چه موضوعی را باور کرده ای؟


در این فایل استاد عباس منش درباره اساسی ترین دلیل خلق نتایج یعنی “باورها” صحبت می کند  که چه باورهایی قدرتمند کننده و به نفع ماست و چه باورهایی محدود کننده و برعلیه ماست.

این فایل را با دقت گوش دهید. نکات کلیدی آن را یادداشت کنید. سپس در بخش نظرات این فایل، تجربیات خود درباره موارد زیر را بنویسید:

الف) چه باورهای قدرتمند کننده ای داری که آن باورها ایمان و انگیزه هایت را در راستای تحقق خواسته هایت افزایش داده، به گونه ای که منجر به قدم برداشتن، اجرای ایده ها و تحقق خواسته هایت شده و به این شکل به نفع شما کار می کند؟

ب) چه باورهای محدود کننده ای را پذیرفته ای که بر علیه شما کار می کند؟ باورهایی که باعث شک و تردید، به تعویق انداختن و مانع تراشیدن برای حرکت در راستای تحقق خواسته هایت شده و به این شکل به شما ضربه زده است؟

منتظر خواندن تجربیات ارزشمند شما درباره موضوع این فایل هستیم.


نکته مهم:

گوش دادن به آگاهی های این فایل و تفکر کردن برای پاسخ به سوال بالا به شما کمک می کند تا بدانی چه باورهایی داری؟ آیا این باورها به شما کمک می کند یا به شما ضربه می زند؟!

ذهن افراد زیادی با باورهایی برنامه ریزی شده که بر علیه آنهاست. باورهایی دارند که به آنها القا کرده “داشتن فلان خواسته برایت امکان پذیر نیست”. به همین دلیل افراد زیادی حتی جرأت فکر کردن به خیلی از خواسته های خود را هم ندارند چه برسد به هدف گذاری، ایده پردازی و قدم برداشتن برای تحقق آن خواسته.

ساختار ذهن به گونه ای است که فقط برای خواسته هایی انگیزه ایده پردازی و قدم برداشتن دارد که رسیدن به آن را امکان پذیر بداند. به این ترتیب، اکثر ما، به محض شکل گیری یک خواسته در قلب مان، عطای آن را به لقایش می بخشیم چون ذهن ما رسیدن به آن خواسته را امکان ناپذیر نمی داند.

ذهن برای امکان پذیر دانستن تحقق یک خواسته و تغییر باور، نیاز به منطق های قوی دارد.

دوره روانشناسی ثروت۱، که آموزش‌ها و آگاهی‌های ناب آن در هیچ کتاب و هیچ متد آموزشی‌ای یافت نمی‌شود‌، دوره‌ای است که اساسی ترین باورهای قدرتمند کننده برای تغییر و رشد وضعیت مالی را شناسایی کرده و شیوه‌ی ایجاد  آن باورها را آموزش داده است.

آگاهی های این دوره در یک فرایند تکاملی، منطق‌های قوی به ذهن دانشجو می دهد تا امکان پذیربودنِ رسیدن به استقلال مالی‌ را از همین جایی که هست و همین شرایط و امکاناتی که دارد، باور کند.

وقتی “باور به امکان پذیر بودن” در ذهن فرد ایجاد شود، این تغییر بنیادین در باور، عملکرد و رفتار فرد را در مسیری هدایت می کند که خروجی اش رفاه و استقلال مالی است.

مطالعه اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره روانشناسی ثروت 1 و بخشی از نتایج دانشجویان این دوره

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چه موضوعی را باور کرده ای؟
    745MB
    46 دقیقه
  • فایل صوتی چه موضوعی را باور کرده ای؟
    45MB
    46 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1057 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «علی میرفخررجایی» در این صفحه: 6
  1. -
    علی میرفخررجایی گفته:
    مدت عضویت: 1783 روز

    به نام خداوند بخشنده و بخشایشگر

    سلام به استاد عزیزم

    مریم خانوم عزیز

    و همه ی دوستان بی نظیرم در این سایت

    ،

    هر روز یک گنجی در یه گوشه ای از این سایت پیدا میکنم

    هر بار هر فایل داره از زاویه های مختلف قانون رو به خورد وجود من میده

    و هر بار به گنج بی انتهای کامنت های بچه ها هدایت میشم

    واقعا کامنت های این صفحه مثل گنج عمل می‌کنه

    ،

    باور + ایمان + عمل = تجربه ی باور

    ،

    از روزی که با استاد آشنا شدم و استاد رو به عنوان همون مربی که همیشه دوست داشتم تو زندگیم داشته باشم که ازش چیز یاد بگیرم انتخاب کردم

    که البته خود استاد هم در پاسخ به درخواست من از خداوند سر راهم قرار گرفت

    در پاسخ به این درخواست که خدایا تو کی هستی ؟

    .

    از همون روز استارت تغییر باورهای من خورد

    یه بار مرور کنیم که باور چیه

    همون فکر هایی که توی سرمون داریم یا میاد

    حالا اگر یه بار باشه میشه فکر

    اگر خیلییی تکرار بشه در حدی که بهش معتقد باشی میشه باور

    و قدرت منحصر به فرد ما انسان ها

    همین هست که قدرت فکر کردن و تجسم کردن داریم که همین افکار قدرت خلق کنندگی دارن

    یعنی ما داریم افکارمون رو زندگی میکنیم

    و نه هیچ چیز دیگه ای رو

    ،

    من اون موقع یک رؤیا و هدف داشتم اما کلی هم محدودیت و شرک داشتم

    در کنار ایمان و توکلی که داشتم باورهای محدود کننده هم بود که همون شرک میشه ، یعنی قدرت دادن به عوامل بیرونی یا دلیل آوردن برای توجیه کردن نرسیدن به خواسته هات یا همون انتظار داشتن از یه چیزی بیرون از خودت و خدای خودت برای اینکه به تو کمک کنه که تو به خواستت برسی ،

    روزی که شنیدم که من میتونم با تغییر باورهای به همه ی خواسته هام برسم

    اولش یکم حول شدم

    داشتم از حول حلیم میفتادم تو دیگ

    اما کوچولو کوچولو سعی کردم این حرفی که شندیم رو باور کنم

    و شروع کردم به عمل کردن در راستای این هدف

    که باور کنم که افکار من قدرت خلق کنندگی دارن

    ،

    اون غذایی که میخواستم مادرم میپخت

    اون مشتری که میخواستم حتی بیشترش میومد خرید میکرد

    اون برخورد خوبی که از آدمها انتظار داشتم برام به وجود اومد

    به اون تصاویر و مسافرت هایی که توی فایل های استاد بهشون توجه میکردم هدایت شدم و داشتم تجربه میکردم

    ایمانم به درستی و صحبت این حرف که خودمونیم که داریم اتفاقات رو رقم می‌زنیم و نه هیچ عامل دیگه ای داشت بیشتر میشد ،

    ،

    مصمم شدم به هدفی که سال ها دوست داشتم تحربش کنم برسم

    قهرمانی توی بوکس حرفه ای

    شروع کردم محدودیت هارو یکی یکی به صورت منطقی برداشتن

    بعضیا با پیدا کردن الگو

    بعضا فقط با شنیدن حرف های استاد و باور کردنشون

    با توجه کردن به الگوی مورد نظرم توی بوکس حرفه ای و احساس کردن و تجسم کردن خودم توی همون فضا و لحظات و مبارزات و رینگ بوکس و تماشاگر ها،

    هدف واضح و شفاف بود برام

    دیگه این من بودم که باید سمت خودمو خوب انجام میدادم

    تغییر و باورهای و تمرکز صد درصد گذاشتن روی هدفم

    آروم آروم شروع کردم به انجام ندادن یک سری کارها و نفرستادن یک سری فرکانس های که با هدفم همخونی نداشت

    و شروع کردم به فکر کردن به اینکه چطور خودمو برای رؤیای خودم آماده کنم و کاری به چگونگیش نداشته باشم

    رؤیا در پس ذهنم بود

    اما میدونستم که باید از همون شهر خودم اصفهان شروع کنم

    فقط شروع کردم با جدیت تمرین کردن و به دنبال یک مربی حرفه ای که بتونم ازش کمک بگیرم بوکسم رو از اینی که هست بهتر و حرفه ای تر کنه

    از اونجایی که فهمیدم همه چیز باوره و همیشه در گذشته خودمو محدود کرده بودم به این باور که حتما باید برم به یک کشور دیگه تا مربی حرفه ای پیدا کنم .

    اومدم باورمو عوض کردم

    گفتم حتما توی همین جایی که من هستم افرادی هستن که بتونن به من کمک کنن

    البته قبل از آشنایی با استاد من دو سه تا اقدام جدید و عملی در این راستا برداشته بودم و از محیط امن قبلیم خارج شده بودم و خودمو سعی کردم کنار قهرمان ها قرار بدم تا رشد کنم

    ، اما فقط با تغییر همین باور

    من هدایت شدم به استادی که قبلا هم دیده بودمش و یه حسی از درون به من می‌گفت به دنبال این مربی بگرد

    و قدم به قدم خداوند منو هدایت کرد تا بتونم از این مربی چیز یاد بگیرم که خودش معجزه بود،

    بعد سه ماه

    من دقیقا من داشتم تبدیل میشدم به همون الگویی که همیشه بهش توی بوکس حرفه ای توجه میکردم

    و همیشه میگم اون مربی که خدا منو به سمتش هدایت کرد به جرعت میتونم بگم جزو 10 مربی برتر دنیاست

    اما حالا به خاطر باور های محدود کننده خودشون همونجا هستن،

    ،

    خلاصه اتفاقات از همون اصفهان شروع شد رخ دادن

    مسابقه پشت مسابقه

    تجربه پشت تجربه

    من از قانون توی تموم مسابقاتم استفاده کردم

    و از اون روزی که دوباره شروع کردم به مسابقه ی بوکس دادن تا همین لحظه همه‌ی بازی های رسمی و تدارکتیم رو به غیر از یک دونش که اونم به خاطر کنترل ذهن بود ، بقیش همه رو بردم و اکثرا هم ناک اوت کردم،

    ،

    خلاصه این یک مسیر یک ساله هست که اگر بخوام بگم خیلی طولانی میشه ولی توی سایت هیستوری هست

    ،بعد سه سال تمام اون تصویر ها و در واقع باورهایی که توی ذهنم ساخته بودم رو بهشون رسیدم و تجربه کردم

    از قهرمانی اصفهانو تهران و ایران بگیر تا مبارزه توی بزرگترین سازمان بوکس حرفه ای دنیا WBC

    همون هدفی که روز اولی که استارت زدم توی دفترم نوشتم و هر روز و هر شب بهش توجه کردم

    تموم اون باشگاه هایی که دوست داشتم توشون تمرین کنم و در اختیارم باشه همرو با بهترین کیفیت تجربه کردم

    ،

    توی این مسیر خیلی اتفاقات دیگه ای هم رخ داد

    هدف های دیگه و مسائل دیگه ای که حل شدن

    اما

    رؤیا پس ذهن من بود

    و همه ی اعمالم در جهت رسیدن به اون رؤیا بود

    حتی انگیزه برای پرداخت بدهی این بود که بتونم صد در صد تمرکز کنم روی هدفم

    انگیزه برای پول ساختنم این بود که صد در صد تمرکز کنم روی هدفم و بتونم آماده تر بشم

    و دقیقا

    وقتی که من آماده شدم هم از لحاظ فیزیکی هم از لحاظ فرکانسی

    اتفاق خودش برای من رخ داد

    .

    این نکته رو هم یادمه استاد می‌گفت اگر کسی به تو گفت که تو تا چند وقت دیگه قهرمان جهان میشی باور کن چون این بهت کمک می‌کنه

    و اگر چیزی گفت که بهت کمک نمی‌کرد باور نکن

    من اون مربی که گفتم خدا هدایت کرد منو به سمتش بعد از دو سه هفته که باهم کار کردیم و تواناییمو دید گفت تو با همین تکنیکی که داریم کار میکنیم فقط با همین یه دونه ، و بعد می‌گفت علی تا چند وقت دیگه فقط از این تلویزیون به اون تلویزیون دعوتت میکنن برای مصاحبه

    که منم اینارو باور کردم

    اما یک سری باورهای اشتباه هم داشت اون استاد که نگاه خوبی نسبت به داورا و افراد توی فدراسیونو این چیزا نداشت دقیقا همون باورهایی که محدودش کرده بود به همون موقعیت کوچیک خودش توی اصفهان ، و منم به محض اینکه بهم الهام شد دیگه با اون استاد کار نکنم که البته نشانه های هم اومد ، دیگه تموم کردم و حرکت کردم به سمت تهران ،

    .

    همه ی اینارو گفتم

    که بگم فرمول رسیدن به هر هدف و خواسته ای همینه

    حتی توی مسائل کوچیک

    کافیه بتونیم اول از همه هدف رو تعیین کنیم

    بگیم واقعا ما چی رو می‌خوایم

    و هرچقدر دلیل برای رسیدن به اون هدف بیشتر داشته باشیم و باورهای هم جهت با اون خواسته هم داشته باشیم راحت تر و شفاف تر میتونیم تجسمش کنیم .وقتی که خیلی خوب لحظه ی رسیدن به اون خواسته رو تجسم میکنیم خود به خود در ما انگیزه ای ایجاد میشه که دوست داریم پاشیم و یک قدمی در راستای رسیدن به اون هدف برداریم که این دقیقا همون ایده ای هست که بهمون الهام میشه و همون عملی هست که میخواد مارو در مدار دریافت خواستمون قرار بده

    اون وقت با برداشتن اون قدم ها

    ما

    به همین شکلی که در بالا توضیح دادم

    به همه ی خواسته هامون میرسیم

    ،

    همین الان که داشتم با خودم صحبت میکردم

    دوباره داشتم خواسته های خودمو با خودم مرور میکردم

    بعد رسیدم به اینکه آره من هم موفقیت می‌خوام هم خوشبختی می‌خوام هم راحتی و آسانی و آسایش رو میخوام هم سلامتی رو‌میخوام هم روابط عاشقانه رو باهم می‌خوام

    و این جمله‌ی استاد هم در حین گوش کردن به همین فایل برام مرور شد

    که الان که میدونیم همه ی اتفاقات زندگیمونو داریم خودمون با افکارمون رقم می‌زنیم چرا مولد ثروت نباشیم؟

    ،

    میتونم اعتراف کنم که همیشه در حد اینکه بتونم به خواسته هام برسم پول خواستم و خیلی از موقع ها هم خیلی از خواسته هارو نخواستم چون باور نداشتم که میتونم داشته باشمش

    ،

    اما وقتی با موضوع باورها آشنا شدم

    دیگه هر خواسته ای رو بخوام فقط سعی میکنم بتونم توی ذهنم ایجادش کنم و احساسش کنم

    و

    و

    و

    نکته ی خیلی مهمی که ممکنه فراموش کنیم

    باید در راستای رسیدن به اون خواسته و باور اقدامات عملی انجام بدیم

    همون از تو حرکت از خدا برکت

    میخوای قهرمان بشی ؟

    اوکی پاشو و تمرین کن و خودتو آماده کن

    میخوای از لحاظ مالی پیشرفت کنی؟

    اوکی پاشو و یا اولین ایده ای که به ذهنت اومد کارو شروع کن ،حتی اگر کارگری باشه ،

    میخوای روابط عاشقانه داشته باشی؟

    اوکی اول از همه خودت اون آدم خوبه بشو اون آدمی که میخوای تو‌ زندگیت بیای بشو

    وقتی که هم ارتعاش شدی باخواستت و خودتو لایقش دونستی خیلی راحت وارد زندگیت میشه

    ،

    احساس لیاقت در رسیدن به خواسته ها حرف اولو‌ آخرو می‌کنه

    اگر بتونیم خودمونو از لحاظ باوری لایق رسیدم به خواستمون بدونیم صد در صد خواستمونو تجربه میکنیم

    که قطعا اقدامات فیزیکی برای اینکه ما خودمونو توی رهنمون لایق رسیدن به خواستمون بدونیم هم اساس کاره،

    مثلا من اگر بشینم توی خونه و بخوام خودمو توی ذهنم لایق قهرمانی توی بوکس حرفه ای ببینم و هیچ اقدامی برای رسیدن به این خواسته مثل رفتن به باشگاه ، تمرین کردن، خواب درست، تغذیه ی درست ،افکار درست ، نداشته باشم خب اون خواسته در حد یک رؤیا باقی میمونه،

    یا مثلا می‌خوام یک بیزینس من بشم

    اگر بشینم و فقط به این فکر کنم که یک بیزینس من موفق هستم

    اون وقت پا نشم و کتاب بخونم در مورد بیزینس، در مورد رهبری ، در مورد خلاقیت و ایده پردازی و …

    اگر من خودمو آماده نکنم نمیتونم حتی توی ذهنم خودمو موفق تصور کنم ،

    اما هر چقدر که ما از لحاظ فیزیکی خودمونو آماده تر میکنیم از لحاظ دانشی ، فنی ،

    خیلی راحت تر میتونیم خودمونو تو لحظه ای که موفق هستیم توی خواستمون تجسم کنیم،

    .

    در مورد باور ها ،

    وقتی که می‌خوایم یک باور جدید ایجاد کنیم

    ما باید منطقمونو قانع کنیم

    رو هوا باوری ساخته نمیشه

    باید بهش الگو نشون بدیم باید برای دلیل و منطق بیاریم

    خب ذهن خود من خیلی منطقیه و از وقتی هم که با استاد دارم کار میکنم خیلیییییی منطقم قوی شده

    یعنی واقعا میتونم بشینم و با الهامات درونم و آگاهی هایی که کسب کردم خیلی منطقی بشینم و ته موضوع رو در بیارم و نشون ذهنم بدم که ساکت بشه ،

    اما

    میشه با پیدا کردن الگو های مختلف هم منطقی بودن اون باورو به خودمون ثابت کنیم

    و اینقدر تکرار کنیم تا ببینیمش

    مثل تموم چیزهایی که تا الان خودمون با تکرار اون فکر و باور تجربش کردیم چه مثبت چه منفی،

    .

    آگاهی های جلسه 21 تا 23 روانشناسی ثروت 1 هم خیلی در پس گوش دادن به این فایل برام درک ایجاد کرد

    که اگر میگی باورمو تغییر دادم اگر میگی احساس لیاقت در خودم ایجاد کردم اگر منجر نشود به اقدام منجر نشود به بروز دادن خودت به عرضه کردن خودت

    تو باوری نساختی!

    تو احساس لیاقتی ایجاد نکردی!

    ،

    در کل

    تموم این حرفا و این باور ها

    باید به من شجاعت دهد برای اقدام برای حرکت برای خلق کردن اهداف و رؤیا هامون،

    و

    بیایم از نتایجمون اینجا بنویسیم

    تا باور هممون قوی تر بشه،

    ،

    من که خودم توی بحث روابط الان خیلی باورام بهتر شدن و واقعا میتونم بگم توی روابط الان خیلی راضی هستم که صد البته دوست دارم هرررر بار توش بهتر بشم

    الان با اینکه رابطه ی عاشقانه ای ندارم

    اما این باورو تو این لحظه دارم که اینقدر آماده هستم که میتونم عاشقانه ترین رابطه رو داشته باشم

    که اونم باید خواستش تو وجودم شدت پیدا کنه تا باهاش هم ارتعاش بشم و خواستم دارد زندگیم بشه ،

    اما تو بحث ثروت

    اول از همه هر روز دارم سعی میکنم انگیزه هارو برای ثروت مند شدن توی ذهنم قوی تر کنم و منجر شود به اقدامات جدی برای آزادی واقعی مالی

    نه توهم

    چون توانایی و مهارت به اندازه ی کافی دارم برای خلق ثروت

    دیگه بحث بحثه اقدامه در راستای علایق و توانمندی هام

    بحث بحثه هدف گذاریه و خلق ارزشه

    و

    دارم سعی میکنم اینقدر این انگیزه ها و قشنگ در ذهنم نهادینه کنم که یک فونداسیون قوی باشه برای اینکه تا آخر عمرم مورد ثروت باشم

    که البته تا آخر عمرم هم باید این انگیزه ها و باورها و در خودم تقویت کنم.

    .

    .

    توی کامنت بعدی انشاالله می‌خوایم بیام بنویسم که چه باورهای قدرتمند کننده ای دارم که بهم کمک می‌کنه

    و چه باور های محدود کننده ای دارم که بهم اجازه حرکت کردن نامیده و منو محدود می‌کنه

    ،

    خداشکر میکنم واقعا به خاطر این فضا

    واقعا خودش نمادی از فراوانیه

    واقعا از استاد سپاسگذارم به خاطر ایجاد این فضا و این آگاهی ها و این دوستان بینظیری که توی سایت دارم

    خدارو شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  2. -
    علی میرفخررجایی گفته:
    مدت عضویت: 1783 روز

    سلام به جذاب ترین فوق العاده ترین زیباترین خوش قلب ترین آگاه ترین استاد زندگیم

    سلام به خانم شایسته مهربان و فوق العاده و همیشه همراه و بسیار آگاه و دوست داشتنی

    الان ساعت 2:13 دقیقه بامداد هست ولی بسیاررر پر انرژی هستم و خوابم‌ نمیبره و یه حسی بهم گفت بیام و برای این فایل فوق العاده مثال بیارم و بنویسم

    به نام الله

    من همیشه تو باشگاه استادم که بودم که به مدت 10 سال شاگردش بودم خیلی باور های خوبی ازش دریافت کردم و خیلی هم باور های محدود کننده،

    و جالب هم این بود که مثلا هروقت استادم باورش عوض میشد میومد و اون باور رو با جدیت می‌گفت و دوباره باور من عوض میشد،

    اما من همیششششه از بی ثباتی در شخصیت خوشم نمیومد به خصوص این مورد که یه نفر یه مدت از نفر خیلی تعریف می‌کنه و بتش می‌کنه بعد همون آدم یه مدت بعد میاد و از اون آدم بد میگه و جالبه که میخواد تو هم همینو باور کنی،

    اما من سعییی کردم هیچ وقت اینطوری نباشم که بیام اینقدر یه نفرو بت کنم و بعد بیام پشت سرش حرف بزنم ،درواقع تو این مورد همون ادب از که آموختی از بی ادبان رو رعایت کردم،

    و حالا خیلی باور های خوب و بد دیگه که از استاد 10 ساله ی زندگیم دریافت کردم،که از یه جایی به بعد آگاهانه سعی کردم خودم تصمیم بگیرم و باور کنم،

    من تقریبا از سال سوم که هنر های رزمی رو شروع کرده بودم فهمیدم پتانسیل خیلی خوبی تو بحث مبارزه به خصوص بوکس دارم،اما از اونجایی که رشته ای که ما کار میکردیم ترکیب 25 هنر رزمی دنیا یعنی jeet kun do بود ما هر شب یک روش مبارزه ای رو تمرین می‌کردیم و مبارزه ی اصلی سیستم ما همون مبارزات ترکیبی یا MMA بود ،

    و من از همون سال سوم که دوست داشتم بیشتر توی بوکس پیشرفت کنم با اجازه استادم میرفتم توی باشگاه های بوکس و مبارزه میکردم و بعد از دوسال من قهرمان استانمون شدم با اینکه من شاید هر دو هفته یک بار تمرین بوکس انجام میدادم،

    و من اون موقع ها میشستم بازی های بوکس حرفه ای رو می‌دیدم و بازی های احسان روز بهانی که داره بوکس حرفه ای بازی می‌کنه و چقدر هم دوست داشتم سبک بازیشو،

    اما استاد من این باور رو هی به من میداد که ته بوکس تو ایران هیچی نیست و نهایتا میشی احسان روز بهانی چون بوکس حرفه ای خیلی رسیدن بهش سخته و بوکس توی آمریکا مثل کشتی توی ایران میمونه ولی MMA خیلی راحت میتونی بهش برسی و درآمد کسب کنی،

    خلاصه من بعد از قهرمان شدنم تو بوکس استان دیگه ادامه ندادم و چسبیدن به همون mma

    تااااااا همین 3 سال پیش که من با استاد آشنا شدم،

    وقتی با بحث باور آشنا شدم و دیدم عه خب اگر همه چیز باوره من بیام بچسبم به اون چیزی که بهش علاقه دارم و توش بهترم،

    من میدونستم که بوکس حرفه ای از همه لحاظ از همه ی رشته های رزمی دیگه کلاسش بالاتر و درآمدش هم صد ها برابر بیشتر از ام ام ا هست،اما من اینو نپذیرفتم که من نمیتونم چراااا چون دیدم توی شهر خودم شخصی به نام محمد قائدی توی کیک بوکس 125 تا بازی حرفه ای کرده و قهرمان جهانی و اتفاقا پول خوبی هم ساخته و من هرچی محمدو می‌دیدم میگفتم خدایا من خیلی استایلم شبیه محمده و من فرقی نمیکنم با محمد،

    بماند که الان محمد قائدی الان یکی از بهترین دوستان تمرینیم هست و الان منو تحسین می‌کنه توی بوکس،

    بعد که با استاد آشنا شدم تصمیم گرفتم بیام الگو های مناسب تو بوکس حرفه ای پیدا کنم و توجه کنم به بازی های حرفه ای و بازیکن هایی که دوست دارم مثل اون بشم ،

    بعد به صورت کاااملا هدایتی دیدم شخص ایرانی که فکر کنم مال کرج هم بوده سال 2011 توی قهرمانی جهان توی انگلیس توی فینال (البته برای انگلستان بازی می‌کرده)با آنتونی جاشوا قهرمان حال حاضر سنگین وزن جهان مبارزه کرده و اتفاقا خیلیییی هم خوب مقابلش ظاهر شده ولی در نهایت آنتونی جاشوا برنده شده ،

    و آنتونی جاشوا ادامه داد و شده اینی که الان هست و اون بنده خدا ایرانیه اصلا دیگه پیداش نیست یا حداقل من چیزی ازش ندیدم،

    یا احسان روز بهانی که چندینو چند مبارزه تو بوکس حرفه ای داشته

    یا سجاد مهرابی چندتا بازی حرفه ای داشته

    خلاصه با همین الگو ها شروع کردم به حرکت کردن

    از همون جایی که بودم شروع کردم به دوباره آموزش دیدن تو بوکس و مسابقه دادن

    تاااااااااااا همین پارسال که بعد از قهرمان شدن در بهترین بهترین های ایران و چندینو چند عنوان دیگه در ایران،هدایت شدم به اولین بازی حرفه ایم در بزرگترین سازمان دنیا که هرشب تو دفترم در موردش مینوشتم wbc و به خودم و به همه ثابت کردم که میشود این همون چیزی بود که سالها استادم می‌گفت سخته نمیشه ،ولی شد،و استارتش از وقتی خورد که فهمیدم همه چی باوره و دیگه به چطور شدنش کاری نداشتم فقط تجسم میکردم و تمرین میکردم و ادامه دادم تاشد،

    نه سنم تاثیر گذار بود نه شهرم نه تیم ملی رفتنم (چون باور نکردم که حتما باید بری تیم ملی و بازی های آسیایی و جهانی انجام بدی تا وارد بوکس حرفه ای بشی اینم همه میگفتن)

    فقط باور کردم که میشود و هدایت میشم،

    و خدا و شکر برام اتفاق افتاد

    ——————–

    مشکل و ترمزی که درحال حاضر دارم یکی تو بحث مالیه و یکی تو بحث جسمم،اینها باعث شده که من ادامه دادن تو این مسیر رو یکم شلش کنم،

    یعنی چون باور ندارم که بتونم تو بوکس خیلی زود به پول هم برسم که بتونم تمرینات و ریکاوری با کیفیت تری داشته باشم برای همین روی آوردم به کاری که باور دارم میتونم سریع تر از طریقش به پول برسم بعد با تمرکز برم به هدف قهرمانیم برسم،

    چون کنترل ذهن برام خیلی سخت شده هم تو بحث سلامتی که نتیجش آسیب جسمیه هم بحث مالی که نتیجش اینه که وقتی می‌خوام فقط تمرکز بگذارم رو تمرین ذهنم میاد روی درآمد و هزینه هام که اونارو میخوای چیکار کنی،

    و می‌دونمم که اینا با تغییر باور ها حل شدنیه ها،

    برای همین اول از همه سعی کردم دندون عجله رو بکشم بندازم دور و با آرامش بیشتری حرکت کنم و آروم آروم بیام پاشنه های آشیلم رو روشون کار کنم باور هامو بهتر کنم تا بتونم به مسیر قهرمانیم ادامه بدم،ولی خودمو باور دارم و باور دارم که میتونم انجامش بدم اما به قول استاد این ولی ولی ولی میاد تو ذهنم که باید این ولی ها رو از بین ببرم،

    من میتونم با تغییر باور هام به سلامت جسمی هم برسم

    من میتونم با تغییر باور هام به درآمد و ثروت هم برسم چون ربطی به کاری که داری انجام میدی نداره اصلا و طبیعیه که داشته باشیش اما هنوز باورش نکردم،

    ————————

    یه چندتا باورهم بگم که شنیدیم یکم بخندیم چون قبلا هم خودم داشتم این باورهارو :)

    روزی رو خدا صبح زود تقسیم می‌کنه برا همین صبح زود باید از خونه بری بیرون سر کار:)))))

    خب یه سوال اونایی که اصلا از خونه بیرون نمیرن و تازه تا ظهر هم میخوابن و معمولا شب ها تایم می‌زارن برای کارشون و میلیاردها تومان ثروت دارن پس چی؟!

    یا آب بپاشید دم مغازت روزیت بیشتر میشه :))))

    وای خدایا چقدر جاهل بودیم ما

    یا نعل اسب بچسبانید دم در مغازه یا سنگ نمک بگذارید تو مغازه چشم نخورید :))))

    خدایا مارو ببخش،

    یا به قول استاد سیدا زود عصبانی میشن که من اینو واقعا نشنیده بودم اولی بار از زبون استاد شنیدم :))))

    من وقتی با استاد آشنا شدم هنوز یه ته مونده هایی از باورهای مذهبی و رفتارهاش داشتم که با هدایت شدن به فیلم pk حجت بر من تمام شد و خیلی این فیلم منطقی بود برام و راحت قبول کردم و خداروشکر محو شدن بیشتر اون باور ها،

    _

    علی عزیزم و دوستان عزیزم مهمترین کار ما در این لحظه باور کردن همین موضوعه که تمام اتفاقات زندگی ما داره توسط افکار و باورهای ما رقم میخوره،قدم اول اینه،که با تمرین های که استاد تو دوره ها دادن خود من به شخصه هر روز داره باورم نسبت به این موضوع قوی تر میشه،و نیاز به تکرار و یادآوری همیشگی داره

    و به قول خانوم شایسته مهربان در جلسه 5 قدم سوم تمام صحبت های استاد بعد از پذیرفتن و عبور کردن از این دروازه هست که می‌تونه زندگی مارو متحول کنه،

    بعد از پذیرفتن توحید بعد از پذیرفتن ایمان آوردن فقط به یک قدرت که همه ی جهان رو خلق کرده،بعد از امتحان کردن این قدرت و نتیجه گرفتن و باور کردنشه که ما اصلا میتونیم بیایم و با جدیت روی باور هامون کار کنیم،

    وقتی ما این موضوع رو بپذیریم و درک کنیم اون وقته که با ایمان میایم می‌نشینیم مینویسیم که مامیخوایم چه چیزهایی رو تجربه کنیم و بهشون توجه میکنیم تا به سمتشون هدایت بشیم،میایم با برداشتن ترمز ها سعی میکنیم تجسم کنیم با احساس خوب لحظه ی رسیدن به خواستمونو ،

    و بعد میبینیم که بعد از دیدن نشانه ها ،ما داریم تجسممون رو توجهمون رو تجربه میکنیم،

    من عاشق اون فایل استادم که میگه به خدا مثل آاااااااب خوردن میتونید به خواسته هاتون برسید ،

    عاشق اون فایل استادم که میگه عاااشق اون لحظه ای هستم که سر به سجده می‌گذارید و میگید خداااااای من چرا من تا حالا تورو باور نکرده بودم،

    استاد عباسمنش عزیزم شما تاثیر گذار ترین صادق ترین استاد زندگیم هستین و هر روز خدارو بابت این نعمت بزرگی که وارد زندگیم کرده سپاسگذارم،

    همیشه دوست دارم با نتایجم اساتیدم رو خوشحال کنم تا سپاسگذاری کرده باشم بابت زحماتشون،

    از خدای خودم می‌خوام کمکم کنه تا بتونم با ایمان در مسیر خواسته هام حرکت کنم و نتایج بزرگی رودر این جهان خلق کنم و به یادگار بگذارم و با دست پر برگردم پیش خودش انشاالله ،

    همتون خیلییییییی عزیزین خیلی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    علی میرفخررجایی گفته:
    مدت عضویت: 1783 روز

    مگههه داریم این حد از ایمان؟!

    سلااام مجید جان وااااقعا دمت گرم خیلی مردی چقدر لذت بردم از ایمان و شجاعتت و کنترل ذهنت واقعا آفرین ،چقدر از عکس پروفایلت حس خوب گرفتم آرامشت منو گرفت،

    هر جا هستی خدا پشت و پناهت باشه تو لایق بهترین هایی انشاالله به زودی به هرچی که میخوای برسی و قطعا می‌رسی با این ایمان با این توکل ،واقعا روح هممونو جلا دادی با نتایجت با حرکت هات،به استاد عشق هم تبریک میگم بابت همچین شاگرد بی نظیری ،خدارو شکر،

    مجید جان خیلی عزیزی ماشالا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    علی میرفخررجایی گفته:
    مدت عضویت: 1783 روز

    سلام مریم خانوم عزیز

    امید وارم هر جا هستی عالی باشی

    درود بر تو

    تحسین میکنم که شروع کردی به اینکه خودتو و توانایی هاتو باور کنی

    و چقدر قشنگ

    نحوه ی باور کردن و عمل کردن رو نوشتی

    یک‌ یاد آوری برای همه ی ما

    کار کردن روی باور ها باید منجر بشه به تغییر رفتار

    داگر رفتار تغییر نکنه یعنی باوری تغییر نکرده

    مریم خانوم

    نمی‌دونم دوره ی عزت نفس یا احساس لیاقت رو تهیه کردی یا نه

    اما با شنیدن اون حرفا و به یاد آوردن نقاط قوتت

    میفهمی که چه الماسی بودی و خودتو نادیده میگرفتی

    منتظر شنیدن خبری های موفقیت بیشتر ازت هستیم

    هر روز نقاط قوتتو بنویس و با خودت تکرار کن

    معجزه می‌کنه

    چیزی که قبلا بوده فقط نادیدش گرفته بودی

    شادو پیروز و سربلند باشی

    در پناه خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    علی میرفخررجایی گفته:
    مدت عضویت: 1783 روز

    سلام رضا جان عزیز

    لذت بردم از خوندن کامنتت

    فرکانس خوش قلبی و انرژی مثبت تو کامل دریافت کردم

    خط به خط کامنتت خیلی شبیه به مواردی بود که خودم 5 سال پیش میخواستم و برام اتفاق افتاد

    لذت بردم از تصاویری داری برای خودت میسازی و من هر خطی که می‌خوندم تو دلم میگفتم آره منم میخواستم برام شد و همه ی اینارو رضا به زودی تجربه می‌کنی

    این کامنتتو سیو کن و هر چند وقت یک بار بیا و دوباره بخونش تا پایه ثابت تجسماتت بشه

    همشونو به زودی زندگی می‌کنی

    و زندگی به همین راحتی و زیبایی می‌تونه باشه

    البته اینو هم بگم تو همین الان بی غید شرط لایق بهترین هایی

    و حتما قرار نیست با طی زدن باشگاه لایق بشی برای اون جایگاهی که میخوای

    اما ممکنه تو این لحظه قسمتی از مسیرت باشه

    خود من هم سال 95 باشگاه طی میزدم بوفه ی باشگاه رو داشتم تمرینات خودمم انجام میدادم و به هدف اون سالم هم که قهرمانی توی انتخابی تیم ملی بود رسیدم البته نفر دوم تیم ملی شدم،

    و حالا بعدش سربازی ،و بعدش هم که برگشتم و یکی یکی به خواسته هام توی هنرهای رزمی رسیدم

    ،

    4 سال پیش وقتی با استاد آشنا شدم

    وقتی باور کردم که هر چی که بخوام رو میتونم تجربه کنم فقط کافیه باورش کنم

    وقتی فقط دو سه تا الگو از همین ایران از همین شهر خودمون دیدم که تونستن توی سازمان های حرفه ای مبارزه کنن

    من گفتم پس خواسته ی من که مبارزه تو بهترین سازمان بوکس حرفه ای دنیا WBC هست اصلا غیر ممکن نیست

    و از همون روز با ایمان شروع کردم تمرین

    اتفاقات یکی یکی برام رخ دادن که دیگه تو سایت تقریبا نوشتم در موردش همه جا

    و همین پارسال بود که بعد طی کردن تکامل توی ایران و قهرمانی بهترین های ایران

    اولین بازیم توی همون سازمانی که هر شب مینوشتم و بهش فکر میکردم

    اتفاق افتاد

    و مبارزه رو هم دقیقا همون طوری که تجسم میکردم نام اوت کردم

    ،

    اینارو گفتم که بچایمانت قوی بشه که به تموم آنچه که الان داری تو ذهنت میسازی می‌رسی بدون شک

    فقط حتما روی باورهای ثروت آفرینت هم کار کن

    که چرخ پیشرفتت روون تر بشه و به خاطر بعضی از باورهای محدود کننده ای که پس ذهنت داری ترمزی نداشته باشی

    چون اتفاقات اصلی برای من دقیقا بعد از کار کردن روی باورهای ثروت آفرین برام رخ داد،

    می‌خوام بگم همهههه چیز باوره

    اگر خواسته ای داشته باشی

    و براش ترمزی نداشته باشی

    صدددددد در صددددد تجریش میکنی

    ،

    خیلی اگلذت بردم از خوندن کامنتت و آشنایی باهات

    در ضمن .واااااقعا بدن قشنگ و خفنی داری

    با توجه به اینکه داری طبیعی کار می‌کنی

    و چیزایی که من تو طول این سالهای ورزشم دیدم .واقعا فوق‌العاده ای

    و این تازه اول راهه

    و مرسی که گفتی همه ی این خواسته هارو برای خودم و لذت بردن خودم می‌خوام

    آفرین

    این باعث میشه که هم از مسیر لذت ببری هم وقتی بهشون رسیدی احساس پوچی نکنی

    چون توی بحث قهرمانی

    خیلی مهمه .اگر خیلی با زجرو سختی به هدفت برسی

    وقتی بهش میرسی احساس پوچی میکنی و میگی همین؟ این همه زجر کشیدم که به اینجا برسم؟

    ،

    کلی از مسیر رشدت لذت ببر ،

    و توی کارت،توی مسابقاتت

    توی همه چی زندگیت به دنبال معنا باش

    این معناست که هیچ وقت برات از بین نمیره .حتی اگر دیگه بدنسازی هم کار نکنی

    همون معنای خیلی قشنگی بود که گفتی می‌خوام شاگرد هام فقط از من به عنوان یک مربی بدنساز یاد نکنن

    از من به عنوان مربی زندگیشون یاد کنن

    و دقیقا هم همینه

    واقعا ما مربیان توی زندگی شاگردها خیلی تاثیر گذار هستیم

    برای همین باید کار کردن روی خودمون رو توی اولین قرار بدیم

    چون اونا مارو الگوی خودشون میکنن

    ،

    رضا جان منظر خوندن موفقیت ها و شادی های بیشتر ازت هستم

    در پناه خدا باشی

    شادو موفق و ثروتمند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    علی میرفخررجایی گفته:
    مدت عضویت: 1783 روز

    سلام به ناعمه جان عزیز دختر توحیدی و فوق‌العاده

    ماشالا

    همیشه گوشه ی ذهنم هستی که با تموم محدودیت هایی که داشتی

    چطور حرکت کردی و نتیجه گرفتی

    و هر بار هم داری بیشتر حرکت میکنی

    توی این کامنتت متوجه شدم بیشتر داری خودتو و توانایی هاتو باور میکنی

    توانایی هایی که اگر حرکت های قبلی رو انجام نمی‌دادی شاید بهشون پس نمیبردی

    همین چند استعداد و نقطه وقتی که توی خودت کشف کردی همین ها کافی کافی هستن برای این که تو تبدیل بشی به یک بیزینس وومن بزرگ

    اون توانایی مدیریتت

    با توجه به اینکه داری هر روز روی خودت کار می‌کنه

    به زودی تبدیل میشه به توانایی رهبری

    کسی که پیشرو میشه

    کسی که چشم انداز بزرگی داره و باعث میشه افراد باهاش همراه بشن .برای خلق یک ایده ی نو

    برای خلق یک کسب و کار جدید

    افراد عاشقانه دوست خواهند داشت در کنار تو کار کنن

    توی مسیر اهدافت بهت کمک‌ کنن

    و اونها از کار کردن در کنار تو لذت خواهند برد

    استعداد در یادگیری مهارت ها

    عاااالیه

    استعداد در ارتباط برقرار کردن با آدم ها

    عاااالیه ،یکی از خصیصه های یک رهبر

    مدیریت امور و هندل کردن کارها

    عاااایه( یکی از مهارت های رهبری )

    افراد خیلیییی کمی هستن در دنیا که این توانایی ها و استعداد هارو دارن

    و طبق قانون

    هر چقدر بیشتر به این موهبت های که از طرف پروردگار به تو داده شده و تو باورشون کردی رو ارزشمند بدونی و بابتشون سپاسگذاری کنی

    که سپاسگذاری از این موهبت ها یعنی بیشتر استفاده کردن از اون ها برای رشد و گسترش جهان

    هر روز این نقاط قوت و استعداد ها در تو گسترش پیدا می‌کنه و هر بار جنبه های بیشتری از خودت رو کشف میکنی که تا بتونم موقع بهش پی نبردی

    و همین حرکت کردن هاست که باعث میشه تو یه توانایی های بالقوه ی خودت پی ببری و اون هارو شکوفا کنی

    و این نامحدوده وما تا آخر عمر میتونیم پتانسیل هایی رو از خودمون بیرون بکشیم که تا قبلش نمیدوسنتیم

    فقط این موارد

    با ایمان و عمل کردن شکوفا میشه

    همه ی ما از جمله تو

    گنج هایی هستیم که کلی گرد و خاک روش نشسته کافیه هر بار این گرد و خاک هارو کنار بزنیم و تمیز کنیم تا به اون گنج های درونیم برسیم

    واقعا تحسین بر انگیزی که با وجود تموم باور های محدود کننده ی ای که اطرافت بوده و دیدی و شنیدی

    برخلاف اونها

    حرکت کردی

    و نتایجت رو هم که همه ی ما خوندیم و لذت بردیم

    خدارو شکر میکنم که بهترین دوست های من توی این فضا هستن و هر بار بیشتر ازشون چیز یاد میگیرم و بیشتر باورهام تقویت میشه

    نامه جان

    بگرد و دنبال بزرگ ترین تصویری از خودت باش که میتونی توی ذهنت ایجاد کنی

    هرچی که با قلبت همسو باشه و برای خود خود خودت باشه و بالا ترین احساس شادی و معنا رو‌ در وجودت در قلبت ایجاد کنه

    و اینقدر تکرارش کن تا زندگیش کنی

    مثل تموم اتفاقاتی که تا الان برای همه ی ما رقم خورده .

    مطمئنم که لایق بهترین هایی و هر بار بیشتر از موفقیت هات

    نه

    ببیخشید

    بیشتر از خوشبختی هات میخونم

    از احساس خوب بیشترت از رضایت عمیق از زندگیت

    انشاالله

    در پناه خدا شادو سلامت و ثروتمند باشی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: