این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/07/abasmanesh-5.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2016-09-12 09:33:282025-12-02 04:46:14«اعتماد به ربّ»، پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلااااامم به استاد و خانم شایسته و همه عزیزان دل 🌹🌹🌹🌹❤❤❤❤
راستش یکبار دیگه این فایل را دیده بودم اما در مدار دریافت آگاهی هایش نبودم ولی این بار که گوش کردم با خودم فکر کردم واقعا میشود یک نفر چاقو را بگیرد و بخواهد آگاهانه سر بچه خودش را ببرد؟!!!!
واقعا نتونستم درک کنم و حتی تصورش هم برایم سخت است. حال بماند که بیست سال قبل او را در یک بیابان بی آب و علف رها کرده باشی و از راه نرسیده بخواهی سرش را ببری
اما می بینم کسی که از نوجوانی تبر می گیرد و آن کار را با بتها میکند. یعنی تمام مقدسات جامعه ای را از بین میبرد آن هم تکوتنها و بدون هیچ پشتوانهای حتی تا جایی که پدر او هم علیه ش باشد!!!
یا زمانی که میخواهند او را درون آتشی آن هم نه آتش معمولی بلکه آتشی که می بایست با منجنیق او را پرتاب کنند میاندازند و….تنها تکیهگاهش رب است و الحق که همان رب او را از همه ی مهلکهها به سلامت عبور می دهد .
چون بارها از توکل و تکیه بر او معجزه ها دیده و چنان ایمان و اعتمادی به او دارد که تماماً خویش را تسلیم او میدارد و به سادگی چاقو بر گردن دلبند خود میگذارد و این حد بالا از اعتماد ایمان تسلیم و سرسپردگی است که تماماً در برابر امر پروردگار خویش مطیع است
رسد آدمی بجایی که بجز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت
امیدوارم که با الگو گرفتن از حضرت ابراهیم در مسیر تسلیم و بندگی سفر کنیم و این راه را بپیماییم
چقدر توحیدی بود من وقتی فایل رو گوش کردم( برای چندمین دفعه هست گوش میدم ولی اولین باره که کامنت میزارم برای اینکه رد پایی از خودم جا بزارم ) فهمیدم چقدر راه مونده که استادم برسم وچققققققدر راه مونده که به ابراهیم خلیل الله برسم یعنی میشود روزی که به اونجا برسم ؟حتما میشود اگر استادم تونسته اگر مریم جان تونسته اگر …..منم میتونم پس فقط باید روی باورهام کار کنم وبه خداوند اعتماد وتوکل کنم
خدایا کمکم کن که بتونم تسلیم امرت باشم
وقتی فکر میکنم که توی همین مدت چند ماه که دارم از فایل های استاد استفاده میکنم وتو جایی بتونم عمل میکنم کلی امیدوار میشم که چقدر تغییر کردم
وقتی به گذشته ام که خیلی زمان ازش نگذشته نگاه میکنم میبینم که چقدر زندگی شرک آلودی داشتم
ووقتی این فایل رو گوش دادم فهمیدم یکتا پرستی یعنی چه
فهمیدم ایمان وتوکل یعنی چه
خدایا الان که دارم این متن رو تایپ میکنم وقتی از ایمان وتوکل حرف میزنم اشک در چشام جمع میشه
خدایا شکرت که در این مسیر قرار گرفتم خدایا کمکم کن که بتونم مثل استاد ابراهیم خلیل الله باشم
خدایا اخه مگه میشه یه انسان اینقدر راحت زن وبچه اش رو در بیابان رها کنه این از نظر عقل ومنطق اصلا درست نیست
استاد شما هم موقعی که میخواستین به امریکاسفر کنید وهمه چیز رو ول کردین وفقط به ندای قلبتون گوش دادین کارتون کم از ابراهیم خلیل الله نبود
وقتی اون فایل هدایت الهی رو گوش کردم بی اختیار اشک میریختم ومیگفتم خدایا کمکم کن منم بتونم مث استاد باشم
میدونم هنوز تکاملم رو باید طی کنم تا بتونم کامنت زیبا بنویسم اخه من کلا دست به قلم ضعیف بود ولی تصمیم گرفتم از یه جایی شروع کنم وکم کم بتونم زیباتر بنویسم
درود فراوان و عرض ادب خدمت استاد عباس منش و عزیزان دیگر، راستش من دوسال و نیم قبل یک پسر ۱۱ ساله داشتم که وقتی پیشش نبودم و در شهر دیگری بودم به صورت ناگهانی بدون هیچگونه بیماری و مشکل قبلی از دست دادم و زندگیم هم از هم پاشیده شد و تنهای تنها شدم امروز که این متن و می نویسم پنجشنبه هست و من هر پنج شنبه بر سر مزار پسرم میرم و واقعا نمیتونم چیزی بگم از داغ فرزند من خیلی تحت تاثیر داستان حضرت ابراهیم علیه السلام قرار گرفتم و خیلی هم گریه کردم با فرمایشات استاد عزیز چرا که خودم هم داغ را تجربه کرده ام و این هدیه و امانت خداوند بود که به من عطا شده بود هیچوقت ناشکری نکردم و صبوری کردم البته که اوایل خیلی وضع روحیم بد بود و یک اتفاق که البته یک معجزه بود در یک امامزاده برای من اتفاق افتاد که وقتی با عمه و شوهرعمه خودم به زیارت امامزاده رفتیم با یک پسر اوتیسم مواجه شدم که از شهر دیگری بود اما کل داستان من را می دونست و به من میگفت دیگه گریه و زاری نکن و لباس مشکی را دیگه عوض کن و هر وقت تو در این حالت هستی و گریه میکنی روحیه من خراب میشه و خیلی حرفهای عجیبی که من اون موقع متوجه نبودم و بعد که دوباره گریه ام گرفت با شوهرعمه من صحبت کرده بود و گفته بود پسرش با من بازی میکنه و به من گفته به بابای من بگو دیگه گریه و زاری نکن و لباس مشکی خودت را عوض کن که دیگه من هم با شنیدن این صحبتها از اون حالت بیرون اومدم، حالا بعد این صحبتهایی که خدمتتون عرض کردم روی من به این مسئله هست که حضرت ابراهیم علیه السلام واقعا قهرمان توحید هست و اینجاست که میشه متوجه شد چقدر در برابر فرمان خداوند خاشع و تسلیم بوده و دومرتبه فقط در مورد فرزندش از امتحان الهی سربلند بیرون آمد، امروز بیشتر به خودم اومدم و متوجه شدم که فقط باید در برابر خداوند تسلیم بود و به خداوند توکل و اعتماد کرد، ممنونم از استاد عباس منش و گروه زحمتکش عباس منش🙏
با سلام خدمت الله ،پروردگارم و سلام خدمت استاد گرامی و تمام همراهان گرانقدر راه سعادت
امروز بارها از اول صبح که بیدار شدم انگار راه رستگاری به من الهام شد . از اول صبح فقط آیاتی که مربوط به آرامش و غمگین نبودن مومان است در ذهنم مرور میشد. با دیدن این فایل استاد دیگر مطمعن شدم برای موفقیت باید آرامش داشت . باید تسلیم بود . باید به خدا سپرد و اطمینان داشت . به قول امام علی (ع) برای اطمینان به دامان خدا چنگ بیندازید.هرکاری که به خدا سپرده بشه و با ایمان کامل و آرامش خاطر انجام بشه تهش قطعا موفقیته. امروز بیشتر از هر روز دیگه ای مطمعنم موفقیت های من روز به روز بیشتر و بزرگ تر میشوند. امروز صبح در اوج ناامیدی نیت کردم و صفحه ای از قرآن را باز کردم و از خدای خودم خواستم به من کمک کند راهم را پیدا کنم و به من این اطمینان را بدهد که با این همه اشتباهی که کردم هنوزم پشتیبانم است . اولین آیه ای که آمد گفت : به لطف و رحمت خدا امیدوار باش اگر توبه کنی … امروز توبه کردم و مطمعنم دروازه ای از نعمات خداوند به سوی من سرازیر خواهد شد.یکی از ایاتی که از صبح در ذهنم تکرار میشود آیه ای است که میگوید آنان که به خدا ایمان دارند و کار نیکو انجام میدهند ، نه از چیزی میترسند و نه غمگین میشوند… فهمیدم تا امروز خدارا اشتباه شناخته بودم … خدای من ، به تو اطمینان میکنم و با آرامش به مسیر پیش رویم ادامه میدهم و به تنها به تو توکل میکنم و منتظر دست هایت میمانم… مطمعنم تا روز آخر این دوره با قدرت یکی از موفقیت های بزرگم را برای اعضای سایت تعریف میکنم … با نیروی آرامش و توکل و اطمینان خاطر ، همه چیز را در تسلط خودم قرار میدهم و کاری میکنم خدا به داشتن بنده ای مثل من افتخار کند … یا علی (ع)
به نام خداوند وهابم، خداوند رزاق و خداوند واسع، روزی رسان بی حساب، پروردگار یکتایم
با سلام و درود به استاد عباس منش عزیز، مریم عزیز و دوستان عزیز
برای من امروز، روز سوم از “روز شمار تحول زندگی من” بود. از صبح با بهانه های مختلف دیدن فایل امروزو عقب انداختم. و الان که بهش فکر میکنم متوجه شدم در مدارش نبودم. با خودم فکر کردم خب چرا؟ چرا در مدارش نبودم؟ چون ایمانم به خداوند بسیااار ضعیفه.
اخیرا تصمیم گرفته بودم برای پیدا کردن کار مناسب به یه شهر بزرگتر سفر کنم. اما میترسیدم و این ترس چنان دنیارو برای من تیره و تار کرد که با چند بهانه مختلف از این سفر منصرف شدم.
الان میبینم که چقدر ایمانم ضعیف بوده که شیطان تونسته به راحتی با بهانه های محدود کننده منو از رسیدن به خواسته هام دور نگه داره…
از خوندن نظرات دوستان در این بخش، بسیار لذت بردم و البته انگیزه گرفتم برای اینکه تلاش بیشتر بکنم تا بر شیطان غلبه کنم و ایمان قوی تری در وجودم بسازم. آآآآه خدای مهربان و توابم کمکم کن بتونم هر لحظه به تو نزدیک تر بشم و ایمانم رو به تو خالص تر کنم. کمکم کن بتونم قدرت رو از تمام مخلوقاتت بگیرم و اجازه ندم که در من ایجاد ترس کنن چون تو تنها قدرت این جهان هستی و تو بیشتر از من مشتاق خوشبختی ام هستی. کمکم کن تسلیم تو باشم نه تسلیم شیطان ذهنم. ای وهاب!
کاملا درک کردم و متوجه شدم که هر گاه به خداوند اعتماد کردم ، نتایج حتی فراتر از انتظارم رقم خورده. یا رب یاریم کن تنها تو را عبادت کنم و تنها از تو یاری بخواهم تا مرا به راه مسقیم هدایت کنی، راه کسانی که به آنها نعمت دادی!
تسلیم حضرت ابراهیم(ع) و خلیل بودن او این سؤال را در من ایجاد کرد که خلیل بودن حضرت باعث آن درجه اعتماد به خدا و تسلیم در برابر فرمان خدا شده و مطمئنه که خدا هر چی بگه خیره و بدون کوچکترین تعللی انجام میده یا اول به خدا اعتماد کرده و تسلیم فرمان های خدا شده و همین باعث خلیل اللهی شده؟
به نظرم ابتدا با تلاش های حضرت برای پیدا کردن خدا شروع شده و با هدایت خدا ادامه پیدا کرده و در طی مسیر کم کم به خدا اعتماد کرده و دوست خدا شده و این که اول کدوم بوده اصلا مهم نیست و اینکه الان من تسلیم خدا نیستم باز هم مهم نیست مهم اینه من برای پیدا کردن خدا در درونم تلاش کنم و هر چقدر در این تلاش مصمم تر باشم با هدایت خدا به جایی می رسم که مثل حضرت ابراهیم (ع) دوست خدا باشم و تسلیم فرمان خدا باشم.
این فایل رو که گوش دادم فقط بوی تسلیم بودن و ایمان ابراهیم و رهایی رو میده استاد میگه ما هم اگر بخواهیم میتونیم به جایگاه و ایمان ایراهیم برسیم ، همان کسی که به مقام خلیل اللهی رسید کسی که توی قرآن یک شخصیت برجسته و الگوی بزرگ پیامبران و مردم جهان بوده و هست
هر مجا که خدا در قرآن بخواد مثالی از انسان کامل بزنه نام و آیین ابراهیم رو میگه
به پیامبر اسلام ، حضرت موسی میگه که پیرو آیین ابراهیم باشید که او موحد بود مشرک نبود و از تمام امتحانات ما سر بلند درآمد
واقعا این شخصیت یک ابر الگو هستش برای ایمان و تسلیم بودن
آخه کی سر بچشو ببره منطق من هنوز مسخره میکنه ، خیلی کار دارم خیلی
نکات مناز این فایل
+ ماچقدر میتونیم بچه ی شیر خواره مونو همراه مادرش وسط بیابون های بی آب و الف عربستان رها منیم اون هم حتی توی قرن امروز که هیچ دوومی نمیشه آورد چه برسه در اون زمان واقعا این شخص باور واقعی به خدا و نگهبانیش داره
+ واقعا وقتی آدم بچه دار میشیه یک حس عجیبی بین خودش و بچش هستش که نمیشه با هیچ حسی مقایسه اش کرد ولی هدف هامون رو فراموش نکنیم و به خاطر فرزندانمون له نکنیم ( خودم تردید دارم و باید خیلی رو خودم کار کنم و هنوز بچه دار نشدم باید تست کنم این حرف رو اما استاد باور دارم که توحیدش چقدر قویه و چقدر عملگراست) از خدا میخوام امتحانم کنه
+ بهترین حمایتی که میتونیم از فرزندمون بکنیم که( به بلوغ که رسید) ازش حمایت نکنیم و بذاریم روی پای خودش به ایسته البته تسلیم امر خدا هم باشیم و اون لحظه و در اون شرایط باید تصمیم گرفت
+ واقعا ابراهیم می بود که وقتی ماموریتی گرفت فرزند و همسرش رو وسط بیابون رها کرد و از خدا درخواست کرد که مردم دورشون جمع کن و نگهدارشون باشه (واقعا برای من سخته و پیامی مه الان بهم میده تسلیم امر خدا بشم و هرچی که حسم میگه عمل کنم حتی خوندن یک کتاب یا عمل به فایل یا گوش دادن فایل و یا هر کار ریزی که الان میتونم انجام بدم ) خدا تو حامیه منی پس نگهدار و رزاق منی
+ واقعا تسلیم بودن و اگموحد بودن بزرگترین الگوش حضرت ابراهیم در جهان هستش
+ واقعا تفاوت آدم ها رو همین ترس ها مشخص میکنه و کسانی که نترس هستند
+ من باور دارم که توی شهر غریبی که میرم بارم رو زمین نمیمونه حتی هیچ ایده ای ندارم ، هیچ درآمدی ندارم ، هیچ کسی رو هم ندارم ، درآمد هم ندارم میرم تو دلش و توکل میکنم به اون (خدا)
+ میرم تو دلش من ایمان دارم که این کار انجام میشه ایمان و تسلیم خدا بودن ما حمایت و هدایت میشیم
+ باید بر ترست غلبه کنی ( چیزی که از تلویزین شنیدم در حین یادداشت نکته ها )
+ من تسلیم هدا باشم برام اتفاق های خوب بوجود میاد احساس خوب بوجود میاد کمکم کن خدایا عاشقتم
+ اگر ابراهیم میتونه تلاش کنه ، منم میتونم ما تردیدی نداریم که میتونیم
+ ترس هامون رو بریزیم و ایمان داشته باشیم مورد حمایت خدا قرار میگیریم ، با دست هایی که کمکم میکنه که عقلمون هم نمیرسه
و در آخر واقعا استاد خیلی مورد تاثیر قرار گرفتم و واقعا نشانه ی اینه که خدا میگه علی تسلیم تر باش و رها تا راه رو برات بازش کنم چقدر این نکات من رو مورد تاثیر قرار داد و اهرم رنج و لذت برام درست میکنه و بهم برمیخوره شاید دارم اشتباه میکنم و دارم عجله میکنم و باید تو احساس خوب باشم
از خدا میخوام کمکم کنه در زمان مناسب و مکان مناسب حرکت فیزیکی کنم و از همین الان هودمو به خدا میسپارم بیشتر از قبل خدایا من تسلیم میشم ولی کمک کن از این ذهن استدلال گر خلاص بشم خدایا من از میخوام امشب شب قدر هستش دعا میکنم برای خودم که راه صراط ( شاه راه) مستقیم رو بهم بگه منو با خدش یکی کنه و ارتباطم باهاش دوچندان بشه و الهامات رو خیلی بیشتر و واضح تر احساس کنم خدایا تسلیمتم و سزاوار تغییر میخوام تغییر کنم اما درست و بجا نه بیجا و جو گیرانه و نه بی حرکت و تنبل ،من راه رو میخوام و حرکت خدا
من خواستمو دوبار نوشتم هم تو دفتر هم تایپ تو سایت. تسلیم تو ام
راستشو بخواید حال و احساس خوبی رو قبل اینکه فایل و کامنتهای روز سوم ببینم وبخونم، تجربه نمیکردم.
ولی نمیدونم البته میدونم که هروقت میام سمت سایت استاد عباسمنش حال واحساس کاملا تغییر میکنه.
البته این تجربه رو قبلآ ها هم برای تغییر حال و احساسم با چیزها و روشهای دیگه هم تجربه کردم ولی همگی به بن بست رسوندن منو.
وازخدای خودم میخوام منو به راه راست و درست هدایت کنه که دیگه اینجا انتهاش واسم به بن بست رسیدن نباشه و آزادی و رهایی رو تو این مسیر و تواین سایت و این شخص دوستداشتنی (استادعباسمنش) تجربه کنم و به رویاهام وآرزوهام و ازهمه مهمتر حال و احساس فوقالعاده عالی رو وجدید رو تجربه کنم.
قبل ازاینکه روز سوم تحول زندگی رو شروع کنم با ی تضاد روبرو شدم و طبق گفته های استاد سعی کردم بهش توجه نکنم و بیخیال ازکنارش رد شدم وبه خیال خودم هم که تونسته بودم اینکارو بکنم، ولی بعداز چنددقیقه ای احساسم خیلی بد شد و همش داشتم فکرمیکردم نکنه مریض شدم که انقد حال و احساسم بد شده.
ولی وقتی ریز شدم دیدم این احساسم هنوز بخاطر اون تضاد که بد شده وفهمیدم که نتونستم درونی وقلباً ازاون تضاد بگذرم یا به نفع خودم استفاده کنم.
امیدوارم که بتونم اگه با تضادی روبرو میشم، ازش برای بهبود اوضاع و شرایطم استفاده کنم واجازه ندم حال و احساسمو خراب وبد کنه وازش بعنوان اهرمی برای رسیدن به خواسته هام استفاده کنم.
خدایا ازت درخواست میکنم کمکم کنی تا تسلیم تو که تنها فرمانروای عالم هستی، هستی رو به اجرا بزارم و ازت درخواست میکنم به اندازه ظرفیتم تضادی سرراهم قرار بگیره یا اصلا تضادی قرار نگیره🥰🥰یا اگه گرفت، بتونم ازش بعنوان اهرم برای رسیدن به خواسته هام استفاده کنم
استاد عباس منش بی نظیر از خدا برات بهترین هارو درخواست میکنم تا بتونی هر روز و هروز خودتو به تعالی برسونی و هم کمک کنی انسانهای بیشتر از هرقوم ونژاد و مملکتی رو ازبند اسارت نفسشون نجات بدی البته اگه خودشون بخوان.
خانم شایسته مهربون امیدوارم همیشه سرحال و سر زنده وسلامت ببینمت که تلاش زیادی برای بهبود سایت انجام میدی.
اینم از روز سوم تحول زندگی من
امیدوارم بعداز این دوره 3 ماهه انسان بهتری از همه جهات شده باشم
امروز پنجشنبه 30/02/1400
ساعت 18:01 تهران خیابان دولت روبروی دفتر محل کارم💞🤩
اینکه حضرت ابراهیم چطور دلش اومد همسرش رو وسط بیایون ول کنه بره درصورتی که خانواده های ما تا 40 روز کناز مادر و بچه میمونن که وقت جن و پری اذیتشون نکنه ، جنیان بچه رو با بچه
خودشون عوض نکنن ، و به قول خودشون چلشون بریزه …
کلی تو روز 10 و روز 40 با شعر و دعا مادر و بچه رو غسل میدن و عین خیالشون نیست که دارن شرک میگن …
کلی هم نماز اول وقتی و قران میخونن …
خندم میگیره ک این ایمان رو دارن …
خندم میگیره که جن و پری که خدا اونارو رام کرده و به دستور خدا هستن رو بزرگ میکنن و قدرت رو میدن دست اونا …
خندم میگیره ک فکر نمیکنن …
به مادرم گفتم مگ هاجر زن حضرت ابراهیم زن نبود ک پیامبر ولش کرد رفت مگ اون خدارو نداشت ؟
چرا حضرت اسمائیل جنی نشد ؟
چرا برا مادر و فرزند اتفاقی نیوفتاد ؟
میگه چون خدارو داشتن !
بعد میگم چرا بچه های آمریکایی ها جنی نشدن و خیلی هم سرحال و شادن میگه اونا کافرن و خدا اونارو رها کرده و کاری بهشون نداره !
چرااااااااااااااااااااااااااا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا یکم فکر نمیکینیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بعد حرف بزنیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا هرچیزیکه خوبه رو برا خودمون میخواییم و بی ایمانی خودمون رو نمیبینیم ؟؟؟؟؟؟
حالا بریم سراغ گوگل چیست تا یکم اطلاعات بیشتر در باره ایمان پیدا کنیم تا خودمم بهتر بفهمم معنی ایمان رو …
بالاخره تحقیق باید کرد …
ایمان چیست ؟؟؟؟؟؟؟
ایمان یه باور قلبه که به زندگیمون جهت و مسیر درست رو نشون میده و حتی درست زندگی کردن که نقش مهمی داره برای ارزش گذاری برای اندیشیدن برای عملکردهامون …
ایمان قدم اول به مسیر بندگیه …
حالا نقش ایمان چیه ؟
ایمان، گرایش قلبی و وابستگی فکری و اعتقادی و روحی بهیک موجود برتر، به یک آفریدگار توانا، به یک مکتب نجات بخش، به یک زندگی دیگرپس از این دنیا (معاد)،به یک کتاب مقدّس که از سوی خدا
نازل شده است (قرآن)، به پیامبرانی که سفیرانِ الهی برای هدایت بشرند، به وحی و ما وراء الطبیعه و… است.
اینها و برخی امور دیگر، «متعلّقات ایمان»اند، یعنی اینها را باید قبول داشت و در پی این پذیرش و باور،عمل کرد.
به تعبیر قرآن، پیامبران الهی مأمور بودند تا بذر این ایمان را در دلهای مردم بکارند و زندگیها را در سایه ایمان، از صفا و معنویت و پاکی و عدالت برخوردار سازند.
مردم هم، اغلب عقلشان در چشمشان بود. چون بهدیدهها و شنیدهها و محسوسات، بیشتر مأنوس بودند، پذیرشِ «خدای نادیدنی» و «فرشتگانِ نامرئی» و «جهان آخرت» برایشان دشوار بود. از این
رو گاهی سرسختی و لجاجت نشان میدادند و «خدای یکتا» باورشان نمیشد و به «زندگی پس از مرگ»، کافر میشدند و به پیامبران، نسبتهای ناروا میدادند.
پیامبر اسلام فرموده است:
«ایمان، اعتراف زبانی، شناخت و پذیرش قلبی و عمل با اعضا و جوارح است».
این تعریف از ایمان، ریشه در قرآن کریم دارد.
در قرآن هم، درباره ایمان، روی دو جنبه «باور قلبی» و «عمل» بسیار تأکید شده است.وقتی قرآن میخوانید، بارها و بارها بهتعبیر «آمَنوا وَ عَمِلوا الصّالحات» برمیخورید؛ یعنی ایمان در کنار
عملِ خوب و شایسته است. اگر ایمان را یک نهال و درخت بدانیم، «عمل» میوه و ثمره آن است. آیا شما میتوانید قبول کنید که کسی بهخدا، قیامت، بهشت وجهنم، وحی، قرآن، پیامبران و فرشتگان،
ایمان و عقیده داشته باشد، ولی رفتارش مثل آدمهای غیر معتقد به خدا و قیامت باشد؟
ایمان باید از «دل» به «اعضا» سرایت کند و از «درون» به «بیرون» جاری شود و باور درونی در عمل خارجی انسان اثر داشته باشد، وگرنه چه ایمانی؟
بعضی از ایمانها سطحی و تقلیدی و متعصّبانه است؛ برخی هم عمیق و براساس شناخت و تفکّر و بصیرت. بههمین دلیل میگوییم دو نوع ایمان داریم: یکی «ایمانِ مستقرّ» و دیگری «ایمانِ
مستودع».
«ایمان مستقرّ» مثل درختی کهنسال، ریشهدار و استوار است و به این زودیها از بین نمیرود و مؤمن، با شنیدن شبههها، بهشک نمیافتد. امّا «ایمان مستودع» حالتی شبیه خانه اجارهای و اشیای
عاریهای دارد، همیشگی واستوار نیست؛ زود زایل میشود و رنگ میبازد و چون براساس منطق و برهان نیست، با کمترین آسیب از بین میرود، یا حدّ اقل از تأثیر گذاری در زندگی شخص، باز
میماند.
به چه چیزهایی باید ایمان داشت؟
در آغاز، اشارهای به متعلّقات ایمان کردیم، ولی گذرا بود. اینک کمی با تأمّل بیشتر به این مسأله مینگریم، آن هم براساس آیات قرآن. قرآن، هم صفات مؤمنان را بیان میکند، هم تکلیف و وظیفه
صاحبان ایمان را، هم نشانههای زندگی همراه با ایمان را، هم این را که به چه چیز باید «ایمان» داشت.
همه شما میدانید که گام نخستِ مسلمان بودن، ایمان به خداوند است، به عنوان آفریدگار و مدبّر جهان و روزی دهنده موجودات و هدایتگر همه هستی و انسانها. ولی علاوه برایمان بهخدا، به امور
دیگری هم باید عقیده داشت، از قبیل:
«ایمان به آخرت» (حیات جاویدان پس از مرگ، در سایه عمل دنیوی)؛
«ایمان به ملائکه» (موجوداتی که در همه هستی پخشند و مطیع و مجری فرمان پروردگارند)؛
«ایمان به کتب آسمانی» (مجموعه پیامهای خدا برای سعادت بشر که توسّط وحی برپیامبران نازل میشود)؛
«ایمان به پیامبران» (افراد برگزیده از سوی خدا و فرستاده شده به سوی مردم)؛
«پیامبر اسلام» (بهعنوان آخرین سفیر الهی و برترین پیامبران)؛
«قرآن» (آخرین و کاملترین کتاب آسمانی)؛
«آیات خدا» (چه سخنان خدا در قرآن کریم، چه نشانههای وجود خدا در جهان).
گاهی در بیان ایمان، به مهمترین رکن مسلمانی اشاره میشود، یعنی ایمان به «مبدأ» و «معاد».
نکات یاد شده، در برخی از آیات قرآن آمده است، از جمله در این آیه: «کُل آمَنَ باللّهِ ومَلائکتِهِ وَکُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ»1. در آیه دیگری، کسانی را که به خدا، فرشتگان، کتب آسمانی، فرستادگان الهی و روز
به فرموده قرآن، مؤمنان خدا را باور دارند، مطیع فرمان اویند، از قیامت بیمناکند، توکّلشان برخداست،از گناهان پرهیز میکنند، پیوسته در پیانجام اعمال صالحند، اهل تقوا و ایثارند، در راه خدا
انفاق خالصانه میکنند، نام خدا دلهایشان را آرام میکند، با نماز و عبادت به خدا نزدیک میشوند، به مژدهها و وعدههای الهی امیدوارند، در راه خدا با دشمنان میجنگند، کفّار ر به سرپرستی خود
نمیگیرند، امر به معروف و نهی از منکر میکنند، جانشان را در راه دین فدا میکنند، دوستدار خدا و رسولند، اگر خطا و گناه کنند توبه و استغفار میکنند، راستگو و درست کردارند، به پدر و مادر
خویش نیکی میکنند، در قیامت شادمانند، به عهدی که با خدا بستهاند وفادارند و… خیلی صفات و ویژگیهای دیگر، که در این مختصر نمیگنجد.
ایمان، مؤمن، مؤمنون، آمَنوا، یؤمنون، از واژههایی هستند که فراوان در قرآن کریم به کار رفتهاند.
شما خودتان میتوانید به کمک کشف الآیات یا فهرستهای موضوعی قرآن، آیات مربوط به ایمان را مطالعه کنید. یک دنیا مطلب خوب و خواندنی در «کتاب خدا»ست، کتابی که بهترین کتابهاست.
پانوشتها:
1 بقره (2)، آیه 285.
2 نساء (4)، آیه 136.
قرآن را فراموش نکنیم و با آن بیشتر مأنوس باشیم.
بریم کتاب خدا رو بخونیم اگه دوست داریم زندگی بهتر داشته باشیم …
بریم مطالعه کنیم درمورد زندگی پیامبر ها و زنانشون …
اول از همه سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان بعد به دوستانی که اینجا کامنت میزارن و زحمت میکشن تا چراغی باشند برای هدایت بیشتر ما. استاد عزیزم واقعا تا حالا اینگونه به حضرت ابراهیم فکر نکرده بودم چون تا حالا از دید یک مادر نگاه نکردم موضوع رو و این کار حضرت ابراهیم فقط،یک ایمان و یک اتصال به منبع صددرصد رو میخواد که ما باید تا اخر عمر روی این موضوع اعتماد به خدا روی خودمون کار کنیم چون شامل تمام بخشهای زندگی همه تصمیمها هم صحبتهامون همه رفتارهامون خلاصه هم جزییات زندگی به نگرش و اعتماد ما به خدا و مشرک نبودن برمیگرده .بزارین یه خاطره از اعتمادم به خداوند بگم یک روز توی خیابون راه میرفتم یه نفر ازم تقاضای کمک کرد من فقط بیست هزارتومن روی اون کارتم پول بود هرچند روی کارتهای دیگه هم زیاد نداشتم ولی در یک لحظه به خدا گفتم خدایا بیا یه کاری کنیم من این پول رو میدم برای کمک به این بنده خدا تو هم قول دادی هر کس که در راه خدا انفاق کنه تو هزار برابر بهش میدی من همه بیست هزار روی کارتم رو بخشیدم و در کمال ناباوری دو روز بعد مبلغ هفت میلیون تومان از جایی که اصلا فکرش هم نمیکردم یعنی عقل جن هم نمیرسید پول نقد بهم داده شد و من بودم که فقط،حیران و متحیر از لطف و بخشندگی خداوند که اشک میریختم .ولی اون لحظه که با خدا حرف زدم توی خیابون قشنگ انگار داشتم با یه دوستم حرف میزدم توی دلم که گفتم این کارو برام بکن و بهش اعتماد داشتم که برام میکنه .خدایا شکرت که این موقع شب میشینم باهات حرف میزنم باهات عشق میکنم و فقط منتظرم شب بشه بچه هام بخوابن و بیام باهات حرف بزنم چقدر لذت بخشه خدای مهربونم .شکرت میکنم به خاطر گوش دادن به این فایل اینکه این مطالب رو بهم میگی .
سلااااامم به استاد و خانم شایسته و همه عزیزان دل 🌹🌹🌹🌹❤❤❤❤
راستش یکبار دیگه این فایل را دیده بودم اما در مدار دریافت آگاهی هایش نبودم ولی این بار که گوش کردم با خودم فکر کردم واقعا میشود یک نفر چاقو را بگیرد و بخواهد آگاهانه سر بچه خودش را ببرد؟!!!!
واقعا نتونستم درک کنم و حتی تصورش هم برایم سخت است. حال بماند که بیست سال قبل او را در یک بیابان بی آب و علف رها کرده باشی و از راه نرسیده بخواهی سرش را ببری
اما می بینم کسی که از نوجوانی تبر می گیرد و آن کار را با بتها میکند. یعنی تمام مقدسات جامعه ای را از بین میبرد آن هم تکوتنها و بدون هیچ پشتوانهای حتی تا جایی که پدر او هم علیه ش باشد!!!
یا زمانی که میخواهند او را درون آتشی آن هم نه آتش معمولی بلکه آتشی که می بایست با منجنیق او را پرتاب کنند میاندازند و….تنها تکیهگاهش رب است و الحق که همان رب او را از همه ی مهلکهها به سلامت عبور می دهد .
چون بارها از توکل و تکیه بر او معجزه ها دیده و چنان ایمان و اعتمادی به او دارد که تماماً خویش را تسلیم او میدارد و به سادگی چاقو بر گردن دلبند خود میگذارد و این حد بالا از اعتماد ایمان تسلیم و سرسپردگی است که تماماً در برابر امر پروردگار خویش مطیع است
رسد آدمی بجایی که بجز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت
امیدوارم که با الگو گرفتن از حضرت ابراهیم در مسیر تسلیم و بندگی سفر کنیم و این راه را بپیماییم
با سپاس فراوان🙏😘
به نام رب العالمین
سلام به استاد عزیزم وبانو مریم نازنینم
چقدر این فایل احساس خوبی بهم داد
چقدر توحیدی بود من وقتی فایل رو گوش کردم( برای چندمین دفعه هست گوش میدم ولی اولین باره که کامنت میزارم برای اینکه رد پایی از خودم جا بزارم ) فهمیدم چقدر راه مونده که استادم برسم وچققققققدر راه مونده که به ابراهیم خلیل الله برسم یعنی میشود روزی که به اونجا برسم ؟حتما میشود اگر استادم تونسته اگر مریم جان تونسته اگر …..منم میتونم پس فقط باید روی باورهام کار کنم وبه خداوند اعتماد وتوکل کنم
خدایا کمکم کن که بتونم تسلیم امرت باشم
وقتی فکر میکنم که توی همین مدت چند ماه که دارم از فایل های استاد استفاده میکنم وتو جایی بتونم عمل میکنم کلی امیدوار میشم که چقدر تغییر کردم
وقتی به گذشته ام که خیلی زمان ازش نگذشته نگاه میکنم میبینم که چقدر زندگی شرک آلودی داشتم
ووقتی این فایل رو گوش دادم فهمیدم یکتا پرستی یعنی چه
فهمیدم ایمان وتوکل یعنی چه
خدایا الان که دارم این متن رو تایپ میکنم وقتی از ایمان وتوکل حرف میزنم اشک در چشام جمع میشه
خدایا شکرت که در این مسیر قرار گرفتم خدایا کمکم کن که بتونم مثل استاد ابراهیم خلیل الله باشم
خدایا اخه مگه میشه یه انسان اینقدر راحت زن وبچه اش رو در بیابان رها کنه این از نظر عقل ومنطق اصلا درست نیست
استاد شما هم موقعی که میخواستین به امریکاسفر کنید وهمه چیز رو ول کردین وفقط به ندای قلبتون گوش دادین کارتون کم از ابراهیم خلیل الله نبود
وقتی اون فایل هدایت الهی رو گوش کردم بی اختیار اشک میریختم ومیگفتم خدایا کمکم کن منم بتونم مث استاد باشم
میدونم هنوز تکاملم رو باید طی کنم تا بتونم کامنت زیبا بنویسم اخه من کلا دست به قلم ضعیف بود ولی تصمیم گرفتم از یه جایی شروع کنم وکم کم بتونم زیباتر بنویسم
شادو سلامت و پیروز باشید در پناه الله یکتا
درود فراوان و عرض ادب خدمت استاد عباس منش و عزیزان دیگر، راستش من دوسال و نیم قبل یک پسر ۱۱ ساله داشتم که وقتی پیشش نبودم و در شهر دیگری بودم به صورت ناگهانی بدون هیچگونه بیماری و مشکل قبلی از دست دادم و زندگیم هم از هم پاشیده شد و تنهای تنها شدم امروز که این متن و می نویسم پنجشنبه هست و من هر پنج شنبه بر سر مزار پسرم میرم و واقعا نمیتونم چیزی بگم از داغ فرزند من خیلی تحت تاثیر داستان حضرت ابراهیم علیه السلام قرار گرفتم و خیلی هم گریه کردم با فرمایشات استاد عزیز چرا که خودم هم داغ را تجربه کرده ام و این هدیه و امانت خداوند بود که به من عطا شده بود هیچوقت ناشکری نکردم و صبوری کردم البته که اوایل خیلی وضع روحیم بد بود و یک اتفاق که البته یک معجزه بود در یک امامزاده برای من اتفاق افتاد که وقتی با عمه و شوهرعمه خودم به زیارت امامزاده رفتیم با یک پسر اوتیسم مواجه شدم که از شهر دیگری بود اما کل داستان من را می دونست و به من میگفت دیگه گریه و زاری نکن و لباس مشکی را دیگه عوض کن و هر وقت تو در این حالت هستی و گریه میکنی روحیه من خراب میشه و خیلی حرفهای عجیبی که من اون موقع متوجه نبودم و بعد که دوباره گریه ام گرفت با شوهرعمه من صحبت کرده بود و گفته بود پسرش با من بازی میکنه و به من گفته به بابای من بگو دیگه گریه و زاری نکن و لباس مشکی خودت را عوض کن که دیگه من هم با شنیدن این صحبتها از اون حالت بیرون اومدم، حالا بعد این صحبتهایی که خدمتتون عرض کردم روی من به این مسئله هست که حضرت ابراهیم علیه السلام واقعا قهرمان توحید هست و اینجاست که میشه متوجه شد چقدر در برابر فرمان خداوند خاشع و تسلیم بوده و دومرتبه فقط در مورد فرزندش از امتحان الهی سربلند بیرون آمد، امروز بیشتر به خودم اومدم و متوجه شدم که فقط باید در برابر خداوند تسلیم بود و به خداوند توکل و اعتماد کرد، ممنونم از استاد عباس منش و گروه زحمتکش عباس منش🙏
با سلام خدمت الله ،پروردگارم و سلام خدمت استاد گرامی و تمام همراهان گرانقدر راه سعادت
امروز بارها از اول صبح که بیدار شدم انگار راه رستگاری به من الهام شد . از اول صبح فقط آیاتی که مربوط به آرامش و غمگین نبودن مومان است در ذهنم مرور میشد. با دیدن این فایل استاد دیگر مطمعن شدم برای موفقیت باید آرامش داشت . باید تسلیم بود . باید به خدا سپرد و اطمینان داشت . به قول امام علی (ع) برای اطمینان به دامان خدا چنگ بیندازید.هرکاری که به خدا سپرده بشه و با ایمان کامل و آرامش خاطر انجام بشه تهش قطعا موفقیته. امروز بیشتر از هر روز دیگه ای مطمعنم موفقیت های من روز به روز بیشتر و بزرگ تر میشوند. امروز صبح در اوج ناامیدی نیت کردم و صفحه ای از قرآن را باز کردم و از خدای خودم خواستم به من کمک کند راهم را پیدا کنم و به من این اطمینان را بدهد که با این همه اشتباهی که کردم هنوزم پشتیبانم است . اولین آیه ای که آمد گفت : به لطف و رحمت خدا امیدوار باش اگر توبه کنی … امروز توبه کردم و مطمعنم دروازه ای از نعمات خداوند به سوی من سرازیر خواهد شد.یکی از ایاتی که از صبح در ذهنم تکرار میشود آیه ای است که میگوید آنان که به خدا ایمان دارند و کار نیکو انجام میدهند ، نه از چیزی میترسند و نه غمگین میشوند… فهمیدم تا امروز خدارا اشتباه شناخته بودم … خدای من ، به تو اطمینان میکنم و با آرامش به مسیر پیش رویم ادامه میدهم و به تنها به تو توکل میکنم و منتظر دست هایت میمانم… مطمعنم تا روز آخر این دوره با قدرت یکی از موفقیت های بزرگم را برای اعضای سایت تعریف میکنم … با نیروی آرامش و توکل و اطمینان خاطر ، همه چیز را در تسلط خودم قرار میدهم و کاری میکنم خدا به داشتن بنده ای مثل من افتخار کند … یا علی (ع)
به نام خداوند وهابم، خداوند رزاق و خداوند واسع، روزی رسان بی حساب، پروردگار یکتایم
با سلام و درود به استاد عباس منش عزیز، مریم عزیز و دوستان عزیز
برای من امروز، روز سوم از “روز شمار تحول زندگی من” بود. از صبح با بهانه های مختلف دیدن فایل امروزو عقب انداختم. و الان که بهش فکر میکنم متوجه شدم در مدارش نبودم. با خودم فکر کردم خب چرا؟ چرا در مدارش نبودم؟ چون ایمانم به خداوند بسیااار ضعیفه.
اخیرا تصمیم گرفته بودم برای پیدا کردن کار مناسب به یه شهر بزرگتر سفر کنم. اما میترسیدم و این ترس چنان دنیارو برای من تیره و تار کرد که با چند بهانه مختلف از این سفر منصرف شدم.
الان میبینم که چقدر ایمانم ضعیف بوده که شیطان تونسته به راحتی با بهانه های محدود کننده منو از رسیدن به خواسته هام دور نگه داره…
از خوندن نظرات دوستان در این بخش، بسیار لذت بردم و البته انگیزه گرفتم برای اینکه تلاش بیشتر بکنم تا بر شیطان غلبه کنم و ایمان قوی تری در وجودم بسازم. آآآآه خدای مهربان و توابم کمکم کن بتونم هر لحظه به تو نزدیک تر بشم و ایمانم رو به تو خالص تر کنم. کمکم کن بتونم قدرت رو از تمام مخلوقاتت بگیرم و اجازه ندم که در من ایجاد ترس کنن چون تو تنها قدرت این جهان هستی و تو بیشتر از من مشتاق خوشبختی ام هستی. کمکم کن تسلیم تو باشم نه تسلیم شیطان ذهنم. ای وهاب!
کاملا درک کردم و متوجه شدم که هر گاه به خداوند اعتماد کردم ، نتایج حتی فراتر از انتظارم رقم خورده. یا رب یاریم کن تنها تو را عبادت کنم و تنها از تو یاری بخواهم تا مرا به راه مسقیم هدایت کنی، راه کسانی که به آنها نعمت دادی!
با سپاس فراوان از استاد عزیز و مریم عزیز
و سپاس از دوستان خوبم بخاطر نظرات عالی
شاد، سلامت، ثروتمند باشید
خدایا بی نهایت شکرت به خاطر این سایت بی نظیر
تسلیم حضرت ابراهیم(ع) و خلیل بودن او این سؤال را در من ایجاد کرد که خلیل بودن حضرت باعث آن درجه اعتماد به خدا و تسلیم در برابر فرمان خدا شده و مطمئنه که خدا هر چی بگه خیره و بدون کوچکترین تعللی انجام میده یا اول به خدا اعتماد کرده و تسلیم فرمان های خدا شده و همین باعث خلیل اللهی شده؟
به نظرم ابتدا با تلاش های حضرت برای پیدا کردن خدا شروع شده و با هدایت خدا ادامه پیدا کرده و در طی مسیر کم کم به خدا اعتماد کرده و دوست خدا شده و این که اول کدوم بوده اصلا مهم نیست و اینکه الان من تسلیم خدا نیستم باز هم مهم نیست مهم اینه من برای پیدا کردن خدا در درونم تلاش کنم و هر چقدر در این تلاش مصمم تر باشم با هدایت خدا به جایی می رسم که مثل حضرت ابراهیم (ع) دوست خدا باشم و تسلیم فرمان خدا باشم.
مؤید باشید
به نام خالق هدایتگرم
روز سوم سفرنامه ام
برگ سوم
۱۴۰۰/۲/۱۳
این فایل رو که گوش دادم فقط بوی تسلیم بودن و ایمان ابراهیم و رهایی رو میده استاد میگه ما هم اگر بخواهیم میتونیم به جایگاه و ایمان ایراهیم برسیم ، همان کسی که به مقام خلیل اللهی رسید کسی که توی قرآن یک شخصیت برجسته و الگوی بزرگ پیامبران و مردم جهان بوده و هست
هر مجا که خدا در قرآن بخواد مثالی از انسان کامل بزنه نام و آیین ابراهیم رو میگه
به پیامبر اسلام ، حضرت موسی میگه که پیرو آیین ابراهیم باشید که او موحد بود مشرک نبود و از تمام امتحانات ما سر بلند درآمد
واقعا این شخصیت یک ابر الگو هستش برای ایمان و تسلیم بودن
آخه کی سر بچشو ببره منطق من هنوز مسخره میکنه ، خیلی کار دارم خیلی
نکات مناز این فایل
+ ماچقدر میتونیم بچه ی شیر خواره مونو همراه مادرش وسط بیابون های بی آب و الف عربستان رها منیم اون هم حتی توی قرن امروز که هیچ دوومی نمیشه آورد چه برسه در اون زمان واقعا این شخص باور واقعی به خدا و نگهبانیش داره
+ واقعا وقتی آدم بچه دار میشیه یک حس عجیبی بین خودش و بچش هستش که نمیشه با هیچ حسی مقایسه اش کرد ولی هدف هامون رو فراموش نکنیم و به خاطر فرزندانمون له نکنیم ( خودم تردید دارم و باید خیلی رو خودم کار کنم و هنوز بچه دار نشدم باید تست کنم این حرف رو اما استاد باور دارم که توحیدش چقدر قویه و چقدر عملگراست) از خدا میخوام امتحانم کنه
+ بهترین حمایتی که میتونیم از فرزندمون بکنیم که( به بلوغ که رسید) ازش حمایت نکنیم و بذاریم روی پای خودش به ایسته البته تسلیم امر خدا هم باشیم و اون لحظه و در اون شرایط باید تصمیم گرفت
+ واقعا ابراهیم می بود که وقتی ماموریتی گرفت فرزند و همسرش رو وسط بیابون رها کرد و از خدا درخواست کرد که مردم دورشون جمع کن و نگهدارشون باشه (واقعا برای من سخته و پیامی مه الان بهم میده تسلیم امر خدا بشم و هرچی که حسم میگه عمل کنم حتی خوندن یک کتاب یا عمل به فایل یا گوش دادن فایل و یا هر کار ریزی که الان میتونم انجام بدم ) خدا تو حامیه منی پس نگهدار و رزاق منی
+ واقعا تسلیم بودن و اگموحد بودن بزرگترین الگوش حضرت ابراهیم در جهان هستش
+ واقعا تفاوت آدم ها رو همین ترس ها مشخص میکنه و کسانی که نترس هستند
+ من باور دارم که توی شهر غریبی که میرم بارم رو زمین نمیمونه حتی هیچ ایده ای ندارم ، هیچ درآمدی ندارم ، هیچ کسی رو هم ندارم ، درآمد هم ندارم میرم تو دلش و توکل میکنم به اون (خدا)
+ میرم تو دلش من ایمان دارم که این کار انجام میشه ایمان و تسلیم خدا بودن ما حمایت و هدایت میشیم
+ تسلیم باشم که همیشه خدا هست . نشانه ی احساس خوب هستش
+ باید بر ترست غلبه کنی ( چیزی که از تلویزین شنیدم در حین یادداشت نکته ها )
+ من تسلیم هدا باشم برام اتفاق های خوب بوجود میاد احساس خوب بوجود میاد کمکم کن خدایا عاشقتم
+ اگر ابراهیم میتونه تلاش کنه ، منم میتونم ما تردیدی نداریم که میتونیم
+ ترس هامون رو بریزیم و ایمان داشته باشیم مورد حمایت خدا قرار میگیریم ، با دست هایی که کمکم میکنه که عقلمون هم نمیرسه
و در آخر واقعا استاد خیلی مورد تاثیر قرار گرفتم و واقعا نشانه ی اینه که خدا میگه علی تسلیم تر باش و رها تا راه رو برات بازش کنم چقدر این نکات من رو مورد تاثیر قرار داد و اهرم رنج و لذت برام درست میکنه و بهم برمیخوره شاید دارم اشتباه میکنم و دارم عجله میکنم و باید تو احساس خوب باشم
از خدا میخوام کمکم کنه در زمان مناسب و مکان مناسب حرکت فیزیکی کنم و از همین الان هودمو به خدا میسپارم بیشتر از قبل خدایا من تسلیم میشم ولی کمک کن از این ذهن استدلال گر خلاص بشم خدایا من از میخوام امشب شب قدر هستش دعا میکنم برای خودم که راه صراط ( شاه راه) مستقیم رو بهم بگه منو با خدش یکی کنه و ارتباطم باهاش دوچندان بشه و الهامات رو خیلی بیشتر و واضح تر احساس کنم خدایا تسلیمتم و سزاوار تغییر میخوام تغییر کنم اما درست و بجا نه بیجا و جو گیرانه و نه بی حرکت و تنبل ،من راه رو میخوام و حرکت خدا
من خواستمو دوبار نوشتم هم تو دفتر هم تایپ تو سایت. تسلیم تو ام
استاد عزیزم و مریم جان ازتون ممنونم
برگ سوم
۱۴۰۰/۲/۱۳
۲۳:۵۵
علی وزیری وصال
خدایا سلام. استاد عباسمنش عزیز سلام
خانم شایسته مهربون و بزرگوار سلام
راستشو بخواید حال و احساس خوبی رو قبل اینکه فایل و کامنتهای روز سوم ببینم وبخونم، تجربه نمیکردم.
ولی نمیدونم البته میدونم که هروقت میام سمت سایت استاد عباسمنش حال واحساس کاملا تغییر میکنه.
البته این تجربه رو قبلآ ها هم برای تغییر حال و احساسم با چیزها و روشهای دیگه هم تجربه کردم ولی همگی به بن بست رسوندن منو.
وازخدای خودم میخوام منو به راه راست و درست هدایت کنه که دیگه اینجا انتهاش واسم به بن بست رسیدن نباشه و آزادی و رهایی رو تو این مسیر و تواین سایت و این شخص دوستداشتنی (استادعباسمنش) تجربه کنم و به رویاهام وآرزوهام و ازهمه مهمتر حال و احساس فوقالعاده عالی رو وجدید رو تجربه کنم.
قبل ازاینکه روز سوم تحول زندگی رو شروع کنم با ی تضاد روبرو شدم و طبق گفته های استاد سعی کردم بهش توجه نکنم و بیخیال ازکنارش رد شدم وبه خیال خودم هم که تونسته بودم اینکارو بکنم، ولی بعداز چنددقیقه ای احساسم خیلی بد شد و همش داشتم فکرمیکردم نکنه مریض شدم که انقد حال و احساسم بد شده.
ولی وقتی ریز شدم دیدم این احساسم هنوز بخاطر اون تضاد که بد شده وفهمیدم که نتونستم درونی وقلباً ازاون تضاد بگذرم یا به نفع خودم استفاده کنم.
امیدوارم که بتونم اگه با تضادی روبرو میشم، ازش برای بهبود اوضاع و شرایطم استفاده کنم واجازه ندم حال و احساسمو خراب وبد کنه وازش بعنوان اهرمی برای رسیدن به خواسته هام استفاده کنم.
خدایا ازت درخواست میکنم کمکم کنی تا تسلیم تو که تنها فرمانروای عالم هستی، هستی رو به اجرا بزارم و ازت درخواست میکنم به اندازه ظرفیتم تضادی سرراهم قرار بگیره یا اصلا تضادی قرار نگیره🥰🥰یا اگه گرفت، بتونم ازش بعنوان اهرم برای رسیدن به خواسته هام استفاده کنم
استاد عباس منش بی نظیر از خدا برات بهترین هارو درخواست میکنم تا بتونی هر روز و هروز خودتو به تعالی برسونی و هم کمک کنی انسانهای بیشتر از هرقوم ونژاد و مملکتی رو ازبند اسارت نفسشون نجات بدی البته اگه خودشون بخوان.
خانم شایسته مهربون امیدوارم همیشه سرحال و سر زنده وسلامت ببینمت که تلاش زیادی برای بهبود سایت انجام میدی.
اینم از روز سوم تحول زندگی من
امیدوارم بعداز این دوره 3 ماهه انسان بهتری از همه جهات شده باشم
امروز پنجشنبه 30/02/1400
ساعت 18:01 تهران خیابان دولت روبروی دفتر محل کارم💞🤩
سلامی دوباره به خانواده صمیمی استاد عباسمنش …
روز سوم از سفر نامه و باز هم گذاشتن رد پا …
7 مهر 1400 فرزندم به دنیا اومد …
الان حتی بخاطر کلاس زبانم نمیتونم پیش کسی بزارمش برم کلاس چون فکرم پیششه …
حتی موقعی که میخوام برم دکتر یا آزمایش بدم فکرم پیششه که یوقت گریه نکنه بخاطر گشنگی …
چون وقتی بغض میکنه دلم ریش ریش میشه …
شبایی ک نمیخوابه و بهونه میگیره و گریه میکنه منم دلم میخواد گریه کنم ک اون گریه نکنه …
خیلی سخته …
شاید اگه مادر نمیشدم نمیتونستم درک کنم مادر هارو …
نمیتونستم این همه نگرانی هاشونو بفهمم …
الان ک مادر شدم واقعا سخته …
ایمان…
یکم درکش برام سخته …
با باورهایی که از خانوادم گرفتم میگم …
اینکه حضرت ابراهیم چطور دلش اومد همسرش رو وسط بیایون ول کنه بره درصورتی که خانواده های ما تا 40 روز کناز مادر و بچه میمونن که وقت جن و پری اذیتشون نکنه ، جنیان بچه رو با بچه
خودشون عوض نکنن ، و به قول خودشون چلشون بریزه …
کلی تو روز 10 و روز 40 با شعر و دعا مادر و بچه رو غسل میدن و عین خیالشون نیست که دارن شرک میگن …
کلی هم نماز اول وقتی و قران میخونن …
خندم میگیره ک این ایمان رو دارن …
خندم میگیره که جن و پری که خدا اونارو رام کرده و به دستور خدا هستن رو بزرگ میکنن و قدرت رو میدن دست اونا …
خندم میگیره ک فکر نمیکنن …
به مادرم گفتم مگ هاجر زن حضرت ابراهیم زن نبود ک پیامبر ولش کرد رفت مگ اون خدارو نداشت ؟
چرا حضرت اسمائیل جنی نشد ؟
چرا برا مادر و فرزند اتفاقی نیوفتاد ؟
میگه چون خدارو داشتن !
بعد میگم چرا بچه های آمریکایی ها جنی نشدن و خیلی هم سرحال و شادن میگه اونا کافرن و خدا اونارو رها کرده و کاری بهشون نداره !
چرااااااااااااااااااااااااااا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا یکم فکر نمیکینیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بعد حرف بزنیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا هرچیزیکه خوبه رو برا خودمون میخواییم و بی ایمانی خودمون رو نمیبینیم ؟؟؟؟؟؟
حالا بریم سراغ گوگل چیست تا یکم اطلاعات بیشتر در باره ایمان پیدا کنیم تا خودمم بهتر بفهمم معنی ایمان رو …
بالاخره تحقیق باید کرد …
ایمان چیست ؟؟؟؟؟؟؟
ایمان یه باور قلبه که به زندگیمون جهت و مسیر درست رو نشون میده و حتی درست زندگی کردن که نقش مهمی داره برای ارزش گذاری برای اندیشیدن برای عملکردهامون …
ایمان قدم اول به مسیر بندگیه …
حالا نقش ایمان چیه ؟
ایمان، گرایش قلبی و وابستگی فکری و اعتقادی و روحی بهیک موجود برتر، به یک آفریدگار توانا، به یک مکتب نجات بخش، به یک زندگی دیگرپس از این دنیا (معاد)،به یک کتاب مقدّس که از سوی خدا
نازل شده است (قرآن)، به پیامبرانی که سفیرانِ الهی برای هدایت بشرند، به وحی و ما وراء الطبیعه و… است.
اینها و برخی امور دیگر، «متعلّقات ایمان»اند، یعنی اینها را باید قبول داشت و در پی این پذیرش و باور،عمل کرد.
به تعبیر قرآن، پیامبران الهی مأمور بودند تا بذر این ایمان را در دلهای مردم بکارند و زندگیها را در سایه ایمان، از صفا و معنویت و پاکی و عدالت برخوردار سازند.
مردم هم، اغلب عقلشان در چشمشان بود. چون بهدیدهها و شنیدهها و محسوسات، بیشتر مأنوس بودند، پذیرشِ «خدای نادیدنی» و «فرشتگانِ نامرئی» و «جهان آخرت» برایشان دشوار بود. از این
رو گاهی سرسختی و لجاجت نشان میدادند و «خدای یکتا» باورشان نمیشد و به «زندگی پس از مرگ»، کافر میشدند و به پیامبران، نسبتهای ناروا میدادند.
پیامبر اسلام فرموده است:
«ایمان، اعتراف زبانی، شناخت و پذیرش قلبی و عمل با اعضا و جوارح است».
این تعریف از ایمان، ریشه در قرآن کریم دارد.
در قرآن هم، درباره ایمان، روی دو جنبه «باور قلبی» و «عمل» بسیار تأکید شده است.وقتی قرآن میخوانید، بارها و بارها بهتعبیر «آمَنوا وَ عَمِلوا الصّالحات» برمیخورید؛ یعنی ایمان در کنار
عملِ خوب و شایسته است. اگر ایمان را یک نهال و درخت بدانیم، «عمل» میوه و ثمره آن است. آیا شما میتوانید قبول کنید که کسی بهخدا، قیامت، بهشت وجهنم، وحی، قرآن، پیامبران و فرشتگان،
ایمان و عقیده داشته باشد، ولی رفتارش مثل آدمهای غیر معتقد به خدا و قیامت باشد؟
ایمان باید از «دل» به «اعضا» سرایت کند و از «درون» به «بیرون» جاری شود و باور درونی در عمل خارجی انسان اثر داشته باشد، وگرنه چه ایمانی؟
بعضی از ایمانها سطحی و تقلیدی و متعصّبانه است؛ برخی هم عمیق و براساس شناخت و تفکّر و بصیرت. بههمین دلیل میگوییم دو نوع ایمان داریم: یکی «ایمانِ مستقرّ» و دیگری «ایمانِ
مستودع».
«ایمان مستقرّ» مثل درختی کهنسال، ریشهدار و استوار است و به این زودیها از بین نمیرود و مؤمن، با شنیدن شبههها، بهشک نمیافتد. امّا «ایمان مستودع» حالتی شبیه خانه اجارهای و اشیای
عاریهای دارد، همیشگی واستوار نیست؛ زود زایل میشود و رنگ میبازد و چون براساس منطق و برهان نیست، با کمترین آسیب از بین میرود، یا حدّ اقل از تأثیر گذاری در زندگی شخص، باز
میماند.
به چه چیزهایی باید ایمان داشت؟
در آغاز، اشارهای به متعلّقات ایمان کردیم، ولی گذرا بود. اینک کمی با تأمّل بیشتر به این مسأله مینگریم، آن هم براساس آیات قرآن. قرآن، هم صفات مؤمنان را بیان میکند، هم تکلیف و وظیفه
صاحبان ایمان را، هم نشانههای زندگی همراه با ایمان را، هم این را که به چه چیز باید «ایمان» داشت.
همه شما میدانید که گام نخستِ مسلمان بودن، ایمان به خداوند است، به عنوان آفریدگار و مدبّر جهان و روزی دهنده موجودات و هدایتگر همه هستی و انسانها. ولی علاوه برایمان بهخدا، به امور
دیگری هم باید عقیده داشت، از قبیل:
«ایمان به آخرت» (حیات جاویدان پس از مرگ، در سایه عمل دنیوی)؛
«ایمان به ملائکه» (موجوداتی که در همه هستی پخشند و مطیع و مجری فرمان پروردگارند)؛
«ایمان به کتب آسمانی» (مجموعه پیامهای خدا برای سعادت بشر که توسّط وحی برپیامبران نازل میشود)؛
«ایمان به پیامبران» (افراد برگزیده از سوی خدا و فرستاده شده به سوی مردم)؛
«پیامبر اسلام» (بهعنوان آخرین سفیر الهی و برترین پیامبران)؛
«قرآن» (آخرین و کاملترین کتاب آسمانی)؛
«آیات خدا» (چه سخنان خدا در قرآن کریم، چه نشانههای وجود خدا در جهان).
گاهی در بیان ایمان، به مهمترین رکن مسلمانی اشاره میشود، یعنی ایمان به «مبدأ» و «معاد».
نکات یاد شده، در برخی از آیات قرآن آمده است، از جمله در این آیه: «کُل آمَنَ باللّهِ ومَلائکتِهِ وَکُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ»1. در آیه دیگری، کسانی را که به خدا، فرشتگان، کتب آسمانی، فرستادگان الهی و روز
قیامت کفر میورزند، گمراه شمرده است: «وَمَنْ یکفُرْ بِاللّهِ ومَلائکتهِ وَکُتُبهِ وَرُسُلِهِ وَالْیوْمِ الآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعیداً»2.
راستی، مؤمن کیست؟
به فرموده قرآن، مؤمنان خدا را باور دارند، مطیع فرمان اویند، از قیامت بیمناکند، توکّلشان برخداست،از گناهان پرهیز میکنند، پیوسته در پیانجام اعمال صالحند، اهل تقوا و ایثارند، در راه خدا
انفاق خالصانه میکنند، نام خدا دلهایشان را آرام میکند، با نماز و عبادت به خدا نزدیک میشوند، به مژدهها و وعدههای الهی امیدوارند، در راه خدا با دشمنان میجنگند، کفّار ر به سرپرستی خود
نمیگیرند، امر به معروف و نهی از منکر میکنند، جانشان را در راه دین فدا میکنند، دوستدار خدا و رسولند، اگر خطا و گناه کنند توبه و استغفار میکنند، راستگو و درست کردارند، به پدر و مادر
خویش نیکی میکنند، در قیامت شادمانند، به عهدی که با خدا بستهاند وفادارند و… خیلی صفات و ویژگیهای دیگر، که در این مختصر نمیگنجد.
ایمان، مؤمن، مؤمنون، آمَنوا، یؤمنون، از واژههایی هستند که فراوان در قرآن کریم به کار رفتهاند.
شما خودتان میتوانید به کمک کشف الآیات یا فهرستهای موضوعی قرآن، آیات مربوط به ایمان را مطالعه کنید. یک دنیا مطلب خوب و خواندنی در «کتاب خدا»ست، کتابی که بهترین کتابهاست.
پانوشتها:
1 بقره (2)، آیه 285.
2 نساء (4)، آیه 136.
قرآن را فراموش نکنیم و با آن بیشتر مأنوس باشیم.
بریم کتاب خدا رو بخونیم اگه دوست داریم زندگی بهتر داشته باشیم …
بریم مطالعه کنیم درمورد زندگی پیامبر ها و زنانشون …
امااااااااااااااا ….
با دید غیر مذهبی ….
بدون تعصب …
با فکر …
با مکث کردن و سرچ کردن لغات یا جمله ها …
در آخر هم تشکر میکنم از گوگل که هست …
برای اینکه تو وقتم ، زمان هام کمکم میکنه …
مرسی که هستی گوگل …
مرسی که هستین …
اول از همه سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان بعد به دوستانی که اینجا کامنت میزارن و زحمت میکشن تا چراغی باشند برای هدایت بیشتر ما. استاد عزیزم واقعا تا حالا اینگونه به حضرت ابراهیم فکر نکرده بودم چون تا حالا از دید یک مادر نگاه نکردم موضوع رو و این کار حضرت ابراهیم فقط،یک ایمان و یک اتصال به منبع صددرصد رو میخواد که ما باید تا اخر عمر روی این موضوع اعتماد به خدا روی خودمون کار کنیم چون شامل تمام بخشهای زندگی همه تصمیمها هم صحبتهامون همه رفتارهامون خلاصه هم جزییات زندگی به نگرش و اعتماد ما به خدا و مشرک نبودن برمیگرده .بزارین یه خاطره از اعتمادم به خداوند بگم یک روز توی خیابون راه میرفتم یه نفر ازم تقاضای کمک کرد من فقط بیست هزارتومن روی اون کارتم پول بود هرچند روی کارتهای دیگه هم زیاد نداشتم ولی در یک لحظه به خدا گفتم خدایا بیا یه کاری کنیم من این پول رو میدم برای کمک به این بنده خدا تو هم قول دادی هر کس که در راه خدا انفاق کنه تو هزار برابر بهش میدی من همه بیست هزار روی کارتم رو بخشیدم و در کمال ناباوری دو روز بعد مبلغ هفت میلیون تومان از جایی که اصلا فکرش هم نمیکردم یعنی عقل جن هم نمیرسید پول نقد بهم داده شد و من بودم که فقط،حیران و متحیر از لطف و بخشندگی خداوند که اشک میریختم .ولی اون لحظه که با خدا حرف زدم توی خیابون قشنگ انگار داشتم با یه دوستم حرف میزدم توی دلم که گفتم این کارو برام بکن و بهش اعتماد داشتم که برام میکنه .خدایا شکرت که این موقع شب میشینم باهات حرف میزنم باهات عشق میکنم و فقط منتظرم شب بشه بچه هام بخوابن و بیام باهات حرف بزنم چقدر لذت بخشه خدای مهربونم .شکرت میکنم به خاطر گوش دادن به این فایل اینکه این مطالب رو بهم میگی .