سرمایه اصلی شما چیست؟! - صفحه 16 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

770 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    نسرین سلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2808 روز

    سرمایه اصلی شما چیست ؟

    به نام خدایی که حامی منه در مسیر تغییر باورها و افکارم

    با سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته ی عزیز و دوستان خوبم

    خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان این آگاهی ها همراه بشم و با اونها بزرگ

    استاد عزیز ی سوالی رو مطرح کردن که :

    اگر بخواین ی کاری یا بیزینسی رو شروع کنین سرمایه اصلی شما چیه برای شروع این کار ؟

    و فرمودن که فایل رو همین جا استاپ کنیم و لختی تفکر

    جواب اینه که من الان کار خودم رو دارم به صورت حضوری انجام میدم و کارم تدریسه ولی از اونجایی که دیگه این کار برام تکراری شده ایده اومد که کارم رو آنلاین کنم تا ی سری از اون محدودیت هایی که الان باهاش روبرو هستم برداشته بشه و من آزادتر بشم و من استارت کار رو زدم و سایتم رو راه اندازی کردم و ی سری محصول هم تولید کردم

    الان که این سوال رو شنیدم تنها چیزی که من الان دارم توانایی و مهارتم توی تدریسه و تنها چیزی هم که این کار نیاز داره همینه بجز اون هزینه کمی که ماهانه باید بابت هاستم پرداخت کنم و با همین سرمایه هم کارم رو استارت زدم حالا بماند که بخاطر باورهای احتمالا نامناسبی که توی ذهنم هست هنوز فروشم شروع نشده ولی واقعا استارت زدن کارم به این شکل سرمایه مالی خاصی نیاز نداشت فقط به این نیاز داشت که من زمان بزرا م ی کم سرچ کنم ی سری آموزش ها رو ببینم و اقدام کنم و من هم اینکار رو انجام دادم و کار استارت خورد البته به چالش هایی هم برخوردم که ادامه دادم و حل شدند

    و اما ادامه ی فایل :

    استاد چند مؤلفه رو ذکر کردن به عنوان سرمایه های اصلی کار :

    اعتماد به نفس و خودباوری و البته مهارت

    توکل و ایمان

    درستکاری

    در مورد اعتبار داشتن به واسطه درستکاری که میشه همین گزینه ی سوم استاد صحبت کردن و مثال زدن از آقای فتاحی . همین مثال رو که زدن استاد من به فکر فرو رفتم و نتیجه ی این فکر کردنه این شد که درسته من به اندازه آقای فتاحی ثروتمند نیستم و درآمد ندارم اما همین درآمدی که الان دارم و همین شاگردهایی که الان دارم بواسطه ی اعتمادیه که مردم به کار من دارند و بچه هاشون رو میارن پیش من. و بعد به یادآوردم که همیشه توی شهرمون برای من ی اعتباری قائل هستن افراد در حوزه ی کاری خودم و این از همون ابتدای کارم بود یعنی شاید از 15 سال پیش اما مساله این بود که من بخاطر اعتماد به نفس پایین و عدم خودباوری نتونستم از این اعتباره برای خودم ثروت بسازم برای دیگران چرا یعنی دیگران از من به عنوان استاد و مدرس و معلم استفاده میکردن اما خودم از این توانایی به واسطه عدم خودباوری استفاده ی مفیدی نکردم تا اینکه با استاد آشنا شدم و این رو فهمیدم و به اندازه ای که فهمیدم مشکلم از اعتماد به نفسه و تلاش کردم بهترش منم به همون اندازه هم پیشرفت کردم و وضعیت درآمدی من هم بیشتر شد

    البته که باز هم در طی این کار کردنه فهمیدم که ی نیرویی هست که من میتونم روی اون تکیه کنم و در کنار اون اعتبار ازش استفاده کنم نیرویی که قبل از آشنایی با استاد باهاش غریبه بودم

    و اینکه توی اونهمه سال هیچ تلاشی برای بالابردن مهارتم نکرده بودم و بهمون چیزهایی که بلد بودم بسنده کرده بودم و تازه با دوره روانشناسی ثروت یک جلسه ی 31 فهمیدم این رو که در این مورد ذهنیت فقیری داشتم

    یعنی میخوام بگم که این عواملی که استاد ذکر کردن در هم تنیده هستن و همشون باید با هم درست بشن که اون نتیجه ای که میخوایم یعنی ثروت مالی رو تجربه کنیم و اگر هر کدوم درست نباشه باعث میشه که ی جای کار بلنگه و نتیجه حاصل نشه همون چیزی که استاد میگن همه ی باورها باید با هم درست بشه

    در همین حینی که داشتم اینها رو مینوشتم ی درکی برام حاصل شد و اون هم اینه که من توی کار حضوری با کار کردن روی خودم تونستم میزان این سه عامل در هم تنیده رو بهتر کنم بهمون نسبت هم درآمدم بهتر شد

    ولی انگار توی کار آنلاینم باز باید این مراحل طی بشه یعنی همون خودباوری به تواناییهام و همون اعتباری که دارم باید با توکل و ایمان همراه بشن تا نتیجه رقم بخوره و با بهتر کردنش نتیجه هم بهتر بشه و اگر نتیجه ای تا الان رقم نخورده یعنی اون دو عامل ایمان و باور به ارزشمندی کارم اون نیرو و قدرت لازم رو ندارن

    استاد گفتن چند نفر رو میشناسین که بواسطه ی صداقتشون دارن کارهای بزرگی رو بهشون واگذار میکنن و بیزنسشون داره هی پیشرفت میکنه ؟

    و بعد به یادآوردم ی مهندسی رو که توی شهرمون هست که کارش رو از صفر شروع کرد ولی بخاطر درستکاریش الان خیلی موفق هست و پروژه های بزرگ شهرمون رو به ایشون واگذار میکنن و ی شرکت موفق داره که کلی آدم دارن اونجا کار میکنن و کلی تجهیزات داره و هی داره ثروت بیشتری رو خلق می کنه .مطمانا درستکاری و مهارت و توکل و استمرار سرمایه های ایشون بودن در شروع کار چون یادمه مادرم تعریف میکرد که ایشون از ی خانواده خیلی خیلی فقیری بوده که حتی پدرشون توانایی بزرگ کردن بچه هاش رو نداشته .اون سرمایه ها الان ایشون رو تبدیل کرده به فردی که اونقدر سرمایه مالی و تجهیزات داره که پروژه های بزرگ شهر و حتی استان رو به ایشون میدن چون وسایل و ابزارش رو داره .

    حالا من به خودم رجوع که میکنم میبینم اون درستکاری و اعتبار رو دارم ولی انگار اعتماد به نفسه هنوز خیلی قوی نشده

    چقدر این فایل مرتبط هست با دوره ی حل مسائل چون خیلی از بچه ها از جمله خود من پول رو ی مولفه میدونیم برای انجام ندادن مسیر جدیدی که دوست داریم توش پیش بریم .خود من نوشتم اگر پس اندازی داشتم کار حضوری رو ول میکردم و کار آنلاین رو ادامه میدادم یعنی رفتن توی اون مسیر رو وابسته کردیم به ی عامل بیرونی در حالیکه خود من الان فهمیدم که توی بحث اعتماد به نفس و ارزش گزاری برای تواناییم مشکل دارم نه توی بحث پس انداز

    ی نکته ی خیلی مهمی که اینجا استاد دارن ذکرش میکنن اینه که ارزش قائل شدن برای سرمایه های درونی و حرکت کردن با تکیه کردن بر اونهاست که سرمایه مالی رو به ارمغان میاره نه تکیه کردن بر سرمایه مالی برای رسیدن به اونها هرچند که در ادامه ی کار همون سرمایه مالی که بدست میاد همون سرمایه های درونی رو هم قدرتمندتر و موثر تر و پر رنگ تر میکنه

    چقدر این صحبت ها که برای من همزمان شده با جلسه 31 ثروت در مورد ذهن فقیر که به دنبال یادگیری و بالابردن مهارت هاش نیست و به همین دلیل هم ثروتمند نمیشه تلنگریه برای من که بشینم ی تصمیمی بگیرم در موردی کاری که دارم انجام میدم و مسیر جدیدی که میخوام برم که سوای از اینکه چقدر بهش علاقه دارم چقدر توش میتونم مهارت هام رو ببرم بالا شاید بقول استاد توی جلسه 31 ثروت اصلا در مسیر این بهتره شدنه علاقم بیشتر هم بشه

    من درستکاریه رو دارم اما این باید با مهارته با هم حرکت کنن که اون نتیجه ای که من دنبالش هستم رقم بخوره البته مهارت منظور حرفه ای شدنه و گرنه توانایی های اولیش رو که دارم

    اونجایی که استاد از مهربان بودن و خوش خلق بودن و صبور بودن صحبت میکنن خدا رو شکر من این ویژگیها رو ذاتا داشتم اما از وقتی که با استاد آشنا شدم اینها رو پر رنگ تر کردم و الان من رو با این ویژگیها میشناسن البته که بیشتر مواقع اینجوری هستم یعنی هر وقت استاد از مهربانی پیامبر و نرم بودن اخلاقش صحبت میکنن یاد خودم می افتم حالا در درجاتی کمتر

    با توجه به اینکه استاد گفتن بنویسید سرمایه تخصصیتون چیه :

    سرمایه ی اصلی من مهارتم در تدریسه . من قدرت بالایی در انتقال دادن مطالب دارم و همه این رو عنوان میکنن مخصوصا در حوزه ی گرامر در حوزه ی اسپیکینگ خوبم ولی خیلی خوب نیستم و به همین خاطر تصمیم گرفتم این مهارتم رو قویتر کنم و مدتیه شروع کردم و دارم اقداماتی براش انجام میدم

    در کنار این مهارت باید مهارت کامپیوتریم رو هم بالا میبردم برای کار آنلاینم که این رو هم مدتیه شروع کردم و دارم کار با نرم افزارها رو یاد میگیرم و از وقتی که دوره حل مسایل رو خریدم خیلی هدایتی هر شب دارم ی نکته ای رو یاد میگرم موقع کار کردن با ابزارهای مختلف و همین چند روز چند تا نکته رو یاد گرفتم که قبلا برام سوال بودن ولی چون بهشون فکر نکرده بودم هدایت نمیشدم

    از اونجایی که به شعر گفتن هم ی کم علاقه دارم تصمیم گرفتم شروع کنم به مطالعه در این مورد هم و فعلا با سرچ کردن در مورد زنان موفق شاعر شروع کردم و متوجه شدم که توی همین حوزه چقدر شاعران موفقی در جهان وجود داره که وقتی شعرهاشونرو میخونم اونم به انگلیسی احساس میکنم من میتونم نه فقط به زبان فارسی به انگلیسی هم شعر بگم اما هیچ اطلاعاتی در مورد قالب های شعری انگلیسی ندارم که باید اطلاعاتم رو توی این زمینه ببرم بالا

    بالا بردن تخصص و مهارت اون چیزه که من باید روش کار کنم چون توی اون یکی بعد یعنی انسانیت و درستکاری میتونم بگم خوب بودم و بهتر شدم و خیل خوب روی خودم کار کردم ولی برای اون یکی تا همین 6 ماه پیش هیچ کاری نکردم خودم رو که نمیخوام گول بزنم تازه ی مدتیه شروع کردم و باید ادامه بدم و بیشترش کنم

    چشم استاد عزیزم دارم روی باورهای ثروت سازم کار میکنم مهارت هام رو هم مدتیه دارم کار میکنم روش و دارم سعی میکنم به نجواهایی که بعضی وقتها میاد نه بگم و ادامه بدم تا به اون خواستم که آزادی زمانی مکانی و مالیه برسم

    سپاسگزارم استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      زینب ندرلو گفته:
      مدت عضویت: 1315 روز

      سلام نسرین عزیزم

      بابت پیام پر از صداقتت ازت ممنونم

      یه نکته ی خوبی هم تو فایل استاد هم توی پیام شما بود که من ازش غافل بودم

      من فک میکردم من فقط باید رو خودم کار کنم رو باورام کار کنم و درک نکردن این موضوع باعث شده بود خیلی وقتی روی افزایش مهارتم توی کارم نکنم

      ولی فهمیدم من اگر رو باورام کار کنم مخصوصا رو حس لیاقت و خود ارزشمندی اتفاقا هدایت میشم به افزایش مهارتم

      یکی از دلایلی که من برای افزایش مهارت اقدام نمی‌کردم و به همین حدی از مهارت که دارم همین احساس لیاقت چون همش نجواها می‌گفت کی اصلا به تو کار میده

      تو خیلی سطح پایینی

      من باید ببینم برای افزایش مهارتم چه قدم هایس برداشتم ؟خیلی کم

      من توی کارم سعی کردم درستکار باشم ولی اصلا تا به امروز اینو سرمایه نمی‌دونستم

      وقتی استاد میگن تو برای شروع به هر چیزی که نیاز هست تو وجودت داری رو الان تازه اونم یه کوچولو درک میکنم که من تو وجودم کلی سرمایه دارم که گذاشتم خاک میخورن

      حالا باید بیارمشون بیرون و گرد و خاکشون رو بزنم کنار و ازشون استفاده کنم اینا سرمایه اصلی ماست

      نه پول که همیشه فکر میکردم سرمایه یعنی پول

      سرمایه اصلی یعنی درستکاری

      یعنی صداقت

      یعنی آگاهی هایس که از این فایل دریافت میکنیم

      عزیزم بابت پیام زیبات ازت ممنونم

      براتون بهترین ها رو آرزو میکنم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        نسرین سلطانی گفته:
        مدت عضویت: 2808 روز

        سلام به زینب جان عزیز. ممنونم دوست خوبم .دقیقا من خودم هم این سوتفاهم برام پیش اومده بود که اگر من رو خودم کار کنم منظورم رو باورهامه دیگه همه چی اوکی میشه و دو سال رو به همین روند ادامه دادم تازه امسال با دوره ثروت فهمیدم که این کار کردنه باید شامل افزایش مهارت کاری هم باشه و ارزش و لیاقت با بالابردن مهارت درکار اتفاق می افته نه کار کردن صرف روی باورها َ شاید این هم قسمتی لز روند تکاملی ما بودا ولی حالا که فهمیدیم دیگه بهانه ای نیست .موفق باشی عزیزم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    ساره موذنی گفته:
    مدت عضویت: 3034 روز

    سلام استاد عزیزم

    سلام به مریم عزیزم

    و سلام به کل خانواده ی صمیمی عباسمنش

    من از طریق «مرا به نشانه ام هدایت کن برای قدم بعدی» به این فایل بی نظیر هدایت شدم

    چقدر به جا بود

    من الان در مرحله ای از زندگیم هستم که رویاهای گذشتمو از همه لحاظ ساختم و نزدیک یک ساله که دارم تجربه اش میکنم و حالا می‌خوام باز بالاتر برم

    چه سرمایه ای داری برای شروع بیزینس خودت؟

    _من برای شروع کار خودم ،سرمایه ام جسارت بالامه که در شخصیتمه و باعث شده قدم‌های بزرگی بردارم و بپرم؛

    _من برای شروع کار خودم ، سرمایه ام مشتری مداری منه ،من خیلی خوشرو هستم در ارتباط با مشتری هام؛

    درست کار میکنم و فقط هدفم پول گرفتن نیست فقط این نیست که یه کاری انجام داده باشم

    دوس داشتم همیشه صد خودمو برای مشتری ام بذارم، رضایتش خیلی به من لذت میداد؛

    _ من برای شروع کار خودم سرمایه ام اینه که واقعآ توی کار خودم متخصصم ،مثل خیلیا که میبینم اصلآ کار بلد نیستند و میاند آموزش میذارند و کلی پول از مردم میگیرند نیستم ، همیشه سعی کردم بهتر و بهتر بشم توی حرفه ی خودم؛

    _من برای شروع کار خودم سرمایه ام اینه که بهترین و با کیفیت ترین رنگها را میخرم و استفاده میکنم هرچقدر میخواد باشه پولش.برای مشتری هام ارزش قائلم و با عشق اون رنگها را روی صورت بچه ها استفاده میکنم نه با حرص؛

    _من برای شروع کار خودم سرمایه ام ارتباط قشنگم با بچه هاست ،من عاشق بچه ها هستم و انرژی منو هم بچه ها میگیرند؛

    _من برای شروع کار خودم سرمایه ام اینه که متواضع هستم و هر کاری را برای پیشرفت کارم انجام میدم وقتی بدونم اون کار منو بزرگتر میکنه،یعنی خودم را بالاتر از هیچکس یا هیچ کاری نمی‌دونم؛

    _ من برای شروع کار خودم سرمایه ام اینه که عاشق کارم و حرفه ام هستم ،وقتی دارم انجامش میدم خسته نمیشم،گشنه نمیشم حتی اگه کسی پولی بهم نده هم از انجامش لذت میبرم؛

    _من برای شروع کار خودم سرمایه ام اینه خانم زرنگی هستم و می‌دونم که میتونم از پس کارهای بزرگ بر بیام،از پس هرکاری که مربوط به حرفه ام باشه؛

    _من برای شروع کار خودم سرمایه ام آنتایم

    بودنمه،اگر به کسی قول بدم سرساعت حتی زودتر میرسم ؛

    _سرمایه ام برای شروع کار خودم اینه که از ته قلبم دوس دارم خیر برسونم به آدمها؛

    _سرمایه ی من برای شروع کار خودم اینه که واقعآ امین و رازدار هستم؛

    _سرمایه ی من برای شروع کار خودم اینه که توی کار خودم عزت نفس بالایی دارم و حرفه ای هستم ؛

    _سرمایه ی من برای داشتن کار پردرآمدم بی حاشیه بودنمه ،اینکه اهل غیبت کردن و زیرآب زدن اصلآ نیستم وپشت سرهیچکس در محیط کار صحبت نمی کنم ؛

    چطور میتونم این سرمایه های وجودم را رشد بدم؟

    _اول اینکه بهشون توجه کنم و واقعآ ارزشمند و بزرگ بپذیرمشون با یادآوری این موضوع که این ویژگی ها که در وجودت هست اصله کاری هستند و حامی تو هستند برای کل عمر تو ،برای تجربه ی کل خواسته های تو؛

    _تمرکزمون را روی این موضوع بذاریم که مقاومت هامون را برداریم و باورهای محدودکننده ای که میگند عوامل بیرونی مثل پول و اطلاعات و مدرک و… منو به خواسته هام میرسونند را با نشون دادن این سرمایه های اصلی و منطقی کردنشون که اصل قضیه و سرمایه های واقعی اینا هستند؛

    _سعی کنم ازشون آگاهانه استفاده کنم و توجه کنم که ببین که این ویژگیت کارت را راه انداخت پس بیشتر درک کنم که این ها سرمایه های اصلی زندگیم هستند که همیشه با من میمونند ،درک کنم که وقتی همه ی توجهم روی همین ویژگی های درونم باشه برام ثروت میاره

    وقتی تمرکزم روی وجود خودم باشه به جهان بیشتر ثابت میکنم که من وجود ارزشمندی دارم که لایق استقلال مالیه لایق که رزق به غیرالحساب را دریافت کنه

    من باید این تمرین را وظیفه ی خودم بدونم ، نه فقط یه تمرین باشه

    اگه می‌خوام درست زندگی کنم

    اگه می‌خوام سالم زندگی کنم

    اگه می‌خوام لحظه ی آخر عمرم با خیال راحت به اضرائیل بگم من آماده ی رفتنم ،بگم من تو دنیای مادی هرچی خواستم را تجربه کردم و ساختم؛

    _برای حرفه ام که گریم صورت کودکان هست هم من چون انتخابش کردم به عنوان شغل اصلیم هر روز دارم انجامش میدم و هر روز دارم تمرین میکنم بهتر و بهتر بشم توش ولی برای اینکه آگاهانه سعی کنم بهتر و حرفه ای تر بشم و به جهان نشون بدم که با تمام وجودم می‌خوام که به آزادی مالی برسم و پیشرفت هر چه بیشتر داشته باشم هر روز برم تو یوتوب و ببینم آموزشها و تکنیک هایی که دیگر گریمورهای حرفه ای استفاده میکنند

    و پیدا کنم افرادی را که از این کار به درآمدهای چندین میلیون دلاری رسیدند به عنوان الگو و بخونم در موردشون

    من هرچی بیشتر در طول روز توجهم به این ویژگی هام باشه بیشتر نتایج را میبینم

    خداوند یاریمون کنه در این مسیر بمونیم و این تمرینات را برای همیشه جز زندگیمون کنیم و هی بزرگ و بزرگتر بشیم.

    الهی آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    احمد فرهنگیان گفته:
    مدت عضویت: 2185 روز

    به نام خدای مهربان سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم و خانم شایسته نازنین

    ممنونم استاد عزیزم بابت این فایل بی نهایت زیبا و ممنونم خانم شایسته عزیز که این ایده رو به استاد گفتید که بیان و این مسئله مهم و حیاتی رو برای ما باز کنن.

    خیلی خیلی این فایل منو تکون داد خیلی از جواب سوالاتم رو پیدا کردم خلی از ابهامات ذهنم برطرف شد و خیلی باعث شد من به درونم رجوع کنم و خودم رو جستجو کنم و به مطالبی رسیدم که خیلی از قفل های ذهنم رو باز کرد واقعا خداروشکر و بازهم از شما ممنونم.

    استاد من فهمیدم که خیلی در بحث احساس لیاقت پاشنه آشیل دارم فهمیدم من بسیار آدم سرمایه داری هستم اونقدر که حد و حساب نداره ولی تا قبل این فایل فکر میکردم من یک آدم معمولی بدون سرمایه ای هستم که دیگران نگاه ترحم آمیز به من دارند و طبیعیه اگه یه آدمی کار و اخلاق و رفتارش مثل من باشه اما امروز فهمیدم نه بابا اینطوریام که فکرمیکنم نیست اتفاقا من آدم سرمایه داری هستم که بی نهایت تونستم موفقیت به دست بیارم با جیب خالی و فقط با سرمایه های شخصیتی ام.

    من بسیار آدم خوش اخلاق و بی نهایت صبور و خوش خلق و بی نهایت درستکار و صادقی هستم که از روزی که وارد بازار کار شدم همینطور به صورت صعودی فقط و فقط رشد کردم اما چون قوانین رو نمیدونستم چون توحید رو درک نکرده بودم اولا رشدم خیلی آهسته بوده دوما بعضی جاها به جای چسبیدن به اصل رفتم توی در و دیوار و دنبال فرع بعد مسیر رو گم کردم سرم خورده به سنگ بعد مسیر درست رو پیدا کردم و دوباره از صفر شروع کردم و دوباره رشد کردم.

    من الان ۳۱ ساله هستم و از ۱۹ سالگی وارد بازار کار شدم یادمه اولین جایی که کار میکردم ویزیتور یه لابراتوار عکاسی بودم توی شهرمون و فقط همین یه لابراتوار هم بود توی شهرما و کار من این بود که با دوچرخه میرفتم عکاسی های دیگه و عکس هایی که اونا گرفته بودن و روی فلش ریخته بودن رو تحویل میگرفتم و میاوردم لابراتوار و چاپ میکردم و میبردم تحویل میدادم خوب حرفه عکاسی حرفه ای هست که خیلی نیاز داره که قابل اعتماد باشی چون به هرحال باتوجه به شرایط جامعه ایران هیچکس دوست نداره عکس هاش پخش بشه و بعد یه مدت کارکردن اونجا صاحب کارم خیلی از من خوشش اومد و بقیه ی عکاسی های شهرمون هم خیلی با من دوست شدن و من فقط ۳ ماه در اون شغل بودم و توی همون ۳ ماه به قدری من رو دوست داشتن که چندبار بهم هدیه دادن بهم پیشنهاد کار دادن و هنوزم بعد از ۱۲ سال دوستی من با اون آدما ادامه داره درصورتی که من فقط ۳ ماه کارکردم اما در عرض این ۳ ماه هم کلی دوست باحال و هنرمند پیدا کردم هم کلی پیشنهاد کار دریافت کردم یعنی بدون اینکه یک ریال سرمایه داشته باشم فقط با داشتن سرمایه ی خوش اخلاقی و امانت داری و صداقت هم کار دنبالم اومد هم پول و روابط عالی و بعد از ۳ ماه پیشنهاد کاری بهم شد که مهاجرت کنم تهران که ۴برابر اون عکاسی بهم پول میدادن به اضافه ی جای خواب و غذا و…یعنی بعد از اینکه من لیاقت خودم رو به جهان نشون دادم جهان هم مسیرهای بهتری رو بهم نشون داد که هربار بخاطر این سرمایه های شخصیتی ام فقط رشد کردم و هربار به جاهایی هدایت شدم که کلی از لحاظ مالی و شخصیتی و روابط رشد کردم الهی صد هزار مرتبه شکر ….اینه استاد که میگم این فایل من رو تکون داد و من رو مجبور کرد که فکر کنم و برای اولین بار فهمیدم اصلا سرچشمه موفقیت امروزم چیه و اگه این الگو رو ادامه بدم اونم الان با عضویت در این سایت الهی و داشتن دوره های گنجینه شما خدا میدونه چه آینده درخشانی در انتظارمه واقعا چرا من تا امروز به این فکر نکرده بودم بخدا دیوانه ام کردی استاد با این فایل.

    استاد در دوره ی روانشناسی ثروت یک به بیبی سیترها اشاره کردید من علاوه بر سرمایه های شخصیتی ام که شامل صداقت،درستکاری،خوش خلقی،صبوری هست من یک سرمایه ی تخصصی هم دارم که به کار بیبی سیترها شبیه،،،من تخصص کمک پرستاری دارم اگر بخوام کمک پرستار رو تعریف کنم کمک پرستار کسی هست که نیاز های اولیه بیماران یا سالمندان رو برطرف میکنه نیازهایی مثل حمام دادن،برای بیماران بی هوش تغییر وضعیت دادن جهت جلوگیری از زخم بسترشدن،غذا دادن و…این تخصص که خیلی مهمه و در علم پزشکی خیلی خیلی بهش اهمیت داده میشه و اصطلاحا(home caer)گفته میشه رو من کاملا بی ارزش میدونستم و همیشه در محافل خداخدا میکردم کسی از شغلم نپرسه و اگرهم میپرسیدن من یا با خجالت جواب میدادم یا با حرفای قلمبه سلمبه طرف رو دست به سر میکردم و سریع بحث رو عوض میکردم و حتی الان متوجه شدم علت همین خجالت ها ارزش ندونستن ها هم بخاطر کنترل نکردن ورودی ها و ساخت باورهای غلطم بوده که یادمه اون اوایل که تازه وارد این حرفه شده بودم چندبار توسط فامیل و خانواده تمسخر شدم و همین باعث شده بود ارزش شغل و تخصصم رو ندونم….ببین چقدر این کنترل ذهنه مهمه که یه باور اشتباه از چندین و چند نقطه دیگه میتونه به آدم آسیب بزنه الله اکبر…

    خلاصه بعد از شرکت در دوره های بی نظیر روانشناسی ثروت یک و دوره اصول کسب و کار شخصی تصمیم گرفتم آرام آرام از کارمندی در بیمارستان بیام بیرون وکسب و کار خودم که ایده اش رو در سر داشتم و اونم تاسیس یه دفتر مراقبت از بیماران در منزل هست رو استارت بزنم اما چندتا ترمز باعث شده بود همش امروز و فردا کنم و هیچ قدمی برندارم یکی از ترمزهای ذهنم این بود که کسی که میخواد دفتر پرستاری بزنه باید مدرک کارشناسی پرستاری داشته باشه(کارشناس پرستاری کسب هست که بعد از چهار سال درس خوندن از دانشگاه فارغ التحصیل میشه و میتونه دارو هم تزریق کنه اما کمک پرستار یک دوره ی یکساله هست که فرد بعد از این دوره فقط میتونه کارهایی که بالاتر توی کامنتم نوشتم رو انجام بده و اجازه تزریق دارو نداره)حالا برای اینکه ذهنم رو ساکت کنم متوسل شده بودم به دوره روانشناسی ثروت یک که استاد گفتن ثروتمندشدن ربطی به مدرک دانشگاهی نداره و همین جا من دچار توهم و کج فهمی شده بودم و قصد داشتم فعلا به صورت مجازی کارم رو استارت بزنم و به همه بگم که من پرستارم(اینم داخل پرانتز بگم که به دلیل کار در بیمارستان و کسب تجربه خوب بالطبع من هم کار با داروها و تزریقات رو در سطح عالی بلدم) و چون کار بلدم و مهارتم زیاده از اونور هم روی این باور کار میکنم که ثروتمندشدن ربطی به مدرک دانشگاهی نداره و من ثروتمند میشوم….

    و نکته حیاتی و قفلی که امروز برام باز شد این بود که من داشتم اصول و زیربنای یک کسب و کاری که قراره من رو به ثروت برسونه رو روی دروغ بنیان میکردم نجواهای ذهنم هم داشت خیلی خوشگل این توهم رو با ابزار مهارت و ساخت باور ثروت بدون مدرک بزک و دوزک میکرد و من داشتم خودم رو با دستای خودم مینداختم توی چاه که امروز لطف خدا شامل حال من شد و این فایل تاثیرگزار و زندگی بخش روی سایت قرار گرفت…

    حالا آقا احمد بیا بشین و ریشه یابی کن که چرا فکر میکنی شغل و مهارت و تخصص خودت نمیتونه تورو به ثروت برسونه و باید دروغ بگی و ماسک بزنی و چیزی که نیستی رو به خودت نسبت بدی برای اینکه دوقرون دوزار بیشتر پول به جیب بزنی؟؟؟؟؟؟

    ۱)تو برای شغل و تخصص و مهاتت ارزش قائل نبودی و نیستی چون میگی بابا مگه کاری داری به مریض غذا دادن اینو که همه بلدن(بله به مریض غذا دادن خیلی تخصص میخواد چون اگه بلد نباشی چطور به مریض غذا بدی مریض اصطلاحا آسپیره میکنه و میمیره همونطور که توی این چندسال تجربه ات توی بیمارستان دیدی که ۲ نفر همینطوری فوت شدن)

    ۲)تو برای شغل و مهارت و تخصص خودت ارزش قائل نبودی و نیستی چون همیشه میگی بابا مگه کاری داره مریض رو حموم بدی(بله حموم دادن مریض خیلی مهارت و تخصص میخواد چون اگه بلد نباشی چطور مریض رو حموم بدی کلی آسیب به مریض میرسه حتی اگه بلد نباشی مریض رو چطور شیو کنی بخاطر پوست ضعیف شده بیماران و سالمندان میتونه خیلی خطرناک باشه چند مورد دیدی که توی حموم افتادن و دست و پا و لگنشون شکسته؟؟)

    ۳)تو برای شغل و مهارت و تخصص خودت ارزش قائل نبودی و نیستی چون همیشه میگی بابا مگه تغییر وضعیت مریض کاری داره همه بلدن(بله تغییر وضعیت دادن به بیمار خیلی تخصص میخواد چون اگه بلد نباشی چطور تغییر وضعیت بدی جان بیمار به خطر میفته و ممکنه جاهای دیگه رو زخم کنه)

    ۴)تو هیچوقت برای تخصصت ارزش قائل نبودی چون اصلا اون رو تخصص نمیدونستی و همین باعث شده بود که هدایت بشی به افرادی که تخصص تورو تخصص ندونن(دقیقا مثل موضوع بیبی سیترهایی که استاد برات مثال زد)

    آره تو فقط تزریقات رو تخصص میدونستی تو فقط مدرک دانشگاهی داشتن رو ملاک ثروتمندی میدونستی به همین دلیل هم هدایت میشدی به افرادی که هیچ ارزشی برای کارت قائل نبودن چه برسه بخوان برای تخصصت پول هم پرداخت کنن به همین دلیل هم دنبال نقاب زدن بودب تا بری به دروغ متوسل بشی برای ثروتمند شدن…

    اصلا تو روزی که شروع به کار کردی توی ۱۹ سالگی تا الان که ۳۱ سالته چند برابر پول ساختی؟

    _من الان ۲۴۴ برابر ۱۹ سالگی ام دارم پول میسازم.

    چطور اون عدد رو به ۲۴۴ برابر رسوندی؟

    _با درستکاری با صداقت با بهترین بودن در کارم با تخصص و مهارتم که هر روز بهتر عمل میکردم و هربار به کارها و مکان های بهتری هدایت میشدم.

    آفرین خیلی خوبه پس چرا الان میخواستی با دروغ ثروتمند بشی؟؟؟

    _😭😭😭………………..

    آره احمد جان پل صراطی که از بچگی میگفتن از شمشیر تیزتر و از مو نازک تره و هرکسی نمیتونه ازش رد بشه همین جاست توی همین دنیا تو با این همه تجربه با این همه آموزش با این همه نتیجه داشتی از پل صراط سقوط میکردی و اگه سقوط میکردی شاید دیگه هرگز رنگ خوشبختی رو نمیدیدی و بازهم خداوند با لطف خودش به وسیله ی دستانش یعنی استادان عباسمنش و شایسته تورو نجات داد و تو امروز بار دیگر به دنیا اومدی تا به ثروت برسی تا خوب زندگی کنی و جهان رو جای بهتری برای زندگی کنی.

    روی هدایتش حساب کن چون هدایت تورو بر خودش واجب کرده.

    در جواب سوالی که مطرح شده و با توجه به الهامات و هدایت هایی که امروز بهم شد و در کامنت نوشتم و الان چندساعته که طول کشیده من فهمیدم چون تخصصم رو تخصص نمیدونستم بنابراین هیچ اولویتی هم برام نداشت و هیچ تمرکزی هم روش نداشتم چون تمرکزم رفته بود روی فرع(بنای کسب و کار با دروغ و نکاتی که در کامنت نوشتم) حالا که به لطف خدا و به لطف این فایل ارزشمند اشکال کارم رو فهمیدم اولین اولویتم با تمرکز بالا و لیزری این لیست خواهد بود:

    من هر روز باید روی احساس لیاقت و احساس ارزشمندی خودم کار کنم با گوش دادن به فایل ها و دوره ها و با به یاد آوردن موفقیت های گذشته ام تا برای ذهنم باورپذیرتر بشه.

    من باید هر روز روی تخصص و مهارتم کار کنم و بهتر بشم با مطالعه با کارکردن بهتر با تحقیقات بیشتر

    و همچنین یادگیری زبان انگلیسی چون در فهمیدن اصطلاحات شغلم خیلی به من کمک خواهد کرد.

    اگر من این کارها رو انجام بدم و تخصصم رو بهتر و بهتر کنم در کنار صداقت و درستکاری و اخلاق خوبم فقط خدا میدونه چقدر کیفیت زندگی ام از لحاظ مالی و روابط بالاتر میره که الان واقعا سقفی براش نمیتونم تصور کنم…….

    خداروشکر خداروصدهزار مرتبه شکر خیلی حالم خوب شد با این فایل و این کامنت روزی هزار بار باید کامنت خودم رو بخونم.

    ممنونم استاد ممنونم بچه ها

    عاشقتونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    شاهین نوزاد گفته:
    مدت عضویت: 1922 روز

    به نام خدای مهربان سلام استاد عزیزم و همه هم فرکانسی های عزیز قبل از این که ادامه فایل وگوش بدم نشستم این ها را اول نوشتم بعد گوش دادم همین نیم ساعتی پیش داشتم با پدرم صحبت می‌کردم میگفت تو هم ماشین بخر تو باید العان زمین بخری و هم سن و سالاتو ببین و… با خودم فکر کردم گفتم یعنی به خودم آقا من به اون چیزی که از بچگیم رویاشو داشتم رسیدم و این که خودمو بزنم به درو دیوار و عجله و زور بزنم وبه اون چیز برسم دو روزس دو روز الکی شادم بعد دباره خالی میشم چون این احساس آرامش و خوش بختی پایه و اساس درستی نداره درمورد سرمایه یه نگاهی به خودم ودوروبرم کردم گفتم که سرمایه اصلی من چیه؟ ماشین… نه دستگاه… نه خونه… نه اصلا به این نتیجه رسیدم که هرچیز مادی قابل رویت و لمس که میتونی دباره خلقش کنی نمی‌تواند سرمایه اصلی زندگی یک انسان باشد دقیقا این جمله را تو دفترم نوشم شخصیت و باورهای فرد وداشتن باور های توحیدی و این که چقدر توحیدی عمل می‌کند به نظر من سرمایه اصلی می‌تواند باشد . درمورد خودم چند روزی که قدم ها و روانشناسی ثروت را باهم کار میکنم و روی این مورد خیلی درگیر بودم که علایقم چیه آیا چیزی که من تو خودم به عنوان علاقه میبینم از ذهن فقیر میاد یانه به قول استاد چند روزی هم بابتش پول دریافت نکنم بازم انجامش میدم و تو اون علاقم هی رو خودم کار کنم و بعد مسائل دیگران را حل کنم و بعد پول بسازمو بعد … بعدش چی بعدش چی .هیچی دیگه ما کارمونو تو دنیا انجام دادیمو این سرمایه و این فلانو این بهمانو فرض کن همه این هارو داری دباره اون کارو انجام میدی که بهش میکی علاقه تازه دارم میفهمم علاقه من که ورزشه زیر چقدر چرندیات نابود شده تو ذهن من. آقا شما ورزش را دوس داری تخصصوصتو ببر بالا با احساس ارزشمندی و لیاقت که من دارم هم به خودم و هم اطرافم خیر میرسونم بقیه مسائل خودش حل میشه اون موقه که ورزش میکردیم دوستان میگفتن باید یه پشتی بانی مالی داشته باشی وگر نه نمیتونی به جایی برسی بعد یه بهرام رجب زاده داریم همین بچه ارومیه هستش بلند شد رفت دست خالی بدون سرمایه تو آذربایجان مسابقه چند تا بازی کرد العان تو لیست بهترین کیک بوکسر های جهانه من داشتم رو خودم کار میکردم ایده هام کارم مسائل بدون در نظر گرفتن اساس قضیه که وقتی این فایلو کوش دادم بابا این فایل به خودی خود یه دورس چقدر باید این فایلو کوش بدم تا این مسیر که اسمش زندگیه وسرمایه کار بیزنس هر چیزی که تابه حال درکش کردم را اصلاح کنه یه عمر بدویی آخرش شاد نباشی لذت نداشته باشه سرمایه نیست من خودم که بحث از سرمایه شد به این نتیجه رسیدم که یک چیز ماده که قابل لمس و دید هست و گذراس و می‌توان ساخت نمی‌تواند سرمایه باشد که در یک کلمه توحید گفتم توحید عملی و قربون درک و الهامات استاد که مفصل توضیح دادن

    در پناه الله یکتا شاد و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    علی رمضانی گفته:
    مدت عضویت: 2178 روز

    به نام خدا

    استاد عزیز سلام.عاشق این کار جهانم که به این خوبی میتونه هماهنگ سازی انجام بده و به هر حرفی احتیاج دارم یا به هر آگاهی احتیاج دارم به من گفته میشه.

    استاد عزیز من تا دو روز دیگه کنکور دارم ولی من وقتی فهمیدم اصل چیه و مدرک و تحصیلات و این باور که قراره مدرک برای من کاری انجام بده یا من قراره دکتر یا مهندس و وکیل بشم و قراره این کاره برای من ثروت بیاره رو فهمیدم که اصل نیست دیگه تموم شد دیگه تموم شد .روی ذهن من حک شد که این ها اصل نیست چرا چون کسی این حرفارو میزنه که نتیجه دستشه اونم چه نتیجه ای.

    بعد گفتم خب اصل چیه اصل اینه که من روی خودم .توانایی هام سرمایه گذاری کنم.یادمه توی فیلم جنگجوی درون میگفت جنگجوی واقعی کسیه که عشقو توی کاری که دوست داره پیدا میکنه.رفتم سراغ عشقو علاقه ام در حالی که چند ماه مونده که کنکور بدما و به قول شما هیچ وعده و وعیدی از طرف کسی به من داده نشده بود فقط وعده ای از طرف خدا بود که من قراره به تو کمک کنم. رفتم دنبال عشفم ولی با تکامل. از اول کار که خواستم شروع کنم اصل و اساس کارم رو گذاشتم روی درستی و پاکی .اصلا به نظر من کسی که با عشق کاری شروع میکنه نمیتونه جز از خوبی و پاکی توی مسیر اون کارش انجام بده.

    از خونه شروع کردم با لپتابم و تخقیقاتم رو شروع کردم با ایمان. تو همین جا بگم من سال پیش کنکور دادم و رتبه ام خراب بود ولی من میتونستم با سابقه تحصیلی دبیرستانم رشته مورد علاقه الانم رو انتخاب و ادامه بدم ولی چون به قول قران اونموقع کور و کر بودم و مهر بر قلبم زده شده بود حتی کلمه مجاز رو ندیدم.

    کار کردم و کار تا جایی که وقتی توی یکی از گلخونه هایی که داشتم قدم میزدم و غرق در زیبایی بودم صاحب گلخونه بدون اینکه من حرفی بزنم گفت:

    چقدر به این کار علاقه داری؟

    گفتم :معلوم نیست؟( چون هر روز دوسه بار میرفتم گلخونه)

    گفتش : ما یک نفر رو لازم داریم واسه کار از ساعت فلان تا فلان میتونی بیای؟

    بعد من که توی کار خدا کمی درک داشتم زیاد شوکه نشدم ولی سپاسگذارم که چنین قوانین ساده ای رو گذاشته که من ازشون استفاده کنم.

    ببین من نه درخواستی دادم.نه دنبال کار میگشتم. ولی انقدر غرق توی این عشق و علاقه ام به گل و گیاه بودم و انقدر مطالعه و تحقیق کردم که پیشنهادات کاری به صورت طبیعی وارد زندگیم شد. منم که از خدا خواسته قبول کردم و قراره از ۱۱ تیر مشغول به کار بشم.این اتفاقات تازه از تنور اومدن بیرونا فکر نکنید واسه سال ها پیشه.

    ولی همین که من تا همینجاش روی عشق و علاقه ام این قدر تمرکز کردم تا جایی که حتی توی خوابم هم خواب گل و گیاه رو میبینم کار برام انجام میده واقعا قابل ستایشه.

    این از این قسمت کار که سرمایه گذاری روی عشق و علاقه رو گفتم.

    استاد من وقتی که ۱۱ یا ۱۲ سالم بود زمانی که هر کسی نمره ( خیلی خوب) میگرفت یه جایزه ای میدادن

    من وقتی که نمره خوبی نمیگرفتم و جایزه نمیگرفتم یواشکی مداد یا خودکار یکی دیگه رو بر میداشتم و به خونواده ام میگفتم جایزه نمره امه و اونا تحسین میکردن و از این جور چیزا.

    ولی توی همون بچگیم هم احساس میکردم که یه جای کار میلنگه و این من واقعیم نیستم. تا جایی که من آخرش به مادرم اعتراف کردم و مادرم هم خب طبیعتا عصبانی شد و ادامه داستان.

    اونموقع بچه بودم ولی باز هم یه جورایی خدا منو هدایت کرد با زبون بچگی و کاری کرد من این کارو ترک کنم.

    ولی الان من میدونم کسی این کار رو میکنه(منظورم دزدیه) که از خدا امیدش قطع شده.اتصالش از منبع قطع شده(  مثل دوره قانون سلامتی در بحث سرطان) و کسی که که پلش با خدا رو قطع میکنه پلش با زندگی واقعی رو قطع کرده.

    نه میتونه به کسی اعتماد کنه.نه کسی به اون اعتماد میکنه.نه میتونه ثروت بسازه.نه میتونه لذت ببره از زندگیش . ونه آخرت رو داره چون واقعا از منبع همه خوبی ها جدا شده.و نقطه مقابل این یعنی اعتماد.پاکی.راستگویی.وفاداری به قول.این ها واقعا سرمایه های من حداقل بعد از این فایل خواهد بود.

    یادمه من از عموم یه هندزفری قرض کردم تا یکی دو روز کارامو انجام بدم بعد این که کارم تموم شد تر و تمیز کردم و برقش انداختم و حتی یه مشکلی هم که داشت رو حل کردم.بعد از اون عموم خودش به من میگه اگه چیزی احتیاج داشتی اول به خودم بگو چون اولا میدونه که سر موقع بهش بر میگردونم دوما نه تنها بهش آسیب نمیزنم بلکه حتی شاید تعمیرش هم بکنم.کل قضیه بیزینس هم همین قدر ساده اس. باید هم باشه چون قوانین خدا همگی همین قدر ساده ان.

    اینم از قضیه پاکی و درستی در زندگی.

    یک نکته خیلی خیلی خیلی مهمی رو گفتید اونم این بود که حتی فکر کردن روی چیزی که اصل نیست انرژی و تمرکز شما رو از اصل بر میداره.من نمیخوام توضیح خاصی در مورد این بدم فقط میخوام تجربه ام رو بگم چون بعضیا میگیرن بعضی ها هم نه.

    من دوساله دارم کنکور میدم سال اول خرخون بودم و کلی میخوندم و از نظرم این بود که باید خوند دیگه باید مدرک داشت و از این حرفا ولی سال بعدش یعنی امسال که اصل رو فهمیدم قضیه فرق کرد.شروع کردم به گوش دادن فایلای رایگان و گوش نمیدادم میبلعیدم.

    ولی این کنکوره و مدرکه سر جاش بود و کارشو میکرد.(کامل از زندگیم خارجش نکرده بودم)  ولی من هر چقدر زور میزدم که خب فهمیدیم باید برم سر شغل مورد علاقه ام پس چرا نمیرم خب؟  بابا پدرمونو در آوردی اینقدر فایل گوش دادی اینقدر مثال انسان های موفق رو پیدا کردی پس چرا عمل نمیکنی .تا وقتی که فهمیدم این کنکوره زیر مبل به عنوان آشغال قایم شده و من تصمیم قطعی درموردش نگرفته بودم.همین روزی یه ساعت فکر کردن در مورد کنکور و مدرک و این حرفا جلوی تاثیر ۷ یا ۸ ساعت مطالعه روزانه در مورد کار مورد علاقه رو میگرفت چجوری ؟ فقط با فکر کردن بهش .همین قدر ساده. تا وقتی که نشستم دو دو تا چهار تا کردم دیدم باید کامل بندازی اون ور و ۱۰۰ درصد تمرکزت رو بزاری رو کار و تنها چیزی که احتیج داری ایمانه و توکل .مطمعن باش که جواب میدهد. مطمعن باش که خودش میبینه و همین کافیه .

    اعراض و کن و حرکت. بعدش من فهمیدم که وقتی استاد میگه خداوند به من وعده داد یعنی چی . تا وقتی که من پنبه در گوش بودم و جلوی الهامات رو خودم میگیرم چرا به خدا تهمت بزنم. بعدش که توکل کردم ایده ها دارن میان. رفتار اطرافیان عوض میشن. به صورت طبیعی .

    و در آخر میخواهم از شما و خانم شایستع تشکر کنم که اینقدر خوبید و اینقدر به خدای بزرگ نزدیک هستید که ازش یاد میگیرید و به ما هم یاد میدید.

    خیلی دوستتون دارم .

    همه این مطالب با عشق خالص نوشته شد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    حامد اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2171 روز

    سلام به استاد عباس منش عزیز وخانم شایسته ودوستان که دراین دنیای زیبا هستن

    من در بیزیس خریدم فروش هستم دربازار خوب تو کار خیلی شیطان برای وسوسه کردن سراغ من می اید که موضوع مورد توجه ما برای مثال مشتریکه خرید میکنه موقع فاکتور کردن تعداد اقلام یک جنس اگه ۸تا باشه همکارم بهم میگه ۱۰تا بزنم توفاکتو ۲تا بنداز روش اینکار بارها پیش امده و من سیع کردم که این کاررا نکنم ولی بازهم وسوسه های شیطان وجود دارد

    و از این قبیل مثالها در موردهای مختلف بسیار است که من خدارو شکر دربیشتر موارد به درستی عمل میکنم

    وبیلر پیش آمده که مشتریان بهم گفتن که ما به خاطر خود شخصیتت خوشبرخورد بودنت پیشت خرید می‌کنیم شاید یسری جنسارو بتونیم ارزون‌تر تهیه کنیم ولی باز میایم پیش شما

    ومن برای بهترو بهتر شدن تواین مسئله هرروز یسری سوالها که استاد در دورهایش گفته به من

    از خدا میپرسم که چطور می‌توانم انسان با ارزش تری باشم چطور می‌توانم مسئله را حل کنم

    چطور می‌توانم هرروز بهتر از روز قبل عمل کنم

    یا این سوال که الان به ذهنم رسید چطور می‌توانم در بیزینسم درست کارتر با وژدانتر عمل کنم

    سپاسگذارم از خداوند که اجازه داد من این کامنتو بنویسم

    یه بار نوشتم دستم خورد پاک شد گفتم بیخیال دوباره اینهمه بنویسم

    ولی یه حسی که بچه ها همش تو کامنتاشون میگن

    میگفت بنویس بنویس

    خدارو شکر خیلی حس خوب‌تری دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    باران ناصر گفته:
    مدت عضویت: 1683 روز

    سلام استاد عزیزم و خانم شایسته سخاوتمند

    اول فایل که پرسیدید که فکر کنیم سرمایه ما چیه استاپ کردم فایل رو فکر کردم و برای خودم نوشتم بزرگترین سرمایه من رابطه ای است که با خدا پیدا کردم اینکه به کمک شما تونستم خدا رو جور دیگه باور کنم همون نگاه سیستمی که همیشه میگین و من دریافتم اینکه من خودم رو بشناسم خودم رو توی زندگی هر روز محک بزنم و هر روز جنبه ای از خودم رو که نیاز به کار داره پیدا کنم و بهبود ببخشم و این مسیر رو هر روز برم” این مسیر جذابو ” این یعنی سرمایه

    اینکه به غیب ایمان بیارم و کورمال کورمال بخوام راه درست رو پیدا کنم و جلو برم و ته دلم به این گرم باشه که بزرگترین قدرت جهان هستی حامیه منه و منو دوست داره و در این مسیر همه جوره شرایط رو برام محیا می کنه این باور یعنی سرمایه

    و قشنگتر اینکه وقتی عمل می کنی واضح نشانه ها رو میبینی وجود خدا رو توی هر لحظه ات احساس می کنی

    من همه اینها رو از شما آموختم

    خدای من وقتی داشتم فایل رو می دیدم نمی تونستم جلوی اشکامو بگیرم آخه هر جمله شما رو باید با طلا نوشت. این حرفا رو از کجا میارین آره به قول خودتون گفته میشه و شما میگید‌…

    نمی شه با یکبار و دو بار گوش دادن فهمید باید بارها این فایلها رو شنید.

    چقدر راه دارم من چقدر زیباست که این راه انتهایی نداره و من هر روز باید برای بهبود خودم تلاش کنم و این زیباست به قول خودتون ثروت نتیجه طبیعیشه وقتی که ما داریم روی خودمون و باورهامون کار می کنیم..

    خدایا شکرت که می تونم این آگاهی‌ها رو دریافت کنم

    چیز ندارم بگم استاد در برابر انبوه این آگاهی‌ها باید سکوت کنم و درک کنم .. چیزی ندارم جز اینکه بگم واقعا ازتون ممنونم استاد🙏🙏🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    رضا ملتفت گفته:
    مدت عضویت: 2294 روز

    به نام خداوند غفور و رحیمم

    سلام به بهترین استاد دنیا🌹، سلام به خانم شایسته مهربون و دوست‌داشتنی🌷 و سلام به دوستای عزیزم در خانواده صمیمی عباس‌منش🌺، امیدوارم حال همگی عالی باشه.

    استاد جان🔶، نمی‌دونم چی بگم که این فایل چقدر معرکه بود، چقدر نکات نابی رو شما گفتید که باید بارها گوششون کرد و واقعا توی هیچ کتابی گفته نشده. استاد جان تحسینتون میکنم که به ما یاد میدید همیشه سوالهای عالی بپرسیم، اصل و فرع رو تشخیص بدیم و تمرکزمون رو آگاهانه روی چیزی بذاریم که اصله. خدایا شکرت🌺، واقعا هرچقدر درباره گنج و جواهرهای این فایل بگم کم گفتم. استاد جان، عاشقتم💖.

    استاد جان🌷، به سوال شما درباره اینکه سرمایه اصلی من چیه؟ و اگر بخوام یه کار و بزینسی رو شروع کنم، فکر میکنم چقدر سرمایه دارم؟ فکر کردم. به این جوابها رسیدم که سرمایه اصلی من زمان و انرژی منه🤔، سرمایه من مهارت طراحی و توانایی عیب یابی منه، سرمایه اصلی من حال خوب منه😍، توانایی حل مسأله و قدرت اراده منه (چون خودم رو آدم بااراده‌ای میدونم)، اینها سرمایه‌های اصلی من هستن. بعد از دیدن کامل این فایل✨، دیدم که من صداقت و درستکاری خودم رو جزو سرمایه‌هام نمی‌دونستم. اولا خودم رو بخشیدم و ثانیا می‌خوام روش کار کنم و به خودم بابت صداقت و درستی که دارم افتخار میکنم🌟، خدایا شکرت🙏

    من با تمام وجود تحسینتون میکنم و از شما ممنونم که این سرمایه اصلیم رو به من یادآوری کردید، به من یاد دادید که نه تنها برای صداقت و درستکاریم ارزش خیلی زیادی قائل باشم، بلکه برنامه بذارم که بهترش کنم، ازش محافظت کنم، جلوی نجواهای ذهنیم رو بگیرم. من وقتی آگهی تبلیغاتی انجام میدادم، تقریبا توی همه اونها یکی از ویژگیهای شخصیتی خودم رو صداقتم دونستم و بیان کردم، واقعا صداقت، امانتداری و درستکاری یکی از ویژگیهای مهم افراد ثروتمند هست، من یه روز داشتم کامنت‌های بچه‌ها رو مطالعه میکردم که یکی از دوستان به آقای عسگراولادی اشاره کرد، من رفتم و درباره ایشون تحقیق کردم، دیدم خیلی خودش رو صادق میدونه و خیلی ثروتمند و موفق شده توی زمینه کاری خودش، خدایا شکرت، تحسینش میکنم و امیدوارم که ازش درس بگیرم، این آقا توی کار صادرات زیره سبز بوده، میگه یه روز از آلمان (اگه اشتباه نکنم) تماس گرفتن و من خواب آلود بودم و بعد از مکالمه فهمیدم دویست کیلو زیره بهش فروختم، همون روز خبرهایی بود که نشون میداد قیمت زیره روند صعودی داره، میگه من یه بلیط هواپیما گرفتم رفتم پیش اون بابا، گفتم من دویست کیلو زیره بهت فروختم و سر حرفم هستم💓، می‌خوام اون دویست کیلو رو مثلا دو برابر قیمت ازت بخرم، خب معامله انجام شد، بعد از یک یا دو هفته زیره ده برابر شد یا یه همچین چیزی، دوباره رفتم پیشش و گفتم من حاضرم اون دویست کیلو رو دوباره بهت بفروشم و این کار رو انجام میده و کلی سود می‌کنه. خودش میگه میتونستم زنگش بزنم بگم آقا، من خواب توی چشمم بود، نفهمیدم چی گفتم و معامله فسخه، اما این کار رو نکردم. بنا رو بر صداقت گذاشتم.

    خدایا شکرت، حالا حرف استادم رو در ابتدای محصولات بهتر درک میکنم که گفتن: کسی که میخواد موفق بشه باید بهاش رو بپردازه، همون‌طور که من پرداختم، بهای تمام موفقیت‌هام رو پرداخت کردم با تمام وجود و اگر کسی بخواد از راه نادرست مسیر موفقیت رو طی کنه، مطمئنا به سرمنزل مقصود نمیرسه، تازه مسیر رو هم گم می‌کنه.

    یا میگفتن: کسی که میخواد موفق بشه، باید راه پاکی، راستی، درستی و صداقت رو بره، چیزیکه من تمام زندگیم در این مسیر حرکت کردم و دلیل نتایجم همین بوده، بهای تمام موفقیتهام رو پرداخت کردم با تمام وجود و حتی این شرط رو برای اعضای خانواده‌ام هم گذاشتم که اگر می‌خوان موفق بشن، بهای محصولات رو بپردازن و استفاده کنن و نتیجه بگیرن.🦋 استاد جان🌹، تحسینت میکنم، بقول خودتون ما شاء الله بهتون میگم. خدایا شکرت🙏

    خانم شایسته عزیز🌷، تحسینتون میکنم که قسمتی از اون فایل تلفنی رو ضبط کردید و باعث شدید این فایل فوق‌العاده روی سایت بیاد💖

    استاد جان🌹، چقدر مثال‌های قشنگی میزنید، مثل اینکه یه نفر توی رودربایستی با شما میگه: بله، شما درست میگید، صداقت من ارزشمنده ولی باور نداره، هنوز دو دله، یا هیچی نمیگه و فقط مات و مبهوت کلمات شماست، شما براش مثال میزنید و این باعث میشه طرف مقابل شما با خودش بگه: اِاِه راست میگه. شما گفتید: نمیدونی چقدر آدمها دنبال افرادی هستن که بتونن بهشون اعتماد کنن، که خیالشون راحت باشه، اصلا ازش پول💰 نمیخوان. دنبال افرادی هستن که بهشون پول بدن که با اون پوله کار کنه. یا مثال بیل گیتس یا آقای فتاحی مالک امرسان، همه این انسانهای موفق و ثروتمند رو تحسین میکنم که صداقت داشتن و راه درست رو انتخاب کردن✨، خدایا شکرت، من برام یادآوری شد که ثروت نتیجه یه مسیر درسته و بار کج هیچ وقت به سرمنزل نمی‌رسه🌹

    یا یه مثال عالی از سرمایه صداقت خود شما هستی استاد جان🦋، زمانیکه بدهکار بودید، اما از اعتمادی که بچه‌ها بهتون داشتن سوء استفاده نکردید، این خیلی باارزشه، شما نیازی به تعریف من ندارید و خدا رو شکر، خودتون میدونید چقدر تاثیرگذار هستید، از شوق یه حس عالی داشتم وقتی گفتید: اونها که توی تهران با من بودن و با من آشنا بودن، می‌دونن که من شاگردانی داشتم که برام میمردن😍🌟، اما من یک بار سمت این کار که از این اعتماد سوء استفاده کنم، نرفتم. من گفتم: باید توی مسیر توحید و وابستگی به خدا و نه وابستگی به دیگران بمونم و این شده نتیجه صداقت ➕ مهارت ➕ تمرکز روی موضوع عشق و علاقه به همراه باورهای درست، که من میبینم و باور دارم که این ثروته که دنبال استادم هست🏃، که یه محصول تستی روی سایت میذارن و بچه‌ها تهیه اش میکنن، درحالیکه فایل هیچی توش نیست و برای رفع مسائل فنی سایت ازش استفاده کردن، من خودم میبینم، به اندازه‌ای که عمل کردم به صحبت های استادم، چرخ زندگیم روونتر شده🌸، یا استاد دوره قانون سلامتی رو گذاشته روی سایت و تا به الان ۶۹۶۱ کامنت آمده روی این محصول و حتی دوره تموم نشده و تعداد کامنت ها از دوره فوق‌العاده کشف قوانین زندگی با ۶۹۵۰ کامنت هم بیشتر شده✨، بدون تبلیغات💓، بدون نشون دادن عکس قبل و بعد ارسالی از دوستان🌿، اینها نتیجه صداقت استاد، مسیر درستی که رفته، کار کردن روی سرمایه‌های اصلی به قول ایشون و نتایجی که بچه‌ها توی عمل به آموزه‌ها کسب کردن هست. خدایا صد هزار مرتبه شکرت🙏

    خب، حالا قسمت دوم سوال استادم که نیاز به فکر داره، برنامه من برای توجه و کار کردن روی سرمایه‌های اصلیم چی هستن؟

    در مورد توانایی طراحیم، می‌خوام بگم علاقه‌ام به سمت مجسمه سازی هست، اول باید اطلاعاتم رو با خواندن کتاب در این زمینه بالا ببرم، چون من در حال حاضر چیز خاصی در این زمینه نمی‌دونم. باید دست به کار بشم و مجسمه بسازم، تجربه کسب کنم و از مسیر لذت ببرم، خدا رو شکر یه مجسمه کوچک هم ساختم. یه دوره مجسمه سازی توی تهران پیدا کردم که فکر میکنم برام مناسبه.

    من دارم در حوزه زبان، ۵۰۴ کلمه پرکاربرد رو کار میکنم و الان تا درس چهارم رو مطالعه کردم. داستانش اینطور بود که من با شراکت دوستم از یه استادی، دوره تهیه کردیم، من چند درس رو کار کردم و بعد رها شد، صحبت چند سال پیشه، بعد جدیدا گفتم، من بهای فلان دوره رو پرداخت نکردم، بخاطر همین هم هست که اصلا سراغش نمیرم، یه کتابه که افتاده گوشه خونه. رفتم و دوره‌اش رو خریدم و خدا رو شکر دارم تمرین میکنم روی مهارت زبانم.🔠 من باید پادکست‌های زبان کار کنم.

    در مورد سرمایه امانت و درستکاریم، خودم رو آدم امانت‌دار و صادقی می‌دونم. من باید این مورد رو باارزش و جزو سرمایه‌های اصلی خودم بدونم و همونطور که استاد گفتن: بخوام همیشه به این فکر باشم که به طرف مقابلم خیر برسونم و کارها رو براش راحت‌تر کنم، دو طرفه فکر کنم، از سرمایه صداقتم محافظت کنم و بنای زندگیم رو براساس راستی بذارم، حتی اگر یه جایی حرف راستم به ضرر من بشه.🌹

    با خودم گفتم وقتی ذهنم رو رها میکنم، تمرکزم رو میذاره روی ناخواسته‌هام، پس بیام و سوالهای خوبی رو برای خودم طراحی کنم که فکر کردن بهشون باعث بشه تمرکزم روی سرمایه‌های اصلیم باشه، تا بتونم موفق بشم:

    ۱- چطور قدرت اراده خودم رو در مسائل مختلف بیشتر کنم؟ این سرمایه منه.

    ۲- چطور سطح زبانم رو از این چیزی که هست بهتر کنم؟

    ۳- چطور بیشتر و باکیفیت تر روی باورهام کار کنم؟ چطور فعالیتم رو توی سایت بیشتر و باکیفیت‌تر کنم؟

    ۴- چطور مهارت طراحی و مجسمه سازی رو در خودم تقویت کنم؟

    ۵- چطور ویژگیهای اخلاقیم مثل صداقت و امانتداری خودم رو افزایش بدم؟

    خدایا شکرت✨

    امیدوارم همه شما دوستان گلم در پناه خدای بزرگ، همیشه شاد🌺، سلامت🌷، سربلند🦋، ثروتمند💖 و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید🌟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  9. -
    نرگس در مسیر توحید گفته:
    مدت عضویت: 1928 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان

    سلام خدمت دوستان عزیزم

    چند روز قبل از این فایل یه دوستی سوال پرسیده بود و من برای جوابش یه پیام گذاشتم و اون پیام و اون باور من دقیقا مربوط به همین فایل میشه

    سوال

    ۱-آیا به نظر شما برای اینکه خوشبخت باشیم باید ثروتمند باشیم ؟

    میخوام دیدگاه خودم رو بنویسم در این باره

    اول از همه باید بگم خود (خوشبختی) یکی از بزرگترین ثروتهای جهانه که خیلی ها منتظرن یه روزی شاید برسه

    یعنی همیشه در انتظار یه روز خاص هستن که خوشبخت بشن که این افراد از دیدگاه من دارن لحظه های ناب زندگی خودشون رو از دست میدن و خیلی ها رو دیدم که در انتظار چنین روزی مهلت زندگی شون در این دنیا تموم شده که البته این آدمها نیازه برای جامعه تا بفهمیم کدوم مسیر رو انتخاب کنیم این جزیی از قانون این جهان دو قطبیه

    و حالا جواب سوال

    برای خوشبختی صد در صد نیاز داریم که ثروتمند باشیم

    ثروت همه جانبه

    ثروت سلامتی

    ثروت حال خوب

    ثروت اخلاق خوب

    ثروت احساس خوب

    ثروت آرامش درونی

    ثروت مالی

    ثروت آزادی مکانی

    ثروت آزادی زمانی

    ثروت توحیدی بودن

    ثروت در صلح بودن با خود

    ثروت کنترل ذهن که خیلی مهمه

    ثروت عاشق بودن

    ثروت شادی

    ثروت سقف بالای سر

    ثروت لباس زیبا

    ثروت بینایی

    ثروت شنوایی

    ثروت بویایی

    ثروت راه رفتن

    ثروت عزت نفس

    اینا همش ثروته و خیلی بیشتر هم هست وقتی به قدرتی که خدا بهمون داده فکر کنیم فقط به ضربان قلبمون فکر کنیم کم میاریم برای شمردنش که اولین ثروت مهمه برای زندگی کردن ولی ما اینقدر غرق شدیم در عوامل بیرونی که درون خودمون رو فراموش کردیم

