دستیابی به اهداف سخت است یا آسان؟ - صفحه 34


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

469 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محدثه حبیبی گفته:
    مدت عضویت: 338 روز

    سلام خدمت استاد گرامی و تمام نورهایی که این مجموعه رو هدایت میکنند خدارو صد هزار مرتبه شکر میکنم که با شما آشنا شدم استاد خواسته بودید تجربیاتمون رو در خصوص سهل گیری و تیک زدن اهداف بنویسیم من هرروز یکی از فایل های سایت رو گوش میکنم و بعضی رو چندین بار و با تمام اون ها به آرامش میرسم اما نمی‌دونم چرا در این فایل به تضاد برخوردم چون خودم تجربه های بسیار ناخوبی در خصوص این سهل گیری ها دارم که اتفاقا من رو مجاب کرد تا برم و روش برنامه ریزی در اهداف رو یاد بگیرم انقدر که بنظرم زندگی نیاز به پلن و برنامه ریزی داره و متاسفانه در مورد من هر اقدامی که در این دوران بدون پلن و تصمیمات دفعتی گرفتم یا اصلا نتیجه ای نداشت یا اینکه در ازای نتیجه ،یک فشار غیرعادی و شرایط بسیار سخت جسمی و روحی برای من رخ داد یکی از مهمترین هاش تصمیم به تغییر رشته ی دانشگاهی در شرایطی که همه چیز بنظر خوب بود با فشار و سختی بسیار زیاد مقطع ارشد از گروه فنی مهندسی رشته ی معماری به علوم تجربی ارشد فیتوشیمی تغییر گرایش دادم تا بتونم در آزمون دکترای تخصص داروسازی گیاهی شرکت کنم با دو فرزند کوچولو با درس های که من با اون ها بیگانه بودم با سرزنش هایی که از اساتید می‌شنیدم و ..بهرحال با مشقت های زیاد و با معدل خیلی خوب فارغ تحصیل شدم طبق قانون زمانیکه من تغییر رشته دادم فارغ تحصیل ارشد فیتوشیمی مجاز به شرکت در آزمون دکترای تخصصی داروسازی بود ولی زمانیکه من فارغ تحصیل شدم وزیر بهداشت تغییر کرد و این قانون برداشته شد و تا الان هم این قانون پابرجاست ..تصمیم مهم بعدی در شرایطی که همه چیز خوب بود علیرغم مخالفت همسرم تصمیم گرفتم بچه ی سوم داشته باشم چون میخواستم زندگیمون قشنگتر از اونی که هست بشه و..قبل بارداری ورزش باشگاه یوگا تغذیه آزمایش ها همه چیز اوکی بود و بچه در نهایت تعجب با نقصی مادرزادی بدنیا آمد که از ده هزار کودک یکی در دنیا مبتلا هست مشقت هایی که با یک نوزاد تا یک‌سالگی کشیدم حتی میتونم بگم در حد و توان یک انسان نرمال و عادی نبوده و نیست و دلم نمیاد در مورد این فرشته ی کوچولو که الان باعث شادی خیلی از روز و شبامه اینو بگم ولی هنوز هم این مشقت ها ادامه داره …بعد از این دو اتفاق تصمیم گرفتم برای هر کاری تمام شرایط رو تا جاییکه در اراده ی بشری هست بررسی و پیش بینی کنم می‌دونم زندگی اینطوری خیلی سخته و و مانع بزرگیه و حتی وقتی خواستم مثل شما فکر کنم چقققدر زندگی آسون تر شد اما با این دو مثال بشدت به تضاد برخوردم باور کنید من قبل این دو اقدام فقط به زیبایی های بعدش فکر میکردم.. اینکه بالاخره به استعداد و علاقه ام در زمینه تخصص داروسازی گیاهی میرسم ..اینکه یک موجود کوچولوی دوسداشتنی دارم …ولی مدتهاست که فهمیدم دنیا جای کاملی نیست و پر از نقصه

    از شما و بذل محبت هایی که برای فایل های رایگان مجموعه دارید سپاسگزارم و خدارو صدهزار مرتبه شکر میکنم که جهان همیشه برای روشن شدن مسیر زندگیم با نشانه هاش به کمک من اومد و یقین دارم این بار هم برای حل این تضاد تنهام نمیزاره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    نفیسه شایسته گفته:
    مدت عضویت: 945 روز

    دستیابی به اهداف سخت است یا اسان؟

    تجربیاتی بنویسید که برای رسیدن به یک هدف یا تحقق یک خواسته، به خاطر اینکه از همان ابتدا مسیر رسیدن به آن خواسته را در ذهن خود آسان کردید

    تجربه من از دستیابی اسان به خواسته ها:

    من خیلی راحت رفتم دانشگاه

    اونم دانشگاه دولتی روزانه نزدیک خونمون با فاصله ده دقیقه(تنها دانشگاه موجود در کرج (خوارزمی))

    بدون حتی رفتن به یک جلسه کلاس کنکور

    بدون خریدن یک کتاب کنکور

    تنها با دو سه کتاب مدرسه و کتابهای درسی

    توی ذهنم من توانایی درس خوندن رو داشتم و شوق درس خوندن

    درس خوندن برام راحت بود و لذت بخش ،من نمی ترسیدم اگه درسها سخت بشه نتونم از پسش بر بیام .

    من با تمام وجودم احساس می کردم می توانم به دانشگاه برم اونم دولتی و هر چقدر لازم باشه تلاش می کنم و من توانایی اش رو دارم .

    تجربیایتی بنویسید که از همان ابتدا مسیر رسیدن به آن هدف را در ذهن خود سخت و پیچیده دانستید.

    پدرم جثه ضعیفی داشت و سخت کار می کرد اونم برای درامد کم

    برای همین پول در اوردن خیلی سخته برای من و خواهر برادرهام

    و هیچ وقت نمیتونم قدمی در این مسیر بردارم و از نظر مالی نمیتونم پیشرفت کنم .

    کار کردن و پول ساختن تو ذهنم خیلی سخته برای همین با وجود کار کردن روی اموزه های استاد هنوز دستاوردهای مالی ندارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      علی حقی گفته:
      مدت عضویت: 358 روز

      سلام نفیسه خانم

      به قول استاد(تو عزت نفس جلسه چهارم) هر چیزی یک روند داره و اون روندش باید طی بشه

      مثلا نمیشه که من دو روز برم باشگاه و انتظار داشته باشم که بدنم مثل آرنولد بشه

      (این مشکل خودمم هست»» من هم مثل شما تو خانواده‌ای بزرگ‌ شدم که پدرم به سختی پول درمیاورد و از وقتی یادم میاد مادرم همیشه همه‌چیز رو می‌گفت که کم مصرف کنید(علی‌الخصوص که ما پنج تا بچه بودیم)

      همیشه در مورد نبود پول و‌ کمبودش صحبت میکرد، جوری که ما از صاحب خونه بودن به مستأجری رسیدیم و …

      حالا من هم هرچی تلاش میکنم احساس میکنم در زمینه مالی پیشرفت نمیکنم و به‌جای خاصی نمی‌رسم

      اما دقیق که به خودم نگاه میکنم میبینم که نسبت به سال پیش خیلی خیلی پیشرفت کردم اما چون چاله چوله‌هام زیاد بوده داشتم و دارم که اونها رو پر میکنم

      (اینارو به خودم میگم که یادم بمونه و از خودم رد پا به جا بذارم)

      من باید یادم بمونه که به خاطر پول نداشتن ، ماشینم 9 ماه توی کوچه افتاده بود و پول تعمیرش رو هم نداشتم و ماشین همونجا مونده بود

      من باید یادم باشه که نه تنها ماشین رو به بهترین شکل ممکن تعمیر موتوری کردم ، بلکه جلوبندی و لاستیک‌های اون رو هم کامل عوض کردم(حدود 30 تومن هزینه شد)

      باید یادم بمونه منی که حتی پول اسنپ هم نداشتم و با اتوبوس اینور و اونور میرفتم الان ماشین زیر پامه و هرجا که دوست داشته باشم هر ساعتی که دوست داشته باشم میرم

      منی که حتی پول نداشتم کرایه خودم رو بدم ، به لطف خدا ازدواج کردم و از سال پیش تا الان حدود 100 میلیون تومن برای خانمم طلا گرفتم

      من باید شاکر باشم که از همون دوسال پیش یه جرقه‌ای درونم خورد و سیگار رو گذاشتم کنار و دیروز داشتم حساب میکردم که حدودا 60 میلیون تومن به نفعم بوده

      خدارو شاکرم به خاطر نتایجی که بهم داده

      استاد در ادامه فایل میگه که هر کاری(تاکید میکنم هر کاری) در ابتدا خیلی زمان و انرژی از آدم میگیره و ظاهراً نتایج هم محسوس نیستن اما وقتی نشانه‌هارو‌ میبینیم ،

      ما باید اون نشانه دیدن‌هارو ملاک قرار بدیم و ناامید نشیم و پیش بریم

      پیش که میریم‌ نتایج یواش یواش(با قانون تکامل) بزرگتر میشن

      باز دوباره این نتایج رو باید برای خودمون بزرگ ببینیم و از خدا تشکر کنیم و ادامه بدیم

      اون وقت میفتیم روی دور نتایج بزرگ و بزرگتر گرفتن ، خدا هم بهمون کمک می‌کنه

      گفتم این موارد خیلی به خودم کمک کرد

      امیدوارم برای شما هم مفید باشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        نفیسه شایسته گفته:
        مدت عضویت: 945 روز

        سلام خدمت اقای حقی بزرگوار

        خیلی ممنون بابت حسن نگاهی که داشتید به کامنت بنده

        من این پاسخ شما را هدایتی از طرف خداوند می بینم.

        بله حق با شماست.

        راستش دقیق تر که نگاه می کنم ،نسبت به دوسال گذشته که با استاد هنوز اشنا نبودم برای خودم هیچ چیز تقریبا نداشتم

        ولی طی این دوسال (3ماه بعد اشنایی با استاد)ازدواج کردم

        حدوداا 700 میلیون جهیزیه ام شد

        یه عروسی خیلی عالی برام برگزار شد که اونم چند صد میلیون هزینه داشت

        چند صد میلیون طلا برامون جمع شده اونم لطف خداوند و کادوی اطرافیانمون بود .

        ماشین همسرم که عوض شد و در حد صفر شد

        به لطف خدای بزرگ 99 درصد نقد پرداخت شده و فقط قسط وام ازدواجم هست که اونم به لطف خدا هر ماه می رسه و پرداخت میشه

        این پاسخ شما باعث شد ببینم چقدر نعمت وارد زندگی ام شده که هرکدوم کلی بابتشون هزینه شده و خداروشکر که دوباره یاد اوری شد برای خودم و این پیشرفت خودش جای بسی شکر و سپاس فراوان دارد.

        الهی مارا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به انها نعمت دادی .

        بازهم تشکر می کنم از شما اقای حقی که دستی از طرف خداوند شدید برای یاد اوری نعمات الهی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    ندابشارتی گفته:
    مدت عضویت: 1692 روز

    باسلام خدمت استاد و خانم شایسته

    روز 171

    کامنت روز 170 ام موقع تایید،پرید

    و حالا روز 171ام هستم

    اگاهی هایی ک هیچ وقت تکراری نمیشن

    و چقدر به موقع،همزمان با شرایط این روزهای من

    گسترش باشگاهه قشنگم،و نجواهایی ک همیشه حضور دارن تا از من محافظت کنن

    نجواهایی برای بقای این لحظات،این جسم،این دارایی،این مادیات

    و خداروشکر،ندایی که در حال یادگیریه خالق بودن و ناظر بر این افکار

    دو سال پیش هم وقتی میخاستم باشگاه کوچیک ولی پر از عشقمو برقرار کنم،نجواها بودن

    نکنه بیان مجوز گیر بدن

    نکنه شاگردی نیاد

    نکنه بچه های قدیمت نیان سمتت

    نکنه پولت کم بیاد و

    هزاران نکنه….

    که تک تک،برای همشون باور با حس شعف و قدرت داشتم و پاسخ میدادم

    وحالا این روزها بعده دوسال…

    برای جای بزرگتر اقدام میکنم

    و قشنگی و تفاوت این کار ،اینکه ک با شریک عاطفیم در حال اقدام هستیم

    و جنس نجواهایی ک متفاوته و کاملا بجا و درستو منطقیه اما از نظره منه ندا،فقط نجواست و من فقط با صدای قلبم دارم عمل میکنم

    نجواهایی ک میگن اگه حین این کار،رابطه به مشکل بخوره ،تکلیفه دارایی هایی ک از سمته تو ،بیشتر در کار گذاشته شده چی میشه؟

    حساب کتاب چی میشه؟؟

    نجواهایی ک قرارداد رو چجوری بنویسیم حقت نا حق نشه؟

    نجواهایی زشت تر و بی ریخت تر که میگن اگه طرف قدرتو ندونست چی؟؟؟(من از اولین روز اگاهایی ک دارم کار میکنم ،حرف مردم و تایید یا سرزنش بقیست،و دوره احساس لیاقت و کشف قوانیین و… و چقدر برام جالب بود ک این نجوا هم چنان داره زورشو میزنه ولی کو اون ندای سابق که باهاش همراه بشه؟؟شکر)

    نجواهایی ک میگن خب یکماه دیگ باشگاتو جم میکنی اگه باشگاه جدید پیدا نشه چی؟؟؟

    شاگرد نیاد چی؟؟

    میزان پولی ک من در این معامله میذارم نسبتا بیشتره

    ولی علمی ک یارم میذاره بیشتره

    این پول و علم برای من و ایشون نیست

    من همین پولم دو سال پیش نداشتم و خدا بهم داد چطور الان خودمو صاحبش میدونم و دنبال سود یا زیان یا حقو ناحق شدن هستم؟؟

    همون طور ک خودش داده ،پس با هدایت ها میگه چطور و کجا استفاده بشه! نگران چیی هستی ذهنه من؟؟

    این یک رابطه ی عاطفیه و زندگی مشترک

    و توی رابطه ،جیبه من جیبه تو نداره

    همه چی ی برای جفتمونه ،چه سود چه ضرر،چه عددا چه علم ،ما برای ارامش بیشتر بین خودمون تصمیم به گسترش و وپیشرفت گرفتیم،پس باید بدونیم این نگرانی ها،دقیقا مسیری خلافه نقطه ی شروعه و به هر دلیلی اگه دیگ هم فرکانس نباشیم،قطعا همون خدا داستان رو به سمتی هدایت میکنه ک با مغزو منطقو ماشین حساب نباشه و همه چیز عالی و با برکت جلو میره

    چه حمایت مادی چه حمایت معنوی

    اگه برای استارت کار،توعه ندا داری پول بیشتر میذاری،به دلیل بالاتر بودنه تو یا پایین تر بودنه طرفت نیس،فرمی از انرژی ک در حال تبادله و از سمت خدا و برای خداست،از سمت تو به شکل پوله و برای طرفت اطلاعات و علمیه ک سالها براش وقت گذاشته

    پس از حساب کتاب بیا بیرون

    همونطور ک برای باشگاه قبلت،همه چی عالی جلو رفت و هیچ مدرکو مجوزی خواسته نشد،ذهن عزیز بخاطر متراژ بیشتر جای جدید،نگران نباش ک حالا حتما میان برای کنترل مجوز

    اکی بیان،بهت گفته میشه چه قدمی برداری

    درزمان مناسب،بهترین مکان بما گفته میشه

    هم فرکانس ها میان برای تمرین

    ،همه چی راحتو اسون جلو میره

    هر سوال و مساله ای باشه،قبلش خدا جوابو بهمون میده

    و شد همون مهاجرتی ک میخاستم

    همون مهاجرتی ک فکر میکردم این بار باید به کشوره دیگ باشه

    نه

    مهاجرت از لوکیشن و جایی ک هرچی کاشته بودم

    رو رها و بدون هیچ ترس و با شجاعت به سمت جای جدید میرم

    با ایمان و اعتماد به نفس بیشتر

    خدایا شکرت ک این قدر ظرفمو افزایش دادی ک با ایمان و قدرت و توکل به خودت،در یک لحظه تصمیم به جا ب جایی گرفتم

    وقتی صاحب ملک باهام تماس گرفت ک ندا مطمعنی میخای ازین جا بلند شی؟

    اول گفتم حالا شرایط سال جدیدو بهم بگین تا بهتر تصمیم بگیرم،وقتی قطع کردم و توی دفترم نوشتم خدایا هدایتم کن ک چیکار کنم،همون لحظه دوباره صاحب ملک تماس گرفت ک ندا اگه صد در صده،من به املاک بسپارم ملکو!این سواله خدا بود ازمن

    ک خودت میدونی چی میخای یا میترسی و شرایط قدیم و باشگاه ک داشتی حیفه و نقطه امنته؟

    تکلیفه خودتو روشن کن ندا!

    همه این مکالمه در درونم در چند ثانیه و قلبی ک محکم گفت بله من تخلیه میکنم

    24 ساعته با هدایت خدا،به بنگاه هایی هدایت میشیم ک تمامشون از جنس خدا و تمجید ماک نیت شغلتون خیلی خوبه و خدا میچینه بهترین جارو

    ما پیگیریم واستون

    اینا همه صدای خداست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      فاطمه هلالی گفته:
      مدت عضویت: 962 روز

      چقد عالی

      خدا

      خدا

      خدا

      همه چیز خداست

      اون پوله خداست

      اون عشقی ک تو رابطه عاطفیه خداست

      اون کاره خداست

      اونکه برام میچینه خداست

      اونکه دل افرادو نرم میکنه برام خداست

      خودشم هدایتم میکنه چکار کنم

      بارها و بارها قبلا این الهام بهم شد حرص چی میخوری نگران چی هستی

      وقتی همه چیز خداست؟؟؟؟؟

      سپاسگذارم از دیدگاه توحیدی شما

      ندا جان

      برات ارزوی پیروزی و شادی و ثروت دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    محمدرضا رضایی گفته:
    مدت عضویت: 1753 روز

    بنام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام

    روز 171 سفر …

    خدایا شکرت برای هدایت هایت ، ازت متشکرم برای اسمان زیبا برای هوای خوب برای این باد برای راهی که میروم ، برای وجودم برای زیبایی هایی که میبینم ، برای این فایل عالی خدایا صد هزار مرتبه شکرت ازت ممنونم .

    این فایل مثل یک چکش برای من بود ، بشدت من رو تحت تاثیر قرار داد و دیدم که بله من دارم توهم میزنم و نسبت به یک معیاری ک در ذهنم بود من مسیرم ایراد داره ، دو روز پیش این فایل روز شمار رو گوش دادم و تا امروز دارم مینویسم و ایراد هامو دارم بررسی میکنم و این مسیر هنوز تمام نشده و دارم مینویسم ، استاد ازت ممنونم خیلی فایل خوبی بود و بسیار من رو بیدار کرد و دیدم که من چقدر مسیرم رو باید بهبود بدم که به پیشرفت برسم ،

    از خدا میخوام که هدایتم کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    سمیرا عبدالهی حسن گفته:
    مدت عضویت: 1258 روز

    سلام به شما استادعزیزم وخانم شایسته گرامی

    امیدوارم که عالی باشین

    امروزیکم ژوئن 2025هستش ومن امروزواردماه تولدم شدم،خیلی خوشحالم خیلی خیلی خوشحالم بابت اینکه یک سال جدیددیگه روباعشق به معبودم میخوام شروع کنم وزندگیم روآگاهانه وباشادی وعشق بسازم ولذت ببرم

    استادجانم این سبک بی نظیرزندگی کردن ولذت بردن ازدقایقی که خداوندباعشق بهم هدیه میده روازشمایادگرفتم وتاآخرین لحظه زندگی قشنگم ممنونتونم،سپاسگزارخودعزیزم هستم که اجازه هدایت شدنم روبه رب عزیزم دادم

    سپاسگزارخداوندی هستم که مشتاقانه منتظرم بودتاهدایتم کنه ومن ومن ومن مشتاقانه هدایتهاش روباطی کردن تکاملم دارم دریافت میکنم ولذت میبرم ازخالق بودنم،اززندگی کردنم،ازشادیهام،ازورودی مالی بی نظیرم که هرماه بارشدش داره منوشگفت زده میکنه

    تجربم درباره این فایل ارزشمندرومینویسم براتون،،

    استادجانم یکی ازرویاهای قشنگ من طی چندسال گذشته تجربه شغل کارمندی بود،ازاونجایی که خواب صبح خیلی برام لذت بخش بودهمیشه توتجسمم وخواسته هام درخواستم این بودکه یه روزی کارمندبشم تایم صبح روبه اختیارخودم هرزمان دلم خواست برم،رابطم باهمکارام عالی باشه،آزادی زمانی داشته باشم،کارکردن باهمکارآقاوخانم روتحربه کنم،اداره که توش کارمیکنم ثروتمندباشه،همکارانم انرژی مثبت باشن توفرکانس ومدارخودم باشن،خندون وشادوپرانرژی باشن مثل خودم،هرروزتومحل کارم به راحت دفترچه سپاسگزاریم روکامل کنم،بالذت فایلهام روباایرپادم گوش بدم،مسیرخونه تااداره نزدیک باشه،صبحهامسیرروپیاده برم وازخونه تامحل کارم شکرگذاری کنم وازمسیرلذت ببرم،کارم طوری باشه که ازعهدش بربیام،به واسطه کارم به کامپیوتر مسلط بشم ویادش بگیرم،بابت فن بیانم تحسین بشم،به خاطرارتباطاتم تحسین بشم وکارهرلحظه راحت ترازقبل انجام بشه

    دقیقا دقیقا دفیقا تک تک این اتفاقات برام افتاد

    ومن الان حدود100روزه که دارم رویای قشنگم روزندگی میکنم وهزاران هزارمر تبه شاکرمعبودم هستم واین نتیجه تمرکزی گوش دادن این شاگردممتازشمابه حرفهای شمااستادعزیزه،ازصمیم قلبم ازتون ممنونم استاد

    جالبه بدونیدکه من هیچوقت درموردورودی مالی حرفی نزدم والان چون ورودی مالیم رضایت بخش نیست دارم روی خودم کارمیکنم که اون مبلغی که دلخواهمه رودریافت کنم

    استادجانم ازاونجایی که یکی ازآشنایان مابامدرک کاردانی رشته کتابداری واردحوزه فرمانداری وبعدش سیاست شد والان سمت وزارتی توکشورداره والبته که بعدا تلاش کردوتحصیلاتش روبالابرد،توی ذهن من کارمندشدن بدون تحصیلات دانشگاهی ویاباکمترین مدرک دانشگاهی وحتی بامدرک غیرمرتبط امرغیرممکنی نبودومن باورداشتم که من هم میتونم مثل فلانی بامدرک کاردانی غیرمرتبط کارمندبشم واین شغل روتجربه کنم وازش بگذرم،به همین خاطربه خودم ایمان داشتم که میتونم،به قول شما اگرفلانی تونست منم میتونم ،،چون فن بیان و ارتباطات بی نظیری دارم وبه راحتی بالحن بیانم وخنده همیشگی روی لبام که هدیه خداونده،همه افرادی که حتی برای باراول باهام صحبت میکنن ازهمنشینی وهم صحبتی بامن احساس رضایتشون رو اعلام میکنن،ومن به راحتی آب خوردن بانهایت یک دقیقه صحبت دوستانه بامسئول فرهنگی اداره شرایط روبرای تجربه کارمندی خودم فراهم کردم

    استادجانم بیداری ام رومدیون شماهستم،من سالهاست که همش به خودم میگفتم سمیرای عزیزم توبرای بخوروبخواب که نیومدی اینجا،تویه تفاوتی بابقیه داری،توروزی خودت روازخدابخواه،کاری به روزی همسر نداشته باش،سهم توجداست،چون توروجداخلق کرده،بگردپیداش کن دلیل زندگی رودلیل بندگیت رو،دلیل وجودارزشمندت رو،قدردان باش،شاکرباش،سالم باش،آرام باش،همیشه میگفتم جوینده یابنده است ومن بلاخره شمارو شمارو شماروپیداکردم،باعشق پیداتون کردم،توحال خوب پیداتون کردم،باشادی پیداتون کردم وباعشق دارم بافایلهاتون زندگی میکنم،خدایاهزاران مرتبه شکر

    حالامن کلی رویادارم واسه رسیدن بهش،هرروزکه بیدارمیشم هدف دارم،واسه سال جدیدم هدف تعیین کردم،هرروزتمرین ستاره قطبی روهدفدارمینویسم وهرشب ستاره باران میشم رویاهام روباتمام وجودم تجسمشون میکنم،میبینمشون،ازدیپنشون لذت میبرم،ازآوردن افتخاری وعزتمندانه چای تازه دم رئیسم برای من بگیرتاخونه وباغ وماشین وبیزینس موردعلاقم که قطعا تجربش میکنم

    ازتجربه سفرهاوتورهای مسافرتی کیش وترکیه بگیرتاسفربه مجارستان ومیامی وتمپا وفلوریداوآبشارزیبای نیاگاراکه قطعابه همشون میرسم،ازتجربه داشتن پس انداز100میلیونی بگیر تا100میلیاردی که دریافتش میکنم

    ازکاهش وزن 11کیلویی خودم باقانون سلامتی بگیرتاکاهش وزن 40کیلویی عزیزدلم که به شما رب وباوجودارزشمندآموزه های شما که تجربش کردیم وخرید یه سکه پارسیان 100صوتی گرفته تاخرید100گرم طلا ازآیتم های موردعلاقه خودم که عاشقشونم و………….کلی رویای بی نظیردیگه

    خیلی دوستت دارم استادعزیزم ومریم جانم یکی ازبهترین وزیباترین رویای من دیدن روی ماه شمادوعزیزدله که دوست دارم اون روززمانی برسه که بتونم باجان ودل بغل بگیرمتون وساعتهاوساعتها ازپیشرفتهام براتون بگم وازگفتنش لذت ببرم وبه خودم افتخارکنم بابت اینهمه رشدوتکامل لذت آفرین

    ممنونم ازشما وهم فرکانسیهای عزیزم که تااینجای کامنتم روباعشق خوندین

    درپناه معبودم همیشه غرق درآرامش وآسایش وشادی وثروت وسلامتی وبرکت باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1551 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    تمرین:

    در بخش نظرات این فایل تجربیات خود را در این باره بنویسید که:

    درباره تجربیاتی بنویسید که برای رسیدن به یک هدف یا تحقق یک خواسته، به خاطر اینکه از همان ابتدا مسیر رسیدن به آن خواسته را در ذهن خود آسان کردید یعنی انجام کاری که از نظر دیگران سخت یا غیر ممکن بود را نه تنها در ذهن خود امکان پذیر و منطقی دانستید بلکه اجرای آن را آسان و راحت هم دانستید و به همین دلیل هم توانستید وارد عمل شوید، قدم بردارید، ایده های خود را عملی کنید، به خداوند توکل کنید و مطمئن باشید که هدایت های خداوند به موقع می آیند.

    -برای اجرا کردن قانون سلامتی حذف مواد غذایی نامناسب و سایر دستورات را برای ذهن خود آسان کرده و با امکانات محدود و در دسترس خود به آن عمل و نتایج عالی و فوق العاده کسب کردیم

    اکنون که چندین سال از اجرای آن می گذرد عمل کردن به قانون بی نظیر سلامتی تبدیل به عادت ما شده و به راحتی می توانیم آن را بدون سختی و تقلا با لذت اجرا کنیم

    همچنین درباره تجربیایتی بنویسید که از همان ابتدا مسیر رسیدن به آن هدف را در ذهن خود سخت و پیچیده دانستید، از همان ابتدا به جای خوشبینی و تمرکز بر اگر چه می شود ها، بر موانع و مشکلاتی تمرکز کردید که ممکن است سر راه شما قرار بگیرد و به خاطر این جنس از نگاه و باور، هیچ قدمی بر نداشتید، هیچ ایده ای را جدی نگرفتید، نشانه ها را تشخیص ندادید و نادیده گرفتید و خیلی راحت در همان نقطه شروع، بی خیال آن هدف و خواسته شدید و به قول قرآن به خودتان ظلم کردید. در حالیکه بعدا افرادی را دیدید که خیلی راحت به همان خواسته رسیدند بدون اینکه با آن مسائل توهمی مواجه شوند و شما پشیمان شدی که ای کاش قدم ها را برداشته بودی و اینقدر در ذهن خود مسیر را سخت نمی دیدی.

    -در زمینه ی شروع کسب و کار جدید در گذشته به خاطر ترس از مسائل و مشکلات رخ داده شده در طول مسیر فکر کردن به مراحلی که باید طی شود و مهارت هایی که باید کسب شود بی خیال آن شده و بسیاری از افراد با وجود اطلاعات کمتر و نداشتن مدرک به دلیل اقدام کردن و نترسیدن از شروع کار نتایج عالی کسب کردند

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1551 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    دستیابی به اهداف سخت است یا آسان؟

    -اینکه دستیابی به اهداف را آسان بدانیم انگیزه ای برای حرکت بیشتر خواهد شد

    -اگر دستیابی به اهداف را بسیار سخت بدانیم قدمی برای تحقق آن بر نمی داریم

    -اگر ذهن ما دستیابی به اهداف را آسان ببیند به راحتی برای تحقق آن قدم بر می داریم

    -اگر مرتبا پیش از شروع اهداف مراحل طی کردن آن را در ذهنمان مرور می کنیم احتمال بسیار بیشتری وجود دارد که برای تحقق آن قدم بر نداریم

    -با مرور جزئیات احتمال قدم برداشتن برای تحقق اهداف کمتر می شود

    -99 درصد از کارهایی که باید انجام شود اما به بهانه های مختلف به تعویق می افتد تنها به دلیل سخت پنداشتن مراحل تحقق آن است

    -هنگام شروع کسب و کار با فکر کردن به مراحل انجام آن از قدم برداشتن برای تحققشان دست بر می داریم

    -دلیل اصلی قدم برنداشتن برای تحقق اهداف سخت پنداشتن مسیر آن است

    -افراد موفق مسیر تحقق اهداف را برای ذهنشان لذت بخش و آسان می سازند

    -ذهن ما با پیچیده نشان دادن کارهای ساده ما را از تحقق اهدافمان دور می کند

    -هر یک از ما در حوزه ای مسیر تحقق اهداف را برای خود سخت یا آسان می سازیم

    -اهداف ما تنها زمانی محقق می شود که برای تحققشان قدم برداریم

    -همواره سعی کنیم مسیر تحقق اهداف را برای ذهن خود آسان کنیم

    -آسان کردن مسیر تحقق اهداف یک شبه و یک دفعه امکان پذیر نیست

    -همواره بدانیم با قدم گذاشتن در دل اهداف خداوند مسیر تحقق آنها را برایمان ساده می کند

    -ابتدا برای اهداف خود قدم برداریم اگر با مشکلاتی در مسیر تحقق آنها مواجه شدیم باور داشته باشیم توسط خداوند هدایت می شویم

    -به محض برداشتن قدم آسان در نظر گرفتن مسیر تحقق اهداف خداوند از هزاران طریق ما را هدایت می کند

    -همواره پیش از شروع هر اقدام مراحل گام برداشتن را برای ذهن خود ساده کنیم

    -زمانی که خداوند تعهد ما به ادامه ی مسیر درست را ببیند روند و مسیر تحقق بسیاری از اهداف برای ما تغییر می کند

    -با قدم برداشتن افراد شرایط ایده ها موقعیت های مناسب به سمت ما هدایت می شوند

    هنگام برخورد به تضادها و ناخواسته ها:

    -انگیزه ذوق و شوق برای رشد و پیشرفت بیشتر در درون خود ایجاد کرده و از دل تضادها به موفقیت دست یابیم

    -برای حل مسائل به صورت ریشه ای و اساسی قدم برداریم

    -دانستن قوانین دلیل بر عمل کردن به آن نیست

    -تنها با عمل کردن به قوانین تغییر باورها و افکار برای تحقق اهداف خود قدم برداشته و به آنها دست میابیم

    -ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است

    -ایمان و عمل صالح در قرآن همواره همراه هم به کار رفته است

    -تنها با قدم برداشتن برای تحقق اهداف به نتیجه دست میابیم

    -برای قدم برداشتن در دل اهداف مراحل آن را برای ذهن خود ساده و آسان کنیم

    -مسیر تحقق اهداف به هیچ وجه مشخص نیست تنها با برداشتن قدم اول قدم دوم به ما گفته شده و مسیر تحقق اهداف برایمان روشن می شود

    -با فکر کردن به چگونگی تحقق اهداف از مسیر تحقق آن دور می شویم

    -با تغییر افکار و باورها توجه به نکات مثبت و زیبایی ها کنترل ورودی ها یافتن الگوهای مناسب تحقق اهداف را برای ذهنمان ساده و آسان کنیم

    -به خواسته های خود از زاویه ای نگاه کنیم که به ما انگیزه برای تحقق دهد

    -به جای تمرکز بر افراد منفی و شکست خورده به افراد مثبت و موفق نگاه کنیم

    -نقاط اشتراک افراد موفق در حوزه ی کاری خود را یافته و سعی کنیم همان خصوصیات و ویژگی ها را در خود ایجاد کنیم

    -با تمرکز بر ناخواسته ها الگوهای نامناسب فکر کردن به چگونه از چه طریق به افراد شرایط موقعیت های نامناسب هدایت شده و از تحقق اهداف خود دور یا منصرف می شویم

    -کنترل ذهن به هیچ وجه کار اسانی نیست

    -به میزانی که بتوانیم ذهن خود را کنترل کنیم زندگی خود را کنترل کرده ایم

    بنابراین بدانیم:

    -اگر مسیر دستیابی به اهداف خود را سخت می دانیم احتمال تحقق آن را کاهش می دهیم

    -اگر قصد دریافت نتایج متفاوت از عموم جامعه را داریم به شیوه ی متفاوت از آنها فکر و عمل کنیم

    -برای دستیابی به اهداف مراحل تحقق آن را برای ذهن مان ساده کنیم

    -تنها زمانی که برای تحقق اهداف خود قدم بر می داریم متوجه می شویم تحقق آنها بسیار ساده و آسان است

    -نتایج باور نکردنی و معجزه آسا تنها با قدم برداشتن برای تحقق اهداف حاصل می شود

    -اگر مسیر درستی برای تحقق اهداف خود طی کنیم باید از آن نتیجه بگیریم

    -تنها معیار درستی مسیر نتایجی است که از ان کسب می کنیم

    -اگر نتایج نامناسب می گیریم به دلیل نادرست بودن مسیر ماست

    -به جای تغییر دیگران بر تغییر خود تمرکز کنیم

    -اجازه دهیم نتایج ما به جای خودمان با دیگران صحبت کند

    -با داشتن باورهای درست شروع به عمل و اقدام می کنیم

    -هر روز سعی کنیم بر روی باورها و افکار خود با تمرکز بالا کار کرده و به ایده های الهام شده ناشی از تغییر باورها عمل کنیم

    -با حرکت کردن و قدم برداشتن برای تحقق اهداف اجازه ندهیم تضادها و چالش ها باعث حرکت و قدم برداشتن ما شود

    -با تمرکز بر نکات منفی ناخواسته ها فکر کردن به مسائل و مشکلاتی که درآینده با آن مواجه شده یا قدم هایی که باید در آینده برداریم مسیر تحقق اهداف را برای خود سخت و دشوار می سازیم

    -با سخت کردن مسیر تحقق اهداف به خودمان ظلم می کنیم

    -تمام پیامبران به ایده های الهامی خود فارغ از منطقی یا غیر منطقی بودن آن عمل کردند

    -خداوند تنها راه تحقق خواسته هایمان را به ما می گویید قدم ها توسط ما برداشته می شود

    -زمانی که برای اهداف خود قدم برمی داریم خداوند دستانش را برای ما می فرستد

    -تنها با عمل کردن به ایده های الهامی خداوند به نتیجه دست میابیم

    -خداوند همواره در حال هدایت ما به سمت اهدافمان است

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    آیلار گفته:
    مدت عضویت: 644 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به دوستای عزیزم، استاد و خانم شایسته ی عزیزم

    بسیاررر خوشحالم که در این مسیر در این فضا هستم و هر روز آگاه تر میشم

    باز هم خداروشکر که خداوند یک روز جدید رو بهم هدیه داد تا قوانین جهان رو بهتر درک کنم، آگاه تر بشم و شخصیتم رشد کنه و قدم های تکامل رو طی کنم

    خداروشکر که خداوند به من چشمانی زیبا داد تا بتونم نعمت هاش رو ببیینم و از دیدن عزیزانم لذت ببرم

    خداروشکر که خدا بهم گوش داد تا بتونم صدای زیبای پرنده ها، چشمه ها و ادم ها رو بشنوم

    خداروشکر که خدا بهم قدرت تکلم داد تا بتونم به انسان ها عشق بورزم

    خداروشکر که بهم حس بویایی داد تا بتونم عطر و بوی عزیزانم رو حس کنم و با حس کردن بوی غذای مامانم قند تو دلم آب بشه

    خداروشکر که خداوند حس لامسه رو بهم هدیه داده تا بتونم کسایی که برام با ارزش هستن رو در آغوش بگیرم و نعمت های خداوند رو لمس کنم

    درود به استاد و خانم شایسته که انقدر قشنگ قوانین رو به ما میگید و با عشق کسانی که میخوان گوش میکنن و اگاه میشن

    بسیار ازتون ممنونم که این نکته ی مهم رو یاد آور ما شدید که هر چیزی بهایی میخواد.

    اگر ما در مسیر درستی باشیم و هدفمون مطابق علاقه باشه و براش تلاش کنیم راه برامون آسون میشه

    برای رسیدن به خواسته هامون باید بهاش رو بپردازیم و فراموش نکنیم مقصدی وجود نداره

    مسیر رسیدن به خواستمون هدف اصلی هست

    در مورد قدرت تمرکز بگم که خیلیییی اصل مهمی هست

    من دانش آموز هستم و صبح ها که شروع میکنم به درس خوندن خیلی تمرکز بالایی دارم( یعنی خیلی کم ذهنم مشغول افکار بیهوده یا خیال پردازی میشه) و صبح ها میتونم بگم مثلا توی 1 ساعت اگه میتونم 30 تا تست بزنم عصر که میشه میرسه به 15 تا!!!

    دارم به دنبال روشی میگردم که سعی کنم این تمرکز رو در طول روز حفظ کنم که البته ممنون میشم کمکم کنید

    در مورد سوال استاد، من یکم ذهنم نسبت به حل کردن سوال های شیمی مقاومت داره؛ یعنی هر موقع میام درس بخونم، هر درسی رو میخونم و شیمی رو میندازم برا آخرین درس ها و بیشتر مواقع هم تست نمیزنم

    اما یه بار همین که گفتم خب آیلار شیمی تست بزن نذاشتم ذهنم بیاد مقاومت کنه و سریع کتاب باز کردم و شروع کردم، و اصلا همچین سابقه ای نداشته که من توی 1 ساعت 38 تا تست بزنم همراه با خواندن جواب.

    و اصلا خودم ذوق مرگ شده بودم که این کار رو شروع کردم و انقدر قشنگ تمومش کردم

    دلیلش این بود که با تمرکز تمام شروع کردم و نذاشتم ذهنم من رو از این کار منصرف کنه و البته انگیزه ی کافی هم داشتم:)

    در پناه حق ، سلامت، خوشحال و موفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    سهیلا جهانگیری گفته:
    مدت عضویت: 1649 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عزیزم وهمه عزیزان

    استاد میخوام در مورد اینکه گفتین شما سمت خودتون انجام بدین خداوند طرف خودش رو همیشه انجام میده صحبت کنم

    من این موضوع کاملا درک کردم وبه چشم خودم دیدم وبا تمام وجود باورش کردم که باید من بخوام تغییر کنم وعمل کنم تا شرایط به طور معجزه وار رخ بده

    مثل یک پازل میمونه که وقتی ما یه تیکشو درست میکنیم خداوند 10تیکشو برات میزاره

    همیشه ارزوی درامد بالا رو داشتم ورشد کسب کار ودنبال راه چاره بودم

    ولی سطح انرژیم پایین بود وکسل وخابالود بودم وبه این نتیجه رسیده بودم که باید سحر خیز بشم تا عمده مشکلاتم حل بشه

    به لطف خدا هدایت شدم به مسیر سحر خیزی بیداری در سحر

    چنان انرژی بدنم بالا رفت وانگیزه گرفته بودم ایمان داشتم که مسیرم درسته ایمان داشتم که تغیرات مثبت پیش رومه

    هر روز که پیش میرفتم برام جذاب تر بود وتغیرات چشمگیری میدیدم

    از روز اول بهم ثابت شد یعنی کامل حسش کردم که میتونم زندگیمو تغیر بدم وخالق شرایطم هستم

    هر روز که پیش میرفتم معجزه پشت معجزه وارد زندگیم میشد

    تنها با گذشت 10روز یه سفارش خیلی بزرگ گرفتم که اون دارامدی که همیشه ارزشو داشتم +400ملیون در ماه به دست اوردم چیزی حدود 10برابر دامدی که داشتم

    سفارشی بود که باید طی کمتر از یک ما انجام میدادم هر روز به چشم خودم کمک ها ودستان اهی خدا رو توی زندگیم دیدم که همه چیز دست به دست هم داد تا سفارشو قبل از عید تحویل دادم

    منی که ارزوم این بود در ماه 300سفارش داشته باشم دلشتم روزی 500تا سفارش انجام میدادم

    با انگیزه بالا 5صبح تا 12شب کار میکردم سخت بود ولی برام لذت بخش بود چون داشتم ارزومو زندگی میکردم

    خلاصه تا عید پیش رفتم والان یک ماهه که تعطیلات رفتم ودوباره برگشتم کمی باز از مسیر دور شدم و از امروز دوباره استارت سحر خیزی زدم که خواب اضافی از خودم دور کنم ودوباره با کنترل ذهن وتوکل به خدا بازم معجزات رو توی زندگیم بیارم

    وایمان دارم که بهترین ها در انظارمه به این موضوع کاملا رسیدم که باید اقدام کنم باید نشون بدم که من امادگی تغیر رو دارم تا خداوند هم طبق اون احساسم مسیر رو برام باز کنه

    امروز روز اول از سحرخیزی سال 404هست و ایمان دارم بهترین ها در انظارمه دوباره همینجا میام واز معجزات وتغیراتم میگم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    مصطفی فرخی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 1314 روز

    تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم

    سلام بر همه عزیزان

    خب بریم برای این نشانه که خدا برای ما فرستاد .

    من چندوقته میخواهم که به ایده مهاجرتم به آمریکا هست عمل کنم ولی به خاطر اینکه من فکر میکنم کار خیلی سختی است نمیتوانم هندل کنم کار هایم را و برای شروع هزار کار را باید انجام بدم و انشالله استاد یک دوره برای ساختن شخصیت مهاجرتی بسازنند حالا چه هدیه و چه دوره ای که بهاش رو باید پرداخت کرد اما دلیل اینکه این نشانه اومده این بوده که من میخواهم به یک دلیل خاص به آمریکا مهاجرت کنم ولی خب تا نتیجه نگیرم دلیلم رو نمینویسم از این رو من دارم روی خودم کار میکنم ولی هی ول میکنم و میرم روی پله اول از این رو با خودم میگفتم که دلیلش چیه و از خدا مسئلت میخواستم ولی این فایل که نشانه دیروز من هست اومد به من فهموند که ببین برادر من تو داری توهم میزنی و هیچ گونه عملی داخل کار نداری وقتی که عمل میکنی به یک قضیه ای خدا هم در ها رو برات باز میکنه مثلا(البته این تمرین این فایل هم هست ) وقتی که من از لحاظ مالی به شدت به پول نیاز داشتم باعث شد که من مثل یک هیولا روی باور هایم کار کنم وبرای همین باعث شد که من اون مسئله مالی رو حل کنم برای همین باعث میشد که من دیوانه وار کار کنم روی باور های من و من توانستم که بتوانم که با کار کردن روی خودم اون مسئله رو به صورت معجزه وار حلش کنم برای همین باعث شده است که بتوانم که الان اون مثال رو اینقدر بولد کنم که بتوانم روش این فوندایسیون رو بچینم که به این برسم که میتوانم کارم را انجام دهم

    ولی خب هی ذهن مقاومت میاره و الان که داره یادم میاد باعث شده است که من الان بخوام برای مهاچرتم روی ذهنم کار کنم باعث شده است که چون خیلی کار باید برایش انجام بدم تویه ذهنم این اینقدر سخت باشد که نروم و برایش کار کنم ولی برای همین باید من روی خودم کار کنم ولی الان میخواهم که به رویا هایم برسم برای همین فقط الان باید چیزی که هست را انجام دهم و به فکر آینده نباشم

    ممنونم از خدا که من رو به این فایل هدایت کرد که بتوانم که روی خودم کار کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: