اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدایا شکرت که مثل روزای دیگه منو هدایت کردی از وسط کار کردن تو دل شب به فایل های 12 قدم بعدش به دوره عزت نفس بعدش گفتی بیا ی سر به سایت بزن ببین چه خبره توی این بهشت ، از چندساعت پیش که اومدم توی سایت فایل های زیادی دیدم کامنت های زیادی خوندم ، اشک ریختم ، قرآن خوندم
الله اکبر الله اکبر الله اکبر
بعد دیدن مجدد این فایل هدایت شدم به قرآن سوره ابراهیم آیه 4 : هیچ پیامبری را جز به زبان مردمش نفرستادیم ، تا بتواند پیام خدا را برایشان بیان کند . پس خدا هرکه را بخواهد گمراه میکند و هرکه را بخواهد هدایت میکند و اوست پیروزمند و حکیم.
خداوند توی این آیه داره بهمون میگه ای بنده های عزیزم اگر در هر ساعاتی از شبانه روز هدایت شدین به این سایت و با یکی از بهترین بنده های من آشنا شدین و با شنیدن حرف هاش دیگه اون آدم سابق نشدین ، سپاسگذار باشید و ( واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا ) و همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید و متفرق نشوید .
ای خدایی که گفتی اگر هرلحظه از شبانه روز بخونیمت اجابت میکنی ، ای خدایی که تمام دلها در دست توست ، ای خدایی که حتی یک برگ بدون اذن تو از درخت به زمین نمیفته ، ای خدای قادر و توانا بابت تمام نعمت هایی که دادی و حواسم نبود سپاسگذارم
بابت این که توی این مدت تقریبا یک سال بیشتر عضوی از این خانواده بهشتی هستم سپاسگذارم
استاد عزیزم بی نهایت ازتون سپاسگذارم و باوردارم که روزی میرسه میبینمتون در بهترین مکان و بهترین زمان.
سلام و احترام ،به وقت ایران الان ساعت 01:06:04 و وارد روز(1401/11/19)شدیم و من تازه از خواب بیدار شدم، و دیروز بیستمین روز یا نوزدهمین روز یا شایدم هجدهمین روزی بود که من فایل،
((حاظری برای هدفت چه چیزی قربانی کنی ؟))
به گوشم خورد و زندگی در راهم انداخت،
بین 18 تا 20 روز پیش ، عجیب ترین فایل زندگیم رو خداوند مثل مَتِه فرو در مغز و قلب من کرد و با تک تک این حرف هایی که بوی ایمان و توکل میداد ، من تنو بدنم گرم میشد و تازه کلی جاهای این صحبتا خودمو میذاشتم جای استاد و تنو بدنم میلرزید و یخ میکرد دستو پام، ولی یادمه گفتم من یا این فایل رو اینقد گوش میدم که بره در تمام بند بند سلول های ناخودآگاهم و بلاخره بعد این سال ها بهاءِ هدفم رو برم و بپردازم و خلاص شم ازین بار فشار و عذاب و تنگی..
چندین روز یادمه تونستم این فایل رو به کَرات گوش کنم اون روز های اول ، ولی بعد از چند روز دیگه گوش نکردم، اما تیره غیبی بهم خورده بود و روزنی در من باز شده بود با شنیدن این فایل که دیگه باید میرفتم و کارمو میکردم و به یکی از ترسام غلبه میکردم،
هدف من سال های سال این بوده خودم باشم ، با توجه به این که پر از توانایی های خارق العاده هستم و بی نهایت پتانسیل دارم در زمینه های مختلف و یه شاهکاری هستم برا خودم ، ولی ترس هایی در دلم بوده و هست که به این روح الهی اجازه ی پرواز رو انگار نمیده و نمیداد، اما بلاخره تصمیم در ما شکل گرفت به لطف الله، و من هدفم این بود که از [قضاوت مردم، ازین باوره مخرب ، ازین کُد های فکریه مسموم و منزجر کننده خلاص شم و بار ها اقدام کرده بودم ولی نمیتونستم و نمیشد، تا دیروز یعنی تاریخ 1401/11/18، چیده شد به خوشگل ترین شکل که برم در جایی که خوف تمامِ وجودمو در بر میگیره پایه دوربین بزارم و اونجا وایسم صحبت کردن و رفتم و این کار رو کردم و بماند از حالو احساسی که تجربه کردم ، میخوام بگم “عمل” به قوانین تمام چرخدنده های متوقف شده ی هستی رو یعنی درونِ ما رو به خروش و گردش در میاره و لب ریز از نعمت میکنه،
اومدم به تو دوست عزیزم که سال هاست خودت میدونی چه توانایی های منحصر به فردی رو زندگی بهت عطا کرده و بخاطر ترس از قضاوت مردم جلوی راهت بسته شده ، اومدم بهت بگم بلند شو عزیز دلم، اومدم بگم پاشو رفیق و فقط به یاده (او) برو و انجامش بده ~~~> فقط آگاهانه توجهت به (او) باشه ، من یادمه تا لحظه آخری که داشتم پشیمون میشدم و ترس اومد بالا توی ذهنم ، فقط یادمه یه ندایی گفت : (تو فقط حواست به دوربین باشه به دوربین نگاه کن و من نمیدونم چرا ناخودآگاه اعتماد کردم) البته که خسته شده بودم دیگه ازین وضع.
دوست نازنین و دلبر اومدم بهت بگم که اگر داری این متنو میخونی مطمئنا، هستی راهکار هایی رو از طریق بنده هاش به جونت انداخته و دیگه ازین جایِ بازی به بعد کاره توئه که بری بهشون عمل کنی و به قول مولانا تیشه بگیری دستت برای حفره کردنه زندان و بشکنی این زندان رو.
و اینم بهت بگم راه زندگیه امیرمحمد اجتهادی با این حرکته دیروزش باز شد و تو نمیدونی من چقدر تغییر درم به وجود اومده و اصلا یه چیز دیگه شده تویِ وجود من، و لبریز از انرژی ، انگیزه ، ایده هایی که سال ها به مغزم خطور نمیکرد و هزاران نعمت و برکت دیگه برام داره هی باز و بازتر میشه،
رفیق آب دسته بزا زمین الان همین حالا پاشو برو اون کاری که میدونی درسته و ندای قلبت تاییدش میکنه رو انجام بده و راز در اینه و اصلا کلِ این صحبت هارو کردم که به این رازه برسم راز در اینه که شما فقط و فقط و فقط و فقط توجهت و یادِت از #درونبهاو” باشه،
همین !
حالا بیشتر میفهمم استاد عباس منش چه سال هاییِ که با یاد خداوند اینگونه داره میره جلو و درود بر شرفت بزرگوار، دمت گرم، حالا متوجه هستم که حتی اکسیژنی که یه آدم پرهیز کار استنشاق میکنه هم باید با اکسیژنی که یه آدم ناپرهیز کار استنشاق میکنه فرق داشته باشه، خدا عادله ، این سیستم کارشو بی نقص در بالاترین درجه بلده و واقعا شاهکاره این سیستم الهی، خوشا به حالِ همه ی ما، واقعا خوشا به حالِ همه ی ما..
بنویسم که آقا من رفتم و انجام دادم و شد ، و تازه راه زندگیم باز شده و به خودم و هستی تبریک عرض میکنم . الاها کرور کرور شکرو سپاس و حمد …
و نکته ی پایانی بگم من اینقدر سبک حال و روتینو، کوک بودم ، و زیرِ نَظمِ زندگی قرار گرفته بودم که ساعت 8،9 شب بود که فکر کنم راحت ترین خواب دنیا رو داشتم و با حال خوب خوابیدم
با گشودگی در رخت خواب بیدار شدم و مشغول نوشتن این متن زیبا شدم.
میخام درمورد چیزی ک قربانی کردم برای هدفم بگم براتون
شغل من دستیار دندانپزشک هست و تقریبا 7ساله ک کار میکنم..اوایل ک شروع کردم مثل هرکاری کاملا سخت بود برام و اعتماد ب نفس کمی داشتم ولی ادامه دادم و تو کارم کم کم حرفه ای شدم و هربار با جابجایی محل کارم هی بهتر و بهتر شدم..الان تو مرحله ای هستم ک چشم بسته کارمو ب بهترین نحو انجام میدم..یعنی ب جایی رسیدم ک اوایل کارم آرزوشو داشتم..اینکه حرفه ای باشم تو ی مطب خوب با پزشک خوب با درآمد خوب و تایم کاری عالی کار کنم..و این موقعیت برای من شده منطقه امن و در عین اینکه بسیار موقعیت عالی هستش، جای هیچ پیشرفتی برای من نداره..
خب قبلا فکر میکردم باید سخت کار کنم تا پولم حلال باشه تا ب خیال خودم پول خوبی در بیارم..بعد از شنیدن و درک کردن حرفای شما ک پول درآوردن بسیار آسونه و هیچ ربطی ب تلاش فیزیکی ندارن روی خودم کار کردم و منی ک همش سرپا بودم و خسته برمیگشتم از سرکار و تمام انرژیمو میزاشتم ب جایی رسیدم ک با همون درآمد کار فیزیکیمکم شد ،استراحتم بیشتر شد،تعطیلی هایی ب من میخورد ک من میدونستم بخاطر کارکردن روی ذهنمه و خیلی زود جواب گرفتم..و بیشتر تونستم باز روی خودم کار کنم..
حالا تصمیم گرفتم ک ازون منطقه امن بیام بیرون و شغل عالی م دارم رو قربانی کنم و کردم
و تمام کسانی ک فهمیدن همه بدون استثنا ب من گفتن داری اشتباه میکنی..کارت و درآمدش و تایمش عالیه…دیگه بهتر ازین برات پیدا نمیشه و من هربار ک شنیدم ب انتخابم مطمن تر شدم…استعفا دادم و البته شغل من جوری هستش ک باید یک ماه جلوتر اعلام کنی تا نیروی جدید جایگزین بشه و من تا یک ماه دیگه کلا ازونجا میام بیرون و از خدا هدایت میخام برای شغل جدیدم..و هروقت ک از خدا هدایت خاستم منو ب بهترین زمان و مکان و آدم های مناسب هدایت کرد…
خداروشکر ک علیرغم نجواهایی ک داشتم برای نوشتن این کامنت اومدم و ثبت کردم تصمیممو ک چ چیزی رو برای هدفم قربانی کردم
استاد اول از همه سپاسگزارم برای محتوای بی نظیراین فایل ک باعث حداقل فکرکردن درمورد حذف حواشی زندگیم شد و کمی فکر کردم ک چی میخام از زندگیم هدف واضح انتخاب کنم و اون چیزایی ک درمسیرش نیست رو قربانی کنم
شکرت برای این فایل ک واقعا میشه در عمل ازش استفاده کرد
خواسته من آزادی مالی و زمانی و مکانی هس و درکنارش انجام کاری ک عاشقشم و از انجامش انرژی میگیرم وکلی لذت میبرم و میخام بگم دلیل هدایت من ب سایت فوق العاده شما همین خواسته من از بچگی بوده هرچند واضح نبوده ک دقیقا چی
الان فهمیدم چرا واضح نشده
چون کلی حواشی در زندگیم دارم ک قعطشون نکردم و قدرت تمرکزم رو استفاده نکردم برای شناخت خودم و اهدافم
همیشه در جهت اهداف و خواسته های دیگران حرکت کردم کاری رو دارم انجام میدم ک حقیقتا خواسته خودم نبوده خواسته من همونی بود ک اول کامنتنم گفتم ولی اونقدر در خانوادهی ک بودم ب من گفته شده ک حتی فکرشم نکن غیر ممکنه و یا اینکه دیونهی تو آمریکاشم نمیشه و غیره
استاد واقعا ازت ممنونم تو برای ما الگویی هستی از زندگی ک اطرافیانمون گفتن غیر ممکنه بخاطر باورهای فقیرومحدودکنندشون و مثل ویروسم ب ما انتقال دادن ولی هربار ک ب زندگی شما و زندگی افرادی ک میبینم چ راحت ثروتمندن و ازادی زمانی و مکانی دارن میگم پس برای منم میشه من ی زمانی فک میکردم نمیشه ولی الان فک میکنم ک میشه و تصورش ک میکنم حتی برای چندلحظه انرژیی ازم ازاد میشه ک منو هل میده ب سمتش
این فایل باید منجر ب اقدامی مهم و توحیدی در من بشه
قطع هرچی ک منو تو نقطه امنم قرارداده قطع اون چیزایی ک نمیزاره ب سمت هدفم برم حتی قطع پلی طویل ک بخاطر باورای محدودکنندهی ک ازخودم نبود و از اطرافیان بود ولی من قبولش کردم هس باید قطع کنم یا ب عبارتی قربانی کنم
استاد عزیزم میتونم بگم این فایل خیلی خیلی ارزشمنده این فایل رو باید صدها بار گوشش داد من قبلا ی بار گوش دادم ولی هیچ تاثیری روم نداش و فراموش کردم تاثیرنداش چون تو مدارش نبودم خدارو شاکرم ک دوباره ب این فایل هدایت شدم
حالا بریم سراغ تعیین هدف
هدفم کمی واضح تر شده متوجه شدم ک دوست دارم تولید محتوا کنم ولی واقعا نمیدونم تو چه زمینه ای و اینکه تو یوتیوبم اینکارو انجام بدم
و جالب ک این فایلم استاداشاره کردین ب مواردی ک درتولید محتوا باید رعایت کنم اینکه اول باید تمرکز صددرصد بزارم و 365رو هرروز یک ویدیو آپلود کنم و کل کار ویدیو رو خودم انجام بدم و ضمنا ی چیز مهم اون زمین بازی الانم و هم بازیاشو و خود اون توپو ک همون شغل فعلی هست رو ترک کنم
من اقداماتم رو در انجام این مراحل میزارم و ب خودم تا پایان این سال فرصت میدم برای قطع شاخ و برگای اضافی زندگیم
ب لطف الله یکتا میام و ازاقدامات اساسی و عملی ک انجام دادم مینویسم
سلام به استادان و دوستان خوبم امروز 1401/12/4 میخوام با افتخار بگم که من تمرین اگهی بازرگانی رو انجام دادم و با شجاعت و جسارت خودمو توی مترو تو شلوغ ترین قسمتش بین مرد وزن پیر و جوون معرفی کردم و در حد 1 دقیقه همه رو مجذوب خودم کردم
من تابو شکستم من بت ترس درونی رو شکستم و توهمات رو سر بریدم و قربانی کردم
خیلی خوشحالم انگار تازه متولد شدم به قول شما استاد انگار صد سال جلو تر از قبلمم
خیلی وقت بود که میخواستم این تمرین رو انجام بدم
مدتها بود میرفتم با افراد مختلف حرف میزدم تا بتونم کم کم خودمو تو جمع معرفی کنم و به پیشنهاد دوستم که گفت باید قورباقتو قورت بدی من این کار رو کردم
و الان دیگه خیلی کارای دیگم راحت تر شده نگاه دیگران روم سنگینی نمیکنه البته که باید خیلی توش بهتر بشم و این شروع راهه
امروز قراره برم تویه کافه و خودمو معرفی کنم (خبر موفقیت هامو تو این زمینه چند وقت بعد که نتایج بی نهایت بزرگ شده بود براتون مینویسم چون همنقدر که میدونم الان روزه میدونم که من تو این مسیر پیشرفت میکنم و چنان سخنرانی هایی بکنم که همه میخ کوب بشن و جذب من بشن
قدرتی رو در درونم احساس میکنم که باهاش میتونم مرز ها رو جابه جا کنم نمیدونید چه حس خوبیه وقتی قربانی میکنی خودتو و میری در دل ترسهات خیلی لذت داره لذتش رو نمیشه با هیچی تو دنیا مقایسه کرد و من دیگه از این به بعد مینویسم لیست ترس هامو و یکی یکی میرم تو دلشون و سرشون رو میبرم
فهمیدم که منم که میتونم به هر چه که میخوام برسم و هیچی به جز خودم نمیتونه جلومو بگیره
منم که انتخاب میکنم امروزم رو چقدر حاضرم بها بپردازم
و به این رسیدم که تا زمانی که بهای کارت پرداخت نکنی به هیچ نتیجه ای نمیرسی
باید بتونی قربانی کنی باید بتونی یه سری چیزا رو حذف کنی فدا کنی گذر کنی
من یه مثالی برا خودم میزنم
خواسته های کوچیک شرینیشون مثل یه ابنبات چوبیه همون لحظس همون دقیقه و تموم میشه
اما شیرینیه رسیدن به هدف مثله یه کوه قنده که هرچقدر از این کوه استفاده کنی نه تنها کوچیک تر نمیشه بلکه با هر بار استفاده بزرگتر و بزرگتر میشه
اون کوه قند خودمم که هر چقدر از توانایی هام استفاده کنم هر چقدر برم تو دل ترسام مهارت هامو ارتقاء بدم
ظرفم بزرگ تر میشه هر بار بزرگتر و بزرگتر
بستگی داره که چقدر از این من شگفت انگیز استفاده کنم
به خودم قول میدم هر جا هر ترسی که سراغم اومد تا زمانی که نرم تو دلش و شاخشو نشکنم دست نکشم و بیخیالش نشم و باهاش کنار نیام
خودمو محدود نکنم به ابنبات چوبی
دور و ورم خیلی چیزا هست که میتونه این لحظه منو پر کنه اما من کاری به چیزایی که هست اهیمت نمیدم من باید اونچه که میخوام رو بسازم
خیلی داره بهم الهام میشه که دوره عزت نفس رو شروع کنم و میخوام دوره 12 قدم و عزت نفس رو اگر خدا بخواد باهم سال جدید استارت بزنم و الانم دارم تو این ماه تا جایی که میتونم اعتماد بنفس و مهارت حرف زدن تو جمع رو ارتقا میدم
اتفاقای بزرگی تویه راهه و این راه قشنگیه که قراره خیلی قشنگتر بشه
من سید مرتضی مشکانی از این به بعد کامنت من فقط درباره ی نتیجه هامه و قراره کامنتای زیادی نوشته بشه
واقعا دوستتون دارم ممنونم از خدای مهربونم که توسط دستهاش منو به تجربه خودم هدایت کرد و این جسارت و شجاعت رو بهم داد خیلی حالم خوبه و از این بابت خدا رو شکر میکنم
مرسی استاد این فایل قربانی کردن خیلی به من کمک کرد تا مرز هامو بشکنم و همین طور با همین قدرتی که بهم داده ادامه میدم و دوست دارم این کامنت رو یادتون باشه و از سید مرتضی مشکانی خبرای خوب زیادی خواهید شنید من به این ایمان دارم
امروز کاملا اتفاقی این فایل رو تو فایل های دانلودی دیدم و تی شرت سفید استاد جونم با اون اندام فوق العاده نظرم و جلب کرد.
رو فایل کلیک کردم و تا دانلود بشه متن فوق العاده عالی دوست عزیزم رو هم خوندم و اونجایی ک گفته بود نم بارون حس عالی ب فایل داده دیگه وسوسه شدم ک همین الان ببینمش.
اول اینو بگم ک من یک مدته علاقم رو پیدا کردم و دارم باور هامو زیر و رو میکنم ک ب امید الله با باور های عالی استارت بزنم.
تو مسیر ایده ها هم میاد ک سعی میکنم نادیده نگیرم و عمل کنم بهشون تا بیشتر هدایت بشم.
امروز این فایل رو 3_4باری گوش دادم دور دوم بود یا سوم نمیدونم یهو ی چراغی تو سرم روشن شد
خدااااای من
میخای موفق بشی؟هدف داری؟پس بهاشو پرداخت کن
خیلی برام واضح شد که چیکار باید بکنم
الله اکبر انقدررر ساده ولی چرا تا الان ب ذهنم نرسیده بود
دارم اعلام میکنم که هدف من برای یکسال آینده قبولی در رشته برق یا کامپیوتر دانشگاه شریف یا امیر کبیر یا دانشگاه تهران یا صنعتی اصفهان یا دانشگاه اصفهان هست.
بهاهایی که باید برای این هدفمبپردازم:
0.به خداوند اعتماد کنم و باور هایم را تقویت کنم که اون تمامکار ها را انجام میده و نباید به دیگرانوابسته بشوم
1.تلویزیون و اخبار را کلا قطع کنم
2.فایل های استاد را باید با تمرکز بیشتر و استمرار بیشتر گوش بدم و به اونها عمل کنم
3.یک سری افراد و دوستان و افرادی که بودن با آنها برایم سودی نداردرا باید ارتباطم را باهاشون قطع کنم
4.کار با موبایل را باید کمتر کنم و اینستاگرام و فضاهایی که وقتم را میگیرند را پاک کنم
5.تمرکم را روی هدفم بگذارم و نشتی های انرژی را برطرف کنم
6.سرکلاس باید دقیق به درس ها گوش بدم و توی خونه درس های همون روز را انجام بدم و بخونم و به بعد موکول نکنم و نزارم برای شب امتحان و تست زیاد بزنم
7.خود……را باید قطع کنم چون انرژی بسیار زیادی را از من میگرد
8.تا زمانی که به هدفم نرسیدم نباید دست از تلاش کردن بردارم و از نتایج کوچک امید بگیرم برای ادامه دادن ولی مغرور نشم
9.خودم را نباید با دیگران مقایسه بکنم و سعی کنم از دیروز خودم بهتر باشم
10.وقت خودم را قدر بدونم و اون را هدر ندهم
11.برخی شب ها ممکنه بخاطر هدفم کمتر بخوابم یا بیشتر باید درس بخونم باید این کار را انجام بدم و بهاش را بپردازم
12.به حرف دیگران اصلا توجهی نکنم و کاری هم به اینکه همکلاسی هام میکن ما فلان قدر خوندیم و …نداشته باشم و کارم را به درستی انجام بدم
13.استمرار توی مطالعه را حفظ کنم اینطور نباشه که یه رو10ساعت درس بخونم یه روز اصلا نخونم حد متوسط را باید برم جلو
14.از برخی تفریحاتی که وقت هدر دادن هستند جلوگیری کنم
15.روی باورهایم همیشه کار کنم و ورودی های مناسب به ذهنم بدهم
16.خواب ظهرم را کمتر بکنم و از تایم های پرتم به بهترین نحو استفاده کنم
17.باشگاه رفتن را باید قطع کنم تا تمرکزم روی یک هدفم باشد و نخواهم انرژی امرا صرف دوتا هدف بکنم
18.کلاس زبانم را هرطور که شده ادامه بدم چون خیلی خیلی توی موفقیتم تاثیر داره
19.برنامه ریزی داشته باشم و سعی کنم کارهام را از روی حساب و کتاب انجام بدم
انشاالله یکسال دیگه میام و از چگونگی رسیدن به هدفم و کارهایی که برای آن انجام داده ام برای دوستان میگویم
سلام عرض میکنم خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته گرامی
خیلی خوشحالم که بعد از مدت ها اومدم و یک کامنت هدایتی رو داخل سایت قرار بدم و یک نشونه ای رو از خودم به جا بذارم.
من نزدیک به 5 ساله که دارم استاد رو دنبال میکنم و باید بگم مهم ترین کاری که من برای رسیدن به اهدافم انجام دادم در طی این پنج سال، بها پرداختن برای رسیدن به اهدافم بوده. یادمه در سن نوجوانی شروع به رژیم گرفتن و ورزش کردن، کردم و یک بدن سالم و خیلی عالی رو برای خودم ساختم. یادمه منی که تا 16 سالگی آرزو داشتم که بتونم فقط با یک دختر حرف بزنم جوری شد که ده و ده ها رفیق های دختر عالی پیدا کردم که هر چی گذشت کیفیت آدم های دور من هم افزایش پیدا کرد. یادمه وقتی خواستم توی کاره مورد علاقم که موسیقی بود قدم بردارم، شروع کردم به خریدن دوره های آموزشی و کار کردن توی اون حوزه ها.
شاید اهداف من برای دیگران غیر قابل باور باشه ولی من میخوام در دنیا به بالاترین جایگاه هایی که یک خواننده، موسیقیدان و شاعر میتونه بهش دست پیدا کنه برسم.
خداوند راه های زیادی رو جلوی پای من قرار داده و مسیر های هدایتی فوق العاده ای رو برایم مشخص کرده اما من به واسطه باور های نادرستی که داشتم خیلی کند و آهسته اهدافم رو پیش میبردم.
هر بار که این فایل رو پلی میکردم یه صدایی در درونم فریاد میزد که هادی بلند شو و برای اهدافت بها پرداخت کن.
پرداختن بها برای اهداف چیزیه که آدم ها رو از هم متمایز میکنه. همه دوست دارم بدن زیبایی داشته باشند، همه دوست دارن ثروتمند بشند ولی چند نفر هستند که واقعا به اهدافشون متعهد باشن و قدم بردارند و بها بپردازند؟
همیشه و همیشه این حرف ها رو با خودم مرور میکنم
خیلی ممنونم از استاد که با گرفتن این فایل ها و با در اختیار ما قرار دادنشون به ما کمک میکنند تا همه با هم پیشرفت کنیم و دنیا رو به جای بهتری برای زندگی کردن تبدیل کنیم.
من هم فهمیدم که اگر میخواهم به اون اهدافی که در سرم دارم برسم باید به خاطرش بها بپردازم.
به طبع هر چه اهداف بزرگ تر باشد، بها هایی که باید پرداخت کنیم برای رسید به ان ها بزرگ تر است.
یادت باشه که تو هر کاری میکنی قبلش من بهت میگم بعد انجامش میدی
من دیشب که بیدار موندم تا یکم طراحی کنم و بعد با خدا حرف بزنم یکم خوابم میومد
ولی دلم میخواست هم بخوابم
هم دلم میخواست بشینم و با خدا حرف بزنم
و دیروزش که هدایتم کرد سمت قرآن و آیه ای درمورد بیدار بودن در شب و قرآن خوندن و حرف زدن با خدا ،رو بهم نشون داد، دوست داشتم دومی رو انتخاب کنم ، که با وجود اینکه خوابم میومد بیدار بمونم و با خدا حرف بزنم
بعد یه صدایی مدام میگفت دراز نکش ، بیا حرف بزنیم
یهویی نمیدونم چی شد رفتم تو گوگل نوشتم که
آیه ای درمورد بیدار ماندن در شب
میخواستم بدونم و درک کنم که بیدار موندن تو شب و تو قرآن چجوری نوشته که دیدم آیات 77 سوره اسرا رو نوشته و رفتم اپلیکیشن رو باز کردم تا معانیشو ببینم
و در کارها بر خدا توکّل کن، و تنها خدا براى مدد و نگهبانى کفایت است
خدا کافیه برای من
داشتم میخوندم آیات رو و یه حس ارزشمندی داشتم
گفتم برم ببینم مامانم چرا نخوابیده دیدم داره تلویزیون نگاه میکنه که یه مستند ایرانگرد نشون میداد که پر بود از کوه های نمک
نشستم و گفتم خدایا چقدر زیبا هستن و سپاسگزاری کردم
گفتم خدا میشه بشینم زیبایی های جهانتو ببینم و باهات حرف بزنم و سپاسگزاری کنم
که حس کردم اشکالی نداره نگاه کن مستند کوه نمک و غار نمک رو
یه غاری نشون داد که لایه لایه بود به رنگ های مختلف انقدر رنگی رنگی بود که گفتم چقدر نقاش باحالی هستی تو خدا
بعد دراز کشیدم و نگاه کردم وقتی تموم شد گفتم دراز بکشم و حرف بزنم باخدا که هی شنیدم دراز نکش بلند شو تا اذان یکم مونده
منم خوابم میومد گفتم خدا خوابم گرفته میشه بخوابم؟ که باز میشنیدم دراز نکش بلند شو ولی خوابم گرفت و یهویی بیدار شدم دیدم ساعت 4 هست و نمازمو خوندم و دوباره خوابیدم
ولی سعیمو میکنم تا بیشتر بهش چشم بگم دوست دارم ببینم و بشنومش این همه صدای زیباشو
وقتی گفتگو میکنیم باهم خیلی لذت بخشه
بعد که صبح بیدار شدم و کم کم حاضر شدم تا برم کلاس رنگ روغن
هی روسری عوض کردم ،میخواستم رنگ نارنجی یا رنگ دیگه سر کنم و حس میکردم که نه و بعد آخرش رنگ شیری سرم کردم
و رفتم نون گرفتم آوردم برای مادرم و رفتم کلاس
وقتی رسیدم رفتم برای دوستایی که تو کلاس سپرده بودن براشون رنگ بخرم رنگ گرفتم و برای خودم قلمو خریدم
امروز کتابی که طراحی بود و استادم گفته بود ازش تمرین کنیم و چاپ کرده بودم برای یکی از بچه ها با تخفیف ،به بقیه بچه ها هم گفتم گفتن باشه و خیلی خوشحال شدم
من به خدا گفته بودم که خدا من ماه بعد شهریه کلاسو میخوام بدم دیگه خودت مدیریت کن
که با ایده چاپ کتاب طراحی برای بچه های کلاس ان شاء الله اگر خدا بخواد جور میشه
چون اول کلاس بچه هاگفتن میخوایم ولی بعد گفتن نمیخوایم ، مثل قبل دیگه احساس ناراحتی نکردم گفتم باشه اشکالی نداره اینا نشد، حتما از یه جای دیگه خدا میخواد بهم پول کلاسو بفرسته
بعد پیش خودم گفتم خب من باید درخواست کنم ازت خدا، رفتم دوباره تو گروه کلاسمون نوشتم که بچه ها اگر خواستین کپی بگیرین پولشو ندین بیرون کپی بگیرین من براتون چاپ میکنم
که دیدم دونفر اومدن و گفتن ما میخوایم و فردا واریز میکنیم
خیلی خوشحال شدم میدونم که خدا همه چیو برام به راحتی درست میکنه
چقدر ساده با ایده کپی کتاب ،که تو خونه مون دستگاه کپی داریم و ایده شو داد که میتونی از طریق کپی هزینه کلاست رو داشته باشی
وقتی تو کلاس بودم و تمرینامو استاد دید گفت خوب کار کردی و بعد پرسید تو که طراحیتو خوب انجام میدی چرا طراحی از مدل زنده اشکال داری
که در جواب بهش گفتم نمیدونم استاد اصولشو بلد نیستم باید چجوری اندازه گیری کنم که مدل زنده چهره رو خوب کار کنم
گفت همه چی تمرین و تکراره ، تو شروع کن روزی یدونه کار کن ولب درست کار کن میتونی و میشه
امروز خیلی سرکلاس خندیدیم همه اش میگفتم خدایا شکرت انقدر خندیدیم که اشک از چشمامون اومد
چقدر شادی کردن خوبه چقدر خندیدن عالیه
وقتی برگشتم میخواستم برم خونه و سمت مترو تجریش بودم که انگار باز خدا مسیرمو تغییر داد یادم انداخت که نمازمو نخوندم و رفتم امام زاده صالح
خیلی وقت بود که داخلش نمیرفتم چون نگاهم تغییر کرده بود گفته بودم خدا بهم درک اینو بده که چجوری باید زیارت کنم امام ها و امامزاده هارو
که امروز فهمیدم درکش رو بهم داده وقتی رفتم حیاطش با لبخند سلام دادم و گفتم نشونه ای از نور خدا
و ادای احترامم که دیگه مثل قبل نیست و الان دیگه میفهمم که ادای احترام رو اول برای نور خدا که در درون اماما هست احترام میذارم که انقدر کنترل ذهن داشتن که به نور خدا نزدیک شدن
بعد که رفتم ، قصد رفتن و زیارت کردن رو نداشتم یهویی یه حسی بهم گفت حالا وقتشه برو داخل
رفتم و باز با لبخند گفتم سلام نشونه ای از نور خدا
و ادای احترام کردم و برگشتم نمازمو خوندم و رفتم خونه
همه جا پر بود از پرچم های امام حسین
تکیه های بازار تجریش و امامزاده صالح و ایستگاه های صلواتی
ظهر که میرفتم کلاس اولین ایستگاه صلواتی محله مونو که دیدم حس خوبی داشتم
وقتی از تجریش برگشتم خونه میگفتم خدا امروزم خوابو ازم بگیریا میخوام باهم حرف بزنیم
این روزا حس میکنم فقط و فقط باید بهای بزرگی پرداخت کنم بهای سنگینی باید بدم برای همه چیز
اولینش برای خدا
بعد برای پیشرفت مهارت نقاشیم
امروز یکی از بچه ها گفت استاد نصف شب بیدار بودم و نقاشی میکشیدم
استادم گفت خب راهش همینه درست ترین راهه که برای عشقت وقت بذاری و تلاش کنی تا مهارتت بیشتر بشه
و حتی باید برای عشق بها بپردازم و بهاش اینه که عاشقانه از درونم نیتم پاک باشه و هر کس رو دیدم نور خدارو در وجودش ببینم و اول برای خدا محبت کنم
افراد رو جدا از خدا نبینم
حتی بهایی که برای خواسته های دیگه ام دارم هم بهش فکر میکردم اینکه از این به بعد هر چیزی میخورم سعی کنم طبعش رو بدونم و مصلحش رو کنارش بخورم
چون طبعم سرده و تصمیم گرفتم که بیشتر از بدنم مراقبت کنم و تغذیه ام رو شروع کنم در حد و توان خودم اصلاح کنم تا خدا باقی راه رو بهم نشون بده
قبلا چند ماهی بود همه اش فکر و ذکرم این بود که خدایا من چجوری دوره قانون سلامتی استاد رو تهیه کنم
امروز فهمیدم که باید از کوچیک شروع کنم و قدم بردارم و طبعم رو اصلاح بکنم تا خدا هدایتم کنه به دریافت آگاهی های دوره قانون سلامتی
حتی وقتی داشتم فکر میکردم گفتم بهای عضله گرفتن جسمم و سلامتی جسمم ،ورزش کردنه و باید تلاش کنم انجامش بدم
حتی اگر تمایل نداشته باشم باید انجامش بدم و به خودم یادآور بشم که باید بهایی در شان خواسته هامو بپردازم
بعد شب که باز هدایتی رفتم اینستاگرام ،یه استوری دیدم نوشته بود آیه 80 سوره اسرا
امروز این دومین بار بود که آیاتی که خوندم دو بار برای من تاکید شد
امروز خدا بی نهایت هوامو داشت بی نهایت مراقبم بود خیلی خیلی سپاسگزارم ازش
سلام استاد عزیزم
سلام خانم شایسته عزیز
سلام بچه های سایت
خدایا شکرت که مثل روزای دیگه منو هدایت کردی از وسط کار کردن تو دل شب به فایل های 12 قدم بعدش به دوره عزت نفس بعدش گفتی بیا ی سر به سایت بزن ببین چه خبره توی این بهشت ، از چندساعت پیش که اومدم توی سایت فایل های زیادی دیدم کامنت های زیادی خوندم ، اشک ریختم ، قرآن خوندم
الله اکبر الله اکبر الله اکبر
بعد دیدن مجدد این فایل هدایت شدم به قرآن سوره ابراهیم آیه 4 : هیچ پیامبری را جز به زبان مردمش نفرستادیم ، تا بتواند پیام خدا را برایشان بیان کند . پس خدا هرکه را بخواهد گمراه میکند و هرکه را بخواهد هدایت میکند و اوست پیروزمند و حکیم.
خداوند توی این آیه داره بهمون میگه ای بنده های عزیزم اگر در هر ساعاتی از شبانه روز هدایت شدین به این سایت و با یکی از بهترین بنده های من آشنا شدین و با شنیدن حرف هاش دیگه اون آدم سابق نشدین ، سپاسگذار باشید و ( واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا ) و همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید و متفرق نشوید .
ای خدایی که گفتی اگر هرلحظه از شبانه روز بخونیمت اجابت میکنی ، ای خدایی که تمام دلها در دست توست ، ای خدایی که حتی یک برگ بدون اذن تو از درخت به زمین نمیفته ، ای خدای قادر و توانا بابت تمام نعمت هایی که دادی و حواسم نبود سپاسگذارم
بابت این که توی این مدت تقریبا یک سال بیشتر عضوی از این خانواده بهشتی هستم سپاسگذارم
استاد عزیزم بی نهایت ازتون سپاسگذارم و باوردارم که روزی میرسه میبینمتون در بهترین مکان و بهترین زمان.
براتون بهترین هارو در دنیا و آخرت آرزومندم
عاشقتونم
سلام و احترام ،به وقت ایران الان ساعت 01:06:04 و وارد روز(1401/11/19)شدیم و من تازه از خواب بیدار شدم، و دیروز بیستمین روز یا نوزدهمین روز یا شایدم هجدهمین روزی بود که من فایل،
((حاظری برای هدفت چه چیزی قربانی کنی ؟))
به گوشم خورد و زندگی در راهم انداخت،
بین 18 تا 20 روز پیش ، عجیب ترین فایل زندگیم رو خداوند مثل مَتِه فرو در مغز و قلب من کرد و با تک تک این حرف هایی که بوی ایمان و توکل میداد ، من تنو بدنم گرم میشد و تازه کلی جاهای این صحبتا خودمو میذاشتم جای استاد و تنو بدنم میلرزید و یخ میکرد دستو پام، ولی یادمه گفتم من یا این فایل رو اینقد گوش میدم که بره در تمام بند بند سلول های ناخودآگاهم و بلاخره بعد این سال ها بهاءِ هدفم رو برم و بپردازم و خلاص شم ازین بار فشار و عذاب و تنگی..
چندین روز یادمه تونستم این فایل رو به کَرات گوش کنم اون روز های اول ، ولی بعد از چند روز دیگه گوش نکردم، اما تیره غیبی بهم خورده بود و روزنی در من باز شده بود با شنیدن این فایل که دیگه باید میرفتم و کارمو میکردم و به یکی از ترسام غلبه میکردم،
هدف من سال های سال این بوده خودم باشم ، با توجه به این که پر از توانایی های خارق العاده هستم و بی نهایت پتانسیل دارم در زمینه های مختلف و یه شاهکاری هستم برا خودم ، ولی ترس هایی در دلم بوده و هست که به این روح الهی اجازه ی پرواز رو انگار نمیده و نمیداد، اما بلاخره تصمیم در ما شکل گرفت به لطف الله، و من هدفم این بود که از [قضاوت مردم، ازین باوره مخرب ، ازین کُد های فکریه مسموم و منزجر کننده خلاص شم و بار ها اقدام کرده بودم ولی نمیتونستم و نمیشد، تا دیروز یعنی تاریخ 1401/11/18، چیده شد به خوشگل ترین شکل که برم در جایی که خوف تمامِ وجودمو در بر میگیره پایه دوربین بزارم و اونجا وایسم صحبت کردن و رفتم و این کار رو کردم و بماند از حالو احساسی که تجربه کردم ، میخوام بگم “عمل” به قوانین تمام چرخدنده های متوقف شده ی هستی رو یعنی درونِ ما رو به خروش و گردش در میاره و لب ریز از نعمت میکنه،
اومدم به تو دوست عزیزم که سال هاست خودت میدونی چه توانایی های منحصر به فردی رو زندگی بهت عطا کرده و بخاطر ترس از قضاوت مردم جلوی راهت بسته شده ، اومدم بهت بگم بلند شو عزیز دلم، اومدم بگم پاشو رفیق و فقط به یاده (او) برو و انجامش بده ~~~> فقط آگاهانه توجهت به (او) باشه ، من یادمه تا لحظه آخری که داشتم پشیمون میشدم و ترس اومد بالا توی ذهنم ، فقط یادمه یه ندایی گفت : (تو فقط حواست به دوربین باشه به دوربین نگاه کن و من نمیدونم چرا ناخودآگاه اعتماد کردم) البته که خسته شده بودم دیگه ازین وضع.
دوست نازنین و دلبر اومدم بهت بگم که اگر داری این متنو میخونی مطمئنا، هستی راهکار هایی رو از طریق بنده هاش به جونت انداخته و دیگه ازین جایِ بازی به بعد کاره توئه که بری بهشون عمل کنی و به قول مولانا تیشه بگیری دستت برای حفره کردنه زندان و بشکنی این زندان رو.
و اینم بهت بگم راه زندگیه امیرمحمد اجتهادی با این حرکته دیروزش باز شد و تو نمیدونی من چقدر تغییر درم به وجود اومده و اصلا یه چیز دیگه شده تویِ وجود من، و لبریز از انرژی ، انگیزه ، ایده هایی که سال ها به مغزم خطور نمیکرد و هزاران نعمت و برکت دیگه برام داره هی باز و بازتر میشه،
رفیق آب دسته بزا زمین الان همین حالا پاشو برو اون کاری که میدونی درسته و ندای قلبت تاییدش میکنه رو انجام بده و راز در اینه و اصلا کلِ این صحبت هارو کردم که به این رازه برسم راز در اینه که شما فقط و فقط و فقط و فقط توجهت و یادِت از #درونبهاو” باشه،
همین !
حالا بیشتر میفهمم استاد عباس منش چه سال هاییِ که با یاد خداوند اینگونه داره میره جلو و درود بر شرفت بزرگوار، دمت گرم، حالا متوجه هستم که حتی اکسیژنی که یه آدم پرهیز کار استنشاق میکنه هم باید با اکسیژنی که یه آدم ناپرهیز کار استنشاق میکنه فرق داشته باشه، خدا عادله ، این سیستم کارشو بی نقص در بالاترین درجه بلده و واقعا شاهکاره این سیستم الهی، خوشا به حالِ همه ی ما، واقعا خوشا به حالِ همه ی ما..
و اینم بگم من به خودم قول داده بودم به هدفم برسم و بیام زیر این فایل ارزشمنده صوتی ، https://abasmanesh.com/fa/what-do-you-sacrifice-for-your-goal/
بنویسم که آقا من رفتم و انجام دادم و شد ، و تازه راه زندگیم باز شده و به خودم و هستی تبریک عرض میکنم . الاها کرور کرور شکرو سپاس و حمد …
و نکته ی پایانی بگم من اینقدر سبک حال و روتینو، کوک بودم ، و زیرِ نَظمِ زندگی قرار گرفته بودم که ساعت 8،9 شب بود که فکر کنم راحت ترین خواب دنیا رو داشتم و با حال خوب خوابیدم
با گشودگی در رخت خواب بیدار شدم و مشغول نوشتن این متن زیبا شدم.
عاشقتونم. خدانگهدار
سلام استاد عزیزم
میخام درمورد چیزی ک قربانی کردم برای هدفم بگم براتون
شغل من دستیار دندانپزشک هست و تقریبا 7ساله ک کار میکنم..اوایل ک شروع کردم مثل هرکاری کاملا سخت بود برام و اعتماد ب نفس کمی داشتم ولی ادامه دادم و تو کارم کم کم حرفه ای شدم و هربار با جابجایی محل کارم هی بهتر و بهتر شدم..الان تو مرحله ای هستم ک چشم بسته کارمو ب بهترین نحو انجام میدم..یعنی ب جایی رسیدم ک اوایل کارم آرزوشو داشتم..اینکه حرفه ای باشم تو ی مطب خوب با پزشک خوب با درآمد خوب و تایم کاری عالی کار کنم..و این موقعیت برای من شده منطقه امن و در عین اینکه بسیار موقعیت عالی هستش، جای هیچ پیشرفتی برای من نداره..
خب قبلا فکر میکردم باید سخت کار کنم تا پولم حلال باشه تا ب خیال خودم پول خوبی در بیارم..بعد از شنیدن و درک کردن حرفای شما ک پول درآوردن بسیار آسونه و هیچ ربطی ب تلاش فیزیکی ندارن روی خودم کار کردم و منی ک همش سرپا بودم و خسته برمیگشتم از سرکار و تمام انرژیمو میزاشتم ب جایی رسیدم ک با همون درآمد کار فیزیکیمکم شد ،استراحتم بیشتر شد،تعطیلی هایی ب من میخورد ک من میدونستم بخاطر کارکردن روی ذهنمه و خیلی زود جواب گرفتم..و بیشتر تونستم باز روی خودم کار کنم..
حالا تصمیم گرفتم ک ازون منطقه امن بیام بیرون و شغل عالی م دارم رو قربانی کنم و کردم
و تمام کسانی ک فهمیدن همه بدون استثنا ب من گفتن داری اشتباه میکنی..کارت و درآمدش و تایمش عالیه…دیگه بهتر ازین برات پیدا نمیشه و من هربار ک شنیدم ب انتخابم مطمن تر شدم…استعفا دادم و البته شغل من جوری هستش ک باید یک ماه جلوتر اعلام کنی تا نیروی جدید جایگزین بشه و من تا یک ماه دیگه کلا ازونجا میام بیرون و از خدا هدایت میخام برای شغل جدیدم..و هروقت ک از خدا هدایت خاستم منو ب بهترین زمان و مکان و آدم های مناسب هدایت کرد…
خداروشکر ک علیرغم نجواهایی ک داشتم برای نوشتن این کامنت اومدم و ثبت کردم تصمیممو ک چ چیزی رو برای هدفم قربانی کردم
ازتون سپاسگزارم استادم
در پناه الله موفق و سعادتمند باشین همگی
دوس دارم بی مقدمه برای این فایل کامنت بزارم
استاد اول از همه سپاسگزارم برای محتوای بی نظیراین فایل ک باعث حداقل فکرکردن درمورد حذف حواشی زندگیم شد و کمی فکر کردم ک چی میخام از زندگیم هدف واضح انتخاب کنم و اون چیزایی ک درمسیرش نیست رو قربانی کنم
شکرت برای این فایل ک واقعا میشه در عمل ازش استفاده کرد
خواسته من آزادی مالی و زمانی و مکانی هس و درکنارش انجام کاری ک عاشقشم و از انجامش انرژی میگیرم وکلی لذت میبرم و میخام بگم دلیل هدایت من ب سایت فوق العاده شما همین خواسته من از بچگی بوده هرچند واضح نبوده ک دقیقا چی
الان فهمیدم چرا واضح نشده
چون کلی حواشی در زندگیم دارم ک قعطشون نکردم و قدرت تمرکزم رو استفاده نکردم برای شناخت خودم و اهدافم
همیشه در جهت اهداف و خواسته های دیگران حرکت کردم کاری رو دارم انجام میدم ک حقیقتا خواسته خودم نبوده خواسته من همونی بود ک اول کامنتنم گفتم ولی اونقدر در خانوادهی ک بودم ب من گفته شده ک حتی فکرشم نکن غیر ممکنه و یا اینکه دیونهی تو آمریکاشم نمیشه و غیره
استاد واقعا ازت ممنونم تو برای ما الگویی هستی از زندگی ک اطرافیانمون گفتن غیر ممکنه بخاطر باورهای فقیرومحدودکنندشون و مثل ویروسم ب ما انتقال دادن ولی هربار ک ب زندگی شما و زندگی افرادی ک میبینم چ راحت ثروتمندن و ازادی زمانی و مکانی دارن میگم پس برای منم میشه من ی زمانی فک میکردم نمیشه ولی الان فک میکنم ک میشه و تصورش ک میکنم حتی برای چندلحظه انرژیی ازم ازاد میشه ک منو هل میده ب سمتش
این فایل باید منجر ب اقدامی مهم و توحیدی در من بشه
قطع هرچی ک منو تو نقطه امنم قرارداده قطع اون چیزایی ک نمیزاره ب سمت هدفم برم حتی قطع پلی طویل ک بخاطر باورای محدودکنندهی ک ازخودم نبود و از اطرافیان بود ولی من قبولش کردم هس باید قطع کنم یا ب عبارتی قربانی کنم
استاد عزیزم میتونم بگم این فایل خیلی خیلی ارزشمنده این فایل رو باید صدها بار گوشش داد من قبلا ی بار گوش دادم ولی هیچ تاثیری روم نداش و فراموش کردم تاثیرنداش چون تو مدارش نبودم خدارو شاکرم ک دوباره ب این فایل هدایت شدم
حالا بریم سراغ تعیین هدف
هدفم کمی واضح تر شده متوجه شدم ک دوست دارم تولید محتوا کنم ولی واقعا نمیدونم تو چه زمینه ای و اینکه تو یوتیوبم اینکارو انجام بدم
و جالب ک این فایلم استاداشاره کردین ب مواردی ک درتولید محتوا باید رعایت کنم اینکه اول باید تمرکز صددرصد بزارم و 365رو هرروز یک ویدیو آپلود کنم و کل کار ویدیو رو خودم انجام بدم و ضمنا ی چیز مهم اون زمین بازی الانم و هم بازیاشو و خود اون توپو ک همون شغل فعلی هست رو ترک کنم
من اقداماتم رو در انجام این مراحل میزارم و ب خودم تا پایان این سال فرصت میدم برای قطع شاخ و برگای اضافی زندگیم
ب لطف الله یکتا میام و ازاقدامات اساسی و عملی ک انجام دادم مینویسم
عاشقتونم️
سلام به استادان و دوستان خوبم امروز 1401/12/4 میخوام با افتخار بگم که من تمرین اگهی بازرگانی رو انجام دادم و با شجاعت و جسارت خودمو توی مترو تو شلوغ ترین قسمتش بین مرد وزن پیر و جوون معرفی کردم و در حد 1 دقیقه همه رو مجذوب خودم کردم
من تابو شکستم من بت ترس درونی رو شکستم و توهمات رو سر بریدم و قربانی کردم
خیلی خوشحالم انگار تازه متولد شدم به قول شما استاد انگار صد سال جلو تر از قبلمم
خیلی وقت بود که میخواستم این تمرین رو انجام بدم
مدتها بود میرفتم با افراد مختلف حرف میزدم تا بتونم کم کم خودمو تو جمع معرفی کنم و به پیشنهاد دوستم که گفت باید قورباقتو قورت بدی من این کار رو کردم
و الان دیگه خیلی کارای دیگم راحت تر شده نگاه دیگران روم سنگینی نمیکنه البته که باید خیلی توش بهتر بشم و این شروع راهه
امروز قراره برم تویه کافه و خودمو معرفی کنم (خبر موفقیت هامو تو این زمینه چند وقت بعد که نتایج بی نهایت بزرگ شده بود براتون مینویسم چون همنقدر که میدونم الان روزه میدونم که من تو این مسیر پیشرفت میکنم و چنان سخنرانی هایی بکنم که همه میخ کوب بشن و جذب من بشن
قدرتی رو در درونم احساس میکنم که باهاش میتونم مرز ها رو جابه جا کنم نمیدونید چه حس خوبیه وقتی قربانی میکنی خودتو و میری در دل ترسهات خیلی لذت داره لذتش رو نمیشه با هیچی تو دنیا مقایسه کرد و من دیگه از این به بعد مینویسم لیست ترس هامو و یکی یکی میرم تو دلشون و سرشون رو میبرم
فهمیدم که منم که میتونم به هر چه که میخوام برسم و هیچی به جز خودم نمیتونه جلومو بگیره
منم که انتخاب میکنم امروزم رو چقدر حاضرم بها بپردازم
و به این رسیدم که تا زمانی که بهای کارت پرداخت نکنی به هیچ نتیجه ای نمیرسی
باید بتونی قربانی کنی باید بتونی یه سری چیزا رو حذف کنی فدا کنی گذر کنی
من یه مثالی برا خودم میزنم
خواسته های کوچیک شرینیشون مثل یه ابنبات چوبیه همون لحظس همون دقیقه و تموم میشه
اما شیرینیه رسیدن به هدف مثله یه کوه قنده که هرچقدر از این کوه استفاده کنی نه تنها کوچیک تر نمیشه بلکه با هر بار استفاده بزرگتر و بزرگتر میشه
اون کوه قند خودمم که هر چقدر از توانایی هام استفاده کنم هر چقدر برم تو دل ترسام مهارت هامو ارتقاء بدم
ظرفم بزرگ تر میشه هر بار بزرگتر و بزرگتر
بستگی داره که چقدر از این من شگفت انگیز استفاده کنم
به خودم قول میدم هر جا هر ترسی که سراغم اومد تا زمانی که نرم تو دلش و شاخشو نشکنم دست نکشم و بیخیالش نشم و باهاش کنار نیام
خودمو محدود نکنم به ابنبات چوبی
دور و ورم خیلی چیزا هست که میتونه این لحظه منو پر کنه اما من کاری به چیزایی که هست اهیمت نمیدم من باید اونچه که میخوام رو بسازم
خیلی داره بهم الهام میشه که دوره عزت نفس رو شروع کنم و میخوام دوره 12 قدم و عزت نفس رو اگر خدا بخواد باهم سال جدید استارت بزنم و الانم دارم تو این ماه تا جایی که میتونم اعتماد بنفس و مهارت حرف زدن تو جمع رو ارتقا میدم
اتفاقای بزرگی تویه راهه و این راه قشنگیه که قراره خیلی قشنگتر بشه
من سید مرتضی مشکانی از این به بعد کامنت من فقط درباره ی نتیجه هامه و قراره کامنتای زیادی نوشته بشه
واقعا دوستتون دارم ممنونم از خدای مهربونم که توسط دستهاش منو به تجربه خودم هدایت کرد و این جسارت و شجاعت رو بهم داد خیلی حالم خوبه و از این بابت خدا رو شکر میکنم
مرسی استاد این فایل قربانی کردن خیلی به من کمک کرد تا مرز هامو بشکنم و همین طور با همین قدرتی که بهم داده ادامه میدم و دوست دارم این کامنت رو یادتون باشه و از سید مرتضی مشکانی خبرای خوب زیادی خواهید شنید من به این ایمان دارم
بهترینا رو براتون ارزو میکنم
به نام خداوند هدایتگرم
سلام استاد عزیزم
سلام مریم خانم زیبا
امروز کاملا اتفاقی این فایل رو تو فایل های دانلودی دیدم و تی شرت سفید استاد جونم با اون اندام فوق العاده نظرم و جلب کرد.
رو فایل کلیک کردم و تا دانلود بشه متن فوق العاده عالی دوست عزیزم رو هم خوندم و اونجایی ک گفته بود نم بارون حس عالی ب فایل داده دیگه وسوسه شدم ک همین الان ببینمش.
اول اینو بگم ک من یک مدته علاقم رو پیدا کردم و دارم باور هامو زیر و رو میکنم ک ب امید الله با باور های عالی استارت بزنم.
تو مسیر ایده ها هم میاد ک سعی میکنم نادیده نگیرم و عمل کنم بهشون تا بیشتر هدایت بشم.
امروز این فایل رو 3_4باری گوش دادم دور دوم بود یا سوم نمیدونم یهو ی چراغی تو سرم روشن شد
خدااااای من
میخای موفق بشی؟هدف داری؟پس بهاشو پرداخت کن
خیلی برام واضح شد که چیکار باید بکنم
الله اکبر انقدررر ساده ولی چرا تا الان ب ذهنم نرسیده بود
خدایا شکرت
فمیدم قدم بعدیم چیه
الان میرم ک عمل کنم ب امید الله
ممنون استاد بابت این فایل فوق العاده
در پناه الله باشید
به نام خدای مهربان
سلام خدمت دوستان و استاد عباسمنش گرامی
امروزجمعه 9.4.1402
دارم اعلام میکنم که هدف من برای یکسال آینده قبولی در رشته برق یا کامپیوتر دانشگاه شریف یا امیر کبیر یا دانشگاه تهران یا صنعتی اصفهان یا دانشگاه اصفهان هست.
بهاهایی که باید برای این هدفمبپردازم:
0.به خداوند اعتماد کنم و باور هایم را تقویت کنم که اون تمامکار ها را انجام میده و نباید به دیگرانوابسته بشوم
1.تلویزیون و اخبار را کلا قطع کنم
2.فایل های استاد را باید با تمرکز بیشتر و استمرار بیشتر گوش بدم و به اونها عمل کنم
3.یک سری افراد و دوستان و افرادی که بودن با آنها برایم سودی نداردرا باید ارتباطم را باهاشون قطع کنم
4.کار با موبایل را باید کمتر کنم و اینستاگرام و فضاهایی که وقتم را میگیرند را پاک کنم
5.تمرکم را روی هدفم بگذارم و نشتی های انرژی را برطرف کنم
6.سرکلاس باید دقیق به درس ها گوش بدم و توی خونه درس های همون روز را انجام بدم و بخونم و به بعد موکول نکنم و نزارم برای شب امتحان و تست زیاد بزنم
7.خود……را باید قطع کنم چون انرژی بسیار زیادی را از من میگرد
8.تا زمانی که به هدفم نرسیدم نباید دست از تلاش کردن بردارم و از نتایج کوچک امید بگیرم برای ادامه دادن ولی مغرور نشم
9.خودم را نباید با دیگران مقایسه بکنم و سعی کنم از دیروز خودم بهتر باشم
10.وقت خودم را قدر بدونم و اون را هدر ندهم
11.برخی شب ها ممکنه بخاطر هدفم کمتر بخوابم یا بیشتر باید درس بخونم باید این کار را انجام بدم و بهاش را بپردازم
12.به حرف دیگران اصلا توجهی نکنم و کاری هم به اینکه همکلاسی هام میکن ما فلان قدر خوندیم و …نداشته باشم و کارم را به درستی انجام بدم
13.استمرار توی مطالعه را حفظ کنم اینطور نباشه که یه رو10ساعت درس بخونم یه روز اصلا نخونم حد متوسط را باید برم جلو
14.از برخی تفریحاتی که وقت هدر دادن هستند جلوگیری کنم
15.روی باورهایم همیشه کار کنم و ورودی های مناسب به ذهنم بدهم
16.خواب ظهرم را کمتر بکنم و از تایم های پرتم به بهترین نحو استفاده کنم
17.باشگاه رفتن را باید قطع کنم تا تمرکزم روی یک هدفم باشد و نخواهم انرژی امرا صرف دوتا هدف بکنم
18.کلاس زبانم را هرطور که شده ادامه بدم چون خیلی خیلی توی موفقیتم تاثیر داره
19.برنامه ریزی داشته باشم و سعی کنم کارهام را از روی حساب و کتاب انجام بدم
انشاالله یکسال دیگه میام و از چگونگی رسیدن به هدفم و کارهایی که برای آن انجام داده ام برای دوستان میگویم
به نام خدای هادی و هدایتگر
سلام عرض میکنم خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته گرامی
خیلی خوشحالم که بعد از مدت ها اومدم و یک کامنت هدایتی رو داخل سایت قرار بدم و یک نشونه ای رو از خودم به جا بذارم.
من نزدیک به 5 ساله که دارم استاد رو دنبال میکنم و باید بگم مهم ترین کاری که من برای رسیدن به اهدافم انجام دادم در طی این پنج سال، بها پرداختن برای رسیدن به اهدافم بوده. یادمه در سن نوجوانی شروع به رژیم گرفتن و ورزش کردن، کردم و یک بدن سالم و خیلی عالی رو برای خودم ساختم. یادمه منی که تا 16 سالگی آرزو داشتم که بتونم فقط با یک دختر حرف بزنم جوری شد که ده و ده ها رفیق های دختر عالی پیدا کردم که هر چی گذشت کیفیت آدم های دور من هم افزایش پیدا کرد. یادمه وقتی خواستم توی کاره مورد علاقم که موسیقی بود قدم بردارم، شروع کردم به خریدن دوره های آموزشی و کار کردن توی اون حوزه ها.
شاید اهداف من برای دیگران غیر قابل باور باشه ولی من میخوام در دنیا به بالاترین جایگاه هایی که یک خواننده، موسیقیدان و شاعر میتونه بهش دست پیدا کنه برسم.
خداوند راه های زیادی رو جلوی پای من قرار داده و مسیر های هدایتی فوق العاده ای رو برایم مشخص کرده اما من به واسطه باور های نادرستی که داشتم خیلی کند و آهسته اهدافم رو پیش میبردم.
هر بار که این فایل رو پلی میکردم یه صدایی در درونم فریاد میزد که هادی بلند شو و برای اهدافت بها پرداخت کن.
پرداختن بها برای اهداف چیزیه که آدم ها رو از هم متمایز میکنه. همه دوست دارم بدن زیبایی داشته باشند، همه دوست دارن ثروتمند بشند ولی چند نفر هستند که واقعا به اهدافشون متعهد باشن و قدم بردارند و بها بپردازند؟
همیشه و همیشه این حرف ها رو با خودم مرور میکنم
خیلی ممنونم از استاد که با گرفتن این فایل ها و با در اختیار ما قرار دادنشون به ما کمک میکنند تا همه با هم پیشرفت کنیم و دنیا رو به جای بهتری برای زندگی کردن تبدیل کنیم.
من هم فهمیدم که اگر میخواهم به اون اهدافی که در سرم دارم برسم باید به خاطرش بها بپردازم.
به طبع هر چه اهداف بزرگ تر باشد، بها هایی که باید پرداخت کنیم برای رسید به ان ها بزرگ تر است.
عاشقتونم و واقعا از کنار شما بودن لذت میبرم.
شاد باشین و سلامت️
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما
رد پای روز 16 تیر رو باعشق مینویسم
یادت باشه که تو هر کاری میکنی قبلش من بهت میگم بعد انجامش میدی
من دیشب که بیدار موندم تا یکم طراحی کنم و بعد با خدا حرف بزنم یکم خوابم میومد
ولی دلم میخواست هم بخوابم
هم دلم میخواست بشینم و با خدا حرف بزنم
و دیروزش که هدایتم کرد سمت قرآن و آیه ای درمورد بیدار بودن در شب و قرآن خوندن و حرف زدن با خدا ،رو بهم نشون داد، دوست داشتم دومی رو انتخاب کنم ، که با وجود اینکه خوابم میومد بیدار بمونم و با خدا حرف بزنم
بعد یه صدایی مدام میگفت دراز نکش ، بیا حرف بزنیم
یهویی نمیدونم چی شد رفتم تو گوگل نوشتم که
آیه ای درمورد بیدار ماندن در شب
میخواستم بدونم و درک کنم که بیدار موندن تو شب و تو قرآن چجوری نوشته که دیدم آیات 77 سوره اسرا رو نوشته و رفتم اپلیکیشن رو باز کردم تا معانیشو ببینم
وَمِنَ ٱلَّیۡلِ فَتَهَجَّدۡ بِهِۦ نَافِلَهࣰ لَّکَ عَسَىٰٓ أَن یَبۡعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامࣰا مَّحۡمُودࣰا 79
و بعضى از شب را به خواندن قرآن بیدار و متهجّد باش، که نماز شب خاص توست، باشد که خدایت تو را به مقام محمود مبعوث گرداند
وقتی میخوندم دیدم که خطاب به پیامبر داشت میگفت پیش خودم گفتم این حرفارو یعنی به منم داری میگی خدا؟؟؟
اینکه شبا بیدار بمونم و قرآن بخونم و باهات حرف بزنم؟؟؟
بعد آیه 80 رو که خوندم داشتم فکر میکردم
میگفتم آخه من خوابم میاد چجوری باید خوابم بره
وَقُل رَّبِّ أَدۡخِلۡنِی مُدۡخَلَ صِدۡقࣲ وَأَخۡرِجۡنِی مُخۡرَجَ صِدۡقࣲ وَٱجۡعَل لِّی مِن لَّدُنکَ سُلۡطَٰنࣰا نَّصِیرࣰا80
و بگو که بارالها مرا به قدم صدق داخل و به قدم صدق خارج گردان و به من از جانب خود حجت روشنى که دائم یار و مددکار باشد عطا فرما
یکم نگاه کردم و بعد فکر کردم و سوالاتی میپرسیدم
بعد هدایت شدم به سوره احزاب
اولش نوشته بود
وَٱتَّبِعۡ مَا یُوحَىٰٓ إِلَیۡکَ مِن رَّبِّکَۚ إِنَّ ٱللَّهَ کَانَ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِیرࣰا2
و تنها از آنچه به تو از جانب خدایت وحى مى شود پیروى کن که خدا به هر چه مى کنید کاملا آگاه است
خندم گرفت خوشحال شدم
از اینکه دو شبه داره بهم میگه بیا شبا باهام حرف بزن، قرآن دستت بگیر با فکر کردن بخونش و سعی کن عمل کنی بهش
و از 7 تیر تلاش دارم میکنم که شبا بیدار بمونم و هم کار کنم و تمرین نقاشی بکشم و هم با خدا حرف بزنم ،موقع اذان صبح
این آیه رو که دیدم حس کردم باید هرجور شده تلاشمو بکنم تا شبا بیدار بمونم و بیشتر برای خواسته هام بهایی در شان خواسته هام پرداخت کنم
و خواسته ای که چند روزیه از خدا دارم اینه که چجوری باید تو دریای نورت پاروهارو بندازم و رها بشم تا خودت منو به نورت هدایت کنی
و خودت رو میخوام
که بهای این خواسته ام رو حس کردم یکی از کارایی که باید انجام بدم بیدار موندنم و شبا حداقل نیم ساعت حرف زدن با خداست
حس کردم باید دیگه شروع کنم بهایی بپردازم در مورد همه چیز که شان شون ، هم شان با خواسته ام باشه
ادامه آیه رو که خوندم خندم گرفت
آیه ای که بارها برام تکرار شده
وَتَوَکَّلۡ عَلَى ٱللَّهِۚ وَکَفَىٰ بِٱللَّهِ وَکِیلࣰا
و در کارها بر خدا توکّل کن، و تنها خدا براى مدد و نگهبانى کفایت است
خدا کافیه برای من
داشتم میخوندم آیات رو و یه حس ارزشمندی داشتم
گفتم برم ببینم مامانم چرا نخوابیده دیدم داره تلویزیون نگاه میکنه که یه مستند ایرانگرد نشون میداد که پر بود از کوه های نمک
نشستم و گفتم خدایا چقدر زیبا هستن و سپاسگزاری کردم
گفتم خدا میشه بشینم زیبایی های جهانتو ببینم و باهات حرف بزنم و سپاسگزاری کنم
که حس کردم اشکالی نداره نگاه کن مستند کوه نمک و غار نمک رو
یه غاری نشون داد که لایه لایه بود به رنگ های مختلف انقدر رنگی رنگی بود که گفتم چقدر نقاش باحالی هستی تو خدا
بعد دراز کشیدم و نگاه کردم وقتی تموم شد گفتم دراز بکشم و حرف بزنم باخدا که هی شنیدم دراز نکش بلند شو تا اذان یکم مونده
منم خوابم میومد گفتم خدا خوابم گرفته میشه بخوابم؟ که باز میشنیدم دراز نکش بلند شو ولی خوابم گرفت و یهویی بیدار شدم دیدم ساعت 4 هست و نمازمو خوندم و دوباره خوابیدم
ولی سعیمو میکنم تا بیشتر بهش چشم بگم دوست دارم ببینم و بشنومش این همه صدای زیباشو
وقتی گفتگو میکنیم باهم خیلی لذت بخشه
بعد که صبح بیدار شدم و کم کم حاضر شدم تا برم کلاس رنگ روغن
هی روسری عوض کردم ،میخواستم رنگ نارنجی یا رنگ دیگه سر کنم و حس میکردم که نه و بعد آخرش رنگ شیری سرم کردم
و رفتم نون گرفتم آوردم برای مادرم و رفتم کلاس
وقتی رسیدم رفتم برای دوستایی که تو کلاس سپرده بودن براشون رنگ بخرم رنگ گرفتم و برای خودم قلمو خریدم
امروز کتابی که طراحی بود و استادم گفته بود ازش تمرین کنیم و چاپ کرده بودم برای یکی از بچه ها با تخفیف ،به بقیه بچه ها هم گفتم گفتن باشه و خیلی خوشحال شدم
من به خدا گفته بودم که خدا من ماه بعد شهریه کلاسو میخوام بدم دیگه خودت مدیریت کن
که با ایده چاپ کتاب طراحی برای بچه های کلاس ان شاء الله اگر خدا بخواد جور میشه
چون اول کلاس بچه هاگفتن میخوایم ولی بعد گفتن نمیخوایم ، مثل قبل دیگه احساس ناراحتی نکردم گفتم باشه اشکالی نداره اینا نشد، حتما از یه جای دیگه خدا میخواد بهم پول کلاسو بفرسته
بعد پیش خودم گفتم خب من باید درخواست کنم ازت خدا، رفتم دوباره تو گروه کلاسمون نوشتم که بچه ها اگر خواستین کپی بگیرین پولشو ندین بیرون کپی بگیرین من براتون چاپ میکنم
که دیدم دونفر اومدن و گفتن ما میخوایم و فردا واریز میکنیم
خیلی خوشحال شدم میدونم که خدا همه چیو برام به راحتی درست میکنه
چقدر ساده با ایده کپی کتاب ،که تو خونه مون دستگاه کپی داریم و ایده شو داد که میتونی از طریق کپی هزینه کلاست رو داشته باشی
وقتی تو کلاس بودم و تمرینامو استاد دید گفت خوب کار کردی و بعد پرسید تو که طراحیتو خوب انجام میدی چرا طراحی از مدل زنده اشکال داری
که در جواب بهش گفتم نمیدونم استاد اصولشو بلد نیستم باید چجوری اندازه گیری کنم که مدل زنده چهره رو خوب کار کنم
گفت همه چی تمرین و تکراره ، تو شروع کن روزی یدونه کار کن ولب درست کار کن میتونی و میشه
امروز خیلی سرکلاس خندیدیم همه اش میگفتم خدایا شکرت انقدر خندیدیم که اشک از چشمامون اومد
چقدر شادی کردن خوبه چقدر خندیدن عالیه
وقتی برگشتم میخواستم برم خونه و سمت مترو تجریش بودم که انگار باز خدا مسیرمو تغییر داد یادم انداخت که نمازمو نخوندم و رفتم امام زاده صالح
خیلی وقت بود که داخلش نمیرفتم چون نگاهم تغییر کرده بود گفته بودم خدا بهم درک اینو بده که چجوری باید زیارت کنم امام ها و امامزاده هارو
که امروز فهمیدم درکش رو بهم داده وقتی رفتم حیاطش با لبخند سلام دادم و گفتم نشونه ای از نور خدا
و ادای احترامم که دیگه مثل قبل نیست و الان دیگه میفهمم که ادای احترام رو اول برای نور خدا که در درون اماما هست احترام میذارم که انقدر کنترل ذهن داشتن که به نور خدا نزدیک شدن
بعد که رفتم ، قصد رفتن و زیارت کردن رو نداشتم یهویی یه حسی بهم گفت حالا وقتشه برو داخل
رفتم و باز با لبخند گفتم سلام نشونه ای از نور خدا
و ادای احترام کردم و برگشتم نمازمو خوندم و رفتم خونه
همه جا پر بود از پرچم های امام حسین
تکیه های بازار تجریش و امامزاده صالح و ایستگاه های صلواتی
ظهر که میرفتم کلاس اولین ایستگاه صلواتی محله مونو که دیدم حس خوبی داشتم
وقتی از تجریش برگشتم خونه میگفتم خدا امروزم خوابو ازم بگیریا میخوام باهم حرف بزنیم
این روزا حس میکنم فقط و فقط باید بهای بزرگی پرداخت کنم بهای سنگینی باید بدم برای همه چیز
اولینش برای خدا
بعد برای پیشرفت مهارت نقاشیم
امروز یکی از بچه ها گفت استاد نصف شب بیدار بودم و نقاشی میکشیدم
استادم گفت خب راهش همینه درست ترین راهه که برای عشقت وقت بذاری و تلاش کنی تا مهارتت بیشتر بشه
و حتی باید برای عشق بها بپردازم و بهاش اینه که عاشقانه از درونم نیتم پاک باشه و هر کس رو دیدم نور خدارو در وجودش ببینم و اول برای خدا محبت کنم
افراد رو جدا از خدا نبینم
حتی بهایی که برای خواسته های دیگه ام دارم هم بهش فکر میکردم اینکه از این به بعد هر چیزی میخورم سعی کنم طبعش رو بدونم و مصلحش رو کنارش بخورم
چون طبعم سرده و تصمیم گرفتم که بیشتر از بدنم مراقبت کنم و تغذیه ام رو شروع کنم در حد و توان خودم اصلاح کنم تا خدا باقی راه رو بهم نشون بده
قبلا چند ماهی بود همه اش فکر و ذکرم این بود که خدایا من چجوری دوره قانون سلامتی استاد رو تهیه کنم
امروز فهمیدم که باید از کوچیک شروع کنم و قدم بردارم و طبعم رو اصلاح بکنم تا خدا هدایتم کنه به دریافت آگاهی های دوره قانون سلامتی
حتی وقتی داشتم فکر میکردم گفتم بهای عضله گرفتن جسمم و سلامتی جسمم ،ورزش کردنه و باید تلاش کنم انجامش بدم
حتی اگر تمایل نداشته باشم باید انجامش بدم و به خودم یادآور بشم که باید بهایی در شان خواسته هامو بپردازم
بعد شب که باز هدایتی رفتم اینستاگرام ،یه استوری دیدم نوشته بود آیه 80 سوره اسرا
امروز این دومین بار بود که آیاتی که خوندم دو بار برای من تاکید شد
امروز خدا بی نهایت هوامو داشت بی نهایت مراقبم بود خیلی خیلی سپاسگزارم ازش
به نام الله یکتا
سلام به استاد و دوستان عزیزم.
—
چقدر آگاهی های این فایل فوق العاده بود.
سپاسگزار خداوند و استاد هستم بابت این فایل عالی.
—
یکی از موضوعاتی که شاید همیشه درگیر آن بودم, عدم استمرار و تعهد بوده است.
برای مثال یک سری قوانین را برای خودم مشخص می کنم و آن را اجرا می کنم اما بعد از مدت کوتاهی آن تعهد را از دست می دهم.
همیشه هم زمانی که قوانین را اجرا کردم, نتایج مناسب بودند و بلعکس زمانی که قوانین را اجرا نکردم, نتایج نامناسب بودند.
—
این رفتار را بارها و بارها داشته ام و به قول استاد جهان هم گوشم رو پیچونده.
اینبار بخاطر اتفاقات تلخ و نادلخواهی که برایم رخ داده می خواهم استمرار و تعهد داشته باشم.
—
هدف من سود دهی مستمر در کارم است.
کار من 100 درصد ذهنی است و لازمه از نظر ذهنی همیشه آمادگی داشته باشم.
بنابراین باید هر روز روی خودم کار کنم.
پس بهای سود دهی مستمر این است که هر روز روی خودم و باورهایم کار کنم.
—
برای اینکه بتوانم هر روز روی خودم کار کنم و از نظر ذهنی خودم رو همیشه آماده نگه دارم, لازمه ورودی هام کنترل بشه.
بنابراین استفاده از سوشال مدیا, تلویزیون ممنوع است.
همنشینی و هم صحبتی با افراد نامناسب ممنوع است.
تلاش کردن برای تغییر دیگران ممنوع است.
درکنار کنترل ورودی ها هر روز باید تمام توجه و تمرکز من روی نکات مثبت باشه و سپاسگزار باشم و احساس خوبی داشته باشم.
—
کار من نیاز به کوچکترین کار فیزیکی ندارد و به نظرم موفقیت در این کار فقط و فقط به ذهنیت و باورها بستگی دارد.
بنابراین من موظف هستم برای رسیدن به موفقیت در این حوزه, روی ذهن و باورهام کار کنم.
البته نه یک روز و یک هفته و یک سال, بلکه مادامی که کار می کنم باید روی باورهام و ذهنیتم کار کنم.
—
خدایا شکرت که هدایتمون می کنی…