اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
واقعامن به صحبت های استادایمان دارم،چون من سالهای سال تلاش میکردم برای تغییر دیگران وروز به روز خسته تر وبیمارتر میشدم ازلحاظ جسمی روحی فکری و….
تااینکه یواش یواش با کارکرد روی خودم فهمیدم که ازتغییر دیگران عاجزم وفقط توان تغیر خودم رودارم
واززمانی که شروع کردم به تغییر خودم واقعا معجزه آرامش عشق وسلامتی وثروت رودارم توی زندگیم میبینم،حرف های استاد روباتمام وجودم درک میکنم،چون اززمانی که شروع به تغییر خودم کردم دیگران هم دارن تغییر میکنن وکسایی هم که مقاومت دارن درتغییر ،ازمسیرم خارج میشن ونمیبینمشون یاخیلی کم میبینمشون،ازلحاظ جسمی وروحی وفکری ومعنوی خیلی نسبت به قبل تغییر کردم،وحال واحساسم عالی تره،من حتی عاشق خدایی شدم که قبلافقط ازش میترسیدم ولی الان باتمام وجودتوی قلبم احساسش میکنم،روابطم خیلی بهترشده،دارم اززندگی لذت میبرم،وهررزوازاین گنجینه بی نهایت(سایت استاد)علم آگاهی رشد پیشرفت من بیشترمیشع وشاکرخداهستم بابت این هدایت که باعث خوش بختی من شده،من خیلی خوش بختم وخیلی خوش حالم بابت ای رشدوآگاهی وعاشق اینم که بیشتروبیشتر محصولات استادروبخرم وایمان دارم معجزه میشه توی زندگیم،
ما هیچگاه توانایی تغییر دیگران را نداشته زیرا آنها باورها و فرکانسهای مجزایی داشته که ما به آن دسترسی نداریم. هر گونه تلاش و صرف انرژی برای تغییر دیگران هیچ نتیجه ای در بر نداشته و باعث برهم خوردن روابط می شود.
ما باید زمان و انرژی خود را تنها صرف تغییر باورهای خودمان کرده و زمان و انرژی که محدود است را برای دیگران و قانع کردن آنها هدر ندهیم که خودمان نیز از مسیر منحرف می شویم. تنها زمانی میتوانیم به دیگران کمک کرده و تغییر در زندگی آنها ایجاد کنیم که خودمان نتیجه گرفته و به تمام خواسته های خود رسیده باشیم و دیگران از ما درخواست شدیدی داشته باشند. آن زمان است که تمام حرفهای ما را پذیرفته و به عنوان الگویی قرار می دهند.
هیچ عامل بیرونی تاثیری در موفقیت یا عدم موفقیت ما نداشته و ما با باورها و فرکانسهای خود زندگی خود را رقم می زنیم. حساب کردن بر روی هر گونه عامل بیرونی شرک محسوب شده که قابل بخشش نیست و قدرت خلق را از ما می گیرد. قدرت تنها در دستان خداوند و خودمان است و هیچ کس نمی تواند تاثیری در جهت مثبت یا منفی در زندگی ما داشته در صورتی که باورهای مناسب و هم جهت با خواسته هایمان ایجاد کنیم به تمام خواسته های خود خواهیم رسید.
با گوش دادن به این فایل به فایل توحید عملی رسیدم ولی نمیدونم قسمت چندمش
دقیقا استاد حرفی که اونجا گفتند هم اینجا باز هم این قانون مهم تکرار کردند اینکه:
من نمیتونم زندگی هیچکس تغییر بدم ،هیچکس هم نمیتونه زندگی من تغییر بده ،
هر کس فقط خودش میتونه زندگی خودش بسازه فارغ از اینکه کسی کمکش میکنه یا حتی کسی داره به ضررش کار میکنه فقط خودت و خدای خودت .
این فایل قبلاگوش کرده بودم و همیشه تو ذهنم بود این مثالی که استاد زند .
یه مثال دیگه همون همسایه استاد بود که پسر برادر شوهرش آورده بود خونشون و اینو مثلاً میخواست آدم حسابی کنه آخرشم بدهکار شد مقصر شد
یا مثال دیگه در مورد خودش استاد که همکارانش براش حرف درامورده بودن و گفته بودند آره استاد دزده و فلان و این چیزا ولی استاد چقدر خوب ذهنش کنترل کرده بود گفته بود اون داره به من خیر میرسونه نمیتونه ضرر برسونه کنه اتفاقات با گفتن اسم من کسانی که من نمیشناسن پیگیر من میشن چقدر این حد از توحیدی بودن این حد از موحد بودن در تک تک زندگی استاد جاری هست .
فک میکنم یکی از قانون هاییکه از استاد تا حدودی خوب یاد گرفتم همین بحثه
من دوساله که دارم کار میکنم یکبار به مادرم پدرم خواهرم همسرم در مورد قانون نگفتم بعضی موقع ها بخاطری که وقتم هدر ندم و نخوام وقتم تو خیابون الکی بگذرونم میگم کلاس دارم مادرم و خواهرم میگن بابا کلاس چی میگم نه کلاس دارم نمیام .میشینم رو همین سفرنامه کار میکنم
ولی توضیح نمیدم چون قبولش ندارن و منم نمیخوام با حرفاشون انگیزمو از دست بدم .
یا حتی خواهرم بهم میخنده میگه بابا بس کن چی مینویسی اگر با مثبت نگری و من پولدارم و من ثروتمند میشم کسی میخواست به جایی برسه خواهر شوهر من محتاج نون شب نبود هنوز که هنوزه هم میگه من میلیارد پول میخوام ولی من هیچی نمیگم من حتی نمیگم میخوام پولدار و ثروتمند بشم .
من به نتایج خودم تو این یکسال و خورده نگاه میکنم
به خدای احد و واحد که این آرامش من با د
هزاران میلیارد دلار نمیتونستم بخرم اینکه سرم به بالش نرسیده خوابم اینکه میخندم میرقصم و شادم اینکه گذشته ریختم دور اینکه برای خودم ارزش قائلم اینکه انگیزه دارم بابا امروز صبح از خواب پا میشم قراره چیکار کنم و تنها هدف من فقط مهاجرت و رسیدن به کسب درآمد خودم فقط این دوتا هدف هست که تو هدف های که نوشتم هنوز تیک نخورده تو هدف های گلیم فقط همین دوتا هست و چند تا هدف ها کوچولو هستن که با رسیدن به اونا اونا هم تیک میخورن و خدا میدونه بعد رسیدن به درآمد چه پیشرفتی خواهم کرد قانع که نباید بشم باید بهتر بازم ساده تر بازم بیشتر میخوام ولی همه چیزپله به پله ولی ولی ولی خدا شاکرم که هنوز در مورد این موضوعات با کسی صحبت نکردم حتی تا حالا جلو همسرم گوش ندادم به این فایل ها یا فیلمی از شما ندیدم همیشه هر وقت میاد خونه سریع دفتر جمع میکنم میذارم کنار خودش برام خودکار و دفتر میخره میاره ولی خداشکر نه اون چیزی میپرسه نه من چیزی میگم ولی تو خیلی از مسائل اگر داریم صحبت میکنیم نظراتمون یکیه و خودم قشنگ حس میکنم اون باور کمبود اون باور نداری اون باور ها قدیمی هر دومون کشته شدند .
من کنار همسرم فایل گوش نمیدم چون نمیخوام یک درصد یک درصد بهم بگه بابا دروغه بابا فلانه من بخوام جوابش بدم نه اینقدر نتیجه دیدم فلانی نتیجه دیده نتایج استاد ببین و ذهنم درگیر کنم من یادگرفتن جار نزنم داد و بیداد راه بندازم هوار هوار نکنم آسه برم و آسه بیام .
نمیگم عالی شدم نه ولی بهتر شدم و دوست دارم از این هم بهتر تر بشم.
من با تغییر زندگیم با رفتن به مدار بالاتر زندگیم تغییر میکنه کسانی که در مدار من باشن با من بالا میان و کسانی که در مدار هم نباشیم از هم جدا میشیم
کم برامون پیش نیومده
دوسال قبل هر شب تو جمعی بودین که حس خفگی بهم دست میداد همش فوش و الفاظ رکیک به جامعه و مردم با شوخی های زشت و زننده یا مسخره کردن و ادای دیگران درآوردن جمعی پر از غیبت و دروغ شب ها رو میکذروندم
خدایا چطور ازت سپاسگذاری کنم که جدا شدم از اون افراد
یعنی تا آخر عمرم بخوام فقط در مورد این موضوع شکرگذاری انجام بدم کمه ولی قطع شد الهی شکر الهی شکر
با اینکه بزرگترمون هستند ولی قطع رابطه کردم باهاشون
الان با همسرم میگیم میخندیم شوخی میکنیم فیلم های طنز میبینیم در مورد زندگی مون حرف میزنیم محرم هم هستیم و الهی شکر مدارمون بالاتر رفت و به سادگی جدا شدیم از اون جمع اصلا کار جهان همینه .
توی فایل های چگونه درآمد خودمون سه برابر کنیم نمیدونم قسمت دوم بود یا سه استاد همین گفتن گفتن حذف آدم های منفی اطرافت و کنار گذاشتن تی وی و اخبار
من به پارچه نازک هست کشیدم روی تی وی چون روشن نمیشه هرروز نخوام دستمال بکشم و گردگیریش کنم فقط اگر فیلم طنز دانلود کنیم نگاه میکنیم همین .
من یه جورایی باید کلاه خودم بندازم هوا بتونم فقط زندگی خودم تغییر بدم من فقط مسئول زندگی خودم هستم
نمیدونم چقدر این حرفا به دردتون میخوره ولی همینجور از دلم از قلبم اومد و براتون نوشتم بدون هیچ پیش زمینه ای حتی فکر نکردم چی بنویسم
به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسسسسسگزارم
سلام عزیزان جان و همسفران بینظییییر
روز117
ما از تغییر دیگران،ناتوانیم
خدایا شکرت برای هدایتهای ناب الهی امروزم
هیچ عاملی بیرون از من نیست
من همه جوره خالق تمام اتفاقات زندگی ام هستم
هر اتفاقی بیوفته بر اساس باورها و فرکانس های خودم است.
هیچ کسی هیچ کشوری نمیتونه حتی یک نفر را تغییر دهد
تا آدم خودش نخوا. هیچ عاملی نمیتونه تغییر ش بدهد
هر چقدر ما هزینه و انرژی و وقت و زمان برای تغییر دیگران بگذاریم نه تنها تغییری صورت نمیگیرد که خودمان را هم نابود میکنیم
پس فقط توجه و تمرکز مون را آگاهانه روی خودمو ن بگذاریم تا تغییر کنیم قسمت شخصیتی قوی وتوحید ی تا جهان ما را به جاهای بهتر هدایت کند.
هر انسانی تا خودش نخواد هیچ عاملی قادر به تغییر ش نیست
من پذیرفتم که هیچ گونه توانایی در تغییر هیچ کسی را ندارم
حتی خدا هم در قرآن میفرماید که هر کسی که بخواهد و در مشیت الهی باشد ما هدایتش میکنیم
حالا چه در مسیر بهشت باشیم چه در مسیر جهنم
خدا هر لحظه در حال هدایت تمام ذرات هست
ما انتخاب میکنیم خدا هم میگه چشم
پس وقتی که من تغییر کنم دنیای اطراف من هم تغییر میکند
داستان های قرآن همه چی را ثابت کرده
تر و خشک با هم نمی سوزند
مثله داستان حضرت نوح
داستانهای ال ثمود و عاد و بنی اسرائیل و ..
فرقی نمیکنه که زن و بچه نوح باشی یا هر کس دیگری وقتی تغییر کنی و در مسیر درست الهی و درک قوانین بدون تغییر خداوند باشی خداوند هدایت میکند به سمت زیبای های بیشتر و مکانهای عالی تر
این تفکر را در ذهنم بندازم بیرون من قادر به تغییر هیچ کسی نیستم
حتی همسر و فرزند و مادر و….
فقط باید روی خودم کار کنم تا شخصیتم بهبود داشته باشد هر روز یه ذره بهتر باشم
تکاملم را طی کنم تا هر روز ورژن جدید تری را داشته باشم به سمت زیباییها و کمالات و انسانیت
خدایا شکرت به خاطر توجه و تمرکزم که انرژی گذاشتم فقط روی تغییرات خودم استمرار و عمل کنم
عمل کردن به این دیدگاه مهمه فقط در حرف نباشد واقعا باید کانون توجهم را روی خودم معطوف کنم
خدایا شکرت اندیشه های نیکو و تفکرات سالم و تغییر باورهای قدرتمند کننده و دید مثبت تری را هر لحظه بهم بده مرا هدایت کن خدا جونم سپاسگزارم
تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و نه گمراهان
خدایا من تسلیمم هیچی حالیم نیست نمیدانم چطور وظیفه توست تو بگو و من را عملگراتر کن بر تغییرشخصیتم
استاد دقیقا الان افراد نزدیک من و همسرم انتظار دارند که ما بریم و نجاتشون بدیم
همیشه هم در ناراحتی و گله و شکایت و مریضی هستند
و از ما ناراحت هستند که چرا شما تغییر کرده اید و دیگه اون آدمهای قبل نیستید و رفت و آمد ندارید
خب به لطف خداوند که ما داریم بازی جهان را بهتر درک میکنیم و انرژی گذاشتیم روی خودمان و فهمیدیم ما قادر به تغییر هیچ کسی نیستیم سرمان را گذاشتیم در زندگی خودمان و هر روز داره فشارها
را بیشتر میکنند و تا جایی هم که میتونند اطلاع رسانی میکنند که ما چرا تغییر کرده ایم و رفت و آمد نداریم و انگار ما ناجی هستیم . اگر کسی مریض شد ما بریم و دلسوزی کنیم و ببریم دکتر و بیمارستان و و هزاران انتظارات بیجای دیگه
ولی ما توجهمون را گذاشتیم روی خودمان و زیبایی ها ی بیشتر اطراف و شکر گذاری برای هر آنچه که الان هست
و اصلا جوری شده که اگر کسی بخواد مهمونی بده از فامیل ها ما را جدا دعوت میکنند و ما فقط میگیم خداروشکر که ما همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین موقعیت قرار داریم .
خدایا شکرت من همیشه میگم تو قرآن کافران محمد را دیوانه پنداشتند چون میرفت تو تنهایی خودش و با خدای خودش راز و نیاز میکرد
حالا ما هم هر چقدر قضاوت و تهدید و توهین و تحقیر از دیگران شنیدیم فقط اعراض کنیم
دنباله رو جامعه نباشم تا قبل از آگاهی ها و قوانین خداوند که وضعم مشخص بود که تو در و دیوار بودم
حالا که بلطف خداوند از هدایت یافتگان قرار گرفته ام پس باید محکم تر و قوی تر روی اصولم بمونم و از بدنه جامعه بدور باشم
بخودم یاد آوری کنم که هیچ اشکالی ندارد اگر دیگران مرا طرد کردند حتی عزیزترین افراد زندگی ام
اگر تنها شدم هیچ اشکالی نداره خداوند کافیست
تنها خدا برایم کافیست
من به این جهان مادی آمده ام تا تجربه کنم بهترین خودم را بندگی کنم خدا را تسلیم امر خدا باشم
خداوند هر لحظه برمن منت گذاشته و مرا هدایت کرده به مسیر درست الهی
پس باید خودم را به دستان قدرتمند ش بسپارم و بشینم روی شونه های خدا جونم که کامل و خالص و صاحب کل کیهان و منشا اصلی تمام نعمتها و ثروتهای بیحساب در جهان است
روی نیازم فقط بخداست
فقط روی خدا حساب باز کرده ام
خدایا شکرت که همه کاره ام تویی
خدایا شکرت که همه جوره هوامو داری بینهایت سپاسگزارم
خدایا شکرت که جهان سرشار از عشق الهی و انسانها ی عالی و بینظیر و ثروتمند و نازنین و شریفی است که از هر جهت به من کمک میکنند
خدایا شکرت که دستان خوبت همواره در حال رشد و پیشرفت من قدم بر میدارند
خدایا شکرت که تو را دارم و آسوده خاطر و پر از ایمان و امید و توکل و اعتماد به خدا هستم
خدایا شکرت که هر لحظه در معرض هدایت تو هستم
خدایا شکرت که هر آنچه دارم از آن توست
قدرت در دستان خداست
من هیچی نمیدانم من قطره ای در برابر اقیانوس تو هم نیستم
خدایا شکرت که هر لحظه هدایت مرا بر خودت واجب کرده ای و من لایق دریافت الهامات الهی ات هستم
خدایا شکرت من لایق بندگی کردن هستم من تسلیمم هیچی نمیدانم تو علمت بر تمام عالم محیط است تو بگو و مرا هدایت کن هر لحظه از هر خیری از تو به من برسد من سخت نیازمند وفقیرم خدایا شکرت
احساس خوب اتفاقات خوب
احساس بد اتفاقات بد
خدایا شکرت که هر وقت زدم جاده خاکی دستمو گرفتی و هدایتم کردی به جاده سرسبز جنگلی و زیبا
خدایا توجهم را برحقایق دنیای زیبایت بیشتر کن
خدایا قدرت اصلی تویی مرا وابسته به اصلم کن
تمام ترمزهای مخفی ذهنم را آشکار کن تا با هم حذفشون کنیم و خودت باورهای قدرتمند کننده را برایم واضح تر کن
خدایا شکرت که به منبع اصلی خیرو برکت و نیکی تو وصل هستم و تمام اموراتم را لحظه به لحظه تو مدیریت میکنی سپاسسسسسگزارم
خدایا شکرت که هر روز با عشق و علاقه و شوق و اشتیاق سوزان بیدارم میکنی و روح پاکت را به من هدیه میدهی و هر روز یک ذره بهتر هستم
خدایا شکرت که استمرارم را بیشتر کرده ای و قدمهای ثابت و متعهدانه تر و بهتر و آسانتر را برای رشد و پیشرفت و شکوفایی ام داده ای
خدایا شکرت همه کاره ام تویی و من هیچی نمیدانم
تو بهم بگو و مرا تسلیم خودت کن بندگی تو را بجا آورم ن بردگی خلقت را
خدایا شکرت بخاطر تمام داشته های زندگیم
خدایا شکرت به خاطر وجود عزیزانم
خدایا شکرت به خاطر استاد تو حیدی و این مکان الهی
خدایا شکرت برای تمام لحظات زندگی ام در این سایت الهی و مسیر درست الهی هستم
خدایا شکرت که من را خالق زندگی خودم کردی و هدایتم کردی راه درست را بهم نشون دادی و دستمون در دست هم داده ایم و با عشق به تمام نعمتها در مسیر درست الهی هستم
خدایا شکرت که با کنترل ذهنم ایمانم قوی تر و باور و اعتمادم و توکلم بیشتر شده است
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت وسعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم
خدایا من هرآنچه که دارم از آن توست و از تو به من رسیده است
سلام و درود و سپاس بر استاد عباسمنش عزیز و سرکار خانم شایسته گرامی
خداوند را بابت فرصت زندگی کردن و داشتن روزی جدید و بودن در این سایت الهی شاکر و سپاسگزارم
روز 117
واقعا از این تصویر زیبای پشت سر استاد غرق در لذت و شادی شدیم
اینجا هم در فصل بهار تقریبا هر چند روز یکبار باران میبارد و هوا بشدت بهشتی است و عطر خوش بهشتی را میتوان استشمام کرد خدایا شکرت
تحسین میکنم این نگاه زیبای شما را که در هر اتفاق و رویدادی که چه در زندگی شما و چه در کل جهان میافتد بدنبال ردپایی از قوانین پروردگار هستید شما به معنای واقعی نمودِعینی افرادی هستید که خداوند از آنان بعنوان قلیلٌ یتفکرون نام برده است که در همه جا بدنبال آیات و نشانههای خداوند هستند و در خلقت آفرینش تفکر میکنند
و موضوع اصلی این فایل که ما توانایی تغییر افراد را نداریم چون هرکسی نتبجه فرکانسهایی که خودش ارسال میکند را در زندگی خودش شاهد میباشد ولی ما بهمان میزان که ناتوانیم در تغییر دیگران، توانمندیم در تغییر زندگی خودمان به سمت دلخواه و زمانی که اراده کنیم که تغییر کنیم درهای رحمت پروردگار بروی ما باز خواهد شد و کمکهای خداوند از راه میرسد و بقولی وقتی که شاگرد آماده شد استاد از راه میرسد
طبق این قانون من باید انرژی و تمرکزم را روی زندگی خودم و تغییر خودم بگذارم و نخواهم که دیگران را تغییر بدهم
چقدر من این همزمانیهای خداوند را دوست دارم در همین چندروز اخیر فایل از نتایج خانم مرضیه عزیز از کشور افغانستان برروی سایت قرار گرفت بعنوان الگویی مناسب برای کسب و کار
و این در خالی بود که مرضیه عزیز در همین زمانی که این فایل برروی سایت قرار گرفته بود و کشور افغانستان بدست طالبان افتاده بود در همان وضعیت و همان کشور چه نتایج بزرگی گرفته بودند و موفق شده بود برخلاف بقیه مردم افغانستان خیلی راحت و شاهانه از این کشور مهاجرت کند
این است قدرت قوانین خداوند که وقتی تمرکزت برروی خودت و تغییر زندگی خودت باشد فارغ از اینکه در بیرون تو چه شرایطی در حال رخ دادن هست، تو نتایج فرکانسهای ارسالی خودت را میگیری
استاد واقعا از شما سپاسگزارم که انقدر در اتفاقات پیرامون خودتان تفکر کرده و نتیجه این تفکر و تعقل را با ما به اشتراک گذاشته و ما را نیز به تفکر تشویق میکنید
به نام الله مهربانم به نام خدایی که هر چه دارم همه از آن اوست خدایا من تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم خدایا شکرت سپاسگزارم
سلام به استاد عزیزو مهربانم و سلام به مریم بانو زیبای پردایس
ما هیچ کسی رو نمیتونیم تغییر بدیم توانایی نداریم مگر اینکه خودش بخواهد و قدم بردارد
ما فقط توانایی تغییر خودمون رو داریم اونم اگر بخواهیم وقتی برای تغییر حتی کوچیک قدمی بر میداریم هدایت ها و نشانه ها می آید و سریع خداوند دست به کار میشود
همونطور که تو کامنتهای قبلیم گفتم من مغازه پوشاک زنانه دارم کنار من یه مغازه خیاطی زنانه باز شده چند ماهی میشه
روزی یه بار میاد و از اتفاقهایی که براش افتاده برام تعریف میکنه من هر چی بهش میگم از خوبیهات بگو و مانع حرف زدنش میشم هواسشو پرت میکنم نمیشه که نمیشه
بعضی اوقات قبول میکنه اما دوباره کار خودشو انجام میده یه دوبار از من خواست تو چکار میکنی که اینقدر آرومی من چون فایل گوش میکنم تو مغازه ولی هر موقع میادتو مغازه من قطع میکنم که میگم نفهمه من چی گوش میدم
گریه میکنه و از اقوام و خودش و همسرش گلایه میکنه من یه روز بهش گفتم توکه اینقدر ضربه میخوری چرا رفت و آمد میکنی خب نرو میگه دلیت میگی و این سری نمیرم و …..
اما امروز هدایت شدم به این فایل که بابا کار نگیر پیشنهاد نده راهنمایی نکن چون تو مدارش نیست و هر چی تو بگی فایده نداره بذار خودش بفهمه و زمان میبره تا
متوجه بشه راهش اشتباهه یا درست
تو نمیتونی اونو تغییر بدی فقط انرژی و زمان تو هدر میره
امروز همینجا از خداوند کمک میخواهم
که خدایا تو خودت کمکم کن که این خانم هرزمان در مغازه من میاد یا منو میبینه فقط از خوبی و شادی صحبت کنه
من باید برای وقت و انرژی خودم ارزش قائل بشم و کاری به اون نگیرم چون در این زمینه ناتوانم
من مدتهاست وقتی اقوام و فامیل یه خبری رو که خوندن توی تلویزیون یا دیدن و برای من هم تعریف میکنن، همون لحظه با خنده میگم بابا من خودم چندساله اخبار نگاه نمیکنم، حالا هم که اومدم خودتون رو ببینم شما خودتون اخبار زنده میگید؟
بابا بیخیال بشید چون من واقعا دوست ندارم نه خبری بشنوم نه ببینم.
بعدش هم یه حرفی میزنم و تمام.
به نظرم از سری بعد بهش بگید از امروز یه تصمیم مهم گرفتم و اون اینه که اگر بیای مغازه من و دردودل کنی و از غم و غصه هات بگی اصلا گوش نمیدم. اگر میخوای راجع به اتفاقات خوبی که طول روز برات افتاده حرف بزنی من سراپا گوشم، ولی خدا شاهده برای تمام موارد منفی که بخواد از زبونت جاری بشه، من و تو از هم دور خواهیم شد.
اینا رو گفتم که بدونی من خط قرمزم حرفای منفی و دردودل هست.
خدا رو شاکر و سپاسگزارم که در این سایت الهی و در کنار استاد عزیز و دوستان خوبی مثل شماهستم که هم آگاه و توحیدی هستن ممنونم دوست عزیز که راهنمایی بسیار مفید کردین حتما اگر از این به بعد بیاد و شروع کنه به حرفهای منفی منم همین حرف شما رو میگم که هواسش باشه
خوشحالم که با کامنت خوندن و نوشتن هر روز به آگاهی و درک بالا میرسم
خدایا مرا همیشه و هر لحظه در زمان مناسب و در مکان مناسب و در شرایط مناسب قرار بده
به جای دیدن مثبتهای دیگران ،مدام در حال دیدن عیب ونقهای بقیه هستم.
در نهایت عدم پذیرش دیگران .
ب نظرتون خودمو آزار نمیدم ؟!
آیا باعث رنجش وآزار دیگران نمیشم ؟!
ب نظرتون دیگران دوست دارن تو اموارت شخصیتشون دخالت داشته باشم ؟!
اونم بدون درخواست یا کمکی از طرف خودشون ؟!!!!
چرا باید انرژی ووقت وزمانم رو به جای گذاشتن روی خودم ،بزارم روی دیگران ؟!!!!
پس هدر دادن وقت وانرژی هم یکی از معضلاتشه !
چرا باید ذهنم همش درگیر این واون باشه ؟!!!
چرا باید جای یه نفر دیگه فکر کنم ؟!!!
آیا کسی که ذهن خودشو انقد درگیر فرد دیگه ای کرده آرامش داره ؟!البته که مدام تو احساس بد ومنفیه !
البته که همش خشمگین وعصبانیه !
چون اتفاقات اونجوری که خودش دلش میخواد پیش نمیره .
با این تفسیر، من چ لذتی از زندگی میبرم .
اصلا چطور فکر میکنم من قدرت تغییر دیگران رو دارم .
اگه همچین قدرتی دارم چرا روی تغییرات خودم نمیزارم؟!!!
حالا بیاییم بررسی کنیم که چرا میخام دیگران رو تغییر بدیم ؟
اول از همه ب خاطر اینکه فکر میکنیم خودمون خیلی میدونیم ودیگران نمیدونن !
فک میکنیم خیلی عقل و فهم ودرکمون بالاس ودیگران از عقل ومنطق درست برخوردار نیستن .
گاهی از سر دلسوزی دنبال تغییر دیگران میریم .
گاهی به خاطر اینکه فکر میکنیم طرف بلد نیست مسئولیت خودشو درست انجام بده ومن میخام یادش بدم.
توانمندیهای خودمو بالا میبینم در حالیکه دیگران رو ضعیف .
گاهی برای اینکه فک میکنم من نجات دهنده هستم .
ینی قدرت نجات زندگی دیگران رو در برابر مشکلات وناملایمات دارم .
یه وقتایی میخام دیگران طبق معیار واصول وقواعدی که من میخام پیش برن ،بنابراین دنبال تغییرشون هستم.
گاهی میخام طبق علایق و سلایق من باشن بازم دنبال تغییرشون میرم.
در کل وقتی دلم میخاد دیگران افکار وباور هایی مثل خودم یا شبیه منو داشته باشن.
پس من خیلی خودخواه ومغرور هستم که حق انتخاب را از دیگران میگیرم.
آیا چنین مواقعی میام یه نگاهی به خودم بندازم ببینم خودم چ موفقیتها وچ رشد وپیشرفتهایی داشتم که حالا تو فکر تغییر دیگرانم ؟
اصولاً کسی که دنبال این مباحثه ،از سمت خودش تغییرات مثبتی نخواهد داشت.
چون تمام تمرکزش روی دیگران بوده .
مگه میشه تو بخای کسیو تغییر بدی بعد خودت تغییر خوبی داشته باشی ؟!
امکان نداره !
زمانی در درون من تغییرات مثبت رخ خواهد داد که همه ی حواسم به خودم باشه .
واتفاقا کوچکترین نگاهی به افکار ورفتارهای دیگران نداشته باشم .
خداوند قدرتی دردرون من نهاده که از پس خودم به تنهایی برمیام .واین قدرت رو به تک تک ما داده .بنابراین هر کسی خودش مسئول تغییر خودشه .
ما از تغییر دیگران عاجز وناتوان هستیم .
حتی اگه بهترین خودمون هم باشیم بازم ناتوانیم .
ما فقط میتونیم الگوی مناسبی برای دیگران باشیم البته اگر فرد موثری باشیم و اگه موفقیتها وپیشرفتهایی بدست آورده باشیم .
خودم سالهای زیادی از عمرم رو به همین منوال گذروندم که دنبال تغییر دیگران بودم .ودقیقا زمانی بود که خودم سرشار از بیماریهای روحی و روانی بودم .
نمیدونم چرا با این نیاز خودم به تغییر ،درصددتغییر دیگران هم بودم .
شاید ب خاطر این بود که یه چیزایی یاد گرفته بودم ودلم میخاست همونا رو به عزیزان ونزدیکانم هم انتقال بدم .غافل بودم از اینکه خب یاد گرفتنت به چ درد خودت خورده ؟
چقدر تو عمل میتونی تغییراتت رونشون بدی ؟
درکم از قوانین جهان هستی صفر درصد بود .
انقد به اینکارم ادامه دادم تا عزت نفسمو داغون کردم .
خوب میفهمیدم دیگران هیچ علاقه ای به شنیدن حتی صحبتهای من ندارن چ برسه به اینکه از من راهکاری بگیرن .
دنبال تغییرات دیگران بودن منو کم کم برد سمت خشم ونفرت از بقیه !
اینکه چرا دیگران به من اعتماد نمیکنن ؟!
چرا دقت تو کاراشون ندارن ؟!
چرا اشتباهات تکراری دارن ؟!
خوب میفهمیدم هم باعث آزار اونا هستم هم دارم به خودم خسارت میزنم .
هیچ رشد وپیشرفتی که در کار نبود .
حتی به عقب هم برگشته بودم .
هیچ کسو دوس نداشتم حتی عزیزان نزدیکمو .
فقط ادا در میووردم و احترام داشتم ولی در عمق وجودم از همه بیزار بودم .
باعث شده بود هیچ روابط درست وخوب یا پایداری با کسی نداشته باشم.
همه ی روابطم با دیگران داغون داغون بود.
حتی با همسرم .
همسرم یکی از اون شکارام بود که فک کردم سلطه ی بیشتری بهش دارم .
اینجا که خیلی زور زدم .
خیلی زیاد ،خودمو به هر دری زدم که همسرم همونی بشه که من میخام .
ظاهرن شاید یه مدت خیلی کمی اونم از روی ترسهاش ،طبق میل من رفتار میکرد اما بعد دوباره خود واقعیش میشد که من دوست نداشتم .
کلا آدم خود خواهی بودم .
خودخواه بودم که خودمو نمیدیدم وتمام نگاه وتوجهم به بقیه بوده دیگه !!
تا اینکه آسیبهای زیادی خوردم وخودم متوجه شدم که قادر به تغییر کسی نیستم .
میدونید کجا متوجه شدم ؟زمانی که به قول استاد از جهان سیلی های خودشو خوردم .
تحقیر شدم .نادیده گرفتنم .عزت نفسم زیر سوال رفت.
دروغ بهم میگفتن .پنهان کاری میکردن.
اونجا بود که فهمیدم کجای کارم ؟!
بازم خداروشکر متوجه شدم ومسیرم رو کاملا عوض کردم .
تو این چند سال اخیر که با استاد بودم تغییرات بزرگی داشتم که خودم احساس رضایت دارم.
چون هیچ اثری از اون عملکردهای مخرب نیست .
وهیچ رفتار ناجالبی از سمت کسی نیست.
البته اوایلی که با استاد آشنا شده بودم بازم داشتم تو همین دام میفتادم که خیلی زود در عرض چند ماه متوجش شدم .
و تسلیم شدم .
صادقانه وبا درک درست ،درکی که خودم پیداش کرده بودم نه فقط به حرف باشه ،متوجه شدم من قدرت وتوانایی تغییر هیچ احدیو ندارم .حتی فرزندانم چ برسه دیگران .
اینجا بود که تمام تمرکز وتوجهم رفت سمت خودم .
سمت تغییرات فرکانسی خودم .
سمت تغییر افکار وباور های خودم .
سمت بدست اووردن خوشبختی وآرامش خودم .
سمت اینکه حس ارزشمندی خودم رو پیدا کنم .
سمت اینکه الویت زندگیم رو خودم بدونم وبس.
سمت اینکه من به تنهایی خالق اتفاقات زندگی خودم هستم .
سمت اینکه من تنها نیستم وخدا همه جا با منه وهمه ی عزیزانم از وجود همین خدا بهره مند هستن .
وتا وقتی که کسی خودش نخاد،هیچ اتفاقی براش نمیفته .
به قول معروف میگن کسی که خواب رفته رو میشه بیدار کرد اما کسی که خودشو زده به خواب رو نمیشه بیدار کرد.
پس باید اجازه بدیم هر کسی طبق میل واستاندارها وعلایق وسلایق واعتقادات خودش دنبال مسیرش باشه .
نمیخاد نگران کسی باشیم .هر کسی با انتخاب خودش در مسیرش گام برمیداره.
ونتایج هر فردی نشون نگر موفقیت یا عدم موفقیتشه .
ما هم به جای جار زدن و التماس کردن این واون بهتره ،با تغییرات خوب ومثبتمون وگرفتن نتایج زیبا ،به دیگران که نه ،به خودمون ثابت کنیم که تونستیم و بدست اوووردیم .
اولین نتیجه ی خوب ،داشتن آرامش واحساس خوبه .
چیزی که هیچ وقت نداشتیمش.
میتونیم خودمون عامل رشدمون باشیم یا مانع رشدمون .
هرچقدر دنبال تغییرات خودمون باشیم به همون میزان اتفاقات بهتری و برای خودمون به ارمغان میاریم.
همیشه دنبال سهم ونقش خودمون از زندگی باشیم تا موفقیتها یکی پس از دیگری عایدمون بشه .
هیچ چیز بیرونی باعث رشد من نمیشه تا وقتی که من از درون خودمو تغییر نداده باشم .
پس بیرون دنبال چیزی نگردید که همه چیز دردرون ما و با ماست .
حالا هر کسی تو هر زمینه ای میخاست کسیو تغییر بده،فرقی نمیکنه .
میخاد تو روابط باشه .میخاد تو حوضه ی سلامتی باشه. میخاد تو امورات مالی و در زمینه ی کسب و کار وشغل وحرفه ی کسی باشه .
میخاد تو زمینه ی اعتقادات شخصی باشه .
به هر صورت کسی که دنبال اینکاره ،به نتیجه ی مطلوبی که نمیرسه که هیچ ! بلکه خودشم باعث پسرفت وعقب گردی خودش میشه .
همانطور که ما از تغییر دیگران ناتوان هستیم .دیگران هم به همون نسبت از تغییر ما ناتوان هستن.
آخه من به شخصه خودم این معضلو داشتم .
ینی از هر دو جوانب فکر میکردم میشه تغییرات صورت بگیره .
هم دلم میخاست خودم کسیو تغییر بدم هم دیگران به نفع من تغییر کنن .
میخام بگم دیگران البته منظورم همسرمه ،دنبال تغییرات من باشه ینی ایشون جای من فکرای خوب بکنه ،مثبت نگر باشه ،تمرکزشو بزار روی فراوونی ،دنبال در آمد بالا باشه تا منو به خواسته هام برسونه .
اینجا هم خود خواهانه چنین نگرشی داشتم .که منجر میشد، با این نگاه باز دنبال کنترل وبقیه ی داستانا که خشم وعصبانیت ورنجش وخود آزاری وخسارت به دیگران زدن واحساس گناه به کسی دادن وتمرکز از روی خودم برداشتن سراغم بیاد.
کلا از رئیس شدن خوشم میومد .
دوست داشتم امر و نهی کنم و اجرا بشه .
البته خداروشکر این نگرشه چند سال پیشم بود.
الان چنین نگرشی ندارم .
واقعن خیلی با افکار وباورهای گذشتم فاصله گرفتم.
با وجود اینکه شاغل نیستم اما چنین دیدگاه ونگرشی ندارم.
سعی میکنم خودم در مسیر درست باشم وبقیشو از خدا بخام .
حالا اینکه خدا چطور واز کجا میخاد منو به خواسته هام برسونه ،دیگه به من ربطی نداره .
به دستان خداوند در زمین خیلی باور دارم.
من سعی میکنم طبق هدایتش پیش برم.
در مقابل تضادهایی که تو زندگیم میاد نگاهم خیلی تغییر کرده .
به نسبت قبل خیلی خیلی صبور تر وآروم تر شدم .
توقعاتم نسبت به همسرم بی نهایت کمتر از قبل شده .
تا جایی که بشه دست از کنترل کردنش برداشتم .نه همسرم بلکه دست از کنترل تمام آدمهای دور و ورم برداشتم.
سرم به کار خودم گرمه .به کسی کاری ندارم .
به این درک رسیدم که هر کسی خودش آزاد،که هر کاری که ب نظر خودش و دلش خاست انجام بده .
هر کسی یه دیدگاهی داره .نظر هر فردی برای خودش ارزش داره .
برای ما هم محترمه منتهی اگه با ما یکی نبود با سکوت ، به مسیر خودمون ادامه میدیم .
دنیا با این تفاوتهاش قشنگه .
اگه همه شکل هم ومثل هم بودیم که هیچ زیبایی دیده نمیشد.خوب وبد در کنار هم باعث زیبا جلوه دادن خوبی هات میشه واگرنه به تنهایی معنایی نمیتونست داشته باشه .
تسلیمم به هر آنچه اتفاق بیفته .
همسرمو مسئول رسیدن به خواسته هام نمیدونم .
میدونم خداوند به بی نهایت طریق منو به خواسته هام میرسونه .
لزومی نداره من ذهنمو درگیر این مسائل بکنم که خارج از محدوده ی فکری منه.
من سهم خودمو انجام میدم. تغییر افکار وتقویت باورهای مثبتم وداشتن احساس خوب ولذت بردن از زندگیم دیگه بقیش با خدای قدرتمندمه .
ایمان دارم به همه ی خواسته هام میرسم .
به خدا اعتماد کردم .
متوکل هستم به معنای واقعی میخاممتوکل باشم .سعی میکنم تو عملکردم نشون بدم .
باید قوی باشم.
باید صبور باشم .
باید تلاشمو بکنم .باید تو این مسیر باشم و ادامه بدم تا بدست بیارم.
انصافا با این تغییراتم ،تغییرات بسیار زیبا وقشنگی تو زندگیم دیدم .
همه آدمهای اطرافم بهترینن .همه خوبو ودوست داشتنی .همه مهربونو و با محبت .
همه برام عزیزن .
حس خوب به دیگران میدم حس خوبم میگیرم .
بدون اینکه دنبال تغییر کسی باشم حتی فرزندانم ،ولی همه چیز همون طور که من میخام پیش میره .
این ینی رهایی .ینی آزادی .
وقتی میشه همه چیو به همین راحتی بدست اوورد چرا باید خودمونو به تقلا ودرد سر بندازیم ؟!
میشه با تکیه کردن به خدای هدایتگرمون ،فقط با هدایتش پیش بریم وتسلیم باشیم تا بهترینها بدون حرص زدن ما ،تو آغوشمون باشه .
سلام خدمت استادعزیز ومریم خانم مهربون،
واقعامن به صحبت های استادایمان دارم،چون من سالهای سال تلاش میکردم برای تغییر دیگران وروز به روز خسته تر وبیمارتر میشدم ازلحاظ جسمی روحی فکری و….
تااینکه یواش یواش با کارکرد روی خودم فهمیدم که ازتغییر دیگران عاجزم وفقط توان تغیر خودم رودارم
واززمانی که شروع کردم به تغییر خودم واقعا معجزه آرامش عشق وسلامتی وثروت رودارم توی زندگیم میبینم،حرف های استاد روباتمام وجودم درک میکنم،چون اززمانی که شروع به تغییر خودم کردم دیگران هم دارن تغییر میکنن وکسایی هم که مقاومت دارن درتغییر ،ازمسیرم خارج میشن ونمیبینمشون یاخیلی کم میبینمشون،ازلحاظ جسمی وروحی وفکری ومعنوی خیلی نسبت به قبل تغییر کردم،وحال واحساسم عالی تره،من حتی عاشق خدایی شدم که قبلافقط ازش میترسیدم ولی الان باتمام وجودتوی قلبم احساسش میکنم،روابطم خیلی بهترشده،دارم اززندگی لذت میبرم،وهررزوازاین گنجینه بی نهایت(سایت استاد)علم آگاهی رشد پیشرفت من بیشترمیشع وشاکرخداهستم بابت این هدایت که باعث خوش بختی من شده،من خیلی خوش بختم وخیلی خوش حالم بابت ای رشدوآگاهی وعاشق اینم که بیشتروبیشتر محصولات استادروبخرم وایمان دارم معجزه میشه توی زندگیم،
سلام استاد سلام و سلام دوستان همفرکانسی من
بعضی از کامنتهارو خوندم خیلی قشنگه و جالبه که اغلب
اوقات بعضی ها موم که اینجاییم با شنیدن فایلهای استاد
خیلی چیزارو درک میکنیم خیلی اگاهی بدست میاریم و
سعی میکنیم تو زندگیمون بکار ببریم
شاید دوستانی که کامنت گذاشتن تو این راه خیلی موفق
باشن من نمیدونم شاید از روی نوشته هاشون این برداشت
و کردم و حتی کسانی که هستند گوش میدن ولی کامنت
نمیزارن هم شاید خیلی نتیجه گرفته باشن
خود من هم نتیجه های خوبی گرفتم
ولی هزاربار من این راه و اومدم رو پاشنه های اشیلم کار
ولی باز برگشت به عقب داشتم
سخته تغییر افکار اصلا کار راحتی نیست موندن تو این
فرکانس خیلی سخته مخصوصا وقتی چندروز یا چند هفته
روی خودم کار نمیکنم و اون موقع است که ریز ریز بدون اینکه متوجه باشم از تو خالی میشم عین اینکه یه موریانه در حال خوردن افکار مثبتم باشه
گاهی انقد بهم سخت میگزره تا برگردم به حالت قبل افکار منفی من و
به گریه میندازه و من وادار میکنه تو دفترم داعم بنویسم
خدایا هدایتم کن من هیچی نمیدونم خدایا کمکم کن من نخوام اطرافیانم رو تغییر بدم
وداعما این چلنج و دارم هی کار میکنم هی به تضاد میخورم هی کار میکنم خوبه همه چی باز به تضاد میخورم بهم میریزم
گاهی عاجزانه از خداوند طلب کمک میکنم که بتونم ذهنم رو مدیریت کنم
ولی افکار منفی پدرو مادرم مثل سیمان به ذهنم چسبیده
گاهی انقدر خسته میشم همه چی و میذارم کنار و فقط خودم و با خرید کردن و انجام دادن کار دلخواهم سر گرم میکنم
ولی موقته من باید برگردم و به خودم نهایتا رجوع کنم چون باز با خودم و افکارم تنها میمونم
و افکار منفی یقه مو میگیره و انگار من و محکم میکوبه به دیوار
البته اگه نخوام کامنتم منفی باشه خیلی وقتا کار کردنهام جواب داده و نتیجه ی مطلوب رو هم گرفتم ولی
میخام بگم پیشرفت تو این راه ساده نیست و ساده نگیریمش
صرف این که چند ماه یا حتی چند سال هم کار کرده باشیم نمیتونیم بگیم ما دیگه خوب شدیم
بریم دنبال کارمون
همیشه خطر افکار بیمارگونه ی ما در کمین ماست
قلم رنگ سفید و پایین میزاریم سیاهی ها پدیدار میشه
مواظب باشید
حواستون باشه که وقتی استپ میزنید چه بلایی سرتون میاد
در پناه خدا باشید
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
ما هیچگاه توانایی تغییر دیگران را نداشته زیرا آنها باورها و فرکانسهای مجزایی داشته که ما به آن دسترسی نداریم. هر گونه تلاش و صرف انرژی برای تغییر دیگران هیچ نتیجه ای در بر نداشته و باعث برهم خوردن روابط می شود.
ما باید زمان و انرژی خود را تنها صرف تغییر باورهای خودمان کرده و زمان و انرژی که محدود است را برای دیگران و قانع کردن آنها هدر ندهیم که خودمان نیز از مسیر منحرف می شویم. تنها زمانی میتوانیم به دیگران کمک کرده و تغییر در زندگی آنها ایجاد کنیم که خودمان نتیجه گرفته و به تمام خواسته های خود رسیده باشیم و دیگران از ما درخواست شدیدی داشته باشند. آن زمان است که تمام حرفهای ما را پذیرفته و به عنوان الگویی قرار می دهند.
هیچ عامل بیرونی تاثیری در موفقیت یا عدم موفقیت ما نداشته و ما با باورها و فرکانسهای خود زندگی خود را رقم می زنیم. حساب کردن بر روی هر گونه عامل بیرونی شرک محسوب شده که قابل بخشش نیست و قدرت خلق را از ما می گیرد. قدرت تنها در دستان خداوند و خودمان است و هیچ کس نمی تواند تاثیری در جهت مثبت یا منفی در زندگی ما داشته در صورتی که باورهای مناسب و هم جهت با خواسته هایمان ایجاد کنیم به تمام خواسته های خود خواهیم رسید.
خدایا شکرت
عاشقتونیم
بنام الله یکتا
سلام و درود خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و مهربان
و سلام خدمت همه خانواده صمیمی عباس منش
سپاسگزار از لطف و هدایت خدواند به این فایل با گوش دادن به این فایل جواب خیلی از سوالاتم در ذهنم حل شد
و قانون بدون تغییر خداوند را بهتر و عمیق تر درک کردم
من مادرم اخلاق خاصی داره
من همیشه میخواستم اخلاق مادرم رو عوض کنم
و هربار بیشتر بهم توهین کرد و تهقیر شدم
اما به لطف الله از وقتی با سایت عباس منش ، و قانون آشنا شدم فقط و فقط روی خودم دارم کار می کنم
و برای خودم ارزش قائل هستم ، و خودم را لایق ثروت و نعمت می دانم ، خودمو لایق زندگی در زیبا ترین کشور با بهترین طبیعت و بهترین آب و هوا می دانم
و چند ماهی هست که دارم روی مهاجرتم کار می کنم
….. من قدرت تغییر زندگی هیچ کس رو ندارم حتی مادرم…..
…. من عصای دست هیچ کس ،(حتی مادرم)نیستم ، من برای خودم شخصیت دارم…..
…. هیچ کس قدرت تغییر زندگی منو نداری……
فقط و فقط خود من خالق تمام شرایط زندگیم هستم…..
از وقتی این قانون را درک کردم ارامش بیشتر شده
بهتر میتونم روی خودم کار کنم
با خودم در صلح هستم
در پناه الله یکتا سلامت و ثروتمند باشید
به نام خداوند مهربان
روز 117سفرنامه زیبا
سلام به همگی
با گوش دادن به این فایل به فایل توحید عملی رسیدم ولی نمیدونم قسمت چندمش
دقیقا استاد حرفی که اونجا گفتند هم اینجا باز هم این قانون مهم تکرار کردند اینکه:
من نمیتونم زندگی هیچکس تغییر بدم ،هیچکس هم نمیتونه زندگی من تغییر بده ،
هر کس فقط خودش میتونه زندگی خودش بسازه فارغ از اینکه کسی کمکش میکنه یا حتی کسی داره به ضررش کار میکنه فقط خودت و خدای خودت .
این فایل قبلاگوش کرده بودم و همیشه تو ذهنم بود این مثالی که استاد زند .
یه مثال دیگه همون همسایه استاد بود که پسر برادر شوهرش آورده بود خونشون و اینو مثلاً میخواست آدم حسابی کنه آخرشم بدهکار شد مقصر شد
یا مثال دیگه در مورد خودش استاد که همکارانش براش حرف درامورده بودن و گفته بودند آره استاد دزده و فلان و این چیزا ولی استاد چقدر خوب ذهنش کنترل کرده بود گفته بود اون داره به من خیر میرسونه نمیتونه ضرر برسونه کنه اتفاقات با گفتن اسم من کسانی که من نمیشناسن پیگیر من میشن چقدر این حد از توحیدی بودن این حد از موحد بودن در تک تک زندگی استاد جاری هست .
فک میکنم یکی از قانون هاییکه از استاد تا حدودی خوب یاد گرفتم همین بحثه
من دوساله که دارم کار میکنم یکبار به مادرم پدرم خواهرم همسرم در مورد قانون نگفتم بعضی موقع ها بخاطری که وقتم هدر ندم و نخوام وقتم تو خیابون الکی بگذرونم میگم کلاس دارم مادرم و خواهرم میگن بابا کلاس چی میگم نه کلاس دارم نمیام .میشینم رو همین سفرنامه کار میکنم
ولی توضیح نمیدم چون قبولش ندارن و منم نمیخوام با حرفاشون انگیزمو از دست بدم .
یا حتی خواهرم بهم میخنده میگه بابا بس کن چی مینویسی اگر با مثبت نگری و من پولدارم و من ثروتمند میشم کسی میخواست به جایی برسه خواهر شوهر من محتاج نون شب نبود هنوز که هنوزه هم میگه من میلیارد پول میخوام ولی من هیچی نمیگم من حتی نمیگم میخوام پولدار و ثروتمند بشم .
من به نتایج خودم تو این یکسال و خورده نگاه میکنم
به خدای احد و واحد که این آرامش من با د
هزاران میلیارد دلار نمیتونستم بخرم اینکه سرم به بالش نرسیده خوابم اینکه میخندم میرقصم و شادم اینکه گذشته ریختم دور اینکه برای خودم ارزش قائلم اینکه انگیزه دارم بابا امروز صبح از خواب پا میشم قراره چیکار کنم و تنها هدف من فقط مهاجرت و رسیدن به کسب درآمد خودم فقط این دوتا هدف هست که تو هدف های که نوشتم هنوز تیک نخورده تو هدف های گلیم فقط همین دوتا هست و چند تا هدف ها کوچولو هستن که با رسیدن به اونا اونا هم تیک میخورن و خدا میدونه بعد رسیدن به درآمد چه پیشرفتی خواهم کرد قانع که نباید بشم باید بهتر بازم ساده تر بازم بیشتر میخوام ولی همه چیزپله به پله ولی ولی ولی خدا شاکرم که هنوز در مورد این موضوعات با کسی صحبت نکردم حتی تا حالا جلو همسرم گوش ندادم به این فایل ها یا فیلمی از شما ندیدم همیشه هر وقت میاد خونه سریع دفتر جمع میکنم میذارم کنار خودش برام خودکار و دفتر میخره میاره ولی خداشکر نه اون چیزی میپرسه نه من چیزی میگم ولی تو خیلی از مسائل اگر داریم صحبت میکنیم نظراتمون یکیه و خودم قشنگ حس میکنم اون باور کمبود اون باور نداری اون باور ها قدیمی هر دومون کشته شدند .
من کنار همسرم فایل گوش نمیدم چون نمیخوام یک درصد یک درصد بهم بگه بابا دروغه بابا فلانه من بخوام جوابش بدم نه اینقدر نتیجه دیدم فلانی نتیجه دیده نتایج استاد ببین و ذهنم درگیر کنم من یادگرفتن جار نزنم داد و بیداد راه بندازم هوار هوار نکنم آسه برم و آسه بیام .
نمیگم عالی شدم نه ولی بهتر شدم و دوست دارم از این هم بهتر تر بشم.
من با تغییر زندگیم با رفتن به مدار بالاتر زندگیم تغییر میکنه کسانی که در مدار من باشن با من بالا میان و کسانی که در مدار هم نباشیم از هم جدا میشیم
کم برامون پیش نیومده
دوسال قبل هر شب تو جمعی بودین که حس خفگی بهم دست میداد همش فوش و الفاظ رکیک به جامعه و مردم با شوخی های زشت و زننده یا مسخره کردن و ادای دیگران درآوردن جمعی پر از غیبت و دروغ شب ها رو میکذروندم
خدایا چطور ازت سپاسگذاری کنم که جدا شدم از اون افراد
یعنی تا آخر عمرم بخوام فقط در مورد این موضوع شکرگذاری انجام بدم کمه ولی قطع شد الهی شکر الهی شکر
با اینکه بزرگترمون هستند ولی قطع رابطه کردم باهاشون
الان با همسرم میگیم میخندیم شوخی میکنیم فیلم های طنز میبینیم در مورد زندگی مون حرف میزنیم محرم هم هستیم و الهی شکر مدارمون بالاتر رفت و به سادگی جدا شدیم از اون جمع اصلا کار جهان همینه .
توی فایل های چگونه درآمد خودمون سه برابر کنیم نمیدونم قسمت دوم بود یا سه استاد همین گفتن گفتن حذف آدم های منفی اطرافت و کنار گذاشتن تی وی و اخبار
من به پارچه نازک هست کشیدم روی تی وی چون روشن نمیشه هرروز نخوام دستمال بکشم و گردگیریش کنم فقط اگر فیلم طنز دانلود کنیم نگاه میکنیم همین .
من یه جورایی باید کلاه خودم بندازم هوا بتونم فقط زندگی خودم تغییر بدم من فقط مسئول زندگی خودم هستم
نمیدونم چقدر این حرفا به دردتون میخوره ولی همینجور از دلم از قلبم اومد و براتون نوشتم بدون هیچ پیش زمینه ای حتی فکر نکردم چی بنویسم
الهی شکر
الهی شکر بخاطر حال خوبم
خداجونم دمت گرم
استاد سپاسگذارم
مریم نازنینم متشکرم
برم سراغ کامنت های این بخش
الهی شکر
دوستتون دارم
یا حق
به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسسسسسگزارم
سلام عزیزان جان و همسفران بینظییییر
روز117
ما از تغییر دیگران،ناتوانیم
خدایا شکرت برای هدایتهای ناب الهی امروزم
هیچ عاملی بیرون از من نیست
من همه جوره خالق تمام اتفاقات زندگی ام هستم
هر اتفاقی بیوفته بر اساس باورها و فرکانس های خودم است.
هیچ کسی هیچ کشوری نمیتونه حتی یک نفر را تغییر دهد
تا آدم خودش نخوا. هیچ عاملی نمیتونه تغییر ش بدهد
هر چقدر ما هزینه و انرژی و وقت و زمان برای تغییر دیگران بگذاریم نه تنها تغییری صورت نمیگیرد که خودمان را هم نابود میکنیم
پس فقط توجه و تمرکز مون را آگاهانه روی خودمو ن بگذاریم تا تغییر کنیم قسمت شخصیتی قوی وتوحید ی تا جهان ما را به جاهای بهتر هدایت کند.
هر انسانی تا خودش نخواد هیچ عاملی قادر به تغییر ش نیست
من پذیرفتم که هیچ گونه توانایی در تغییر هیچ کسی را ندارم
حتی خدا هم در قرآن میفرماید که هر کسی که بخواهد و در مشیت الهی باشد ما هدایتش میکنیم
حالا چه در مسیر بهشت باشیم چه در مسیر جهنم
خدا هر لحظه در حال هدایت تمام ذرات هست
ما انتخاب میکنیم خدا هم میگه چشم
پس وقتی که من تغییر کنم دنیای اطراف من هم تغییر میکند
داستان های قرآن همه چی را ثابت کرده
تر و خشک با هم نمی سوزند
مثله داستان حضرت نوح
داستانهای ال ثمود و عاد و بنی اسرائیل و ..
فرقی نمیکنه که زن و بچه نوح باشی یا هر کس دیگری وقتی تغییر کنی و در مسیر درست الهی و درک قوانین بدون تغییر خداوند باشی خداوند هدایت میکند به سمت زیبای های بیشتر و مکانهای عالی تر
این تفکر را در ذهنم بندازم بیرون من قادر به تغییر هیچ کسی نیستم
حتی همسر و فرزند و مادر و….
فقط باید روی خودم کار کنم تا شخصیتم بهبود داشته باشد هر روز یه ذره بهتر باشم
تکاملم را طی کنم تا هر روز ورژن جدید تری را داشته باشم به سمت زیباییها و کمالات و انسانیت
خدایا شکرت به خاطر توجه و تمرکزم که انرژی گذاشتم فقط روی تغییرات خودم استمرار و عمل کنم
عمل کردن به این دیدگاه مهمه فقط در حرف نباشد واقعا باید کانون توجهم را روی خودم معطوف کنم
خدایا شکرت اندیشه های نیکو و تفکرات سالم و تغییر باورهای قدرتمند کننده و دید مثبت تری را هر لحظه بهم بده مرا هدایت کن خدا جونم سپاسگزارم
تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و نه گمراهان
خدایا من تسلیمم هیچی حالیم نیست نمیدانم چطور وظیفه توست تو بگو و من را عملگراتر کن بر تغییرشخصیتم
استاد دقیقا الان افراد نزدیک من و همسرم انتظار دارند که ما بریم و نجاتشون بدیم
همیشه هم در ناراحتی و گله و شکایت و مریضی هستند
و از ما ناراحت هستند که چرا شما تغییر کرده اید و دیگه اون آدمهای قبل نیستید و رفت و آمد ندارید
خب به لطف خداوند که ما داریم بازی جهان را بهتر درک میکنیم و انرژی گذاشتیم روی خودمان و فهمیدیم ما قادر به تغییر هیچ کسی نیستیم سرمان را گذاشتیم در زندگی خودمان و هر روز داره فشارها
را بیشتر میکنند و تا جایی هم که میتونند اطلاع رسانی میکنند که ما چرا تغییر کرده ایم و رفت و آمد نداریم و انگار ما ناجی هستیم . اگر کسی مریض شد ما بریم و دلسوزی کنیم و ببریم دکتر و بیمارستان و و هزاران انتظارات بیجای دیگه
ولی ما توجهمون را گذاشتیم روی خودمان و زیبایی ها ی بیشتر اطراف و شکر گذاری برای هر آنچه که الان هست
و اصلا جوری شده که اگر کسی بخواد مهمونی بده از فامیل ها ما را جدا دعوت میکنند و ما فقط میگیم خداروشکر که ما همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین موقعیت قرار داریم .
خدایا شکرت من همیشه میگم تو قرآن کافران محمد را دیوانه پنداشتند چون میرفت تو تنهایی خودش و با خدای خودش راز و نیاز میکرد
حالا ما هم هر چقدر قضاوت و تهدید و توهین و تحقیر از دیگران شنیدیم فقط اعراض کنیم
دنباله رو جامعه نباشم تا قبل از آگاهی ها و قوانین خداوند که وضعم مشخص بود که تو در و دیوار بودم
حالا که بلطف خداوند از هدایت یافتگان قرار گرفته ام پس باید محکم تر و قوی تر روی اصولم بمونم و از بدنه جامعه بدور باشم
بخودم یاد آوری کنم که هیچ اشکالی ندارد اگر دیگران مرا طرد کردند حتی عزیزترین افراد زندگی ام
اگر تنها شدم هیچ اشکالی نداره خداوند کافیست
تنها خدا برایم کافیست
من به این جهان مادی آمده ام تا تجربه کنم بهترین خودم را بندگی کنم خدا را تسلیم امر خدا باشم
خداوند هر لحظه برمن منت گذاشته و مرا هدایت کرده به مسیر درست الهی
پس باید خودم را به دستان قدرتمند ش بسپارم و بشینم روی شونه های خدا جونم که کامل و خالص و صاحب کل کیهان و منشا اصلی تمام نعمتها و ثروتهای بیحساب در جهان است
روی نیازم فقط بخداست
فقط روی خدا حساب باز کرده ام
خدایا شکرت که همه کاره ام تویی
خدایا شکرت که همه جوره هوامو داری بینهایت سپاسگزارم
خدایا شکرت که جهان سرشار از عشق الهی و انسانها ی عالی و بینظیر و ثروتمند و نازنین و شریفی است که از هر جهت به من کمک میکنند
خدایا شکرت که دستان خوبت همواره در حال رشد و پیشرفت من قدم بر میدارند
خدایا شکرت که تو را دارم و آسوده خاطر و پر از ایمان و امید و توکل و اعتماد به خدا هستم
خدایا شکرت که هر لحظه در معرض هدایت تو هستم
خدایا شکرت که هر آنچه دارم از آن توست
قدرت در دستان خداست
من هیچی نمیدانم من قطره ای در برابر اقیانوس تو هم نیستم
خدایا شکرت که هر لحظه هدایت مرا بر خودت واجب کرده ای و من لایق دریافت الهامات الهی ات هستم
خدایا شکرت من لایق بندگی کردن هستم من تسلیمم هیچی نمیدانم تو علمت بر تمام عالم محیط است تو بگو و مرا هدایت کن هر لحظه از هر خیری از تو به من برسد من سخت نیازمند وفقیرم خدایا شکرت
احساس خوب اتفاقات خوب
احساس بد اتفاقات بد
خدایا شکرت که هر وقت زدم جاده خاکی دستمو گرفتی و هدایتم کردی به جاده سرسبز جنگلی و زیبا
خدایا توجهم را برحقایق دنیای زیبایت بیشتر کن
خدایا قدرت اصلی تویی مرا وابسته به اصلم کن
تمام ترمزهای مخفی ذهنم را آشکار کن تا با هم حذفشون کنیم و خودت باورهای قدرتمند کننده را برایم واضح تر کن
خدایا شکرت که به منبع اصلی خیرو برکت و نیکی تو وصل هستم و تمام اموراتم را لحظه به لحظه تو مدیریت میکنی سپاسسسسسگزارم
خدایا شکرت که هر روز با عشق و علاقه و شوق و اشتیاق سوزان بیدارم میکنی و روح پاکت را به من هدیه میدهی و هر روز یک ذره بهتر هستم
خدایا شکرت که استمرارم را بیشتر کرده ای و قدمهای ثابت و متعهدانه تر و بهتر و آسانتر را برای رشد و پیشرفت و شکوفایی ام داده ای
خدایا شکرت همه کاره ام تویی و من هیچی نمیدانم
تو بهم بگو و مرا تسلیم خودت کن بندگی تو را بجا آورم ن بردگی خلقت را
خدایا شکرت بخاطر تمام داشته های زندگیم
خدایا شکرت به خاطر وجود عزیزانم
خدایا شکرت به خاطر استاد تو حیدی و این مکان الهی
خدایا شکرت برای تمام لحظات زندگی ام در این سایت الهی و مسیر درست الهی هستم
خدایا شکرت که من را خالق زندگی خودم کردی و هدایتم کردی راه درست را بهم نشون دادی و دستمون در دست هم داده ایم و با عشق به تمام نعمتها در مسیر درست الهی هستم
خدایا شکرت که با کنترل ذهنم ایمانم قوی تر و باور و اعتمادم و توکلم بیشتر شده است
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت وسعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم
به نام خداوند هدایتگر مهربان
خدایا من هرآنچه که دارم از آن توست و از تو به من رسیده است
سلام و درود و سپاس بر استاد عباسمنش عزیز و سرکار خانم شایسته گرامی
خداوند را بابت فرصت زندگی کردن و داشتن روزی جدید و بودن در این سایت الهی شاکر و سپاسگزارم
روز 117
واقعا از این تصویر زیبای پشت سر استاد غرق در لذت و شادی شدیم
اینجا هم در فصل بهار تقریبا هر چند روز یکبار باران میبارد و هوا بشدت بهشتی است و عطر خوش بهشتی را میتوان استشمام کرد خدایا شکرت
تحسین میکنم این نگاه زیبای شما را که در هر اتفاق و رویدادی که چه در زندگی شما و چه در کل جهان میافتد بدنبال ردپایی از قوانین پروردگار هستید شما به معنای واقعی نمودِعینی افرادی هستید که خداوند از آنان بعنوان قلیلٌ یتفکرون نام برده است که در همه جا بدنبال آیات و نشانههای خداوند هستند و در خلقت آفرینش تفکر میکنند
و موضوع اصلی این فایل که ما توانایی تغییر افراد را نداریم چون هرکسی نتبجه فرکانسهایی که خودش ارسال میکند را در زندگی خودش شاهد میباشد ولی ما بهمان میزان که ناتوانیم در تغییر دیگران، توانمندیم در تغییر زندگی خودمان به سمت دلخواه و زمانی که اراده کنیم که تغییر کنیم درهای رحمت پروردگار بروی ما باز خواهد شد و کمکهای خداوند از راه میرسد و بقولی وقتی که شاگرد آماده شد استاد از راه میرسد
طبق این قانون من باید انرژی و تمرکزم را روی زندگی خودم و تغییر خودم بگذارم و نخواهم که دیگران را تغییر بدهم
چقدر من این همزمانیهای خداوند را دوست دارم در همین چندروز اخیر فایل از نتایج خانم مرضیه عزیز از کشور افغانستان برروی سایت قرار گرفت بعنوان الگویی مناسب برای کسب و کار
و این در خالی بود که مرضیه عزیز در همین زمانی که این فایل برروی سایت قرار گرفته بود و کشور افغانستان بدست طالبان افتاده بود در همان وضعیت و همان کشور چه نتایج بزرگی گرفته بودند و موفق شده بود برخلاف بقیه مردم افغانستان خیلی راحت و شاهانه از این کشور مهاجرت کند
این است قدرت قوانین خداوند که وقتی تمرکزت برروی خودت و تغییر زندگی خودت باشد فارغ از اینکه در بیرون تو چه شرایطی در حال رخ دادن هست، تو نتایج فرکانسهای ارسالی خودت را میگیری
استاد واقعا از شما سپاسگزارم که انقدر در اتفاقات پیرامون خودتان تفکر کرده و نتیجه این تفکر و تعقل را با ما به اشتراک گذاشته و ما را نیز به تفکر تشویق میکنید
تمامی اعتبار این کامنت صرفا متعلق بخداوند است
سلام به استاد عزیزم و سر کار خانم شایسته عزیزم و سلام به همهی دوستان عزیزم
بزرگترین پاشنه ی آشیل من
تغییر دیگران هست
چیزی که انگار آگاهانه نمیخوام درکش کنم
احساس میکنم وظیفه ی من هست
که اگر فرزندم، همسرم، قوم و خویشم رفتاری میکنن خارج از چیزی که من از این سایت یاد گرفتم، باید اونها رو راهنمایی کنم و راه درست رو به اونها یاد بدم
آخه چرا؟!!!
منی که فقط 1% آموزههای استاد عزیزم رو یاد گرفتم و کلی دیگه باید رو خودم کار کنم
چکار دارم به اینکه فرزندم میخواد درس بخونه یا نه
دوستم میخواد به فکر زندگیش باشه یا نه
ووووو
چون به ذهنم همیشه اجازه دادم که تو مسائل همه حتی به صورت ذهنی دخالت کنه، واسش شده وظیفه و خودش رو پیش قدم میدونه
طرف حساب این حرفها خودم هستم
عاقاااا دست بردار از دخالت بی جا، سرت رو بنداز تو زندگی خودت، چکار دیگران داری
بخدا که اگر فقط روی خودم کار کنم نتایج هزاران برابر بیشتر میشه
حتی حضرت نوح هم وظیفه هدایت و تغییر فرزندش را نداشته.
چقدر خوب شد که این حرفها رو به خودم زدم
تلنگری بود، سبک شدم.
خدایااااا شکرت بابت اینکه هر روز آگاه تر میشویم
انشاالله که در پناه الله یکتا، شاد، سالم و ثروتمند باشید.
دوستدار شما :سیما
به نام الله مهربانم به نام خدایی که هر چه دارم همه از آن اوست خدایا من تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم خدایا شکرت سپاسگزارم
سلام به استاد عزیزو مهربانم و سلام به مریم بانو زیبای پردایس
ما هیچ کسی رو نمیتونیم تغییر بدیم توانایی نداریم مگر اینکه خودش بخواهد و قدم بردارد
ما فقط توانایی تغییر خودمون رو داریم اونم اگر بخواهیم وقتی برای تغییر حتی کوچیک قدمی بر میداریم هدایت ها و نشانه ها می آید و سریع خداوند دست به کار میشود
همونطور که تو کامنتهای قبلیم گفتم من مغازه پوشاک زنانه دارم کنار من یه مغازه خیاطی زنانه باز شده چند ماهی میشه
روزی یه بار میاد و از اتفاقهایی که براش افتاده برام تعریف میکنه من هر چی بهش میگم از خوبیهات بگو و مانع حرف زدنش میشم هواسشو پرت میکنم نمیشه که نمیشه
بعضی اوقات قبول میکنه اما دوباره کار خودشو انجام میده یه دوبار از من خواست تو چکار میکنی که اینقدر آرومی من چون فایل گوش میکنم تو مغازه ولی هر موقع میادتو مغازه من قطع میکنم که میگم نفهمه من چی گوش میدم
گریه میکنه و از اقوام و خودش و همسرش گلایه میکنه من یه روز بهش گفتم توکه اینقدر ضربه میخوری چرا رفت و آمد میکنی خب نرو میگه دلیت میگی و این سری نمیرم و …..
اما امروز هدایت شدم به این فایل که بابا کار نگیر پیشنهاد نده راهنمایی نکن چون تو مدارش نیست و هر چی تو بگی فایده نداره بذار خودش بفهمه و زمان میبره تا
متوجه بشه راهش اشتباهه یا درست
تو نمیتونی اونو تغییر بدی فقط انرژی و زمان تو هدر میره
امروز همینجا از خداوند کمک میخواهم
که خدایا تو خودت کمکم کن که این خانم هرزمان در مغازه من میاد یا منو میبینه فقط از خوبی و شادی صحبت کنه
من باید برای وقت و انرژی خودم ارزش قائل بشم و کاری به اون نگیرم چون در این زمینه ناتوانم
خدایا شکرت برای درس و آگاهی امروزم
خدایا شکرت برای وجود نازنین استادم
خدایا شکرت برای رزق و روزی فراوان
خدایا شکرت سپاسگزارتم
سلام. احسنت بر شما…
من مدتهاست وقتی اقوام و فامیل یه خبری رو که خوندن توی تلویزیون یا دیدن و برای من هم تعریف میکنن، همون لحظه با خنده میگم بابا من خودم چندساله اخبار نگاه نمیکنم، حالا هم که اومدم خودتون رو ببینم شما خودتون اخبار زنده میگید؟
بابا بیخیال بشید چون من واقعا دوست ندارم نه خبری بشنوم نه ببینم.
بعدش هم یه حرفی میزنم و تمام.
به نظرم از سری بعد بهش بگید از امروز یه تصمیم مهم گرفتم و اون اینه که اگر بیای مغازه من و دردودل کنی و از غم و غصه هات بگی اصلا گوش نمیدم. اگر میخوای راجع به اتفاقات خوبی که طول روز برات افتاده حرف بزنی من سراپا گوشم، ولی خدا شاهده برای تمام موارد منفی که بخواد از زبونت جاری بشه، من و تو از هم دور خواهیم شد.
اینا رو گفتم که بدونی من خط قرمزم حرفای منفی و دردودل هست.
با دردودل گوش دادن شما خودتون رو داغون میکنید.
خوشحالم که توی این سایت بینظیر هستم
به نام خدای زیباییها سلام به دوست و برادر عزیز
خدا رو شاکر و سپاسگزارم که در این سایت الهی و در کنار استاد عزیز و دوستان خوبی مثل شماهستم که هم آگاه و توحیدی هستن ممنونم دوست عزیز که راهنمایی بسیار مفید کردین حتما اگر از این به بعد بیاد و شروع کنه به حرفهای منفی منم همین حرف شما رو میگم که هواسش باشه
خوشحالم که با کامنت خوندن و نوشتن هر روز به آگاهی و درک بالا میرسم
خدایا مرا همیشه و هر لحظه در زمان مناسب و در مکان مناسب و در شرایط مناسب قرار بده
بهترینها نصیبتون باشه
سلام ودرود فراوان به استاد عزیزونازنینم ومریمجون عزیزم.
«از تغییر دیگران ناتوانیم».
صد البته با این جمله موافقم اگرچه چوب این عملو خیلی خوردم تا متوجه شدم وبه این درک رسیدم که از تغییر دیگران عاجز وناتوانم.
این موضوع رو از چند زاویه میخام بررسی کنم .
چون موضوعی بوده که سالهای زیادی باهاش درگیر بودم .
اول از همه میخام بگم وقتی دنبال تغییر دیگران هستیم چ اتفاقاتی یا بهتره بگم چ بلاهایی به سر خودمون میاریم !!!!!
وقتی دنبال تغییر دیگران هستم :
خودمو نمیبینم .
تمام توجه وتمرکزم روی دیگرانه .
از خودم غافل میشم .
مدام در صدد کنترل دیگران هستم .
همش در حال قضاوت دیگران هستم.
نمیتونم دیگران رو به راحتی بپذیرم.
چون اون طوری که من میخام، نیستن.
نه اجازه ی لذت بردن اونا رو پیش خودم میدم ونه اجازه ی لذت بردن خودم پیش اونا رو.
ممکنه خودخواه بشم شایدم فردی مغرور هستم که دنبال نواقص دیگران هستم .آخه نقصهای خودمو نادیده میگیرم ودنبال مچ گرفتن این واون هستم.
به جای دیدن مثبتهای دیگران ،مدام در حال دیدن عیب ونقهای بقیه هستم.
در نهایت عدم پذیرش دیگران .
ب نظرتون خودمو آزار نمیدم ؟!
آیا باعث رنجش وآزار دیگران نمیشم ؟!
ب نظرتون دیگران دوست دارن تو اموارت شخصیتشون دخالت داشته باشم ؟!
اونم بدون درخواست یا کمکی از طرف خودشون ؟!!!!
چرا باید انرژی ووقت وزمانم رو به جای گذاشتن روی خودم ،بزارم روی دیگران ؟!!!!
پس هدر دادن وقت وانرژی هم یکی از معضلاتشه !
چرا باید ذهنم همش درگیر این واون باشه ؟!!!
چرا باید جای یه نفر دیگه فکر کنم ؟!!!
آیا کسی که ذهن خودشو انقد درگیر فرد دیگه ای کرده آرامش داره ؟!البته که مدام تو احساس بد ومنفیه !
البته که همش خشمگین وعصبانیه !
چون اتفاقات اونجوری که خودش دلش میخواد پیش نمیره .
با این تفسیر، من چ لذتی از زندگی میبرم .
اصلا چطور فکر میکنم من قدرت تغییر دیگران رو دارم .
اگه همچین قدرتی دارم چرا روی تغییرات خودم نمیزارم؟!!!
حالا بیاییم بررسی کنیم که چرا میخام دیگران رو تغییر بدیم ؟
اول از همه ب خاطر اینکه فکر میکنیم خودمون خیلی میدونیم ودیگران نمیدونن !
فک میکنیم خیلی عقل و فهم ودرکمون بالاس ودیگران از عقل ومنطق درست برخوردار نیستن .
گاهی از سر دلسوزی دنبال تغییر دیگران میریم .
گاهی به خاطر اینکه فکر میکنیم طرف بلد نیست مسئولیت خودشو درست انجام بده ومن میخام یادش بدم.
توانمندیهای خودمو بالا میبینم در حالیکه دیگران رو ضعیف .
گاهی برای اینکه فک میکنم من نجات دهنده هستم .
ینی قدرت نجات زندگی دیگران رو در برابر مشکلات وناملایمات دارم .
یه وقتایی میخام دیگران طبق معیار واصول وقواعدی که من میخام پیش برن ،بنابراین دنبال تغییرشون هستم.
گاهی میخام طبق علایق و سلایق من باشن بازم دنبال تغییرشون میرم.
در کل وقتی دلم میخاد دیگران افکار وباور هایی مثل خودم یا شبیه منو داشته باشن.
پس من خیلی خودخواه ومغرور هستم که حق انتخاب را از دیگران میگیرم.
آیا چنین مواقعی میام یه نگاهی به خودم بندازم ببینم خودم چ موفقیتها وچ رشد وپیشرفتهایی داشتم که حالا تو فکر تغییر دیگرانم ؟
اصولاً کسی که دنبال این مباحثه ،از سمت خودش تغییرات مثبتی نخواهد داشت.
چون تمام تمرکزش روی دیگران بوده .
مگه میشه تو بخای کسیو تغییر بدی بعد خودت تغییر خوبی داشته باشی ؟!
امکان نداره !
زمانی در درون من تغییرات مثبت رخ خواهد داد که همه ی حواسم به خودم باشه .
واتفاقا کوچکترین نگاهی به افکار ورفتارهای دیگران نداشته باشم .
خداوند قدرتی دردرون من نهاده که از پس خودم به تنهایی برمیام .واین قدرت رو به تک تک ما داده .بنابراین هر کسی خودش مسئول تغییر خودشه .
ما از تغییر دیگران عاجز وناتوان هستیم .
حتی اگه بهترین خودمون هم باشیم بازم ناتوانیم .
ما فقط میتونیم الگوی مناسبی برای دیگران باشیم البته اگر فرد موثری باشیم و اگه موفقیتها وپیشرفتهایی بدست آورده باشیم .
خودم سالهای زیادی از عمرم رو به همین منوال گذروندم که دنبال تغییر دیگران بودم .ودقیقا زمانی بود که خودم سرشار از بیماریهای روحی و روانی بودم .
نمیدونم چرا با این نیاز خودم به تغییر ،درصددتغییر دیگران هم بودم .
شاید ب خاطر این بود که یه چیزایی یاد گرفته بودم ودلم میخاست همونا رو به عزیزان ونزدیکانم هم انتقال بدم .غافل بودم از اینکه خب یاد گرفتنت به چ درد خودت خورده ؟
چقدر تو عمل میتونی تغییراتت رونشون بدی ؟
درکم از قوانین جهان هستی صفر درصد بود .
انقد به اینکارم ادامه دادم تا عزت نفسمو داغون کردم .
خوب میفهمیدم دیگران هیچ علاقه ای به شنیدن حتی صحبتهای من ندارن چ برسه به اینکه از من راهکاری بگیرن .
دنبال تغییرات دیگران بودن منو کم کم برد سمت خشم ونفرت از بقیه !
اینکه چرا دیگران به من اعتماد نمیکنن ؟!
چرا دقت تو کاراشون ندارن ؟!
چرا اشتباهات تکراری دارن ؟!
خوب میفهمیدم هم باعث آزار اونا هستم هم دارم به خودم خسارت میزنم .
هیچ رشد وپیشرفتی که در کار نبود .
حتی به عقب هم برگشته بودم .
هیچ کسو دوس نداشتم حتی عزیزان نزدیکمو .
فقط ادا در میووردم و احترام داشتم ولی در عمق وجودم از همه بیزار بودم .
باعث شده بود هیچ روابط درست وخوب یا پایداری با کسی نداشته باشم.
همه ی روابطم با دیگران داغون داغون بود.
حتی با همسرم .
همسرم یکی از اون شکارام بود که فک کردم سلطه ی بیشتری بهش دارم .
اینجا که خیلی زور زدم .
خیلی زیاد ،خودمو به هر دری زدم که همسرم همونی بشه که من میخام .
ظاهرن شاید یه مدت خیلی کمی اونم از روی ترسهاش ،طبق میل من رفتار میکرد اما بعد دوباره خود واقعیش میشد که من دوست نداشتم .
کلا آدم خود خواهی بودم .
خودخواه بودم که خودمو نمیدیدم وتمام نگاه وتوجهم به بقیه بوده دیگه !!
تا اینکه آسیبهای زیادی خوردم وخودم متوجه شدم که قادر به تغییر کسی نیستم .
میدونید کجا متوجه شدم ؟زمانی که به قول استاد از جهان سیلی های خودشو خوردم .
تحقیر شدم .نادیده گرفتنم .عزت نفسم زیر سوال رفت.
دروغ بهم میگفتن .پنهان کاری میکردن.
اونجا بود که فهمیدم کجای کارم ؟!
بازم خداروشکر متوجه شدم ومسیرم رو کاملا عوض کردم .
تو این چند سال اخیر که با استاد بودم تغییرات بزرگی داشتم که خودم احساس رضایت دارم.
چون هیچ اثری از اون عملکردهای مخرب نیست .
وهیچ رفتار ناجالبی از سمت کسی نیست.
البته اوایلی که با استاد آشنا شده بودم بازم داشتم تو همین دام میفتادم که خیلی زود در عرض چند ماه متوجش شدم .
و تسلیم شدم .
صادقانه وبا درک درست ،درکی که خودم پیداش کرده بودم نه فقط به حرف باشه ،متوجه شدم من قدرت وتوانایی تغییر هیچ احدیو ندارم .حتی فرزندانم چ برسه دیگران .
اینجا بود که تمام تمرکز وتوجهم رفت سمت خودم .
سمت تغییرات فرکانسی خودم .
سمت تغییر افکار وباور های خودم .
سمت بدست اووردن خوشبختی وآرامش خودم .
سمت اینکه حس ارزشمندی خودم رو پیدا کنم .
سمت اینکه الویت زندگیم رو خودم بدونم وبس.
سمت اینکه من به تنهایی خالق اتفاقات زندگی خودم هستم .
سمت اینکه من تنها نیستم وخدا همه جا با منه وهمه ی عزیزانم از وجود همین خدا بهره مند هستن .
وتا وقتی که کسی خودش نخاد،هیچ اتفاقی براش نمیفته .
به قول معروف میگن کسی که خواب رفته رو میشه بیدار کرد اما کسی که خودشو زده به خواب رو نمیشه بیدار کرد.
پس باید اجازه بدیم هر کسی طبق میل واستاندارها وعلایق وسلایق واعتقادات خودش دنبال مسیرش باشه .
نمیخاد نگران کسی باشیم .هر کسی با انتخاب خودش در مسیرش گام برمیداره.
ونتایج هر فردی نشون نگر موفقیت یا عدم موفقیتشه .
ما هم به جای جار زدن و التماس کردن این واون بهتره ،با تغییرات خوب ومثبتمون وگرفتن نتایج زیبا ،به دیگران که نه ،به خودمون ثابت کنیم که تونستیم و بدست اوووردیم .
اولین نتیجه ی خوب ،داشتن آرامش واحساس خوبه .
چیزی که هیچ وقت نداشتیمش.
میتونیم خودمون عامل رشدمون باشیم یا مانع رشدمون .
هرچقدر دنبال تغییرات خودمون باشیم به همون میزان اتفاقات بهتری و برای خودمون به ارمغان میاریم.
همیشه دنبال سهم ونقش خودمون از زندگی باشیم تا موفقیتها یکی پس از دیگری عایدمون بشه .
هیچ چیز بیرونی باعث رشد من نمیشه تا وقتی که من از درون خودمو تغییر نداده باشم .
پس بیرون دنبال چیزی نگردید که همه چیز دردرون ما و با ماست .
حالا هر کسی تو هر زمینه ای میخاست کسیو تغییر بده،فرقی نمیکنه .
میخاد تو روابط باشه .میخاد تو حوضه ی سلامتی باشه. میخاد تو امورات مالی و در زمینه ی کسب و کار وشغل وحرفه ی کسی باشه .
میخاد تو زمینه ی اعتقادات شخصی باشه .
به هر صورت کسی که دنبال اینکاره ،به نتیجه ی مطلوبی که نمیرسه که هیچ ! بلکه خودشم باعث پسرفت وعقب گردی خودش میشه .
همانطور که ما از تغییر دیگران ناتوان هستیم .دیگران هم به همون نسبت از تغییر ما ناتوان هستن.
آخه من به شخصه خودم این معضلو داشتم .
ینی از هر دو جوانب فکر میکردم میشه تغییرات صورت بگیره .
هم دلم میخاست خودم کسیو تغییر بدم هم دیگران به نفع من تغییر کنن .
میخام بگم دیگران البته منظورم همسرمه ،دنبال تغییرات من باشه ینی ایشون جای من فکرای خوب بکنه ،مثبت نگر باشه ،تمرکزشو بزار روی فراوونی ،دنبال در آمد بالا باشه تا منو به خواسته هام برسونه .
اینجا هم خود خواهانه چنین نگرشی داشتم .که منجر میشد، با این نگاه باز دنبال کنترل وبقیه ی داستانا که خشم وعصبانیت ورنجش وخود آزاری وخسارت به دیگران زدن واحساس گناه به کسی دادن وتمرکز از روی خودم برداشتن سراغم بیاد.
کلا از رئیس شدن خوشم میومد .
دوست داشتم امر و نهی کنم و اجرا بشه .
البته خداروشکر این نگرشه چند سال پیشم بود.
الان چنین نگرشی ندارم .
واقعن خیلی با افکار وباورهای گذشتم فاصله گرفتم.
با وجود اینکه شاغل نیستم اما چنین دیدگاه ونگرشی ندارم.
سعی میکنم خودم در مسیر درست باشم وبقیشو از خدا بخام .
حالا اینکه خدا چطور واز کجا میخاد منو به خواسته هام برسونه ،دیگه به من ربطی نداره .
به دستان خداوند در زمین خیلی باور دارم.
من سعی میکنم طبق هدایتش پیش برم.
در مقابل تضادهایی که تو زندگیم میاد نگاهم خیلی تغییر کرده .
به نسبت قبل خیلی خیلی صبور تر وآروم تر شدم .
توقعاتم نسبت به همسرم بی نهایت کمتر از قبل شده .
تا جایی که بشه دست از کنترل کردنش برداشتم .نه همسرم بلکه دست از کنترل تمام آدمهای دور و ورم برداشتم.
سرم به کار خودم گرمه .به کسی کاری ندارم .
به این درک رسیدم که هر کسی خودش آزاد،که هر کاری که ب نظر خودش و دلش خاست انجام بده .
هر کسی یه دیدگاهی داره .نظر هر فردی برای خودش ارزش داره .
برای ما هم محترمه منتهی اگه با ما یکی نبود با سکوت ، به مسیر خودمون ادامه میدیم .
دنیا با این تفاوتهاش قشنگه .
اگه همه شکل هم ومثل هم بودیم که هیچ زیبایی دیده نمیشد.خوب وبد در کنار هم باعث زیبا جلوه دادن خوبی هات میشه واگرنه به تنهایی معنایی نمیتونست داشته باشه .
تسلیمم به هر آنچه اتفاق بیفته .
همسرمو مسئول رسیدن به خواسته هام نمیدونم .
میدونم خداوند به بی نهایت طریق منو به خواسته هام میرسونه .
لزومی نداره من ذهنمو درگیر این مسائل بکنم که خارج از محدوده ی فکری منه.
من سهم خودمو انجام میدم. تغییر افکار وتقویت باورهای مثبتم وداشتن احساس خوب ولذت بردن از زندگیم دیگه بقیش با خدای قدرتمندمه .
ایمان دارم به همه ی خواسته هام میرسم .
به خدا اعتماد کردم .
متوکل هستم به معنای واقعی میخاممتوکل باشم .سعی میکنم تو عملکردم نشون بدم .
باید قوی باشم.
باید صبور باشم .
باید تلاشمو بکنم .باید تو این مسیر باشم و ادامه بدم تا بدست بیارم.
انصافا با این تغییراتم ،تغییرات بسیار زیبا وقشنگی تو زندگیم دیدم .
همه آدمهای اطرافم بهترینن .همه خوبو ودوست داشتنی .همه مهربونو و با محبت .
همه برام عزیزن .
حس خوب به دیگران میدم حس خوبم میگیرم .
بدون اینکه دنبال تغییر کسی باشم حتی فرزندانم ،ولی همه چیز همون طور که من میخام پیش میره .
این ینی رهایی .ینی آزادی .
وقتی میشه همه چیو به همین راحتی بدست اوورد چرا باید خودمونو به تقلا ودرد سر بندازیم ؟!
میشه با تکیه کردن به خدای هدایتگرمون ،فقط با هدایتش پیش بریم وتسلیم باشیم تا بهترینها بدون حرص زدن ما ،تو آغوشمون باشه .
من که باورش میکنم .
استاد جونم مرسی.
مرسی که هستی .