میزان تحمل شما چقدر است؟
- چه جاهایی در زندگی خود، شرایط نادلخواه را پذیرفتید و تحمل کردید؟
- چه باورهایی باعث شد تا آن شرایط نادلخواه را تحمل کنید؟
- چه باورهایی را اگر تغییر میدادید، باعث میشد آن شرایط نادلخواه را نپذیرید و تحمل نکنید؟
- همچنین بنویسید وقتی دیگر آن شرایط نادلخواه را تحمل نکردید و «همین که هست» را نپذیرفتید، به چه راهکارهایی هدایت شدید و چه درهایی برای شما باز شد؟
- و در نهایت به چه شکل مسئلهای که سالها آن را تحمل میکردید، حل شد؟
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری میزان تحمل شما چقدر است؟454MB29 دقیقه
- فایل صوتی میزان تحمل شما چقدر است؟28MB29 دقیقه














سلام به همه دوستان و خانواده بزرگ عباسمنش و استاد و خانم شایسته عزیز، الهی صدهزار مرتبه شکر امروز و در این ساعت من هدایت شدم به این صفحه و درخواست کردم که خدا آگاهی بده، خدا را سپاسگزارم که من رو با آگاهی شهود قلبی هدایت کرد به این صفحه و من این فایل رو شنیدم و به جواب سوالم رسیدم و آرامش قلبی به دست آوردم همزمانی این فایل و اتفاق امروز زندگی من این بود که در محل کار من همکاری هست شیفت مخالف من که من باید هر روز شرح گزارش فعالیتم رو تحویلش بدم و با اینکه شسته رفته گاهی براش همه گزارش رو مینویسم اما طی دو روز گذشته متوجه شدم که اعدادی کم و زیاد میاد و این عددها رو بدون اینکه تحقیقی بکنه بررسی بکنه مینویسه تو گزارشات شیفت من یعنی که کم کاری و کسری و این تضاد در شیفت من اتفاق افتاده و همین موضوع باعث میشه که مدیر مجموعه و مدیر من بیحوصله عجول و گاهی حتی تند در مورد این اعدادی که کم و کسری میشه یا به تضاد برمیخوره از من توضیح بخواهد من از همه جا بیخبر هم زمان میزارم و گاهی از کارهای دیگه میزنم و دنبال این اعداد متناقض میگردم امروز متوجه شدم که این اعدادی که کم و زیاد میشه تضاد بر میخوره ربطی به من نداره و بر اساس یک اشتباه تایپی و جابجایی اعداد در شیفت خودش داره اتفاق میفته ولی متاسفانه یا از سر خصومت یا حسادت یا هر موضوع دیگهای اون رو به حساب من میزنه و من رو مورد توبیخ قرار میده.
امروز با نهایت صبوری وقتی گزارش اعداد متناقض رو بررسی کردم و با سند مستند ثابت کردم که ارتباطی به من نداره تصمیم گرفتم با اقتدار در مقابل این حرکت و عمل او که چند روزی هست شروع شده بایستم و به مدیرم گزارش دادم به خود اون همکارم پیام دادم و ازش خواستم که در شیفت خودش بیشتر دقت کنه و وقت من رو برای بی دقتی خودش توی تایم خودم تو شیفت خودم نگیره متاسفانه اینکه چه اتفاقی در زندگی او افکار او روان او افتاده و داره میفته باعث شد که در مقابل این پیام من پیامهای خیلی طولانی تری هرچی که احساس میکردم ته دلش بزرگ شده بود و مونده بود و تلمبار شده بود رو برای من نوشت وقتی پیام اولش رو در جواب پیام خودم خوندم احساس کردم تمام وجودم گر گرفته و تمام بدنم به رعشه افتاده و انگار آماده یک جنگ دارم میشم تصمیم گرفتم سکوت کنم ادامه پیامهاش رو نخونم تمام تمرکزم رو روانم رو کنترل کنم احساسم رو بیارم به کارهای خودم و با تمرکز انجامشون بدم در نتیجه پیام ها رو منتقل کردم به مدیرم او بخونه و او جواب بده چون این خانم نیرو و کارمند او هست وقتی داشتم از محیط کار میومدم بیرون و شیفت کارم رو تحویلش داده همونطوری که او سرسنگین و سخت برخورد میکرد همونطور سرسنگین و سخت با او برخورد کردم و برای خودم محدوده حد و مرز و خط قرمز مشخص کردم که هیچکس حق نداره خارج از این محدوده به من توهین کنه توبیخ کنه و اگر چیزی ربطی به من ندارد رو به نام من بزنه وقتی از مجموعه اومدم بیرون دلم میخواست با کسی صحبت کنم با خواهرم تماس گرفتم و چند دقیقهای با هم تبادل اطلاعات درد و دل و شاید گپ و گفت کردیم و در نهایت اومدم خونه با اینکه برق نداشتیم دوش گرفتم و نشستم پای نشانهای که از سایت شما میتونستم بخونم تا به جوابم برسم و جواب من در این فایل بود که من نپذیرم کسی به منظور بگه که من تحمل نکنم کسی با رفتار روان پریش خودش آرامش من رو بگیره و من نپذیرم که این شرایط من در این محیط کار با همچین آدمهایی اجتناب ناپذیره و من کاری نمیتونم بکنم به جای تحمل به جای پذیرش این اتفاقات صبر رو پیشه میکنم در کار خودم رشد پیدا میکنم و به جایی بهتر از اینجایی که هستم و به همکاری با آدمهایی هم سطح در آگاهی خودم از خدا میخوام که هدایتم کنه از شما ممنونم برای این اطلاعات و آگاهی که به من دادین و خدا را سپاسگزارم که امروز و این لحظه من به این آگاهی به این باور و به این پذیرش رسیدم