میزان تحمل شما چقدر است؟


توضیحات استاد عباس منش را در این فایل ببینید و بشنوید. سپس با توجه به توضیحات ایشان، در بخش نظرات سایت در مورد این موضوعات، تجربیات خود را بنویسید: 
  • چه جاهایی در زندگی خود، شرایط نادلخواه را پذیرفتید و تحمل کردید؟
  • چه باورهایی باعث شد تا آن شرایط نادلخواه را تحمل کنید؟
  • چه باورهایی را اگر تغییر می‌دادید، باعث می‌شد آن شرایط نادلخواه را نپذیرید و تحمل نکنید؟
  • همچنین بنویسید وقتی دیگر آن شرایط نادلخواه را تحمل نکردید و «همین که هست» را نپذیرفتید، به چه راهکارهایی هدایت شدید و چه درهایی برای شما باز شد؟
  • و در نهایت به چه شکل مسئله‌ای که سال‌ها آن را تحمل می‌کردید، حل شد؟
با عشق منتظر خواندن تجربیات تاثیرگذار و پند آموزتان هستیم
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

857 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «فاطمه جهانی» در این صفحه: 2
  1. -
    فاطمه جهانی گفته:
    مدت عضویت: 2245 روز

    سلام

    یادم میاد که محیط کار قبلی ام انقدر سمی بود که توی خواب هم ازش وحشت داشتم. اما مدت ها بخاطر ترس از نبودن کار جدید(عدم اعتقاد به باور فراوانی) توی همون باتلاق مونده بودم به حدی که افسردگی شدید گرفتم و واقعا مجبور شدم که استعفا بدم. البته صحبت کردن با خانواده ای که خودشون هم درگیر همون باور های اشتباه بودن به این ترس قدرت داد.

    اما توی مدت خیلی کوتاه جایی استخدام شدم که از هر نظر عالی بود.

    فهمیدم که اگر بخام با روش اکثریت ادما زندگی کنم نتیجه ام مثل همونا میشه. فکر میکنم کار جدید نتیجه ارامشی بود که داشتم . وقتی فهمیدم روزی رو خدا میده و باید بهش اعتماد کنم.

    الان در آستانه یک تصمیم مهم هستم . توی سایت قسمت نشونه های من رو زدم و به این فایل هدایت شدم..

    الان که فکرشو میکنم میبینم که من چقدر ترس از تنهایی دارم.و چقدر لازمه که یک بار برای همیشه این محتاج دیگران بودن رو کنار بزنم….من توی زندگیم همیشه موفقیت مالی تحصیلی و … داشتم اما اگر توی ی محیط صد نفری باشم و یکی به هر دلیلی اخم کرده باشه( شاید اصلا بنده خدا ی مشکلی خودش داشته باشه و با منم کاری نداشته باشه ) انقدر توی ذهنم عذاب میکشم و گاهی انقدر خودمو پایین میارم که اون بمن توجه کنه……….

    و بخاطر این ترس تنهایی و عدم لذت بردن با خودم ، انقدر به دیگران بااااااج دادم انقدر از خودم گذشته ام ک نگو

    هدف بعدی::: دوست داشتن خود، لذت بردن ز خودم و با صلح رسیدن با خودمه

    با عشق و احترام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    فاطمه جهانی گفته:
    مدت عضویت: 2245 روز

    الهام عزیزم سلام

    من هم اولین جایی که استخدام شدم مثل شرکتی بود که شما کار میکردید…

    بعد از دو سال به جایی رسیدم که به شدت افسرده شده بودم و زندگی انقدر بمن سخت گرفت که نشونم داد روزی دهنده خداست……

    بعد از اون جایی استخدام شدم با حقوق بالا و مسیر روبه رشد

    و همکاران عالی شرایط عالی

    به رزاق بودن خداوند اعتماد داشته باش ، جایی خوندم که شک به صفات خداوند شک به خود داشت

    دنبال کار جدید بگرد و مطمین باش روزی دهنده خداست نه مدیررر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت