اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
امروز اولین کامنت ام (بعد از یک سال عضویت)رو می نوستم یعنی بهترین روز زندگی من هستش.بخاطر گوش دادن به این فایل.
یاد فیلم طعم گیلاس افتادم .کار آقای کیارستمی عزیز،
در افسانه های شرق و ژاپن داستانی هست که فردی در طبیعت مشغول راه رفتن بود،ناگهان، از سمتی یک حیوان درنده به سمتش هجوم میاره.اون آدم می خواد فرار کنه ولی یک حیوان درنده دیگر نیز از سمت مقابل به طرفش هجوم می آره.در اون لحظه مرگ او حتمی بوده،پس به اطراف نگاه می کنه و درخت گیلاس با میوه های زیباش رو می بینه و شروع می کنه به خوردن گیلاس(فیلم بر اساس این افسانه ساخته شده).این داستان رو الان به خوبی با شنیدن این فایل لمس می کنم.
فکر می کنم اندک زمان زندگی مادی و فیزیکی ما انسان ها ازرشمند است،اما این ارزشمندی در قالب روح معنوی مان معنا دارد.با این دید گاه خواسته های فیزیکی تعریفی ساده تر از آن دارند که نتوانیم به آن برسیم.باید لذت برد از تک تک زمان های کوتاه زندگی و باید بیشتر و بیشتر درخواست کرد از دنیایی که پر از فراوانی است.
مرگ فیزیکی پایان روح بی پایان ما موجودات زیبا نیست.
باورم نمیشه خدا چقدر قشنگ هدایتم میکنه😭😍 یعنی هر موضوعی که ذهنم رو درگیر میکنه به طرز عجیبی جوابشو تو نشانه روزم میگیرم 😇
چند روزی بود به فکر عزیزانم بودم که این دنیا رو ترک کردن و حسابی دلم گرفته بود و در نتیجهاش یه ترسی هم تو وجودم اومده بود که خدای بزرگم خیلی زود هدایتم کرد به چیزی که باید بشنوم😍
چقدر قشنگ گفتین استاد، واقعا زیباترین و منطقیترین مثالی که میشد زد همین مهمونی بود، این فایل ارزش هزاران بار گوش کردن رو داره، خیلی زیاد آروم شدم، حتما باید چند بار دیگه هم گوش بدم و نت برداری کنم تا راحتتر بفهمم و درک کنم.
خدارو صد هزار بار شکر که میشنوم و تلاش میکنم درک کنم. ❤️
هزاران هزار بار خدارو شکر میکنم که لایق دریافت آگاهیهای این دانشگاه از زبان شما هستم 🙏🙏🙏
چقدر گفتگوهای شما زیبا و تاثیرگذاره ولی جالبه که دقیقا این قانون fact نشان دادن به ذهن معجزه ها میکنه و برای همینه که شما دایما ما رو با نشان دادن عملی زیباییها در تمام تجربیات زندگیتون همراه میکنید …
باید بگم مرگ برای من همیشه یه چیز موهومی و ترسناک بود به حدی که درخواستم از خدا این بود که من روی زمین نمیرم تا قرار باشه زیرخاکها دفن بشم و همیشه ترس از مرگ داشتم مخصوصا من ی که در خانواده مذهبی بزرگ شدم که ۱۸۰ درجه با اعتقاداتی که به خوردم داده بودن اختلاف درجه داشتم و تمام زندگیم رو با احساس گناه و عذاب وجدان گذروندم
سالیان سال به قبرستان یا مراسم خاکسپاری نمیرفتم و دقیقا با هر مراسم سوگواری از درونم مشکل داشتم .
بیماری شروع شد و از تمام اطراف خبر میرسید و با بمباران رسانه ای و مردمی که خودشون روزانه در حال شمردن تعداد مرده ها بودن احاطه شدیم و ترس از مرگ هم که غوغا می کرد …
ولی خیلی زیبا سال گذشته به این فایل هدایت شدم و چقدر قلبم تایید میکرد این سبک از آگاهای رو پس آرامتر شدم ، اما یه اتفاق خیلی خوشگل و جالب دیگه که تو این ۲-۱ ماه برام پیش اومد و ( بصورت کاملا اتفاقی که مسلما اتفاقی در این دنیا درکار نیست ) از زبان عزیزی درباره یک برنامه تلویزیونی شنیدم که یک محقق ایرانی با همکاری فعالان این حوزه در کشورهای دیگه از جمله آلمان تجربیات افرادی که تجربه نزدیک به مرگ داشتن رو به یک برنامه تبدیل کرده و با عنوان زندگی پس از زندگی پخش شده و نمیدونید با چه اشتیاقی در همون روز شروع کردم به دیدن یک قسمت ووووووو خدای منننننننننن چقدر حیرت انگیز بود چقدر زیبا بود خدای من انگار پرده ای از جلوی چشمهای من کنار رفت و چقدر خوشحال شدم که خدا منو لایق این آگاهی کرد و شروع کردم به دیدن بقیه قسمتها …
اما یکم بعد تر که با خودم فکر میکردم متوجه میشدم که چقدر جالب همه این ادمها ، فقط و فقط انچه از پیش فرستاده بودن رو تجربه میکردن ، همان بما کانو یعملون که همیشه تاکید داشتید و … مجددا به این فایل شما هدایت شدم و انگار دوباره و از نو میشنیدم خدای من تک تک کلام شما حتی لفظ های شما در اون برنامه از زبان تجربه گرها عنوان میشد و نمیدونید چه درک جدید و زیبایی از زندگی و مرگ برام بوجود اومد ، چقدر شما رو تحسین کردم و سپاسگزار خدا شدم که شبیه ترین معلم به آنچه من هستم رو ، برای من انتخاب شد 😍😍😍😍
استادجان معلمی شغل انبیاست و من هر ثانیه به لطف خدای مهربانم با کمتر شدن مقاومتهام به شما و آگاهیهای این سایت نزدیک تر میشوم … خدا هرروز منو با خودش به گشت و گذار در میان آگاهیهای این دانشگاه که پر از نور و زیبایی است هدایت میکنه و مارایت الا جمیلا رو هرلحظه بیشتر و بیشتر درک میکنم ❤️❤️❤️❤️❤️ ، خدایا شکرتتتتتت
از خدا میخوام تا ثانیه آخری که در این دنیای سراسر زیبایی هستیم در مسیر صراط مستقیم و دریافت آگاهیهای الهی باشیم الهی آمین 🌹🌹🌹🌹🌹🌹
یک این بود که روی آدم ها حساب نکنم و بجاش روی نیروی برتر حساب کنم
دو مرگ پایان نیست بلکه شروع یه زندگی تازه تو یه دنیا تازه اس
و از این دید دنیا رو ببینم که دنیا یه مهمونی و آدم ها مهمون هستن که می یان مهمونی رو تجربه میکنن لذت می برن و بعد برمیگردن
این دیدگاه واقعا خوبه، اصلا حس آرامش و حس خوبی رو بهم میده
نکته بعدی اینکه نعمت های دنیا خیلی خوبه هستن من یه مهمونم که آمدم مهمونی و از امکانات مهمونی برای لذت بیشتر باید استفاده کنم اصلا این امکانات رو گذاشتن که مهمون ها استفاده کنن و کاملا طبیعی هست که مهمون ها از امکانات استفاده کنن
نکته بعدی این بود که هدف داشته باشم
تا زندگی رو تجربه کنم
وقتی هدف دارم شور و انگیزه دارم و وقتی شور و انگیزه دارم ،از زندگیم لذت می برم
اگه تمام چیزایی که میخواستم رو داشتم که دیگه زندگی معنی نداشت و خواسته هام برای معمولی بودن ،اما وقتی ندارم اونا رو ، و تلاش و برنامه ریزی میکنم برای بدست اوردشون، زندگی رو تجربه میکنم خودم رو تجربه میکنم و از زندگیم لذت می برم
برای هر کدوم از خواسته هام کلی انگیزه دارم و همین انگیزه به زندگی معنی میده و باعث زیبایی لحظه ها میشه
خدایا شکرت کلی لذت بردم از این فایل و کامنت های عالی شما دوستان
ب نام الله مهربان و هدایتگر ب سمت زیبایی شادی ثروت سلامتی و حال خوب
سلام ب استاد عزیز و مهربان دراین قاب زیباو لبخند زیبا خونه چوبی زیبا و تیشرت قرمز زیبا
نکات مهمی که من یاد گرفتم
= انسان در هیچ مواقع نباید روی مردم حساب باز کنه
=وقتی روی مسیر خودمون بریم جهان خیلی کمکون میکنه و قدرت فقط ب خدا باید بدهیم
=زندگی کردن در این دنیا مثل مهمونی در زندگی ابدیت ما دنیای مادی مثل مهمونی و کسی میاد میره برمیگرده ب اصل خودش
=ما وقتی از این دنیا خارج میشیم ب خدا نزدیک تر میشیم و خیلی وسیع تر هست اون دنیامون
=ما تیکه های از خدا هستیم و این جهان مثل مهمونی هست و موقع مرگ ب خداوند برخواهیم گشت
=مرگ پایان نیس و چیزی را از دست نمیدیم و مرگ شروع ی زندگی زیبا و نزدیکی ب خداونده
=همه ما رفتنی هستیم هر کسی ب ی شکلی و فقط از ی فرکانسی ب ی فرکانسی دیگه میریم این سلولهای جسم هر روز دارن میمیرن و زنده میشه
=از لحظه ب لحظه های زندگی لذت ببریم و در لحظه زندگی کنیم
=ما بسمت خواسته هامون میریم چون در مسیر خواسته هامون رفتن باعث میشه زندگی کنیم و از لحظه ب لحظه زندگیمون لذت میبریم
=پس خیلی خوب هدف داشته باشیم و از مسیر رسیدن ب هدفهامون لذت ببرم و دنبال هدفهامون باشیم برای زندگی کردن در زندگی
=زندگی رو تجربه کنیم و احساس شادی ارامش داشته باشیم با این کار از زندگی لذت ببریم اتفاغات و شرایط خوب وارد زندگیمون میشه
=درقران اومده کسی چیزی از دست نمیده و وعده داد کسی ب خداوند و اخرت ایمان بیاره و عمل صالح انجام بده دنبای پس از مرگشون عالی و سراسر پراز عشق شادیه وقتی توکل کنید شاد باشید دنیای پس از مرگ زیبا خواهد بود براتون یا گرفتم ازتون در لحظه ب لحظه زندگی لذت ببرم و با لذت بردنم جهان لذت بیشتری بهم میده
و واقعن وقتی حرکت میکنم برای هدفهام زندگی برام لذت بخش میشه
چقد نگاهتون برای محرم و امام ها منطقی و قابل درک بود چقد نگاهتون ب دینا و اخرت منطقی و درست بود
خداوند هدایت کنه این زندگی زیبا زندگی کنم همه چیز زیباست خدایا شکرت
آرزوی سلامتی شادی ثروت حال خوب و هدایت الله دارم براتون
سلام به استاد آرامش بخش خانم شایسته و تمامی دوستان و همراهان سایت .
استاد عزیزم از شما بابت این حرفای زیبا و دلنشینی که توی این فایل زدین سپاسگزارم از خودم هم ممنونم که آگاهانه به سمتی میرم که در آن فقط لذت شنیدن و رسیدن به حال خوب است .
هر لحظه که فکرم دچار انحراف شد و به احساس بد رسیدم به خودم یادآوری می کنم ارزشش داره که لحظات عمرم با حس بد بگذرونم ؟
پس آگاهانه تصمیم گرفتم که زندگی کنم ،زندگی به معنای واقعی زندگی با لذت و خوشی و در واقع اصل همه ما اینه که در رفاه آسایش وآرامش باشیم وعده خدا هست و تا وقتی با اصل و منبع در ارتباط باشیم و باور داشته باشیم زندگی مثل فرصت یه مهمونی رفتنه ما اومدیم که دور هم لحظات شادی رو تجربه کنیم ( به قول استاد این روزهای زندگی در مقابل با ابدیت و جاودانگی ما لحظع ای بیش نیست ) تمام لحظات عمرمون هم تجربه حال خوب و عالیه .
پس تصمیم بگیریم که نگرش متفاوت تری به گذران زندگی داشته باشیم قبل از اینکه دیر بشه و حسرت روزای رفته رو بخوریم .
بارها از استاد عباس منش شنیدم که میگن وقتی ما آگاهانه یه زندگی عالی برای خودمون توی این دنیا بسازیم آخرت هم برامون آباد و فوق العاده است.
خدایا برای فرصت زندگی که بمن هدیه کردی سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم .
خدایا برای اجابت من در هر لحظه و هدایتم به سمت بهترین اتفاقات سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم .
خدایا برای انگیزه ای که به واسطه رسیدن به خواسته هام در من ایجاد کردی و باوری که من فقط و فقط خود من سازنده زندگیم هستم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم .
خدایا جهانی که باور توحیدی داره چقدر زیباست و من در تجربه این روزهای زندگیم که هر لحظه بیشتر و بیشتر به تو احساس نزدیکی میکنم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم .
سپاس گزار خداوندم بابت بودن در مسیر هدایت که نشانه اش آرامش و اطمینان قلبی ست
استاد عزیزم خدا قوت ،چقدر مثال آخر فایلتون محشر بود ،مثال استخر و تموم شدن تایم
اگر که من عمیق بشم لحظه به لحظه ی زندگی من معجزس ، واقعا چه کسی به من این تضمین رو داده که تا پیری و میانسالی عمر میکنم ؟؟؟ هر چقدر دارم این روزها به معنا و مفهوم زندگی فکر میکنم ،بیشتر به این میرسم که خوشبختی یک نوع نگاهه و یک نوع باوریه که ما به اتفاقات هر لحظه زندگیمون داریم ،ما فقط انتخاب کردیم که برای مدت کوتاهی بعد جسمانی رو انسان رو تجربه کنیم و مثل اینکه واقعا باورمون شده که ما همین پوست و گوشت و استخونیم و الحق و والانصاف شیطان خیلی کارشو داره درست انجام میده ،مثه اینکه ما واقعا باورمون شده که زندگی حالا حالاها ادامه داره و دنیارو و داشته هامونو خیلی پایدارتر میبینیم و در حال حساب کتابیم ،
نه من یک موجود ابدیم ،من جزیی از کل هستم ،من پاره ای از خداوندم و این یعنی که نه به وجود آمده ام و نه از بین خواهم رفت ،چون خداوند از ازل بوده تا به ابد نیز خواهد بود ،من فقط در این دنیاست که میتونم احساس تشنگی کنم و از نوشیدن یک لیوان آب گوارا لذت ببرم ،من فقط تو این دنیا میتونم گرسنه باشم و از خوردن غذا لذت ببرم ، من فقط تو این دنیا میتونه سردم بشه و گرمای آتش رو حس کنم و لذت ببرم از گرم شدن و گرمم بشه و از نسیم خنکی که توی هوا هست و پوستم رو نوازش میکنه لذت ببرم ، اگر من عمیق بشم زندگی هر لحظه ی زندگی معجزس ،اصن من خیلی موقع ها زندگی رو کارتونی میبینم ،یه نقاشی زیبا که خداوند کشیده و ما فقط توی یک صفحه از این دفتر که خدا میدونه چقدر ورق و صفحه داره ،داریم زندگی میکنیم برای مدت کوتاهی ،مخصوصا وقتی آسمون آبی رو نگاه میکنم و تعدادی ابر پفکی تو آسمون میبینم بیشتر برام شبیه نقاشیه این زندگی ،واقعا چه معجزه ای بیشتر از این که همه ی چیزی که ما میخوریم و حیوانات تغذیه میکنن ،از خاک مرده به دست میاد ؟؟؟چقدر نعمت داره میده خداوند از یک خاک مرده و بی جان ؟؟؟!!!! چندین هزار نوع میوه ؟؟؟؟چندین هزار نوع گل و گیاه ؟؟؟ اصن شما فکر کن به این حتی شیرینی و ترشی این میوهها هم با هم تفاوت داره ،سوال :آیا این چندین هزار نوع میوه از چندین هزار نوع خاک مختلف به وجود میاد ؟؟؟یا از یک نوع خاک ؟؟؟
رو چه حساب و کتابی؟؟؟ رو چه حساب و کتابی اون علف تبدیل به شیر میشه و از گاو و گوسفند شیر میدوشیم؟؟؟ رو چه حسابی بوی چندین هزار نوع گل هم با هم تفاوت داره ؟؟حتی بوشون؟؟؟ چند هزار نوع عطر داریم توی طبیعت؟؟؟کی داره همهی اینها رو مدیریت میکنه؟؟؟
به راستی که خداوند چه آیه ای بر محمد نازل کرده : که اگر درختان قلم شوند و دریاها مرکب نمیتونید حتی ضره ای از نعمت های منو شکرشو به جا بیارید ،
تمام این زندگی معجزس و من خودم انتخاب کردم که بیام و انسان رو تجربه کنم و لذت خالق بودن رو بچشم ، هیچ ساعت و ماه و سالی وجود نداره کل زندگی همین لحظس
کل زندگی همین لحظس ،یه باره دیگه :کل زندگی همین لحظس ،همه چیز در هر لحظه داره اتفاق میافته تا ما اینطوری ببینیم ،همه چیز داره در هر لحظه اتفاق می افته تا شبیه اون چیزی باشه که هست ، ما اشرف مخلوقات خداوندیم و این جهان با تمام معجزاتش مسخر ماست و ما داریم توی این جهان زیبا آخرت خودمونو میسازیم چه خوب و چه بد ،
هیچ چیزی از دست نمیره ،هیچ چیزی خراب نیست در این جهان ،مسعولیت هیچ کسی به غیر رررررررررررر از خودمون با ما نیست ، ما فقط مسعول خودمون هستیم تا اونطوری که میخوایم زندگی کنیم ، خداوندی داریم که هر لحظه در حال اجابت ماست ، خدایی که هیچوقت امکان نداره اتصالمون باهاش قطع بشه حتی هر چقدر هم که دور بشیم ازش ،
به قول علی (ع) که میگه گریز از فرمانروایی تو غیر ممکنه .
میخوام بگم که همه چیز فراهمه برای ما تا لذت ببریم از این شهربازی ، یادمون باشه که 13میلیارد سال طبق گفته ها عمر کیهانه و فقط 3میلیون ساله که بشر پا به این کره ی خاکی گذاشته ، یعنی 85میلیون سال پیش این کره ی خاکی قلمرو دایناسورها بود و فقط سه میلیون ساله که بشر هست ،و مگه طولانی ترین عمر چقدر بوده ؟؟؟هزارسال ؟؟؟سه هزار سال ؟؟؟ سی هزارسال ؟؟؟ میدونی به نظرم زمین داره به کسایی که زندگی رو خیلی جدی گرفتن و پایدار میبینن داره میخنده ،چندین میلیون سال گذشته و خیلی ها اومدن و رفتن و خیلی اتفاقا رو دیده ، عمر ما حتی در مقایسه با عمر کیهان هم یک پلک به هم زدن نیست ،چه برسه در مقایسه با ابدیت ، پس لذت ببریم و جدی نگیریم مسأله هارو هیچ چیزی رو جدی نگیریم و بدونیم که ما با در مسیر درست بودن و توجه به نعمت ها داریم خوشبختی رو تجربه میکنیم و همواره به سمت تجربه خواسته های بیشتر هدایت میشیم و ما برای همین اومدیم تا این مسیر رو بریم و بندگی خداوند رو بکنیم و خودمونو به عنوان خالق تجربه کنیم ،وما هر لحظه داریم از زندگی لذت میبریم ،مگه قراره که کلی زجر بکشیم و به نعمت برسیم و بعد تازه بخوایم از دست رنج خودمون استفاده کنیم ؟؟؟نه اصن مقصدی نیست فقط مسیره و لذت بردن از مسیر و وقتی من فارغ از هرچیزی در هر لحظه طوری به جهان نگاه میکنم که احساس خوب و خوشبختی کنم ،من هر لحظه دارم لذت میبرم از زندگیم ، وقتی که من رها هستم تا هر لحظه جهان رو ترک کنم چون میدونم که یک موجود ابدیم و زندگی بهتری در انتظارمه و فقط چند صباحی مهمان این تن هستم ،وقتی در این حد رها هستم نعمت ها و ثروت ها خودشون میان و من فقط وظیفم سپاس گزاریه ،وقتی در این حد رها هستم و بدونم که من متعلق به اینجا نیستم دیگه هیچوقت روی دارایی و مال و اموالم حساب نمیکنم و حرص نمیخورم ، دیگه هیچ چیزی رو جدی نمیگیرم و در مسیر خداوند حرکت میکنم ،وقتی که من در هر لحظه به این واقف باشم که از خدا امده ام و به سوی اوبازمیگردم ،همین باور اگر عمیق بشه توی وجودم من به بهترین شکل بهشتم رو در دنیا و آخرت میسازم .
الهی شکرت بابت همه ی نعمتهایی که به ما ارزانی داشتی ،نعمت های گرانبهایی که به من ارزانی داشتی
الهی شکرت بابت این جهان زیبا و تجربه ی انسان
الهی شکرت بابت هر نفسی که میاد و میره و به اراده ی توا
الهی سپاس گزارم که در هر لحظه داری سلولهای منو مدیریت میکنی تا من زنده باشم و لذت ببرم از معجزه ی زندگی .
چند روزی بود همه اش به این فکر میکردم که چی شد یهویی!!.
یه مدت بود داشت همه چی خوب پیش میرفت چرا یهویی کمتر شده بعضی چیزا ،مثل مشتری و بعضی اتفاقات خوب دیگه که پیش میاد
و میدونستم که من مسئولشم که این اتفاقات ناخوشایند سرراهم قرار گرفته و دائم فکر میکردم که چه افکاری داشتم یا به چه چیز هایی توجه کردم و درموردش صحبت کردم یا گوش دادم
و از خدا خواستم که بهم بگه چی برام خوبه که گوش بدم از فایلای استاد عباس منش
که هدایتم کرد به فایل رمز پایداری نتایج
وقتی گوش دادم انگار بار اولم بود، درسته ،یه سری از حرفای استاد از این فایل یادم بود ، ولی یه چیزایی رو هم جدید داشتم میشنیدم
و انگار زمان شنیدنش این روزهاست ، چون با این فایل خدا بهم گفت طیبه دقت کن داری ندونسته یه سری کارارو میکنی که باعث این اتفاقا شده
خوب گوش بده به این فایل
حتی من یه مدت بود حس میکردم اون شادی درونی که داشتم رو موقع انجام کارام یا صحبت کردن با آدما یا تو چهره ام ندارم
وقتی فکر کردم دیدم آره من چند وقته آگاهانه لبخند نمیزنم یا اینکه آگاهانه توجهمو کنترل نمیکنم
یه مدت هم منظورم حدود ده روزی میشد
وقتی گوش دادم به این فایل
استاد گفت همیشه باید این اتفاق بیفته که هزینه کنید برای خوراک ذهنتون و زمان بذارید
حتی وقتی استاد میگفت بپذیره که خودمونیم داریم اتفاقاتو رقم میزنیم و باید همیشگی باشه کار کردن روی کنترل ذهنتون
باید براتون مهم باشه
و دقیقا به تمام کارای این چند روزم فکر کردم که پنهانی بود و من متوجهش نبودم و تازه فهمیدم که چند وقته که من باورایی که با صدای خودم ضبط کرده بودم گوش نمیدادم و تکرار نمیکردم
و داشتم به این فکر میکردم که چی شد یهو
که من حدود دو ماه فروشم خوب بود و وقتی خواستم بعد تعطیلی مدارس برم جاهای دیگه که شلوغ و پر جمعیته ،تو مراسما و یا تو نمایشگاها که رفت و آمد زیاده
یهویی تقریبا کمی بیشتر از صفر شدم
چیزی حدود 25 از 50
و بیشتر فکر کردم و دیدم بین حرفام با خودم یا افکارم و ذهنم و یا بین حرفام با مادرم و بقیه اطرافیانم ، این باورو داشتم که بزرگترا نمیخرن نقاشی رو
یا تو نمایشگاها که میرفتم مهر تایید به حرف خواهرم میزدم که میگفت طیبه دیگه نیایم نمایشگاه چون که نمایشگاه کسی نمیخره و رد میشن و سنشون بزرگه و نگاهم نمیکنن
و به این فکر میکردم که خودمم تو ذهنم تایید کردم و چون فروش نداشتم با اینکه خدارو شکر میکردم ولی از درون یه فکر دیگه ، یه باور محدود کننده دیگه داشتم
حتی یاد حرفای استاد عبای منش افتادم که میگفتن
جهان کاری به حرفای تو نداره
به افکار و فرکانس ها و باورهایی که عمیقا داری جواب میده
و گفتم درسته من با اینکه زبانی میگفتم که مثلا نه خوبه مشتری میاد خدا مشتری میشه برام ، ولی از باورهام محدود بودم
و این یادم اومد که استاد میگفت
وقتی باوراتون تغییر کنه صد در صد اتفاق میفته
این حرفو تو فایل مصاحبه با استاد قسمت 18 میگفتن
که نتایج شما وقتی ایجاد میشه تو زندگیتون که باوراتون به صورت بنیادین و پایدار تغییر کرده باشه
امکان نداره که نتایج موقعی وارد زندگیتون بشه که باورای شما تغییر نکرده باشه امکان نداره
و باز هم امکان نداره باورها به صورت بنیادین تغییر کنه و نتایج قابل لمس به وجود نیاد
جالبه وقتایی که فکر میکنم حرفای استاد به یادم میاد و از خدا که کمک میخوام بهم میگه چیکار کنم
وقتی من داشتم فکر میکردم گفتم طیبه تو تکرار نکردی باورای قدرتمندی که با صدای خودت ضبط کردی و حتی مراقب ورودی ذهنت ،از طریق دیدن و شنیدن و … نداشتی
که تو این ده روز کمی متوقف شدی از چند جهت
یکی از نظر مشتری
یکی از نظر رفتار هات ، مثلا وقتی من قبلا آگاهانه تلاش میکردم در یک اتفاق به ظاهر بد کنترل کنم خودمو و نگاهم رو تغییر بدم ولی این چند روزو نتونسته بودم کنترل کنم ورودی هامو و باعث تغییر در روند مسیر من شد
خدا چقدر خوب بلده که هر وقت هرچی نیاز داری رو بهت یادآوری کنه و در مسیر خودش قرارت بده
از وقتی متوجه شدم آگاهانه دوباره سعی میکنم که لبخند به لب داشته باشم ، سعی میکنم آگاهانه کنترل کنم خودم رو در زمان هایی که لازمه آرامشم رو حفظ بکنم
و از خدا سپاسگزارم و بی نهایت دوستش دارم که بهم کمک میکنه
و یه قسمت از فایل مریم جان گفت که
تک تک جملاتی که دارین از استاد میشنوین ، همون چیزاییه که داره فرکانسای شمارو تنظیم میکنه
تک تک شون
اون چیزایی که میشنوین تک تکشونو بهش عمل بکنید
باور کنید
بهش فکر کنید و باور کنید ،خود همون باور کردنه ، زندگیتو در دستان خودت قرار میده
و تغییر باورا با شنیدن این فایلا و باورای مناسب رخ میده
بعد هی فکر کنی و دنبال نشونه هاش میگردی آروم آروم افکارت تغییر میکنه
اینا رو که شنیدم و فکر کردم دیدم آره دقیقا دلیل اینکه من این ده روزو حس میکردم یه جای کارم ایراد داره که حس میکنم با اینکه حسم بیشتر وقتا خوبه ولی متوقف شدم همین بوده
که من باورای قدرتمند کننده ای که مینوشتم رو دیگه نمینویسم و گوش نمیدم به ضبط صدای خودم درسته با خدا حرف میزنم ولی بیشتر توجهم چه نا آگاهانه و چه آگاهانه به اطرافم بود
خداروشکر میکنم که نذاشت زمان زیاد بگذره و بهم راه رو تو این فایل رمز پایداری نتایج نشون داد
حتی بارها وقتی میخواستم که فایلی رو گوش بدم به صورت رندم و همیشه خدا برام انتخاب میکرد ، بیشتر وقتا دستم روی فایلایی که خودم ضبط کردم با صدای خودم میرفت و یکم گوش میدادم میگفتم بذار ببینم از فایلای استاد بشنوم
در صورتی که خدا قشنگ بهم میگفت در کنار گکش دادن به فایلای استاد به باورایی که نوشتی تا قوی کنی هم گوش بده و فکر کن راجع بهشون
خیلی خوشحالم از اینکه خدا هر لحظه مراقبمه
و کمکم میکنه
امروز متوجه شدم که تنها صحبت کردن با خدا کافی نیست ، درسته اگر با خدا حرف بزنم خودش کمکم میکنه ولی باید منم تلاشی بکنم که آگاهانه تمرکز و توجهمو به باورای قدرتمند کننده بدم و خدا ببینا دارم تلاش میکنم در همه جنبه ها کمکم کنه
الان که فکر میکنم میبینم من این فکرو داشتم که خب من با خدا حرف میزنم خدا هم فلان باور منو تغییر بده
مثلا این باور که همه جا مشتری هست و هیچ فرقی نمیکنه چه سنی داشته باشن و از همه سن ها و چه مرد و چه زن همه مشتری نقاشی های من هستن و خودشون میان و سفارش میدن بدون اینکه من کاری بکنم ،خودشون میان سمت من
و حس میکردم باید خدا اینو برای من بوجود بیاره
در صورتی که الان متوجه شدم باید من تکرار کنم
باید من این باورو ادامه دار و مستمر بگم و در کنارش تلاش کنم برای سفارش گرفتن برای نقاشیام و اینکه شروع کنم هر دو رو همزمان پیش ببرم
البته هر سه رو
اینکه اول با خدا حرف بزنم هر لحظه و هدایتایی که میکنه هر روز و بهم میگه این کارو نکن زود گوش بدم و چشم بگم
یا وقتی میگه این کارو بکن بگم چشم
دوم اینکه باورامو هر تکرار کنم
سوم اینکه تلاشمو بیشتر کنم هم برای کنترل ذهن هم برای افزایش مهارت هام و عمل کردن بهشون به تمام قدم هایی که دارم برمیدارم
و یادم باشه که حتی برای عمل کردن به تکرار باورهای قدرتمند کننده هم باید قدم بردارم تا نتایجو ببینم
برای تک تکتون بی نهایت عشق و شادی و سلامتی و آرامش و ثروت بی نهایت از خدا میخوام
من معمولا خیلی از این قسمت استفاده میکنم ولی خب یادم نمیاد تا حالا درموردش نوشته باشم
اما انقدر امروز واضح و مشخص خدا صحبت کرد باهام که دلم نیومد ننویسم.
اول یه توضیح کوتاه در مورد روش استفاده ی خودم از این قسمت بدم.
من معمولا نیت میکنم سوالم رو واضح از خداوند میپرسم چ دکمه رو میزنم .
خب در نود و نه درصد مواقع هدایت میشم به فایل صوتی ولی راستش در نودو نه درصد مواقع فایل رو گوش نمیدم چون اون مواقعی که هدایت میخوام انقدر ذهنم مشغوله که حوصله م نمیاد فایل رو گوش کنم همیشه به خدا گفتم جواب منو تو مقاله ی اول فایل بده و یا نهایتا تو کامنت های اول (آخرین کامنتی که مربوط به اون فایله)
و واقعا هم من همیشه جوابمو از همون مقاله میگیرم یا کامنت برگزیده و یا آخرین کامنت.
امروزم همینطور. و مقاله ها و کامنت ها رو از دیدگاهی میخونم که جواب من باشه.
داستان از این قرار بود که من طبق جلسه پنج و 6 کشف قوانین زندگی یه هدف کوتاه مدت واسه خودم تعیین کرده بودم که تقریبا 45 روز طول کشید و من هر روز قدم های کوچیک اما بهبود دهنده برداشتم و یجورایی به هدفم رسیدم.
داخل پرانتز اینم بگم که طبق هدایتی که شدم اینجوری برنامه ریختم که یک ماه تمرکزی رو باورام کار کنم یک ماه تمرکزی روی هدف هام .
امروز با خدا صحبت کردم و گفتم خدایا واسه گام بعدی هدایتم کن . الان دقیقا نمیدنم باید همین هدف رو ادامه بدم و یکم بسطش بدم یا جمع بندی کنم برم هدف بعدی(هدف بعدی کار کردن رو باورهام بود اونم باور های توحیدی،من یه پوشه تو گوشیم باز کردم و اسمشو گذاشتم فایل های توحیدی و هرچی که فایل در مورد توحید دارم از استاد اونجاست)
خلاصه دکمه نشانه امروز من رو زدم و بوووووم.
همون اول مقاله رو سر فصل اینو دیدم: هدف بعدی را مشخص کن.
وااااااای خدای من آخه از این واضح ترم داریم؟
یادمه بچه که بودم همیشه این آرزو رو داشتم که کاش میشد با خدا صحبت کرد اونم جواب بده.
میگفتم حالا این دنیا هیچی کاش اون دنیا میشد حداقل.
امروز با این صحبت خدا با من یاد اون آرزو افتادم.
خدا صحبت میکنه با ما.استاد ممنون ازتون که اینجوری مارو با خدای خودمون پیوند زدید.
مقاله رو ادامه دادم همش در مورد مرگ و شروع دوباره بود.
مطمئن تر شدم که باید هدف قبلی رو جمع بندی کنم و برم سراغ هدف جدید.
مقاله که تموم شد گفتم بذار برم آخرین کامنت رو هم بخونم
کامنت مائده کردی عزیز بود که نوشته بود وقتی شروع کردم دسته فایل های توحیدی…..
دیگه واقعا اینجا حجت بر من تمام شد
خدای من نه تنها بهم گفت برو هدف بعدی بلکه گفت برو سراغ همون هدفی که داشتی پوشه ی فایل هاشو درست کردی .
آدرس دقیق تر از این؟؟؟؟؟؟؟؟
این روز ها واقعا حال خوشی دارم.
هیچ وقت تو زندگیم انقدر احساس خوشبختی نداشتم که الان دارم .تو این مسیر زیبا واقعا زندگی معنای واقعی خودش رو داره برام.
ممنون از استاد عباس منش و مریم شایسته ی عزیزم که هر روز بابت وجود شما خداوند رو شکر میکنم.
اهدافمون باعث میشن ما ازاین زندگی استفاده کنیم و لذت ببریم
وگرنه فقرا و ادمهایی ک هیچ کاری نمیکنن ولی متوقع و در عین حال نا امیدن،یا کسایی همه چیز دارن و همیشه در حال تلاش و هدفای مختلف هستن و زندگیشون مملو از خیرو برکتو سرزندگیو تحوله،همگی قراره بمیرن و این جسم و این جهان رو ترک و به منزل اصلی برگردن
وچقدر این نگاه زیبا و ارامش بخشه
در حالی که خوده من،با هزاران باگ،اهدافمو دور و در نهاییت ناامید و رها کردم
یا گاها زندگیو پوچ تلقی کردم و از اون ور بوم افتادم
ولی با تکرار این باور،ک اهداف باعث میشن همین زندگیو ،زندگی و لذت ببرم
باعث میشه ذوقو شوق شعف وارد زندگی کنم
گاها به دلیل باورهای غلط و ورودی ها نامناسب،که هرکس بهتر از هرکسی میدونه کی و کجا،تغذیه کرده ،متوجه هست ک قدرت داره به همه چیز برسه
به همه اهدافش برسه
اگه نمیرسه
اگه نا امیده
اگه ناکام مونده
به دلایلیه ک خودش بهتر از هرکس میدونه
ترس ها
شرک ها
بی ارادگی ها
تنبلی ها
نگرانی ها
شجاعت های نداشته
و چقدر به قلبم میشینه ک ما در این دنیا داریم تمرین میکنیم تا برای ابدیت اماده باشیم
برای هر خواسته ای ک قراره اونجا در آنی اتفاق بیفته
و ما هم در این دنیا،البته نه همه،داریم یاد میگیریم با تنظیم فرکانس ها،خودمونو در مسیر خواسته قرار بدیم و اتفاق بیفته
و این جهان به دلیل بعد زمان،یه فاصله هست تا به خواسته برسیم
ولی هرچی که تمرین میکنیم،این فاصله داره کمتر میشه
و چقدر قشنگ چقدر درست چقدر منطقی
همه ی این تمرین ها،برای اخرتمونه
واگه در این جهان مادی،تمرین نکنیم
خودشناسی نکنیم
اگاه نشییم
بارها حضور پیدا میکنیم تا با اون منبع خیرو برکت،همسان بشیم و اماده برای ابدیت
زندگی در ایران در این دو هفته ی اخیر،خیلی برام جذاب و پر از تمرین بود
جنگ ایران و اسرائیل
اسرائیلی ک همیشه اون رو ادمکش،اون رو پلید،… شعارهای ک همیشه شنیدیم
در صورتی ک همین خودش یک باوری بود ک بیرون از من بهم تلقین کرده بودن
در صورتی ک دیدم چقدر این اسرائیل ،حتی برای جنگ،انسانیت به خرج داد و قبل از هر حرکتی،ب ایران این اگاهی رو میداد ک از فلان منطقه خارج بشین و هیچ کجای کارش ،حرفشو زیر پاش نزاشت
چقدر مردم ما،از جنس خدا هستن و به اصل خودش نزدیکن که این قدر بخشنده ان،در این روزها محبت همه بیشتر شده بود
شهرهای مختلف حتی به رایگان،خونه بهم میدادن
فروشنده ی تمام اصناف،مهربون تر بودند
پمپ بنزینی تا کجا صف بودن،ولی خیلی سریع و با ملایمت،سعی بر ارائه خدمات بودن تا ارامش برقرار باشه بین مردم
خیرو برکت از نگاه من،هزاران برابر شده بود
وچقدر این جمله ی استاد رفت توی عمق وجودم و لذت بردم
چقدر مهربون
اینک هرکسی در مسیر هدفش هر اتفاقی بیفته،شهید محسوب میشه
همین باور ،باعث میشه از نگاه قضاوتمندانمون کم بشع
اینک حتی مراسم مرگ یکسری از ادمها هم متفاوت باشه
اینک بازمانده های یکسری از همین مرده ها،هم سبک متفاوت داشته باشن،کم میشع
همه ی ما ارزشمندیم،چون برای اهدافمون در تلاشیم از مسیر راستی و درستی و علاقمون حرکت کنیم
ولی همون قدر ارزشمنده ک یکی برای زندگی و خدمت به گسترش جهان،لباس فروشی داره یا رستوران یا رفتگره
بخاطر همین تمییز قائل شدنهاست،که ادمها همش درگیره دنباله رو بودنه هم دیگن
دنبال مقایسه…
حرفای قلبم زیاده….
این جهان،این کهکشانها این دریاها،این اقیانوس ها،این اسمون این زمین،از زمان باز شدن چشم های من،برای من وجود دارن تا لحظه ی مرگ ک چشمامو بندم اینام با من از بین میرن
به نام خداوند مهربان.
سلام بر دوستان عزیز و استاد عزیز عباسمنش.
امروز اولین کامنت ام (بعد از یک سال عضویت)رو می نوستم یعنی بهترین روز زندگی من هستش.بخاطر گوش دادن به این فایل.
یاد فیلم طعم گیلاس افتادم .کار آقای کیارستمی عزیز،
در افسانه های شرق و ژاپن داستانی هست که فردی در طبیعت مشغول راه رفتن بود،ناگهان، از سمتی یک حیوان درنده به سمتش هجوم میاره.اون آدم می خواد فرار کنه ولی یک حیوان درنده دیگر نیز از سمت مقابل به طرفش هجوم می آره.در اون لحظه مرگ او حتمی بوده،پس به اطراف نگاه می کنه و درخت گیلاس با میوه های زیباش رو می بینه و شروع می کنه به خوردن گیلاس(فیلم بر اساس این افسانه ساخته شده).این داستان رو الان به خوبی با شنیدن این فایل لمس می کنم.
فکر می کنم اندک زمان زندگی مادی و فیزیکی ما انسان ها ازرشمند است،اما این ارزشمندی در قالب روح معنوی مان معنا دارد.با این دید گاه خواسته های فیزیکی تعریفی ساده تر از آن دارند که نتوانیم به آن برسیم.باید لذت برد از تک تک زمان های کوتاه زندگی و باید بیشتر و بیشتر درخواست کرد از دنیایی که پر از فراوانی است.
مرگ فیزیکی پایان روح بی پایان ما موجودات زیبا نیست.
سلام استاد جانم
باورم نمیشه خدا چقدر قشنگ هدایتم میکنه😭😍 یعنی هر موضوعی که ذهنم رو درگیر میکنه به طرز عجیبی جوابشو تو نشانه روزم میگیرم 😇
چند روزی بود به فکر عزیزانم بودم که این دنیا رو ترک کردن و حسابی دلم گرفته بود و در نتیجهاش یه ترسی هم تو وجودم اومده بود که خدای بزرگم خیلی زود هدایتم کرد به چیزی که باید بشنوم😍
چقدر قشنگ گفتین استاد، واقعا زیباترین و منطقیترین مثالی که میشد زد همین مهمونی بود، این فایل ارزش هزاران بار گوش کردن رو داره، خیلی زیاد آروم شدم، حتما باید چند بار دیگه هم گوش بدم و نت برداری کنم تا راحتتر بفهمم و درک کنم.
خدارو صد هزار بار شکر که میشنوم و تلاش میکنم درک کنم. ❤️
ازتون ممنونم استاد جانم💙
سلام به روی ماهتون استاد عزیزم 🌹🌹🌹🌹
هزاران هزار بار خدارو شکر میکنم که لایق دریافت آگاهیهای این دانشگاه از زبان شما هستم 🙏🙏🙏
چقدر گفتگوهای شما زیبا و تاثیرگذاره ولی جالبه که دقیقا این قانون fact نشان دادن به ذهن معجزه ها میکنه و برای همینه که شما دایما ما رو با نشان دادن عملی زیباییها در تمام تجربیات زندگیتون همراه میکنید …
باید بگم مرگ برای من همیشه یه چیز موهومی و ترسناک بود به حدی که درخواستم از خدا این بود که من روی زمین نمیرم تا قرار باشه زیرخاکها دفن بشم و همیشه ترس از مرگ داشتم مخصوصا من ی که در خانواده مذهبی بزرگ شدم که ۱۸۰ درجه با اعتقاداتی که به خوردم داده بودن اختلاف درجه داشتم و تمام زندگیم رو با احساس گناه و عذاب وجدان گذروندم
سالیان سال به قبرستان یا مراسم خاکسپاری نمیرفتم و دقیقا با هر مراسم سوگواری از درونم مشکل داشتم .
بیماری شروع شد و از تمام اطراف خبر میرسید و با بمباران رسانه ای و مردمی که خودشون روزانه در حال شمردن تعداد مرده ها بودن احاطه شدیم و ترس از مرگ هم که غوغا می کرد …
ولی خیلی زیبا سال گذشته به این فایل هدایت شدم و چقدر قلبم تایید میکرد این سبک از آگاهای رو پس آرامتر شدم ، اما یه اتفاق خیلی خوشگل و جالب دیگه که تو این ۲-۱ ماه برام پیش اومد و ( بصورت کاملا اتفاقی که مسلما اتفاقی در این دنیا درکار نیست ) از زبان عزیزی درباره یک برنامه تلویزیونی شنیدم که یک محقق ایرانی با همکاری فعالان این حوزه در کشورهای دیگه از جمله آلمان تجربیات افرادی که تجربه نزدیک به مرگ داشتن رو به یک برنامه تبدیل کرده و با عنوان زندگی پس از زندگی پخش شده و نمیدونید با چه اشتیاقی در همون روز شروع کردم به دیدن یک قسمت ووووووو خدای منننننننننن چقدر حیرت انگیز بود چقدر زیبا بود خدای من انگار پرده ای از جلوی چشمهای من کنار رفت و چقدر خوشحال شدم که خدا منو لایق این آگاهی کرد و شروع کردم به دیدن بقیه قسمتها …
اما یکم بعد تر که با خودم فکر میکردم متوجه میشدم که چقدر جالب همه این ادمها ، فقط و فقط انچه از پیش فرستاده بودن رو تجربه میکردن ، همان بما کانو یعملون که همیشه تاکید داشتید و … مجددا به این فایل شما هدایت شدم و انگار دوباره و از نو میشنیدم خدای من تک تک کلام شما حتی لفظ های شما در اون برنامه از زبان تجربه گرها عنوان میشد و نمیدونید چه درک جدید و زیبایی از زندگی و مرگ برام بوجود اومد ، چقدر شما رو تحسین کردم و سپاسگزار خدا شدم که شبیه ترین معلم به آنچه من هستم رو ، برای من انتخاب شد 😍😍😍😍
استادجان معلمی شغل انبیاست و من هر ثانیه به لطف خدای مهربانم با کمتر شدن مقاومتهام به شما و آگاهیهای این سایت نزدیک تر میشوم … خدا هرروز منو با خودش به گشت و گذار در میان آگاهیهای این دانشگاه که پر از نور و زیبایی است هدایت میکنه و مارایت الا جمیلا رو هرلحظه بیشتر و بیشتر درک میکنم ❤️❤️❤️❤️❤️ ، خدایا شکرتتتتتت
از خدا میخوام تا ثانیه آخری که در این دنیای سراسر زیبایی هستیم در مسیر صراط مستقیم و دریافت آگاهیهای الهی باشیم الهی آمین 🌹🌹🌹🌹🌹🌹
سلام
مثل تمام فایل های قبلی عالی و بی نظیر بود
نکاتی که من از این فایل یاد گرفتم
یک این بود که روی آدم ها حساب نکنم و بجاش روی نیروی برتر حساب کنم
دو مرگ پایان نیست بلکه شروع یه زندگی تازه تو یه دنیا تازه اس
و از این دید دنیا رو ببینم که دنیا یه مهمونی و آدم ها مهمون هستن که می یان مهمونی رو تجربه میکنن لذت می برن و بعد برمیگردن
این دیدگاه واقعا خوبه، اصلا حس آرامش و حس خوبی رو بهم میده
نکته بعدی اینکه نعمت های دنیا خیلی خوبه هستن من یه مهمونم که آمدم مهمونی و از امکانات مهمونی برای لذت بیشتر باید استفاده کنم اصلا این امکانات رو گذاشتن که مهمون ها استفاده کنن و کاملا طبیعی هست که مهمون ها از امکانات استفاده کنن
نکته بعدی این بود که هدف داشته باشم
تا زندگی رو تجربه کنم
وقتی هدف دارم شور و انگیزه دارم و وقتی شور و انگیزه دارم ،از زندگیم لذت می برم
اگه تمام چیزایی که میخواستم رو داشتم که دیگه زندگی معنی نداشت و خواسته هام برای معمولی بودن ،اما وقتی ندارم اونا رو ، و تلاش و برنامه ریزی میکنم برای بدست اوردشون، زندگی رو تجربه میکنم خودم رو تجربه میکنم و از زندگیم لذت می برم
برای هر کدوم از خواسته هام کلی انگیزه دارم و همین انگیزه به زندگی معنی میده و باعث زیبایی لحظه ها میشه
خدایا شکرت کلی لذت بردم از این فایل و کامنت های عالی شما دوستان
مخلصیم
ب نام الله مهربان و هدایتگر ب سمت زیبایی شادی ثروت سلامتی و حال خوب
سلام ب استاد عزیز و مهربان دراین قاب زیباو لبخند زیبا خونه چوبی زیبا و تیشرت قرمز زیبا
نکات مهمی که من یاد گرفتم
= انسان در هیچ مواقع نباید روی مردم حساب باز کنه
=وقتی روی مسیر خودمون بریم جهان خیلی کمکون میکنه و قدرت فقط ب خدا باید بدهیم
=زندگی کردن در این دنیا مثل مهمونی در زندگی ابدیت ما دنیای مادی مثل مهمونی و کسی میاد میره برمیگرده ب اصل خودش
=ما وقتی از این دنیا خارج میشیم ب خدا نزدیک تر میشیم و خیلی وسیع تر هست اون دنیامون
=ما تیکه های از خدا هستیم و این جهان مثل مهمونی هست و موقع مرگ ب خداوند برخواهیم گشت
=مرگ پایان نیس و چیزی را از دست نمیدیم و مرگ شروع ی زندگی زیبا و نزدیکی ب خداونده
=همه ما رفتنی هستیم هر کسی ب ی شکلی و فقط از ی فرکانسی ب ی فرکانسی دیگه میریم این سلولهای جسم هر روز دارن میمیرن و زنده میشه
=از لحظه ب لحظه های زندگی لذت ببریم و در لحظه زندگی کنیم
=ما بسمت خواسته هامون میریم چون در مسیر خواسته هامون رفتن باعث میشه زندگی کنیم و از لحظه ب لحظه زندگیمون لذت میبریم
=پس خیلی خوب هدف داشته باشیم و از مسیر رسیدن ب هدفهامون لذت ببرم و دنبال هدفهامون باشیم برای زندگی کردن در زندگی
=زندگی رو تجربه کنیم و احساس شادی ارامش داشته باشیم با این کار از زندگی لذت ببریم اتفاغات و شرایط خوب وارد زندگیمون میشه
=درقران اومده کسی چیزی از دست نمیده و وعده داد کسی ب خداوند و اخرت ایمان بیاره و عمل صالح انجام بده دنبای پس از مرگشون عالی و سراسر پراز عشق شادیه وقتی توکل کنید شاد باشید دنیای پس از مرگ زیبا خواهد بود براتون یا گرفتم ازتون در لحظه ب لحظه زندگی لذت ببرم و با لذت بردنم جهان لذت بیشتری بهم میده
و واقعن وقتی حرکت میکنم برای هدفهام زندگی برام لذت بخش میشه
چقد نگاهتون برای محرم و امام ها منطقی و قابل درک بود چقد نگاهتون ب دینا و اخرت منطقی و درست بود
خداوند هدایت کنه این زندگی زیبا زندگی کنم همه چیز زیباست خدایا شکرت
آرزوی سلامتی شادی ثروت حال خوب و هدایت الله دارم براتون
لا حول ولا قوت الا بالله العلی العظیم
سلام به استاد آرامش بخش خانم شایسته و تمامی دوستان و همراهان سایت .
استاد عزیزم از شما بابت این حرفای زیبا و دلنشینی که توی این فایل زدین سپاسگزارم از خودم هم ممنونم که آگاهانه به سمتی میرم که در آن فقط لذت شنیدن و رسیدن به حال خوب است .
هر لحظه که فکرم دچار انحراف شد و به احساس بد رسیدم به خودم یادآوری می کنم ارزشش داره که لحظات عمرم با حس بد بگذرونم ؟
پس آگاهانه تصمیم گرفتم که زندگی کنم ،زندگی به معنای واقعی زندگی با لذت و خوشی و در واقع اصل همه ما اینه که در رفاه آسایش وآرامش باشیم وعده خدا هست و تا وقتی با اصل و منبع در ارتباط باشیم و باور داشته باشیم زندگی مثل فرصت یه مهمونی رفتنه ما اومدیم که دور هم لحظات شادی رو تجربه کنیم ( به قول استاد این روزهای زندگی در مقابل با ابدیت و جاودانگی ما لحظع ای بیش نیست ) تمام لحظات عمرمون هم تجربه حال خوب و عالیه .
پس تصمیم بگیریم که نگرش متفاوت تری به گذران زندگی داشته باشیم قبل از اینکه دیر بشه و حسرت روزای رفته رو بخوریم .
بارها از استاد عباس منش شنیدم که میگن وقتی ما آگاهانه یه زندگی عالی برای خودمون توی این دنیا بسازیم آخرت هم برامون آباد و فوق العاده است.
خدایا برای فرصت زندگی که بمن هدیه کردی سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم .
خدایا برای اجابت من در هر لحظه و هدایتم به سمت بهترین اتفاقات سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم .
خدایا برای انگیزه ای که به واسطه رسیدن به خواسته هام در من ایجاد کردی و باوری که من فقط و فقط خود من سازنده زندگیم هستم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم .
خدایا جهانی که باور توحیدی داره چقدر زیباست و من در تجربه این روزهای زندگیم که هر لحظه بیشتر و بیشتر به تو احساس نزدیکی میکنم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم .
در پناه خدای مهربان شاااااد و عاااااالی باشید .
به نام خداوند مهربان
سلام به همگی عزیزانم
سپاس گزار خداوندم بابت بودن در مسیر هدایت که نشانه اش آرامش و اطمینان قلبی ست
استاد عزیزم خدا قوت ،چقدر مثال آخر فایلتون محشر بود ،مثال استخر و تموم شدن تایم
اگر که من عمیق بشم لحظه به لحظه ی زندگی من معجزس ، واقعا چه کسی به من این تضمین رو داده که تا پیری و میانسالی عمر میکنم ؟؟؟ هر چقدر دارم این روزها به معنا و مفهوم زندگی فکر میکنم ،بیشتر به این میرسم که خوشبختی یک نوع نگاهه و یک نوع باوریه که ما به اتفاقات هر لحظه زندگیمون داریم ،ما فقط انتخاب کردیم که برای مدت کوتاهی بعد جسمانی رو انسان رو تجربه کنیم و مثل اینکه واقعا باورمون شده که ما همین پوست و گوشت و استخونیم و الحق و والانصاف شیطان خیلی کارشو داره درست انجام میده ،مثه اینکه ما واقعا باورمون شده که زندگی حالا حالاها ادامه داره و دنیارو و داشته هامونو خیلی پایدارتر میبینیم و در حال حساب کتابیم ،
نه من یک موجود ابدیم ،من جزیی از کل هستم ،من پاره ای از خداوندم و این یعنی که نه به وجود آمده ام و نه از بین خواهم رفت ،چون خداوند از ازل بوده تا به ابد نیز خواهد بود ،من فقط در این دنیاست که میتونم احساس تشنگی کنم و از نوشیدن یک لیوان آب گوارا لذت ببرم ،من فقط تو این دنیا میتونم گرسنه باشم و از خوردن غذا لذت ببرم ، من فقط تو این دنیا میتونه سردم بشه و گرمای آتش رو حس کنم و لذت ببرم از گرم شدن و گرمم بشه و از نسیم خنکی که توی هوا هست و پوستم رو نوازش میکنه لذت ببرم ، اگر من عمیق بشم زندگی هر لحظه ی زندگی معجزس ،اصن من خیلی موقع ها زندگی رو کارتونی میبینم ،یه نقاشی زیبا که خداوند کشیده و ما فقط توی یک صفحه از این دفتر که خدا میدونه چقدر ورق و صفحه داره ،داریم زندگی میکنیم برای مدت کوتاهی ،مخصوصا وقتی آسمون آبی رو نگاه میکنم و تعدادی ابر پفکی تو آسمون میبینم بیشتر برام شبیه نقاشیه این زندگی ،واقعا چه معجزه ای بیشتر از این که همه ی چیزی که ما میخوریم و حیوانات تغذیه میکنن ،از خاک مرده به دست میاد ؟؟؟چقدر نعمت داره میده خداوند از یک خاک مرده و بی جان ؟؟؟!!!! چندین هزار نوع میوه ؟؟؟؟چندین هزار نوع گل و گیاه ؟؟؟ اصن شما فکر کن به این حتی شیرینی و ترشی این میوهها هم با هم تفاوت داره ،سوال :آیا این چندین هزار نوع میوه از چندین هزار نوع خاک مختلف به وجود میاد ؟؟؟یا از یک نوع خاک ؟؟؟
رو چه حساب و کتابی؟؟؟ رو چه حساب و کتابی اون علف تبدیل به شیر میشه و از گاو و گوسفند شیر میدوشیم؟؟؟ رو چه حسابی بوی چندین هزار نوع گل هم با هم تفاوت داره ؟؟حتی بوشون؟؟؟ چند هزار نوع عطر داریم توی طبیعت؟؟؟کی داره همهی اینها رو مدیریت میکنه؟؟؟
به راستی که خداوند چه آیه ای بر محمد نازل کرده : که اگر درختان قلم شوند و دریاها مرکب نمیتونید حتی ضره ای از نعمت های منو شکرشو به جا بیارید ،
تمام این زندگی معجزس و من خودم انتخاب کردم که بیام و انسان رو تجربه کنم و لذت خالق بودن رو بچشم ، هیچ ساعت و ماه و سالی وجود نداره کل زندگی همین لحظس
کل زندگی همین لحظس ،یه باره دیگه :کل زندگی همین لحظس ،همه چیز در هر لحظه داره اتفاق میافته تا ما اینطوری ببینیم ،همه چیز داره در هر لحظه اتفاق می افته تا شبیه اون چیزی باشه که هست ، ما اشرف مخلوقات خداوندیم و این جهان با تمام معجزاتش مسخر ماست و ما داریم توی این جهان زیبا آخرت خودمونو میسازیم چه خوب و چه بد ،
هیچ چیزی از دست نمیره ،هیچ چیزی خراب نیست در این جهان ،مسعولیت هیچ کسی به غیر رررررررررررر از خودمون با ما نیست ، ما فقط مسعول خودمون هستیم تا اونطوری که میخوایم زندگی کنیم ، خداوندی داریم که هر لحظه در حال اجابت ماست ، خدایی که هیچوقت امکان نداره اتصالمون باهاش قطع بشه حتی هر چقدر هم که دور بشیم ازش ،
به قول علی (ع) که میگه گریز از فرمانروایی تو غیر ممکنه .
میخوام بگم که همه چیز فراهمه برای ما تا لذت ببریم از این شهربازی ، یادمون باشه که 13میلیارد سال طبق گفته ها عمر کیهانه و فقط 3میلیون ساله که بشر پا به این کره ی خاکی گذاشته ، یعنی 85میلیون سال پیش این کره ی خاکی قلمرو دایناسورها بود و فقط سه میلیون ساله که بشر هست ،و مگه طولانی ترین عمر چقدر بوده ؟؟؟هزارسال ؟؟؟سه هزار سال ؟؟؟ سی هزارسال ؟؟؟ میدونی به نظرم زمین داره به کسایی که زندگی رو خیلی جدی گرفتن و پایدار میبینن داره میخنده ،چندین میلیون سال گذشته و خیلی ها اومدن و رفتن و خیلی اتفاقا رو دیده ، عمر ما حتی در مقایسه با عمر کیهان هم یک پلک به هم زدن نیست ،چه برسه در مقایسه با ابدیت ، پس لذت ببریم و جدی نگیریم مسأله هارو هیچ چیزی رو جدی نگیریم و بدونیم که ما با در مسیر درست بودن و توجه به نعمت ها داریم خوشبختی رو تجربه میکنیم و همواره به سمت تجربه خواسته های بیشتر هدایت میشیم و ما برای همین اومدیم تا این مسیر رو بریم و بندگی خداوند رو بکنیم و خودمونو به عنوان خالق تجربه کنیم ،وما هر لحظه داریم از زندگی لذت میبریم ،مگه قراره که کلی زجر بکشیم و به نعمت برسیم و بعد تازه بخوایم از دست رنج خودمون استفاده کنیم ؟؟؟نه اصن مقصدی نیست فقط مسیره و لذت بردن از مسیر و وقتی من فارغ از هرچیزی در هر لحظه طوری به جهان نگاه میکنم که احساس خوب و خوشبختی کنم ،من هر لحظه دارم لذت میبرم از زندگیم ، وقتی که من رها هستم تا هر لحظه جهان رو ترک کنم چون میدونم که یک موجود ابدیم و زندگی بهتری در انتظارمه و فقط چند صباحی مهمان این تن هستم ،وقتی در این حد رها هستم نعمت ها و ثروت ها خودشون میان و من فقط وظیفم سپاس گزاریه ،وقتی در این حد رها هستم و بدونم که من متعلق به اینجا نیستم دیگه هیچوقت روی دارایی و مال و اموالم حساب نمیکنم و حرص نمیخورم ، دیگه هیچ چیزی رو جدی نمیگیرم و در مسیر خداوند حرکت میکنم ،وقتی که من در هر لحظه به این واقف باشم که از خدا امده ام و به سوی اوبازمیگردم ،همین باور اگر عمیق بشه توی وجودم من به بهترین شکل بهشتم رو در دنیا و آخرت میسازم .
الهی شکرت بابت همه ی نعمتهایی که به ما ارزانی داشتی ،نعمت های گرانبهایی که به من ارزانی داشتی
الهی شکرت بابت این جهان زیبا و تجربه ی انسان
الهی شکرت بابت هر نفسی که میاد و میره و به اراده ی توا
الهی سپاس گزارم که در هر لحظه داری سلولهای منو مدیریت میکنی تا من زنده باشم و لذت ببرم از معجزه ی زندگی .
تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .
در پناه الله یکتا
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما
167. روز شمار تحول زندگی من از این جعبه شگفتی خدا
رد پای روز 1 تیر 1403 رو مینویسم
رمز پایداری نتایج
چند روزی بود همه اش به این فکر میکردم که چی شد یهویی!!.
یه مدت بود داشت همه چی خوب پیش میرفت چرا یهویی کمتر شده بعضی چیزا ،مثل مشتری و بعضی اتفاقات خوب دیگه که پیش میاد
و میدونستم که من مسئولشم که این اتفاقات ناخوشایند سرراهم قرار گرفته و دائم فکر میکردم که چه افکاری داشتم یا به چه چیز هایی توجه کردم و درموردش صحبت کردم یا گوش دادم
و از خدا خواستم که بهم بگه چی برام خوبه که گوش بدم از فایلای استاد عباس منش
که هدایتم کرد به فایل رمز پایداری نتایج
وقتی گوش دادم انگار بار اولم بود، درسته ،یه سری از حرفای استاد از این فایل یادم بود ، ولی یه چیزایی رو هم جدید داشتم میشنیدم
و انگار زمان شنیدنش این روزهاست ، چون با این فایل خدا بهم گفت طیبه دقت کن داری ندونسته یه سری کارارو میکنی که باعث این اتفاقا شده
خوب گوش بده به این فایل
حتی من یه مدت بود حس میکردم اون شادی درونی که داشتم رو موقع انجام کارام یا صحبت کردن با آدما یا تو چهره ام ندارم
وقتی فکر کردم دیدم آره من چند وقته آگاهانه لبخند نمیزنم یا اینکه آگاهانه توجهمو کنترل نمیکنم
یه مدت هم منظورم حدود ده روزی میشد
وقتی گوش دادم به این فایل
استاد گفت همیشه باید این اتفاق بیفته که هزینه کنید برای خوراک ذهنتون و زمان بذارید
حتی وقتی استاد میگفت بپذیره که خودمونیم داریم اتفاقاتو رقم میزنیم و باید همیشگی باشه کار کردن روی کنترل ذهنتون
باید براتون مهم باشه
و دقیقا به تمام کارای این چند روزم فکر کردم که پنهانی بود و من متوجهش نبودم و تازه فهمیدم که چند وقته که من باورایی که با صدای خودم ضبط کرده بودم گوش نمیدادم و تکرار نمیکردم
و داشتم به این فکر میکردم که چی شد یهو
که من حدود دو ماه فروشم خوب بود و وقتی خواستم بعد تعطیلی مدارس برم جاهای دیگه که شلوغ و پر جمعیته ،تو مراسما و یا تو نمایشگاها که رفت و آمد زیاده
یهویی تقریبا کمی بیشتر از صفر شدم
چیزی حدود 25 از 50
و بیشتر فکر کردم و دیدم بین حرفام با خودم یا افکارم و ذهنم و یا بین حرفام با مادرم و بقیه اطرافیانم ، این باورو داشتم که بزرگترا نمیخرن نقاشی رو
یا تو نمایشگاها که میرفتم مهر تایید به حرف خواهرم میزدم که میگفت طیبه دیگه نیایم نمایشگاه چون که نمایشگاه کسی نمیخره و رد میشن و سنشون بزرگه و نگاهم نمیکنن
و به این فکر میکردم که خودمم تو ذهنم تایید کردم و چون فروش نداشتم با اینکه خدارو شکر میکردم ولی از درون یه فکر دیگه ، یه باور محدود کننده دیگه داشتم
حتی یاد حرفای استاد عبای منش افتادم که میگفتن
جهان کاری به حرفای تو نداره
به افکار و فرکانس ها و باورهایی که عمیقا داری جواب میده
و گفتم درسته من با اینکه زبانی میگفتم که مثلا نه خوبه مشتری میاد خدا مشتری میشه برام ، ولی از باورهام محدود بودم
و این یادم اومد که استاد میگفت
وقتی باوراتون تغییر کنه صد در صد اتفاق میفته
این حرفو تو فایل مصاحبه با استاد قسمت 18 میگفتن
که نتایج شما وقتی ایجاد میشه تو زندگیتون که باوراتون به صورت بنیادین و پایدار تغییر کرده باشه
امکان نداره که نتایج موقعی وارد زندگیتون بشه که باورای شما تغییر نکرده باشه امکان نداره
و باز هم امکان نداره باورها به صورت بنیادین تغییر کنه و نتایج قابل لمس به وجود نیاد
جالبه وقتایی که فکر میکنم حرفای استاد به یادم میاد و از خدا که کمک میخوام بهم میگه چیکار کنم
وقتی من داشتم فکر میکردم گفتم طیبه تو تکرار نکردی باورای قدرتمندی که با صدای خودت ضبط کردی و حتی مراقب ورودی ذهنت ،از طریق دیدن و شنیدن و … نداشتی
که تو این ده روز کمی متوقف شدی از چند جهت
یکی از نظر مشتری
یکی از نظر رفتار هات ، مثلا وقتی من قبلا آگاهانه تلاش میکردم در یک اتفاق به ظاهر بد کنترل کنم خودمو و نگاهم رو تغییر بدم ولی این چند روزو نتونسته بودم کنترل کنم ورودی هامو و باعث تغییر در روند مسیر من شد
خدا چقدر خوب بلده که هر وقت هرچی نیاز داری رو بهت یادآوری کنه و در مسیر خودش قرارت بده
از وقتی متوجه شدم آگاهانه دوباره سعی میکنم که لبخند به لب داشته باشم ، سعی میکنم آگاهانه کنترل کنم خودم رو در زمان هایی که لازمه آرامشم رو حفظ بکنم
و از خدا سپاسگزارم و بی نهایت دوستش دارم که بهم کمک میکنه
و یه قسمت از فایل مریم جان گفت که
تک تک جملاتی که دارین از استاد میشنوین ، همون چیزاییه که داره فرکانسای شمارو تنظیم میکنه
تک تک شون
اون چیزایی که میشنوین تک تکشونو بهش عمل بکنید
باور کنید
بهش فکر کنید و باور کنید ،خود همون باور کردنه ، زندگیتو در دستان خودت قرار میده
و تغییر باورا با شنیدن این فایلا و باورای مناسب رخ میده
بعد هی فکر کنی و دنبال نشونه هاش میگردی آروم آروم افکارت تغییر میکنه
اینا رو که شنیدم و فکر کردم دیدم آره دقیقا دلیل اینکه من این ده روزو حس میکردم یه جای کارم ایراد داره که حس میکنم با اینکه حسم بیشتر وقتا خوبه ولی متوقف شدم همین بوده
که من باورای قدرتمند کننده ای که مینوشتم رو دیگه نمینویسم و گوش نمیدم به ضبط صدای خودم درسته با خدا حرف میزنم ولی بیشتر توجهم چه نا آگاهانه و چه آگاهانه به اطرافم بود
خداروشکر میکنم که نذاشت زمان زیاد بگذره و بهم راه رو تو این فایل رمز پایداری نتایج نشون داد
حتی بارها وقتی میخواستم که فایلی رو گوش بدم به صورت رندم و همیشه خدا برام انتخاب میکرد ، بیشتر وقتا دستم روی فایلایی که خودم ضبط کردم با صدای خودم میرفت و یکم گوش میدادم میگفتم بذار ببینم از فایلای استاد بشنوم
در صورتی که خدا قشنگ بهم میگفت در کنار گکش دادن به فایلای استاد به باورایی که نوشتی تا قوی کنی هم گوش بده و فکر کن راجع بهشون
خیلی خوشحالم از اینکه خدا هر لحظه مراقبمه
و کمکم میکنه
امروز متوجه شدم که تنها صحبت کردن با خدا کافی نیست ، درسته اگر با خدا حرف بزنم خودش کمکم میکنه ولی باید منم تلاشی بکنم که آگاهانه تمرکز و توجهمو به باورای قدرتمند کننده بدم و خدا ببینا دارم تلاش میکنم در همه جنبه ها کمکم کنه
الان که فکر میکنم میبینم من این فکرو داشتم که خب من با خدا حرف میزنم خدا هم فلان باور منو تغییر بده
مثلا این باور که همه جا مشتری هست و هیچ فرقی نمیکنه چه سنی داشته باشن و از همه سن ها و چه مرد و چه زن همه مشتری نقاشی های من هستن و خودشون میان و سفارش میدن بدون اینکه من کاری بکنم ،خودشون میان سمت من
و حس میکردم باید خدا اینو برای من بوجود بیاره
در صورتی که الان متوجه شدم باید من تکرار کنم
باید من این باورو ادامه دار و مستمر بگم و در کنارش تلاش کنم برای سفارش گرفتن برای نقاشیام و اینکه شروع کنم هر دو رو همزمان پیش ببرم
البته هر سه رو
اینکه اول با خدا حرف بزنم هر لحظه و هدایتایی که میکنه هر روز و بهم میگه این کارو نکن زود گوش بدم و چشم بگم
یا وقتی میگه این کارو بکن بگم چشم
دوم اینکه باورامو هر تکرار کنم
سوم اینکه تلاشمو بیشتر کنم هم برای کنترل ذهن هم برای افزایش مهارت هام و عمل کردن بهشون به تمام قدم هایی که دارم برمیدارم
و یادم باشه که حتی برای عمل کردن به تکرار باورهای قدرتمند کننده هم باید قدم بردارم تا نتایجو ببینم
برای تک تکتون بی نهایت عشق و شادی و سلامتی و آرامش و ثروت بی نهایت از خدا میخوام
و سعادت در دنیا و آخرت باشه برای همه مون
سلام به همگی.
این فایل نشونه ی امروز من بود.
من معمولا خیلی از این قسمت استفاده میکنم ولی خب یادم نمیاد تا حالا درموردش نوشته باشم
اما انقدر امروز واضح و مشخص خدا صحبت کرد باهام که دلم نیومد ننویسم.
اول یه توضیح کوتاه در مورد روش استفاده ی خودم از این قسمت بدم.
من معمولا نیت میکنم سوالم رو واضح از خداوند میپرسم چ دکمه رو میزنم .
خب در نود و نه درصد مواقع هدایت میشم به فایل صوتی ولی راستش در نودو نه درصد مواقع فایل رو گوش نمیدم چون اون مواقعی که هدایت میخوام انقدر ذهنم مشغوله که حوصله م نمیاد فایل رو گوش کنم همیشه به خدا گفتم جواب منو تو مقاله ی اول فایل بده و یا نهایتا تو کامنت های اول (آخرین کامنتی که مربوط به اون فایله)
و واقعا هم من همیشه جوابمو از همون مقاله میگیرم یا کامنت برگزیده و یا آخرین کامنت.
امروزم همینطور. و مقاله ها و کامنت ها رو از دیدگاهی میخونم که جواب من باشه.
داستان از این قرار بود که من طبق جلسه پنج و 6 کشف قوانین زندگی یه هدف کوتاه مدت واسه خودم تعیین کرده بودم که تقریبا 45 روز طول کشید و من هر روز قدم های کوچیک اما بهبود دهنده برداشتم و یجورایی به هدفم رسیدم.
داخل پرانتز اینم بگم که طبق هدایتی که شدم اینجوری برنامه ریختم که یک ماه تمرکزی رو باورام کار کنم یک ماه تمرکزی روی هدف هام .
امروز با خدا صحبت کردم و گفتم خدایا واسه گام بعدی هدایتم کن . الان دقیقا نمیدنم باید همین هدف رو ادامه بدم و یکم بسطش بدم یا جمع بندی کنم برم هدف بعدی(هدف بعدی کار کردن رو باورهام بود اونم باور های توحیدی،من یه پوشه تو گوشیم باز کردم و اسمشو گذاشتم فایل های توحیدی و هرچی که فایل در مورد توحید دارم از استاد اونجاست)
خلاصه دکمه نشانه امروز من رو زدم و بوووووم.
همون اول مقاله رو سر فصل اینو دیدم: هدف بعدی را مشخص کن.
وااااااای خدای من آخه از این واضح ترم داریم؟
یادمه بچه که بودم همیشه این آرزو رو داشتم که کاش میشد با خدا صحبت کرد اونم جواب بده.
میگفتم حالا این دنیا هیچی کاش اون دنیا میشد حداقل.
امروز با این صحبت خدا با من یاد اون آرزو افتادم.
خدا صحبت میکنه با ما.استاد ممنون ازتون که اینجوری مارو با خدای خودمون پیوند زدید.
مقاله رو ادامه دادم همش در مورد مرگ و شروع دوباره بود.
مطمئن تر شدم که باید هدف قبلی رو جمع بندی کنم و برم سراغ هدف جدید.
مقاله که تموم شد گفتم بذار برم آخرین کامنت رو هم بخونم
کامنت مائده کردی عزیز بود که نوشته بود وقتی شروع کردم دسته فایل های توحیدی…..
دیگه واقعا اینجا حجت بر من تمام شد
خدای من نه تنها بهم گفت برو هدف بعدی بلکه گفت برو سراغ همون هدفی که داشتی پوشه ی فایل هاشو درست کردی .
آدرس دقیق تر از این؟؟؟؟؟؟؟؟
این روز ها واقعا حال خوشی دارم.
هیچ وقت تو زندگیم انقدر احساس خوشبختی نداشتم که الان دارم .تو این مسیر زیبا واقعا زندگی معنای واقعی خودش رو داره برام.
ممنون از استاد عباس منش و مریم شایسته ی عزیزم که هر روز بابت وجود شما خداوند رو شکر میکنم.
باسلام خدمت استاد و خانم شایسته
روز 167
خداروشکر که مجدد در مسیر اگاهی ها هستم
وچقدر این فایل و برکتش به موقع و عمیق بود
زندگیو زندگی کنیم
اهدافمون باعث میشن ما ازاین زندگی استفاده کنیم و لذت ببریم
وگرنه فقرا و ادمهایی ک هیچ کاری نمیکنن ولی متوقع و در عین حال نا امیدن،یا کسایی همه چیز دارن و همیشه در حال تلاش و هدفای مختلف هستن و زندگیشون مملو از خیرو برکتو سرزندگیو تحوله،همگی قراره بمیرن و این جسم و این جهان رو ترک و به منزل اصلی برگردن
وچقدر این نگاه زیبا و ارامش بخشه
در حالی که خوده من،با هزاران باگ،اهدافمو دور و در نهاییت ناامید و رها کردم
یا گاها زندگیو پوچ تلقی کردم و از اون ور بوم افتادم
ولی با تکرار این باور،ک اهداف باعث میشن همین زندگیو ،زندگی و لذت ببرم
باعث میشه ذوقو شوق شعف وارد زندگی کنم
گاها به دلیل باورهای غلط و ورودی ها نامناسب،که هرکس بهتر از هرکسی میدونه کی و کجا،تغذیه کرده ،متوجه هست ک قدرت داره به همه چیز برسه
به همه اهدافش برسه
اگه نمیرسه
اگه نا امیده
اگه ناکام مونده
به دلایلیه ک خودش بهتر از هرکس میدونه
ترس ها
شرک ها
بی ارادگی ها
تنبلی ها
نگرانی ها
شجاعت های نداشته
و چقدر به قلبم میشینه ک ما در این دنیا داریم تمرین میکنیم تا برای ابدیت اماده باشیم
برای هر خواسته ای ک قراره اونجا در آنی اتفاق بیفته
و ما هم در این دنیا،البته نه همه،داریم یاد میگیریم با تنظیم فرکانس ها،خودمونو در مسیر خواسته قرار بدیم و اتفاق بیفته
و این جهان به دلیل بعد زمان،یه فاصله هست تا به خواسته برسیم
ولی هرچی که تمرین میکنیم،این فاصله داره کمتر میشه
و چقدر قشنگ چقدر درست چقدر منطقی
همه ی این تمرین ها،برای اخرتمونه
واگه در این جهان مادی،تمرین نکنیم
خودشناسی نکنیم
اگاه نشییم
بارها حضور پیدا میکنیم تا با اون منبع خیرو برکت،همسان بشیم و اماده برای ابدیت
زندگی در ایران در این دو هفته ی اخیر،خیلی برام جذاب و پر از تمرین بود
جنگ ایران و اسرائیل
اسرائیلی ک همیشه اون رو ادمکش،اون رو پلید،… شعارهای ک همیشه شنیدیم
در صورتی ک همین خودش یک باوری بود ک بیرون از من بهم تلقین کرده بودن
در صورتی ک دیدم چقدر این اسرائیل ،حتی برای جنگ،انسانیت به خرج داد و قبل از هر حرکتی،ب ایران این اگاهی رو میداد ک از فلان منطقه خارج بشین و هیچ کجای کارش ،حرفشو زیر پاش نزاشت
چقدر مردم ما،از جنس خدا هستن و به اصل خودش نزدیکن که این قدر بخشنده ان،در این روزها محبت همه بیشتر شده بود
شهرهای مختلف حتی به رایگان،خونه بهم میدادن
فروشنده ی تمام اصناف،مهربون تر بودند
پمپ بنزینی تا کجا صف بودن،ولی خیلی سریع و با ملایمت،سعی بر ارائه خدمات بودن تا ارامش برقرار باشه بین مردم
خیرو برکت از نگاه من،هزاران برابر شده بود
وچقدر این جمله ی استاد رفت توی عمق وجودم و لذت بردم
چقدر مهربون
اینک هرکسی در مسیر هدفش هر اتفاقی بیفته،شهید محسوب میشه
همین باور ،باعث میشه از نگاه قضاوتمندانمون کم بشع
اینک حتی مراسم مرگ یکسری از ادمها هم متفاوت باشه
اینک بازمانده های یکسری از همین مرده ها،هم سبک متفاوت داشته باشن،کم میشع
همه ی ما ارزشمندیم،چون برای اهدافمون در تلاشیم از مسیر راستی و درستی و علاقمون حرکت کنیم
و مرگ تک تکمون ،یکیه
و این تفاوت ها در حتی اسم مرگ،از باور غلط میاد
از قضاوت میاد
از تایید حرف مردم میاد
از تمجید و ستایش میاد
اینک عزیزی داوطلبانه،برای اهدافش،برای زندگیش،در شرایط سخت شرکت میکنه،جنگ ،اتش،معدن…هر چی
واقعا قابل ستایش وتشویقه
ولی همون قدر ارزشمنده ک یکی برای زندگی و خدمت به گسترش جهان،لباس فروشی داره یا رستوران یا رفتگره
بخاطر همین تمییز قائل شدنهاست،که ادمها همش درگیره دنباله رو بودنه هم دیگن
دنبال مقایسه…
حرفای قلبم زیاده….
این جهان،این کهکشانها این دریاها،این اقیانوس ها،این اسمون این زمین،از زمان باز شدن چشم های من،برای من وجود دارن تا لحظه ی مرگ ک چشمامو بندم اینام با من از بین میرن
پس همه ی اینها برای لذت و استفاده ی منه
خدایا تو چقدر حمایتگره منی…