اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
این فایل گوش دادم یادم به یک رفتارخودم درواقعه بهتربگم اشتباه خودم افتاد که شاید گفتنش خارج از لطف نباش
اول اینکه خداروشکر میکنم که این مشکل درخودم پیدا کردم پذیرفتم و سعی دارم اصلاحش کنم وخدارو هزاران بار شکر به ضم خودم در این تغییر موفق عمل کردم
من همیشه فکرمیکردم آدم های که خیلی دوستشون دارم میتونم تغییربدم وهمیشه تمرکزم روی خانوادم بود خواهر برادر حتی پدرو مادرم همیشه از بچگی این دیدگاه غلط درمن وجود داشت که اگر یکی از اعضای خانواده راه اشتباهی بره در زندگی بقیه اعضای خانواده تاثیرگذارهست (مثلا اگر برادرم اشتباهی بکنه زندگی من هم تحت تاثیر اون اشتباه قرارمیگیرد) شاید این دیدگاه خیلی خنده دار به نظربرسه والان که خودم دارم تایپ میکنم الان تو این شرایط وطرز تفکرم برای خودم هم خنده دارهست ولی واقعا این یک باور قوی در وجود من بود حتی باجرات میتونم بگم برای تغییرش اوایل خیلی مقاومت داشتم ولی الان که تغییرش دادم الان که تمرکزم روی بقیه برداشتم وروی خودم گذاشتم خیلی خیلی زیاد به جد از نظر روحی آرامش بیشتری دارم وحتی بیشتر به همون اعضای خانوادم خارج از اینکه مسئله شون یا مشکلشون چیه راهشون چیه عشق میورزم و ازاین که تونستم این دیدگاه درخودم تغییر بدم و باعث آرامش بیشتر درمن، باعث تغییر رفتار درمن بشه خیلی خوشحالم وخدارو شکرمیکنم واین فایل یادآور این بود که من یکی از تغییرات خودم ببینم وخدار شاکرباشم
خدایا شکرت
خدایا شکرت که من رادر مسیررشد و پیشرفت قراردادی
خدایا شکرت که من را درمسیر خودشناسی قراردادی
استاد عزیز ازشما وبانو شایسته عزیزم سپاسگذارم به خاطره تهیه تک تک فایل های که من درمسیر خودشناسی وتغییر کمک کرد
کسی که آماده ی تغییر باشه جهان هدایتش میکنه به مسیر هایی که تغییر کنه و کسی که آماده تغییر نباشه حتی اگه ۱۰۰۰ میلیارد دلار هم خرج کنی بازم تغییر نمیکنه چون بر خلاف قوانین هست قانون میگه که زندگی هر کس بوسیله باور های خودش خلق میشه
و تا وقتی که خود اون فرد نخواد تغییر کنه و باور هاش رو تغییر نده زندگیش تغییر نمیکنه
این که بگی فلان ریس جمهور بیاد،یا فلان قانون بیاد،فلان فرد اوکی شه،فلان کشور بیاد،،،یا هر عامل بیرونی دیگه یعنی شرک
و این جواب نمیده
تا وقتی من باور هام تغییر نکنه شرایط منم تغییر نمیکنه
تو همین ایران افراد میلیارد هستند مثل خواننده ها و…
تو هر کشوری افرادی هستند که عالی زندگی میکنن و فقط باور های متفاوت نسبت به بقیه جامعه خودشون دارند
زندگی هر کس به وسیله باور هاش ساخته میشه
و هر کس که آماده تغییر باشه جهان اونو هدایت میکنه
همون طور به برای من اینکارو کرد وقتی آماده بودم
همه چیز دست به دست هم داد تا وارد مسیر جدید و تغییر بشم
خدایا شکرت بابت این آگاهی های ناب
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت ❤❤
راستی من یه کامنت دیگه هم برای این فایل گذاشتم که داستانش رو تو همون کامنت گفتم و الان که این فایل رو گوش دادم فهمیدم دقیقا همون فایلی بود به باید اون کامنت رو میزاشتم
عنوان این فایل پر از مفهوم است. ما از تغییر دیگران ناتوانیم.
اوایل که توی سایت اومده بودم با شنیدن این سخنان استاد میگفتم چرا پس استاد اومدن ما را تغییر بدن.؟ ما باید به دیگران کمک کنیم تا اونها هم تغییر کنند و هزاران حرف بی ربط میزدم چون قوانین را نمیدونستم. و اصلا مفهوم کامل فرکانس را درک نمیکردم.
اما الان بعد از دو سال که هر روز توی سایت بودم و کامنت خوندم یواش یواش با مفهوم فرکانس آشنا شدم متوجه شدم که ما هم نمیتونیم که دیگران را تغییر بدیم و هم اجازه نداریم.
این جهان دو قطبی باید همه چیز داشته باشه باید فقر باشه ثروتم باشه خوب باشه بدم باشه تاریکی باشه روشنایی هم باشه و ….
خاصیت این جهان اینچنین است و هر کس خودش بخواهد انتخاب میکند که در کدوم مسیر حرکت کند.
حتی خداوند هم هرجور ما بخواهیم ما را هدایت میکند. خداوند هم کارش فقط هدایت کردن است.
مفهوم فرکانس را من اینجوری خوب متوجه شدم که یک سری مدار هست که هر کسی با توجه به انتخاب های خودش روی اون مدار قرار گرفته و فقط چیزهایی را تجربه میکند که روی اون مدار است.
مثل جاده و خیابان در نظر بگیریم اتوبان ها مثلا. وقتی من در اتوبان چمران هستم فقط قادر به دیدن آنچه در اون اتوبان هست هستم درختان اون اتوبان ترافیک و ماشین ها و … هر آنچه در اون اتوبان هست . اگر بخواهم که آنچه در اتوبان همت است را ببینم حتما و باید تغییر مسیر بدم و بروم در اون اتوبان.
پس حالا با این مفهوم من چه جوری میتونم مثلا همسرم را که در یک اتوبان دیگر است و یا حتی در یک شهر دیگر است متقاعد کنم که این درخت در اتوبان چمران را ببین. حالا هرچی من توصیف هم بکنم تا دلش نخواد و تا نیاد اینجا متوجه نمیشه.
مهم اینه باید خودش بخواد.
در مورد استاد هم اینجوریه که ما خواستیم و در مسیر استاد قرار گرفته ایم وگرنه استاد مگه اومده در خونه ما و یا به ما زنگ زده که بیایید توی سایت من باهاتون کار دارم و میخوام ارشادتون کنم. نه .
ما خواستیم هم مدار بودیم و اومدیم توی این سایت.
منم خیلی دیر متوجه این موضوع شدم با اینکه همون اوایل ورودم به سایت هم فایل های مشابه این موضوع را گوش کرده بودم حتی در کلاب هاوس هم بچه ها میگفتند اما من هنوز نمیفهمیدم. و خیلی جاها بحث میکردم و ضربه هم خوردم.
چون نتیجه که نداشتم فقط حرف بود. دیگران هم میگن بابا تو خودت کجای کار هستی .
من آرامش درونی را پیدا کرده بودم اما محسوس نبود .
اما الان یاد گرفتم سکوت کنم. و بالاترین آرامش نصیبم شده . کاری ندارم دیگران چجور فکر میکنند . بعضی وقت ها حالم بد میشه و حرص میخورم اما سکوت میکنم. خودم را از محیط میبرم بیرون. یا موضوع را قشنگ عوض میکنم .
و بهترین روش در این مباحث سکوت است. و به قول استاد بابت خودتون و حرفاتون ارزش قائل بشید. و کمی خسیس باشید .
میبینم که چقدر درسته . چون من بابت دانستن این چیزها هر روز برای خودم نوشتم کلی فایل گوش کردم کلی زمان گذاشتم چرا براحتی در اختیار دیگرانی قرار بدم که اصلا دوست ندارند که بدونند.
و اگر من تغییر کنم طبق قانون جهان هستی تمام اطرافیان من تغییر میکنند. چون مدار من تغییر میکنه.
ما در جهانی زندگی میکنیم که پاسخ به فرکانس های ما میدهد . فرکانس های ما همون باورهای شخصی ما هستند که تکرار شده اند و احساس ما اون فرکانس ها را شکل میدهد. پس کاملا کاملا شخصی است. یعنی من فقط دسترسی به فرکانس خودم را دارم تازه اونم اگر بخواهم . وگرنه اونم ناآگاهانه است.
حالا با این توصیف چجوری میتونم دسترسی به افکار دیگران داشته باشم. منی که هنوز کنترل افکار خودم دست خودم نیست و دارم سعی میکنم که آگاهانه افکارم را کنترل کنم مواظب ورودی هایم باشم چجوری میتونم دسترسی به ورودی های ذهن دیگران داشته باشم.
من چه میدونم که امروز از صبح همسرم چه چیزهایی شنیده چه چیزهایی را دیده چه چیزهایی را خونده و چه افکاری داره که حالا بخوام به زور یک سری مطالب را براش توضیح بدهم.
الان این حرفها را متوجه میشم. و اصلا کاری به کار هیچ کس ندارم . در اصل اصلا وقت نمیکنم به دیگران فکر کنم اینقدر درگیر خودم و افکار خودم هستم. اینقدر باید مراقبت کنم از افکار خودم و مواظب ورودی های خودم باشم . و این باورهای سیمان زده خودم را یواش یواش شل کنم که دیگه وقتی برای مجاب کردن دیگران ندارم . و دیگه اصلا نمیخوام کسی را تغییر بدم.
به قول استاد کوری عصا کش کوری دیگری نمیشم.
خدا را شکر میکنم که امروز که در روزشمار دوباره به این فایل برخورد کردم خیلی راحت فهمیدم.
اینقدر شرایط جامعه برام ملموس هست که اصلا جای بحث نمیمونه.
پارسال که دوباره شرایط ایران بهم ریخته بود ناراحت میشدم و اما امسال که دیدم هیچ فرقی نکرد بهتر که نشد بدتر هم شد. و این طبیعی بود که طبق قانون جامعه ای که فقط داره به این موضوعی که دوست نداره توجه میکنه جهان از جنس همون موضوع براش میاره.
و الان میدونم که هزاران انقلاب دیگه هم پیش بیاد تا هر کدوم ما از خودمون تغییر را شروع نکنیم هیچ چیزی تغییر نمیکنه.
جامعه ای که شکرگزار نعمت هایی که داره نیست و فقط نق میزنه قر میزنه و به بدی ها توجه داره هیچ تغییری نخواهد کرد. چون جامعه یعنی مردم. مردم کیا هستند همین آدم هایی که ناسپاس هستند و همیشه در حال غر زدن هستند . همین آدم هایی که دنبال اینند یکی بیاد نجاتشون بده. امام زمانی از راه برسه نجاتشون بده. یک ابرقدرتی بیاد نجاتشون بده.
نه این جامعه قربانی هیچ وقت درست نمیشه مگراینکه خودشون یک به یک شروع به تغییر بکنند.
مثل ما که در این سایت هستیم و خودمون دلمون میخواد تغییر کنیم و یک روز هم نخواهیم به راحتی از این سایت بیرون میریم و دیگه این سخنان و این کامنت ها را نمیشنویم و نمیبینیم.
من شکرگزار خدای مهربونم هستم که به من لطف کرده و من خواستم و من را هدایت کرده به این مسیر سبز.
و سپاسگزار استادم هستم که هر روز یک مطلب را به هزاران گونه بیان میکنند و تکرار میکنند که هرکدوم از ما به طریقی متوجه این قوانین بشویم.
ممنون خداوندی هستم که راه و مسیر را به من نشان داد
ممنون استاد عزیز هستم که دستی از دستهای خداوند شد تا بهتر بتوانم از این جهان و زندگی در آن لذت ببرم
همیشه این را بیاد داشتم که تمام نیروهای من باید حالشان خوب باشد
خودم را موظف می دانستم که به آنها کمک کنم
با آنها حرف بزنم
به زندگی و مشکلات آنها کمک کنم
وقت می گذاشتم و انرژی می گذاشتم که با آنها صحبت کنم و حال آنها را خوب کنم
مدام پیگیر مسائل آنها بودم
گاهی اوقات خودم در آن مشکلات داخل می شدم
در نهایت این من بودم که یا تنها می شدم و یا اینکه طلبکار دیگران که چرا زمانی که آنها نیاز داشتند به کمک آنها رفتم و اکنون که خودم نیاز دارم آنها به کمک من نمی آمدند
کلی درگیری فکری پیدا می کردم
کلی ناراحت بودم
بیشتر اوقات احساس تنهایی می کردم و دوست نداشتم که با هیچکس صحبت کنم و از همه آدم ها فرار می کردم
خودم را ناجی دیگران می دانستم
این وظیفه من بود
خودم به دنبال آنها می دویدم بجای اینکه صبر کنم تا خودشان به سراغ من بیایند
بجای اینکه آنها از من درخواست کمک کنند من خودم زور می شدم تا به آنها کمک کنم
اما و اما
اکنون می دانم که این روش درست نبوده
اکنون می دانم که خودم باید در قدم اول برای خودم تلاش کنم
از همه مهتر خودم هستم
هر گاه توانستم خودم را تغییر بدهم
قدم در راه تغییر گذاشتم جهان هم به تغییر من پاسخ می دهد و کسانی را در سر راه من قرار می دهد که به من کمک کنند و در نهایت آنهایی که خودشان در مدار من هستند و نیازمند کمک خود آنها به سراغ من می آیند و چقدر این عالی و فوق العاده است
آنوقت دیگر نه زجر می کشم و نه دچار خستگی و کسالت
اکنون آرامش برای من همیشگی شده است و چون خودم در آرامش هستم جهان اطراف من هم آرام است
اکنون می دانم که هرکس بنابر افکار و باورهای خودش است که شرایط زندگی خودش را می سازد و من هیچ دخل در آنها ندارم
ما باید خودمون تغییر بدیم نه اینکه انرژی بزاریم دیگران رو تغییر بدیم
ی تجربه از خودم میخوام بگم اون اوایل حرفهای استاد رو گوش میکردم دوست داشتم نزدیکانم رو تغییر بدم و از این قوانین حرف بزنم و فقط حرف میزدم و ضربهاش هم از جهان محکم خوردم و اون نشت انرژی ادامه داشت تا به جایی رسیدم حتی همسرم و دیگران میگفتن چرا اینقدر فایل گوش میدی اون ثروت یا اون خونه و ماشین رو نداری اما خودم ی تغییراتی در زندگیم داشتم ک کمتر عصبانی میشدم یا اینکه از بدهیهایی که داشتم تونستم خلاص بشم و خودم رو با گوش دادن به این فایل ها به جایی رسوندم که دیگه وام نگرفتم و تونستم مهاجرت کنم و پا روی ترسام بزارم و بنظر خودم نتایج عالی داشتم اما به اونایی ک این حرفا رو میزدم یا میخواستم تغییر بدم فقط ی جورایی حس میکردم ک دارم مسخره میشم اما تمام تلاش و تعهد رو بخودم دادم که به دیگران اصلا از این قوانین صحبت نکنم یا نخوام تغییر بدم دیگران رو اون موقع انگار دری باز میشه ک خودت میفهمی که خودت داشتی با همین کار جلوی نعمتها و ثروتها رو میگرفتی فقط کافیه امتحان کنیم و این زیپ دهنم رو بکشم و سکوت کنم و وراجی نکنم اون موقع بهت الهام میشه اون موقع بخدا اجازه میدی که هدایتت کنه اون موقع دیگه دخالت در کار خدا نمیکنی باید مث خودم ی درخواست داشتم و هدایت شدیم به این سایت ک این حرفها رو میشنوم چون به تضاد خوردم و بزارم حتی همسر یا فرزند بزارم به تضاد بخورن خودشون راهشون رو پیدا میکنن و خدا هدایتشون میکنه اینو بخودم گفتم که از این فایل ک استاد عزیز گذاشتن بیام درسش رو یاد بگیرم ک من ناتوانم در تغییر دیگران اما این توانایی رو دارم ک خودم رو تغییر بدم شرایط اطرافم تغییر میکنه فقط کافیه در حد حرف نباشه و عمل باشه من همیشه سعی میکردم همسرم و فرزندم رو تغییر بدم اما با این کارم هیچ فایده نداشت فقط انرژیم هدر میرفت بجای اینکه این تمرکز و این انرژی رو بزارم روی خودم
و خدا رو شکر میکنم که تمام سعی خودم رو کردم که فقط تمرکز بزارم روی خودم و خودم رو تغییر بدم باورهام تغییر کنن اونا هم تغییر میکنن
سپاسگزارم استاد عزیزم ک همیشه در اکثر محصولات و حتی فایلهای رایگان میاید اینو رو میگین و یاآوری میکنید ک نخوایم فراموش کنیم که فقط فقط تمرکزت بزار روی خودت نه اینکه برای تغییر دیگران
وقتی تعهد بدیم بخودمون ی ترمز خیلی بزرگی هست ک برداشته میشه برای من ترمز بود چون با اینکه استادعزیز تکرار میکردن اما بعضی موقعها فراموش میکردم و شروع میکردم به حرف زدن برای تغییر دیگران و الان مدتی هست که دارم تمرکز لیزری میزارم روی خودم نتایج عالی داره واسم اتفاق میفته
سلام من دیشب یه سری هدایت شدم و آماده ی شنیدن یه سری الهامات بودم و دیشب یه سری متن برای خودم نوشتم بعد گفتم خدایا منو هدایت کن به یه فایلی که این مطلب رو بزارم و رد پا باشه برام و اونایی که آماده و در مدارش هستن بخونن
———————————————————–
یه نکته ای که هدایت شدم بهش این بود
که آقا رفتم فایل روانشناسی ثروت ۱ رو که داشتم دیدم
جریان این فایلم اینه که از توی یه کانال های تلگرامی دانلودش کردم و اولین فایلی بود که از عباسمنش دیدم
خوب حالا میخوام چی بگم
آقا من رفتم گوشش کردم و اصلا حرف هایی که اونجا میزد عباسمنش رو اصلا قبول نداشتم و یه مقاومت زیادی در برابرش حس کردم تو خودم
در صورتی اون دوره که گوش دادم کاملا پذیرفتم و یادمه که گفتم کاملا راسته میگه
* اون موقع من آماده ی دریافت یه سری مطالب بودم و ظرفم بزرگ شده بود و تو مدار این فایل قرار گرفتم و طبق قانون هدایت شدم به اون فایل
اینکه وقتی ما آماده شدیم و باور های مناسب داشته باشیم هدایت می شویم واقعا راسته چون اون فایل اصلا داخل گروه موفقیتی نبود یه گروه درباره کلیپ و اهنگ و این چیزا بود بعد اصلا چی شد من دانلودش کردم اون فایل ۴۰ دقه ای منی که اصلا عباسمنش رو نمی شناختم چی شد که تهش گوش بدم
واقعا خیلی این اتفاقات درس داره که آقا وقتی من آماده ی دریافت یه چیزی باشم جهان براش کاری نداری خیلی طبیعی و بدیهی از راه های معمولی وارد زندگیم میکنه اون چیز رو
بعد تو اون فایل آدرس سایت هم پایین فیلم بود ولی من اصلا ندیده بودمش تا الان ،یا حتی استاد میگفت بیاید کامنت بزارید ولی من اصلا یه درصدم به ذهنم نرسید که عباسمنش سایت داره و اصلا اون نوشته پایین رو ندیدم
وای خدا قانون چه دقیقه 🥹🥹🫠
ندیدم چون در مدارش نبودم
ولی یادمه رفتم و تو تلگرام کانال عباسمنش رو سرچ کردم و عضو شدم
الان میفهمم چرا ثروت وارد زندگیم نمیشه یا چرا دوره های رو نخریدم بخاطر اینه که هنوز آماده اش نشدم و ظرف کوچیکه که حتی اگه بخرم دوره ها رو میگم دروغه و گوش نمیدم
چون باورهام ضعیفن هنوز
بعد جالبی این موضوع اینه تازه اصلا وارد ااین فضای قانون جذب شده بودم اونم با کتاب معجزه
اصلا هدایتی اون کتابو دیدم با اینکه اون موقع هدایت رو نمی دونستم ولی هی به خودم میگفتم خدایا اینکه اصلا من با کتاب معجزه آشنا شدم همین طوری اتفاق نیفتاد چون اصلا اتفاقات باحالی افتاد و هدایت شدم اصلا انگار خدا همه چیزو چیده بود که من کتاب معجزه رو ببینم
باز میگم تو مدارش بودم و وقتی آماده دریافت چیزی باشی لاجرم هدایت میشی به مسیر هایی که اون چیز وارد زندگیت شه
حالا اینا رو گفتم ک بگم کتاب معجزه ظرف منو بزرگ کرد و مدارم بالا رفت تا فایل روانشناسی ثروت رو دیدم
واقعا ایمانم قوی تر شد به اینکه سپاسگزاری قدرتمند ترین فرکانس و مدار به منبع و خداوند هست
سپاسگزاری فوقالعاده است من تجربه اش کردم واقعا با کلمه نمیشه حسو حالشو گفت
البته البته برای کسی که آماده اش باشه کسی که تو مدارش باشه
اگه کسی تو مدارش نباشه و من بگم شکر گذاری انجام بده بر خلاف قوانین عمل کردم و اون فرد نتیجه برعکس می گیره چون تو مدارش نبوده ،،اگه اون تو مدارش قرار بگیره و آماده ی دریافت و تغییر باشه جهان اونو به بی نهایت راه هدایت میکنه همون طور که منو هدایت کرد
پس اگه کسی ازم نخواست و نپرسید منم چیزی بهش نمیگم نه درباره سایت نه درباره شکر گذاری
حتی اگه ببینم داره مسیرو اشتباه میره و به ضررشه چون هر چی من بگم فایده ای نداره و نمی شنوه
تا نگردی آشنا زین پرده نشنوی … بقیه اش یادم نیست که بنویسم ولی استاد اینو میگه😅
ولی اگه خودش پرسید چشم در خدمتشم چون خودش خواسته و آماده اش پس
هدایت واقعا الان دید و درک بهتری از این کلمه تو زندگیم داره هدایت هدایت هدایت عجب کلمه ای خدایی
جهان منو هدایت میکنه
به چی هدایت میکنه حالا؟
به مسیری که باورهام بهم ثابت بشن و تو زندگیم تجربه اش کنم
حالا کاری نداری باور من خوبه بده به نفع منه به ضرر منه هیچی هیچ دخالتی نداره این یه سیستمه فارغ از هر گونه احساس دلسوزی و اینا
هنوز آماده ی دریافت دوره ها نیستم هنوز باید روی دانلودی ها کار کنم تا ظرفم بزرگ شه البته که قانون یکیه و خیلی حرف های استاد که تو اون فایل روانشناسی ثروت زده من از فایل های دانلودی هم شنیدم قانون یکیه اگه به همین فایل های دانلودی هم عمل کنم و باور کنم نتیجه می گیرم ولی از اونجایی که دانلودی هستن زیاد جدیدشون نمی گیرم یا باورشون ندارم بخاطر اینه بهاش رو نپرداختم بها بها بها اینم مهمه
یا درباره ثروت هی فکر میکنم چطور و از چه راهی یا چه ایده ای ثروت مند شم در صورتی آقا من روی باورهام کار میکنم و وارد مداری میشم که پول و ثروت هست بعد جهان منو به آدم ها ،ایده ها و مسیر هایی هدایت میکنه که ثروت وارد زندگیم شه به مسیری که باور هام بهم ثابت بشن
قانون یکیه دانلودی یا دوره نداره فقط به نظر من اینکه من میگم دوره فلان ۵۰ درصدش برای اینه که فکر میکنم اونجا یه سری چیزای دیگه گفته میشه که جواب میده و دانلودی ها اینطوری نیستن و این باور غلط منه
که بهانه کردم که درست رو خودم کار نکنم و آموزش ها رو جدی نگیرم
قانونه قانونه یکیه
من روی خودم کار میکنم و باورهای مناسب می سازم و جهان منو هدایت میکنه به مسیر هایی که آماده اشون هستم تا باور هام بهم ثابت بشن
تمام فایل های استاد خفنه
اینو باید صدبار با خودم تکرار کنم
اگه بخوام دلیل منطقی بیارم اینه که آقا استاد تو این فایل روانشناسی ثروت یک که من گوش کردم یجا وسطش گفته چرا خوبه ما ثروتمند بشیم و درباره باور های مذهبی گفت که مانع ورود ثروت به زندگیمون میشن حالا استاد درباره همین موضوع فایل دانلودی هم داره کلی تازه خوب اینم دلیل منطقی که قانون یکیه فقط باید متعد باشم به اون چیزی که می شنوم عمل کنم
خدایا شکرت اصلا آگاهی که تو بهم دادی امشب خفن بود و معلومه که آماده ی دریافت این حرفا بودم الهام کردی بهم
یه نکته دیگه بگم😅
یادمه داشتم روی فایل های عزت نفس کار میکردم دانلودی های بعد شب خواب دیدم که دوره عزت نفس رو خریدم و دارم گوش میدم و می بینم عه این همون حرفایی هست که استاد تو فایل های دانلودی میزد و من جدیشون نمی گرفتم
فقط هدایت خدا رو ببین😅😅
تا این حد
☑️قانون یکیه باید عمل کنم فقط
خدایا شکرت هر لحظه در حال هدایتم هستی و همیشه باهامی منو هدایت میکنی به مسیر هایی که باور هام بهم ثابت بشه مرسی از این موضوع خوشحالم چون حالا که اینجوریه منم می یام باور های مناسب ایجاد میکنم و تو هدایتم میکنی به مسیر هایی که باور هام بهم ثابت بشن دمت گرم بابت این سیستم و قانونت ایول
در ضمن من فایل روانشناسی ثروت رو غیر مجاز بدست آوردم و گوشش نمیدم به غیر از الان که رفتم یه چند دقه ای گوش دادم که اصلا باعث شد این حرفا رو بنویسم و بگم به خودم
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
———————————————
این متنی بود که دیشب نوشتم یه سری قوانین و نکات و گذشته ای خودم رو مرور کردم
اصلا این فایلم هدایتی بود چون گفتم میزنم روی دکمه مرا به سوی نشانه ام هدایت کنم و خدا یه فایل مناسب می یاره که من این متنو بزارم
و عجب فایلی امد
اینم اضافه کنم که آقا من نمی تونم کسی رو تغییر بدم اگه خودش نخواد و آماده اش نباشه اگه آماده باشه خودش هدایت میشه به مسیر هایی که تغییر کنه جهان این کارو انجام میده
عزیزدل ، واقعا خیلی حال کردم با این کامنت و مطالب فوق العادهای که با درک بالا و خیلی ساده و روان و به بهترین شکل توضیح دادی، دمت گرم که اینقدر شفاف همه چیزی رو به این خوبی درک کردی. از خوندن متن زیبات لذت بردم و خیلی ازش یادگرفتم..ممنونتم.
عزیزدل ، واقعا خیلی حال کردم با این کامنت و مطالب فوق العادهای که با درک بالا و خیلی ساده و روان و به بهترین شکل توضیح دادی، دمت گرم که اینقدر شفاف همه چیزی رو به این خوبی درک کردی. از خوندن متن زیبات لذت بردم و خیلی ازش یادگرفتم / ممنونتم.
وقتی باورهای توحیدی رو کنار باورهای احساس لیاقت میذارم ،خیلی راحت میشه باگهام رو از همین اگاهی ها پیدا کرد
اینک من خودمو لایق پولو ثروت زیاد بدونم ،لایق زندگیه با کیفیت بدونم و در جهتش قدمهای الهامی رو بردارم خیلی فرق میکنه با زمانی که خودمو لایق بدونم ولی از بقیه متوقع باشم
چرا این مثالو زدم؟
چون چندروز پیش با عزیزی راجب اینموضوع صحبت میکردیم که بعضی افراد هستن خیلی راحت پولو ثروت از طریق های مختلف ،براشون میاد ،چون اگاهانه یا نااگاهانه خودشونو لایق میدونن
ولی منوخود شخص دوس داریم خودمون تلاش کنیم خودمون قدم برداریم ،البته نه تلاشی که با سختی باشه،بلکه با لذت بر مبنای اگاهیامون ازاین سایت مقدس،موقع گوش دادن به این فایل،یک لحظه مکالمه ی ما برام مرور شد
دیدم من درونا اینطوری نمیتونم قبول کنم و چرا نمیتونم؟
من ایا میزان باورهای طرف رو میدونم که دارم قضاوت میکنم که اون فرد ،باور درست داره؟
حتی نتایجه فرد هم نمیتونه برای من مثال باشه،چون من نمیتونم اگاه باشم که اون نتیجه از چه طریقی حاصل شده!مثل دزدی ک خونه و زندگیه خوبی داره و من از دور بگم برای اون شده پس برای منم میشه و طرف خودشو لایق میدونه برای ثروته راحت!نه اتفاقا باورهای غلطی برای این نتیجه هست!پس چه بهتر که حتی نخوام نتایجه بقیه رو بررسی کنم
اگه اون راهی که ورود ثروته برای اون فرد،به هردلیلی خراب بشه،ایا شخص تواناییه ادامه دادن داره ؟
درسته که باورهای درست و احساس لیاقت مارو در مدار اتفاقات خوب قرار میده،در مدار راحتی و فراوانی،اما ممکنه یک اتفاق به ظاهر بد که البته در جهت ورود نعمات بیشتره ،بیفته،فرد چقدر میتونه ذهنشو کنترل کنه و دوباره بلند بشه؟باورهایتوحیدی اینجا مهم هستن
احساس ارزشمندی و لیاقتی که استاد راجبش در محصول لیاقت میفرماین،از نظر من یعنی بدون مذاکره ،راحتو خوبو اسان زندگی کردن
یعنی من در این جهان ،یکتا هستم و هر لحظه به مسیری هدایت میشم که خواسته های من خیلی راحت اجابت میشن
بدون تقلا
بدون بحث
بدون باج دادن
بدونه احساس بد
در نزدیکان،افرادی رومیشناسم که بهترین ماشین ،بهترین خونه و بهترین و بهترینها رو تجربه میکنه
بدون اینک خودش قدمی برداره و هروقت بگه پول،همسرش براش محیا میکنه
قبلترها میگفتم ،نااگاهانه باورهای درستی نسبت به ارزشمندیه خودش داره که راحت ثروت میاد،
ولی مقاومتیدر وجودم نسبت به این طریق وروده ثروت بود،
وقتی به این روش فکر میکنم ،ضعف باورهای توحیدی پیدا میشه
به هردلیلی اگه اون همسر،نخواد پول بده ،ایا اون فرد جز اینه که حالش بد بشه و احساس قربانی بودن بهش دست بده؟
زمانیمیتونم بگم من باور احساس لایق بودن دارم،که بدون قیدو شرط ،نعمتها وارد زندگیم بشه ،
نه اینک چون کسی خیلی راحت داره منو ساپورت میکنه بگم من بخاطر باورامه که این چنین راحت پول میاد
نه اینکه،چون من باور دارم که ورود ثروت حتما باید با قدمهای من برداشته شه ،نه!
اتفاقا،من باور دارم ارزشمندم و در این جهان به مسیرهایی هدایت میشم که خیلی راحت،خواسته های من اجابت میشن،از طریق دستان خداوند با باورهای توحیدی درست ک ورود فراوانی و ثروت ها کمک به پیشرفت جهان میکنه و خیلی باورهای دیگ
من اصلا راجب چگونگیها حرف نمیزنم
چون با اگاهی های استاد،به این درک رسیدم که چطور و چگونه بمن مربوط نیست فقط محقق شدن و احساس داشتنش و تصورش کاره منه!
تحقق اون خواسته ،از کدوم باوره؟ این مهمه برای من
و اگه اون مکالمه برام یاداوری شد،و اصلا نمیدونم چرا اینجا حرفهای این لحظه ی ذهنمو نوشتم،بابت اینکه که بدونم ایا اشغال ها رو دارم میریزم زیر مبل؟؟
باید باورهای توحیدی ،خودشونو نشون بدن
این اگاهی های امروزه روز شمار، راجب یکملتو کشوره
ولی من حتی به اندازه ی همین چند نفر ادمها در خانواده هم ،این تضادها و مشرک بودنها رو میبینم و ناتوانم در تغییر
من که یک مشرک بزرگ بودم،توانام فقط در تغییر خودم و هر دفعه از یک بعدی،شرکها با این همه تمرین میاد بیرون
پس چطور گاهی با پدرو مادرم راجب عقایدو باورهاشون حرص میخورمو بحث میکنم؟؟
ممنونم از استاد و این انرژی مطلق،که من بجای اینکه درگیر مباحث بیرون از خودم باشم،به درونم سفر میکنم و لایه های زیرینه باورهامو میکشم بیرون و این یعنی ارامش
مثلا استاد میگفتن برین ریز به ریز ترمز هاتون رو پیدا کنید و تغییرشون بدید، مثلا من اولا میگفتم خب چطوری، بعد به مرور واسم مشخص تر شد
تا به الان که با خودم میگم، خب؛ من الان واسه کوچیک ترین چیزا میام به خواهرم میگم تغییر کن، اینکه بیست چهار ساعت فیلم میبینی رو بزار کنار، نگا من از این راه تونستم توی بعضی چیزا موفق شم توهم اینکار و بکن
یا مادرم، مامان جونم شما بیا با من این رژیم رو امتحان کن تا نتیجه بگیری، مامانم شماهم با من بیا تمرین و ورزش، شماهم مثل من ساعت پنج و شیش صبح بیدارشو، شماهم مثل من برو دنبال آرزوهات به سنت توجه نکن، برو کلاس زبانت رو دوباره شروع کن و خیلللی چیزای جزئی که من متوجه شدم اینا همه از باور این میاد که من امکان تغییر دیگران رو دارم
با وجود اینکه پدر من سالها سعی و تلاش کردند من رو تغییر بدن، با جایزه و پاداش با دعوا و بحث، با تمام روش هایی که به ذهن شما خطور کنه پدر من سعی کردند من رو به اون روشی که خودشون تمایل دارند رشد بدند، در زمینه حجاب، در زمینه دوست، در زمینه شغل، در زمینه نماز، در زمینه موسیقی، حتتتی در زمینه کوتاه کردن موهای من یا برداشتن این مدل ابرو های من یا تغییر رنگ موی من
تک به تک چیزها پدر من سعی کردند تسلط داشته باشند رو من
و من از همون بچگی بر این باور بودم که پدر من توانایی تغییر من رو نداره. اما الان که استاد میگن برین رو میز پهن کنید دونه دونه باور های غلط تون رو
در همین یک زمینه من متوجه شدم چقدررر من باورهام قوی هست در همین چیزی که فکر میکردم خودم هم موافقم خودم هم انجامش نمیدم
من موافق بودم اما وقتی نگاه میکنم به خودم، میبینم خدای من چقدررر باور اشتباه دارم
و میخوام ریز یه ریز شروع کنم جلوی این باورهارو گرفتن، خیلی زمانبر هست
اما واقعا خداوند رو شاکرم که حداقل متوجه اش شدم
این که من امروز به این فایل از سمت دوستم هدایت شدم، یکی از دست های خداوند، یکی از هزاران دست های خداوند بود در زندگی من
برای یک قدم جدید برداشتن در راه رشد خودم
چقدر لذت بخش هست
خداوند رو سپاسگذارم، خیلی عالی و دقیق همه چیز در سر جای خودش قرار داره
دقیقا همونطوری که من توی ستاره قطبی ام میگم همه چیز در جای درست خودش قرار داره، و به من به این شکل ثابت میشه، هرروز و هرثانیه
چقدر این کامنت پر بود از تجربیات شخصی من اینکه میخوام هر کاری که من میکنم رو اعضای خانوادهام هم انجام بده با اینکه میگم من کنترلی روی رفتار بقیه ندارم اما باز هم مقاومت دارم و باید روی این نقطه ضعفم خیلییی کار کنم. خیلی کامنت شما رو دوست داشتم چون دقیقا چیزایی هست که این روزها من دارم تجربه میکنم و باید متوقف بشن چون انرژی خودم رو گرفته و دارم از مسیرم منحرف میشم.
با اینکه نشانه ای از خداوند دریافت کردم اما دایم میگفتم نه یک چیزی هست که امروز من از خداوند دریافت میکنم
بعد که اومدم سایت کامنت بخونم دیدم شما جوابمو دادی کیمیا جون
همونجا گفتم این نشانه منه!
یک احساس بزرگی بهم گفت این نشونه امروزمه که انقدر منتظرش بودم
همین کامنتم که هدایتت کرد امروز هم من رو هدایت کرد، فایل استاد رو دوباره گوش کردم، کامنت خودم و شمارو خوندم و فکر کردم که من کجای کارم سعی کردم تغییر بدم دیگران رو
و متوجه شدم مدتیه که تو ذهنم دارم برنامه میچینم دوستم رو با قوانین بیشتر اشنا کنم، ایشون آشنا هست با سایت و استاد اما مثل من زمان زیاد نمیزاره براش و من دائم میگفتم با خودم که این دختر گنجیو داره از دست میده، و امروز بهش پیام دادم و کمی گفتگو کردم در این مورد که احساس کردم خسته شد از این گفتگو و منم دیگه ادامه ندادم.
من اگر هدایت نمیشد این به این فایل و به این کامنت تو دوست خوبم، شاید متوجه این ایرادم نمیشدم، یادم نمیومد و ادامه میدادم به این رفتارم
ممنونم از تو که جواب کامنتمو دادی و دوباره هدایت شدم به این درس
ما همیشه فراموش میکنیم و همیشه ثابت میشه بهم که تکرار قوانین مثل غذا خوردن روزانه ام برام واجبه و دیدن و دنبال کردن سایت مثل غذا خوردن آب خوردن و خوابیدن برای روحم مهمه
پدر من هم بشدت تلاش کرد تا من یک دختر مذهبی بشم اما من بزور شدم فقط واسه چندسال یک مذهبی ک ماسک زده بود در غیاب پدرم چادر سرم نمیکردم آرایش میکردم و اصلا یک شخص دیگه ای بودم
گذشت تا من ازدواج کردم و بعد بااین مباحث آشنا شدم تصمیم گرفتم ماسک ها را یکی یکی بردارم و ب خود واقعیم نزدیک بشم
من الان هیچ ربطی ب اون دختر مذهبی ندارم اصلا اعتقادی به این چیزا ندارم ک بخام بشکل پدرم عمل کنم
ب هیچ عنوان وارد مجالس مذهبی نمیشم چندساله و
با چادر و مقنعه خدافظی کردم
حتی زمانی که ازدواج کردم مثل عقده ای ها آرایش میکردم
ولی الان خیلی کم شده
باز وقتی ازدواج کردم مادرهمسرم جای پدرم بسیار بسیار بامن بحث کرد نصیحت کرد حتی قهرهای مکرر کرد ک من شبیه خودش بشم اما نشدم چون با روحیات من سازگار نبود
بااینکه جاری خودم کپی مادرهمسرم شد و حتی خودش اعتراف کرد ک من اینهمه عیب مادرهمسرم میکنم کپی خودش شدم توی تمام مسائل
و پس از گذشت 10 سال از زندگی مشترک منو همسرم باز هم مادرهمسرم چندروز پیش تلاش کرد بازهم جدی بهش گفتم فکر من باشما متفاوت هست و شما میخای ب روش خودت ب خاسته هام برسم اما من ترجیحم اینه ب روش خودم حرکت کنم و شما اصلا نگران من نباش
ک اون در پاسخ بهم گف واقعا تو بیخیالی
و نصیحت روی تو جواب نمیده اصلا
منم با خونسردی و خنده گفتم بیخیالی خیلی هم خوبه
و این جدیت باعث شد کلا دوباره از مدار همدیگه خارج بشیم
و درمورد خودم
منم بااینکه اینهمه رو خودم کار کردم بازهم دچار این اشتباهات میشم فرزندم را نصیحت کنم
بخام همسرم بهتر فکر و عمل کنه و
اصلا دوست دارم گرایشم این طرفه ک همه مثل من فکر کنن و دنبال پیشرفت از مسیری ک من میرم باشند
اصلا نمیتونم بپذیرم هرانسانی حق داره معتاد باشه یا مشروب بخوره یا منفی باشه یا باهوش باشه یا نماز بخونه و روزه بگیره چون خودم نماز نمیخونم بشدت مقاومت دارم در برابر افراد نماز خون اگر طرف بخات نصیحتم کنه بشدت از دستش ناراحت میشم ک ب اون چ ربطی داره
یا مثلا من دوست داشتم موهامو ریباندینگ کنم و نوبت گرفتم واسه ارایشگاه
بعد ب جاریم گفتم تو هم بیا اینکارو اونکار رو انجام بده
آقا ب من چه
گاها میگم خدایا
ای خداااا کمکم کن بفهمم ب من چه
شاید مردم نمیخان شبیه من باشن
مثلا همین مادرهمسرم دوست داره مذهبی باشه مارو نصیحت کنه واسه نماز
قرض بگیره نسیه خرید کنه پولاشو همش خرج علکی کنه مگه ب من ضرری میتونه بزنه ؟؟؟؟؟؟
نمیدونم چرا دارم مینویسم اینارو
فقط میدونم یکسری چیزارو تو ذهنم پیدا میکنم
البته قبلا پیدا کردم تمام پاشنه های اشیلم رو کار کردم اما ازبین ک نرفتن فقط کمرنگ شدن
یکمدت روشون کار نکردم دوباره مثل زخمی ک سرباز کردن و نیاز دارن ب رسیدگی مجدد
دوست عزیزم لذت بردم از کامنتت و برات آرزوی موفقیت و سلامتی روز افزون دارم
چقدر حال ادم خوب میشه وقتی به قول استاد هر روز ورودی های عالی به مغزمون میدیم
خدایا هزاران بار شکرت
و چقدر محتوای این فایل برام جالب و عبرت انگیز بود
اینکه ما نمیتونیم هیچ کسی رو تغییر بدیم
واقعا این کار به هیچ وجه شدنی نیست
و کاری بود که من مدت ها درگیرش بودم و فکر میکردم میتونم خواهرمو و خانوادمو تغییر بدم و بهشون زندگی جدیدی هدیه بدم
دلم میخواست منی که تو این مسیر بودم و هر روز داشتم به لطف الله نعمت های عالی به زندگیم می اوردم به خانوادمم هم هدیه بدم
اما دیدم واقعا به هیچ وجه نمیشه نگرش شخصی رو عوض کرد وقتی اون شخص اصلا خودش نمیخواد عوض شه
تازه اغلب به من میگفتن این سایت کل پولاتو میخوره اخرشم هیچی به هیچی
و من هم همیشه لبخند میزدم و میگفتم اوکی
و کم کم یادگرفتم باید خودم تنهایی مسیرمو برم و نعمت ها سهم منه که خواستم زندگیم عوض شه و خواستم این مسیر مقدس رو برم
نزدیک ی ساله با سکوت روال زندگی خودمو میگذرونم و به لطف الله هزاران نتایج عالی گرفتم و هیچ کاری به هیچکدامشون ندارم و جالب اینجاست که هنوز معتقدن مسیر من اشتباهه
که من بعد از عیدی بحثی که پیش کشیدن بهشون گفتم لامصبا شما واقعا نتیجه منو نمیبینین؟؟
گفتم شما نمیبینین که ماهانه چقدر دارم اجاره دفتر و خونه میدم؟
نمیبینین که امسال طلا خریدم؟
نمیبینین که اینقدر لباس مارک خریدم؟
نمیبینین که دوبار مسافرت رفتم؟
پس پول اینا از کجا میاد؟؟؟
دقیقا تو جمعی که نشسته بودیم بهشون گفتم فقط همین شماها هر کدام چقدر به من بدهکارین؟؟
شما حداقل بدهی خودتون رو هم نمیبینین؟؟؟
واقعا ادم کفری میشه وقتی این همه نتایج هر روز جلو چشمشونه ولی بازم میگن الکی این مسیرو میری
تا اینکه چند وقت پیش دیدم خواهرم انگاری برنامه شکرگذاری راه انداخته و از من پرسید که تو کامل همشو رفتی منم گفتم من بجز این سایت جایی نرفتم و هر روزم دارم انجام میدم
و دیدم انگاری دفتر داره و ی چیزایی مینویسه و دیدم که جدیدا کلا حرف و حدیثش شده همه چی به ذهن ادم ربط داره
من انصافا حتی ی کلمه هم حرف نمیزنم که بخوام حرفشو تایید کنم
گفتم باید خودش مسیرشو پیدا کنه
و چقدر خوشحالم حداقل اینقدر رشد کردم که تشخیص دادم مسیرم به خودم ربط داره و دلیلی نداره برای اثبات مسیر خودم ایقدر انرژی صرف کنم
و ی روزی گفتم دختر این انرژی رو بزار رو خودت و به باورهات شاخ و برگ بده
نمیخواد الکی دایه مهربان تر از مادر بشی
و خدارو هزاران بار شکرت
و واقعا این فایل بازم بهم درس های عالی داد که دختر تو دنبال تغییر هیچ کسی نباش جز باورهای خودت
من روز شمار تحول زندگی رو دنبال میکنم و شما فایل های بعدی هستید چون روال دنبال کردن روز شمار، جوری هست که من که الان فایل رو میشنوم و کامنتا رو میخونم رد پا و نوشته های دوستانی که این فایل رو گزروندن رو میبینم .
و چقدر زیبا از درک و تجربیاتتون مینویسید . سپاس از شما ساناز عزیز و بقیه دوستان و سایت بینظیر استاد.
من خودم به شخصه یه ادم روانی هستم که برای دیگران روانشناس خوبی هستم میخام کمک کنم ولی بدرد خودم نخوردم و به قول گفتنی من که این همه می چرم پس دنبه ام کو . دنبه از دید جامعه ثروت و باغ و ماشین و پارتی و دوست اشنا و روابط هست .
چون نتیجه نداشتم حرفام هم ارزشی نداشتن. و فقط بخاطر دوستم داشتن یه سر تکون دادن و گفتن درسته افرین . ولی از حس دلسوزی و نصیحتی که بهم دارن میفهمم چه قضاوتی میکنن .
من هم درد زور زدن برای تغییر دیگران رو کشیدم . درد توضیح دادن در حد رگ گردنم سفت بشه و اخرش بی انرژی شدن و بی اثر بودن حرفام رو کشیدم .
و میگفتم باید نتیجه بدست بیارم تا احساس ارزش کنم وقتی حرف میزنم (یعنی بخاطر دیگران توجه کنن بهم و به به چه چه کنن دنبال نتیجه بودم تا الان که کامنت شما رو خوندم) و اونجا که گفتید بازم با این همه نتایج فکر میکنن روش و مسیر شما اشتباه هست ، یه هشیاری و بیداری اومد سراغم که به قول بچه های سایت کد اشتباه درون من هست . واقعا تصمیم گرفتم در سکوت فقط راه درست حودم رو برم و بخاطر لول پایین مالی احساس بی ارزشی و احساس بد نداشته باشم . حتی منتظرم دیگران بگن چکار کنم چون فکر و نجواها میاد که این مسیر شاید برای من نیس و برم راه غیر از این راهی که دوستان دنبال میکنید . این از بی ایمانی و نداشتن توکل من هست به خداوندی که هر کس خواسته به راه درست هدایت کرده .
سلام به استاد عزیز و بانو شایسته گل
سلام به همه دوستان
این فایل گوش دادم یادم به یک رفتارخودم درواقعه بهتربگم اشتباه خودم افتاد که شاید گفتنش خارج از لطف نباش
اول اینکه خداروشکر میکنم که این مشکل درخودم پیدا کردم پذیرفتم و سعی دارم اصلاحش کنم وخدارو هزاران بار شکر به ضم خودم در این تغییر موفق عمل کردم
من همیشه فکرمیکردم آدم های که خیلی دوستشون دارم میتونم تغییربدم وهمیشه تمرکزم روی خانوادم بود خواهر برادر حتی پدرو مادرم همیشه از بچگی این دیدگاه غلط درمن وجود داشت که اگر یکی از اعضای خانواده راه اشتباهی بره در زندگی بقیه اعضای خانواده تاثیرگذارهست (مثلا اگر برادرم اشتباهی بکنه زندگی من هم تحت تاثیر اون اشتباه قرارمیگیرد) شاید این دیدگاه خیلی خنده دار به نظربرسه والان که خودم دارم تایپ میکنم الان تو این شرایط وطرز تفکرم برای خودم هم خنده دارهست ولی واقعا این یک باور قوی در وجود من بود حتی باجرات میتونم بگم برای تغییرش اوایل خیلی مقاومت داشتم ولی الان که تغییرش دادم الان که تمرکزم روی بقیه برداشتم وروی خودم گذاشتم خیلی خیلی زیاد به جد از نظر روحی آرامش بیشتری دارم وحتی بیشتر به همون اعضای خانوادم خارج از اینکه مسئله شون یا مشکلشون چیه راهشون چیه عشق میورزم و ازاین که تونستم این دیدگاه درخودم تغییر بدم و باعث آرامش بیشتر درمن، باعث تغییر رفتار درمن بشه خیلی خوشحالم وخدارو شکرمیکنم واین فایل یادآور این بود که من یکی از تغییرات خودم ببینم وخدار شاکرباشم
خدایا شکرت
خدایا شکرت که من رادر مسیررشد و پیشرفت قراردادی
خدایا شکرت که من را درمسیر خودشناسی قراردادی
استاد عزیز ازشما وبانو شایسته عزیزم سپاسگذارم به خاطره تهیه تک تک فایل های که من درمسیر خودشناسی وتغییر کمک کرد
با امید موفقیت بیشتر درجهت خودشناسی
شاد پیروز سعادتمند و ثروتمند باشیم
سلام
عالی بود این فایل عالی
اینکه زندگی افراد به وسیله باور هاشون ساخت میشه
کسی که آماده ی تغییر باشه جهان هدایتش میکنه به مسیر هایی که تغییر کنه و کسی که آماده تغییر نباشه حتی اگه ۱۰۰۰ میلیارد دلار هم خرج کنی بازم تغییر نمیکنه چون بر خلاف قوانین هست قانون میگه که زندگی هر کس بوسیله باور های خودش خلق میشه
و تا وقتی که خود اون فرد نخواد تغییر کنه و باور هاش رو تغییر نده زندگیش تغییر نمیکنه
این که بگی فلان ریس جمهور بیاد،یا فلان قانون بیاد،فلان فرد اوکی شه،فلان کشور بیاد،،،یا هر عامل بیرونی دیگه یعنی شرک
و این جواب نمیده
تا وقتی من باور هام تغییر نکنه شرایط منم تغییر نمیکنه
تو همین ایران افراد میلیارد هستند مثل خواننده ها و…
تو هر کشوری افرادی هستند که عالی زندگی میکنن و فقط باور های متفاوت نسبت به بقیه جامعه خودشون دارند
زندگی هر کس به وسیله باور هاش ساخته میشه
و هر کس که آماده تغییر باشه جهان اونو هدایت میکنه
همون طور به برای من اینکارو کرد وقتی آماده بودم
همه چیز دست به دست هم داد تا وارد مسیر جدید و تغییر بشم
خدایا شکرت بابت این آگاهی های ناب
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت ❤❤
راستی من یه کامنت دیگه هم برای این فایل گذاشتم که داستانش رو تو همون کامنت گفتم و الان که این فایل رو گوش دادم فهمیدم دقیقا همون فایلی بود به باید اون کامنت رو میزاشتم
خدایا شکرت بابت هدایتت💚
با سلام
با تشکر از استاد و خانم شایسته
نشانه به موقعی بود
من با مساله ایی مواجه بودم که اگر لطف الله و آموزشهای استاد نبود حالم دگرگون میشد
من فقط باید خودم را تغییر بدهم من مسئول خودم هستم
هرکسی تا خودش نخواهد تغییر نمی کند
مثال ملتها از جمله ملت افغانستان
خداوند سرنوشت هیچ ملتی را عوض نمی کند
درک قانون فرکانس و باور مهم است
زندگی ما را باورهای ما رقم می زند
کنترل ذهن و کنترل ورودیهای ذهن مهم هستند
توجه به نعمتها و نکات مثبت مهم هستند
به نام رب العالمین
روز 117 ام روزشمار من
سلام بر استاد عزیزم
عنوان این فایل پر از مفهوم است. ما از تغییر دیگران ناتوانیم.
اوایل که توی سایت اومده بودم با شنیدن این سخنان استاد میگفتم چرا پس استاد اومدن ما را تغییر بدن.؟ ما باید به دیگران کمک کنیم تا اونها هم تغییر کنند و هزاران حرف بی ربط میزدم چون قوانین را نمیدونستم. و اصلا مفهوم کامل فرکانس را درک نمیکردم.
اما الان بعد از دو سال که هر روز توی سایت بودم و کامنت خوندم یواش یواش با مفهوم فرکانس آشنا شدم متوجه شدم که ما هم نمیتونیم که دیگران را تغییر بدیم و هم اجازه نداریم.
این جهان دو قطبی باید همه چیز داشته باشه باید فقر باشه ثروتم باشه خوب باشه بدم باشه تاریکی باشه روشنایی هم باشه و ….
خاصیت این جهان اینچنین است و هر کس خودش بخواهد انتخاب میکند که در کدوم مسیر حرکت کند.
حتی خداوند هم هرجور ما بخواهیم ما را هدایت میکند. خداوند هم کارش فقط هدایت کردن است.
مفهوم فرکانس را من اینجوری خوب متوجه شدم که یک سری مدار هست که هر کسی با توجه به انتخاب های خودش روی اون مدار قرار گرفته و فقط چیزهایی را تجربه میکند که روی اون مدار است.
مثل جاده و خیابان در نظر بگیریم اتوبان ها مثلا. وقتی من در اتوبان چمران هستم فقط قادر به دیدن آنچه در اون اتوبان هست هستم درختان اون اتوبان ترافیک و ماشین ها و … هر آنچه در اون اتوبان هست . اگر بخواهم که آنچه در اتوبان همت است را ببینم حتما و باید تغییر مسیر بدم و بروم در اون اتوبان.
پس حالا با این مفهوم من چه جوری میتونم مثلا همسرم را که در یک اتوبان دیگر است و یا حتی در یک شهر دیگر است متقاعد کنم که این درخت در اتوبان چمران را ببین. حالا هرچی من توصیف هم بکنم تا دلش نخواد و تا نیاد اینجا متوجه نمیشه.
مهم اینه باید خودش بخواد.
در مورد استاد هم اینجوریه که ما خواستیم و در مسیر استاد قرار گرفته ایم وگرنه استاد مگه اومده در خونه ما و یا به ما زنگ زده که بیایید توی سایت من باهاتون کار دارم و میخوام ارشادتون کنم. نه .
ما خواستیم هم مدار بودیم و اومدیم توی این سایت.
منم خیلی دیر متوجه این موضوع شدم با اینکه همون اوایل ورودم به سایت هم فایل های مشابه این موضوع را گوش کرده بودم حتی در کلاب هاوس هم بچه ها میگفتند اما من هنوز نمیفهمیدم. و خیلی جاها بحث میکردم و ضربه هم خوردم.
چون نتیجه که نداشتم فقط حرف بود. دیگران هم میگن بابا تو خودت کجای کار هستی .
من آرامش درونی را پیدا کرده بودم اما محسوس نبود .
اما الان یاد گرفتم سکوت کنم. و بالاترین آرامش نصیبم شده . کاری ندارم دیگران چجور فکر میکنند . بعضی وقت ها حالم بد میشه و حرص میخورم اما سکوت میکنم. خودم را از محیط میبرم بیرون. یا موضوع را قشنگ عوض میکنم .
و بهترین روش در این مباحث سکوت است. و به قول استاد بابت خودتون و حرفاتون ارزش قائل بشید. و کمی خسیس باشید .
میبینم که چقدر درسته . چون من بابت دانستن این چیزها هر روز برای خودم نوشتم کلی فایل گوش کردم کلی زمان گذاشتم چرا براحتی در اختیار دیگرانی قرار بدم که اصلا دوست ندارند که بدونند.
و اگر من تغییر کنم طبق قانون جهان هستی تمام اطرافیان من تغییر میکنند. چون مدار من تغییر میکنه.
ما در جهانی زندگی میکنیم که پاسخ به فرکانس های ما میدهد . فرکانس های ما همون باورهای شخصی ما هستند که تکرار شده اند و احساس ما اون فرکانس ها را شکل میدهد. پس کاملا کاملا شخصی است. یعنی من فقط دسترسی به فرکانس خودم را دارم تازه اونم اگر بخواهم . وگرنه اونم ناآگاهانه است.
حالا با این توصیف چجوری میتونم دسترسی به افکار دیگران داشته باشم. منی که هنوز کنترل افکار خودم دست خودم نیست و دارم سعی میکنم که آگاهانه افکارم را کنترل کنم مواظب ورودی هایم باشم چجوری میتونم دسترسی به ورودی های ذهن دیگران داشته باشم.
من چه میدونم که امروز از صبح همسرم چه چیزهایی شنیده چه چیزهایی را دیده چه چیزهایی را خونده و چه افکاری داره که حالا بخوام به زور یک سری مطالب را براش توضیح بدهم.
الان این حرفها را متوجه میشم. و اصلا کاری به کار هیچ کس ندارم . در اصل اصلا وقت نمیکنم به دیگران فکر کنم اینقدر درگیر خودم و افکار خودم هستم. اینقدر باید مراقبت کنم از افکار خودم و مواظب ورودی های خودم باشم . و این باورهای سیمان زده خودم را یواش یواش شل کنم که دیگه وقتی برای مجاب کردن دیگران ندارم . و دیگه اصلا نمیخوام کسی را تغییر بدم.
به قول استاد کوری عصا کش کوری دیگری نمیشم.
خدا را شکر میکنم که امروز که در روزشمار دوباره به این فایل برخورد کردم خیلی راحت فهمیدم.
اینقدر شرایط جامعه برام ملموس هست که اصلا جای بحث نمیمونه.
پارسال که دوباره شرایط ایران بهم ریخته بود ناراحت میشدم و اما امسال که دیدم هیچ فرقی نکرد بهتر که نشد بدتر هم شد. و این طبیعی بود که طبق قانون جامعه ای که فقط داره به این موضوعی که دوست نداره توجه میکنه جهان از جنس همون موضوع براش میاره.
و الان میدونم که هزاران انقلاب دیگه هم پیش بیاد تا هر کدوم ما از خودمون تغییر را شروع نکنیم هیچ چیزی تغییر نمیکنه.
جامعه ای که شکرگزار نعمت هایی که داره نیست و فقط نق میزنه قر میزنه و به بدی ها توجه داره هیچ تغییری نخواهد کرد. چون جامعه یعنی مردم. مردم کیا هستند همین آدم هایی که ناسپاس هستند و همیشه در حال غر زدن هستند . همین آدم هایی که دنبال اینند یکی بیاد نجاتشون بده. امام زمانی از راه برسه نجاتشون بده. یک ابرقدرتی بیاد نجاتشون بده.
نه این جامعه قربانی هیچ وقت درست نمیشه مگراینکه خودشون یک به یک شروع به تغییر بکنند.
مثل ما که در این سایت هستیم و خودمون دلمون میخواد تغییر کنیم و یک روز هم نخواهیم به راحتی از این سایت بیرون میریم و دیگه این سخنان و این کامنت ها را نمیشنویم و نمیبینیم.
من شکرگزار خدای مهربونم هستم که به من لطف کرده و من خواستم و من را هدایت کرده به این مسیر سبز.
و سپاسگزار استادم هستم که هر روز یک مطلب را به هزاران گونه بیان میکنند و تکرار میکنند که هرکدوم از ما به طریقی متوجه این قوانین بشویم.
سپاسگزارم
دوستتون دارم
سلام به استاد عزیز
سلام به دوستان خوب خودم
ممنون خداوندی هستم که راه و مسیر را به من نشان داد
ممنون استاد عزیز هستم که دستی از دستهای خداوند شد تا بهتر بتوانم از این جهان و زندگی در آن لذت ببرم
همیشه این را بیاد داشتم که تمام نیروهای من باید حالشان خوب باشد
خودم را موظف می دانستم که به آنها کمک کنم
با آنها حرف بزنم
به زندگی و مشکلات آنها کمک کنم
وقت می گذاشتم و انرژی می گذاشتم که با آنها صحبت کنم و حال آنها را خوب کنم
مدام پیگیر مسائل آنها بودم
گاهی اوقات خودم در آن مشکلات داخل می شدم
در نهایت این من بودم که یا تنها می شدم و یا اینکه طلبکار دیگران که چرا زمانی که آنها نیاز داشتند به کمک آنها رفتم و اکنون که خودم نیاز دارم آنها به کمک من نمی آمدند
کلی درگیری فکری پیدا می کردم
کلی ناراحت بودم
بیشتر اوقات احساس تنهایی می کردم و دوست نداشتم که با هیچکس صحبت کنم و از همه آدم ها فرار می کردم
خودم را ناجی دیگران می دانستم
این وظیفه من بود
خودم به دنبال آنها می دویدم بجای اینکه صبر کنم تا خودشان به سراغ من بیایند
بجای اینکه آنها از من درخواست کمک کنند من خودم زور می شدم تا به آنها کمک کنم
اما و اما
اکنون می دانم که این روش درست نبوده
اکنون می دانم که خودم باید در قدم اول برای خودم تلاش کنم
از همه مهتر خودم هستم
هر گاه توانستم خودم را تغییر بدهم
قدم در راه تغییر گذاشتم جهان هم به تغییر من پاسخ می دهد و کسانی را در سر راه من قرار می دهد که به من کمک کنند و در نهایت آنهایی که خودشان در مدار من هستند و نیازمند کمک خود آنها به سراغ من می آیند و چقدر این عالی و فوق العاده است
آنوقت دیگر نه زجر می کشم و نه دچار خستگی و کسالت
اکنون آرامش برای من همیشگی شده است و چون خودم در آرامش هستم جهان اطراف من هم آرام است
اکنون می دانم که هرکس بنابر افکار و باورهای خودش است که شرایط زندگی خودش را می سازد و من هیچ دخل در آنها ندارم
همین قانون برای من واقعا عالی و فوق العاده است
سپاس از خدایدهدایتگر خوب خودم
سپاس از خدای فراوانی ها
سلام استاد عزیزم و دوستان گلم
ما باید خودمون تغییر بدیم نه اینکه انرژی بزاریم دیگران رو تغییر بدیم
ی تجربه از خودم میخوام بگم اون اوایل حرفهای استاد رو گوش میکردم دوست داشتم نزدیکانم رو تغییر بدم و از این قوانین حرف بزنم و فقط حرف میزدم و ضربهاش هم از جهان محکم خوردم و اون نشت انرژی ادامه داشت تا به جایی رسیدم حتی همسرم و دیگران میگفتن چرا اینقدر فایل گوش میدی اون ثروت یا اون خونه و ماشین رو نداری اما خودم ی تغییراتی در زندگیم داشتم ک کمتر عصبانی میشدم یا اینکه از بدهیهایی که داشتم تونستم خلاص بشم و خودم رو با گوش دادن به این فایل ها به جایی رسوندم که دیگه وام نگرفتم و تونستم مهاجرت کنم و پا روی ترسام بزارم و بنظر خودم نتایج عالی داشتم اما به اونایی ک این حرفا رو میزدم یا میخواستم تغییر بدم فقط ی جورایی حس میکردم ک دارم مسخره میشم اما تمام تلاش و تعهد رو بخودم دادم که به دیگران اصلا از این قوانین صحبت نکنم یا نخوام تغییر بدم دیگران رو اون موقع انگار دری باز میشه ک خودت میفهمی که خودت داشتی با همین کار جلوی نعمتها و ثروتها رو میگرفتی فقط کافیه امتحان کنیم و این زیپ دهنم رو بکشم و سکوت کنم و وراجی نکنم اون موقع بهت الهام میشه اون موقع بخدا اجازه میدی که هدایتت کنه اون موقع دیگه دخالت در کار خدا نمیکنی باید مث خودم ی درخواست داشتم و هدایت شدیم به این سایت ک این حرفها رو میشنوم چون به تضاد خوردم و بزارم حتی همسر یا فرزند بزارم به تضاد بخورن خودشون راهشون رو پیدا میکنن و خدا هدایتشون میکنه اینو بخودم گفتم که از این فایل ک استاد عزیز گذاشتن بیام درسش رو یاد بگیرم ک من ناتوانم در تغییر دیگران اما این توانایی رو دارم ک خودم رو تغییر بدم شرایط اطرافم تغییر میکنه فقط کافیه در حد حرف نباشه و عمل باشه من همیشه سعی میکردم همسرم و فرزندم رو تغییر بدم اما با این کارم هیچ فایده نداشت فقط انرژیم هدر میرفت بجای اینکه این تمرکز و این انرژی رو بزارم روی خودم
و خدا رو شکر میکنم که تمام سعی خودم رو کردم که فقط تمرکز بزارم روی خودم و خودم رو تغییر بدم باورهام تغییر کنن اونا هم تغییر میکنن
سپاسگزارم استاد عزیزم ک همیشه در اکثر محصولات و حتی فایلهای رایگان میاید اینو رو میگین و یاآوری میکنید ک نخوایم فراموش کنیم که فقط فقط تمرکزت بزار روی خودت نه اینکه برای تغییر دیگران
وقتی تعهد بدیم بخودمون ی ترمز خیلی بزرگی هست ک برداشته میشه برای من ترمز بود چون با اینکه استادعزیز تکرار میکردن اما بعضی موقعها فراموش میکردم و شروع میکردم به حرف زدن برای تغییر دیگران و الان مدتی هست که دارم تمرکز لیزری میزارم روی خودم نتایج عالی داره واسم اتفاق میفته
دوستتون دارم 🙏🌹
سلام من دیشب یه سری هدایت شدم و آماده ی شنیدن یه سری الهامات بودم و دیشب یه سری متن برای خودم نوشتم بعد گفتم خدایا منو هدایت کن به یه فایلی که این مطلب رو بزارم و رد پا باشه برام و اونایی که آماده و در مدارش هستن بخونن
———————————————————–
یه نکته ای که هدایت شدم بهش این بود
که آقا رفتم فایل روانشناسی ثروت ۱ رو که داشتم دیدم
جریان این فایلم اینه که از توی یه کانال های تلگرامی دانلودش کردم و اولین فایلی بود که از عباسمنش دیدم
خوب حالا میخوام چی بگم
آقا من رفتم گوشش کردم و اصلا حرف هایی که اونجا میزد عباسمنش رو اصلا قبول نداشتم و یه مقاومت زیادی در برابرش حس کردم تو خودم
در صورتی اون دوره که گوش دادم کاملا پذیرفتم و یادمه که گفتم کاملا راسته میگه
* اون موقع من آماده ی دریافت یه سری مطالب بودم و ظرفم بزرگ شده بود و تو مدار این فایل قرار گرفتم و طبق قانون هدایت شدم به اون فایل
اینکه وقتی ما آماده شدیم و باور های مناسب داشته باشیم هدایت می شویم واقعا راسته چون اون فایل اصلا داخل گروه موفقیتی نبود یه گروه درباره کلیپ و اهنگ و این چیزا بود بعد اصلا چی شد من دانلودش کردم اون فایل ۴۰ دقه ای منی که اصلا عباسمنش رو نمی شناختم چی شد که تهش گوش بدم
واقعا خیلی این اتفاقات درس داره که آقا وقتی من آماده ی دریافت یه چیزی باشم جهان براش کاری نداری خیلی طبیعی و بدیهی از راه های معمولی وارد زندگیم میکنه اون چیز رو
بعد تو اون فایل آدرس سایت هم پایین فیلم بود ولی من اصلا ندیده بودمش تا الان ،یا حتی استاد میگفت بیاید کامنت بزارید ولی من اصلا یه درصدم به ذهنم نرسید که عباسمنش سایت داره و اصلا اون نوشته پایین رو ندیدم
وای خدا قانون چه دقیقه 🥹🥹🫠
ندیدم چون در مدارش نبودم
ولی یادمه رفتم و تو تلگرام کانال عباسمنش رو سرچ کردم و عضو شدم
الان میفهمم چرا ثروت وارد زندگیم نمیشه یا چرا دوره های رو نخریدم بخاطر اینه که هنوز آماده اش نشدم و ظرف کوچیکه که حتی اگه بخرم دوره ها رو میگم دروغه و گوش نمیدم
چون باورهام ضعیفن هنوز
بعد جالبی این موضوع اینه تازه اصلا وارد ااین فضای قانون جذب شده بودم اونم با کتاب معجزه
اصلا هدایتی اون کتابو دیدم با اینکه اون موقع هدایت رو نمی دونستم ولی هی به خودم میگفتم خدایا اینکه اصلا من با کتاب معجزه آشنا شدم همین طوری اتفاق نیفتاد چون اصلا اتفاقات باحالی افتاد و هدایت شدم اصلا انگار خدا همه چیزو چیده بود که من کتاب معجزه رو ببینم
باز میگم تو مدارش بودم و وقتی آماده دریافت چیزی باشی لاجرم هدایت میشی به مسیر هایی که اون چیز وارد زندگیت شه
حالا اینا رو گفتم ک بگم کتاب معجزه ظرف منو بزرگ کرد و مدارم بالا رفت تا فایل روانشناسی ثروت رو دیدم
واقعا ایمانم قوی تر شد به اینکه سپاسگزاری قدرتمند ترین فرکانس و مدار به منبع و خداوند هست
سپاسگزاری فوقالعاده است من تجربه اش کردم واقعا با کلمه نمیشه حسو حالشو گفت
البته البته برای کسی که آماده اش باشه کسی که تو مدارش باشه
اگه کسی تو مدارش نباشه و من بگم شکر گذاری انجام بده بر خلاف قوانین عمل کردم و اون فرد نتیجه برعکس می گیره چون تو مدارش نبوده ،،اگه اون تو مدارش قرار بگیره و آماده ی دریافت و تغییر باشه جهان اونو به بی نهایت راه هدایت میکنه همون طور که منو هدایت کرد
پس اگه کسی ازم نخواست و نپرسید منم چیزی بهش نمیگم نه درباره سایت نه درباره شکر گذاری
حتی اگه ببینم داره مسیرو اشتباه میره و به ضررشه چون هر چی من بگم فایده ای نداره و نمی شنوه
تا نگردی آشنا زین پرده نشنوی … بقیه اش یادم نیست که بنویسم ولی استاد اینو میگه😅
ولی اگه خودش پرسید چشم در خدمتشم چون خودش خواسته و آماده اش پس
هدایت واقعا الان دید و درک بهتری از این کلمه تو زندگیم داره هدایت هدایت هدایت عجب کلمه ای خدایی
جهان منو هدایت میکنه
به چی هدایت میکنه حالا؟
به مسیری که باورهام بهم ثابت بشن و تو زندگیم تجربه اش کنم
حالا کاری نداری باور من خوبه بده به نفع منه به ضرر منه هیچی هیچ دخالتی نداره این یه سیستمه فارغ از هر گونه احساس دلسوزی و اینا
هنوز آماده ی دریافت دوره ها نیستم هنوز باید روی دانلودی ها کار کنم تا ظرفم بزرگ شه البته که قانون یکیه و خیلی حرف های استاد که تو اون فایل روانشناسی ثروت زده من از فایل های دانلودی هم شنیدم قانون یکیه اگه به همین فایل های دانلودی هم عمل کنم و باور کنم نتیجه می گیرم ولی از اونجایی که دانلودی هستن زیاد جدیدشون نمی گیرم یا باورشون ندارم بخاطر اینه بهاش رو نپرداختم بها بها بها اینم مهمه
یا درباره ثروت هی فکر میکنم چطور و از چه راهی یا چه ایده ای ثروت مند شم در صورتی آقا من روی باورهام کار میکنم و وارد مداری میشم که پول و ثروت هست بعد جهان منو به آدم ها ،ایده ها و مسیر هایی هدایت میکنه که ثروت وارد زندگیم شه به مسیری که باور هام بهم ثابت بشن
قانون یکیه دانلودی یا دوره نداره فقط به نظر من اینکه من میگم دوره فلان ۵۰ درصدش برای اینه که فکر میکنم اونجا یه سری چیزای دیگه گفته میشه که جواب میده و دانلودی ها اینطوری نیستن و این باور غلط منه
که بهانه کردم که درست رو خودم کار نکنم و آموزش ها رو جدی نگیرم
قانونه قانونه یکیه
من روی خودم کار میکنم و باورهای مناسب می سازم و جهان منو هدایت میکنه به مسیر هایی که آماده اشون هستم تا باور هام بهم ثابت بشن
تمام فایل های استاد خفنه
اینو باید صدبار با خودم تکرار کنم
اگه بخوام دلیل منطقی بیارم اینه که آقا استاد تو این فایل روانشناسی ثروت یک که من گوش کردم یجا وسطش گفته چرا خوبه ما ثروتمند بشیم و درباره باور های مذهبی گفت که مانع ورود ثروت به زندگیمون میشن حالا استاد درباره همین موضوع فایل دانلودی هم داره کلی تازه خوب اینم دلیل منطقی که قانون یکیه فقط باید متعد باشم به اون چیزی که می شنوم عمل کنم
خدایا شکرت اصلا آگاهی که تو بهم دادی امشب خفن بود و معلومه که آماده ی دریافت این حرفا بودم الهام کردی بهم
یه نکته دیگه بگم😅
یادمه داشتم روی فایل های عزت نفس کار میکردم دانلودی های بعد شب خواب دیدم که دوره عزت نفس رو خریدم و دارم گوش میدم و می بینم عه این همون حرفایی هست که استاد تو فایل های دانلودی میزد و من جدیشون نمی گرفتم
فقط هدایت خدا رو ببین😅😅
تا این حد
☑️قانون یکیه باید عمل کنم فقط
خدایا شکرت هر لحظه در حال هدایتم هستی و همیشه باهامی منو هدایت میکنی به مسیر هایی که باور هام بهم ثابت بشه مرسی از این موضوع خوشحالم چون حالا که اینجوریه منم می یام باور های مناسب ایجاد میکنم و تو هدایتم میکنی به مسیر هایی که باور هام بهم ثابت بشن دمت گرم بابت این سیستم و قانونت ایول
در ضمن من فایل روانشناسی ثروت رو غیر مجاز بدست آوردم و گوشش نمیدم به غیر از الان که رفتم یه چند دقه ای گوش دادم که اصلا باعث شد این حرفا رو بنویسم و بگم به خودم
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
———————————————
این متنی بود که دیشب نوشتم یه سری قوانین و نکات و گذشته ای خودم رو مرور کردم
اصلا این فایلم هدایتی بود چون گفتم میزنم روی دکمه مرا به سوی نشانه ام هدایت کنم و خدا یه فایل مناسب می یاره که من این متنو بزارم
و عجب فایلی امد
اینم اضافه کنم که آقا من نمی تونم کسی رو تغییر بدم اگه خودش نخواد و آماده اش نباشه اگه آماده باشه خودش هدایت میشه به مسیر هایی که تغییر کنه جهان این کارو انجام میده
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
عزیزدل ، واقعا خیلی حال کردم با این کامنت و مطالب فوق العادهای که با درک بالا و خیلی ساده و روان و به بهترین شکل توضیح دادی، دمت گرم که اینقدر شفاف همه چیزی رو به این خوبی درک کردی. از خوندن متن زیبات لذت بردم و خیلی ازش یادگرفتم..ممنونتم.
سلام منم ممنونم ازت چون باعث شدی من دوباره این کامنتم رو بخونم و دوباره قانون روی به خودم یاد آوردی کنم
و دوباره روی اصل متمرکز بشم و روی خودم کار کنم
روی باور هام سرمایه گذاری کنم
زمان ،وقت ،انرژی، پول،برای ساختن باور های جدیدم بزارم و بها هدفم رو بپردازم
ممنونم
عزیزدل ، واقعا خیلی حال کردم با این کامنت و مطالب فوق العادهای که با درک بالا و خیلی ساده و روان و به بهترین شکل توضیح دادی، دمت گرم که اینقدر شفاف همه چیزی رو به این خوبی درک کردی. از خوندن متن زیبات لذت بردم و خیلی ازش یادگرفتم / ممنونتم.
باسلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته ی زیبا
روز 117 ام و تعهد من
وقتی باورهای توحیدی رو کنار باورهای احساس لیاقت میذارم ،خیلی راحت میشه باگهام رو از همین اگاهی ها پیدا کرد
اینک من خودمو لایق پولو ثروت زیاد بدونم ،لایق زندگیه با کیفیت بدونم و در جهتش قدمهای الهامی رو بردارم خیلی فرق میکنه با زمانی که خودمو لایق بدونم ولی از بقیه متوقع باشم
چرا این مثالو زدم؟
چون چندروز پیش با عزیزی راجب اینموضوع صحبت میکردیم که بعضی افراد هستن خیلی راحت پولو ثروت از طریق های مختلف ،براشون میاد ،چون اگاهانه یا نااگاهانه خودشونو لایق میدونن
ولی منوخود شخص دوس داریم خودمون تلاش کنیم خودمون قدم برداریم ،البته نه تلاشی که با سختی باشه،بلکه با لذت بر مبنای اگاهیامون ازاین سایت مقدس،موقع گوش دادن به این فایل،یک لحظه مکالمه ی ما برام مرور شد
دیدم من درونا اینطوری نمیتونم قبول کنم و چرا نمیتونم؟
من ایا میزان باورهای طرف رو میدونم که دارم قضاوت میکنم که اون فرد ،باور درست داره؟
حتی نتایجه فرد هم نمیتونه برای من مثال باشه،چون من نمیتونم اگاه باشم که اون نتیجه از چه طریقی حاصل شده!مثل دزدی ک خونه و زندگیه خوبی داره و من از دور بگم برای اون شده پس برای منم میشه و طرف خودشو لایق میدونه برای ثروته راحت!نه اتفاقا باورهای غلطی برای این نتیجه هست!پس چه بهتر که حتی نخوام نتایجه بقیه رو بررسی کنم
اگه اون راهی که ورود ثروته برای اون فرد،به هردلیلی خراب بشه،ایا شخص تواناییه ادامه دادن داره ؟
درسته که باورهای درست و احساس لیاقت مارو در مدار اتفاقات خوب قرار میده،در مدار راحتی و فراوانی،اما ممکنه یک اتفاق به ظاهر بد که البته در جهت ورود نعمات بیشتره ،بیفته،فرد چقدر میتونه ذهنشو کنترل کنه و دوباره بلند بشه؟باورهایتوحیدی اینجا مهم هستن
احساس ارزشمندی و لیاقتی که استاد راجبش در محصول لیاقت میفرماین،از نظر من یعنی بدون مذاکره ،راحتو خوبو اسان زندگی کردن
یعنی من در این جهان ،یکتا هستم و هر لحظه به مسیری هدایت میشم که خواسته های من خیلی راحت اجابت میشن
بدون تقلا
بدون بحث
بدون باج دادن
بدونه احساس بد
در نزدیکان،افرادی رومیشناسم که بهترین ماشین ،بهترین خونه و بهترین و بهترینها رو تجربه میکنه
بدون اینک خودش قدمی برداره و هروقت بگه پول،همسرش براش محیا میکنه
قبلترها میگفتم ،نااگاهانه باورهای درستی نسبت به ارزشمندیه خودش داره که راحت ثروت میاد،
ولی مقاومتیدر وجودم نسبت به این طریق وروده ثروت بود،
وقتی به این روش فکر میکنم ،ضعف باورهای توحیدی پیدا میشه
به هردلیلی اگه اون همسر،نخواد پول بده ،ایا اون فرد جز اینه که حالش بد بشه و احساس قربانی بودن بهش دست بده؟
زمانیمیتونم بگم من باور احساس لایق بودن دارم،که بدون قیدو شرط ،نعمتها وارد زندگیم بشه ،
نه اینک چون کسی خیلی راحت داره منو ساپورت میکنه بگم من بخاطر باورامه که این چنین راحت پول میاد
نه اینکه،چون من باور دارم که ورود ثروت حتما باید با قدمهای من برداشته شه ،نه!
اتفاقا،من باور دارم ارزشمندم و در این جهان به مسیرهایی هدایت میشم که خیلی راحت،خواسته های من اجابت میشن،از طریق دستان خداوند با باورهای توحیدی درست ک ورود فراوانی و ثروت ها کمک به پیشرفت جهان میکنه و خیلی باورهای دیگ
من اصلا راجب چگونگیها حرف نمیزنم
چون با اگاهی های استاد،به این درک رسیدم که چطور و چگونه بمن مربوط نیست فقط محقق شدن و احساس داشتنش و تصورش کاره منه!
تحقق اون خواسته ،از کدوم باوره؟ این مهمه برای من
و اگه اون مکالمه برام یاداوری شد،و اصلا نمیدونم چرا اینجا حرفهای این لحظه ی ذهنمو نوشتم،بابت اینکه که بدونم ایا اشغال ها رو دارم میریزم زیر مبل؟؟
باید باورهای توحیدی ،خودشونو نشون بدن
این اگاهی های امروزه روز شمار، راجب یکملتو کشوره
ولی من حتی به اندازه ی همین چند نفر ادمها در خانواده هم ،این تضادها و مشرک بودنها رو میبینم و ناتوانم در تغییر
من که یک مشرک بزرگ بودم،توانام فقط در تغییر خودم و هر دفعه از یک بعدی،شرکها با این همه تمرین میاد بیرون
پس چطور گاهی با پدرو مادرم راجب عقایدو باورهاشون حرص میخورمو بحث میکنم؟؟
ممنونم از استاد و این انرژی مطلق،که من بجای اینکه درگیر مباحث بیرون از خودم باشم،به درونم سفر میکنم و لایه های زیرینه باورهامو میکشم بیرون و این یعنی ارامش
سلام استاد مهربونم سلام دوستان نازنینم
این فایل توسط یکی از دوستان من فرستاده شد
چقدر آگاهی بدست آوردم از طریق این فایل
روز به روز داره واسه من روشن تر میشه
مثلا استاد میگفتن برین ریز به ریز ترمز هاتون رو پیدا کنید و تغییرشون بدید، مثلا من اولا میگفتم خب چطوری، بعد به مرور واسم مشخص تر شد
تا به الان که با خودم میگم، خب؛ من الان واسه کوچیک ترین چیزا میام به خواهرم میگم تغییر کن، اینکه بیست چهار ساعت فیلم میبینی رو بزار کنار، نگا من از این راه تونستم توی بعضی چیزا موفق شم توهم اینکار و بکن
یا مادرم، مامان جونم شما بیا با من این رژیم رو امتحان کن تا نتیجه بگیری، مامانم شماهم با من بیا تمرین و ورزش، شماهم مثل من ساعت پنج و شیش صبح بیدارشو، شماهم مثل من برو دنبال آرزوهات به سنت توجه نکن، برو کلاس زبانت رو دوباره شروع کن و خیلللی چیزای جزئی که من متوجه شدم اینا همه از باور این میاد که من امکان تغییر دیگران رو دارم
با وجود اینکه پدر من سالها سعی و تلاش کردند من رو تغییر بدن، با جایزه و پاداش با دعوا و بحث، با تمام روش هایی که به ذهن شما خطور کنه پدر من سعی کردند من رو به اون روشی که خودشون تمایل دارند رشد بدند، در زمینه حجاب، در زمینه دوست، در زمینه شغل، در زمینه نماز، در زمینه موسیقی، حتتتی در زمینه کوتاه کردن موهای من یا برداشتن این مدل ابرو های من یا تغییر رنگ موی من
تک به تک چیزها پدر من سعی کردند تسلط داشته باشند رو من
و من از همون بچگی بر این باور بودم که پدر من توانایی تغییر من رو نداره. اما الان که استاد میگن برین رو میز پهن کنید دونه دونه باور های غلط تون رو
در همین یک زمینه من متوجه شدم چقدررر من باورهام قوی هست در همین چیزی که فکر میکردم خودم هم موافقم خودم هم انجامش نمیدم
من موافق بودم اما وقتی نگاه میکنم به خودم، میبینم خدای من چقدررر باور اشتباه دارم
و میخوام ریز یه ریز شروع کنم جلوی این باورهارو گرفتن، خیلی زمانبر هست
اما واقعا خداوند رو شاکرم که حداقل متوجه اش شدم
این که من امروز به این فایل از سمت دوستم هدایت شدم، یکی از دست های خداوند، یکی از هزاران دست های خداوند بود در زندگی من
برای یک قدم جدید برداشتن در راه رشد خودم
چقدر لذت بخش هست
خداوند رو سپاسگذارم، خیلی عالی و دقیق همه چیز در سر جای خودش قرار داره
دقیقا همونطوری که من توی ستاره قطبی ام میگم همه چیز در جای درست خودش قرار داره، و به من به این شکل ثابت میشه، هرروز و هرثانیه
خدایا شکرت
سلام به شما دوست عزیزم
چقدر این کامنت پر بود از تجربیات شخصی من اینکه میخوام هر کاری که من میکنم رو اعضای خانوادهام هم انجام بده با اینکه میگم من کنترلی روی رفتار بقیه ندارم اما باز هم مقاومت دارم و باید روی این نقطه ضعفم خیلییی کار کنم. خیلی کامنت شما رو دوست داشتم چون دقیقا چیزایی هست که این روزها من دارم تجربه میکنم و باید متوقف بشن چون انرژی خودم رو گرفته و دارم از مسیرم منحرف میشم.
خدایا شکرت بخاطر این نشانهای که برام فرستادی.
اسما عزیز مرسی بابت این کامنت عالی شما
به نم خداوند مهربانم
امروز بی صبرانه منتظر نشانه ام از سوی خداوند بودم
با اینکه نشانه ای از خداوند دریافت کردم اما دایم میگفتم نه یک چیزی هست که امروز من از خداوند دریافت میکنم
بعد که اومدم سایت کامنت بخونم دیدم شما جوابمو دادی کیمیا جون
همونجا گفتم این نشانه منه!
یک احساس بزرگی بهم گفت این نشونه امروزمه که انقدر منتظرش بودم
همین کامنتم که هدایتت کرد امروز هم من رو هدایت کرد، فایل استاد رو دوباره گوش کردم، کامنت خودم و شمارو خوندم و فکر کردم که من کجای کارم سعی کردم تغییر بدم دیگران رو
و متوجه شدم مدتیه که تو ذهنم دارم برنامه میچینم دوستم رو با قوانین بیشتر اشنا کنم، ایشون آشنا هست با سایت و استاد اما مثل من زمان زیاد نمیزاره براش و من دائم میگفتم با خودم که این دختر گنجیو داره از دست میده، و امروز بهش پیام دادم و کمی گفتگو کردم در این مورد که احساس کردم خسته شد از این گفتگو و منم دیگه ادامه ندادم.
من اگر هدایت نمیشد این به این فایل و به این کامنت تو دوست خوبم، شاید متوجه این ایرادم نمیشدم، یادم نمیومد و ادامه میدادم به این رفتارم
ممنونم از تو که جواب کامنتمو دادی و دوباره هدایت شدم به این درس
ما همیشه فراموش میکنیم و همیشه ثابت میشه بهم که تکرار قوانین مثل غذا خوردن روزانه ام برام واجبه و دیدن و دنبال کردن سایت مثل غذا خوردن آب خوردن و خوابیدن برای روحم مهمه
خدایا شکرت
سلام ب دوست عزیزم
اره دقیقا همینطوره
خودم هم همچین نگاهی داشتم و دارم
پدر من هم بشدت تلاش کرد تا من یک دختر مذهبی بشم اما من بزور شدم فقط واسه چندسال یک مذهبی ک ماسک زده بود در غیاب پدرم چادر سرم نمیکردم آرایش میکردم و اصلا یک شخص دیگه ای بودم
گذشت تا من ازدواج کردم و بعد بااین مباحث آشنا شدم تصمیم گرفتم ماسک ها را یکی یکی بردارم و ب خود واقعیم نزدیک بشم
من الان هیچ ربطی ب اون دختر مذهبی ندارم اصلا اعتقادی به این چیزا ندارم ک بخام بشکل پدرم عمل کنم
ب هیچ عنوان وارد مجالس مذهبی نمیشم چندساله و
با چادر و مقنعه خدافظی کردم
حتی زمانی که ازدواج کردم مثل عقده ای ها آرایش میکردم
ولی الان خیلی کم شده
باز وقتی ازدواج کردم مادرهمسرم جای پدرم بسیار بسیار بامن بحث کرد نصیحت کرد حتی قهرهای مکرر کرد ک من شبیه خودش بشم اما نشدم چون با روحیات من سازگار نبود
بااینکه جاری خودم کپی مادرهمسرم شد و حتی خودش اعتراف کرد ک من اینهمه عیب مادرهمسرم میکنم کپی خودش شدم توی تمام مسائل
و پس از گذشت 10 سال از زندگی مشترک منو همسرم باز هم مادرهمسرم چندروز پیش تلاش کرد بازهم جدی بهش گفتم فکر من باشما متفاوت هست و شما میخای ب روش خودت ب خاسته هام برسم اما من ترجیحم اینه ب روش خودم حرکت کنم و شما اصلا نگران من نباش
ک اون در پاسخ بهم گف واقعا تو بیخیالی
و نصیحت روی تو جواب نمیده اصلا
منم با خونسردی و خنده گفتم بیخیالی خیلی هم خوبه
و این جدیت باعث شد کلا دوباره از مدار همدیگه خارج بشیم
و درمورد خودم
منم بااینکه اینهمه رو خودم کار کردم بازهم دچار این اشتباهات میشم فرزندم را نصیحت کنم
بخام همسرم بهتر فکر و عمل کنه و
اصلا دوست دارم گرایشم این طرفه ک همه مثل من فکر کنن و دنبال پیشرفت از مسیری ک من میرم باشند
اصلا نمیتونم بپذیرم هرانسانی حق داره معتاد باشه یا مشروب بخوره یا منفی باشه یا باهوش باشه یا نماز بخونه و روزه بگیره چون خودم نماز نمیخونم بشدت مقاومت دارم در برابر افراد نماز خون اگر طرف بخات نصیحتم کنه بشدت از دستش ناراحت میشم ک ب اون چ ربطی داره
یا مثلا من دوست داشتم موهامو ریباندینگ کنم و نوبت گرفتم واسه ارایشگاه
بعد ب جاریم گفتم تو هم بیا اینکارو اونکار رو انجام بده
آقا ب من چه
گاها میگم خدایا
ای خداااا کمکم کن بفهمم ب من چه
شاید مردم نمیخان شبیه من باشن
مثلا همین مادرهمسرم دوست داره مذهبی باشه مارو نصیحت کنه واسه نماز
قرض بگیره نسیه خرید کنه پولاشو همش خرج علکی کنه مگه ب من ضرری میتونه بزنه ؟؟؟؟؟؟
نمیدونم چرا دارم مینویسم اینارو
فقط میدونم یکسری چیزارو تو ذهنم پیدا میکنم
البته قبلا پیدا کردم تمام پاشنه های اشیلم رو کار کردم اما ازبین ک نرفتن فقط کمرنگ شدن
یکمدت روشون کار نکردم دوباره مثل زخمی ک سرباز کردن و نیاز دارن ب رسیدگی مجدد
دوست عزیزم لذت بردم از کامنتت و برات آرزوی موفقیت و سلامتی روز افزون دارم
به نام خدای معجزه ها
یادگار 117
سلام استاد عزیزم و مریم مهربونم
سلام به همه همراهان این مسیر الهی
خیلی ممنونم از فایل فوق العاده و با اگاهی عالی
چقدر حال ادم خوب میشه وقتی به قول استاد هر روز ورودی های عالی به مغزمون میدیم
خدایا هزاران بار شکرت
و چقدر محتوای این فایل برام جالب و عبرت انگیز بود
اینکه ما نمیتونیم هیچ کسی رو تغییر بدیم
واقعا این کار به هیچ وجه شدنی نیست
و کاری بود که من مدت ها درگیرش بودم و فکر میکردم میتونم خواهرمو و خانوادمو تغییر بدم و بهشون زندگی جدیدی هدیه بدم
دلم میخواست منی که تو این مسیر بودم و هر روز داشتم به لطف الله نعمت های عالی به زندگیم می اوردم به خانوادمم هم هدیه بدم
اما دیدم واقعا به هیچ وجه نمیشه نگرش شخصی رو عوض کرد وقتی اون شخص اصلا خودش نمیخواد عوض شه
تازه اغلب به من میگفتن این سایت کل پولاتو میخوره اخرشم هیچی به هیچی
و من هم همیشه لبخند میزدم و میگفتم اوکی
و کم کم یادگرفتم باید خودم تنهایی مسیرمو برم و نعمت ها سهم منه که خواستم زندگیم عوض شه و خواستم این مسیر مقدس رو برم
نزدیک ی ساله با سکوت روال زندگی خودمو میگذرونم و به لطف الله هزاران نتایج عالی گرفتم و هیچ کاری به هیچکدامشون ندارم و جالب اینجاست که هنوز معتقدن مسیر من اشتباهه
که من بعد از عیدی بحثی که پیش کشیدن بهشون گفتم لامصبا شما واقعا نتیجه منو نمیبینین؟؟
گفتم شما نمیبینین که ماهانه چقدر دارم اجاره دفتر و خونه میدم؟
نمیبینین که امسال طلا خریدم؟
نمیبینین که اینقدر لباس مارک خریدم؟
نمیبینین که دوبار مسافرت رفتم؟
پس پول اینا از کجا میاد؟؟؟
دقیقا تو جمعی که نشسته بودیم بهشون گفتم فقط همین شماها هر کدام چقدر به من بدهکارین؟؟
شما حداقل بدهی خودتون رو هم نمیبینین؟؟؟
واقعا ادم کفری میشه وقتی این همه نتایج هر روز جلو چشمشونه ولی بازم میگن الکی این مسیرو میری
تا اینکه چند وقت پیش دیدم خواهرم انگاری برنامه شکرگذاری راه انداخته و از من پرسید که تو کامل همشو رفتی منم گفتم من بجز این سایت جایی نرفتم و هر روزم دارم انجام میدم
و دیدم انگاری دفتر داره و ی چیزایی مینویسه و دیدم که جدیدا کلا حرف و حدیثش شده همه چی به ذهن ادم ربط داره
من انصافا حتی ی کلمه هم حرف نمیزنم که بخوام حرفشو تایید کنم
گفتم باید خودش مسیرشو پیدا کنه
و چقدر خوشحالم حداقل اینقدر رشد کردم که تشخیص دادم مسیرم به خودم ربط داره و دلیلی نداره برای اثبات مسیر خودم ایقدر انرژی صرف کنم
و ی روزی گفتم دختر این انرژی رو بزار رو خودت و به باورهات شاخ و برگ بده
نمیخواد الکی دایه مهربان تر از مادر بشی
و خدارو هزاران بار شکرت
و واقعا این فایل بازم بهم درس های عالی داد که دختر تو دنبال تغییر هیچ کسی نباش جز باورهای خودت
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
سلام
درود برشما دوست عزیز
من روز شمار تحول زندگی رو دنبال میکنم و شما فایل های بعدی هستید چون روال دنبال کردن روز شمار، جوری هست که من که الان فایل رو میشنوم و کامنتا رو میخونم رد پا و نوشته های دوستانی که این فایل رو گزروندن رو میبینم .
و چقدر زیبا از درک و تجربیاتتون مینویسید . سپاس از شما ساناز عزیز و بقیه دوستان و سایت بینظیر استاد.
من خودم به شخصه یه ادم روانی هستم که برای دیگران روانشناس خوبی هستم میخام کمک کنم ولی بدرد خودم نخوردم و به قول گفتنی من که این همه می چرم پس دنبه ام کو . دنبه از دید جامعه ثروت و باغ و ماشین و پارتی و دوست اشنا و روابط هست .
چون نتیجه نداشتم حرفام هم ارزشی نداشتن. و فقط بخاطر دوستم داشتن یه سر تکون دادن و گفتن درسته افرین . ولی از حس دلسوزی و نصیحتی که بهم دارن میفهمم چه قضاوتی میکنن .
من هم درد زور زدن برای تغییر دیگران رو کشیدم . درد توضیح دادن در حد رگ گردنم سفت بشه و اخرش بی انرژی شدن و بی اثر بودن حرفام رو کشیدم .
و میگفتم باید نتیجه بدست بیارم تا احساس ارزش کنم وقتی حرف میزنم (یعنی بخاطر دیگران توجه کنن بهم و به به چه چه کنن دنبال نتیجه بودم تا الان که کامنت شما رو خوندم) و اونجا که گفتید بازم با این همه نتایج فکر میکنن روش و مسیر شما اشتباه هست ، یه هشیاری و بیداری اومد سراغم که به قول بچه های سایت کد اشتباه درون من هست . واقعا تصمیم گرفتم در سکوت فقط راه درست حودم رو برم و بخاطر لول پایین مالی احساس بی ارزشی و احساس بد نداشته باشم . حتی منتظرم دیگران بگن چکار کنم چون فکر و نجواها میاد که این مسیر شاید برای من نیس و برم راه غیر از این راهی که دوستان دنبال میکنید . این از بی ایمانی و نداشتن توکل من هست به خداوندی که هر کس خواسته به راه درست هدایت کرده .
سپاس از کامنت زیباتون