جهان مانند آینه عمل می کند


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این فایل فقط در قالب نسخه صوتی است.


این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.

این فایل صوتی ارزشمند، یکی از بنیادین‌ترین اصول حاکم بر جهان هستی و رمز اصلی دستیابی به خوشبختی و موفقیت پایدار را آشکار می‌سازد: قدرت «کانون توجه» در خلق اتفاقات زندگی.

برخلاف تصور رایج که صرفاً «فکر کردن» را عامل تحول می‌داند، استاد عباس‌منش با دقت و صراحت تبیین می‌کنند که این توجه ما است که در هر لحظه، با ارسال فرکانس‌های خاص به جهان، واقعیت فردای ما را خلق می‌کند. زندگی ما نه با آرزوهای صرف، بلکه با ماهیت آن چیزی که دائماً کانون توجه ما قرار گرفته، شکل می‌گیرد.

زندگی ما را «توجه» ما به هر چیز، گسترش می‌دهد. این اصل، قلب تمام آموزه‌های استاد است. هر آنچه ما با فکر کردن، صحبت کردن، دیدن، یا نوشتن به آن توجه می‌کنیم، ماهیت آن را در زندگی خود افزایش می‌دهیم. این توجه، فرکانسی است که به جهان ارسال می‌شود و جهان، شرایط و اتفاقات هم‌جنس با آن فرکانس را به ما بازمی‌گرداند.

  • اگر توجه ما بر نکات منفی، گلایه، شکایت، و بدبختی باشد، حتی اگر آن توجه به یک موضوع خاص محدود شود (مثلاً یک خرابی کوچک در ماشین)، ماهیت و اساس منفی آن موضوع در آینده در قالب اتفاقات ناراحت‌کننده و مشکل‌ساز بیشتری به زندگی ما دعوت می‌شود.
  • اگر آگاهانه تمرکز خود را بر نعمت‌ها، زیبایی‌ها، داشته‌ها، سلامت، امید، و موقعیت‌های خوب بگذاریم، جریان مثبت و اتفاقات عالی را با سرعتی باورنکردنی به سمت خود جذب خواهیم کرد. نکتۀ حیاتی این است که این انتخاب، کاملاً آگاهانه و تحت کنترل ماست.

تمرکز بر نکات مثبت، بهترین شیوه برای بهره برداری از قدرت کانون توجه است. توجه به نکات مثبت یک نوع بی‌خبری یا سر کردن زیر برف نیست؛ بلکه یک انتخاب فرکانسی هوشمندانه است برای خلق آگاهانه زندگی. استاد با استفاده از تجربیات شخصی خود بیان می‌کنند که چطور با تغییر کانون توجه از یک فرد شدیداً منفی‌نگر به کسی که تمرکزش بر زیبایی‌هاست، حجم اتفاقات ناخواسته در زندگی‌شان از ۱ به ۱۰۰ یا ۱ به ۱۰۰۰ هم کمتر شده است. این تغییر در کانون توجه، نه تنها نگرش به مشکلات موجود را تغییر می‌دهد، بلکه اساساً از وقوع مشکلات بزرگ جلوگیری می‌کند.

تصمیم آگاهانه برای «روزه گرفتن توجه»:‌

استاد توصیه می‌کنند که در باب کانون توجه، مثل یک روزه‌دار عمل کنیم. همان‌طور که روزه، کلام و نگاه ما را پاک نگه می‌دارد، باید پیوسته مراقب باشیم که بر نکات مثبت هر موضوع یا اتفاق، تمرکز کنیم. حتی در شرایطی که به ظاهر ناملایمات زیاد است، همیشه نکات مثبتی برای سپاسگزاری وجود دارد که توجه به آن‌ها، مسیر فرکانسی ما را به سوی بهتر شدن تغییر می‌دهد. در بدترین شرایط زندگی‌تان نیز، هنوز نکاتی هست که اگر نبود، اوضاع بدتر می‌شد؛ به آن‌ها توجه کنید!

اهمیت احساس خوب به عنوان شاخص و قطب‌نما:

یکی از مهم‌ترین و کاربردی‌ترین درس‌های این فایل، شناسایی احساس به عنوان یک مکانیزم بازخورد از سمت جهان است برای اینکه در حال جذب چه جنسی از تجربه ها به زندگی خود هستید.

  • اگر احساستان خوب است، بدانید که تمرکزتان بر روی چیزهایی است که می‌خواهید و در مسیر درست آفرینش آگاهانه قرار دارید.
  • اگر احساستان بد است (قلب گرفته و غمگین)، این نشانۀ واضحی از این است که توجه شما بر روی ناخواسته‌ها و نکات منفی بوده است و بدین واسطه، اتفاقات نامناسب را به زندگی‌تان دعوت کرده‌اید. احساس بد، پیغامی الهی است که نشان می‌دهد از مسیر حقیقت و زیبایی دور شده‌اید. با درک این موضوع، می‌توانیم در کسری از ثانیه کانون توجه را تغییر دهیم.

ارتباط مستقیم تمرکز منفی با سلامت جسم: استاد عباس‌منش تأکید می‌کنند که جسم ما یک بازتابگر بسیار سریع و دقیق از فرکانس‌های ماست. به محض اینکه تمرکز بر روی نکات منفی، مشکلات و ناراحتی‌ها قرار می‌گیرد، جسم فوراً واکنش نشان می‌دهد: درد معده، سردرد، گلودرد، سرفه یا بیماری‌های جسمی خفیف. این‌ها همه پیغام‌هایی از طرف خداوند هستند که به ما هشدار می‌دهند از مسیر سعادت دور شده‌ایم.

توجه به این نشانه‌ها و تغییر فوری کانون توجه، نه تنها در حوزه سلامت، بلکه در تمام جنبه‌های زندگی، ما را به بهشت دنیوی رهنمون می‌سازد. ما خودمان داریم تمام شرایط مالی، جسمی و ارتباطی خود را رقم می‌زنیم. جهان هستی مانند یک آینۀ مطلق عمل می‌کند که فرکانس را دریافت و دقیقاً همان را بدون تغییر، به صورت شرایط و اتفاقات هم‌جنس، به ما بازمی‌گرداند. با تمرکز آگاهانه بر روی نکات مثبت، با قدرت می‌توانید بهشت را در همین دنیا تجربه کنید. اگر می‌خواهید اتفاقات خوب در زندگی شما گسترش یابد، در مورد همان اتفاقات خوب صحبت کنید، بنویسید و توجه خود را بیش از پیش بر آن‌ها متمرکز سازید. این قوانین، سنت‌های بدون تغییر خداوند هستند که به راحتی قابل درک و استفاده‌اند.

این اصل بنیادین، به صورت مفصل در دوره قانون آفرینش آموزش داده شده است.


نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2363 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «angel» در این صفحه: 1
  1. -
    angel گفته:
    مدت عضویت: 1489 روز

    خدایا شکرت

    استاد عزیزم واقعا ازتون ممنونمم . چقدر خوشحالم که به این مسیر هدایت شدم واقعا از بین این همه ادم چند نفر سعادت اینو دارن که به این مسیر و به این سایت هدایت بشن؟ گاهی اوقات فکر میکنم خدا چرا منو به این مسیر هدایت کرده ؟ مگه من چه فرقی با دیگران دارم ؟

    چرا بقیه کسایی که اطرافمن انقدر با من فرق دارن چرا اونا هدایت نشدن؟چجوری از خدا تشکر کنم به خاطر اینکه منو اورد تو این مسیر ؟؟؟

    من تقریبا دوساله که بااموزه های شما اشنا هستم ولی اونقدر پیگیر نبودم در حدی که هفته ماهی بیام یه فایل گوش کنم و برم . اونجور که باید باور نمیکردم. ذهنم هنوز مقاومت داشت که اصل و اساس خوشبختی همین قوانینه انقدر همه چیز ساده بود که ذهنم نمیتونست قبول کنه .

    همش دنبال یه چیز عجیب تر بودم . گذشت و بعد از اینکه کلی بلا سرم اومد دوهفته پیش گفتم من باید به این حرفا عمل کنم این تنها راه نجات زندگیمه .

    باز نمیدونستم چجوری شروع کنم مثلا باید یه جمله رو چند بار تکرار کنم تا باور درست بشه هنوز گمراه بودم که دیدم بابا خیلیییی ساده تر از ایناست.

    برای شروع راه کافیه فقط احساسمو خوب کنم . استاد شما هزاران بار تو فایلا گفته بودید که اصل احساس خوب=اتفاقات خوب . با اینکه هزاراااان بار اینو شنیدم تازه درکش کردم انگار که میشنیدم ولی نمیفهمیدم .

    دقیقا از هفته قبل پنج شنبه شروع کردم به امتحان کردن همین موضوع .

    تمام کاری کردم این بود که تلاش میکردم احساسم خوب بشه حالم خوب باشه. باز سوالم این بود که چطوری حالم خوب بشه و بعد رسیدم به جواب که باید ورودی هاتو کنترل کنی .

    تنها کاری که میکردم همین بود میومدم فایلارو میدیدم اگه قبلا هفته ای یه بار میدیدم تو این یه هفته روزی چند تا میدیدم سعی میکردم اگاهانه حالم خوب باشه . خیلیم موفق نبودم خیلیییی جاها از دستم در رفت تو این یه هفته اخبار دیدم یا نتونستم حالمو خوب کنم ولی باز به طور کلی نسبت به قبل وقتایی که میتونستم با تغییر زاویه دید احساسمو کنترل کنم بیشتر شد.

    تو این یه هفته اتفاقایی برام افتاد که میموندم اتفاقای خوب روزایی که بیشتر مراقب بودم بیشتر اتفاقای خوب میفتاد نه اینکه بخوام بگم من دارم مثبت نگاه میکنما نه واقعااا اتفاقای جدید افتادد اتفاقای خیلی خوب و تا حالا هدایت رو تجربه نکرده بودم اصلا معنی هدایتو نمیدونستم هنوزم خیلی خوب نمیدونم ولی هر لحظه هدایت میشدم به فایلی که اون لحظه لازم بود بشنومش.

    اتفاقی که امروز برام افتاد اینه که داشتم فایل روز سوم سفرنامه رو گوش میدادم که شما از خدا حرف زدید گفتم چی میشه منم تجربه کنم اون عشق خدایی که بقیه بچه ها کامنت میزارن اون عشق نابی که بقیه تجربش میکنن حس نزدیکی به خدا منم همونو میخوام و به این فکر میکردم چقدر خوب میشه تجربش کنمم همون لحظه این سوالم اومد تو ذهنم که چجوری میشه تجربش کنم و چه باوری باید بسازم که بتونم عشق خدا رو تجربه کنم؟ هدایت شدم به این نوشته که( اگه میخوای به خدا نزدیک بشی و عشقشو تجربه کنی تنها کاری که باید انجام بدی اینه توجه کنی به زیباییا نکات مثبت و سپاسگذاری کنی ) بعدش دیوانه شدممم نمیدونم اسم این حس چیه ولی یه حس عجیبی داشتم حس اینکه خدا با منه نزدیکمه صدامو میشنوه میتونم بهش اعتماد کنم و حس خوب شدیدی تو من شکل گرفت و نیم ساعت بی وقفه اشکام میرخت از حس خوب تا حالا اینجوری برام پیش نیومده بود که این همه گریه کنم از حس نزدیکی به خدای عزیزم . من قبلنم این خواسته رو داشتم که دوس دارم به خدا نزدیک باشم اما انگار اون موقع تو مدارش نبودم الان مدارم رفته بالاتر و میتونم این قشنگیا رو تجربه کنم . بعد یه چیزی تو ذهنم گفتش که برو از خونه بیرون قدم بزن ( اینو بگم که من با تنهایی بیرون رفتن حتی یه مسیر کوتاه خیلی مشکل دارم و اضطراب شدید میگیرم و اینا)

    انگار که حس کردم این طرف خداس که به این ترس بزرگم غلبه کنم و دیگه خیلی فکر نکردم منی که نیم ساعت طول میکشید تصمیم بگیرم برم بیرون یا نرم تو 5 دقه حاضر شدم و رفتم .

    و هندزفری گذاشتم تو گوشم با اینکه همیشه دلم میخواست این کارو بکنم ولی هیچ وقت نمیکردم(به خاطر عزت نفس و ترس از قضاوت شدن و اینا ) و شروع کردم به پیاده روی کردم گفتم خدا اون بیرونه خدا مراقبمه و اتفاقی نمیفته خدا هوامو داره . باورتون نمیشه که من موقع قدم زدن تو خیابون خیلی نگرانی داشتم خیلی اضطراب داشتم اون لحظه انقدر ارومم بودم که حس اینو داشتم انگار دارم تو خونه خودم قدم میزنممم این یکی از ترسای بزرگم بود تا جایی که همیشه باید مسیرای دور یکی همرام میومد تنها نمیرفتم. امروز نزدیک یک ساعت پیاده میرفتم بدون نگرانی بدون اضطراب و واقعااا حالم خوب بوددد . خدایا شکرتتت

    وقتی ادم نتیجه میگیره دیدن نتیجه هاش باعث میشه بیشتر ایمان بیاره و بیشتر به این مسیر عشق تعهد داشته باشه .

    به کسایی که مثل خودم اول راهن میگم که اگه کامنتو دارید میخونید کافیه فقط احساستونو خوب کنید فقط یه ذره ‌.

    احساس خوب = اتفاقات خوب

    به همین قانون ساده عمل کنید تا ببینید که چجوری مات و مبهوت میمونید از قشنگ شدن زندگیتون ‌. خداروشکر واقعا زندگی ارزشمنده خدایا شکرت که این فرصتو داریم که زندگی کنیم خدایا شکرت به خاطر امروز به خاطر این لحظه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: