«اعتماد به ربّ»، پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش - صفحه 125 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    214MB
    18 دقیقه
  • فایل صوتی «اعتماد به ربّ»، پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش
    16MB
    18 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2165 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حدیث سادات حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1166 روز

    سلام به استاد عزیزم، خانم شایسته نازنین و دوستان هم فرکانسیم :)

    ردپای من از روز سوم سفرنامه

    آخ که چقدرررر آدم شجاعت پیدا می‌کنه وقتی ایمانش رو قوی می‌کنه.

    انگار یه حس درونی همش تو گوشش نجوا می‌کنه : نترررررس؛ نترس، نترس، نترس.

    به خدا که اگه ما بتونیم هر روز یکم ایمانمون رو قوی تر کنیم، به هرچی که میخوایم میرسیم. به هرچیزی که فکرش رو بکنیم.

    من هر جا تو زندگیم نترسیدم، توکل کردم، قدم برداشتم و شجاعتم رو نشون دادم، همونجا پیروز شدم؛ نتایجی گرفتم فووووق العاده و فرای تصور؛ بعضاً هیچ تلاش فیزیکی هم براشون نکرده بودم. فقط و فقط ایمانم رو نشون دادم و رها کردم و سپردم به خداوند. و خدایی که از من بیشتر به من آگاهه، از من بیشتر میخواد که من موفق بشم، از من بیشتر میخواد که من به خواسته های کوچیک و بزرگم برسم، بهم داد؛ هرچیزی که خواستم رو بهم داد.

    خدایا شکرت؛ شکرت، شکرت، شکرت‌

    خدایا هدایتمون کن بتونیم هر روز ایمانمون رو به ایمان ابراهیم نزدیک تر کنیم؛ بتونیم آروم تر بشیم، خالص تر بشیم، پاک تر بشیم، به تو نزدیک تر بشیم. کمکمون کن انقدرررر قوی بشیم که هیچی تو این جهان نترسیم‌.

    خدایا شکرت؛ شکرت که تو خدای منی و من بنده‌ی تو ام. :)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    نرگس گلی گفته:
    مدت عضویت: 2156 روز

    سلام به استادان عزیز و دوستان نازنین

    بازم مثل همیشه کانون توجه کار خودشو کرد دیشب ساعت دوازده شب تو ماشین داشتم تو مسیر به این فکر میکردم که خب حضرت ابراهیم چه فرقی با من داره اگه اون تونسته منم میتونم خدا که نگفته دیگه اخرش اونه و به اون لول برسی دیگه قطعه طبیعتا نجواهم میگف شوخیت گرفته اون پیامبره ابراهیمه ها منم شروع کردم به ناظر بودن و اونا باهم گفتوگوکردن اون میگف نه توهم میتونی مثل اون باشی مگه حضرت موسی نبود مگه خود استاد نبود اونیکی صدا میگف نه استغفرلله این حرفا چیه اما من فقط داشتم به صدای اون گوش میدادم صدایی که میگف نه میتونی توام مثل ابراهیم باشی فرق فقط در باوراتونه نه هیچچیز دیگر خیلی جالبه با همین صدا اومدم شب خونه خوابیدم کلا تو این چند وقته هی دارم میگم اگه ابراهیم تونسته منم میتونم اونم انسانه دیگه پی میشه ذهنو کنترل کرد کاری به سختو اسونیش نداشته باش مهم اینه که غیر ممکن نیست و صبح که پاشدم اومدم زدم رو نشانم دیدم این فایل شد همونجا بگم سکته نکردم دروغ نگفتم :) و گفتم بیا اینم مهر تاییدش و بعد که شما گفتین رفتم سوره ابراهیموخوندم اول تشکر کنم از شما استاد عزیز که انقد قران خوندن و درکشو یاد ما دادین که من وقتی داشتم میخوندم نمیگفتم چی میگه در حالی که قبلا اینمدلی نبود حتی یادم نمیاد یه خط رو با فارسی خونده باشم چه برسه بخوام کلشو با ترجمه بخونم و بازم مرسی از خدای مهربون که همواره داره هدایتم میکنه من پیامی که باید از این فایل میگرفتمو گرفتم واقعا از خدا میخوام که منم یکی مثل ابراهیم باشم استاد جان مرسی از این فایلای خوبی که برا میگرفتین و میگیرین دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    سارا sara گفته:
    مدت عضویت: 2050 روز

    سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته عزیزم و همه دوستان گلم

    روز شمار فصل اول روز سوم

    تسلیم خدا بودن ینی رها کردن ، سپردن به خودش ، توکل کردن ، ایمان داشتن ، احساس خوب داشتن

    بقول استاد نمی‌تونیم به همین راحتی بگیم تسلیم هستیم

    در عمل خیلی فرق داره . وقتی یه تضاد و اتفاق به ظاهر بدی میافته کنترل ذهن و نجواها فقط زمانی عملی میشه که روی باورها کار کرده باشی

    الان که این فایل رو گوش دادم و اومدم تجربمو بنویسم . دیدم تجربه ای که از گذشته دارم از اینکه تسلیم خدا نبودم توکل نداشتم ایمان نداشتم و چقدر به سختی و مشکلات برخوردم .

    ولی این مدت که با تعهد دارم روی دوره ها کار میکنم و احساسمو خوب نگه میدارم اون مدل اتفاقات بد دیگه هیچوقت واسم نیافتاده .

    هر روزمو با سپاسگذاری و ستاره قطبی شروع میکنم

    هر کاری رو که میخام همون اول صبح به خودت خدا میگم واسم خیلی خوب و راحت انجام بده . و انجام میشه .

    بارها شده که دیدم کاری که صبح نوشته بودم و اصلا فراموشش کردم انجام شده و شب سپاسگذاری کردم .

    فکر میکنم نیازی نیست که منتظر اتفاق بدی باشیم که ببینیم تسلیم خدا هستیم یا نه ؟

    همینکه کوچکترین مسائل زندگیمون رو بهش بسپاریم یواش یواش یاد میگیریم که در مسائل بزرگتر هم نیازی نیست خودمونو اذیت کنیم .

    برای اینکه تسلیم بودن رو در خودمون ایجاد کنیم از کارهای کوچک شروع کنیم . مثلا میخام برم خرید . بهش میگم خدایا من فلان چیز رو میخام خودت هدایت کن . و چقدر قشنگ و راحت انجام میشه .

    حالا اگه گذشته من بود تمام شهر تمام فروشگاهها رو میرفتم تا مطمعن بشم اون چیزی که میخام رو با قیمت مناسب و خوب خریدم .

    ولی الان نه . نه وقتمو میذارم نه انرژیمو . خیلی راحت میسپارم و هدایت میشم . بعضی وقتا خودم به خودم شک میکنم که چطور شده من که همه میگفتن سخت پسند . الان اینقدر راحت و سریع انتخاب میکنم اونم مثلا یه جنس خوب با قیمت خیلی مناسب .

    اینا نتیجه کار کردن روی باورها ست نتیجه تلاش برای احساس خوب هست نتیجه بودن در این سایت هست خدارو هزاران بار شکر بابت این سایت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    مائده انصاری گفته:
    مدت عضویت: 1608 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    امروز که این فایلو گوش میدادم تو خونه تنها بودم و حس میکنم همین هم نشونه خداوند بود که تو یه محیط اروم و پر از آرامش به این فایل هدایت بشم

    من فایل های یک و دو رو هم گوش دادم اما نمیدونم چیشد که با رسیدن به این فایل تصمیم گرفتم که بعد از مدتها با خدای خودم صحبت کنم و اونقدر منقلب شدم که حس کردم چطور این همه وقت از خدای خودم دور بودم ..

    من در طول روز با چندین نفر مکالمه میکنم اما چرا تا الان با خدای خودم حرف نمیزدم

    حس کردم خداوند منو وارد این مسیر کرده که

    من مثل همیشه دوباره به خودش برگردم که من دوباره قلبم پر از حس خوب باشه

    الان میشه گفت تو نقطه سربالایی زندگیم هستم اما مطمعن شدم که خداوند داره همراهم میاد بالا و قراره منو به قله های پر از درخشش برسونه ..

    یادگاری اول تو روز سوم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    مژگان گفته:
    مدت عضویت: 438 روز

    به نام خدایی که قادره تواناس و متعهده

    خدا رو خیلی خیلی زیاد شاکرم که امروز متعهد بودم به مسیری که شروع کردم و خیلی خیلی روز خوبی داشتم تمام توجهم به نعمت ها بود به برکت بود فایل های دانلودی زیادی رو گوش کردم حالم خیلی خوب بود و احساس میکنم درکم از خداوند خیلی بهتر شده درگیر هیجانات نیستم و مسیرم روز به روز داره روشن تر میشه اولش خیلی نمی‌تونستم باورهای محدودکنندمو تشخیص بدم اما الان متوجه پیشرفت خودم شدم مسیر برام شفاف تر شده به قول استاد شاید به این خاطره که من شفاف تر شدم این تعهد زیباترین تعهده یاد زلیخا افتادم تو فیلم حضرت یوسف که می‌گفت این در بند بودن زیباتر از هر آزادیه الهی شکرت بخاطر این حجم از آگاهی ادامه میدم ادامه میدم و ایمان دارم که کیفیت زندگی ام روز به روز بهتر و بهتر میشه فقط لازمه که به این مسیر متعهد باشم استاد که می‌گفتن وقتی که شروع به کار میکنید ذهنتون باهاتون میجنگه این روزها اینو خیلی درک میکنم مدام ذهنم افکار منفی میاره و مقاومت می‌کنه ولی من ادامه میدم ادامه میدم و به این مسیر متعهدم چون ایمان دارم که مسیر درست همینه فقط کافیه که متعهد باشم و اگر بتونم این چالش رو رد کنم و باورهای جدیدمو بسازم دیگه مسیر راحت تر میشه

    به امید اون روز

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    مریم غدیری گفته:
    مدت عضویت: 4085 روز

    سلام به خانم شایسته ی عزیز که این سفر زیبا را برایمان طراحی کردند.

    سلام به استاد عزیزمون که با ایمانشان دنیا را جای بهتری برای زندگی کردن کردند.

    و سلام به همه ی هم فرکانسی های محترم

    خداوند بی نهایت دست دارد که ما را کمک کند. این جمله محشره. ولی من خیلی زیاد ذهنم محدوده . خیلی مونده تا بتونم مثل استاد بشم. قشنگ میشینم نقشه ی راه رسیدن به هدف رو میکشم در حالیکه بارها استاد میگن تو بخواه خداوند خودش هدایتت میکنه.چرا مریم به آگاهی عمل نمیکنی؟ واقعا چرا؟ چرا دست خدا را باز نمیگذاری؟

    من کارم پیش میره ، زن و بچه هم دارم ،‌ولی توکل میکنم … وای خیلی مونده به این درجه برسم. نه من این ایمان را ندارم باید بسازمش.

    هر اتفاقی حتی از دست دادن عزیزانمون ما رو به رشد میرسونه.اگر حضرت ابراهیم توانست این حد روی خودش کار کنه ما هم میتونیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    زینب معرفی گفته:
    مدت عضویت: 2034 روز

    به نام خداوندی که هدایت گر همه ی ماست

    سلام میکنم به استاد عزیز و تمامی دوستانم

    ایمان داشتن در عمل ما نشان داده میشود و الا ایمانی که فقط در حد حرف باشد که ایمان به حساب نمی آید

    توکل کردن به خدا یعنی دلمون قرصه که اون همه جوره هوامونو داره در هر شرایطی از ما حمایت میکنه خیال مون راحته

    تسلیم بودن یعنی هر چی خدا میگه همون میشه یعنی دیگه بحث نمیکنیم و کاری که گفته شده رو انجام میدیم

    تسلیم بودن یعنی همه ی اینها را با هم داشتن

    ایمان و باور وتوکل واقعی به رب

    به خدایی که فقط خیر و خوبی را برای ما میخواد

    به خدایی که اگه یه کار نیکی انجام بدی ده برابر پاداشت میده

    ولی اگه یه خطایی مرتکب بشی به همون اندازه هم مجازات میکنه

    خدایا همیشه میخوام هدایتم کنی

    خدایا ممنونم که منو به این مسیر هدایت کردی

    خدایا کمک کن بتوانیم ایمانی واقعی و تزلزل ناپذیر داشته باشیم

    خدایا کمک کن بتوانیم در برابر هر آنچه میگویی تسلیم باشیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    مهناز اسکندری گفته:
    مدت عضویت: 2521 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و همه دوستان

    روز سوم روزشمار تحول زندگی من

    ابراهیم اونقدر تسلیم فرمان خداوند بود که حتی حاضر شد چاقو رو زیر گلوی فرزندش اسماعیل بزاره خدایا من کجای داستانم ؟ حالا نمی‌گم من همین الان به اندازه حضرت ابراهیم تسلیم باشم و می‌دونم که حضرت ابراهیم هم تکاملش رو طی کرده تا به این حد از ایمان و تسلیم بودن رسیده.

    من توی موارد خیلی کوچیک هم نمیتونم تسلیم باشم و وقتی یه تضادی بوجود میاد فوراً ذهنم بهم میگه چه جوری ؟ چطور ؟ چگونه ؟ و منو درگیر خودش میکنه و این نشون میده که باید خیلی روی خودم کار کنم و این باور ها رو در خودم ایجاد کنم:

    خداوند خیر منو میخواد

    خداوند همیشه هست و کنار منه و منو به مسیر های درست هدایت می‌کنه

    من باید باور کنم که خداوند همیشه حمایتم می‌کنه ، همیشه کمکم می‌کنه و هیچ وقت تنهام نمیزاره

    اگر من حرکت کنم خداوند به من برکت میده

    خدایا کمکم کن تا بتونم خودمو رها کنم ، خودمو به تو بسپارم ، خدایا من به هر خیری از جانب تو سخت نیازمندم .زندگی پر از آرامش و ایمان ، پر از سلامتی ، پر از نعمت و ثروت ، پر از زیبایی رو برای خودم و همه شما عزیزان می‌خوام.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    زینب رستگارمقدم گفته:
    مدت عضویت: 978 روز

    امروز 30 مرداد ماه 1404

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته

    سلام‌ دوستان گل

    این‌موضوع اعتماد به خداوند واقعا مسئله کلیدی هستش،

    من‌زمان هایی که احساس قربانی شدن و احساس گناه داشتم وقتی خداوند رو یک سیستم منظم و دقیق تصور میکردم که تمام قدرت هستی در دستان اوست و من با تغییر کانون توجهاتم میتوانم خالق احساس خوب و زندگی ام‌باشم واقعا زمین تا آسمون حالم عوض میشد و بیشتر خداوند رو درک میکردم‌درون قلبم …

    در حال حاضر با گوش دادن این فایل ، مطالب جلسه 18 دوره هم‌جهت با جریان خداوند یادم اومد،

    که صبار بودن در برابر مسائل زندگی یعنی همین که باعث رشد و تعالی شخصیت انسان میشه!

    از طرفی هم حضرت ابراهیم واقعا عاشق خداوند و تسلیم 100 درصدی درگاه رب خود بوده ،

    و به معنای واقعی صبار و شکور بودن !

    خدایا هدایتگر ما باش به مسیرهایی که خیر و صلاح خودت باشد و ما را به مسیر هایی از رشد و آگاهی و آرامش دعوت کند…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    مینا یونس نژاد گفته:
    مدت عضویت: 2720 روز

    سلام استاد عزیز مثل همیشه عالی بود

    خیلی درس داشت ، امیدوارم که بتونم روز به روز اعتماد وتوکلم رو به خدای مهربان بیشتر کنم ، توکل و اعتماد به خدا یعنی رسیدن به آرامش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: