اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
در هماهنگیِ کامل با او باشم و به خاطر هر لحظه حضورش ،هر آنچه که نیاز باشد را قربانی کنم.
من با هدایتم به این مسیر ، آرام آرام به این درک و آگاهی رسیدم که برای بودنم و با عشق و تعهد ادامه دادنم ،باید بها پرداخت کنم و در ابتدا تمام
تمرکزم روی زیبایی های اینمسیر بگذارم چون خداوند الگویی تمام عیار کنارم قرار داده بود تا با
شنیدن کلام به کلام گهربارشان، نتایج بی نظیرشان و مهم تر از آن باورهای توحیدی شان
رمزو راز در آرامش زندگی کردن را تجربه کنم و این مستلزم پرداخت بها بود یه جورایی از صفر
آغاز کردن،
انگار ذهنت را از هر شنیده هایی در گذشته ،
پاک کردن و جایگزینش مطالب عالی که از استاد
می شنیدم و با عمل به آنها ، من حتی تمامی
انسان هایی که سالهای سال با آنها زندگی
کرده بودم به لطف خداوند کلا از دایره فرکانسی من تا به امروز بیرون رفتند و من تمام ارتباطاتم را با آنها قطع کردم و امروز نتیجه اش یک زندگیه
بهشتی با تمام امکاناتیست که خداوند به پاسِ همان تعهد و عملکردم به من عطا کرده ،آرامشی
که دارم ،احساس عالیه درونم ،رابطه عالیم و
بی نهایت موارد مثبت دیگر که تنها و تنها به خاطر تمرکز صددرصدیم روی این مسیر بوده و هست چرا که یک لحظه توقف در اینمسیر یعنی هلاکت و نابودی من
بهبودیم ارزشمندترین چیزیست که دارم و هر لحظه باید آن را آگاهانه زنده و مانا نگه دارم و
می توانم با آن خودم را در بهشت احساس کنم،
در لحظه ذهن آگاه باشم ،با خودم در صلح بوده
و از خداوند برای انجام هر کاری ،هدایت طلب کنم
تمام هدف من متعهدانه در این مسیر بودن و با عشق ادامه دادن است و تا به امروز هر بهایی بوده بابتش پرداخت کرده ام و از این به بعد هم هر چه خداوند بخواهد حاضرم چون ارزشش را داشته و دارد واااای که خداوند بشود همه کاره زندگیت
دیگر ارتباط با کسی نمی خواهی ،
فکر روزیت نیستی ، عجله ای برای بدست آوردنی نداری و……
چون وقتی لایق جانان می شوی ، او تو را به همه
خواست هایت با خواست و اراده خودش می رساند
و تو با آغوش باز
پذیرای هر آنچه خیر، سعادت و خوشبختی ست در زندگیت می شوی و وجود وزندگیت هر لحظه،
بوی عطرخوشِ نابِ حضور خداوند را می گیرد و
سرمست ،شاد و شکرگزار فقط با عشق به او در این مسیر توحیدی ادامه می دهی و نور هدایتش بی شک
تو را به سرمنزل مقصود می رساند.
در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند، موفق و عالی باشید و بدرخشید، عشق بهتون عزیزانم
ممنون خدای خوب خودم هستم که من را اینگونه هدایت می کند تا در اینجا بتوانم از حال خوبی های خودم
از اتفاقات عالی روزمره زندگی خودم
از آنچه که اکنون دارم و روزی آروزی من بود بنویسم
ممنون خداوند هستم که همیشه در حال گرفتن دستهای من است و من را به جلو می برد
می دانم که همان خدایی که همیشه در حال کمک کردن به من است او همیشه و همه حال باز به من کمک خواهد کرد
همان خدایی که راه و مسیر را برای من باز کرد تا بتوانم به آسانی به مقصد خودم برسم همان او باز به من کمک خواهد کرد و من را به دیگر خواسته های خودم می رساند
همان خدایی که همیشه خیر و شر را به من نشان می دهد همان او باز امروز و فردا من را به جلوئ هدایت خواهد کرد
خواستم تغییر کنم و در قدم اول شروع کردم از فایل های دانلودی کمک گرفتن
خواستم تغییر کنم و در قدم اول برای خودم یک تعهد نوشتم که مو به مو و تک به تک صحبت های استاد عزیز را انجام بدهم
خواستم تغییر کنم و به خودم و خدای خودم این تعهد را دادم که عوامل حوا پرتی را کنار بگذارم
دنبال اما و اگر و صحبت های دیگران نباشم
از حواشی دوری کنم
قضاوت کردن را کنار بگذارم
راهی را بروم که می دانم درست است
خواستم تغییر کنم پس سکوت را اختیار کردم
تسلیم بودن را یاد گرفتم
به این درک رسیدم که خودم خالق تمام شرایط زندگی خودم هستم
فهمیدم که هر چه را که می خواهم باید از خدای خودم بخواهم و از او کمک بگیرم
یاد گرفتم که در همه امور خودم از او مشورت بخواهم و به او بگویم که مسیر را به من نشان بدهد
در نهایت راه همیشه برای من باز بوده و اکنون می دانم که رمز موفقیت من در شاد بودن
داشتن احساس خوب
و در همه حال سپاسگذار خدای خودم بودن است
وقتی که در حال نوشتن این مطالب هستم دیروز خودم را به یاد می آورم که چقدر عصبی بودم
چقدر زود رنج بودم
در مورد همه مسائل کلی فکر می کردم و اکنون دیگر اینگونه نیست و آرامش برای من همیشگی و دائمی شده است
ممنون از خداوند عزیز که استاد مهربان را سر راه من قرار داد تا چراغ راه روشنگر من باشد تا بتوانم به آسانی و راحتی در این مسیر رو به رشد و سراسر پر از آرامش سالم حرکت کنم
هنگامی که بندگانم از تو درباره من بپرسند، [بگو:] یقیناً من نزدیکم، دعای دعا کننده را زمانی که مرا بخواند اجابت می کنم؛ پس باید دعوتم را بپذیرند و به من ایمان آورند، تا [به حقّ و حقیقت] راه یابند [و به مقصد اعلی برسند].
سلام استاد عباسمنش بزرگوار
استاد خوش تیپم
استاد من قربانی کردم ==چیه دست آوردم
من قربانی کردم=هدف داشتم
من قربانی کردم=طبق قانون سلامتی 24کیلوورزن کم کردم
من قربانی دادم=الان 5ساله نه تلویزیون نه شبکههای مجازی که برام فایده ندارد نه تو جمع مهمانیهایی که باعث پیشرفتم نمیشن ونه اطرافیان دوستان که باعث رشدم نمیشن خدارو صدهزارن بار شکر هیچ کدامشونو ندارم
الان فکوسم روباورهای مخربم هست
قربانی میدم=تا پیشرفت کنم از لحاظ روابط عاشقانه
قربانی میدم=مهاجرت به استان دیگه
قربانی میدم=کسب کاری از خودم
قربانی میدم=چون روح خدام ارزشمندم لایقم بهترینها هست
الانم دارم اولین اقدامی که کردم
در خانه ای تنها مستقل دوراز خانواده
طبق قانون سلامتی که معجزکردبرام اندامی قشنگ روش غذایی سالم در وجودم میریزم چونکه من ارزشمندم هم برای غذای سالم وهم برای ذهنی تمیز پاک وهم جهت شدن در مسیر خدای عزیزم
خدا رو صدهزار مرتبه برای یه روز دیگه زندگی و فرصت بندگی و اعمال صالح
الهی که حال همگی عالی باشه
مثل حال الان من که مشغول دوچرخه سواری هستم و توقف کردم برای تنفس و آب خوردن
اما اینقدر هیجانزده شدم و مومنتومم بالا رفته که دیدم دوست ندارم صبر کنم تا خونه برسم و بعد بنویسم
الان تو خیابون اصلی کوچه باغم و سوار بر دوچرخه کنار دیوار یه خونه باغ خیلی قشنگ ایستادم که حیاط بزرگ داره و اکثر خونه های اینجا همینطوره
این مسیری که امروز دارم میرم خیلی سربالایی سرازیری داره و من بعد از یکربع تمرین دور زدن از چپ به راست و از راست به چپ تو خیابون نزدیک خونه مون اومدم تو این خیابون که واقعاً نفسگیر و طولانی بود نصف هیجانم هم بخاطر همینه چون این چند وقته همون اطراف خونه تمرین می کردم این مسیر رو که معمولاً برای پیاده روی استفاده می کردم با دوچرخه نیومده بودم
وخدارو صدهزار مرتبه شکر که دور زدن و حرکت و ترمز گرفتن و همه رو خییلی خییلی خوب رفتم
قبل از اینکه اینجا وایسم یه تجربه جدید و جالبی داشتم
توهمین خیابون اون ون مسافرتی که همیشه پارک بود کنار خیابون و من خیلی دلم میخواست ببینم داخلش چجوریه الان که اومدم دیدم صاحبش هم که یه آقای خوشروی باریش بلند و ازاین هدفونهای بزرگ به گوشش، کنار در ون ایستاده و با دستمال تمیز می کنه رفتم سلام علیک کردم و گفتم داخل ماشینتون وسائل برای مسافرت هم دارین؟ گفت بله یه چیزایی هست بفرمایید توشو ببینید منم از خدا خواسته رفتم دیدم همه چی داره هم سینک ظرفشویی و هم صندلی برای نشستن و هم تخت و جای خواب دونفره و هم اجاق گاز و همه چی خیلی قشنگ و مرتب جمع و جور بود روی صندلیها و تختش هم یه چیزی از جنس جاجیم سنتی نازک کشیده بود، کولر هم که قبلاً دیده بودم پشت ماشینه
ازش تشکر کردم و گفتم چقدر همه چی قشنگ و مرتبه و اومدم بیرون و کلی براش آرزوی خیر و سفرهای زیبا وووو..کردم
خیلی حسم زیبا و عالی شد خدا رو صدهزار مرتبه شک
کامنتم درباره موضوع فایل نبود فقط خواستم احساس خوبم رو با خانواده مجازی خوبم به اشتراک بزارم
الان هم برم که خیلی طول کشید نصف راه رو اومدم و همینقدر هم باید برگردم و خدارو شکر که بیشتر مسیر برگشتم صاف و سرازیریه راحتتر از مسیر رفت هست
خیلی هم خلاصه نوشتم
خانواده ی عزیزم همه تونو خیلی دوست دارم
به امید دیدار در دورهمی دوستان و استاد جان و مریم بانو جان به همین زودی
استاد عزیزم بی نهایت زیبا بود و بی نهایت ازتون سپاسگزارم
این فایل و قبل ترها هم گوش داده بودم ولی درک حداقلی امروز و نداشتم.
بنا به دلایلی مدتی هست که از ابن مسیر زیبا دور شدم و اتفاقا از دیشب تصمیم گرفتم که یه شروع دوباره داشته باشم ولی اینبار با تمرکز و تعهد بیشتر به مسیر برگردم
خوب حالا چی رو میخوام قربانی کنم رو اینجا یادداشت میکنم که ردپایی برای بعدترهای من باشه
بشدت باید تنبلی و خواب و کم کنم
تایم بیشتری روی گوش دادن و نوشتن فایل ها بذارم
هر روز یه فایل و گوش بدم خلاصه کنم و در بخش نظرات حتی به اندازه چند خط هم شده مطلب بنویسم
بشدت باید بیاد بیارم مث گذشته کنترل زبان داشته باشم و راجب چیزهایی که دوست ندارم صحبت نکنم
صحبت های تلفنی خودم رو با اطرافیانم کم کنم و زمانمو بذارم نظرات الهی دوستان تو سایت و بخونم و تفکر کنم
نوشتن دفتر سپاسگزاری مو شروع کنم چون من از نوشتن بی نهایت نتیجه گرفتم
تو پیاده روی روزانه حتما فایل گوش بدم
الکی خودم و وقتمو انرژی مو درگیر ادم های غیرقابل تغییر نکنم و دلم نسوزه که ممکنه چه اتفاقی براشون بیفته،خدای من ،خدای اونها هم هست اون بیشتر از من حواسش به بنده هاش هست
به امید تغییرات بیشتر و دوباره خودم
و اگر باز چیز دیگه ای خواستم اضافه کنم حتما میام و یادداشت میذارم
خیلی وقت پیش بودمن این فایل گوش نکرده بودم به همون اندازه بهاپرداخت کردن برای هدفم اونقدرجدیت ندارم حرکت میکنم ولی نه بااون قدرت وتمرکزی که این فایل زیادگوش میکردم
واهمیتش دوباره برام یاداوری شد خدایاشکرت وهرروزگوشش میکنم تامصمم ترومتمرکزترباشم
ازجنبه های مختلفی استاد بهاپرداخت کردن بررسی کرد ازنظرکنترل ورودی ها ،زمانی،تمرکز، انرژی ، مالی ،مطالعه کردن بهبودمهارت ها، واردشدن دردل ترس ها،یادگیری چیزهای جدید مثل فیلم برداری تولید محتواادیت و.
کارکردن روی باورها وکنترل ذهن و…
واین کنترل ورودی ها چقدرمهم هست این که چه چیزهایی میبینی میشنوی فکرمیکنی باچه ادم هایی ازتباط برقرارمیکنی
وعدم کنترل ورودی چقدرنشت انرژی تمرکز میگیره ومیبره روی ناخواسته مگه دیگه میتونی وانگیزه ای داری به اهدافت فکرکنی وتمرکزکنی تمام ذهنت درگیرحواشی میشه
برای رسیدن به اهداف به قول استاد تویکی ازفایل هادیگه اینومیگفت که فقط انجام دادن یه سری کارها نیس انجام ندادن یه سری کارها هم هست که ماروبه اهدافمون میرسونه
به اندازه ای که بهاپرداخت میکنی نتیجه میگیری نه کم تر ونه بیشتر .
سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت الهی
یاد دورانی افتادم که مغازه کبابی داشتم و اون روزها که با شما استاد عمو حسینم و عمو جلالم منو وارد این مسیر کردند اونم به صورت نادرست خلاصه وقتی که فایلهای ثروت شما رو گوش میدادم تمرینی داده بودید به نام بخشش و من هر شب ده درصد از درآمد خودم را میبخشیدم به هوای اینکه دارم به تمرینات شما عمل میکنم و همیشه به خودم میگفتم مصطفی فایلها رو فقط گوش نکن و تمرینات رو انجام بده و سر خودم رو شیره میمالیدم که یه روز من پولدار میشم و پول دورهاتون رو میدم و مابقی رو در کامتهای قبلیم نوشتم
خلاصه پولهای بی زبون رو میبخشیدم به شاگردان که از روی دروغ به من میگفت بدبخت هستم و اینا و من بعدا ها متوجه شدم که نه این بنده خدا وضع مالیش از من بهتره
داشتم اینا رو به صاحب کارم میگفتم و میگفت بگو پس تو چرا ورشکست شدی
آره من علاقه دارم به کبابی ولی بلد نبودم چجوری درست ببرم جلو مغازه ام رو تا پیشرفت کنم
حالا هم که بعد از سالها چشم انتظاری کشیدن برای با شما آشنا شدن استاد به صورت حلال حالا اون شور و شوق گذشته رو نسبت به عمل و گوش دادن تمرکزی به فایلها رو ندارم و یه جورایی دلزده شدم ازین حرفها و عمل کردن به این حرفها رو نمیپذیرم و یه زمانی که من بر علیه خودم استفاده میکردم
من اگر واقعا شما رو باور داشتم استاد و این مسیر رو درست میدونستم الان بایستی خیلی تغیرات در درونم ایجاد کنم
یکی از چیزهایی که متوجه شدم این هست که من در مورد بدبختیهایی که در دوران کبابی کشیدم دارم با صاحب کارم صحبت میکنم و اونم در مورد بدبختیهایی که در گذشته کشیده با من صحبت میکنه
و یه جورایی دید من نسبت به صاحب کارم داره منفی میشه و امشب که بهش گفتم من دیگه نمیام و جای من یکی رو بگیر بخواطر بحثی که بوجود اومد سر کار ولی اون بنده خدا مانع رفتن من شد و گفت برو آدم گنده خجالت بکش و گفت یعنی تو بدت اومد من اینا رو بهت گفتم که دیگه نمیخوای بیای
آقای برزگر خیلی آدم خوبی هست ولی من این عادتم هست که هر جا رفتم سر کار بعد از یک مدتی بهانه میارم که از اون کار فرار منم الا کاری که برای خودم باشه
امشب ذهنم داشت بهانها میآورد برای اینکه بهم ثابت کنه که باید این کار رو ترک کنم
و من واقعا راه دیگه ای بلد نیستم و نمیدونم جز نوشتن کامنت که اونم اگر این ذهن بزاره چون یه جورایی کلمات یادم میره و ذهن فرار میکنه ازین که بنویسم تا خلع صلاح بشه
باز هم خدا را شکر امشب تونستم این چند خط رو نویسم
و امیدوارم بتونم اصل داستان باورهامو بنویسم و خودم رو کندوکاو کنم تا برسم به خوشبختی پایدار
موضوعی که متوجهش شدم همین موضوع هست که من دست به هر کاری زدم بعد از یک مدت برام عادی میشه و دیگه واقعا ادامه دادن برام سخته نمیدونم واقعا چرا من اینقدر زود سیر میشم حالا یا اهرم رنج و لذت تو ذهنم اونقدرا زیاد نیست یا تا پدرم زنده هست و من ناهار ظهر میرم خونش میخورم و یه جورایی تلاش نمیکنم برای به دست آوردن پول بیشتر اینجوری هستم
من برجی یک تومان مداحی میکنم اگر نرم سر کار و با این یک تومان زندگی میکنم و فقط برای ناهار میرم خونه بابام و خرجهای دیگه زندگیم خودم میدم و حالا که دارم میرم کبابی کار کنم خدا را شکر حقوق چند برابر بیشتر از مداحی اگر به یاری خدا ادامه بدم دریافت میکنم
خلاصه من دوروبرم ادمهای خوبی هستن ولی خودم بخواطر تجربهای تلخ گذشته نمیتونم باهاشون اونجوری که باید ارتباط برقرار کنم
اون صداهایی که در کامنت قبلیم گفتم به گوشم میرسه از وقتی که رفتم سر کار کمتر شده و لحظهایی هم داشتم که صدا به گوشم نمیرسیده ولی قطع قطع نشده
خدا رو گواه میگیرم من اگر کامنت نمینوشتم در طول این مدتی که رفتم سر کار و در طول این مدتی که سیگار رو کمتر کردم من اگر کامنت نمینوشتم به هیچ عنوان نمیتونستم همین سیگار رو کمتر کنم و به هیچ عنوان الان من سر کار نبودم
از آقای برزگر خوشم میاد آدم فهمیده ای هست و امشب بهم گفت من به چشم کارگر بهت نگاه نمیکنم و تو مغازه کبابی داشتی خودت و دستت تو کار هست و حسابت فرق میکنه
بخدا قسم مصطفی اگر با این دست خدا ادامه بدی بهت قول میدم روزی بیاد تو همین سایت کامنت بنویسی من باز هم خدا کمکم کرد و بلند شدم و مغازه خودم رو زدم
چند روز هست که نتونستم کامنتهام رو به صورت درست بنویسم نجواهای ذهنی دارم از پا درم میارن و دارن منو وادار میکنن که دیگه ادامه ندم این کار رو
به قول شما استاد کنترل ذهن خیلی سخته خیلی من تازه دارم اونم در حد کم متوجه این موضوع میشم
من بخواطر اینکه ذهنم رو ول کردم که هر جور دوست داره فکر کنه و برام تصمیم بگیره دارم الان ضربهاش رو میخورم
یه خورده هم دلیل اینکه این چند روز نتونستم کامنتهام رو به صورت درست بنویسم این بوده که من تو شبها بیشتر از روز میتونم کامنت درست بنویسم منظورم همون کندوکاو کردن خودم هست دو شب خیلی بهتر میتونم بنویسم
موضوعی که متوجهش شدم اینه که من نظرم اگر نسبت به چیزی یا کاری عوض شد مثبت همین کار کبابیی که دارم میرم نظرم امشب چون نجوا زیاد داشتم این شد که استعفا بدم و بعدش نظرم عوض شد بخواطر اخلاق خوب صاحب کارم که من به همین دلیل نظرم عوض شد و اینو میخوام بگم که باورم نمیشه که نظرم عوض شده و یه جورایی نمیتونم قبول کنم که نظرم عوض شده
موضوع دیگه اینه که نمیتونم بپذیرم که من تغیر کردم و آدم گذشته ام نیستم مثبت همین رفتن سر کار من چون قبلاً بی کار بودم و الان تغیر کردم که کار پیدا کردم و دارم میرم سر کار نمیتونم بپذیرم که آقا من دیگه اون آدم گذشته نیستم که بی کار میشسته تو خونه و چایی و سیگار میکشیدم و الان واقعا نمیتونم مثل گذشته باشم که بشینم تو خونه و هیچ کاری نکنم و چون که نمیتونم بپذیرم که من تغیر کردم اونوقت میام از کار استعفا میدم که بیام تو خونه بشینم و بعدش میبینم نمیتونم مثل گذشته باشم اونوقت پشیمون و تالان میشم ازینکه دوباره گول ذهنم خوردم و خودم رو بیکار کردم
هیچ چیزی مثل نوشتن کامنت حالم رو خوب نمیکنه وقتی که حالم خراب باشه اگر درست نوشته بشه
خدایا کمکم کن من به کمک تو نیاز دارم
خدایا اگر تو پشت من نباشی من هیج جا نمیرسم
خدایا تو کمکم کن که من سخت بهت محتاج هستم
قبلا که اینجور با خدا تو کامتام صحبت کنم هیچ وقت اینجور با خدا صحبت نکردم ولی وقتی که شروع کردم تو کامنتهام با خدا صحبت کردن و کمک خواستن الان تو زندگیم هم کم کم دارم خدا رو باور میکنم که کمکم میکنه
به قول شما استاد کامنت نوشتن معجزه میکنه
خدایا من فقیر و خسته به درگاه آمدم رحمی
ولی تو همین کامنت نوشتن هم شرک میورزم به خدا که ببین استاد عباس منش خیلی خدایی هست و تو با خدا صحبت کن اون بخونه که اون میتونه خیلی کمکت کنه و کارها برات بکنه
به راستى ما راه (حق) را به او نمایاندیم، خواه سپاسگزار (و پذیرا) باشد یا ناسپاس.
===================================
سلام به استاد ابراهیم نشان عزیزم و مریم جان مهربون و شایسته و دوستای بهشتیم
روزگارتون خرم و پر از احساس رضایت و حس عمیق سپاسگزاری از خداوند باشین
خدا رو هزاران بار شکر برای این رزق الهی ارزشمند که چند بار گوش دادم
چه همزمانی جالبی که امروز شروع کردم اولین قسمت سریال زندگی در بهشت رو دیدم و براش کامنت گذاشتم؛ و تو این فایل هم استاد تو پارادایسه همون موقعیت! و نم نم بارونی که روی دریاچه میریزه خیلی قشنگه
اول از همه باید بدونیم چی میخوایم از زندگیمون و هدفهامونو واضح مشخص کنیم و ببینیم چه بهایی رو حاضریم بپردازیم برای رسیدن به اهدافمون
سه موضوع اصلی در عملکرد ما تأثیرگزاره
توپ بازی همبازی زمین بازی
استاد جانم من هم از وقتی که دانشجوی شما شدم ورودیهای ذهنمو خیلی خوب کنترل کردم تلوزیون نگاه کردن رو بکلی حذف کردم و چندتا کانال خبری تلگرامی داشتم اونها رو هم دیلیت کردم
سه چهار نفر از شخصیتهای سیاسی و اجتماعی تو اینستا فالو میکردم اوها رو هم حذف کردم و فعالیت اندک خودم رو هم بکلی قطع کردم
الان فقط سه چهارتا پیج آموزش زبان انگلیسی رو فالو میکنم که مکالمه با لهجه امریکایی در موقعیتهای مختلف کاربردی رو آموزش میدن و خیلی مؤثر و قابل استفاده است
استاد جانم قبل از آشنایی با شما و این مسیر زیبای توحیدی، وقتی که بعد از 17 سال ترک تحصیل، سال آخر دبیرستان رو میخوندم، خیلی سختم بود در جمع صحبت کنم، حتی درس عربی رو که کاملاً بهش مسلط بودم، وقتی که دبیرمون منو صدا زد که از روی کتاب درس جدید رو بخونم اونقدر استرس و اضطراب داشتم که نمی تونستم کلمه ها و جمله ها رو درست ببینم و بخونم یا تلفظ کنم حسابی هول شده بودم، جوری که دوست بغل دستیم هی یواشکی کلمه ها رو میخوند برام ولی من بهش گفتم بلدم فقط هول شدم، و بالاخره بخیر گذشت خدا رو شکر
تو مهمونیها و دورهمی ها هم نمی تونستم در موقعیتی باشم که همه ساکت باشن و من حرف بزنم، همیشه یه واهمه ای داشتم از صحبت کردن توی جمع
خدا رو صدهزار مرتبه شکر با آموزشهای شما کم کم با این ضعفم مبارزه کردم و خودمو بهبود دادم، و با کار کردن روی دوره های مختلف و بخصوص در دوره هم جهت با جریان خداوند خیلی تمرین کردم و الان مدت زیادیه که ترسی از صحبت کردن در جمع ندارم حدود یک ماه پیش هم در جشن میلاد پیامبر اکرم در هیئت فامیلیمون برای اولین بار میکروفون دستم گرفتم و همه رو به سکوت دعوت کردم و مختصری از ویژگیهای خوب و خدایی مؤسس هیئت فامیلی صحبتو قدردانی و تشکر کردم و از خداوند علو درجاتش در بهشت برین رو درخواست کردم
چقدر اعتماد بنفسم بیشتر شد و احساس و حال عالی گرفتم، و حاضرین کلی برام دست زدن و تحسینم کردن
این تنها یکی از نتایج شیرینم در دوره ی جادویی هم جهت با جریان خداوند بود
و هر جا مناسب ببینم با افراد غریبه ای که مواجه میشم درباره موضوعات مختلف صحبتهای مثبت و مفید و مؤثر می کنم
استاد جان من تا دوسال پیش پیام صوتی حتی به دخترهام نمی دادم چه برسه به افراد دورتر
اون رو هم با کمک خدا درستش کردم و الان خیلی راحت وویس میدم
خدا رو صدهزار مرتبه شکر
ودر مورد افراد دور و برم باز هم خدا رو صدهزار مرتبه شکر که افراد نابابی تو زندگیم نبودن و نیستند و البته به این معنی نیست که بدون نقص باشن اما اکثراً از رفتارها و باورهاشون میشه چیزهایی برای یاد گرفتن پیدا کرد
و هر چقدر که من روی خودم کار کردم هی می دیدم رفتارها و باورهای اونها هم بهتر میشه، انرژی مثبت بیشتری ازشون دریافت می کنم
در مورد دوستان سایت که همه انسانهای نازنین دوست داشتنی و توحیدی هستند، خیلی زیاد از همه شون چیز یاد میگیرم خدا رو صدهزار مرتبه شکر
استاد جانم در مورد آگهی بازرگانی من تو چکاپ فرکانسی قدم اول که همزمان با لانچ شدن دوره باهاتون بودم نوشته بودم در حال حاضر حتی بهش فکر نمی کنم
ولی الان از اون مرحله گذر کردم و چندین بار بشکل غیر مستقیم این تمرین رو انجام دادم
منظورم اینه که مستقیم نگفتم توجه کنید میخوام راجع به ویژگیهای مثبتم صحبت کنم..
پیاده روی و ورزش تقویت عضلاتی که توی دوره قانون سلامتی هست چند ساله جزو برنامه روزانه ی منه
چهار سال پیش هم اقدام به یاد گرفتن دوچرخه سواری کردم و امسال هم بعد از یکی دو ماه بعد از عید نوروز که هوا در طالقان بساط سرما و برف جمع شد بطور مرتب حرکات مختلف رو تمرین می کنم تا مهارتم در حد نرمال بشه
جدیداً هم برای آموزش شنا ثبت نام کردم و تا حالا چهار جلسه رفتم و ادامه داره
خدا رو صدهزار مرتبه شکر
استاد جانم من و همسرم حتی قبل از آشنایی با شما هیچگونه بدهی نداشتیم
فقط بعضی وقتها بانکی که همسرم در اون مشغول به کار بود وام یا تسهیلاتی میداد که قسطش سیستمی از حقوق کسر میشد و جوری نبود که نگران پرداختش باشیم، و الان چند ساله که هرچی پیشنهاد میدن من به همسرم میگم ما که نیازی نداریم لازم نیست تسهیلات یا وام پیشنهادی رو بگیریم، و نگرفتیم
خدا روصدهزار مرتبه شکر
قانون سلامتی رو هم سعی می کنم رعایت کنم ولی دو وعده می خورم چون در یک وعده میلم نمی کشه اونقدری بخورم که برای 24 ساعت جواب بده وعده دوم رو البته سبک و بدون گوشت میخورم
استاد جانم بینهایت از شما سپاسگزارم بابت این فایل پر از آگاهی و مثالهایی که از نحوه عملکرد خودتون برای ما بیان کردین
و از خداوند میخوام کمکمون کنه استمرار در مسیر داشته باشیم و توحیدی رفتار کنیم
در پناه خداوند شاد و سلامت و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
من مطمئنم مهمترین هدفی که برای خواسته ام باید بپردازم تمرکز 100 درصد لیزری هست به اضافه باورای خوب ساختن.
مثل دوری از حواشی و اعراض از ناخواسته ها و کار کردن روی باورای ثروتساز.
ادامه دادن و ناامید نشدن.
تموم شد و رفت.
و من تو همین مسیرم.
خداروشکر داره نشونه ها میاد و من خیلی امیدوارم.
هم دارم رو کار خودم تمرکز میکنم تا مهارتم و تسلطم بیشتر بشه. هم روی باورای خوب مثل ارزشمندی و لیاقت تمرکز میکنم.
خداوند بهم الهام کرد که نتایج خوب افرادی که از دورههای من استفاده کردن رو توی کانال تلگرامم و پیج اینستاگرامم بیشتر بذارم.
این کار باعث شد اول خودم بیشتر به تاثیرگذاری و ارزشمندی کار خودم پی ببرم.
و بعد بقیه افرادی که تو تو کانال و پیجم عضو هستن.
و ان شاءالله نتیجه اش خیره. اتفاقات خوب در راهه.
دلیل اینکه من خیلی دیر به هدفام میرسم دقیقا اینه که خیلی درگیر حواشی میشم که تمرکزمو میبلعه.
همین دیشب و امشب فامیل ازم خواستن که برم تو پیششون ولی من به خودم قول شرف دادم دیگه هرگز تو این مهمونیا شرکت نکنم. مگر اینکه یه اتفاقی افتاده باشه و مجبور باشم. که اونم خدا هدایتم کنه یه جوری رد کنم.
در راستای خواسته من به داشتن فضای ایزوله خداوند منو هدایت کرد خونه مستقل مجردی گرفتم و تمام اختیارم دست خودمه و مستقل هستم. باید بیشتر سپاسگزار باشم. چون این خواسته یه روز رویا و آرزوی من بود و الان دارمش.
الگوهای زیادی رو میبینم که از شرایط صفر یا زیر صفر تونستن به موفقیت برسن باوراشونم در ابتدا خوب نبوده و ناامید بودن ولی حرکت کردن و ادامه دادن و کم کم درها باز شده و چقدر الان موفق و ثروتمندن. خیلی سپاسگزارم که خدا منو هدایتم کرد این الگوها رو دیدم. کلی امیدوار شدم.
آینده روشنه. خدایا شکرت.
من واقعا حاضرم تمام وقت و انرژی و تمرکزمو برای هدفم بذارم. چون مطمئن شدم اگه نذارم از موفقیت خبری نیست.
آن عید قربان را بگو وان شمع قرآن را بگو
وان فخر رضوان را بگو مستان سلامت می کنند
سلام به استاد گرانقدرم ومریم بانوی عشق
و همه دوستانم در ادامه اینمسیر بهشتی
تمام وجودم ،آهنگی ست که خداوند آن را
می نوازد
اگر
در هماهنگیِ کامل با او باشم و به خاطر هر لحظه حضورش ،هر آنچه که نیاز باشد را قربانی کنم.
من با هدایتم به این مسیر ، آرام آرام به این درک و آگاهی رسیدم که برای بودنم و با عشق و تعهد ادامه دادنم ،باید بها پرداخت کنم و در ابتدا تمام
تمرکزم روی زیبایی های اینمسیر بگذارم چون خداوند الگویی تمام عیار کنارم قرار داده بود تا با
شنیدن کلام به کلام گهربارشان، نتایج بی نظیرشان و مهم تر از آن باورهای توحیدی شان
رمزو راز در آرامش زندگی کردن را تجربه کنم و این مستلزم پرداخت بها بود یه جورایی از صفر
آغاز کردن،
انگار ذهنت را از هر شنیده هایی در گذشته ،
پاک کردن و جایگزینش مطالب عالی که از استاد
می شنیدم و با عمل به آنها ، من حتی تمامی
انسان هایی که سالهای سال با آنها زندگی
کرده بودم به لطف خداوند کلا از دایره فرکانسی من تا به امروز بیرون رفتند و من تمام ارتباطاتم را با آنها قطع کردم و امروز نتیجه اش یک زندگیه
بهشتی با تمام امکاناتیست که خداوند به پاسِ همان تعهد و عملکردم به من عطا کرده ،آرامشی
که دارم ،احساس عالیه درونم ،رابطه عالیم و
بی نهایت موارد مثبت دیگر که تنها و تنها به خاطر تمرکز صددرصدیم روی این مسیر بوده و هست چرا که یک لحظه توقف در اینمسیر یعنی هلاکت و نابودی من
بهبودیم ارزشمندترین چیزیست که دارم و هر لحظه باید آن را آگاهانه زنده و مانا نگه دارم و
می توانم با آن خودم را در بهشت احساس کنم،
در لحظه ذهن آگاه باشم ،با خودم در صلح بوده
و از خداوند برای انجام هر کاری ،هدایت طلب کنم
تمام هدف من متعهدانه در این مسیر بودن و با عشق ادامه دادن است و تا به امروز هر بهایی بوده بابتش پرداخت کرده ام و از این به بعد هم هر چه خداوند بخواهد حاضرم چون ارزشش را داشته و دارد واااای که خداوند بشود همه کاره زندگیت
دیگر ارتباط با کسی نمی خواهی ،
فکر روزیت نیستی ، عجله ای برای بدست آوردنی نداری و……
چون وقتی لایق جانان می شوی ، او تو را به همه
خواست هایت با خواست و اراده خودش می رساند
و تو با آغوش باز
پذیرای هر آنچه خیر، سعادت و خوشبختی ست در زندگیت می شوی و وجود وزندگیت هر لحظه،
بوی عطرخوشِ نابِ حضور خداوند را می گیرد و
سرمست ،شاد و شکرگزار فقط با عشق به او در این مسیر توحیدی ادامه می دهی و نور هدایتش بی شک
تو را به سرمنزل مقصود می رساند.
در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند، موفق و عالی باشید و بدرخشید، عشق بهتون عزیزانم
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
متشکرم متشکرم متشکرم
سلام به استاد عزیز
سلام به دوستان خوب خودم
ممنون خدای خوب خودم هستم که من را اینگونه هدایت می کند تا در اینجا بتوانم از حال خوبی های خودم
از اتفاقات عالی روزمره زندگی خودم
از آنچه که اکنون دارم و روزی آروزی من بود بنویسم
ممنون خداوند هستم که همیشه در حال گرفتن دستهای من است و من را به جلو می برد
می دانم که همان خدایی که همیشه در حال کمک کردن به من است او همیشه و همه حال باز به من کمک خواهد کرد
همان خدایی که راه و مسیر را برای من باز کرد تا بتوانم به آسانی به مقصد خودم برسم همان او باز به من کمک خواهد کرد و من را به دیگر خواسته های خودم می رساند
همان خدایی که همیشه خیر و شر را به من نشان می دهد همان او باز امروز و فردا من را به جلوئ هدایت خواهد کرد
خواستم تغییر کنم و در قدم اول شروع کردم از فایل های دانلودی کمک گرفتن
خواستم تغییر کنم و در قدم اول برای خودم یک تعهد نوشتم که مو به مو و تک به تک صحبت های استاد عزیز را انجام بدهم
خواستم تغییر کنم و به خودم و خدای خودم این تعهد را دادم که عوامل حوا پرتی را کنار بگذارم
دنبال اما و اگر و صحبت های دیگران نباشم
از حواشی دوری کنم
قضاوت کردن را کنار بگذارم
راهی را بروم که می دانم درست است
خواستم تغییر کنم پس سکوت را اختیار کردم
تسلیم بودن را یاد گرفتم
به این درک رسیدم که خودم خالق تمام شرایط زندگی خودم هستم
فهمیدم که هر چه را که می خواهم باید از خدای خودم بخواهم و از او کمک بگیرم
یاد گرفتم که در همه امور خودم از او مشورت بخواهم و به او بگویم که مسیر را به من نشان بدهد
در نهایت راه همیشه برای من باز بوده و اکنون می دانم که رمز موفقیت من در شاد بودن
داشتن احساس خوب
و در همه حال سپاسگذار خدای خودم بودن است
وقتی که در حال نوشتن این مطالب هستم دیروز خودم را به یاد می آورم که چقدر عصبی بودم
چقدر زود رنج بودم
در مورد همه مسائل کلی فکر می کردم و اکنون دیگر اینگونه نیست و آرامش برای من همیشگی و دائمی شده است
ممنون از خداوند عزیز که استاد مهربان را سر راه من قرار داد تا چراغ راه روشنگر من باشد تا بتوانم به آسانی و راحتی در این مسیر رو به رشد و سراسر پر از آرامش سالم حرکت کنم
سپاس از خدای هدایتگر خوب خودم
سپاس از خدای مهربان خودم
سپاس از خدای زیبایی ها
سپاس از خدای فراوانی ها
وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ
هنگامی که بندگانم از تو درباره من بپرسند، [بگو:] یقیناً من نزدیکم، دعای دعا کننده را زمانی که مرا بخواند اجابت می کنم؛ پس باید دعوتم را بپذیرند و به من ایمان آورند، تا [به حقّ و حقیقت] راه یابند [و به مقصد اعلی برسند].
سلام استاد عباسمنش بزرگوار
استاد خوش تیپم
استاد من قربانی کردم ==چیه دست آوردم
من قربانی کردم=هدف داشتم
من قربانی کردم=طبق قانون سلامتی 24کیلوورزن کم کردم
من قربانی دادم=الان 5ساله نه تلویزیون نه شبکههای مجازی که برام فایده ندارد نه تو جمع مهمانیهایی که باعث پیشرفتم نمیشن ونه اطرافیان دوستان که باعث رشدم نمیشن خدارو صدهزارن بار شکر هیچ کدامشونو ندارم
الان فکوسم روباورهای مخربم هست
قربانی میدم=تا پیشرفت کنم از لحاظ روابط عاشقانه
قربانی میدم=مهاجرت به استان دیگه
قربانی میدم=کسب کاری از خودم
قربانی میدم=چون روح خدام ارزشمندم لایقم بهترینها هست
الانم دارم اولین اقدامی که کردم
در خانه ای تنها مستقل دوراز خانواده
طبق قانون سلامتی که معجزکردبرام اندامی قشنگ روش غذایی سالم در وجودم میریزم چونکه من ارزشمندم هم برای غذای سالم وهم برای ذهنی تمیز پاک وهم جهت شدن در مسیر خدای عزیزم
تنها بودن با خدا عشق بازی کردن
نشانهاشودیدن
ابراهیمی بودن
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین
ایاک نعبد و ایاک نستعین
اهدنا الصراط المستقیم
سلام به دو استاد عزیزم و دوستای بینظیرم
خدا رو صدهزار مرتبه برای یه روز دیگه زندگی و فرصت بندگی و اعمال صالح
الهی که حال همگی عالی باشه
مثل حال الان من که مشغول دوچرخه سواری هستم و توقف کردم برای تنفس و آب خوردن
اما اینقدر هیجانزده شدم و مومنتومم بالا رفته که دیدم دوست ندارم صبر کنم تا خونه برسم و بعد بنویسم
الان تو خیابون اصلی کوچه باغم و سوار بر دوچرخه کنار دیوار یه خونه باغ خیلی قشنگ ایستادم که حیاط بزرگ داره و اکثر خونه های اینجا همینطوره
این مسیری که امروز دارم میرم خیلی سربالایی سرازیری داره و من بعد از یکربع تمرین دور زدن از چپ به راست و از راست به چپ تو خیابون نزدیک خونه مون اومدم تو این خیابون که واقعاً نفسگیر و طولانی بود نصف هیجانم هم بخاطر همینه چون این چند وقته همون اطراف خونه تمرین می کردم این مسیر رو که معمولاً برای پیاده روی استفاده می کردم با دوچرخه نیومده بودم
وخدارو صدهزار مرتبه شکر که دور زدن و حرکت و ترمز گرفتن و همه رو خییلی خییلی خوب رفتم
قبل از اینکه اینجا وایسم یه تجربه جدید و جالبی داشتم
توهمین خیابون اون ون مسافرتی که همیشه پارک بود کنار خیابون و من خیلی دلم میخواست ببینم داخلش چجوریه الان که اومدم دیدم صاحبش هم که یه آقای خوشروی باریش بلند و ازاین هدفونهای بزرگ به گوشش، کنار در ون ایستاده و با دستمال تمیز می کنه رفتم سلام علیک کردم و گفتم داخل ماشینتون وسائل برای مسافرت هم دارین؟ گفت بله یه چیزایی هست بفرمایید توشو ببینید منم از خدا خواسته رفتم دیدم همه چی داره هم سینک ظرفشویی و هم صندلی برای نشستن و هم تخت و جای خواب دونفره و هم اجاق گاز و همه چی خیلی قشنگ و مرتب جمع و جور بود روی صندلیها و تختش هم یه چیزی از جنس جاجیم سنتی نازک کشیده بود، کولر هم که قبلاً دیده بودم پشت ماشینه
ازش تشکر کردم و گفتم چقدر همه چی قشنگ و مرتبه و اومدم بیرون و کلی براش آرزوی خیر و سفرهای زیبا وووو..کردم
خیلی حسم زیبا و عالی شد خدا رو صدهزار مرتبه شک
کامنتم درباره موضوع فایل نبود فقط خواستم احساس خوبم رو با خانواده مجازی خوبم به اشتراک بزارم
الان هم برم که خیلی طول کشید نصف راه رو اومدم و همینقدر هم باید برگردم و خدارو شکر که بیشتر مسیر برگشتم صاف و سرازیریه راحتتر از مسیر رفت هست
خیلی هم خلاصه نوشتم
خانواده ی عزیزم همه تونو خیلی دوست دارم
به امید دیدار در دورهمی دوستان و استاد جان و مریم بانو جان به همین زودی
همگی در آغوش خدا خوش باشیم و خوش بگذرونیم
به نام خداوند بی نهابت بخشنده و مهربانم
سلام استاد عزیز و لایق و توانمندم
استاد عزیزم بی نهایت زیبا بود و بی نهایت ازتون سپاسگزارم
این فایل و قبل ترها هم گوش داده بودم ولی درک حداقلی امروز و نداشتم.
بنا به دلایلی مدتی هست که از ابن مسیر زیبا دور شدم و اتفاقا از دیشب تصمیم گرفتم که یه شروع دوباره داشته باشم ولی اینبار با تمرکز و تعهد بیشتر به مسیر برگردم
خوب حالا چی رو میخوام قربانی کنم رو اینجا یادداشت میکنم که ردپایی برای بعدترهای من باشه
بشدت باید تنبلی و خواب و کم کنم
تایم بیشتری روی گوش دادن و نوشتن فایل ها بذارم
هر روز یه فایل و گوش بدم خلاصه کنم و در بخش نظرات حتی به اندازه چند خط هم شده مطلب بنویسم
بشدت باید بیاد بیارم مث گذشته کنترل زبان داشته باشم و راجب چیزهایی که دوست ندارم صحبت نکنم
صحبت های تلفنی خودم رو با اطرافیانم کم کنم و زمانمو بذارم نظرات الهی دوستان تو سایت و بخونم و تفکر کنم
نوشتن دفتر سپاسگزاری مو شروع کنم چون من از نوشتن بی نهایت نتیجه گرفتم
تو پیاده روی روزانه حتما فایل گوش بدم
الکی خودم و وقتمو انرژی مو درگیر ادم های غیرقابل تغییر نکنم و دلم نسوزه که ممکنه چه اتفاقی براشون بیفته،خدای من ،خدای اونها هم هست اون بیشتر از من حواسش به بنده هاش هست
به امید تغییرات بیشتر و دوباره خودم
و اگر باز چیز دیگه ای خواستم اضافه کنم حتما میام و یادداشت میذارم
دوستون دارم شاد باشید
خیلی وقت پیش بودمن این فایل گوش نکرده بودم به همون اندازه بهاپرداخت کردن برای هدفم اونقدرجدیت ندارم حرکت میکنم ولی نه بااون قدرت وتمرکزی که این فایل زیادگوش میکردم
واهمیتش دوباره برام یاداوری شد خدایاشکرت وهرروزگوشش میکنم تامصمم ترومتمرکزترباشم
ازجنبه های مختلفی استاد بهاپرداخت کردن بررسی کرد ازنظرکنترل ورودی ها ،زمانی،تمرکز، انرژی ، مالی ،مطالعه کردن بهبودمهارت ها، واردشدن دردل ترس ها،یادگیری چیزهای جدید مثل فیلم برداری تولید محتواادیت و.
کارکردن روی باورها وکنترل ذهن و…
واین کنترل ورودی ها چقدرمهم هست این که چه چیزهایی میبینی میشنوی فکرمیکنی باچه ادم هایی ازتباط برقرارمیکنی
وعدم کنترل ورودی چقدرنشت انرژی تمرکز میگیره ومیبره روی ناخواسته مگه دیگه میتونی وانگیزه ای داری به اهدافت فکرکنی وتمرکزکنی تمام ذهنت درگیرحواشی میشه
برای رسیدن به اهداف به قول استاد تویکی ازفایل هادیگه اینومیگفت که فقط انجام دادن یه سری کارها نیس انجام ندادن یه سری کارها هم هست که ماروبه اهدافمون میرسونه
به اندازه ای که بهاپرداخت میکنی نتیجه میگیری نه کم تر ونه بیشتر .
سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته خدا قوت سپاس گذارپرودگارم که شماهارو به من رسوند
سلام به دوستان گلم..
من برای رسیدن به هدفم قربانی میکنم چیو..؟..
1دیدن روزی یک فیلم سینمایی رو
2بیدارشدن زودترو
3تمرکز کردن روی خودموسرمایه گذاری بیشتر روی خودم
4کنترل ذهنم وسوق دادنش به سمت سپاس گذاری بیشتر و دیدن زیبایی بیشتر..
5خوندن کتاب وبه دست اوردن اگهای ها درمورد زمینه کاری وهدفی که دارم
به لطف الله وتلاش خودم به زودی از پیشرفتهای عالی که به دستواوردم کامنت میکنم..
خدایا شکرت که امروز نشانه عالی واگاهی های عالی بهم دادی شکر..
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت الهی
یاد دورانی افتادم که مغازه کبابی داشتم و اون روزها که با شما استاد عمو حسینم و عمو جلالم منو وارد این مسیر کردند اونم به صورت نادرست خلاصه وقتی که فایلهای ثروت شما رو گوش میدادم تمرینی داده بودید به نام بخشش و من هر شب ده درصد از درآمد خودم را میبخشیدم به هوای اینکه دارم به تمرینات شما عمل میکنم و همیشه به خودم میگفتم مصطفی فایلها رو فقط گوش نکن و تمرینات رو انجام بده و سر خودم رو شیره میمالیدم که یه روز من پولدار میشم و پول دورهاتون رو میدم و مابقی رو در کامتهای قبلیم نوشتم
خلاصه پولهای بی زبون رو میبخشیدم به شاگردان که از روی دروغ به من میگفت بدبخت هستم و اینا و من بعدا ها متوجه شدم که نه این بنده خدا وضع مالیش از من بهتره
داشتم اینا رو به صاحب کارم میگفتم و میگفت بگو پس تو چرا ورشکست شدی
آره من علاقه دارم به کبابی ولی بلد نبودم چجوری درست ببرم جلو مغازه ام رو تا پیشرفت کنم
حالا هم که بعد از سالها چشم انتظاری کشیدن برای با شما آشنا شدن استاد به صورت حلال حالا اون شور و شوق گذشته رو نسبت به عمل و گوش دادن تمرکزی به فایلها رو ندارم و یه جورایی دلزده شدم ازین حرفها و عمل کردن به این حرفها رو نمیپذیرم و یه زمانی که من بر علیه خودم استفاده میکردم
من اگر واقعا شما رو باور داشتم استاد و این مسیر رو درست میدونستم الان بایستی خیلی تغیرات در درونم ایجاد کنم
یکی از چیزهایی که متوجه شدم این هست که من در مورد بدبختیهایی که در دوران کبابی کشیدم دارم با صاحب کارم صحبت میکنم و اونم در مورد بدبختیهایی که در گذشته کشیده با من صحبت میکنه
و یه جورایی دید من نسبت به صاحب کارم داره منفی میشه و امشب که بهش گفتم من دیگه نمیام و جای من یکی رو بگیر بخواطر بحثی که بوجود اومد سر کار ولی اون بنده خدا مانع رفتن من شد و گفت برو آدم گنده خجالت بکش و گفت یعنی تو بدت اومد من اینا رو بهت گفتم که دیگه نمیخوای بیای
آقای برزگر خیلی آدم خوبی هست ولی من این عادتم هست که هر جا رفتم سر کار بعد از یک مدتی بهانه میارم که از اون کار فرار منم الا کاری که برای خودم باشه
امشب ذهنم داشت بهانها میآورد برای اینکه بهم ثابت کنه که باید این کار رو ترک کنم
و من واقعا راه دیگه ای بلد نیستم و نمیدونم جز نوشتن کامنت که اونم اگر این ذهن بزاره چون یه جورایی کلمات یادم میره و ذهن فرار میکنه ازین که بنویسم تا خلع صلاح بشه
باز هم خدا را شکر امشب تونستم این چند خط رو نویسم
و امیدوارم بتونم اصل داستان باورهامو بنویسم و خودم رو کندوکاو کنم تا برسم به خوشبختی پایدار
موضوعی که متوجهش شدم همین موضوع هست که من دست به هر کاری زدم بعد از یک مدت برام عادی میشه و دیگه واقعا ادامه دادن برام سخته نمیدونم واقعا چرا من اینقدر زود سیر میشم حالا یا اهرم رنج و لذت تو ذهنم اونقدرا زیاد نیست یا تا پدرم زنده هست و من ناهار ظهر میرم خونش میخورم و یه جورایی تلاش نمیکنم برای به دست آوردن پول بیشتر اینجوری هستم
من برجی یک تومان مداحی میکنم اگر نرم سر کار و با این یک تومان زندگی میکنم و فقط برای ناهار میرم خونه بابام و خرجهای دیگه زندگیم خودم میدم و حالا که دارم میرم کبابی کار کنم خدا را شکر حقوق چند برابر بیشتر از مداحی اگر به یاری خدا ادامه بدم دریافت میکنم
خلاصه من دوروبرم ادمهای خوبی هستن ولی خودم بخواطر تجربهای تلخ گذشته نمیتونم باهاشون اونجوری که باید ارتباط برقرار کنم
اون صداهایی که در کامنت قبلیم گفتم به گوشم میرسه از وقتی که رفتم سر کار کمتر شده و لحظهایی هم داشتم که صدا به گوشم نمیرسیده ولی قطع قطع نشده
خدا رو گواه میگیرم من اگر کامنت نمینوشتم در طول این مدتی که رفتم سر کار و در طول این مدتی که سیگار رو کمتر کردم من اگر کامنت نمینوشتم به هیچ عنوان نمیتونستم همین سیگار رو کمتر کنم و به هیچ عنوان الان من سر کار نبودم
از آقای برزگر خوشم میاد آدم فهمیده ای هست و امشب بهم گفت من به چشم کارگر بهت نگاه نمیکنم و تو مغازه کبابی داشتی خودت و دستت تو کار هست و حسابت فرق میکنه
بخدا قسم مصطفی اگر با این دست خدا ادامه بدی بهت قول میدم روزی بیاد تو همین سایت کامنت بنویسی من باز هم خدا کمکم کرد و بلند شدم و مغازه خودم رو زدم
چند روز هست که نتونستم کامنتهام رو به صورت درست بنویسم نجواهای ذهنی دارم از پا درم میارن و دارن منو وادار میکنن که دیگه ادامه ندم این کار رو
به قول شما استاد کنترل ذهن خیلی سخته خیلی من تازه دارم اونم در حد کم متوجه این موضوع میشم
من بخواطر اینکه ذهنم رو ول کردم که هر جور دوست داره فکر کنه و برام تصمیم بگیره دارم الان ضربهاش رو میخورم
یه خورده هم دلیل اینکه این چند روز نتونستم کامنتهام رو به صورت درست بنویسم این بوده که من تو شبها بیشتر از روز میتونم کامنت درست بنویسم منظورم همون کندوکاو کردن خودم هست دو شب خیلی بهتر میتونم بنویسم
موضوعی که متوجهش شدم اینه که من نظرم اگر نسبت به چیزی یا کاری عوض شد مثبت همین کار کبابیی که دارم میرم نظرم امشب چون نجوا زیاد داشتم این شد که استعفا بدم و بعدش نظرم عوض شد بخواطر اخلاق خوب صاحب کارم که من به همین دلیل نظرم عوض شد و اینو میخوام بگم که باورم نمیشه که نظرم عوض شده و یه جورایی نمیتونم قبول کنم که نظرم عوض شده
موضوع دیگه اینه که نمیتونم بپذیرم که من تغیر کردم و آدم گذشته ام نیستم مثبت همین رفتن سر کار من چون قبلاً بی کار بودم و الان تغیر کردم که کار پیدا کردم و دارم میرم سر کار نمیتونم بپذیرم که آقا من دیگه اون آدم گذشته نیستم که بی کار میشسته تو خونه و چایی و سیگار میکشیدم و الان واقعا نمیتونم مثل گذشته باشم که بشینم تو خونه و هیچ کاری نکنم و چون که نمیتونم بپذیرم که من تغیر کردم اونوقت میام از کار استعفا میدم که بیام تو خونه بشینم و بعدش میبینم نمیتونم مثل گذشته باشم اونوقت پشیمون و تالان میشم ازینکه دوباره گول ذهنم خوردم و خودم رو بیکار کردم
هیچ چیزی مثل نوشتن کامنت حالم رو خوب نمیکنه وقتی که حالم خراب باشه اگر درست نوشته بشه
خدایا کمکم کن من به کمک تو نیاز دارم
خدایا اگر تو پشت من نباشی من هیج جا نمیرسم
خدایا تو کمکم کن که من سخت بهت محتاج هستم
قبلا که اینجور با خدا تو کامتام صحبت کنم هیچ وقت اینجور با خدا صحبت نکردم ولی وقتی که شروع کردم تو کامنتهام با خدا صحبت کردن و کمک خواستن الان تو زندگیم هم کم کم دارم خدا رو باور میکنم که کمکم میکنه
به قول شما استاد کامنت نوشتن معجزه میکنه
خدایا من فقیر و خسته به درگاه آمدم رحمی
ولی تو همین کامنت نوشتن هم شرک میورزم به خدا که ببین استاد عباس منش خیلی خدایی هست و تو با خدا صحبت کن اون بخونه که اون میتونه خیلی کمکت کنه و کارها برات بکنه
خدایا منو ببخش بخواطر شرکهایی کن به تو ورزیدم
خدایا من سخت بهت محتاج هست کمکم کن
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئاً مَذْکُوراً «1»
آیا بر انسان دورهاى از روزگار گذشت که چیزى
در خور ذکر نبود؟
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَهٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِیهِ فَجَعَلْناهُ
سَمِیعاً بَصِیراً «2»
همانا ما انسان را از نطفهاى آمیخته (از نطفه مرد و زن) آفریدیم تا او را بیازماییم، پس او را شنوا
و بینا گردانیدیم.
إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً«3»
سوره دهر
به راستى ما راه (حق) را به او نمایاندیم، خواه سپاسگزار (و پذیرا) باشد یا ناسپاس.
===================================
سلام به استاد ابراهیم نشان عزیزم و مریم جان مهربون و شایسته و دوستای بهشتیم
روزگارتون خرم و پر از احساس رضایت و حس عمیق سپاسگزاری از خداوند باشین
خدا رو هزاران بار شکر برای این رزق الهی ارزشمند که چند بار گوش دادم
چه همزمانی جالبی که امروز شروع کردم اولین قسمت سریال زندگی در بهشت رو دیدم و براش کامنت گذاشتم؛ و تو این فایل هم استاد تو پارادایسه همون موقعیت! و نم نم بارونی که روی دریاچه میریزه خیلی قشنگه
اول از همه باید بدونیم چی میخوایم از زندگیمون و هدفهامونو واضح مشخص کنیم و ببینیم چه بهایی رو حاضریم بپردازیم برای رسیدن به اهدافمون
سه موضوع اصلی در عملکرد ما تأثیرگزاره
توپ بازی همبازی زمین بازی
استاد جانم من هم از وقتی که دانشجوی شما شدم ورودیهای ذهنمو خیلی خوب کنترل کردم تلوزیون نگاه کردن رو بکلی حذف کردم و چندتا کانال خبری تلگرامی داشتم اونها رو هم دیلیت کردم
سه چهار نفر از شخصیتهای سیاسی و اجتماعی تو اینستا فالو میکردم اوها رو هم حذف کردم و فعالیت اندک خودم رو هم بکلی قطع کردم
الان فقط سه چهارتا پیج آموزش زبان انگلیسی رو فالو میکنم که مکالمه با لهجه امریکایی در موقعیتهای مختلف کاربردی رو آموزش میدن و خیلی مؤثر و قابل استفاده است
استاد جانم قبل از آشنایی با شما و این مسیر زیبای توحیدی، وقتی که بعد از 17 سال ترک تحصیل، سال آخر دبیرستان رو میخوندم، خیلی سختم بود در جمع صحبت کنم، حتی درس عربی رو که کاملاً بهش مسلط بودم، وقتی که دبیرمون منو صدا زد که از روی کتاب درس جدید رو بخونم اونقدر استرس و اضطراب داشتم که نمی تونستم کلمه ها و جمله ها رو درست ببینم و بخونم یا تلفظ کنم حسابی هول شده بودم، جوری که دوست بغل دستیم هی یواشکی کلمه ها رو میخوند برام ولی من بهش گفتم بلدم فقط هول شدم، و بالاخره بخیر گذشت خدا رو شکر
تو مهمونیها و دورهمی ها هم نمی تونستم در موقعیتی باشم که همه ساکت باشن و من حرف بزنم، همیشه یه واهمه ای داشتم از صحبت کردن توی جمع
خدا رو صدهزار مرتبه شکر با آموزشهای شما کم کم با این ضعفم مبارزه کردم و خودمو بهبود دادم، و با کار کردن روی دوره های مختلف و بخصوص در دوره هم جهت با جریان خداوند خیلی تمرین کردم و الان مدت زیادیه که ترسی از صحبت کردن در جمع ندارم حدود یک ماه پیش هم در جشن میلاد پیامبر اکرم در هیئت فامیلیمون برای اولین بار میکروفون دستم گرفتم و همه رو به سکوت دعوت کردم و مختصری از ویژگیهای خوب و خدایی مؤسس هیئت فامیلی صحبتو قدردانی و تشکر کردم و از خداوند علو درجاتش در بهشت برین رو درخواست کردم
چقدر اعتماد بنفسم بیشتر شد و احساس و حال عالی گرفتم، و حاضرین کلی برام دست زدن و تحسینم کردن
این تنها یکی از نتایج شیرینم در دوره ی جادویی هم جهت با جریان خداوند بود
و هر جا مناسب ببینم با افراد غریبه ای که مواجه میشم درباره موضوعات مختلف صحبتهای مثبت و مفید و مؤثر می کنم
استاد جان من تا دوسال پیش پیام صوتی حتی به دخترهام نمی دادم چه برسه به افراد دورتر
اون رو هم با کمک خدا درستش کردم و الان خیلی راحت وویس میدم
خدا رو صدهزار مرتبه شکر
ودر مورد افراد دور و برم باز هم خدا رو صدهزار مرتبه شکر که افراد نابابی تو زندگیم نبودن و نیستند و البته به این معنی نیست که بدون نقص باشن اما اکثراً از رفتارها و باورهاشون میشه چیزهایی برای یاد گرفتن پیدا کرد
و هر چقدر که من روی خودم کار کردم هی می دیدم رفتارها و باورهای اونها هم بهتر میشه، انرژی مثبت بیشتری ازشون دریافت می کنم
در مورد دوستان سایت که همه انسانهای نازنین دوست داشتنی و توحیدی هستند، خیلی زیاد از همه شون چیز یاد میگیرم خدا رو صدهزار مرتبه شکر
استاد جانم در مورد آگهی بازرگانی من تو چکاپ فرکانسی قدم اول که همزمان با لانچ شدن دوره باهاتون بودم نوشته بودم در حال حاضر حتی بهش فکر نمی کنم
ولی الان از اون مرحله گذر کردم و چندین بار بشکل غیر مستقیم این تمرین رو انجام دادم
منظورم اینه که مستقیم نگفتم توجه کنید میخوام راجع به ویژگیهای مثبتم صحبت کنم..
پیاده روی و ورزش تقویت عضلاتی که توی دوره قانون سلامتی هست چند ساله جزو برنامه روزانه ی منه
چهار سال پیش هم اقدام به یاد گرفتن دوچرخه سواری کردم و امسال هم بعد از یکی دو ماه بعد از عید نوروز که هوا در طالقان بساط سرما و برف جمع شد بطور مرتب حرکات مختلف رو تمرین می کنم تا مهارتم در حد نرمال بشه
جدیداً هم برای آموزش شنا ثبت نام کردم و تا حالا چهار جلسه رفتم و ادامه داره
خدا رو صدهزار مرتبه شکر
استاد جانم من و همسرم حتی قبل از آشنایی با شما هیچگونه بدهی نداشتیم
فقط بعضی وقتها بانکی که همسرم در اون مشغول به کار بود وام یا تسهیلاتی میداد که قسطش سیستمی از حقوق کسر میشد و جوری نبود که نگران پرداختش باشیم، و الان چند ساله که هرچی پیشنهاد میدن من به همسرم میگم ما که نیازی نداریم لازم نیست تسهیلات یا وام پیشنهادی رو بگیریم، و نگرفتیم
خدا روصدهزار مرتبه شکر
قانون سلامتی رو هم سعی می کنم رعایت کنم ولی دو وعده می خورم چون در یک وعده میلم نمی کشه اونقدری بخورم که برای 24 ساعت جواب بده وعده دوم رو البته سبک و بدون گوشت میخورم
استاد جانم بینهایت از شما سپاسگزارم بابت این فایل پر از آگاهی و مثالهایی که از نحوه عملکرد خودتون برای ما بیان کردین
و از خداوند میخوام کمکمون کنه استمرار در مسیر داشته باشیم و توحیدی رفتار کنیم
در پناه خداوند شاد و سلامت و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
سلام به استاد عشق خودم و دوستان بهشتی
من مطمئنم مهمترین هدفی که برای خواسته ام باید بپردازم تمرکز 100 درصد لیزری هست به اضافه باورای خوب ساختن.
مثل دوری از حواشی و اعراض از ناخواسته ها و کار کردن روی باورای ثروتساز.
ادامه دادن و ناامید نشدن.
تموم شد و رفت.
و من تو همین مسیرم.
خداروشکر داره نشونه ها میاد و من خیلی امیدوارم.
هم دارم رو کار خودم تمرکز میکنم تا مهارتم و تسلطم بیشتر بشه. هم روی باورای خوب مثل ارزشمندی و لیاقت تمرکز میکنم.
خداوند بهم الهام کرد که نتایج خوب افرادی که از دورههای من استفاده کردن رو توی کانال تلگرامم و پیج اینستاگرامم بیشتر بذارم.
این کار باعث شد اول خودم بیشتر به تاثیرگذاری و ارزشمندی کار خودم پی ببرم.
و بعد بقیه افرادی که تو تو کانال و پیجم عضو هستن.
و ان شاءالله نتیجه اش خیره. اتفاقات خوب در راهه.
دلیل اینکه من خیلی دیر به هدفام میرسم دقیقا اینه که خیلی درگیر حواشی میشم که تمرکزمو میبلعه.
همین دیشب و امشب فامیل ازم خواستن که برم تو پیششون ولی من به خودم قول شرف دادم دیگه هرگز تو این مهمونیا شرکت نکنم. مگر اینکه یه اتفاقی افتاده باشه و مجبور باشم. که اونم خدا هدایتم کنه یه جوری رد کنم.
در راستای خواسته من به داشتن فضای ایزوله خداوند منو هدایت کرد خونه مستقل مجردی گرفتم و تمام اختیارم دست خودمه و مستقل هستم. باید بیشتر سپاسگزار باشم. چون این خواسته یه روز رویا و آرزوی من بود و الان دارمش.
الگوهای زیادی رو میبینم که از شرایط صفر یا زیر صفر تونستن به موفقیت برسن باوراشونم در ابتدا خوب نبوده و ناامید بودن ولی حرکت کردن و ادامه دادن و کم کم درها باز شده و چقدر الان موفق و ثروتمندن. خیلی سپاسگزارم که خدا منو هدایتم کرد این الگوها رو دیدم. کلی امیدوار شدم.
آینده روشنه. خدایا شکرت.
من واقعا حاضرم تمام وقت و انرژی و تمرکزمو برای هدفم بذارم. چون مطمئن شدم اگه نذارم از موفقیت خبری نیست.