    از بچگی یاد گرفتیم که ثروت فقط پوله و به دست آوردنش هم کار هر کسی نیست

    هیچ کس بهمون نگفته که وقتی داری از ته دلت میخندی ثروتمندی

    وقتی داری نفس میکشی بدون هیچ سختی ثروتمندی

    وقتی یه نفر هست که عاشقشی یه ثروته

    اگر به زمان پیامبر فکر کنیم اون موقع هیچ پولی وجود نداشته و مردم کار شون رو با دادوستد پیش میبردن ولی ثروتمند بودن

    ثروت مالی در زمان حال مهمه

    چرا؟

    چون آدم میتونه زندگی راحت داشته باشه

    خونه ی رویایی

    ماشین رویایی

    لباس رویایی

    موتور رویایی

    دوچرخه رویایی

    گوشی رویایی

    لپتاب رویایی

    سفرهای رویایی

    همه چیزی که توی رویاهامون هست رو میشه بدست بیاریم

    ولی باورهای مذهبی مون مارو از پول دور کرده

    آدمهای پول دار از خدا دور هستن

    آدم های پول دار دل رحم ندارن

    آدمهای پول دار خوشبخت نیستن

    آدمهای پولدار کلاه بردارن

    آدم های پولدار خانواده براشون مهم نیست

    آدمهای پول دار دردسر بیشتری دارن……… بقیه شو شما بنویسید

    کلا یه هیولا ساخته شده در ذهنمون از پول

    دقت کردین به اینکه وقتی داری به رویاهات فکر میکنی کلی ذوق میکنی کلی داری تجسم میکنی و لذت میبری یعدفعه ای تـــــق میخوری به این که (پول) تو که نداری

    مثل این میمونه که داری راه میری ناخودآگاه تق کلت بخوره به دیوار دردت بگیره

    همیشه از کمبود و نیستی شنیدیم

    همیشه از گرونی شنیدیم

    همیشه از بی پولی شنیدیم

    توی ذهنمون شده برامون مثل دیوار سیمانی

    خیلی باید کار کنیم روی باورهامون

    که

    قطره قطره جمع شود وانگهی دریا شود

    یک شبه نمیشه زمان میبره

    من این پیام رو چند روز قبل از این فایل فرستاده بودم برای اون دوست عزیز و وقتی این فایل رو شنیدم گفتم این سرمایه دقیقا همون باوریه که من دارم و در درونم شکل گرفته

    خدایا شکرت

    خیلی خوشحالم که در این مسیر توحیدی هستم و دارم زندگی رو زندگی میکنم در لحظه

    خدایا شکرت بخاطر وجود استاد عباسمنش عزیز

    خدایا شکرت بخاطر همه چیز

    آرزو میکنم که همیشه غرق باشید در سرمایه های درونی

    عاشقتونم بینهایت

    ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1896 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم

    وسلام به تک تک دوستانم..

    روزهشتادوچهارم،روزشمارتوانایی تشخیص اصل ازفرع….

    سرمایه اصلی من در حال حاضر، پاکی دل، وایمان و صداقت ودرستکاری من هست…

    سرمایه من اون شور وشوق واشتیاقی هست که از درک اصل واساس قوانین جهان هستی بدست آوردم، اینکه تا حدود زیادی فهمیدم ودرک کردم که چرا زنده ام، چرا زندگی میکنم وهدفم از این زندگی یعنی چی؟

    سرمایه اصلی من درک این آگاهی بود که من اومدم به این جهان که برای خودم ارزش خلق کنم، انسان مفیدی باشم وباعث گسترش جهان بشم ، عشق وتوحید رو سرلوحه زندگیم قرار بدم تا هرکسی منو دید و بامن به گفتگو نشست حضور گرم خداوند روی توی وجودم وصحبت هام ونوع نگرشم نسبت به جهان به وضوح ببینه ودرک کنه…

    تمام سرمایه زندگی من رو الان بخوام محاسبه کنم، چیزی هست که هر روز وهر لحظه داره بیشتر میشه به لطف خدا واونم توکل وایمانی هست که به خداوند پیدا کردم و رابطه ی که از سر مهر وعشق و اشتیاق بین منو خدای خودم برقرار هست….

    من هر روز سعی میکنم سعی میکنم روی ایمان وتوکلم وتوحیدی بودنم کار کنم تا سرمایه ی وجودی ودرونیم افزایش پیدا کنه ونسبت به همون به لطف الله سرمایه های دیگه که مادی هستند و قابل دیدن ولمس کردن هم داره بیشتر میشه …

    سرمایه مادی که راحت بدست میاد حلال وپاک واماده، جاری وساری، فرقش با گذشته اینه که اونچه که داشتم از مادیات وپول ومال واموال وشخصیت نه تنها باعث عزتمندی وافتخار و ارامش وامنیت من نبود، بلکه باعث دردسر و انحراف و درد ورنج و گلمندی من هم بود!!!

    جای تعجبی هم نداره، تاوقتی مال واموال و کسب وکار و موقعییت های عاطفی وخانوادگی واجتماعی و اسم ورسم وپول ودارایی وشهرت رو به خاطر کور کردن چشم بقیه و فخر فروشی ومنم منم و بریز وبپاش و ناشکری و اصراف کردن بخوای وداشته باشی، آب تو هاونگ کوبیدنه، باد هواست، خاکستری هست توی باد….

    هیچه وپوچ ….

    بی حاصل و فنا ونابود شدنی….

    ومایه درد ورنج ومصیبت وبدبختی وعذاب….

    اما وقتی هرچی که میخوای از نام نیک وعزت وافتخارو مال واموال وثروت و همسر وفرزند و خانواده ودوست و همنشین و شهرت و کسب وکار وموقعییت های اجتماعی و اصلا هرچی که در جهان هست و زیباست، به چشم نعمت وبرکت ولطف خدا ببینی و ازشون استفاده درست بکنی و قدردانشون باشی وبدونی که از سمت خدا بوده و نه عقل وقدرت خودت، وانهارو بخوای برای اینکه پاداش ولطف خدا می بینیشون و میخوای از این طریق نماینده خدا باشی روی زمین، تا به دیگران خدای بخشنده ومهربانت رو بشناسونی..‌‌

    انوقت همه چیز برات خیر میاره، همه چیز میشه برکت زندگیت وباعث خوشبختیت….

    من الان مدتهاست یه عقیده ای دارم که اگر شاهزاده بشم و برم توی قصر وکاخ زندگی کنم ویا چوپون بشم وبرم صحرا با گله ی گاو وگوسفند همسفر بشم، یه چیز در من باید همیشگی وجاودان بمونه اونم یادخداست وایمانی که بهش دارم…

    همین ایمان وتوکلی که منو از شرایط بد عبور میده، همین ایمانی که بدی رو به شکل خیر وخوبی در زندگیم تبدیل میکنه ….

    همین ایمانی که هرچی که از دست داده بودم بر اثر شرک وجهالتم دوباره بهم برگردونده وبرمیگردونه حتی بیشتر وبهترش رو….

    بارها گفتم برام سوال بود گوینده رادیو یا مجری تلوزیون چرا صبح کله سحر میگه خدایا شکرت برای امروز، برای اینکه اجازه دادی یه روز دیگه در این جهان زندگی کنم وزیبایی ها رو ببینم!!!!

    واقعا چرا زندگی مگه چه دیدنی داشت؟؟؟؟چه زیبایی داشت ؟؟؟ که باید بابتش شاکرهم می بودم؟؟؟

    اما مدتهاست، من هر روز بابت اینکه خداوند بهم فرصتی داده تا با ایمانتر، درستکارتر، نیکوکارتر و انسان مفیدتری باشم خداوند رو شاکرم، به خاطر بودن کنار عزیزانم و بابت درک وشناختی که قبل از مردن ورفتنم از این دنیا می تونم از خداوند بدست بیارم وبابت اینکه بهم فرصتی میده تا همنشینی ودوستی باهاش رو یاد بگیرم وهر روز تلاش کنم که دوست ورفیق وبنده ی بهتری براش باشم تا در اون جهان هم از دوستان ونزدیکانش باشم ان شالله…

    واقعا اگه خودم رو کشته بودم یا زودتر از اینها در جهالت ونادانی وشرک مرده بودم، دیگه چطور می تونستم برگردم به این دنیا وجبران کنم وبدست بیارم دوباره فرصت درست بندگی ودرست زندگی کردن رو؟؟؟

    اگر چه که الان هم ادعایی ندارم، که چقدر تونستم بنده خوبی بشم براش، فقط از اون احساس آرامش درونی وقلبی که دارم وحس خوبی که بهش دارم و کارهایی که برام بی وقفه داره انجام میده که در حد توان من وهیچکس نبوده ونیست، میفهمم که خداهم ازم راضیه ودوست داره این دوستی وعشق پایدار وهمیشگی باشه ….

    استاد جانم، خیر دنیا وآخرت نسیبتون باشه، که بهم یاد دادید سرمایه اصلی زندگی من چه چیزی باید باشه وراه بدست آوردن اون سرمایه رو هم از روی لطف ومهربانیتون به شیوه ای آسون ودلچسب بهم آموختید…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: