اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
کاملا با حرف شما موافقم استاااااااااااااااد. یادم میاد قدیم یه دوچرخه داشتم میرفتم سرکار. بعد این یه مشکلی براش پیش اومده بود باید برای تعمیرش هزینه زیادی میکردم.
چون خودم فنی هم بودم گفتم برم خودم درستش کنم که پول کمتر بدم.
بعد رفتم تراشکاری دادم یه چیزی برام بتراشه بزارم جای اون قطعه بعد با کلی جوشکاری اصلا یه چیز نافرمی درست کردم. بعدش بعد دوسه هفته چون قسمت رکاب بود و فشار پا روش میومد اون قسمت بازهم خراب شد.
آخرش هم بردمش دادم تعمیرکار.
ولی همین برام درسی شد تا هم کار را بسپارم به تعمیرکار وهم برای کار درست ابزار درست هم بخرم.
چون ما فنی ها یه مثال داریم که میگه کار را ابزار انجام میده.
💡دقت کرده ای همیشه، در تمام فایل ها، استاد با احترام و عزت نفس عالی، نام خودش را بر زبان می آورد و خود را معرفی می کند؟
من این روزها همیشه در نوشته ها و آگاهی های این سرزمین شگفتی آور از “عشق به خود و دوست داشتن خود” می خوانم و می شنوم، اما همین که بخواهی عمل کنی و آرام آرام در وجود خود بگنجانی این “عشق و محبت به خود ” را ایمانی می خواهد و هدایتی تا آرام آرام قدرتی شود در وجودت و تو را به سمت عمل کردن لحظه به لحظه به آگاهی ِ درک شده پیش ببرد و کم کم در ناخودآگاه ت نفوذ کند و تو حتا اگر حواست هم نباشد باز هم با خودت، غرق عشق و احترام برخورد کنی.
…
💡”سپاسگزاری” خالص ترین و ناب ترین نوع تمرکز بر زیبایی ها و نعمت هاست، که استاد، استاد انجام هرلحظه ی آن است… تمام فایل هایی که تا این لحظه داشته ام این دو روش را پیش برده اند :👇
معرفی خود با عشق و احترام به خویشتن
و
سپاسگزاری از خداوند برای حتا گفتگوی با ما و اشتراک آگاهی ها…
به قول دوست عزیزم در کامنت فایل ١٨ “سریال تمرکز بر روی نکات مثبت ” باید از خود بپرسیم که چقدر آگاهانه لحظه به لحظه، اجرای به قوانین را در صدر تمام رفتارها و واکنش های مان گنجانده ایم و تلاش کرده ایم تا شبیه ترین شباهت را به الگویی که ما را با موفقیت و ثروت خود به وجد می آورد و ایمان مان را تقویت می کند داشته باشیم و مثل او رفتار و عمل کنیم؟!
باید از خود بپرسیم؟!…
خدایا شکرت که مرا بینا و شنوا می کنی برای درک و دریافت آگاهی ها 🙏
…
“ارزش ابزار ”
…
💡دیدن دورنمای تحقق خواسته ها، اینکه مطمئن باشی آنچه که می خواهی را به زودی با بهترین کیفیت ممکن خریداری خواهی کرد، خود از ایمان و باوری قوی بر مسیری که انتخاب کرده ای سرچشمه می گیرد…
✅ من تمرین می کنم تا باور کنم که روزی تمام خواسته هایم برای رفتن به آمریکا و تجربه ی زیبایی ها و نعمت ها و موهبت پیشرفت و توسعه ی آن کشور برآورده و متجلی خواهد شد و من حتا به تمام خواسته هایی که در زوایای مختلف ذهن م شکل گرفته می رسم پس خود را آماده ی تجربه شان می کنم.
✅ من تمرین می کنم تا هرآنچه می خواهم و دوست دارم در زندگی تجربه کنم با وضوح و اطمینان کامل از برآورده شدن شان فهرست کنم و ایمان داشته باشم که جهان مرا به سمت تجربه شان هدایت خواهد کرد.
…
💡استاد خود را و تمام علاقه مندی های ش را شناسایی نموده و برای هرآنچه می خواهد و علاقه مند ست داشته باشد پذیرفته و بر خود برچسب “رد” نچسبانده، بلکه بسیار هماهنگ و با احترام فرکانس تجربه کردن تمام خواسته هایش را ارسال نموده است.
✅ من تمرین می کنم که خود را با دقت کاوش کنم و تمام آنچه برایم مهم است و به آن علاقه مند هستم را کشف کرده و در موردشان به وضوح برسم و خود را تمام و کمال بپذیرم و از خود نخواهم که چیزی که به من، یا جنسیت م یا… ربطی ندارد علاقه مند نشود.
* برای من مهم است که آشپزخانه ی خانه ی من هم در بالاترین کیفیت ممکن قرار داشته باشد.
…
💡حتا وقتی به ظاهر شرایط تحقق خواسته ات موجود نیست، و هیچ اثری هم برای دستیابی به آنچه می خواهی، وجود ندارد باور کن که خداوند و جهان در کار است تا تو را در مدار دریافت هرآنچه می خواهی قرار دهد؛ فقط کافی ست تو با ایمان منتظر دریافت هدایت ها باشی و حس ت خوب بماند تا در مسیر درست دریافت خواسته ها قرار بگیری.
✅ من تمرین می کنم تا ایمانم را به خداوند و توانایی اش در هدایت من به سمت خواسته هایم قوی تر کنم و بیشتر باورش کنم.
…
💡””راهکارهای خداوند -مثل خودش- همیشه ساده است. مسیری که با سختی و تقلا همراه است، مسیر خداوند نیست. “” و باز وقتی آماده باشی، در هر تجربه ای هدایت می شوی به راهکارهای ساده ی خداوند… و از آنجا که قانون جهان گسترش و گسترش لحظه به لحظه است، این ساده تر شدن در همه ی ابعاد زندگی انسان ها در حال تجلی ست…حتا درشکل خرید کردن و روش های آن.
✅ من تمرین می کنم تا هروقت در مسیر تحقق خواسته ام، متوجه شدم که دارم خودم را به زجر و سختی می کشانم، لحظه ای توقف کنم، به درون خود مراجعه کنم و به یاد خود بیاورم که :👇
💡””هر مسئله، راهکارش را با خود دارد و پلهای است برای رشد ظرف وجودم و آماده ساختن م برای ورود به مداری بالاتر و تجربهی کیفیتی بهتر.””
و اینجاست که متوجه خواهم شد آن تجربه و آن مسأله که به ظاهر نادلخواه بود، پیش آمده بود تا مرا با الگوهایی در ذهنم رو به رو کند که می خواهند مرا محدود نگاه دارند و پذیرش “تغییر” را برایم دشوار کنند.
آن جاست که باز هم ” موهبت” است که از دل آن شرایط متولد می شود و می بینم که خواسته ام با بهترین حالت و کیفیت خود برآورده می شود و حتا راه را برای تجلی خواسته های بعدی ام هم گشوده و آسان می کند و راه حلی اساسی برای حل مسائل بعدی هم در دستم می گذارد.
💡پس باید بدانم که گاهی ممکن است شرایط تحقق خواسته هایم تغییر کرده باشد اما به دلیل وجود الگوهای ذهنی کهنه که به شکل یک مرز و یک باور محدودکننده در ذهنم شکل گرفته، دست و پای خلاقیت ام بسته شده و من خود، راه الهام و هدایت خداوند برای دریافت ایده ها و راهکارهای ساده ش را با این باور بسته باشم. و آن وقت نرسیدن به خواسته ام را به عاملی بیرونی ارتباط دهم…
پس
✅ من تمرین می کنم تا همیشه آگاهانه نظاره گر” الگوهای ذهنی” ای که در ذهنم در حال عمل کردن هستند باشم و در هر لحظه، و در جنبه های مختلف زندگی با “” با پرسیدن این سوالات همیشگی که :
چگونه از این بهتر؟
چگونه از این راحتتر؟
چگونه از این لذتبخشتر؟
چگونه از این سریعتر؟
چگونه از این، کاراتر؟
آرام آرام به مدار راهکارهای سادهتر، بهتر، راحتتر و لذت بخشتر، راه یابم.”””
…
💡حتا زمانی که من در حال تجربه ی شرایطی هستم که از نظر من نادلخواه است، مثل کارگری کردن در کشتی باربری، مثل تجربه ی زندگی در روستا یا شهری کوچک و بی امکانات، مثل تجربه ی هر تضاد و ناخواسته ای که به ظاهر شرایط سختی است ؛ ذهن من در حال درک و شکل دهی و وضوح خواسته های من برای خودم و جهان است.
✅ من تمرین می کنم تا در هرجا که هستم بدانم که اگر آنچه روح م می خواهد در آن تجربه کشف کند را تجربه کنم به مکان های بهتر و شرایط عالی تری که کنی جلوتر در انتظارم نشسته می رسم و اینطور در هرجایی که هستم خوشبختی را تجربه خواهم کرد.
…
💡ذهن ما، حتا ذهن انسانی باتقوا چون استاد هم، همیشه در حال مقایسه و نتیجه گیری با توجه به باور کمبود است و تلاش می کند تا ما را برای انتخاب ها، خریدهای مان و… سرزنش کند و اگر سنگربانی تا دندان مسلح چون “عزت نفس” نباشد و یا یادآوری و تکرار باور فراوانی؛ ممکن است این نجواهای ذهنی ما را به دام بیندازد و “حس گناه و احساس های بد” را در وجودمان ایجاد نماید.
✅ من تمرین می کنم تا هربار که با خریدی ارزشمند چنین نجواهایی از راه می رسند تا باورهای کمبود و احساس گناه را به من تلقین کنند، با یادآوری نتیجه و دستاوردی که آن کالا یا محصول برایم رقم می زند، ” احساس خوب ” را در وجودم تقویت کنم و این روش خرید را به اصلی درونی برای خود تبدیل کنم تا جهان مرا در مداری قرار دهد که همیشه بهترین و بالاترین کیفیت ممکن از هر محصول و کالا و یا خدماتی دریافت کنم.
✅ من تمرین می کنم تا همیشه با پرسیدن این سوال که :👇
بهایی که من در حال پرداخت هر محصولی هستم، چه نتیجه ای برایم ایجاد می کند؟!
الگوهای ذهنی خودم در مورد گرانی و ارزانی را درست برنامه ریزی کنم.
…
💡ذوق و لذت خرید و تهیه ی جنس و محصول باکیفیت بسیار عالی است و حس خوب و لذت بخشی توأم با احساس ارزشمندی را به انسان القا می کند.
✅ من تمرین می کنم تا با ساختن باورهای قدرتمندکننده در وجودم خود را آماده ی تجربه این حس نمایم و با ایجاد باور فراوانی، خود را آماده ی دریافت بهترین های جهان کرده و این ذوق و شوق را که خداوند برایم تدارک دیده تجربه کنم.
💡باید در وجودم از انسان هایی که به هرشکل به من خدمتی ارائه نموده اند و یا محصولی در اختیارم گذاشته اند، سپاسگزار باشم و برای شان دعای نیک و خیر کنم چرا که این روش مرا برای دریافت نعمت های بیشتر و خدمات بهتر آماده می کند.
✅ من تمرین می کنم تا هربار از همه ی افرادی که به من خدمتی می کنند یا کرده اند، سپاسگزاری کنم و برای شان طلب خیر و برکت نموده و خود را آماده کنم تا جهان و خداوند بر من بیفزاید.
💡کیفیت های خوب، بهایی هم ارزش با خود را دارند که پرداخت این بها از طرف من، نه تنها من را در آن کیفیت شریک می کند بلکه چرخه ی مثبت تولید باکیفیت را تقویت نموده و جهان را رو به گسترش بیشتر و بیشتر سوق می دهد.
💡انسان های ثروتمند با خرید های خود هم، جهان را گسترده تر و زیباتر می کنند.
✅ من تمرین می کنم تا انسان ثروت مند بودن را ابتدا در ذهن خود خلق کنم تا در واقعیت هم متجلی شود و آن وقت برای جهانم ارزش خلق کنم.
💡من باید مسؤلیت انتخاب ها و خریدهای خود را بپذیرم، چه خوشایند باشد چه ناخوشایند.
✅ من تمرین می کنم تا با ساختن باورهای قدرتمندکننده نسبت به ارزشمندی خودم و هدایت الهی، خود را آماده ی انتخاب های درست و عالی کنم تا همیشه نتایج خوشایند و لذت بخشی را تجربه نمایم.
💡انسان های با ذهن فقیر، همیشه در مدار و شرایط فقر و کمبود بیشتر هستند و همیشه به سمت سبک و راهکاری هدایت می شوند که گران ترین بها را با زجر و بدبختی برای بی ارزش ترین چیزها می پردازند.
✅ من تمرین می کنم تا ذهن م را ثروتمند تربیت کنم و خود را آماده ی زندگی به سبکی نمایم که نتیجه اش لذت و خوشبختی است.
💡انسان های ثروتمند، روش و منش انسان های فقیر و مساله ها و دل مشغولی های آنان را درک نمی کنند چرا که معادلات ذهنی شان کاملا متفاوت است.
✅ من تمرین می کنم تا خود را برای فکر کردن به مسائل مهم و اساسی زندگی آماده کنم و از درگیری برای رفع مسائل اولیه ی زندگی رها شوم.
✅ من تمرین می کنم تا به اصل بپردازم و گرفتار حاشیه نشوم.
💡هزینه ها و بهایی که برای آموزش قوانین و درک آنها پرداخت می شود مانند هزینه برای یادگیری مهارت و خرید ابزاری است که اگر تهیه شود، به من امکان خلق میلیون ها دلار ثروت را از آن طریق می بخشد پس ارزش ش را دارد که برای اصل، بها بپردازم.
✅ من تمرین می کنم تا خود را آماده ی دریافت محصولات عالی و ارزشمند استاد نموده و با پرداخت بهای مالی و زمانی و انرژی، آگاهی ها و مهارت های نهفته در آنها را دریافت کنم و با خلق میلیون ها دلار ثروت به کمک این آگاهی ها، هربار خود را تحسین کنم که روزی تصمیم گرفتم و چنین بهایی پرداخت نمودم.
💡وقتی بخاطر باورهای محدودکننده ی خود یا اطرافیانم، شرایطی را تجربه می کنم و یا می بینم که دردها و رنج ها و سختی ها و بیماری ها زندگی را پر کرده اند، و زمان ها هدر رفته برای رفع سطحی ترین مسائل بشری، آن زمان است که بیشتر ارزش ِ آگاهی از قوانین و درک آن ها را متوجه می شوم و می فهمم که پرداخت بها برای یادگیری و اجرای قوانین بسیار بسیار ضروری و لازم است.
✅من تمرین می کنم که انتخاب کنم تا زمان و بها و انرژی ام را برای درک قوانین الهی و اجرای شان در زندگی ام خرج و هزینه کنم تا عشق و شادی و خوشبختی و ثروت را تجربه کنم و به سطوح عمیق تری از زندگی انسانی ام دست یابم.
💡من هرجایی که هستم می توانم در پناه الله یکتا، شاد زندگی کنم و سلامتی را تجربه نمایم.
💡 ثروت را زمانی در زندگی واقعی تجربه می کنم که ابتدا ذهنم را ثروتمند کرده باشم.
✅ من تمرین می کنم تا با رهنمودهای ارزشمند استاد هم خداوند را در هرلحظه و هرجایی باور کنم و هم شادی و سلامت را در پناه او بجویم.
✅ من تمرین می کنم تا ذهنی ثروتمند برای خود بسازم تا با آگاهی هایی که روح م از ثروت و فراوانی جهان دارد هماهنگ شود.
خدایا شکرت 🙏
برای این همه لطفی که در حق من داری و مرا هرروز برای درک بهتر قوانین جهان ت آماده تر می کنی و یاری می کنی تا زمان ارزشمند م را برای مسائل اساسی و مهم زندگی برروی کره خاکی، صرف کنم 🙏
سلام خدمت دوستای خوبم و همچنین استاد عباسمنش ک خیلی زحمت میکشن
خیلی وقت پیش. من دوچرخه خیلی دوس داشتم و قدمم بلند بود و دوچرخه هم باید بلند میبود طبیعتن. با بابام رفتیم دوچرخه فروشی و ی دوچرخه خریدیم ازونجا،وقتی ک دوچرخه رو آورد پایین تا پیچها و… رو سفت کنه، به بابام گفتم ک من ی دوچرخه بهتر میخوام، اون موقع بهترینش اسمش ویوا بود.ولی فروشنده خیلی اصرار داشت ک دوچرخهشو بخرم و میگفت اگه ی پیچی از ویوا بشکنه یا بخوای عوض کنی حدود 50 تومن میشه و به صرفه نیست ولی اینو ک ببری هم قطعاتش ارزونه هم چیییی
خلاصه ک خریدیم و آوردیمش خونه. خوب بود. من خیلی دوسش داشتم ولی چون کیفیت خوبی نداشت، بعد ی مدت شروع کرد به زنگ زدن و دندههاش حتا سفت شده بودن و الانم نمیدونم کجاعه حتا😂
این از تجربهی ارزون خریدن ی دوچرخه
دوسه سال پیش. دوباره باز رفتیم برای خرید لپتاپ و اون موقع اگه ی لپتاپ معمولی حدود 1 تومن بود. من بهترین مارک اون موقع و ی جنسی ک به قول خودشون خر کار باشه رو خریدیم دو و دویست و من خداروشکرررر راضی راضیم، انقد کار منو راه میندازه و انقددد راحت کرده برام همه چیو ک کیف میکنم ازین خریدم
اینم از تجربه خرید موفقم ک واقعن بهم کیف داد. حتا همین الان ک راجبش مینویسم
* دوستان همه ی ما به یک اندازه به منبع ثروت و نعمت دسترسی داریم؛ هیچ پایانی بر این منبع متصور نیست.
* توانایی همه ما به عنوان موجودی که با فرکانس هایش زندگی اش را خلق می کند،به یک اندازه است.
* من در همان جهانی زندگی میکنم وبا همان قوانینی سر وکار دارم که عباس منش زندگی می کندکه،او را موفق و ثروتمند ساخته.
*من با تقویتِ باورِ «احساسِ داشتنِ لیاقت» و « باورِ فراوانی» تعیین می کنم که ؛
۱-کدام سفر را بروَم و چه نوع تفریحاتی داشته باشم؟ (بهترین)
۲-در چه محله وخانه ای زندگی کنم؟(بهترین)
۳-از چه فروشگاهی خرید کنم؟(بهترین)
۴-چه جنس با چه کیفیتی را تهیه کنم؟( بهترین و بهترین)
۵-با چه اشخاصی رفت و آمد داشته باشم و چه خودرویی را سوار شوم؟( سعادتمند ترین و لوکس ترین)
و چه ضرب المثلِ زیبایی؛
من آنقدر پولدار نیستم که جنس ارزان(بی کیفیت) بخرم.
کسانی که فقط نوک دماغشان را می بینند ـ یعنی کسانی که هنگام خرید فقط جیبشان را نگاه می کنندوبه مخارجِ بعدی که صرفِ تعمیر،درمان و دوباره و چند باره خریدن توجه نمی کنند ـ کسانی هستند که؛
۱- جنسِ بی کیفیتی می خرند سپس چند برابرهزینه ی مابه التفاوت با جنسِ با کیفیت را خرجِ تعمیر، درمان، و چند باره خریدن می کنند.
۲- وقتشان ـ که علاوه بر تواناییِ کنترلِ ذهنشان ارزشمند ترین دارایی شان است ـ را صرفِ آفتابه خرجِ لحیم کردن و چند باره خرید کردن می کنند.
۳- با خریدشان باعث افزایش سفارش و در نتیجه تولید کالای بی کیفیت می شوند.
۴- سلامتی خود و دیگران را با مصرف یا استفاده کالاهای بی کیفیت به خطر می اندازند.
۵- با استفاده مدام از کالاهتی بی کیفیت،به مرور زمان این احساس را در خود به وجود می آورند وتقویت می کنند که “با کیفیت ها مالِ از ما بهترونه”.
۶- فرصتِ تجربه ی استفاده از جنس با کیفیت را از خود سلب می کنند.
و چندین و چند محرومیت دیگر.
آنها نمی دانند که باید؛
۱- به جای پایین آوردنِ کیفیتِ زندگی،باورهای مثبت شان را قدرتمندتر کنند.
۲- به جای پایین آوردن توقع شان از تجربه ی نعمتها ، قوانینِ زندگی را درک کنند و با آنها هماهنگ شوند.
وایی که اگر بدانند!!! چه شود؟!
بگم چی میشه؟قدمی در راهِ ساختنِ جهانی بهتر برای زندگی دیگران برداشته اند.
*من عاشق سرمایه گذاری ام،آره؛ سرمایه گذاری روی تقویتِ دو باورِ «احساسِ داشتنِ لیاقت» و « باورِ فراوانی» چون ایمان دارم سودمند تر ین سرمایه گذاریِ زندگی ام است.
*من به کمتر از بهترین قانع نمی شوم،تا جهان مرا به سمتِ بهترینها هدایت کند.و این یعنی؛ تعهد برای ساختنِ باورِ قدرتمند کننده و تغییرِ باورِ محدود کننده،به جای پایین آوردن کیفیتِ خواسته.
ذهنِ فقیر؛
۱-همیشه همه چیز را گران می خرد.
۲-به خاطر هزینه کمتر ،ایده اش خرید خودرویی دست دوم است و این ایده فقیرانه با هزینه های همراه میشود که در دراز مدت ازیک خودروی نوی با کیفیت هم گران تر تمام می شود.
۳-ایده اش استفاده از نیروی کارِ غیر متخصص است ، فقط برای اینکه دستمزد کمتری بپردازد.
* “ساختن باورهای مناسب برای خریدکردن و خرج کردن” مهمترین کار است برای تغییرِ ذهنِ فقیر.
* دقت کردن به؛
۱- زمانی که صرف کار کردن با ان ابزار می کنی.
۲- امنیت،اطمینان و کارایی که آن ابزار برایت ایجاد می کند.
۳- راحتی و لذتِ استفاده از آن.
۴- مدت زمان کارا بودن این ابزاربرای حلِ مسائل یا پیشگیری از مسائلی که موجب ضرر و زیان می شود و …
باعث می شود تا قضاوت، درستی در باره قیمتِ آن کنی.
آیا تا به حال این تجربه را داشته ای که به خاطر اینکه کمتر هزینه کنی کاری انجام دهی ؛ اما نتنها نتوانستی صرفه جویی کنی بلکه صدها برابر هم مجبور شدی بیشتر هزینه کنی؟
به یاد نمی آورم.
اما پدرم برای خانه به جای شیر های اهرمی شیر های پیچی مخروطی خرید و خیلی وقت صرف تعمیر و هزینه های زیادی برای تعویض واشر پیچ و مغذی و دستگیره آنها کرده و همچنین پرداختِ بهای بیشتر آب. که اگر همون اول شیر اهرمی یا همشمن می خرید هم در وقتش و هم در هزینه ها صرفه جویی می کرد.
و خودم ؛
یادم میاد یه بار یه جفت کفش با کیفیت و شیک خریدم که ـ با اینکه هر هفته در کوهنوردی استفاده می کردم ـ خیلی دوام کرد نسبت به کسی که همراه خودم چند جفت کفش زشت و بی کیفیت خرید. و اونجا به خودم گفتم واقعا مُفت خریدم. فکر کنم آخرش هم پاره نشد حالا یادم نیست گُمش کردم یا بخشیدمش.
شاد ، سلامت، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشیم.
آیا ابزار با قیمت گرانتر را خریده ای که کارایی آن ابزار و نتایجی که در دراز مدت ایجاد کرده، تو را به این نتیجه رسانده که این ابزار بسیار ارزان خریده شده است؟
استاد من متاسفانه به دلیل اینکه خانوادم اینطور بودن که زورشون میاد پول پای چیز گرون بدن
منم متاسفانه دچار این عدم احساس لیاقت بودم
ولی خوشبختانه همسرم اینطور نیست و جنس با کیفیت میخره بدون اینکه قیمتش مهم باشه خداروشکر که آگاه شدم دیگه از این به بعد فقط جنس مورد علاقم برام مهم باشه
این کار رو چند شب پیش انجام دادم
وقتی برای خرید لباس به فروشگاه رفتم بدون اینکه به قیمت نگاه کنم لباس مورد علاقمو برداشتم و اصلا بر خلاف گذشته قیمتش برام مهم نبود از این بابت خیلی خوشحالم قدم اول رو برداشتم
من خیلی این اشتباه رو کردم و به خاطر قیمت جنس بی کیفیت خریدم
ولی ما یه منزل خریدیم که قیمتش نسبت به متراژش بالا بود و فقط به خاطر اینکه از خونه خوشمون اومد خریدیم
و بعد از اون هرکس خونه مارو دید گفت گرون خریدید این متراژ این قیمتش نیست
ولی ما راضی بودیم و هستیم واصلا بابت گرون بودن ناراحت نشدیم چون واقعا برامون زیبا و لذت بخش هست خیلی هم دوستش دارم
خدایا شکرت به خاطر این آگاهی ها که میشنوم و عمل میکنم
بسیار عالی فرمودین استاد عزیز،منم هم همیشه به دنبال کالای ارزان قیمت بودم و همیشه دنبال قیمت میرفتم و بطور خود به خود از خانواده ام یاد گرفتم که اگر تخفیف بگیرم زرنگ تر هستم و این باور اشتباه همیشه در من بود و چقدر خوب که استاد من را به فکر بردم که چه باورهای مخربی دارم که اصلا حتی فکر نکردم که چه انرژی به جهان هستی میفرستم .
این دفعه دوم هست که این فایل رو دیدم البته با درک متفاوت.الان متوجه شدم که رفتارهایی در قبال خرید اجناس داشتم که کاملا درست بوده و خیلی خوشحالم از این بابت.
بر خلاف اکثر اطرافیانم میل داشتم موقع خرید اجناس با کیفیت بالا رو مد نظر داشته باشم و در اکثر اوقات همین کار هم میکردم حتی قبلا بارها وام میگیرفتم که باهاش اجناس با کیفیت بالاتری بخرم که البته موضوع وام گرفتن هم بخاطر عدم وجود باور فراوانی در ذهن فقیر من بود.
خیلیی علاقه به خرید پوشاک با مارک دارم و بارها از خواسته های دیگرم میزدم که بتونم پوشاک مارک بخرم و لذتش رو ببرم و الان متوجه شدم که همون پوشاک به ظاهر گرون چقدررر به من خدمت کرده و چقدرر دوام داشته و به قول استاد کاملا ازرون خریدم.بارها شده که خواستم کالایی رو بخرم اما بخاطر کیفیت پایینش نتونستم باهاش ارتباط خوبی برقرار کنم و احساس خوبی در قبالش نداشتم.
خدارو شکر میکنم که این دیدگاه درست رو در بعضی از مسائل در نظر گرفتم.البته در بعضی مسائل دیگه هنوز کار داره و دارم روش کار میکنم و تمرین میکنم که به همون احساس لیاقت و باور فراوانی بر میگرده که این هم بخاطر نگرش محدودکننده مادرم هست که بشدت در من شکل گرفت.همیشه می گفت گرون نخرید و هیچ وقت به کیفیت اهمیت نمیداد و بارها بخاطر اینکه سرزنش نشم قیمت درست رو بهش نمی گفتم و بعدها درک کردم که دروغ نشات گرفته از ترس هست.به همین دلیل خیلی وقته تصمیم گرفتم دروغ نگم و شهامت راستگویی در هر شرایطی رو داشته باشم.
استاد نمیدونی منم چقد عاشق اسباب و وسیله های باکیفیتم
از وقتی با دوره عزت نفسم آشنا شدم خودمو ارزشمندتر میدونم و وسایل بهتری میخرم برای خودم
چقد دوست دارم این پیگیری و سماجت شما رو که وقتی دنبال یه چیز خاصی هستین چقد خوب راهشو پیدا میکنین و به سمتش هدایت میشین مث همین سرویس قابلمه خفن ، هیولای ماداگاسکار 😄
ما اغلب کارهامونو بر اساس الگوهای قبلی داریم انجام میدیم مثل رفتن استاد به فروشگاه ها
یه سری شرایط ، موقعیت ها و اتفاقات بر اساس یک سری الگوها شکل گرفته و با اینکه شرایط تغییر کرده ما بازم دنبال همون الگوهاییم
و چه خوب که استاد هدایت شدین به این سایت خفن
و چه شیوه فروش خفنی
شکل بازاریابی فروشش بایدم فرق کنه وقتی همچین قیمتایی دارن
خداروشکر که قابلمه های به این کیفیت بی نظیر خریدین
خداروشکر برای اینهمه ثروت و فراوانی استادم که چند ده میلیون تومن پول سرویس قابلمه میده
اینها باورهای ثروت ساز ما رو تقویت میکنن
و چه خوبه که ارزش ابزار رو درک کنیم و وقتی که از همچین ظروفی استفاده میکنیم تازه میفهمیم که بهای خاصی ندادیم در برابر اون کیفیت
خدایا شکرت که اینقد باکیفیته که نه خط و خش میفته و نه کهنه میشه بلکه غذا هم توش سالمتره و با کیفیت تره
خدایا شکرت که همچین نعماتی هم هست هر چند که ما ندیدیم از نزدیک ولی انشالله با تقویت باورهامون هدایت میشیم به سمتش
مث خرید خودرو با کیفیت و بی کیفیت
پراید در ایران الان نماد بارز بی کیفیتیه واقعا
و خودروهایی مث بنز و بی ام دبلیو و غیره کجا و خودروهای ما کجا😂😂😂😂
کمپانی ادعاش اینه که هر فشاری میخواین بیارین به این ماشین پس بهای خاصی ندادیم براش
و ابزار که استاد کل پکیج ابزار درجه یک رو خریداری کردن
و چه کمک هایی که نکردن به استاد
نگاهتون در برابر قیمت ها باید این باشه که قیمتی که پرداخت میکنین در برابر چه چیزیه
ینی چی رو دریافت کردی در برابر این هزینه
انگلیسی ها ضرب المثل جالبی دارن
ما اونقد وضعمون خوب نیست که جنس دست دوم بخریم
چه نگاه جالبی کلی درس داشت برام
خداروشکر که استادم از کودکیش فهمیده بود که جنس ارزون در واقع چندین برابر بیشتر باید هزینه کنی نسبت به نو
چون خیلی از ماها هنوز به این نتیجه نرسیدیم
فایل های استاد واقعا گرون نیستن چون زیرورو میکنه زندگی ها رو
و واقعا ارزونترین ابزار آموزشین برای ما
تا دنیا دنیاست ممنونتم عباسمنش برای آموزه های رایگانت و برای محصولات ارزشمندت
همیشه وقتی میخوای هزینه کنی نگاه کن به نتیجه اون ابزارها که برات ایجاد میکنه
خداروشکرامروز یک مرحله رفتم بالا تر ، خوب احساس میکنم…
فایل ارزش ابزار همراه شد با مطالعه فصل ششم کتاب رویاها – که میشه گفت ردپای اصلی و گزارشمو اونجا ثبت کردم اما حسم گفت هنوز تعهدم کامل نشده و دلم گفت یک یادداشت هم اینجا ثبت کنم.
عمده افشا گری ها و اعترافاتم تو مسیر که اشاره شد ثبت کردم ، دلم میخاد اینجا منم مثه بقیه دوستان در خصوص انتخاب های اشتباهم که بخاطر باور عدم لیاقت یا کمبود یا ارزشمندی انجام دادم بنویسم
اوایل که وارد ورزش کوهنوردی شدم پس از یکی دو برنامه فهمیدم کوهنوردی فقط پیاده روی ساده و معمولی نیست ، باید ابزار های تخصصی داشت…
از همنوردام میشنیدم اگه میخای وسیله بخری حتما بهترین جنسو بخر که رابطه مستقیمی داره کیفیتش با بهایی که پرداخت میکنی .
راستش من گفتم چه کاریه ، با یه کتونی هم میشه رفت کوه ، لزومی نداره حتما کفی کفش ویبرام باشه یا متریالش گورتکس ! ( تهویه هوا )
باز همین جور اماتوری برنامه هارو شرکت میکردم ، تا اینکه مدارم رفت بالاتر و ارتفاعات بیشتر – حدودا اوایل آذر ماه 1398 بودیمو تقریبا میشه گفت هوا هنوز گرم بود که دوستان دعوتم کردن به قله کرکس – از رشته کوه های زاگرس مرکزی در ایران/ نطنز ( ارتفاع 4000 متر اگه اشتباه نکنم )
همه جا گرم بودواصلا از برف و شرایط نامساعد خبری نبود گفتم با همون بوت های ساده ، میشه این برنامه رو هم شرکت کرد.
خلاصه رسیدیم اصفهانو پای کار ، بعد غروب خورشید رسیدیم جانپاه – قرار شد شب بخوابیم صبح بریم بالا – ناگفته نماند هرچی ارتفاع بیشتر میشد تکه های یخ یا گاهی یخچال های کوچیکی رو میدیدم که از برف سال های گذشته هنوز باز نشده بودن !!
یه خورده هوا سرد شده بود اما گفتیم طبیعیه بخاطر ارتفاعه ! بعد ساعتی سرعت باد خیلی زیاد شد ، بحدی که نمیشد برای کار واجب هم بیرون رفت ! کیسه خوابمو ( که اونم الیاف و جنس چینی بدرد نخور بود ) باز کردمو چپیدم توش ! انقد شوق و ذوق کوهنوردی رو داشتم که واقعا سرما رو حس نمیکردم اما همه میلرزیدن .
خلاصه ساعتای دو و نیم شب بود فک کنم یه هو یکی گفت بیاین ببینین چخبره !!!! رفتم کنار در جانپناه و یـــــــــــــا ابفضل ! یگ کولاکی … برف جوری گرد پیچ میشد که واقعا اونجا بود قدرت طبیعت رو در بعد برف دیدم !
خلاصه صب شد ، همه جا سفید ، یخی !!
نه تنها من با همون وسایل دم دستیم نمیتونستم برم بالا بلکه بقیه دوستان که تجهیزات هم داشتن نمیشد !
اجبارا برنامه کنسل و به سختی اومدیم پایین و خداروشکر بعدش رفتیم گل گشتی تو ابیانه و کاشانو کلی لذت بردیم
رسیدم مشهد گفتم دیگه نمیشه باید وسایل داشته باشم ، میرم طبیعت که لذت ببرم اینجوری برنامه رفتن فقط رنج و زحمت داره !
زدم دیوار کفش کوهنوردی ( نرم افزار خرید و فروش جنس دست دو در ایران )
قیمیتا رو میدیدم بـــــــــــــاز یا ابفضل !!! اخه چرا یک جفت کفش دومیلیون !! مگه چی کار میکنه اون کفش واست ؟؟!!!
خلاصه چرخیدم چرخیدم یک جفت کفش دست دو خریدم ششصد و چهل هزار تومن
اون زمان حقوقم ماهی یک میلیون هم نمیرسید !!
یادش بخیر
تا بحال هیچ وقت حتی تو کل فامیلمون هیچ کسی فک کنم همچین مبغلی واسه خرید کفش نداده بودو اونم نه برای مهمونی برای رفتن تو سنگ و خاک ( باور غلط تائید طلبی ) از ترسم که مبادا مورد سرزنش دیگران قرار بگیرم به هیچکی هیچی نگفتم ( حدودا 21 سالم بود ! )
خلاصه یه برنامه رفتم باهاش دیدم ااااااااااااااااا چقدر خوبه دیگه از فشار سنگ به کف پام خبری نیس ! پام سر نمیخوره و سایر مزایا
گفتم افرین مهدی اقا ممنونم ازت این کفشارو واسم خریدی دارم کیف میکنم ، اما خودمو فوش میدادم گفتم بله که باید لذت ببری 640 هزار پول خورده !!
اون زمانا اصلا هیچ اشنایی با قانون و این فضاها نداشتم
خلاصه ذره ذره وسایلمو تکمیل کردمو بیشتر وسایلم بخاطر محدودهایی که تو فکرم بود چینی و ارزون و بعضا تاناکورا و دست دو !!
روزا گذشت و قرار شد برنامه زمستونی سنگین بریمو به خیال خودم تجهیزاتم کامله دیگه
زدیم رفتیم قله شیرباد مشهد/ایران تو مسیر رفتن گه گاهی گتر هام در میومد ( پارچه ای که روی کفش و شلوار پوشیده میشه که برف نریزه توی کفشو ساق پات خیس ویخ نکنه )
هرچی ارتفاع بیشتر میشد انگار وسایلم ضعیف تر و مستحلک تر میشدن
رسیدیم جایی که خداااااااااااااااا دنیا دنیا برف / گویا دیروز پری روزش اونجا بهمن اومده بودو مسیر بسته شده بود ، مجبور شدیم از جای دیگه بریم
خلاصه مبهوب عظمت و زیبایی طبیعت ! چیز هایی میدیم که تا به عمرم ندیده بودم
ینی تا بحال اون حجم برفو یک جا ندیده بودم !
شوقی تو دلم بود و میرفتیم بالا
خلاصه رفتیم اون بالا سک سک کردیمو عکس گرفتیم ( که تائید دیگرانو بگیرم ) و بدو بیا پایین که هوا بس نا جوان مردانه سرد است !!!
خلاصه سالمو سرحال رسیدم پایین اما تقریبا کل وسایل خراب شدن!
ینی دیگه بدرد نمیخوردنو انداختم تو سطل زباله !!
امروز درکی بی مانند دست پیدا کردم اما اون روز به این نتیجه رسیدم که :
تو بعضی از حوزه ها باید باید باید وسایلت کیفیت بالا داشته باشی
ممکن بود من تو برف گیر کنم ، دست و پامو سرما بزنه
اونوقت مجبور بودم پول چندین برابر یک جفت کفش سه پوش یا دستکش پر سنگین رو خرج درمان کنم در اخر هم بازم اندامم مستحلک میموند.
و چه بسا بسیاری از کوهنوردا بخاطر نداشتن تجهیزات مناسب دچار نقص عضو یا منجر به فوتشون شده فقط با این تفکر مگه چیه بابا همین کفشا ، همین کاپشن همین چادرو… نیازمونو برطرف میکنه نمیخایم که بریم تو کوه بمونیم که نیم روز ، دو روز میریم برمیگردیم
قافل ازینکه فقط قدرت حیات طبیعت رو دیدن و خبری از قدرت موت و تخریب طبیعت ندارن !!!
چه برنامه هایی که نرفتم و گفتم نمیتونم دوستام میگفتن بیا بریم انقد ترسو نباش ، بعدش میشنیدم از خودشون که برد رو تو کردی که نیومدی !
چه اخباری که دوستای دوستم علارقم تخصص و سابقه فعالیت در کوه ، منجر به مرگ یا اسیب دیدگیشون میشد !
من پیش ازین به صورت ناخوداگاه داشتم قانونو رعایت میکردم اما با شنیدن این فایل ارزشمند خیلی بیشتر مصمم شدم هر وقت هرچی میخام بهترینشو بخرم
واقعا این فایل خیلی ارزشمنده و تعجب کردم چرااااااااااا به صورت عمومی در اختیار همه هست …
بعدش فهمیدم که چقدر یه انسان میتونه خدا رو منشا رزق و روزیش بدونه که از روی سخاوت دسترسی عمومی رو برای همه فعال کرده
استاد عباس منش خدا برکت بده به ثروتت ، ازت متشکرم .
در پایان سپاس بی نهایت رو از رب العالمین ، الرحمن الرحیم ، مالک یوم الدین دارم که از فضل خودش ، از مسیر بی حسابش این فایلو روزی من کرد
یا ارحم راحمین ازت متشکرم که رزق و روزیمو بیشتر میکنی تا بتونم در راستای شکر گذاری و لذت بردن از نعمت هات ، از ابزار عالی استفاده کنم لذتم دوچندان بشه
خیلی خیلی لذت بردم از کامنتت همین طور که داشتم کامنتتون رو میخوندم گفتم بارک اله با اینکه مدت عضویتش کمه ببین چه قدر داره عالی پیشرفت میکنه من از وقتی خانم شایسته این فایل های رایگان رو به روز رسانی کرده و مرتب کرده شروع کردم که دوباره فایلهای رایگان رو گوش بدم ولی باورت میشه که تا حالا گوش نکردم این فایلو و گذاشتم که امروز گوشش بدم ولی همین طور ناگهانی به کامنت های شما دوستان هدایت شدم و گفتم چه کامنتهایی پس برا خوندن اینا هم وقت بزارم کامنت شما که نهایت لذت بود برام آخه منم دوران دانشجوییم کوهنورد بودم البته نه به اندازه شما حرفه ای و کاملا حرفاتون رو متوجه میشم چون یادمه یه بار از شدت تاول دور انگشتام دکتر گروهمون با سرنگ تاولهارو پاره کرد تا بتونم راه برم یادش بخیر واقعا یکی از سخت ترین ولی درعین حال لذت بخش ترین ورزش های مهیج دنیاست که باید یه عشق خاصی به طبیعت داشته باشی تا بتونی انجامش بدی به هر حال بازم ممنون و متشکرم به خاطر احساس خوب و شادی که از کامنتت گرفتم منتظر نتایج وپیشرفته های فوق العادت در این خانواده الهی هستم
خدا رو سپاس گذارم بخاطر این فایل
کاملا با حرف شما موافقم استاااااااااااااااد. یادم میاد قدیم یه دوچرخه داشتم میرفتم سرکار. بعد این یه مشکلی براش پیش اومده بود باید برای تعمیرش هزینه زیادی میکردم.
چون خودم فنی هم بودم گفتم برم خودم درستش کنم که پول کمتر بدم.
بعد رفتم تراشکاری دادم یه چیزی برام بتراشه بزارم جای اون قطعه بعد با کلی جوشکاری اصلا یه چیز نافرمی درست کردم. بعدش بعد دوسه هفته چون قسمت رکاب بود و فشار پا روش میومد اون قسمت بازهم خراب شد.
آخرش هم بردمش دادم تعمیرکار.
ولی همین برام درسی شد تا هم کار را بسپارم به تعمیرکار وهم برای کار درست ابزار درست هم بخرم.
چون ما فنی ها یه مثال داریم که میگه کار را ابزار انجام میده.
ابزار باید هیولا باشه خخخخ
به نام خدا
هجدهمین روز سفر پربرکت
🌟 🌟 🌟 🌟 🌟 🌟 🌟 🌟 🌟 🌟 🌟 🌟 🌟 🌟 🌟 🌟 🌟 🌟
به خودم می گویم :👇
💡دقت کرده ای همیشه، در تمام فایل ها، استاد با احترام و عزت نفس عالی، نام خودش را بر زبان می آورد و خود را معرفی می کند؟
من این روزها همیشه در نوشته ها و آگاهی های این سرزمین شگفتی آور از “عشق به خود و دوست داشتن خود” می خوانم و می شنوم، اما همین که بخواهی عمل کنی و آرام آرام در وجود خود بگنجانی این “عشق و محبت به خود ” را ایمانی می خواهد و هدایتی تا آرام آرام قدرتی شود در وجودت و تو را به سمت عمل کردن لحظه به لحظه به آگاهی ِ درک شده پیش ببرد و کم کم در ناخودآگاه ت نفوذ کند و تو حتا اگر حواست هم نباشد باز هم با خودت، غرق عشق و احترام برخورد کنی.
…
💡”سپاسگزاری” خالص ترین و ناب ترین نوع تمرکز بر زیبایی ها و نعمت هاست، که استاد، استاد انجام هرلحظه ی آن است… تمام فایل هایی که تا این لحظه داشته ام این دو روش را پیش برده اند :👇
معرفی خود با عشق و احترام به خویشتن
و
سپاسگزاری از خداوند برای حتا گفتگوی با ما و اشتراک آگاهی ها…
به قول دوست عزیزم در کامنت فایل ١٨ “سریال تمرکز بر روی نکات مثبت ” باید از خود بپرسیم که چقدر آگاهانه لحظه به لحظه، اجرای به قوانین را در صدر تمام رفتارها و واکنش های مان گنجانده ایم و تلاش کرده ایم تا شبیه ترین شباهت را به الگویی که ما را با موفقیت و ثروت خود به وجد می آورد و ایمان مان را تقویت می کند داشته باشیم و مثل او رفتار و عمل کنیم؟!
باید از خود بپرسیم؟!…
خدایا شکرت که مرا بینا و شنوا می کنی برای درک و دریافت آگاهی ها 🙏
…
“ارزش ابزار ”
…
💡دیدن دورنمای تحقق خواسته ها، اینکه مطمئن باشی آنچه که می خواهی را به زودی با بهترین کیفیت ممکن خریداری خواهی کرد، خود از ایمان و باوری قوی بر مسیری که انتخاب کرده ای سرچشمه می گیرد…
✅ من تمرین می کنم تا باور کنم که روزی تمام خواسته هایم برای رفتن به آمریکا و تجربه ی زیبایی ها و نعمت ها و موهبت پیشرفت و توسعه ی آن کشور برآورده و متجلی خواهد شد و من حتا به تمام خواسته هایی که در زوایای مختلف ذهن م شکل گرفته می رسم پس خود را آماده ی تجربه شان می کنم.
✅ من تمرین می کنم تا هرآنچه می خواهم و دوست دارم در زندگی تجربه کنم با وضوح و اطمینان کامل از برآورده شدن شان فهرست کنم و ایمان داشته باشم که جهان مرا به سمت تجربه شان هدایت خواهد کرد.
…
💡استاد خود را و تمام علاقه مندی های ش را شناسایی نموده و برای هرآنچه می خواهد و علاقه مند ست داشته باشد پذیرفته و بر خود برچسب “رد” نچسبانده، بلکه بسیار هماهنگ و با احترام فرکانس تجربه کردن تمام خواسته هایش را ارسال نموده است.
✅ من تمرین می کنم که خود را با دقت کاوش کنم و تمام آنچه برایم مهم است و به آن علاقه مند هستم را کشف کرده و در موردشان به وضوح برسم و خود را تمام و کمال بپذیرم و از خود نخواهم که چیزی که به من، یا جنسیت م یا… ربطی ندارد علاقه مند نشود.
* برای من مهم است که آشپزخانه ی خانه ی من هم در بالاترین کیفیت ممکن قرار داشته باشد.
…
💡حتا وقتی به ظاهر شرایط تحقق خواسته ات موجود نیست، و هیچ اثری هم برای دستیابی به آنچه می خواهی، وجود ندارد باور کن که خداوند و جهان در کار است تا تو را در مدار دریافت هرآنچه می خواهی قرار دهد؛ فقط کافی ست تو با ایمان منتظر دریافت هدایت ها باشی و حس ت خوب بماند تا در مسیر درست دریافت خواسته ها قرار بگیری.
✅ من تمرین می کنم تا ایمانم را به خداوند و توانایی اش در هدایت من به سمت خواسته هایم قوی تر کنم و بیشتر باورش کنم.
…
💡””راهکارهای خداوند -مثل خودش- همیشه ساده است. مسیری که با سختی و تقلا همراه است، مسیر خداوند نیست. “” و باز وقتی آماده باشی، در هر تجربه ای هدایت می شوی به راهکارهای ساده ی خداوند… و از آنجا که قانون جهان گسترش و گسترش لحظه به لحظه است، این ساده تر شدن در همه ی ابعاد زندگی انسان ها در حال تجلی ست…حتا درشکل خرید کردن و روش های آن.
✅ من تمرین می کنم تا هروقت در مسیر تحقق خواسته ام، متوجه شدم که دارم خودم را به زجر و سختی می کشانم، لحظه ای توقف کنم، به درون خود مراجعه کنم و به یاد خود بیاورم که :👇
💡””هر مسئله، راهکارش را با خود دارد و پلهای است برای رشد ظرف وجودم و آماده ساختن م برای ورود به مداری بالاتر و تجربهی کیفیتی بهتر.””
و اینجاست که متوجه خواهم شد آن تجربه و آن مسأله که به ظاهر نادلخواه بود، پیش آمده بود تا مرا با الگوهایی در ذهنم رو به رو کند که می خواهند مرا محدود نگاه دارند و پذیرش “تغییر” را برایم دشوار کنند.
آن جاست که باز هم ” موهبت” است که از دل آن شرایط متولد می شود و می بینم که خواسته ام با بهترین حالت و کیفیت خود برآورده می شود و حتا راه را برای تجلی خواسته های بعدی ام هم گشوده و آسان می کند و راه حلی اساسی برای حل مسائل بعدی هم در دستم می گذارد.
💡پس باید بدانم که گاهی ممکن است شرایط تحقق خواسته هایم تغییر کرده باشد اما به دلیل وجود الگوهای ذهنی کهنه که به شکل یک مرز و یک باور محدودکننده در ذهنم شکل گرفته، دست و پای خلاقیت ام بسته شده و من خود، راه الهام و هدایت خداوند برای دریافت ایده ها و راهکارهای ساده ش را با این باور بسته باشم. و آن وقت نرسیدن به خواسته ام را به عاملی بیرونی ارتباط دهم…
پس
✅ من تمرین می کنم تا همیشه آگاهانه نظاره گر” الگوهای ذهنی” ای که در ذهنم در حال عمل کردن هستند باشم و در هر لحظه، و در جنبه های مختلف زندگی با “” با پرسیدن این سوالات همیشگی که :
چگونه از این بهتر؟
چگونه از این راحتتر؟
چگونه از این لذتبخشتر؟
چگونه از این سریعتر؟
چگونه از این، کاراتر؟
آرام آرام به مدار راهکارهای سادهتر، بهتر، راحتتر و لذت بخشتر، راه یابم.”””
…
💡حتا زمانی که من در حال تجربه ی شرایطی هستم که از نظر من نادلخواه است، مثل کارگری کردن در کشتی باربری، مثل تجربه ی زندگی در روستا یا شهری کوچک و بی امکانات، مثل تجربه ی هر تضاد و ناخواسته ای که به ظاهر شرایط سختی است ؛ ذهن من در حال درک و شکل دهی و وضوح خواسته های من برای خودم و جهان است.
✅ من تمرین می کنم تا در هرجا که هستم بدانم که اگر آنچه روح م می خواهد در آن تجربه کشف کند را تجربه کنم به مکان های بهتر و شرایط عالی تری که کنی جلوتر در انتظارم نشسته می رسم و اینطور در هرجایی که هستم خوشبختی را تجربه خواهم کرد.
…
💡ذهن ما، حتا ذهن انسانی باتقوا چون استاد هم، همیشه در حال مقایسه و نتیجه گیری با توجه به باور کمبود است و تلاش می کند تا ما را برای انتخاب ها، خریدهای مان و… سرزنش کند و اگر سنگربانی تا دندان مسلح چون “عزت نفس” نباشد و یا یادآوری و تکرار باور فراوانی؛ ممکن است این نجواهای ذهنی ما را به دام بیندازد و “حس گناه و احساس های بد” را در وجودمان ایجاد نماید.
✅ من تمرین می کنم تا هربار که با خریدی ارزشمند چنین نجواهایی از راه می رسند تا باورهای کمبود و احساس گناه را به من تلقین کنند، با یادآوری نتیجه و دستاوردی که آن کالا یا محصول برایم رقم می زند، ” احساس خوب ” را در وجودم تقویت کنم و این روش خرید را به اصلی درونی برای خود تبدیل کنم تا جهان مرا در مداری قرار دهد که همیشه بهترین و بالاترین کیفیت ممکن از هر محصول و کالا و یا خدماتی دریافت کنم.
✅ من تمرین می کنم تا همیشه با پرسیدن این سوال که :👇
بهایی که من در حال پرداخت هر محصولی هستم، چه نتیجه ای برایم ایجاد می کند؟!
الگوهای ذهنی خودم در مورد گرانی و ارزانی را درست برنامه ریزی کنم.
…
💡ذوق و لذت خرید و تهیه ی جنس و محصول باکیفیت بسیار عالی است و حس خوب و لذت بخشی توأم با احساس ارزشمندی را به انسان القا می کند.
✅ من تمرین می کنم تا با ساختن باورهای قدرتمندکننده در وجودم خود را آماده ی تجربه این حس نمایم و با ایجاد باور فراوانی، خود را آماده ی دریافت بهترین های جهان کرده و این ذوق و شوق را که خداوند برایم تدارک دیده تجربه کنم.
💡باید در وجودم از انسان هایی که به هرشکل به من خدمتی ارائه نموده اند و یا محصولی در اختیارم گذاشته اند، سپاسگزار باشم و برای شان دعای نیک و خیر کنم چرا که این روش مرا برای دریافت نعمت های بیشتر و خدمات بهتر آماده می کند.
✅ من تمرین می کنم تا هربار از همه ی افرادی که به من خدمتی می کنند یا کرده اند، سپاسگزاری کنم و برای شان طلب خیر و برکت نموده و خود را آماده کنم تا جهان و خداوند بر من بیفزاید.
💡کیفیت های خوب، بهایی هم ارزش با خود را دارند که پرداخت این بها از طرف من، نه تنها من را در آن کیفیت شریک می کند بلکه چرخه ی مثبت تولید باکیفیت را تقویت نموده و جهان را رو به گسترش بیشتر و بیشتر سوق می دهد.
💡انسان های ثروتمند با خرید های خود هم، جهان را گسترده تر و زیباتر می کنند.
✅ من تمرین می کنم تا انسان ثروت مند بودن را ابتدا در ذهن خود خلق کنم تا در واقعیت هم متجلی شود و آن وقت برای جهانم ارزش خلق کنم.
💡من باید مسؤلیت انتخاب ها و خریدهای خود را بپذیرم، چه خوشایند باشد چه ناخوشایند.
✅ من تمرین می کنم تا با ساختن باورهای قدرتمندکننده نسبت به ارزشمندی خودم و هدایت الهی، خود را آماده ی انتخاب های درست و عالی کنم تا همیشه نتایج خوشایند و لذت بخشی را تجربه نمایم.
💡انسان های با ذهن فقیر، همیشه در مدار و شرایط فقر و کمبود بیشتر هستند و همیشه به سمت سبک و راهکاری هدایت می شوند که گران ترین بها را با زجر و بدبختی برای بی ارزش ترین چیزها می پردازند.
✅ من تمرین می کنم تا ذهن م را ثروتمند تربیت کنم و خود را آماده ی زندگی به سبکی نمایم که نتیجه اش لذت و خوشبختی است.
💡انسان های ثروتمند، روش و منش انسان های فقیر و مساله ها و دل مشغولی های آنان را درک نمی کنند چرا که معادلات ذهنی شان کاملا متفاوت است.
✅ من تمرین می کنم تا خود را برای فکر کردن به مسائل مهم و اساسی زندگی آماده کنم و از درگیری برای رفع مسائل اولیه ی زندگی رها شوم.
✅ من تمرین می کنم تا به اصل بپردازم و گرفتار حاشیه نشوم.
💡هزینه ها و بهایی که برای آموزش قوانین و درک آنها پرداخت می شود مانند هزینه برای یادگیری مهارت و خرید ابزاری است که اگر تهیه شود، به من امکان خلق میلیون ها دلار ثروت را از آن طریق می بخشد پس ارزش ش را دارد که برای اصل، بها بپردازم.
✅ من تمرین می کنم تا خود را آماده ی دریافت محصولات عالی و ارزشمند استاد نموده و با پرداخت بهای مالی و زمانی و انرژی، آگاهی ها و مهارت های نهفته در آنها را دریافت کنم و با خلق میلیون ها دلار ثروت به کمک این آگاهی ها، هربار خود را تحسین کنم که روزی تصمیم گرفتم و چنین بهایی پرداخت نمودم.
💡وقتی بخاطر باورهای محدودکننده ی خود یا اطرافیانم، شرایطی را تجربه می کنم و یا می بینم که دردها و رنج ها و سختی ها و بیماری ها زندگی را پر کرده اند، و زمان ها هدر رفته برای رفع سطحی ترین مسائل بشری، آن زمان است که بیشتر ارزش ِ آگاهی از قوانین و درک آن ها را متوجه می شوم و می فهمم که پرداخت بها برای یادگیری و اجرای قوانین بسیار بسیار ضروری و لازم است.
✅من تمرین می کنم که انتخاب کنم تا زمان و بها و انرژی ام را برای درک قوانین الهی و اجرای شان در زندگی ام خرج و هزینه کنم تا عشق و شادی و خوشبختی و ثروت را تجربه کنم و به سطوح عمیق تری از زندگی انسانی ام دست یابم.
💡من هرجایی که هستم می توانم در پناه الله یکتا، شاد زندگی کنم و سلامتی را تجربه نمایم.
💡 ثروت را زمانی در زندگی واقعی تجربه می کنم که ابتدا ذهنم را ثروتمند کرده باشم.
✅ من تمرین می کنم تا با رهنمودهای ارزشمند استاد هم خداوند را در هرلحظه و هرجایی باور کنم و هم شادی و سلامت را در پناه او بجویم.
✅ من تمرین می کنم تا ذهنی ثروتمند برای خود بسازم تا با آگاهی هایی که روح م از ثروت و فراوانی جهان دارد هماهنگ شود.
خدایا شکرت 🙏
برای این همه لطفی که در حق من داری و مرا هرروز برای درک بهتر قوانین جهان ت آماده تر می کنی و یاری می کنی تا زمان ارزشمند م را برای مسائل اساسی و مهم زندگی برروی کره خاکی، صرف کنم 🙏
دوستت دارم ❤️
…
عزیزان جانم
دوستتان دارم ❤️
خداوند عاشق شماست ❤️
سلام خدمت دوستای خوبم و همچنین استاد عباسمنش ک خیلی زحمت میکشن
خیلی وقت پیش. من دوچرخه خیلی دوس داشتم و قدمم بلند بود و دوچرخه هم باید بلند میبود طبیعتن. با بابام رفتیم دوچرخه فروشی و ی دوچرخه خریدیم ازونجا،وقتی ک دوچرخه رو آورد پایین تا پیچها و… رو سفت کنه، به بابام گفتم ک من ی دوچرخه بهتر میخوام، اون موقع بهترینش اسمش ویوا بود.ولی فروشنده خیلی اصرار داشت ک دوچرخهشو بخرم و میگفت اگه ی پیچی از ویوا بشکنه یا بخوای عوض کنی حدود 50 تومن میشه و به صرفه نیست ولی اینو ک ببری هم قطعاتش ارزونه هم چیییی
خلاصه ک خریدیم و آوردیمش خونه. خوب بود. من خیلی دوسش داشتم ولی چون کیفیت خوبی نداشت، بعد ی مدت شروع کرد به زنگ زدن و دندههاش حتا سفت شده بودن و الانم نمیدونم کجاعه حتا😂
این از تجربهی ارزون خریدن ی دوچرخه
دوسه سال پیش. دوباره باز رفتیم برای خرید لپتاپ و اون موقع اگه ی لپتاپ معمولی حدود 1 تومن بود. من بهترین مارک اون موقع و ی جنسی ک به قول خودشون خر کار باشه رو خریدیم دو و دویست و من خداروشکرررر راضی راضیم، انقد کار منو راه میندازه و انقددد راحت کرده برام همه چیو ک کیف میکنم ازین خریدم
اینم از تجربه خرید موفقم ک واقعن بهم کیف داد. حتا همین الان ک راجبش مینویسم
روز ۱۸ اُم.
ارزشِ ابزار .
سلام دوستان.
* دوستان همه ی ما به یک اندازه به منبع ثروت و نعمت دسترسی داریم؛ هیچ پایانی بر این منبع متصور نیست.
* توانایی همه ما به عنوان موجودی که با فرکانس هایش زندگی اش را خلق می کند،به یک اندازه است.
* من در همان جهانی زندگی میکنم وبا همان قوانینی سر وکار دارم که عباس منش زندگی می کندکه،او را موفق و ثروتمند ساخته.
*من با تقویتِ باورِ «احساسِ داشتنِ لیاقت» و « باورِ فراوانی» تعیین می کنم که ؛
۱-کدام سفر را بروَم و چه نوع تفریحاتی داشته باشم؟ (بهترین)
۲-در چه محله وخانه ای زندگی کنم؟(بهترین)
۳-از چه فروشگاهی خرید کنم؟(بهترین)
۴-چه جنس با چه کیفیتی را تهیه کنم؟( بهترین و بهترین)
۵-با چه اشخاصی رفت و آمد داشته باشم و چه خودرویی را سوار شوم؟( سعادتمند ترین و لوکس ترین)
و چه ضرب المثلِ زیبایی؛
من آنقدر پولدار نیستم که جنس ارزان(بی کیفیت) بخرم.
کسانی که فقط نوک دماغشان را می بینند ـ یعنی کسانی که هنگام خرید فقط جیبشان را نگاه می کنندوبه مخارجِ بعدی که صرفِ تعمیر،درمان و دوباره و چند باره خریدن توجه نمی کنند ـ کسانی هستند که؛
۱- جنسِ بی کیفیتی می خرند سپس چند برابرهزینه ی مابه التفاوت با جنسِ با کیفیت را خرجِ تعمیر، درمان، و چند باره خریدن می کنند.
۲- وقتشان ـ که علاوه بر تواناییِ کنترلِ ذهنشان ارزشمند ترین دارایی شان است ـ را صرفِ آفتابه خرجِ لحیم کردن و چند باره خرید کردن می کنند.
۳- با خریدشان باعث افزایش سفارش و در نتیجه تولید کالای بی کیفیت می شوند.
۴- سلامتی خود و دیگران را با مصرف یا استفاده کالاهای بی کیفیت به خطر می اندازند.
۵- با استفاده مدام از کالاهتی بی کیفیت،به مرور زمان این احساس را در خود به وجود می آورند وتقویت می کنند که “با کیفیت ها مالِ از ما بهترونه”.
۶- فرصتِ تجربه ی استفاده از جنس با کیفیت را از خود سلب می کنند.
و چندین و چند محرومیت دیگر.
آنها نمی دانند که باید؛
۱- به جای پایین آوردنِ کیفیتِ زندگی،باورهای مثبت شان را قدرتمندتر کنند.
۲- به جای پایین آوردن توقع شان از تجربه ی نعمتها ، قوانینِ زندگی را درک کنند و با آنها هماهنگ شوند.
وایی که اگر بدانند!!! چه شود؟!
بگم چی میشه؟قدمی در راهِ ساختنِ جهانی بهتر برای زندگی دیگران برداشته اند.
*من عاشق سرمایه گذاری ام،آره؛ سرمایه گذاری روی تقویتِ دو باورِ «احساسِ داشتنِ لیاقت» و « باورِ فراوانی» چون ایمان دارم سودمند تر ین سرمایه گذاریِ زندگی ام است.
*من به کمتر از بهترین قانع نمی شوم،تا جهان مرا به سمتِ بهترینها هدایت کند.و این یعنی؛ تعهد برای ساختنِ باورِ قدرتمند کننده و تغییرِ باورِ محدود کننده،به جای پایین آوردن کیفیتِ خواسته.
ذهنِ فقیر؛
۱-همیشه همه چیز را گران می خرد.
۲-به خاطر هزینه کمتر ،ایده اش خرید خودرویی دست دوم است و این ایده فقیرانه با هزینه های همراه میشود که در دراز مدت ازیک خودروی نوی با کیفیت هم گران تر تمام می شود.
۳-ایده اش استفاده از نیروی کارِ غیر متخصص است ، فقط برای اینکه دستمزد کمتری بپردازد.
* “ساختن باورهای مناسب برای خریدکردن و خرج کردن” مهمترین کار است برای تغییرِ ذهنِ فقیر.
* دقت کردن به؛
۱- زمانی که صرف کار کردن با ان ابزار می کنی.
۲- امنیت،اطمینان و کارایی که آن ابزار برایت ایجاد می کند.
۳- راحتی و لذتِ استفاده از آن.
۴- مدت زمان کارا بودن این ابزاربرای حلِ مسائل یا پیشگیری از مسائلی که موجب ضرر و زیان می شود و …
باعث می شود تا قضاوت، درستی در باره قیمتِ آن کنی.
آیا تا به حال این تجربه را داشته ای که به خاطر اینکه کمتر هزینه کنی کاری انجام دهی ؛ اما نتنها نتوانستی صرفه جویی کنی بلکه صدها برابر هم مجبور شدی بیشتر هزینه کنی؟
به یاد نمی آورم.
اما پدرم برای خانه به جای شیر های اهرمی شیر های پیچی مخروطی خرید و خیلی وقت صرف تعمیر و هزینه های زیادی برای تعویض واشر پیچ و مغذی و دستگیره آنها کرده و همچنین پرداختِ بهای بیشتر آب. که اگر همون اول شیر اهرمی یا همشمن می خرید هم در وقتش و هم در هزینه ها صرفه جویی می کرد.
و خودم ؛
یادم میاد یه بار یه جفت کفش با کیفیت و شیک خریدم که ـ با اینکه هر هفته در کوهنوردی استفاده می کردم ـ خیلی دوام کرد نسبت به کسی که همراه خودم چند جفت کفش زشت و بی کیفیت خرید. و اونجا به خودم گفتم واقعا مُفت خریدم. فکر کنم آخرش هم پاره نشد حالا یادم نیست گُمش کردم یا بخشیدمش.
شاد ، سلامت، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشیم.
آیا ابزار با قیمت گرانتر را خریده ای که کارایی آن ابزار و نتایجی که در دراز مدت ایجاد کرده، تو را به این نتیجه رسانده که این ابزار بسیار ارزان خریده شده است؟
سلام
روز هجدهم سفرنامه
استاد من متاسفانه به دلیل اینکه خانوادم اینطور بودن که زورشون میاد پول پای چیز گرون بدن
منم متاسفانه دچار این عدم احساس لیاقت بودم
ولی خوشبختانه همسرم اینطور نیست و جنس با کیفیت میخره بدون اینکه قیمتش مهم باشه خداروشکر که آگاه شدم دیگه از این به بعد فقط جنس مورد علاقم برام مهم باشه
این کار رو چند شب پیش انجام دادم
وقتی برای خرید لباس به فروشگاه رفتم بدون اینکه به قیمت نگاه کنم لباس مورد علاقمو برداشتم و اصلا بر خلاف گذشته قیمتش برام مهم نبود از این بابت خیلی خوشحالم قدم اول رو برداشتم
من خیلی این اشتباه رو کردم و به خاطر قیمت جنس بی کیفیت خریدم
ولی ما یه منزل خریدیم که قیمتش نسبت به متراژش بالا بود و فقط به خاطر اینکه از خونه خوشمون اومد خریدیم
و بعد از اون هرکس خونه مارو دید گفت گرون خریدید این متراژ این قیمتش نیست
ولی ما راضی بودیم و هستیم واصلا بابت گرون بودن ناراحت نشدیم چون واقعا برامون زیبا و لذت بخش هست خیلی هم دوستش دارم
خدایا شکرت به خاطر این آگاهی ها که میشنوم و عمل میکنم
استاد سپاسگذارم
به نام خدای ثروت و فراوانی
بسیار عالی فرمودین استاد عزیز،منم هم همیشه به دنبال کالای ارزان قیمت بودم و همیشه دنبال قیمت میرفتم و بطور خود به خود از خانواده ام یاد گرفتم که اگر تخفیف بگیرم زرنگ تر هستم و این باور اشتباه همیشه در من بود و چقدر خوب که استاد من را به فکر بردم که چه باورهای مخربی دارم که اصلا حتی فکر نکردم که چه انرژی به جهان هستی میفرستم .
سپاس فراوان 🙏🙏🙏🙏
بنام خدای مهربان
هجدهمین روز سفرنامم (دور دوم)
سلام بر عزیزان
این دفعه دوم هست که این فایل رو دیدم البته با درک متفاوت.الان متوجه شدم که رفتارهایی در قبال خرید اجناس داشتم که کاملا درست بوده و خیلی خوشحالم از این بابت.
بر خلاف اکثر اطرافیانم میل داشتم موقع خرید اجناس با کیفیت بالا رو مد نظر داشته باشم و در اکثر اوقات همین کار هم میکردم حتی قبلا بارها وام میگیرفتم که باهاش اجناس با کیفیت بالاتری بخرم که البته موضوع وام گرفتن هم بخاطر عدم وجود باور فراوانی در ذهن فقیر من بود.
خیلیی علاقه به خرید پوشاک با مارک دارم و بارها از خواسته های دیگرم میزدم که بتونم پوشاک مارک بخرم و لذتش رو ببرم و الان متوجه شدم که همون پوشاک به ظاهر گرون چقدررر به من خدمت کرده و چقدرر دوام داشته و به قول استاد کاملا ازرون خریدم.بارها شده که خواستم کالایی رو بخرم اما بخاطر کیفیت پایینش نتونستم باهاش ارتباط خوبی برقرار کنم و احساس خوبی در قبالش نداشتم.
خدارو شکر میکنم که این دیدگاه درست رو در بعضی از مسائل در نظر گرفتم.البته در بعضی مسائل دیگه هنوز کار داره و دارم روش کار میکنم و تمرین میکنم که به همون احساس لیاقت و باور فراوانی بر میگرده که این هم بخاطر نگرش محدودکننده مادرم هست که بشدت در من شکل گرفت.همیشه می گفت گرون نخرید و هیچ وقت به کیفیت اهمیت نمیداد و بارها بخاطر اینکه سرزنش نشم قیمت درست رو بهش نمی گفتم و بعدها درک کردم که دروغ نشات گرفته از ترس هست.به همین دلیل خیلی وقته تصمیم گرفتم دروغ نگم و شهامت راستگویی در هر شرایطی رو داشته باشم.
“استاد عزیز مرسی بابت آگاهی های نابت”
الحمد الله رب العالمین
سلام استاد جانم
خدایا شکرت برای هدایت من به این فایل
استاد نمیدونی منم چقد عاشق اسباب و وسیله های باکیفیتم
از وقتی با دوره عزت نفسم آشنا شدم خودمو ارزشمندتر میدونم و وسایل بهتری میخرم برای خودم
چقد دوست دارم این پیگیری و سماجت شما رو که وقتی دنبال یه چیز خاصی هستین چقد خوب راهشو پیدا میکنین و به سمتش هدایت میشین مث همین سرویس قابلمه خفن ، هیولای ماداگاسکار 😄
ما اغلب کارهامونو بر اساس الگوهای قبلی داریم انجام میدیم مثل رفتن استاد به فروشگاه ها
یه سری شرایط ، موقعیت ها و اتفاقات بر اساس یک سری الگوها شکل گرفته و با اینکه شرایط تغییر کرده ما بازم دنبال همون الگوهاییم
و چه خوب که استاد هدایت شدین به این سایت خفن
و چه شیوه فروش خفنی
شکل بازاریابی فروشش بایدم فرق کنه وقتی همچین قیمتایی دارن
خداروشکر که قابلمه های به این کیفیت بی نظیر خریدین
خداروشکر برای اینهمه ثروت و فراوانی استادم که چند ده میلیون تومن پول سرویس قابلمه میده
اینها باورهای ثروت ساز ما رو تقویت میکنن
و چه خوبه که ارزش ابزار رو درک کنیم و وقتی که از همچین ظروفی استفاده میکنیم تازه میفهمیم که بهای خاصی ندادیم در برابر اون کیفیت
خدایا شکرت که اینقد باکیفیته که نه خط و خش میفته و نه کهنه میشه بلکه غذا هم توش سالمتره و با کیفیت تره
خدایا شکرت که همچین نعماتی هم هست هر چند که ما ندیدیم از نزدیک ولی انشالله با تقویت باورهامون هدایت میشیم به سمتش
مث خرید خودرو با کیفیت و بی کیفیت
پراید در ایران الان نماد بارز بی کیفیتیه واقعا
و خودروهایی مث بنز و بی ام دبلیو و غیره کجا و خودروهای ما کجا😂😂😂😂
کمپانی ادعاش اینه که هر فشاری میخواین بیارین به این ماشین پس بهای خاصی ندادیم براش
و ابزار که استاد کل پکیج ابزار درجه یک رو خریداری کردن
و چه کمک هایی که نکردن به استاد
نگاهتون در برابر قیمت ها باید این باشه که قیمتی که پرداخت میکنین در برابر چه چیزیه
ینی چی رو دریافت کردی در برابر این هزینه
انگلیسی ها ضرب المثل جالبی دارن
ما اونقد وضعمون خوب نیست که جنس دست دوم بخریم
چه نگاه جالبی کلی درس داشت برام
خداروشکر که استادم از کودکیش فهمیده بود که جنس ارزون در واقع چندین برابر بیشتر باید هزینه کنی نسبت به نو
چون خیلی از ماها هنوز به این نتیجه نرسیدیم
فایل های استاد واقعا گرون نیستن چون زیرورو میکنه زندگی ها رو
و واقعا ارزونترین ابزار آموزشین برای ما
تا دنیا دنیاست ممنونتم عباسمنش برای آموزه های رایگانت و برای محصولات ارزشمندت
همیشه وقتی میخوای هزینه کنی نگاه کن به نتیجه اون ابزارها که برات ایجاد میکنه
این خودش یه درس بزرگه برای همه ما
سپاسگزارم استاد عششششششق
عباسمنش خداییییییییییی
در آغوش خدا باشی
بنام خداوند توانا و غنی
سلام
در مدار هجدهم سفرنامه پر برکت :
خداروشکرامروز یک مرحله رفتم بالا تر ، خوب احساس میکنم…
فایل ارزش ابزار همراه شد با مطالعه فصل ششم کتاب رویاها – که میشه گفت ردپای اصلی و گزارشمو اونجا ثبت کردم اما حسم گفت هنوز تعهدم کامل نشده و دلم گفت یک یادداشت هم اینجا ثبت کنم.
عمده افشا گری ها و اعترافاتم تو مسیر که اشاره شد ثبت کردم ، دلم میخاد اینجا منم مثه بقیه دوستان در خصوص انتخاب های اشتباهم که بخاطر باور عدم لیاقت یا کمبود یا ارزشمندی انجام دادم بنویسم
اوایل که وارد ورزش کوهنوردی شدم پس از یکی دو برنامه فهمیدم کوهنوردی فقط پیاده روی ساده و معمولی نیست ، باید ابزار های تخصصی داشت…
از همنوردام میشنیدم اگه میخای وسیله بخری حتما بهترین جنسو بخر که رابطه مستقیمی داره کیفیتش با بهایی که پرداخت میکنی .
راستش من گفتم چه کاریه ، با یه کتونی هم میشه رفت کوه ، لزومی نداره حتما کفی کفش ویبرام باشه یا متریالش گورتکس ! ( تهویه هوا )
باز همین جور اماتوری برنامه هارو شرکت میکردم ، تا اینکه مدارم رفت بالاتر و ارتفاعات بیشتر – حدودا اوایل آذر ماه 1398 بودیمو تقریبا میشه گفت هوا هنوز گرم بود که دوستان دعوتم کردن به قله کرکس – از رشته کوه های زاگرس مرکزی در ایران/ نطنز ( ارتفاع 4000 متر اگه اشتباه نکنم )
همه جا گرم بودواصلا از برف و شرایط نامساعد خبری نبود گفتم با همون بوت های ساده ، میشه این برنامه رو هم شرکت کرد.
خلاصه رسیدیم اصفهانو پای کار ، بعد غروب خورشید رسیدیم جانپاه – قرار شد شب بخوابیم صبح بریم بالا – ناگفته نماند هرچی ارتفاع بیشتر میشد تکه های یخ یا گاهی یخچال های کوچیکی رو میدیدم که از برف سال های گذشته هنوز باز نشده بودن !!
یه خورده هوا سرد شده بود اما گفتیم طبیعیه بخاطر ارتفاعه ! بعد ساعتی سرعت باد خیلی زیاد شد ، بحدی که نمیشد برای کار واجب هم بیرون رفت ! کیسه خوابمو ( که اونم الیاف و جنس چینی بدرد نخور بود ) باز کردمو چپیدم توش ! انقد شوق و ذوق کوهنوردی رو داشتم که واقعا سرما رو حس نمیکردم اما همه میلرزیدن .
خلاصه ساعتای دو و نیم شب بود فک کنم یه هو یکی گفت بیاین ببینین چخبره !!!! رفتم کنار در جانپناه و یـــــــــــــا ابفضل ! یگ کولاکی … برف جوری گرد پیچ میشد که واقعا اونجا بود قدرت طبیعت رو در بعد برف دیدم !
خلاصه صب شد ، همه جا سفید ، یخی !!
نه تنها من با همون وسایل دم دستیم نمیتونستم برم بالا بلکه بقیه دوستان که تجهیزات هم داشتن نمیشد !
اجبارا برنامه کنسل و به سختی اومدیم پایین و خداروشکر بعدش رفتیم گل گشتی تو ابیانه و کاشانو کلی لذت بردیم
رسیدم مشهد گفتم دیگه نمیشه باید وسایل داشته باشم ، میرم طبیعت که لذت ببرم اینجوری برنامه رفتن فقط رنج و زحمت داره !
زدم دیوار کفش کوهنوردی ( نرم افزار خرید و فروش جنس دست دو در ایران )
قیمیتا رو میدیدم بـــــــــــــاز یا ابفضل !!! اخه چرا یک جفت کفش دومیلیون !! مگه چی کار میکنه اون کفش واست ؟؟!!!
خلاصه چرخیدم چرخیدم یک جفت کفش دست دو خریدم ششصد و چهل هزار تومن
اون زمان حقوقم ماهی یک میلیون هم نمیرسید !!
یادش بخیر
تا بحال هیچ وقت حتی تو کل فامیلمون هیچ کسی فک کنم همچین مبغلی واسه خرید کفش نداده بودو اونم نه برای مهمونی برای رفتن تو سنگ و خاک ( باور غلط تائید طلبی ) از ترسم که مبادا مورد سرزنش دیگران قرار بگیرم به هیچکی هیچی نگفتم ( حدودا 21 سالم بود ! )
خلاصه یه برنامه رفتم باهاش دیدم ااااااااااااااااا چقدر خوبه دیگه از فشار سنگ به کف پام خبری نیس ! پام سر نمیخوره و سایر مزایا
گفتم افرین مهدی اقا ممنونم ازت این کفشارو واسم خریدی دارم کیف میکنم ، اما خودمو فوش میدادم گفتم بله که باید لذت ببری 640 هزار پول خورده !!
اون زمانا اصلا هیچ اشنایی با قانون و این فضاها نداشتم
خلاصه ذره ذره وسایلمو تکمیل کردمو بیشتر وسایلم بخاطر محدودهایی که تو فکرم بود چینی و ارزون و بعضا تاناکورا و دست دو !!
روزا گذشت و قرار شد برنامه زمستونی سنگین بریمو به خیال خودم تجهیزاتم کامله دیگه
زدیم رفتیم قله شیرباد مشهد/ایران تو مسیر رفتن گه گاهی گتر هام در میومد ( پارچه ای که روی کفش و شلوار پوشیده میشه که برف نریزه توی کفشو ساق پات خیس ویخ نکنه )
هرچی ارتفاع بیشتر میشد انگار وسایلم ضعیف تر و مستحلک تر میشدن
رسیدیم جایی که خداااااااااااااااا دنیا دنیا برف / گویا دیروز پری روزش اونجا بهمن اومده بودو مسیر بسته شده بود ، مجبور شدیم از جای دیگه بریم
خلاصه مبهوب عظمت و زیبایی طبیعت ! چیز هایی میدیم که تا به عمرم ندیده بودم
ینی تا بحال اون حجم برفو یک جا ندیده بودم !
شوقی تو دلم بود و میرفتیم بالا
خلاصه رفتیم اون بالا سک سک کردیمو عکس گرفتیم ( که تائید دیگرانو بگیرم ) و بدو بیا پایین که هوا بس نا جوان مردانه سرد است !!!
خلاصه سالمو سرحال رسیدم پایین اما تقریبا کل وسایل خراب شدن!
ینی دیگه بدرد نمیخوردنو انداختم تو سطل زباله !!
امروز درکی بی مانند دست پیدا کردم اما اون روز به این نتیجه رسیدم که :
تو بعضی از حوزه ها باید باید باید وسایلت کیفیت بالا داشته باشی
ممکن بود من تو برف گیر کنم ، دست و پامو سرما بزنه
اونوقت مجبور بودم پول چندین برابر یک جفت کفش سه پوش یا دستکش پر سنگین رو خرج درمان کنم در اخر هم بازم اندامم مستحلک میموند.
و چه بسا بسیاری از کوهنوردا بخاطر نداشتن تجهیزات مناسب دچار نقص عضو یا منجر به فوتشون شده فقط با این تفکر مگه چیه بابا همین کفشا ، همین کاپشن همین چادرو… نیازمونو برطرف میکنه نمیخایم که بریم تو کوه بمونیم که نیم روز ، دو روز میریم برمیگردیم
قافل ازینکه فقط قدرت حیات طبیعت رو دیدن و خبری از قدرت موت و تخریب طبیعت ندارن !!!
چه برنامه هایی که نرفتم و گفتم نمیتونم دوستام میگفتن بیا بریم انقد ترسو نباش ، بعدش میشنیدم از خودشون که برد رو تو کردی که نیومدی !
چه اخباری که دوستای دوستم علارقم تخصص و سابقه فعالیت در کوه ، منجر به مرگ یا اسیب دیدگیشون میشد !
من پیش ازین به صورت ناخوداگاه داشتم قانونو رعایت میکردم اما با شنیدن این فایل ارزشمند خیلی بیشتر مصمم شدم هر وقت هرچی میخام بهترینشو بخرم
واقعا این فایل خیلی ارزشمنده و تعجب کردم چرااااااااااا به صورت عمومی در اختیار همه هست …
بعدش فهمیدم که چقدر یه انسان میتونه خدا رو منشا رزق و روزیش بدونه که از روی سخاوت دسترسی عمومی رو برای همه فعال کرده
استاد عباس منش خدا برکت بده به ثروتت ، ازت متشکرم .
در پایان سپاس بی نهایت رو از رب العالمین ، الرحمن الرحیم ، مالک یوم الدین دارم که از فضل خودش ، از مسیر بی حسابش این فایلو روزی من کرد
یا ارحم راحمین ازت متشکرم که رزق و روزیمو بیشتر میکنی تا بتونم در راستای شکر گذاری و لذت بردن از نعمت هات ، از ابزار عالی استفاده کنم لذتم دوچندان بشه
و تو بی نیازی و بنده نواز – متشکرم بی نهایت
پایان
ارادتمند
مهدی وثوق
مهدی وثوق عزیز
خیلی خیلی لذت بردم از کامنتت همین طور که داشتم کامنتتون رو میخوندم گفتم بارک اله با اینکه مدت عضویتش کمه ببین چه قدر داره عالی پیشرفت میکنه من از وقتی خانم شایسته این فایل های رایگان رو به روز رسانی کرده و مرتب کرده شروع کردم که دوباره فایلهای رایگان رو گوش بدم ولی باورت میشه که تا حالا گوش نکردم این فایلو و گذاشتم که امروز گوشش بدم ولی همین طور ناگهانی به کامنت های شما دوستان هدایت شدم و گفتم چه کامنتهایی پس برا خوندن اینا هم وقت بزارم کامنت شما که نهایت لذت بود برام آخه منم دوران دانشجوییم کوهنورد بودم البته نه به اندازه شما حرفه ای و کاملا حرفاتون رو متوجه میشم چون یادمه یه بار از شدت تاول دور انگشتام دکتر گروهمون با سرنگ تاولهارو پاره کرد تا بتونم راه برم یادش بخیر واقعا یکی از سخت ترین ولی درعین حال لذت بخش ترین ورزش های مهیج دنیاست که باید یه عشق خاصی به طبیعت داشته باشی تا بتونی انجامش بدی به هر حال بازم ممنون و متشکرم به خاطر احساس خوب و شادی که از کامنتت گرفتم منتظر نتایج وپیشرفته های فوق العادت در این خانواده الهی هستم
با سلام خدمت استاد محترم
چه جالب!
قبل از اینکه نظرم رو اینجا درباره فایل کامنت بنویسم…
من از طریق نشانه من وارد این صفحه شدم و واقعا جواب این صفحه متناسب بود دقیقا با نیتی که کرده بودم! الهی شکرت…🙏❤️
واقعا ممنون بابت این همه آگاهی ارزشمند….
و اما تجربه من در ارتباط با ابزار مناسب:
چند وقت پیش برای خانمم قرار بود که گوشی بخرم،
بهش گفته بودم صبر کنه با هم هماهنگ بشیم و بریم گوشی با کیفیت بخریم..
ایشون عجله کرده بودن و یه گوشی با قیمت ارزون خریدن که خیلی زود از کار افتاد …
یه مدت بعد گوشی با کیفیت خوب رو باهم خریدیم..
الان خیلی وقته که این گوشی به لطف خدا مثل روز اولش داره کار میکنه🙏😊
و جالب اینجاس که همه دوستانی که گوشی ارزونتر خریده بودن تابحال ۲-۳ بار گوشی عوض کردن که قیمت کل از این گوشی هم بیشتر شده..
و از نظر کیفیت واقعا قابل مقایسه نیستن✌️
خواستم این تجربه رو با شما و همه دوستان همسفر عزیز به اشتراک بزارم🙏🌹