جهان مانند آینه عمل می کند - صفحه 204 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2363 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ساناز آریازاده گفته:
    مدت عضویت: 2415 روز

    سلام استاد عزیزم مریم جانم و همه دوستان هم فرکانسم…

    بریم واسه اتفاقات خوب امروز…

    صبح از خواب بلند شدم عجب برف خوشگلی اومده بود بی نهایت زیبا الهی شکرتتتت…

    خیلی راحت ماشین اومد و رسیدم سر کار…

    کارها راحت و عالی انجام شد…از پیجم بازخوردهای خیلی خوبی گرفتم..توجه ویژه ی استادم که دیگه نور علی نور….فرستادن یه آهنگ فوق العاده از یه دوست خوب کل روزمو ساخت…عالی بود عااالی آهنگش…غلبه بر یکی از ترسام…خواب فوق العاده خوب و عااالی …یه ناهار خیلی خوشمزه….بابام برام یه پک قهوه عالی گرفته بود…مورد توجه قرار گرفتن پیجم…دیدن یه آشنا که خوشحالم کرد تازه کرایمم حساب کرد 😉😉😉

    و کلییی اتفاقات عالی…مهمتر از همه حال خوبم از اون حال هایی که دوست داری بری بترکونی واسه اهدافت…الهی شکرت…امروز کمی هم بیراهه رفت افکارم اما فردا باید بهتر بشم چیزی نباید به راحتی حالمو بگیره….الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    آفرین روان پاک گفته:
    مدت عضویت: 2707 روز

    به نام رب غفور رحیمم

    سلام استاد عزیزم

    سلام مریم جانم

    سلام همه خانواده هم فرکانسی من

    جهان مثل آیینه است و چی واضح تر از این که هر لحظه حواسمون به دوتا چیز باشه

    احساسمون ببینیم خوبه یا بده؟!

    و کانون توجهمون که به خواسته است یا ناخواسته !

    و خب حجت بر ما تمام شده وقتی بهترین راه برای کنترل این دوتا سپاسگزاریه

    و نتیجه ؟

    نزدیکترین فرکانس به ربه

    ببیییین

    نزدیکترین فرکانس یعنی حالت خوبه! گرفتی چی شد آفرین؟

    دیگه وارد جزییات نمیشم

    خب قرار شد برگ امروز سفرنامه ام از نکات مثبت امروزم باشه

    اینکه صبح خوشحال و با عشق بیدار شدم. با لبخندهای همسرم.

    و اولی چیزی که دیدیم این بود که سابسکرایب های پیجش به 999 رسیده بود.

    با عشق صبحونه درست کردم و امروز نیمروم خیلی خوشگل شده بود.

    چایی خیلی خوش طعم شده بود.

    تا قبل صبحونه هم سابسکرایب ها 1000تا شد و اولین تیک رو گرفتیم.

    صبحونمون رو با عشق خوردیم.

    هم من و هم علی برای ادامه روزمون هدف داشتیم.

    تمام طول روز حال دلم خوب بود.

    آگاهی هایی که تو این سه روز به دست آوردم مدام تو ذهنم بود. از همون لحظه ای که بیدار شدم.

    بارون قشنگی می بارید. زیر بارون رفتم حیاط و به گلدون های مامان رسیدم.

    گل شب بوی مامان رو با تمام وجود بو کردم و لذت بردم.

    زیر بارون راه رفتم و به آسمون ابری نگاه کردم.

    علی حواسش بهم بود که سردم نشه که جوراب نپوشیدم رفتم بیرون.

    ناهار ماهی و باقالی خورشت درست کردم با سیر ترشی کلی کیف کردیم.

    بازی ی قول دوقولم خیلی پیشرفت کرده و کلی به هماهنگی دست و مغزم هم کمک می کنه.

    یک بار دیگه به توانمندی های خودم افتخار کردم.

    با علی قهوه خوردیم و لذت بردیم.

    به خواهرم زنگ زدم و حالش خوب بود و کلی خندیدیم .

    مامان دوبار زنگ زد و هردوبار صداش پر از انرژی بود.

    علی بهم گفت که جمعه میریم پیش بابا ضیابر و کلی خوشحال شدم.

    و این ها گوشه ای از اتفاقات مثبت امروز بود و برای تک تکشون از خداوند سپاسگزارم

    برگ چهارم از سفرنامه من

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: