ارزش ابزار


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


این قسمت، یک کلاس درس تمام‌عیار برای بازتعریف مفاهیم بنیادین اقتصادی در ذهن ماست؛ مفاهیمی همچون «گرانی»، «ارزانی» و «ارزش واقعی». استاد عباس‌منش در این فایل تفاوت دیدگاه اساسی میان ذهن فقیر و ذهن ثروتمند را شرح می‌دهد. درس بزرگ این فایل این است که قیمتِ یک کالا یا خدمات، عددی نیست که روی برچسب آن نوشته شده است، بلکه «نتیجه‌ای» است که آن کالا در زندگی ما ایجاد می‌کند. بسیاری از ما به دلیل برنامه‌ریزی‌های ذهنیِ محدودکننده، عادت کرده‌ایم که در نگاه اول فقط به مبلغ پرداختی توجه کنیم و اگر آن مبلغ بالا بود، بلافاصله برچسب «گران» را به آن بزنیم. اما استاد با مثالی از خرید ظروف آشپزخانه بسیار باکیفیت و ابزارهای صنعتی، این حقیقت را روشن می‌کنند که اگر یک محصول گران‌قیمت، سال‌های سال برای شما کار کند، آرامش شما را تضمین کند، در زمان و انرژی شما صرفه‌جویی نماید و همواره حسی از نو بودن و کیفیت را به شما منتقل کند، در واقع شما آن را «ارزان» خریده‌اید. در مقابل، ذهنیت فقر همواره به دنبال کمترین قیمت ظاهری است، غافل از اینکه خرید کالای بی‌کیفیت، سرآغاز زنجیره‌ای از هزینه‌های پنهان، تعمیرات مداوم، اتلاف وقت و فرسایش اعصاب است که در نهایت قیمتی بسیار گزاف‌تر از کالای اصل روی دست خریدار می‌گذارد.

نکته‌ی بسیار عمیق دیگر، تحلیلِ «هزینه‌های پنهانِ جنس ارزان» است. استاد با تحلیل رفتارهایی مانند خرید میوه‌های ارزان ولی فاسد یا خودروهای بی‌کیفیت که مدام نیاز به تعمیر دارند، نشان می‌دهند که چگونه تلاش برای صرفه‌جویی‌های جزئی، منجر به خسارت‌های کلی می‌شود. این یک قانون نانوشته در جهان مادی است: ما آنقدر ثروتمند نیستیم که جنس ارزان بخریم.

ذهنیت ثروتمند می‌داند که ابزار خوب، سرمایه است نه هزینه. وقتی شما برای یک خودروی باکیفیت، یک ابزار کارآمد یا حتی یک دوره آموزشی مبلغ قابل‌توجهی می‌پردازید، در حال خریدنِ «آرامش»، «امنیت» و «زمان» هستید. ماشینی که در برف و طوفان شما را جا نمی‌گذارد، یا ابزاری که کار شما را با سرعتی ده برابر راه می‌اندازد، در واقع پول خودش را بارها و بارها به شما برگردانده است.

تغییر ذهنیت فقیر به ذهنیت ثروتمند، به صورت مفصل در دوره روانشناسی ثروت ۱، آموزش داده شده است. آموزش های این دوره، ذهن شما را از نو با باورهای قدرتمندکننده و ثروت آفرین برنامه ریزی می کند و این برنامه ریزی در ناخودآگاه، رفتارها و راهکارهای شما را در مسیر خلق ثروت هدایت می کند.

همان‌طور که یک ابزار صنعتیِ خوب می‌تواند درآمد یک استادکار را چندین برابر کند، آگاهی ناب و قوانین صحیح نیز ابزارهایی هستند برای ساختن یک زندگی رویایی. اگر کسی تصور کند که هزینه کردن برای یادگیری و تغییر باورها «گران» است، هنوز محاسبه نکرده که «هزینه‌ی ماندن در مدار فقر و مسائلی که مرتبا با آنها در این مدار مواجه می شود، چقدر سنگین تر است».

بنابراین، برای کیفیت زندگی خود ارزش قائل شوید و از پرداختن بهای آن نترسید. وقتی شما بهترین‌ها را برای خود انتخاب می‌کنید، نه تنها در درازمدت سود می‌کنید، بلکه به جهان هستی اعلام می‌کنید که لایق بهترین‌ها هستید و همین احساس لیاقت، جریان ورودی نعمت‌ها را به زندگی شما تسریع می‌کند.


یک تمرین ارزشمند برای ساختن ذهنیت ثروتمند:

به‌عنوان یک تمرین، لطفاً در بخش نظرات همین صفحه بنویسید:

اول، از تجربه‌هایی بنیوسید که ابزاری را تنها به‌دلیل ارزان بودن انتخاب کردید؛ اما همین انتخاب، در ادامه موجب دردسرها، اتلاف زمان، مصرف دوباره‌ی انرژی و در نهایت هزینه‌های اضافی شد، به‌گونه‌ای که در مجموع برای شما بسیار گران‌تر تمام شد.

سپس، تجربه‌هایی را بازگو کنید که در آنها ابزاری با قیمت بالاتر خریدید، اما به‌مرور زمان و با مشاهده‌ی کارایی بیشتر، کیفیت بالاتر و نتایج بلندمدت بهتر، به این نتیجه رسیدید که آن ابزار، در واقع یکی از ارزان‌ترین و ارزشمندترین انتخاب‌های شما بوده است. انجام این تمرین به شما کمک می‌کند تا الگوهای ذهنی‌تان را بهتر بشناسید، خطاهای رایج در تصمیم‌گیری مالی را تشخیص دهید و به‌تدریج ذهنیتی ثروتمند و قدرتمندکننده بسازید.


نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1176 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «ملیحه مهارتی» در این صفحه: 1
  1. -
    ملیحه مهارتی گفته:
    مدت عضویت: 1013 روز

    سلام استاد و مریم جان عزیز

    ارزش ابزار ، این عبارت رو از شما دو عزیز در سریال های زندگی در بهشت زیاد شنیدم اما این فایل رو تا به امروز ندیده بودم.

    خداروشکر که یه باور جدید در راستای ایجاد ذهن ثروتمند از استادم یاد گرفتم ، روزیه امروزم از سایت خیلی زیاد و با برکت بود.

    داشتم با خودم مثال های قدیمی و جدیدی رو که بهش برخوردم رو مرور میکردم ، چندتایی ش رو مینویسم تا هم برای خودم دوباره مرور بشه و هم ردپایی از من باشه در این فایل

    یادمه دانشجو که بودم یه دوستی داشتم که همیشه سالی یه بار کفش میخرید ولی برند اصل میخرید و همیشه هم تو پاش شیک و تمیز دیده میشد ولی من سه یا 4 تا کفش معمولی و ارزون میخریدم که همیشه هم زود پاره میشدن.

    یه سالی یادمه من یه بسته جوراب 3 تایی مارک دار خریدم که خیلی گرون بود به نسبت قیمت جوراب اون موقع شاید 3 یا 4 برابر :)

    اما اون جورابا رو 4 سال پوشیدم آخرشم تو سفرهایی که می رفتم گم شدن نه اینکه پاره بشن :))

    با اینکه الان یه جوراب معمولی میخرم یه ماه بعدش پاره میشه و همیشه یاد اون جورابا میفتم.

    من به واسطه ی شغلم و ماهیت کاری م خیلی خرید آنلاین میکنم ، و همیشه میرم نظرات بقیه خریدارا رو میخونم ، خیلی پیش میاد که زیر کالاهای ارزون قیمت خریدارا نوشتن مفت هم گرونه و پولتون رو نریزید دور و برعکس رو کالاهای قیمت بالا اکثرا از کیفیتش تعریف کردن.

    اما با این حال (به خاطر باورهایی که هنوز خیلی ایراد داره ) من چند وقت پیش یه بند ساعت برای ساعت هوشمندم آنلاین از سایت خریدم که واقعا ارزون بود و رسید دستم دیدم اصلا هیچ شباهتی به عکسش نداره و عین اسباب بازی شد ساعتم و چقدر تو ذوق میزنه ، اما باز به خاطر همون باورهای اشتباه پیش خودم گفتم بالاخره خریدمش دیگه ازش استفاده کنم اما همش ساعتم رو زیر آستین لباسم قایم میکردم و ازش واقعا خجالت میکشیدم

    تا اینکه یکی دو روز پیش بود که یهو احساس لیاقتم بیدار شد گفتم این چیه برم یه بند خوب بخرم و رفتم حضوری از فروشگاه خرید کنم ، یه بند فلزی و یه بند چرمی خیلی با کیفیت رو دیدم و مردد بودم کدوم رو بخرم که یاد اون قسمتی از سریال زندگی در بهشت افتادم که استاد نزدیک به 15 جفت کفش مارک دار رو باهم خریدن ، منم هر دو بند رو خریدم و گفتم هردوش رو داشته باشم اصلا ، چرا فقط یکی !

    و با حس خوب دارم ازشون استفاده میکنم و هربار تو دستم ساعتم رو میبینم تو دلم میگم قطعا تو لایق داشتن جنس با کیفیت هستی و خودم رو تحسین میکنم.

    این تجربه کم کم داره به خودم نشون میده که باورهام در مورد فراوانی ، احساس لیاقت و ذهن ثروتمند داشتن آرام آرام تغییر میکنه و این خبر خیلی خوبیه :)

    امیدوارم چند سال بعد از مدارهای خیلی بالاتر بیام بنویسم که چند تا خونه و ماشین و کلی کفش و لباس مارک دار رو باهم خریدم و از تجربه ش با شما دوستانم سهیم بشم:)

    برای هممون این آرزوی برکت و نعمت و فراوانی رو از خدای بزرگم دارم :)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: