«اعتماد به ربّ»، پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش - صفحه 121 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    214MB
    18 دقیقه
  • فایل صوتی «اعتماد به ربّ»، پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش
    16MB
    18 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2165 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سید جواد ارومیه گفته:
    مدت عضویت: 1220 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به همگی همتون عشقید

    تسلیم بودن در برابر خداوند توحیدی ترین و اصلی ترین موضوع برای موفق شدن و خوشبختیه تو کلام گفتنش خیلی آسونه من خودم خیلی تو این موضوع جای کار دارم ولی چند ماهیه خیلی خوب به نسبت خودم دارم عمل میکنم و دارم آروم آروم نتایج خوبی میگیرم چون من تو شرایطی هستم که الان باید ایمانمو نشون بدم و تسلیم در بابر پروردگار جهانیان باشم

    خدایا خودت کمکم کن که روز به روز به صورت تکاملی ایمانم بهت قویتر بشه در برابرت تسلیم تر باشم آمبن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    عرفانه تیموری گفته:
    مدت عضویت: 2899 روز

    سلام استادجان..داداش عزیزم و سلام بر خانم مریم عزیز

    من خیلی خوشحالم ک در این3روزشرایط جوریه ک تجربیات روز خودمو درمورد اون فایل میام میگم.

    چندروزه ما داریم دنبال خونه میگردیم ک بتونیم ی خونه کوچیکی جای دیگه داریم با ی خونه دیگه عوض کنیم تا بهتر ب کارمون بیاد.و تا اون خوه رو نفروشیم نمیتونیم این یکی رو بخریم.یعنی شرایطمون اینطور ایجاب میکنه.اینم در پرانتز بگم ک من باورهام خیلی کارداره.هنوز ب اونجا نرسیدم ک بگم این خونه رو میخرم بی اینکه لازم باشه اون یکی رو بفروشم..

    خلاصه بگم.امروز زیر دوش ک بودم یهو این افتاد تودلم ک شروع کن وسیله های اضافی مثل بخاری اجاق گاز یخچال یدست مبلای کهنه ی چندتا فرش اضافه و… رو بزن سایت دیوار و بفروش.بلافاصله این ترس افتاد تودلم ک نکنه اونارو بفروشی و نتونی خونه رو عوض کنی و الکی الکی وسیله هاتو ازدست بدی؟

    بعد دوباره یاد یکی از داستانای کتاب4اثر از فلورانس اسکاویل شین افتادم ک میگفت ی مدتی توی امریکا خونه کم بوده و ی خانمی میاد پیشش و خلاصه ب دل اون خانمه افتاده بوده ک چندتا پتو بخره و اونم بااین ترس روبرو شده ک نکنه پتوها رو بخرم و خونه گیرم نیاد و خانم اسکاول بهش گفته بوده ک گودالهاتو حفرکن. وقتی این داستان یادم افتاد تودلم گفتم خدایا نشون دادن ایمان و اعتماد و باور بتو چقد سخته..خودت کمکم کن یادبگیرم و اجراکنم.

    بعد یساعت پیش نشسته بودم یادم افتاد ک‌من فایل امروز روزسوم رو هنوز گوش ندادم.همونموقع انگار یکی بهم گفت باور کن فایل امروز در مورد اعتماد ب خداونده.با کنجکاوی پاشدم اومدم سرگوشی و سایت رو باز کردم و دیدم بله.امروز در مورد اعتماد ب خداوند و باور حضرت ابراهیم ب خداونده.باخودم گفتم توروخدا ببین ما کجای کاریم.

    سخته استادجان.مخصوصا برای من ک پرم از ترس و ناامنی و هیچ شناختی ازخدا ندارم و نمیتونم و بلد نیستم ک اصلا چطوری باید اعتماد کنم.اصلا نمیدونم کجاها باید اعتماد کرد و کجاها حرف ذهنه.نمیدونم.همینم ک میگم افتاده بدلم ک وسایل اضافی رو بفروشمم نمیدونم الهام دله یا حرف ذهنه.واقعا نمیدونم.من خیلی راه هست ک باید برم.خیلی چیزارو نمیدونم.ازخدا میخام خودش کمکم کنه ک بهتر بشناسمش و بعد بتونم بهش اعتماد کردن رو یاد بگیرم.سپاسگذارم و دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    فاطمه حبیبی گفته:
    مدت عضویت: 986 روز

    بنام خدای عشق !

    سلام به استاد عزیز خانم شایسته عزیز و همه ی عزیزان همفرکانسیم.

    خدارا سپاس رد پای من در روز سوم.

    سپاس خدای را که هدایتم کرد به این سایت وآموزش های این سایت.

    سپاس خدای را که آشنایم کرد با شخصیت ناب استاد عزیز عباس منش.

    و سپاس خدای را که آموزه های استاد عزیزم را دل نشینم کرد که با عشق گوش بدم و عمل کنم.

    چقدر زیبا صحبت کردین درمورد داستان حضرت ابراهیم.

    من عاشق شخصیت حضرت ابراهیم هستم.

    خداوند چقدر به حضرت ابراهیم شجاهت داده و چقدر تسلیم درگاه حق بوده ابراهیم که فرزند عزیزتر از جانش را به قربانگاه برده الله‌اکبر الله اکبر

    خدایا کمکم کنم تا تسلیم درگاه تو باشم آمین.

    درپناه خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      فاطمه حبیبی گفته:
      مدت عضویت: 986 روز

      بنام خدای هدایتگرم!

      خدایا شکر!

      120

      خدایا سپاسگزارم که امروز هدایتم کردی به این کامنتی که دقیقا دوسال قبل آبان ماه گذاشته بودم، و تازه از عضویتم تقریبا نزدیک به دو ماه میشد،

      الان که هدایت شدم به این کامنت تقریبا دوسال می شود از عضویتم و من چقدر خوشحالم و سپاسگزار،

      خدایا شکرت که توی این دوسال مستمر توانستم توی این بهشت زیبا باشم و همواره رو خودم کار کنم و شخصیت بهتری از خودم بسازم،

      من توی این دوسال به لطف خدای توانا تغیرات چشمگیری داشتم تو تمام جنبه های زندگیم،

      خدارا شکر می کنم خیلی توحیدی تر شدم،

      خیلی زلال تر شدم،

      خیلی صبور تر شدم،

      خیلی از تقلا کردن و عجول بودن فاصله گرفتم و رسیدم به یه آرامشی که قابل وصف نیست با فاطمه حبیبی قبلی،

      خدارا شکر می کنم هر روز که بیشتر می گذرد من بیشتر به سمت توحید و زیبایی هدایت میشم به لطف خدای وهابم،

      خدارا شکر می کنم روابطم با اطرافیانم خیلی بهتر شده،

      خداراشکررر می کنم تو خونه و تو بیرون خیلی آرامش دارم، چون از درون آرامش دارم،

      دوسال قبل موقع که این کامنت رو گذاشتم، و تازه وارد این مسیر زیبا شده بودم، نه شغلی داشتم و نه درآمدی،

      ولی الان به لطف خدای توانایی و با استفاده ازین آموزشات بی نظیر و موندن توی این سایت و این مسیر رو ادامه دادن،توانستم وارد شغل مورد علاقه ام بشوم،

      خداراشکر می کنم توی این دوسال درآمدم از صفر به ماهی 20تا25 میلیون رسیده به صورت تکاملی، و قرار بیشتر ازین هم بشود،

      در کنارش کلی چیز های جدید یاد گرفتم کلاس رفتم بابت رشد و توسعه کسب و کارم که ان شاالله در مناسب‌ترین زمان میام و از نتایج عالیم می نویسم،..

      خدایا هزاران بار سپاسگزارم بابت همه چی!

      استاد عزیز و توحیدی من، قلبا ازتون سپاسگزارم بابت این حجم از آموزشات ناب و فوق‌العاده،

      خدارا شکر می کنم در حال حاضر رابطه ای عاطفی عالی رو تجربه می کنم که مطمئنم آرزویی خیلی هاست،

      و این رابطه ای فوق‌العاده رو با استفاه از این آموزشات ناب توانستم بسازمش،

      توحید همه چیزه،

      اینو من تکاملی دارم درک می کنم،

      من عاشق شخصیت حضرت ابراهیم هستم،

      عاشق شخصیت استاد عزیزم هستم،

      و عاشق هر انسانی که ابراهیم گونه زندگی می کند،

      عاشق آدم های شجاع و نترس هستم،

      دوست ندارم آدم های ضعیف و بزدل و مشرک رو،

      خدایا منو از جمله شجاعان قرار بده،

      خدایا هدایتم کن به سمت بهترین ها،

      خدایا هدایتم کن به سمت زیبایی ها،

      خدایا هدایتم کن به مسیر صراط المستقیم،

      خدایا هدایتم کن به راه کسانی که بر آن ها نعمت دادی،

      خدایا هزاران بار سپاسگزارم بابت همه چی!

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    Hadis nemati گفته:
    مدت عضویت: 2241 روز

    سلام

    امروز سومین روز سفر نامه م

    در مورد اعتماد به رب

    استاد قبلا گفتم من دخترم پیش پدر و مادرم

    وقتی فرستادمش خیلی برام سخت

    اونا دوسش دارن خیلی هواش دارن ولی باز دلم خیلی بی قرار بود داشت قلبم از تو دهنم میزد بیرون

    روز و شب فقط میگفتم خدایا خودت حافظش باش

    میگفتم خدایا من تسلیم تو،خودت آرومم کن که این مسئله حل بشه

    الان خیلی بهترم در ضمن این شرایط باعث شد پدر دخترم جویای حالش بشه باهاش ارتباط برقرار کنه

    دیگه ن به دخترم بی احترامی میشه ن بخودم

    با این همه اوصاف خیلی وقتا دلتنگی هام احساسم بد میکنه فقط از خدا میخوام یه روزی سه تا جوجه هام با هم داشته باشم با احساس خوب و حال خوب‌.

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    صدف صادقی گفته:
    مدت عضویت: 959 روز

    بنام خدای زیبایی ها

    سلام به همه دوستان

    روز 3 روزشمارم

    احساس خوب من و پیشروی من و اعتماد به نفس من برمیگرده به توکل و ایمانم به الله و شناخت درستش

    اینکه بدونیم خدا همیشه پشت ما هست

    اینکه بدونیم بارمون رو زمین نمی مونه

    این ها به ما قدرت میده اعتماد به نفس میده ایمان میده

    خدا خودش شرایط و افراد رو فراهم می کنه وفتی با ایمان و امید به خودش حرکت میکنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    مهدی سعیدی گفته:
    مدت عضویت: 918 روز

    سلام و عرض ادب

    حافظ می‌فرماید

    مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ

    چرا که وعده تو کردی و او ب جا آورد

    حسین بن علی علیه السلام ورژن جدید و متعالی تری از ابراهیم خلیل الله است ، به عزیزان توصیه میکنم زندگی و شخصیت ایشان را که امام سوم ما شیعیان میباشد مطالعه فرمایید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    عباس گرجی گفته:
    مدت عضویت: 1794 روز

    بنام فرمانروای جهانیان

    سلام به استاد عزیز و بانو شایسته گرامی و همه دوستان سرزمین عباس منشی

    خداروشکر میکنم که بازهم تونستم در مدار شنیدن این صحبتهای ارزشمند استاد قرار گرفتم اگه زمانی که این فایل ضبط شده بود این حرفها رو میشنیدم متوجه نمیشدم که منظور استاد چی هست و شاید در حد یه حرف قشنگ میشنیدمش.اما الان که اینها رو میشنوم درک میکنم که این حرفها کلی عمل پشتت هست و نتایج که اتفاق افتاده گویای ایمان و یقین استاد هست و الان که خودم دارم این مسیر رو تجربه میکنم متوجه میشم واقعا در شرایط سخت و ناجالب بخوای کنترل ذهن انجام بدی دردناکه ولی در

    اون زمان که وسط بازی هستی کلی مثال به ذهنم میرسه و اونها مرور میشه که اگه استاد الان در این موقیعت هست زمانی تاکسی که تنها دارایش بوده و زمانی که قصد سفر داشته و مهیا اون میشده دزدیده میشه اما بعدش میره میگیره میخوابه و نگرانش نمیشه یا حتی از این بالاتر که ابراهیم گونه عمل کرده که بچه کوچیکش رو از دست میده و میتونه از این غم با باورهای خوب گذر کنه و مثال آقای عشقیار که سه تا از فرزندانشون رو از دست میده و اون نگاه رو به پروردگار داره و روحیه خوبی رو در سن 90 سالگی داشته که میتونسته شعر بگه و کفتر بازی میکرده و اینها ایمان و اعتمادشون به رب شون هست که تونستن با مسائل در این دنیا به صلح برسن

    باز هم سپاسگذار خداوندم که تونستم این آگاهی ها رو به خودم یادآور بشم بتونم با تکرار این آگاهی های ناب خودم رو در این مسیر حفظ کنم و از شما ممنونم که این موقیعت رو فراهم کردید که من هم بتونم اینجا خودمو رشد بدم

    روز شمار تحول زندگی من

    روز سوم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    سید مهدی جزایری گفته:
    مدت عضویت: 2417 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان

    روز سوم

    من تازه روزشمار تحول زندگی رو شروع کرده ام و امروز روز سوم هست

    اتفاقا چند روز پیش عید قربان بود ، و این تقارن رو به فال نیک می گیرم .

    موضوع توحید یکی از مباحث مهم زندگی ماست که من تا پیش از آشنایی با استاد، تعریف دقیق و کاملی از آن نداشتم و فکر می کردم که توحید یعنی خدا یکی است

    به گمانم خیلی از مزدم جهان این رو قبول دارند ولی این دیدگاه کامل نیست

    بنا به گفته استاد توحید یعنی خدا اختیار تمام زندگی را به دست خودمان داده، به وسیله افکار و باورهای مان

    بعد از این همه مدت آموزش دیدن، هنوز هم نمی توانم بگم کامل این مطلب رو درک کرده ام

    از خدا می خواهم مرا و همه ما و شما را به راه راست هدایت کند، راه کسانی که به آنها نعمت داده است و نه گمراهان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    مریم کاظمی گفته:
    مدت عضویت: 713 روز

    سلام استاد و مریم خانم عزیز.

    از کودکی بشدت ترسو بودم حتی پارک میرفتم از سوار تاب و سرسره شدن هم وحشت داشتم و بارها مورد تمسخر اطرافیان قرار گرفتم بارهااااا

    از حیوانات میترسیدم الان هم میترسم. حیوانات خیلی دوست دارم ولی ازشون بشدت می ترسم.

    امروز که برای چندمین بار مجدد این فایل را گوش دادم متوجه شدم علت اینهمه ترس از بچگی تاکنون همین نداشتن اعتماد و ایمان کامل و تسلیم نبودن هست.

    هر روز هر فایلی گوش میدهم یه جورایی به خودم قول میدم به آموزه ها و آگاهی هایی که دریافت می‌کنم عمل کنم و فقط شنونده نباشم.

    از امروز قول میدم جلو ترس هایم بایستم و با تمام قدرت، خودم بخدا بسپارم و تسلیم باشم.

    دیگه از فردا هر حیوانی را دیدم خودم کنار نکشم و نترسم باید روی خودم جدی کار کنم.

    البته بارها تلاش کردم و دو فرزندم خیلی سعی کردن کمک کنن که از حیوانات نترسم ولی این فوبیا نمیگذاشت رها باشم.

    حالا ترس از حیوانات یک مورد ساده هست من ترس های بی‌شمار و نگرانی های زیادی در دل داشتم که امروز با گوش کردن به این فایل به خودم قول میدم و متعهد میشوم دیدگاهم را به صورت جدی تغییر بدهم و تسلیم درگاه خداوند متعال باشم.

    واقعا این فایل یکی از بهترین بهترین فایلهای استاد عباس منش بزرگوار است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    امیرحسین نیکدل گفته:
    مدت عضویت: 2740 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    روز سوم سفرنامه من

    خدایا حرف زیاد دارم برای گفتن و نوشتن ولی چیزی که بیشتر نیازش دارم شجاعته.

    من مدت هاست توی یکی از ترس هام گیر کردم. ترسی که بزرگترین ترس زندگیمه. و چندین روزه اون صحبت هایی از استاد رو میشنوم که درباره غلبه بر ترس هاست.مخصوصا فایلی که استاد در مورد انیمیشن گربه چکمه پوش صحبت میکنن

    چقدر من یاد خودم افتادم . من آدم ترسویی نیستم و خیلی وقت ها به الهاماتی عمل کردم که از نظر بقیه واقعا ترسناک و نشدنی بوده . و همیشه شخصیتی بودم ک دل رو به دریا میزدم و رد میشدم از ترسم

    ولی مثل همون گربه همه ما حتی شجاع ترین هامون یه جایی توسط یه ترس خیلی خیلی بزرگ خفت میشیم. ترسی که جنسش خیلی بزرگ تر از ترس های قبلیه و حس میکنیم واقعا آماده ش نیستیم . مثل همون گرگ داستان گربه چکمه پوش

    واقعا توی این فایل نمیخواستم خیلی تئوری صحبت کنم دوس داشتم بیشتر حالت نامه ب خداوند باشه که خدایا :

    بهم شجاعتی بده که بر این مرحله از ترسم غلبه کنم . من بدون تو از پسش برنمیام. من بدون تو بدجوری قفل میشم توی ترسام. دلم میخواد وقتی زمان مرگم رسید با حس افتخار بمیرم. جهنم برای من اینه که موقع مرگ همراه با ترس هام بخوام جسمم رو ترک کنم و بدم بیاد از چیزی که هستم

    جهنم برای من اینه که این پتانسیلی ک درونم گذاشتی رو نتونم شکوفا کنم. جهنم برای من اینه که وقتی مُردم ، خود متعالی منو نشونم بدن و بگن تو باید این میشدی و تمام امکانات لازم رو برات فراهم کرده بودیم

    اما میدونم بازم مث همیشه که هروقت ازت درخواست جسارت میکردم جسارتی بهم تزریق میکنی که هر مانعی جلوم کوچیک جلوه کنه و قطعا از پس این گرگ وحشی برمیام

    یاد دیالوگ آخر فیلم خاکستری با بازی لیام نیسون افتادم

    اونجایی که با گرگ آلفا رو در رو شد و فرار نکرد

    چاقوش رو چسب پیچی کرد دور دستش و زیر لب این شعر پدرش رو زمزمه کرد ، تو چشمای گرگ زل زد و آماده نبرد شد :

    یک بار دیگه در یک نبرد

    پیش به سوی بهترین مبارزه ای که به خاطر دارم

    امروز زندگی کن و بمیر

    امروز زندگی کن و بمیر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: