«الگوهای موفق» در خانواده صمیمی عباس منش - صفحه 48 (به ترتیب امتیاز)

3987 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Darioush گفته:
    مدت عضویت: 2752 روز

    دوستان یکی از نتایج خیلی بی نظیری که از درسای استاد عباس منش جوننننننن گرفتم رو میخوام براتون بگم.

    دیدید تو این آموزشای موفقیت و اینا میگن که برای اینکه رسالت و برنامه و هدف واقعی زندگیت رو بفهمی فک کن هر چی بخوای پول داری بعد میفهمی چی میخوای و رسالتت چیه؟…

    من هیچ وقت اینو نتونستم درست پیاده سازی کنم. بعیدم میدونم کسی اینو درست بتونه اجرا کنه.

    چون…

    نمیتونیم با همه وجود اون حالت غنا رو حس کنیم و اخراش پرت و پلا میشه نتیجه !

    ولی جالب بود برام که من وقتی روی باورای پول و فراوونی و اینا کار میکردم. یکی ازنتایجی که بعد از سالها فکر و اندیشه بهش رسیدم رسالت دقیق خودم بود.

    که این رسالت از این بدست اومد که من بالاخره حس کنم که یه شرایطی برام پیش میاد که تو دنیا همه چیز برام فراهمه. و بپرسم خب حالا من چی میخوام؟:)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  2. -
    Mahdi Araz گفته:
    مدت عضویت: 3567 روز

    سلام آقای عباس منش

    خیلی از دیدگاههای دوستان رو خوندم و واقعا لذت بخش بود که سه قانون رو در بین همه کسانی به موفقیت رسیدن متوجه شدم و این بود که رمز موفقیت تمامی دوستان در سه چیز خلاصه می شد.

    قانون استمرار ، تلاش و قانون اطمینان..

    آقای عباسمنش من چیزهای زیادی از شما یادگرفتم و تاثیر زیادی فایل های شما روی من داشت ولی اینبار من می خواهم نقش یک عباس منش رو برای شما آقای عباس منش عزیز داشته باشم من متوجه چیزی در درون شما شدم که می خواهم اینبار من نقش استاد رو برای شما داشته باشم. و بذارید اینطور شروع کنم.

    می دونم که این محیط جدید که تو واردش شدی با چالش زیادی روبه رو هستی کشوری که الان تو توش هستی و منم کارم و دکتری ام اونجاست در دنیا تولید 73 درصد علم جهان رو بر عهده داره در زمینه اقتصاد و زمینه های دیگه چون تخصص من نیست من سخنی نمی گم ولی می دونم که در زمینه های دیگه هم بالاتر از همه کشورهاست. در زمینه ورزش بذارید یه کم توضیح بدم که چرا امریکا داره نیمی از مدال های المپیک رو کسب می کنه

    من برای دیدن المپیک در ریو رفتم و وقتی کشتی گیرهای امریکا رو دیدم و مقایسه کردم با سالهای گذشته که در ایران دیده بودم فهمیدم واقعا پیشرفت زیادی داشتند کشتی امریکا ده سال پیش در مقایسه با ایران هیچ نبود ولی الان در المپیک مدال کسب کردند تو استادیوم وقتی کشتی گیرهای ما تو همون بار اول باختند و بعدا امریکایی ها رو تشک رفتند کشتی گیر های آمریکایی ها طوری مبارزه می کردند که ایرانهای سالن که البته تعدادشون خیلی کم بود داشتند همگام با همه ملت اونها رو تشویق می کردند و تو سالن دقیقا نمی دونم چقدر ولی فکر کنم 60 درصد تماشگران امریکایی ها بودند در حالی که من باهشون که صحبت می کردم می گفتند تا ده سال قبل اصلا ما نمی دونستیم کشتی چی بود ولی الان مدعی این هستیم که قهرمان جهان باشیم .. بگذریم از جو المپیک ولی وقتی من با یکی از اونها که از کشتی سررشته داشت حرف زدم ازش رمز پیشرفت سریع رو پرسیدم بهم گفت اول اینکه من خوب می دونید که الان ایرانیهای از چه فنی استفاده می کنند تا برنده شدند و گفت که این فن ها در طول این سالها ثابت بوده و تغییر نکرده و کشتی گیرها ایرانی دارند تکراری کار می کنند دوم اینکه من واقعا دنبال این بودیم که چه فن ها و روشهایی متفاوت که کسی از اونها استفاده نمی کنه امتحان کنیم و چون مطئنیم جواب خواهد داد داره جواب می ده..

    کشوری که شما الان توش هستید کشور نخبه هاست (نه اینکه همه نخبه اند اونجا نه نه .. بلکه کسانی که در راس های موفقیت هستند در مقایسه با انسانهای موفق دیگر در سایر نقاط جهان یک سر و گردن بالاترند) و این نخبه بودن به این خاطر نیست که هوش زیادی دارند این نخبه بودن به این خاطر هست که انسانهای موفق اونجا فهمیدن باید از مسیر جدید و متفاوتی که بیشترین بازدهی رو در کمترین زمان داره حرکت کنند متوجه شدند که اگر از انرژی خودشون برای کشف مسیرهای جدید استفاده کنند ایده های جدید و متفاوتی رو با قانون استمرار، تلاش و اطمینان یا همون ایمان دنبال کنند می تونند موفقیت رو با اثر بخشی متفاوت به جهان عرضه کنند کشوری که شما توش هستید جای خوبی برای دنبال کردن و انجام دادن یه کار تکراری نیست.

    اقای عباس منش عزیز می خواهم باهات صمیمی حرف بزنم می دونم که ذهنت قفل کرده می دونم چالش های جدید و چیزی رو داری تجربه می کنی که هرگز بهش برنخوردی اونجا مردم، فضا، زبان حتی ببخشید دستشویی هاش متفاوت از چیزی بود که قبلا دیده بودی و این تو رو به چالش کشیده و به فکر فرو برده که باید اینجا چه الگویی رو پیروی کنی که که موفق باشی کشوری که هنوز به زبانش اونقدر تسلط نداری و اون روان صحبت کردن و فهم انگلیسی رو مثل یک امریکایی که اونجا متولد شده نداری که همه این تفاوت ها طبیعی هست ولی همانطور که خودت کشف کردی و به ما گفتی هرچند فضا متفاوته ولی قانون موفقیت یکیه و اون اینه

    استمرار، تلاش و اطمینان .. که خودت بهتر از من می دونی تو قبلا چالش های زیادی رو تجربه کردی ولی همشو پشت سرگذاشتی و الان این چالش بزرگترین چالش زندگی تو هست چرا؟ چون بزرگتر شدی ولی ظرفیتت هم بزرگتره و تواناییت بزرگتره برای حل این چالش و در مسیر قرار گرفتن تو محیطی که توش هستی من فقط یه توصیه برات دارم

    اگر می خواهی دباره روی ریل قرار بگیری اینبار با حفظ اون قانون ها همان الگویی رو به کار ببر که الان امریکایی ها با استفاده از اون الگو دارند بیش از پنچاه درصد تولید علم و نوآوری و اقتصاد جهان رو برعهده دارند و اون الگو اینه

    مسیر تکراری رو نرو یه راه متفاوت انتخاب کن راهی که هرگز کسی حتی امتحانش نکرده … و برای کشف این مسیر باید بدونی مسیرهای تکراری چیه و از اونها اجتناب کنی

    موفق باشی

    مهدی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
    • -
      گروه تحقیقاتی عباس‌منش گفته:
      مدت عضویت: 4059 روز

      سلام دوست گرامی

      از توصیه و راهنمایی شما سپاس گزاریم

      به مدت بیش از دوسال است که استاد عباس منش، در حال سفر به کشورهای مختلفِ جهان، خصوصا کشورهای اروپایی برای رسیدن به درک و شناختِ کاملتر از قوانین کیهانی است.

      و در این مدت، با مسائل زیادی در مورد فرهنگ، زبان، نگرش و باورهایی که مردمان این کشورها، در ناخودآگاه شان دارند ، آشنا شده و تجربه نموده است.

      شاید فرهنگِ این کشورها با کشورِ ایران بسیار متفاوت باشد اما همه ی آن کشورها، خصوصا کشورهای اروپایی، تقریبا فرهنگی شبیه به هم و البته شبیه به کشور آمریکا دارند. بنابراین حضور در این کشور برای وی، تجربه ای جدید و بیگانه نیست.

      و همانطور که در گفته های استاد عباس منش در فایلهای متعددی پیداست، تقریبا بیش از 90 درصد از آدمهای دنیا، فارغ از اینکه در کدام کشور و فرهنگ زندگی می کنند، تقریبا باورهای محدود کننده ی یکسانی دارند. و تقریبا به شیوه های یکسان، زندگی خود را پیش می برند. ترس های یکسانی دارند… عزت نفسِ یکسانی دارند… نگرانی های یکسانی دارند…

      و آن کمتر از 10 درصد باقیمانده، همواره به شیوه ای متفاوت فکر، باور و عمل کرده اند که آن نتایج حیرت انگیز نیز به همین دلیل است…

      این آمار نشان می دهد که قوانین موفقیت همواره ثابت است و اگر انسان بتواند خود را از بدنه ی جامعه جدا کرده و متد و سبک شخصیِ زندگی خودش را بر سبکِ معمولِ جامعه ترجیح دهد، همان چیزی که استاد عباس منش به شدت بر آن تأکید دارد. و مهم ترین سرمایه گذاری اش را سرمایه گذاری روی فکر و باورها و تجارب خودش بداند، از آنجا که به گونه ای متفاوت باور دارد، به گونه ای کاملا متفاوت از بقیه نیز عمل خواهد کرد.

      یعنی همواره باید مهم ترین قانون جهان را به یاد داشته باشیم که جهان فقط به فرکانس های فرد پاسخ می دهد و فرکانس های هر فرد نیز حاصل باورهای اوست و اگر فردی بتواند باورهای قدرتمند کننده ای را در خود ایجاد کند، باعث تغییر نگرشِ این فرد و تغییر توجه و فرکانسِ این فرد می شود و جهان او را در مداری قرار خواهد داد که با شرایط، موقعیت، راهکار و ایده هایی هایی برخورد می کند که رفتارِ او در مقابل رویدادها را تغییر داده و او را به موفقیت های بزرگ می رساند

      بارها این اتفاق به همین شکل رخ داده است و بارها افراد با استفاده از این فرمول توانسته اند تابوهایی را بشکنند که 10 ها سال و شاید صدها سال، حتی توجیحاتِ علمیِ دقیقی مبنی بر غیر ممکن بودنِ ان کار وجود داشته است.

      آنچه افراد را موفق می کند، متدهای آنها نیست بکله، تغییر نگاه آن افراد به خودشان و توانایی های شان است. تغییرِ باورها و تغییر فرکانسِ آن افراد است که موجب شده در مداری قرار بگیرند و به سمتِ متدها و راهکارها و ایده هایی هدایت شوند که آنها را به موفقیت برساند.

      اتفاقا به زودی در این زمینه و اتفاقاتی که در المپیک اخیر رخد داد، فایلی از استاد روی سایت قرار داده خواهد شد.

      در زمینه موفقیت مالی نیز ایشان به زودی نتایج تحقیقاتِ جدید شان را پیرامون قوانین کیهانی و نقش باورها و البته عزت نفس و خودباوری در ساختنِ کسب و کارهای بسیار موفق آنهم در مدت زمان کوتاه و حتی بدونِ سرمایه اولیه و بدون پشتوانه، در دوره ی جدید روانشناسی ثروت3، ارائه خواهند داد.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
      • -
        Mahdi Araz گفته:
        مدت عضویت: 3567 روز

        از گروه تحقیقاتی آقای عباس منش سپاسگذارم به خاطر این پاسخ ولی نکته ای در بین حرفهای بنده هست که شاید نتوانستم آن رو خوب برسانم برای بیان این نکته بذارید من چیزی در مورد سایت شما بگم و اقای عباس منش

        بیش از سایت شما من قبلا به سخنرانی افراد زیادی رو گوش می کردم و چون خودم این قوانین رو تا حدودی قبلا از این دوستانی که صحبت هایشان رو دنبال می کردم درک کرده بودم تنها گاهی نکته هایی می دیدیم و چندان برای من تازگی نداشت حرفهای بقیه استاتید.

        ولی اقای عباس منش تنها کسی هست که وقتی برای اولین بار صحبت ایشان رو از یوتیب دریافت کردم تا الان کلمه به کلمه فایلهایشان برام مثل حکم ایه قران را داشت و بدون تعارف می گم من با اینکه در سایت های خارجی گاهی انالاین به صحبت های مدرسان موفقیت که در امریکا هستند گوش می دهم تاثیر فایلهای ایشان را نداشته پس جایگاه ایشان برای من یه چیز ثابته برای همشه

        ولی فایلهایی که ایشان در این ماه داره اماده می کنه و روی سایت می ذاره یه ذره متفاوت تر از بقیه فایل هاست ببخشید این رو عرض می کنم ولی من برای مدت سه سال مدرس دانشگاه بودم و اینجا نیز تقریبا وقت کنم با دانشجو هستم و خوب حسم نسبت به ادمها واقعا قویه و می تونم خوب حسشان کنم و بفهممشون.

        در حقیقت این سوالها و فایلهایی که ایشون دارند اماده می کنند جسارتا داره یه نوع به بن بست خوردن رو ایشان رو حداقل به من نشان می ده و دنبال جواب بودن برای شخص خود ایشان و البته اعتقادم این هست که این بن بست نیست که اقای عباس منش با اون روبه رو شده بلکه دری بزرگ هست که قراره به سوی ثروت و موفقیت عظیم باز بشه علارغم احترامی که به اقای عباس منش قائلم ولی بلاخره ایشان انسان هستند و خوب ممکن هست ما انسانها اشتباهاتی داشته باشیم به عنوان مثال خود من با وجود اینکه در رشته تخصیصم اون زمان که در ایران بودم نفر سوم در کشور بودم و الان در خارج کشور دارم به رده انسانهایی که انگشت شمارند دارند نقل مکان می کنم ولی در زمینه عاطفی واقعا موفق نبودم و هنوز نتونستم به مدار دلخواهم برسم هرچند شاید در ابعادی جسمی و مالی و علمی واقعا فکر می کنم جایگاهم خوبه هر چند می تونم بهتر هم باشم

        ولی نکته ای که شاید من نتونستم برسونم این هست که من به هیچ وجه منکر قانون جذب نیستم ولی طبق چیزی که از خود اقای عباس منش یاد گرفتم و خودم نیز بهش رسیدم این هست که گاها ما باید از زاویه و دیدگاه متفاوت وارد مسئله ای بشیم و برای این کار نیاز داریم همه ابزاری که داریم رو بذاریم کنار و ببینیم آیا میشه با ابزار و روش جدیدتری به مسئله نزدیک شد؟

        بذارید سادتر بگم قبل از اینکه آقای عباس منش کارشون رو در زمینه روانشناسی موفقیت شروع کنند اشخاص زیادی بودند که در ایران با قدرت فعالیت می کردند ولی چرا وقتی اقای عباس منش وقتی کارشون رو شروع کردند علارغم نداشتن چیزهایی مثل مدرک ایشان به نظر بنده موفق تر از تمامی استاتید موفقیت در ایران هستن من وقتی سخنان کپی پیست بعضی از اساتید موفقیت رو گوش می کنم در مقایسه با سخنان اقای عباس منش سخنان سایر افراد در زمینه موفقیت شبیه به جک می مونه ولی سوال اینجاست چرا ایشان موفق شد؟ جوابش اینه یک ایشان برای اولین بار از قران به عنوان رفرنس محکم استفاده کردند که مورد تایید خیلی از ایرانی هاست دوم اینکه ایشان با زبان ساده مردمی الفاطشون رو منتقل کردند دوساعت شعر از حافظ نمی خوندند که اخرش با شعر مفاهیم رو انتقال بدند که اخرش هم متوجه نشی منظور ایشان چه بود یعنی می خواهم بگم یه روشی و چیزی رو اقای عباس منش داشتند که واقعا بقیه نداشتند هرچند این روش لازمه اش فکر مثبت و قرار گرفتن تو مدار مثبته

        چند وقت پیش اقای عباس منش تو فایلشون گفتن که داریم تحقیق می کنیم ببین چطور شرکت های سریع رشد کردند و به موفقیت میلیونی رسیدند در حقیقت جواب این سوال تو گذشته اقای عباس منشه

        جواب این سوال اینکه چطور خود شما بدون مدرک لازمه و بدون پارتی به موفقیت عالی در ایران رسیدی؟ بله جوابش شاید این باشه که در درجه اول تفکر مثبت و توجه مثبت ولی از نظر منی که داری از فایل شما استفاده می کنه نو آوری و چیزی متفاوت داشتن فایل شماست که باعث می شه من جذبش بشم

        در کشور امریکا من فقط توصیه کوچکی کردم و اون این هست ایشان علارغم ادامه توجه مثبت به این نکته هم توجه کنند و بگند که خدایا من می خواهم کاری رو انجام بدم که در این کشور کسی انجامش نداده همین حالا در هر زمینه ای که هست

        موفق باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
        • -
          گروه تحقیقاتی عباس‌منش گفته:
          مدت عضویت: 4059 روز

          سلام دوست گرامی

          اگر این سایت در این حوزه، خوب عمل می کند، بخاطر بازخودهای افرادی چون شماست که با درج دیدگاه های تان ما را به سوی راه کارهای بهتر هدایت می کنید

          از نظرات و راهنمایی های شما بی نهایت سپاس گزاریم

          نو آوری و خلاقیت، مهم ترین اصل استاد عباس منش برای همه ی جنبه های زندگی اش است

          ایشان همواره از ما می خواهد در هر لحظه از خودمان بپرسیم:

          چطور از این بهتر؟

          چطور از این ساده تر؟

          چقدر از این سریع تر؟

          تا همواره بتوانیم به سمتِ مسیر های بهتر هدایت شویم

          گفته های شما کاملا صحیح و راه گشا است اما باید یادمان باشد که اصل، ماهیت و جان مایه ی قوانین کیهانی همواره یکی است و خداوند همواره جهان را با قوانینی بدون تغییر پیش می برد. اما معلمان مختلف، همواره روشهای متفاوتی برای بیان این قوانین دارند.

          یک نفر می تواند با شعر، یک نفر با آیه، یک نفر با تجاربِ ساده و بدیهی که هم قابل فهم برای یک دانشمند و هم قابل فهم برای یک خانم خانه دار می باشد، این قوانین را توضیح می دهد و یک نفر هم با زبان علوم مختلف مانند فیزیک، ریاضی و … و یک نفر با زبانِ عرفان این قوانین را شرح می دهد.

          به همین دلیل است که می بینیم قرآن کتابی که در بیش از 1400 سال پیش آمده است، هنوز هم بهترین راه گشاست و هیچ تغییری در ماهیت و مطالبِ آن بوجود نیامده است و بهترین منبع برای قوانینی است که ما می توانیم با بکار بردن شان، رهبری و کنترل زندگی و سرنوشت مان را به دست بگیریم…

          در این کتاب تأکیدات خداوند را می بینیم که می گوید:

          این کتاب(قرآن) که تصدیق کننده ی کتبِ پیشین است….

          این موضوع به ما یادآوری می کند قوانینِ جهان از ازل همان بوده و تا ابد نیز همان خواهد بود . فقط این انسان است که با تکاملِ بیشترِ ذهنِ خود، در هر برهه ای درک بهتری از قوانین بدست آورده است

          کما اینکه در کتاب تورات و انجیل با معجزات زیادی روبرو می شویم اما در قرآن از مقدار این موضوع مرتباً کاسته شده، شاید به این دلیل که انسان تکامل بیشتری یافته .. چون ادارک بهتری از قوانین پیدا کرده و تجاربِ وی از عملکردِ جهان گسترده تر شده است.

          و البته همین ثباتِ قوانین است که موجب پیشرفت و گسترشِ نبوغ ِ انسان ها در عرصه های مختلف علم و فن شده است

          استاد عباس منش نیز همواره سعی دارد آموزش های خود را به سبکِ خودش آموزش دهد. یعنی سادگی و ملموس بودن و خلاقیت، پایه ی اساسی آموزش های اوست

          ایشان دوست دارد به همان شکل که خودش قوانین را درک کرده، به دیگران نیز توضیح دهد

          همانگونه که خودش قرآن را درک و مطالعه کرده و با عمل به قوانینی که از این کتاب آموخته، توانسته به تجربه بهتری از زندگی برسد، به همان شیوه نیز آن قوانین را به دیگران آموزش دهد.

          این سادگی و خلاقیت، خود را در دوره هایی مانند روانشناسی ثروت، روابط و … نشان داده و همانگونه که مشاهده می کنید، نتایجی عالی را نیز به بار آورده است. زیرا طبیعت انسان بر سادگی است. فطرت انسان، نمی تواند قوانین را رد کند

          حتی اگر برای اولین بار در برابر این قوانین و آموزش ها، مقاومت نشان دهد، اما بعداً در اعماقِ وجودش آنها را می پذیرد زیرا فطرت او این قوانین را از قبل می شناخته و با روبرو شدنِ دوباره با آن، به تدریج در اعماقِ وجودش آنها را به یاد آورده و می پذیرد. زیرا منطقِ این قوانین، آنقدر قوی است که به هیچ شکلی آن را رد کند و چون آن را می پذیرد و به آن عمل می کند، به نتایجی می رسد که با آنهمه شیوه ی سختِ قبلی نرسیده بود.

          از این بعد نیز با توجه به بازخودهای دوستانی چون شما، سعی در بهبود این روند خواهیم داشت.

          در هر صورت واقعا از اینکه با دوستانی چون شما که صمیمانه نگاه و برداشتِ خود از آنچه در این خانه و خانواده از استاد عباس منش به اشتراک گذاشته می شود را بیان می دارید و با این کار ما را وادار به خلاقیت بیشتر می نمایید، بی نهایت سپاس گزاریم.

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
      • -
        حسین تقی زاده یاقوتی گفته:
        مدت عضویت: 3480 روز

        سلام خدمت دوستااااااااااان گل گروه تحقیقاتی استاد عباس منش عزیز

        استاد جانم بذار منم به تکامل برسم من هنوز روانشناسی 1 رو نگرفتم 3 هم اومدش

        استاد خیلی دوسدارم ببینمتون گروه رو ببینم اصلا چطوری هستش تیمتون

        درکل استادو بقیه دوستان واقعاااااااااا ممنونم ازتون عالی هستید خیلی ها بخاطر شما زندگیشون عالی شد هرچی خدابهتون میخواد بدهههههه ایشالله

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    ارمان مشایخی گفته:
    مدت عضویت: 3614 روز

    ?با خدا باش پادشاهی کن?

    چند روز پیش رفتم دانشگاه ثپت نام کنم همه چیز داشت خوب پیش میرفت که فهمیدم 215 روز غیبت سربازی خوردم رفتم پیگر شدم گفتن که باید فرم توجیه غیبت پر کنی شاید درست بشه دنیا روی سرم خراب شد گفتن اگه درست نشه 2 ماه دیگه باید بری سربازی خیلی ناراحتم بودم که یادم اومد استاد تو یکی از فایل های قانون افرینش گفته بود این تمرینات که من برای بهتر شدن زندگی شما میگم تو روزای سخت خودشو نشون میده شروع کردم به تجسم کردن و ایجاد احساس خوب

    دیروز رفتم دنبال نتیجه گفتن یک هفته دیگه بیا دباره ناراحت شدم وقتی میخواستم برم بیرون یکی از دوستان داییم که اونجا کارمند بود دیدم قضیه بهش گفتم گفت فردا بیا دنبال نتیجه امروز رفتم دیدم که کارم درست شده 3 سال وقت دارم که ادامه تحصیل بدم خیلی خوشحالم خدایا شکرت

    :

    به خدا گفتم!

    چرا مرا از خاک آفریدی؟

    چرا از آتش نیستم !؟

    تا هرکه قصد داشت بامن بازی کند،

    او را بسوزانم !

    خدا گفت: تو را از خاک آفریدم

    تا بسازی ! . . . نه بسوزانی !

    تو را از خاک، از عنصری برتر ساختم . . . تا با آب گـِل شوی و زندگی ببخشی . . . از خاک آفریدم تا اگر آتشت زنند ! . . . بازهم زندگی کنی و پخته تر شوی . . . باخاک ساختمت تا همراه باد برقصی . . . تا اگر هزار بار تو را بازی دادند، تو برخیزی ! . . . سر برآوری ! . . .

    در قلبت دانهٔ عشق بکاری ! . . .

    و رشد دهی و از میوهٔ شیرینش زندگی را دگرگون سازی ! . . .

    پس به خاک بودنت ببال

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      لیلا شب خیز گفته:
      مدت عضویت: 3491 روز

      آقای مشایخی دوست عزیز سلام

      اوایل که حقوقم را به موقع پرداخت نمی کردندو به تعویق می افتاد متوجه شدم بهتر است یک دهم درآمدم را ببخشم و دوم اینکه متوجه شدم مثلا برای رسیدن به خواسته هایم مثلا خانه ی دلخواهم وابستگی دارم ،شروع کردم به تجسم کردن تا آنجایی که احساس کنم خانه ی دلخواهم را دارم یعنی روحم به بی نیازی رسید و دیگر اینکه متوجه شدم باید ایده های متعددی برای کسب درآمد داشته باشم و خودم را محدود به حقوق آموزگاری نکنم این تجربه شخصی خودم بود

      انشالله به زودی حقوقتان را هم دریافت می کنید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        ارمان مشایخی گفته:
        مدت عضویت: 3614 روز

        باید بگردم دنبال باور اشتباهی که باعث ثابت موندن حقوقم شده ولی در بقیه موارد مثل داشتن گوشی ودوست خوب و ……. همه چیز عالی بوده

        باید خودم محدود به حقوق کارمندی نکنم دنبال جاهای دیگه باشم برای ایجاد درامد…. ممنونم دوست خوبم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      هادی زارع گفته:
      مدت عضویت: 3795 روز

      دوست عزیزم آقای مشایخی چقدر نتایج زندگی ات را بالحن زیبا نوشتی. از خواندن قسمت دوم نیز لذت بردم واقعا عالی بود. واقعا ممنونم شما واقعا فوق العاده اید ممونم که نسبت به ما دوستانت محبت داری و وقت صرف میکنی میای اینجا نتایج زندگی و احساس خوبت رو با ما تقسیم میکنی هر بار از نتایج کوچک وبزرگ شما لذت برده ام. بارها در مورد باور های خوبتون گفتید که خیلی کمک کننده بوده و احساس خوب بهم داده. حتی برخی از باور های زیبای شما رو هر بار برای خودم یادداشت میکنم. مننطر شنیدن موفقت ها و نتایج دیگر شما هستم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        ارمان مشایخی گفته:
        مدت عضویت: 3614 روز

        ممنونم حانم شب خیز …منم افتخار میکنم که عضو این گروه هستم….. نمیدونم خانم شب خیز کدوم باورم مشکل داره 5 ماه حقوقم ثابت مونده و هیچ تغییری نکرده ولی خانوادم از لحاظی مالی خیلی بهم پول میدن

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
        • -
          عاشق خدا گفته:
          مدت عضویت: 3383 روز

          سلام دوست مهربون

          خیلییییییییی خوشحالم از اینکه یه دفعه 3 سال به زمان 2 ماهه که فکر میکردی باید بری خدمت اضافه شد خدا روشکر خدارو شکککککککککککککر خدا رو شکرررررررررررررررررررر خیلی قوانین زیباست به محض اینکه شروع میکنی باهاشون کار کردن احساس میکنی تازه وارد بازی زندگی شدی و خیلی لذتبخشه وقتی بازی زندگی رو با قوانین مستحکمش اونجور که دوست داری بازی میکنی یعنی هر آنچه دوست داری رو با حس خوب راحت بدست میاری

          در مورد اینکه از لحاظ مالی تغییری نکردید خیلی دلایل میتونه داشته باشه اما سعی کنید به فایلهای رایگان استاد تماماً مدام گوش کنید و کم کم قوانین رو عملا توی زندگیتون اجرا کنید و کم کم باورهاتون بهبود پیدا میکنه و به موفقیت میرسید هنوز باورهای محدود کننده دارید که نتیجه دلخواه نمیگیرید در ضمن یادتون نره روزی رسان خداست با تمام وجود به فراوانر در جهان و یگانگی خداوند ایمان داشته باشید به هیچ پولی به هیچ انسانی به هیچ وسیله ای به هیچ شرایطی وابسته نشید رها و آزاد زندگی کنید همه چیز رو با آرامش و زیبایی ببینید ولی دل نبندید در زندگی الانتون از هر چیزی دارید از لحظاتتون از همه چیز لذت ببرید و شکرررررررررررررررر کنید تا کم کم چیزای زیباتر و لذتبخش بهتری وارد زندگیتون بشه نسبت به هر موقعیت مالی و تماس با پول که دارید به احساساتتون توجه کنید هر جا احساس ناخوشایندی پیدا کردید همونجا یه باور اشتباه دارید که احساستون داره بهتون اخطار میده که اینجا ذهنتون داره فرکانس منفی به جهان ارسال میکنه باید روی اون باورتون کار کنید و خودتون رو در محاصره افراد موفق قرار بدید و زندگینامه ثروتمندان رو زیاد بخونید و به هر پولی حتی 1000 تومن که در زندگی داشتید به یاد بیارید و شاد بشید و آینده ی زیبا و پر نعمت رو تجسم کنید دربارش حرف بزنید بنویسید خلاصه هر کاری میتونید بکنید تا کم کم فرکانس مثبت ارسال کنید و مثبت فکر کنید تا کم کم باورهاتون تغییر کنه و کم کم ثروت وارد زندگیتون میشه

          خدایااااااااااااااااا شکرت

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      علی جوان گفته:
      مدت عضویت: 3933 روز

      ارمان جان دوست خوبم بنده فکر می کنم باور اشتباه شما را از همین جمله خودتان می شود فهمید : «…ولی خانوادم از لحاظی مالی خیلی بهم پول میدن…» که امیدوارم درست فهمیده باشم.

      بنده زمانی که از لحاظ ذهنی از پدر و مادر و هر کس دیگری که در وضعیت اقتصادی من تاثیر گذار بود قطع امید کردم، آرام آرام رشد کرده و دست خدا را بیشتر در زندگی دیدم.

      نمی گویم کمک های دیگران را رد کن نه ولی برایت مهم هم نباشد.

      الآن کسی کمک کند یا نکند برای من مهم نیست :

      – کمک کردند سپاسگزارشان هستم

      – نکردند سلامت باشند

      هیچ حسی در کمک کردن دیگران در بنده به وجود نمی آید حتی لازم هم نمی بینم بیانش کنم

      فقط خداااااااااااااااااا فقط خوددددددددددددددددت همییییییییییییین

      هر چی آرزوی خوبه مال تو …

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        ارمان مشایخی گفته:
        مدت عضویت: 3614 روز

        دوست خوبم علی جوان من از کلاس 3 راهنمایی شروع کردم به کار کردن.. 4 سال پیش من به این نتیجه رسیدم از عزیزترین فرد تو زندگیم هیچ انتظاری نداشته باشم ????

        میگویند آن گاه که یوسف در زندان بود ، مردی به او گفت:

        تو را دوست دارم.

        یوسف گفت: ای جوانمرد ! دوستی تو به چه کار من آید؟

        از این دوستی مرا به بلا افکنی و خود نیز بلا بینی!

        پدرم یعقوب ، مرا دوست داشت

        و بر سر این دوستی ، او بینایی اش را از دست داد و من به چاه افتادم.

        زلیخا ادعای دوستی من کرد و به سرزنش مصریان دچار شد

        و من مدتها زندانی شدم.

        اینک ! تو تنها خدا را دوست داشته باش

        تا نه بلا بینی و نه دردسر بیافرینی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          علی جوان گفته:
          مدت عضویت: 3933 روز

          ارمان جان دوست فوق العاده من عرض کردم که «امیدوارم درست فهمیده باشم» ولی عمل کرد نشان تغییر باورها نیست بلکه نتایجی که می گیریم نشان دهنده تغییر باورها است. امیدوارم هیچ باوری پشت ابر نماند. پایدار باشید…

          هر چی آرزوی خوبه مال تو …

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
          • -
            ارمان مشایخی گفته:
            مدت عضویت: 3614 روز

            زیاد روی این موضوع فکر نکردم شاید این باور داشته باشم….من از خودم سوال کردم چرا درامدم تغیر نکرده اولین چیزی که اومد تو ذهنم عدم لیاقت ثروت …با استفاده عبارات تاکیدی درحال تغییر این باور هستم.

            انشالا که بتونم بسته روانشناسی ثروت یک بخرم و باورهای مخرب شناسایی کنم

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    علی جوان گفته:
    مدت عضویت: 3933 روز

    سلام دوستان ارزشمند و موفق

    ??? ??? ???

    من تا دیروز از فایل های قسمت «راه کارهای استاد عباس منش برای عقل کلی ها» فایلی را خریداری نکرده بودم ولی دیروز عطش زیادی برای خرید یکی از آن ها داشتم و کشش خاصی در من بوجود آمده بود.

    بر اساس اینکه باید به ندای درونمون توجه کنیم تصمیم گرفتم 2 تا فایل و فصل 6 کتاب «رویاهایی که رویا نیستند» را تهیه کنم.

    نمی دانستم کدامیک از آن ها را بخرم قبول کنید از میان آن همه گل انتخاب سخت است.

    توضیحات آن ها را خواندم و «تسلط ذهن بر جسم» و «چرا پولِ زیاد، وارد زندگی ام نمی شود؟؟» و فصل 6 کتاب «رویاهایی که رویا نیستند» را تهیه کردم.

    بسیار لذت بردم عالی بودند.

    1 – تسلط ذهن بر جسم :

    موقعی که با استاد عزیز عباس منش آشنا شدم خدا گواه است که از قرص ساده سرماخوردگی بالاتر نرفتم آن هم برای سردرد خورده ام نه سرماخوردگی که قول میدم این را هم با تغییر باورهام بزارم کنار.

    2 – چرا پولِ زیاد، وارد زندگی ام نمی شود؟؟

    به همراه خانواده که داشتیم این فایل را می دیدیم سوالی برای دخترم – که باباش فداش بشه – پیش آمد و گفت : “بابا من که کار نمی کنم چطوری به قانون تکامل ثروت فکر کنم و ظرفیت های خودم را بالا ببرم؟”

    دوستان از سوالش لذت بردم و خدا را شکر کردم که آموزه های استاد به بار نشسته است و ذهن ثروتمند در دخترم در حال جوانه زدن است.

    او را مورد تفقد قرار داده و به خاطر سوال زیبایش تشویق کردم.

    راستش به خیلی از چیزها فکر کردم اول خواستم بهش بگم به پول تو جیبیش فکر کنه بعد فکرش را کردم دیدم در خرج کردنش نمیشه برنامه ریزی کنه و اهرم رنج و لذت در آن مصداق پیدا نمی کنه.

    به خیلی چیزها فکر کردم و بعد از استمداد از خدا نکته جالبی به ذهنم رسید که برای همه خانواده تجویز شد.

    گفتمش وقتی می خواهی سیم کارتت را شارژ کنی چند تومانی شارژ می کنی؟ گفت 1000 تومانی.

    گفتم از این بعد 2000 تومانی شارژ می کنی و زمانی که دیگه به 1000 تومانی فکر نکردی و شارژ 2000 تومانی برایت سخت نبود آن وقت 5000 تومانی شارژ می کنی.

    نا گفته نمونه که باید از همان پول تو جیبیش شارژ کنه که به کارتش واریز می کنم.

    خود ما هم دیدیم فکر خوبیه توافق کردیم همه این تکنیک را انجام دهیم.

    و اینگونه بود که پی بردم کشش درونی من برای خرید فایل های قسمت «راه کارهای استاد عباس منش برای عقل کلی ها» یک الهام درونی بود!

    از همه دوستان عزیز می خواهم نظر خودشان را اعلام بفرمایند و یا اگر تکنیک بهتری در نظر دارند بیان کنند.

    هر چی آرزوی خوبه مال تو …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      لیلا شب خیز گفته:
      مدت عضویت: 3491 روز

      آقای جوان برادر ارجمندم سلام

      دقیقا دختر من هم مشابه دختر شما سوال کرد

      یک دفتر زیبا و یک جعبه قرمز رنگ برایش خریدم ، روی دفترش و جعبه جادوییش به خط زیبا نوشتیم ، ((( دفتر درخواست به خداوند )))

      هر چیزی را که بخواهد در دفترش برای خداوند به زمان حال و با شکرگزاری می نویسد

      اما برایش توضیح دادم که در عین باور خداوند ، صبر هم خیلی مهم است تا آرزوهایش در دنیای مادی به حقیقت بپیوندد

      نقاشی ها و عکس های درخواست هایش را پیدا می کند و در جعبه جادویی اش می اندازد ،

      واقعا شگفت انگیز است از راههای متفاوت خداوند دخترم را به آرزوهایش می رساند به حقیقت خداوند دستان متعددی برای رساندن خیر و نیکی به ما دارد ، مثلا در دفترش نوشته بود خدایا سپاسگزارم بابت دوچرخه مشکی 26 با نوشته فسفری رنگ به قیمت 600 هزار تومان

      جالب اینجاست در مغازه دوچرخه فروشی فقط مشغول نگاه کردن به دو چرخه ها با دخترم بودیم که یکی از کار آموزانم بابت هزینه کلاس هایش و تکمیل دوره 600 هزار تومان پول به حسابم واریز کرد از خوشحالی اشک در چشمانم حلقه زد ، دخترم چیزی نمانده بود از فرط هیجان فریاد بکشد، چون خدا را حس کرده بود ، و به خوبی متوجه شد خدا پاسخ داد

      خودم هم از این دو تکنیک استفاده می کنم واقعا عالی جواب می دهد ، اینگونه فرزندانمان خداوند را رازق و وهاب می پندارند

      امیدوارم برای دختر دلبندتان این تکنیک ها به فضل خداوند موثر واقع شود

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
      • -
        علی جوان گفته:
        مدت عضویت: 3933 روز

        *خانم شبخیز تشکر از پیشنهاد جادویی شما استاد گرانقدر

        اوامر شما اجرا شد و امروز رفتیم 4 تا جعبه سفید رنگ و چهار جلد پلاستیکی قرمز رنگ براق بسیار زیبا و شیک گرفتیم و با شور و نشاط خودمان جعبه رویایی خودمان را درست کردیم و همه اولین آرزوی رویایی خودمان را درونش انداختیم.

        امروزمان خیلی رویایی بود و این شادی را مرهون عنایت حضرتعالی بودیم. سپاس سپاس سپاس …

        هر چی آرزوی خوبه مال تو …

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      میلاد صمیمی گفته:
      مدت عضویت: 3760 روز

      جناب جوان عزیز عرض سلا و احترام.

      از فرزند عزیزتان صحبت کردید به یاد صحبت استاد در مورد میکائیل افتادم که استاد میگفتن که بعضی وقتا حیرت زده میشن از ایده هایی که میکائیل بهشون میده و مثلا میگه بابا اگه این یارو این کارو میکرد پول بیشتری بدست میاورد. به نظرم چون استاد در مورد قوانین با فرزندشون زیاد صحبت میکنن و ازش نظر میخوان. به نظرم این ایده خوبی هست که در مورد قوانین زیاد با دخترتون صحبت کنید و به ایده های فوق العادش گوش بدید… توی محصول قانون آفرینش هم استاد گفتن میکائیل سی دی های بازی هاشو و کارتونهاشو که دیگه نمیخواد گوشه خیابون پهن میکنه و میفروشه با اسم حراجی میکائیل. این نشون میده که استاد پیوسته در مورد قوانین با فرزندش کار میکنه.

      این چیزی بود که به ذهن من رسید البته کسایی که خودشون پدر یا مادر هستن حتما میتونن نظر بهتری بدن.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        علی جوان گفته:
        مدت عضویت: 3933 روز

        چقدر پیشنهادات شما به دل می نشیند. خلوص نیت از کلمه کلمه سخنان شما تراوش می کند.

        و چه خاطره زیبایی از میکائیل بیان کردید. ایده های خوبی در مقوله تربیت ذهن ثروتمند کودکان به بنده الهام شد.

        لطف عالی متعالی و مستدام إن شاء الله …

        هر چی آرزوی خوبه مال تو …

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    کیمیا صادر گفته:
    مدت عضویت: 3579 روز

    سلام به همه عشقولی ها

    بچه ها من 27 سالمه و فوق لیسانس ادبیات انگلیسی دارم. شاید دستاوردهام به نظرشما کوچیک بیاد چون به لحاظ روحی از زیر 0 شروع کردم و اینکه ما تازه 1 هفته س که بسته روانشناسی 1رو گرفتیم و اینا فقط با فایل های رایگانه. دوستون دارم و امیدوارم کمکتونه کنه:

    در خانواده ای بزرگ شدم که همیشه خدا پدر و مادرم درحال جنگ بودن. همیشه تهدید طلاق رو حس میکردم. گاهی تا پای طلاق میرفتن ولی بعد دوباره بیخیال میشدن. منو دوس داشتن ولی گاهی بخاطر نفرتشون از هم دیگه هرطور میخواستن باهام حرف میزدن. یادمه 20 میگرفتم بچگی میبردم نشون بابام بدم که اخماشو وا کنم میگرف پرتش میکرد اونور میگف اینا برا من مهم نیس. مهم اینه ببینم آینده چیکاره میشی… مخت کار میکنه یا نه؟تا همین الانشم به نظرش یه آدم پخمه ام. بابام آدم تحصیلکرده ای یه . مادرم هم همینطور ولی گاهی مطمعن میشدم ازم متنفرن. من خیلی کوچیک بودم و یه خرس سفید داشتم همه حرفامو به اون میگفتم. تا اینکه 11 سالم شد بخاطر مشکل استرس و تریکوتیلومانیا باید دارو مصرف میکردم. یادمه اونموقع دکترم به پدرمادرم خیلی گوشزد کرد که رفتارشونو اصلاح کنن ولی نشد.تا 23 سالگی هرشب گریه میکردم هر شب هر شب… تا اینکه با شوهر الانم آشنا شدم. بابام خیلی راضی نبود ولی وقتی شوهرم 1 سال اصرار کرد اونم راضی شد. اون موقع ها هیچ حسی نداشتم فقط میخواستم از اون جهنم فرار کنم. یادمه وقتی فقط 2 هفته از عروسی میگذشت یهو یادم افتاد 2هفته س دیگه شبا میخوابم و گریه نمیکنم. منتها مشکلی که بود اقتصاد بود. مشکلی که بابام بهم گوشزد کرده بود ولی من به اشتباه فکر میکردم مهم نیس. برا همین یه روزتو اینترنت دنبال مطلب افزایش درامد بودم که با این سایت آشنا شدم. در آمدم هر ماه حدود 400 تومن بود چون فکر میکردم خیلی لازم نیس ولی الا 2 تومن شده خدا روشکر. ایشاللا بیشتر هم میشه

    اوایل ازدواجم موضوع این بود که با وجود اینکه ما مشکل اقتصادی نداشتیم…ولی من رفاه اقتصادی سابق رو هم نداشتم. تا چند ماه اصلا داغون بودم. حس میکردم تو زندگیم حماقت کردم.. حس میکردم همه از من جلوترن.. و یا درحال پیشرفتن وفقط من پسرفت کردم. وحشتناک بود. دیگه نسبت به شوهرم هیچ حسی نداشتم چون فکر میکردم تقصیر اونه که دیگه نمیتونم برم مسافرتهایی که دوس دارم. یا ماشین مورد علاقه مو داشته باشم. نسبت به محبتهاش کور شده بودم نمیدیدم هر لحظه آرزو میکنه من خوشحال باشم.انگار نه انگار که یه موقع همدیگه رو دوس داشتیم. همون موقع با این سایت آشنا شدم

    تکنیکهایی که ازشون استفاده کردم سوالات صبحگاهی بود اینطوری که هرروز نعمتهامو میشمردم. اینکه مثلا شوهرم هرروز بدنبال خوشحال کردن منه.. و اینکه من به عشقم رسیدم…و قیافه هردومون خوبه…یا امشب شام میریم بیرون.. یا اینکه دیروز فلانی بهم لیخندی یه پهنای صورتش زد.. یا هرچیز کوچیک دیگه ای

    اروم آروم تصمیم گرفتم دوستای مثبت اندیش پیدا کنم و به قضیه طوری نگاه کنم که انگار یه فرصته.. با خودم گفتم اگه این مشکل رو بوجود اوردم خودم هم باید حلش کنم. گفتم اگه مثل دخترای دیگه شوهرم پولدار نیس.. پس خودم پولدار میشم. الان خیلی آروم آروم دارم پیشرفت میکنم. .فعلا درآمدم رو 4 برابر قبل کردم و برا بیشتر کردنش یه برنامه 4ماهه دارم. قراره یه طرح کاملا جدید ارائه کنم که برا صحبتهای اولیه ش رفتم با رئیسم حرف زدم. چندروز دیگه قراره برم جلسه هیات مدیره از طرحم دفاع کنم در حالیکه قبلا سایه هرکدومو میدیدم میلرزیدم از پرستیژشون.. روابطم با شوهرم حتی گرمتر از زمان دوستیمون شده و ایشون رو هم با سایت اشنا کردم. اونم اوایل مقاومت میکرد ولی الان که دیده درامد من بیشتر از درآمد خودش شده تازه هفته پیش بهم گفت چندتا از فایلهای استادو براش زاپیا کنم.

    الان خوشحالم از اینکه این تضاد در زندگی من بوجود اومد چون فعلا تو فامیلمون تنها دختری هستم که این مبلغ درامد رو دارم. تازه داره بیشتر هم میشه. چه بسا اگه اینطوری ازدواج نمیکردم یه دختر خانه دار یا نهایتا کارمند با درآمد معمولی میشدم.

    یه لیست از نعمتهام نوشتم. مثلا خانواده خوب. یا همسر خوب.. و یه غذای خوب و هوای خوب. همه شون نعمته که وقتی بهشون فکر میکنی سرشار از حس نشاط و سپاسگذاری میشی

    من قبل ازدواجم هرگز سوار اتوبوس نشده بودم ولی بعد با خودم گفتم خب چه خوووووب این یه فرصته دوستای جدید پیدا کنم و آدمها روببینم.

    من یه فولدر درست کنم تو گوشیم یه اسم موفقیتهای 95 وتقریبا هرچند شب یه بار بازش میکردم و اضافه میکردم که مثلا امروز جای فلان همکارم رفتم سر کار و فلان مبلغ رو درآوردم یا مثلا امروز فلانی بهم گفت چقد این مانتو بهت میاد… کوچکترین چیزهارو نوشتم و هر وقت دلم میگرف میرفتم میخوندمش و زیر یه دیقه وقتی هنوز به اخر لیست نرسیدم یه لبخند گنده مینشست رو صورتم. بعضی ها رو با اندکی دخل و تصرف کپی کردم این پایین:

    یکی از ترسهام که گذاشتم کنار قطع رابطه با همکارم بود که همسایه مون هم هست. یکسره غیبت همکارای دیگه و فک وفامیلاشو میکرد. چندبار گفتم بهش خیلی دوستانه که ببین پشت سر ملت حرف نزن… ولی تغییر رفتار نمیداد. من کلی رو خودم کار میکردم هرروز ولی بعد که از خونه میزدم بیرون برم سر کاراجبارا باهاش هم مسیر بودم و شروع میکرد غر غر کردن و همه بافته هامو پنبه میکرد. باور اشتباهم این بود که فکر میکردم تنها راه ندیدنش عوض کردن خونه مونه. ولی یه روز جراتشو پیدت کردم بهش گفتم ببین من دیگه نمیخوام باهات هم مسیر باشم. از فردا با آژانس میرم. دیگه هم توضیح اضافی ندادم. 10 روز نگذشت. دوستای خیلی جدید و متبت بین پیدا کردم برا ناهار دعوت کردم خونه مون. معرکه بود.خییلی عالی بود. یه باور اشتباه دیگه م این بود که همیشه استرس داشتم اگه دوستام بیان خونه مون همش از دکوراسیونش ایراد بگیرن ولی امروز دیدم اصلا اینطوری نبود. خیلی خیلی هم تعریف کردن در حدی که خیلی جدی بهم میگفتن سفارش دکوراسیون قبول میکنی؟ خوشحالم که دوستای خوب پیدا کردم. اوایل باورم این بود همه دوستام به من حسادت میکنن یا همش میخوان کله پام کنن ولی الان هر لحظه میتونم 1000تا دوس خوب پیدا کنم که به هیچکدوم هم وابسته نیستم.

    یه ترس دیگه م رفتن به شعبه مرکزی و مدیریت محل کارم بود که خیلی عالی غلبه کردم بهش. این ترس فقط برا من نبود. همه همکارام کلاهشونم بیفته اونجا ترجیحا اون طرفا آفتابی نمیشم. خیلی خوشحالم که امروز(5تیرماه) با رییسمون حرف زدم ????. رفتم پیشش وایسادم پیشنهادمو گفتم. گف حتما ازش وقت بگیرم. اسمم هم دوبار پرسید. اوایل موقع دیدنش دست و پام میلرزید متل بقیه.

    ولی من 2تا پروپوزال نوشتم برا بهبود روند کاری. رفتم جلوی هیات مدیره ازش دفاع کردم. الانم قراره خبرم کنن. اگه قبول نکنن هم ناراحت نمیشم چون مهم غلبه به ترسم بود.

    اوایل همیشه نگران فکر مردم در مورد خودم بودم در حدی که یادمه وقتی دانشگاه سر کلاس حرف میزدم از همونجا سرجام حتی برا 1دقیقه. متلا سوال استاد رو جواب میدادم زود میدویدم بعد کلاس از دوستم میپرسیدم ببین من حرف زدم چطور به نظر اومدم سر کلاس….. اون بیچاره هم همش میگف من چه میدونم….چه گیری دادی… ولی الان اصلا برام مهم نیس و هرروز همه دارن ازم تعریف میکنن. اوایل همیشه میگفتم این شهر جای من نیس. همکارام ازم متنفرن. میخوان سر به تنم نباشه ولی بعدنا با گوش کردن فایل ها شروع کردم پشت سرشون خوبی گفنم یا یه لیست از نکات متبتشون نوشتم. یواش یواش تو حوزه روابط خیلی پیشرفت کردم درحدی که الان همکارام میگن اگه یه روز نیای کسل میشیم.

    خرداد. امروز ماندانا بهم گف: ” ازت خیلی خوشم میاد خیلی پر انرژی میای تو????”

    .9مرداد .امروز نازی و ساناز گفتن کیمیا آخرشه. خیلی باحاله.????

    13مرداد. وارد اتاق شدم سلام کردم همه پا شدن. گفت برا این سلام بایدم پا شیم

    فاطمه گفت تو خیلی باحالی????

    2مرداد. زهرا گف مامانم خیلی دوست داره. منم گفتم منم مامانتو دوس دارم.

    همیشه از رقصیدن تو جمع مختلط میترسیدم و وحشت داشتم ولی 13به در امسال برای بار اول اینکارو کردم بدون هیچ استرسی.

    کنترل زندگی . احساسمو دست خودم گرفتم. قبلا که جعفر اخم میکرد کلی کلافه میشدم ولی امروز بیتفاوت رفتم کتاب خوندم خودش حالشو خوب کرد ????

    امروز 15 خرداد بود. این روزا چندتا از باورهای محدودکننده مو کشف کردم:

    1. اینکه خودمو میزدم به خنگی بعد به قضیه نگاه میکردم ببینم راه حل منطقیش به اندازه کافی تابلو هست یا نه. بعد یه انتخاب غلط میکردم یا تو اون موضوع یا در حالت گسترده تر و تو موضوعات دیگه. فهمیدم باید عینک یه آدم smart رو بزنم که میتونه آینده رو پیش بینی کنه. با این نگاه به خودم میتونم IQ و eq رو در خودم افزایش بدم

    2. فهمیدم نگاهم به مسائل آلوده به نگاه یه آدم بدبین و بدجنسه که قادره از هر رویداد بی معنی یه تراژدی بسازه با مهارتی که به هرکسی که بعدها تعریف میکردم اونرو وادار به فریاد و تعجب میکردم درحالیکه گاهی حتی درقلب خودم هم میدونستم موضوع اصلا اینطور نبوده. باید خودمو اصلاح کنم و ماسک یه ادم سالم، موفق، ثروتمند و پیروز رو بزنم و بعد با دیگران صحبت کنم

    3. فهمیدم حالت default نگاهم به غریبه ها، آدمهای تو خیابون، اتوبوس یا هرجایی آلوده به ترس و گاهی نفرته. درحالیکه باید با همه در صلح باشم. همه رو دوست داشته باشم. خودم رو هم دوست داشته باشم. چون همه ما پاره ای از خداییم.

    4.سر کار خیلی خوش میگذره.. داشتم فکر میکردم من قبلا هیچ تعریفی از خوش گذرونی نداشتم ولی الان تقریبا هروزم رو دارم ازش پر میکنم

    امروز پنجشنبه. اولش ندیدم پور ایرانو، رفتم. یه لحظه یادم افتاد اونه. قبلنا اچیلماخ میکردم. ولی امروز برگشتم خیلی شیک سلام کردم. احوالپرسی کردم????

    خدایا خیلی خوشحالم از این روزنه ها که نشونم میده زندگیم تمام و کمال دست خودمه.

    امشب میریم مهمونی… شبی یه که مدتها آرزوشو داشتم… مطمئنم کلی خوش میگذره

    دیروز با سوپروایزر کلی صمیمی حرف زدیم.منو خیلی دوس داره.. گفت مانتو سرمه ای م خیلی بهم میاد.

    قرار بود اگه أضافه بر حقوقمون تا اخر ماه 800تومن در آریم مهمونی بدیم ولی 1،300 اومد دستمون????(به نظرم دلیل رسیدن به این خواسته م این بود که از وقوعش مطمئن بودم. همیشه موقع فکر کردن بهش خوشحال و پر انرژی بودم. عاشق تجسم کردنش بودم.)

    امروز و دیروز 2تا درخواست کردم از دوستام و هردو با کمال میل قبول کردن. خوشحالم

    تازگی ها فهمیدم موقع تاکسی سوار شدن اگه یه آقا پیشم باشه پاهامو خیلی محکم منقبض میکنم ولی الان میخوام یاد بگیرم خیلی راحت و ریلکش بشینم و اگه نزدیک شد خیلی راحت و ساده و مؤدبانه خواهش کنم اونورتر بره

    امروز 6مرداد افتتاحیه شعبه جدید بود. رفتم به رییس تبریک گفتم. اینبار هم بدون لرزش.

    همیشه مدرسه یا دانشگاه ارزو داشتم که 20 بشم ولی هیچوقت نمیتونستم. همیشه 19٫5 یا 19 میشدم. گاهی کتابارو 6-7 بار میخوندم ولی نمیشد. ولی این ترم سر کلاس فرانسه 100 شدم. باورم نمیکردم استرس نداشتن اینهمه تاتیر داشته باشه. خیلی خوشحالم. نمره ای که همیشه آرزو شو داشتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  6. -
    Reyhane AR گفته:
    مدت عضویت: 3732 روز

    به نام خدای بخشنده و مهربان.

    هر وقت که به صحبت های استاد گوش میکنم. احساس خیلی خوبی به هم دست میده، با تمام صداقت حرف میزنند، با ایمان فراوون به خداوند و کتاب ارزشمند قرآن تمام نتیجه های زندگیشون رو برای ما بازگو میکنند. خدا رو هزاران مرتبه شکر گزار هستم به خاطر وجود همچین شخصیتی در کنارم. چرا که چیزهایی که من از استاد یاد گرفتم تو هیچ فیلم یا کتابی ندیدم و نخوندم. همگی برام تازگی داشت. من به باورهایی رسیدم که مسیر زندگیم رو دارن تغییر میدن. سال های پیش نیتم از خوندن قرآن این بود که یا فقط ختم کننده قرآن. باشم. و یا اینکه. چون بچه مسلمون هستم باید بخونم. درکی درستی از خوندن قران نداشتم. بیشتر از ترس جهنم و خشم خداوند نماز و عبادت انجام میدادم. اما دیگه به لطف خداوند و کمک استادم. قران رو دارم می فهمم. خداوند رو جور دیگه دوست دارم. چون مهربون، چون عزیز، چون عشق واقعی می پرستمش، باهاش ساعت ها حرف میزنم، براش می نویسم. و احساس خوبم رو مدیون توجه خداوند و کمک استاد عزیزم میدونم.

    خدایا استاد خوبم رو در پناه خودت شاد، خوشبخت، سلامت،و سعادتمندش کن در دنیا و آخرت.

    دوستان خوبم حرف های استاد حقیقت داره و عمل به اونا ما رو به عشق به خدا و آرامش قلبی میرسونه.

    و این بزرگترین نیاز انسانه.

    من الان تو مسافرتم، تو یکی از شهرهای بزرگ ایران. و وقتی زیباییهای این شهر رو میبینم به این نتیجه میرسم که وقتی نگاهم و احساسم خوب باشه جهان برام زیباست. وقتی احساسم خوبه اتفاقات خوب رو تو هر لحظه تجربه میکنم. وقتی احساسم خوبه به همه ارامشم رو انتقال میدم. خدایا متشکرم و دوستت دارم بی نهااااااااااایت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  7. -
    میلاد صمیمی گفته:
    مدت عضویت: 3760 روز

    به نام خداوند هدایتگر.

    دوستان عزیز سایت عباسمنش سلام.

    دوستان عزیزم همیشه یه موضوعی ذهن من رو به خودش مشغول میکنه و برام همیشه این سوال مطرح بوده که چرا افرادی هستن که همیشه در لولهای بالاتری نسبت به اطرافیانشون قرار دارن؟ این افراد رو همه جا میشه دید. توی کسب و کارهای مختلف، توی توی مسابقات ورزشی، توی رقابت های علمی و هر جایی که که افرادی جمع شدن و هدفی مشترک دارن و هدفشون موفقیت در زمینه ای هست که توش فعالیت میکنن. سوالی که توی ذهن خیلی وقت هست که وجود داره اینه که چرا دوستان عزیزی مثل خانم شب خیز و یا آقای جوان به عنوان دو نفری که همیشه اون بالان و از بقیه جلوترن ما میبینمشون و در لول بالاتری نسبت به ماها قرار دارن؟ خب خیلی فکر کردم که چرا شما دوستان از بقیه ما جلوترین؟ خیلی چیزا از جلوی چشمام رد شدن، خیلی از صحبتهای استاد، خیلی از مطالعات خودم، و همچنین ندای درونم. به این نتیجه رسیدم که 3 تا عامل خیلی مهم وجود داره که شما دوستان رو از بقیه ما جلوتر قرارا داده و با اجازه شما دوستان عزیز اونها رو ذکر میکنم:

    1 – تضادهای گذشته زندگی شما. مطمئنا تضادهایی که همه ماها در زندگی هامون داشتیم باعث شده که مخالف اون تضاد رو در زندگی بخوایم و تشنه اون باشیم. وقتی در داستان زندگی شما دوتا عزیز نگاه میکنم میبینم آقای جوان با چه مسائل و مشکلاتی روبرو بوده، ازدواج در سن پائین و مشکلات بعد از اون. بی کاریشون، رها کردن دانشگاه بدلیل مشکلات مالی، تعویض شغلهای گوناگون، مسئولیت پدری در اون سن، عدم حمایت خانواده، حتی تلاش برای به هم خوردن زندگیشون و همه این مشکلات سخت که ما نمیدونیم در بطن ماجرا چقدر سختی رو براشون به همراه داشته… و یا گذشته خانوم شبخیز و از دست دادن خواهر و خواهرزاده هاشون، رها کردن دانشگاهشون به خاطر مشکلات مادرشون، بیماری پدرشون گرامیشون، بدهکاری های همسرشون، شرایط سخت خونه ای که توش سکونت داشتن و همه اینها باعث شده که میل و اشتیاق شدیدی در این عزیزان برای موفقیت بوجود بیاد و این دوستان تشنه بدست آوردن متضاد همه تضادهایشان در زندگی بشن. به گمان من مساله تضاد چیزی هست که ما هممون در زندگی تجربه کردیم و این عامل اصلی گرایش ما به موفقیت هست…

    2 – حالا بعد از بوجود اومدن این تشنگی تلاش برای رفع اون تشنگی یا به ضم من تحقیق و تفحسص. خیلی از ماها تو این مرحله لنگ میزنیم. خیلیهامون که مشکل رو به گردن این و اون میندازیم و اصلا نمیخوایم برای حلش تلاشی بکنیم این افراد رو دور و برمون خیلی زیاد میبینیم. ولی خدا رو شکر دوستان عزیز سایت عباسمنش هیچ کدومشون این طوری نیستن. اونا قبول کردن که مشکلات برای قویتر شدنشون سر راهشون قرار گرفتن و میخوان اون ها رو در آغوش بکشن و قبول کردن که میتونن حلشون کنن. اینجا یاد صحبتهای آقای جوان می افتم که میگن از بچگی به خوندن کتاب علاقه داشتن و پولاب تغذیشون رو کتاب میخریدن و در سالهای بعد هر چی کتاب در زمینه موفقیت بوده خوندن. تقریبا حافظ موضوعی قرآن شده بودن از بس که به تحقیق در قرآن پرداخته بودن، به کلاسهای اساتید مختلف موفقیت میرفتن و مشخصا در این راه انرژی زیادی رو میزاشتن و به یاد صحبتهای خانوم شبخیز که به واسطه ندای درونیشون و کمک یکی از بستگانشون در دل مشکلات راهی سفر مشهد میشن و با باز کردن قرآن آیه ” عزیز مصر یوسف را خرید و ما اینگونه یوسف را به سلطنت و مکنت رسانیدیم” بهشون نشون داده میشه و این آیه های سوره یوسف برای آقای جوان هم تکرار میشه و همچنین آیه وصتنعتک لنفسی ” تورا برای خودم ساخته ام”. این شباهت خیلی زیباست و جای تامل داره و از اون زیباتر و قابل فکر تر اشتیاق و علاقه ای هست که در این دوستان نسبت به قرآن و کلام خداوند وجود داشته و اینکه در دل سخت ترین شرایطون به قرآن پناه بردن و به ضم من خداوند اونها رو بواسطه خواستشون هدایت میکنه و این مهمترین دلیلی هست که من رو به جستجوی خداوند وا داشته و به شما دوستان عزیزم هم توصیه میکنم که از این دوستان الگو بگیرید و در جستجوی خداوند باشید و مطمئن باشید این جستجو پایه های موفقیت شما رو استوار میکنه و شما رو از بقیه دوستانتون متمایز. در واقع این تحقیق و تفحص و جستجوی حقیقت رو من اینطوری تشبیه میکنم که فرض کنید شما یه جایی هستید که بی نهایت درهای مختلفی وجود داره و روی هر کدوم از این درها رمزگزاری شده و شما باید با رمزگشایی اونها درها رو باز کنید. باز کردن بعضی از این درها آسون تر از باز کردن بقیه درهاست و با باز کردن هر در به شما میزانی از حقیقتی که به دنبالش هستین تقدیم میشه. شما یکی از درها رو با تلاشتون باز میکنین و به اون حقیقت پشت در میرسین و باز کردن اون در برای شما تجربه ای رو بوجود میاره که درهای بعد رو هم بتونید باز کنید. این دوستانمون در های زیادی رو باز کردن به طرق مختلف و حالا تونستن به واسطه تجربیات قبلیشون دری رو باز کنن که حقیقت امروز زندگیشون رو براشون به همراه داشته. و این درها بینهایت هستن و این مسیر بی پایان ولی شرط بدست آوردن حقیقت بیشتر تاتش بیشتره. ماها شاید هنوز موفق به باز کردن اون در نشدیم ولی داریم این درها رو یکی یکی باز میکنیم. و میبینیم که استاد عزیزمون هم از همه ماها جلوتره. ماها باید به اونا نگاه کنیم و انگیزه بگیریم و باور کنیم که همه ما قادر به باز کردن این درها هستیم.

    3 – ایمان. این مرحله سوم به شدت به نظر من وابسته به مرحله دوم هست. چرا؟ مثل این میمونه که یه کسی 1000 تا در رو باز کرده و وقتی در 1001 رو باز میکنه میبینه حقیقتی رو بدست آورده که پشت اون 1000 تا در قبلی نبوده. چنین شخصی یقینی در درونش شکل گرفته برای باز کردن درهای بعدی که من اسمشو ایمان میزارم. چون بارها و بارها لذت کسب هدایتهای بیشتر رو درک کرده و این ایمان در وجودش شکل نمیگیره مگر با استمرار در این مسیر. ولی کسی که تا حالا 5 تا یا ده تا در رو بیشر باز نکرده همش به این فکر میکنه که فقط همین!!! این که باعث گشایش زندگیم نشد. باز کردن این در که منو به موفقیتی که میخواسم نرسوند و ممکنه دل سرد بشه و این مسیر رو رها کنه. پس دوستان عزیزم مطالعه، تمرین و تکرار و مهمتر از همه درخواست مستمر هدایت از خداوند هست که افراد رو به ایمان میرسونه و شما میتونید این موضوع رو درباره این دوستانمون ببینید. چرا خانوم شبخیز بارها از موفقیتهاشون برای ما نوشتن؟ چرا درآمد ایشون 10 برابر افزایش پیدا کرده؟ چرا درآمد همسرشون 20 برابر شده؟ قطعا ایشون این سه مرحله رو به خوبی طی کردن. مخصوصا مرحله دوم و سوم رو که من خودم توش لنگ میزنم. پس تضادهامون رو در آغوش بگیریم و دوستشون داشته باشم، هر روز بیشتر تحقیق کنیم و تشنه موفقیت باشیم تا ایمان درونمون شکل بگیره…

    در پایان صمیمانه از همه شما دوستان عزیزم که با حضورتون این جمع رو شکل دادین تشکر میکنم از استاد عزیزمون به شکل خاص و ویژه تشکر میکنم و از دو دوست عزیز و ارزشمندمون آقای جوان و خانم شبخیز که دستان هدایت خداوند برای من هستند تشکر میکنم و آرزوی شنیدن موفقیتهای بیشترشان را از خداوند وهاب دارم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      ارمان مشایخی گفته:
      مدت عضویت: 3614 روز

      سلام عالی بود ایول داری میلاد جان??? ….. من خداشکر پیشرفت داشتم …ولی من به این نتیجه رسیدم اگه فایل صوتی استاد هر روز گوش نکنیم خیلی از حرف های استاد فراموش میشه و دباره برمیگردیم به پله اول?مثلا تازه شما اسم تضاد اوردی این مطلب دباره تو ذهنم شکل گرفت2٫٫فایل صوتی زیاد داشتن باعث موفقیت نمیشه باید تمرینات درست انجام بدیم.. 3 یاد بگیریم که عجله کردن برای رسیدن به خواسته ها فقط باعث دور شدن اون خواسته میشه

      از همه عزیزان برای متن های فوق الاده تشکر میکنم????

      من این بخش از سایت بیشتر وقتا چک میکنم چون به جنبه های مثبت زندگی افراد اشاره میکنه و باعث خوشحالی و انگیزه میشه

      ?اقای هاشم خراسانی دوست خوبم خیلی خوشحالم که تو زندگیت این همه پیشرفت داشتی و شما الگوی منی تو بحث موفقیت?

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      لیلا شب خیز گفته:
      مدت عضویت: 3491 روز

      آقای صمیمی برادر ارجمند و بزرگوارم سلام و عرض ادب و احترام

      شماره 4 را هم پیرامون صحبت های زیبای شما بنده اضافه می نمایم و آن همراهی ، حمایت ها ، تشویق ها و محبت های شما و سایر دوستانم در این گروه بود که اعتماد به نفس مرا افزایش داد ، همیشه در دعاهایم همه ی شما را یاد می کنم ، راستش را بخواهید ایمان دارم همه ی ما بنا به رسالتی که داریم عضو سایت استاد بزرگوارمان شده ایم ، اما هر یک از ما بازیگر این جهان الهی خداوند هستیم که باید نقش خودمان را بیابیم

      شاید نقش بنده و آقای جوان اینگونه بوده است ، اما هر یک از شما دوستان هم یک بوم نقاشی دارید که قطعا خداوند شما را از بین این همه افراد انتخاب کرده و به این سایت راهنمایی نموده است ، وجود هر یک از شما مانند مهره های شطرنج لازم و ضروری است ، شاه بی وزیر و سربازش قدرتی ندارد و اسب سرنوشت بدون رخش قادر به حرکت نیست ، قلعه که نباشد به راحتی همه ی سربازان به تسخیر در می آیند

      به خوبی برایم واضح و روشن است که وجود هر یک از شماها ، کاملا در آین سایت مهم و ضروری بوده است

      قطعا اگر شماها نبودید ، شب خیز هم نبود

      وجود پربرکت هر یک از شما دوستان را ارج می نهم و به عنوان بزرگترین نشانه ی زندگیم می ستایم و از خداوند وهاب به خاطر بودنتان بسیار بسیار سپاسگزارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      علی جوان گفته:
      مدت عضویت: 3933 روز

      دوست نیک سیرت و بزرگ منش من سلام و سپاس

      ? شما قلبی آکنده از خلوص نیت دارید و و به فرموده قرآن این کلمه خالص است که به آسمان می رود و شما از این گروهید.

      ? شما به حقیقت هدایت یافته اید و چون پیامبران هدایت گر و برای دیگران چون سراجی منیر راهگشا و این دقیقا لطفی است که از همنشینی با کلام وحی به شما ارزانی شده است.

      ? ? ? با همه نور خدایی که تو را هست نیازی به شرر نیست / این همه معرفت از کوی خدا است نیازی به دگر نیست ?? ?

      ? تحلیل بسیار ناب و زیبا و دل انگیزی بود که حاکی از درک عالی از قوانین داشت. بنده پنج بار آن را مطالعه کردم و لذت بردم و به حال خوبتان غبطه خوردم و برای سلامتی و پیشرفت روز افزون شما برادر گلم دعا کردم و به همه دوستان هم توصیه می کنم جملات گوهر بار شما را چند بار بخوانند.

      ? مزید بر سخنان زیبای شما این باشد که فعالیت خودم در سایت و لطف و محبت شما دوستان عزیز در حق بنده و جدیت عوامل سایت در کار، انرژی و انگیزه کافی را به من هدیه می داد.

      ? بدون تعارف می گویم بنده از تمام عزیزانی که در سایت حتی با چند کلمه ساده چه مخالف و چه موافق نظر می دادند بهره می بردم و می برم و همین جا مراتب سپاسگزاری خود را اعلام می دارم و قدر دان زحمات آن ها هستم.

      ? چه با شکوه است بودن در جمع انسان هایی که خود مرواریدند ولی از روی خضوع کلامی به مهربانی لبخند فرشته ها و بوی گل های داوودی تقدیم دوستان می نمایند و شما دوستان خوبم مصداق خوبی برای این تعبیر هستید. مناعت طبع همه شما قابل تحسین است.

      ? جناب صمیمی عزیز پرواز مرغ وجودتان در باغ ملکوت مبارک وجود پر مهرتان.

      هر چی آرزوی خوبه مال تو …

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
      • -
        میلاد صمیمی گفته:
        مدت عضویت: 3760 روز

        جناب جوان بزرگوار استاد عزیزم عرض ادب و احترام.

        آقای جوان شما فوق العاده اید. چه قدر دقت!!!!!! چقدر مناعت طبع!!!!! من همیشه مدیون شما هستم. هیچ کس در زندگی من به میزان شما و خانم شبخیز عزیز در موضوع شناخت خداوند تاثیر نداشته حتی استاد عزیز و این موهبت بزرگیست. قدرش را خوب میدانم. چون زمانی که همه، همه درها را بسته میدانند من دری را باز میبینم و آن در، در ایمان وجود خداست که مشکل از آن در خارج میشود و نور از آن در وارد میگردد. این بالاترین موهبتیست که شخصی میتواند در زندگی داشته باشد. موهبت ایمان. میدانم که خوب میدانید هدایتگر من به چه ارزشی شدید… آرزویی بهتر از این برایتان ندارم که هر چی آرزوی خوبه مال تو…

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      آلما میر گفته:
      مدت عضویت: 3394 روز

      آقای صمیمی عزیز سلام

      این قسمت از متنتون” در واقع این تحقیق و تفحص و جستجوی حقیقت رو من اینطوری تشبیه میکنم که فرض کنید شما یه جایی هستید که بی نهایت درهای مختلفی وجود داره و روی هر کدوم از این درها رمزگزاری شده و شما باید با رمزگشایی اونها درها رو باز کنید. باز کردن بعضی از این درها آسون تر از باز کردن بقیه درهاست و با باز کردن هر در به شما میزانی از حقیقتی که به دنبالش هستین تقدیم میشه. شما یکی از درها رو با تلاشتون باز میکنین و به اون حقیقت پشت در میرسین و باز کردن اون در برای شما تجربه ای رو بوجود میاره که درهای بعد رو هم بتونید باز کنید. این دوستانمون در های زیادی رو باز کردن به طرق مختلف و حالا تونستن به واسطه تجربیات قبلیشون دری رو باز کنن که حقیقت امروز زندگیشون رو براشون به همراه داشته.

      واقعا تحسین برانگیزه , خیلی خیلی این نظرتون رو قبول دارم و تاییدش میکنم.

      اینجای متنتون هم دوست داشتم:

      سوالی که توی ذهن خیلی وقت هست که وجود داره اینه که چرا دوستان عزیزی مثل خانم شب خیز و یا آقای جوان به عنوان دو نفری که همیشه اون بالان و از بقیه جلوترن ما میبینمشون و در لول بالاتری نسبت به ماها قرار دارن؟ خب خیلی فکر کردم که چرا شما دوستان از بقیه ما جلوترین

      آقای صمیمی در دوره عشق و مودت هم دو دوست عزیزمون, آقای علی غیاثی و خانم سمانه ام جزو افرادی بودند که درک زیادی از قوانین داشتند و دوستان رو در اون بخش راهنمایی میکردند و برای من این موضوع خیلی جالب بود که در هر دوره افرادی بودند که به درک بالایی از قوانین رسیدند و دیگران رو راهنمایی میکنند.

      بخاطر متن زیبا و تاثیرگذارتون سپاسگزارم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      .k namdar گفته:
      مدت عضویت: 3588 روز

      آقای صمصمی سلام

      خیلی خیلی ممنون بابت مطلب خیلی خوبی که نوشتین .من که باخوندن مطلب خوبتون تصمیم گرفتم (تصمصم کبری ) روی گزینه 3(ایمان )بیشتر و بیشتر کار کنم وهر روز از خداوند بخوام که بهم ایمان بیشتر برای حرکت بده امروز درمورد یه موضوع خیلی کوچک خیلی سریع نتیجه شو دیدم .واقعا خدا رو شکر .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      هادی زارع گفته:
      مدت عضویت: 3795 روز

      آقای صمیمی چقدر زیبا تفسیر کردید.واقعا همین طور هست. تضاد ها موهبت های زندگی هستند.

      من علاوه بر چیز هایی که شما گفتید قلب پاک و مهربان این دوراهم اضاف میکنم که واقعا در کامنت هاشون اگه دیده باشید یه عشق خاصی وجود داره.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1221 روز

    سلام استاد عزیز

    سلام بر دوستان خوبم در این پیج فوق العاده

    آنچه که استاد عزیز در این فایل گفتند بسیار نکته بسیار عالی بود

    داشتن الگو

    آنهم الگوهای موفق و عالی

    آنهم الگوهایی که با پشتکار عالی و با توکل به خدای مهربان توانستند که موفق بشوند

    اینها همه انگیزه است و در جهت موفق شدن بسیار عالی است

    چرا که ذهن منطقی به خود می گوید که اینها توانسته اند پس من هم می توانم به این موفقیت ها و اهد اف خودم برسم

    نوع نگرش این الگوها به مشکلات و سختی ها

    نوع برخورد آنها به تضاد ها

    پس آنها توانسته اند من هم می توانم

    آنها به آرزوها و خواسته های خودشان رسیده اند پس من هم می توانم به اهداف خودم دست پیدا کنم

    چقدر این نکته عالی بود و استاد نکاتی را در همین فایل های بظاهر رایگان می گویند که عمل کردن به همین نکات خود برای خودش یک دوره است و باعث رشد و پیشرفت می شود

    چقدر عالی است که من با مطالعه الگوها به جایی برسم که در درون خودم به این احساس برسم که می توانم و به اهداف خودم خواهم رسید

    این حس وقتیکه که در درون من ایجاد بشود برای من عالی است و عامل موفقیت من خواهد بود

    به همین راحتی است وقتی فلان نفر که در هر کجای این کره خاکی که بخواهد باشد به یک موفقیت دست پیدا کرده است پس من هم می توانم به آن خواسته و به آن هدف برسم

    با ساختن الگوهای عالی و با باور کردن به این موضوع که من می توانم و خواهم توانست

    خدای مهربان هم کمک من است و او هم به من کمک خواهد کرد

    ایمان به خدای مهربان

    اعتماد داشتن به دستهای او

    می توانم به خواسته ها و اهداف خودم برسم

    سپاس از خدای فروانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  9. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1221 روز

    سلام به استاد مهربان

    سلام به دوستان خوب خودم

    توجه کردن به الگوهای موفق برای من این حکم را دارد که می توانم به خودم بگویم که اگر فلان شخص توانسته است در این کسب و کار خودش

    در این مورد

    در این زمینه روابط به موفقیت برسد

    پس من هم می توانم به آن موفقیت و دستاورد برسم

    چرا که برای ذهن وقتی الگو می آورم مقاومت ذهن در هم شکسته می شود

    فقط کافی است که اینجا من باورهای خوبی را برای خودم بسازم

    بجای اینکه روی ناتوانی ها و مشکلات کار خودم بپردازم به توانایی ها و استعدادهای خودم چشم بدوزم و آنوقت بی شک من موفق ترین خواهم بود

    من براحتی می توانم به خواسته های خودم برسم

    من براحتی و آسانی می توانم به پیشرفت دست پیدا کنم

    اینجا فقط کافی است که باور داشته باشم که می توانم

    باور داشته باشم که خودم برای خودم به تنهایی کافی هستم

    خداوند را سپاسگذارم که همیشه در کنار من است و همیشه من را در حال هدایت کردن است

    خداوند را شاکرم که من را به این سایت پر بها هدایت کرد تا اکنون بتوانم به راحتی و آسانی به دستاوردهایی از خودم برسم که هم در آزادی زمانی و مکانی مالی عالی هستم و هم خودم برای خودم صاحب کار خودم هستم

    هر چه را بخواهم به دست بیاورم به این درک و منطق رسیده ام که با ساخت باورهای خودم می توانم براحتی و اسانی آنها را برای خودم بسازم

    سپاس از استاد عزیز

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  10. -
    آلما میر گفته:
    مدت عضویت: 3394 روز

    سلام دوستان

    چند ماه پیش مادرم چکاپ کامل انجام دادن و متوجه شدن کلسترول, چربی, قندخون بالایی دارن و کلیه هاشون هم مشکل داره(دقیق یادم نمیاد چیبود) مادرم خودشو باخته بود و به خودش بیشتر تلقین میکرد که بیماره طوریکه قبلا اصلا درد کلیه نداشت ولی وقتی فهمید کلیه هاش مشکل دارن از فرداش درد کلیه گرفت(خندم گرفته ههههههه) منم تنها کاری که میتونستم انجام بدم این بود که به کمک کتاب معجزه سپاسگزاری بخاطر اینکه مادرم سلامتیشو بدست آورده و حالش خوبه و شاده سپاسگزاری کنم و مطمئن بودم حالش خوب میشه الان مامانم نتیجه آزمایش جدیدش رو اورده نشونم داده کل عددها نصف شدن و همه چیز نرمال بوده واقعا عجیب بود برام. خداروشکر سلامتیشو بدست آورد.

    برادرم از کارش استعفا داده بود و چهار ماهی بیکار بود منم بازم تنها کاری که میتونستم انجام بدم این بود که از اینکه برادرم سر کار دلخواهش هست و حقوق مناسبی میگیره از خداوند سپاسگزاری کنم دوستان عزیزم برادرم بعد از دوهفته رفت سر کار ایندفعه خیلی زود نتیجه گرفتم .

    سپاسگزاری واقعا احساس خوبی به ما میده اینکه هر روز ده مورد از نعمت هایی که خداوند به ما بخشیده رو بنویسیم لبخندی زیبا بزنیم و از خداوند سپاسگزاری کنیم به ما کمک میکنه احساس خوبی در طول روز داشته باشیم و بگیم هر اتفاقی که میفته بنفع منه (الخیر فی ما وقع ) و خداوند بهترین ها رو برای من میخاد و هر قدمی که برمیدارم در جهت اجابت خواسته ی من هست سعی کنیم زیبایی های اطرافمون رو ببینیم من در گذشته زیبایی های اطرافم رو نمیدیدم , احساس میکردم چیزی ندارم چون نعمت های خداوند رو نمیدیدم , هر اتفاقی که برام میفتاد احساس بدی نسبت بهش داشتم , من محبت اطرافیانم رو نمیدیدم, ولی الان دید من نسبت به جهان و نسبت به پروردگارم تغییر کرده چون باورهای من تغییر کردند.

    زندگی زیباست , زشتی های آن تقصیر ماست

    در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست

    زندگی آب روانیست , روان میگذرد

    آنچه تقدیر من و توست همان میگذرد .

    به قول استاد به چیزی نچسبید , نخاین یه اتفاق به زور بیفته چون هرگز اتفاق نمیفته, قول میدم همه ی خواسته هاتون از بچگی تا الان براتون اجابت میشه وقتی ما در هماهنگی قرار میگیریم وقتی ما حسرت نمیخوریم, وقتیکه از موفقیت بقیه خوشحال میشیم اونوقته که ما از زاویه خداوند داریم به همه چیز نگاه میکنیم و تک تک خواسته هامون اجابت میشه. (آسون بگیر , آسون میشه برات)

    خوشحالم که خداوند بهترین ها رو وارد زندگی من میکنه و احساس عشق و دوست داشتن نسبت به همه ی اطرافیانم دارم , من همه ی شما رو دوست دارم و خیلی خوشحالم که باهمیم و در حال ساختن آینده ی دلخواهمون هستیم.

    تنها چیزی که الان تو دلمه اینه که بگم خداجونم شکرت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      میلاد صمیمی گفته:
      مدت عضویت: 3760 روز

      آفرین بر شما و احساس زیبای شما خانم میر.

      بی شک شما در مسیر پیشرفت و زیبایی قدم بر میدارید. پیام بسیار آموزنده ای گذاشتید (هر آنچه در زندگی ما اتفاق می افته به نفع ماست) این حقیقتا دیدگاه خدایی هست. آفرین بر شما و سپاس از شما.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      احمدرضا کریمیان گفته:
      مدت عضویت: 3998 روز

      به نام خداوند بخشنده مهربان

      سلام به شما دوست گرامی

      صمیمانه موفقیت های بسیار عالیتان وتغییر دیدگاهتان نسبت به جهان هستی واطرافتان را تبریک می گویم.

      من هم از شما وهم تمام دوستان دیگری که چه در این صفحه و چه در جاهای دیگر سایت تجارب ارزشمندشان ونتایجی که گرفته اند را می نویسند بسیار تشکر می کنم.بسیار به دیگران برای موفقیت وحرکت انگیزه می دهید.

      با آرزوی موفقیت وسربلندی برای شما.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      علی جوان گفته:
      مدت عضویت: 3933 روز

      دوست خوبم آلما میر سلام و سپاس

      بسیار خوب و عالی بود. استفاده کردیم.

      چقدر خوب درخواست می کنید و چقدر خوب پاسخ می گیرید به حقیقت شما مفهوم آیه زیر را خیلی خوب در زندگی متجلی کرده اید.

      ادعونی أَستَجِب لَکُم ۚ ترجمه : همان لحظه که خواندید مرا اجابت می کنم برای شما «سوره مبارکه غافر آیه »

      موفقیت های بس بزرگی در انتظار شما است.

      هر چی آرزوی خوبه مال تو …

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      هادی زارع گفته:
      مدت عضویت: 3795 روز

      سلام دوست عزیز

      از خواندن نظر زیبای شما لذت بردم و خودم بارها شاهد معجزات شکرگزاری در زندگی ام بوده ام و هستم.یکی از شکر گزاری های روزانه ام این هست که دوستان خوبی مثل شما دارم.

      براتون بهترین ها رو آرزو دارم?

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      لیلا شب خیز گفته:
      مدت عضویت: 3491 روز

      آلما جان دوست خوبم سلام ، خود من هم کلسترول دارم باور کنید با دیدن این متن زیبایی نوشته اید و ایمان فعال شما از داشتن چنین دوست فوق‌العاده ای از خداوند بسیار تشکر کردم و واقعا برای خداوند غیر ممکن وجود ندارد از صمیم قلب دوستتان دارم ،

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: