گفت آسان گیر کارها...
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
در این فایل فایل الهامبخش، استاد عباسمنش با توضیح مفهوم اساسی یکی از عمیقترین غزلیات حافظ، اسرار قوانین تغییرناپذیر خداوند را بر ما آشکار میکنند. اسراری که فرمول نهایی خوشبختی و فوت کوزه گری برای تجربه آرامش در زندگی است. این فایل یک کلاس درس تمامعیار برای درک زبان جهان هستی و تشخیص پیغام های هدایتگرانه از فرعیات بیهوده است.
استاد با استناد به بیت «گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع / سخت میگیرد جهان بر مردمان سختکوش»، به یکی از بنیادینترین اصول کائنات اشاره میکنند: قانون آسانی و سختی. جهان هستی دارای یک «طبع» و سرشت هوشمند است که دقیقاً مانند یک آینه، رفتار و نگرش ما را به خودمان بازمیگرداند. اگر ما زندگی را سخت بگیریم، تقلا کنیم، نگران باشیم و با مسائل بجنگیم، جهان نیز طبق طبع خود، شرایط را برای ما سختتر، پیچیدهتر و دشوارتر میکند. اما اگر جریان هدایت خداوند را باور کنیم، رها باشیم و مسائل را آسان بپنداریم، جهان نیز درهای نعمت و آسانی را به روی ما میگشاید. این همان مفهوم توحید عملی و تسلیم بودن در برابر خداوند و قوانین بدون تغییرش است که در آن فرد با اطمینان به ربّ، از تقلاهای بیهوده دست میکشد و اجازه میدهد تا خداوند کارها را به سادهترین شکل ممکن برایش انجام دهد.
نکته بسیار ظریف دیگری که در این آموزش به آن پرداخته میشود، مبحث قانون مدارها و فرکانسها است که حافظ با عبارت «تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی» به آن اشاره کرده است. این بیت بیانگر قانون جذب و همفرکانسی است؛ به این معنا که حقایق جهان، الهامات الهی و راهکارهای ثروتآفرین، همواره در فضا موجود هستند، اما تنها کسانی قادر به دریافت و شنیدن «پیغام سروش» هستند که خود را به مدار آگاهی و دریافت رسانده باشند.
شنیدن این فایل یا حضور شما در این مسیر، هرگز اتفاقی نیست، بلکه نشانه این است که شما با کار کردن روی خودتان، فرکانس وجودیتان را تغییر دادهاید و اکنون «محرم» اسرار شدهاید. استاد تأکید میکنند که برای درک قوانین خداوند و دریافت هدایتها، باید جنس فرکانسهای ذهنیمان تغییر کند و این امر تنها با کنترل ورودیهای ذهن و اعراض از ناخواسته ممکن است. کسانی که هنوز در مدار نامناسب هستند، حتی اگر بهترین آگاهیها در اختیارشان قرار گیرد، گوش شنوایی برای آن ندارند، زیرا جهان اجازه ورود آگاهی را به مدارهای پایین نمیدهد.
در نهایت، شاهکلید این آموزش، پرهیز مطلق از «غم» و اندوه به عنوان مخربترین فرکانس ممکن است. حافظ با صراحت میگوید «غم مخور» و استاد عباسمنش این توصیه را با قانون احساس خوب = اتفاقات خوب پیوند میزنند. غم و اندوه نه تنها هیچ مشکلی را حل نمیکند، بلکه طبق قانون، فرد را در مداری قرار میدهد که جنس اتفاقات آن از جنس بدبختی، بیماری و شکست بیشتر است. انسانهای موفق کسانی هستند که مهارت کنترل ذهن را آموختهاند و اجازه نمیدهند نجواهای شیطان و تضادهای ظاهری زندگی، آرامش درونی آنها را برهم بزند. تمام تلاش ما باید این باشد که در هر شرایطی، حتی در دل مشکلات، با تغییر زاویه دید و پیدا کردن نکات مثبت، خود را در احساس خوب نگه داریم، زیرا این تنها راهی است که جهان را وادار میکند تا روی خوش خود را به ما نشان دهد. برای درک عمیقتر نحوه هماهنگی با قوانین خداوند و تجربه زندگی سراسر لذت، همواری و آسانی، استفاده از آموزههای دوره قانون آفرینش به شما پیشنهاد میشود تا با شناخت دقیق سیستم جهان، ناظر و ارباب زندگی خود باشید.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی گفت آسان گیر کارها...8MB9 دقیقه














سلام این فایل واقعآ واقعا عالی بود
هدایتگر بود
یعنی اول که متن یزدان رو خوندم اینقدر خوب بود گقتم تو رد پا امروزم میزارمش بعد آمدم متن فایل رو خوندم و دیدم اینم عالیه اصلا قانون رو کامل و واضح توضیح داد
اینکه آسان گرفتن یعنی در لحظه زندگی کردن ،با امکانات همین لحظه شروع کردن ، رعایت قانون تکامل ،مسائل بیهوده رو بزرگ نکردن ،توکل ردی خداوند که حامی و هدایت گر همه ی انسان هاست
و… که نتیجه تموم اینا حس خوب است
بقول قرآن نشانه ایمان احساس خوب است
آرامش هست
در ادامه هم دیدگاه یزدان عزیز رو میزارم چون خیلی برام آگاهی بخش بود و دوست دارم ببینم ک تکرارش کنم
دیدگاه یزدان عزیز:
گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع سخت میگردد جهان بر مردمان سختکوش
آساان گرفتن یعنی …
همین که من سایتو که باز میکنم، میبینم فایل روز 42 ام سفرنامه هم آپلود شده درصورتی که من هنوز فایل 41 ام رو هم ندیدم، هنوز یه سری آگاهی ها رو ثبت نکردم و یه سری فایلا رو ندیدم و به تعویق انداختم.
ذهن گفت: تو هنوز قبلی ها رو ندیدی و کلی کارای دیگه داری که توی سایت انجام بدی. دربهترین زمان برو اول قبلی ها رو ببین وبعد بیا اینجا.
احساس خوبی نگرفتم از حرف ذهن، احساسی شبیه پایین اومدن عزت نفسم پیش خودم به خاطر عقب افتادن یه سری کارها
قلبم جواب داد: یزدان باید در لحظه باشی! مهم نیست که چقدر کارای عقب افتاده داری و چقدر فایلای دیگه هست که باید ببینی. برای شروع، از همین الان شروع کن! از همین فایل جدید امروز شروع کن! همیشه فرصت هست! تو زمانی میتونی فایلای قبلی رو ببینی که امروزی رو ببینی! یعنی شروع کار رو از امروز انجام بده و نخواه که وارد دومینوی به عقب افتادن فایلها بشی. پس منتظر چی هستی؟! فایلو باز کن.
احساسم خیلی بهتر شد! حسی شبیه وقتی که با حالت توب کردن پیش خدا بری و خداوند توبه تو رو بپذیره، گویی اصلا نبوده و بهت بگه از الان شروع کن. من همیشه عاشق رفرش شدن هستم.
پس … آسان گرفتن کارها یعنی اجرای دستور قلبی که همیشه آسان گیره نه ذهنی که همیشه اشتباهاتو در نظرت بزرگ جلوه میده! آسان گرفتن کار، یعنی شروع از همین لحظه!
شعری که استاد خوندن، مروری بود سریع و آسان بر قوانین اصلی زندگی
دوش با من گفت پنهان، کاردان تیزهوش/وز شما پنهان نشاید کرد سر می فروش
معلومه که او کاردانه! کاردان و همه چی دانه! چون همه چی رو بلده و جواب هر سوالی رو هم میدونه! خدا داخل این شعر میخواد رمز و رازی شادی رو بهمون بگه. بگه که چه طور شاد باشیم و شادی بدیم. دقیقا عین می فروش!
گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع/سخت میگردد جهان بر مردمان سختکوش
اینه رمزش: کارها رو بر خوردت آسان بگیر، چون طبق قانون جهان، اگه بینه سختی میخوای و کارها رو سخت میکنی برات سخت میشه! آسان گرفتن رو خانم شایسته در کپشن عالی توضیح دادن. من معتقدم سخت گرفتن کارها ریشه در کمالگرایی ذهن ما داره و خلاف قانون تکامله. این کمالگرایی به قدری ریشه داره و به قدری پاشنه آشیل محسوب میشه که در لباس بره میاد جلو اما در حقیقت گرگه! و این گرگ، بدون شک سختی و احساس بد رو به همراه داره. به همین خاطره رمز و راز شاد زیستن، آسان گرفتن کارها معرفی شده.
آسان گرفتن نه به معنی سهل انگاری، آسان گرفتن به معنی رعایت قانون تکامل در هر کاری! آسان گرفتن یعنی تسلیم هدایت خداوند بودن برای انجام هر کاری و اجرای بی چون و چری اون هدایت. چوون راه حل های خداوند همیشه بهترین و ساده ترینه.
تانگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی/گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
اما چه کنیم که هدایت های راه گشا و ساده ی خداوند رو دریافت کنیم تا بتونیم شاد زندگی کنیم؟! باید آشنا بشیم نه غریبه! باید با خداوند و صداش آشنا شد! باید روی موج فرکانسی صدای خداوند بریم تا بشنویم رادیو هدایت رو که هر لحظه داره باهامون صحبت میکنه.
خب چه طوری بریم رو موج فرکانسیش!؟ چه طور بشنویم صداشو؟! اولا ایمان و باور به اینکه لایق دریافت صدای خداوند هستیم. دوما با ساکت کردن ذهن همیشه شلوغی که سر و صداهاش اجازه نمیده حتی صدای الهامات رو بشنویم. ذهن که ساکت بشه، به صورت طبیعی صدای قلب رو خواهیم شنید.
خب ساکت کردن ذهن یعنی چی ؟! یعنی همون مهارت مهمی که استاد عباس منش همیشه ازش یادمیکنن. مهارت کنترل ذهن! وقتی بتونی ذهنت رو کنترل کنی، یعنی میتونی ساکتش کنی در شرایط مختلف و وقتی بتونی ساکتش کنی یعنی صدای قلب رو میشنوی.
گوش کن پند ای پسر وز بهر دنیا غم مخور/گفتمت چون در حدیثی گر توانی داشت هوش
اینجا گفته چه طوری کنترل ذهن کنی و چه طوری در برابر تضادها بتونی ساکتش کنی …
میگه غم خوردن ممنوع! ناراحتی ممنوع! همونطور که بارها و بارها در قرآن به پیامبر گفته که لاتحزن . پس این نارحتی و احساس بده که میتونه باعث بشه اتفاقات بدی رو تجریه کنیم و شاد نباشیم.
اما چه طوری ناراحت نباشیم؟! چه طوری غصه نخوریم؟! به قول خانم شایسته اول به آرامش برس بعد رو سراغ اون تضاد.
یعنی هر زمان حس کرد که ذهنت شلوغه و درگیر موضوعیه و داره حالتو بد میکنه، اول از همه هر طریقی که خودت راحت تری، سر و صدای ذهنت رو کمتر کن تا بتونی آروم بشی و از زمین بلند شی. یعنی هر کاری که میتونه حواستو پرت کنه یا همیشه بهت حس خوبی میده. مثلا استاد عباس منش ممکنه بره خودشو با کارهای پرادایس مشغول کنه و یا بازی کامپیوتری انجام بده، من ممکنه بخوابم و یا حموم برم و یا با حیوانات بازی کنم، شما ممکنه بزنی بیرون و پیاده روی کنی … .
پس ببین چه کارایی همیشه آرومت میکنه و وقتی عصبی هستی چه کارهایی انجام میدی تا حالتو تسکین بدی. همون کارو انجام بده. حتی ممکنه گریه کردن باشه!
وقتی ذهنت رو به یک حد مناسبی از آرامش رسوندی، حالا با حس آرامش بیا و ببین مشکل کجاست. بشین باذهنت حرف بزن و قانعش کن تا آروم و آروم تر بشه. با هر دلیلی که ممکنه بهت حس آرامش بده.
من باشم میام بهش میگم اول از همه من باور دارم که هر اتفاقی رو تجربه میکنم، نتیجه ی فرکانسهای منه. دوما من باور دارم که فرکانسهای خوبی تحویل جهانم دادم پس قاعدتا این اتفاق به ظاهر نامناسب هم باید اتفاق خوبی باشه که با حل کردنش بهم کمک میکنه و در نهایت به نفع من تموم میشه و منو به خواسته هام نزدیک تر میکنه. یعنی من باور دارم که این اتفاق هم در جهت رسیدن من به خواسته هامه. چرا باور دارم؟! چون باور دارم تضاد، یک سنگ طلاست! نه یک سنگ بی ارزش. اگه باور داشته باشم این سنگ جلوی پام در زندگی، یک سنگ طلاست، برش میدارم و با حل کردنش طلاشو استخراج میکنم . اما اگه با خودم بگم این سنگ به درد نخور جلوی پام چیکار میکنه و با پا پرتش کنم، اتفاقا همون سنگ به پام آسیب میزنه. غافل از اینکه سنگ طلا بود و قرار بود به نفع من باشه و منو رشد بده.
پس باور داشته باشم که تضادها، سنگ طلاهای زندگی من هستن و ذهن منطقی من نمیتونه راه حل استخراج طلا و حل کردن اون تضاد رو بهم بگه. پس اذیتش نمیکنم و بهش میگم غصه نخوره. چرا؟! چون من آرومم و در مداری ام که خداوند باید هدایتم کنه و باید صداشو بشنوم. ایمان دارم ک خدای سریع الاجب راه حل رو بهم الهام میکنه. به هزاران طریق! فقط کافیه هر بار به مشکلی برخورد میکنم، نذارم ذهن سر و صدا کنه و قانعش کنم و آروم باشه تا صدای قلب رو بشنوم.
به همین خاطره خداوند، راز شاد زیستن رو آسان گرفتن کارها و غم نخوردن معرفی میکنه. چون وقتی ناراحت نباشی، ذهنت آرومه و وقتی ذهنت رو کنترل کنی، خداوند خودش هدایتت میکنه. و هدایت خداوند، همیشه راحت ترین و ساده ترین کارهاست!