«موفقیت»‌، مسیر رسیدن به خواسته است‌ نه مقصدِ آن - صفحه 83


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    548MB
    46 دقیقه
  • فایل صوتی «موفقیت»‌، مسیر رسیدن به خواسته است‌ نه مقصدِ آن
    42MB
    46 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1392 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهرداد یوسفی گفته:
    مدت عضویت: 1297 روز

    سلام میکنم به استاد و خانوم شایسته عزیز

    خدارا هزاران بار شکر میکنم که توی این تحول روز شمار هستم و هر روز یک فایل جدید یک اگاهی جدید درک میکنم و لذت میبرم.

    من اون فایل سمینار رو ندیدم اما توی حرفهاتون این موفقیتهارو شنیدم و همون که بری توی یک جمع غریبه بالای سن صحبت کنی همون خودش کلی رسیدن به موفقیته همون که بتونی بعداز رسیدن به تهران یه سمیناری برگزار کنی و اون همه ادم بیان توی سمیناری پول پرداخت کنن خودش موفقیته

    همون انگیزه و شورو شوقی که باعث میشه با قدرت پای هدفت وایسی و انجامش بدی موفقیته

    همون شجاعتی که از اون کاری که هیچ فعالیتی نمیکردید بکنی و با دو تا بچه توی تهران بدونه خونه بیای و هدفت رو اجرا کنی موفقیته

    من خودم 10 ماهه که از شرکت و حقوق اخر ماه دل کندم و اومدم روی علاقه هام کار میکنم و از همون اولین مشتری و سفارشی که گرفتم انگار بزرگترین موفقیتو کسب کرده بودم و اینقدر شوق و لذت داشتم که اصلا پول و درامد برام مهم نبود فقط میخاستم تولید کنم فقط میخاستم اون هدف و علاقه ای که داشتم رو اجرا کنم و کارهای بیشتری انجام بدم .

    با اینکه از اون اخرین حقوقی که برام ریخته بودن چیزی دیگه نمونده بود اما من به بالاترین موفقیتی که ارزو داشتم رسیده بودم مثل ارامش لذت ازادی زمانی و مکانی سلامتی حال خوب افکار مثبت ایمان قدرت گرفتن از توانایی هام.اینهمه موفقیت رو بهش رسیده بودم اما اطرافیام فقط در مورد کار سفارش تولید و پول ازم میپرسیدن من هم میگفتم همه چی عالیه چون واقعا از اون ارامش و ازادی لذت میبرم

    ا‌ولین تولیدی که توی زمینه کارم ایجاد کردم رو توی خونه خودم گذاشتم که همیشه جلو چشمم باشه و همیشه به خودم میگ ببین اولین تولیدت این بوده و حالا ببین چقدر تکاملم رو توی همین محصول طی کردم و چقدر بهتر شده .هیچ وقت از گذشته و کارها و حصولاتی که تولید کردم خودمو سرزنش نمیکنم چون اونا بزرگترین دست اوردها و توانایی هایی که توی اون موقع داشتم و خداوند ایدهارو بهم داد و محصولاتم رو بهتر کردم و اجرا کردم .

    همین از اون حقوق اخر ماه و بیمه دل بکنم و با شجاعت بیام روی علاقه ام کار کنم .کاری که توی روستامون و حتی شهرهای اطراف هم ندیدم کسی تمرکزی بیاد روی همین شغل کار کنه این خودش بالاترین موفقیته برای انگیزه گرفتن و انرژی گرفتن برای حرکتها و تولیدات بیشتر

    خداراشکر میکنم که با گوش دادن و عمل کردن و رفتن تو دل ترسها و ایمان واقعی داشتن تونستم شغل خودم رو داشته باشم

    در پناه الله یکتا شادو موفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    ناصر لطفی گفته:
    مدت عضویت: 1522 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    سلام خدمت استادان گرانقدر و دوستان عزیزم

    روز سی ام از سفرنامه زندگی من

    عنوان فایل:صاحبان کسب و کارهای موفق چه باورهایی دارند؟

    خداروشکر میکنم بخاطر 30 روز سفر شگفت انگیزم سفری که مهم ترین کار من بوده و هست و خواهد بود چون تاثیری میذاره تو زندگی من که باورنکردنیه و منو به مدارهای بالاتر میبره؛تو این فایل فوق العاده هم در مورد اصل صحبت شد اصلی که با فهمیدنش و درک کردنش و عمل بهش دیگه دنبال حاشیه نیستیم دیگه دنبال یه شبه پولدار شدن نیستیم چون میدونیم قانون خداوند عوض نمیشه بقول قرآن تغییری در سنت الهی نخواهیم یافت مثل همه چی تو زندگی ما که طبق قانون انجام میشه؛پولدار شدن و پول ساختن هم قوانین خودش رو داره فقط باید باورهای خوبی براش بسازیم که مقاومت هامون بشکنه و ترمزهای ذهنمون برداشته بشه و ببینیم و تحسین کنیم حتی نتایج کوچیک رو و هدایت بشیم به مدارهای بالاتر و همین روند رو به رشد رو ادامه بدیم؛ما با تغییر باورهامون رفتارها و عادت هامون تغییر میکنه و با این تغییرات جور دیگه ای فکر میکنیم جور دیگه ای با مسائل برخورد میکنیم و جور دیگه ای تصمیم میگیریم

    من خودم اینو تجربه کردم که با تغییر باورها ایده ای به من گفته شده که اجرا کردن اون ایده کار خیلی راحت و ساده ای بوده برای من و منو به زحمت ننداخته ولی نتیجه ای که گرفتم کاملا متفاوت بوده با گذشته و این ایمان منو قوی تر میکنه برای ادامه دادن به این مسیر زیبا

    سپاسگزارم از استاد عزیزم بابت این آگاهی های ناب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    آوا گفته:
    مدت عضویت: 1539 روز

    سلام به استاد عزیز و همه دوستان

    روز 92 از روزشمار من

    با اینکه استاد تو همه چیز خودشون الگو هستند، همیشه برای من این کنترل کردن افکار و ذهنشون هست که تو هر شرایطی و هر زمانی چقدر خوب اینکارو انجام میدن حتی با اینکه اون زمان خودشون الگویی مثل ما که الان ایشون داریم نداشتن

    اینکه به اصل بچسبیم و درگیر حواشی نشیم

    اگه همیشه وقتی که دارم به اهدافم فکر میکنم بیاد دارم که هدف اصلی لذت بردن از مسیر نه صرفا رسیدن همه چی هم آسون میشه هم اینکه فکر میکنم مسیرم کوتاه تر میشه با کلی اتفاقات خوب

    ایمان، استمرار، قدم برداشتن، در نظر گرفتن اصل هر چیزی ، درک قانون جهان،

    همشون یعنی زندگی کردن با حس خوب

    اینجاست که میتونم درک کنم که خالق شرایط خودم هستم

    دست از قضاوت کردن خودم و بقیه برمیدارم‌ و دیگه به این فکر نمیکنم که بقیه راجبم میخوان چه فکری کنن یا چه نظری بدن چه خوب چه بد!! چون دارم هرکاری رو با حس خوب و برای خودم انجام میدم

    امیدوارم همیشه اینهارو بیادم بیارم و مراقب ذهن و افکارم باشم تا هدایت بشم

    امیدوارم که همونطور که تکاملی پیش میریم به تصاعد هم برسیم

    سپاسگزارم استاد جان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    محمد احمدی گفته:
    مدت عضویت: 928 روز

    سلام به همگی

    این فایل نشانه امروز من بود ، خیلی زیبا و عالی بود

    اولین بار بود این فایل را گوش می دادم.

    استاد عباس منش دمت گرم ، لذت بردم، خدا خیرت بده و هرچه دلت میخواد بهت بده.(همه چی بهت داده، بیشتر بهت بده )

    یه نکته از این فایل:

    موضوع مهم و اصلی کار کردن روی باورهای بنیادی و تغییر اونها با باورهای درست است

    و سایر موضوعات جزئی مثل نوع شغل ، جای اون، داشتن تبلیغات یا نداشتنش و غیره در مرتبه خیلی پایین تر هستند.

    دوستان حدود 1 ماهی هست که هر موقع وقت می کنم می رم تو درختهای حاشیه شهرمون لاستیکها و مواد بازیافتنی را جمع آوری می کنم و دور درختها را تمیز می کنم.

    شاید تا الان بیش از 20 پلاستیک پر جمع آوری کردم، با وجود اینکه کار خیلی سختیه و خیلی خار تو دستام رفته (با وجود استفاده از دستکش ) و گرد و خاک رو لباسام نشسته ولی حس خیلی خوبی بهم میده

    امروز در حین جمع کردن با خدا حرف می زدم و بهش گفتم

    خدای مهربون و عزیزم با وجود اینکه پاک کردن طبیعت وظیفه من است ، چون اونهایی که این کارها را کردند و اگاهانه یا نا آگاه هانه این مواد را تو طبیعت رها کردند جزئی از من هستند و خود من هستند و من از دست اونها شاکی نیستم،

    ولی تو هم خدای بخشنده و مهربونی و با یه قدم ما ، 10 ها قدم برا ما بر می داری پس ازت میخوام همانطور

    که من اطراف این درختها و طبیعت را پاکسازی می کنم،

    تو هم جسم و جان و روح مرا از هر گونه اضافات پاکسازی کن. یا مبدل السیئات بالحسنات.

    و دیدم چه راهکار خوبیه برا پاکسازی، برا همین گفتم با دوستان به اشتراک بگذارمش

    شاید مفید باشه،

    پاکسازی طبیعت =پاکسازی خودمون

    نکته مهم این کار آین بود که موقع پاکسازی طبیعت از اون های که باعث آلوده شدن طبیعت شدند گله و شکایت نکردم و با حس خوب این کار را کردم.(روزهای اول این حس را نداشتم امروز داشتم )

    شاد و سالم و ثروتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    نازنین فتحی گفته:
    مدت عضویت: 899 روز

    بنام خدای وهاب

    سلام به همه

    و تعهد روز سی ام سفر

    اول از همه باید گفت:

    به پایان آمد این دفتر

    حکایت همچنان باقی ست…

    سی فایلی رو گوش کردم که مهم ترین نتیجه اش برای من تغییر ذهنی بود که سالها باهاش زندگی کردم ، ذهنی که اکثر اوقات منفی میدید و منفی فکرمیکرد ! اما به لطف خدای مهربانم هدایت شدم به این مسیر و تونستم اولین سد ذهنی رو بشکنم و به پذیرشی از اصلی ترین قانون: (زندگی ما بدون استثنا حاصل فرکانس ها و باورهای ماست) برسم و این خودش برای من اعجاب انگیزه.

    در رابطه با آگاهی های این فایل بخوام بگم: خیلی برام جالب بود اینکه استاد گفتن وقتی خودت بری و ببینی افراد موفق رو از نزدیک کاملا متوجه میشی چه خصوصیاتی اونها دارن واقعا برای من رخ داد!

    دو روزی میشه که در کنار فردی قرار گرفتم که یکی از موفق ترینها شده در حوضه ی خودش و جوریِ که الان بقول خودشون در منطقه پنج جز اولین ها هستند و این واقعا برای من جالب بود! زمانی که یه صحبت اولیه داشتم با ایشون واضح ترین مشخصه ای که به چشم من اومد یه اطمینان و ایمان و اعتماد بنفس فوق العاده ای نسبت به خودشون و کارشون و جوری با ادعا و محکم صحبت میکردن که تو با خودت میگفتی اصن دیگه مثل این نیست و این برای من خیلی درس داشت ، با خودم گفتم ببین وقتی یکی تلاشش رو کرده و الان به نتیجه رسیده اول از همه داره با نتیجه ها و دستاوردهاش صحبت میکنه دوم دیگه از خودش مطمئنه انقدر مطمئن که بگه تا چندوقت دیگه از هرکی بپرسی اسم برند مارو یه بار شنیده ! به خودم میگفتم ببین باید اینجوری بشی ، اینجوری که به جایی برسی که این حد از اعتماد بنفس رو درباره ی خودت و کارت داشته باشی و تازه بتونی ادعاهای بزرگ بزرگ بکنی و این ادعاها از اون جمله ی استاد بنظرم نشات میگیره که گفتن

    وقتی تو راه رسیدن رو یه بار یاد بگیری دیگه سری بعدهم باز میتونی بدست بیاری تو هر زمینه ای ، چون تو یاد گرفتی چجوری برای خودت باورموفق شدن رو بسازی پس دیگه هیچ چیز برای تو نشد نداره!

    همه ی تلاشم در این حال حاضر همینه

    همه ی انرژی وجودم رو برای این دارم میزارم

    برای اینکه برسم به این نقطه ، نقطه ای که باورهام همه قدرتمندکننده شده باشند و الان در جایی قرار دارم که دوست دارم با تک تک سلولهام زندگیمو تغییر بدم و هیچکس رو غیر از خدا ندارم و تنها از خودش میخوام که منو در پناه خودش قرار بده و هدایتم کنه و راه ها رو نشونم بده تا برسم به چیزی که میخوام ، الهی به امید خودت

    در پناه خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1486 روز

    سلام به استاد مهربان

    سلام به دوستان خوب خودم

    این فایل خیلی ارزشمند است

    همیشه فکر می کردم که باید به خواسته خودم برسم و آنوقت من حالم خوب خواهد بود و من خوشبخت می شوم

    مثلا من باید به آن خانه خودم دست پیدا کنم و آنوقت من می توانم شاد باشم

    من باید ماشین خودم را بخرم تا بتوانم سفر بروم و حال کنم

    یعنی اینکه رسیدن به آرامش و حال خوب و خوشبختی برای من در گرو داشتن و به دست آوردن آن خواسته و آن هدف است

    این یعنی من درک نکرده ام که خواسته ملاک نیست بلکه لذت بردن از مسیری است که در آن در حال تلاش و جستجو هستم

    زمانی که من در این مسیر حالم خوب باشد وقتی که به خواسته و هدف خودم هم می رسم بی شک حالم خوب است و برای من این لذت بخش تر خواهد بود

    اما همیشه من برعکس این را فکر می کردم و فکر می کردم که باید کلی در این راه سختی بکشم و بعد به خواسته خودم که رسیدم آنوقت من به آرامش خواهم رسید

    چقدر باورهای من اشتباه و غلط بوده است

    اکنون که به گذشته خودم فکر می کنم و خودم را مقایسه می کنم با قبل خودم

    می بینم که چقدر رشد و پیشرفت کرده ام

    چقدر احساسهای خوب در من به وجود آمده است

    چقدر زندگی من روان تر شده است

    کسب و کار خودم را اکنون دارم

    درآمد خودم را اکنون دارم

    براحتی می توانم برای خودم زمان بندی کنم

    اینها همگی می تواند دستاورد باشد و من با این دستاوردها بی شک بهتر از قبل شده ام

    قبل من با اکنون خیلی تفاوت دارم و این بهترین حس و حال را برای من دارد

    چقدر باید به این نعمت ها و دستاوردهای خودم افتخار کنم و چقدر باید شکرگزار خدای خودم باشم که تا به اینجا رسیده ام و بی شک باز هم جا دارد که به جای های بهتر دست پیدا کنم

    این جملات و صحبت های استاد به این معنی است که من باید تغییرات جزیی زندگی خودم را ببینم

    به آنها اهمیت بدهم

    آنها دستاورد هایی است که مهم هستند که چرا که قبل از کار کردن خودم روی باورهای خودم من هرگز اینها را نداشتم

    این ها هم ثروت هستند و با دیدن اینها نعمت های دیگر هم وارد زندگی من خواهد شد

    صحبت های عالی استاد در این فایل به من آموزش دادند

    ممنونم استاد عزیز

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    جانا گفته:
    مدت عضویت: 911 روز

    سی امین روز از تحول زندگی من

    صاحبان کسب و کار های موفق چه باورهایی دارند ؟

    من در این 30 روز باور رو شناختم ، البته که قطعا نه به طور کامل به اندازه ی همین 30 روز

    تازه درک کردم قانون چی هست و باور چه می‌کند با زندگی من ..

    آگاه شدم ، که ما در شه های مختلف زندگی نمی‌کنیم ما در مدارهای متفاوت زندگی می‌کنیم و در این مدارها ما با. فراد ، قرصتها ، شغل‌ها روبه رو میشیم گه قرار گرفتن در هر مداری بستگی به باور من داره …

    با توجه به زندگی در حال حاضر خودم امروز آگاه شدم که اگر کارم اونجور که دلم میخواد پیش نمیره به این دلیله که مدام اصلا اونجایی که دلم میخواد نیست چون دلم یه چیز میخواد اما باورم واقعا یه چیز دیگه هست …

    فقط باورهامون هست که ذهنمون رو برنامه ریزی میکنه و به اندیشه تبدیل و درنهایت به فرکانس تبدیل میشه و جهان به همان فرکانسی که من ارسال کردم پاسخ میده و اگر این فرکانس چیزی جز ترس و بی‌حرکتی نباشه همون رو به من پس میده تا زمانیکه که من باورم رو تغییر بدم و اونوقت است که زندگیم هم تغییر خواد کرد ….

    ممنونم از شما استاد عزیزم

    خوشا به سعادتمند برای رسیدن به خواستتون که آنقدر زیبا و باعشق بگید هدفتون از رسیدن به ثروت چی بوده شما لایق هستین و من از صمیم قلب شما و باورهاتون رو تحسین میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    محمد دِرخشان گفته:
    مدت عضویت: 2235 روز

    به نام خدا

    سلام و عشق تقدیم به همه

    خوشبختی از مسیر لذت بردن است نه هدف

    منم دقیقا فکر میکردم باید 10 سال یا بیشتر زجر کشید بعد به یه مقصدی رسید و اون موقع نشست و گفت آخیش رسیدم بعدش هم میگه ای بابا همش همین این همه بدو بدو کردیم فقط همین بود اینهمه عمر و زندگی زهر کردم برا خودم سخت گرفتم به خودم و خانواده ام برا رسیدن به این ماشین و پول که آخرشم هیچ

    دیدم نه بابا تو اگه از مسیر لذت نبری اصلا نمیرسی به اونجا،چرا چون با کوچکترین نه شنیدن از مسیر اهدافت زده میشی،اینکه آدم تصمیم میگیره در یه مسیری حرکت کنه باید استوار باشه باید حالش در تمام شرایط خوب نگه داره

    با لذت بردن از زندگی و خوشی های الان میشه موفق بود

    موفقیت رشد دائمی در یک مسیر هست،یک پروسه هست

    آخر فایل هم خانم پریسا نصری را دیدم که مشغول فیلم برداری بودن که الان ماشالله به موفقیت زیادی رسیدن در زمینه زنان و موفقیت زنان آموزش های عالی را انجام میدن،خیلی جالب بود برام که ایشون هم با شما اون موقع همکاری میکردن حتی آقای پاکذات هم از دوستان نزدیک شما بودن و الان بسیار موفق هستن اصلا آدم این صحنه ها را میبینه به وجد میاد و کیف میکنه که موفقیت همه را ببینه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2512 روز

    روز 30 سی ام

    روز شمار تحول زندگی من فصل 1

    صاحبان کسب و کارهای موفق چه باورهایی دارند؟

    سلام استاد عزیزم خانم شایسته ی نازنین ممنون و سپاسگذارم

    سلام به تمام دوستان همسفر در این بخش از روز شمار تحول زندگی من

    خدایاا شکرت که ذهن و روح من در تعادل و هماهنگی کامل با همدیگر هستند

    اول از همه این باور رو همیشه آویزه ی گوشم می کنم اینکه..تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثناء نتیجه ی باورهای خودمان است

    وقتی نوشته های خانم شایسته ی عزیز رو خوندم یک مطلب خیلی مهم در آن یافتم اینکه.. مهم نیست که کجا زندگی می کنیم و یا فاصله ها و شهر و یااا تفاوت در هیچ چیزی ایجاد نمی کند و تفاوت در محل زندگی مون نیست .بلکه فرکانس ها تفاوت رو ایجاد می کند

    اینکه هر فردی در چه مداری قرار می گیرد را باورهایش تعیین می کند

    اینکه چقدر تلاش جسمانی به پول ساختن ارتباط دارد یک باور محدود کننده است .. چون پول ساختن هیچ ربطی به میزان تلاش های جسمانی سخت ندارد

    اینکه ثروت ساختن نیازمند داشتن یک توانایی خاصی و یا یک استعداد خاص و یا گرفتن یک مدرک خاص و یا کسب یک مهارت خاص برای افزایش درآمد یک عامل اصلی نمی باشد

    اینکه شغل مون رو عوض کنیم و یا اضافه کاری و یا مآموریت رفتن های بیشتر تغییر مکان و یا تغییر شهر و یا ساعات کاری و یا تبلیغات بیشتر تغییرقیمت محصول و یا تغییر شرایط فروش و یا هر ایده ی دیگری هیچ ربطی به پول ساختن ندارد..

    هیچ تلاش سختی قادر به ورود ثروت به زندگی مان نیست

    تنها باورهایمان است که ایده ها و راهکارها عملکردها اتفاق ها و شرایط ها و اوضاع و افراد درست و مناسب را وارد تجربه ی زندگی مان می کند

    فقط فقط باورهایمان ذهن رو برنامه ریزی می کند … سپس این برنامه توسط مغز به شکل یک دستور صادر می شود و خودش را در نحوه ی نگرش و واکنش نسبت به مسایل زندگی و اقداماتی که برای کسب درآمد یا راه حل یک مسعله نشان می دهد و در نهایت به شکل وضعیت کنونی در تجربه ی زندگی مان ظاهر می شود

    در واقع قبل از اینکه عملکردمون رو تغییر بدهیم باید تغییر را از یک مرحله قبل تر و اساسی تر یعنی تغییر برنامه ی ذهنی آغاز کنیم

    پس با تغییر ورودی های ذهن می توان شروع به ساختن باورهای قدرتمند کننده تر کرد تا ذهن را برای ثروت برنامه ریزی کنیم

    و سپس این ذهن ثروتمند وارد مداری می شود که با ایده ها راهکارها آدم ها و شرایطی احاطه می شود که نتیجه اش استقلال مالی است

    خانم شایسته ی نازنینم واقعا ممنون و سپاسگذارم برای متنی که برای روز شمار روز سی ام نوشته بودید و من نکته برداری از متن شما رو در دفترم انجام دادم هر چقدر خواستم مختصر بنویسم دیدم تمام نکات رو و تمام جمله ها رو نوشتم واقعا نمی شد از جمله ای گذشت خواستم تشکر و قدردانی کنم از اینکه با خواندن و نوشتن متن فوق العاده آگاهی دهنده ی شما که به درک و آگاهی بیشتری هدایت شدم ممنون و سپاسگذارم . و از استاد عزیزم بخاطر این فایل گوهر بار تشکر و قدر دانی می کنم که با آزمون و خطا های شما جاده ی مسیرمون رو هموار کردید تا ما زودتر از آنچه که تصورش را می کنیم به مقصد برسیم و این نکته ی طلایی شما رو همیشه باید بارها و بارها و هزاران بار با خودم تکرار و تمرین کنم اینکه هر فردی در چه مداری قرار بگیرد را باورهایش تعیین می کند جهان ما را در مداری همجنس با فرکانس های غالبمان قرار می دهد

    خدایااا من حمایت تو را با خودم همراه می کنم برای اینکه قلم دستم بشی برای نوشتن و صحبت کردن و زبان و کلامم و قدم به قدم حرکت هایم تا ترا با خودم همراه کنم تا در مسیر استقلال مالی و آزادی مالی هدایت شوم

    خدایاا شکرت که امروز هم قدرت کامیابی بخش خداوند به تک تک ثانیه های امروزم خیر و برکت و شادی و شادمانی بخشیده تا بتوانم تعهد م را در این قسمت بلطف خدای وهاب و بخشنده. و مهربان و هدایتگرم انجام بدم خدایااا صد هزار مرتبه شکر گذارم برای این توفیق الهی که پله ی موفقیت رو هم در این روز 30 سی ام در فصل یک به اتمام برسونم و بالا آمدم خدایااا ممنون سپاسگذارم .

    و از اینکه لحظه به لحظه در مدار. ارتعاش و فرکانس هدایت های الهی و نشونه ها و شهود الهی برای رسیدن به اهداف و نیازها و خواسته هایم هستم ممنون و سپاسگذارم خدایاا شکرت

    خدایاا تنها ترا می پرستم و تنها از تو یاری می جوییم

    IN GOD WE TRUST

    خدایاا تنها ترا می پرستم و تنها از تو یاری می جوییم ..

    خدایااا ما را به راه راست هدایت کن به راه کسانی که به آنها پول و ثروت و نعمت و برکت داده ای هدایت کن نه به راه گمراهان و غضب شدگان ..

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    سید امیر عریضی گفته:
    مدت عضویت: 2715 روز

    الهی وربی من لی غیرک

    سی روز از سفر ما گذشت

    البته واسه من سی روز نبود چون من گاها در روز دوتا یا سه تا فایل سفرنامه میدیدم

    والان روز 14 سفر من هست

    اینجا واسه خودم 1نکته ای هست

    شاید درک نکردن قانون تکامل باشه

    الان که فکر میکنم بهتر بود من در روز 1 فایل میدیدم و اون را در روز چندبار تکرار میکردم یا به جای خوندن 10 کامنت ،کامنت های بیشتری میخوندم

    چون گاها ما یادمون میره ،این تکرار و تکرار ورودی های درستِ که باور های ما را میسازه و این باورهاست که داره تک تک لحظات زندگی ما را میسازه

    به خودم اینجا تعهد میدم از فصل بعد با تمرکز بیشتر و نوشتن کامنت واسه هر فایلی سفرنامه را ببرم جلو.

    اما چه خیر و برکتی داشت این سفر واسه من.

    من مثل 1 بچه ای بودم که روی صندلی عقب ماشین نشسته بود و از پنجره به بیرون نگاه میکرد و توی مسیر چه چیزهای جدید و زیبایی که با این 2تا چشماش ندید،و با کسی همسفر بود که تجربه های زیاد و عمیقی در سفر داشت،همه جا را میشناخت،تموم مسیرهای زیبا را بلد بود،تموم تجهیزات سفر را داشت و انگار 100 بار بدنیا آمده بود و تجربه 100 تا زندگی با خودش داشت، بخوام در 1کلمه توصیف کنم،یه پیر خردمند.

    وتو این مسیر طولانی و زیبا با من صحبت میکرد و ازتجربیاتش میگفت.

    چقدر تجربم زیاد تر شد،چقدر این سفر پخته ترم کرد

    واسه من این سفر به این معانی بود که:(گفت و گو های من با این پیر خردمند و چیزهایی که تو این سفر به من یاد داد را مینویسم واستون)

    1- پسرجان وایسا وایسا،چرا اینقدر داری دست و پا میزنی،نیاز به دست وپا زدن نیس ،تموم اتفاقات و شرایطی که داره واسط رخ میده ،حاصل باور ها و فرکانس هات هست

    _خوب اینها چی هستن ،چه جوری دارن کار میکنند؟

    فکری که زیاد تکرار میشه میشه باور

    و این باورهای تو هستند که مسبب تموم اتفاقات تو هستند.

    حالا یادت باشه این باورها یا محدود کننده اند یا قدرتمند کننده که تورا یا به مسیر سعادت ،خوشبختی ،و بی نیازی میبره یا به مسیر فقر،بدبختی ونا امیدی میبره

    -خوب حالا چیکار کنم که بفهمم دارم باور قدرتمند کننده میسازم یا محدود کننده؟

    تو در هرلحظه به وسیله آنچه میگویی ،میشنوی،میبینی وبیاد میاوری یا به آن فکر میکنی،یا درحال ساختن یه باور قدرتمند کننده هستی یا یه باور محدود کننده.

    -پس همه این حرفها برمیگرده به کنترل ورودی هام درسته؟

    -دقیقا این ورودی ها است که داره باورهای تورا میسازه، پس بشدت مواظبشون باش.

    -خوب از کجا بفهمم این ورودی های که دارم وارد ذهنم میکنم درسته یا اشتباه یا اصلا از کجا بفهمم کدوم باورهای قدرتمند کننده است یا محدود کننده؟؟؟

    – احساس ات

    -یعنی چی؟

    احساس تو مثل 1 قطب نما است مثل یه گوگل مپ داره کار میکنه وقتهایی که اون ورودی که به ذهنت میدی یا اون باوری که توی ذهنت داری ،به تو احساس خوب،احساس شادی،احساس امید میده یعنی تو مسیر درست و آسفالت هستی و داری درست میری

    اما اگه اون ورودی یا اون باور به تو حس نگرانی،ترس ،استرس ودرکل حس بد بده ،یادت باشه افتادی تو جاده خاکی و جاده بیراهِ، و داری از مسیر خارج میشی.

    2-اگه نگران بدست آوردن چیزی هستی ،معلومه هنوز باور نداری که اون چیز بدست می آید، وبه همین دلیل که نگرانشی.

    روی خودت کار کن روی باورهات کار کن،نتایج خود به خود اتفاق میفتد.

    -میشه برام بازش کنی،متوجهش نمیشم؟!!!

    به یه هدفی نچسب به چیزی وابسته نشو ،نخواه اون را به زور بدست بیاری،خودت با خودت در صلح باش. نگران اینکه پس کی بوجود میاد نباش،از زندگیت لذت ببر،خود بخود اتفاقات خوب میفته.

    -گیج شدم میشه واسم بیشتر توضیح بدی؟

    وقتی تو نگران چیزی هستی یعنی اون چیز بیش از حد برات مهم شده که باعث نگرانیت شده،حالا یا نگران نرسیدن بهش هستی یا نگران از دست دادنش، درکل هرچیزی که بهش بگی احساس بد و احساس بد زمانی بوجود میاد که تو زندگی را خیلی جدی بگیری،چون دیدگاه خداوند اینطوری نیس.

    دیدگاه خداوند اینکه همه چیز به صورت طبیعی و آسان ودر زمان مناسب رخ میدهد.

    3-هیچ عامل بیرونی نمیتونه حالت را خوب کنه،فقط خلاَ های درونی تو با تغییر نگرش و زاویه دیدت میتونه بهتر بشه.

    -آخه چه طوری؟

    با باور کردن خداوند،با سپاسگذاری بابت نعمت هایی که داریم،با توجه کردن به چیزهای خوبِ زندگیمون.

    پسر یادت باشه جهان به احساس تو پاسخ میدهدوقتی در مورد اتفاقات خوب صحبت میکنی ،جهان از همین جنس بیشتر وارد زندگیت میکنه.

    و نکته طلاییش اینجاست وقتی حالت بهتر باشه خود بخود نعمات و ثروت ها وارد زندگیت میشه،قرار نیس تو کار خاصی بکنی.

    4-وقتی تلاش میکنی تا فرد دیگری را تغییر بدهی بیشتر از همیشه از مسیر دور میشی.

    یادت باشه اولین قدم برای همراه شدن با قوانین زندگی،دست برداشتن از تلاش برای تغییر دیگران است.

    هرفردی هرجایی که هست ،سر جای درستشه.

    همان جایی که نتیجه باورهای خودش هست،همان باورهایی که هیچکسی بجز خودش قادر به تغییرشان ندارد.

    -امااا….پس…

    پسرم باید دست از تلاش برای فرشته نجات دیگران شدن برداری،تا خودت نجات یابی.

    باید دست از نگرانی در باره پدر مادرت،همسرت،بچه ات برداری تا به خوشبختی فرصت ورود به زندگی ات را بدهی.

    عزیزان تو الان در هر موقعیتی که هستن،هرچقدرهم نادلخواه،در جای درستشان هستند وبه محض اینکه اراده کنند و آماده شوند میتوانند با تغییر باورهایشان از آن شرایط به شرایط دلخواه حرکت کنند.

    (یادت باشه همه ما به یک اندازه به خداوند نزدیک هستیم،وبه 1اندازه به این نیروی هدایتگر الهی متصل هستیم، خداوند عادلِ)

    تو فقط با پیشرفت خودت و با الگو شدن میتونی به دیگران کمک کنی، همین!!!

    ما نمیتونیم زمان فهمیدن دیگران را زودتر کنیم یا دیرتر

    5- توحید عملی

    -این کلمه چیست،خیلی از زبانت شنیدم میشه واسم بازش کنی؟؟؟

    حتما پسرم

    توحید عملی یعنی اینکه باور کنی تو یک انرژی خالق هستی ،جزئی از همان نیرویی که این جهان را خلق کرده و قوانین بدون تغییر بر آن مقرر کرده.

    رابطه تو با جهان مثل یک دستگاه گیرنده و فرستنده است،رفتار جهان در برابر تو مثل رفتار یک دستگاه مبدل است که فقط همون چیزی را بهت تحویل میده که از تو دریافت کرده،مثل 1 دستگاه آب هویج گیری که اگه بهش هویج بدی ،به تو آب هویج میده نه چیز دیگری.

    خوب حالا جهان ساخته شده تا به فرکانس هایت جواب بدهد و آنرا به اتفاقات زندگیت تبدیل نماید.

    توحید عملی یعنی ایمان داشته باشی تو جزئی از نیروی مطلق هستی که بدون اجازش برگی از درخت نمیفته و صاحب قدرت هست و رابطه تو با این نیرو همیشگی است.

    یعنی شرک نورزیدن،یعنی تسلیم شدن

    یعنی پارو نزدن و وا دادن

    یعنی روی عقل خودت و قدرت دیگران حساب باز نکردن

    یعنی نگی من خودم بلدم…

    یعنی چشمت به دست دیگران نباشه

    یعنی نگی چرا من؟؟؟چرا تو این خانواده،چرا تو این شهر ،چرا تو این کشور،چرا ،این شرایط چرا این وضع و حال

    چون تو خالقی ،خداوند از روح خودش در تو دمیده،پس تو تک تک لحظه هاتو خودت میسازی ،بشرطی که قدرت را از خدا نگیری و به دیگران بدی،بشرطی که خودت را برگی روی آب نبینی ،که توی اتفاقات زندگیش نقشی نداره

    توحید عملی یعنی اینکه وقتی 1بذری را میکاری نری هروز خاکش را بزنی عقب ببینی این بذرهست یا نه

    روز دوم نگی چرا پس رشد نکرد،چرا فایده نداشت،چرا هیچ اتفاقی نمیفته.

    یادت باشه خداوند یک انرژیه که تو با ذهنت(با افکارهای غالبت)به آن شکل میدهی.

    یعنی تو جزئی از این انرژی خالق هستی تو دستان خداوند روی زمین هستی، و بوسیله فرکانس هایت به این انرژی شکل میدهی و میتونی به وسیله هماهنگی با قوانین این نیرو را به شکل ثروت،سلامتی،آرامش و یاهرخواسته دیگه ای وارد زندگیت کنی.

    تو با توجه کردن به خواسته ها یا به نا خواسته ها به این انرژی شکل میدی.

    اینها فقط قسمتی از مکالمه من با این پیر خردمند توی این سفر روحانی بود

    خیلی طولانی شد واسه همین بقیش را سعی میکنم توفصل بعد بنویسم

    ممنونم از تو استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: