ارزش ابزار - صفحه 16 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1176 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهناز پیرهادی گفته:
    مدت عضویت: 1250 روز

    سفرنامه روز هجدهم

    سلام به استاد عزیز و خانوم شایسته و همه دوستان عزیز

    استاد چقد این ارزش ابزار که تو این فایل ازش صحبت کردین تو همه قسمتهای زندگیمونم قابل تعمیمه و فقط به مسائل مالی و خرید مربوط نمیشه اینکه ما برای زندگیمون چه بهایی میدیم و دنبال چه نتیجه ای هستیم از روابط گرفته تا آرامش و ثروت و هر چقد بهای بیشتری بپردازیم مطمئنا نتیجه بهتر و کیفیت بهتری دریافت میکنیم و چقد الگوهایی که از بقیه بهمون منتقل شده میتونه آسیب زننده باشه مثلا مادر من موقع خرید همیشه اول به قیمتش نگاه میکنه و بعد میره سراغ کیفیتش و همیشه وقتی منو به خاطر اینکه دنبال جنس گرون و با کیفیتم سرزنش میکنه و میگه مگه پدرت شاهه که تو انقد دنبال جنس گرونی باید به جیبت نگاه کنی ولی من همیشه جنس گرونو با کیفیتو ترجیح میدم چون اولا نمیخوام با خرید جنس ارزون و بی کیفیت پولمو دور بریزم هم اینکه خودمو لایق بهترینها میدونم البته نباید ما پدرو مادرمون سرزنش کنیم به خاطر این باوراشون چون به قول خانوم لوییز هی خودشون هم قربانی قربانیها هستن این الگو و زنجیره فکری نامناسب باید یه جایی قطع شه و بهتره اول به نتیجه هر کاری و کیفیتی که یه ابزار بهمون میده فکر کنیم بعدش بریم بهاشو بپردازیم و این تصمیم گیری برای پرداخت بها از دو باور احساس فراوانی و احساس لیاقت نشات میگیره اینکه خودتو لایق یه زندگی خوب و ابزار مناسب بدونی و فراوانی رو باور کنی اونوقته که هدایت میشی به ابزارهای با کیفیت بالاتر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    خدا یاور من است گفته:
    مدت عضویت: 2565 روز

    راستش اولش که میخواستم کامنت روز هجدهمم رو ثبت کنم میخواستم راجع به موضوع دیگه ای صحبت کنم ولی بعدش که کامنت ها رو نگاه کردم یاد خودم افتادم که شهریور ماه سال 97 خیلی شجاعانه و برای اولین بار توی زندگیم رفتم طلاهامو فروختم و اومدم با بخشی از پولم دوره عزت نفس رو خریدم.

    تا اون موقع منتظر بودم خدا از آسمون واسم پول بریزه عزت نفسو بخرم ولی هر چی منتظر شدم نریخت. بنابراین چون درآمدی هم نداشتم طلاهامو فروختم و باهاش کیف دنیا رو کردم و البته با بخشییش هم دوره عزت نفس رو تهیه کردم.

    یادمه که خونواده ام اون موقع خیلی سرزنشم میکردن ولی من برای هیچ کدوم از کارهایی که میکردم هیچ توضیحی نمیدادم حتی بحث هم نمی کردم. با اون پول کلی دوره ثبت نام کردم که یکی از دوره ها هم مسیر زندگیم رو عوض کرده هم در جدیدی رو به روم باز کرده. چقدر خوش گذزوندم با اون پول و چقدر تجربه های جدید کردم و این کار چقدر حس لیاقت من رو بالا برد.

    از عزت نفس میگم که جوری من رو عوض کرد که ذره ای به سال 97 خودم شباهت ندارم.نه اخلاقا نه ظاهرا نه روحا نه از هیچ جنبه دیگری توی زندگیم.

    همینجوری که داشتم کامنت ها رو میخوندم به این فکر میکردم که چه کار خوبی کردم. چه کار خوبی کردم و جلوی نجوای ذهنم رو گرفتم و برای خودم ارزش قائل شدم و کاری رو که قبلا جسارت انجامش رو نداشتم، انجام دادم.

    به این فکر می کنم اگه من اون دوره رو تهیه نمی کردم الان زندگیم چه شکلی بود؟ تجربه ها و مسافرتی که رفتم، روابطی که دارم، آرامش روحی که الان تجربه می کنم، آدم هایی که باهاشون سر و کار دارم و اون رشدی که کردم رو هم الان داشتم یا نه؟

    و جوابم صددرصد نه هست. نیازی به حدس زدن نیست زندگیم قطعا کیفیتش خیلی پایین تر از سه سال قبل بود در صورتی که الان دارم به این فکر می کنم دیگه چطوری میتونم زندگیم رو بهتر کنم. به رقم های بالا فکر می کنم در صورتی که اون روزا یه ریال درآمد نداشتم. به اهداف بزرگتر فکر می کنم به مهاجرت فکر می کنم و دارم براش آماده میشم در صورتی که اون روزها به چشم یک مورد غیرقابل اجرا و صرفا در حد تخیل نگاه می کردم. الان هر روز مثل نرم افزارهای کامپیوتری آپدیت میشم و بهترین روش رو اتخاذ می کنم اما اون روزا چسبیده بودم به یه روش احمقانه با چاشنی یاس و داشتم متلاشی می شدم.

    دارم به این فکر می کنم که چه کار خوبی کردم او موقع اون همه پول رو که واسه خودم که درآمدم صفر بود خرج کردم.

    دارم خدا رو شکر می کنم که کمکم کرد تا بهاشو با جسارت بپردازم و الان از برکاتش بهره مند بشم.

    خدایا شکرت.

    ازت ممنونم استاد.

    راستی یادم رفت بگم. اون موقع من گوشواره و گردنبندامو فروختم و الان با پولی که در میارم هم گوشواره هم گردنبند رو با پول خودم بدون اینکه کسی کمکم کنه خریدم و استفاده می کنم. اینه که استاد میگن شما چند برابر بیشتر از اون چیزی که برای محصول ها پرداخت کردین دریافت می کنین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    miss heydari گفته:
    مدت عضویت: 979 روز

    با سلام به استاد خوبم

    این فایل رو من قبلا گوش داده بودم ولی گو ش نکردم ب حرفتون

    و امروز ک این اشتباه رو تکرار کردم متوجه شدم ک چقدر این کارم اشتباهه

    من چند روز پیش یه چرخ خیاطی مدل تقریبا کامپیوتری خریدم و از قبل یه پولی داشتم ک بتونم یه نو هم بخرم اما گفتم خب چرا نو برم یه دست دو در حد بخرم ک برام کار کنه چند تومن پایین تر از نو

    اینکارو کردم و از وقتی ک این چرخو خریدم هر روز یه داستان داره و من کلی خرج کردم براش امروز هم خراب شده زنگ زدم تعمیر کار و چقدر ذهنم رو درگیر کرده این چند روز اخیر ک هم متوجه شدم چقدر باورای بدی دارم نسبت ب فراوانی البته حرفای منفی پدرمم هم تاثیر گذار بود روی ذهنم ک چقدر الان پشیمون شدم از خریدش واقعا گرون خریدمش البته اینم هست ک بیشتر ازین خریدشو من ازش پول میسازم ولیی اماا چرا باید این چند روز انقدر ذهنم درگیر شه آخه

    واقعا این درگیری ذهنم به جایی رسید ک اشکم در امد خداییش

    اما در عوض یاد گرفتم قشنگگگ رفت تو وجودم دیگه هرگز هیچوقت یادم نمیرع که جنس دست دوم نخرم ب این فرض که درحده و اوکیه و برام کار میکنه این اشتباه رو هرگز تکرار نخاهم کرد

    و اینکه خداروشکر از شما یاد گرفتم ک دیگه هرگز قسط و قرض نگیرم اونم تکرار کردم و روزی هزار بار احساس پشیمونیت میکردم این دو تا هرگز قرض و قسط هرگز خرید جنس بدرد نخور ودست دورم رو دیگه انجام نمیدم

    استادم واقعا شما خیلی عالی هستین عاشقم عاشق تفکرات بی تهاییت فوق العادتون ک اگه عمل کنیم ما باعث رشد و پیشرفت ما میشه تو زندگی عاشقتونم اها چند روزی ام هست نشونه دوره دوازده قدم رو میبینم بزودی جز بچه های دوازده قدمی میشم

    از خداوند و از شما سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 912 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    من به این فایل هدایت شدم و جواب سوالمو کاملتر گرفتم.

    دو روز بود سرماخوردگی و بی حالی داشتم از خداوند کمک خواستم بعد بعداز ظهر همکارم گفتم میرم خونه استراحت و علت را جویا شد و علت را گفتم گفت جدی چرا به من نگفتی من خانم داروگیاهی هست و یه بسته داروی سرماخوردگی نو داشت و رفت برام دمش کرد، من خواب افتادم و موقع بیداری به من داد دوبار خوردم و پر انرژی شدم و بسته رو ازش گرفتم و فرداش سرکار گفتم قیمت چنده و تعارف کرد و گفت نمیدونم اصرار کردم و گفت باید بپرسم و در حدود فلان تومن هست بعد چندبار به خودم گفتم فلان تومن به نشانه قیمت بالا بعد به خودم گفتم ارزش داشت خوب شدم و الان این فایل رو دیدم

    یه همکارم بنده خدا یه ماشین پراید داره انقدر خرج تعمیر این ماشین میکنه که اندازه ارزش نو خود ماشین خرجش کرده و دیگه این واسم مثال ارتباط شد و بنظرم باید ارزش ها رو بسنجیم

    من قبلا چندین تجربه خیلی خرید گروهی داشتم و اصرار به خرید ارزون داشتن و واسه اجناس ارزون از یه سمت شهر مجبور بودم برم سمت دیگه، این تفکر واقعا اشتباهه و همین رفت و امد، زمان، هزینه واقعا بیشتر از قیمت محصول با کیفیت میشه و از همون محصولات به قول استاد، چیز درست حسابی در نمیاد.

    مثال زیاد دارم، پدرم خیلی دنبال جنس ارزون بود یه زمانی اخرشم اینقدر پول سر این موضوع داد و اذیت شد که جنس های باکیفیت میگیره این تغییر رو من دیدم

    من وقتی جنس با کیفیت میگیرم رضایتم خیلی بالاست، وسایلی الان دارم که واقعا با کیفیت هستن و واقعا هنوز دارن کار میکنن و لذت میبرم تو دستم میگیرمشون اما یه وسایل ارزونی هم دارم که اونجایی که لازم داریش میفهمی اشتباهی بزرگ بوده که خریدمش و خرابه.

    بنظرم این خیلی به احساس لیاقت خودت و باور کمبود وصله. من چندبار توضیحات دوره احساس لیاقت رو خوندم واقعا یه لامپ تو ذهنم روشن کرد که بخرمش

    من روی خودم باید بیشتر کار کنم و باورهام رو بشناسم و باید درستشون کنم که پیشرفت کنم

    خدارو هزاران بار شکر

    مرسی استاد که به من اگاهی میدین که خودمو بهتر بشناسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    مسعود مقصودی گفته:
    مدت عضویت: 1756 روز

    سلام و دروود

    روز شمار تحول زندگی من

    روز 18 ام،بار دوم

    مهمترین درسهای من از این فایل:

    وقتی چیزی رو میخوای میخری،به این فکر کن که چه نتیجه ای این ابزار داره،حتی اگر اون جنس رو نخرم،بازم اگر تلاش کنم آگاهانه به این موضوع از این زاویه نگاه کنم که چه نتیجه ای این کالا داره واسم،دارم ذهنم رو ثروتمند میکنم و باور ثروت ساز می سازم.

    باید قبل از خرید هر جنس از خودم بپرسم که:

    چه چیزی رو دریافت میکنم در قبال اینکه الان این مبلغ رو پرداخت میکنم.این سوال رو باید مهترین سوال زندگیم قبل از خرید هر کالایی باشه برام.

    و مواظب باشم به خاطر اینکه جنسی رو ارزون بخرم،بعدا صدها برابرشو نخوام هزینه کنم.

    و در نهایت،جنس هاش آشغال ارزون،گرونترین اجناس روی کره ی زمین هستند.

    و یادم باشه که یه فرد ثروتمند اینجوری فکر میکنه که اون کالا چه ارزشی براش داره.

    پس انرژی بزارم و سعی کنم منم مثل ثروتمندا فکر کنم!

    خرید پژو پارس

    یه ماشین میخواستم بخرم،رفتم یه پژو پارس خریدم که قیمتش خیلی پایین تر از مدل های خودش توی بازار بود.چقدر هم خوشحال بودم که ارزون خریدمش!

    یعنی تقریبا یک دوم قیمت خرید ماشین،هزینش کردم که درست بشه و نشد و چند ماه هم انرژی و وقتم رو گرفت و درگیر تعمیرگاه بودم و موقع خرید هم هیچکی نمیخریدش!

    چقدر پیچ گوشتی،پیرهن،تی شرت،شلوار،عطر و عطکلان و اوووووو هر جای زندگیم دارم نگاه میکنم فقط و فقط جنس ارزون و بی کیفیت خریدم و تهش انگار فقط پولم رو ریختم دور!

    حتی میوه های ارزون میخریدم که در نهایت نه میشد خوردشون و نع میشد نگه داشت و به زووور یه کمیش قابل استفاده بود و بعد از خوردن هم مسموم میشدم و درگیر معده درد و قرص و …

    یعنی تفاوتش با میوه های خوب شاید نهایتا سر جمع 50 هزار تومن میشد،ولی بالای 500 هزار تومن خرج دوا و درمونم میکردم و چقدر درد میکشیدم و در نهایت چقدر خوشحال بودم که زرنگی کردم و میوه ی ارزون گرفتم!!!!

    یه وقتی هم تی شرت کیفیت دار خریدم،شاید تفاوتش با قیمت تی شرت های آشغال بازار، 2 برابر بودااا،ولی باور کنین 2 سال پوشیدمش شبانه روز و ازش کار کشیدم که خودم خسته شده بودم چرا خراب نمیشه!تازه اوایل هم که خریده بودم به خودم میگفتم که چقدر گرون خریدمش!!!

    الان درکم نسبت به خرید کالا متفاوت شد،هزاران البته که باید تکامل رو رعایت کنم و این آگاهی رو یواش یواش توی عمل بیارمش.

    عااشقتونممم استادان عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    هانیه سلیمانی گفته:
    مدت عضویت: 465 روز

    سلام

    امیدوارم حالتون خوب باشه

    استاد عزیزم مدت کوتاهیه با شما آشنا شدم اما هرروز با حرفاتون زندگی میکنم و هربار باخودم میگم عه ببین باز حرف استاد شد باز داره برمیگرده به این حرفشون و ازاین قبیل مثالها

    که هربار با هر اتفاقی یاد حرفاتون میوفتم

    واقعیت میخوام همین اتفاقی که دیشب افتاد رو تعریف کنم، دیشب چهارشنبه‌سوری بود و من برخلاف همیشه که میرفتم کوچه و با بقیه آتیش بازی رو نگاه کنیم اینبار حسم بهم گفت نرم، از طرفی خواهرزادم هم بشدت از صداهای ترقه ترسیده بود و کنارش بودم

    یکم گذشت و همین‌طور که خواهرزادم بغلم بود سعی داشتم بهش نشون بدم این صداها انقدرها هم ترسناک نیست و نگران نباشه و بردمش کنار پنجره و همون لحظه همسایمون بااین آتیش تو دستش چرخید و صحنه قشنگی ایجاد کرد ولی ای دل غافل که جرقه های آتیش به درخت کاج رسیدن و یواش یواش شعله هاش زیاد تر شدن

    همینطور که درخت داشت میسوخت درفکر بودم که این سروصداها و بی احتیاطی ها چقدر میتونن خطرناک باشن

    خطرناکتر اینکه کلی سیم برق از توی درخت عبور کرده بود زود به آتش‌نشانی زنگ زدم و رفتم ببینم چه خبره، چند دقیقه بعد آتش‌نشان ها اومدن و آتیش رو مهار کردن

    اما این یک مثال ساده بود که قوانین رو نشون بده

    و من ایمانم قویتر بشه

    اینکه فکر کنیم با اذیت و آلودگی صوتی میتونیم لذت ایجاد کنیم بشدت اشتباه میکنیم

    بنظر من رسم چهارشنبه سوری خیلی متفاوت تراز چیزی هست که الان جشن میگیرن و آسیبهایی که به مردم و درختا و حیوانات میرسن قابل توجه هست.

    حتی دراین زمینه داشتم فکر میکردم که من نمیتونم کسی رو تغییر بدم که طرز فکرش اینجوری بشه ولی میتونم روی خودم کار کنم که بتونم جایگاه مورد نظرمو کسب کنم

    خواستم ازتون دوباره تشکر کنم و یه ردپای دیگ گذاشته باشم

    که بهم یاد دادین از حسهای خوبم تبعیت کنم و سوای هرچیزی به قوانین فکر کنم و در جهت اونها حرکت کنم

    حرفهاتون مث باورهایی شدن که هرروز نشانه ها میان و من میبینم و خداروشاکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    خوشبخت ترین مهسای دنیا گفته:
    مدت عضویت: 2375 روز

    روز هجدهم سفرنامه

    خدای من چه اگاهی نابیی

    من یکی از باورهای محدود کنندمو از همین فایل یاد گرفتم

    همیشه دنبال این بودم که یه جنسیو ارزون ترینشو بگیرم چون به فراوانی اعتقاد نداشتم و یه جورایی میترسیدم خرج کنم اما الان یادگرفتم به جای اینکه دنبال گرفتن ارزون ترین قیمت یه چیزی باشم به این توجه کنم که اون جنسی که میخرم چه نتیجه ای برای من میزاره و اینو یاد گرفتم در برابر چیزای خوب پول خوبی پرداخت کنم چون نتیجه ای که ازش به دست میارم خیلیی بیشتر از اون چیزی هس که پرداخت میکنم

    استاد منم قبلا میگفتم فایلای استاد گرونه و ایناا ولی دیدم وقتی قراره در برابر این اموزشا زندگیم دگرگون بشه وقتی قراره به هرچی میخوام دست پیدا کنم اتفاقاا میبینم چقدم ارزونن اصلا غر نمیزنم فقط دارم تلاشمو میکنم که اون هزینه رو به دست بیارم و بدون اینکه فکر کنم محصولاتی که لازمه رو بخرم چون میدونم نتایجی که قراره ازشون بگیرم هزاران برابر اون هزینه ایه که قراره پرداخت کنم

    دوستون دارم خانواده ی عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    نازنین فتحی گفته:
    مدت عضویت: 874 روز

    بنام خدای ثروتمند

    سلام به استاد جان و همه ی عزیزان

    ردپای روز هجدهم سفر

    اول ازهمه دوست دارم بگم که من الان توی مترو نشستم و خوشحالم که این تغییر رو داشتم که مسیری که همیشه با موزیک سپری میشد الان با فایلهای فوق العاده ی استاد طی میشه و من به تعهدم پایبندم ، خداروسپاسگزارم.

    خب برای آگاهی های این فایل باید بگم هیچوقت فکرشم نمیکردم این مدل فکر و نگرش از باورهای محدود کننده ی عدم احساس لیاقت و عدم باور فراوانی باشه و واقعا الان متوجه شدم.

    از تجربه ی خودم بخوام بگم من خداروشکر خیلی آسیب و ضرری از کمبود این باورها نخوردم اما تجربه کردم سه چهار بار بخاطر شرایط مالی گول اجناس ارزون رو خوردم و خریدم و شاید یکی دوبار بیشتر استفاده نکردم و بعدش میگفتم کاش یکم صبر میکردم دو قرون دیگه پولمو بیشتر میکردم فلان چیز رو که دوست داشتم میخریدم یعنی گاها دوست هم نداشتم اما صرفا بخاطر قمیت خریداری کردم اما بعد از اون تجربه ها دیگه تصمیم گرفتم از این موضوع دوری کنم چون من جنس کالاها برام خیلی مهم بود ، و به رغم اینکه زمانهایی شاید شرایط مالی خوب نبود یا خفن نبود ولی با همون مقدار پول هم سعی می‌کردم محصولی تهیه کنم که حداقل از آن استفاده کنم البته با رضایت و خوشحال باشم از خریدنش و خدارو سپاسگزارم که منو با توجه به شرایطم به سمت بهترینها هدایت کرد.

    اما از این پس با آگاهی باارزشی که از این فایل دریافت کردم خیلی خیلی بیشتر به این موضوع دقت خواهم کرد که دقیقا بعد از خرید برسم به این جمله ی استاد که : من اینو مفت خریدم!

    باید بگم این باورها فقط برای خرید کردن نیست ، از این موضوع شروع می‌شود وقتی که در چنین موضوعی که روزانه باهاش درارتباط هستیم این باورها رو بسازیم و به کار بگیریم نتیجه ای که حاصل می‌شود خیلی خیلی باارزش تر از یک خرید کردن است چرا که ما در همه ی جنبه ها لیاقت خود را بالا برده ایم و فراوانی را باورکرده ایم و این نکته ی کلیدی ست که درهای تجربه ی نعمت و ثروت بیشتر را برای ما باز میکند.

    خداروسپاسگزارم بابت تعهد و تلاشم برای عمل به آگاهی ها و از استاد و خانم شایسته ی عزیز هم برای عاشقانه آموزش دادنشون سپاسگزارم :)

    در پناه خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      طیبه گفته:
      مدت عضویت: 984 روز

      سلام نازنین جان

      چقدر حس خوب بهم داد این نوشتتون

      خوشحالم که این تغییر رو داشتم که مسیری که همیشه با موزیک سپری میشد الان با فایلهای فوق العاده ی استاد طی میشه و من به تعهدم پایبندم ، خداروسپاسگزارم.

      منم الان سه ماهه صبح تا شب فایلای استادو گوش میدم مثل شما تو مترو هم گوش میدم یه وقتایی میشد از خودم میپرسیدم یعنی تو مترو که میرم میام هستن کسایی که اونا هم به حرفای استاد گوش بدن ؟ الان دیدم آره و آگاهی داره هر روز بیشتر و بیشتر میشه

      و من سعی میکنم عمل کنم و امروز معجزه مو اومدم تو روز 18 ام رد پای تحول زندگیم بنویسم بعد نوشتن اومدم پایین تر دوتا نظر خوندم دومی که شما بودین حرفتونو خوندم تایید کردم گفتم ببین طیبه تو این سه ماه چقدر برات معجزه رخ داد و امروز خدا با یه اتفاق به ظاهر بد پاره شدن تابلوم مسیر زندگیمو ،نقاشیامو تغییر داد و قراره برن نمایشگاه خارجی

      و همه قدرت خداست و کن فیکونش

      براتون عشق،شادی،آرامش،سلامتی و بینهایت ثروت از خدا میخوام

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    فاطمه هلالی گفته:
    مدت عضویت: 943 روز

    بنام خدا

    باسلام

    تمرین این فایل

    نشانه امروزم بود

    چندروزه یک چندتا خرید انجام دادم. وامروز هم خریدی انجام دادم

    خرید اول گران قیمت ترین مکت رو واسه خونمون خریدیم منو شوهرم که شوهرم میگف. نگو این هزینه رو دادیم واسه مکت ک خانوادم میگن چ خبره

    ک من گفتم یعنی قراره واسه بقیه توضیح بدیم خوب کاری کردیم چیز باکیفیت خریدیم

    چندروز گذشت واسه بچه هام پارچه خریدم دوختم پارچه ها خوشکل هستن اما پارچه ی پسرم ریزش داشت و روی لباسای بقیه مخملش می‌ریخت ک وقتی یکی بغلش. میکنه میگه این پارچه چقد ریزش داره لباسامو پرزی کرد.

    گذشت امروز آشنا شدم بایک بنده خدایی پارچه فروش هست پارچه برام آورد تا خونه وخیلی خوشم اومد از پارچش خوشکل ضخیم بدون ریزش گرون هم نبود ک مادر همسرم اصرار داشت بابا باهاش حرف بزن تخفیف بده واست چرا هیچی نمیگی

    من خندم گرفت بهش گفتم میدونی

    پارچش خیلی خوب بود تلفنی بهش گفتم خوشم اومد از جنسش گف خب خوب ک هست اما گرون نخر

    ک این فایل امروز بازشد واسه من گفتم چقد جواب خداوند دقیق هست همیشه ک راهت درسته

    و موضوع بعدی من بچه شیرخوار دارم خیاطی میکنم کشیدن یک الگو ک تمیز و دقیق اندازه ی طرف دربیات زمان وحوصله میخات

    چندتا لباس دوختم ک اصلا باب. دلم نبودن چقد باید پروف گیری میکردیم تا سایز دربیات

    تا هدایتی آشنا شدم با یکی الگو آماده طراحی میکنه وبرام ارسال کرد ک مامانم وجاریم اینا گفتن چقد هزینه کردی واسه یادگیری خیاطی توووو

    گفتم ارزش داره تا کی باید دست رو دست بذارم وهیچ مهارتی کسب نکنم ک مثلا پولی خرج نشود….

    امروز ایده اومد بقیه ی الگوهارو بخرم ک کامل بشن و بتونم هرلباسی رو بدوزم بهم گفته شد نترس وادامه بده خدا تااینجا رسوندت بقیش هم همراهته هم پولشو بهت میده هم مهارتشو هم مشتریتو

    چون اون قبلیا ک گرفتم چقد راحت همون یکبار میذاشتم روی پارچه وبرش ودوخت راحت میشد

    لباسی ک 2 هفته میدوختم 3روزه دارم میدوزم وچقدر تمیز تر شد کارم ک خودم لذت میبرم واون استرس‌ها خیلی کم شد چون نتیجه ی کار خیلی خوب بود

    واین فایل مهرتایید زد که من بقیه راهو برم وادامه بدم

    وحاضر باشم بها بپردازم برای رسیدن ب هدفم ک خیلی ارزشمنده

    همیشه همسرم خوراکی های باکیفیت میخره بهترین میوه ها و حتی یادم نمیات چیزی بیاره وقت استفاده خراب بوده وانداختم دور وهمون سبزیجات میوه‌ای ک میاره یک هفته یا دوهفته بستگی ب تعداد خوراکی داره برامون میمونه

    بااینکه

    هروقت رفتم خونه پدرشوهرم هرچی می‌خرن ازین نگاه ک پولی خرج نشه و اون روز دعوت بودم خونه یکی

    گوجه گرفته بود نصفش رو انداختیم سطل آشغال واخرشم گف گوجه گرونه بابا

    اما سعی میکنن هرجوری باشه ازون سیفی جات سبزیجات ومیوه ها ی خراب استفاده کنن که ضرر نباشه اما در آخر ارزش اون شخص دروناً اومده پایین و ب جهان ثابت میشه ک لیاقتش درحد چیزهای بدرد نخوره

    و همیشه بقیه تعجب میکنن ک چرا همیشه کسی ک از راه دور میات بهترین هدیه اش نصیب من میشه هههه

    ومیگن ک تو شانس داری والا

    دلیلش شانس نیس دلیلش اینه همیشه حاضرم بهای چیزی ک میخام بهش برسم رو میدم حالا وسیله ی خوب باشه تفریح باشه یادگیری مهارتی باشه چون میدونم بارسیدن بهش خوشحال‌تر میشم وزندگی حتما راحت‌تر می‌شود

    خدایا شکرت هرروز وهرلحظه درحال هدایت منی

    استاد جانم سپاسگذارم ک وسیله ی هدایت ما شدین دوستت دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    مهدی وجدی گفته:
    مدت عضویت: 794 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عزیزم و خانوم‌ شایسته عزیز و دوستان عزیز هم مسیر.

    روزشمار تحول زندگی من جلسه18

    برای تمرین این فایل اول میرم سراغ وسایلی که برای ارزان خریدم:

    یادمه 10 میلیون وام گرفته بودم برای خرید ماشین و سال 99 میشد یه پراید دسته دوم 14 15 سال کار خرید افتادم توی سایت دیوار و به بدبختی یه ماشین پراید با این مبلغ پیدا کردم و خلاصه اون ماشین رو خریدم و تا اون زمانی که من تصمیم به فروش اون ماشین گرفتم فکر کنم 4 الی 5 برابر قیمت خود اون ماشین من خرج این ماشین کردم و آخرشم همیشه خراب بود.

    یادمه میخواستم براش لاستیک بخرم میرفتم توی آپاراتی ها میگشتم که لاستیک دست دوم پیدا کنم تا به قیمت ارزون تر بخرم لاستیکای ماشین همشون باهم فرق میکردن یکی یه زره گل داشت یکی صاف صاف بود و خلاصه داستان ها داشتم با این ماشین و این ذهن فقیر.

    این رفتار تماما برمیگرده به دیدن الگوهای اون زمان که خانواده بودن من توی خانواده ای بزرگ‌شدم که از لحاظ مالی وضعیت خوبی نداشتیم و پدرم همیشه برای اینکه وسیله خونه بخره منتظر میموند مثلا پولدار فامیل یا یکی که میخواد وسایل نو بخره جایگذین کنه‌ پدرم میرفت اون وسیله دست دوم اونارو‌میخرید.

    یادمه مبل نداشتیم مامانم میخواست مبل بخره بعد یکی از دوستاش داشت مبل جدید میخرید و ما رفتیم مبل های قدیمی اونارو که درب و داغون بود خریدیم و اصلا نشستن روشون هیچ لذتی نداشت و این رفتار و این باورها هنوز که هنوزه دردن من هست ولی خداروشکر بهتر شدم.

    استاد دقیقا این ویژگی پدر شما توی پدر منم بود میرفت آشغال میگشت آشغال ترین میوه هارو میخرید میاورد که باید میوه هارو تیکه تیکه میکردی تا بتونی یا زره ازشون بخوری.

    برای قیمت دوم میرم سراغ خرید هایی که بعد از خریدش گفتم واقعا ارزون خریدم:

    یادمه میخواستم مغازه بزنم و نیاز داشتم به دستگاه کارتخوان و یادمه اون زمان که دستگاه کارتخوان سیار 1 تومن الی 1500 بود من 5 میلیون پول دستگاه کارتخوان دادم و اینقدر سرعتش بالا بود و راحت باهاش کار میکردم که گفتم واقعا 5 میلیون ارزون خریدمش.

    مورد بعدی واسه میخواستم کار کافه بزنم و اومدم برای شروع یک دستگاه قهوه ساز خونگی بخرم بعد فروشنده یک دستگاه قهوه ساز خوب که قیمتشم نسبت به بقیه دستگاه ها بالاتر بود بهم معرفی کرد و منم ازش خریدم بماند که هیچوقت کار کافه راه اندازی نشد ولی من هنوز 4 ساله اون دستگاه رو دارم و هر روز دارم باهاش قهوه میخورم و خلاصه خیلی خیلی راضیم ازش و دوسش دارم.

    مورد بعدی ربط داره به خورد و خوراک و من از اونجایی که بدنسازی کار میکنم و باید به بدنم غذاهای خوب و سالم برسونم توی خرید میوه و سبزی جات و مرغ و از اینجور چیزا سعی میکنم‌همیشه بهترین هارو بخرم چون برای بدنم‌ برای سلامتیم ارزش قائلم و به وسع خودم سعی میکنم بهترین هارو بخرم و نرم مثل پدرم کیلو میوه خراب بخرم که ارزون در بیاد در عوض میرم به اندازه یک هفته میوه میخرم از هرکدوم مثلا 7 الی 8 تا دونه ولی سالم و خوب و تر تازه و توی این مورد خوب عمل‌میکنم چون عاشق خوردنم.

    مورد بعدی مال وقتیه که اومدم تهران و میخواستم دوچرخه بخرم البته با اون پول میتونستم یک موتور درب و داغون هم بخرم ولی گفتم میام دوچرخه میخرم که نو باشه و حداقل لذت ببرم از رفت آمد باهاش و اگه جای دوری خواستم برم یا با مترو میرم یا اسنپ خلاصه هدایت شدم به یک دوچرخه فروشی که با اون پول من یک دوچرخه خوب توی رنج قیمتی خودش خریدم و وسایلی مثل قفل و چراغ جلو و عقب و روزینی و اینارو همرو به فروشنده گفتم بهترین جنسی که توی مغازت داری برام بیار و خداروشکر خیلی خیلی راضی ام از خریدی‌که انجام دادم.

    مورد بعدی بر میگرده به بازم خورد و خوراک که من از روغن های سرخ کردنی که توی همه فروشگاه ها هست استفاده نمیکنم و پول بیشتر میدم و روغن کنجد تازه میخرم که همون موقع جلوی خودم روغن گیری میشه و واقعا ارزشش رو داره و خیلی خیلی از این کار و خریدم راضی ام.

    دیدن این فایل واقعا بهم یک تلنگر دوباره زد که حواسم باشه کجاها ها چیکار میکنم و توی خرید هام چه رفتارهایی نشون میدم و حواسم باشه که روی باید همیشه روی باوهای فراوانی کار کنم و همیشه سعی کنم بهترین ابزار رو خریداری کنم چون خرید ارزان همیشه نشان از باور کمبود هست.

    عاشقتونم

    خدانگهدارتون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: