این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/10/abasmanesh-24.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-10-24 08:14:042020-10-24 23:38:59«موفقیت»، مسیر رسیدن به خواسته است نه مقصدِ آن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
از کامنتِ سعیده جانِ شهریاری جانم هدایت شدم به این فایل.
قشنگ متوجه شدم این فایل به یه دلیلی سایت 4 صبح اومده سراغم تا گوشش بدم.
اصلا اینکه چرا 10 دقیقه به 4 بامداد باید بیدار شم خودش جای فکر داره.
که بیام سایت رو بلافاصله چک کنم، دایره آبی جانم رو ببینم، کامنت نفیسه جانم رو بخونم و کیف کنم…
موفقیت چیه سمانه از نظرِ تو؟
موفقیت اینه که من آرامشم بالاتر رفته و میره…
اینه که امشب قبل خواب قشنگ متوجه شدم چقدر از لحاظِ اعتماد به نفس و احساسِ لیاقت فرق کردم…
چقدر ساده و راحت هدیه دریافت میکنم، سپاس گزاری میکنم از خدا و دست هاش، خوشحالم و لذت میبرم.
برای کی؟
کسی که قبلا از غرورش (شرک) هدیه ها رو از طرف بنده های خدا میدونست و نمیتونست قبولشون کنه، خجالت میکشید، احساسِ ناتوانی بهش دست میداد اگه هدیه ای سمتش میومد.
احساس بی لیاقتی بهش دست میداد.
اینا تو حرف ساده است…
ولی من به چشم و تو عمل دارم میبینم تبدیل به چی شدم…
چی رفته تو شخصیتم و عوض شدم…
موفقیت یعنی سمانه ای که اگه ازش میپرسیدن غذا چی میخوری؟
واسه شیرین بودن پیشِ چشم دیگران، عزیز بودن، کم توقع بودن پیشِ چشم دیگران تا به این طریق دوست داشتنی و ملوس تر به نظر برسه میگفت فرق نداره، هر چی خودت راحتی و تعارف و رودربایستی های رایج…
الان به احساس لیاقتی رسیده که گزینه هاشو به راحتی مطرح میکنه.
شجاعتِ درخواست کردن رو پیدا کرده.
تو ذهنم میگم من وظیفه مه هر چی دلم میخواد بگم، فرد اگه شرایطش رو داشت خب درست میکنه نداشت هم فدای سرش، چیزی نیست، مهم اینه من انقدر از خودم احساس لیاقت کنم که نظر بدم…
فرقی نمیکنه یعنی چی؟
همه حتما یه نظری داریم.
حتما یه چیزی هست که بیشتر دوست داشته باشیم تا دیگری…
خب وقتی کسی ازم میپرسه، منم انقدر احساس لیاقت دارم که بگم چی میخوام فارغ از نتیجه اش…
حالا جالبه ها.
اکثرا دقیقا به خواسته هام میرسم چون شجاعتِ مطرح کردن دارم و خب طبق قانون، خداوند به شجاعان پاسخ میده…
خب موفقیت یعنی اینکه من میخوام، درخواست رو میفرستم تو کارتابلِ خدا، دست هاشو باز میذارم، اونم خیلی شیک خواسته منو از طریقِ راه خودش (تاکید میکنم راهِ خودش نه لزوما راهی که من میخوام یا دوست دارم یا فکر میکنم راه اونه) اجابت میکنه، منم با همون آرامش میرم تیک میزنم خواسته مو تو لیستم…
آقا نوشتن لیست درخواست ها و اطمینان به تیک خوردنش، عالیه.
چون هر بار اطمینانم رو داره بالاتر میبره به قدرتش و درستیِ مسیری که هستم و افکارِ صحیحی که پشتِ هر رسیدنم وجود داره.
موفقیت چیه؟
اینه که انقدر با خودم OK شدم، حرفمو راحت میزنم، نظرمو میدم فارع از نگاهِ دیگران، انقدر ریلکس و با اطمینان و آروم نظرمو میگم خودم کَف میکنم چی بودی چی شدی؟
اینا چیه؟
خب موفقیته دیگه.
رشد و بهبوده دیگه.
خب لازم بوده بشنوم این فایل رو تا واسم یادآوری شه موفقیتهام…
موفقیت اینه که من قبلا خجالت میکشیدم با خودم، از خودم، در برابر دیگران و خودمو کم و کوچک میدیدم، حالا انقدر راحتم با خودم…
مگه بهبود عزت نفس، اعتماد به نفس، احساس لیاقت کم چیزیه؟
نه والا، خیلی گنده است، خیلی خیلی.
برای کسی که میدونه حالِ خوبش و اینکه سرش بالا باشه، بتونه حرف بزنه تو جمع مخصوصا بین آدمایی که احساسِ رودربایستی داره باهاشون، رو با نتایجش گره بزنه،
(اینطور که اگه دستاورد گنده ای داره خودشو انسان ببینه، اگه معمولی بود شرایط خودشو انسان نبینه)،
انقدر فرق کرده که با خودش راحته و حالا چون راحته با خودش، اتفاقا داره ارزشمندیِ خودش فارغ از هر دستاوردی از درونش میجوشه رو میبینه و اتفاقا اینا بهش عزت نفس میده …
این برای من یعنی موفقیت.
موفقیت یعنی چی؟
اینکه میتونم الان نه بگم…
نظرمو بدم و انجامش بدم بدون نگرانی از ناراحت شدنِ دیگری یا اینکه چی فکر میکنه در موردم…
موفقیت یعنی اینکه تازه دوزاری ام افتاده سمانه حق نداری تحت هیچ شرایطی، تاکید میکنم هیچ شرایطی، خودت رو با دیگری مقایسه کنی…
تو سمانه ای…
چطوری فکر میکنی؟
چطوری زندگی میکنی؟
همونطوری که سمانه الان بهترین میدونه.
دیگری طور دیگه ای موفقیت رو تعریف میکنه، خب نظرش محترم، اما به من ارتباطی نداره، اون آدم طرز فکر و نگاه و عملکردش تو زندگی با من فرق داره، من سمانه ام، مدل خودم زندگی میکنم و اتفاقا وقتی با مدل خودم با آرامش (نه با زور زدن واسه تغییر و خشم و اینکه بخوام به زور یه چیزی رو عوض کنم و خودمو بکنم تو چشمِ ملت) جلو میرم چقدر زندگی شیرینه، لذت بخشه، هیجان انگیزه…
استاد یه جایی گفتن این پول چیه که شما همه ی چیزتون رو باهاش گره میزنین؟
این تلنگره برای من.
نه فقط پول.
هر اون چیزی که تو زندگیم غیر از خدا بهش قدرت میدم و گنده اش میکنم، که اگه بود، باشه، من حق دارم خوشحال باشم حالا، اگه نبود حقِ خوشحالی ندارم، شرکه…
دخترِ نازنینم، تو همینطوری، خالی خالی، بی هیچ دستاورد و امکانات و شرایطی هم حق داری هر لحظه خوشحال باشی، لایقی که خوشحال باشی، بزنی و برقصی و بچرخی و جامِ این زندگیتو پُر کنی واسه خودت از نشاط و سرخوشی…
موفقیت یعنی چی؟
یعنی اینکه تو این مدت (تقریبا یک سالِ اخیر) انقدر فرق کردی تو هر چیزی سمانه.
تو روابط با همسر و خانواده و دوست و آشنا و غریبه…
تو خودشناسیِ خودت و مباحثِ عزت نفس و لیاقت و ارزشمندی و اعتماد به نفس…
تو ارتباطت با اللهِ یکتا و میزانِ توکل و اعتماد و باورت بهش.
تو میزانِ ورودِ ثروت و نعمت و روزی های حساب و غیرِ حساب تو زندگیت.
تو میزانِ حس و حال خوبی که واسه خودت خلق میکنی، لذتی که میبری از زندگیت، کنترل ذهنی که دیگه بهتر درک کردی واجب و لازمه ی زندگیت هست هر ثانیه، صلحِ درونیت و …
خب منِ بهبودگرام میگه دختر چقدر عوض شدی، چقدر آرامشت بهتر شده تو فکر کردن و رفتار کردن.
موفقیت یعنی من آروم شدم…
سمانه ی پرشتابِ قبلی تو هر پله داره یه اپسیلون از شتابش تو افکار و عملکردش تو زندگی کمتر میشه.
سمانه جانم داره بهتر خودشو میبینه، به خودش احترام بهتری میذاره، با خودش مهربونتره…
خدای من، چقدر من خودمو سرزنش میکردم، احساس گناه و خجالت و شرمساری داشتم، عذاب وجدان داشتم، حالا چقدر بهترم، تازه دارم میفهمم دارم نفس میکشم تو زندگیم.
این یعنی موفقیت.
موفقیت یعنی سمانه ای که قبلا انگار تو دو ماراتن بود و مسابقه که بدو بدو …
حالا ارومه، میگه خب، الان این فایل اومد سر راهم، هدایت شدم که بشنومش، تا بفهمم الان باید چطوری فکر کنم، به چی فکر کنم، خدا چه پیامی برام توش گذاشته و …
اِ چه باحال
پس مسابقه نیست؟
پس آروم و بی هیچ داوری نسبت به خودم گوش بدم ببینم استاد اینبار چی میخواد بهم بگه از طرفِ خدا.
اِ چه باحال الان استاد حرف از موفقیت میزنه.
خب بیام ببینم من چند چندم با خودم و بنویسم.
موفقیت یعنی الان من تونستم این همه از موفقیت هام رو ببینم و بنویسم، یعنی درک کردم که دارم و رسیدم بهشون، که سپاس گزارم بابتشون از خدا جانم، از استاد جانم، از سمانه ی نازنینم قربونش برم من…
اِ چه باحال…
من دارم خودمو میبینم.
حس میکنم.
دوست دارم.
واقعا موفقیت بزرگیه واسه من دوست داشتنِ خودم، دیدنِ خودم…
من فکر میکردم فقط خودم سخت گیرم به خودم، نق و غُر میزنم به خودم، راضی نیستم از خودم و …
بعد تو کامنتها که میخونم حتی بچه هایی که از نتایجشون نوشتن و من اونا رو موفق میدونم هم گاهی نسبت به خودشون کم لطفی دارن، متوجه میشم سمانه جون این یه خطایِ انسانی هست، مربوط به تو یا شخصِ خاصی نیست که فکر کنی نقص هست…
این یه باگِ شخصیتی هست که به محضِ تشخیص میتونی بهبودش بدی، راحت باش با خودت.
هر چی راحت تر، علی بی غم تر، آسان گیر تر، ریلکس تر به همون اندازه چرخِ گاریِ زندگیت انگار داره رو پنبه حرکت میکنه …
جهان سخت میگیره بر مردمانِ سخت گیر…
موفقیت یعنی یه دوره ای به اسم احساس لیاقت میاد، سمانه میره تو مدارش، اماده دریافتش میشه، گوش میده، بهش فکر میکنه، پیاده اش میکنه تو جزییاتِ افکار و عمل تو زندگیش و بعد میبینه چقدر داره حالش با خودش و پیرامونش بهتر میشه…
موفقیت یعنی قبلا بال بال بزنی فلانی بهت توجه کنه یا تحسینت کنه، امشب یهو دوزاری ات میوفته اِ فلانی چه قشنگ بهم عشق داد، بدونِ ذره ای بال بال زدن از سمت من، اینکه من محتاجِ این فازها نیستم و این عشق ها میان تو مدار من و بهم هدیه میشن.
موفقیت یعنی دارم میبینم از وقتی گفتم باشه خدا جون، من روی تو حساب میکنم فقط:
اینکه دیگه نمیترسم برم پیش خدا به واسطه ی زندگی و افکار و اعمالم که حالا چی دارم با خودم میبرم ؟
خب من دارم سمانه جونی رو میبرم تو اغوشِ خدا، که اینجا یاد گرفت و رفت تو آغوشِ خدا به اندازه ی درک و ظرفِش…
خب پس هیچ فرقی نداره.
اینجا تو آغوش خدا، اونجا هم تو آغوش خدا…
همش قشنگه.
موفقیت یعنی سمانه تبدیل شده به دختری که متوجه شده مسئول خودش و افکارشه، فکر نمیکنه میتونه کسی رو تغییر بده و بال بال بزنه، متوجه شده باید تمرکزش رو بذاره روی سمانه، حالا اگه تمرکزش پرت میشه رو دیگری دوباره برش میگردنه روی سمانه…
خب تقریبا نزدیک یک ساعته دارم مینویسم، اگه بخوام بنویسم هنوزم جا داره بگم چقدر موفقیت رو حس میکنم تو سمانه ی الان…
اما سخن کوتاه میکنم و میفرستم این ردپا رو تو سایت تا خودم به عنوان اولین نفر بخونم و بهتر درک کنم چی بودی چی شدی عزیزِ دلم.
استاد جان، شما یادم دادی اعتبارِ هر خیر رو بدم به الله یکتا، ازتون سپاس گزارم.
خدایا شما استاد رو آوردی تو زندگیم، خیلی سپاس گزارم.
خدایا خودت معلم من بودی هستی و خواهی بود، ازت سپاس گزارم که با دست های بی نظیرت و انقدر زیبا بهم آموزش میدی.
استاد جان مرسی که انقدر خوب معلمی هستی.
استاد جان مامانم میخواد براتون پیامی بده، گفتم تو بگو من مو به مو برای استاد مینویسم از طرفت، در اولین فرصت و به محضِ اینکه گفت با همون زبون و ادبیاتِ شیرین و مامان گونه ی قشنگش براتون مینویسم.
میدونین چی میگن مامان جونم؟
میگه همه خوبن ها ولی سید حسین عباس منش یه چیزِ دیگه است، من باهاش راحت ترم، بهتر یاد میگیرم و …
و چقدر که مامانم تو این مدت بهبودهای متفاوت داده خودشو که منی که به عنوان دخترش میبینمش کلی کیف میکنم و افتخار میکنم بهش.
سپاس گزارم برای آموزش های نرم و لطیف و محکم و قاطع و جامع و اصل تون.
ممنونم از بهبودی که به واسطه ی اموزش های اگاهی بخش تون نسبت به خدا شناسی و خودشناسی، تو زندگیِ من و خانواده ام و دوستام و بی نهایت آدم دیگه در دنیا ایجاد میکنین هر ثانیه.
مریم جون، ماچ به روی ماه شما که پا به پای استاد ارزشمندی واسه من و همه.
سپاس گزارم ازت مریمِ نازنین، هم اسمِ مامانم.
خدایا شکرت واسه روزی های حساب و غیر حسابِ فراوانت، واسه بیدار کردنم بامدادِ امروز و هدایتم به این سمت.
سپاسگزار خداوندم بابت بودن درمسیر هدایت و این آگاهیهای ناب
استاد عزیزم سپاسگزارم بابت این فایلای ارزشمند
اومدم توی دسته توانایی تشخیص اصل از فرع وقصدم گوش دادن به فایل دیگه بود ولی این فایل بهم چشمک زد و حسم گف همینو گوش بده و اومدم گوش دادم و چقدر نیازه الانه من بود و خوشحالم که تسلیمم و وقتی میگه میگم چشم
الان چند روزه هدایت میشم تا روی باورهای توحیدی کار کنم و لذت میبرم و احساسم فوق العاده میشه از این خدایی که داریم و از این قوانین ساده و بدون تغییر که جهان رو طوری خلق کرده و قوانینی وضع کرده که زمین و آسمانها مسخر ماست و کنترل صددرصد زندگیم دست خودمه و به غیر از باورهای خودم که نشات گرفته از ورودی های هر لحظه ی من هیچ چیزه دیگه ای توی زندگیم تاثیر گذار نیست ،حتی به اندازه نیم درصد
چیزی که نظرم رو جلب کرد توی این فایل چنتا جمله از استاد بود در اوایل فایل و صحبت خانوم شایسته عزیز و استاد گفتن که من جزو معدود کسانی هستم که برای اولین کارم خیلی به خودم افتخار کردم از همه نظر و خیلی ها اولین کارای اولشون رو انقد ضایع میدونن که اصن دوست ندارن ببینن و جزو کارنامشون حساب بشه .
من میخوام این موضوع رو از بعد وسیع تر نگا کنیم
واقعا چی میشه که فردی در اولین سمینار پولی خودش با اون جمعیت انقد با اعتماد به نفس صحبت میکنه و همه چیش درسته به عنوان کسی که قوانین سخنرانی رو بلده ؟؟؟
درصورتی که بلد نبوده و الان به گفته خودش مسلط تره ،ولی میخوام بگم که هدایت میشده کلمه به کلمه حرفایی بزنه که 12سال بعد من بیام این فایل رو ببینم و درک کنم که هدایت چجوری کار میکنه ،
دلیل نتایج متفاوتی که این شخص رقم زد فقط و فقط به دلیل باورهای توحیدی بود و مهم تر از هرچیزی این که تسلیم بوده ،اینکه این حرفها از درون میومده ،مثل الان که از درون میاد این آگاهی ها ،هیچ تفاوتی در اصل نکرده این آموزش ها و شخصی که داره آموزش میده ،
دلیل اینکه این شخص انقد در مسیر هدایت بوده و همیشه هدایت شده به بهترین مسیرها فک میکنم این باور پشتش بوده که به من گفته میشود ،من هدایت میشوم ،خداوند همهی راه هارو بلده ،اون دیر نمیکنه ،اون حواسش به من هست ، اینکه استاد انقد تونسته از همون اول در مسیر درست حرکت کنه ،فقط و فقط بخاطر هدایت های این نیرو و عمل به الهاماته ،چیزی که خیلی خیلی خیلی عده ی معدودی میتونن درعمل اجرا کنن توحید رو تسلیم بودن رو ،دلیل اینکه استاد تونست ادامه بده چی بوده ؟عشقش به اشاعه یکتا پرستی و ایمانی که به قوانین داشته ،اینکه آقا خداوند خلف وعده نمیکنه درسته که وضعیت مالی به هم ریختس ولی بالاخره درست میشه روش کار میکنیم و اصن شکی درش نیست که قانونش همینه و من با عمل به قانون میتونم ثروت هم بسازم و واقعا این پاشنه ی آشیل خیلی ازماست که موفقیت رو در پول میبینیم ،حتی وقتی کامنتی از نتایج یک دوستی توی سایت میخونیم ،من خودم تند تند میخونم تا برسم به اونجایی که درمورد رشد نتایج مالی گفته و باید روی خودمون کار کنیم ،
چطوری به نظرم اولین قدم اینه که فصل 6کتاب رویاها رو بارها و بارها بخونیم و با تمام وجود تعهد بدیم که بهش عمل کنیم و اونوخ تمام زندگی میشه گلستان ، چطوری وقتی که من یک فنجون دارم به خدا بگم که خدایا تو دریا رو بریز تو این ؟؟؟بعد خدا میگه جا نمیشه ،قوانین میگه جا نمیشه ،من میگم نه تو بده دریا رو من تو همین فنجون جاش میکنم ،همینقد غیر منطقی واقعا ما انتظار رشد کسب و کار و درامدمونو داریم ، خب هدف از گفتن این جمله چیه ؟؟؟اینکه میخوام بگم استاد به این درک رسیده بود که باید سپاس گزار ریز به ریز نتایج خودش باشه و روزی صدبار به خودش میگفت و تکرار میکرد ،یعنی استاد بلده بوده آگاهانه ظرف وجودش رو بزرگتر کنه ،اون فنجون رو سپاس گزارش باشه و بزرگترش کنه به جای اینکه بگه خدایا دریارو بده جا کردنش با من .
سوال : چقدر سپاس گزار موفقیت های کوچیکمون هستیم ؟؟؟ چقدر سپاس گزار تغییرات کوچیک خودمون هستیم ؟؟؟چقدر سپاسگزار بهبود های کوچیک در شخصیت خودمون هستیم ؟؟؟ خب فک میکنی احساس لیاقت چطور ساخته میشه ؟؟؟ اینکه فقط راهش اینکه که بری 9میلیون بدی دوره احساس لیاقت استاد رو تهیه کنی ؟؟؟
نه رضا احساس لیاقت با تایید همین موفقیت های کوچیک و پیش پاافتاده که به نظرت اصن موفقیت نمیاد ساخته میشه ، ظرف وجودی تو چطوری بزرگتر میشه ؟؟؟با سپاس گزاری ،خب فرمولش اینه دیگه ،اینکه شکرگزار موفقیت ها و رشدهای کوچک باشم ،اینکه سپاس گزار نیم درصد تغییر خودم نسبت به دیروزم باشم ،اینکه
سپاسگزار خداوندی باشم که داره منو هدایت میکنه و برگی بدون اذن اون به زمین نمی افته اون خداوند میگه که تو این مسیر قدم بردار ،درمسیر سپاسگزاری و تمام این باورهایی که باید بسازیم رو خداوند در سپاس گزاری خلاصه کرده ،یعنی چی ؟؟؟یعنی وقتی من سپاس گزارم یعنی احساسم خوبه و اتفاقات خوب در راهه
یعنی وقتی من سپاس گزارم به فراوانی خداوند و جهانش و فراوانی نعمت ها ایمان دارم
و این نزدیکترین فرکانسه به خداوند ،
ولی لازمه ی بودن در این فرکانس ،کار کردن روی باورهای توحیدیه ،روی باورهای ثروت آفرینه ،روی تمام باورهای قدرتمند کنندس ،روی کنترل مستمر ورودی های ذهنه ،خب ما با این کارها داریم چیکار میکنیم ؟؟؟الان من با نوشتن این کامنت دارم چیکار میکنم ؟؟؟دارم ظرف خودمو بزرگتر میکنم دیگه ،دارم توجهم رو میزارم روی باورهای خوب و خداوند و احساس خوب و آرامش دارم ،من دارم با نوشتن این کامنت لذت میبرم و اصن به این فکر نمیکنم که تموم بشه ،چون موفقیت مسیر رسیدن به خواسته هاست نه مقصد ،اصن مقصدی وجود نداره که این ترفند شیطانه به خدا، که ما فکر میکنیم که مقصد خاصی هست که ما با رسیدن به اون حالمون بهتر میشه و بعدش از اونجایی که نداریم فعلا اون خواسته رو و چون به اون مقصد نرسیدیم هنوز احساس خوبی نداریم ،و به این راحتی غول شیطان رو میخوریم و از فرکانس خداوند میایم بیرون ،از کجا شروع شد این احساس بد ؟؟؟ از اونجایی که شیطان بهمون گفت که مقصد خاصی هست که اگه به اون برسی حالت خوب میشه ،و ما لذت بردن از مسیر رو فدای اون مقصد کردیم و با هر بدبختی شده با خون و دل بهش رسیدیم و بعدش دیدیم عع خب که چی ؟؟چرا حالم خوب نشد ،غافل از اینکه خوشبختی یک نوع نگاهه و یک نوع باوره ،استاد زمانی که با کتونی پاره توی خیابونای بندرعباس داشت راه میرفت و اشک میریخت از این اتصال و قوانین ،اون خوشبخت ترین بود ،اصن چرا استاد ،خودمون آقا خودمون ، خدا وکیلی زمانهایی که به خداوند متصل هستیم با توجه به زیبایی ها و سپاس گزاری و اشک خوشحالی ناخودآگاه از چشمانمون جاری میشه ،اون لحظه ما چه چیزی کم داریم ؟؟؟ آیا اون لحظه ما خوشبخت ترین آدم دنیا نیستیم ؟؟؟ایا همون لحظه رو و همون احساس ناب رو با میلیاردها میلیارد پول عوض میکنی؟؟؟ من که نه ،یعنی اگر کسی میگه من قانون رو فهمیدم میدونه که تمام پول و خواسته ها برای رسیدن به همچین احساسیه ،احساس آرامش و سپاس گزاری ،خب پس ما الآنم با توجه به داشته هامون و با عمل کردن به ایده ها در کسب و کار و زندگیمون داریم از مسیر لذت میبریم ،پس چرا به تعویق میندازیم ؟؟؟
اصن یه مثال دیگه فک کن دختر یا پسری که عاشقشی رفته و ولت کرده و توام افتضاح تو اون لحظه حالت خرابه و همه جا تاریکه برات ،حالا چه فرقی برات داره ؟؟؟یعنی اصن اون موقع اگر لامبورگینی و پورشم بهت بدن اون لحظه بازم میشینی تو این ماشین و بیشتر حالت خراب میشه که کاشکی دوس دخترم یا دوس پسرم پیشم بود الان تو این ماشین ، درسته ؟؟؟؟
برادره من ،رضا جان رمزه کار کنترل ذهنه ،وقتی تو به اون دختر یا پسری که از زندگیت رفته طوری نگاه میکنی که آرام آرام به احساس خوب برسی ،اون نگاه کمکت میکنه تا آرام باشی و از زندگیت لذت ببری وقتی داری روی خودت کار میکنی تا به غیر از خداوند وابسته ی هیچکسی نباشی و هی شخصیتت رو بهتر میکنی و از این تضادها قدرتمندی بیشتر میسازی برا خودت تو خوشبختی نه موقعی که سوار لامبورگینی هستی ،اره لامبورگینی خیلی خوبه حال میده ،ولی خب داریم فردی که لامبورگینی داره و حالش خوب نیست ،خوشبختی و لذت بردن از هر لحظه حاصل تمرکز بر نکات مثبت و داشته هامونه وتلاش همزمان برای نداشته ها ،اما هیچوقت طبق قانون فک نکنم که یک عامل بیرونی مثل ماشین و …. برای فردی خوشبختی بیاره
من با هر تمرکز برروی زیبایی و نکته مثبت افراد و زندگیم دارم ظرف وجودمو بزرگتر میکنم دارم احساس لیاقت و ارزشمندی خودمو میسازم با هر هر لحظه ای که سعی میکنم طوری به جهان نگاه کنم که به احساس بهتری برسم ،
قوانین جهان بر عکس تصورات ماست ،یعنی خداوند به گریه و زاری و التماس پاسخ نمیده ،اون به سپاس گزاری پاسخ میده به احساس نابی که داریم به خاطر داشته هامون به اون پاسخ میده .
پس باید پرباشیم مثل استاد تا نعمت ها بی امان به سمت ما جاری باشن ،وقتی که ما انقدر
عاشق عمل کردن به الهاماتمون هستیم فارغ از اینکه نتیجه برامون مهم باشه یا نه داریم تو لحظه عشق میکنیم ،اونوقته که نعمت هایی که میخوایم و خواسته هامون بس امان به سمت ما جاری میشن و راهشونو پیدا میکنن ،چون قانونش اینه ،
اما حواسمون به قوانین باشه ،یعنی چی ؟؟؟
یعنی استاد احساس خوشبختی داشت که خوشبختی اومد به سمتش ،انرژی های مشابه همدیگرو جذب میکنن ،حواسمون که هست ؟؟؟
اگر ثروتمند باشم میبخشم !!!!
اشتباهه
تو باید ببخشی تا ثروتمند بشی
به قول قرآن پرهیزکاران کسانی هستند که انقاق میکنند از آنچه روزیشان دادیم .
نگفته کسانین که بعده اینکه به ثروت رسیدن میبخشن ،نه میگه از هر آن چیزی که روزی شأن دادیم انفاق میکنن ،یعنی اینکه اصن موضوع ثروت نیست خیلی جاها ،که بگیم خدایا من پول ندارم که ببخشم فعلا ،خب به جای پول شما مهربونی ببخش ،احساس خوب ببخش ، یه لبخند و سلام علیک به رفتگر نازنین شهرداری و کارگر ساختمونی ببخش ، امید ببخش ، یک جمله و آگاهی که میبخشی در جای درستش میتونه زندگی یک شخصی رو متحول کنه و به قول قرآن اگر شخصی رو نجات دادی به این معناست که تمام انسانها رو نجات دادی ، پس پرهیزکاران کسانی نیستن که پولدارن و میبخشن ،نه اونا کسانین که از هر آنچه دارن و میتونن در هر لحظه ببخشن ،دریغ نمیکنن .
اگر به فلان خواسته برسم حالم خوب میشه !!!!
اشتباهه
تو باید حالت خوب باشه که به فلان خواسته برسی
به قول استاد رسیدن به خواسته ها ادموبه احساس خوب نمیرسونه،اما صددرصد احساس خوب آدم رو به خواسته هاش میرسونه ،
پس خیلی چیزا برعکس حرفاییه که از بچگی ما شنیدیم و باور کردیم .
امیدوارم خداوند توفیق بده تا همواره با تمام تعهد خودمون در این مسیر قدم برداریم که سعادت و خوشبختی در دنیا و آخرت در گرو ادامه دادن همیشگیه این مسیره .
خدایا سپاس گزارم بابت هدایتت به نوشتن این کامنت فوق العاده ،سپاس گزارم و من از خودم هیچی ندارم ،اعتبارش برا توا همه چیز زندگی من و من بدون جریان هدایت هیچی نیستم .
هدایت شدم به کامنت شما از انجایی که رد پای سپاسگذاری رو دارم دنبال می کنم…دیدم شما اثرات سپاسگذاری رو شمردی در کامنتت
گفتم براتون کامنت بزارم و بگم دقیقا مسیر همینه
همین شکرگذاریه
همین که ظرف ما رو بزرگ میکنه و استاد تمام تلاشش اینه که بگه در هر حال شکرگذار باشید
مثال خوبی زدید از اینکه فنجون میبری پیش خدا و میگی دریا رو بریز توش
ولی خبر خوب اینه که سپاسگذاری ، فنجون ما رو دریا میکنه و دریا دریا نعمت توش سرازیر خواهد شد
به امید الله
با آموزش های ناب استاد عباسمنش عزیزم
و چقدررر عالی درباره انفاق گفتید
پول نداری ببخشی ، لبخند ببخش
معلومه که شما در مسیر عالی ای هستی که این کلام ناب بر زبانتون جاری میشه
معلومه که سپاسگذاری داره کار خودش رو میکنه
استاد توی همین فایل هم قویا میگه که “”چرا موفقیت رو فقط در پول میبینید”””اینکه شما انقدر قلبت باز شده که میتونی اینطوری کامنت بزاری ، با چقدر پول برات قابل مقایسه ست؟؟!!
اینکه من با سپاسگذاری ، سر راست هدایت میشم به کامنت هایی که بوی سپاسگذاری میده ، با چقدر پول برام قابل مقایسه ست؟!!
یادمه سال ۹۶ با یکی از دوستان عزیزم رفتیم سالن تفاهم که ببینم استاد عباس منش دقیقا چی کار کرده. خیلی اون موقع ها کنجکاو بودم بدونم چجوری کارشو شروع کرده و اینا. اتفاقا تو یکی از نظرات سایت در مورد داستان رفتنمون به سالن تفاهم و چیزهایی که مسئول اونجا در مورد استاد و شروع کارشون بهمون گفتن نوشتم.
سالن تفاهم اولین سالنی بوده که استاد اجاره کرده. البته که خودشم بارها گفته که اونجا تکاملشو طی نکرده و سر همین طی نکردن تکامل بدهکار شده بود. یعنی اگر قانون تکاملو اون موقع خوب درک کرده بود نمیرفت یه سالن ۱۰۰۰ نفری بگیره. یه سالن ۱۰۰ نفری یا کمتر میگرفت. اما اگر از بحث تکامل بگذریم دوست دارم به این فکر کنیم که یه آدم دقیقا با چه شکل تفکری میتونه بعد ۶ ماه چنین نتیجه ای بگیره و انقدر جرات داشته باشه که تو اولین اقدامش یه همچین سالنی رو بگیره؟
و اونجایی که استاد گفتی که اون مسجد هم خودش برنامه های رایگان داشت و تبلیغ میکرد و اینا ….
میدونی من فقط و فقط به چی فکر میکردم. به همون نگاه انرژی بودن خدا و اینکه من دارم بهش شکل میدم. همونی که تو قسمت ۹ و ۱۰ دستیابی عملی گفتی.
همین نگاه به خدا دلیل تمام این اقدامات بزرگ و نتایج بزرگ بوده
یعنی اون انرژی که شما شکل دادی دقیقااااااااااااا همونچیزی که بود که میخواستی و مهم نبود انرژی که مسئولین مسجد برای دوره هاشون شکل دادن چجوری!!!
شما باور داشتی اون انرژی رو به شکل یه سمینار پر جمعیت که همه میشینن سیخ به حرفات گوش میدن شکل میدی ، و همین اتفاق افتاد.
end of story
یعنی دلیل تمـــــــــــام موفقیت های بزرگ یه آدم همین تفکره.
فقط و فقط و فقط اگر یه آدم بتونه اینجوری فکر کنه میتونه تو ۶ ماه یا حتی کمتر یه چنین کاری کنه
یعنی من همـــین یه دونه رو دارم میسازم. همین یه دونه. واای وااای واااای
استاد بزار یه چیزی بگم خــــــــیلی ذوق دارم از گفتنش دوست دارم فقط تصور کنی چیزی که میخوام بگمو
ببین من قبلا تو خرید کردن خــــــــــیلی مشکل داشتم. یعنی میرفتم یه چی بخرم جوووون میدادم تا پولشو بدم انقدر که باورم محدود بود!
دیشب رفته بودم فروشگاه خرید کنم. استاد مثل آدم های الکی خوشحال و دیوونه چرخ دستیو میچرخوندم تو فروشگاه جلوی مردم. برای خودم با چرخ فروشگاه میرقصیدم و رقص پای مایلک جکسون میرفتم. بعد همینجوری از تو قفسه ها دوتا دوتا خوراکی برمیداشتم یه جوری پرت میکردم رو آسمون که بیافتن تو سبد. برای خودم کف میزدم و میخوندم.
بعد دیدم مسئول ااونجا هی بهم نیگاه میکنه میخنده ،اومد گفت چی کار داری میکنی؟
گفتم زندگی میکنم.
خدای حاضر شاهده که اصلا نگران اینکه چقدر دارم خرید میکنم نبودم. حتی بعضی چیزها رو داشتما، اما بازم گرفتم. بعد رفتم پای صندوق : مسئول صندوق یه جوری گفت همین ۴ قلم ۱۰۴۰۰۰ هزار تومن!! که انگار آره خیلی بهت فشاااااااار اومده بدبخت تو این اوضاع گند اقصادی خرید کردی!
من گفتم عـــــــه چــــــه قددددددر خوب . هر چه گرون تر بهتر 🤣 اصلا دختره مونده بود
یعنی تو تماااااااام اون لحظات شادی و خوشحالیم داشتم به این فکر میکردم که ” خدا = انرژی هست = پول هست ” پس نگرانی چه معنی میده؟! هست دیگه میاد. اصلا چرا بهش فکر کنی؟ شااااااااااد باش لذت ببر که موفقیت یعنی همین شادی تو این لحظه. همین رضایت و احساس سپاسگزاری یعنی موفقیت. همین که این قدر تغییر کردی تو خرید کردن یعنی بزرگترین موفقیت برای تو
به خدا میفهمم چی میگی استاد
ملت پول رو بُت کردن
اصلا پوووووول شده بزرگترین بُت انسانهااااااااااا
پول پول پول بت بت بت
هیچ کی به ماهیت اون پول فکر نمیکنه که بابا اون پووول اصلا چیه که تو انقدر دنبالشی
یه بار یه اسکناس رو آتیش بزن میفهمی واقعا چیه! تا وقتی پول یه تیکه کاغذه خیلی ارزش داره. حتی وقتی گوشه هم نداشته باشه ارزشی نداره!!!
یعنی مردم یه بتی رو میپرستن که فقط کافیه گوشه نداشته باشه ! هیچ ارزشی نداره دیگه 🤣
اگر بفهمی پول همون خداست میفهمی تو دنبال خدایی. بعد آگاهانه میافتی دنبال خدا نه دنبال پووول! چون میدونی پول هستتتتتتتتت فتو فراوانننننننن
پول تو خونته اصلا – هه چون خدا تو خونته
خلاصه که این فایل منو خیلی تکون داد
باعث شد بازهم فکر کنم و تجدید نظرهای اساسی در مورد هدفم از کار بدم.
استاد جان امروز هدایتی اومدم به این فایل و این فایل رو قبلا گوش دادم طبق روال همیشگی من که هر فایل رو اون روز چندین بار میزنم رو تکرار و امروز این فایل رو از صبح چند بار گوش دادم اما انگار هیچ کدوم از این کلمات به گوش من نخورده بود هر کلمه که میشنیدم میگفتم خدایا این کلمات کجا بود
داشتی در مورد لذت بردن از مسیر حرف میزدی چیزی که بار ها تو هر فایل گفتید که مقصد گرا نباشم بارها گفتید پول و رقم بانکی ملاک موفقیت نیست اما انگار من نشنیدم و امروز هر کلمه مثل پتک تو سر من میخورد حواست کجاست زهرا ؟داری خودتو کشف میکنی یا یه نقطه گذاشتی روی قله کوه و تا به اون نقطه نرسی اسم خودتو نمیزاری موفق و رشد یافته و خوشبخت ؟حواست کجاست تک تک این ثانیه ها و لحظه ها از طلا ارزشمند تره و تو داری آسون ازش میگذری و داری پدر خودتو در میاری که برسی به اون نقطه
حواست هست که تو فقط باید یه قدم از دیروز بهتر باشی ؟
حواست هست تو فقط قرار تو این مسیر لذت ببری؟
حواست هست تو قرار خودتو و استعداد هاتو کشف کنی ؟
یا اینکه فقط باید فلان خونه با متراژ فلان داشته باشی و فلان رقم تو حسابت باشه تا بینی این نعمت ها و ثروت هابی که هرروز داره تو زندگیت میاد این سلامتی خودت و تک تک اعضای خانواده
حواست هست زهرا تو از یه آدم که حتی بلد نبود حرف بزنه بلپ نبود ازشهر خودش بره بیرون تبدیل شدی به آدمی که خیلی راحت ارتباط برقرار میکنی و تا اون سر دنیا شهامت داری بری تا جنوب کشور تنها رفتی
حواست هست یه روز بزرگترین ترس و چالشت این بود که عکس خودتو بزاری رو پروفایل و واسه معرفی کار ها ی خودت حرف بزنی ؟الان کجایی زهرا ؟ این مسیر رو تو رفتی خودتو باور کن ببین این ها رشد و خوشبختی دنبال مقصد نباش نچسب رها باش بزار خدا جاری کنه
زهرا اگه تونستی هر ثانیه خودتو رشدتو ببینی موفقی اگه تونستی هر ثانیه ایمانتو حفظ کنی و به خدا اعتماد کنی خوشبختی اگه تونستی هر ثانیه یه قدم بردای موفقی اگه تونستی هر روز بهتر از دیروز باشی موفقی
حالا بم بگو آدم موفقی هستی ؟ رشد این پنج سالتو میبینی ؟ میبینی اون آدم که یه روز آرزوش بود با همسرش و بچهاش در آرامش باشه الان چه لحظه هابی داره تجربه میکنه آقا همین چند ماه پیش که با استاد حرف زدی رو یادته گفتی میخام عشق جاری بشه تو روابطم الان چی زهرا میبینم چه برکتی تو زندگیت جاری شده روابطتتو میبینی زهرا رها باش نچسب به پول پول باید دنبال تو بیاد زهرا پول از شورو شوقی میاد که تو این چند وقت داری برای تولید هر محصول جدیدت پول دنبالت میاد تو نمیخاد دنبالش بری
موفقیت یعنی یه قدم از دیروزت بهتر باش همین نمیخاد زور بزنی قانون رو درک کن دیگه همه چی تمام
مثل استاد قانون رو درک کرد و هرچی که میخاست تو زندگی خلق کرد پس این قانون برای همه چی جواب میده تو بین چقدر برات مهمه که این قانون اصل زندگیت باشه چقدر مهمه که با این قانون زندگی کنی اون وقته که همه چی خودش جاری میشه تو زندگیت
استاد چقدر چقدر تحسین کردم هر کلمه ای که گفتید که یه پسر شهرستانی اومده تهران و سمینار برگزار کرده دقیقا همین نگاه شماست که داره هرروز نعمت هارو جاری تر میکنه تو زندگیتون همون شور و شوق و چقدر ذهن من قفل داره راجب اینکه ملاک موفقیت پول ملاک خوشبختی فلان خونه و ماشین و اونکه شما همیشه میگید از همون جا که هستی راضی باش و شما میگید هیچ فرقی ندارع براتون فلوریدا و بندر عباس از نظر احساسی براتون همون موقع هم شور و شوق و احساس خوب رو داشتید
استاد تک تک کلمات این فایل رو باید با طلا نوشت اون عملگرا بودنتون اون ایمان و اشتیاق شما رو اینکه اجازه میدید برای هر چیزی خدا جاری بشه و هدایت کنه
عاشقتونم عاشقتونم و خدارو بینهایت سپاسگزارم بابت وجود ارزشمند شما تو زندگیم
سپاسگزارم که عشق و مهرتو نثارم کردی و کامنتمو خوندی و پاسخ دادی ممنون بابت تحسینت عزیز دلم خدارو شکر میکنم که هر چه هست فضل خداست و برات بینهایت خوشبختی و سعادت آرزو دارم 😘😘😘انشالله که هرروز آگاهتر و با ایمانتر و متوکل تر تو مسیر باشیم عاشقتم عزیزم 😘
و او را از جایی که گمان نمی برد روزی می دهد، و کسی که بر خدا توکل کند، خدا برایش کافی است، [و] خدا فرمان و خواسته اش را [به هر کس که بخواهد] می رساند؛ یقیناً برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است.] 💓💓💓💓💓
یعنی چندین بار اینو از اعماق درونم میشنیدم و آخرش به ذهنم گفتم اصلا مهم نیس خدا داره میگه بهم توکل کن من حتی اگه به درامد هم نرسم که میرسم، میخوام به خدا توکل کنم 👌
تو فقط چرت میگی و ترس میندازی تو وجودم
و گفتم خدایاا خودت ایمانو بیشتر کن به ادامه مسیر😭😍
.
و صبح که از خواب بیدار شدم اصلاااا عاشق اینم که از خواب بیدار میشم اول از همه دست به سمت گوشی میره و دوم میره توی سایت استاد عباس منش و وقتی رفتم دیدم توی بنر سایت فایل جدید اومده
و گفتم حالا بعد نگاه میکنم ولی خدا گفت همین الان بازش کن ببینش و شروع کردم به دیدن فایل،
اونقدر این جلسه،
(«موفقیت»، مسیر رسیدن به خواسته است نه مقصدِ آن)
برای من لذت بخش و تازگی داشته که حسم گفت برو اون فایل استاد در سال ۸۷ رو ببین
اصلا وقتی فایل تالار تفاهم رو دیدم کلا یه مُهر محکمی کوبیده شد برای من که ادامه بده به این مسیر و این دوتا فایل برای من بود
و تو فقط ادامه بده و توکل کن فقط به ربّ!
به بقیه کاری نداشته باش و
بعدش دیدم که بابا من تو همین مدت که اومدم توی همین مسیر جدید و ناشناخته کلی پیشرفت کردم کلی اعتماد به نفسم بیشتر شده و کلی مهارت هایی که برای اینکارم هستش رو یاد گرفتم و اینا برام همش نتیجه هستش و به خودم گفتم وقتی من سر این کار هستم اصلا
نه گذر زمان رو میفهمم
نه تشنگی
نه گرسنگی
و بلکه با تمام شور وشوق کارمو انجام میدم و لذت میبرم و
خب همین الان من به خواستم رسیدم و مهم تر از همه حالم عالیه
پس براچی دارم به نجوا های ذهن گوش میدم و خودمو اذیت میکنم و حالا فکر کن که به نتیجه مالی رسیدی و پول هم اومد آخرش که چی؟
جز اینکه که احساستو خوب کنه
خب،
همین الان تو با انجام اینکار که احساست بیشتر از اومدن پول خوبه که
پس چرا احساس این لحظه رو خراب کنی برای نبودن پول
و پول فقط انرژیه و همین الان تو ساختیش با این توانایی که در وجودت هستش پس ادامه بده و ادامه بده
و پول هم اونقدر میاد که نتونی بشماریش👌👌
استاد من توی اون فایل سمنیار ۸۷ جز زیبایی و مطالب عالی از شما واقعا چیزی ندیدم و بلکه اونجا فکر میکنم یه چیزهایی رو بهتر دارید توضیح میدید که چون سالها ازون موقع گذشته براتون عادی شده ولی خب برای کسایی که تازه در ابتدای مسیر هستن خیلی میتونه کمک کننده باشه
یه درخواست دارم که اون فایل هارو بذارید روی سایت و ادامه بدید اون دوره ۲۱ جلسه رو
چون واقعا گنج هستش 👌👌😍
و حتی اگه همون فایل ها بتونه به یه نفر مثل من کمک کنه که میدونم به خیلی بیشتر از بچه ها کمک میکنه شما گُل⚽🥅 رو زدی و حالت بیشتر خوبه و ثروتمند تر میشی
و درک اون فایل ها واقعااا خیلی مهمه 👌👌
پس اگه این الهام رو از خداوند دریافت کردی که اون فایل ها رو بذاری حتما بذارید من عاشقانه و مشتاقانه آماده دیدن و عمل کردن اون حرفا هستم 👌
.
یه چیزی که توی تموم کارهای شما ازون اول تا الان موج میزنه همون حرفیه که همیشه میگید
داشتن عزت نفس👌👌
و ازهمون موقع هم تاکید فراوان داشتید بر روی عزت نفس و اعتماد به نفس و الان خیلی بیشتر از قبل دارم این عزت نفس رو درک میکنم که اونقدر مهمه که تضمین کننده موفقیت هر انسانی هستش و تصمیم گرفتم که فقط تمرکزی و لیزری روی محصول عزت نفس و دوره ۱۲ قدم کار کنم و در یه مدت زمانی بنای عزت نفسمو عالی بسازم و بعدش فقط تکرار کنم تا بهشون آبیاری کنم👌و بعد به سراغ فایل های دیگر بروم
یه نکته دیگه ای که این سمینار داشت موقعی بود که
آخرش آهنگ رو گذاشتید برای بچه ها
دقیقا دوربین رفت روی یه مادر و دختر که عینک داشت و ته سالن نشسته بودن که اینا دقیقا همسایه دیوار به دیوار خونمون توی کوچمون بودن و اصلا وقتی من دیدم تعجب کردم و گفتم اینا🧐😧توی سیمنار استاد بودن سال ۸۷ 😳
و دیدم آره خودشون هستن
و بعدش یادم اومد که کاملا این خانواده متفاوت از آدم های کوچه ما بودن و همه افراد کوچه میگفتن که اینا چقدر خودشو میگیرن انگار از دماغ فیل افتادن
ولی الان میفهمم که نه اونا داشتن روی خودشون کار میکردن و به کوه الماس برخورد کرده بودن👌👌و با استاد آشنا شده بودن
و قانون رو فهمیده بودن و توی مدار دیگه ای بودن
و الان اینا همین ۴-۵ سال پیش ازکوچه مون رفتن و نمیدونم کجا رفتن،
ولی درسش این بود که تو فقط کار کن روی خودت و روی خودت سرمایه گذاری کن و مدارت جابجا میشه و از افراد جدا میشی و این یک قانونه👌👌
.
خیلی خوشحالم که امروز خداوند منو نسبت به مسیری که دارم میرم آگاه تر کرد و ایمانم رو بیشتر کرد که ادامه بده و به ایده هایی که میگم عمل کن و عزت نفستو بساز و تموم موفقیت هات با عزت نفس گره خورده👌👌
و فقط استمرار داشته باش👌❤
.
خدایااا شکرتتتتتت که دارمت🙏❤
.
دوست دارم یبار دیگه این کلام خداوند رو اینجا بیارم که اصلااا درک همین یه آیه یعنی ایمان عملی و دسترسی به تموم ثروت های دنیا👌
و او را از جایی که گمان نمی برد روزی می دهد، و کسی که بر خدا توکل کند، خدا برایش کافی است، [و] خدا فرمان و خواسته اش را [به هر کس که بخواهد] می رساند؛ یقیناً برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است.]
هربار فایلهای قدیمی شما استاد عزیزم رو می بینم ومقایسه می کنم با فایلهای اخیرتون، یا درکل وقتی تمام فایلهاتون از اون اولین تا اخرینش که توی دوره ها و توی فایلهای دانلودی سایت هست،یک چیز توی تمام صحبتهاتون، برای من به شدت واضح وقابل لمسه، واونم یه چیزه، چطور انسانی یکتاپرست تر وتوحیدی تر باشیم؟
که بتونیم از این طریق طعم شیرین خوشبختی رو هم توی این دنیا وهم اون دنیا بچشیم….
اصلا این مسیر هیچ راه میانبر دیگه ای نداره، سلامتی میخوای؟ ثروت میخوای؟ شهرت میخوای؟ اول باید توحیدی بشی، باید یکتاپرست بشی!!!
چطوری؟ با شناخت خدا وخودت….
اول باید بیای ببینی کی هستی چی هستی؟ از کجا اومدی به کجا میخوای بری؟ هدف خالقت از خلقتت چی بوده؟ اصلا خالقت کی هستی؟
وشما به لطف الله شاه کلید رو توی تمام فایلهاتون چه دانلودی چه دوره ها، میدی دست اونکه به این آگاهیها عمل میکنه، اونکه میخواد یه پکیج کامل از سلامتی وثروت و خوشبختی و معنوییت داشته باشه….
اخه واقعا کیه که عاشق خدایی که شما معرفی می کنید نشه؟ آخه کیه که با تمام وجود بیاد وبخواد خداشو پیدا کنه همون خدایی که به سیدحسین عباسمنش همه چیز عطاء کرده ، خیردنیا وآخرت، ولی پیداش نکنه؟؟!!!
خدارو هزاران بار شکر، که حس خوشبختی تمام وجودم رو پر کرده، حسیکه نمیشه برای کسی توصیفش کرد جزء شما و مریم جان و بچه هایی که اینجان وتجربش کردن….
اصلا یه وضعیه!!
یکی به خاطر ثروت اومده، یکی اومده روابطش عالی بشه، یکی دنبال معنوییت اومده، یکی دنبال صحت وسلامتی اومده، یکی اومده ببینه چطور می تونه به شهرت برسه، یکی اومده خوشبخت شدنو یادبگیره وتجربه کنه!!!بعداونها که اومدن اینجا تواین مسیر، می بینن اینجا اگه باشن و به این اصل عمل کنن می تونن همه چیزو باهم داشته باشند، می بینن سیدحسین عباسمنش میاد اینهمه ساااااال باعشق هزاران فایل تولید میکنه که حرف اول وآخرش یکیه، اینکه آی مرد آی زن، مهمترین رابطه ی شما رابطه ی شما و خداتونه، بیاین یادتون بدم چطور اونو درستش کنید اونو بسازینش که به هرچی میخوای برسید!!!
خب به طبع هرکی گوش کرده عمل کرده نتیجه دیده و می بینه….
حالا موفقییت توی هر جنبه از خواسته های ما، معلوم میکنه ما چقدر توی مسیر رسیدن به اون خواسته داریم از مسیر لذت می بریم و دنبال مقصد نیستیم، چون اونکه فقط دنبال رسیدن به مقصد هست انقدر عجله داره، انقدر تند تند رد میشه که زیبایی های توی مسیر رو نمی بینه، برای همین وقتی به مقصد میرسه انقدر خسته اس که دیگه لذتی نمی تونه ببره، تازه گاهی براش بی ارزش میشه اونچه که انقدر در پیش اذییت شده…
ولی اونکه هر روز سعی میکنه بهترین خودش رو به خودش وجهان ارائه بده، اونکه میدونه وبه این درک رسیده امکان داره که امروز آخرین روز زندگیش باشه پس از زندگیش لذت میبره، اینطوری هر روز که میگذره هم شاهد رشد وپیشرفت خودش هست، هم انگیزه وامید میگیره از نتایج هرچند کوچیک هم وقتی به خواسته ای میرسه حسش خوبه، باز خواسته جدیدی درش شکل میگیره و بهش انگیزه ادامه دادن میده…
این فقط خود شخص هست که میدونه چی بوده وحالا چی شده، نه اینکه دیگران بگن یا بفهمن، این خوبه که تغییرات مثبت آدم انقدر واضح و قابل لمس باشه که همه متوجه اش بشن وباعث انگیزه و عزت نفس واعتماد به نفس آدم بشه، اما همینکه هرکسی بدونه چه گذشته ای داشته چه هدفی داشته وبه چی رسیده وچی بدست آورده که براش قابل ارزشمندی هست کافیه…
اگه قرار بود برای کساییکه اینجا هستند وشما استاد عزیزم متر ومعیار دیگران از خوشبختی مهم باشه، که الان نه،شما اینجا بودید و نه منو،ومااااا…..
برای یه نفر از روستا به شهر مهاجرت کردن یعنی رسیدن به هدف، برای یکی گرفتن یه مدرک میشه یه هدف، برای یکی جذب شخص دلخواهش میشه یه هدف، برای یکی رسیدن به استقلال مالی میشه هدف، برای یکی داشتن سلامتی کامل میشه یه هدف….
وهر کدوم از این افراد که به هدفهاشون برسند یعنی تونستند قانون رو درک کنند به اجرا در بیارنش و از رسیدن به هدفشون راضی باشند….
همونطور که شما سال 87،از اینکه تونسته بودید به اون اهدافتون و برگزاری همایش ها و کلاسهای 21 جلسه ای و……برسید حس خوشبختی داشتید و حس رضایت…چون اونها هدف شما بود وبهش رسیده بودید….
من یادگرفتم برای اونچه که میخوام وجهان در اختیار میذاره همواره سپاسگزار باشم حتی اگه از دید دیگران ناچیز وپیش پا افتاده باشه…
مثل خریدن یه آدمس عسلی بادکنی که بتونم باهاش صدا دربیارم وپفش کنم به یاد بچگی…
یا خرید یه کفشی که خیلی دلم میخواست داشته باشم ویا چاپ چندتا کتاب از ده ها کتابی که نوشتم، یا داشتن هر روزه یکی دوتا مشتری خوب وخوش برخورد توی کار وحرفه ام که یه روزی آرزوم بود، و…..
اینها خواسته های من بودند خواسته های من هستند، وبرام مهم نیست که دیگران نظرشون در مورد من ویه زندگی ایده ال برای من چیه…
همونطور که برای شما استاد عزیزم مهم نبوده ونیست که اون ایده الی که دیگران ازش دم میزنند برای شما، چه بوده وهست،وشما همواره از گذشته تا امروز سعی کردید بهترین خودتون رو به جهان عرضه کنید و در مسیر خلق خواسته هاتون ثابت قدم باشید وصد البته الگویی مناسب از یه شخص موفق در هر زمینه ای….
الهی هزاران بارشکر که خداوند مسیر خیرو خوشی رو برای تک تک ما همواره کرده ومارو در این مسیر پرخیروبرکت ثابت قدم نگهداشته
عجججب فایلیییی بود خداااا خدایاشکرت که این فایل رو دیدم دمت گرم استاد چقدر کیف کردم
هر حرف شما انگار یکی با بیل تو مغز منو زیر و رو میکرد انگار داشتین منو میگفتین
چه اکاهیی.به به
من تا حالا کجا بودم؟چه دنیایی
منی که دنبال موفقیتم منی که یه سری خواسته دارم حتی به معنی واقعی موفقیت فکر نکرده بودم چه تعریف مسخره ای توی ذهنمبوده از موفقیت چه معیار مزخرفی که پول میزان موفقیت ادماست؟درسته پول خوشبختی میاره و همه میخوان داشته باشن ولی نباید مارو از اصل دور کنه
موفقیت یعنی وحید امروز از وحید دیروز یه پله یه پلهههه بهتر باشه نه یه عالمه نه اینگه مثلا دیروز موجودی 1 تومن بوده امروز شده 10 تومن پس من ترکوندم
چقدر این ذهنیت باعث استرس و حال بد میشد واسم استاد چقدر هر سال خودمو با این معیار اندازه گرفتم
صد در صد قبول دارم که با کار کردن روی خودم حتی از نظر مالی نسبت به قبل خودم خیلی بهتر شدم ولی هنوز اون استقلال مالی که شما میگین نرسیده ولی این فکر و ذهنیت در مورد موفقیت باعث شده بود که احساس لیاقتم کمتر بشه باعث شده هر روز و هر شب چنگ بزنم واس یه قرون دوهزار بیشتر و لذت زندگی رو لذت مسیر رو ازم گرفته بود
منم مث شما استاد از شاکردی و فروشندکی پوشاک شروع کردم و بعد خدمت با هیچی استاد واقعا با هیچی اومدم تهران نه جایی بلد بودم نه میدونستم اصلا تولید پوشاک چیه نه میدوستم بازار و عمده و خیاطی چیه ولی اومدم و با همکارم شروع کردم ادامه دادم و الان جایگاهی دارم که 4 سال پیش تو خوابم نمیدیدم
منی که 30 سال ارزوی ماشین داشتم الان 206 گرفتم خونه اجاره کردم برای خودم مغازه گرفتیم درامد بهتر شده اینا ظاهر قضیه است که حتی اینام نادیده میگیرم و فقط فکر پر شدن حساب و به خیال خودم استقلال مالیم وحییید مسیر چی شد پس؟
تو شخصیت خودم چقدر بهتر شدم
چقدر تعریف خدا تو ذهنم عوض شد چقدر صبورتر شدم چقدر باورهای داغونم بهتر شد
چقدر با بقیه با احترام و عشق بیشتر رفتار میکنم
چقدر جرات پیدا کردم که تو جمع راحت حرف بزنم چقدر جرات پیدا کردم با جنس مخالف حرف بزنم و ارنباط بگیرم چقدر خودمو بیشتر شناختم و بیشتر دوس دارم چقدر خودمو پیدا کردم
چقدر شجاع شدم که حرف بزنم و نترسم از لهجه داشتن و اینکه بقیه مسخره کنن چقدر پوششی که دوس دارم بپوشم واسم جذاب و عادی و نگران نظر بقیه نیستم چقدر ایمان بهتر دارم که نگران رفتن مشتریا نیستم حتی اون خوبه چقدر با ذوق دنبال بهتر شدن فروش و کارمم
چقدر جرات دارم که پیگیر حسابم میشم با مشتریا دیگه فکر نمیکنم اگه اینا نباشن دیگه تمومه و چقدررررر از این چقدرا میتونم بگم و به خودم یاداوری کنم که پسر تو همین الانم ترکوندی همین الانم عاشق خودتو مسیرت باش جلوتر چیزی نیست جاده رو دریاب
یه بچه شهرستانی بدون جا و کار و پول اومدی الان خونه مستقل ماشین مغازه و درامد خوب و…ولی هممممشششون یادت رفته فقط فکر همون صفر حساب بانکی غفلت کردی از زندکی و لذت بردن واقعا این فایل منو از خواب غفلت بیدار کرد استاد و چقدر کیف کردن باهاش خدایا صدهزار مرتبه شکر که اینجام تو مسیر درست و بهتر شدم ممنون ازت استاد عزیزم
چقدر بغض0 گلومو گرفته از اشک شوقی که برای خودم بریزم و موفقیتمو جشن بگیرم تو این سالا
سلام اقا وحید ممنونم بابت کامنت فوق العاده شما. اینگار ارسال دیدگاه برای این قسمت بسته شده است. بخاطر همین من تصمیم گرفتم دیدگاهم را اینجا ارسال کنم.
سلامبه شما استاد توحیدی و تغییر نگرش و خانومشایسته عزیز
عجججب فایلیییی بود استاد. خداروشکرت که بهم یاداوری کرد که ازاده مسیر موفقیت فقط مقصد نبین الانم تو خیلی رشد و تکامل داشته ای و هر روزم نشونه هاشو در زندگیت میبینی. این حرف شما انگار یکی با بیل تو مغز منو زیر و رو میکرد انگار داشتین به من میگفتین که ازاده تویی که اینقدر رفتار ادمهای روابطت باهات عالی شده اینقدر داخل خونه جایگاهت بالا رفته بهت احترام میگذارند. حرفتو میگی برات ارزش قایلند. مگه یادت رفته از ده سالگی که مادرت فوت کرد چقدر ارام شده بودی حتی گاهی باخودت فکر میکردی که نکنه من صحبت کردن یادم برود. این تغییرات اگر تغییر باورها و تغییر ارتعاش من نیست که باعث حس بهتر من و عزت نفس در من میشود پس چیه. من فقط باید خودمو باخودم مقایسه کنم من نسبت به دیروزم پیشرفت کردم. نسبت به دیروزم برای حرف و نظرم ارزش بیشتری قائلم.
من الان اینقدر ازاد و رها شدی که دست از کنترل و قضاوت افراد برداشتم خدا رو محافظ عزیزانت میدونی و همه عزیزانت رو به خدا سپردی. دست از احساس گناه برای اونا برداشتم. من اینقدر قوی شدم که دارم برای مستقل شدن خودم گام برمیدارم. با اینکه شاید افرادی مخالف این مطلب باشند. اما من براساس علاقه خودم گام برمیدارم. حرف مردم در زندگی من تاثیری ندارد. اخه خدا اینقدر بزرگه که کنترل صد در صد زندگیمو به خودم داده ازاده ای که از ترس اینکه بقیه ناراحت نشدند خیلی ارتباطات قطع کرده بود الان طبق میل خودش برای استقلال داره گام برمیدارد. ازاده ای که دیگه به پدر و مادرش وابسته نیست و همه افراد دستی از دستان خدا میدونه که به کمکش میان. این تغیرات اگر پیشرفت نیست پس چیه. چرا ما خودمونو به یک هدف خاص گره میزنیم. موفقیت همون بهبود پله به پله هر روزه منه.
که من باید هر روز ببینمشون تاییدشون کنم تابه اون جایگاه هم برسم.
واقعا چقدر شخصیت من بهتر شده.
چقدر تعریف خدا تو ذهنم عوض شده چقدر صبورتر شدم چقدر باورهام بهتر شد. الان همه نعمت ها و همه انسانها دستی از دستان خدا میدونم. مالک هر چیز خدا میدونم که اونم میخواد بی حساب به من ببخشه. نگران بودن یا نبودن افراد، تایید یا عدم تایید اونا، و همراهی یا عدم همراهی افراد نیستم، چون میدونم که دستان خداوند که من به هدفم برسونند زیادند. میدونم من ممکنه با خانوادم همفرکانس نباشم باید باخودم باشم اما در درونم چیز دیگری تجربه کنم.
چقدر با بقیه با احترام و عشق بیشتر رفتار میکنم
چقدر جرات پیدا کردم که تو جمع راحت حرف بزنم چقدر جرات پیدا کردم با جنس مخالف حرف بزنم و ارنباط بگیرم چقدر خودمو بیشتر شناختم و بیشتر دوس دارم چقدر خودمو پیدا کرد. استاد در روابط دیکه معیارم برد خودم نبست من معیارمو حال خوب خودمه اگر این موفقیت نیست پس چیه
استاد به خدا همین احساس ارامش و یقین و همین وعده های احابت که خدا به ما میده برای حال خوبمون کافیه. ما در مسیر به صلح رسیدن باخودمان باشیم لاجرم همه چیز دریافت میکنیم.
اینکه در مسیر هستیم و با امید ادامه میدهیم همون نشاندهنده لذت ما از زندگیه.
استاد مرتب و هر روز اصل را به خودمان یادآوری میکنیم اصل همان توحید و یکتا پرستی است. توحید و هماهنگی با قوانین که برای ما کافیه.
اصل اینه که تمام اتفاقات زندگی ما حاصل باورها و فرکانس هامونه. هر شرایطی که تجربه میکنیم حاصل فرکانسها و ارتعاشاتمونه
استاد در واقع عملکرد ما حاصل باورهامونه به جای اینکه بخواهیم فقط یک سری اطلاعات فراوان گوش کنیم ما باید یاد بگیریم که بیشتر عملگرا باشیم.
یاد بگیریم
روی هیچ کس جز خدا حساب نکنیم.
ادمها و اشیا مارو از سفرمون دور نکنند کاملا ازاد و رها باشیم.
توجه طول روزمون به خواسته هامون باشه. درموردش باخودمون و افرادی که مقاومتی ایحاد نمیکنند حرف بزنیم. ادمهایی که حتی یکی از خواسته های مارو هم دارند تحسین کنیم. اینا نشون میدند که خواسته ما هست و وجود دارد.
یادمون باشه که اعتبار هر انچه داریم به خدا بدیم. حتی همین کامنتی که من الان مینویسم اعتبارش با خداست.
یاد بگیریم به یک اگاهی و یک باور اینقدر توجه کنیم که کامل یادش بگیریم. تا اینکه بخواهیم مرتب ذهن خودمان پر اگاهی هایی کنیم که درش عملی هم نبست.
گاها چقدر لذت میبرم تو این سایت ی چیزایی میشنوم که نه تنها همیشه دنبالش بودم بلکه بد رقم به رگ و خون من میشینه
اصلا من خودم به شخصه برای ی چیزای دیگه وارد این سایت شدم کلا دنبال ی خواسته های دیگه بودم
من اینجا به چیزاهایی رسیدم که برام خیلی خیلی خنده داره ی روزی اون خواسته ها رو داشتم .
یادمه قبلا اغلب شبا موقع خواب دمنوش بابونه میخوردم تا خوابم ببره و مدام سردرد میگرفتم که ی دکتری گفت بابونه فشارتو بالا میبره که سردرد میگیری
اما چند روز پیش تو ی دورهمی داشتن در مورد این صحبت میکردن که شبا نمیتونن راحت بخوابن که من گفتم اصلا نمیتونم درک کنم یعنی چی شبا خوابتون نمیبره
حتی ی دکتر زیبایی گفت چون همش به طرف راستت میخوابی کنار چشم راستت چروکه
استاد شما که میفهمی من چی میگم
من شبا اینقدر راحت و با آرامش میخوابم که واقعا تا صبح حتی دست به دست نمیشم
استاد شما که میدانی این خواب راحت نتیجع ذهن راحته منه
یا چند مدت پیش داشتم دفتر پارسالمو میخوندم دیدم ی روز ی صفحه شکرگزاری نوشته بودم که خدایا سپاس گذارم تونستم بالاخره صبحونه بخورم
یعنی من در شرایطی بودم که نمیتونستم صبحونه بخورمااا
اما الان
چی بگم
خدایا شکرت
من الان حتی اضافه وزن دارم .اصلا 8 صبح صبحونه کامل خوردم دارم وسایلاش جمع میکنم .
استاد شما بهتر از هرکی میدونین من دارم از چی حرف میزنم
خدای من
خدای مهربان و دوست داشتنی من
من الان در جایگاهی هستم که توپ هم نمیتونه منو به هم بریزه ریلکس تر از خود واژه ریلکس
اصلا همیشه به خودم میگم این سایت برای من مث ی جزیره میمونه که کشتنی من تو دریا غرق شده و من چون خواستم زنده بمانم خدا منو زنده نگه داشته من خودمو رسوندم به جزیره که راه نجاتم بشه بتونم برگردم خونم.
اما هر قدمی که جلوتر میرم تو جزیره به دنیای عجیب و دوست داشتنی میرسم که اصلا میخوام برای همیشه تو جزیره بمونم و از مابقی زندگیم لذت ببرم
اصلا این جزیره همه خواسته های منو ی جا داره فقط کافیه که برم بگردم وقت بزارم پیداش کنم.
خدایا شکرت
خدایا بی نهایت شکرت
خدایا شکرت که هر روزداری منو هدایت میکنی و در جدید از نعمت هات به روم باز میکنی
ی روزی کلی دغدغه داشتم که چرا فروش ندارم اما الان ی مشتری از ی استان دیگه بدون اینکه حتی منو دیده باشه زنگ میزنه میگه شمارتو فلان داده شماره کارت بفرست پول واریز کنم این تعداد جنس برام بفرست .فقط پول دو عدد جنس سفارشی این شخص حداقل 200 میلیون تومان میشه.
خدایا شکرت
خدایا شکرت که لیاقت اینو دارم که اینقدر شخص مورد اعتماد مشتری ها باشم .
خدای خوبم سپاس گذارم که من همه اینارو از تو دارم.
ی روزی چسبیدم به ی شخص به ی رابطه و خودمو تا مرز مرگ بردم
اما الان دقیقا همون شخص به هر دری میزنه که من فقط ی بله ساده بگم که میگه بهترین خونه بهترین ماشین اوکی کردم فقط برای آرامش و آسایش تو
خدایا شکرت
خدایا شکرت بهم گفتی بمون بهم گفتی نا امید نشو بهم گفتی رها کن بهم گفتی فقط ادامه بده
خدایا شکرت که بهم گفتی اول از هر چیز تکاملتو طی کن
خدایا شکرت که زمانی که عجول بودم و به هر دری میزدم که به خواسته هام برسم گفتی صبور باش گفتی ی فاصله هست بین ارسال فرکانس تو و نتیجه گرفتنت
خدایا شکرت که بهم گفتی همیشه حالتو خوب نگه دار شور و شوق داشته باش تا این فاصله زودتری طی بشه
خدایا شکرت که برای من پدر شدی برای من مادر شدی از وقت نوزادی من وقت گذاشتی و کلمه و کلمه به من حرف زدن راه رفتن یاد دادی
خدایا شکرت که ی وقتایی اجازه دادی دستمو به شعله بزنم که حالیم شه داغه و دیگه نباید دست بزنم
خدایا شکرت که بهم اجازه دادی زمین بخورم زانوهام زخم بشه شلوارم پاره شه که حالیم شه محکمتر از قبل قدم بردارم
خدایا شکرت که بهم اجازه دادی حریص باشم که طمع کنم که زیرآبی برم تا حالیم بشه هیچکدام از این ها مسیر رسیدن به ثروت و فراوانی نیس
خدایا شکرت که بهم اجازه دادی چندین بار رابطم به هم بریزه تا حالیم شه باید عزت نفس داشته باشی باید به خودت و هویتت ارزش قائل شی
خدایا شکرت که تو رفیق فاب منی
خدایا شکرت که تو خدای منی و من بنده توام .
خدای خوبم خدای مهربانم مث همیشه شبا دستامو باز میزارم میخوابم که تو دستامو محکمتر از قبل میگیری
خدای مهربونم خدای وهابم من مث همیشه رو قدرت محض تو حساب کردم من تنها به تو توکل کردم من تورو در سلول به سلول بدنم حس میکنم چون تورو دارم اینقدر سرم بالاست
خدای سریع الاجابه من میدانی که من غریبه نیستم من در توام و تو درمنی و این یعنی همیشه فقط متوکلم به تو بهترینم.
استاد قشنگم خیلی خیلی ازت ممنونم که فایل فوق العاده ای برامون اوکی کردی
سلام دوست قشنگم.مرسی از کلمات قشنگی که به لبای قشنگ تو نقش بسته.از خدا میخوام سریع تر از تصورت به خواسته هات برسی چون خداسریع الاجابه هستش.بهترین های دنیا سهم قلب مهربونت گلی خانم.
و ایمان دارم همان خدایی که تا این لحظه به من زندگی بخشیده به من امید بخشیده به من فرصت سپاس گذاری بخشیده منتظره تا به سمتش قدم برداریم.
همان خدایی که استاد با لبخند زیباش گفت
تو قران اومده
هر وقت توبه کنین خداوند رو توبه پذیر ومهربان خواهی یافت.
و من با تک تک سلول های بدنم عاشق این خدام که هر وقت رفتم سمتش عاشقانه بغلم کرد و من در سایه لطف و فضل خدا هر لحظه دارم به خواسته هام نزدیکتر میشم و ایمان دارم بودن ما در این مکان اتفاقی نیس.خدایا شکرت و با خدت بودن رو برای تک تک دوستان آرزو میکنم
واقعا دمتون گرم کامنت هاتون دیوانه میکنه هر عاشقی رو😘☺️
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی مقاومت داشتم برای کامنت گذاشتن دیروز با خودم متعهد شدم هر فایل رایگانی میبینم حتما درکم رو هرچقدر کوچک بنویسم و اون فایل برام حلال باشه و ردپای به جا بزارم از کجا شروع کردم…..
استاد گرامی و ارجمندم مردبزرگ الگوی زندگی ام میدونی استاد وقتی داشتم اون فیلم سال 87رو میدیدم اشک میریختم و حسرت اون کسانی که کنارت بودن رو میخوردم ای کاش منم بودم تو کلاسهاتون دوره هاتون اون زمان تو میدون ولیعصر توی دفتر تیزر تلوزیون کار میکردم چرا هیچ وقت ندیدم😢
من که دنبال موفقیت بودم چرا غافل بودم من عاشق اون موقع شما بودم عاشق حرف هایی گذشته تون یه جنسی داشت که نمیشه گفت جایی نشنیدم یا ندیدم استاد فایلهای قدیمی تون منو دیوانه میکنه اونقدر انرژی وجودم رو زیاد میکنه که شب روز معنا شو از دست میده برام استاد من اون کامنتهای که میگفتید رو نخوندم چون فقط یا کامنت امتیاز بالا یا لایک شده هارو میخونم 🤗
میگم وقتی استادم تایید کنه یعنی این اصل جنسه 😉
استاد جانم وقتی میگفتی یکسری از بچههای چیا گفتن من اشک میریختم میگفتم اخ بابا اون عزتی که الله یکتا به این مرد داده رو نمیبینند یا اون قدرت کلام اون جنس توحید رو در کلام این مرد نمیشوند یا اون قلبهایی که نرم شده وبا عشق نشستن و با دقت دارن گوش میدن بدون هیچ گونه حرف اضافه ای (اینو بگم تو سمینارهای تهران رفتم شوخی ها یا تکه انداختن ویا تحقیر هایی رو دیده بودم ویا اینکه طرف نشسته منتظره استاد رو ضایع کنه دیده بودم،، ) استاد اینجا همه مسخ بودن مسخر قدرت کلام من توی اون فیلم جز عزت و قدرت الله یکتای هیچی ندیدم به خدا من بالا10بار دیدم هر دفعه اشک ریختم هر دفعه گفتم خدایا این مردچه ایمانی چه باوری چه قدرتی تو وجودش ساخته که تو الله یکتاام اینطوری با این عزت واقتدار جاری شدی در همه وجود و کلامش 😢😭😭😭😭
استادم عشقم باهمه وجودم به اون نگاهت اون کلامت که وقتی داشتی حرف میزدی انگاری جواب سوالهایی که از دیشب تو ذهنم بود که اصلا توی یه موضوع دیگه و مسئله دیگه ای جواب میدادی…….
استادم نفس الهی ام یه درس بزرگ برام داشت اون فایل شما بااون شرایط در صلح بودید ازش لذت میبردی که دقیقا همین رو توی این فایل گفتید و من استاد همین یه درس رو از روزی که فایل امد روسایت روش کار میکنم هرروز استاد بهت بگم شده لحظه هام معجزه پشت معجزه منو دیوانه کرده استاد از در و دیوار داره برام نعمت میباره استاد رابطه ام عالی تر شده ارامشم اونقدر الهی شده که حد نداره اونقدر فرکانسی خاص شده که درونم به رهایی نابی رسیده حتی روی بچههام اونقدر تأثیر گذاشته امروز دخترم عالی شدامتحانش همش میگفت مامان اونقدر ازت آرامش گرفتم که همه سوال هارو عالی جواب دادم 🤗
خداروصدهزاران مرتبه شکر خوشحالم 🙏🏻
یه مسئله ای رو داشتم وقتی خواستم خداوند کمکم کنه بهاش به صلح برسم و در زندگی ام جاری استادم عشقم به ساعت نکشید اون موضوع به طور ساده ای حل شد خداروسپاسگزارم 😢😭
استادم نفس الهی ام از یه ترسی که باعث آزارم بود چندسالی وقتی خواستم مثل شما بهاش به صلح برسم( یادمه توی فایلی گفتید که شما هم همین ترس رو داشتید) توی خواب اونقدر در صلح و شادی بودم با این ترس که صبح که بیدارشدم دیدم واقعا دیگه ترس نیست یه حس ارامش الهیه خداروهزاران بار سپاسگزاری کردم 😭😢اشک ریختم که شکر این فایل رو دیدم و به این درک از قانون و اجراش تو زندگی ام رسیدم.
از شما مریم نازنینم عشق مقدسم با همه وجودم سپاسگزارم این فایلها به ترتیب با سلیقه به روز رسانی شده مرسی عزیزم ❣️❣️🙏🏻 🙏🏻 🌹🌹
خیلی خیلی خوشحالم توی فرکانس این فایل بودم درکش کنم و مهم تر از این اجراش کنم🤗🤗
استادم عشقم مریم زیبا ام درپناه رب العالمین فرمانروایی عالم هستی شاد شاد رهاتر عاشق تر از این هم باشید عاشقتونم❣️❣️
چقدر با تمام عشقتون نوشتین چقدر چقدر لذت بردم از این عشقتون
چقدر تحسینتون میکنم برای این عشقتون جقدر تحسینتون میکنمم برای این عملگرا بودنتون این پاکی و زلالی و عشقتون منو پرواز داد عاشقتونمم خیلی خیلی عاشقققتونم الهی که جریانی از نعمت و برکت و عشق و ارامش جاری ترین باشه در لحظه لحظه تون عاشقتونم
من چند روز پیش به این باور رسیدم و در واقع خدای درونم بمن گفت که موفقیت هم مسیر است و هم مقصد … موفقیت ، مسیری ست با مقصد های کوچک و ما همواره در حال رسیدن به مقصدها و عبور از آنها و رسیدن به مقصدهای بعد هستیم و تمام این مقصد های بین راهی و مسیری که آنها را بهم متصل کرده است ، موفقیت نام دارد …. و بقول تو ، موفقیت نه سربالاییه ، نه سرازیری ، نه جاده مستقیم ؛ موفقیت میتونه هر کدوم از اینها باشه ولی برای تو ، اونیه که باورش کردی …. و موفقیت برای من با این کلام تو رنگ دیگری گرفت … موفقیت برای من تشکیل شد از مقصد های کوچک زیبایی که من سعی می کنم همواره به یاد بیاورم که باور کنم این مسیر پُر مقصد ، آسان و « هموار » و سرسبز است و من با آن کلام تو فهمیدم که این من هستم که مختارم برای موفقیت کدام مسیر را انتخاب کنم ، سرازیری ، سربالایی و یا جاده ای مستقیم …. موفقیت میتونه به اندازه یک کوه یا یک دره دارای شیب خطرناک باشه و میتونه صاف و هموار باشه و این بستگی به تو داره …. و خدایی که به فرکانس های محمد (ص) پاسخ داد ، گفت که از من بخواهید به مسیر مستقیمش و به نوع هموارش هدایت تون کنم و در واقع در این مسیر نمیشه با پا و حتی با کفش های آهنین قدم گذاشت ، با زور بازو نمیشه کارها را آسان کرد بلکه صراط مستقیم همون طور که از اسمش پیداست ، راهیست لطیف و فرکانسی که با چراغ هدایت ، روشن میشود و ما قادر به دیدن آن میشویم یعنی اون راه ، از قبل برای تمام انسان ها آماده و مهیا بوده اما این ما بودیم که چراغ هدایت شدن خودمون را روشن نکرده بودیم …
استاد عزیزم و من می خوام بگم که با دیدن قسمتی از دوره های ۲۱ روزه تو در سال ۸۷ فهمیدم که رسالت تو طی کردن تمام جنبه های موفقیت با استفاده از چراغ هدایت بوده و تو از اون موقع تا همین الان در مسیر بوده ای و البته که به مقصد های زیادی در این مسیر دست یافته ای ….
درسی که اون فیلم ۲۳ دقیقه ای سال ۸۷ برای من داشت این بود که از تب و تاب خودم برای رسیدن به هرچیزی بکاهم و برخلاف خیلی ها و از جمله خودم که اغلب اوقات در یک عجله خوره مانند بسر میبرم ، مکث کنم و مطمئنم این مکث به معنای توقف در یکی از اون مقصد ها و لذت بردن از فضای شیرین موفقیت های به ظاهر کوچک است …. من تمام این چند روز در مکثی عمیق فرو رفته بودم و با فایل امروز تو سعی کردم به حرف بیام و بگم که تمام حرفهات را باور دارم و هنوز محو اون قسمت از حرفهای سال ۸۷ هستم که گفتی من شش هفت ماهه که تهران اومدم و همین چند ماه پیش بود که اولین سخنرانی خودم را در دانشگاه آزاد بندر عباس انجام دادم …. باورم نمی شد که بعد از چند ماه بتونی در یکی از تالارهای تهران اونم در جای معروف پایتخت ، دوره برگزار کنی …. استاد راستش من زیاد کامنت نمی خونم و واقعا نمی دونم دوستان چی ها نوشتند اما بخدا من این چند روز هنگ بودم … خجالت می کشم بخدا …. استاد من دیگه نمی دَوَم …. دیگه برای پولدار شدن عجله نمی کنم …. دیگه فقط پیاده راه میرم و گاهی حتی می ایستم و حتی در سرسبزی این صراط نورانی می نشینم …. من انقدر برای پول عجله می کنم که حتی اگر صراط مستقیم هم جلوی من باز بشه ، من کور هستم و نمی بینمش ، حتی پولهایی که اینقدر راحت وارد زندگیم می شند و اون جور که باید ببینم و بابت شون سپاسگزار باشم نمی بینم چون مدام چشمم به مقصده ، حالا مقصد کجاست ؟؟؟ هیچ جا !!! واقعا کی می دونه مقصد کجاست ولی همه میدونند الان کجا هستند و میتونند بابت آنچه هستند شکر گزار باشند و من قسم می خورم که مقصد همین جاست
… چون خدا همین جاست ، چون عملکرد سیستم تا همین جاست و من همین جام و رسالت من ، سجده شکری ست که همین حالا روی همین قطعه زمین زیر پایم به جا می آورم ….
استاد عزیزم بخدا تو باعث شدی من تمام این چند روز موفقیت های خودم را به یاد بیارم و به خودم آفرین بگم … من کارهای بزرگی کردم که البته الان دیگه برام بزرگ نیستند ولی اون موقعی که تازه با تو آشنا شده بودم هرگز فکر نمی کردم که روزی انجام شون بدم ، اصلا فکر نمی کردم که باید انجام بشند …. و به اندازه ای که اشتباه رفته ایم باید خراب کنیم و برگردیم و همین برگشتن های کوچک کوچک ، موفقیت های بزرگی هستند که باید به خاطرشان ، در مقصد های خاصی توقف کرد و پیشانی بر زمین زد و شکر گزاری کرد ….
و تمام کسانی که اون زمان یا این زمان ، اون زمانِ تو را بخاطر اینکه ثروتمند نبودی ، موفق ندیده اند بخاطر این بوده و هست که پول از نظر ذهن اونها چیزی غیر قابل دسترس و بسیار بزرگ است و من فهمیدم که از نظر اون موقعِ تو ، خیلی چیزها موفقیت محسوب می شده و تو تشنه داشتن مجموعه ای از آرامش بودی …
من درس های زیادی گرفتم ، تو به من فرصت حضور در کلاس های سال ۸۷ خودت را دادی ، تو به من فرصت دادی تا اصل تکامل را با چشم هام ببینم … من سپاسگزارم
اندیشه عزیزم چقدر خوب گفته بودی که موفقیت طی کردن مسیر و گزروندن موفقیتهاییه که در طول مسیر وجود داره و وقتی یکی میگزرونی ب هدف بعدی میرسی دقیقا حق با شماست ممنون بخاطر کامنت زیباتون من شما رو تحسین میکنم
به نام خالقِ هدایتگرم
سلام به همه ی نازنین های سایت.
از کامنتِ سعیده جانِ شهریاری جانم هدایت شدم به این فایل.
قشنگ متوجه شدم این فایل به یه دلیلی سایت 4 صبح اومده سراغم تا گوشش بدم.
اصلا اینکه چرا 10 دقیقه به 4 بامداد باید بیدار شم خودش جای فکر داره.
که بیام سایت رو بلافاصله چک کنم، دایره آبی جانم رو ببینم، کامنت نفیسه جانم رو بخونم و کیف کنم…
موفقیت چیه سمانه از نظرِ تو؟
موفقیت اینه که من آرامشم بالاتر رفته و میره…
اینه که امشب قبل خواب قشنگ متوجه شدم چقدر از لحاظِ اعتماد به نفس و احساسِ لیاقت فرق کردم…
چقدر ساده و راحت هدیه دریافت میکنم، سپاس گزاری میکنم از خدا و دست هاش، خوشحالم و لذت میبرم.
برای کی؟
کسی که قبلا از غرورش (شرک) هدیه ها رو از طرف بنده های خدا میدونست و نمیتونست قبولشون کنه، خجالت میکشید، احساسِ ناتوانی بهش دست میداد اگه هدیه ای سمتش میومد.
احساس بی لیاقتی بهش دست میداد.
اینا تو حرف ساده است…
ولی من به چشم و تو عمل دارم میبینم تبدیل به چی شدم…
چی رفته تو شخصیتم و عوض شدم…
موفقیت یعنی سمانه ای که اگه ازش میپرسیدن غذا چی میخوری؟
واسه شیرین بودن پیشِ چشم دیگران، عزیز بودن، کم توقع بودن پیشِ چشم دیگران تا به این طریق دوست داشتنی و ملوس تر به نظر برسه میگفت فرق نداره، هر چی خودت راحتی و تعارف و رودربایستی های رایج…
الان به احساس لیاقتی رسیده که گزینه هاشو به راحتی مطرح میکنه.
شجاعتِ درخواست کردن رو پیدا کرده.
تو ذهنم میگم من وظیفه مه هر چی دلم میخواد بگم، فرد اگه شرایطش رو داشت خب درست میکنه نداشت هم فدای سرش، چیزی نیست، مهم اینه من انقدر از خودم احساس لیاقت کنم که نظر بدم…
فرقی نمیکنه یعنی چی؟
همه حتما یه نظری داریم.
حتما یه چیزی هست که بیشتر دوست داشته باشیم تا دیگری…
خب وقتی کسی ازم میپرسه، منم انقدر احساس لیاقت دارم که بگم چی میخوام فارغ از نتیجه اش…
حالا جالبه ها.
اکثرا دقیقا به خواسته هام میرسم چون شجاعتِ مطرح کردن دارم و خب طبق قانون، خداوند به شجاعان پاسخ میده…
خب موفقیت یعنی اینکه من میخوام، درخواست رو میفرستم تو کارتابلِ خدا، دست هاشو باز میذارم، اونم خیلی شیک خواسته منو از طریقِ راه خودش (تاکید میکنم راهِ خودش نه لزوما راهی که من میخوام یا دوست دارم یا فکر میکنم راه اونه) اجابت میکنه، منم با همون آرامش میرم تیک میزنم خواسته مو تو لیستم…
آقا نوشتن لیست درخواست ها و اطمینان به تیک خوردنش، عالیه.
چون هر بار اطمینانم رو داره بالاتر میبره به قدرتش و درستیِ مسیری که هستم و افکارِ صحیحی که پشتِ هر رسیدنم وجود داره.
موفقیت چیه؟
اینه که انقدر با خودم OK شدم، حرفمو راحت میزنم، نظرمو میدم فارع از نگاهِ دیگران، انقدر ریلکس و با اطمینان و آروم نظرمو میگم خودم کَف میکنم چی بودی چی شدی؟
اینا چیه؟
خب موفقیته دیگه.
رشد و بهبوده دیگه.
خب لازم بوده بشنوم این فایل رو تا واسم یادآوری شه موفقیتهام…
موفقیت اینه که من قبلا خجالت میکشیدم با خودم، از خودم، در برابر دیگران و خودمو کم و کوچک میدیدم، حالا انقدر راحتم با خودم…
مگه بهبود عزت نفس، اعتماد به نفس، احساس لیاقت کم چیزیه؟
نه والا، خیلی گنده است، خیلی خیلی.
برای کسی که میدونه حالِ خوبش و اینکه سرش بالا باشه، بتونه حرف بزنه تو جمع مخصوصا بین آدمایی که احساسِ رودربایستی داره باهاشون، رو با نتایجش گره بزنه،
(اینطور که اگه دستاورد گنده ای داره خودشو انسان ببینه، اگه معمولی بود شرایط خودشو انسان نبینه)،
انقدر فرق کرده که با خودش راحته و حالا چون راحته با خودش، اتفاقا داره ارزشمندیِ خودش فارغ از هر دستاوردی از درونش میجوشه رو میبینه و اتفاقا اینا بهش عزت نفس میده …
این برای من یعنی موفقیت.
موفقیت یعنی چی؟
اینکه میتونم الان نه بگم…
نظرمو بدم و انجامش بدم بدون نگرانی از ناراحت شدنِ دیگری یا اینکه چی فکر میکنه در موردم…
موفقیت یعنی اینکه تازه دوزاری ام افتاده سمانه حق نداری تحت هیچ شرایطی، تاکید میکنم هیچ شرایطی، خودت رو با دیگری مقایسه کنی…
تو سمانه ای…
چطوری فکر میکنی؟
چطوری زندگی میکنی؟
همونطوری که سمانه الان بهترین میدونه.
دیگری طور دیگه ای موفقیت رو تعریف میکنه، خب نظرش محترم، اما به من ارتباطی نداره، اون آدم طرز فکر و نگاه و عملکردش تو زندگی با من فرق داره، من سمانه ام، مدل خودم زندگی میکنم و اتفاقا وقتی با مدل خودم با آرامش (نه با زور زدن واسه تغییر و خشم و اینکه بخوام به زور یه چیزی رو عوض کنم و خودمو بکنم تو چشمِ ملت) جلو میرم چقدر زندگی شیرینه، لذت بخشه، هیجان انگیزه…
استاد یه جایی گفتن این پول چیه که شما همه ی چیزتون رو باهاش گره میزنین؟
این تلنگره برای من.
نه فقط پول.
هر اون چیزی که تو زندگیم غیر از خدا بهش قدرت میدم و گنده اش میکنم، که اگه بود، باشه، من حق دارم خوشحال باشم حالا، اگه نبود حقِ خوشحالی ندارم، شرکه…
دخترِ نازنینم، تو همینطوری، خالی خالی، بی هیچ دستاورد و امکانات و شرایطی هم حق داری هر لحظه خوشحال باشی، لایقی که خوشحال باشی، بزنی و برقصی و بچرخی و جامِ این زندگیتو پُر کنی واسه خودت از نشاط و سرخوشی…
موفقیت یعنی چی؟
یعنی اینکه تو این مدت (تقریبا یک سالِ اخیر) انقدر فرق کردی تو هر چیزی سمانه.
تو روابط با همسر و خانواده و دوست و آشنا و غریبه…
تو خودشناسیِ خودت و مباحثِ عزت نفس و لیاقت و ارزشمندی و اعتماد به نفس…
تو ارتباطت با اللهِ یکتا و میزانِ توکل و اعتماد و باورت بهش.
تو میزانِ ورودِ ثروت و نعمت و روزی های حساب و غیرِ حساب تو زندگیت.
تو میزانِ حس و حال خوبی که واسه خودت خلق میکنی، لذتی که میبری از زندگیت، کنترل ذهنی که دیگه بهتر درک کردی واجب و لازمه ی زندگیت هست هر ثانیه، صلحِ درونیت و …
خب منِ بهبودگرام میگه دختر چقدر عوض شدی، چقدر آرامشت بهتر شده تو فکر کردن و رفتار کردن.
موفقیت یعنی من آروم شدم…
سمانه ی پرشتابِ قبلی تو هر پله داره یه اپسیلون از شتابش تو افکار و عملکردش تو زندگی کمتر میشه.
سمانه جانم داره بهتر خودشو میبینه، به خودش احترام بهتری میذاره، با خودش مهربونتره…
خدای من، چقدر من خودمو سرزنش میکردم، احساس گناه و خجالت و شرمساری داشتم، عذاب وجدان داشتم، حالا چقدر بهترم، تازه دارم میفهمم دارم نفس میکشم تو زندگیم.
این یعنی موفقیت.
موفقیت یعنی سمانه ای که قبلا انگار تو دو ماراتن بود و مسابقه که بدو بدو …
حالا ارومه، میگه خب، الان این فایل اومد سر راهم، هدایت شدم که بشنومش، تا بفهمم الان باید چطوری فکر کنم، به چی فکر کنم، خدا چه پیامی برام توش گذاشته و …
اِ چه باحال
پس مسابقه نیست؟
پس آروم و بی هیچ داوری نسبت به خودم گوش بدم ببینم استاد اینبار چی میخواد بهم بگه از طرفِ خدا.
اِ چه باحال الان استاد حرف از موفقیت میزنه.
خب بیام ببینم من چند چندم با خودم و بنویسم.
موفقیت یعنی الان من تونستم این همه از موفقیت هام رو ببینم و بنویسم، یعنی درک کردم که دارم و رسیدم بهشون، که سپاس گزارم بابتشون از خدا جانم، از استاد جانم، از سمانه ی نازنینم قربونش برم من…
اِ چه باحال…
من دارم خودمو میبینم.
حس میکنم.
دوست دارم.
واقعا موفقیت بزرگیه واسه من دوست داشتنِ خودم، دیدنِ خودم…
من فکر میکردم فقط خودم سخت گیرم به خودم، نق و غُر میزنم به خودم، راضی نیستم از خودم و …
بعد تو کامنتها که میخونم حتی بچه هایی که از نتایجشون نوشتن و من اونا رو موفق میدونم هم گاهی نسبت به خودشون کم لطفی دارن، متوجه میشم سمانه جون این یه خطایِ انسانی هست، مربوط به تو یا شخصِ خاصی نیست که فکر کنی نقص هست…
این یه باگِ شخصیتی هست که به محضِ تشخیص میتونی بهبودش بدی، راحت باش با خودت.
هر چی راحت تر، علی بی غم تر، آسان گیر تر، ریلکس تر به همون اندازه چرخِ گاریِ زندگیت انگار داره رو پنبه حرکت میکنه …
جهان سخت میگیره بر مردمانِ سخت گیر…
موفقیت یعنی یه دوره ای به اسم احساس لیاقت میاد، سمانه میره تو مدارش، اماده دریافتش میشه، گوش میده، بهش فکر میکنه، پیاده اش میکنه تو جزییاتِ افکار و عمل تو زندگیش و بعد میبینه چقدر داره حالش با خودش و پیرامونش بهتر میشه…
موفقیت یعنی قبلا بال بال بزنی فلانی بهت توجه کنه یا تحسینت کنه، امشب یهو دوزاری ات میوفته اِ فلانی چه قشنگ بهم عشق داد، بدونِ ذره ای بال بال زدن از سمت من، اینکه من محتاجِ این فازها نیستم و این عشق ها میان تو مدار من و بهم هدیه میشن.
موفقیت یعنی دارم میبینم از وقتی گفتم باشه خدا جون، من روی تو حساب میکنم فقط:
رزق، میاد دنبالِ من.
حالِ خوب، روابط خوب، شادی، لذت بردن از لحظه هام، آگاهی ها، دوستای خوب، ارامش، امنیت و … میاد دنبالِ من…
چیه این زندگی؟
موفقیت چیه؟
اینکه دیگه نمیترسم برم پیش خدا به واسطه ی زندگی و افکار و اعمالم که حالا چی دارم با خودم میبرم ؟
خب من دارم سمانه جونی رو میبرم تو اغوشِ خدا، که اینجا یاد گرفت و رفت تو آغوشِ خدا به اندازه ی درک و ظرفِش…
خب پس هیچ فرقی نداره.
اینجا تو آغوش خدا، اونجا هم تو آغوش خدا…
همش قشنگه.
موفقیت یعنی سمانه تبدیل شده به دختری که متوجه شده مسئول خودش و افکارشه، فکر نمیکنه میتونه کسی رو تغییر بده و بال بال بزنه، متوجه شده باید تمرکزش رو بذاره روی سمانه، حالا اگه تمرکزش پرت میشه رو دیگری دوباره برش میگردنه روی سمانه…
خب تقریبا نزدیک یک ساعته دارم مینویسم، اگه بخوام بنویسم هنوزم جا داره بگم چقدر موفقیت رو حس میکنم تو سمانه ی الان…
اما سخن کوتاه میکنم و میفرستم این ردپا رو تو سایت تا خودم به عنوان اولین نفر بخونم و بهتر درک کنم چی بودی چی شدی عزیزِ دلم.
استاد جان، شما یادم دادی اعتبارِ هر خیر رو بدم به الله یکتا، ازتون سپاس گزارم.
خدایا شما استاد رو آوردی تو زندگیم، خیلی سپاس گزارم.
خدایا خودت معلم من بودی هستی و خواهی بود، ازت سپاس گزارم که با دست های بی نظیرت و انقدر زیبا بهم آموزش میدی.
استاد جان مرسی که انقدر خوب معلمی هستی.
استاد جان مامانم میخواد براتون پیامی بده، گفتم تو بگو من مو به مو برای استاد مینویسم از طرفت، در اولین فرصت و به محضِ اینکه گفت با همون زبون و ادبیاتِ شیرین و مامان گونه ی قشنگش براتون مینویسم.
میدونین چی میگن مامان جونم؟
میگه همه خوبن ها ولی سید حسین عباس منش یه چیزِ دیگه است، من باهاش راحت ترم، بهتر یاد میگیرم و …
و چقدر که مامانم تو این مدت بهبودهای متفاوت داده خودشو که منی که به عنوان دخترش میبینمش کلی کیف میکنم و افتخار میکنم بهش.
سپاس گزارم برای آموزش های نرم و لطیف و محکم و قاطع و جامع و اصل تون.
ممنونم از بهبودی که به واسطه ی اموزش های اگاهی بخش تون نسبت به خدا شناسی و خودشناسی، تو زندگیِ من و خانواده ام و دوستام و بی نهایت آدم دیگه در دنیا ایجاد میکنین هر ثانیه.
مریم جون، ماچ به روی ماه شما که پا به پای استاد ارزشمندی واسه من و همه.
سپاس گزارم ازت مریمِ نازنین، هم اسمِ مامانم.
خدایا شکرت واسه روزی های حساب و غیر حسابِ فراوانت، واسه بیدار کردنم بامدادِ امروز و هدایتم به این سمت.
به نام خداوند مهربان
سلام به همگی عزیزانم
سپاسگزار خداوندم بابت بودن درمسیر هدایت و این آگاهیهای ناب
استاد عزیزم سپاسگزارم بابت این فایلای ارزشمند
اومدم توی دسته توانایی تشخیص اصل از فرع وقصدم گوش دادن به فایل دیگه بود ولی این فایل بهم چشمک زد و حسم گف همینو گوش بده و اومدم گوش دادم و چقدر نیازه الانه من بود و خوشحالم که تسلیمم و وقتی میگه میگم چشم
الان چند روزه هدایت میشم تا روی باورهای توحیدی کار کنم و لذت میبرم و احساسم فوق العاده میشه از این خدایی که داریم و از این قوانین ساده و بدون تغییر که جهان رو طوری خلق کرده و قوانینی وضع کرده که زمین و آسمانها مسخر ماست و کنترل صددرصد زندگیم دست خودمه و به غیر از باورهای خودم که نشات گرفته از ورودی های هر لحظه ی من هیچ چیزه دیگه ای توی زندگیم تاثیر گذار نیست ،حتی به اندازه نیم درصد
چیزی که نظرم رو جلب کرد توی این فایل چنتا جمله از استاد بود در اوایل فایل و صحبت خانوم شایسته عزیز و استاد گفتن که من جزو معدود کسانی هستم که برای اولین کارم خیلی به خودم افتخار کردم از همه نظر و خیلی ها اولین کارای اولشون رو انقد ضایع میدونن که اصن دوست ندارن ببینن و جزو کارنامشون حساب بشه .
من میخوام این موضوع رو از بعد وسیع تر نگا کنیم
واقعا چی میشه که فردی در اولین سمینار پولی خودش با اون جمعیت انقد با اعتماد به نفس صحبت میکنه و همه چیش درسته به عنوان کسی که قوانین سخنرانی رو بلده ؟؟؟
درصورتی که بلد نبوده و الان به گفته خودش مسلط تره ،ولی میخوام بگم که هدایت میشده کلمه به کلمه حرفایی بزنه که 12سال بعد من بیام این فایل رو ببینم و درک کنم که هدایت چجوری کار میکنه ،
دلیل نتایج متفاوتی که این شخص رقم زد فقط و فقط به دلیل باورهای توحیدی بود و مهم تر از هرچیزی این که تسلیم بوده ،اینکه این حرفها از درون میومده ،مثل الان که از درون میاد این آگاهی ها ،هیچ تفاوتی در اصل نکرده این آموزش ها و شخصی که داره آموزش میده ،
دلیل اینکه این شخص انقد در مسیر هدایت بوده و همیشه هدایت شده به بهترین مسیرها فک میکنم این باور پشتش بوده که به من گفته میشود ،من هدایت میشوم ،خداوند همهی راه هارو بلده ،اون دیر نمیکنه ،اون حواسش به من هست ، اینکه استاد انقد تونسته از همون اول در مسیر درست حرکت کنه ،فقط و فقط بخاطر هدایت های این نیرو و عمل به الهاماته ،چیزی که خیلی خیلی خیلی عده ی معدودی میتونن درعمل اجرا کنن توحید رو تسلیم بودن رو ،دلیل اینکه استاد تونست ادامه بده چی بوده ؟عشقش به اشاعه یکتا پرستی و ایمانی که به قوانین داشته ،اینکه آقا خداوند خلف وعده نمیکنه درسته که وضعیت مالی به هم ریختس ولی بالاخره درست میشه روش کار میکنیم و اصن شکی درش نیست که قانونش همینه و من با عمل به قانون میتونم ثروت هم بسازم و واقعا این پاشنه ی آشیل خیلی ازماست که موفقیت رو در پول میبینیم ،حتی وقتی کامنتی از نتایج یک دوستی توی سایت میخونیم ،من خودم تند تند میخونم تا برسم به اونجایی که درمورد رشد نتایج مالی گفته و باید روی خودمون کار کنیم ،
چطوری به نظرم اولین قدم اینه که فصل 6کتاب رویاها رو بارها و بارها بخونیم و با تمام وجود تعهد بدیم که بهش عمل کنیم و اونوخ تمام زندگی میشه گلستان ، چطوری وقتی که من یک فنجون دارم به خدا بگم که خدایا تو دریا رو بریز تو این ؟؟؟بعد خدا میگه جا نمیشه ،قوانین میگه جا نمیشه ،من میگم نه تو بده دریا رو من تو همین فنجون جاش میکنم ،همینقد غیر منطقی واقعا ما انتظار رشد کسب و کار و درامدمونو داریم ، خب هدف از گفتن این جمله چیه ؟؟؟اینکه میخوام بگم استاد به این درک رسیده بود که باید سپاس گزار ریز به ریز نتایج خودش باشه و روزی صدبار به خودش میگفت و تکرار میکرد ،یعنی استاد بلده بوده آگاهانه ظرف وجودش رو بزرگتر کنه ،اون فنجون رو سپاس گزارش باشه و بزرگترش کنه به جای اینکه بگه خدایا دریارو بده جا کردنش با من .
سوال : چقدر سپاس گزار موفقیت های کوچیکمون هستیم ؟؟؟ چقدر سپاس گزار تغییرات کوچیک خودمون هستیم ؟؟؟چقدر سپاسگزار بهبود های کوچیک در شخصیت خودمون هستیم ؟؟؟ خب فک میکنی احساس لیاقت چطور ساخته میشه ؟؟؟ اینکه فقط راهش اینکه که بری 9میلیون بدی دوره احساس لیاقت استاد رو تهیه کنی ؟؟؟
نه رضا احساس لیاقت با تایید همین موفقیت های کوچیک و پیش پاافتاده که به نظرت اصن موفقیت نمیاد ساخته میشه ، ظرف وجودی تو چطوری بزرگتر میشه ؟؟؟با سپاس گزاری ،خب فرمولش اینه دیگه ،اینکه شکرگزار موفقیت ها و رشدهای کوچک باشم ،اینکه سپاس گزار نیم درصد تغییر خودم نسبت به دیروزم باشم ،اینکه
سپاسگزار خداوندی باشم که داره منو هدایت میکنه و برگی بدون اذن اون به زمین نمی افته اون خداوند میگه که تو این مسیر قدم بردار ،درمسیر سپاسگزاری و تمام این باورهایی که باید بسازیم رو خداوند در سپاس گزاری خلاصه کرده ،یعنی چی ؟؟؟یعنی وقتی من سپاس گزارم یعنی احساسم خوبه و اتفاقات خوب در راهه
یعنی وقتی من سپاس گزارم به فراوانی خداوند و جهانش و فراوانی نعمت ها ایمان دارم
و این نزدیکترین فرکانسه به خداوند ،
ولی لازمه ی بودن در این فرکانس ،کار کردن روی باورهای توحیدیه ،روی باورهای ثروت آفرینه ،روی تمام باورهای قدرتمند کنندس ،روی کنترل مستمر ورودی های ذهنه ،خب ما با این کارها داریم چیکار میکنیم ؟؟؟الان من با نوشتن این کامنت دارم چیکار میکنم ؟؟؟دارم ظرف خودمو بزرگتر میکنم دیگه ،دارم توجهم رو میزارم روی باورهای خوب و خداوند و احساس خوب و آرامش دارم ،من دارم با نوشتن این کامنت لذت میبرم و اصن به این فکر نمیکنم که تموم بشه ،چون موفقیت مسیر رسیدن به خواسته هاست نه مقصد ،اصن مقصدی وجود نداره که این ترفند شیطانه به خدا، که ما فکر میکنیم که مقصد خاصی هست که ما با رسیدن به اون حالمون بهتر میشه و بعدش از اونجایی که نداریم فعلا اون خواسته رو و چون به اون مقصد نرسیدیم هنوز احساس خوبی نداریم ،و به این راحتی غول شیطان رو میخوریم و از فرکانس خداوند میایم بیرون ،از کجا شروع شد این احساس بد ؟؟؟ از اونجایی که شیطان بهمون گفت که مقصد خاصی هست که اگه به اون برسی حالت خوب میشه ،و ما لذت بردن از مسیر رو فدای اون مقصد کردیم و با هر بدبختی شده با خون و دل بهش رسیدیم و بعدش دیدیم عع خب که چی ؟؟چرا حالم خوب نشد ،غافل از اینکه خوشبختی یک نوع نگاهه و یک نوع باوره ،استاد زمانی که با کتونی پاره توی خیابونای بندرعباس داشت راه میرفت و اشک میریخت از این اتصال و قوانین ،اون خوشبخت ترین بود ،اصن چرا استاد ،خودمون آقا خودمون ، خدا وکیلی زمانهایی که به خداوند متصل هستیم با توجه به زیبایی ها و سپاس گزاری و اشک خوشحالی ناخودآگاه از چشمانمون جاری میشه ،اون لحظه ما چه چیزی کم داریم ؟؟؟ آیا اون لحظه ما خوشبخت ترین آدم دنیا نیستیم ؟؟؟ایا همون لحظه رو و همون احساس ناب رو با میلیاردها میلیارد پول عوض میکنی؟؟؟ من که نه ،یعنی اگر کسی میگه من قانون رو فهمیدم میدونه که تمام پول و خواسته ها برای رسیدن به همچین احساسیه ،احساس آرامش و سپاس گزاری ،خب پس ما الآنم با توجه به داشته هامون و با عمل کردن به ایده ها در کسب و کار و زندگیمون داریم از مسیر لذت میبریم ،پس چرا به تعویق میندازیم ؟؟؟
اصن یه مثال دیگه فک کن دختر یا پسری که عاشقشی رفته و ولت کرده و توام افتضاح تو اون لحظه حالت خرابه و همه جا تاریکه برات ،حالا چه فرقی برات داره ؟؟؟یعنی اصن اون موقع اگر لامبورگینی و پورشم بهت بدن اون لحظه بازم میشینی تو این ماشین و بیشتر حالت خراب میشه که کاشکی دوس دخترم یا دوس پسرم پیشم بود الان تو این ماشین ، درسته ؟؟؟؟
برادره من ،رضا جان رمزه کار کنترل ذهنه ،وقتی تو به اون دختر یا پسری که از زندگیت رفته طوری نگاه میکنی که آرام آرام به احساس خوب برسی ،اون نگاه کمکت میکنه تا آرام باشی و از زندگیت لذت ببری وقتی داری روی خودت کار میکنی تا به غیر از خداوند وابسته ی هیچکسی نباشی و هی شخصیتت رو بهتر میکنی و از این تضادها قدرتمندی بیشتر میسازی برا خودت تو خوشبختی نه موقعی که سوار لامبورگینی هستی ،اره لامبورگینی خیلی خوبه حال میده ،ولی خب داریم فردی که لامبورگینی داره و حالش خوب نیست ،خوشبختی و لذت بردن از هر لحظه حاصل تمرکز بر نکات مثبت و داشته هامونه وتلاش همزمان برای نداشته ها ،اما هیچوقت طبق قانون فک نکنم که یک عامل بیرونی مثل ماشین و …. برای فردی خوشبختی بیاره
من با هر تمرکز برروی زیبایی و نکته مثبت افراد و زندگیم دارم ظرف وجودمو بزرگتر میکنم دارم احساس لیاقت و ارزشمندی خودمو میسازم با هر هر لحظه ای که سعی میکنم طوری به جهان نگاه کنم که به احساس بهتری برسم ،
قوانین جهان بر عکس تصورات ماست ،یعنی خداوند به گریه و زاری و التماس پاسخ نمیده ،اون به سپاس گزاری پاسخ میده به احساس نابی که داریم به خاطر داشته هامون به اون پاسخ میده .
پس باید پرباشیم مثل استاد تا نعمت ها بی امان به سمت ما جاری باشن ،وقتی که ما انقدر
عاشق عمل کردن به الهاماتمون هستیم فارغ از اینکه نتیجه برامون مهم باشه یا نه داریم تو لحظه عشق میکنیم ،اونوقته که نعمت هایی که میخوایم و خواسته هامون بس امان به سمت ما جاری میشن و راهشونو پیدا میکنن ،چون قانونش اینه ،
اما حواسمون به قوانین باشه ،یعنی چی ؟؟؟
یعنی استاد احساس خوشبختی داشت که خوشبختی اومد به سمتش ،انرژی های مشابه همدیگرو جذب میکنن ،حواسمون که هست ؟؟؟
اگر ثروتمند باشم میبخشم !!!!
اشتباهه
تو باید ببخشی تا ثروتمند بشی
به قول قرآن پرهیزکاران کسانی هستند که انقاق میکنند از آنچه روزیشان دادیم .
نگفته کسانین که بعده اینکه به ثروت رسیدن میبخشن ،نه میگه از هر آن چیزی که روزی شأن دادیم انفاق میکنن ،یعنی اینکه اصن موضوع ثروت نیست خیلی جاها ،که بگیم خدایا من پول ندارم که ببخشم فعلا ،خب به جای پول شما مهربونی ببخش ،احساس خوب ببخش ، یه لبخند و سلام علیک به رفتگر نازنین شهرداری و کارگر ساختمونی ببخش ، امید ببخش ، یک جمله و آگاهی که میبخشی در جای درستش میتونه زندگی یک شخصی رو متحول کنه و به قول قرآن اگر شخصی رو نجات دادی به این معناست که تمام انسانها رو نجات دادی ، پس پرهیزکاران کسانی نیستن که پولدارن و میبخشن ،نه اونا کسانین که از هر آنچه دارن و میتونن در هر لحظه ببخشن ،دریغ نمیکنن .
اگر به فلان خواسته برسم حالم خوب میشه !!!!
اشتباهه
تو باید حالت خوب باشه که به فلان خواسته برسی
به قول استاد رسیدن به خواسته ها ادموبه احساس خوب نمیرسونه،اما صددرصد احساس خوب آدم رو به خواسته هاش میرسونه ،
پس خیلی چیزا برعکس حرفاییه که از بچگی ما شنیدیم و باور کردیم .
امیدوارم خداوند توفیق بده تا همواره با تمام تعهد خودمون در این مسیر قدم برداریم که سعادت و خوشبختی در دنیا و آخرت در گرو ادامه دادن همیشگیه این مسیره .
خدایا سپاس گزارم بابت هدایتت به نوشتن این کامنت فوق العاده ،سپاس گزارم و من از خودم هیچی ندارم ،اعتبارش برا توا همه چیز زندگی من و من بدون جریان هدایت هیچی نیستم .
تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .
در پناه الله یکتا .
سلام و درود آقا رضا
هدایت شدم به کامنت شما از انجایی که رد پای سپاسگذاری رو دارم دنبال می کنم…دیدم شما اثرات سپاسگذاری رو شمردی در کامنتت
گفتم براتون کامنت بزارم و بگم دقیقا مسیر همینه
همین شکرگذاریه
همین که ظرف ما رو بزرگ میکنه و استاد تمام تلاشش اینه که بگه در هر حال شکرگذار باشید
مثال خوبی زدید از اینکه فنجون میبری پیش خدا و میگی دریا رو بریز توش
ولی خبر خوب اینه که سپاسگذاری ، فنجون ما رو دریا میکنه و دریا دریا نعمت توش سرازیر خواهد شد
به امید الله
با آموزش های ناب استاد عباسمنش عزیزم
و چقدررر عالی درباره انفاق گفتید
پول نداری ببخشی ، لبخند ببخش
معلومه که شما در مسیر عالی ای هستی که این کلام ناب بر زبانتون جاری میشه
معلومه که سپاسگذاری داره کار خودش رو میکنه
استاد توی همین فایل هم قویا میگه که “”چرا موفقیت رو فقط در پول میبینید”””اینکه شما انقدر قلبت باز شده که میتونی اینطوری کامنت بزاری ، با چقدر پول برات قابل مقایسه ست؟؟!!
اینکه من با سپاسگذاری ، سر راست هدایت میشم به کامنت هایی که بوی سپاسگذاری میده ، با چقدر پول برام قابل مقایسه ست؟!!
ممنوم که برامون نوشتی
سلام به برداد توحیدی عزیزم
خیلی کامنتون زیبا بود..
وکاملا درست میگید..
واقعا این سوالات منو دگرگون کرد
(سوال : چقدر سپاس گزار موفقیت های کوچیکمون هستیم ؟؟؟ چقدر سپاس گزار تغییرات کوچیک خودمون هستیم ؟؟؟)
هرلحظه برای نفس کشیدم باید شکر گزاری کنم و هرچی بگم باز کمه…
خدایاشکرررررررت
سپاس گذارم از شما ..
موفق وشاد باشید
درود فراوان به همه
یادمه سال ۹۶ با یکی از دوستان عزیزم رفتیم سالن تفاهم که ببینم استاد عباس منش دقیقا چی کار کرده. خیلی اون موقع ها کنجکاو بودم بدونم چجوری کارشو شروع کرده و اینا. اتفاقا تو یکی از نظرات سایت در مورد داستان رفتنمون به سالن تفاهم و چیزهایی که مسئول اونجا در مورد استاد و شروع کارشون بهمون گفتن نوشتم.
سالن تفاهم اولین سالنی بوده که استاد اجاره کرده. البته که خودشم بارها گفته که اونجا تکاملشو طی نکرده و سر همین طی نکردن تکامل بدهکار شده بود. یعنی اگر قانون تکاملو اون موقع خوب درک کرده بود نمیرفت یه سالن ۱۰۰۰ نفری بگیره. یه سالن ۱۰۰ نفری یا کمتر میگرفت. اما اگر از بحث تکامل بگذریم دوست دارم به این فکر کنیم که یه آدم دقیقا با چه شکل تفکری میتونه بعد ۶ ماه چنین نتیجه ای بگیره و انقدر جرات داشته باشه که تو اولین اقدامش یه همچین سالنی رو بگیره؟
و اونجایی که استاد گفتی که اون مسجد هم خودش برنامه های رایگان داشت و تبلیغ میکرد و اینا ….
میدونی من فقط و فقط به چی فکر میکردم. به همون نگاه انرژی بودن خدا و اینکه من دارم بهش شکل میدم. همونی که تو قسمت ۹ و ۱۰ دستیابی عملی گفتی.
همین نگاه به خدا دلیل تمام این اقدامات بزرگ و نتایج بزرگ بوده
یعنی اون انرژی که شما شکل دادی دقیقااااااااااااا همونچیزی که بود که میخواستی و مهم نبود انرژی که مسئولین مسجد برای دوره هاشون شکل دادن چجوری!!!
شما باور داشتی اون انرژی رو به شکل یه سمینار پر جمعیت که همه میشینن سیخ به حرفات گوش میدن شکل میدی ، و همین اتفاق افتاد.
end of story
یعنی دلیل تمـــــــــــام موفقیت های بزرگ یه آدم همین تفکره.
فقط و فقط و فقط اگر یه آدم بتونه اینجوری فکر کنه میتونه تو ۶ ماه یا حتی کمتر یه چنین کاری کنه
یعنی من همـــین یه دونه رو دارم میسازم. همین یه دونه. واای وااای واااای
استاد بزار یه چیزی بگم خــــــــیلی ذوق دارم از گفتنش دوست دارم فقط تصور کنی چیزی که میخوام بگمو
ببین من قبلا تو خرید کردن خــــــــــیلی مشکل داشتم. یعنی میرفتم یه چی بخرم جوووون میدادم تا پولشو بدم انقدر که باورم محدود بود!
دیشب رفته بودم فروشگاه خرید کنم. استاد مثل آدم های الکی خوشحال و دیوونه چرخ دستیو میچرخوندم تو فروشگاه جلوی مردم. برای خودم با چرخ فروشگاه میرقصیدم و رقص پای مایلک جکسون میرفتم. بعد همینجوری از تو قفسه ها دوتا دوتا خوراکی برمیداشتم یه جوری پرت میکردم رو آسمون که بیافتن تو سبد. برای خودم کف میزدم و میخوندم.
بعد دیدم مسئول ااونجا هی بهم نیگاه میکنه میخنده ،اومد گفت چی کار داری میکنی؟
گفتم زندگی میکنم.
خدای حاضر شاهده که اصلا نگران اینکه چقدر دارم خرید میکنم نبودم. حتی بعضی چیزها رو داشتما، اما بازم گرفتم. بعد رفتم پای صندوق : مسئول صندوق یه جوری گفت همین ۴ قلم ۱۰۴۰۰۰ هزار تومن!! که انگار آره خیلی بهت فشاااااااار اومده بدبخت تو این اوضاع گند اقصادی خرید کردی!
من گفتم عـــــــه چــــــه قددددددر خوب . هر چه گرون تر بهتر 🤣 اصلا دختره مونده بود
یعنی تو تماااااااام اون لحظات شادی و خوشحالیم داشتم به این فکر میکردم که ” خدا = انرژی هست = پول هست ” پس نگرانی چه معنی میده؟! هست دیگه میاد. اصلا چرا بهش فکر کنی؟ شااااااااااد باش لذت ببر که موفقیت یعنی همین شادی تو این لحظه. همین رضایت و احساس سپاسگزاری یعنی موفقیت. همین که این قدر تغییر کردی تو خرید کردن یعنی بزرگترین موفقیت برای تو
به خدا میفهمم چی میگی استاد
ملت پول رو بُت کردن
اصلا پوووووول شده بزرگترین بُت انسانهااااااااااا
پول پول پول بت بت بت
هیچ کی به ماهیت اون پول فکر نمیکنه که بابا اون پووول اصلا چیه که تو انقدر دنبالشی
یه بار یه اسکناس رو آتیش بزن میفهمی واقعا چیه! تا وقتی پول یه تیکه کاغذه خیلی ارزش داره. حتی وقتی گوشه هم نداشته باشه ارزشی نداره!!!
یعنی مردم یه بتی رو میپرستن که فقط کافیه گوشه نداشته باشه ! هیچ ارزشی نداره دیگه 🤣
اگر بفهمی پول همون خداست میفهمی تو دنبال خدایی. بعد آگاهانه میافتی دنبال خدا نه دنبال پووول! چون میدونی پول هستتتتتتتتت فتو فراوانننننننن
پول تو خونته اصلا – هه چون خدا تو خونته
خلاصه که این فایل منو خیلی تکون داد
باعث شد بازهم فکر کنم و تجدید نظرهای اساسی در مورد هدفم از کار بدم.
دوست دارم عشق
سلام اقای فلاح عالی بود
مشخصه شما رو اعتماد بنفستون
خیلی کار کردین که بدون توجه
به اطرافیان حال خوبی داشتین و
فقط به خودتون و شاد بودن خودتون فکر میکردین در فروشگاه و لذت بردن که بیس
همه خیر و خوبیهاست
و لذت بردن از مسیر کار اصلی ماست نه رسیدن به هدف
چون زمانی که به هدف میرسیم
با خودمون میگیم همین ،همین بود و خیلی زود عادی میشه
انشالله بتونیم حال خوب و لذت بردن از داشته هامون و توجه
به نکات مثبت رو سر لوحه زندگی خود قرار بدیم
بعد همه خواسته ها ارام ارام به سمت ما روان میشوند
🌷🌷🌹🌹🥀🥀🌺🌺
افرین این یعنی برای خود زندگی کردن و بی توجهی به حرف مردم
خدایا شکرت
چقدر خوب گفتین د مورد پول
که همه اونو بت کردن
این قانونه که هر چیزی رو خیلی گنده و دور از دسترس کنی (پول)
فقط خودت رو از اون دور میکنی
ممنونم خوب بود
خدایا سپاسگزارم
بسم الله النور
سلام استاد جان سلام مریم جان 😘
استاد جان امروز هدایتی اومدم به این فایل و این فایل رو قبلا گوش دادم طبق روال همیشگی من که هر فایل رو اون روز چندین بار میزنم رو تکرار و امروز این فایل رو از صبح چند بار گوش دادم اما انگار هیچ کدوم از این کلمات به گوش من نخورده بود هر کلمه که میشنیدم میگفتم خدایا این کلمات کجا بود
داشتی در مورد لذت بردن از مسیر حرف میزدی چیزی که بار ها تو هر فایل گفتید که مقصد گرا نباشم بارها گفتید پول و رقم بانکی ملاک موفقیت نیست اما انگار من نشنیدم و امروز هر کلمه مثل پتک تو سر من میخورد حواست کجاست زهرا ؟داری خودتو کشف میکنی یا یه نقطه گذاشتی روی قله کوه و تا به اون نقطه نرسی اسم خودتو نمیزاری موفق و رشد یافته و خوشبخت ؟حواست کجاست تک تک این ثانیه ها و لحظه ها از طلا ارزشمند تره و تو داری آسون ازش میگذری و داری پدر خودتو در میاری که برسی به اون نقطه
حواست هست که تو فقط باید یه قدم از دیروز بهتر باشی ؟
حواست هست تو فقط قرار تو این مسیر لذت ببری؟
حواست هست تو قرار خودتو و استعداد هاتو کشف کنی ؟
یا اینکه فقط باید فلان خونه با متراژ فلان داشته باشی و فلان رقم تو حسابت باشه تا بینی این نعمت ها و ثروت هابی که هرروز داره تو زندگیت میاد این سلامتی خودت و تک تک اعضای خانواده
حواست هست زهرا تو از یه آدم که حتی بلد نبود حرف بزنه بلپ نبود ازشهر خودش بره بیرون تبدیل شدی به آدمی که خیلی راحت ارتباط برقرار میکنی و تا اون سر دنیا شهامت داری بری تا جنوب کشور تنها رفتی
حواست هست یه روز بزرگترین ترس و چالشت این بود که عکس خودتو بزاری رو پروفایل و واسه معرفی کار ها ی خودت حرف بزنی ؟الان کجایی زهرا ؟ این مسیر رو تو رفتی خودتو باور کن ببین این ها رشد و خوشبختی دنبال مقصد نباش نچسب رها باش بزار خدا جاری کنه
زهرا اگه تونستی هر ثانیه خودتو رشدتو ببینی موفقی اگه تونستی هر ثانیه ایمانتو حفظ کنی و به خدا اعتماد کنی خوشبختی اگه تونستی هر ثانیه یه قدم بردای موفقی اگه تونستی هر روز بهتر از دیروز باشی موفقی
حالا بم بگو آدم موفقی هستی ؟ رشد این پنج سالتو میبینی ؟ میبینی اون آدم که یه روز آرزوش بود با همسرش و بچهاش در آرامش باشه الان چه لحظه هابی داره تجربه میکنه آقا همین چند ماه پیش که با استاد حرف زدی رو یادته گفتی میخام عشق جاری بشه تو روابطم الان چی زهرا میبینم چه برکتی تو زندگیت جاری شده روابطتتو میبینی زهرا رها باش نچسب به پول پول باید دنبال تو بیاد زهرا پول از شورو شوقی میاد که تو این چند وقت داری برای تولید هر محصول جدیدت پول دنبالت میاد تو نمیخاد دنبالش بری
موفقیت یعنی یه قدم از دیروزت بهتر باش همین نمیخاد زور بزنی قانون رو درک کن دیگه همه چی تمام
مثل استاد قانون رو درک کرد و هرچی که میخاست تو زندگی خلق کرد پس این قانون برای همه چی جواب میده تو بین چقدر برات مهمه که این قانون اصل زندگیت باشه چقدر مهمه که با این قانون زندگی کنی اون وقته که همه چی خودش جاری میشه تو زندگیت
استاد چقدر چقدر تحسین کردم هر کلمه ای که گفتید که یه پسر شهرستانی اومده تهران و سمینار برگزار کرده دقیقا همین نگاه شماست که داره هرروز نعمت هارو جاری تر میکنه تو زندگیتون همون شور و شوق و چقدر ذهن من قفل داره راجب اینکه ملاک موفقیت پول ملاک خوشبختی فلان خونه و ماشین و اونکه شما همیشه میگید از همون جا که هستی راضی باش و شما میگید هیچ فرقی ندارع براتون فلوریدا و بندر عباس از نظر احساسی براتون همون موقع هم شور و شوق و احساس خوب رو داشتید
استاد تک تک کلمات این فایل رو باید با طلا نوشت اون عملگرا بودنتون اون ایمان و اشتیاق شما رو اینکه اجازه میدید برای هر چیزی خدا جاری بشه و هدایت کنه
عاشقتونم عاشقتونم و خدارو بینهایت سپاسگزارم بابت وجود ارزشمند شما تو زندگیم
عاشقتونم و به زودی آمریکای زیبا میبینمتون 😘😘😘😘
سلام زهرای نازنینم
بسیار سپاسگزارم از این دیدگاه زیبا و پر از هدایتی که با دستهای الهیت جاری کردین
بسیار لذت بردم
اگر شما کسی بودی که بلد نبود صحبت کنه و من صدای شیوا و پر از عزت نفسی شنیدم که به اون قشنگی با استادش صحبت کرد با اون آرامش با اون اعتماد به نفس
که من هر بار یادم میوفته تحسین میکنم که با اینکه ذوق داشت ولی هول نشد و اونقدر رسا و زیبا صحبت کرد
به جرأت میگم خیلی موفقیت بزرگی کسب کردین برای این تغییر
و برای اینهمه تغییر ارزشمند شخصیتی بسیار تحسینت میکنم
چقدر لازم داشتم این نوشته رو بخونم ممنونم که اینقدر زیبا نوشتی
برای تو بهترین بهترین ها رو آرزومندم💝💝💝
سلام دوست خوبم نفیسه عزیز عاشقتم من
سپاسگزارم که عشق و مهرتو نثارم کردی و کامنتمو خوندی و پاسخ دادی ممنون بابت تحسینت عزیز دلم خدارو شکر میکنم که هر چه هست فضل خداست و برات بینهایت خوشبختی و سعادت آرزو دارم 😘😘😘انشالله که هرروز آگاهتر و با ایمانتر و متوکل تر تو مسیر باشیم عاشقتم عزیزم 😘
بنام خداوند بخشنده مهربان❤
.
سلام به استاد عباسمنش عزیزم و خانم شایسته مهربان🌹
.
اﷲ اکبر ازین قانون بدون نقص خداوند که هر لحظه دقیق و دقیق داره کار میکنه 👌😭😭
.
بذار بگم قضیه چیه استاد جان،
دیشب خیلی باخودم کلنجار رفتم و تا ساعت ۳/۵ شب بیدار بودم و این نجوای ذهن ول نمیکرد و یعنی یجورایی در صحبت های ذهن و قلب مونده بودم
اونم چیا میگفتن؟
بذار اول بگم که چون من تازه دارم کار جدیدمو که عاشق هستم رو شروع میکنم و توی این شرایط وضیعت مالی فشار میاره بهم
ذهن نجوا گر هی میاد ترس رو میندازه توی وجودم 👿😈
اگه رفتی توی این کارو نتیجه نداد چی؟ 👿
اگه رفتی و مشتری نداشتی چی؟ 👿
اگه رفتی و وضیعت تغییر کرد چی؟
و ازون بر هم
فقط خداوند💓 اینو میگفت فقط همینوووووو که:
[وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ ۚ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا
و او را از جایی که گمان نمی برد روزی می دهد، و کسی که بر خدا توکل کند، خدا برایش کافی است، [و] خدا فرمان و خواسته اش را [به هر کس که بخواهد] می رساند؛ یقیناً برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است.] 💓💓💓💓💓
یعنی چندین بار اینو از اعماق درونم میشنیدم و آخرش به ذهنم گفتم اصلا مهم نیس خدا داره میگه بهم توکل کن من حتی اگه به درامد هم نرسم که میرسم، میخوام به خدا توکل کنم 👌
تو فقط چرت میگی و ترس میندازی تو وجودم
و گفتم خدایاا خودت ایمانو بیشتر کن به ادامه مسیر😭😍
.
و صبح که از خواب بیدار شدم اصلاااا عاشق اینم که از خواب بیدار میشم اول از همه دست به سمت گوشی میره و دوم میره توی سایت استاد عباس منش و وقتی رفتم دیدم توی بنر سایت فایل جدید اومده
و گفتم حالا بعد نگاه میکنم ولی خدا گفت همین الان بازش کن ببینش و شروع کردم به دیدن فایل،
اونقدر این جلسه،
(«موفقیت»، مسیر رسیدن به خواسته است نه مقصدِ آن)
برای من لذت بخش و تازگی داشته که حسم گفت برو اون فایل استاد در سال ۸۷ رو ببین
https://abasmanesh.com/fa/the-review-of-masters-pieces-of-training-in-87-1/
اصلا وقتی فایل تالار تفاهم رو دیدم کلا یه مُهر محکمی کوبیده شد برای من که ادامه بده به این مسیر و این دوتا فایل برای من بود
و تو فقط ادامه بده و توکل کن فقط به ربّ!
به بقیه کاری نداشته باش و
بعدش دیدم که بابا من تو همین مدت که اومدم توی همین مسیر جدید و ناشناخته کلی پیشرفت کردم کلی اعتماد به نفسم بیشتر شده و کلی مهارت هایی که برای اینکارم هستش رو یاد گرفتم و اینا برام همش نتیجه هستش و به خودم گفتم وقتی من سر این کار هستم اصلا
نه گذر زمان رو میفهمم
نه تشنگی
نه گرسنگی
و بلکه با تمام شور وشوق کارمو انجام میدم و لذت میبرم و
خب همین الان من به خواستم رسیدم و مهم تر از همه حالم عالیه
پس براچی دارم به نجوا های ذهن گوش میدم و خودمو اذیت میکنم و حالا فکر کن که به نتیجه مالی رسیدی و پول هم اومد آخرش که چی؟
جز اینکه که احساستو خوب کنه
خب،
همین الان تو با انجام اینکار که احساست بیشتر از اومدن پول خوبه که
پس چرا احساس این لحظه رو خراب کنی برای نبودن پول
و پول فقط انرژیه و همین الان تو ساختیش با این توانایی که در وجودت هستش پس ادامه بده و ادامه بده
و پول هم اونقدر میاد که نتونی بشماریش👌👌
استاد من توی اون فایل سمنیار ۸۷ جز زیبایی و مطالب عالی از شما واقعا چیزی ندیدم و بلکه اونجا فکر میکنم یه چیزهایی رو بهتر دارید توضیح میدید که چون سالها ازون موقع گذشته براتون عادی شده ولی خب برای کسایی که تازه در ابتدای مسیر هستن خیلی میتونه کمک کننده باشه
یه درخواست دارم که اون فایل هارو بذارید روی سایت و ادامه بدید اون دوره ۲۱ جلسه رو
چون واقعا گنج هستش 👌👌😍
و حتی اگه همون فایل ها بتونه به یه نفر مثل من کمک کنه که میدونم به خیلی بیشتر از بچه ها کمک میکنه شما گُل⚽🥅 رو زدی و حالت بیشتر خوبه و ثروتمند تر میشی
و درک اون فایل ها واقعااا خیلی مهمه 👌👌
پس اگه این الهام رو از خداوند دریافت کردی که اون فایل ها رو بذاری حتما بذارید من عاشقانه و مشتاقانه آماده دیدن و عمل کردن اون حرفا هستم 👌
.
یه چیزی که توی تموم کارهای شما ازون اول تا الان موج میزنه همون حرفیه که همیشه میگید
داشتن عزت نفس👌👌
و ازهمون موقع هم تاکید فراوان داشتید بر روی عزت نفس و اعتماد به نفس و الان خیلی بیشتر از قبل دارم این عزت نفس رو درک میکنم که اونقدر مهمه که تضمین کننده موفقیت هر انسانی هستش و تصمیم گرفتم که فقط تمرکزی و لیزری روی محصول عزت نفس و دوره ۱۲ قدم کار کنم و در یه مدت زمانی بنای عزت نفسمو عالی بسازم و بعدش فقط تکرار کنم تا بهشون آبیاری کنم👌و بعد به سراغ فایل های دیگر بروم
یه نکته دیگه ای که این سمینار داشت موقعی بود که
آخرش آهنگ رو گذاشتید برای بچه ها
دقیقا دوربین رفت روی یه مادر و دختر که عینک داشت و ته سالن نشسته بودن که اینا دقیقا همسایه دیوار به دیوار خونمون توی کوچمون بودن و اصلا وقتی من دیدم تعجب کردم و گفتم اینا🧐😧توی سیمنار استاد بودن سال ۸۷ 😳
و دیدم آره خودشون هستن
و بعدش یادم اومد که کاملا این خانواده متفاوت از آدم های کوچه ما بودن و همه افراد کوچه میگفتن که اینا چقدر خودشو میگیرن انگار از دماغ فیل افتادن
ولی الان میفهمم که نه اونا داشتن روی خودشون کار میکردن و به کوه الماس برخورد کرده بودن👌👌و با استاد آشنا شده بودن
و قانون رو فهمیده بودن و توی مدار دیگه ای بودن
و الان اینا همین ۴-۵ سال پیش ازکوچه مون رفتن و نمیدونم کجا رفتن،
ولی درسش این بود که تو فقط کار کن روی خودت و روی خودت سرمایه گذاری کن و مدارت جابجا میشه و از افراد جدا میشی و این یک قانونه👌👌
.
خیلی خوشحالم که امروز خداوند منو نسبت به مسیری که دارم میرم آگاه تر کرد و ایمانم رو بیشتر کرد که ادامه بده و به ایده هایی که میگم عمل کن و عزت نفستو بساز و تموم موفقیت هات با عزت نفس گره خورده👌👌
و فقط استمرار داشته باش👌❤
.
خدایااا شکرتتتتتت که دارمت🙏❤
.
دوست دارم یبار دیگه این کلام خداوند رو اینجا بیارم که اصلااا درک همین یه آیه یعنی ایمان عملی و دسترسی به تموم ثروت های دنیا👌
☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️[وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ ۚ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا
و او را از جایی که گمان نمی برد روزی می دهد، و کسی که بر خدا توکل کند، خدا برایش کافی است، [و] خدا فرمان و خواسته اش را [به هر کس که بخواهد] می رساند؛ یقیناً برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است.]
☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استاد عزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم..
روز نود و دوم، روز شمار تحول زندگی من!!
هربار فایلهای قدیمی شما استاد عزیزم رو می بینم ومقایسه می کنم با فایلهای اخیرتون، یا درکل وقتی تمام فایلهاتون از اون اولین تا اخرینش که توی دوره ها و توی فایلهای دانلودی سایت هست،یک چیز توی تمام صحبتهاتون، برای من به شدت واضح وقابل لمسه، واونم یه چیزه، چطور انسانی یکتاپرست تر وتوحیدی تر باشیم؟
که بتونیم از این طریق طعم شیرین خوشبختی رو هم توی این دنیا وهم اون دنیا بچشیم….
اصلا این مسیر هیچ راه میانبر دیگه ای نداره، سلامتی میخوای؟ ثروت میخوای؟ شهرت میخوای؟ اول باید توحیدی بشی، باید یکتاپرست بشی!!!
چطوری؟ با شناخت خدا وخودت….
اول باید بیای ببینی کی هستی چی هستی؟ از کجا اومدی به کجا میخوای بری؟ هدف خالقت از خلقتت چی بوده؟ اصلا خالقت کی هستی؟
وشما به لطف الله شاه کلید رو توی تمام فایلهاتون چه دانلودی چه دوره ها، میدی دست اونکه به این آگاهیها عمل میکنه، اونکه میخواد یه پکیج کامل از سلامتی وثروت و خوشبختی و معنوییت داشته باشه….
اخه واقعا کیه که عاشق خدایی که شما معرفی می کنید نشه؟ آخه کیه که با تمام وجود بیاد وبخواد خداشو پیدا کنه همون خدایی که به سیدحسین عباسمنش همه چیز عطاء کرده ، خیردنیا وآخرت، ولی پیداش نکنه؟؟!!!
خدارو هزاران بار شکر، که حس خوشبختی تمام وجودم رو پر کرده، حسیکه نمیشه برای کسی توصیفش کرد جزء شما و مریم جان و بچه هایی که اینجان وتجربش کردن….
اصلا یه وضعیه!!
یکی به خاطر ثروت اومده، یکی اومده روابطش عالی بشه، یکی دنبال معنوییت اومده، یکی دنبال صحت وسلامتی اومده، یکی اومده ببینه چطور می تونه به شهرت برسه، یکی اومده خوشبخت شدنو یادبگیره وتجربه کنه!!!بعداونها که اومدن اینجا تواین مسیر، می بینن اینجا اگه باشن و به این اصل عمل کنن می تونن همه چیزو باهم داشته باشند، می بینن سیدحسین عباسمنش میاد اینهمه ساااااال باعشق هزاران فایل تولید میکنه که حرف اول وآخرش یکیه، اینکه آی مرد آی زن، مهمترین رابطه ی شما رابطه ی شما و خداتونه، بیاین یادتون بدم چطور اونو درستش کنید اونو بسازینش که به هرچی میخوای برسید!!!
خب به طبع هرکی گوش کرده عمل کرده نتیجه دیده و می بینه….
حالا موفقییت توی هر جنبه از خواسته های ما، معلوم میکنه ما چقدر توی مسیر رسیدن به اون خواسته داریم از مسیر لذت می بریم و دنبال مقصد نیستیم، چون اونکه فقط دنبال رسیدن به مقصد هست انقدر عجله داره، انقدر تند تند رد میشه که زیبایی های توی مسیر رو نمی بینه، برای همین وقتی به مقصد میرسه انقدر خسته اس که دیگه لذتی نمی تونه ببره، تازه گاهی براش بی ارزش میشه اونچه که انقدر در پیش اذییت شده…
ولی اونکه هر روز سعی میکنه بهترین خودش رو به خودش وجهان ارائه بده، اونکه میدونه وبه این درک رسیده امکان داره که امروز آخرین روز زندگیش باشه پس از زندگیش لذت میبره، اینطوری هر روز که میگذره هم شاهد رشد وپیشرفت خودش هست، هم انگیزه وامید میگیره از نتایج هرچند کوچیک هم وقتی به خواسته ای میرسه حسش خوبه، باز خواسته جدیدی درش شکل میگیره و بهش انگیزه ادامه دادن میده…
این فقط خود شخص هست که میدونه چی بوده وحالا چی شده، نه اینکه دیگران بگن یا بفهمن، این خوبه که تغییرات مثبت آدم انقدر واضح و قابل لمس باشه که همه متوجه اش بشن وباعث انگیزه و عزت نفس واعتماد به نفس آدم بشه، اما همینکه هرکسی بدونه چه گذشته ای داشته چه هدفی داشته وبه چی رسیده وچی بدست آورده که براش قابل ارزشمندی هست کافیه…
اگه قرار بود برای کساییکه اینجا هستند وشما استاد عزیزم متر ومعیار دیگران از خوشبختی مهم باشه، که الان نه،شما اینجا بودید و نه منو،ومااااا…..
برای یه نفر از روستا به شهر مهاجرت کردن یعنی رسیدن به هدف، برای یکی گرفتن یه مدرک میشه یه هدف، برای یکی جذب شخص دلخواهش میشه یه هدف، برای یکی رسیدن به استقلال مالی میشه هدف، برای یکی داشتن سلامتی کامل میشه یه هدف….
وهر کدوم از این افراد که به هدفهاشون برسند یعنی تونستند قانون رو درک کنند به اجرا در بیارنش و از رسیدن به هدفشون راضی باشند….
همونطور که شما سال 87،از اینکه تونسته بودید به اون اهدافتون و برگزاری همایش ها و کلاسهای 21 جلسه ای و……برسید حس خوشبختی داشتید و حس رضایت…چون اونها هدف شما بود وبهش رسیده بودید….
من یادگرفتم برای اونچه که میخوام وجهان در اختیار میذاره همواره سپاسگزار باشم حتی اگه از دید دیگران ناچیز وپیش پا افتاده باشه…
مثل خریدن یه آدمس عسلی بادکنی که بتونم باهاش صدا دربیارم وپفش کنم به یاد بچگی…
یا خرید یه کفشی که خیلی دلم میخواست داشته باشم ویا چاپ چندتا کتاب از ده ها کتابی که نوشتم، یا داشتن هر روزه یکی دوتا مشتری خوب وخوش برخورد توی کار وحرفه ام که یه روزی آرزوم بود، و…..
اینها خواسته های من بودند خواسته های من هستند، وبرام مهم نیست که دیگران نظرشون در مورد من ویه زندگی ایده ال برای من چیه…
همونطور که برای شما استاد عزیزم مهم نبوده ونیست که اون ایده الی که دیگران ازش دم میزنند برای شما، چه بوده وهست،وشما همواره از گذشته تا امروز سعی کردید بهترین خودتون رو به جهان عرضه کنید و در مسیر خلق خواسته هاتون ثابت قدم باشید وصد البته الگویی مناسب از یه شخص موفق در هر زمینه ای….
الهی هزاران بارشکر که خداوند مسیر خیرو خوشی رو برای تک تک ما همواره کرده ومارو در این مسیر پرخیروبرکت ثابت قدم نگهداشته
به نام خدا
سلامبه شما استاد گل و خانومشایسته
عجججب فایلیییی بود خداااا خدایاشکرت که این فایل رو دیدم دمت گرم استاد چقدر کیف کردم
هر حرف شما انگار یکی با بیل تو مغز منو زیر و رو میکرد انگار داشتین منو میگفتین
چه اکاهیی.به به
من تا حالا کجا بودم؟چه دنیایی
منی که دنبال موفقیتم منی که یه سری خواسته دارم حتی به معنی واقعی موفقیت فکر نکرده بودم چه تعریف مسخره ای توی ذهنمبوده از موفقیت چه معیار مزخرفی که پول میزان موفقیت ادماست؟درسته پول خوشبختی میاره و همه میخوان داشته باشن ولی نباید مارو از اصل دور کنه
موفقیت یعنی وحید امروز از وحید دیروز یه پله یه پلهههه بهتر باشه نه یه عالمه نه اینگه مثلا دیروز موجودی 1 تومن بوده امروز شده 10 تومن پس من ترکوندم
چقدر این ذهنیت باعث استرس و حال بد میشد واسم استاد چقدر هر سال خودمو با این معیار اندازه گرفتم
صد در صد قبول دارم که با کار کردن روی خودم حتی از نظر مالی نسبت به قبل خودم خیلی بهتر شدم ولی هنوز اون استقلال مالی که شما میگین نرسیده ولی این فکر و ذهنیت در مورد موفقیت باعث شده بود که احساس لیاقتم کمتر بشه باعث شده هر روز و هر شب چنگ بزنم واس یه قرون دوهزار بیشتر و لذت زندگی رو لذت مسیر رو ازم گرفته بود
منم مث شما استاد از شاکردی و فروشندکی پوشاک شروع کردم و بعد خدمت با هیچی استاد واقعا با هیچی اومدم تهران نه جایی بلد بودم نه میدونستم اصلا تولید پوشاک چیه نه میدوستم بازار و عمده و خیاطی چیه ولی اومدم و با همکارم شروع کردم ادامه دادم و الان جایگاهی دارم که 4 سال پیش تو خوابم نمیدیدم
منی که 30 سال ارزوی ماشین داشتم الان 206 گرفتم خونه اجاره کردم برای خودم مغازه گرفتیم درامد بهتر شده اینا ظاهر قضیه است که حتی اینام نادیده میگیرم و فقط فکر پر شدن حساب و به خیال خودم استقلال مالیم وحییید مسیر چی شد پس؟
تو شخصیت خودم چقدر بهتر شدم
چقدر تعریف خدا تو ذهنم عوض شد چقدر صبورتر شدم چقدر باورهای داغونم بهتر شد
چقدر با بقیه با احترام و عشق بیشتر رفتار میکنم
چقدر جرات پیدا کردم که تو جمع راحت حرف بزنم چقدر جرات پیدا کردم با جنس مخالف حرف بزنم و ارنباط بگیرم چقدر خودمو بیشتر شناختم و بیشتر دوس دارم چقدر خودمو پیدا کردم
چقدر شجاع شدم که حرف بزنم و نترسم از لهجه داشتن و اینکه بقیه مسخره کنن چقدر پوششی که دوس دارم بپوشم واسم جذاب و عادی و نگران نظر بقیه نیستم چقدر ایمان بهتر دارم که نگران رفتن مشتریا نیستم حتی اون خوبه چقدر با ذوق دنبال بهتر شدن فروش و کارمم
چقدر جرات دارم که پیگیر حسابم میشم با مشتریا دیگه فکر نمیکنم اگه اینا نباشن دیگه تمومه و چقدررررر از این چقدرا میتونم بگم و به خودم یاداوری کنم که پسر تو همین الانم ترکوندی همین الانم عاشق خودتو مسیرت باش جلوتر چیزی نیست جاده رو دریاب
یه بچه شهرستانی بدون جا و کار و پول اومدی الان خونه مستقل ماشین مغازه و درامد خوب و…ولی هممممشششون یادت رفته فقط فکر همون صفر حساب بانکی غفلت کردی از زندکی و لذت بردن واقعا این فایل منو از خواب غفلت بیدار کرد استاد و چقدر کیف کردن باهاش خدایا صدهزار مرتبه شکر که اینجام تو مسیر درست و بهتر شدم ممنون ازت استاد عزیزم
چقدر بغض0 گلومو گرفته از اشک شوقی که برای خودم بریزم و موفقیتمو جشن بگیرم تو این سالا
شاد باشید و موفق و پرروزی️🫡
سلام اقا وحید ممنونم بابت کامنت فوق العاده شما. اینگار ارسال دیدگاه برای این قسمت بسته شده است. بخاطر همین من تصمیم گرفتم دیدگاهم را اینجا ارسال کنم.
سلامبه شما استاد توحیدی و تغییر نگرش و خانومشایسته عزیز
عجججب فایلیییی بود استاد. خداروشکرت که بهم یاداوری کرد که ازاده مسیر موفقیت فقط مقصد نبین الانم تو خیلی رشد و تکامل داشته ای و هر روزم نشونه هاشو در زندگیت میبینی. این حرف شما انگار یکی با بیل تو مغز منو زیر و رو میکرد انگار داشتین به من میگفتین که ازاده تویی که اینقدر رفتار ادمهای روابطت باهات عالی شده اینقدر داخل خونه جایگاهت بالا رفته بهت احترام میگذارند. حرفتو میگی برات ارزش قایلند. مگه یادت رفته از ده سالگی که مادرت فوت کرد چقدر ارام شده بودی حتی گاهی باخودت فکر میکردی که نکنه من صحبت کردن یادم برود. این تغییرات اگر تغییر باورها و تغییر ارتعاش من نیست که باعث حس بهتر من و عزت نفس در من میشود پس چیه. من فقط باید خودمو باخودم مقایسه کنم من نسبت به دیروزم پیشرفت کردم. نسبت به دیروزم برای حرف و نظرم ارزش بیشتری قائلم.
من الان اینقدر ازاد و رها شدی که دست از کنترل و قضاوت افراد برداشتم خدا رو محافظ عزیزانت میدونی و همه عزیزانت رو به خدا سپردی. دست از احساس گناه برای اونا برداشتم. من اینقدر قوی شدم که دارم برای مستقل شدن خودم گام برمیدارم. با اینکه شاید افرادی مخالف این مطلب باشند. اما من براساس علاقه خودم گام برمیدارم. حرف مردم در زندگی من تاثیری ندارد. اخه خدا اینقدر بزرگه که کنترل صد در صد زندگیمو به خودم داده ازاده ای که از ترس اینکه بقیه ناراحت نشدند خیلی ارتباطات قطع کرده بود الان طبق میل خودش برای استقلال داره گام برمیدارد. ازاده ای که دیگه به پدر و مادرش وابسته نیست و همه افراد دستی از دستان خدا میدونه که به کمکش میان. این تغیرات اگر پیشرفت نیست پس چیه. چرا ما خودمونو به یک هدف خاص گره میزنیم. موفقیت همون بهبود پله به پله هر روزه منه.
که من باید هر روز ببینمشون تاییدشون کنم تابه اون جایگاه هم برسم.
واقعا چقدر شخصیت من بهتر شده.
چقدر تعریف خدا تو ذهنم عوض شده چقدر صبورتر شدم چقدر باورهام بهتر شد. الان همه نعمت ها و همه انسانها دستی از دستان خدا میدونم. مالک هر چیز خدا میدونم که اونم میخواد بی حساب به من ببخشه. نگران بودن یا نبودن افراد، تایید یا عدم تایید اونا، و همراهی یا عدم همراهی افراد نیستم، چون میدونم که دستان خداوند که من به هدفم برسونند زیادند. میدونم من ممکنه با خانوادم همفرکانس نباشم باید باخودم باشم اما در درونم چیز دیگری تجربه کنم.
چقدر با بقیه با احترام و عشق بیشتر رفتار میکنم
چقدر جرات پیدا کردم که تو جمع راحت حرف بزنم چقدر جرات پیدا کردم با جنس مخالف حرف بزنم و ارنباط بگیرم چقدر خودمو بیشتر شناختم و بیشتر دوس دارم چقدر خودمو پیدا کرد. استاد در روابط دیکه معیارم برد خودم نبست من معیارمو حال خوب خودمه اگر این موفقیت نیست پس چیه
استاد به خدا همین احساس ارامش و یقین و همین وعده های احابت که خدا به ما میده برای حال خوبمون کافیه. ما در مسیر به صلح رسیدن باخودمان باشیم لاجرم همه چیز دریافت میکنیم.
اینکه در مسیر هستیم و با امید ادامه میدهیم همون نشاندهنده لذت ما از زندگیه.
استاد مرتب و هر روز اصل را به خودمان یادآوری میکنیم اصل همان توحید و یکتا پرستی است. توحید و هماهنگی با قوانین که برای ما کافیه.
اصل اینه که تمام اتفاقات زندگی ما حاصل باورها و فرکانس هامونه. هر شرایطی که تجربه میکنیم حاصل فرکانسها و ارتعاشاتمونه
استاد در واقع عملکرد ما حاصل باورهامونه به جای اینکه بخواهیم فقط یک سری اطلاعات فراوان گوش کنیم ما باید یاد بگیریم که بیشتر عملگرا باشیم.
یاد بگیریم
روی هیچ کس جز خدا حساب نکنیم.
ادمها و اشیا مارو از سفرمون دور نکنند کاملا ازاد و رها باشیم.
توجه طول روزمون به خواسته هامون باشه. درموردش باخودمون و افرادی که مقاومتی ایحاد نمیکنند حرف بزنیم. ادمهایی که حتی یکی از خواسته های مارو هم دارند تحسین کنیم. اینا نشون میدند که خواسته ما هست و وجود دارد.
یادمون باشه که اعتبار هر انچه داریم به خدا بدیم. حتی همین کامنتی که من الان مینویسم اعتبارش با خداست.
یاد بگیریم به یک اگاهی و یک باور اینقدر توجه کنیم که کامل یادش بگیریم. تا اینکه بخواهیم مرتب ذهن خودمان پر اگاهی هایی کنیم که درش عملی هم نبست.
استاد قشنگم سلام
سلام مریم خوبم.
ممنون از فایل فوق العاده
گاها چقدر لذت میبرم تو این سایت ی چیزایی میشنوم که نه تنها همیشه دنبالش بودم بلکه بد رقم به رگ و خون من میشینه
اصلا من خودم به شخصه برای ی چیزای دیگه وارد این سایت شدم کلا دنبال ی خواسته های دیگه بودم
من اینجا به چیزاهایی رسیدم که برام خیلی خیلی خنده داره ی روزی اون خواسته ها رو داشتم .
یادمه قبلا اغلب شبا موقع خواب دمنوش بابونه میخوردم تا خوابم ببره و مدام سردرد میگرفتم که ی دکتری گفت بابونه فشارتو بالا میبره که سردرد میگیری
اما چند روز پیش تو ی دورهمی داشتن در مورد این صحبت میکردن که شبا نمیتونن راحت بخوابن که من گفتم اصلا نمیتونم درک کنم یعنی چی شبا خوابتون نمیبره
حتی ی دکتر زیبایی گفت چون همش به طرف راستت میخوابی کنار چشم راستت چروکه
استاد شما که میفهمی من چی میگم
من شبا اینقدر راحت و با آرامش میخوابم که واقعا تا صبح حتی دست به دست نمیشم
استاد شما که میدانی این خواب راحت نتیجع ذهن راحته منه
یا چند مدت پیش داشتم دفتر پارسالمو میخوندم دیدم ی روز ی صفحه شکرگزاری نوشته بودم که خدایا سپاس گذارم تونستم بالاخره صبحونه بخورم
یعنی من در شرایطی بودم که نمیتونستم صبحونه بخورمااا
اما الان
چی بگم
خدایا شکرت
من الان حتی اضافه وزن دارم .اصلا 8 صبح صبحونه کامل خوردم دارم وسایلاش جمع میکنم .
استاد شما بهتر از هرکی میدونین من دارم از چی حرف میزنم
خدای من
خدای مهربان و دوست داشتنی من
من الان در جایگاهی هستم که توپ هم نمیتونه منو به هم بریزه ریلکس تر از خود واژه ریلکس
اصلا همیشه به خودم میگم این سایت برای من مث ی جزیره میمونه که کشتنی من تو دریا غرق شده و من چون خواستم زنده بمانم خدا منو زنده نگه داشته من خودمو رسوندم به جزیره که راه نجاتم بشه بتونم برگردم خونم.
اما هر قدمی که جلوتر میرم تو جزیره به دنیای عجیب و دوست داشتنی میرسم که اصلا میخوام برای همیشه تو جزیره بمونم و از مابقی زندگیم لذت ببرم
اصلا این جزیره همه خواسته های منو ی جا داره فقط کافیه که برم بگردم وقت بزارم پیداش کنم.
خدایا شکرت
خدایا بی نهایت شکرت
خدایا شکرت که هر روزداری منو هدایت میکنی و در جدید از نعمت هات به روم باز میکنی
ی روزی کلی دغدغه داشتم که چرا فروش ندارم اما الان ی مشتری از ی استان دیگه بدون اینکه حتی منو دیده باشه زنگ میزنه میگه شمارتو فلان داده شماره کارت بفرست پول واریز کنم این تعداد جنس برام بفرست .فقط پول دو عدد جنس سفارشی این شخص حداقل 200 میلیون تومان میشه.
خدایا شکرت
خدایا شکرت که لیاقت اینو دارم که اینقدر شخص مورد اعتماد مشتری ها باشم .
خدای خوبم سپاس گذارم که من همه اینارو از تو دارم.
ی روزی چسبیدم به ی شخص به ی رابطه و خودمو تا مرز مرگ بردم
اما الان دقیقا همون شخص به هر دری میزنه که من فقط ی بله ساده بگم که میگه بهترین خونه بهترین ماشین اوکی کردم فقط برای آرامش و آسایش تو
خدایا شکرت
خدایا شکرت بهم گفتی بمون بهم گفتی نا امید نشو بهم گفتی رها کن بهم گفتی فقط ادامه بده
خدایا شکرت که بهم گفتی اول از هر چیز تکاملتو طی کن
خدایا شکرت که زمانی که عجول بودم و به هر دری میزدم که به خواسته هام برسم گفتی صبور باش گفتی ی فاصله هست بین ارسال فرکانس تو و نتیجه گرفتنت
خدایا شکرت که بهم گفتی همیشه حالتو خوب نگه دار شور و شوق داشته باش تا این فاصله زودتری طی بشه
خدایا شکرت که برای من پدر شدی برای من مادر شدی از وقت نوزادی من وقت گذاشتی و کلمه و کلمه به من حرف زدن راه رفتن یاد دادی
خدایا شکرت که ی وقتایی اجازه دادی دستمو به شعله بزنم که حالیم شه داغه و دیگه نباید دست بزنم
خدایا شکرت که بهم اجازه دادی زمین بخورم زانوهام زخم بشه شلوارم پاره شه که حالیم شه محکمتر از قبل قدم بردارم
خدایا شکرت که بهم اجازه دادی حریص باشم که طمع کنم که زیرآبی برم تا حالیم بشه هیچکدام از این ها مسیر رسیدن به ثروت و فراوانی نیس
خدایا شکرت که بهم اجازه دادی چندین بار رابطم به هم بریزه تا حالیم شه باید عزت نفس داشته باشی باید به خودت و هویتت ارزش قائل شی
خدایا شکرت که تو رفیق فاب منی
خدایا شکرت که تو خدای منی و من بنده توام .
خدای خوبم خدای مهربانم مث همیشه شبا دستامو باز میزارم میخوابم که تو دستامو محکمتر از قبل میگیری
خدای مهربونم خدای وهابم من مث همیشه رو قدرت محض تو حساب کردم من تنها به تو توکل کردم من تورو در سلول به سلول بدنم حس میکنم چون تورو دارم اینقدر سرم بالاست
خدای سریع الاجابه من میدانی که من غریبه نیستم من در توام و تو درمنی و این یعنی همیشه فقط متوکلم به تو بهترینم.
استاد قشنگم خیلی خیلی ازت ممنونم که فایل فوق العاده ای برامون اوکی کردی
خدا عمر باعزت بهتون بده
ماچ به کلتون
ساناز عزیزم واقعا از ته ته دلم بهت افتخار میکنم
دختر تو بی نظیری
از همین جا بهت سلام میکنم و برات قلب های رنگی رنگی میفرستم
که با هر بار خواندن جملاتت عشق کردم
حالم خوب شد
پیشرفتت مایه مباهات من است
دوستت دارم دوس عزیزم
عالی بمان زیرا تو لایق عاای ترین هایی
سلام دوست قشنگم.مرسی از کلمات قشنگی که به لبای قشنگ تو نقش بسته.از خدا میخوام سریع تر از تصورت به خواسته هات برسی چون خداسریع الاجابه هستش.بهترین های دنیا سهم قلب مهربونت گلی خانم.
و ایمان دارم همان خدایی که تا این لحظه به من زندگی بخشیده به من امید بخشیده به من فرصت سپاس گذاری بخشیده منتظره تا به سمتش قدم برداریم.
همان خدایی که استاد با لبخند زیباش گفت
تو قران اومده
هر وقت توبه کنین خداوند رو توبه پذیر ومهربان خواهی یافت.
و من با تک تک سلول های بدنم عاشق این خدام که هر وقت رفتم سمتش عاشقانه بغلم کرد و من در سایه لطف و فضل خدا هر لحظه دارم به خواسته هام نزدیکتر میشم و ایمان دارم بودن ما در این مکان اتفاقی نیس.خدایا شکرت و با خدت بودن رو برای تک تک دوستان آرزو میکنم
” بسم الله الرحمن الرحیم”
سلام استاد گرامی و ارجمندم مردبزرگ استوره ام 🙏🏻
سلام به مریم مقدسم مهربون و دوست داشتنی ام🤗
سلام به خانواده عزیزم
واقعا دمتون گرم کامنت هاتون دیوانه میکنه هر عاشقی رو😘☺️
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی مقاومت داشتم برای کامنت گذاشتن دیروز با خودم متعهد شدم هر فایل رایگانی میبینم حتما درکم رو هرچقدر کوچک بنویسم و اون فایل برام حلال باشه و ردپای به جا بزارم از کجا شروع کردم…..
استاد گرامی و ارجمندم مردبزرگ الگوی زندگی ام میدونی استاد وقتی داشتم اون فیلم سال 87رو میدیدم اشک میریختم و حسرت اون کسانی که کنارت بودن رو میخوردم ای کاش منم بودم تو کلاسهاتون دوره هاتون اون زمان تو میدون ولیعصر توی دفتر تیزر تلوزیون کار میکردم چرا هیچ وقت ندیدم😢
من که دنبال موفقیت بودم چرا غافل بودم من عاشق اون موقع شما بودم عاشق حرف هایی گذشته تون یه جنسی داشت که نمیشه گفت جایی نشنیدم یا ندیدم استاد فایلهای قدیمی تون منو دیوانه میکنه اونقدر انرژی وجودم رو زیاد میکنه که شب روز معنا شو از دست میده برام استاد من اون کامنتهای که میگفتید رو نخوندم چون فقط یا کامنت امتیاز بالا یا لایک شده هارو میخونم 🤗
میگم وقتی استادم تایید کنه یعنی این اصل جنسه 😉
استاد جانم وقتی میگفتی یکسری از بچههای چیا گفتن من اشک میریختم میگفتم اخ بابا اون عزتی که الله یکتا به این مرد داده رو نمیبینند یا اون قدرت کلام اون جنس توحید رو در کلام این مرد نمیشوند یا اون قلبهایی که نرم شده وبا عشق نشستن و با دقت دارن گوش میدن بدون هیچ گونه حرف اضافه ای (اینو بگم تو سمینارهای تهران رفتم شوخی ها یا تکه انداختن ویا تحقیر هایی رو دیده بودم ویا اینکه طرف نشسته منتظره استاد رو ضایع کنه دیده بودم،، ) استاد اینجا همه مسخ بودن مسخر قدرت کلام من توی اون فیلم جز عزت و قدرت الله یکتای هیچی ندیدم به خدا من بالا10بار دیدم هر دفعه اشک ریختم هر دفعه گفتم خدایا این مردچه ایمانی چه باوری چه قدرتی تو وجودش ساخته که تو الله یکتاام اینطوری با این عزت واقتدار جاری شدی در همه وجود و کلامش 😢😭😭😭😭
استادم عشقم باهمه وجودم به اون نگاهت اون کلامت که وقتی داشتی حرف میزدی انگاری جواب سوالهایی که از دیشب تو ذهنم بود که اصلا توی یه موضوع دیگه و مسئله دیگه ای جواب میدادی…….
استادم نفس الهی ام یه درس بزرگ برام داشت اون فایل شما بااون شرایط در صلح بودید ازش لذت میبردی که دقیقا همین رو توی این فایل گفتید و من استاد همین یه درس رو از روزی که فایل امد روسایت روش کار میکنم هرروز استاد بهت بگم شده لحظه هام معجزه پشت معجزه منو دیوانه کرده استاد از در و دیوار داره برام نعمت میباره استاد رابطه ام عالی تر شده ارامشم اونقدر الهی شده که حد نداره اونقدر فرکانسی خاص شده که درونم به رهایی نابی رسیده حتی روی بچههام اونقدر تأثیر گذاشته امروز دخترم عالی شدامتحانش همش میگفت مامان اونقدر ازت آرامش گرفتم که همه سوال هارو عالی جواب دادم 🤗
خداروصدهزاران مرتبه شکر خوشحالم 🙏🏻
یه مسئله ای رو داشتم وقتی خواستم خداوند کمکم کنه بهاش به صلح برسم و در زندگی ام جاری استادم عشقم به ساعت نکشید اون موضوع به طور ساده ای حل شد خداروسپاسگزارم 😢😭
استادم نفس الهی ام از یه ترسی که باعث آزارم بود چندسالی وقتی خواستم مثل شما بهاش به صلح برسم( یادمه توی فایلی گفتید که شما هم همین ترس رو داشتید) توی خواب اونقدر در صلح و شادی بودم با این ترس که صبح که بیدارشدم دیدم واقعا دیگه ترس نیست یه حس ارامش الهیه خداروهزاران بار سپاسگزاری کردم 😭😢اشک ریختم که شکر این فایل رو دیدم و به این درک از قانون و اجراش تو زندگی ام رسیدم.
از شما مریم نازنینم عشق مقدسم با همه وجودم سپاسگزارم این فایلها به ترتیب با سلیقه به روز رسانی شده مرسی عزیزم ❣️❣️🙏🏻 🙏🏻 🌹🌹
خیلی خیلی خوشحالم توی فرکانس این فایل بودم درکش کنم و مهم تر از این اجراش کنم🤗🤗
استادم عشقم مریم زیبا ام درپناه رب العالمین فرمانروایی عالم هستی شاد شاد رهاتر عاشق تر از این هم باشید عاشقتونم❣️❣️
سلام به بانوی ثروتمند
خیلی ممنونم که پا رو ترستون گذاشتین و کامنت نوشتین
بسیار زیبا بود و لذت بردم
تحسینتون میکنم که اولین کامنتی که نوشتین لایک سبز و مقدس استاد رو دریافت کرده و چی از این بهتر واقعا ؟
این نشان از درک بالای شما داره و عمل به قوانین
آرزوی موفقیت میکنم برات بانوی ثروتمند و سعادتمند
سلام به نرگس خوش عطرالهی ام 💐
واقعا سپاسگزارم از الهیت درون تون اینقدر زیبا تحسینم میکنه عاشقتم عزیزم ❣️❣️
کامنت هاتون واقعا دیوانه میکنه چقدر درک نابی داره دوست الهی ام لذتتتتتت بردم🤗
درپناه رب العالمین فرمانروایی عالم هستی اونقدر رهاوشاد وآزاد وآزاد ثروتمند باشی زیبای الهی ام ♥️ ♥️
عاشقتممممممممممم
سلام به بانوی زیبای ثروتمندم
چقدر با تمام عشقتون نوشتین چقدر چقدر لذت بردم از این عشقتون
چقدر تحسینتون میکنم برای این عشقتون جقدر تحسینتون میکنمم برای این عملگرا بودنتون این پاکی و زلالی و عشقتون منو پرواز داد عاشقتونمم خیلی خیلی عاشقققتونم الهی که جریانی از نعمت و برکت و عشق و ارامش جاری ترین باشه در لحظه لحظه تون عاشقتونم
سلام به بانو پرنسس الهام مقدس و ارزشمندم هم فرکانسی عاشقم🤗♥️
خداروسپاسگزارم برای گوش کردن به الهامش و نوشتم تا این عشق نثار خانواده ناب الهی ام بشه❣️❣️❣️
بانوی پرنسس ارزشمندم عاشقتم هرآنچه از الله یکتایی فرمانروایی عالم هستی میخواهی از بی نهایت نامحدود مسیر پرازامنیت وشادی برات موجودشود🙏🏻💐🙏🏻
استاد عزیزم
من چند روز پیش به این باور رسیدم و در واقع خدای درونم بمن گفت که موفقیت هم مسیر است و هم مقصد … موفقیت ، مسیری ست با مقصد های کوچک و ما همواره در حال رسیدن به مقصدها و عبور از آنها و رسیدن به مقصدهای بعد هستیم و تمام این مقصد های بین راهی و مسیری که آنها را بهم متصل کرده است ، موفقیت نام دارد …. و بقول تو ، موفقیت نه سربالاییه ، نه سرازیری ، نه جاده مستقیم ؛ موفقیت میتونه هر کدوم از اینها باشه ولی برای تو ، اونیه که باورش کردی …. و موفقیت برای من با این کلام تو رنگ دیگری گرفت … موفقیت برای من تشکیل شد از مقصد های کوچک زیبایی که من سعی می کنم همواره به یاد بیاورم که باور کنم این مسیر پُر مقصد ، آسان و « هموار » و سرسبز است و من با آن کلام تو فهمیدم که این من هستم که مختارم برای موفقیت کدام مسیر را انتخاب کنم ، سرازیری ، سربالایی و یا جاده ای مستقیم …. موفقیت میتونه به اندازه یک کوه یا یک دره دارای شیب خطرناک باشه و میتونه صاف و هموار باشه و این بستگی به تو داره …. و خدایی که به فرکانس های محمد (ص) پاسخ داد ، گفت که از من بخواهید به مسیر مستقیمش و به نوع هموارش هدایت تون کنم و در واقع در این مسیر نمیشه با پا و حتی با کفش های آهنین قدم گذاشت ، با زور بازو نمیشه کارها را آسان کرد بلکه صراط مستقیم همون طور که از اسمش پیداست ، راهیست لطیف و فرکانسی که با چراغ هدایت ، روشن میشود و ما قادر به دیدن آن میشویم یعنی اون راه ، از قبل برای تمام انسان ها آماده و مهیا بوده اما این ما بودیم که چراغ هدایت شدن خودمون را روشن نکرده بودیم …
استاد عزیزم و من می خوام بگم که با دیدن قسمتی از دوره های ۲۱ روزه تو در سال ۸۷ فهمیدم که رسالت تو طی کردن تمام جنبه های موفقیت با استفاده از چراغ هدایت بوده و تو از اون موقع تا همین الان در مسیر بوده ای و البته که به مقصد های زیادی در این مسیر دست یافته ای ….
درسی که اون فیلم ۲۳ دقیقه ای سال ۸۷ برای من داشت این بود که از تب و تاب خودم برای رسیدن به هرچیزی بکاهم و برخلاف خیلی ها و از جمله خودم که اغلب اوقات در یک عجله خوره مانند بسر میبرم ، مکث کنم و مطمئنم این مکث به معنای توقف در یکی از اون مقصد ها و لذت بردن از فضای شیرین موفقیت های به ظاهر کوچک است …. من تمام این چند روز در مکثی عمیق فرو رفته بودم و با فایل امروز تو سعی کردم به حرف بیام و بگم که تمام حرفهات را باور دارم و هنوز محو اون قسمت از حرفهای سال ۸۷ هستم که گفتی من شش هفت ماهه که تهران اومدم و همین چند ماه پیش بود که اولین سخنرانی خودم را در دانشگاه آزاد بندر عباس انجام دادم …. باورم نمی شد که بعد از چند ماه بتونی در یکی از تالارهای تهران اونم در جای معروف پایتخت ، دوره برگزار کنی …. استاد راستش من زیاد کامنت نمی خونم و واقعا نمی دونم دوستان چی ها نوشتند اما بخدا من این چند روز هنگ بودم … خجالت می کشم بخدا …. استاد من دیگه نمی دَوَم …. دیگه برای پولدار شدن عجله نمی کنم …. دیگه فقط پیاده راه میرم و گاهی حتی می ایستم و حتی در سرسبزی این صراط نورانی می نشینم …. من انقدر برای پول عجله می کنم که حتی اگر صراط مستقیم هم جلوی من باز بشه ، من کور هستم و نمی بینمش ، حتی پولهایی که اینقدر راحت وارد زندگیم می شند و اون جور که باید ببینم و بابت شون سپاسگزار باشم نمی بینم چون مدام چشمم به مقصده ، حالا مقصد کجاست ؟؟؟ هیچ جا !!! واقعا کی می دونه مقصد کجاست ولی همه میدونند الان کجا هستند و میتونند بابت آنچه هستند شکر گزار باشند و من قسم می خورم که مقصد همین جاست
… چون خدا همین جاست ، چون عملکرد سیستم تا همین جاست و من همین جام و رسالت من ، سجده شکری ست که همین حالا روی همین قطعه زمین زیر پایم به جا می آورم ….
استاد عزیزم بخدا تو باعث شدی من تمام این چند روز موفقیت های خودم را به یاد بیارم و به خودم آفرین بگم … من کارهای بزرگی کردم که البته الان دیگه برام بزرگ نیستند ولی اون موقعی که تازه با تو آشنا شده بودم هرگز فکر نمی کردم که روزی انجام شون بدم ، اصلا فکر نمی کردم که باید انجام بشند …. و به اندازه ای که اشتباه رفته ایم باید خراب کنیم و برگردیم و همین برگشتن های کوچک کوچک ، موفقیت های بزرگی هستند که باید به خاطرشان ، در مقصد های خاصی توقف کرد و پیشانی بر زمین زد و شکر گزاری کرد ….
و تمام کسانی که اون زمان یا این زمان ، اون زمانِ تو را بخاطر اینکه ثروتمند نبودی ، موفق ندیده اند بخاطر این بوده و هست که پول از نظر ذهن اونها چیزی غیر قابل دسترس و بسیار بزرگ است و من فهمیدم که از نظر اون موقعِ تو ، خیلی چیزها موفقیت محسوب می شده و تو تشنه داشتن مجموعه ای از آرامش بودی …
من درس های زیادی گرفتم ، تو به من فرصت حضور در کلاس های سال ۸۷ خودت را دادی ، تو به من فرصت دادی تا اصل تکامل را با چشم هام ببینم … من سپاسگزارم
سلام
اندیشه عزیزم چقدر خوب گفته بودی که موفقیت طی کردن مسیر و گزروندن موفقیتهاییه که در طول مسیر وجود داره و وقتی یکی میگزرونی ب هدف بعدی میرسی دقیقا حق با شماست ممنون بخاطر کامنت زیباتون من شما رو تحسین میکنم
ممنون که کامنت میزارید
ممنونم زهرای عزیزم
خوشحالم که حرف هام برای شما مفید بود