداشته و باور داره تنها راه موفقیت داشتن مدرک تحیلیه،یک باور فوق العاده باشه برای تغییر دادنش
طی 30 روزی که سفرنامه رو شروع کردم و امروز فصل اولش تموم شد،از لحاظ مالی احساس میکنم خیلی بهتر شدم نسبت به یک یا دو ماه پیش (ورودی مالیم یکم بیشتر شده،میزان بخششم بیشتر شده،میزان هزینه های اضافیم کمتر شده و…).برای سلامتیم گیاهخواری رو شروع کردم و همچنین هدایت شدم به سمت طب سنتی و در حال یادگیریش از پایه هستم،و احساس خیلی بهتری دارم،آرامشم بیشتر شده و از زندگی لذت بیشتری دارم میبرم و از نظر معنویت هم احساس نزدیکی دارم به خداوند،یک سری باور های مخرب نسبت به خدا داشتم که به لطف باور های توحیدی استاد اونا آروم آروم و با تکرار داره رفع میشه و هم اینکه عزت نفسم چقدر بیشتر شده واقعا
من چند ماه پیش میخواستم (این فایل رو ندیده بودم)خیلی عجله میکردم برای خرید دوره رواشناسی ثروت 1 و میگفتم یا قرض کنم یا اینکه یکی از وسایلمو بفروشم و بخرمش و اتفاقا همون موقع هدایت شدم به داستان هدایت مدیر فنی سایت،ابراهیم عزیز و وقتی داستان ایشون رو خوندم به کلی نظرم عوض شد و تصمیم گرفتم با رعایت قانون تکامل دوره رو تهیه کنم و عجله نکنم براش و همون یکی از عواملی شد تا بخوام از کتاب ها شروع به یادگیری کنم و انصافا کتاب های هم تمرین فوق العاده عالی دارند.
از استاد عزیزم بابت توضیحات فوق العاده این فایل و آگاهی هایی که دادند سپاسگزارم
از مریم شایسته عزیز بابت اینکه این سفر فوق العاده رو با هدایت خداوند مهربانم تدارک دید و این مسیر زیبا رو با نوشته های فوق العاده ش اماده کرد سپاسگزارم
خدایا شکرت